نافرمانی

نوشته‌ها

یواشکی با والدین نوجوان

والدین در سنینی که فرزندشان به نوجوانی می رسد، با مسائل و مشکلاتی رو به رو می شوند که قبلا وجود نداشته است. بنابراین برای برقراری ارتباط و رفتار صحیح با نوجوان بایستی قبل از هرچیز با خصایص و ویژگی های طبیعی وی آشنا شد.

۱- دوستان خود را باهوش تر از والدین می دانند

غالبا ظرفیت هوشی نوجوانان به سطح بسیار بالایی می رسد و سوالات کلیدی و پایه ای که در بسیاری از موارد والدین و دبیران قادر به پاسخ دادن آنها نیستند، به ذهنشان می رسد. اگر سخنی از دوستان خود بشنود، ممکن است آن را عین حقیقت تلقی کند، در حالیکه همان گفته از طرف والدین پذیرفته نمی شود. این حالت در اواخر بلوغ ( ۱۸ تا ۲۱سالگی ) برطرف می شود.

۲- کم حوصله می شوند

نوجوانان نسبت به اکثر موضوعاتی که والدین علاقه نشان می دهند، تمایلی ندارند و از انجام کارهایی که برایشان اهمیتی ندارد، گریزانند و کم حوصله می باشند.

۳- محدودیت ارتباط ها

فرزندتان، زمانی درباره همه چیز با شما سخن می گفت، وقتی به سن بلوغ می رسد، حرف کمتری برای گفتن با شما دارد. او به پرسش های شما خیلی کوتاه و فشرده پاسخ می دهد و دیگر رازهایش را با شما در میان نمی گذارد و در صورت پافشاری و اصرار شما، این فاصله بیشترخواهد شد.

۴-تمایل به تنها بودن درمنزل و داشتن حریم خصوصی

نوجوانان تمایل دارند بیشتر وقت خود را در اتاقشان به تنهایی بگذرانند(اگر امکانات خانواده اجازه بدهد، نوجوان بایستی اتاق مستقل داشته باشد). هیچگاه سرزده وارد اطاق او نشوید مگر اینکه دلیل منطقی و محکمی داشته باشید.

۵- استقلال طلب

نوجوان دوست دارد همانند بزرگسالان با آنها رفتار شود (هرچند که ممکن است رفتار بچه گانه داشته باشد). برای اینکه بدانید چه نوع رفتاری با این خواسته آنها مغایرت دارد، کافی است این چنین تصور نمایید که شما و فرزندتان به عنوان دو همکار بسیار صمیمی در یک اداره مهم کار می کنید و در عین حال مدیر ان اداره شما هستید. در ضمن بایستی هزینه های نوجوان را به صورت هفته ای یا ماهانه قبل از اینکه او درخواست کند در اختیار وی قرار دهید.

۶- عصبانی و سرکش

 در مجموع تمایل به استقلال، ظرفیت هوشی بالا، قبول نداشتن منش و افکار والدین، تغییرات فیزیکی و مغایرت واقعیت ها با ایده آل های نوجوان باعث حساسیت، زودرنجی، عصبانیت و سرکشی نوجوان می شوند.

۷-افزایش تاثیرپذیری از دوستان

نوجوانان بسیار تحت تاثیر گروه های هم سن و سال خود هستند و به همین دلیل به سرعت در میان آنان مد لباس، مو، و حتی رفتارهای خاصی همه گیر و رایج می شود. هسته اولیه این چنین تغییرات و الگوهایی بسیار پیچیده می باشد و با زور و محدودیت نمی توان مانع این تغییرات شد، مگر اینکه زمینه و امکانات کافی برای فعالیت های اجتماعی و پیشرفت برای نوجوانان فراهم شود.

نوجوان بدون توجه، تصور می کند بر روی گنج نشسته است و چیزی به نام اسراف و صرفه جویی وجود ندارد. آشنا کردن وی با وضعیت اقتصادی خانواده و مشورت با او و مسئولیت دادن به نوجوان در رابطه با صرف برخی هزینه های خانواده، می تواند کمک کننده باشد

۸- کاهش علاقه به درس

معمولا در سنین بلوغ افت تحصیلی مشاهده می شود و یکی از علل اصلی آن ورود به فعالیت ها و موقعیت های جدید به زندگی نوجوان است. تغییر سیستم آموزشی به یک روش کارآمد و پویا و مشخص کردن آینده ای روشن برای تحصیل کرده ها، مهمترین راه حل این ویژگی است.

۹- گریزان بودن از کار

نوجوان از انجام کارهایی که مورد علاقشان نیست (خصوصا کارهای منزل) سر باز میزنند و در مقابل تا دلتان بخواهد می توانند به گردش بروند، ساعت ها پشت کامپیوتر بنشینند، یا با دوستان دائما در مکالمه تلفنی باشندو … تهیه و اجرای یک جدول زمان بندی با همکاری خود نوجوان می تواند بسیاری از این مشکلات را مرتفع کند.

۱۰- مصرف بی رویه

نوجوان بدون توجه، تصور می کند بر روی گنج نشسته است و چیزی به نام اسراف و صرفه جویی وجود ندارد. آشنا کردن وی با وضعیت اقتصادی خانواده و مشورت با او و مسئولیت دادن به نوجوان در رابطه با صرف برخی هزینه های خانواده، می تواند کمک کننده باشد.

فرآوری: نوریه نوچمنی

منبع : بخش خانواده ایرانی تبیان

آنچه باید درباره کودکان به یاد داشته باشیم

 بسیاری از والدین در عصر حاضر که عصر فناوری است، به دنبال رفاه و آسایش بیشتر برای اعضای خانواده به ویژه فرزندان هستند. در این راه، بسیاری از مادران، دوشادوش همسرانشان، خارج از منزل کار می‌کنند تا فرزندانشان در رفاه بیشتری رشد کنند.

اما آیا تا به حال به این نکته فکر کرده‌اید که کودک، بیش از هر چیز به محبت والدین نیاز دارد. حضور یک مادر سالم و شاداب برای یک کودک، به مراتب ارزشمند‌تر از انواع اسباب‌بازی‌ها و وسایل تفریحی است.

بسیاری از والدین با این که از صمیم قلب به فرزندان خود علاقه دارند، به دلیل خستگی و فشار کاری خارج از منزل، زمان کمی برای فرزندانشان می‌گذارند و در این زمان اندک نیز انتظار دارند، کودک آنها را درک کند و کاری خلاف میل آنها انجام ندهد.

این والدین، تمام سعی خود را در برطرف کردن نیازهای خاص کودکان مبذول می‌دارند، اما از نیازهای عادی او بی‌اطلاع هستند. به عبارت دیگر برخی از کارهای طبیعی کودک در سن و سال خودش را، به حساب مشکل او می‌گذارند.

در این قسمت مناسب دیدیم در ایام تابستان که والدین فرصت بیشتری برای گذراندن با فرزندانشان دارند، نیازهای معمولی تمام کودکان را به آنها خاطرنشان و در واقع یادآوری کنیم.

کودک، نیاز به وقت آزاد دارد یعنی زمانی که متعلق به خودش باشد و در آن زمان، آنچه خود تمایل دارد بکند نه آنچه از او انتظار دارند. این که کودکان گاهی با وجود داشتن اسباب‌بازی‌های متنوع، احساس کنند حوصله‌شان سررفته، بسیار طبیعی است. تمام افراد در مواقعی چنین احساسی دارند.

شاید تعجب کنید، اما حتی کودک شما نیز به مکانی شخصی احتیاج دارد؛ مکانی که در آن، به علایق او احترام گذاشته شود و بتواند هر چه دوست دارد به سلیقه خود در آن بگذارد یا در آن به شیوه خود بازی کند.

به یاد داشته باشید که کودک نیز مانند شما، در روزهایی بداخلاق، خسته، ناراحت و بی‌اشتهاست. او را درک کنید و در چنین زمان‌هایی غذا و موارد دیگر را به او تحمیل نکنید.

کودک در مواقعی به گونه‌ای رفتار می‌کند که متوجه دور و بر نیست، اما بدانید همواره در حال یادگیری است. پس مراقب کارهای خود و آنچه پیرامون وی می‌گذرد باشید.

اگر در زمان تعلیم، مورد خاصی حس کردید و در یک نقطه متوقف شد، نگران نشوید. او زمانی را استراحت خواهد کرد و دوباره به یادگیری ادامه می دهد.

کودکان باید بدانند که قرار نیست همیشه هر آنچه را می‌خواهند به دست آورند. قوانینی وجود دارد که شاید آنها مبنای  آن را ندانند. در چنین مواقعی حق دارند ناراحت یا عصبانی بشوند اما در نهایت، باید به تدریج بیاموزند که زندگی به همین منوال در جریان است و فرمان این جریان، همواره در دست آنها نیست.

کودکان، احساسات گوناگونی را تجربه می‌کنند و باید بدانند همه احساسات‌شان طبیعی است. نباید به آنها بگویید که حق ندارند از چیزی ناراحت یا عصبانی باشند؛ اما آنچه مهم است شیوه بروز این احساسات است که ما باید به عنوان والدین در ابراز صحیح آنها به فرزندمان کمک کنیم.

خرابکاری، سروصدا، عصبانی شدن و زود به زود تغییر عقیده دادن، از خصوصیات کودکی است. آنها را درک کنیم.

نویسنده: سحر کمالی‌نفر

منبع: تبیان

بندگی خدا یا بردگی شوهر؟!

فاقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ؛

پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسان‌ها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این دین استوار و پا بر جا است، ولی اکثر مردم نمی‌‏دانند(روم، ۳۰).

در دو مقاله ی چگونه قلب یک مرد را تسخیر کنیم؟ و وقتی احساس مردانه از بین برود، از اطاعت همسر نسبت به شوهر گفتگو شد، برای تعدادی از کاربران محترم، این شبه پیش آمده بود که این اطاعت یک نوع بردگی نسبت به شوهر می‌باشد؛ از این رو مقاله حاضر را برای آن دسته از عزیزان و دیگر کاربران که شاید این شبه در ذهن آنها باشد نگاشتم. ضرورت اطاعت از همسر را ا ز دو منظر دین و علم مورد بررسی قرار می‌دهیم؛ تا این که نقش اطاعت از شوهر در تحکم زندگی و همچنین ارتقای و رشد زن به سوی خدا روشن و شفاف گردد.

هماهنگی دین و فطرت

در آیه ۳۰ سوره روم، اشاره به خلقت انسان بر اساس فطرت الهی است، فطرتی که به تعبیر قرآن غیرقابل تغییر می‌باشد، خدا دین خود را بر این فطرت بنا نهاده و با آن هماهنگ است؛ و رشد و ارتقای انسان بر اساس عمل به فرامین دینی است که بر این فطرت بنا شده است.

آیا اطاعت شوهر از دستورات دین است؟ آیا این اطاعت حدی دارد؟ و این حد چیست؟

در آیه ۳۴ سوره نساء، خدای مهربان و حکیم، قیومیت زن را به مرد واگذارده است (اَلرِّجال ُقوّامونَ عََلَی النِّساءِ). و در همان آیه، یکی از صفات زن صالح را «همسر متواضع و مطیع» معرفی کرده است (قانِتاتٌ). پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین زن را این گونه معرفی کرده است: «اِنَّ مِن خَیرِنِسائِکُم. ….اَلّتی تَسمَعُ قََولَهُ وَ تُطیعُ امرَهُ» (به درستی که از بهترین زنان شما… زنی است که حرف همسرش را گوش کند و فرمان او را اطاعت کند) (بابازاده، علی اکبر، حقوق خانواده ومسایل ازدواج، ص ۲۲۹) و همچنین در حدیث دیگر، زن خوشبخت و بزرگ را این گونه تعریف کرده است: (زن بزرگ و خوشبخت، زنی است که همسرش را اکرام می‌کند و او را آزار و اذیت نمی‌کند و در تمام حال از او اطاعت می‌کند).(بحار الانوارج ۱۰۳ص۲۵۳).

با توجه به آیه قرآن و احادیث نبوی، اطاعت زن از همسر خود، از آموزه‌های اسلامی می‌باشد که موجب رشد و قرب الی اللِه زن مسلم خواهد شد. زن مسلم همواره در فکر رشد و قرب به سوی خالق خود می‌باشد، او می‌داند عمرش سرمایه‌ای است تا در این فرصت، بندگی خدا کند و به وسیله آن، به مقامات بهشتی که رب رحیم برای او آماده کرده است، دست یابد.

البته قابل ذکر می‌باشد که اسلام نیز در مورد اکرام زن و معاشرت معروف به او، سفارش اکید نموده است، به گونه‌ای که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند: (بهترین شما در ایمان، کسی است که نسبت به همسرش خوب رفتار کند.)

متأسفانه بعضی از مردان، به وظایف خود نسبت به همسر عمل نمی‌کنند و حتی رفتارهایی که در شأن یک مؤمن نیست، نسبت به او دارند. هر چند که خدا در قرآن کریم چنین مردان را به سختی تهدید کرده است:

(البته خدا کلام زنی که در مورد همسرش گفتگو می‌کرد و درباره او به سوی خدا شکایت می‌کرد، شنید؛ و خدا گفتگوی شما دو را می‌شنود، البته خدا شنوای بینا است)(آیه ۱ سوره مجادله)

اطاعت از شوهر در هر حال، می‌تواند دو پیامد مفید داشته باشد: اولاً به تغییر رفتار همسر منجر شود، و از رفتار خود پشیمان گردد. ثانیاً موجب قرب زن به سوی خدا می‌شود، و همچنین از هم پاشیدگی خانواده جلوگیری می‌کند. از این رو امام صادق(علیه السلام) در حدیثی، چنین زنی را این گونه ستایش می‌کند:

(سه زن هستند که خدا عذاب قبر را از آنها بر می‌دارد و با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) محشور می‌شوند: زنی که بر غیرت همسرش صبر کند، و زنی که بر سوء اخلاق همسرش صبر کند، زنی که مهرش را به همسرش ببخشد، خدا در ازای هر واحد از آن، ثواب هزار شهید می‌دهد و برای هر واحد از آن، ثواب یک سال عبادت می‌نویسد)(وسایل الشیعه ج ۱۵ص ۳۷).

اطاعت از شوهر، کوتاه‌ترین راه برای جلب یک مرد است.

زنان در دوران ابتدای آشنایی خود با یک مرد، سعی دارند با پذیرفتن نظرات او، قلب او را تسخیر کنند و این روش جلب و شکار مرد را به طور فطری اعمال می‌کند. این مطلب یعنی این که زن در درون خود حس می‌کند برای جذب مرد، احترام به عقاید و نظرات او لازم می‌باشد. یک دختربچه در زمانی که خردسال است، برای جذب پدر، این شیوه را اعمال می‌کند، تمام سعی او، کسب رضایت پدر و اجرای فرامین اوست؛ این عمل، بروز فطرت دختر می‌باشد که تمرین و تکراری به همسرداری او می‌باشد.

بنابرین اطاعت از شوهر، یک خصیصه فطری زن سالم می‌باشد که خدا برای تحکم بخشیدن و شیرین کردن زندگی زناشویی، در زن قرار داده است. آقای هاری استین متز، متخصص امور زناشویی و روان شناس معروف می‌نویسد: سازگاری و قبول کردن سلیقه همسر، در خوشبختی ازدواج مؤثر و مهمتر از آن است که زن و شوهر دارای عقیده مشترک باشند. (کارنگی، دوروتی، آیین همسرداری، ص۱۹۰)

شاید بسیاری از زنان با رجوع به فطرت خود، این حقیقت را دریابند. ولی سوء استفاده‌های بعضی از مردان، زنان را وادار به تمرد و عصیان نسبت به آنها می‌کند که در نتیجه، موجب از هم پاشیدگی زندگی زناشویی می‌گردد. خانم مارابل مورگان در مورد تجربه نادرست این چنین زنان می‌نویسد:

(اگر شاه یک تصمیم اشتباه بگیرد چه می‌شود؟ اوه، این یک وضیعت دستور است، به خصوص وقتی که شما می‌دانید حق با شما ست. در مواقع زیادی این چنین است با وجود این ملکه باید از شوهرش تبعیت کند. یک ملکه نباید پس از اعلان تصمیم شوهرش، به او غُر بزند یا از او خرده بگیرد، خانم‌ها، آن آزمون‌ها و تجربه‌های شتابزده را بخاطر آورید!!!).

آیا مخالفت با همسرتان زندگی زناشویی شما را رونق بخشید؟!! آیا با مخالفت با او، قلب همسرتان را تسخیر کرده‌اید؟!! آیا رفتار همسرتان، بدتر از قبل نشده است؟!! به نظر شما اطاعت از شوهر، بردگی است یا بندگی خداست؟

منابع

۱-قرآن کریم

۲-وسایل الشیعه

۳-بحار الانوار ج ۱۰۳

۴-آیین همسرداری

۵-حقوق خانواده ومسایل ازدواج

منبع: تبیان؛ عباس خراسانی ( مدرس دانشگاه علامه)؛ تنظیم: داوودی