مفاسد اخلاقی

نوشته‌ها

راهکارهای خودسازی

تا نیرو و اراده جوانی هست می توان هواهای نفسانی را از خود دور ساخته و به جنگی سخت با نفس و شیطان رفت چرا که قلب جوان لطیف و ملکوتی است و انگیزه های فساد در آن ضعیف می باشد لیکن هر چه سن بالاتر رود، ریشه گناه در قلب قوی تر و محکم تر گردد تا جایی که کندن آن از دل ممکن نیست(۱) و برای پیروزی در این میدان و غلبه بر نفس راههایی است که ما به عمده آنها می پردازیم:

  1. تفکر: شرط اول مجاهده با نفس و حرکت به سوی خداوند تفکر است یعنی انسان هر روز مقداری تفکر کند در اینکه خداوند متعال که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش او را فراهم آورده، وظیفه ما در مقابل این همه لطف چیست؟ آیا تمام این الطاف برای شهوات و هواهای نفسانی ماست یا مقصود دیگری در کار است؟ اگر انسان عاقل، لحظه ای فکر کند مقصود خداوند را می فهمد که همان تزکیه و تهذیب نفس انسان می باشد.(۲)
  2. عزم: یعنی تصمیم بر ترک گناه و انجام واجبات بگیری تصمیم و اراده ای قاطع و سخت چرا که قدم در راهی نهادی که دارای مشکلات و سختی های زیادی می باشد که بدون صبر و عزم نمی توان به مقابله با آنها برخواست و سالک و مجاهد بایست به حول و قوه خداوند چنان عزمی داشته باشد(۳) که در مقابل همه مشکلات بایستد و بر آنها فائق آید. حضرت امام خمینی (ره) دراهمیت عزم از استاد خویش نقل کرده اند که ایشان عزم را جوهره انسانیت و میزان امتیاز انسان دانسته و فرموده اند بیشتر از هر چیز گوش دادن به موسیقی، ‌عزم و اراده را ضعیف می کند.(۴)
  3. مشارطه، مراقبه، محاسبه و مواخذه: این چهار عمل از اهمیت حیاتی برخوردار بوده و از لوازم سیر الی الله می باشد و از حضرت امام موسی کاظم ـ علیه السلام ـ نیز نقل شده که فرموده اند: هرکس که هر روز یک بار اعمال خود را محاسبه نکند از ما نیست.(۵)

مشارطه آن است که در اول روز شرط کند که امروز گناهی انجام نخواهد داد و این مطلب را تصمیم بگیرد و معلوم است که یک روز گناه نکردن کاری است آسان و سهل و می توان به راحتی از عهده اش بر آمد. پس از مشارطه باید وارد مراقبه شوی یعنی در تمام مدت متوجه عمل به شرط خود باشی و پیوسته مراقب اعمال و احوال خود باشی تا مرتکب گناهی نشوی و اگر در دلت افتاد که مرتکب خلاف شوی بدان که این از شیطان است پس به آن لعنت کن و به خداوند متعال پناه ببر.

و به همین حال مراقب باشی تا موقع محاسبه که آخر شب وقتی اختصاص دهی و در آن وقت که به تمام کارهای شبانه روز خود رسیدگی نمایی و حساب نفس را بکنی که در این روز مرتکب گناه شده یا نه. اگر گناهی مرتکب نشده باشد شکر خدا کن و بدان که یک قدم پیش رفتی و منظور نظر الهی شدی و امید است کار برای تو سهل و آسان شود و آن وقت است که اطاعت خداوند و ترک معاصی برایت شیرین خواهد شد و اگر مرتکب گناه شده باشی باید خود را مواخذه کنی و از خداوند بخواهی و بنا بگذاری که فردا مردانه عمل کنی و بهمین حال باشی تا خدای تعالی ابواب توفیق و سعادت را بر روی تو باز کند.

  1. معالجه مفاسد اخلاقی: بهترین علاج ها که علما اخلاق و اهل سلوک برای معالجه مفاسد اخلاقی فرموده اند این است که هر یک از اخلاق های زشت را که در خود می بینیم در نظر بگیریم و بر خلاف آن تا مدتی مردانه اقدامو بر ضد آن رذیله رفتار کنیم و از خدای تعالی در هر حال توفیق طلب کنیم مسلماً بعد از مدتی آن خُلق زشت رفع خواهد شد.

مثلاً بدخلقی با دیگران را در نظر بگیریم و در صدد برآئیم هر وقت ناملایمی پیش آمد و آتش غضب شعله ور شد برخلاف نفس اقدام کرده عاقبت و نتیجه این خلق را متذکر شویم و در باطن شیطان را لعن کنیم و ملایمت به خرج دهیم اگر چنین رفتار کنیم بعد از چند مرتبه آن خلق به کلی عوض شده و خلق نیکو در وجودمان ساکن خواهد شد.(۶)

  1. استاد: در زمینه تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح اخلاق برنامه تنظیم کنید استاد برجسته در زمینه اخلاق برای خود معین نمایید. جلسه وعظ و پند و نصیحت تشکیل دهید. با استاد (با واسطه و بی واسطه) بهتر می توان مهذب شد چطور شده برای هر علم در دنیا استاد و مدرس لازم است لیکن علوم معنوی و اخلاقی که هدف بعثت انبیاء و از لطیف ترین و دقیقترین علوم است به تعلیم و تعلم نیازی ندارد؟(۷)
  2. استفاده از ایام الله: برای خودسازی و تهذیب ماههایی همچون رجب، شعبان و ماه مبارک رمضان فرصت بسیار خوبی است و در این ماه ها است که در های رحمت الهی به روی بندگان باز و شیاطین در غل و زنجیر به سر می برند و اصلاح نفس در این ماه های مبارک آسان تر است.(۸)
  3. همنشینی با خوبان: از دوستی با رفقای بد و شرور دوری کن و دوستان خوب برای خودت انتخاب کن زیرا که صحبت با هرکس اثری عظیم در اتصاف به اوصاف او و تخلق به اخلاق او دارد. چرا که طبع انسان دزد است و آنچه مکرر از دیگران ببیند اخذ می کند.(۹)

همچنین می توانی از دوستان خود، معایب خود را بپرسی و بهتر آنکه یکی از دوستان متدین و رازدار و مهربان را از میان ایشان اختیار کنی و با او عهد نمایی که مراقب احوال تو باشد. تو را از معایب خبردار کند و چون تو را بر عیبی آگاه سازد شاد و خوشحال گردی و در صدد رفع آن برآیی.(۱۰)

  1. رفق و مدارا: این مورد نیز از مهم ترین امور سلوک است چه اندک غفلتی در این امر سبب می شود که علاوه بر آنکه سالک از ترقی و سیر باز می ماند بلکه برای همیشه به کلی از سفر زده خواهد شد. سالک در ابتدای سفر خود چون شور و شوق وافری دارد تصمیم می گیرد که اعمال عبادی زیادی انجام دهد و به هر عملی دست زند این طرز عمل علاوه بر اینکه مفید نیست زیان آور هم هست چون در اثر تحمیل اعمال زیاد بر نفس، نفس عکس العمل نشان داده و اعمال عبادی را پس می زند و دیگر میلی برای عبادت در خود نمی یابد.(۱۱)

بنابراین سالک وقتی مشغول عبادت مستحبی است با آنکه میل و رغبت دارد بایست دست از عمل بکشد تا میل و رغبت به عبادت در او باقی مانده همیشه خود را تشنه عبادت ببیند و به طور کلی عبادت موثر در سیر و سلوک فقط و فقط ناشی از میل و رغبت است.(۱۲)

  1. دعا و توسل: و این اهم امور و تاثیر گذارترین آنهاست و به جرات می توان گفت کسی بدون آن نمی تواند به مقصد برسد و آن اینکه در هر حال به خود امیدی نداشته باشی زیرا که از غیر خدای تعالی کاری بر نمی آید پس از خدای خود بخواهی که تو را در این راه دستگیری نماید و با عجز و زاری و در خلوات از خداوند متعال بخواه که تو را در این مقصد همراهی نماید و رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و آل بیت طاهرینش ـ علیهم السلام ـ را شفیع قرار ده که خداوند به تو توفیق عنایت فرماید و در لغزشگاههایی که هست تو را دستگیری نماید.(۱۳)

پی نوشتها

  1. امام خمینی (ره)، جهاد اکبر، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ اول، ۱۳۷۲، ص ۶۸٫
  2. امام خمینی (ره)، چهل حدیث، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ بیستم، ۱۳۷۸، ص ۶ و ۷، با تغییرات.
  3. علامه تهرانی، رساله لب اللباب، نشر علامه طباطبایی، چاپ نهم، مشهد، ص ۱۰۵٫
  4. امام خمینی (ره)، چهل حدیث، ص ۷٫
  5. محدث نوری، مستدرک الوسائل، نشر آل البیت ـ علیهم السلام ـ ، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ قمری، ج ۱۲، ص ۱۵۳٫
  6. چهل حدیث، ص ۲۵٫
  7. جهاد اکبر، ص ۲۳٫
  8. همان، ص ۴۰٫
  9. ملا احمد نراقی، معراج السعاده، نشر هجرت، چاپ پنجم، ۱۳۷۷، ص ۶۵٫
  10. همان، ۶۸٫
  11. رساله لب اللباب، ص ۱۰۶٫
  12. همان، ص ۱۰۷٫
  13. چهل حدیث، ص ۹ و ۸٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

عقیده به ظهور حضرت مهدی (ع)یک مسأله عقلی

 هنگامی که به وضع کنونی جهان نظر می افکنیم وسیر صعودی جنایتها، جنگها وخونریزی ها، کشمکش ها، واختلافات بین المللی وگسترش روز افزون مفاسد اخلاقی واجتماعی را مشاهده می کنیم، پرسشهایی برایمان مطرح می شود که:

آیا اوضاع کنونی جهان به همین منوال پیش خواهد رفت؟

آیا دامنه این جنایتها، خیانتها وکشتارها همچنان گسترش خواهد یافت؟

آیا این کشور گشایی ها، توسعه طلبی ها وظلم وستم های بی حد ومرز همچنان ادامه خواهد داشت؟

آیا این همه انحرافات عقیدتی ومفاسد اخلاقی وظلم های اجتماعی همچون باتلاق متعفّنی، بشریّت را در کام خود فرو خواهد برد؟ یا این که روزنه امیدی برای نجات بشر واصلاح جامعه وجود خواهد داشت؟

در پاسخ این سؤالات مهم باید گفت: از نظر عقل واندیشه سالم، روزنه امیدی برای نجات واصلاح بشر وجود دارد وسرانجام روزی فراخواهد رسید که این ابرهای سیاه وتاریک وطوفان های مرگبار وسیل های ویرانگر فتنه وفساد از میان خواهد رفت، آسمان صاف وروشن وآفتاب تابنده ودرخشان به دنبال خواهد آورد، واین گرداب های مخوف وهولناک برای همیشه در برابر بشر نخواهد بود، ودر افقی نه چندان دور نشانه های ساحل نجات به چشم می خورد، چه آن که جهان در انتظار یک مصلح بزرگ الهی است که با یک قیام عظیم وگسترده همه عالم را به نفع حقّ وعدالت دگرگون خواهد نمود، وبشریّت را از تیرگی، ظلم، فساد، ستم وتباهی نجات خواهد داد.

برای روشن شدن مطلب، به دو دلیل عقلی توجّه فرمایید:

الف: نظام آفرینش به ما این درس را می دهد که جهان بشریّت سرانجام باید به قانون عدالت تن در دهد، وخواه ناخواه تسلیم یک نظم عادلانه وپایدار گردد.

توضیح مطلب این که: جهان هستی تا آنجا که می دانیم مجموعه ای از نظام های عالم است، وجود قوانین منظم در سرتاسر این جهان، دلیل بر یکپارچگی وبه هم پیوستگی این نظام است ومسأله نظم وقانون، یکی از جدّی ترین واساسی ترین مسایل این جهان محسوب می شود.

از منظومه های بزرگ جهان گرفته تا یک ذرّه «اتم» – که میلیونها از آن را می توان بر روی نوک سوزنی جای داد – همه وهمه تابع یک نظام دقیق ومعیّن وبرنامه حساب شده ای می باشند.

دستگاه های مختلف بدن انسان نیز از ساختمان یک سلّول کوچک گرفته تا مغز، اعصاب، قلب، ششها وسایر اعضا وجوارح آدمی همه وهمه دارای آنچنان نظم دقیقی هستند که هر کدام از آنها مانند یک ساعت بسیار دقیق در بدن انسان کار می کند، وساختمان منظم دقیق ترین کامپیوترهای جهان در برابر آنها بسیار ناچیز وکم ارزش می نماید.

به طور خلاصه، با یک نگاه ساده به جهانی که در آن زندگی می کنیم به این حقیقت می رسیم که جهان هستی در هم وبرهم نیست، بلکه تمام پدیده ها بر یک خط سیر معیّنی حرکت می کنند، وهمه دستگاههای جهان هستی همچون لشکر انبوهی که به واحدهای منظمی تقسیم شده باشند به سوی مقصد معیّنی به پیش می روند.

بنابراین، آیا در جهانی این چنین که انسان «جزء» این «کلّ» است، می تواند به صورت یک وصله نامنظّم ونا همرنگ، با جنگ وخونریزی وظلم وستم اجتماعی زندگی کند؟!

آیا بی عدالتی ها وفسادهای اخلاقی واجتماعی که نوعی بی نظمی است می تواند برای همیشه بر جامعه بشریّت حاکم باشد؟!

آیا خدایی که در نظام شگفت انگیز جهان هیچ یک از نیازهای موجودات عالم را از نظر لطف وعنایتش دور نداشته، وبه انسان چشم بینا، گوش شنوا وعقل وهوش کافی عنایت فرموده است می توان گفت که: بشریّت را به حال خود رها ساخته است تا همچنان در وادی ضلالت وگمراهی گام بردارد، وبا بی نظمی وبی عدالتی به زندگی خود ادامه دهد؟!

آیا ممکن است خداوندی که این چنین نیازمندیهای انسان را تأمین می کند او را از وجود یک راهنمای دانا وتوانا ومعصوم که با غیب این عالم در ارتباط بوده وبشریّت را به راه سعادت وخوشبختی رهنمون شود، محروم سازد؟!

تردیدی نیست که از نظر عقل واندیشه، برای برقراری نظم وقانون وجلوگیری از هرج ومرج وریشه کن شدن فتنه وفساد، واجرای قسط وعدالت، وجود رهبری الهی وآسمانی لازم وضروری است.

به همین دلیل است که امیرمؤمنان علیه السلام در یکی از سخنان خود در «نهج البلاغه» می فرماید:

«اللهمّ بلی، لا تخلو الأرض من قائمٍ للّه بحجّهٍ إمّا ظاهراً مشهوراً، وإمّا خائفاً مغموراً، لئلاّ تبطل حجج الله وبیّناته».[۱](۷۲)

«آری بار خدایا! زمین هرگز از حجّت خدا خالی نخواهد بود که یا ظاهر وآشکار، ویا ترسان ونهان خواهد بود، تا حجّتها ودلایل روشن پروردگار باطل نگردد».

بنابراین، نتیجه ای که از این بحث به دست می آید این است که مشاهده نظام هستی وجهان آفرینش ما را به این حقیقت متوجّه می سازد که سرانجام جهان بشریّت وجامعه انسانیّت نیز در برابر نظم وعدالت سر تسلیم فرود خواهد آورد، وبه مسیر اصلی آفرینش باز خواهد گشت.

ب: سیر تکاملی جامعه ها نیز دلیل دیگری بر آینده روشن جهان بشریّت است؛ زیرا ما هرگز نمی توانیم این حقیقت را انکار کنیم که جامعه بشریّت از روزی که خود را شناخته است پیوسته در حال پیشرفت بوده ورو به کمال وترقّی حرکت نموده وهیچ گاه در یک مرحله توقّف نکرده است.

در جنبه های مادّی، از نظر خوراک، پوشاک ومسکن، وتهیّه سایر لوازم زندگی، روزی در ابتدایی ترین شرایط زندگی قرار داشته، وامروز بر خلاف زمان های گذشته، به مرحله ای رسیده است که عقل ها را حیران وچشمها را خیره ساخته، وبه طور مسلّم این سیر صعودی باز همچنان ادامه خواهد یافت.

از نظر علوم ودانش وفرهنگ نیز پیوسته رو به سمت جلو حرکت نموده، به اختراعات واکتشافات جدید ومدرنی دست یافته، وروز به روز کشف تازه وتحقیق جدید ومطلب نوی را در این زمینه به دست آورده است.

این «قانون تکامل» سرانجام شامل جنبه های اخلاقی ومعنوی واجتماعی نیز می شود، وانسانیّت را به سوی یک قانون عادلانه، وصلح وعدالت پایدار، وفضایل اخلاقی ومعنوی به پیش می برد، واگر امروز می بینیم که مفاسد اخلاقی در دنیای کنونی رو به فزونی است وبشریّت در گرداب فساد وتباهی دست وپا می زند، این خود نیز زمینه را برای یک انقلاب تکاملی، سرانجام آماده می کند.

البته ناگفته پیداست که هرگز نمی گوییم که فساد را باید تشویق کرد، ولی می گوییم: فساد وقتی که از حدّ گذشت عکس العمل آن یک انقلاب تکاملی معنوی خواهد بود که بشریّت را به جهان انسانیّت باز خواهد گرداند؛ زیرا هنگامی که انسانها در دام بلا گرفتار شدند، وبه بن بست رسیدند، وعواقب نامطلوب گناهان خویش را دیدند، وسرهای آنها به سنگ خورد، وجان هایشان به لب رسید، حدّ اقل آماده پذیرش اصول سعادت آفرینی که از ناحیه یک رهبر الهی ودینی ارائه می شود، خواهند گردید.

پس باتوجّه به آنچه گذشت، به این نتیجه می رسیم که: عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام،یک مسأله عقلی ومنطقی است که نیازی به هیچ بیان ندارد؛ زیرا هر انسان عاقلی آن را تصدیق، وهر خردمندی آن را تأیید می نماید.

منبع:  مرکز الدراسات التخصصیه فی الامام المهدی ( برگرفته از:  کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان)

[۱] . نهج البلاغه فیض، کلمات قصار، شماره ۱۳۹، ص ۱۱۵۸؛ منتخب الأثر، ص ۲۷۰؛ وقریب به این مضمون بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۲ از امام صادق علیه السلام.