نافرمانی نوجوان

نوشته‌ها

با نوجوانان سرکش و ناسازگار چگونه رفتار کنیم؟

فرد سرکش کسی است که عمدا و دائما از اطاعت از یک مقام بالاتر، خودداری می کند یا با آن مخالفت می کند و یا آنرا حتی به مبارزه می طلبد.

ممکن است گاهی بشنوید که نوجوانی آشکارا بر ضد والدین خود به سرکشی می پردازد. شاید حتی خود خانواده ای را بشناسید که در آن فرزند نوجوانی که غیرقابل کنترل است دارند، با این حال دانستن اینکه آیا فرزندی واقعا سرکش است یا نه، همیشه کار آسانی نیست. بعلاوه، درک این مطلب که چرا فرزندی از یک خانواده به سرکشی می پردازد و دیگر فرزندان با اینکه از همان خانواده هستند – دست به این کار نمی زنند، می تواند واقعا دشوار باشد.

اگر والدین متوجه شدند که ممکن است یکی از فرزندانشان بفردی کاملا سرکش تبدیل شود، چه باید بکنند؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید این مطلب را درک کنیم که سرکشی چیست؟ بطور ساده، فرد سرکش کسی است که عمدا و دائما از اطاعت از یک مقام بالاتر، خودداری می کند یا با آن مخالفت می کند و یا آنرا حتی به مبارزه می طلبد. البته، باید به این مَثَل هم توجه کرد که می گوید: «حماقت در دل طفل بسته شده است». بهمین دلیل برای همه فرزندان پیش می آید که با والدین خود و یا هر مقام دیگری مخالفت کنند.این امر به ویژه در مورد دوران نوجوانی که همراه با تحولات جسمی و عاطفی است صادق می باشد. هر نوع تغییری در زندگی فرد مولد فشار روحی است و دوران نوجوانی سراسر تغییر است. پسر یا دختر نوجوان شما از دوران کودکی قدم به دوران بلوغ می گذارد. بهمین دلیل، در طی سال های نوجوانی برخی از والدین و فرزندان با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند. اغلب اوقات والدین از روی غریزه می خواهند این روند را کُند کنند، در حالی که نوجوانان می خواهند به آن سرعت دهند.

نوجوان سرکش به معیارهای والدین خود پشت می کند. اما بخاطر داشته باشید برای اینکه کسی را سرکش بنامیم تنها چند مورد مخالفت کافی نیست. در مورد برخی از موضوعات اجتماعی یا روحانی، برخی از نوجوانان ممکن است در ابتدا علاقه ای در این مورد از خود نشان ندهند و اصلا علاقه ای به مذهب و روحانیت نداشته باشند، اما ممکن است که سرکش نباشند. از این رو شما به عنوان والدین نباید فورا نوجوان خود را در زمره گروه سرکش بدانید.

آیا همه افراد در دوران نوجوانی با والدین خود به مخالفت برمی خیزند؟ خیر! به هیچ وجه، در واقع شواهد نشانگر آنند که تنها تعداد معدودی از نوجوانان بطور جدی دست به تمرد و سرکشی می زنند. با این حال، اگر یک نوجوان با لجاجت و بطور دائمی به سرکشی بپردازد چه باید کرد ؟ عامل پدیدآورنده چنین سرکشی و تمرد چیست؟

علل سرکشی

یکی از علل اصلی سرکشی، محیط متخاصم این دنیاست. دنیای متخاصم امروزی همیشه بدنبال دربند کشیدن نوجوانان و جوانان است و این موضوع بصورت فرهنگی مضر در آمده است که باید در مقابل چنین روشی مقابله نمود. باید اذان کرد که قسمت اعظم این فرهنگ بیش از گذشته زشت، خطرناک و مملو از تأثیرات بد است. اگر والدین به فرزندان خود آموزش و هشدار ندهند و از آنان حمایت نکنند، این نوجوانان می توانند به آسانی تحت تأثیر «روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل می کند» قرار بگیرد.

فشار از جانب دوستان و معاشران نیز به آن مربوط می شود. اگر والدین اهل مطالعه باشند براحتی می توانند توصیه هایی از کتب مختلف و یا انترنت جهت پرورش صحیح نوجوان خود کسب کنند. بقول معروف که می گوید: «با حکیمان رفتار کن و حکیم خواهی شد، اما رفیق جاهلان ضرر خواهد یافت». به همین ترتیب، کسی که با افراد آکنده از روحیه زشت این دنیا، معاشرت می کند به احتمال زیاد تحت تأثیر این روحیه قرار می گیرد. نمونه های این موضوع را ما در اغلب کشورها می بینیم بخصوص در کشور عزیز خودمان ایران. هر چند که می بایست به قوانین کشور خودمان احترام گذارم و مقام های کشوری را همانند والدین خود محترم بشماریم، ولی در بعضی مواقع دست به سرکش می زنیم.

علت دیگر سرکشی ممکن است محیط خانه باشد. بطور مثال، اگر یکی از والدین به مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر معتاد باشد یا با همسر خود رفتاری خشونت آمیز داشته باشد، دیدگاه نوجوان خانه درباره زندگی ممکن است دچار انحراف شود. حتی در برخی از خانه های نسبتا آرام نیز نوجوان ممکن است بدلیل فقدان محبت و علاقه در خانه دست به سرکشی بزند با وجود این، سرکشی نوجوانان همیشه به علت تأثیرات خارجی نیست.

برخی از نوجوانان، به‌جای اهمیت دادن به اشتباهات نوجوان رفتارهای مثبت او را تشویق کنید. با وجود آنکه والدینشان اصول اخلاقی، اصول روحانی را بکار گرفته و تا حد زیادی فرزندان خود را از گزند دنیای اطراف، حفظ کرده اند باز هم به معیارهای والدین خود پشت می کنند. چرا ؟ شاید دلیل آن ریشه دیگر مشکلات ما یعنی ناکاملی بشر باشد.

چگونه با نوجوانان سرکش و ناسازگار رفتار کنیم؟

۱- کودکان و نوجوانان ناسازگار اغلب مشکلاتی را برای خود و اطرافیان ایجاد می‌کنند. در حقیقت آنان نمی‌دانند که چگونه به اهداف خود دست یابند. افکار اشتباه کودکان و نوجوانان باعث بدرفتاری آنان می‌شود. اگر به‌جای بدرفتاری متقابل با فرزندان به افکار نادرست‌اش توجه کنیم او اصلاح می‌شود.

۲- بهترین راه تشویق کودک یا نوجوان آن است که وقتی را برای او اختصاص دهیم. بسیاری از معلمان که مدت کوتاهی با کودک ناسازگار همراهی کرده‌اند شاهد تغییرات عمده در رفتار او بوده‌اند.
۳- با تشویق کودک یا نوجوان او احساس وابستگی می‌کند و انگیزهٔ بدرفتاری او از بین می‌رود. به‌جای اهمیت دادن به اشتباهات نوجوان رفتارهای مثبت او را تشویق کنید.

۴- پس از بازگشت فرزندان از مدرسه یا در اوقات فراغت در مورد رویدادهای روزانه سئوال کنید تا در شادترین و غم‌انگیزترین لحظات او شریک باشید. شما از آنچه که از فرزندتان می‌آموزید متعجب خواهید شد.
۵- کارهای مهم و باارزش را به فرزندان محول کنید. متأسفانه بسیاری از والدین و معلمان کارهائی را که کودکان و نوجوانان می‌توانند انجام دهند خودشان برعهده می‌گیرند. اگر کودکان و نوجوانان در فعالیت‌های مختلف شرکت کنند احساس وابستگی می‌کنند.

۶- در جلسه بحث و گفتگو در کلاس با جمع خانواده با احترام و همکاری مشکلاتی را حل کنید. در این جلسات، جو توأم با محبت و احترام ایجاد می‌شود و کودک و نوجوان مهارت‌های اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و همکاری را فرا می‌گیرد.

۷- با کمک همهٔ اعضای خانواده تصمیم‌گیری و کارهای مهم را بین همه تقسیم کنید. هر یک از وظایف مختلف هفته را بر روی کاغذ جداگانه‌ای یادداشت کنید و داخل جعبه‌ای بیندازید تا هر کس کاغذی را بردارد. در این صورت همیشه یک نفر کار ثابت و مشخص انجام نمی‌دهد.
با تشویق کودکان و نوجوانان به شرکت در تصمیم‌گیری‌های کلاس، انگیزه و علاقه آنان افزایش می‌یابد.

۸- به فرزندان مسائل مختلف را کامل آموزش دهید. اگر به فرزندتان می‌گوئید آشپزخانه را تمیز کند، وظایف او را کامل شرح دهید. شاید او فکر کند فقط باید ظرف‌ها را در جاظرفی بگذارد. والدین و دبیران می‌توانند، بپرسند و می‌دانی ازت چه انتظاری دارم؟

۹- سرمشق فرزندان باشید و به آنان احترام بگذارید. مهربانی نشانهٔ احترام به کودک و قاطعیت نشانهٔ احترام به خود می‌باشد. اما این امر در هنگام دعوا و اختلاف چندان آسان نیست. از این رو به توصیه‌های بعدی توجه کنید.
۱۰- در مواردی تنبیه برای تغییر رفتار نادرست کودک و نوجوان مؤثر است. اگر رفتارهای منفی نظیر لجبازی و خشونت در درازمدت در کودک و نوجوان مشاهده می‌شود باید تشخیص داد که تنبیه در اصلاح رفتار او مؤثر است یا تشویق.

۱۱- وقتی که عصبانی می‌شوید و با فرزندان دعوا می‌کنید، مشکلی حل نمی‌شود. به فرزندان آموزش دهید مدتی را برای آرامش اختصاص دهند و در هنگام دعوا شما و فرزندتان همدیگر را ترک کنید و به اتاق جداگانه‌ای بروید. کاری انجام دهید تا آرام شوید، سپس با گفتگو مشکلتان را حل کنید.

۱۲- در جلسات خانوادگی یا کلاس درس از سه عامل ارتباط، احترام و منطق استفاده کنید.

۱۳- اگر فرزندان ناراحت و عصبی هستند، فرصتی فراهم کنید که افکار منفی را کنار بگذارند تا احساس خوبی نسبت به‌خود داشته باشند. به آنان بیاموزید زمانی را برای اصلاح رفتار نادرست خود یا کاهش عصبانیت اختصاص دهند.

۱۴- به فرزندان آموزش دهید که اشتباهات فرصت خوبی را برای یادگیری فراهم می‌کنند و می‌توان از آن‌ها درس عبرت گرفت. بهترین راه آموزش این امر آن است که خودتان سرمشق آنان باشید. وقتی که اشتباه می‌کنید:
– اشتباه‌تان را تشخیص دهید ولی احساس خوبی نسبت به‌خود داشته باشید.
– به خود بگوئید این بار اشتباه شد، ولی من که نمی‌خواستم این طور شود.
– به‌جای سرزنش خود به فکر حل مشکل باشید.
۱۵- شوخ‌طبع باشید. در خانه و مدرسه با تعریف مسائل جالب و خنده‌دار شادی را برای کودکان و نوجوانان به ارمغان آورید.
۱۶- محبت و احترام خود را به فرزندان نشان دهید. به فرزندتان بگوئید تو برای من مهم هستی. من نگران این مسئله هستم؛ می‌توانی کمکم کنی راه حلی برای آن پیدا کنم؟

منبع: میگنا

نوجوان پرخاشگر، مغرور و سرکش

 پرخاشگرى به عنوان یک موضوع مهم و معضل بزرگ، مسأله‌اى است که اکثر خانواده‌ها با داشتن فرزندى در سن نوجوانى یا جوانى، با آن روبرو هستند.

این که علل و انگیزه پرخاشگرى چیست و خانواده‌ها با فرزند پرخاشگر خود، چگونه برخورد کنند و جامعه تا چه اندازه در این مورد مقصر است، مسأله‌اى است که در خصوص آن، با کارشناسان به گفت و گو نشسته‌ایم.

دکتر حسین آقاجانى مدرس دانشگاه: در ابتدا سعى می‌کنم قسمتى از بحث مهم پرخاشگرى را در نوجوانان و جوانان از دیدگاه پویایى‌شناسى گروهى مورد بحث قرار دهم. از خصوصیات بارز نوجوانان پرخاشگر، تندروی، حالت خصمانه و پرخاشجویى را می‌توان ذکر کرد. معمولاً افراد پرخاشگر یا نوجوان پرخاشگر، به طور کلى تلاش دارند با هر موضوعى، از در مخالفت درآیند و بدین وسیله والدین را تحت سلطه خویش در می‌آورند.

علل و انگیزه حالات پرخاشگرى نوجوان را در گروه‌هاى مختلف اجتماعى می‌توان ابتدا عدم اعتماد و امنیت آنان دانست. مطالعات محققان رفتارشناسى گروه‌ها در زمینه پرخاشگرى نوجوانان نشان می‌دهد که سرچشمه اصلى پرخاشگرى نوجوانان و جوانان در کودکى است.

اینان در برقرارى رابطه با دیگران، دچار ترس و وحشت می‌شوند و واکنش‌هایى به صورت پرخاشگرى از خودنشان می‌دهند. شاید بتوان گفت فرد در دوران زندگى خود، دچار مشکلاتى شده و خانواده نتوانسته بر این مشکلات غلبه کند.

سؤال اساسى این است که چرا این افراد، از قواعد و هنجارهاى مسلط بر خانواده سرپیچى می‌کنند و ارزش‌ها و معیارهاى گروه را در خانواده نمی‌پذیرند؟ چرا از ضوابط تعلیم و تربیت خانواده، روى‌گردان می‌باشند؟

به طور کلى به آن درجه خودآگاهى، این دسته از افراد نرسیده اند. می‌دانیم که خودآگاهى هنگامی‌تحقق می‌پذیرد که نوجوان، از پیچیدگى کنش‌هاى متقابل اجتماعى که در ساختار خانواده، مدرسه و جامعه رخ می‌دهد، آگاه باشد. می‌دانیم در صورتى که از این کنش، آگاه نشود از دیگران جداست. همین که از دیگران جدا می‌شود، او در زمره اعضاى متمایز گروه خانوادگى قرار می‌گیرد و کنش‌هایى نامطلوب خواهد داشت و نمی‌تواند معنى خود را به عنوان یک نوجوان اجتماعى درک کند. بنابراین او نمی‌تواند حتى با گروه همسالان خود که در رشد فردى و اجتماعى او مهم است، ایجاد ارتباط کند زیرا قسمتى از رشد شخصیت اجتماعى انسانها، مربوط به ارتباط صحیح و منطقى با گروه همسالان است زیرا در این سن، احتیاج دارد که یک ارتباط منطقى با همسالان برقرار کند. احتیاج به ارتباط داشتن به معنى برقرار کردن رابطه طبیعی، نزدیک و صمیمی‌با گروه همسالان و خانواده است. به خصوص رابطه متقابل با دیگر نوجوانان که این امر موجب می‌شود که علاوه برمحبت، مسؤولیت، احترام را آموزش ببیند.

می‌دانیم اگر جامعه‌پذیرى در نوجوان شکل نگیرد، او یک فرد پرخاشگر می‌شود. می‌دانیم بین هر انسانى، هر نوجوانى و خانواده و جامعه یک جریانى وجود دارد. در مبحث جامعه‌شناسى، نتیجه این جریان، بسیار مهم است زیرا اگر نتیجه این جریان، مثبت باشد، قدرت همنوایى و سازگارى فرد افزایش پیدا می‌کند. ولى اگر نتیجه این جریان منفى باشد، او یک فرد ناسازگار می‌شود. یکى از متفکرین بزرگ مکتب فرانکفورت به نام اریک فروم، معتقد است علت اساسى نابهنجارى فرد یا علت اساسى ناسازگارى فرد، ناسازگارى جامعه بر طبیعت اوست در نتیجه نوجوان محروم، منحرف، پرخاشگر و نابهنجار بار می‌آید.

او اعتقاد دارد که جامعه نابهنجار، بشر را از شرایط زیست انسانى‌اش جدا مى‌سازد و از تمتع شرایط زیستى و وجودى او، جلوگیرى مى‌کند. مى‌دانیم که نوجوان، احتیاج به احساس هویت دارد. هر انسانی، هر نوجوانى، به احساس خاص و منحصر به فرد بودن نیاز دارد و اگر نتواند این احساس را از طریق خلاقیت ایجاد کند، آن را از راه همانندسازى با انسان‌هاى دیگر تحقق می‌بخشد.

نکته اى که مى‌بایست به آن توجه داشته باشیم به فهم رابطه پیچیده نوجوان و جامعه است. نکته اى که می‌بایست به آن توجه کنیم، تقدم داشتن جامعه بر فرد است که جامعه در اینجا می‌تواند خانواده، مدرسه و غیره باشد.

هر نوجوانى یک ظرفیتى و یک توانایى دارد و از طریق این ظرفیت و توانایى است که مى‌توان این مبحث را از نظریه چارلز هورتون کولى که اعتقاد دارد که براى تبیین رفتارهاى نوجوان می‌بایست رفتار نوجوان را از طریق گروه‌هاى همسال مورد مطالعه قرار داد.

«کولی» اعتقاد دارد که مفهوم خود را که درباره نوجوان می‌توان تبیین کرد، از سه منظر باید تحلیل کرد. وى معتقد است در منظر اول به این نکته باید توجه داشت که نوجوان با خود می‌اندیشد و مى‌گوید که در ذهن دیگران چگونه ظاهر شوم. در منظر دوم وى معتقد است که نوجوان در مورد والدین خود و جامعه فکر می‌کند چگونه در مورد من قضاوت می‌کنند «کولى» در نتیجه‌گیرى اعتقاد دارد که از قضاوت دیگران که درباره خود داریم یا احساس غرور می‌کنیم یا احساس سرافکندگی. اگر احساس غرور کنیم یعنى نوجوان از قضاوتى که جامعه و والدین درباره او دارند، احساس غرور می‌کند. قدرت همنوایى و سازگارى او، در جامعه افزایش پیدا می‌کند اما اگر نوجوان احساس سرافکندگى کند، این امر موجب پرخاشگرى و سرکشى می‌گردد.

می‌دانیم که والدین باید در برابر نوجوان پرخاشگر و سرکش، چه عکس العملى را نشان دهد.

به طور کلى پژوهشگران رفتارشناسى گروه‌ها اعتقاد دارند، واکنش خانواده در برابر نوجوان پرخاشگر و سرکش، می‌تواند دو عکس العمل باشد:

یکى مدارا: در نظریه مدارا، سعى می‌شود که نوجوان به خانواده پیوند داده شود و به اطاعت از قواعد و هنجارهاى خانوادگى گرایش یابد. به طور کلى اعتقاد بر این است که می‌بایست لبه تیز و آسیب‌رسان (پرخاشگر) رفتار نوجوان را به اصلاح سوهان دهند و در قسمت دوم می‌توان با نوجوان مماشات داشت. در واقع این مدارا و مماشات، موجب جامعه‌پذیرى نوجوان می‌گردد. چرا نوجوانان از نقش‌هایى که به آنان واگذار شده فاصله می‌گیرند؟ زیرا تعارضى که بین اندیشه‌هاى نوجوان و خانواده و مدرسه و جامعه وجود دارد، منجر به کشمکش درونى در او می‌شود. در مجموع می‌دانیم که در جامعه مدرنیته و پیچیده شهرى، قسمتى از کارکرد تربیتى خانواده، به مدرسه و جامعه منتقل شده است و عدم هماهنگى بین دیدگاه‌هاى خانواده و جامعه، می‌تواند موجب پرخاشگرى نوجوانان شود.

نوجوان و جوان، احتیاج دارد تا احساسات خود را بیان کنند. تجلى بیان احساسات به او کمک می‌کند که بتواند خودش را پیدا کند. لذا تعلیم و تربیت بسته جامعه موجب شده که ما شاهد یک مسأله عام اجتماعى به نام «پرخاشگرى» باشیم. نمی‌توان پرخاشگرى نوجوان را جدا از مسائل جامعه مورد مطالعه قرار داد. عدم کنترل احساسات در جامعه بین افراد با پرخاشگرى ارتباط دارد.

به طور کلى اگر به عنوان یک محقق، به اختلافات و درگیرى‌هایى که در محله‌هاى مختلف بین جوانان نوجوانان رخ می‌دهد، مطالعه کنیم متوجه می‌شویم که پرخاشگرى را در سطح جامعه بدون مطالعه تداخل فرهنگ ها، نمی‌توان تحلیل کرد.

در جامعه پیچیده، هر پدیده‌اى مانند پرخاشگرى، یک پیچیدگى خاص خود را دارد. بدون مطالعات علمی‌ دقیق نمی‌توان این پدیده‌ها را مورد مطالعه قرار داد.

منبع: ایران نیوز؛ شماره ۲۱۵۶؛ سال هشتم؛ چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۱