معارف قرآن

نوشته‌ها

عظمت و فضیلت قرآن مجید از دیدگاه پیامبر اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله

اشاره:

درک عظمت قرآن کریم، منوط به معرفت قرآن در تمامى ابعاد است. یعنى شناخت حقایق و معارف غیبى، اسرار و حکم، شرایع و احکام، قصص و امثال، محکم و متشابه، تأویل و تنزیل و ظاهر و باطن آن، که هر کدام بُعدى از ابعاد و جلوه اى از جلوه هاى قرآن کریم است . قرآن کریم در برگیرنده عالى ترین معارف الهى در زمینه شناخت خداوند متعال، اسما و صفات الهى، اسرار توحید، ویژگی هاى سفیران و پیامبران الهى، اسرار جهان غیب، سنتهاى حاکم بر جامعه هاى بشرى، شناخت انسان و فرجام کار او، اخبار غیبى مربوط به گذشتگان و آیندگان است و همچنین حاوى نظام هاى اجتماعى، حقوقى، اقتصادى و سیاسى است که بشر براى سعادت و خوشبختى جاودانه خود به آن نیاز دارد.

قرآن کریم نشانگر راهى است که پیمودن آن انسان را از یوغ بردگى ستمگران نجات مى دهد و از اسارت در زنجیر جهل، خرافه و هواهاى شیطانى مى رهاند و او را در مسیر سلامت قلب، پاکى ظاهر و باطن و پیشرفت مطلوب انسانى و معنوى قرار مى دهد. قرآن حاوى معیارهاى جاودانه براى شناخت حق از باطل و سره از ناسره است. با شناخت این ویژگیها و خصوصیات است که درک عظمت و رفعت ذاتى قرآن کریم و برترى آن بر دیگر انوار الهى روشن مى شود.

علاوه بر همه این ویژگیها، اتصال قرآن به معدن عظمت الهى، عظمت و رفعتى فراتر از اندیشه هاى عادى به آن بخشیده، و این کتاب را داراى برکات و آثار خاصى در جسم و روح انسان ـ بلکه در تمام جهان هستى ـ قرار داده است.

از آنجا که شناخت و استفاده از این کتاب الهى به فراخور استعداد انسانها متفاوت است، درک عظمت قرآن نیز متناسب با این درک متفاوت خواهد بود.

شناخت حقیقت قرآن کریم و احاطه کامل بر همه ابعاد آن جز براى کسانى که قلب مطهر آنها وعاء تجلى نور قرآن بوده، میسر نیست. از این رو، براى شناخت ابعاد گوناگون عظمت وفضیلت قرآن، ناگزیر باید به حاملان علوم الهى و آگاهان به اسرار این کتاب عظیم که همانا پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند، مراجعه کرد و در سایه آموزه هاى آنها به فهم تعالیم قرآن نایل آمد و عظمت آن را درک کرد.

به عبارت دیگر، رابطه مستحکم بین قرآن کریم و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به گونه اى است که شناخت یکى از آنها، تنها با شناخت آن دیگرى، و استعانت از آن میسر است؛ چون از یکسو قرآن کریم عهده دار ارائه تصویرى کامل از چهره نورانى حجت هاى الهى در روى زمین و بیان رسالت آسمانى آنها است و از سوى دیگر، حجت هاى الهى مسئولیت حفظ، حراست، نشر معارف و تبیین حقایق باطنى قرآن راـ براى مردم ـ به عهده دارند.

پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از یک سو با آشنا کردن مردم با معارف قرآن سعى کردند که زمینه درک عظمت قرآن را در خود مردم فراهم آورند و از سوى دیگر، به عنوان گواهان راستگو، فضیلت و عظمت قرآن را بازگو کردند تا مردم را جهت استفاه بیشتر از قرآن ترغیب کنند. در حقیقت، بازگویى عظمت و فضیلت قرآن کریم توسط اهل بیت ـ علیهم السلام ـ مقدمه اى است براى ایجاد زمینه فکرى و روحى در مردم در جهت توجه شایسته به قرآن کریم و استفاده از معارف حیات بخش آن.

در این نوشتار بر آن هستیم که بخش هایى از سخنان پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام را راجع به عظمت قرآن نقل و بررسى کنیم.

قرآن کریم، خورشید هدایت

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درباره جایگاه و نقش قرآن کریم در زندگى انسان فرموده اند:

«اى مردم! شما در منزل آرامش و صلح هستید و شما در حال سفرید، شما را به شتاب مى برند. شاهدید که (گذر) شب و روز، هر نوى را کهنه مى کند و هر دورى را نزدیک مى گرداند و هر وعده اى را به سر مى آورد. پس، براى میدان مسابقه دور و درازى که در پیش دارید، آماده کوشش شوید.»

مقداد عرض کرد: اى پیامبر خدا! آرامش و صلح یعنى چه؟

پیامبر فرمود: «دنیا» سراى تلاش و سپرى شدن است، پس، هر گاه فتنه ها همچون پاره هاى شب تار شما را فرا گرفت به قرآن روى آورید، که آن شفیعى است که شفاعتش پذیرفته است و شاکى و خصمى است که شکایتش قبول مى شود. هر که آن را پیش روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت راهنمایى کند و هر که آن را پشت سر خود قرارش دهد، او را به دوزخ کشاند. قرآن راهنمایى به سوى بهترین راه است. آن کتابى است که در آن تفصیل، روشنگرى و تحصیل(حقایق) است، و جدا کننده (میان حق و باطل)است و شوخى نیست. ظاهرى دارد و باطنى، ظاهرش حکم و دستور است و باطنش دانش. ظاهرش زیبا و باطنش ژرف و عمیق است. ستارگانى دارند، و ستارگانش نیز ستارگانى دارند ستارگانى که شگفتیهایش بى شمار است، و عجایب و غرایبش کهنه و تمام نمى شود. در قرآن چراغهاى هدایت و پرتوگاه حکمت است، براى کسى که صفت (حق) را بشناسد راهنماى معرفت است. پس، باید آدمى دقت نظر کند و صفت(حق)را پیش چشمش آرد، تا از هلاکت رهایى یابد و از تنگنا به در آید؛ زیرا که اندیشیدن، مایه حیات دل شخص بینا و با بصیرت است، همچنان که آدمى به نور چراغ در تاریکیها راه مى پیماید. پس بر شما است که نیکو برهید و کم (در شبهات و تاریکیها) منتظر بمانید.»

پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ در این بیان، به جهت هاى مهمى از عظمت قرآن کریم اشاره فرموده اند. جمله «هر گاه فتنه ها همچون پاره هاى شب تار شما را فرا گرفت، به قرآن روى آورید» به مهمترین رسالت قرآن کریم که هدایت و راهنمایى انسانهاست، اشاره دارد. قرآن کریم این رسالت را در همه شرایط و دوره هاى زندگى بشر حتى سخت ترین شرایط ظلمانى به عهده دارد. در شرایطى که انسان هیچ روزنه نورى در جامعه پیدا نمى کند و هیچ راهنماى امینى را نمى شناسد، این قرآن است که مى تواند او را به سوى سعادت و کمال هدایت کند، و چون چراغى روشن در دست وى، راه سعادت را به او نشان دهد. از این روى فرموده است:

«هر که آن را پیش روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت راهنمایى کند و هر که پشت سر خود قرارش دهد، او را به دوزخ کشاند. قرآن راهنما به سوى بهترین راه است که در آن است تفصیل، روشنگرى و تحصیل (حقایق).»

همچنین فرموده است:

«چراغ هاى هدایت و پرتوگاه حکمت در آن است، براى کسى که بشناسد صفت (حق) را راهنماى معرفت است پس باید آدمى دقت نظر کند و صفت (حق) را پیش چشمش آرد، تا از هلاکت رهایى یابد و از تنگنا به در آید…»

پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ در این حدیث با اشاره به عظمت علمى قرآن کریم فرمودند:

«(قرآن) ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش حکم و دستور است و باطنش دانش، ظاهرش زیبا و باطنش ژرف و عمیق است.»

این بخش از حدیث به این نکته اشاره دارد که همان گونه که انسان موجودى است داراى ظاهر و باطن، قرآن هم که براى راهنمایى انسان است بر همین منوال نازل شده است تا هم تأمین کننده نیازهاى ظاهرى و هم تأمین کننده نیازهاى باطنى او باشد. ظاهر قرآن همان احکام و شرایع خدا است که نسخه اصلاح رفتار و ظاهر انسانها است و باطن آن معارف الهى است که نیازهاى درونى و فکرى او را تأمین کند.

حضرت در جایى دیگر درباره قرآن فرموده اند:

«فضل القرآن على سائر الکلام کفضل الله على خلقه.»

«برترى قرآن بر دیگر سخنان، چون برترى خدا بر مخلوقاتش است.»

آرى! قرآن بر همه کتاب هاى آسمانى و همچنین تمام معارف بشرى برترى دارد. یعنى هیچ شاهکار ادبى در بلاغت و شیوایى، و هیچ سخنى حکیمانه در حکمت و استوارى و هیچ کتاب علمى در تبیین حقایق عالم هستى به پایه این کتاب نمى رسد.

پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ در سخنى دیگر درباره عظمت قرآن چنین فرموده است:

«من أعطاه الله القرآن فرأى أن رجلا أعطى أفضل مما أعطى فقد صغر عظیما و عظم صغیرا.»

«اگر خدا قرآن را به هر کس عطا کند و او گمان کند که به دیگران نعمتى بزرگتر از این نعمت داده شده است، بى گمان چیز کوچکى را بزرگ شمرده و بزرگى را کوچک شمرده است.»

اعطا قرآن که بر اساس این حدیث برترین نعمتى است که خداوند به انسانها داده است، مراتب گوناگونى دارد که مرتبه کامل آن یعنى اعطا قرآن با تمام معارف باطنى آن، مخصوص پیامبر و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است ولى به قرینه این که این حدیث در مقام بیان فضیلت قرآن است معلوم مى شود که مراد از آن تنها مرتبه بالاى اعطا نیست، بلکه معناى گسترده آن است که شامل قرائت و حفظ قرآن هم مى شود. این برداشت مطابق با حدیثى است که به همین مضمون در مجمع البیان نقل شده است. بنابر این، هر کسى که جهت فراگیرى قرائت یا حفظ قرآن کریم، امکان تشرف به محضر آن را پیدا کند، باید بداند که خداوند بالاترین نعمت را در اختیار او قرار داده است، چرا که قرائت قرآن مقدمه اى براى استفاده از قرآن و نیل به معارف آن است؛ پس باید در جهت استفاده کاملتر از آن و رسیدن به مقام فهم معارف عالى آن تلاش کند.

پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به گسترش تعلیم قرآن کریم اهتمام خاصى داشتند.

حضرت پیامبرـ صلى الله علیه و آله ـ اهمیت آموزش قرآن را با ذکر مثالى قابل فهم براى مردم چنین بیان فرموده اند:

«أیکم یحب أن یغدو الى العقیق أو الى بطحاء مکه، فیؤتى بناقتین کوماوین حسنتین، فیدعى بهما الى أهله من غیر مأثم و لاقطیعه رحم؟ قالوا: کلنا نحب ذلک یا رسول الله!.. قال: لأن یأتى أحدکم المسجد فیتعلم آیه، خیر له من ناقه، و أیتین خیر له من ناقتین، و ثلاث خیر له من ثلاث.»

«کدام یک از شما دوست دارد که صبحگاهان به سرزمین عقیق یا بطحا در مکه برود، و دو شتر بزرگ کوهان به او بدهند، و او آن دو شتر را به میان اهلش بیاورد بدون آن که گناه و یا قطع رحمى مرتکب شده باشد؟ مردم پاسخ گفتند: اى رسول خدا! همه ما چنین چیزى را دوست مى داریم، حضرت فرمود: اگر یکى از شما به مسجد بیاید و آیه اى را فرا گیرد، برایش بهتر از یک شتر است و اگر دو آیه فرا گیرد بهتر از دو شتر است و اگر سه آیه فرا گیرد بهتر از سه شتر است.»

شتر کوهان بلند در عربستان از ارزش زیادى برخوردار بود، به طورى که هر کس براى به دست آوردن چنین ثروتى رنج رفتن به وادى عقیق و یا بطحاى مکه را بر خود هموار مى کرد. پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ فرمودند: همان گونه که براى به دست آوردن نعمتهاى مادى زودگذر و ناپایدار که نگه دارى آن با رنجهاى فراوانى همراه است با کمال میل تلاش مى کنید، باید براى به دست آوردن نعمتهاى پایدار معنوى که همواره به آن نیاز دارید و همیشه شما را همراهى مى کند، بیشتر تلاش کنید.

حضرت على ـ علیه السلام ـ از پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ چنین نقل کرده اند:

«خیارکم من تعلم القرآن و علمه.»

«بهترین شما آن کسانى اند که قرآن را فرا گیرند و به دیگران آموزش دهند.»

در توضیح این حدیث باید گفت که برترین و والاترین دست آورد زندگى انسان علم و معرفت است و در میان علوم و معارف، قرآن کریم برترین علوم است. بنابر این، تلاش براى تعلم و تعلیم آن بهترین تلاش است، و صاحبان این تلاش برگزیده ترین و بهترین انسانها هستند؛ چرا که سعى خود را در کارى به کار مى برند که هیچ تلاشى به پایه آن بازده معنوى براى انسان ندارد، اما آموختن علوم دیگر غیر از قرآن هر چند هم خوب باشند به علت وجود برخى ناخالصى ها در آنها به این حد بازدهى ندارند.

به بیان دیگر، هر کسى که براى برداشت محصولات فکرى از غیر قرآن، تلاش کند در قیامت گرفتار نتایج کار خود خواهد بود؛ چرا که حق خالص در غیر قرآن کریم وجود ندارد. از این روى، محصولات فکرى که از آن برداشت مى کند و تأثیر هایى که در اثر ممارست با آن در روح ایجاد مى شود، نمى تواند کاملا عارى از شوب جهل بوده باشد. پس به مقتضاى آیه (کل نفس بما کسبت رهینه) در آخرت مسؤل و گرفتار اندوخته هاى خود خواهد بود. اما قرآن کریم نورى است که در آن ظلمت راه ندارد. از این رو، اگر کسى به گرفتن معارف قرآن همت گمارد و در این راه از شیوه اى شایسته، یعنى شیوه اى که خود قرآن کریم و آورنده آن یعنى حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ و اوصیاى معصوم ـ علیهم السلام ـ مقرر کرده اند، استفاده بکند، این تلاش او هیچ گونه اثر منفى در روحش ـ که موجب گرفتارى وى در عالم آخرت باشد ـ نخواهد داشت.

بر این اساس است که على ـ علیه السلام ـ فرمودند:

«در روز قیامت گوینده اى صدا مى زند: آگاه باشید امروز هر کشت کارى گرفتار کشت خود و گرفتار سرنوشت کارى است که انجام داده، جز حارثان قرآن [آنان که به فراگیرى و مطالعه قرآن و بذر افشانى آن مشغول بودند] پس شما از فراگیران و بذر افشانان قرآن و پیروان آن باشید! با قرآن خدا را بشناسید و خویشتن را با آن اندرز دهید. هر گاه(نظر شما بر خلاف قرآن بود) خود را متهم کنید، و خواسته هاى خویشتن را در برابر قرآن نادرست بشمارید.»

البته این ویژگى که در مورد قرآن کریم ذکر شده است شامل مطالعه وتحقیق در سخنان پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نیز مى شود؛ زیرا اصولا سخنان پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به منزله تفسیر و تبیین حقایق و معارف قرآن کریم است و چیزى مستقل از قرآن نیست. از این رو است که تحقیق و تدبر در قرآن، بدون مراجعه و بررسى سخنان و احادیث اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نمى تواند انسان را به حقیقت و عمق معناى قرآن برساند.

یکى از ابعاد عظمت قرآن کریم فراگیر بودن آن بر تمام معارفى است که بر پیامبران قبلى در کتاب هاى الهى نازل شده است، چون قرآن وجه نهایى و کامل آن کتاب ها است و به هیچ وجه محتواى این کتاب الهى گسسته از آن کتاب ها نیست، قرآن بر محتواى آنها احاطه و نظارت دارد، چه در مواردى که احکام آنها را نسخ کرده و چه در مواردى که ابقا کرده است. این ویژگى باعث مى شود که پذیرش معارف قرآن براى پیروان حقیقى ادیان الهى آسان باشد.

پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ در اشاره به این معنى فرمودند:

«اعطیت السور الطوال مکان التوراه و اعطیت المئین مکان الانجیل و اعطیت المثانى مکان الزبور و فضلت بالمفصل ثمان و ستون سوره و هو مهیمن على سائر الکتب و التوراه لموسى و الانجیل لعیسى و الزبور لداود.»

«سوره هاى بلند به جاى تورات به من داده شد، و سوره هاى صدگانى به جاى انجیل، و سوره هاى “مثانى” به جاى زبور و سوره هاى مفصل نیز مایه برترى من است، و قرآن خود گواه کتابهاى آسمانى است و مشرف بر آنها.» همچنین نقل شده است که فرمود:

«و أعطیت جوامع الکلم.»

«سخنان جامع به من داده شده است.»

عطاء از امام باقر ـ علیه السلام ـ پرسید: منظور از «جوامع الکلم» چیست؟ امام علیه السلام فرمود: «مراد از جوامع الکلم، «قرآن» است.»

قرآن شامل سخنان فراگیر و پرمحتوى است ؛ چرا که قرآن در هر موضوعى از موضوع هاى مربوط به هدایت انسان در بردارنده کلیات و ضوابط مربوط به آن موضوع است که از آن مى توان مطالب زیادى را استخراج کرد و احتمال دارد که منظور از جوامع الکلم بودن قرآن، جامعیت قرآن براى همه طبقات انسانها از صاحبان دانش و مردم عادى باشد. یعنى هر کسى به حسب کمال و ضعف ادراک خود و درجه اى که از علم دارد مى تواند از آن استفاده بکند.

بنابراین، یکى از ابعاد عظمت و رفعت قرآن این است که معارف الهى را با روشهاى متفاوت و در سطوح گوناگونى تبیین کرده است، تا هم ژرف اندیشان خود را از آن بى نیاز نپندارند، و هم ساده اندیشان به بهانه پیچیدگى مطالب آن، خود را از آن محروم نبینند. قرآن سفره گسترده الهى است که همه اصناف مردم، در هر سطح علمى که باشند، مى توانند به فرا خور همت و استعداد خود از آن بهره ببرند.

پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ فرموده است :

«القرآن مأدبه الله، فتعلموا من مأدبه الله ما استطعتم، انه النور المبین و الشفاء النافع، تعلموه؟ فان الله شرفکم بتعلمه.»

«قرآن سفره خداست، پس تا مى توانید از میهمانى او فرا گیرید، آن نور روشن و درمان سودمند است، آن را فرا گیرید؛ چرا که خدا با آموختن آن به شما شرافت مى بخشد.»

در توضیح این حدیث شریف باید گفت: روح انسان در حرکت تکاملى خود نیازمند غذاى روحانى است که نیاز انسان به معارف حیات بخش و هدایتگر را پاسخ گوید استعدادهاى فطرى او را شکوفا سازد و حتى ظرفیت و قابلیتهاى جدیدى در او ایجاد مى کند، قرآن کریم چنین تغذیه اى را براى همه انسانها فراهم مى کند، قرآن سفره گسترده الهى است که در اختیار انسان قرار داده شده است و هر کس به فراخور حال خود به بهره بردارى از آن دعوت شده است، و قرآن نور و شفاست، تاریکی هاى جهل و دردهاى ناشى از جاهلیت را از بین مى برد. بنابراین، رسیدن به کرامت و شرف انسانى در گرو فراگیرى آن است.

براى فهم عمیق تر عظمت قرآن کریم، به بررسى دو صفت از صفت هاى قرآن کریم که در این حدیث به آنها اشاره شده است مى پردازیم:

۱ ـ مأدبه الله

«مأدبه الله» به سفره میهمانى گفته مى شود: همچنین ممکن است به معناى جاى فراگیرى ادب نیز به کار رود.

بنا بر معناى اول، اطلاق وصف «مأدبه الله» بر قرآن کریم به لحاظ این است که معارف و علوم قرآن کریم تأمین کننده غذاى روح است، روح انسان به لحاظ فطرى نیازمند معارف و علوم راستین است، به خصوص علوم و معارفى که مربوط به شناخت مبدأ و معاد و سیر حرکت او به سوى جهان ابدى است و قرآن به عنوان منبع این معارف با عرضه غذاى سالم و مطمئن نیاز روح را رفع مى کند، اگر بشر نیازمند معارف، سر این سفره ننشیند و غذاى مورد نیاز خود را از آن اخذ نکند، براى رفع نیاز خود به غذاهاى آلوده روى مى آورد و روح خود را با آن مسموم مى کند. اما برمعناى دوم، به قرآن کریم به این لحاظ «مأدبه الله» است که جایگاه ادب آموزى انسان است که از سوى خداوند متعال براى انسان مهیا شده است.

سید مرتضى، از بزرگان شیعه در قرن چهار هجرى در بیان این صفت و وجه اطلاق آن بر قرآن کریم سه بیان را ذکر کرده اند:

«مأدبه به ضم دال یا به فتح آن از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده و به غذایى گفته مى شود که انسان براى کسى که دعوت کرده آماده کند. بنابراین، پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ فایده اى را که انسان از قرائت و حفظ قرآن کسب مى کند به انتفاع شخص دعوت شده از غذایى که برایش آماده مى کند، تشبیه فرموده است. ممکن است وجه تشبیه این باشد که خواسته شده به گرد قرآن فراهم آیند، چنان که دعوت شدگان بر سر سفره جمع مى شوند و ممکن است که هر دو وجه مراد باشد.

اگر مأدبه به فتح دال از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده باشد پس معناى جمله ” قرآن، مأدبه خداست “ این خواهد بود که قرآن براى نگه داشت ادب خلق نازل شده است.»

برخى از این اوصاف به شفا بودن قرآن دلالت دارد.

توضیح این که قلب ـ که تعبیرى است از روح و شخصیت واقعى انسان ـ اگر سالم باشد، مى تواند حقایق جهان هستى، به خصوص حقایق مربوط به خود را درک کند، و به مبدا و معاد ایمان بیاورد، و به خوبیها میل پیدا کند، و از هر چیزى که مانع رسیدن او به کمال است، به خصوص کفر و شرک دورى بجوید، اما اگر در اثر کردار بد، قلب انسان مریض شود، نمى تواند حق را بشناسد و اگر هم بشناسد، نمى تواند به آن گزارش پیدا کند و پایبند آن شود، بلکه همواره به کارهاى باطل میل پیدا مى کند، تا جایى که تمام استعدادهاى الهى خود را براى کمال از دست مى دهد و براى ابد گرفتار بدبختیهایى مى شود که به دست خود براى خود ساخته است.

امراض روح، چون امراض جسم انواع و اقسامى دارد که هر کدام نیاز به درمان خاص خود دارد، برخى از این امراض چنان سخت است که هر طبیبى نمى تواند آن را مداوا کند، و هر درمانى در آن مؤثر واقع نمى شود.

۲ ـ الشفاء النافع

قرآن کریم جامع ترین و موثرترین دوای امراض روحى است. از این رو، قرآن به «دواء لیس بعده دواء»، «دارویى که بالاتر از آن دارویى نیست»، توصیف شده است.

پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ فرمود:

«ان القلوب تصدا کما یصدأ الحدید قیل: یا رسول الله: و ما جلاؤها؟ قال: قراءه القرآن و ذکر الموت.»

«دل ها چون آهن زنگ مى زند. سؤال شد: اى رسول خدا! جلاى دل ها چیست؟ حضرت فرمود: خواندن قرآن و یاد مرگ.»

قرآن کریم نه تنها مرضهاى روحى را شفا مى دهد بلکه حتى قلب مرده را زنده مى کند.

پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ به انس فرمود:

«یا بن أم سلیم! لاتغفل عن قراءه القرآن صباحا و مساء، فان القرآن یحیى القلب المیت، و ینهى عن الفحشاء و المنکر.»

«اى پسر ام سلیم! از خواندن و تلاوت قرآن در صبح و شام غافل مباش! چرا که قرآن دل مرده را زنده مى کند، و از کار زشت و ناپسند باز مى دارد.»

مقام پیامبر صلى الله علیه و آله و عظمت معنوى قرآن کریم

قرآن کریم کتابى عادى چون کتابهاى دیگر نیست که ابتدا و انتهاى آن در اختیار ما باشد، بلکه کتابى است که از ساحت قدس اللّه ، با جلال و شکوه خاصى نازل شده است و در عوالم قبل از نزول و حین نزول و پس از آن تجلیات خاصى داشته است. از این رو، غیر از جنبه هاى شناخته شده آن، اتصالش به معدن عظمت الهى، عظمتى فراتر از اندیشه هاى عادى بشرى به آن بخشیده است.

براى درک عظمت معنوى قرآن کریم بررسى عظمت متکلم و پدید آورنده آن، عظمت حامل و مرسل الیه آن، عظمت حافظ و نگهبان آن، عظمت شارح و مبین آن، عظمت وقت ارسال و کیفیت ارسال آن، عظمت مطالب و محتویات آن، عظمت رسالت آن و عظمت جایگاه آن در روز قیامت لازم است، برخى از این امور ذاتا و برخى عرضا در عظمت معنوى دخیل قرآن بوده و برخى کاشف از عظمت آن است.

قرآن کریم از همه این ابعاد، بالاترین رتبه عظمت را داراست؛ چون گوینده آن: خداوند متعال، و حامل آن: ملک مقرب، جبرئیل است، گیرنده و مخاطب آن اشرف مخلوقات، خاتم پیامبران، حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ و حافظ و نگهبان آن خداوند متعال است، و شارح، مفسر و معلم آن، اهل بیت اطهار ـ علیهم السلام ـ هستند، و زمان ارسال آن، شب قدر است، پس همه جهت هایى که در عظمت قرآن دخیل است، خود از بعد عظمت بى نظیرند.

در احادیث اهل بیت ـ علیهم السلام ـ جهت هایى که در عظمت معنوى قرآن کریم دخیل بوده و یا بیانگر آن است به مناسبتهاى مختلف تبیین شده است. این احادیث را مى توان در چند دسته زیر مورد بررسى قرار داد:

۱ ـ روایاتى که راجع به کیفیت نزول قرآن کریم و برخى سوره هاى آن آمده است؛

۲ ـ احادیثى که راجع به عظمت محتوى قرآن وارد شده است؛

۳ ـ احادیثى که بر تمثل قرآن کریم در روز قیامت دلالت دارد؛

۴ ـ روایاتى که از وجود آثار خاصى براى برخى از سوره ها و آیه هاى قرآن کریم خبر مى دهد؛

۵ ـ احادیثى که از حاوى بودن قرآن کریم بر اسم اعظم الهى حکایت مى کند. اسم اعظم حقیقتى که است تمام مخلوقات خدا مسخر آن هستند و کسى که علم مربوط به اسم اعظم خدا به او داده شود، هر کارى را به اذن خداوند متعال مى تواند انجام دهد.

ما در بخش قبلى به احادیثى که بیانگر قرآن کریم در بعد محتوا و رسالت بود، اشاره کردیم و در این جا تنها به ذکر چند نمونه از سخنان ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ در باره عظمت مخاطب قرآن، یعنى حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ اکتفا مى کنیم:

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:

«خداوند چون خلق را آفرید آن را دو دسته کرد و برگزیده خویش را در میان یکى از دو دسته قرار داد و آن گاه آنان را سه دسته کرد و برگزیده خویش را در میان یکى از سه دسته قرار داد آن گاه همچنان برگزید، تا آن که عبد مناف را انتخاب کرد و از عبد مناف هاشم را آن گاه از هاشم، عبدالمطلب و از عبدالمطلب عبدالله و از عبدالله، محمد رسول خدا را برگزید، در نتیجه پیامبر ولادتى پاکتر و پاکیزه تر از همه مردم دارد، خداوند او را نسبت به حق بشارت داد وبیم دهنده برانگیخت و کتاب را بر وى فرو فرستاد و هر چه که باشد در کتاب تبیین شده است.»

از امام هادى ـ علیه السلام ـ درباره عظمت آورنده قرآن کریم، یعنى خاتم الانبیاء ـ صلى الله علیه و آله ـ چنین نقل شده است :

«چون پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ چهل سالش تکمیل شد، خداوند عزوجل به قلب او نگریست و دید که قلب پیامبر از همه دلها برتر، والاتر، مطیع تر، خاشع تر، و خاضع تر است، به درهاى آسمان اجازه داد، آنها گشوده شدند و محمد به آسمانها نگریست، خداوند به فرشتگان اجازه داد، آنان فرود آمدند و محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ آنان را مى دید، و خداوند به رحمت دستور داد و رحمت از ساق عرش تا سر محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ فرود آمد و او را فرا گرفت، وى به جبرئیل روح الامین ـ که گردنبندى از نور دارد و طاووس فرشتگان است و به سوى او فرود آمده بود ـ نگاه کرد، جبرئیل شست پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: اى محمد! بخوان وى گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد! “بخوان به اسم پروردگارت که آفریده است، انسان را از علق آفریده، بخوان به نام پروردگار گرامى ات، هم او که با قلم، به انسان آنچه را که نمى دانست یاد داد.”

آن گاه آنچه را که خداوند به وى گفته بود به پیامبر وحى کرد و سپس به بالا صعود کرد. پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ از کوه پایین آمد و عظمت جلال خدا او را فرا گرفت و از بزرگى مقام الهى که به دل او راه یافته بود، تب و لرز بر او عارض گردید. ترس از تکذیب قریش و اتهام جنون و اتهام به این که شیطان بر او مسلط شده است بر پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ سخت و گران آمد.پیامبرى که از روزهاى نخستین زندگى اش عاقل ترین خلق خدا و گرامى ترین، بزرگوارترین آفریده او بود هم او که شیطان و کارهاى دیوانگان و گفتارشان نزد وى از هر چیزى مبغوض تر بود. پس خدا خواست تا سینه پیامبر را فراخى دهد و دل وى را قوى سازد و در این راستا کوه ها و صخره ها و سنگ ریزه ها را به سخن واداشت و پیامبر به هر چه از اینها که مى رسید ندایش مى دادند: درود بر تو اى محمد! درود بر تو اى ولى خدا! درود بر تو اى رسول خدا! بشارت باد تو را، چرا که خداوند عز و جل تو را بر فراز خلائق از اولین و آخرین برترى داده، زینت کرده و گرامى داشته است.»

در این دو حدیث با اشاره به برخى از مقامات معنوى حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ این نکته بیان شده که نزول قرآن کریم به وى به این جهت بوده که وى برگزیده ترین و پاکترین و والاترین انسان روى زمین بوده است.

فضیلت پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در مقایسه با قرآن

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام براى تعلیم راه دیندارى به مردم موظف به احترام به کعبه و قرآن کریم بودند و حتى براى حفظ آنها حاضر به گذشتن از جان خود بودند، ولى این به معناى بالاتر بودن مقام آن دو از پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نیست بلکه چنان که از احادیث خلقت نور حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ و على ـ علیه السلام ـ قبل از خلقت همه عالم ـ فهمیده مى شود که مقام حضرت محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از همه مخلوقات عالم حتى از قرآن کریم و کعبه معظمه نیز بالاتر است.

مرحوم کاشف الغطاء که از علماى بزرگ شیعه است و در این باره آورده است:

«قرآن از همه کتابهاى آسمانى و از سخنان انبیا و اصفیا برتر است، ولى از پیامبر ـ صلى الله علیه و آله ـ و جانشینانش ـ علیه السلام ـ برتر نیست، هر چند احترام و با بزرگداشت آن، بر آنان واجب باشد، چرا که بر

مملوکان ـ هر چند به سلطان هم نزدیک باشند ـ لازم است که سخنان و خاندان و فرزندان و خانه و لباس سلطان را احترام کنند؛ چرا که این در حقیقت بزرگداشت سلطان است. بنابر این، تعظیم ایشان به حجر الاسود و ارکان کعبه و قرآن و نوشته هاى آن از قبیل اسمها و صفات از همین حیث است، نه این که منجر به زیادت شرافت آنها شود.»

البته این مطلب نسبت به نمود ظاهرى و کتبى قرآن کریم است اما مراتب بالاى قرآن کریم به حکم آیه کریمه «بل هو آیات بینات فى صدور الذین اوتوا العلم» با نور وجود حضرت پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ متحد است و از یکدیگر جدایى ندارند.

منبع: فرهنگ جهاد ، بهار و تابستان ۱۳۸۵، شماره ۴۳ و ۴۴

عدم کتابت قرآن توسط پیامبر اسلام(ص)

شبهه: چرا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات شریف خودشان کتابت قرآن کریم را به اتمام نرساندند تا این همه اختلاف نظر در دین و کتاب خدا نباشد؟ برخی می گویند: چون پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی دانسته که نزول آیات از طرف فرشته ی وحی کی به پایان خواهد رسید! مگر خداوند در شب قدر قرآن کریم را به صورت کامل بر قلب ایشان نازل نفرمود.؟

پاسخ شبهه

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز به دستور خداوند متعال، مأمور حفظ و ترویج و نشر معارف قرآن کریم، برای عموم مردم گردید. گرچه از روی قرآن نمی خواند و آیات آن را نمی نوشت، ولی این دلیل بر عدم توانایی او در خواندن و نوشتن نبود.(۱) زیرا امّی به معنای درس ناخوانده است.(۲)

درس نخواندن غیر از بی سواد بودن است. مانعی ندارد پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که فردی امّی بود با تعلیم الهی و بدون تعلیم در نزد انسانی دیگر، خواندن و نوشتن را بداند. زیرا چنین علم و آگاهی بی تردید از کمالات و تکمیل کننده ی مقام نبوت اوست. چنان که قرآن کریم می فرماید: «تو ]پیامبر[ هرگز قبل از این کتابی نمی خواندی و با دست خود چیزی نمی نوشتی، مبادا کسانی که در صدد ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند».(۳)

از برخی روایات اسلامی استفاده می شود که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ توانایی خواندن و نوشتن را داشت، ولی برای آن که کوچک ترین تردید و شکی در دعوتش پیش نیاید، از این استعداد و توانایی استفاده نکرد.(۴)

پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به همراه گروهی از اصحاب، برای حفظ و نگهداری قرآن کریم، اقدام به حفظ آیات آن کردند.

هم چنین به منظور صیانت از نصوص قرآنی، افزون بر استمداد از نیروی حافظه خود و مردم، به دست اندرکاران نگارش قرآن (کاتبان وحی) دستور داد که قرآن کریم را بنویسند. که در رأس آن ها حضرت علی ـ علیه السلام ـ قرار داشت.(۵)

ابن عباس می گوید: «وقتی حضرت جبرئیل وحی را بر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل می کرد، آن حضرت ـ برای آن که آن را فرموش نکند ـ به قرائت آن می پرداخت…».(۶)

در آغاز نزول قرآن کریم، پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با بهره گیری از حافظه های قوی و تشویق و ترغیب یاران گرامی خود به حفظ قرآن کریم همت گماردند.

ولی از آن جا که اعتماد بر حفظ قرآن کریم در حافظه ها نمی توانست اطمینان بر صیانت قرآن کریم را فراهم سازد، لذا پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از تعداد اندکی از باسوادان مکه درخواست کرد تا با دقت به ثبت، ضبط و نگارش قرآن کریم بپردازند.

حضرت علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ در رأس کاتبان وحی قرار داشت و ابوبکر، عمربن خطاب، عثمان بن عفان، زید بن ثابت، ابی بن کعب، عبدالله به سعد بن ابی سرح، حنظله بن ربیع، معاویه، خالد بن ولید، ثابت بن قیس و… از کاتبان مشهور قرآن کریم در زمان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بودند. حتی در زمان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ برخی مانند: عبدالله بن مسعود، اُبی بن کعب، مقداد و… مصاحفی را نوشتند.(۷)

قرآن کریم در زمان رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ جمع آوری و تألیف گردید. کاتبان وحی آیات را پی در پی و به ترتیب نزول می نوشتند، امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «کان یعرف انقضاء السوره بنزول بسم الله الرحمن الرحیم ابتداء لاُخری. پایان هر سوره ای به واسطه نزول بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز سوره ی دیگر شناخته می شد».(۸)

آیت الله خویی(ره) می گوید: «با مطالعه احوال پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و یاران او به این نتیجه می رسیم که قرآن کریم در عصر آن حضرت جمع آوری و تنظیم گردیده است».(۹)

ابن عباس می گوید: «پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با نزول بسم الله الرحمن الرحیم می دانست که سوره ی قبلی پایان یافته و سوره ی دیگری آغاز گشته است».(۱۰)

بنابراین، قرآن کریم به دستور پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و به ترتیب نزول، نگارش می شد.

آیت الله معرفت نیز می گوید: «جمع و تألیف قرآن به شکل کنونی در یک زمان صورت نگرفته، بلکه به مرور زمان و به دست افراد و گروه های مختلف انجام شده است. ترتیب، نظم و عدد آیات در هر سوره در زمان حیات پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و با دستور آن بزرگوار انجام شده و توقیفی است و باید آن را تعبداً پذیرفت».(۱۱)

پس در زمان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و به دستور ایشان، قرآن کریم به دست کاتبان وحی بر روی نوشت افزارهایی جمع آوری شد و سپس حضرت علی ـ علیه السلام ـ به توصیه پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مأمور سامان دهی آن گردید. چنان که امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «یا علی القرآن خلف فراشی فی المصحف و القراطیس، فخذوه و اجمعوا و لاتضیعوه کما ضیعت الیهود التوراه. ای علی! این قرآن در کنار بستر من، میان صحیفه ها و حریر و کاغذها قرار دارد، قرآن را جمع کنید و آن را آن گونه که یهودیان، تورات خود را از بین بردند، ضایع نکنید».(۱۲)

پس قرآن کریم در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع آوری شده است و اختلافات موجود ارتباطی به جمع آوری و یا عدم جمع آوری قرآن کریم و بحث های درون قرآنی ندارد. اختلافات وصف افراد است. به اضافه آن که نزول قرآن کریم دو گونه بوده است: نزول دفعی و نزول تدریجی. نزول دفعی همان نزول شب قدری است و نزول تدریجی، نزول ۲۳ ساله است که در مکه و مدینه نازل شده است و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز از هر دو نزول آگاه بوده است و اختلافات در خصوص قرائات و دیگر مسائل قرآنی، همه به عوامل بیرون قرآنی برمی گردد و هیچ ارتباطی به قرآن کریم، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، نزول دفعی یا تدریجی و غیره ندارد. این مشکل بشریت و اینداری ما است، نه مشکل دین و یا قرآن کریم.

پی نوشتها

  1. ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۰۱ـ۱۰۸٫
  2. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۱۹٫
  3. عنکبوت : ۴۸٫ ر.ک: حجتی، سید محمد باقر، پژوهشی در تاریخ قرآن، ص۱۸۷ـ۲۰۰٫
  4. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۳۲٫
  5. ر.ک: التمهید فی علوم القرآن.
  6. طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۲۷٫ ر.ک: قیامت، ۱۶ـ۱۸٫
  7. ر.ک: صبحی صالح، مباحث فی علوم القرآن، ص۱۰۱ـ۱۰۲٫
  8. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۸۹، ص۲۳۶٫
  9. البیان فی تفسیر القرآن، ص۲۵۰٫
  10. التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۷۵٫
  11. ر.ک: معرفت، محمد هادی ، علوم قرآنی، ص۱۱۹٫
  12. بحارالانوار، ج۸۹، ص۴۸٫

منبع: نرم افزار پاسخ۲ مرکز مطالعات حوزه.

 

آرمان امامت و مهدویت از منظر صحیفه سجادیه

آرمان امامت و مهدویت از منظر صحیفه سجادیه

امیر محسن عرفان

دعا، نردبان تقرب به سوى خداى سبحان و نهر همیشه جارى شستشو دهنده گناهان آدمیان است. دعا ارتباط آگاهانه، خالصانه و خاشعانه با پروردگار است. دعا قبل از آن که ابزار زندگى باشد، ابزار بندگى است و بیش از آن که خواهش تن را ادا کند، حاجت دل را روا می‌کند و برتر از آن که سفره نان را فراخى بخشد، گوهر جان را فربه می‌کند.

در بوستان نیایش و دعا، صحیفه سجادیه امام سجاد علیه السلام جذبه خاص خود را دارد، این کتاب از طرف دانش‌مندان برجسته ما «أخت القرآن»[۱] «انجیل اهل بیت علیهم السلام» و «زبور آل محمد صلی الله علیه و آله»[۲] لقب گرفته است. جالب آن‌که مولّف تفسیر طنطاوی پس از دریافت نسخه‌اى از این کتاب در قاهره چنین می‌گوید:

«این از بدبختى ماست که تاکنون بر این اثر گرانبهاى جاوید که از مواریث نبوت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن می‌نگرم، آن را از کلام مخلوق برتر و از کلام خالق پائین تر می‌یابم»[۳]

دوره‌ای که امام سجاد علیه السلام در آن زندگى می‌کرد، دورانى بود که ارزش‌هاى دینى دستخوش تحریف و تغییر قرار گرفته بود، در سایه چنین شرائطى که تربیت دینی مردم تنزّل کرده و ارزش‌هاى جاهلى احیاء شده بود، حضرت در صدد پیوند مردم با خدا به وسیله دعا بود، از دیدگاه حضرت دعا یک بعدی نیست که فقر مادّى را در نظر بگیرد و یا نیاز معنوی را، بلکه دعا به طور کلى از جامعیت خاصى برخوردار است، هم دنیایی است و هم آخرتى، هم نیازهاى معنوى را مطرح می‌کند و هم خواسته‌هاى مادّى را.

امامت در صحیفه سجادیه

از شیوه‌هاى تبلیغى و مبارزاتى امام سجاد علیه السلام تبیین معارف اسلام در قالب دعا است. یکى از مضامین مهم سیاسى ـ دینى صحیفه، طرح مسئله امامت است، مفهوم امامت به صورت یک مفهوم شیعى، که علاوه بر جنبه احقّیت براى خلافت و رهبرى، جنبه‌هاى الهى عصمت و بهره‌گیری از علوم انبیاء و مخصوصاً حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله را در حدى والا نشان می‌دهد. بازکاورى مفهوم امامت در صحیفه سجادیه از دو سو حائز اهمیت است از یک سو معرفت حقیقی به امام جز از راه امام ممکن نمی‌باشد و از سویى دیگر نیاز هر چه بیشتر ما به شناخت جایگاه امامت امام است که امروز امام زمان ما حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف می‌باشد.

۱٫ پیامد‌هاى غصب خلافت

به راستى چه کسى است که صداى آن حضرت را در کلمات استوار «صحیفه سجادیه» و با دیده حق بین در نیابد که چه کسى شایسته خلافت الهى است. حضرت می‌فرماید:

«خداوند این مقام ارجمند که از آن جانشینان و برگزیدگان توست و این مرتبه امناء تو که از درجات بلندى است که به آنان اختصاص داده‌اى مورد غصب و دستبرد قرار گرفته است، … و سرانجام برگزیدگان و جانشینان تو مغلوب و مقهور و مورد غضب قرار گرفتند و مى بینند که فرمان تو تبدیل یافته و کتاب تو مورد دستبرد قرار گرفته و احکام تو از راههاى شریعت تو منحرف گشته و سنت‌هاى پیامبرت ترک شده است».[۴]

حضرت علیه السلام در این فراز ضمن اشاره به غصب مقام خلافت توسط دشمنان اهل بیت علیهم السلام، تغییر احکام الهى، مهجوریت و دستبرد به قرآن و ترک سنت‌هاى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را از پیامد‌هاى غصب مقام امامت برمی‌شمارد.

۲٫ اختصاص امامت به فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله

امام سجاد علیه السلام در دعاهاى خویش بر ولایت پیشوایان از اولاد رسول خدا صلى الله علیه و آله که استوارترین ارکان هدایت و محکمترین دستگیره‌هاى ایمان است؛ تاکید می‌کند:

«رب صل على اطائب اهل بیته الذین اخترتهم لامرک و جعلتم خزنته علمک، و حفظه دینک، و خلفائک فى أرضک».[۵]

«پروردگارا! بر پاکیزگان از خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله درود فرست؛ آنان که براى امر دین انتخابشان کرده‌اى و ایشان را خزانه‌دار علمت و حافظان دینت و جانشینان خویش در زمین، قرار داده‌ای».

۳٫ امامان، گنجینه داران معارف قرآن

«اللهم فکما جعلت قلوبنا له حمله، و عرفتنا برحمتک شَرَفَهُ و فضله، فصل على محمد الخطیب به، و على اله الخزّان له»[۶]

«بارالها! آن گونه که قلب‌هاى ما را حامل علوم قرآن قرار دادى و فضل و شرافت قرآن را به لطف خویش به ما شناساندى بر محمد صلى الله علیه و آله که هماره زبانش به قرآن گویا بود، درود فرست، و همچنین بر خاندان محمد صلى الله علیه و آله که گنجینه‌داران قرآن و علوم قرآنند».

۴٫ خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله پاکیزگان از گناه

«و طهّرتهم من الرّجس و الدّنس تطهیرا بارادتک»[۷]

«پروردگارا! خاندان پیامبرت را به اراده خویش از هر پلیدى و ناپاکی منزّه ساختی».

۵٫ تداوم امامت در همه زمان‌ها

«خدایا تویى که دینت را در هر دوره‌اى به وسیله پیشوایی که او را براى بندگانت راهنما و در شهرهایت مشعول هدایتی قرار دادى، تأیید و کمک کردى، پس از آن که پیمان وی را به پیمان خود، پیوسته و او را سبب خشنودى خویش گردانیدی و فرمانبردى از او را واجب ساختى و از مخالفت فرمان او مردم را بر حذر داشتى و به امتثال فرمان او و ترک منهیاتش دستور فرمودى و به این که کسى از او پیشى نگیرد و از او پس نماند، فرمان دادی».[۸]

از این فراز دعاى امام سجاد علیه السلام فلسفه ضرورت تداوم امامت و رهبرى دینى استفاده می‌شود، زیرا به فرموده آن امام بزرگوار، هر روزگارى نیازمند پیشوا و امامى الهی است. و آن رهبران باید منتسب به خداوند و تأیید شده از سوی او باشند تا بتوانند با نور هدایت خویش خلق را به سوى ارزش‌هاى دینى دعوت کنند.

۶٫ آرمان انتظار

«خداوندا به وسیله ولى خویش (آن امامى که در هر زمان است و زمان خالى از او نیست) کتاب و قوانین و شرایع و سنت‌های رسولت صلى الله علیه و آله را برپادار و به واسطه او آن چه را از نشانه‌هاى دینت که ستمکاران آن ها را نابود کرده‌اند، دوباره احیا کن و به واسطه او تعرض ستم پیشگان نسبت به راهت را از میان بردار و مشقت و سختى طریقت را توسط او برطرف ساز.[۹]

۷٫ سلام و درود الهى بر منتظران

اللهم وصل على اولیائهم المعترفین بمقامهم، المتبعین منهجهم، المقتفین اثارهم، المجتهدین فى طاعتهم، المنتظرین أیامهم، المادّین الیهم أعینهم، الصلوات المبارکات الزاکیات النّامیات الغادیات الرائحات.[۱۰]

خداوندا درود فرست بر دوستان امامان که معترف به مقام والاى آن‌هایند و راه آن‌ها را می‌پیمایند و در پى آثار آن‌ها مى‌رورند … و در طاعت آن‌ها می‌کوشند و در انتظار روز حکومت آن‌ها هستند و چشم امید به سوى آنان دارند، درودهایى مبارک و پاک و فزاینده در بامداد و شامگاه.

امام سجاد علیه السلام حاکمیت مقدس معصومان علیهم السلام را به نسل‌ها با زبان نیایش تعلیم داده و تلقین کرده است و میام محبت و عمل و آرمان پیوندى ژرف پدید آورده است. حضرت اگرچه به تجهیز قواى رزمى علیه حاکمیت‌هاى جائز زمانش نپرداخته ولى در تعالیم خود بنیان اندیشه ظلم ستیزى و اعتقاد به حاکمیت دین و ضرورت رهبرى پیشواى الهى را پى ریخته است.

پى نوشتها:

[۱] . شیخ آغا بزرگ، الذریعه الى تصانیف الشیعه، الطبعه الثانیه، بیروت، دارالاضواء، ۱۳۷۸هـ ق، ج۱۵، ص۱۸٫

[۲] . سید علیخان مدنى، ریاض السالکین فى شرح صحیفه سید الساجدین، مقدمه عبدالرزاق الموسوى المقدمه، قم، دارالشبسترى للمطبوعات.

[۳] . صحیفه سجادیه، ترجمه صدر الدین بلاغى، تهران، دارالکتب الاسلامیه، مقدمه، ص۳۷٫

[۴] . همان، دعاى۴۸، فراز۹: «اللهم ان هذا المقام لخلفائک و أصفیائک و مواضع أمنائک فى الدرجه الرفیعه للتى اِخْتَصَصْتَهُمْ بها قد ابْتَزُّوها، … یرون حکمک مبدلا و کتابک منبوذا، و فرائضک مُحّرّفهً عن جهات أشراعک، و سنن نبیک متروکه».

[۵] . همان، دعاى ۴۷، فراز۵۶٫

[۶] . همان، دعاى۴۲، فراز۶٫

[۷] . همان، دعاى۴۷، فراز۵۶٫

[۸] . همان، دعاى۴۷، فراز۶۰: «اللهم انک أیدت دینک فى کل اوانٍ بامام اقمته علما لعبادک، و مناراً فى بلادک بعد ان وصلت حبله بقبلک، و جعلته للذریعه الى رضوانک، و افترضت طاعته، و حذّرت معصیته، و أمرت امتثال اوامره، و الانتهاء عند نهیه، و الّا یتقدمه متقدم و لا یتأخر عنه متأخر».

[۹] . همان، دعای۴۷، فراز۶۲: «و أقم به کتابک و حدودک و شرائعک و سنن رسولک ـ صلواتک اللهم علیه و آله ـ و اَحى به ما اماتَهُ الظالمون من معالم دینک و اجْلُ به صداءَ الجور عن طریقتک و أبن به الضّراء من سبیلک و أزل به الناکبین عن صراطک و امحق به بغاه قصدک عوجاً.

[۱۰] . همان، دعاى۴۷، فراز۶۴٫

* دانش‌پژوه مرکز تخصصى مهدویت

منبع : مجله امان شماره ۱۸