مهارت های زندگی

نوشته‌ها

برای ازدواج، هدف داشته باشید

همه افراد، در حیطه شغلی، اهدافی را برای خود معین کرده و به واسطه آن، میزان فروش و نهایتا بازدهی کلی سیستم را افزایش می‌دهند. این امر در حیطه اجتماعی نیز کاملا مشهود است؛ افراد و ارگانها برای رسیدن به نتایج موفقیت‌آمیز اجتماعی هدفگذاری انجام می‌دهند. باید توجه داشت که مسئله هدف‌گذاری به ویژه در سطح فردی، از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد.

تک تک افراد می‌بایست به منظور بهبود کیفیت زندگی خود، اهدافی را برای خود معین نمایند. همه ما از ارزش تلاش برای رسیدن به اهداف با اطلاع هستیم، بدیهی است وقتی ذهن خود را بر روی موضوع خاصی متمرکز می‌کنیم، طبیعتا نتیجه بهتری می‌گیریم. حال چرا برای ازدواج هدف‌گذاری نکنیم؟

هدف مناسب

 واقعا تنها با انتخاب این گزینه که می‌توانیم اهدافی را تعیین نماییم و سپس آنها را دنبال کنیم، شکل ازدواج و به طور کلی زندگی ما تغییر پیدا کرد.

تنظیم اهداف با همکاری دو جانبه، به زوجین کمک می‌کند که رابطه خود را استحکام بخشند و به صورت ناخوداگاه، مهارت‌های خود را در انجام کار تیمی برای رسیدن به هدفی خاص، ارتقا بخشند. این امر، به طرفین ارتباط کمک می‌کند که هم بهتر خود را بشناسند و هم یکدیگر را و این امر نهایتا به تکامل هر چه بیشتر طرفین ختم خواهد شد. باید توجه داشت که در حین اتمام این پروسه، مهارت‌های ارتباطی طرفین نیز تا حد بسیار زیادی بهبود پیدا می‌کند؛ چرا که هر یک از طرفین، این فرصت را پیدا می‌کنند تا در مورد آرزوها و رویاهای شخصی‌شان به بحث و گفتگو بنشینند.

وقتی ما برای ازدواج خود، هدف تعیین می‌کردیم، هر کس آزادانه می‌توانست نظرهای خود را مطرح کند و دیگری با گوش دادن به حرف‌های او، ارزش و احترام خود را آشکار می‌ساخت؛ با این کار بسیاری از سوء تفاهم‌ها، جر و بحث‌ها و دلخوری‌ها از میان می‌رفت”. انجام عمل فوق، زوجین را در برابر یکدیگر مسئول و پاسخگو نگه می‌دارد. تعیین اهداف برای ازدواج می‌تواند شما و شریکتان را در مسیر یکسانی قرار دهد، با این تفصیل می‌توانید دست در دست هم به جلو پیش روید. اما از کجا باید شروع کرد؟

مسیر تعیین اهداف

یک جلسه ملاقات بگذارید و در آن، کلیه آیتم‌هایی که در اینجا شرح می‌دهیم را بدون هیچ گونه وقفه انجام دهید.

۱- افکارتان را روی هم بریزید

محیطی را انتخاب کنید که هر یک از شما آزادانه و به دور از استرس به بازگو کردن آمال و آرزوهای درونی اش بپردازد. از یکدیگر بپرسید: “جالب نیست که اگر …..؟” برخی از ایده‌ها می‌توانند چیزی شبیه به شرکت کردن در کنفرانس‌های ازدواج، بازسازی آشپزخانه و یا پس‌انداز‌کردن پول برای به تحقق رساندن آن سفر رویایی که در ذهن دارید باشند.

۲- منظور خود را واضح بیان کنید

نیما و فرنوش، هر دو دوست داشتند تا زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری کرده و از وجود هم لذت ببرند. فرنوش می‌گوید: “در جلسه ای که با هم داشتیم، قرار شد هر پنجشنبه برای صرف نهار همدیگر را ببینیم و اگر قرار بود یک شب با هم بیرون برویم تاریخ آنرا از قبل در تقویم مشخص می‌کردیم”

آنها سپس با هم قرار گذاشتند که در آشپزی به هم کمک کنند و در کارهای خانه از قبیل نظافت، شستشوی لباس‌ها، تعمیر کردن وسایل و غیره با یکدیگر همکاری و مشارکت داشته باشند تا هیچ کدام از آنها به تنهایی زیر بار مسئولیت‌های سنگین نرود. همچنین قرار گذاشتند تا اقساط خود را دو برابر پرداخت کنند تا پول خرید خانه ی آنها در عرض ده سال تمام شود. آنها در طی گفتگوهای متناوبی که با هم داشتند، تصمیم گرفتند خرج‌های اضافی را کم کنند تا کل بدهی‌هایشان زودتر تمام شده و از نظر اقتصادی تحت فشار قرار نگیرند.

۳- موارد مهم را یادداشت کنید

اگر اهداف خود را بر روی کاغذ بیاورید، خیلی راحت‌تر می‌توانید آنها را بررسی نمایید و بعدها هم گیج نخواهید شد. در لیست خود، تاریخ نهایی انجام هر یک از کارها را یادداشت کنید تا بدانید برای انجام کاری خاص، چقدر زمان دارید. سپس لیست مورد نظر را در جایی قرار دهید که همیشه جلوی چشمتان باشد. مثلا می‌توانید آن را روی میزتان بگذارید یا به دیوار بچسبانید، داخل ماشین قرار داده و یا روی آینه اتاق خواب بچسبانید؛ اغلب زوج‌ها همین مورد آخر را انتخاب می‌کنند.

۴- انعطاف پذیر باشید

آیا اهدافتان، فاقد اصل واقع بینی هستند؟ آنها را بازبینی نموده و تجدید نظر قائل شوید. نیما بنا به تجربه‌های شخصی‌اش معتقد است: “اگر احساس می‌کردیم که به هیچ طریق، قادر به رسیدن به هدفی خاصی نیستیم، آن را اصلاح می‌کردیم و هدف جدیدی را جایگزین آن می‌نمودیم.”

۵- به خودتان حکم ماموریت بدهید

راجر بولتون یکی از پیشگامان عرصه روانشناسی ازدواج و خانواده، اظهار می‌دارد: زمانی که زوجین با هم ازدواج می‌کنند، اصولا بدون این که هیچ برنامه مشخصی برای زندگی خود داشته باشند در روزمرگی‌ها غرق می‌شوند. او معتقد است که زن و شوهر باید برای خود “حکم ماموریت” خلق کنند. به عنوان مثال می‌توانند از خود سوال کنند که: “برای سی سال آینده زندگی خود چه برنامه‌ای دارند؟” سپس با استفاده از حکم ماموریتی که صادر کرده‌اند، اقدام به تعیین اهداف کوتاه مدت و دراز مدت کنند.

۶- نیم نگاهی به گذشته بیندازید

هم چنان که در حال عملی کردن اهداف خود هستید و به جلو پیش می‌روید، هرازگاهی چند، نگاهی به گذشته بیدازید و ببینید تاکنون چطور عمل کرده‌اید و بازدهی شما چگونه بوده است. فرنوش و نیما، روز اول سال را به عنوان روزی انتخاب کرده‌اند که در آن کنار هم می‌نشینند و کلیه کارهایی که در طول یک سال گذاشته انجام داده اند را بررسی می‌کنند. روز اول مهر مجددا میزان پیشرفت خود را بازبینی نموده و اگر لازم دانستند تغییراتی را در برنامه‌ریزی خود قائل می‌شوند.

زمانی که با تلاش و کوشش فراوان به امیدها و آرزوهای خود جامه ی عمل می‌پوشانید به خودتان استراحت بدهید و از کامیابی‌هایتان نهایت استفاده را ببرید. می‌توانید با صرف شام در رستوران و یا یک مسافرت کوتاه مدت، خودتان را تشویق کرده و برای تلاش‌های آتی آماده کنید. جشن گرفتن موفقیت‌ها سبب می‌شود که شما انرژی و دلگرمی لازم برای ادامه راه را پیدا کنید.

اگر هم به مانعی برخورد کردید و نتوانستید مطابق با آنجه از قبل برنامه‌ریزی کرده بودید پیش بروید، جای هیچ نگرانی وجود ندارد. تسلیم نشوید و مجددا همه چیز را از سر بگیرید. این بار ابتدا مطمئن شوید که اهدافتان واقع‌بینانه و قابل دست‌یابی هستند. سعی نکنید همه چیز را یک مرتبه بدست آورید. حتی اگر بتوانید به بخشی از اهدافی که برای خود لیست کرده‌اید دست پیدا کنید، باز هم جای امیدواری وجود دارد چراکه موفقیت‌های بیشتری نسبت به گذشته بدست آورده‌اید. به تلاشی که در این زمینه انجام داده‌اید افتخار کنید.

نتیجه‌ای که شما با انجام این امر به آن می‌رسید، قابل ستایش است: ارتباط محکم‌تر، انتقال آسان‌تر مفاهیم، صمیمت بیشتر، تکامل، و نهایتا احساس رضایت هنگام نگاه کردن به موفقیت‌های بدست آمده.

منبع: بیتوته(با اندکی تصرف)

جوان و تمرکز فکر

برخى از حکما، نظیر «دکارت»، مهمترین توانایى انسان را «درست راه بردن عقل» مى دانند[۱] و منظورشان دقیقا این است که فرد بتواند آن گونه که «اراده مى کند و خود مى خواهد بیاندیشد». چنان چه، شخصى بتواند موضوعى را براى اندیشیدن، انتخاب نموده و در قلمرو آن، تفکر کند و تا هر زمان که اراده کرده است، جریان فکر خود را تداوم بخشد، در حقیقت مى توان او را فردى «متمرکز» نامید.

«پل ژاگو»، روانشناس فرانسوى معتقد است: «تمرکز فکرى، عبارت از متوجه ساختن و ثابت نگاه داشتن فکر بر یک تصویر و یا مجموعه اى از اندیشه ها و افکار است.»[۲]

به لحاظ تأثیراتى که تمرکز فکر بر موفقیت آدمى دارد، جوانان بیش از سایرین به این پدیده علاقمندند و مایلند که این توانایى در آن ها، ایجاد شود. این آثار در دو جنبه زندگى شخصى و زندگى اجتماعى قابل تبیین است: اولین پیامد برجسته تمرکز فکرى، هدایت آگاهانه زندگى است. فرد به درستى مى داند که از زندگى چه انتظاراتى دارد؟ و چگونه مى تواند بدان ها پاسخ دهد؟ از جهت سلامت روانى نیز، موضوع تمرکز فکر، نقش تعیین کننده اى دارد. زیرا اولین ویژگى انسان سالم از لحاظ روحى، روانى، «ادراک روشن تر و کار آمد تر واقعیت» است و دومین ویژگى آن «آزاد اندیشى بیشتر نسبت به تجربه» مى باشد.[۳] و هر دو خصوصیت، همان گونه که مشهود است، به توانایى تفکر شخص، مربوط مى شود، تأثیر دیگر «تمرکز فکرى» را بر توانایى «حل مسأله»[۴] مى توان بیان کرد. این ویژگى که اولین بار به وسیله «جان دیویى» عنوان شد، عبارت است از «قابلیت شخص در این که، موقعیتى را که با آن روبرو شده به درستى بشناسد و بتواند راه حل مناسبى در آن زمینه ارائه کند»، «قدرت حل مسأله» بستگى کامل به بررسى همه جانبه موقعیت (مسأله)، بررسى راه حل ها و راه کارهاى موجود و انتخاب بهترین راه کار ها و انجام راه حل مورد نظر دارد و این ها همه در پرتو فکر متمرکز انجام مى پذیرد.

پرفسور «کارل سى شور» به عنوان یک روانشناس یادگیرى مى گوید: «شخص متوسط فقط ده درصد گنجایش طبیعى حافظه خود را به کار مى برد و نود درصد آن را با بى اعتنایى به قوانین طبیعى حافظه ضایع مى کند، این قوانین طبیعى عبارتند از «اثر»، «تکرار»، «تسلسل افکار» و «تمرکز فکر».[۵]

در جنبه اجتماعى نیز مى توان گفت، به لحاظ پیامد هاى خاصى که تمرکز فکر مى آفریند. نظیر نظم و ترتیب، برنامه ریزى، حسن تدبیر و خود رهبرى، فرد واجد این خصوصیات، به سهولت مى تواند اعتماد و اطمینان جامعه را به خود جلب نماید.

جوانان متمرکز به جهت مناسبات و روابط موفق و سنجیده اى که با دیگران برقرار مى کنند، بهتر از سایرین مى توانند، شایستگى ها و کفایت هاى خویش را در عمل اثبات نمایند. آنان به خبوبى مى توانند درباره هر موضوعى عمیقا بیاندیشند و هر زمان که اراده کنند، خود را از فکرى به فکر دیگر، منتقل نمایند.

پیشنهاد ها و راه کارها

شناخت و به کار بستن توصیه هاى زیر، جوانان را در دستیابى به تمرکز فکر یارى مى بخشد:

۱٫ وجود رابطه منطقى میان برنامه ریزى و تمرکز فکر، نسل جوان را به ضرورت برنامه ریزى، واقف مى کند. اطرافیان مى توانند با مساعدت در زمینه برنامه ریزى و آموزش راه کارهاى مفید در این مورد، افکار جوانان را به تمرکز نیرومندى، برسانند.

۲٫ نماز، منشورى هزار وجه است که یک جلوه آن، تمرکز اندیشه مى باشد، جوانان در پرتو نماز، نه تنها به معنویتى سرشار و عمیق دست مى یابند بلکه با حضور قلب در نماز که خود تجلى تمرکز اندیشه براى یاد خداست، مى توانند، این توانایى را به سایر بخش هاى زندگیشان، منتقل نمایند.

۳٫ توجه نسل جوان به آثار ارزنده فردى و اجتماعى تمرکز فکر، انگیزه آنان را در حصول این امر، افزایش مى دهد. تمرکز فکر، موجب ذخیره نمودن قواى روحى جوانان مى شود و به این ترتیب آنان مى توانند به نوعى «اقتصاد نیروى روانى» دست یابند.

۴٫ مشاهیر بزرگ تاریخ، غالباً، اندیشه اى قوى و تمرکزى نیرومند، داشته اند. مطالعه زندگى نامه آنان، چگونگى رمز موفقیتشان و نیز تأثیر تمرکز فکر را بر پیشرفتشان، براى جوانان بازگو مى نماید.

۵٫ «خلوت شخصى»، فرصتى به جوانان مى دهد تا علاوه بر آرامش و امنیت روانى، به تمرکز فکر نایل شوند. در چنین موقعیتى، آنان مى توانند بهتر از هر زمانى دیگر به ارزیابى خود، زندگى و آینده بپردازد.

۶٫ «تمرکز فکر» یکى از توانایى هاى شخصیتى است که جنبه اکتسابى دارد. تمرکز را مى توان از تمرین هایى در دقایق کوتاه و لحظه هاى زودگذر، آغاز نمود و به تمرکز مداوم و مستمر نایل شد. ثبات و پایدارى در انجام تمرین ها مى تواند، نتیجه مطلوبى به بار آورد.

۷٫ استفاده از «تلقین مثبت» در جهت «تمرکز فکر برتر»، سودمند است. جوانان با تلقین افکار و اندیشه هایى در زمینه هدف مطلوب (تمرکز) مى توانند، این خصیصه ارزشمند را در خود تقویت نمایند.

اینک چند نکته را خطاب به جوانان یادآورى مى کنیم:

۸٫ در جریان زندگى، سعى کنید هیچ گاه استحکام روحى خود را از دست ندهید و اگر بعد از مشورت به انجام کارى تصمیم گرفتید، نگذارید مجراى فکرتان به هیچ وجه تغییر یابد.

۹٫ اگر هنگامى که به کار معینى اشتغال دارید، به شما خبرى دادند، سکوت خود را حفظ کنید و نگذارید توجهتان به آن مسأله معطوف شود و اگر سعى کردند که عقیده شما را در آن مورد جویا شوند، تسلط و تمرکز خود را حفظ نمایید.

۱۰٫ از پرگویى و اظهار نظرهاى بى مورد خود دارى کنید زیرا فکر شما پراکنده و مانع تمرکز فکر مى شود.

۱۱٫ وضع راحتى به خود بگیرید، عضلات را شل کنید و چشم ها را ببندید و در ذهن خود تصویر عدد ۱ را مجسم کنید و وقتى که موفق شدید به رقم ۲ بپردازید تا ۱۰٫

۱۲٫ چیزى که داراى شکلى ساده باشد مثلاً یک بطرى را در فاصله یک مترى خود قرا دهید و در ساختمان آن به خوبى دقیق شوید، گاه گاهى چشم ها را ببندید و شکل آن را مجسم کنید.

۱۳٫ یک برگ کاغذ در دو مداد بردارید سعى کنید با یک دست دایره و با دست دیگر مربعى رسم کنید.

۱۴٫ هنگامى که در روى یک عکس یا خاطرات خود دقیق مى شوید، تصویر شخصى را در روح خود مجسم کنید، اگر کسى باشد که او را زیاد ملاقات مى کنید به محض این که چشم ها را بستید فورا تصویر او در روح شما ظاهر خواهد شد. البته نباید منتظر باشید که در قدم اول به این منظور نائل گردید، بلکه باید چندین بار به تکرار آن بپردازید.[۶]

پی‌نوشت‌ها
[۱]. محمد على فروغى، سیر حکمت در اروپا، ص ۱۲۲٫
[۲]. پل ژاگو، مانیتسیم شخصى، ترجمه مشفق همدانى، ص ۲۴۲٫
[۳]. آبراهام مازلو، به سوى روانشناسى بودن، ترجمه رضوانى، ص ۱۷۶٫
[۴]. PROBLEM SOLVING
[۵]. دیل کارنگى، ناطقین زبردست، ترجمه دکتر عظیم عالم زاده، ص ۵۸٫
[۶]. پال ژاگو، قدرت اراده، ترجمه کاظم اعتمادى، ص ۷۸٫
منبع: محمد رضا شرفی؛ جوان و نیروی چهارم زندگی، ص ۵۳ – ۵۷

آرامش و زیبایى‌هاى زندگى

یکى از مهارت‌هاى مهم انسان، «مهارت درک زیبایى‌هاى زندگى» است. با داشتن چنین مهارتى، زندگى با تمام ابعاد آن زیبا و لحظه لحظه زیستن در آن لذتبخش مى‌شود. افرادى که از درک زیبایى‌هاى زندگى بى‌بهره‌اند، زندگى در نظرشان تیره و تار و پوچ مى‌نماید و نه تنها از لحظات زندگى خود لذتى نمى‌برند، بلکه زیستن در این دنیا را غیر قابل تحمل فرض مى‌کنند. مهم درک صحیح از زندگى و رویداد‌هاى آن است؛ پس بیایید این مهارت با ارزش را با تمرین کردن راه‌کار‌هاى زیر در خود شکوفا سازیم:

۱٫ زندگى زیباتر از آن است که مى‌بینیید، مهم چگونگى نگرش و زاویه دید شما به زندگى است. عینک سبز زندگى را به چشمانتان بزنید و آن را آنگونه که هست بنگرید؛ با واقع‌نگرى ریشه خیلى از به ظاهر بدى‌ها و مشکلات به راحتى خشکیده مى‌شود.

۲٫ سعى کنید فلسفه درست آفرینش و هدف صحیح از زندگى را بیاموزید. اهداف کوتاه‌مدت و درازمدت خود را مشخص کنید و طبق آن، گام‌هاى استوار بردارید.

۳٫ با درونگرى افکار خود را مورد بررسى قرار دهید و عینک بدبینى را از چشمانتان بیرون بیاورید. بدانید که ریشه درک نادرست از زیبایى‌هاى زندگى خیالبافى‌ها، سوء ظن‌ها و افکار منفى و نادرست مى‌باشد؛ پس سعى کنید خود را از شر این گونه افکار و تخیلات رهایى بخشید.

۴٫ با خود قرار بگذارید تا همیشه فکر و احساس مثبت داشته باشید. با تمرین و تلقین به نفس بر روى احساسات و افکار مثبت تمرکز داشته باشید. هرگاه تفکر منفى یا احساس غلط سراغتان آمد، سریع فضا را عوض کرده و زیبایى‌هاى زندگى و موفقیت‌ها و نقاط روشن زندگى خود یا دیگران را یادآورى کنید.

۵٫ یک قدم جلوتر از زندگى باشید. نگذارید رویداد‌ها و اتفاقات زندگى براى شما تصمیم بگیرد و مسیر زندگى شما را تعیین کند؛ بلکه خود براى خودتان تصمیم بگیرید و مسیر زندگیتان را با توجه به توانمندى‌ها و انگیزه‌ها به دلخواه مشخص کنید.

۶٫ از زندگى همیشه انتظار خوشى و راحتى نداشته باشید، دنیا مملو از شیرینى‌ها و تلخى‌هاست، روزى به نفع تو و روزى علیه توست.[۱] بدانید که اگر قدرت دید وسیع و واقع‌نگر داشته باشید، این سختى‌ها و مشکلات را هم زیبا مى‌بینید؛ چرا که سربلندى از این آزمایشات باعث رشد و تکامل شما مى‌شود که دستیابى به سعادت و کمال از بهترین زیبایى‌هاست.

۷٫ صبور و بردبار باشید. بدانید که پایان هر سختى، گشایش و راحتى است «ان مع العسر یسرا»[۲] پس با تلاش و کوشش خود سختى‌ها را پشت سر بگذارید، که این خود خیلى لذتبخش است.

۸٫ هر روز به خود وقتى بدهید، براى خلوت، سکوت و فکر و خود و خداى خود را بیش از پیش بشناسید؛ چرا که با خودشناسى، خداشناسى و جهان‌شناسى است که توانایى درک بهتر زیبایى‌هاى زندگى را پیدا خواهید نمود.

۹٫ استعداد‌ها و توانمندى‌هاى خود را کشف و شکوفا سازید و سعى کنید فرد مفیدى باشید تا احساس رضایت و شادکامى در زندگى داشته باشید.

۱۰٫ زندگى را سخت نگیرید، زندگى راحت‌تر از آن است که شما مى‌اندیشید. در زندگى قانع و میانه‌رو باشید؛ سهل‌گیر باشید، سهل‌گیر باشید و … باز هم سهل‌گیر باشید؛ و یک جرعه در عشق» را به هر چیزى که انجام مى‌دهید بیافزایید.

۱۱٫ اجتماعى باشید، صله رحم کنید و با افراد مثبت‌اندیش و موفق معاشرت کنید. بانى خیر باشید و از دیگران دستگیرى کنید.

۱۲٫ گذشت و فداکارى را سرلوحه زندگیتان قرار دهید. زندگى، پستى و بلندى زیادى دارد، با پیدا شدن کوچکترین مشکلى با همسرتان، زندگى را تمام شده فرض نکنید. خطاهاى همدیگر را ببخشید و با همسرتان زندگى تازه‌اى را تجربه کنید.

۱۳٫ خوش اخلاق باشید و محل زندگى خود را به محل سکونت و آرامش تبدیل کنید و تجربه‌هاى تلخ زندگى روزمره را از یاد ببرید.

۱۴٫ با ایمان و با تقوا باشید، به واجبات الهى عمل و محرمات الهى را ترک کنید و خود را به فضایل اخلاقى بیارایید و با خودسازى از رذایل اخلاقى چون: دروغ، کینه، غیبت، بد زبانى و … دورى کنید.

۱۵٫ نگرش خود را به زندگى دنیوى تغییر دهید؛ بدانید که دنیا، دار قرار نیست، فانى است و منزلگاه اصلى، جهان آخرت است. هر روز با خود نجوا کنید که «ما از خداییم و به طرف خدا خواهیم رفت» و آسایش و آرامش واقعى در آن دنیاست. مثل برخى‌ها نباشید که با کوچکترین مشکلى به زمین و زمان بد و بی‌راه مى‌گویند، بدانید که این عملکرد شما است که ناخوشى‌ها را ایجاد مى‌کند نه زمانه.

۱۶٫ سعى کنید همیشه لبخند بزنید و با روى گشاده با دیگران، به خصوص خانواده خود روبرو شوید.

۱۷٫ همیشه امیدوار باشید و از یأس و ناامیدى دورى کنید که خوره جان‌ها و ریشه بدبختى‌هاست.

۱۸٫ از ذکر و دعا و نیایش براى آرامش و اطمینان قلب و کسب لذت زیبایى‌هاى زندگى بهره بگیرید.

۱۹٫ دست و دلباز باشید و وسیله آسایش و راحتى خانواده را فراهم سازید و از تفریح، ورزشى، مسافرت و سرگرمى‌هاى مفید غفلت نورزید.

۲۰٫ سحرخیز باشید. هر روز که از خواب بیدار مى‌شوید با خود قرار بگذارید که امروزتان مثل دیروزتان نباشد، بلکه یک گام بهتر و برتر از همیشه باشد.

۲۱٫ انعطاف‌پذیر باشید. اگر لازم شد، نقشه‌هاى زندگى‌تان را تغییر دهید اما هدف اصلی‌تان را هرگز فراموش نکنید.

۲۲٫ خوب نگاه کنید و ببینید چه چیزى در دیگران هست که به آن غبطه مى‌خورید؟ معمولاً این، همان چیزى است که واقعاً خواستار آن هستید. باید بدانید نگاه‌هاى عمیق و احساسات سازنده مى‌توانند شما را در رسیدن به تمایلات نهفته‌تان یارى کنند.

۲۳٫ تغییرات مناسبى که محیط کوچک زندگى شما را دلپذیرتر مى‌کنند آسانند: گلدان کوچکى در اتاق خود بگذارید تا هواى پاک را احساس کنید. صداهاى آزاردهنده و اضافى را حتى‌الامکان قطع کنید تا ذهن شما بیاساید. هر وقت توانستید گلى بخرید و گاهى اوقات، شمعى در هنگام غروب آفتاب روشن کنید، سوختن آرام شمع، به شما آرامش مى‌دهد و ….

۲۴٫ بى‌خوابى و بدخوابى، یکى از مشکلات رایج زندگى خوابگاهى است و این چند نکته مى‌تواند شما را کمک کند: هر شب در ساعت معینى به رختخواب بروید. اگر میسر است قبل از خواب دوش بگیرید. چند ساعت قبل از خواب چاى و قهوه ننوشید.

۲۵٫ به خودتان اجازه دهید که شاد باشید! خوشبختى فقط یک احساس درونى است، کافى است آنرا باور کنید! مرتب با خود بگویید: «من لایق خوشبختى‌ام» این را بگویید و شاد باشید. براى چیزهایى که دارید همیشه شکرگزار باشید.

۲۶٫ کارى کنید که دوستتان بدارند: در چشم مخاطب نگاه کنید، ارتباط چشمى از عمیق‌ترین ارتباطات است. در صحبت کردن خودمانى باشید، تکلف بیش از حد، دیگران را فرارى مى‌دهد. با مخاطب خود احساس همدلى کنید و نشان دهید که احساس طرف مقابل را مى‌فهمید.

۲۷٫ بى‌برنامه‌گى عامل هدر رفتن انرژى است.

۲۸٫ به هرکارى و هر پیشنهادى، «بله» نگویید. خوب فکر کنید و از خود بپرسید: آیا واقعاً مى‌خواهم این کار را انجام دهم؟! شما باید «نه» گفتن را تمرین کنید تا به راحتى بتوانید زمام زندگى و عمر خود را به اختیار خود در آورید.

۲۹٫ یک راه براى رهایى از نگرانى‌ها آنست که آن‌ها را بنویسید! نگرانى‌هاى خود را بنویسید و سپس آن‌ها را بخوانید. مى‌بینید که این نگرانى‌ها آنقدرها هم مهم نیستند و خیلى آسانتر از آنچه که فکر مى‌کنید حل مى‌شوند.

۳۰٫ پزشکان اعتقاد دارند که آرامش واقعى از پاها شروع مى‌شود. طبیعى است که اگر پا در کفش راحت باشد مثل این است که کفش نپوشیده ایم. و همین مسئله باعث مى‌شود که شما بهتر فکر کنید، بهتر تصمیم بگیرید، بهتر یاد بگیرید و خلاصه آن که آرامش بیشترى داشته باشید.

منابع کمکى

۱- حسین خنیفر و مژده پورحسینى – مهارت‌هاى زندگى، ص۴۵۳

۲- جمعى از نویسندگان، معناى زندگى، مجله نقد و نظر، سال هشتم، ش ۴ – ۱، ۱۳۸۲٫

۳- اصغر کیهان، راز موفقیت در زندگى (هنر بهتر زیستن)، تهران: نشر مادر، ۱۳۸۴٫

۴- داریوش عرفانى، اخلاق موفقیت در زندگى، قم: نشر خرم، ۱۳۷۸٫

۵- دیل کارنگى، رمز موفقیت، ترجمه محمد جواد پاکدل و مسعود میرزایى، تهران: نشر پارسا، ۱۳۸۱٫

۶- رضا کریمى، راز داشتن زندگى شاداب، قم: نشر نسیم حیات، ۱۳۸۴٫

[۱]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى،قم: مشرقین، ۱۳۷۹، حکمت ۹، ص ۶۲۵؛ ر.ک: همان،نامه ۵۹،ص ۵۹۷٫
[۲]. سوره انشراح، آیه ۶٫
منبع: سایت اندیشه قم