ناسزاگویی

نوشته‌ها

با کودکی که حرف زشت می زند چه کنیم؟

اگر کودک شما به شما حرف زشتی بزند، اولین واکنش شما چه خواهد بود؟ آیا او را دعوا می کنید؟ آیا تظاهر به نشنیدن می کنید؟ در این مواقع، چه باید کرد؟

فرزند شما به تازگی از الفاظی استفاده می کند که چندان مناسب نیست. برای اولین بار که حرف زشتی از دهانش درآمد، چه رفتاری با او داشتید؟ در عین متعجب بودن از لحن کودکانه او، خنده تان گرفت یا تنبیهش کردید؟ گرچه فرزندتان منظوری از بیان الفاظ نامناسب ندارد اما به هر حال هر والدی، ترجیح می دهد فرزندش مودبانه برخورد کند. اگر نمی دانید چطور باید با این موضوع کنار بیایید و به فرزندتان بفهمانید نباید فحش بدهد، توصیه های دکتر خوشابی فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوانان را بخوانید.

چرا گاهی بچه ها از کلمات نامناسبی استفاده می کنند که گاه حتی معنی آن را نمی دانند؟
فحش دادن، نوعی پرخاشگری کلامی است و در بسیاری از موارد، جنبه یادگیری دارد. کودک، از والدین یا در مهد و حتی از فیلم ها و برنامه های کودک، الفاظ زشت را می آموزد و برای جلب توجه اطرافیان و ابراز خود یا تحریک احساسات دیگران و به خشم آوردنشان و حتی برای لجبازی و شکستن محدودیت ها، از آن استفاده می کند.

با کودکی که فحش می دهد چطور برخورد کنیم؟

این موضوع، به سن کودک بستگی دارد. ۲ تا ۳ سالگی، سن لجبازی کودکان است و کودک بدون این که مفهوم الفاظ را بداند، ممکن است این کلمات را به زبان بیاورد. مواجهه تند و قاطعانه یا برعکس، تعجب کردن و خندیدن به کودک، می تواند باعث این رفتار شود. در این سن، نادیده گرفتن رفتار، بهترین عملکرد است و به تغییر آن کمک می کند. این نوع رفتارها در کودکان، دوره ای است. در سنین نوپایی، مدت کوتاهی ممکن است کودک، الفاظ نامناسب را استفاده و بعد رفتار دیگری را جایگزین آن کند.

در سنین بالاتر مثل ۶-۵ سالگی چطور؟ والدین چه رفتاری باید داشته باشند؟

در سنین بالاتر، کودک متوجه معنی دشنام می شود و برای بزرگ نشان دادن خود در مقابل دوستان، ممکن است مخصوصا در مدرسه از این کلمات استفاده کند یا آنها را از دوستانش بیاموزد و به خواهر و برادرهایش بگوید. نادیده گرفتن رفتار کودک در این سن، کمک کننده نیست و والدین باید نارضایتی خود را اعلام کنند.

وقتی کودک از این الفاظ استفاده می کند، اگر والدین از لحن کودکانه فرزندشان خوششان بیاید و به او بخندند یا واکنش خیلی تند نشان دهند، این رفتار در کودک تثبیت می شود. در این شرایط، اقوام درجه یک و حتی دو، باید هماهنگ با هم برخورد مناسبی نشان دهند؛ یعنی روشی، مشابه والدین را انتخاب کنند. باید به کودک فهماند که این الفاظ، نامناسب است و نباید از آنها استفاده کند. اگر با وجود تذکرات، رفتار تکرار شد، باید از روش های تنبیهی استفاده کرد.

منظور از تنبیه چیست؟

منظورم از تنبیه، محرومیت است؛ مثلا والدین، وقتی کودک، حرفی نامناسب زد، به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه او را به اتاق دیگری بفرستند و نیم ساعت بعد از پایان محرومیت، به او بی توجهی کنند و نارضایتی خود را اعلام کنند یا اسباب بازی مورد علاقه اش را برای چند ساعت از کودک بگیرند و بعد از آن، بدون آن که کودک متوجه شود، به اتاقش بفرستند یا مثلا از بردن کودک به پارک یا جایی که دوست دارد، خودداری کنند.

اگر کودک، در محلی عمومی یا در مهمانی حرف نامناسب زد، چطور برخورد کنیم؟

اگر کودک در مهمانی یا در محیط عمومی از الفاظ نامناسب استفاده کرد، باید او را کنار بکشید و بخواهید به این رفتار خود پایان دهد. قبل از مهمانی هم والدین باید از روش های تشویقی استفاده کنند و مثلا به کودکشان گوشزد کنند اگر از این الفاظ استفاده نکند، به او جایزه می دهند. روش های تشویقی باید تا حد ممکن کلامی و غیرمادی باشد تا کودک شرطی نشود. لبخند محبت آمیز یا آفرین گفتن یا نهایتا جایزه دادن به کودک کافی است. در صورتی که کودک به این روش توجه نداشت و رفتار خود را تکرار کرد، باید والدین به همراه او محیط را ترک کنند. اگر این رفتار، چند بار تکرار شود، کودک متوجه حد و مرز کلامی می شود و رفتارهای پرخاشگرانه کلامی خود را کنترل خواهد کرد.

از تشویق و تنبیه، برای اصلاح رفتار و کلام نوجوانان هم می توان استفاده کرد؟

نه! استفاده از این روش ها، در سنین پایین موثر است. از ۱۰ سالگی به بعد، روش های رفتاری جوابگو نیست و باید از روش های دیگری استفاده کرد. در سنین بالا باید روی خود کودک کارکرد و برنامه های رفتاردرمانی داشت.

وقتی کودک ناسزا می گوید، به او چه بگوییم؟

۱- می دانم که از رفتار دوستت (خواهرت یا برادرت) عصبانی هستی اما ناسزاگفتن، کار صحیحی نیست.

۲- اگر عصبانی هستی، نفس عمیقی بکش و بدون این که از الفاظ نامناسب استفاده کنی، به کمک الفاط درست و مناسب مشکلت را بیان کن.

۳- فحش دادن، شخصیت تو را خراب می کند. اگر می خواهی به دوستانت نشان دهی از آنها برتری، باید با آنها موقر و باادب صحبت کنی.

منبع: parsnaz.ir

ارتباط با یکدیگر (کودک و نوجوان)-۲

صحبت کردن

از حرف های نامفهوم گرفته تا جمله های ادبی

شیوه حرف زدن صحیح و واضح، بهترین کارت ویزیتی است که شما می توانید همراه فرزند خود کنید. آنچه که در ارتباط کلامی مهم است، چگونه حرف زدن است. رعایت قواعد دستوری آهنگ صدا و تلفظ صحیح کلمات، همه قسمت کوچکی از مسائل تربیت کودک را تشکیل می دهند، به حرف زدن بچه های کوچک توجه کنید و نگذارید که کلمه ها را جویده جویده یا نامفهوم ادا کنند. به آنها یادآوری کنید که تلفظ غلط کلمه ها از نظر مخاطب ناخوشایند است و اثر بدی بر او می گذارد. به علاوه، کودکی که درست حرف می زند، مجبور نمی شود حرفش را دوباره تکرار کند و کسی حرف او را نشنیده نمی گیرد، بد حرف زدن، اعتماد به نفس فرد را کاهش می دهد. پس اگر کودک کلمه ای را اشتباه می گوید، با صبر و حوصله از او بخواهید که آن را آنقدر تکرار کند تا درست ادا کردن را یاد بگیرد. اگر احساس کردید که کودک شما در صحبت کردن مشکل اساسی دارد، با دکتر کودکان مشورت کنید و او را نزد یک ” گفتار درمان” ببرید. بیشتر این گونه اختلالات قابل درمان هستند. با کودکان پیش دبستانی می توان با این روش تمرین کوچکی در خانه انجام داد؛ بگذارید کودک چند جمله بیان کند و شما صدای او را ضبط کنید. شاید کودک هنگام شنیدن صدای خود، اول کمی خجالت بکشد؛ ولی سپس خودش به سرعت متوجه ایرادش در حرف زدن می شود و سعی می کند آن را اصلاح کند. یکی از اختلالات مهم و دیرگذر گفتاری، لکنت زبان است که هرچه زودتر برای درمان آن اقدام شود، نتیجه بهتری خواهد داد. در این مورد؛ به هر حال باید با یک گفتار درمان مشورت کنید. و اما چه نوع گویشی مناسب است؟

هر کسی باید هم با گویش ادبی و هم عامیانه، آشنا باشد؛ ولی گویش عامیانه نیز سبک هایی دارد. گاه به شدت آمیخته با کلمات دست و پا شکسته بیگانه است و گاه آمیخته با اصطلاحات و کلمات ساخته شخصیت های محبوب تلویزیونی، یا ابداعی گروهی خاص است؛ کلمه هایی بی محتوا که در یک دوره زمانی باب می شوند و سپس به فراموشی سپرده می شوند. این نوع گویش به شدت به زبان ما لطمه می زند و نباید مورد حمایت اعضای خانواده قرار بگیرد. در عوض هرچه کودک با گویش ادبی آشناتر باشد، بهتر می تواند از عهده مکاتبات رسمی برآید و در صورت لزوم رسمی صحبت کند. در بسیاری از شغل ها گویش فرد نقش مهمی ایفا می کند و این گویش، از شیوه گویش خانواده نشأت می گیرد.

کلمه های ناسزا و “قلّک”

تا وقتی کودک در خانه می ماند، کنترل او در دست پدر و مادر است. هرچه بزرگ تر می شود، هم تغذیه او و هم قدرت کلامی اش بهتر می شود؛ ولی همین که وارد مهد کودک و مدرسه می شود، پدر و مادر را شگفت زده می کند. فشار گروهی سبب گفتن سخنان خشن و لحن تند کودک می شود و خود او ممکن است بر این گونه گویش دامن بزند و الگوی کودک دیگر می شود. شما نمی توانید حرف زدن او را در بیرون از خانه کنترل کنید؛ ولی می توانید از ورود کلمه های ناسزا به خزانه لغات خانوادگی خود جلوگیری کنید. یک راه این است که به کودک خود توضیح دهید که معنی هر فحشی چیست و چرا ناخوشایند است و می تواند انسان های دیگر را ناراحت کند یا به آنها آسیب برساند. بهتر است که به بعضی از این کلمه ها اصلاً اشاره نکنید. مشکل با توضیح درباره آنها و درکشان تمام نمی شود؛ چون کودک از شرایط غیرعادی و فتنه جویانه ای که به وجود آورده و دیدن شگفت زدگی شما لذت می برد؛ بنابراین باید برای او حد و مرزی قائل شوید و به طور آشکار این حدود را برای او معلوم کنید. می توانید از یک قلّک کمک بگیرد و هرگاه کلمه های خاصی از زبان او شنیدید، مقداری از پول تو جیبی او را در قلک بیندازید.

در زمانی که او با ادب است، قلک را فراموش کنید و در زمان استفاده از کلمه های زشت، آن را فعال کنید. می توانید صحبت کردن خشن یا همراه با کلمه های ناخوشایند را در خانه و با شخص شما، قدغن کنید و هربار که کودک این قانون را زیر پا گذاشت، به او تذکر بدهید. به هیچ وجه کوتاه نیایید تا او بفهمد که این شیوه سخن گفتن پسندیده نیست. در دراز مدت کودک خود به خود خزانه واژگان خانواده را می آموزد و سعی می کند که در چارچوب آنها صحبت کند. البته استفاده نکردن از کلمه های رکیک در خانه یا در حضور شما به این معنی نیست که آنها را فراموش کرده یا هرگز از آنها استفاده نخواهد کرد؛ ولی دست کم می فهمد که جای گفتن آنها در خانه نیست و افراد خانواده این کلمه ها را ناپسند می دانند.

نوشتن نامه، فکس، ایمیل، پیام کوتاه: هر نوع نوشتنی

امروزه همه بچه ها از ضرورت نوشتن آگاه هستند؛ زیرا هرکسی که بخواهد از وسایل ارتباطی جدید مانند ایمیل و ارسال پیام کوتاه استفاده کند، باید بتواند بنویسد ( و بخواند)، با توجه به این امکانات، امکان غلط گیری سریع وجود دارد. البته برای کودکانی که به یکی از زبان های لاتین تسلط دارند، این راه مناسبی برای تمرین نوشتن است؛ ولی برای کودکان ایرانی که فارسی را با حروف لاتین و حتی به زبان محاوره ای می نویسند، امتیازی به شمار نمی رود. پس باید به دست نوشته های آنها بها بدهیم، آنها را به نوشتن تشویق و اشتباه هایشان را اصلاح کنیم.

نامه نگاری صحیح

خصوصی ترین و مؤدبانه ترین نوع ارتباط نوشتاری، هنوز هم نامه است؛ به خاطر همین، باید بچه ها را با این سبک آشنا کرد. در مورد کودکان سال های اول دبستان می توان با نوشتن چند جمله برای تشکر یا تبریک تولد یک دوست آغاز کرد و سپس آنها را به فرستادن کارت پستالی برای یکی از بستگان یا دوستان تشویق کرد. برای نوشتن نامه چند قانون وجود دارد که عبارتند از:

نام و نشانی گیرنده باید در سمت راست یا وسط پاکت نامه نوشته شود. اگر گیرنده بزرگسال باشد، قبل از نام او باید از کلمه خانم یا آقا استفاده شود و اگر دارای درجه علمی مانند استادی یا دکتراست، ادب حکم می کند که عنوان او را قبل از نامش بنویسید، مثلاً : خانم دکتر … در مورد گیرنده خردسال، به میل فرستنده بستگی دارد که چگونه او را خطاب کند. قسمت بالا و جای چسباندن تمبر در سمت راست پاکت است و کمی زیر آن محل نوشتن نام و نشانی گیرنده که می تواند در چند سطر و زیر هم نوشته شود. نام و نشانی فرستنده نیز در پشت پاکت نوشته می شود. در مورد پاکت های بزرگ، می توان آن را در گوشه سمت چپ پاکت نوشت.

هیچ وقت به جای فرزند خود، نشانی کسی را روی پاکت ننویسید؛ حتی اگر منظورتان فقط سرعت دادن به کار باشد، در این صورت او در برابر نامه، کمتر احساس مسئولیت می کند. به علاوه در آینده، همیشه این کار را به شما محول خواهد کرد یا بدون کمک شما انجام نخواهد داد. برای او توضیح دهید که در آینده باید برای استخدام در بیشتر مشاغل، بتواند شرح حالی از خود یا تقاضانامه ای بنویسید و هرچه در این دوران خودکفاتر شود، آن روزها راحت تر خواهد بود. اگر یک کودک کلاس دومی از نوشتن نامه ابزار ناتوانی کند یا نامه ای پر غلط بنویسد، گیرنده نامه تعجب نمی کند؛ ولی وقتی یک نوجوان ۱۶ ساله در نامه نگاری مشکل داشته باشد، خواننده نامه به سرعت در مورد سواد او قضاوت می کند.

یکی از دلیل هایی که نوجوانان ترجیح می دهند بیشتر برای هم ایمیل بفرستند و نامه ننویسند، این است که شکل و قالب ایمیل نویسی برای آنها مشخص است جمله ها می توانند کوتاه و به زبان محاوره ای باشند و پاسخ به فاصله کمی به دست فرستنده می رسد؛ به خاطر همین باید مواظب باشید که این آفت مانع از نوشتن صحیح و گویش فارسی سلیس فرزندتان نشود.

همین نکته در مورد SMSیا پیام کوتاه نیز صدق می کند. این سیستم باید جایگزین صحبت های تلفنی کوتاه شود و نه یک برنامه. اگر برای نقل یک خبر کوتاه از آن استفاده شود، قابل قبول است؛ ولی نباید جای نامه های تشکرآمیز را بگیرد، این پیام ها هم مانند تلفن همراه می توانند به ارتباط افراد از نزدیک لطمه بزنند و آن را کاهش دهند و آنها را به کار برد جمله های تلگرافی و ناقص عادت بدهند.

لحن خوب تلفنی

صحبت کردن تلفنی هم، آدابی دارد. صدا از پشت تلفن، جور دیگری به گوش می رسد. صدای بچه ها مانند بزرگسالان و پسرها مانند دخترها و … برای این که کسی با کسی عوضی گرفته نشود، بهتر است هر کسی در آغاز گفت و گو، خود را معرفی کند، بچه ها می توانند خود را با نام کوچک و نام فامیل معرفی کنند و بزرگسالان تنها با نام فامیل. این کار به رعایت حدود افراد خانه نیز کمک می کند. گفتن فقط یک ” الو” مؤدبانه نیست و کسی که در آن طرف خط قرار دارد، نمی داند با چه کسی صحبت می کند. اگر نگران مزاحمت های تلفنی هستید، می توانید این مشکل را با یک دستگاه ارزان قیمت شماره یاب حل کنید.

کسی هم که به خانه دیگری تلفن می زند، باید قبل از هر چیز اگر برای اعضای آن خانواده بیگانه است، اول سلام و سپس خود را معرفی کند، مثلاً: سلام، من رضا بنکدار هستم، می توانم با سهراب صحبت کنم.

معمولاً بیشتر بچه ها و بزرگسال ها، به دلیل هیجانی که دارند، گفتن سلام را یا فراموش می کنند یا سخت می دانند؛ ولی به تدریج این مشکل حتماً برطرف می شود.

البته تلفن می تواند مشکلات زیادی بیافریند. بعضی از مادرها، هنگام صحبت های تلفنی به حمام پناه می برند و در را قفل می کنند تا از غر زدن و سر و صدای کودکانشان در امان باشند. سعی کنید به کودکتان بفهمانید که وقتی با تلفن صحبت می کنید، نباید مزاحم شما شود و خودتان هم فراموش نکنید که صبر بچه ها اندک است. پس یک صحبت یک ساعته تلفنی را به زمان های کوتاه تر تقسیم کنید.

هر چه بچه ها بزرگ تر می شوند، روابطشان نیز تغییر می کند. به تدریج به گفت و گوهای تلفنی علاقه مند می شوند و گاه ساعت ها، تلفن را اشغال می کنند. بیشتر وقت ها این صحبت ها، در اطراف مرور خاطرات آن روز در مدرسه و روابط بین دوستان دور می زند. اگر پای صحبت ضروری در میان باشد، می توان در کوتاه ترین مدت آن را بیان کرد؛ بنابراین، باید حد و مرزی برای صحبت های تلفنی قائل شد.

وقتی یک تلفن همراه در اختیار یک نوجوان قرار می دهید، برای محدود کردن صحبت او، می توانید پرداخت قبض آن را به عهده خودش بگذارید. آن وقت برای نجات پول تو جیبی هایش هم که شده، به مدت زمان صحبت توجه خواهد کرد. در ضمن به نوجوانان بیاموزید که در محل هایی مانند: مدرسه، مسجد، سینما و کنسرت نباید از تلفن همراه استفاده کنند؛ وگرنه تلفن همراه، حکم یک اسباب بازی را پیدا می کند. در ضمن، صحبت کردن به مدت زیاد در یک جمع، بی احترامی به افراد دیگر است؛ چون مانند این است که دو نفر در حضور دیگران با هم پچ پچ کنند.

کلمه های جادویی ” لطفاً” و ” متشکرم”

می گویند: روزی بچه ای به مهمانی رفته بود و به میزبان گفت: « یک لیوان شربت بیاورید»

وقتی میزبان می رفت که شربت را بیاورد، از او پرسید: « فکر کن در جمله ای که گفتی چه کلمه ای را جا انداختی؟»

بچه با خونسردی جواب داد: « زود».

بسیاری از بچه ها وقتی از دیگری چیزی می خواهند، از جمله های امری استفاده می کنند. البته کلمه های لطفاً و خواهش می کنم را می شناسند و می دانند که این کلمه های جادویی، راهگشا هستند؛ ولی ” خواهش کردن” همیشه کار آسانی نیست. شاید به این دلیل که پدر و مادرها امروزه به قدری درگیر هستند که در برابر بچه ها از این کلمه ها استفاده نمی کنند. این کلمه ها تنها نباید برای خواسته های بزرگ به کار رود؛ بلکه در زندگی روزمره و برای هر خواسته ای می توان از کلمه های ” لطفاً” یا ” خواهش می کنم” استفاده کرد؛ مثلاً : لطفاً بشقاب سبزی را به من بده… خواهش می کنم برو و نان بگیر… لطفاً صدای موسیقی را کم کن…” یا حتی هنگامی که به خرید می روید، می توانید با مغازه دار با عبارت: ” لطفاً…” صحبت کنید. مطمئن باشید احترامی که می گذارید به خودتان باز می گردد و معمولاً جواب لطفاً یا خواهش می کنم، کلمه مؤدبانه ی ” بفرمایید” است. این شیوه حرف زدن هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان به یک اندازه ضروری است؛ همان طور که ” تشکر کردن” یا گفتن ” متشکرم” برای همه لازم است.

قانون های کوچک- تأثیرهای بزرگ

خانم باادبی گفت:” در بچگی به من آموخته اند وقتی هدیه ای مال توست که تو به خاطر آن تشکر کنی.”

به عبارتی تشکر کردن یعنی داشتن و بیان نکردن آن به معنی نداشتن است. مسلماً عادت دادن کودک به رعایت این نکته، در آغاز برای پدر و مادر دشوار است؛ چون خود آنها نیز باید مواظب باشند که قانون را زیرپا نگذارند. هدایت رفتار بچه ها به سمت رفتار تشکر آمیز یعنی کمک به آنهادر جهت کنترل و اصلاح رفتار با ارائه الگوی مناسب. این کمک به خصوص در مورد کودکان کوچک تر که تازه زبان باز می کنند، زودتر به نتیجه می رسد.

ترجمه: سپیده خلیلی

منبع: داگمارف. کرام؛ ترجمه و تالیف: خلیلی سپیده؛ آموزش آداب معاشرت به کودکان و نوجوانان؛ موسسه نشر پنجره؛ ۱۳۸۸

فرزندان نفرین شده(۲)

حقوق والدین را اداء نکردن

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل دعائی نمود و من نیز آن دعا آمین گفتم. او در دعای خود گفت: شخصی که والدین خود را درک نماید. اما حقوق آنها را اداء ننماید. چنین شخصی از آمرزش و مغفرت الهی دور باد. من نیز گفتم: آمین(۱).
ابن عبّاس می‌گوید: هفت پل روی آتش جهنّم قرار دارد و بندگان بر هر یک از آن پلها-در مورد خاصّی -بازخواست می‌شوند … و بر پل هفتم از حقوق والدین و … بازخواست می‌شود. اگر آنها از این بازخواست سربلند بیرون آمدند. نجات یافته و به بهشت می‌روند. و -در غیر این صورت -در آتش جهنّم پرتاب می‌شوند(۲).

حقوق والدین را ضایع ساختن

حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به این مضمون فرمود: ضایع ساختن حقوق والدین نمودی از عقوق والدین به شمار می‌آید(۳).

خشمگین ساختن والدین

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: رضایتمندی خدا با رضایتمندی والدین قرین است و ناخرسندی خدا با ناخرسندی والدین همراه است(۴).
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: تقوای الهی را پیشه خود سازید و از والدین خود نافرمانی نکنید. به درستی که رضایتمندی آنها نمودی از رضایتمندی خداست و ناخرسندی آنها نمودی از ناخرسندی خداست(۵).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شخصی که والدین خود را ناخرسند سازد بدرستیکه او خدا را ناخرسند ساخته است و شخصی که والدین خود را خشمگین سازد بدرستیکه او خدا را خشمگین ساخته است(۶).

خواسته‌های والدین را برآورده نساختن

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سوال شد: عقوق والدین جیست؟
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هنگامی که والدین دستوری به فرزند می‌دهند. اما او آنها را اطاعت نمی‌کند و هنگامی که والدین از فرزند خود خواهش و تمنّایی دارند. اما او آنها را از رسیدن به خواسته هایشان محروم می‌سازد و هنگامی که فرزندی والدین خود را می‌بیند. اما آنها را آنطور که شایسته است مورد تعظیم قرار نمی‌دهد(۷).
ازامام مجتبی(علیه السلام) پیرامون نشانه‌های عقوق الدین پرسیدند. امام مجتبی(علیه السلام) فرمود: اگر آنها را از خواسته‌هایشان محروم سازی و از آنها دروی گزیده و مورد هجران قرار دهی(۸).

خوشحال شدن از مرگ والدین

امام صادق(علیه السلام) به شخصی پیرامون مفاسد آخرالزمان و علامات آن در ضمن حدیثی به این مضمون فرمود:
… و آن هنگام که دیدی عقوق والدین گسترش پیدا کرد و والدین کم ارزش و سبک شمرده شدند. و آنها-در نزد فرزندانشان-از بدترین مردم بشمار آمدند و فرزندان خوشحال می‌شوند از این که به والدین آنها تهمت زده شود و آنگاه که دیدی فرزند به پدر خود افترا بسته و به او تهمت می‌زند و آنگاه که دیدی فرزندی علیه والدین خود دعا نموده و آنها را نفرین می‌کند و آنگاه که دیدی فرزندان از مرگ والدین خود مسرور و خوشحال می‌شوند…
. در این هنگام برحذر باش و نجات را از خدای متعال طلب نما و بدان که مردم -در این هنگام- در معرض خشم و غضب خدا قرار دارند … (۹)

دعا نکردن برای والدین

امام رضا(علیه السلام) در مورد حقوق والدین به این مضمون فرمود: هنگامی که والدین زنده هستند با نیکی کردن به آنها و هنگامی که از دنیا رفتند.
با دعا نمودن در حق آنها و طلب رحمت نمودن برای آنها وظایف خود را نسبت به آنها به نحو احسن انجام دهید. زیرا روایت شده است: شخصی که در هنگام زنده بودن پدر به او نیکی می‌کند. اما پس از مرگ برایش دعا نمی‌کند خدای متعال چنین شخصی را عاق والدین می‌نامد(۱۰).

دعا کردن علیه والدین

پیامبراکرم صل الله علیه و اله فرمود: چند چیز است که باعث فقر و تهیدستی می‌گردد: از جمله آن امور، دعای بد نمودن علیه والدین می‌باشد(۱۱).
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دعای چند گروه از امت من مستجاب نمی‌گردد: … از جمله آن گروه: فرزندی است که علیه والدین خود دعا می‌کند(۱۲).

دعای والدین علیه فرزند

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: شکّی نیست که دعای سه گروه مستجاب است: دعای مظلوم، دعای مسافر؛ دعای پدر علیه فرزندش(۱۳).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: بر حذر باشید و بپرهیزید از این که پدرتان علیه شما دعا کند، زیرا این دعا به آسمان می‌رود و خدای متعال در این هنگام می‌فرماید: این دعا را به طرف من بالا بیاورید تا من آن را مستجاب نمایم و برحذر باشید و بپرهیزید از این که مادر علیه شما دعا کند. زیرا دعای مادر، از شمشیر برنده‌تر است(۱۴).
امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: دعاهای وجود دارد که ین آنها و خدای عزّ و جلّ، حائل و حجابی نیست. ازجمله ی آن دعاها…
دعای پدر در حق فرزند است هنگامی که به او نیکی می‌کند و دعای پر علیه فرزند-هنگامی که او را عاق می‌کند-(۱۵).

دشنام دادن به والدین

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ملعون و نفرین شده است فرزندی که به والدین خود دشنام می‌دهد(۱۶).
پیامبر اکرم صی الله علیه و آله فرمود: لعنت و نفرین خدا باد بر شخصی که والدین خود را دشنام می‌دهد(۱۷).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دشنام دادن به والدین از بزرگترین گناهان است(۱۸).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی پیرامون مفاسد آخرالزمان و علامات آن فرمود:
… و فرزند. پدر خود را دشنام می‌دهد(۱۹).
خدای متعال به حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) فرمود: بندگان من خبر بده: شخصی که مورد عاقّ والدین قرار دارد یا والدین خود را دشنام دهد مؤمن باشند یا کافر سپس او بمیرد قبل از اینکه والدین او بمیرند و امانی در نزد من نخواهد داشت(۲۰).
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: روزی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به من امر فرمود: به نزد مردم رفته و به آنها بگویم: … لعن و نفرین خدا بر شخصی باد که والدین خود را دشنام می‌دهد(۲۱).

فرزندی که والدین دیگران را دشنام می‌دهد مردم نیز متقابلاً والدین او رادشنام می‌دهند

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: از بزرگترین گناهان آن است که فرزندی والدین خود را دشنام دهد.
به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: چگونه می‌شود که فرزندی والدین خود را دشنام می‌دهد؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: او والدین مردم را دشنام می‌دهد. مردم نیز متقابلاً والدین او را دشنام می‌دهند(۲۲).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) لعن و نفرین فرمود شخصی را که والدین خود را نفرین می‌کند. از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد: آیا فرزندی وجود دارد که پدرو مادر خود را نفرین کند؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: او پدران و مادران مردم را نفرین می‌کند . مردم نیز -متقابلاً-پدر و مادر او را لعن و نفرین می‌کنند(۲۳).

فرزندی که با رفتارهای سوء خود کاری می‌کند که مردم والدین او را دشنام می‌دهند.

حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) به خدای متعال عرض کرد: ای خدا! آیا در میان بندگان تو شخصی هست که مورد عاقّ والدین خود قرار بگیرد؟ خدای متعال در جواب او به این مضمون فرمود: هنگامی که فرزند کاری کند که مردم والدین او را دشنام دهند. این کار نمودی از عقوق والدین به شمار می‌آید(۲۴).
امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: فرزند بدی که اعمال زشتی از او سر می‌زند موجب می‌گردد که آبروی پدر او در نزد مردم ریخته شود(۲۵).
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به این مضمون فرمود: فرزند بدی که کار زشتی از او سر می‌زند موجب می‌گردد که شرافت خانوادگی و حسن سابقه آنها نابود گردد.(۲۶)
امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: از جمله حقوقی که والدین بر فرزند دارند آن است که:
قرض‌های آنها را اداء نمایند و به نذرهای آنها وفا نمایند و کاری نکند که مردم والدین او را دشنام دهند. اگر فرزندی چنین باشد. او در حقیقت به والدین خود نیکی کرده است. اگرچه والدین او از دنیا رفته باشند و چنانچه فرزندی قرض و بدهکاری‌های پدر و مادر خود را ادا نکند و به نذرهای آنها وفاء ننماید و کاری کند که مردم والدین او دشنام دهند چنین فرزندی مورد عاقّ والدین قرار دارد. اگرچه والدین او از دنیا رفته باشند(۲۷).

دشمنی نمودن با والدین

امام صادق(علیه السلام) به این مضمون فرمود: دشمنی نمودن با پدر موجب ذلّت و خواری می‌گردد(۲۸).

دوری گزیدن از والدین و هجران آنها

از امام مجتبی(علیه السلام) درباره معنای عقوق والدین سؤال شد. آن حضرت(علیه السلام) در جواب فرمود: آنها را از خواسته هایشان محروم سازی و از آنها دوری گزیده و مورد هجران خود قرار دهی(۲۹).

روزه مستحبی گرفتن بدون اجازه و رضایت و دستور والدین

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: از نمودهای نیکی به پدر و مادر آن است که فرزند بدون دستور و اجازه آنها روزه مستحبی نگیرد و چنانچه فرزندی بدون اذن و دستور والدین روزه مستحبی بگیرد. این کار نمودی از عقوق والدین بشمار می‌آید(۳۰).

ریشخند زدن به والدین و مسخره نمودن آنها

در ضمن حدیثی آمده است: که حضرت نوح(علیه السلام) در وقتی که سوار کشتی شده بود. سه فرزندش همراه او بودند. نام یکی از آنها حام، و نام دیگری یافث و سام نام سوّمین فرزند او بود.(۳۱)
روزی که نوح(علیه السلام) در کشتی خوابیده بود ناگهان بادی وزیدن گرفت و روانداز آن حضرت را کنار زده شده و لذا مقداری از اندام و شرمگاه ایشان نمایان شد. در این هنگام حام و یافث با نگاه کردن به آن موضع حضرت نوح(علیه السلام) را مورد ریشخند قرار می‌دادند. اما سام آن دو را از این کار نهی می‌نمود و هرگاه که باد روانداز نوح(علیه السلام) را کنار می‌زد. سام با دست خود آن روانداز را دوباره روی آن حضرت قرار می‌داد. اما حام و یافث رای ریشخند زدن آن روانداز را از روی بدن نوح علیه اسلام بر می‌داشتند. در این هنگام حضرت نوح(علیه السلام) از خواب بیدار شد و مشاهده نمود که حام و یافث مشغول خندیدن هستند.
حضرت نوح(علیه السلام) سوال کرد: خنده شما برای چیست؟ سام به حضرت نوح(علیه السلام) پاسخ داده و جریان امر را به ایشان گفت. در این هنگام حضرت نوح(علیه السلام) دست به طرف آسمان بلند کرده و حام و یافث را مورد نفرین خود قرار داد و برای سام دعای خیر نمود. و پس از نفرین حضرت نوح(علیه السلام) حام و یافث-در دنیا-خوار و ذلیل شدند. و سام وصی و جانشین حضرت نوح(علیه السلام) گشت(۳۲).
امام صادق(علیه السلام) فرمود: حضرت نوح(علیه السلام) اسم اکبر و میراث علم و آثار نبوّت را به فرزند خود سام واگذار نمود. اما حام و یافث دارای هیچ علم و دانشی نبودند تا از آن بهره بگیرند(۳۳).

سپاسگزاری نکردن و تشکّر ننمودن از والدین

امام رضا(علیه السلام) به این مضمون فرمود: خدای متعال امر فرمود که او از پدر و مادر تشکر گردد. بنابراین فرزندی که از والدین خود تشکّر نمی‌کند در حقیقت از خدا تشکر نکرده است(۳۴).

سبک شمردن والدین و کم ارزش دانستن آنها

امام صادق(علیه السلام) به شخصی پیرامون مفاسد آخر الزمان و علامات آن در ضمن حدیثی به این مضمون فرمود:
… و آن هنگام که دیدی عقوق والدین گسترش پیدا کرد و والدین کم ارزش و سبک شمرده شدند و آنها در نزد فرزندانشان از بدترین مردم بشمار آمدند و فرزندان خوشحال می‌شوند از این که به والدین آنها تهمت زده شود. و آنگاه که دیدی فرزند به پدر خود افترا بسته و به او تهمت می‌زند و آنگاه که دیدی فرزندان علیه الدین خود دعا نموده و آنها را نفرین می‌کنند و آنگاه که دیدی فرزندان از مرگ والدین خود مسرور و خوشحال می‌شوند…
. در این هنگام برحذر باش و نجات را از خدای متعال طلب نما و بدان که مردم در این هنگام در معرض خشم و غضب خدا قرار دارند … (۳۵)

سخن گفتن با درشتی و خشونت با والدین

ابراهیم بن مهزم می‌گوید: روزی با مادرم با درشتی سخن گفتم. فردای آن روز به خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدم. هنگامی که وارد بر حضرت(علیه السلام) شدم آن حضرت(علیه السلام) بر من برآشفت و مرا مورد سرزنش قرار داده و فرمود: چرا دیروز با درشتی با مادر خود سخن گفتی؟ مگر نمی‌دانی که شکم او منزلگاه تو بوده است و دامن او گهواره توبوده است و تو از سینه‌های او تغذیه کرده ای. از این به بعد با مادر خود به درشتی سخن نگو(۳۶).

صدا کردن والدین با نام کوچک آنها

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این مضمون فرمود: چند چیز است که باعث فقر و تهیدستی می‌گردد: صداکردن والدین با نام کوچک آنها از جمله آن امور می‌باشد(۳۷).

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها
۱-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) دعا جبرئیل و آمنت. قال: من ادرک والدیه و لم یؤدّ حقّهما. فلا غفر الله له. فقلت: آمین(مستدرک الوسائل ج ۷ ص ۴۳۴).
۲-قال ابن عبّاس : سبعه جسور علی جهنّم: یحاسب العبد-فی اوّلها-بالایمان… . و یحاسب -فی الجسر السابع-بحقوق الوالدین و الرحم و مظالم الناس. فان سلم من ذلک-اجمع نجا. و الّا تردّی فی النار(لدعوات للشیخ الرواندی-علیه الرحمه-ص ۲۴۴-۲۴۵).
۳-قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): من العقوق اضاعه الحقوق(غرر الحکم). (یقال): اضاعه الحقوق داعیه العقوق(شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ج ۱۶ ص ۱۱۰).
۴-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : رضی الله مع رضی الوالدین و سخط الله مع سخط الوالدین(مشکاه الانوار ج ۱ ص ۳۶۴ و روضه الواعظین ج ۲ ص ۳۴۳). قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): رضی الله-کلّه-مع رضی الوالدین و سخط الله مع سخطهما(جامع الاخبار ص ۲۱۴ الفصل ۴۰).
۵-قال امیرالمؤمین علیه السالم: … فاتّقوا الله و لا تعصو الوالدین فانّ رضاهما رضی الله. و سخطهما سخط الله(الکافی ج ۱ ص ۴۲۸ و تفسیر القمیّ -علیه الرحمه -ج ۲ ص ۱۴۹٫
۶-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من اسخط والدیه فقد اسخط الله. و من اغضبهما فقد اغضب الله … (مستدرک الوسایل ج ۱۵ ص ۱۹۳).
۷-قیل لرسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): و ما عقوق الوالدین؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): یامران فلا یطیعهما و یسالانه فیحرمهما. و اذا رآهما لم یعظّ مهما بحقّ ما یلزمه لهما(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۹۳).
۸-سئل الامام المجتبی(علیه السلام) عن العقوق؟ فقال(علیه السلام): أن تحرمهما و تهجرهما(کشف الغمّه ج ص ۳۹۵).
۹-(قال الامام الصادق(علیه السلام) لرجل حول مفاسد آخرالزمان و علامات ذلک): … و رایت العقوق قد ظهر و استخف بالوالدین و کانا من اسوء الناس حالاً -عند الولد-. و یفرح بأن یفتری علیهما… و رایت ابن الرجل یفتری علی ابیه و یدعو علی والدیه. و یفرح بموتهما… … فکن علی حذر و اطلب الی الله النجاه… و اعلم انّ الناس فی سخط الله عزّ و جلّ … (الکافی ج ۸ ص ۴۰-۴۱).
۱۰-(قال الامام الرضا(علیه السلام) فی شان حقوق الوالدین علی الاولاد): … تابعوهم فی الدنیا -احسن المتابعه -بالبرّ. و بعد الموت بالدعاء لهم و الترحّم علیهم. فانّه روی: انّه من برّ اباه-فی حیاته-و لم یدع له بعد وفاته سمّاه الله عاقّاً(الفقه المنسوب الی الامام الرضا(علیه السلام) ص ۳۳۴). (راجع: بحارالانوار ج ۷۱ ص ۷۷).
۱۱-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): الفقر من خمسه و عشرین شیئاً: … و دعاء السوء علی الوالدین(بحارالانوار ج ۷۳ ص ۳۱۶-۳۱۷).
۱۲-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): انّ اصنافاً-من امّتی-لا یستجاب لهم دعاؤهم: … و رجلٌ یدعو علی والدیه(الکافی ج ۵ ص ۶۷).
۱۳-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ثلاث دعوات مستجابات-لا شک فیهنّ-: دعوه المظلوم و دعوه المسافر. و دعوه الوالد علی ولده(الجعفریات ص ۳۰۹ و الدعوات للشیخ الراوندی -علیه الرحمه-ص ۳۰).
۱۴-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ایّاکم و دعوه الوالد فانّها ترفع فوق السحاب. * یقول الله عزّ و جلّ: ارفعوها الیّ حتّی استجیب له. و ایّاکم و دعوه الوالده فانّها احدّ من السیف(تنبیه الخواطر ج ۱ ص ۱۲). (راجع: الجعفریات ص ۳۰۹ و النوادر للسید فضل الله الرواندی -علیه الرحمه-ص ۹۲). *فی الجعفریات هکذا: فوق السحاب حتّی ینظر الله تعالی الیها. فیقول: ارفعوها الیّ حتیّ استجیب له.
۱۵-قال الامام الصادق علیه السالم: ثلاث دعوات لا یحجبن عن الله تعالی: دعاء الوالد لولده-اذا برّه-. و(دعوته)*علیه -اذا عقه-. و عاء المظلوم علی ظالمه. و دعاؤه لمن انتصر له منه. و رجل مؤمن دعا لاخ له مؤمن و اساه فینا. و دعاؤه علیه. اذا لم یواسه-مع القدره علیه و اضطرار اخیه الیه-(الامالی للشیخ الطوسی -علیه الرحمه-ص ۲۸۰ المجلس ۱۰ و عده الداعی ص ۱۳۳ و تنبیه الخواطر ج۲ ص ۱۷۱). *ما بین القوسین لم یذکر فی عدّه الداعی. فی عده الداعی و تنبیه الخواطر هکذا: دعا لاخیه المؤمن اذا واساه فینا.
من یستجاب دعاؤه -و هو-: الوالد لولده-اذا برّه-. و علیه-اذا عقّه-. و کذا الوالده… (المصباح للشیخ الکفعمی -علیه الرحمه -ص ۹۹۴).
۱۶-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ملعون من سبّ والدیه(تنبیه الخواطر ج ۱ ص ۱۱۱).
۱۷-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من سبّ والدیه فعلیه لعنه الله(بحارالانوار ج ۲۲ ص ۴۸۹).
۱۸-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من اکبر الکبائر ان یسبّ الرجل و الدیه(تنبه الخواطر ج ۱ ص ۱۱۱).
۱۹-(قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فی حدیث حول مفاسد آخر الزمان و علاماته):
… و یسبّ الرجل اباه(جامع الاخبار ص ۳۹۶ الفصل ۱۰۲).
۲۰-روی: انّ لله تعالی قال لموسی(علیه السلام): اخبر عبادی: انّ من عقّ والدیه او سبّهما-مسلمین کان او مشرکین-ثمّ مات-قبل ان یموتا -فلا امان له عندی(مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۹۶).
۲۱-قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): امرنی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) ان اخرج فانادی -فی الناس-: الا من ظلم اجیراً اجره . فعلیه لعنه الله. الا من توالی غیر موالیه . فعلیه لعنه الله. الا و من سبّ ابویه. فعلیه لعنه الله… (بحارالانوار للعلامه المجلسی -علیه الرحمه-ج ۲۲ ص ۴۹۰).
۲۲-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من اکیر الکبائر ان یسبّ الرجل والدیه. قالوا: -یا رسول الله -و کیف الرجل یسبّ والدیه؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم) : یسبّ الرجل. فیسبّ اباه. فیسبّ آخر اباه و امه *(تنبیه الخواطر ج ۱ ص۱۱۱ و بحارالانوار ج ۷۱ ص ۴۶). *ما بین القوسین لم یذکر فی تنبیه الخواطر.
۲۳-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): لعن الله … من لعن ابویه. فقال رجل: -یا رسول الله -أیوجد رجل یلعن ابویه؟! فقال(صلی الله علیه و آله و سلم): نعم. یلعن آباء الرجال و امّهاتهم فیلعنون ابویه(الکافی ج ۸ ص ۷۱).
۲۴-قال موسی بن عمران للربّ عزّ و جلّ: -یا ربّ -فانّ من خلقک من یعقّ والدیه؟ فقال عزّ و جلّ: انّ(من)*العقوق لهما: ان یستسب لهما(بحارالانوار ج ۷۱ ص ۸۳ و مستدرک الوسائل ج ۱۵ ص ۱۹۱). *ما بین القوسین لم یذکر فی مستدرک الوسائل.
ای یفعل ما یصیر سبباً لسبّ الناس لوالدیه. و قد یسبّ الناس والدی من یفعل شنیعاً و قبیحاً و سوءاً او یرتکب عملاً یوجب ایذاء الناس.
۲۵-قال الامام الصادق(علیه السلام): … انّ ولد السوء یعیّر والده بعمله… (الکافی ج ۲ ص ۲۱۹).
۲۶-قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): ولد السوء یهدم الشرف. و یشین السلف(غرر الحکم). قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): ولد السوء یعرّ السلف. و یفسد الخلف(غرر الحکم).
۲۷-قال الامام الصادق(علیه السلام): انّ من حقّ الوالدین-علی ولدهما-: ان یقضی دیونهما. و یوفی نذورهما. و لا یستسبّ لهما.
فاذا فعل ذلک کان بارّاً-و ان کان عاقّاً لهما فی حیاتهما-. و ان لم یقض دیونهما. و لم یوف نذورهما. و استسبّ لهما. کان عاقّاً و ان کان بارّاً(بهما)*فی حیاتهما-(مشکاه الانوار ج ۱ ص ۳۶۶ و بحارالانوار ج ۷۹ ص ۶۵). *ما بین القوسین لم یذکر فی مشکاه الانوار.
۲۸-قال الامام الصادق(علیه السلام): ثلاثه من عاداهم *ذلّ: الوالد و السلطان و الغریم(وسائل الشیعه ج ۱۸ ص ۳۲۷). *فی الخصال ص ۱۹۵ هکذا: من عازهم.
۲۹-سئل الامام المجتبی(علیه السلام) عن العقوق؟ فقال(علیه السلام): ان تحرمهما و تهجرهما(کشف الغمه ج ۲ ص ۳۹۵ تحقیق و نشر: المجمع العالمی لاهل البیت علیهم السلام تحت اشراف سماحه العلّامه حجّه الاسلام و المسلمین الحاج الشیخ محمد حسن الاختری-دامت توفیقاته-. ).
۳۰-عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من فقه الضیف ان لا یصوم تطوّعاً الّا باذن صاحبه. و من طاعه المراه لزوجها ان لا تصوم تطوّعاً الّا باذنه و امره. و من صلاح لعبد و طاعته و نصحه لمولاه ان لا یصوم تطوّعاً الّا باذن مولاه و امره.  و من برّ الولد(بابویه)*ان لا یصوم-تطوّعاً -الّا باذن ابویه و امرهما. و الّا کان الضیف جاهلاً. و کانت المراه عاصیه. و کان العبد فاسقاً عاصیاً. و کان الولد عاقّاً(الکافی ج ۴ ص ۱۵۱ و من لا یحضره الفقیه ج ۲ ص ۹۹ و علل الشرایع ج ۲ ص ۹۹ الباب ۱۱۵). *ما بین القوسین لم یذکر فی الکافی و علل الشرائع. فی الفقیه: فاسداً عاصیاً. و فی علل الشرایع: فاسداً عاصیاً غاشّاً. فی علل الشرائع هکذا: و کان الولد عاقّاً قاطعاً للرحم.
۳۱-یکی دیگر از فرزندان حضرت نوح(علیه السلام) کنعان نام داشت. او سوار کشتی نشده و در طوفان هلاک شد.
۳۲-عبدالعظیم بن عبدالله حسنی قال: سمعت علیّ بن محمد العسکری(علیه السلام) یقول: عاش نوح(علیه السلام) الفین و خسمائه سنه. و کان یوماً -فی السفینه-نائماً فهبّت ریح فکشفت عن عورته. فضحک حام و یافث فزجرهما سام(علیه السلام) و نهاهما عن الضحک. و کان کلّما غطّی سام شیئاً -تشکفه الریح -کشفه حام و یافث. فانتبه نوح(علیه السلام) فرآهم. و هم یضحکون فقال: ما هذا؟ فاخبره سام بما کان. فرفع نوح(علیه السلام) یده الی السماء یدعو و یقول: اللّهم غیّر ماء صلب حام حتّی لا یولد له الّا السودان اللهم غیر ماء صلب یافث. فغیّر الله ماء صلبیهما… و قال نوح(علیه السلام) لحام و یافث: جعل الله ذرّیتکما خولاً لذرّیه سام الی یوم القیامه. لانّه برّبی. و عققتمانی فلا زالت سمه عقوقکما لی-فی ذریّتکما-ظاهره. وسمه البرّ بی-فی ذرّیه سام-ظاهره ما بقیت الدنیا(علل الشرایع ج ۱ ص ۴۴ الباب ۲۸ ح ۱).(ذکرنا منه موضع الحاجه الیه).
(من جمله ما جاء فی خطبه لامیرالمومنین(علیه السلام)): … ثمّ اذنت-فی ایداعه -سام دون حام و یافث فضربت لهما بسهم فی الذلّه.
و جعلت ما اخرجت-من بینهما-لنسل سام خولاً(اثبات الوصیّه ص ۱۲۸).
۳۳-(قال الامام الصادق(علیه السلام)): دفع نوح(علیه السلام) الاسم الاکبر و میراث العلم و آثار علم النبوّه الی ابنه-سام-.
و امّا حام و یافث فلم یکن عندهما علم ینتفعان به(الکافی ج ۸ ص ۲۸۵ و کمال الدین ص ۱۳۵).
۳۴-قال الامام الرضا(علیه السلام): انّ الله عزّ و جلّ امر بثلاثه-مقرون بها ثلاثه اُخری-.
امر بالصلاه و الزکاه.
فمن صلّی و لم یزک لم تقبل منه صلاه.
و امر بالشکر له و للوالدین.
فمن لم یکشر والدیه لم یشکر الله.
و امر باتّقاء الله و صله الرحم.
فمن لم یصل رحمه. لم یتّق الله عزّ و جلّ(الخصال ص ۱۵۶ و عیون اخبارج ۱ الباب ۲۶ و کشف الغمّه ج ۳ ص ۳۹۳ تحقیق و نشر المجمع العالمی لاهل البیت علیهم السلام).
قال الامام الرضا(علیه السلام): من لم یشکر المنعم -من المخلوقین-لم یشکر الله عزّ و جلّ(عیون الاخبار ج ۲ ص ۲۷ الباب ۳۱).
۳۵-(قال الامام الصادق(علیه السلام) لرجل حول المفاسد آخر الزمان و علامات ذلک):
… و رایت العقوق قد ظهر واستخف بالوالدین و کان من اسوء الناس حالاً -عندالولد-.
و یفرح بان یفتری علیهما…
و رایت ابن الرجل یفتری علی ابیه و یدعو علی والدیه.
و یفرح بموتهما…
… فکن علی حذر و اطلب الی الله النجاه…
و اعلم انّ الناس فی سخط الله عزّ و جلّ … (الکافی ج ۸ ص ۴۰-۴۱).
۳۶-عن ابراهیم بن مهزم قال: خرجت من عند ابی عبدالله(علیه السلام) لیله ممسیاً. فاتیت منزلی بالمدینه و کانت امّی معی فوقع بینی و بینها کلام فاغلظت علیها *.
فلمّا ان کان من الغد. صلّیت الغداه و أتیت ابا عبدالله(علیه السلام)(فلّما دخلت علیه).
فقال(علیه السلام) لی-مبتدئاً -: یا ابا مهزم -مالک و للوالده ؟!اغلظت لها-البارحه-.
او ما علمت انّ بطنها منزل قد سکنته و انّ حجرها مهد قد غمزته.
و ثدیها و عاء شربته؟!
قلت: بلی.
قال(علیه السلام): فلا تغلظ علیها(بصائر الدرجات ص ۳۱۹ و دلائل الامامه ص ۲۵۵).
(راجع: الخرائج ج ۲ ص ۷۲۹ و المناقب ج ۴ ص ۲۴۱).
*فی بصائر الدرجات: لها. *مابین القوسین لم یذکر فی دلائل الامامه.
*فی دلائل الامامه: یا ابن مهزم. فی بصائر الدرجات: اغلظت فی کلامها البارحه.
فی بصائر الدرجات: اما.
فی دلائل الامامه هکذا: منزلاً قد سکنته و انّ حجرها مهداً قد مهدته ف-درّ ثدیها و عاء قد شربته؟
فی بصائر الدرجات: قال: قلت: نعم. فی دلائل الامامه: فلا تغلظ لها.
۳۷-قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): الفقر من خمسه و عشرین شیئاً…
. و دعوه الوالدین باسمهما(بحارالانوار ج ۷۳ ص ۳۱۶-۳۱۷).
(و فی روایه اُخری): … و نداء الوالدین باسمهما(بحارالانوار ج ۷۳ ص ۳۱۸).
 
منبع مقاله: ناجی موسوی جزایری، سید هاشم،(۱۳۴۰)، فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرین شده، قم: ناجی جزایری، چاپ سوم،(۱۳۸۸).