مضرات روزه

نوشته‌ها

نقدی بر مقاله «اندر مضرات روزه» (۱)

روزه از منظر دین اسلام

چکیده

نوشتار حاضر نقدی است بر مقاله «اندر مضرات روزه». در مقاله مزبور با برداشتی نادرست از روزه اسلامی، این دستور الهی به عنوان حکمی غیر مفید، بلکه مُضر به حال فرد و جامعه معرفی شده است. در پاسخ گویی به مقاله مذکور، در نوشتار حاضر با مراجعه به منابع دینی اسلام و با روشی عقلایی روزه را آن گونه که در اسلام پذیرفته و تاکید شده است به تصویر می کشیم.

 

مقدّمه

عبادت در شکل ها و با مراسم مختلف همواره در طول تاریخ زندگانی بشر، قرین انسان بوده است. از انسان ابتدائی که برای فرونشاندن خشم خدایانِ خود صورت هایی از عبادت را انجام می داد (مانند: قربانی) گرفته تا پیروان ادیان آسمانی (یهودیت، مسیحیّت و اسلام) همه و همه عبادت را وظیفه ای مهم برای خود به حساب می آوردند.

از جمله عبادات مهمّی که مورد توجه آئین های الهی و غیر الهی بوده، روزه است که با نام های گوناگون از آن یاد شده و با شکل های مختلف صورت پذیرفته است. در این میان مسلّم این است که روزه متداول در دین اسلام همانند خود این دین، کامل و بی نقص است و نتایج مثبت فردی و اجتماعی بسیاری داشته و دارد؛ امّا برخی همچون نویسنده مقاله «اندر مضرّات روزه»، تمام نتایج و پیامدهای مثبت روزه داری را نادیده گرفته و آن را سراسر ضرر و زیان برای زندگی فردی و اجتماعی انسان قلمداد نموده و با دستاویز قراردادن علم تجربی سعی در تضعیف این عبادت نموده است.

در پاسخ به ادعاهای واهی نویسنده مقاله مذکور، پاسخ خود را در دو بخش سامان داده ایم. در نوشتار حاضر که بخش اول را تشکیل می دهد مقارن با بیان برخی از شبهات مقاله، سعی بر آن است که به معرفی روزه اسلامی آن گونه که در منابع معتبر آمده است پرداخته شود.

نگاهی تطبیقی به روزه اسلامی و رژیم غذایی

نویسنده قبل از هر چیز، پرهیز از خوردن و آشامیدن در شرایط معین و در رابطه با خوردنی ها و نوشیدنی هایی مشخص (همچون غذاهای دارای کلسترول و مواد قندی مضر) را مفید و مورد توصیه پزشکان معرفی می نماید و آن را وزنه متقابلی علیه افراط در تغذیه می داند و در ادامه تذکر می دهد که البته اگر فرد به صورت منظم تغذیه کند و خوردنی ها و آشامیدنی هایش متعادل و شامل مواد ضروری باشد چنین فردی به رژیم غذایی یا پرهیز نیازی ندارد. آنگاه در فرق گذاری میان روزه داری و رژیم غذایی، پرهیز غذایی را امری فردی و داوطلبانه می داند که سلامتی جسمی، ذهنی و روانی فرد در آن مد نظر قرار می گیرد و فقط شامل برخی از مواد خوراکی و نوشیدنی های مضر است در حالی که روزه، جنبه مذهبی، اجتماعی و سیاسی دارد و فرد روزه دار مجبور می شود تا به طور کلی از خوردن و آشامیدن همه چیز برای مدتی معین سر باز زند هرچند عوارض ناگوار پزشکی برای او در بر داشته باشد.

همان طور که از عبارات بالا به دست می آید روزه از منظر نویسنده مورد نظر در حد یک پرهیز غذایی تنزل یافته است؛ آن هم یک رژیم غذایی نامناسب و جابرانه. این ترسیم از روزه (با توجه به تعریفی که در اسلام دارد)، ناشی از بی اطلاعی (یا غرض ورزی) نویسنده است که متاسفانه با تعصب در مخالفت با اسلام، عجین شده است. حقیقت این است که روزه اسلامی در کنار اهمیت دادن به جنبه های جسمی روزه داری، ارزشی افزونتر به سلامت روحی و بُعد تربیتی فرد و جامعه روزه دار داده است. قرآن تقوا و پرهیزکاری را ثمره روزه  معرفی نموده است:

«اى افرادى که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده، همان گونه که بر کسانى که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید.»[۱]

و امام رضا(ع) در حدیثی به اثرات تربیتی این تکلیف الهی برای فرد اشاره کرده، می فرماید:

«مردم به انجام روزه امر شده اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن، فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.»[۲]

امام صادق(ع) نیز درباره نقش این عبادت در حیات اجتماعی فرموده است:

«خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار [غنى و فقیر] مساوى گردند.»[۳]

طبق آموزه های دینی، روزه واقعی تنها با اجتناب از خوردن و آشامیدن حاصل نمی شود و همگام با این پرهیز غذایی بایست از رفتار و گفتار حرام خودداری نمود:

«آن گاه که روزه مى گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه دار باشند [یعنى از گناهان پرهیز کنند].»[۴]

پس اینکه روزه داری را با رژیم غذایی مقایسه نماییم برخاسته از جزئی نگری در احکام اسلامی است. بعلاوه همان طور که نمی توان هرگونه رژیم غذایی را مناسب دانست نیز هرگونه روزه را نمی توان مضر به حال انسان معرفی نمود. روزه اسلامی با در نظر گرفتن توانایی افراد جامعه صادر شده است و همگام با هدف قرار دادن رشد فردی و اجتماعی انسان، از افراط و تفریط در این زمینه خودداری کرده است. در این راستا تنها به واجب کردن روزه در یک ماه از ماه های دوازده گانه بسنده شده و افرادی که توانایی عمل به این واجب الهی را در این مقطع زمانی ندارند موظف به اعمالی شده اند که در توان ایشان می گنجد[۵] و به این وسیله هم از ضررهای پرهیز غذایی مصون می مانند و هم از برنامه کمال بخش الهی (که هدف از صدور احکام شرعی است) عقب نمی مانند. با این بیان روشن می شود ادعای نویسنده مبنی بر اینکه «فرد روزه دار مجبور می شود تا به طور کلی از خوردن و آشامیدن همه چیز برای مدتی معین سر باز زند هرچند عوارض ناگوار پزشکی برای او در بر داشته باشد» ادعایی بی دلیل و نادرست است.

روزه در اسلام و دیگر ادیان

نویسنده مقاله مورد نقد، قایل است روزه بدواً ریشه در شرایط مادی و تولیدی زندگی انسان ها داشته و سپس به حوزه ادیان راه یافته است. تاریخ این عمل که بخشی از ریاضت کشی دینی است را با تاریخ اسطوره و دین عجین می داند که دامنه ای گسترده از قبایل بدوی تا انسان های امروزی را در بر می گیرد. در ادامه وی به شرح آداب روزه داری قبایل بدوی و ادیان غربی و شرقی می پردازد که از آن میان، مطالب ذیل قابل توجه است: هدف قبایل بدوی از روزه داری معمولا آرام کردن یک یا چند خدای خشمگین یا زنده کردن خدایی بوده است که در فصل قبل، مرده می پنداشتند. از دیدگاه بودائیان تبّت، روزه باید منجر به شرایط بی حرکتی شود که نمادی است از مرگ یا حالت قبل از تولد. روحانیون هندو (سادوها) به بهانه های مختلف روزه می گیرند و بدین وسیله برای خود کسب اعتبار می کنند. در بین پیروان ادیان غربی تنها زرتشتیان هستند که روزه را حرام می دانند. با توجه به کتاب مقدس (اعم از عهد عتیق و جدید) روزه دارانی را می بینیم که گاه برای نشان دادن فاجعه ای دینی و گاه صرفا به خاطر رضای خدا روزه می گرفتند. عرفی شدن جوامع غربی و ضرورت های جامعه مدرن، کلیسا را مجبور ساخت تا روزه را که زمانی واجب دانسته می شد داوطلبانه و به انتخاب فرد قلمداد کنند. و اما اسلام، روزه را که رسمی پیشین در شبه جزیره عربستان بوده را از ادیان دیگر به خصوص یهودیت و مسیحیت به عاریت گرفته است. نویسنده با بیان ترجمه ای از آیات ۱۸۳ تا ۱۸۵ سوره بقره قرآن، برداشت خود را چنین بیان می کند: در اینجا خدا به مثابه یک ارباب مقتدر برده دار و یک جبار یکه تاز شرقی قد علم کرده است و از بردگان خود می خواهد که گرسنه و تشنه بمانند تا به بزرگی او پی ببرند و از او به خاطر نعمت هایی که به آنان نداده است سپاس گزار باشند.

شگفتا از نویسنده که آیات قرآنی مذکور را تصویرگر خدایی دهشتناک دانسته است. از اشتباهات فاحش وی در ترجمه این آیات که بگذریم[۶] جای این پرسش است که آیا یک ارباب مقتدر برده دار – آن گونه که وی به تصویر کشیده – اهمیتی به خیر و نفع بردگان خود می دهد؟ آیا راحتی و ناراحتی ایشان برای او اهمیتی دارد؟ آیا عمل نکردن به اوامرش را تنها به دلیل «در سفر بودن» بر می تابد؟ آیا برای رسیدن به مقاصد خود طاقت و سلامت بردگانش را مد نظر قرار می دهد؟

به راستی نویسنده مزبور دچار قضاوتی ناعادلانه شده است؛ آنجا که چشم حقیقت بین خود را [البته اگر دارا باشد] بر نعمت های گوناگون خدا می بندد و او را مستحق سپاس گزاری نمی داند. وی روزه اسلامی را عاریت گرفته از یهودیت و مسیحیت معرفی می کند و سعی دارد با این سخن چهره ای غیر وحیانی و تقلیدی (نه شکوفا) از اسلام ارائه دهد غافل از آن که اسلام نیز بسان دیگر ادیان توحیدی از ناحیه خدا و همگی در سدد بیان راه تکامل و سعادت انسان هستند. اسلام، تکمیل کننده ادیان توحیدی سابق است و هر حکمی که در آنها و در مسیر کمال بشری قرار داشته، باقی و آنچه یا زمانش به سر آمده و یا توسط تحریف گران وارد شده است کنار گذاشته می شود.

ملاحظه آثار فردی و اجتماعی روزه که پیش از این اشاره ای بدان داشتیم می تواند در پاسخ به این سوال که چگونه روزه ، ارمغان خیر برای انسان دارد، راهگشا باشد. نیز این سخن نویسنده که «روزه بدواً ریشه در شرایط مادی و تولیدی زندگی انسان ها داشته و سپس به حوزه ادیان راه یافته است» هم مدعایی است بی دلیل و هم در تعارض با سخن دیگر او که « تاریخ روزه که بخشی از ریاضت کشی دینی است با تاریخ اسطوره و دین عجین است» و همچنین این گفته او که «هدف قبایل بدوی از روزه داری معمولا آرام کردن یک یا چند خدای خشمگین یا زنده کردن خدایی مرده بوده است».

روزه اسلامی نه برای آرام کردن یا زنده نمودن خدا است، نه انسان را تا مرز مرگ می کشاند و نه اجازه اعتبار طلبی به روزه داران می دهد بلکه عبادتی است به نفع زندگی فردی و اجتماعی بندگان که نیت تقرب به خدا (نه اعتبار طلبی) و تناسب با توانایی های افراد شرطی اساسی در آن است و حکمی است الهی که تحولات اجتماعی نمی تواند در آن کم و کاستی ایجاد  کند.

توجه به این نکته نیز بجاست که نویسنده طبق چه معیاری ادیان را به شرقی و غربی تقسیم می کند و زرتشتیان را از پیروان ادیان غربی نامیده و مدعی می شود که روزه را حرام می دانند در حالی که در دین زرتشت نیز نوعی از روزه (خودداری از خوردن گوشت در ایّامی خاص) وجود دارد؟[۷]

گونه شناسی روزه اسلامی

نویسنده در بخشی از مقاله خود به معرفی انواع روزه اسلامی می پردازد و آنها را چنین می شمرد:

۱٫روزه با پرهیز از خوردن و آشامیدن از طلوع تا غروب آفتاب؛

  1. روزه عزلت که فرد روزه دار باید به مدت بیست و چهار ساعت به خوردنی و آشامیدنی لب نزند؛

۳٫روزه گنجشکی که توسط فرزندان مسلمان با تشویق پدران و مادران خود به منظور عادت کردن به روزه گیری به مدت نصف روز انجام می گیرد؛

۴٫روزه جنسی که با سر باز زدن از ازدواج و روابط جنسی انجام می پذیرد و در تاریخ صوفی گری جهان اسلام دارای سابقه است؛

۵٫چله نشینی که یکی از مشکل ترین و در عین حال، خِرَد ستیزانه ترین نوع روزه است. نوعی ریاضت کشی همه جانبه که اهدافی همچون تزکیه نفس، توبه، دور کردن شیطان و نزدیکی به خدا را دنبال می کند و با آدابی خاص همچون اسکانی چهل روزه در محلی خلوت با کشیدن خطی به دور خود و با اجتناب از خوردن و آشامیدن و قضای حاجت و سخن گفتن و خارج شدن از آن دایره، همراه با ختم قرآن انجام می گیرد.

علمای اسلام با توجه به آیات و روایات معتبری که پیرامون روزه داری و آداب آن در دست است، روزه را متشکل از دو سطح ظاهری و باطنی و شامل چهار درجه ی وجوب، استحباب، کراهت و حرمت، می دانند. روزه در سطح ظاهری آن با پرهیز از خوردن، آشامیدن، روابط جنسی و… در فاصله زمانی طلوع خورشید (فجر صادق) و غروب آن انجام می گیرد و کسانی موظف به انجام این فریضه هستند که موانعی همچون: عدم عقل، عدم بلوغ، عدم سلامتی و… در انجام آن نداشته باشند.[۸] چنانچه مسلمانی روزه را آن گونه که در رساله های عملیه مشخص شده است انجام دهد، از عهده این سطح از روزه بر آمده، به تکلیف خود عمل کرده است. اما روزه در سطح باطنی اش شرایط دیگری علاوه بر آنچه بیان شد را داراست؛ مانند اینکه انسان روزه دار، زبان، گوش و چشم خود را از ارتکاب حرام باز دارد و بجای سخن گفتن های غیر ضروری و گاه گناه آلود به ذکر خدا مشغول باشد. این سطح از روزه که آن را سطح باطنی نام دادیم صرفا با ترک محرمات و انجام واجبات دینی و حتی المقدور با دوری از اعمال مکروه و تاکید بر انجام مستحبات آن گونه که در آیات قرآنی و روایات معتبر اسلامی آمده است انجام می پذیرد و آدابی همچون پرهیز بیست و چهار ساعته از خوردن و آشامیدن، دوری از مردم، در میان حلقه ای تنگ نشستن و … را ندارد.

درجات چهارگانه روزه را نیز می توان در مثال های ذیل به تصویر کشید:

الف) روزه واجب؛ مانند: روزه ماه رمضان؛

ب) روزه مستحب؛ مانند: روزه در ماه ذى الحجه (از روز اول تا روز نهم)؛

ج) روزه مکروه؛ مانند: روزه استحبابى میهمان بدون اجازه میزبان؛

د) روزه حرام؛ مانند: روزه از سخن گفتن (روزه سکوت) به این معنا که نیت کند بعنوان روزه، یک  روز و یا بعضى از آن را سخن نگوید.[۹]

با دقت در آنچه بیان شد و با مراجعه ای کوتاه به منابع دینی اسلام روشن می شود که نویسنده در بیان انواع روزه اسلامی میان روزه مورد تایید اسلام و درجات آن و آنچه برخی از (به اصطلاح) پیروان اسلام انجام داده اند و گاه در تنافی با آموزه های اسلام است، جمعی نابجا کرده است. آنچه وی روزه عزلت، روزه جنسی و روزه چله نشینی نامیده، در میان انواع روزه های اسلامی نمی گنجد و تنها اعمال عده ای معدود از دینداران است که گاه دچار افراط و تفریط در عمل به مستحبات و گاه دچار تحریف آموزه های اسلامی شده اند. روزه ای که با عنوان روزه گنجشکی (یا کله گنجشکی) از آن یاد شده نیز جزو روزه های دینی نیست بلکه برنامه ای تربیتی از ناحیه دینداران برای آموزش روزه داری و ایجاد آمادگی در فرزندان است. اینجاست که باید به نویسنده مزبور گوشزد نمود که تمام آنچه دینداران می کنند را نباید به دین نسبت داد.

سخنی کوتاه در زهد اسلامی

به اعتقاد نویسنده مقاله مورد نظر، دیدگاه مذهبی و زاهدانه اسلامی، پرهیز و امتناع از هر چیز زیبا و انسانی را نشان پارسایی و تقوا می داند به طوری که دامنه اش از خوردن و آشامیدن و سخن گفتن فراتر می رود و لباس، پوشاک، وسایل زندگی، روابط و حتی غرور انسانی را نیز در بر می گیرد.

به نظر می رسد اینجا نیز نویسنده دچار دو اشتباه فاحش شده است: اول اینکه میان اعمال عده ای از پیروان اسلام که گاه با افراط همراه است و آموزه های ناب اسلامی خلط کرده است و دوم اینکه در فهم آموزه های دینی و بیان آنها دچار جزئی نگری شده است.

طبق آموزه های اسلامی، زهد و اعمال مذهبی به هیچ روی از هر چیز زیبا و انسانی ممانعت نمی کند. قرآن پیروان خود را دعوت می کند تا در عالی ترین حالت انسانی یعنی خضوع در برابر خالق جهان، خود را مزین نمایند و در عین حال آنها را از اسراف در این زمینه و دیگر امور انسانی بر حذر می دارد:

«اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید! و (از نعمتهاى الهى) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمى دارد!»[۱۰]

و در ادامه می گوید:

«بگو: چه کسى زینت هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزی هاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: این ها در زندگى دنیا، براى کسانى است که ایمان آورده اند؛ [اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولى] در قیامت، خالص [براى مؤمنان] خواهد بود.»[۱۱]

در روایات نیز چنین آمده است که:

«آشکار کردن نعمت در پیشگاه خدا محبوب تر از نگهداری آن است، پس با بهترین و زیباترین شکل، ظاهرت را آراسته کن.»[۱۲]

با توجه به آنچه بیان شد روشن است که اسلام با زیبایی و زندگی در خور و آبرومندانه مخالف نیست بلکه از افراط و زیاده روی و دلبستگی به دارایی های دنیوی نهی می کند.[۱۳] طبق سیاست اعتدالی اسلام هر چند زهد و پرهیزگاری با رعایت مراتب آن، اصلی اساسی برای طالبان کمال است[۱۴] اما عدم توجه به معیارهای اسلامی و توانایی های شخصی در این راه، بسیار مضر و ویرانگر است و از این رو روایات اسلامی افراط و تفریط در این زمینه را منع کرده اند؛ به عنوان مثال: دسته ای از زنان مسلمان به محضر رسول خدا(ص) رسیدند و از همسران خود شکایت کردند. یکی گفت: شوهر من گوشت نمی خورد؛ دیگری گفت: شوهر من از بوی خوش اجتناب می ورزد؛ و نفر دیگر گفت: شوهرم از بستر من دوری می کند. رسول اکرم(ص) پس از شنیدن سخنان آنها با ناراحتی از خانه به مسجد رفت و خطاب به مسلمانانی که در محضرش بودند فرمود:

«چه می شود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده اند! همانا من خودم، هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم از همسرم بهره می گیرم. هر کس از روش من اعراض و دوری کند از من نیست.»[۱۵]

به علاوه، عزت نفس (نه غرور) انسانی نیز در اسلام نه تنها مطرود نیست بلکه از ویژگی های مومنین شمرده شده است:

«و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین»[۱۶]

«عزت، مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است»

و امام صادق(ع) در محکوم کردن اعمالی که ذلت آدمی را به دنبال دارند فرمود:

«همانا خداوند متعال همه کارهای مؤمن را به خود او واگذار نموده، جز این که به وی اجازه نداده است خود را ذلیل کند.»[۱۷]

و نیز حضرت رسول(ص) فرمود:

«شایسته نیست که مؤمن خود را ذلیل کند.»[۱۸]

زهد حقیقی و عرفان اسلامی از جنبه نظری با قرآن و احادیث منطبق است و در جنبه عملی با سیره و روش پیامبران(ص) و امامان هم خوانی دارد؛[۱۹] از این رو هر عملی که از چارچوب تعریف شده اسلام بیرون است زهد نیست بلکه زهد فروشی است.

نتیجه گیری

روزه اسلامی برنامه ای الهی در راستای رشد و تعالی انسان در زندگی دنیوی و اخروی است. این حکم دینی آن گونه که در اسلام به تصویر کشیده شده، همگام با اثرات مفید فردی و اجتماعی، خالی از هر گونه شائبه عزت شکنی و همچنین متناسب با سطح توانایی های افراد است. آنچه از انواع روزه داری در جوامع دینی مشاهده می شود را نباید بدون توجه به آموزه های اسلامی، لباس دین پوشاند و آنچه از زهد دینی در متن اسلام آمده را نباید با افراط ها و تفریط های دیگران عجین نمود.

    فهرست منابع

    قرآن

    ۱)ثقه الاسلام کلینی؛ اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.

    ۲) ثقه الاسلام کلینی؛ فروع کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.

    ۳) خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیله، ترجمه: سیّد محمّد باقر موسوى همدانى، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، خرداد ۱۳۸۶ش.

    ۴) سجّادی، ضیاءالدین؛ مقدّمه ای بر مبانی عرفان و تصوّف، تهران، سمت، ۱۳۷۲ش.

    ۵) شیخ صدوق؛ علل الشرایع، قم، انتشارات مکتبه الداوری، بی تا.

    ۶)شیخ صدوق؛ من لایحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۳ق.

    ۷)صفی زاده، فاروق؛ روزه زرتشتیان، بی جا، بی تا.

    ۸)عاملی، حر؛ وسائل الشیعه، قم، نصایح، ۱۳۸۰، چاپ چهارم.

    ۹)علامه مجلسی؛ بحار الانوار، بیروت – لبنان، موسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.

    ۱۰)نراقی، ملا احمد؛ معراج السعاده، قم، نشر جمال، ۱۳۸۸ش، چاپ اول.

    پی نوشتها

    [۱] . سوره بقره: آیه ۱۸۳٫

    [۲] . وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۴، ص ۴، ح ۵ و علل الشرایع، ص ۱۰٫

    [۳] . من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۴۳، ح ۱٫

    [۴] . اصول کافى،ثقه الاسلام کلینی، ج ۴، ص ۸۷، ح ۱٫

    [۵] . برای مطالعه در باب احکام روزه می توانید به رساله های عملیه مراجعه نمایید.

    [۶] . به عنوان مثال: عبارت «الذین یطیقونه» را به معنای «آنان که استطاعتش را دارند» می گیرد و عبارت «طعام مسکین» را به «مرد گرسنه ای» معنا می کند و «لتکملوا العده» را به «سرتاسر این ماه را روزه بگیرید» ترجمه می نماید.

    [۷] . روزه زرتشتیان، فاروق صفی زاده، ص ۱۵۶٫

    [۸] . برای اطلاع تفصیلی از شرایط روزه و روزه دار به رساله های عملیه مراجعه نمایید.

    [۹] . تحریر الوسیله، امام خمینی، ترجمه: سیّد محمّد باقر موسوى همدانى، ج۲، گفتار در اقسام روزه.

    [۱۰] . سوره اعراف: آیه ۳۱٫

    [۱۱] . همان: آیه ۳۲٫

    [۱۲] . فروع کافی،ثقه الاسلام کلینی، ج ۶، ص ۴۴۰٫

    [۱۳] . جهت مشاهده تفصیلی آیات و روایات در این زمینه می توانید به کتاب معراج السعاده، ملا احمد نراقی، باب۴، مقام۴، مراجعه نمایید.

    [۱۴] . رسول خدا فرمود: «هر که خواهد خدا علمى به او دهد بى آنکه درس بخواند، وهدایتش کند بى آنکه راهنمائى با او باشد، پس در دنیا زهد کند و از دنیا قطع علاقه  نماید.» ر.ک: معراج السعاده، باب۴، مقام۴٫

    [۱۵] . اصول کافی، ج۵، ص۴۹۶٫

    [۱۶] . سوره منافقون: آیه ۸٫

    [۱۷]. اصول کافی، ج۵، ص۶۳٫

    [۱۸] . بحارالانوار،علامه مجلسی، ج۲۸، ص۲۱۴٫

    [۱۹] . مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف، دکتر سجادی، ص ۷٫

نویسنده: علیرضا حاج حسینی – مهناز حسینی

منبع: پژوهه (بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی)

نقدی بر مقاله «اندر مضرات روزه»(۲)

روزه داری و تاثیر آن بر فرد و اجتماع

چکیده

نوشتار حاضر نقدی است بر مقاله «اندر مضرات روزه». در مقاله مزبور با برداشتی نادرست از روزه اسلامی، این دستور الهی به عنوان حکمی غیر مفید، بلکه مضر به حال فرد و جامعه معرفی شده است. در پاسخ گویی به مقاله مذکور، در نوشتار حاضر با مراجعه به منابع دینی اسلام و با روشی علمی و عقلایی، نادرستی گفتار نویسنده به تصویر کشیده شده است.

 

مقدمه

در بخش اول این نوشتار تحت عنوان «روزه از منظر دین اسلام» به نقد بخشی از مقاله «اندر مضرات روزه» پرداختین. نویسنده مقاله ی مذکور پس از بررسی تاریخی روزه و معرفی روزه در اسلام با انواع آن، به تبیین مضرات جسمی و روانی روزه بر شخص روزه دار می پردازد و در پایان مقاله خود تاثیر منفی روزه داری بر اجتماع را بیان می کند. در پاسخ گویی به نویسنده مقاله مورد نظر، در این بخش از نوشتار خود، به نقد گفتار وی پیرامون مضرات فردی و اجتماعی روزه خواهیم پرداخت.

آثار جسمی روزه بر بدن

نویسنده، دین سالاران را متهم می کند که از قدیم و ندیم در تلاش بوده اند تا روزه را با توسل به دانش پزشکی توجیه کنند و آن را نیاز اجتناب ناپذیر بهداشتی برای بدن قلمداد نمایند؛ اما به گفته او روزه داری برای اکثریت مردم که از سوء تغذیه رنج می برند زیان بخش است به خصوص انسان های زحمت کشی که مجبورند ساعت ها در زیر آفتاب کار کنند. وی همین مطلب را دلیلی بر افزایش تعداد مراجعین به بیمارستان ها و استفاده از داروهای قلبی و گوارشی، در ماه رمضان می داند. عوارض دیگر سوء تغذیه ناشی از روزه را خستگی و کاهش مصونیت بدن معرفی می کند و این را چراغ سبزی برای ابتلای فرد به انواع بیماری ها می بیند و به ما خبر می دهد که تمام عوارض پیش گفته در رابطه با انسان های فقیر روزه دار در ایران دیده شده است. در ادامه، روزه را بدترین عامل در تشدید بیماری های عضلانی و استخوانی و کسانی که وزنشان پایین تر از حد معمول است یا از بیماری های قلبی و گوارشی رنج می برند دانسته و روزه داری را برای زنان باردار، پیران، کودکان و نوجوانان در حال رشد، سمی کشنده می پندارد و اینکه موجب پایین آمدن فشار خون و افزایش ضربان قلب و تشدید بیماری های عروقی می شود.

هر چند روزه اگر با تمامی معیارهای اسلامی انجام پذیرد می تواند برای بدن بسیار مفید باشد[۱] اما این نه تمام هدف از تشریع روزه است و نه در اثباتش وابسته به دانش پزشکی است. اگر چه نویسنده از افزایش آمار بیماران قلبی و گوارشی در ماه روزه (البته بدون ارائه مستندی در این باب) خبر می دهد اما بهتر بود قبل از اینکه دین را به عنوان متهم اصلی معرفی نماید دستورالعمل اسلام را در این رابطه می دید و عمل دینداران را با آن مقایسه می نمود. به طور کل می توان آنچه که ذهن نویسنده را پریشان و احساساتش را جریحه دار نموده را تصویری نادرست از حکم روزه اسلامی دانست چراکه روزه داری در اسلام مشروط به شرایطی است که توان جسمی فرد در انجام آن یکی از مهم ترین آن هاست به گونه ای که تخطی از این شرط هم حرام الهی شمرده شده است و هم روزه شخص روزه دار پذیرفته نخواهد بود. به فتوایی در این رابطه توجه نمایید:

«یکى دیگر از شرائط صحت روزه، نداشتن بیمارى یا درد چشم است؛ البته بیمارى و درد چشمى که روزه برایش ضرر دارد؛ یعنى درد آن را شدیدتر و یا بهبودش را دیرتر و یا خرابى و بیماریش را شدیدتر مى سازد؛ حال چه اینکه یقین به این آثار سوء داشته باشد و یا صرفا احتمال آن را بدهد که باعث دلواپسى و ترسش باشد، و همچنین [است] کسی که مى ترسد اگر روزه بگیرد دچار بیمارى و ضرر  شود؛ البته این [ترک روزه به سبب ترس] در صورتى است که ترس او منشائى عقلانى و قابل اعتناء نزد عُقلا داشته باشد که در این صورت نیز روزه اش صحیح نیست و جایز بلکه واجب است بر او که افطار کند، و اما صرف ضعف و سستى مجوز افطار نیست هرچند که ضعف مفرط باشد؛ بله اگر به حدى برسد که عادتاً قابل تحمل نیست جائز است افطار کند، و اگر به خیال اینکه روزه برایش ضرر ندارد روزه بگیرد و بعد از فراغت از آن معلوم شود که اشتباه کرده و از ناحیه روزه صدمه دیده در صحت آن روزه اشکال است بلکه صحیح نبودن آن خالى از قوت نیست.»[۲]

این فتوا به خوبی پاسخ گوی اشکالات نویسنده است و از این رو کلام در این موضوع را کوتاه می کنیم و قضاوت را به مخاطبان می سپاریم.

آثار روانی روزه بر روزه دار

نویسنده، روزه داری در کشور های اسلامی را موجب تاثیرات مخرب روانی هم بر روزه داران و هم روزه خواران می داند و در توضیح این مطلب به نکات ذیل اشاره می کند:

الف) تشنگی و گرسنگی عاملی در دچار شدن به عصبانیت و کج خلقی است.

ب) فردی که نتوانسته روزه بگیرد احساس گناه می نماید و این احساس تا پایان عمر در او باقی می ماند و وی را دچار افسردگی می کند و چه بسا از ترس عذاب آخرت و آتش جهنم تا آخر عمر در حالت وحشت روحی به سر برد. همچنین کسانی که به سبب پیری یا بیماری نتوانند تا آخر عمر روزه بگیرند باید تا آخر عمر بار گناه مرتکب نشده را بدوش کشند و بترسند و بلرزند و مرتباً ذکر بگویند و استغفار کنند.

ج) محدودیت در رابطه جنسی زن و شوهر (اجازه رابطه جنسی فقط از افطار تا سحر به شرط غسل نمودن پیش از طلوع آفتاب) هم علیه طبقه فقیر جامعه است که مجبورند بیرون از خانه به حمام روند و غسل کنند و اغلب برای انجام این کار آه در بساط ندارند؛ و هم علیه زن و شوهری که مجبورند به هم دست نزنند و محرومیت جنسی را با تمام عوارض روانی آن تحمل کنند و یا به دور از اغیار، کار خود را انجام دهند و دم نزنند و اجباراً با دروغ و ریا زندگی کنند.

د) روزه داران در شرایط گرسنگی و تشنگی تصمیماتی را در رابطه با زندگی می گیرند که با عقل سلیم سازگار نیست و با به اجرا در آوردن آن ها پس از ماه روزه، تعادل زندگی خود را به هم می زنند و خود را دچار دردسر فراوان می سازند.

در پاسخ به نکاتی که نویسنده مقاله مورد نقد بیان نموده، توجه به مطالب زیر راه گشاست:

۱) نسبت دادن «تشدید عصبانیت و کج خلقی در ماه روزه» به تمامی روزه داران صحیح نیست و نویسنده نیز مدرکی بر این ادعا ارائه ننموده است. به علاوه با تغذیه مناسب در دو وعده غذایی افطار و سحر می توان مواد لازم را به بدن رساند و در این صورت دلیلی وجود ندارد تا میان روزه داری و کج خلقی ملازمه دانست. از این ها گذشته تاثیر روزه داری به خصوص در ماه رمضان بر روح و روان افراد جامعه و فضای عمومی اجتماع چنان قوی است که رفتارهای ناهنجاری چون جرم و جنایت به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.[۳] نیز، به گفته متخصصان، روزه با کاهش اضطراب و تقویت اراده، وسواس را درمان می کند و بیدار شدن در سحر برای عبادت و خوردن سحری که یک تغییر برنامه در خواب محسوب می شود، در درمان افسردگی مؤثر است.[۴]

۲) همانطور که در رساله های عملیه آمده است کسی که به دلیل موجهی نتواند در ماه رمضان روزه بگیرد می تواند با قضا نمودن روزه یا دادن کفاره (با توجه به مورد هر یک)[۵] از عهده آن خارج شود و چانچه شخصی که کفاره روزه بر او واجب شده توانایی جسمی و مالی برای انجام آن احکام را ندارد با یک استغفار از عهده روزه های واجب خارج می شود.[۶] آیا با این وجود جایی برای افسردگی یا ترس از عذاب اخروی یا بار گناه به دوش کشیدن باقی می ماند. پاسخ این سوال را به خواننده گرامی واگذار می کنیم.

۳) اسلام دین اعتدال است و احکامش را بر پایه اعتدال عرضه نموده است. شب هنگام که طبیعتاً زمان استراحت و گرد آمدن اعضای خانواده است را برای روابط زناشویی قرار داد و روز هنگام را زمان روزه داری و پرهیز، تا به این وسیله ضمن تاکید بر انجام تکالیف انسان پرور و پاسخ گویی به نیازهای روحانی و توجه به زندگی اخروی، نیازهای غریزی و ضروری زندگی دنیوی وی نیز تامین شود. آیا مرد و زنی که به این حد راضی نیستند و جانب افراط را در پیش گرفته اند مستحق مذمت هستند یا روزه اسلامی؟

اسلام در تشریع حکم روزه بسان دیگر احکامش، توانایی افراد را از نظر دور نداشته و کسانی که قادر به انجام هر کدام از تکالیف الهی نیستند را با معرفی تکلیفی جایگزین و در حد توان، راهنمایی کرده است؛ به عنوان مثال: کسی را که غسل به گردن دارد اما توانایی تهیه آب را ندارد به انجام تیمم امر نموده است.[۷]

۴) بدون شک هر کدام از پرخوری و سوء تغذیه برای بدن و فعالیت های ذهنی مضر است و بهترین شیوه، رعایت اعتدال در تغذیه است ولی سؤال اینجاست که آیا روزه داری با دو وعده غذایی افطار و سحر همراه با رعایت توصیه های لازم پزشکی در این خصوص، را می توان سوء تغذیه نام نهاد؟ آیا با رعایت این شرایط، فعالیت ذهن مختل می شود؟ ادعای نویسنده در این خصوص نیز بی دلیل است.

توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که نویسنده، ماه رمضان را ماه رنج و فشار زن و مرد و کودک و پیر معرفی می کند و در ادامه می نویسد: «بیخود نیست که مسلمانان در پایان ماه روزه جشن می گیرند زیرا بار سنگینی را بر زمین گذاشته اند.» و آنگاه به تمسخر می گوید: «کسی نیست از آنان بپرسد چه ضرورتی داشت که خود را شکنجه دهید؟»

در پاسخ به این گفته ی حقیقتاً شگفت انگیز نویسنده، کافی است به کلامی از امام علی(ع) توجه کنیم که فرمود:

«این [عید فطر] عید کسی است که خدا روزه اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است.»[۸]

و در کلامی دیگر فرمود:

«اى مردم! این روز شما [روز عید فطر] روزى است که نیکوکاران در آن پاداش مى گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و ناامید مى گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامت دارد. پس با خروج از منازل و رهسپارى به سوى جایگاه نماز عید، خروجتان را از قبر و رفتنتان را به سوى پروردگار به یاد آورید، و با ایستادن در جایگاه نماز، ایستادن در برابر پروردگارتان را یاد کنید، و با بازگشت  به سوى منازل خود، بازگشتتان به سوى منازلتان در بهشت  برین را متذکر شوید. اى بندگان خدا، کمترین چیزى که به زنان و مردان روزه دار داده مى شود، این است که فرشته اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى دهد و مى گوید: هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد! پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید؟»[۹]

روزه و اثرات اجتماعی آن

نویسنده، روزه داران را متهم می کند که به زمین و زمان فخر می فروشند، خود را طلبکار جامعه می دانند و از خود سلب مسئولیت می کنند. به اعتقاد نویسنده روزه دشمنی آشکار و نهان روزه داران و روزه خواران را دامن می زند و ستیز اجتماعی را در متن جامعه قرار می دهد و دروغ و ریا را از سطح فردی به کل جامعه تعمیم می دهد. روزه دار تقوا و پرهیزگاری خود را ریاکارانه به رخ می کشد و روزه خواران از ترس جان مجبورند به روزه داری تظاهر کنند. روزه حربه دست شیادان و کلاه بردارانی است که دزدی های کلان خود را در زیر پوشش آن پنهان می کنند. وی یکی از مخرب ترین پیامدهای روزه را تشدید جباریت مذهبی در جامعه می داند و در توضیح می گوید: دولت همه را مجبور به ریاضت کشی احمقانه کرده است و بر سر هر گذری گزمه گماشته تا هر که را که طبیعی ترین کار لازم برای هر موجود زنده را مانند خوردن و آشامیدن و خندیدن و شادمانی کردن انجام می دهد به چماق تکفیر بکوبند. در ماه مبارک رمضان آمار حد و تعزیر (شلاق و زندان و شکنجه) بالا می رود و بدتر از همه اینکه همسایه را به جاسوسی علیه همسایه وادار می کند و تخم بی اعتمادی را در سطح جامعه – حتی در بین خانواده ها – می کارد.

نویسنده با بیان مطالب مذکور سعی دارد که چهره ای زشت از روزه و روزه داران به تصویر کشد و حال آنکه در اینجا نیز دچار جزئی نگری شده است. بدون شک روزه داری – آن هم برای ساعات طولانی و در اواخر روز – تا حدودی موجب ضعف بدن می شود و شخص روزه دار از طراوت و شادابی ساعات اولیه برخوردار نیست. طبیعی است در چنین وضعیتی استراحت را جایگزین فعالیت می کند اما آیا این به معنای فخر فروشی است؟ در کشور های اسلامی ساعات کاری متناسب با ایام روزه تنظیم می شود و چه بسیار روزه دارانی که تا بعد از ظهر فعالیت های روزمره خود را انجام می دهند و در ساعات پایانی به استراحت می پردازند. آیا این به معنای سلب مسئولیت از خود است؟ اسلام به همان میزان که روزه داران را از ریا و فخر فروشی در مقابل دیگران منع نموده، از افرادی که به هر دلیل قادر به روزه داری نیستند خواسته است تا رعایت حال روزه دار را بنمایند و از ارتکاب اعمالی که مستلزم آزار او می شود (همچون خوردن و آشامیدن در پیش روی او) خودداری کنند. آیا این به معنای رعایت تناسب و اعتدال در جامعه اسلامی است یا دامن زدن به ستیز و دشمنی؟ آری کسانی که به حقوق دیگران احترام نمی گذارند و به قانون جامعه پایبند نیستند نه تنها در مورد روزه، بلکه هر قانونی را که منافی با آزادی مطلق خود می بینند دست آویزی برای ستیز و دشمنی قرار می دهند ولی آیا این به معنای نادرستی آن قانون است یا زیاده خواهی قانون شکن؟ عجیب است که نویسنده استفاده نابجای برخی از افراد سود جو از روزه را دلیل بر نادرستی روزه داری می بیند. چه بسیار افراد سود جویی که از عدالت، قانون و دیگر امور ارزشمند انسانی در جهت مقاصد نادرست خود بهره برداری می کنند؛ در این حال آیا عدالت و قانون را بایست از میان برداشت یا از سوء استفاده افراد سود جو ممانعت نمود؟ آنچه نویسنده جباریت مذهبی نام نهاده چیزی نیست جز نظارت بر اجرای درست یک قانون الهی و جلوگیری از قانون شکنان. مگر نه این است که قوانین عقلایی آن هنگام ضمانت اجرا پیدا می کنند که از عنصر مجازات چشم پوشی نشود؟ به نظر می رسد نویسنده نیز موافق است که در مورد هر قانونی و در هر جامعه قانون مداری وجود نیروهای بازدارنده که در مقابل افراد سود جو و قانون شکن ایستادگی می کنند امری ضروری است و به جاست از وی پرسیده شود آیا نام جباریت بر آن می نهد یا اجرای عدالت؟ از این که بگذریم شایسته بود نویسنده منبع خود در این ادعا که «دولت همه را مجبور به ریاضت کشی کرده و بر سر هر گذری گزمه گماشته تا هر که را که می خندد و شادمانی می کند به چماق تکفیر بکوبد» و این ادعا که «در ماه مبارک رمضان آمار حد و تعزیر بالا می رود و همسایه را به جاسوسی علیه همسایه وادار می کند و تخم بی اعتمادی را در سطح جامعه – حتی در بین خانواده ها – می کارد» را معرفی می نمود؛ چرا که به افسانه بیشتر شبیه است تا واقعیت.

در پایان و به رسم نویسنده مقاله «اندر مضرات روزه»، به نمونه هایی از اشعار شاعران بزرگ در ادبیات مدون که در بیان عظمت روزه سروده شده است اشاره می کنیم:

مولوی در بزرگداشت ماه رمضان چنین می گوید:

مبارک باد، آمد ماه روزه

رهت خوش باد، ای همراه روزه

شَوَم بر بام، تا مَه را ببینم

که بودم من به جان، دلخواه روزه.[۱۰]

و نیز می سراید:

ماه رمضان آمد، ای یار قمر سیما

بر بند سر سفره، بگشای ره بالا

بَستیم در دوزخ، یعنی طمع خوردن

بگشای در جنت، یعنی که دل روشن

بس خدمت خر کردی، بس کاه و جُوَش بردی

در خدمت عیسی هم، باید مددی کردن.[۱۱]

ناصر خسرو قبادیانی نیز روزه را این چنین وصف می کند:

سوی بهشت عدن، یکی نردبان کنم

یک پایه از صلات و دگر پایه از صیام.[۱۲]

نتیجه گیری

روزه اسلامی در کنار توجه به رشد جسمانی انسان ها سلامتی روان ایشان را مد نظر قرار داده و اثرات مفید و متعالی فردی را همگام با آثار نیک اجتماعی به ارمغان آورده است. این حکم الهی با تمام عظمت و آثار خود توانایی های بشری را از نظر دور نداشته و برای کسانی که نمی توانند به هر دلیل روزه بگیرند احکامی جایگزین قرار داده است.

    فهرست منابع

    قرآن

    نهج البلاغه

    ۱) بوخنگر، اتو؛ نقش روزه در درمان بیماری ها، ترجمه علی اکبر مهدی پور، تهران، کعبه، ۱۳۶۲٫

    ۲) خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیله، ترجمه: سید محمّد باقر موسوى همدانى، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، خرداد ۱۳۸۶ش.

    ۳) خمینی، روح الله؛ رساله توضیح المسایل امام خمینی، قم، روح، ۱۳۸۰ش، چاپ دوم.

    ۴) صرافی، حمید رضا؛ مقاله مجرمان حرمت رمضان را نگاه می دارند / نگاهی به پدیده کاهش جرم در ماه مبارک رمضان، روزنامه رسالت، شماره ۷۰۵۸، بیست و چهارم مردادماه ۱۳۸۹ش.

    ۵) قبادیانی، ناصرخسرو؛ دیوان اشعار، به تصحیح مجتبی میسری، مهدی محقق، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوّم، بی تا.

    ۶) مالک، ایوب؛ روزه داری اسلامی و مسائل روان پزشکی، تهران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی فن و هنر، ۱۳۸۰، چاپ اوّل.

    ۷) محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، سایر پدید آورندگان: مسعودی، عبدالهادی؛ طباطبایی، سید محمّد کاظم؛ افقی، رسول؛ قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، ۱۳۸۷ش، چاپ اول.

    ۸) مولوی، جلال الدین محمد بلخی؛ کلیات شمس، با تصحیحات و حواشی بدیع الزّمان فروزانفر، تهران، دانشگاه تهران، بی تا.

    پی نوشت

    [۱] . به اعتقاد برخی از پزشکان، جسم هنگام روزه داری از مواد داخلی خود استفاده می کند و این باعث از بین رفتن مواد زائد انباشته در بدن می شود و گرفتن رژیم مناسب در پایان روزه، اثر درمانی روزه را افزایش می دهد تا جایی که دکتر اتوبوخنگر ادعا نموده است که پنجاه هزار بیمار را با این شیوه معالجه کرده است. همچنین دکتر ژان فروموزان، روش معالجه روزه ای را به «شستشوی امن» تعبیر می کند و اعضای بدن روزه دار را در حالت استراحت می داند که سموم را دفع کرده و سبک و سر حال می شود. ر.ک: نقش روزه در درمان بیماری ها، اتوبوخنگر، ص ۵۲- ۳۶ و روزه داری اسلامی و مسائل روان پزشکی، ایوب مالک، ص ۳۵٫

    [۲] . تحریرالوسیله، امام خمینی، ترجمه: سیّد محمّد باقر موسوى همدانى، ج۲، احکام روزه، گفتار در شرایط صحت روزه و وجوب آن.

    [۳] . طبق آماری که در برخی از جراید منتشر شده است، میزان جرم در ماه رمضان تا ۳۰ درصد کاهش می یابد. ر.ک: روزنامه رسالت، شماره ۷۰۵۸، ص ۱۴٫

    [۴] . روزه داری اسلامی و مسائل روان پزشکی، ص ۴۷ و ۴۶٫

    [۵] . احکام تفصیلی را می توانید در رساله های عملیه ببینید.

    [۶] . «کسى که کفاره روزه رمضان بر او واجب است، باید یک بنده آزاد کند یا به دستورى که در مساله بعد گفته مى شود، دو ماه روزه بگیرد یا شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام، یک مد که تقریبا ده سیر است، طعام یعنى گندم یا جو و مانند اینها بدهد، و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد، هر چند مد که مى تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد باید استغفار کند، اگر چه مثلا یک مرتبه بگوید: «استغفرالله»، و احتیاط واجب در فرض اخیر آن است که هر وقت بتواند، کفاره را بدهد. رساله امام خمینی، مساله ۱۶۶۰٫

    [۷] . تحریر الوسیله، ج۱، گفتار در تیمم.

    [۸] . نهج البلاغه، حکمت ۴۲۸٫

    [۹] . میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ج ۷، ص ۱۳۱-۱۳۲٫

    [۱۰] . کلیات شمس، جزء پنجم، ص ۱۳۷٫

    [۱۱] . همان، ص ۹۲ و ۹۱٫

    [۱۲] . دیوان ناصر خسرو، ص ۵۸٫

نویسنده: علیرضا حاج حسینی – مهناز حسینی

منبع: پژوهه (بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی)