مهدی صفری

نوشته‌ها

عملی مساوی با ثواب حج!

شادی دل پدر و مادر، سرمایه عظیمی است که در کالبد وجود آدمی، روح تازه‌ای دمیده و زندگی او را مملو از عشق و صفا می‌کند، و به لحظات عمر او چنان لذّتی می‌بخشد که طعم شیرین آن را به خوبی می‌تواند در زندگی تجربه نماید.

پروردگار هستی، نظام زیبای آفرینش را به گونه‌ای طراحی و تنظیم نموده که آدمی در آن بتواند با دست یافتن به رمز موفقیت، در عرصه زندگی، قله‌های پیشرفت و تعالی و کمال را طی نموده و به خوشبختی ابدی دست یابد.

یکی از رموز موفقیت و دست یافتن به پیروزی در عرصه حیات دنیوی و اخروی، از دیدگاه خداوند بی مثال، موضوع احترام و نیکی به پدر و مادر و شاد نمودن دل آن عزیزان است، و لذا اگر ما در پی دست یافتن به این مهّم هستیم، حتماً باید در مدّت عمر خویش، از طریق محبّت و مهرورزی نسبت به آن دو نعمت گران‌سنگ، دل رئوف آن‌ها را شاد و رضایت باطنی ایشان را به سوی خویش جلب نماییم.

شادی دل پدر و مادر، سرمایه عظیمی است که در کالبد وجود آدمی، روح تازه‌ای دمیده و زندگی او را مملو از عشق و صفا می‌کند، و به لحظات عمر او چنان لذّتی می‌بخشد که طعم شیرین آن را به خوبی می‌تواند در زندگی تجربه نماید.

ما در این نوشتار بر آنیم که به آثار درخشان نیکی به پدر و مادر مختصراً اشاره کنیم، به امید آنکه از طریق آشنایی با چنین آثار سودمندی، اندکی به خود آمده و از سستی و کوتاهی در جهت نیکی به آن دو گوهر ارزشمند و خدمت رسانی به آن عزیزان دست برداریم.

آثار درخشان نیکی به والدین

۱- نیکی به پدر و مادر کفّاره گناهان است.

مردی خدمت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: کار زشتی نبوده، مگر آنکه من آن را انجام داده‌ام، آیا راهی برای توبه دارم؟ حضرت فرمود: آیا یکی از والدین تو زنده هستند؟! جواب داد: پدرم زنده است. حضرت فرمود: برو به پدرت نیکی کن تا کفّاره گناهانت گردد. وقتی آن شخص رفت فرمود: اگر مادرش زنده بود، نیکی به او بهتر بود. ۱

نکته حائز اهمیت در موضوع پدر و مادر آن است که خود ترک نیکی به والدین گناهی است بسیار بزرگ، و نابخشودنی، که پروردگار هستی به هیچ وجه عذر ما را در این زمینه نمی‌پذیرد، و با عذاب دردناکی ما را مجازات خواهد نمود، و لذا اگر بار گناه بر شانه ما سنگینی کرده و فضای روحمان را تاریک و ظلمانی نموده، باید کمر همت را محکم بسته و با خدمت رسانی به پدر و مادر، صفحه قلب خویش را از آلودگی گناه پاک و پیراسته نماییم، تا سبک‌بار شده و زندگی شیرین و لذت بخشی را تجربه نماییم.

شادی دل پدر و مادر، سرمایه عظیمی است که در کالبد وجود آدمی، روح تازه‌ای دمیده و زندگی او را مملو از عشق و صفا می‌کند، و به لحظات عمر او چنان لذّتی می‌بخشد که طعم شیرین آن را به خوبی می‌تواند در زندگی تجربه نماید.

۲- رسیدن به ثواب حج

زیارت خانه خدا و انجام مناسک نورانی حج، از جمله اموری است که هر مؤمنی در زندگی خویش آرزوی آن را در آسمان ذهن خود می‌پروراند و همواره از خالق هستی، توفیق چنین سفر معنوی با عظمتی را خواهان است. نکته قابل توجّه در این زمینه آن است که پروردگار عالم از میان کارهای نیک و شایسته، برخی را به صورت گلچین انتخاب نموده و برای آن‌ها ثواب حج را در نظر گرفته است، یکی از آن کارهای نیک، محبّت و رأفت نسبت به پدر و مادر است. گل سر سبد عالم وجود، پیامبر عزیز اسلام در این باره می‌فرماید: هرگاه فرزندی به پدر و مادرش نگاه محبت و رحمت کند، به هر نظری که می‌کند، ثواب یک حج مقبول به او داده می‌شود. گفتند: یا رسول الله! هر گاه در روز صد مرتبه چنین کند چه؟ فرمود: بله، به هر نگاهی ثواب یک حج دارد. ۲

۳- خشنودی پدر و مادر خشنودی خداست

منت‌های آرزوی هر مؤمنی در زندگی، کسب رضایت خداوند بی همتا است، و لذا در مدّت عمر دنیوی خویش همواره می‌کوشد که در این مسیر قدم برداشته و به آن گنج عظیم دست یابد، از روایات پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) چنین استفاده می‌شود از جمله اموری که باعث رضایت و خشنودی حق تعالی می‌شود، جلب رضایت پدر و مادر است.
پیامبر گرامی اسلام در این باره به زیبایی فرموده: (رضی الله مع رضی الوالدین و سخط الله مع سخط الوالدین) ۳ رضایت خدا رضایت والدین است و خشم او با خشم ایشان.

۴- ملائکه به شخصی که به پدر و مادرش نیکی کند، دعا می‌کنند!

پیامبر رحمت حضرت خاتم‌الانبیاء محمّد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: خداوند متعال دو فرشته دارد که یکی از آن دو می‌گوید: خدایا نیکی کننده به پدر و مادر را از هر شرّ و آفتی حفظ فرما، و دیگری می‌گوید: خدایا عاقّ والدین را با غضب خویش هلاک فرما. ۴

۵- زیاد شدن مال و آبرو

دست یافتن به مالی زیاد و عمری طولانی و در عین حال با برکت، از جمله اموری است که هر انسان عاقل و صاحب شعوری آن را دوست داشته و همواره از عمق جانش خواهان آن می‌باشد، رسیدن به این امر نیازمند به کار بستن دستوراتی است که پروردگار هستی و وجود نازنین پیامبر اسلام و خاندان پاک و مطهّرش، که انجام آن‌ها را از ما مطالبه نموده‌اند، یکی از آن دستورات که تأکید فراوان روی آن شده، مسئله احترام به پدر و مادر و نیکی در حق آن عزیزان است.

در روایتی از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که ایشان فرمود: (من یضمن لی برّ الوالدین و صله الرحم اضمن له کثره المال و زیاده العمر و المحبه فی العشیره)۵ ؛ کسی که برای من ضمانت کند صله رحم و نیکی به والدین را، من هم ضامن می‌شوم که مال و عمرش زیاد شود و در قبیله‌اش محبوبیّت پیدا کند.
ترک نیکی به والدین گناهی است بسیار بزرگ، و نابخشودنی، که پروردگار هستی به هیچ وجه عذر ما را در این زمینه نمی‌پذیرد، و با عذاب دردناکی ما را مجازات خواهد نمود، و لذا اگر بار گناه بر شانه ما سنگینی کرده و فضای روحمان را تاریک و ظلمانی نموده، باید کمر همت را محکم بسته و با خدمت رسانی به پدر و مادر، صفحه قلب خویش را از آلودگی گناه پاک و پیراسته نماییم،

خاطره‌ای آموزنده از مقام معظم رهبری(مدظله)

ایشان می‌فرماید: مرحوم پدرم در سنین پیری تقریباً بیست و چند سال قبل از فوتش که مرد ۷۰ ساله‌ای بود به بیماری آب چشم دچار شد، بنده آن وقت در قم بودم، تدریجاً در نامه‌هایی که ایشان برای ما می‌نوشت این روشن شد که ایشان چشمانش درست نمی‌بیند. من به مشهد آمدم و دیدم که ایشان محتاج دکتر است، قدری به دکتر مراجعه کردم، و بعد برای تحصیل به قم برگشتم… در سال ۴۳ بود که من ناچار شدم ایشان را به تهران بیاورم، چون معالجات در مشهد جواب نمی‌داد. به چند دکتر که مراجعه کردم، ما را مأیوس کردند و گفتند هر دو چشم ایشان معیوب شده و قابل معالجه نیست… در آن زمان مطلقاً نمی‌دید و ما باید دستانش را می‌گرفتیم و راه می‌بردیم لذا برای من غصه شده بود که اگر پدرم را رها می‌کردم و به قم می‌آمدم، ایشان مجبور بود گوشه‌ای در خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشرت و هیچ کاری نبود از طرف دیگر اگر می‌خواستم ایشان را همراهی کنم و از قم دست بردارم، این هم برای من غیر قابل تحمل بود، زیرا با قم انس گرفته بودم و تصمیم گرفته بودم تا آخر عمر در قم بمانم… یک روز خیلی ناراحت بودم، شدیداً در حال تردید و نگرانی و اضطراب به سر می‌بردم. به سراغ یکی از دوستانم رفتم، به او تلفن کردم و گفتم شما وقت دارید که من پیش شما بیایم؟ گفت: بله، من به منزل ایشان رفته و قضیه را گفتم… به او گفتم من دنیا و آخرتم را در قم می‌بینم و از طرفی نمی‌توانم پدرم را با این چشم نابینا تنها بگذارم. او یک تأمّل مختصری کرد و گفت: شما بیا یک کاری بکن و برای خدا از قم دست بکش و برو در مشهد بمان، خدا دنیا و آخرت تو را می‌تواند از قم به مشهد منتقل کند.

من یک تأمّلی کردم و دیدم عجب حرف خوبی است، و لذا برای خاطر خدا پدر را به مشهد می‌برم و پیش او می‌مانم، خدای متعال هم اگر اراده کند می‌تواند دنیا و آخرت من را از قم به مشهد بیاورد.

با حال بشّاش و آسودگی به منزل آمدم، والدین من که چند روزی من را ناراحت دیده بودم و اکنون بشاش و خوشحال، تعجب کردند، گفتم: من تصمیم گرفتم که به مشهد بیایم، آن‌ها اوّل باورشان نمی‌شد، از بس این تصمیم را امر بعیدی می‌دانستند که من از قم دست بکشم. به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد… اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است که ناشی از همان برّی(نیکی) است که به پدر بلکه به پدر و مادرم انجام داده‌ام. ۶

پی‌نوشت‌ها

۱- بحارالانوار، ج۷۱، ص۸۲

۲- همان، ص۸۰

۳- همان

۴- مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۶

۵- همان

۶- خاطرات و حکایت‌ها ویژه‌ی مقام معظم رهبری، ص۵۷

مهدی صفری

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

پدر و مادر دو گوهر ارزشمند عالم هستی

پروردگار هستی نعمت‌های فراوانی در اختیار ما انسان‌ها قرار داده، نعمت‌هایی که هر یک به تنهایی نشانگر قدرت و عظمت آن یگانه خالق هستی است.

در میان انبوه نعمت‌های الهی، دو نعمت است که از نظر ارزش نسبت به سایر نعمت‌ها از منزلت و اهمّیّت بیشتری برخوردارند، که آن دو یکی نعمت وجود پدر است و دیگری نعمت وجود مادر.

ارزش آن دو نعمت گرانسنگ به اندازه ای است که در نظام زیبای آفرینش بعد از خدا و وجود مطهر پیامبر رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان پاک و مطهرش، هیچ گوهری نمی‌تواند با نعمت پدر و مادر برابری نماید.

با رجوع به کلام نورانی حضرت حق می‌یابیم که آن یگانه خالق هستی، احترام ویژه ای برای پدر و مادر قائل شده و آن دو گوهر ارزشمند را در جایگاه بلند و رفیعی قرار داده است، آن قدرت بی‌مثال در بخشی از کلام نورانی خویش پیرامون جایگاه والای پدر و مادر فرموده: (و قضی ربّک الّا تعبدوا الّا ایّاه و بالوالدین احساناً إمّا یَبلُغَنَّ عندک الکبر أحدُهما او کلاهما فلا تَقُل لهما افّ و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریما.)۱؛ پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، اگر یکی از آنها یا هر دو در کنار تو به پیری رسند، به آنها اف مگو! و بر آنها بانگ مزن و با آنها کریمانه سخن بگوی.

چنانچه ملاحظه فرمودید حضرت حق پس از موضوع بندگی خویش، به مسئله احترام به والدین پرداخته و از همگان خواسته که در حق آنها نیکی کنند که این خود بیانگر اهمیت والای موضوع احترام به والدین در پیشگاه خداوند بی‌مثال است.

قانونی که حق تعالی در مورد والدین وضع نموده، به گونه ای است که هیچ کس در هیچ شرایطی اجازه تخلف از آن را ندارد، و لذا با وضع چنین قانونی راه هرگونه عذر و بهانه ای به روی انسان بسته شده و همگی باید با جان و دل به آن تن داده و در زندگی به آن عمل نمایند، در غیر این صورت هرگز از پیامدهای شوم زیر پا نهادن قانون الهی در امان نخواهند بود.

بنابراین ما باید همواره در زندگی، احترام به پدر و مادر و رفع نیازهای آنها را در رأس کارهای روزمره خویش قرار داده و بکوشیم که در این زمینه به بهترین شکل ایفاء نقش نماییم، مخصوصاً اگر پدر و مادر پیر و ناتوان شده باشند که در چنین شرایطی وظیفه ما سنگین تر می‌شود، زیرا آنها به هنگام پیری، به تنهایی قادر به انجام کارهای خود نمی‌باشند و حتماً به کمک فرزندان خویش نیازمندند.

حقوق سنگین والدین از زبان معصومین(صلوات الله علیهم اجمعین)

با مراجعه به کلمات نورانی پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) و مطالعه پیرامون موضوع پدر و مادر به خوبی می‌یابیم که آن بزرگواران برای والدین حقوق بسیار سنگینی را بیان کرده اند که هر فرزندی در مدت عمر خود موظّف است آنها را به زیباترین وجه ادا نماید.

– حضرت موسی بن جعفر(علیهماالسلام) می‌فرماید: شخصی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از حق پدر و فرزند سوال کرد. حضرت فرمودند: نباید او را با نام صدا زند(بلکه بگوید پدر! آقا، بابا و …) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند و کاری نکند که مردم به پدرش بدگویی کنند(کاری نکند که مردم بگویند لعنت بر پدرت! خدا پدرت را نیامرزد که چنین کردی با …)

ما در این بخش بر آنیم که به پاره ای از این روایات زیبا و دلنشین که در این باره وارد شده بپردازیم، به امید آن که با توکل به خداوند و مددجویی از آن قدرت بی‌مثال، بتوانیم در سایه عمل به این روایات آموزنده، به وظیفه خود در این زمینه عمل نماییم.

۱- حضرت موسی بن جعفر(علیهماالسلام) می‌فرماید: شخصی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از حق پدر و فرزند سوال کرد. حضرت فرمودند: «لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله، و لا یَستَسِبُّ له». ۲

نباید او را با نام صدا زند(بلکه بگوید پدر! آقا، بابا و …) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند و کاری نکند که مردم به پدرش بدگویی کنند(کاری نکند که مردم بگویند لعنت بر پدرت! خدا پدرت را نیامرزد که چنین کردی با …)

۲- ششمین اختر تابناک آسمان ولایت امام صادق(علیه السلام) پیرامون حقوق پدر و مادر می‌فرمایند: نهایت اکرام و احترام را در حق والدین بنما و حوائج آنها را قبل از آن که طلب کنند برآورده ساز. اگر با تو درشتی کردند، به آنها اف نگو و اگر تو را زدند، عبوس مشو، بلکه بگو خدا شما را بیامرزد. نگاه تند و تیز به پدر و مادر خویش نیفکن، صدای خود را بالاتر از صدای ایشان نگردان و دست خود را بالاتر از دست ایشان مبر .۳

فرمایش امام صادق(علیه السلام) بیانگر این مطلب است که انسان در مورد احترام به پدر و مادر خود باید نهایت دقت را مبذول نماید، زیرا کوچکترین بی‌احترامی می‌تواند عواقب شومی به همراه داشته باشد که در روایت آمده:

حضرت سجاد(علیه السلام) پسری را دید که در راه رفتن تکیه به دست پدر نموده بود، آن حضرت بر آن پسر خشم گرفت(و به اندازه ای ناراحت شد که) تا آخر عمر با او سخن نگفت.۴ خوشبختی را در خانواده بیابید پدر و مادر کافر هم احترام دارند!

هر یک از ما انسان‌ها در دنیایی به سر می‌بریم که در محیط پیرامون خود شاهدیم که هم نوعان ما در موقعیتی متفاوت با یکدیگر زندگی کرده که همین امر شرایط زندگی آنها را کاملاً از هم متمایز ساخته است، یکی از مواردی که به این تمایز کمک نموده است، موضوع پدر و مادرِ آنها است. زیرا گروهی از آنها دارای پدر و مادری مؤمن و با تقوا بوده به گونه‌ای که انجام دستورات الهی را در رأس کارهای روزمره خویش قرار داده و در زندگی تمام سعی و تلاش خود را در همین جهت متمرکز می‌نمایند؛ و در مقابل عده ای نیز از داشتن چنین پدر و مادری محروم بوده و در زندگی همواره با پدر و مادری مواجه هستند که فرامین حضرت حق را به راحتی زیر پای نهاده و به کارهای زشت و ناشایست اقدام می‌نمایند.

حال در اینجا این پرسش مطرح است که آیا قانون وجوب احترام به والدین اختصاص به پدر و مادر مؤمن و با تقوا دارد؟! یا این که این قانون عمومی بوده و شامل پدر و مادر غیر مومن و گنهکار هم می‌شود؟!

در پاسخ به این پرسش مهم و اساسی باید گفت: از آیات نورانی حضرت حق و روایات پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) استفاده می‌شود که در وجوب احترام به پدر و مادر و نیکی به آنها، هیچ فرقی میان مومن و کافر، با تقوا و گنهکار وجود ندارد، بلکه فرزندان همانگونه که نسبت به پدر و مادر مومن، موظف به احترام و نیکی هستند، نسبت به پدر و مادر غیر مومن هم این وظیفه را دارند، و لذا به بهانه مومن نبودن و یا گنهکار بودن، نمی‌توانند از این تکلیف سنگین الهی شانه خالی کرده و آن را زیر پای نهند. خداوند بی‌همتا در بخشی از کلام نورانی خود، این امر را به زیبایی بازگو نموده و در این باره فرموده: (و ان جاهداک لتشرک بی‌ما لیس لک به علم فلا تطعمها و صاحبهما فی الدنیا معروفاً) ۵؛ و اگر آن دو سعی کنند که تو چیزی را که بدان علم نداری شریک من قرار دهی، فرمان ایشان مبر، و در دنیا با آنها با نیکی رفتار کن.

امام صادق(علیه السلام) پیرامون حقوق پدر و مادر می‌فرمایند: نهایت اکرام و احترام را در حق والدین بنما و حوائج آنها را قبل از آن که طلب کنند برآورده ساز. اگر با تو درشتی کردند، به آنها اف نگو و اگر تو را زدند، عبوس مشو، بلکه بگو خدا شما را بیامرزد. نگاه تند و تیز به پدر و مادر خویش نیفکن، صدای خود را بالاتر از صدای ایشان نگردان و دست خود را بالاتر از دست ایشان مبر

این بیان از حضرت حق، بیانگر این مطلب است که اگر احیاناً پدر و مادر در مسیر حق نبوده و در زندگی مرتکب گناه و کارهای ناشایست شوند، این امر باعث نمی‌شود که حرمت آنها شکسته شده و فرزندان مجاز به بی‌احترامی و ترک نیکی به آنها باشند، زیرا جایگاهی که پروردگار هستی در دنیا برای آنها قائل شده، جایگاه بس بلندی است که به هیچ وجه به احدی اجازه اهانت به آن را نداده است، آری حرمت پدر و مادر به اندازه ای است که حتی بزرگترین گناهان که کفر و شرک باشد نیز نمی‌تواند آن را در هم شکسته و قانون وجوب احترام به والدین را – که یک قانون الهی است – بر هم زند.

جابر می‌گوید شنیدم شخصی از امام صادق(علیه السلام) پرسید: پدر و مادرم مخالفت حقند(وظیفه من درباره آنها چیست؟!) آن حضرت فرمودند: به ایشان نیکی کن همانطور که به شیعیان ما نیکی می‌کنی. ۶

به مادر مسیحی نیز نیکی کن!

زکریا بن ابراهیم که مسیحی بود، مسلمان شد و خدمت امام صادق(علیه السلام) مشرف شد. به حضرت عرض نمود: مادری داردم مسیحی، که پیر و سالخورده است و چشمانی نابینا دارد. حضرت فرمود: مادرت را ملاحظه کن(مواظب او باش) و در حق او نیکی کن و زمانی که از دنیا رفت، جنازه او را به دیگری وامگذار و خودت مباشر کارهایش باش!(یعنی جنازه او را به غیر مسلمان نده)

زکریا بعد از این که به کوفه بازگشت، سراغ مادر رفته و به او خیلی مهربانی نمود، لقمه در دهانش می‌گذاشت و لباس بر تنش می‌کرد و او را نظافت کرده و از او نگهداری می‌نمود، مادر گفت: ای فرزندم! قبلاً که مسیحی بودی این طور با من رفتار نمی‌کردی، چه شده که الان این گونه با من رفتار می‌کنی؟!

زکریا گفت: آقایی از اولاد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به من این چنین امر فرموده که خدمتگزار تو باشم، مادر پرسید: آیا این مرد پیغمبر است؟ گفت: نه، لکن پسر پیغمبر است.

مادر گفت: این شخص باید پیغمبر باشد، زیرا دستوری که به تو داده سفارش پیغمبران است درباره مادر. زکریا گفت: پس از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) دیگر پیغمبری نخواهد آمد، بلکه او پسر پیغمبر است.

مادر گفت: ای فرزند! دین اسلام، بهترین ادیان است که تو اختیار نمودی، این دین را بر من عرضه کن تا من هم مسلمان شوم! جابر شهادتین را به او تلقین کرد و سایر عقاید حَقّه و نماز را به او تعلیم داد، مادر بعد از این که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند، در همان شب حالت احتضار به او دست داد، به فرزندش گفت: فرزندم آنچه را که امروز یادم دادی دوباره تکرار کن، جابر برایش تکرار کرد و او هم جواب داد و سپس از دنیا رفت.۷

پی‌نوشت‌ها

۱- سوره مبارکه اسراء، آیه ۲۳

۲- کافی، ج۲، ص ۱۵۸

۳- همان، ص۱۵۷

۴- همان، ص ۳۴۹

۵- سوره مبارکه لقمان، آیه ۱۵

۶- کافی، ج۲، ص ۱۶۲

۷- گناهان کبیره، تالیف آیه الله دستغیب، ص۱۴۵-۱۴۴

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی آکاایران؛ مهدی صفری