موسی کاظم

نوشته‌ها

مناظره ابوحنیفه و امام صادق (علیه السلام)

اشاره:

ابوحنیفه رئیس مذهب حنفی اهل سنت هم عصر امام صادق (علیه‌السلام) بود. ابوحنیفه حتی در جلسه تدریس امام صادق (ع) شرکت می کرد و گفته شده که افتخار دوسال شاگردی آن حضرت را داشته است به گونه ای که از خود او نقل لو لا السنتان لهلک النعمان یعنی اگر آن دوسال شاگری امام نبود نعمان که ابوحنیفه است هلاک می شد. بنابراین امام صادق علیه‌السلام با ابوحنیفه مناظره های متعددی داشته است. در این مقاله به یکی از آنها اشاره شده است.

 

روزى ابو حنیفه به همراه عدّه اى از دوستانش به مجلس امام جعفر صادق علیه السلام وارد شد و اظهار داشت: «یابن رسول اللّه ! فرزندت ، موسى کاظم علیه السلام را دیدم که مشغول نماز بود و مردم از جلوى او رفت و آمد مى کردند؛ و او آن ها را نهى نمى کرد، با این که رفت و آمدها مانع معنویّت مى باشد؟!

امام صادق علیه السلام فرزند خود موسى کاظم علیه السلام را احضار نمود و فرمود: ابو حنیفه چنین مى گوید که در حال نماز بودى و مردم از جلوى تو رفت و آمد مى کرده اند و مانع آن ها نمى شدى ؟

پاسخ داد: بلى ، صحیح است ، چون آن کسى که در مقابلش ایستاده بودم و نماز مى خواندم ، او را از هر کسى نزدیک تر به خود مى دانستم ، بنابر این افراد را مانع و مزاحم عبادت و ستایش خود در مقابل پروردگار متعال نمى دانستم .

سپس امام جعفر صادق علیه السلام فرزند خود را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فداى تو باد، که نگه دارنده علوم و اسرار الهى و امامت هستى .

بعد از آن، خطاب به ابو حنیفه کرد و فرمود: حکم قتل ، شدیدتر و مهمّتر است ، یا حکم زنا؟

ابو حنیفه گفت : قتل شدیدتر است.

امام علیه السلام فرمود: اگر چنین است ، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته ؛ ولى شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است ؟!

سپس حضرت به دنباله این پرسش فرمود: بنابر این باید توجّه داشت که نمى توان احکام دین را با قیاس استنباط کرد.
و سپس افزود: اى ابوحنیفه ! ترک نماز مهمّتر است ، یا ترک روزه ؟

– نماز مهمّتر است

حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا زنان نمازهاى دوران حیض و نفاس را نباید قضا کنند؛ ولى روزه ها را باید قضا نمایند، پس احکام دین قابل قیاس نیست

بعد از آن ، فرمود: آیا نسبت به حقوق و معاملات ، زن ضعیف تر است ، یا مرد؟

ابوحنیفه در پاسخ گفت : زنان ضعیف و ناتوان هستند.

حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا خداوند متعال سهم مردان را دو برابر سهم زنان قرار داده است ، با این که قیاس برخلاف آن مى باشد؟!

سپس حضرت افزود: اگر به احکام دین آشنا هستى ، آیا غائط و مدفوع انسان کثیف تر است ، یا منى ؟

ابو حنیفه گفت : غائط کثیف تر از منى مى باشد.

حضرت فرمود: اگر چنین است ، پس چرا غائط با قدرى آب یا سنگ و کلوخ پاک مى گردد؛ ولى منى بدون آب و غسل ، تطهیر نمى شود، آیا این حکم با قیاس سازش دارد؟!

پس از آن ابوحنیفه تقاضا کرد: یاابن رسول اللّه ! فدایت گردم ، حدیثى براى ما بیان فرما، که مورد استفاده قرار دهیم ؟

امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم از پدرانش ، و ایشان از حضرت امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام روایت کرده اند، که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند متعال میثاق و طینت اهل بیت رسول اللّه صلوات اللّه علیه را از اعلى علّیین آفریده است . و دوستان ما را از خمیر مایه و طینت ما خلق نمود و چنانچه تمام خلایق جمع شوند، که تغییرى در آن به وجود آورند هرگز نخواهند توانست.

بعد از آن که امام صادق علیه السلام چنین سخنى را بیان فرمود ابو حنیفه گریان شد؛ و با دوستانش که همراه وى بودند برخاستند و از مجلس خارج گشتند.[۱]

پی نوشت:

[۱] . شیخ مفید، الاختصاص، ص۱۸۹، دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان، چ۲، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م، تحقیق : علی أکبر الغفاری ، السید محمود الزرندی

قیام‌های علیه خلافت عباسیان در عصر امام رضا(علیه السّلام)

امام موسی کاظم (علیه السّلام ) در سال ۱۸۳ هجری قمری به شهادت رسیدند. بعد از ایشان، فرزندش ـ علی بن موسی الرّضاء (علیه السّلام ) عهده‌دار منصب امامت شدند. به مدت بیست سال، امام رضا (علیه السّلام ) عهد‌ه‌دار هدایت مسلمانان بودند تا اینکه سرانجام در سال ۲۰۳ هجری قمری به دست مأمون به شهادت رسیدند.

دوران امامت ایشان مصادف با سه خلیفه عباسی: هارون الرشید (ده سال)، محمّد امین (پنج سال)، و عبدالله مأمون(پنج سال) بود.[۱]در طول این بیست سال قیام‌های علوی و غیر علوی زیادی بر ضدّ حاکمیت عباسیان صورت گرفت که منجر به سرکوبی همه این قیام‌ها‌ شد. طبری همه این قیام‌ها را ضبط کرده است که به مشروح آنها پرداخته می‌شود:[۲]

۱٫ قیام ابو عمرو جانفروش در سال ۱۸۴ هـ ق که هارون زهیر قصّاب را برای سرکوبی او فرستاد، و ابو عمرو در شهر زور کشته شد.

۲٫ در سال ۱۸۵ هـ ق حمزه جانفروش در بادغیس قیام کرد که عیسی بن علی از طرف خلیفه آنها را سرکوب کرد.

۳٫ در سال ۱۸۵ هـ ق ابوالخصیب بار دیگر در نساء قیام کرد و بر طوس، نیشابور، ابیورد مسلّط شد. علی بن عیسی بن ماهان موفّق به سرکوبی این قیام شد؛ ابوالخصیب را کشته و زنان و فرزندانش را اسیر کرد.

۴٫ عبدالسلام در ۱۸۷ هـ ق در آمد قیام نمود و یحیی بن سعید عقیلی او را کشت و قیامش سرکوب شد.

۵٫ در سال ۱۹۰ هـ ق رافع بن لیث بن نصر بن سیار در سمرقند به مخالفت با هارون برخاست. بسیاری از مردم خراسان و سرزمین ماوراء النهر به علّت نفرت از سیاست‌های خلیفه از او پیروی کردند. ابتدا علی بن عیسی بن ماهان به سرکوبی این قیام پرداخت، ولی موفّق نشد و سرانجام هرثمه بن اعین روانه گردید.[۳] و قیامش را سرکوب کرد.

۶٫ ثروان پسر سیف در ۱۹۱ هـ ق در ناحیه حولایا قیام کرد که طوق بن مالک آن را سرکوب کرد.

۷٫ ابو اسندا در ۱۹۱ هـ ق در شام قیام کرد و هارون الرشید، یحیی بن معاذ را به مقابله با او فرستاد.

۸٫ در سال ۱۹۲ هـ ق، ثروان حروری قیام کرد و در طف بصره عامل خلیفه را کشت.

۹٫ در مورد قیام مردم حمص دو نقل است: طبری، قیام مردم حمص را در سال ۱۹۴ هـ ق می‌داند که مردم حمص بر علیه اسحاق بن سلیمان عامل محمد امین قیام کردند. ولی یعقوبی، قیام را در سال ۱۹۰ هـ ق، ثبت کرده که هارون خود به سرکوبی این قیام رهسپار شد. و مردم حمص خواستار صلح و او هم قبول کرد. بعید نیست که مردم حمص در سال‌های ۱۹۰ و ۱۹۴ قیام کرده باشند.

۱۰٫ قیام علی بن عبدالله سفیانی، از نوادگان معاویه، که در شام قیام کرد. در سال ۱۹۵ هـ ق، سفیانی حاکم دمشق را اخراج و به محاصره شهر پرداخت.

۱۱٫ در سال ۱۹۸ هـ ق خزیمه بن خازم به مخالفت با محمد امین برخاست.

۱۲٫ قیام ابو السریا (سری بن منصور شیبانی) در سال ۱۹۹ هـ ق در کوفه:

این قیام که از عمده‌ترین و خطرناکترین قیام‌های علویان به حساب می‌آید، ابتدا توسط محمد بن ابراهیم طالبی معروف به ابن طبا طبا شروع شد. ابن طباطبا سرپرستی کارهای نبرد و فرماندهی سپاهیان را به ابو السریا داد. بعد از مدّتی ابن طبا طبا را با زهر مسموم کرد و خود به جای وی نشست و در کوفه شروع به ضرب سکه نمود. بصره، واسط، حجاز و یمن را تصاحب نمود وی سرانجام هرثمه وی را دستگیر کرد.

۱۳٫ قیام ابراهیم بن موسی طالبی در یمن در سال ۲۰۰ هـ ق.

۱۴٫ قیام حسین بن حسن افطس در مکه.

۱۵٫ قیام ابن ابی سعید بر علیه حسن به سهل که توسط هرثمه سرکوب شد.

۱۶٫ مردم بغداد به خاطر اعطای قدرت بیشتر به فضل بن سهل از سوی مأمون، خواستار رهبری قیامی توسط منصور بن مهدی گردیدند ولی او از قبول آن خودداری نمود.

۱۷٫ قیام ابراهیم بن مهدی معروف به ابن شکله در ۲۰۱ هـ ق به خاطر ولیعهدی امام رضا (علیه السّلام ) .

۱۸٫ قیام بابک خرمی (خرم‌ الدین) در آذربایجان در ۲۰۱ هـ ق که سرانجام توسط معتصم در ۲۲۳ هـ ق سرکوب گردید.

۱۹٫ قیام مهدی بن علوان حروری در سال ۲۰۳ هـ ق.

۲۰٫ قیام برادر ابو السرایا در ۲۰۲ هـ ق در کوفه که غسان بن الفراج آن را سرکوب کرد.

علاوه بر قیام های مذکور که به طور عمده از تاریخ طبری نقل گردید، یعقوبی مورخ بزرگ شیعه نیز به قیام‌های ذیل اشاره کرده است:

۲۱٫ قیام احمد بن عیسی بن زید علوی در ۱۸۸ هـ ق که توسط غلامش (حاضر) دستگیر و به هارون تحویل داده شد.

۲۲٫ قیام عبد الملک بن صالح بن علی هاشمی در ۱۸۸ هـ ق که توسط خلیفه (هارون) سرکوب گردید.

۲۳٫ قیام صنادیه در ارمنستان در ۱۹۳ هـ ق که توسط هارون سرکوب شد.

۲۴٫ قیام محمد بن ابی خالد که محمد امین آن را سرکوب کرد.

۲۵٫ قیام مالک بن لبید یشکری در سواد.

۲۶٫ قیام عباس بن محمد بن موسی جعفری در بصره.

۲۷٫ قیام محمد بن حسن معروف به «سلق» در واسط که توسط عبدالله بن سعید خرشی سرکوب گردید.

۲۸٫ قیام محمد بن جعفر در حجاز که توسط عیسی بن یزید جلودی سرکوب شد.

۲۹٫ قیام احمد بن خطاب ربعی در نصیبین.

۳۰٫ سید ابن انس در موصل.[۴]

۳۱٫ قیام نصر بن شبث در ۱۹۸ هـ ق در شام که طاهر بن حسین مأمور سرکوبی او شد.

۳۲٫ قیام زط (کولی) در جنوب عراق که در دوره معتصم سرکوب گردید.[۵]

۳۳٫ قیام زید معروف بن «زید النار» در بصره که توسط عیسی جلودی سرکوب شد.

۳۴٫ قیام محمد بن جعفر ملقب به دیباج در مکه و نواحی حجاز.

۳۵٫ قیام محمد بن سلیمان بن داوود در مدینه.

۳۶٫ قیام حسن الهراش در ۱۹۸ هـ ق.

۳۷٫ قیام حاتم بن هرثمه در ارمنستان.

۳۸٫ قیام عبد الرحمان بن احمد در یمن.[۶]

۳۹٫ علّت اوضاع در هم ریخته و نابسامانی اجتماعی و سیاسی به خصوص در زمان درگیری بین امین و مأمون بر سر قدرت، شورش‌ها و قیام‌های گوناگونی بر علیه حاکمیت عباسی رخ داد. قیام‌های مذکور، شامل علویان و غیر علویان می‌شد که به عمده این قیام‌ها اشاره گردید.

برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به:

۱ـ کتاب تحلیلی از زندگانی امام رضا (علیه السّلام ) ، تألیف محمد جواد فضل الله.

۲ـ تاریخ کامل، نوشته ابن اثیر، مراجعه کنید.

قال الامام موسی بن جعفر (علیه السّلام ) : «اِنّ ابنی علیاً اکبرُ ولدى و أبَرُّ هُمْ عندی و أَحَبُّهُمْ اِلیَّ و هو ینظر معی فی الجَفْر و لم یَنْظُرْ فیه الا نبیُّ اَوْ وصیُّ نبیٍّ.

امام موسی کاظم (علیه السّلام ) می‌فرماید: همانا علی (امام رضا) بزرگترین اولاد من است و خوش رفتارترین و محبوب‌ترین آنهاست نزد من، و او با من در جفر می‌نگرد، در صورتی که جز پیغمبر یا وصی پیغمبر در آن نمی‌نگرد.[۷]

پى نوشتها :

[۱] . مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، مؤسسه امام صادق (علیه السّلام ) ، قم، چاپ نهم، ۷۷، ص ۴۰۰٫

[۲] . طبری، تاریخ طبری، جلدهای ۱۲ و ۱۳، مترجم ابوالقاسم پاینده، انتشارات اسیاطیر، چاپ دوم، ۶۳، از ص ۵۲۸۰ تا ۵۶۷۵٫

[۳] . محمّد سهیل ملقوش، دولت عباسیان، مترجم: حجت الله جودکی، انتشارات پژوهشکده حوزه و دانشگاه، چ اول، ۸۰، ص ۱۰۰٫

[۴] . یعقوبی، تاریخ یعقوبی، جلد دوم، مترجم محمد ابراهیم آیتی، چاپ هفتم، ۷۴، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۷۴، ص ۴۶۱٫

[۵] . محمد بن سهیل ملقوش، پیشین، ص ۱۳۰٫

[۶] . جعفر مرتضی عاملی، زندگانی سیاسی امام رضا (علیه السّلام ) ، مترجم و چاپ از دفتر انتشارات اسلامی، انتشارات کنگره جهانی حضرت رضا (علیه السّلام ) ، چاپ ۱۳۶۵، ص ۱۷۵٫

[۷] . کلینی ـ رحمه الله علیه ـ ، اصول کافی، جلد دوم، با ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، انتشارات علمیه اسلامیه، ص ۸۸٫

منبع :پایگاه اندیشه قم