مصحف

نوشته‌ها

مصحف فاطمه (س)

 سید تقى واردى

پیش گفتار

دانش و آگاهى اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین) بر گرفته از علم الهى و فراتر و گسترده تر از معارف بشرى است و بدین جهت سرشار از حکمت و معرفت است و درک و تحلیل آن براى سایر انسان ها، مشکل و یا غیر ممکن است. بدین لحاظ در روایت نورانى آنان آمده است: ان خبرنا صعب مستصعب، لا یحتمله الا ملک مقرب، أو نبى مرسل، أو مؤمن امتحن الله قلبه للایمان، أو مدینه حصینه. قیل: و اى شى‏ء المدینه الحصینه؟ قال: القلب المجتمع. (۱)

یعنى: (درک و آگاهى از وضع و ) خبر ما دشوار و مشکل است و کسى نمى تواند آن را تحمل نماید، مگر فرشته مقرب پروردگار، یا پیامبر مرسل، یا مؤمنى که خداوند متعال قلبش را براى ایمان امتحان و آزمایش کرده باشد، و یا شهرى که استوار و محکم باشد.

پرسیده شد: شهر استوار و حصین چیست؟ امام(علیه السلام) فرمود: قلب کسى که به کمال رسیده باشد.

بنابراین، در حیات طیبه اهل بیت(علیهم السلام) أسرار و رازهایى است که جز خودشان، کسى از آن ها با خبر و مطلع نیست و جز اندکى از انسان هاى به کمال رسیده، کسى توان تحمل و تحلیل آن ها را ندارد.

یکى از أسرار و رازهاى اهل بیت(علیهم السلام)، کتاب هایى است که در میان آنان بوده و خود را موظف به نگه دارى آنان مى دانستند. از مهمترین و عظیم ترین کتاب هاى اهل بیت(علیهم السلام)، مصحف حضرت فاطمه زهرا(س) است.

در این نوشتار تلاش خواهیم کرد با استفاده از احادیث و روایات معصومین(علیهم السلام)، به بررسى این کتاب مهم پرداخته و درباره آن، به این پرسش ها پاسخ دهیم: مصحف فاطمه(س) چیست، در چه تاریخى تدوین شد، در چه چیزى نوشته شده، چه استفاده هایى از آن به عمل مى آید، چه مقدار حجم دارد و در کجا و در اختیار چه کسى قرار دارد؟ پیش از پرداختن به پاسخ هاى فوق، مقدمتاً دو مورد را به استحضار مى رسانم.

۱) کتاب هاى اهل بیت(علیهم السلام)

اصولاً کتاب ها و رساله هایى که از سوى اهل بیت(علیهم السلام) تدوین یافته و یا به آنان نسبت داده شده است بر چهار دسته مى توان تقسیم کرد:

۱-۱ – کتاب هایى که از سخنان و وصایاى آنان گردآورى شده و بعدها به صورت کتاب مدون درآمدند.

برجسته ترین و متقن‏ترین این نوع کتاب‏ها، کتاب گرانسنگ ” نهج البلاغه “ است، که از خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار امیر مؤمنان(علیه السلام)، توسط سید رضى گردآورى و تألیف گردید. هم چنین مى‏توان کتاب ” الجعفریات “ و کتاب ” تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى(علیه السلام) ” را در این دسته برشمرد..

۲-۱ – کتاب هایى که از سوى آنان نوشته شده و در اختیار عموم مردم قرار گرفت، تا همگان از آن ها بهره‏مند گردند. مانند ” صحیفه سجادیه ” و ” رساله حقوق “ که توسط امام زین العابدین(علیه السلام) به رشته تحریر درآمدند.

۳-۱ – کتاب ها و یا به عبارت صحیح‏تر، علومى که اهل بیت(علیهم السلام) حاملان و راز داران آن‏ها بوده و از معصوم پیشین آن‏ها را تحویل گرفته و به هنگام شهادت، به معصوم بعدى مى سپردند و این‏ها از جمله ودایع امامت بود، که هم اینک در اختیار امام زمان (ارواحنا لمقدمه الفداه) قرار دارد. مانند جفر أحمر، جفر أبیض، جفر اکبر و جفر اصغر.

امام جعفر صادق(علیه السلام) در روایتى فرمود: و عند نا الجفر الابیض، والجفر الاحمر، والجفر الاکبر، و الجفر الاصغر، و الجامعه، و الصحیفه و کتاب على(علیه السلام).(۲).

۴-۱ – کتاب‏هایى که از سوى اهل بیت(علیهم السلام) تدوین شده‏اند، اما نه براى عموم مردم، بلکه براى خود پیشوایان معصوم(علیه السلام) که از پیشواى قبلى به پیشواى بعدى منتقل مى‏شد و در آخر در اختیار خاتم الاوصیاء، حضرت حجت بن الحسن(علیه السلام) قرار گرفتند و این‏ها نیز از اسرار و ودایع امامت مى‏باشند.

معروف‏ترین و مشهورترین آن‏ها عبارتند از: کتاب ” الجامعه ” و کتاب ” مصحف فاطمه”.

البته مصحف هاى دیگرى نیز براى اهل بیت(علیهم السلام) بیان شده است و طبق روایتى براى هریک از امامان معصوم(علیه السلام) مصحفى وجود دارد. (۳).

۲) تفاوت مصحف با صحیفه

به مصحف فاطمه(س)،” صحیفه فاطمه(س) ” نیز گفته مى شود. ولیکن این قول، نادر است و قول معروف و مشهور درباره کتاب حضرت زهرا(س) همان ” مصحف فاطمه(س) ” مى‏باشد.

گرچه نمى‏توان به طور قطع و یقین بین این دو، تفاوتى قایل شد ولى آنچه به ذهن انسان تبادر مى نماید و اطلاق آیات و روایات، آن را تأیید مى کند، این است که صحیفه، به نامه یا نوشته‏اى گفته مى شود که از شخصیتى به شخصیت دیگر و یا به جمعى از مردم ارسال و یا براى استفاده آنان تحریر و تدوین گردید. مانند کتاب شریف ” صحیفه سجادیه “ که از سوى امام زین العابدین(علیه السلام) براى استفاده همه مؤمنان تدوین شد. اما مصحف، در صدر اسلام به کتاب خدا (قرآن مجید) گفته مى‏شد و از این قبیل است مصحف امام على(علیه السلام)، مصحف عثمان، مصحف عبدالله بن مسعود و غیر ذلک.

باید توجه داشت که مصحف فاطمه(س)، از این دست نیست و مراد از آن، قرآن فاطمه زهرا(س) نمى‏باشد و حتى در برخى از روایت‏ها تأکید شده است که در مصحف فاطمه(س) چیزى از قرآن مجید وجود ندارد، تا این گمان که مصحف فاطمه(س)، چیز خاصى نیست جز قرآن آن حضرت، از ذهن ها زدوده شود و دانسته شود که این کتاب شریف، غیر قرآن و چیز دیگرى است.

در احادیث متعددى از معصومین(علیهم السلام) به این موضوع تأکید شد. به فرازهایى از آن ها توجه فرمایید:

امام جعفر صادق(علیه السلام): و مصحف الفاطمه، ما أز عم ان فیه قرآناً. (۴)

امام صادق(علیه السلام): و الله ما فیه من قرآنکم حرف واحد. (۵)

امام محمد باقر(علیه السلام): ما فیه شى‏ء من القرآن.(۶)

امام موسى کاظم(علیه السلام): عندى مصحف فاطمه(س)، لیس فیه شى‏ء من القرآن.(۷)

به هر روى، گرچه کتاب فاطمه زهرا(س)، مصحف خوانده مى شود ولیکن مصحف به معناى قرآن نیست. بلکه کتابى است که با انشاى آن حضرت نگاشته شده است. اما از این که چرا آن را مصحف نامیدند، چند علت ذکر شده است:

۱- برخى از علما معتقدند که از حضرت فاطمه زهرا(س) دو کتاب بر جاى مانده است که یکى از آن ها ” صحیفه حضرت فاطمه زهرا(س) ” است که حاوى احادیث و سخنان پدر ارجمندش حضرت محمد(ص) است و دیگرى ” مصحف فاطمه(س) ” است که پس از رحلت پیامبر خدا(ص)، آن را املاء و تدوین نمود (۸) و چون خواستند بین آن دو کتاب تمایزى باشد، آن ها را به دو نام، یکى را صحیفه و دیگرى را مصحف خواندند.

۲- برخى دیگر معتقدند که مصحف فاطمه(س) در آغاز، در صفحات پراکنده تحریر یافته بود که بعدها آن را امیر مؤمنان(علیه السلام) و یا امامان بعدى در یک نسخه‏اى گردآورى کرده و نام مصحف را برآن گذاشتند.(۹).

مصحف فاطمه(س) و تاریخ تدوین آن‏

بى تردید تدوین این کتاب گرانبها، در اواخر عمر شریف حضرت فاطمه زهرا(س) و در مدتى کوتاه به وقوع پیوست و اگر بخواهیم تاریخ تدوین آن را بیان کنیم، با برداشت از احادیث و روایات متعدد، فاصله رحلت پیامبر خدا(ص) تا شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، یعنى از ۲۸ صفر تا سوم جمادى الثانیه سال یازده هجرى قمرى را باید بیان کرد.

ابوعبیده، که از راویان حدیث امام جعفر صادق(علیه السلام) است، در روایتى گفت: برخى از اصحاب و یاران (امام “ع”) پرسش هایى از امام جعفر صادق(علیه السلام) نموده و پاسخ هاى خویش را یافتند و پس از آن درباره مصحف فاطمه(س) پرسیدند. آن حضرت، مدتى سکوت نمود و سپس فرمود: انکم لتبحثون عما تریدون و عما لا تریدون. ان فاطمه(س) مکثت بعد رسول الله(ص) خمسه و سبعین یوماً و کان دخلها حزن شدید على ابیها و کان جبرئیل(علیه السلام) یأتیها فیحسن عزائها على ابیها و یطیب نفسها، و یخبرها عن ابیها و مکانه، و یخبرها بما یکون بعدها فى ذریتها، و کان على(علیه السلام) یکتب ذلک. فهذا مصحف فاطمه(س).(۱۰)

یعنى: شما (گاهى) از چیزى که مى خواهید و از چیزى که نمى‏خواهید بحث مى کنید. به درستى که حضرت فاطمه(س) پس از رحلت رسول خدا(ص) به مدت هفتاد و پنج (یا نود و پنج) روز بیشتر باقى نماند و در این مدت بخاطر رحلت پدرش بسیار محزون و اندوهگین بود و جبرئیل امین بر او نازل مى شد و مصیبت پدرش را بر او تسلیت گفته و وى را آرامش خاطر مى‏داد و او را از مقام پدرش و مکان او ( در بهشت) با خبر مى‏ساخت. هم چنین آنچه که بر فرزندان، نوادگان و ذرارى او پس از وفات وى مى‏گذرد، او را خبر مى داد و امام على(علیه السلام) همه این‏ها را براى فاطمه(س) مى‏نوشت. این، همان مصحف فاطمه(س) است.

مشابه این روایت را حماد بن عثمان از امام جعفر صادق(علیه السلام) نقل نمود. وى گفت:

از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: مصحف فاطمه(س) چیست؟

امام(علیه السلام) در پاسخم فرمود:

ان الله تعالى لما قبض نبیه(ص) دخل على فاطمه(س) من وفاته من الحزن مالا یعلمه الا اللّه – عز و جل – فارسل الیها ملکاً یسلى غمها و یحدثها، فشکت ذلک الى امیر المؤمنین(علیه السلام). فقال(علیه السلام): إذا احسست بذلک و سمعت الصوت قولى لى. فاعلمته بذلک، فجعل امیرالمؤمنین(علیه السلام) یکتب کل ما سمع حتى اثبت من ذلک مصحفاً.(۱۱)

یعنى: همین که خداوند متعال، روح پیامبرش ( حضرت محمد ” ص” ) را به ملکوت اعلى منتقل نمود، بر حضرت فاطمه(س) از بابت رحلت پدرش، حزن شدیدى عارض گردید که غیر از خدا کسى مقدار آن را نمى داند. پس خداوند متعال فرشته اى را به سوى وى نازل کرد، که هم غم و اندوهش را تسلیت داده و هم او را از چیزهاى تازه‏اى با خبر گرداند. حضرت فاطمه(س) این ماجرا را براى همسرش امیرمؤمنان(علیه السلام) تعریف کرد و حضرت على(علیه السلام) به وى فرمود: هرگاه نزول فرشته‏اى را احساس کردى و صدایش را شنیدى (گفته‏هایش را) به من بگو. پس هرگاه فرشته‏اى مى آمد، حضرت فاطمه(س) همسرش على(علیه السلام) را باخبر مى‏کرد و هر چه مى شنید براى او مى‏گفت و حضرت على(علیه السلام) نیز هرچه را از فاطمه(س) مى‏شنید مى‏نوشت، تا این که از آن نوشته‏ها، مصحف به وجود آمد.

این دو حدیث پرسش‏هایى چند از مصحف فاطمه(س)، از جمله زمان و کیفیت تألیف و کاتب آن را پاسخ داد ولى با این تفاوت که در حدیث اول، زمان و تاریخ آن را روشن‏تر بیان نمود و در حدیث دوم، نقش امیرمؤمنان(علیه السلام) در کتابت و تدوین آن را.

البته در این موارد، احادیث دیگرى وجود دارد که به خاطر پرهیز از اطاله کلام، از بیان آن‏ها صرف‏نظر مى‏کنیم.

محتواى مصحف فاطمه(س)

بى‏تردید مهمترین و اصلى‏ترین سخن درباره مصحف فاطمه(س) در این مسئله است که این مصحف، حاوى چه نوع اطلاعات و آگاهى‏هاست و محتواى آن چه دانشى را در برگرفته است؟

براى پى‏بردن به این قضایا، باید توجه داشت که مصحف فاطمه(س) چون در دسترس عموم نیست و جز اهل بیت(علیهم السلام) کسى از آن اطلاعى ندارد، براى پاسخ یافتن درباره زوایاى گوناگون آن، هیچ راهى نیست، جز این که به اهل بیت(علیهم السلام) متوسل شویم و از احادیث و روایات نورانى آنان بهره گیریم.

پیش از این گفتیم که در بسیارى از روایات تأکید شده است که مراد از مصحف فاطمه(س)، قرآن مجید نیست و حتى یک حرف از قرآن در آن وجود ندارد. در برخى از روایات دیگر آمده است که احکام حلال و حرام در آن وجود ندارد. امام صادق(علیه السلام) در روایتى فرمود:

اما انه لیس فیه شى‏ء من الحلال و الحرام و لیکن فیه علم مایکون.(۱۲)

به عبارت دیگر، مصحف فاطمه(س) یک کتاب فقهى و یا رساله عملیه نیست. بلکه مهمتر و بالاتر از این گونه اطلاعات است، و آن عبارت است از چیزى که کسى آن را نخوانده، نشنیده و ندانسته است و نخواهد دانست و جز خداوند متعال از اسرار و رازهاى آن، اطلاعى ندارد. و آن، علم و دانش آینده است.

ابوبصیر، روزى به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شد و چون با امام(علیه السلام) خلوت کرد، فرصتى یافت تا از اسرار و رازهاى آنان باخبر گردد و لذا ازامام(علیه السلام) درباره علوم اهل بیت(علیهم السلام) و ودایع آن‏ها از جمله جفر، جامعه و غیر ذلک سؤال نمود و امام(علیه السلام) پاسخ وى را داد. تا این که نوبت به مصحف فاطمه(س) رسید و امام(علیه السلام) در پاسخ وى فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه علیهاالسلام و ما یدریهم ما مصحف فاطمه(س)؟

قال(علیه السلام): مصحف فیه مثل قرآنکم هذا ثلاث مرات. والله ما فیه من قرآنکم حرف واحد. قال: قلت: هذا والله العلم. قال(علیه السلام): انه لعلم و ما هو بذاک.(۱۳)

یعنى: در نزد ما (امامان ) است مصحف فاطمه(س) و ( مردم ) چه مى‏دانند مصحف فاطمه(س) چیست؟

آن گاه فرمود: مصحفى است که محتواى آن، سه برابر قرآنى است که در نزد شما است. سوگند به خداى سبحان، هیچ چیزى از قرآن، حتى یک حرف، در آن وجود ندارد.

ابوبصیر گفت: عرض کردم: سوگند به خدا، این علم (بزرگى) است.

فرمود: (آرى) این مصحف، علم و دانش (بزرگى) است ولى این مصحف، قرآن نیست.

در حدیثى دیگر، امام جعفر صادق(علیه السلام) در پاسخ برخى از اصحاب خود درباره مصحف فاطمه(س) فرمود:… و کان جبرئیل علیه السلام یأتیها، فیحسن عزائها على أبیها، و یطیب نفسها، و یخبرها عن أبیها و مکانه، و یخبرها بما یکون بعدها فى ذریتها و کان على(علیه السلام) یکتب ذلک.(۱۴)

یعنى: جبرئیل(علیه السلام) بر فاطمه زهرا(س) نازل مى‏شد و مصیبت رحلت پدر بزرگوارش را بر وى تسلیت مى‏گفت و آرامش خاطرى براى وى فراهم مى‏کرد و او را از مقام پدرش و مکان و منزلتش (در بهشت) خبر مى‏داد و هم چنین او را از آینده فرزندان، نوادگان و ذرارى‏اش مطلع مى‏کرد و امام على(علیه السلام) این‏ها را( براى فاطمه(س) مى‏نوشت.

هم چنین در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: و اما مصحف فاطمه(س)، ففیه ما یکون من حادث، و أسماء کل من یملک الى ان تقوم الساعه.(۱۵)

یعنى: اما مصحف فاطمه(س)، پس در آن است هرچیزى که در آینده واقع گردد. هم چنین در آن است، اسامى تمام کسانى که تا پایان دنیا، حکومت مى‏یابند و به زمامدارى مى‏رسند.

با توجه به روایت‏هاى فوق و دیگر روایت‏هایى که بخاطر پرهیز از اطاله کلام، از نقل آن ها خوددارى کردیم، به دست مى آید که مصحف فاطمه(س) درباره رویدادها، حوادث و تغییر و تحولات سیاسى و اجتماعى است که از آن تاریخ (اواخر عمر شریف حضرت زهرا(س) تا آخر الزمان به وقوع خواهند پیوست و در حقیقت پیش گویى‏هاى صادق و راستین آن حضرت از آینده و آیندگان است و مى‏توان گفت که این کتاب گرانسنگ، تقویم اهل بیت عصمت و طهارت(علیه السلام) است. بدین جهت امامان معصوم(علیه السلام) با نگاه به آن، واقعه‏اى را پیش‏گویى کرده و یا ماجرایى را نفى و اثبات مى نمودند به شواهدى از این دست توجّه فرمایید که تحت عنوان ” استناد امامان معصوم(علیه السلام) به مصحف فاطمه(س) ” مى‏آوریم.

استناد امامان معصوم(علیه السلام) به مصحف فاطمه(س)

۱) در روزگار امام صادق(علیه السلام)، نوادگان امام حسن مجتبى(علیه السلام) جنبشى را بر ضد بنى امیّه آغاز کرده و با کمک و همراهى سایر هاشمیان (اعم از بنى عباس و بنى الحسن و سایر تیره‏هاى بنى هاشم) مردم را بر علیه امویان به شورش و قیام وادار کردند و محور و کانون اصلى این قیام، فرزندان عبدالله بن‏الحسن بودند. خیلى ها باور داشتند که محمد، پسر عبدالله بن الحسن، در این جنبش به پیروزى و رهبرى خواهد رسید. امّا امام صادق(علیه السلام) چنین اعتقادى نداشت.

فضیل بن سکره، که یکى از یاران آن حضرت بود، گفت: روزى به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم، امام(علیه السلام) به من فرمود: یا فضیل، اتدرى فى اى شى‏ء کنت أنظر قبیل؟ قال: قلت: لا.

قال(علیه السلام): کنت انظر فى کتاب فاطمه(س) لیس من ملک یملک الارض الا و هو مکتوب فیه باسمه و اسم أبیه، و ما وجدت لولدالحسن فیه شیئأً.(۱۶)

یعنى: اى فضیل، آیا مى‏دانى پیش از آمدنت به چه چیزى نگاه مى‏کردم؟

فضیل گفت: نه، نمى‏دانم.

امام(علیه السلام) فرمود: داشتم به کتاب فاطمه(س) نگاه مى‏کردم. هیچ حاکمى در روى زمین به حکومت و ریاست نمى‏رسد، مگر این که با نامش و نام پدرش در کتاب فاطمه(س) نوشته شده باشد. و من در این کتاب براى فرزندان حسن چیزى نیافتم.

۲) از امام صادق(علیه السلام) درباره محمد بن عبدالله بن الحسن پرسیده شد. امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: ما من نبى، ولا وصى، ولا ملک الا و هو فى کتاب عندى ( یعنى مصحف فاطمه(س) ) و الله ما لمحمد بن عبدالله فیه اسم.(۱۷)

یعنى: هیچ پیامبرى، هیچ وصى و جانشین پیامبرى و هیچ پادشاه و حاکمى نیست مگر این که نامش در این کتابى که در نزد من است (یعنى مصحف فاطمه(س) ) وجود داشته باشد. سوگند به خداى سبحان، نامى از محمد بن عبدالله در آن نیست.

۳) امام صادق(علیه السلام) در روایتى فرمود:

تظهر الزنادقه فى سنه ثمان و عشرین و مأه، و ذلک انى نظرت فى مصحف فاطمه(س).(۱۸)

یعنى: در سال (۱۲۸ هجرى)، زندیق‏ها آشکار خواهند شد و این را با نگاه کردن به مصحف فاطمه(س) به دست آوردم.

پیش گویى امام صادق(علیه السلام)، راست و درست بود. زیرا در آن هنگام که حکومت بنى امیّه به سوى اضمحلال و نابودى پیش مى‏رفت و حکومت بنى‏عباس در حال انعقاد بود، بسیارى از عقاید انحرافى و باطل، به ویژه مادیگرایى، بى دینى و لاابالى گرى در جامعه مسلمانان بروز و ظهور کرد.

۴) ولید بن صبیح گفت: روزى امام صادق(علیه السلام) به من فرمود: یا ولید، انى نظرت فى مصحف فاطمه(س) فاسئل، فلم اجد لبنى فلان فیها الا کغبار النعل.(۱۹)

یعنى: اى ولید، همانا در مصحف فاطمه(س) نگاه و پرسش (یعنى مطالعه) نمودم، پس درباره ( حکومت و ریاست) بنى فلان چیزى نیافتم مگر غبار نعل (اسب).

به هر روى، امامان معصوم(علیه السلام) به عنوان مرجع علمى، سیاسى و اجتماعى مردم و تنها پناهگاه حقیقى و دلسوز آن‏ها، همیشه تلاش مى‏کردند آن‏ها را از کجروى و انحراف بازداشته و به سوى حق و حقیقت و راه درست و خداپسند هدایت نمایند. بدین جهت آن بزرگواران در کتاب مادرشان حضرت فاطمه(س) بسیار مطالعه و تدبّر نموده و پیش گویى‏هاى درستى از روزگارشان به عمل مى‏آوردند و به عبارتى، بهترین فواید را از این کتاب شریف، نصیب اسلام و مسلمانان مى نمودند.

محل نگه‏دارى مصحف

اما این که مصحف فاطمه در کجا است و در دست چه کسى نگه دارى و محافظت مى شود، باید گفت: مصحف فاطمه(س) در آغاز تدوین و تألیف، در خانه امیر المؤمنین على بن ابى طالب(علیه السلام) نگه دارى مى شد و در اختیار آن حضرت بود و پس از شهادت آن حضرت، در اختیار امام حسن مجتبى(علیه السلام) و پس از شهادت وى، در اختیار امام حسین(علیه السلام) قرار گرفت. به همین ترتیب، رسید به حضرت حجت بن الحسن(عجل الله تعالى فرجه الشریف) و هم اکنون توسط وى نگه دارى شده و توسط آن حضرت، از آن استفاده مى‏گردد وهیچ‏گاه در اختیار نااهلان و نامحرمان قرار نگرفته است. در این رابطه به چند حدیث توجه فرمایید:

۱) امام رضا(علیه السلام) در حدیثى، علایم و نشانه هاى امام معصوم(علیه السلام) را بیان کرد و فرمود: للامام علامات یکون أعلم الناس، و احکم الناس، واتقى الناس، واحلم الناس، واشجع الناس، واسخى الناس، واعبد الناس و…

این حدیث طولانى است و در آخر آن، فرمود: و یکون عنده مصحف فاطمه(س).(۲۰)

یعنى یکى از نشانه هاى امام معصوم(علیه السلام)، آن است که مصحف حضرت فاطمه (س) در نزد وى باشد.

۲) امام جعفر صادق(علیه السلام) در فراز حدیثى فرمود: وان عندنا لمصحف فاطمه(س).(۲۱)

یعنى: همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است.

۳) امام موسى کاظم(علیه السلام) فرمود: عندى مصحف فاطمه(س)، لیس فیه شى‏ء من القرآن.(۲۲)

۴) ابوبصیر گفت: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که مى‏فرمود: ما مات ابو جعفر علیه‏السلام حتى قبض-اى ابو عبدالله – مصحف فاطمه(س).(۲۳)

یعنى: پدرم امام محمد باقر(علیه السلام) وفات نیافت، تا این که مصحف فاطمه(س) را از او دریافت کردم.

۵) امام صادق(علیه السلام) در حدیثى فرمود:

علمنا غابر و مزبور، و نکت فى القلوب و نقر فى السماع، و ان عندنا الجفر الاحمر، و الجفر الابیض. و مصحف فاطمه عندنا و ان عندنا الجامعه، فیها جمیع ما یحتاج الناس الیه.(۲۴)

در این حدیث، علاوه بر این که امام صادق(علیه السلام) انواع علوم و دانش هاى اهل‏بیت(علیه السلام) را توصیف مى‏کند، تصریح مى‏نماید که جفر احمر، جفر ابیض، مصحف فاطمه(س) و جامعه در نزد آنان (یعنى امامان معصوم علیهم السلام) است.

۶) على بن حمزه گفت:

به امام صادق(علیه السلام) گفته شد که عبدالله بن الحسن (که از نوادگان امام حسن مجتبى(علیه السلام) بود) معتقد است که در نزد او دانش خاصى نیست مگر همان علم و دانشى که در نزد سایر مردم است.

فقال(علیه السلام): صدق و الله، ما عنده من العلم الا ما عند الناس، ولکن عندنا و الله الجامعه فیها الحلال و الحرام، و عندنا الجفر أفیدرى عبدالله أمسک بعیر اومسک شاه، و عندنا مصحف فاطمه(س)….(۲۵)

یعنى: سوگند به خداى سبحان، عبدالله بن الحسن راست گفته است. در نزد او دانش خاصى نیست مگر همان علم و دانشى که در نزد سایر مردم است. ولیکن به خدا سوگند در نزد ما، جامعه است که در او حلال و حرام بیان شده است و در نزد ما، جفر است. آیا عبدالله مى‏داند که جفر در پوست شتر است یا در پوست گوسفند؟ و در نزد ما مصحف فاطمه(س) است…

در این حدیث شریف، امام صادق(علیه السلام) بلند پروازى‏ها و ادعاهاى واهى عبدالله بن الحسن و فرزندانش را به باد انتقاد گرفته و گوش زد نموده است که اگر هم مى خواهند رهبرى مردم و زعامت قیام را بر عهده بگیرند، از اهل بیت(علیهم السلام) و خاندان عصمت هزینه نکنند. چون آنان، اهلیت چنین مقامى را ندارند. زیرا رهبریت و پیشوایى واقعى مردم بر عهده امام معصومى است که حامل ودایع و اسراراهل بیت(علیهم السلام)، از جمله مصحف فاطمه(س) باشد.

روایتى جامع درباره مصحف فاطمه(س)

در پایان این مقال، شایسته است، روایتى جامع و کامل درباره مصحف فاطمه(س) نقل کنیم تا پاسخى به پرسش‏هاى احتمالى درباره این کتاب شریف و زوایاى گوناگون آن باشد.

ابو بصیر گفت: از امام محمد باقر(علیه السلام) درباره مصحف فاطمه(س) پرسش نمودم.

حضرت فرمود: ( این کتاب) پس از رحلت پدرش حضرت محمد(ص) بر او نازل شد.

ابو بصیر: آیا در این کتاب، چیزى از قرآن کریم نیز هست؟

امام محمد باقر(علیه السلام): نه، چیزى از قرآن، در این کتاب نیست.

ابوبصیر: پس، آن را برایم توصیف کن.

امام باقر(علیه السلام): ( این کتاب ) داراى دو صفحه جلد سرخ رنگ است و طول و عرض آن از زبرجد مى‏باشد.

ابوبصیر: فدایت گردم، ورق آن را برایم شرح بده.

امام باقر(علیه السلام): ورق آن از در سفید است که به آن گفته شد باش، پس گردید.

ابوبصیر: فدایت گردم، در این کتاب، چیست؟

امام باقر(علیه السلام): در این کتاب خبرهاى گذشته و خبرهاى آینده تا روز قیامت، وجود دارد. هم چنین خبرهاى آسمان و آسمان‏ها و تعداد فرشتگان و غیر فرشتگان که در آسمان‏ها هستند، و تعداد تمامى پیامبرانى که به عنوان مرسل و یا غیر مرسل آفریده شده‏اند، و نام‏هایشان و نام‏هاى کسانى که پیامبران به سوى آنان فرستاده شده‏اند، و نام‏هاى کسانى که پیامبران را تکذیب کرده و کسانى که از آغاز تا آخر دنیا آفریده شده باشند، و نام هاى شهرها، و تعریف و توصیف تمامى شهرها که در شرق و غرب زمین قرار گرفته باشند و تعداد مومنین در آن‏ها، و تعداد کافران در آن‏ها، و شرح حال تمام کسانى که تکذیب کردند، و توصیف قرون گذشته و داستان‏ها و ماجراهایشان، و کسانى که از طاغوتیان به حکومت رسیده و مقدار حکومتشان و تعدادشان، و اسامى پیشوایان (معصوم) و شرح حال و توصیفشان و تک تک آن چه که به دست آورده و مالک شدند، و توصیف بزرگان و افراد صاحب نامشان، و تمامى کسانى که در ادوار تاریخى تردد نمودند.

ابوبصیر: فدایت گردم، دوره‏ها چه مقدارند؟

امام باقر(علیه السلام): پنجاه هزار سال، و آن در هفت دوره است.

هم چنین، اسامى تمامى کسانى که خداوند سبحان، آن‏ها را آفریده و اجل‏هایشان، و توصیف بهشتیان و تعداد آن‏هایى که داخل در بهشت مى‏شوند و تعداد آن‏هایى که داخل در آتش (جهنم) مى‏گردند و اسامى جهنمیان، همه در آن کتاب موجود است. هم چنین علم قرآن همان طورى که نازل شد، و علم تورات همان طورى که نازل شد، و علم انجیل همان طورى که نازل شد، و علم زبور همان طورى که نازل شد، و تعداد تمامى درختان، کلوخ‏ها وخاک‏ها در تمامى بلاد، در آن وجود دارد.

سپس امام باقر(علیه السلام) فرمود: هنگامى که خداوند سبحان اراده کرد که مصحف را به وسیله جبرئیل، میکائیل و اسرافیل بر فاطمه(س) نازل کند، در شب جمعه، ثلث دوم از شب بود که آنان، مصحف را گرفته و به سوى فاطمه(س) هبوط کردند و وى در آن حال، ایستاده بود و داشت نماز مى خواند و فرشتگان الهى، آن قدر سر پا ایستادند تا فاطمه(س) نشست و چون نماز را به پایان رسانید و سلام آن را داد، فرشتگان به او گفتند: سلام، بر تو سلام مى‏رساند. در این هنگام، مصحف را در آغوش اونهادند. پس فاطمه(س) در پاسخشان فرمود:

براى خدا سلام است و از جانب او سلام است و به سوى او باد اسلام. وسلام بر شما اى فرستادگان خدا.

پس از آن، فرشتگان به سوى آسمان عروج کردند و فاطمه(س) پس از نماز صبح تا ظهر هم چنان نشست و مصحف را قرائت کرد و آن را از اول تا به آخر مطالعه نمود و آن حضرت که سلام و درود خدا بر او باد، بر جمیع مخلوقات خدا، از جن و انس گرفته تا پرندگان و وحوش، ( حتى بر ) پیامبران و فرشتگان الهى، مفروض الطاعه است. ابوبصیر گفت: فدایت گردم. پس از رحلت آن بانوى بزرگ، مصحف او به چه کسى رسید؟

امام باقر(علیه السلام) فرمود: وى، مصحف را به امیرمؤمنان، امام على بن ابى طالب(علیه السلام) سپرد و حضرت على(علیه السلام) در هنگام شهادت به امام حسن مجتبى(علیه السلام) واگذار نمود و امام حسن مجتبى(علیه السلام) در هنگام شهادت به امام حسین(علیه السلام) سپرد، سپس در دست اهلش باقى مى‏ماند تا این که به صاحب امر سپرده شود.

ابوبصیر گفت: به راستى این ( کتاب شریف ) دانش فراوانى است.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: اى ابا محمد، این مقدارى که از مصحف برایت توصیف نمودم، تنها از ورق اول از دو ورق آن بود و هنوز چیزى از ورق دوم آن را برایت بیان نکردم و حتى حرفى از آن را نگفتم.(۲۶)

آرى، مصحف فاطمه(س) آن چنان عظیم و کبیر است که شکافنده علم اول و آخر، یعنى حضرت باقرالعلوم(علیه السلام)، پس از آن همه توصیف و تعریفى که از آن به عمل آورده است، مى فرماید، تنها یک صفحه از این کتاب را برایت بیان کردم و هنوز چیزى از صفحه بعدى را آغاز نکردم!

با این بیان، تکلیف ما نیز روشن است، که هرچه درباره این کتاب بى‏همتا بگوییم و یا بنویسیم نمى توانیم حق آن را ادا نماییم، پس بهتر است لب فروبسته و به همین مقدار کفایت کنیم.

امید است خداوند متعال ما را در فهم و درک علوم و معارف بلند محمد وآل محمد(ص) و شناخت حقانیت آنان توفیق عنایت کند وصاحب امر اول و آخر، یعنى حضرت حجت بن الحسن(علیه السلام) را از ما خشنود و خرسند گرداند.

پى‏ نوشت‏ها:

۱. روضه الواعظین، فتال نیشابورى، ص ۲۱۱.

۲. مکاتیب الرسول، احمدى میانجى، ج ۲، ص ۵۱.

۳.

۴. بصائر الدرجات، ابوجعفرصفار قمى، ص ۱۵؛ الکافى، ج ۱، ص ۲۴.

۵. همان، ص ۱۵۱.

۶. دلائل الامامه، محمد بن جریر طبرى، ص ۲۷.

۷. بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمى، ص ۱۷۴.

۸. مکاتیب الرسول، احمدى میانجى، ج ۱۱، ص ۴۲۶.

۹. اللمعه البیضاء، تبریزى انصارى، ص ۲۰۰.

۱۰. الکافى، شیخ کلینى،ج ۱۱، ص ۲۴۱.

۱۱. همان، ص ۲۴۰.

۱۲. همان.

۱۳. همان، ص ۲۳۸.

۱۴. همان، ص ۲۴۱.

۱۵. روضه الواعظین، فتال نیشابورى، ص ۲۱۱؛ الخرائج و الجرائج، قطب الدین راوندى، ج ۲، ص ۸۹۴.

۱۶. الکافى، شیخ کلینى، ج ۱، ص ۲۴۲.

۱۷. مکاتیب الرسول، احمدى میانجى، ج ۲، ص ۸۷.

۱۸. الکافى، شیخ کلینى، ج ۱، ص ۲۴۰.

۱۹. بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمى، ص ۱۸۱ و ۱۸۹.

۲۰. من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج‏۴، ص ۴۱۹ ؛ عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۱۲.

۲۱. الکافى، شیخ کلینى، ج ۱، ص ۲۳۹، بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمى، ص ۱۵۲.

۲۲. بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمى، ص ۱۵۴.

۲۳. همان، ص ۱۷.

۲۴. روضه الواعظین، فتال نیشابورى، ص ۲۱۰.

۲۵. بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمى، ص ۱۶۱.

۲۶. دلائل الامامه، محمد بن جریر طبرى آملى، ص ۲۷.

مصحف فاطمه

مصحف فاطمه چیست؟ چه محتوایى دارد؟ مگر ممکن است جبرئیل بر غیر پیامبر نازل شود؟ این مصحف اکنون کجا است؟

پاسخ:

چیستى مصحف

کلمه مُصْحَف (با هر سه حرکت میم) اکنون بیش تر به معناى «قرآن» به کار مى رود؛ اما در لغت به معناى مجموعه برگه هایى است که میان دو جلد جمع آورى شده است و امروزه «کتاب» خوانده مى شود.۱ بنابراین، منظور از «مصحف فاطمه(سلام الله علیها)، کتاب فاطمه(سلام الله علیها) است که در بعضى از روایات اهل سنت نیز به آن اشاره شده است. راویانى چون «ابى بن کعب» وجود کتابى نزد آن حضرت(سلام الله علیها) را تأیید کرده اند.۲

بدین ترتیب سخن کسانى مانند «ایجی» در مواقف و «جرجانی» در شرح مواقف و ابو زهره در کتاب «امام صادق(ع)» که مدعى شده اند، شیعه به قرآنى منسوب به فاطمه(سلام الله علیها) که غیر از قرآن رایج میان مسلمانان است، اعتقاد دارد، نادرست است و در عدم رجوع به روایات شیعه و نیز عدم دقت در معناى مصحف ریشه دارد.۳

مصحف فاطمه و محتواى آن

درباره ماهیت این مصحف در منابع شیعى روایات فراوان یافت مى شود. در این احادیث محتوا حجم، زمان نگارش کیفیت نگارش مصحف بیان شده است. البته در نگاه ابتدایى اختلافاتى میان این روایات مشاهده شود؛ اما با کمى دقت توجیه مى گردد.۴ بعضى از روایات مطالب آن را غیر از مطالب قرآن دانسته اند.۵ بر اساس شمارى از احادیث در این کتاب مطالبى چون وصیت حضرت فاطمه(سلام الله علیها)۶ مصیبت هاى فرزندان آن حضرت(سلام الله علیها) در طول زمان ۷ ، پیشگویى حوادث آینده ۸ و تمام پادشاهانى که بر زمین حکم خواهند راند۹ ، نوشته شده است.

دسته اى از روایات نیز از اشتمال این مصحف بر تمام احکام حلال و حرام حتى حکم عملى که موجب نصف شلاق مى شود۱۰، سخن به میان آورده اند.۱۱ بر اساس بعضى از احادیث، امام صادق(ع) حوادث تاریخى اى چون ظهور زندیقان را پیشگویى کرده و گفتارش را به مصحف حضرت زهرا(سلام الله علیها) مستند دانسته است.۱۲

این روایات با هم ناسازگار نیستند؛ زیرا ممکن است همه مطالب یاد شده در آن مصحف وجود داشته باشد و هر روایت بخشى از محتواى آن را بیان کرده است.

زمان و کیفیت نگارش

مهم ترین مطلب درباره این مصحف، زمان و کیفیت نگارش آن است که مسأله ارتباط حضرت زهرا(سلام الله علیها) با جبرئیل و دیگر فرشتگان الاهى در همین جا مطرح مى گردد.

در چند روایت، کیفیت نگارش آن بدین صورت مطرح شده است: پیامبراکرم(ص) مطالب را املا مى کرد و حضرت على(ع) مى نوشت.۱۳

پس درباره سبب علت انتساب مصحف به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مى توان گفت، آن کتاب نزد حضرت زهرا(سلام الله علیها) نگهدارى مى شد یا آن حضرت واسطه رسیدن بعضى از مطالب به دست حضرت على(ع) بوده است.

برخى از روایات نیز مصحف را رهاورد املا و وحى مستقیم خداوند بر حضرت زهرا(سلام الله علیها) دانسته اند.۱۴ بر اساس روایات دیگر، بعد از وفات پیامبر اکرم(ص) خداوند فرشته اى را نزد حضرت زهرا(سلام الله علیها) مى فرستاد تا در غم پدر دلدارى اش دهد، وى را از مکان و جایگاه رسول خدا در بهشت آگاه سازد و با او درباره مطالب مختلف به گفت وگو بنشیند. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) سخنان آن فرشته را به حضرت على(ع) منتقل کرد و آن حضرت(ع) آن ها را به نگارش در آورد.۱۵ روایتى این فرشته را جبرئیل(ع) معرفى کرده است.۱۶

میان این احادیث نیز ناسازگارى وجود ندارد؛ زیرا مى توان گفت خداوند به وسیله فرشته اى از فرشتگان خود به نام جبرئیل(سلام الله علیها) با آن حضرت(سلام الله علیها) سخن گفته است.۱۷

به نظر مى رسد در توجیه این ناسازگارى باید گفت، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) یک مصحف داشت. بخشى از این کتاب را به مطالب دریافتى از پدرش اختصاص داده بود و بخشى دیگر را به مطالب جبرئیل(سلام الله علیها).

امکان نزول جبرئیل بر فاطمه(سلام الله علیها)

اشکال دیگر روایات دسته اخیر، قطع وحى پس از رسول اکرم(ص) است؛ به عبارت دیگر، ما مسلمانان معتقدیم پیامبر اکرم(ص) خاتم انبیا بوده، بعد از وفات آن حضرت(ص) ارتباط میان زمین و آسمان قطع و وحى منقطع گشته است. بنابراین، چگونه فرشته بر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل مى شد و با آن بزرگوار گفت و گو مى کرد.

در پاسخ بدین اشکال باید گفت، طبق آیات قرآنى، نزول فرشته الاهى و ارتباط خداوند با غیر پیامبران از طریق فرشتگان و وحى امکان پذیر است؛ چنان که آیات بسیار از ارتباط فرشته با حضرت مریم(سلام الله علیها) سخن مى گوید۱۸ و خداوند ارتباط خود با مادر حضرت موسى (ع) را وحى مى خواند.۱۹ و وقتى امکان این ارتباط با زنانى چون مادر موسى(ع) و حضرت مریم(سلام الله علیها) پذیرفته شد، امکان و وقوع آن درباره حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) که از سوى پیامبر اکرم(ص) سرور همه زنان در همه زمان ها معرفى شده، به طریق اولى پذیرفتنى مى نماید. منظور از انقطاع وحى و قطع ارتباط زمین و آسمان بعد از پیامبراکرم(ص) قطع ارتباط میان خداوند و فردى به عنوان پیامبر و مأمور ابلاغ است نه عدم امکان ارتباط زمینیان با خداوند و فرشتگان. بر اساس روایات شیعه، نوعى ارتباط میان امامان معصوم(ع) و خداوند وجود دارد.۲۰ در روایات اهل سنت نیز بعضى از افراد «مُحَدَّث» معرفى شده اند. «محدّث» یعنى کسى که با فرشتگان الاهى نوعى ارتباط دارد و از آن ها حدیث دریافت مى کند.۲۱

مصحف نزد چه کسى است؟

روایات شیعه نشان مى دهد این مصحف در زمان هاى مختلف نزد امامان معصوم – علیهم السلام – بوده، از امامى به امام دیگر رسیده و جز آن بزرگان کسى بدان دسترسى نداشته است. بر اساس این روایات، امامان با استفاده از آن حوادثى را پیشگویى و احکامى را بیان کرده اند.۲۲

تذکر

کتاب هایى که اخیراً با عنوان «صحیفه الزهرا علیها السلام» منتشر شده،۲۳ با «مصحف فاطمه(سلام الله علیها)» تفاوت دارد؛ زیرا در این کتاب ها عمدتاً دعاهاى منسوب به آن حضرت(سلام الله علیها) به چشم مى خورد نه آنچه روایات درباره مصحف فاطمه گفته اند.

پى نوشت ها:

  1. سید محمدرضا حسینى جلالى، تدوین السنه الشریفه، ص ۷۶٫
  1. اسعد عبود، صحیفه الزهرا(سلام الله علیها)، ص ۵۶ – ۵۸٫
  1. سید هاشم معروف الحسنى، سیره الائمه الاثنى عشر، ج ۱، ص ۹۸ و ۹۹٫
  1. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۳۸ – ۴۸٫
  1. همان، ص ۳۸ و ۳۹٫
  1. همان، ص ۴۳٫
  1. همان، ص ۴۱٫
  1. همان، ص ۴۴٫
  1. تدوین السنه الشریفه، ص ۷۷٫
  1. بحارالانوار، ص ۳۷٫
  1. همان.
  1. همان، ص ۴۴٫
  1. همان، ص ۴۱ و ۴۲ و ۴۹٫
  1. همان، ص ۳۹٫
  1. همان، ص ۴۴ و ۴۸٫
  1. همان، ص ۴۲٫
  1. البته میان این روایات و روایت هایى که مصحف را املاى رسول خدا(ص) مى داند، نوعى ناسازگارى مشاهده مى شود. آن روایات زمان نگارش مصحف را دوران حیات پیامبر اکرم(ص) مى داند و این روایات بعد از وفات آن حضرت. براى رفع این ناسازگارى، راه هاى گوناگون ارائه شده است:

یک – منظور از رسول خدا در روایات دسته اول فرستاده خدا است نه پیامبر اکرم(ص). بنابراین، مى توان بر فرشته اى از فرشتگان الاهى نیز منطبق شود. (اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج ۱، ص ۳۱۱٫) برخى از دانشمندان در نقد این سخن گفته اند: این توجیه نیکو مى نماید؛ اما با موارد استعمال «رسول الله ناسازگار است؛ زیرا «رسول الله» در متون اسلامى معمولاً به معناى پیامبر خدابه کار مى رود نه مطلق فرستاده خدا. (همان)

دو – مى توان گفت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دو مصحف داشت. یکى از آن ها رهاورد املاى رسول خدا(ص) بود و دیگرى نتیجه سخنان جبرئیل(سلام الله علیها) با آن بانوى بزرگوار.(همان، ص ۳۱۴)

اشکال این توجیه آن است که روایات از یک مصحف سخن گفته اند نه دو مصحف.

  1. آل عمران (۳)، آیات ۴۲ و ۴۳ و ۴۵٫
  1. قصص( ۲۸)، آیه ۷٫
  1. بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۶۶ و ۹۷٫
  1. اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۳۱۴ و ۳۱۵٫
  1. بحارالانوار، ص ۳۸ – ۴۸٫
  1. مانند صحیفه الزهراس)، تألیف اسعد عبود و صحیفه الزهرا(سلام الله علیها) تألیف جواد قیومى اصفهانی.

مصحف فاطمه چیست؟

۱-مصحف فاطمه سلام الله علیها کتابی است که به املاء جبرئیل و خط امیر المؤمنین علیه السلام نوشته شده و در آن تمامی حوادث واتفاقات آینده عالم تا روز قیامت ثبت شده و چیزی در باره حلال و حرام در آن وجود ندارد .

این مطلب از روایات فراوانی استفاده می‌شود که ما به دو روایت بسنده می‌کنیم :

عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ تَظْهَرُ الزَّنَادِقَهُ فِی سَنَهِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِینَ وَ مِائَهٍ وَ ذَلِکَ أَنِّی نَظَرْتُ فِی مُصْحَفِ فَاطِمَهَ (علیها السلام) قَالَ قُلْتُ وَ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَهَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا قَبَضَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه وآله وسلم ) دَخَلَ عَلَى فَاطِمَهَ (علیها السلام) مِنْ وَفَاتِهِ مِنَ الْحُزْنِ مَا لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَرْسَلَ اللَّهُ إِلَیْهَا مَلَکاً یُسَلِّی غَمَّهَا وَ یُحَدِّثُهَا فَشَکَتْ ذَلِکَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ إِذَا أَحْسَسْتِ بِذَلِکِ وَ سَمِعْتِ الصَّوْتَ قُولِی لِی فَأَعْلَمَتْهُ بِذَلِکَ فَجَعَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَکْتُبُ کُلَّ مَا سَمِعَ حَتَّى أَثْبَتَ مِنْ ذَلِکَ مُصْحَفاً قَالَ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ فِیهِ شَیْ‏ءٌ مِنَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامِ وَ لَکِنْ فِیهِ عِلْمُ مَا یَکُون‏ .الکافی ، ج‏۱ ، ص۲۴۰ .

حمادبن عثمان می گوید:

از امام صادق (علیه السلام) شنیدم فرمود : در سال ۱۲۸ مخالفان مذهب و دعوت کنندگان به باطل اعلام وجود خواهند کرد. این موضوع را در مصحف فاطمه (سلام الله علیها) دیدم . پرسیدم : مصحف فاطمه چیست ؟ فرمود : با فوت رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم) غم واندوه فراوان فاطمه را فرا گرفتکه اندازه آن را خدا می داند . به همین جهت خداوند فرشته ای را نزد فاطمه فرستاد تا با هم سخن شدن با وی غم واندوهش زدوده شود . فاطمه(سلام الله علیها) جریان را به علی(علیه السلام) گزارش کرد علی(علیه السلام) فرمود : هر وقت آمدنش را احساس نمودی و صدایش را شنیدی به من خبر بده. فاطمه آمدن فرشته را به علی(علیه السلام) خبر داد. علی(علیه السلام) آنچه را می شنید می نوشت تا در نهایت همانند کتابی کامل گردید.

سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود :

در این کتاب ازحلال وحرام چیزی نیست ؛ بلکه آنچه درآن دیده می شود دانش وآگاهی از حوادث واخبار آینده است.

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَهَ قَالَ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ … قَالَ فَمُصْحَفُ فَاطِمَهَ (علیها السلام) قَالَ فَسَکَتَ طَوِیلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّکُمْ لَتَبْحَثُونَ عَمَّا تُرِیدُونَ وَ عَمَّا لَا تُرِیدُونَ إِنَّ فَاطِمَهَ مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) خَمْسَهً وَ سَبْعِینَ یَوْماً وَ کَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِیدٌ عَلَى أَبِیهَا وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَکْتُبُ ذَلِکَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَهَ علیها السلام .الکافی، ج‏۱، ص: ۲۴۱ .

أبو عبیده می گوید :

بعضی از شیعیان از امام صادق علیه السلام سؤالاتی کردند ، از جمله سؤال کردند : مصحف فاطمه چیست ؟ حضرت مدتى سکوت کرد و سپس فرمود : شما از آنچه می خواهید و نمی خواهید بحث می کنید ( یعنى بعضى از پرسش ها به قصد فهمیدن نیست یا به دردت نمی خورد ) فاطمه بعد از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله هفتاد و پنج روز در دنیا بود و از فراق پدر بسیاراندوهگین بود. جبرئیل علیه السلام محضرش مى‏آمد و او را در مرگ پدر تسلیت می داد و خوشحالش می کرد وغم واندوهش را تخفیف می داد و از احوال و مقام پدرش خبر می داد و سرگذشت اولادش را پس از او برایش می گفت و على علیه السلام آن مطالب را می نوشت که مجموع  آن نوشته‏ ها مصحف فاطمه علیها السلام شد.

امکان گفتگوی ملائکه با غیر انبیاء :

اهل تسنن از دیرباز اشکال می‌کنند که چگونه ممکن است که ملائکه با غیر پیامبر صحبت کند ، آیا این مطلب با خاتمیت پیامبر در تعارض نیست ؟

در جواب می‌گوییم : خود علمای اهل سنت از این شبهه جواب داده‌اند . آلوسی مفسر بزرگ اهل سنت بعد از نقل روایتی در همین باره می‌گوید :

والأخبار طافحه برؤیه الصحابه للملک وسماعهم کلامه، وکفی دلیلا لما نحن فیه قوله سبحانه: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلَّا تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ [فصلت: ۳۰] الآیه فإن فیها نزول الملک على غیر الأنبیاء فی الدنیا وتکلیمه إیاه ولم یقل أحد من الناس: إن ذلک یستدعی النبوه وکون ذلک لأن النزول والتکلیم قبیل الموت غیر مفید کما لا یخفى،[۱]

روایات بسیاری وارد شده که صحابه ملائکه را می‌دیدند و سخن آنان می‌شنیدند . برای اثبات آن ، این دلیل کافی است که خداوند کریم فرموده است : « بى‏ تردید کسانى که گفتند : پروردگار ما خدا است سپس [ در میدان عمل بر این حقیقت ‏] استقامت ورزیدند ، فرشتگان بر آنان نازل مى ‏شوند [ و مى ‏گویند : ] مترسید و اندوهگین نباشید شما را به بهشتى که وعده داده شده اید ، بشارت باد . » این آیه ثابت می‌کند که ملائکه بر غیر انبیاء در دنیا نازل می‌شوند و با آن‌ها سخن می‌گویند ، و کسی هم نگفته است که این سخن گفتن مستلزم نبوت است و ازطرفی این گفتگو از قبیل مرگ است و فایده ای ندارد .

مصحف

مصافحه با ملائکه :

روایات بسیاری در منابع اهل سنت وارد شده است که اگر انسان آنگونه که خداوند می‌خواهد در این دنیا زندگی کند ، واجبات را انجام داده و از محرمات نیز پرهیز کند ، می‌تواند مستقیماً با ملائکه در ارتباط بوده و با آنان سخن بگوید .

مسلم نیشابوری ، نقل می‌کند: َ

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنْ لَوْ تَدُومُونَ عَلَى مَا تَکُونُونَ عِنْدِی وَفِی الذِّکْرِ لَصَافَحَتْکُمْ الْمَلَائِکَهُ… .

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود :

قسم به خدایی که جانم در دست او است ،‌ اگر شما همان حالتی را که اکنون دارید ، حفظ نمایید و بر آن استقامت ورزید ، ملائکه با شما دست خواهند داد .

صحبت با ملائکه

البانی ، که وهابیت از او به عنوان «بخاری دوران» تعبیر می‌کنند و بن باز مفتی اعظم عربستان سعودی گفته بود که ایشان را باید امام الحدیث بنامیم ، این روایت را در صحیح سنن ابن ماجه ، ج۲ ، ص۴۱۵-۴۱۶ و صحیح الجامع الصغیر ، ج۲ ، ص۹۳۱ و ۱۱۹۰ و سلسله الأحادیث الصحیحه ، ج۴ ، ص۶۰۶ صحیح دانسته است .

و باز در روایت دیگری مسلم نیشابوری می‌نویسد :

وَلَوْ کَانَتْ تَکُونُ قُلُوبُکُمْ کَمَا تَکُونُ عِنْدَ الذِّکْرِ، لَصَافَحَتْکُمُ الْمَلَائِکَهُ، حَتَّى تُسَلِّمَ عَلَیْکُمْ فِی الطُّرُقِ[۲]

اگر قلبتان را به همان حالی که در حال راز و نیاز با خداوند دارید ، حفظ کنید ، ملائکه با شما دست خواهند داد ؛ و حتی در راه‌ها به شما سلام خواهند کرد .

ملائکه

از این دو روایت استفاده می‌شود که اگر انسان تقوای الهی را حفظ کرده و دستورات الهی را انجام دهد ، می‌تواند با ملائکه در ارتباط باشد و با آن‌ها گفتگو کند . و فاطمه زهرا سلام الله علیها که قرآن در آیه تطهیر شهادت بر عصمت او داده و طبق نص صریح روایات صحیح بخاری و مسلم ، سیده زنان اهل بهشت است ، قطعاً دارای این مقام بوده است .

گفتگوی حضرت مریم با ملائکه :

قرآن کریم صراحت دارد که حضرت مریم سلام الله علیها با ملائکه صحبت می کرده ؛ در حالی که او نیز پیامبر نبوده است . خداوند در سوره مریم آیات ۱۶ تا ۲۱ می‌فرماید :

وَ اذْکُرْ فىِ الْکِتَابِ مَرْیمَ‏َ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکاَنًا شَرْقِیًّا . فَاتخََّذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا . قَالَتْ إِنىّ‏ِ أَعُوذُ بِالرَّحْمَانِ مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیًّا . قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَامًا زَکِیًّا . قَالَتْ أَنىَ‏ یَکُونُ لىِ غُلَامٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنىِ بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا . قَالَ کَذَالِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلىَ‏َّ هَینِ‏ٌّ  وَ لِنَجْعَلَهُ ءَایَهً لِّلنَّاسِ وَ رَحْمَهً مِّنَّا  وَ کاَنَ أَمْرًا مَّقْضِیًّا .

و در این کتاب (آسمانى)، مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانواده‏اش جدا شد، و در ناحیه شرقى (بیت المقدس) قرار گرفت‏ . و میان خود و آنان حجابى افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در این هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستادیم و او در شکل انسانى بی‏ عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد ! . او (سخت ترسید و) گفت: «من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه می‏برم اگر پرهیزگارى! . گفت: «من فرستاده پروردگار توام (آمده‏ام) تا پسر پاکیزه‏اى به تو ببخشم!» . گفت: «چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى که تا کنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام!» . گفت: «مطلب همین است! پروردگارت فرموده: این کار بر من آسان است! (ما او را می ‏آفرینیم، تا قدرت خویش را آشکار سازیم) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهیم و رحمتى باشد از سوى ما! و این امرى است پایان یافته (و جاى گفتگو ندارد)!» .

وقتی حضرت مریم سلام الله علیها بتواند با ملائکه در ارتباط باشد ، فاطمه زهرا سلام الله علیها که سیده تمامی زنان اهل بهشت و از جمله مریم بنت عمران است ، می‌تواند با ملائکه در ارتباط باشد .

سلام ملائکه به عمران بن حصین :

از روایات اهل سنت استفاده می‌شود که ملائکه با برخی از صحابه سلام و علیک داشته ، با آن‌ها مصافحه کرده اندو آن‌ها نیز ملائکه را با چشمان خود دیده‌اند . مسلم نیشابوری در صحیحش به نقل از عمران بن حصین می‌نویسد :

۱۶۷ – (۱۲۲۶) وحَدَّثَنِی عُبَیْدُ اللهِ بْنُ مُعَاذٍ، حَدَّثَنَا أَبِی، حَدَّثَنَا شُعْبَهُ، عَنْ حُمَیْدِ بْنِ هِلَالٍ، عَنْ مُطَرِّفٍ، قَالَ: قَالَ لِی عِمْرَانُ بْنُ حُصَیْنٍ أُحَدِّثُکَ حَدِیثًا عَسَى اللهُ أَنْ یَنْفَعَکَ بِهِ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ «جَمَعَ بَیْنَ حَجَّهٍ وَعُمْرَهٍ، ثُمَّ لَمْ یَنْهَ عَنْهُ حَتَّى مَاتَ، وَلَمْ یَنْزِلْ فِیهِ قُرْآنٌ یُحَرِّمُهُ، وَقَدْ کَانَ یُسَلَّمُ عَلَیَّ، حَتَّى اکْتَوَیْتُ، فَتُرِکْتُ، ثُمَّ تَرَکْتُ الْکَیَّ فَعَادَ[۳]»

فرشته بر من سلام می کرد تا این که آلوده به گناه غیبت وعدم کنترل زبان شدم و او را نمی دیدم پس از آن که دست از این گناه کشیدم دوباره تماس بر قرار شد .

مصحف فاطمه

ابن حجر عسقلانی در ترجمه عمران بن حصین می‌نویسد :

عمران بن حصین … وکانت الملائکه تصافحه … .[۴]

عمران بن حصین کسی بود که ملائکه با او دست می‌دادند .

دست دادن ملائکه

همچنین ذهبی در ترجمه وی می‌نویسد :

عمران بن حصین … وکان ممن یسلم علیه الملائکه .[۵]

عمران بن حصین از کسانی بود که ملائکه بر او سلام می کردند .

سلام ملائکه

از این احادیث استفاده می‌شود که جمعی از صحابه توانسته‌اند با ملائکه ارتباط برقرار کرده ، آن‌ها را دیده و ملائکه به آن‌ها سلام می کرده‌اند . وقتی افرادی مثل عمران بن حصین که قطعاً مقام آن‌ها از مقام امیر المؤمنین و سیده زنان اهل بهشت علیهما السلام پایین تر است ، بتوانند کلام ملائکه را بشنوند و با آن ها ارتباط برقرار کنند ، چه انگیزه‌ای وجود دارد که اهل سنت اصرار بر انکار آن در حق امیر المؤمنین و صدیقه طاهره دارند ؟ آیا انکار آن در حق امیر المؤمنین و فاطمه زهرا علیهما السلام ، طعن آشکار به خاندان رسالت نیست ؟

سخن گفتن حذیفه با ملائکه :

روایات بسیاری در کتاب‌های اهل سنت وجود دارد که برخی از صحابه کلام ملائکه را شنیده‌ و با آن‌ها صحبت کرده‌اند .

احمد بن حنبل استاد بخاری و مسلم در مسندش می‌نویسد :

عَنْ حُذَیْفَهَ بْنِ الْیَمَانٍِ أَنَّهُ أَتَى النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ بَیْنَمَا أَنَا أُصَلِّی إِذْ سَمِعْتُ مُتَکَلِّمًا یَقُولُ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کُلُّهُ وَلَکَ الْمُلْکُ کُلُّهُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ کُلُّهُ إِلَیْکَ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ عَلَانِیَتُهُ وَسِرُّهُ فَأَهْلٌ أَنْ تُحْمَدَ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی جَمِیعَ مَا مَضَى مِنْ ذَنْبِی وَاعْصِمْنِی فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمْرِی وَارْزُقْنِی عَمَلًا زَاکِیًا تَرْضَى بِهِ عَنِّی فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاکَ مَلَکٌ أَتَاکَ یُعَلِّمُکَ تَحْمِیدَ رَبِّکَ [۶].

نقل شده است که روزی حذیفه نزد نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمد وعرض کرد : من در حال نماز بودم ، شنیدم که گوینده ای می‌گفت : اللهم لک الحمد … . پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : آن شخص ملکی بوده که آمده به شما یاد دهد چگونه خداوند را حمد و سپاس بگویید .

مصحف فاطمه

سخن گفتن جبرئیل با ابی بن کعب :

هم چنین آلوسی مفسر معروف اهل سنت در تفسیرش می‌نویسد :

وأخرج ابن أبی الدنیا فی کتاب الذکر عن أنس قال : قال أبی بن کعب لأدخلن المسجد فلأصلین ولأحمدن الله تعالى بمحامد لم یحمده بها أحد فلما صلى وجلس لیحمد الله تعالى ویثنى علیه إذا هو بصوت عال من خلف یقول : اللهم لک الحمد کله ولک الملک کله وبیدک الخیر کله وإلیک یرجع الأمر کله علانیته وسره لک الحمد إنک على کل شیء قدیر اغفر لی ما مضى من ذنوبی واعصمنی فیما بقی من عمری وارزقنی أعمالا زاکیه ترضى بها عنی وتب علی فأتى رسول الله صلى الله علیه وسلم فقص علیه فقال : ذاک جبریل علیه السلام[۷] .

مصحف فاطمه

عمر بن خطاب صدای جبرئیل را می شنید !

از همه این‌ها گذشته بسیاری از علمای اهل سنت یکی از فضائل عمر بن الخطاب را شنیدن اذان از جبرئیل علیه السلام ذکر و آن را با آب و تاب فراوان نقل کرده‌اند . حارث بن أبی اسامه در مسندش می نویسد :

أَوَّلُ مَنْ أَذَّنَ بِالصَّلَاهِ جِبْرِیلُ فِی سَمَاءِ الدُّنْیَا فَسَمِعَهُ عُمَرُ وَبِلَالٌ فَسَبَقَ عُمَرُ بِلَالًا فَأَخْبَرَ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ جَاءَ بِلَالٌ فَقَالَ لَهُ سَبَقَکَ بِهَا عُمَرُ

فتح الباری – ابن حجر – ج ۲ – ص ۷۸ المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، الناشر: دار المعرفه – بیروت، ۱۳۷۹، رقم کتبه وأبوابه وأحادیثه: محمد فؤاد عبد الباقی، قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدین الخطیب، علیه تعلیقات العلامه: عبد العزیز بن عبد الله بن باز، عدد الأجزاء: ۱۳ بغیه الباحث عن زوائد مسند الحارث – الحارث بن أبی أسامه – ص ۵۱  و عمده القاری – العینی – ج ۵ – ص ۱۰۷ و تنویر الحلک – جلال الدین السیوطی – ص ۲۳ و السیره الحلبیه – الحلبی – ج ۲ – ص ۳۰۲ و …

نخستین کسی که در آسمان دنیا اذان گفت ، جبرئیل بود و عمر بن الخطاب و بلال آن را شنیدند !! عمر پیش دستی کرد و زودتر به پیامبر خبر داد ، بعد از او بلال آمد ، پیامبر فرمود : عمر زودتر از شما خبر داده است .

عجایب عمر

جالب این است که ابن حجر عسقلانی و عینی بعد از نقل حدیث هیچ حاشیه‌ای نمی‌زنند . سرّش این است که وقتی بحث فضائل عمر بن الخطاب باشد ، آن‌ها چشم و گوش بسته تمام آن چه را که نقل می‌شود می‌پذیرند ؛ اما اگر کسی عین همان را برای امیر المؤمنین و یا صدیقه طاهره علیهما السلام نقل کند ، فوراً او را متهم به کفر و غلو می‌کنند ، روایات او را نمی‌پذیرند و… .

اگر عمر بن الخطاب می‌توانست صدای جبرئیل را بشنود ، چه استبعادی دارد که فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آن را شنیده باشند ؟ .

عمر بن خطاب ، با ملائکه گفتگو می‌کرد :

محمد بن اسماعیل بخاری در صحیحش می‌نویسد :

عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَقَدْ کَانَ فِیمَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ رِجَالٌ یُکَلَّمُونَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونُوا أَنْبِیَاءَ فَإِنْ یَکُنْ مِنْ أُمَّتِی مِنْهُمْ أَحَدٌ فَعُمَر .[۸]

أبوهریره گوید که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : به درستی که پیش از شما در میان بنی اسرائیل کسانی بودند که با ملائکه سخن می‌گفتند ؛ با این که پیامبر نبودند ، اگر در امت من چنین کسی باشد ، آن شخص عمر بن الخطاب است .

کرامات عمر

قسطلانی ، عالم معروف اهل سنت در شرح این روایت می‌نویسد :

لیس قوله ” فإن یکن ” للتردید بل للتأکید کقولک : إن یکن لی صدیق ففلان . إذ المراد اختصاصه بکمال الصداقه لا نفی الأصدقاء ، وإذا ثبت أن هذا وجد فی غیر الأمه المفضوله فوجوده فی هذه الأمه الفاضله أحرى .[۹]

این که پیامبر اسلام فرمود :

” فإن یکن = اگر باشد ” برای این نیست که بگوید عمر با ملائکه صحبت نمی‌کرده ؛ بلکه تأکید می‌کند که او حتماً این چنین بوده است . مثل این که شخصی بگوید : اگر من دوستی داشتم ، فلانی بود که در این صورت مراد وی این است که این شخص بهترین دوست من است نه این که من دوستی ندارم .

ونیز وقتی ثابت شود که در امت‌های گذشته چنین چیزی دیده شده ، در امت اسلامی که از امت‌های دیگر برتر است ، به طریق اولی یافت خواهد شد .

از این گذشته ، برخی از علمای اهل سنت تصریح کرده‌اند که عمر با ملائکه گفتگو می‌کرد . ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق و متقی هندی در کنز العمال می‌نویسند :

قال الشعبی إن لکل أمه محدثا وإن محدث هذه الأمه عمر بن الخطاب .[۱۰]

شعبی گفته است که هر امتی محدَّث (کسی که با ملائکه صحبت می‌کند) داشته است و محدث این امت عمر بن الخطاب است .

فضائل عمر

وقتی عمر بن الخطاب که تا سال هشتم بعثت هنوز مسلمان نشده بود و در صف مشرکین قرار داشت و در برابر اسلام موضع می‌گرفت ؛ تا جایی که بسیاری از مشرکین از ترس او نمی‌توانستند اسلام بیاورند ، بتواند با ملائکه هم سخن شود ، چرا امیر المؤمنین علی بن أبی طالب و فاطمه زهرا سلام الله علیهما ، که حتی لحظه‌ای به خدا شرک نورزیده‌اند ، نتوانند با ملائکه این رابطه را داشته باشند ؟

پی نوشت ها:

[۱] . تفسیر الآلوسی – الآلوسی – ج۱۱ ص۲۱۸ المؤلف: شهاب الدین محمود بن عبد الله الحسینی الألوسی (المتوفى: ۱۲۷۰هـ)، المحقق: علی عبد الباری عطیه، الناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵ هـ، عدد الأجزاء: ۱۶ (۱۵ ومجلد فهارس)

[۲] . صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۴ ص۲۱۰۷ المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: ۲۶۱هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، عدد الأجزاء: ۵٫

[۳] . صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۲ ص۸۹۹ المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: ۲۶۱هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، عدد الأجزاء: ۵٫

[۴] . تهذیب التهذیب – ابن حجر – ج ۸ – ص ۱۲۶ المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفى: ۸۵۲هـ)، الناشر: مطبعه دائره المعارف النظامیه، الهند، الطبعه: الطبعه الأولى، ۱۳۲۶هـ، عدد الأجزاء: ۱۲٫

[۵] . تذکره الحفاظ – الذهبی – ج ۱ – ص ۲۶ المؤلف: شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایْماز الذهبی (المتوفى: ۷۴۸هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیه بیروت-لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۹هـ- ۱۹۹۸م، عدد الأجزاء: ۴٫

[۶] . مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل ج ۳۸ ص۳۷۸ و ۳۷۹ المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی (المتوفى: ۲۴۱هـ)، المحقق: شعیب الأرنؤوط – عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن الترکی، الناشر: مؤسسه الرساله، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۱ هـ – ۲۰۰۱ م.

[۷] . تفسیر الآلوسی – الآلوسی – ج۱۱ ص۲۱۸ المؤلف: شهاب الدین محمود بن عبد الله الحسینی الألوسی (المتوفى: ۱۲۷۰هـ)، المحقق: علی عبد الباری عطیه، الناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵ هـ، عدد الأجزاء: ۱۶ (۱۵ ومجلد فهارس)

[۸] . صحیح البخاری – البخاری – ج۵ ص۱۲ المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاه (مصوره عن السلطانیه بإضافه ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی)، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ، عدد الأجزاء: ۹٫

[۹] . إرشاد الساری شرح صحیح البخاری ، ج۶ ، ص ۹۹ .

[۱۰] . تاریخ مدینه دمشق – ابن عساکر – ج ۴۴ – ص ۹۵ المؤلف: أبو القاسم علی بن الحسن بن هبه الله المعروف بابن عساکر (المتوفى: ۵۷۱هـ)، المحقق: عمرو بن غرامه العمروی، الناشر: دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، عام النشر: ۱۴۱۵ هـ – ۱۹۹۵ م، عدد الأجزاء: ۸۰ (۷۴ و ۶ مجلدات فهارس) کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۲ – ص ۶۰۰ .

پیشتازی شیعه در علوم قرآنی

 علامه «سیدحسن صدر»، صاحب کتاب «تأسیس الشیعه» در اثبات پیش تازی شیعه در مباحث علوم قرآنی، به «کتاب فی علوم القرآن» حضرت امام علی(علیه السلام) استشهاد می کند.

 زمانی که از مصحف حضرت امام علی(علیه السلام) یاد می شود، منظور قرآنی است که همراه آن توضیحات، شأن نزول، شرح و بیان آیات آمده است و الا قرآن یاد شده در آن جا، دقیقا همین قرآن موجودی است که ما در اختیار داریم.

اثر دیگری که از مکتوبات امام علی(علیه السلام) باقی است، مجموعه ای است که گاهی با نام «کتاب علی(علیه السلام)» یا «جامعه علی(علیه السلام)» و یا گاهی با نام «صحیفهالفرائض» از آن یاد می شود.

 در واقع این مجموعه در زمان خود پیامبر(ص) شکل گرفته است. امام حسن(علیه السلام) از این مجموعه (کتاب علی(علیه السلام)) عبارتی دارند که در مصادر حدیثی ـ از جمله مرحوم مجلسی در «بحارالانوار» ـ آن را نقل می کنند، امام حسن (علیه السلام)می فرماید: «ان العلم فینا و نحن اهله؛ علم و دانش همه پیش ماست». مقصود از عبارت «علم» همان علوم دینی، معرفتی و الهی است که از آن می توان به حدیث هم یاد کرد و بعد امام حسن(علیه السلام) می فرمایند «و هو عندنا مجموع کله بحذافیره؛ تمام این علوم و دانش نزد ماست.» و در ادامه می فرمایند: «و هو عندنا مکتوب باملاء رسول الله و خط علی بیده» این جمله بسیار مهم است؛ یعنی تمام این علوم که به دست ما رسیده مکتوبی است که به املاء پیامبر(ص) و خط حضرت علی(علیه السلام) بوده است.

 این مجموعه در دوران های متعدد توسط امامان معصوم(علیه السلام) بر دیگران عرضه شده است و گاهی به آن استشهاد می کردند. «صیرفی» یکی از اصحاب امام محمد باقر(علیه السلام) می گوید: «ما نزد حضرت محمد باقر(علیه السلام) بودیم، ایشان کتابی را آوردند و فرمودند: «هذا کتاب علی» و عباراتی را نشان دادند و فرمودند: «هذا خط علی و املاء رسول الله» که این مجموعه هم نقش بسیار مهمی در شکل گیری مجموعه های حدیثی بعدی داشته و از میراث های گران قدر حدیثی بوده که نزد ائمه(علیه السلام) محفوظ بوده است و از طریق آن ها مطالبش منتقل شده و مجموعه های حدیثی بعدی شکل گرفتند.

 اثر دیگری که به حضرت علی(علیه السلام) منسوب است، کتابی با عنوان «کتاب فی علوم القرآن» است. این مجموعه که در واقع عمدتا مباحث علوم قرآنی؛ مانند محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ و یا مطالب تفسیری دیگری بوده است، از حضرت علی(علیه السلام) به یادگار مانده است.

ایشان به سخن علامه «سیدحسن صدر» استشهاد کرد و گفت: علامه سیدحسن صدر که یکی از علمای بزرگ شیعه است و در کتاب «تأسیس الشیعه» وقتی می خواهد پیش تازی شیعه را در مباحث علوم قرآنی یاد کند، می نویسد: «اما سائر انواع علوم القرآن فاول من نوعها و قسمها فهو ایضا علی امیرالمؤمنین …» سایر علوم قرآن و نخستین کسی که آن ها را تنویع و تقسیم کرد، حضرت علی(علیه السلام) است و یاد می کند که این مطالب به نام علوم قرآن بوده و مجموعه ای بوده است که از حضرت علی(علیه السلام) رسیده است. احتمال می رود که این مجموعه ای که به نام علوم قرآن بیان می شود، بخشی از همان «کتاب علی(علیه السلام)» باشد و یا ممکن است خود مجموعه ای مستقل باشد که به دست ما رسیده است.

 آخرین مجموعه ای که به دست ما رسیده است و امروزه جامعه علمی ما بیشتر از آن بهره می برند و مهم تر است، مجموعه ای به نام «نهج البلاغه» است. این اثر بخشی از خطبه ها، نامه ها و کلمات حضرت(علیه السلام) است که عمدتا در آن دوران ۵ ساله حکومت رسمی ایشان بیان شده است. آن دورانی که مردم بیشتر به ایشان رجوع داشتند.

وی با اشاره به این که بخش قابل توجهی از نامه ها، خطبه ها و کلماتی که از ایشان صادر شده است، در کتاب شریف «نهج البلاغه» جمع آوری شده است، خاطرنشان کرد: زحمت این کار را «سید رضی» از علمای بزرگ شیعه در قرن ۵ کشیده است و امروزه در اختیار ما قرار دارد. هم چنین بر این کتاب شرح های فراوانی نوشته شده است. به طوری که آقا بزرگ تهرانی در کتاب «الذریعه فی تصانیف الشیعه» از ۱۵۰ شرح و علامه امینی در کتاب «الغدیر» از ۸۰ شرح نام می برند که بر این مجموعه نگاشته شده است.

 آثار دیگری هم، هم چون «کتاب السنن و القضایا و الاحکام» یا «کتاب التعلیقات النحویه» یا آثار دیگری که در کتاب های تاریخ حدیث ثبت هست، به حضرت علی(علیه السلام) اختصاص دارد که باید برای اطلاعات بیشتر به کتب تاریخ حدیث رجوع شود. نهایتا این که حضرت علی(علیه السلام) در قرن اول نقش بسیار زیادی داشتند، در این که گفتارهایشان همه کلام الهی بوده و به نحوی وحی با واسطه است، مضبوط و مکتوب شود تا به نسل های بعد منتقل شود. چه آن هایی که خود امام(علیه السلام) دست به قلم شدند، چه آن هایی که پیامبر(ص) املاء فرمودند و امام علی(علیه السلام) نوشتند و چه آن هایی که ایشان دستور به نوشتن دادند و یا اهمیت نوشتن را بیان کردند.

الحمد الله نسل بعد از حضرت علی(علیه السلام)؛ یعنی امامان معصوم(علیه السلام)، همین میراث گران قدر را حفظ کرده، تداوم داده و معارفی بر آن افزودند و همه این ها تا حدود قرن سوم و چهارم به عنوان مجموعه های حدیثی یا اصول اربعمائه مکتوب شد و در قرن ۴ و ۵ توسط عالمان و محدثان بزرگ شیعه؛ مانند شیخ کلینی، صدوق و طوسی، ضبط و به عنوان کتب اربعه تدوین شد که امروزه در اختیار همه جویندگان حدیثی است.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

انوار وحى بر لبان كوثر

اشاره:

برای گسترش فرهنگ قرآنی در میان نسل جوان نشان دادن الگو در زمینه بهره برداری از آیات قرآن در لابلای صحبتها و سخنان، بسیار مؤثر و کارگشاست. در این راستا نویسنده مقاله، خطبه حضرت زهرا (علیهاالسلام) را انتخاب کرده اند.

این خطبه در برگیرنده فنون و صنایع گوناگون ادبی و آرایه های لفظی و معنوی است که جا دارد محققین از زوایای مختلف بدین خطبه بنگرند و نکات فراوان آن را استخراج نموده و در معرض مطالعه علاقمندان قرار دهند.

نویسنده، جملات این سخنرانی را به 4 دسته تقسیم می کند: اول: استدلالها به آیات قرآن. دوم: اقتباسها از آیات. سوم: جملات ناظربه آیات. چهارم: کلمات حکیمانه. که به بررسی 3 دسته اول می پردازد:

پیوند قرآن و عترت بر اساس حدیث متواتر ثقلَیْن، پیوندی عمیق و جاودانه است، که صد البته ادراک مقامات بلند غیبی، معنوی و عرفانی آنها اگر ممتنع نباشد برای فهم ما، فوق طاقت و بسیار مشکل می باشد؛[1] در حقیقت، آنان دریای ژرف اند که به عمق ناپیدایشان راهی نیست. در این میان، عصمت کبرا، حضرت زهرا (علیهاالسلام) ویژگیهای بخصوصی دارد:

فضل زهرا را بشر کی می توان احصا کند          قطره را قدرت نباشد وصف از دریا کند

روح متعالی و بلند او که «از ادراک آن حیران شود عقول» جبرئیل (علیه السلام) را تنزل داد و پایین آورد،[2] و در آن ایام سخت و دشوار، جبرئیل (علیه السلام) ، مسائل و حوادث پیشِ رو تا بر پایی قیامت را به اطلاع آن دُردانه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) رساند و امیرمؤمنان (علیه السلام) ، آنها را نگاشت و بدین ترتیب صحیفه فاطمه (علیهاالسلام) شکل گرفت:

جمله اسرارِ «ما اوحی» در اوست       علم کل انبیا پیدا در اوست

که از امامی به امام بعدی سپرده می شد:

وارث آن مصحف عالی مقام    بعد زهرا نیست کس غیر از امام

و اینک نیز در دست مبارک حجت بر حق الهی، آن صدف دریای رحمت رحمانی «علیه السلام و عجل اللّه تعالی فرجه» قرار یافته است. آری، سابقه نداشته است که جبرئیل (علیه السلام) جز با طبقه اول از انبیای عظام (علیهم السلام) این چنین آمد و شدهای مکرر با کسی داشته باشد، و این همان فضیلت بزرگی است که عارف بزرگ قرن ما خمینی کبیر (قدس سره) آن را بالاترین فضیلت برای حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می دانستند.[3]

آن بانوی مقدس و مطهر در زمینه های مختلف، جملات ژرف و زیبایی به کام تشنگان حکمت و حقیقت جاری ساخته اند که محور برخی از سخنان آن وجود نازنین را می توان در این بخشها خلاصه کرد: عرفانی، تربیتی و مسائل خانواده (تلاش و کار در منزل، همراهی با همسر در تحمل مشکلات و سختیهای زندگی، ساده زیستی و پرهیز از تجملات و…)، حقوقی (حق زن، حق همسایه، حق کارگر، حق میهمان و… )، اجتماعی (عفاف و حجاب برای بانوان و… )، اقتصادی، دفاع از ولایت و سیاستهای پدر و شوهر خویش (اعتراض به اقدامات خلیفه اول و دوم، طرح قضیه فدک و اعتراض شدید نسبت به غصب آن از طرف حکومت به عنوان بهانه ای برای ریشه کن کردن انحراف عظیمی که در خلافت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) پیش آمده بود، بیان فضائل و مناقب علیّ مرتضی (علیه السلام) و نکوهش مخالفان وی، نقل احادیثی از پدر که در شأن ولایت شوی وی فرموده بود؛ مانند: حدیث غدیر و منزلت، وصایا و سفارشات در آخرین لحظات عمر خویش مبنی بر دفن شبانه و تحریم شرکت خلفای اول و دوم در مراسم نماز بر وی و دفن ایشان و… )، فقهی (برخی از احکام باب طهارت، حج، ارث، قضاء و… )

آن پرورده صبر و رضا با بیانات فصیح و بلیغ نسیمی جان فزا در پیکر فسردگان راه، وزان کرده است و گاه نیز برای بیان افکار بلند خویش از شعر استفاده نموده اند. اشعاری که به ایشان منسوب است به بیش از 70 بیت می رسد که عمدتا در موضوعاتی نظیر: فضائل علی بن ابی طالب (علیهماالسلام) و اطاعت از وی، غم جانکاه و جگرسوز شهادت پدر (صلی الله علیه و آله وسلم) ، خبر از شهادت و آرزوی مرگ، تنهایی امیرالمؤمنین (علیه السلام) می باشند.[4]

مادر این مقاله در پی آنیم تا با نیم نگاهی به یکی از خطبه های آن جگرگوشه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) میزان استفاده وی از آیات قرآن را نظاره کنیم، تا سرمشقی برای دلدادگان آن بانوی دو سرا باشد که در گفتار و کردار خویش هر چه بیشتر با قرآن عزیز اُنس گیرند، و شاهد انوار وحی از لبان کوثر باشند.

خطبه مورد نظر در این مقال همان خطبه فدکیه است که آن جوهر صدق و صفا در میان جمعی از زنان بنی هاشم در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) از پشت پرده در حضور مردم ایراد کرد. این سخنرانی شیوا و خطبه غرّا، در کتب معتبر ثبت گشته است.[5] و شیعیان مخلص از دیرباز آن خطبه با ارزش را نسل اندر نسل حفظ و به فرزندان خویش تعلیم می دادند، امید آنکه مسؤولین برنامه ریزی در امور فرهنگیِ ما نیز با تدوین برنامه های اصولی و حساب شده در مقاطع مختلف تحصیلی و علمی به این امر مهم عنایت بیشتری مبذول دارند.

به هر ترتیب ما کلام کوثر در این سخنرانی پرشور را به 4 دسته تقسیم کرده ایم:

دسته اوّل: استدلالها به آیات قرآن.

دسته دوّم: اقتباسها از آیات.[6]

دسته سوّم: جملات ناظر به آیات.

دسته چهارم: کلمات حکیمانه.

توضیح آنکه: در دسته اول آیاتی که حضرت (علیهاالسلام) برای اثبات ارث بردن خویش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بدانها تمسک و استدلال نموده است را آورده ایم و در دسته دوم جملاتی که اقتباس از آیه های قرآن می باشد، آورده شده که خود به دو گروه تقسیم شده اند:

الف – اقتباسهای بدون تغییر.

ب – اقتباسهای همراه با تغییر.

و اما در دسته سوم نیز به جملاتی از خطبه نظر داریم که ناظر به آیات قرآن می باشند. به دیگر عبارت آنکه: مفاد این دسته از جملات با توجه به قرائنی مانند: همسانی فعل یا یکی از متعلقاتش و یا… با همتای خود در آیات، نظر به آیات مزبور دارد. و بالاخره در دسته چهارم نیز جملات حکیمانه آن آفتاب چرخ عصمت (علیهاالسلام) جای دارد که پرداختن به آنها خارج از محور بحث ما در این مقاله است.

در این خطبه جذّاب بسیاری از فنون مختلف و صنایع گوناگون ادبی و آرایه های لفظی و معنوی استفاده شده است. و البته برای آنان که حتی مقدار اندکی معرفت نسبت به خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) داشته باشند جای هیچگونه تعجبی نخواهد بود، چرا که آن خاندان همگی اهل حکمت و فصاحت بوده اند و اینها همه نمی است از یم بیکران آن انوار تابناک الهی. همان اشباح نوری که قرنها پیش از خلقت دنیا در جوار عرش رحمان عزّوجلّ به تسبیح، تحمید، تقدیس و تمجید الهی مشغول بودند[7] و سجده بر آدم «علی نبیّنا و آله و علیه السلام» نیز به خاطر وجود این انوار پاک در صُلب وی بوده است.

اینک نوبت پرداختن به اصل بحث است که چنانکه گذشت، ما جملات کریمانه این خطبه با عظمت را به چند دسته تقسیم کرده ایم که تفصیل آن چنین است:

دسته اول: استدلالها به آیات قرآن

در پی اثبات و احقاق حق خویش مبنی بر ارث بردن از پدر خویش (به دیگر سخن اینکه: اصولاً فرزندان انبیاء نیز از پدران خویش ارث می برند.) به آیات ذیل استدلال کرده اند:

1 – صدر آیه 16 سوره نمل: «وَ وَرِثَ سُلَیمانُ داوُدَ..» [= (حضرت) سلیمان از (پدر خویش، حضرت) داود ارث برد.]

2 – ذیل آیه 5 و صدر آیه 6 سوره مریم: «فَهَبْ لی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّا یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ..» [(حضرت زکریا به خدواند سبحان عرضه داشت:)

بارالها از جانب خود فرزندی به من عطا کن تا از من و از آل یعقوب ارث ببرد..]

3 – صدر آیه 11 سوره نساء: «یُوصیکُمُ اللّه فی اَولادِکُمْ لِلذَّکر مِثْلُ حَظِّ الاُنثَیینِ…» [= خداوند به شما در مورد فرزندانتان چنین سفارش و توصیه می کند که برای پسران دو برابر سهم دختران قائل شوید.]

4 – ذیل آیه 180 سوره بقره:«.. اِنْ تَرَکَ خَیْرا الْوصِیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الاَقْرَبینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقَّا عَلی الْمُتَّقینَ» [= (بر شما واجب گشته، هنگامی که یکی از شما را مرگ در رسد،) اگر چنانچه چیز خوبی (اموال) از خود بجا گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکانش بطور شایسته وصیت کند، این حقی است بر گردنِ پرهیزکاران (که بایستی از عهده اش برآیند.)]

دو مورد اول تصریح داشت که فرزندان انبیا از پدران خویش ارث می برند و دو مورد اخیر نیز بر اساس شمول و عمومیت آنها نسبت به فرزندان انبیاء در اثبات مطلب دلالتی واضح دارند.

دسته دوم: اقتباسها از آیات:

الف گروه اول (اقتباس بدون تغییر آیه):

1 – پس از بیان حکمت برخی از احکام و مسائل دین اسلام در مورد اینکه انسان باید تقوی پیشه کند و حق تقوی را ادا کند و واقعا خداترس گردد و تا دم مرگ و آخرین لحظه عمرش اسلامِ خود را حفظ نماید قسمتی از آیه 101 سوره آل عمران را اقتباس کرده اند:

«(ف)اتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ الاّ و أنْتُمْ مُسلِمُونَ

2 – خشیت عبارت است از خوفی که همراه با درک عظمت حق «جلّ و علی» و صفات جلالیه او باشد و این جز با ترک گناه حاصل نخواهد شد، پس گنهکار نمی تواند ادعا کند که از خدا خشیت دارد و فقط آگاهانِ از مقام ربوبی دارای چنین صفتی می باشند (که مصداق کامل آن علی (علیه السلام) می باشد)، «اِنَّما یَخْشَی اللّه َ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ» قسمتی از آیه 28 سوره فاطر می باشد که حضرت آن را اقتباس فرموده اند.

3 – در مورد معرفی خویش می فرماید: من دختر همان پیامبری هستم که از جنس خود شما بود و رنج و گرفتاری شما برایش سخت و نگران کننده بود و بر هدایت نمودن شما اصرار داشت و امیدوار بود و اصولاً نسبت به مؤمنین رأفت داشت و به آنها مهربانی می کرد. که این فرمایش اقتباس است از آیه 128 سوره توبه: لَقَدْ جاءکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیرٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ».

4 – برای یادآوری وضعیت ناشایست اَعراب قبل از اسلام و اینکه همواره در پی جنگ و خونریزی های بی هدف و ناشی از هواهای نفسانی بودند و در واقع در لبه پرتگاه و سقوط در آتش جهنم بودند قسمتی از آیه 103 سوره آل عمران را اقتباس کرده اند: «.. وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّار…»

5 – در ادامه توصیف مردم و ویژگیهای آنان قبل از اسلام در مورد نداشتن امنیت می فرماید: شما در آن دوران ترس این را داشتید که مبادا شما را بربایند. که این فرمایش اقتباس از قسمتی از آیه 26 سوره انفال می باشد: «تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّاسُ…»

6 – در بیان نجات مردم بواسطه بعثت وجود نازنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) قسمتی از آیه 103 سوره آل عمران را اقتباس کرده و می فرمایند: «.. فَاَنْقَذَکُمْ…»

7 – در مورد اینکه پدر بزرگوارشان برای تبلیغ اسلام هر رنجی را بر خود خریدند و همواره با فتنه انگیزی و آتش افروزی مخالفان روبرو می گشتند ولی به مدد غیبی الهی آن فتنه ها سرکوب می شد و حضرت به راه خویش ادامه می دادند، از قسمتی از آیه 64 سوره مائده اقتباس کرده اند: «.. کُلَّما اَوْقَدُوا نارا لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَا اللّه ُ..»

8 – در پی توبیخ مردم نادان که دنبال هواها و آرزوهای فانی خود رفتند و حق را رها نمودند و مسأله سقیفه و غصب خلافت را پیش آوردند و اینکه در گناه و فتنه واقع گشتند و در واقع هم اکنون جهنم آنها را احاطه کرده و در قیامت هم این احاطه تجلی خواهد یافت و تا ابد در آتش سوزان دوزخ خواهند ماند، قسمتی از آیه 49 سوره توبه را اقتباس کرده اند:

«.. اَلا فِی الفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینْ»

9 – در ادامه توبیخ ستمکاران که بجای پیروی از احکام قرآن بدنبال هوسهای فانی دنیوی خویش شتافتند و جایگزین بدی به جای تبعیت از احکام قرآن برگزیدند، ذیل آیه 50 سوره کهف را اقتباس کرده اند: «.. بِئْسَ لِلظّالِمینَ بَدَلاً»

10 – در ادامه سرزنش آنان که از دین فاصله گرفتند می فرماید: آن کسی که غیر از اسلام (و تسلیم محض در برابر خداوند) دینی دیگر برای خویش انتخاب کند از او پذیرفته نگردد و در آخرت نیز از زیان کاران خواهد بود، این فرمایش اقتباسی است از آیه 85 سوره آل عمران: «وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الاِسلامِ دینا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرینَ»

11 – پس از ردّ اعتقاد حاکمان غاصب مبنی بر عدم ارث بردن فرزندان انبیاء از پدران خود، می فرماید: آیا (با وجود احکام نورانی اسلام) باز هم سراغ احکام جاهلیت می روید. و اصولاً کدام حکم از حکم خدا برای آنان که اهل یقین می باشند بهتر و نیکوتر است؟ این فرمایش اقتباس است از آیه 50 سوره مائده: «أَفَحُکْمَ الجاهِلیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللّه ِ حُکْما لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ»

12 – در مورد تهدید ظالمین و اینکه برای وعیدهای الهی زمانی مشخص وجود دارد و ستمکاران بالاخره به عذاب دچار خواهند شد، می فرمایند: هر خبر و وعیدی که پیامبران از جانب خدا داده اند وقت معینی دارد. که این فرمایش اقتباس است از صدر آیه 67 سوره انعام:

«لِکُلِّ نَبَأ مُسْتَقَرٌّ..»

13 – در ادامه تهدید به عذابهای الهی می فرمایند: بزودی خواهید دانست که کدام یک از ما یا شما دچار عذاب ذلت بار شده و عذاب همیشگی و جاودان دامنگیرش خواهد گشت. این فرمایش اقتباسی است از آیه 39 سوره هود:

«فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتیهِ عَذابٌ یُخْزیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقیمٌ»[8]

14 – در مورد اینکه مرگ برای پدر گرامیشان همچون انبیای سابق قضای حتمی بوده است می فرماید:

«محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) جز پیامبری (از جانب خدا) نیست که پیش از او نیز پیامبرانی بوده اند (که از این جهان خاکی رخت بربسته اند) اگر او نیز بمیرد یا به شهادت برسد، آیا دوباره به دین و مرام جاهلیت باز خواهید گشت؟ هر کس که عقبگرد کند و مرتد شود به خدا ضرر نرسانده و البته خداوند، آنها را که در دین ثابت قدم ماندند و راه ارتداد را پیش نگرفتند نیز پاداش شکرگزاریشان را خواهد داد.»

این جملات اقتباسی است از آیه 144 سوره آل عمران: «وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ اَفَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلبْتُمْ عَلی اَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّه َ شَیْئا وَ سَیَجْزی اللّه ُ الشّاکِرینَ

15 – پس از خطاب به مردم و طلب کمک و یاری از آنان برای احقاق حق، آنان را تشویق می کند و می خواهد با برانگیختن غیرت آنها ترس از جوّ حاکم را از وجودشان بشوید لذا از آیه 13 سوره توبه اقتباس کرده و می فرمایند:

«اَلا تُقاتِلُونَ قَوْما نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ وَ هَمَّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّل مَرَّة اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّه ُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ» [= آیا با آنان که عهدشکنی کرده و بر اخراج پیامبر (از مکه) اهتمام ورزیدند، پیکار نمی کنید؟ و حال آنکه آنها بودند که نخستین بار (دشمنی و پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنان می ترسید؟ با آنکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن می باشید.]

16 – پس از اظهار یأس و ناامیدی از یاری مردم، می فرماید: اگر شما و تمام آنانکه روی زمین زندگی می کنند همگی کافر شوید (به خدا زیان نمی رسانید) که خدا از همگان بی نیاز است و ستوده. این فرمایش اقتباس است از قسمتی از آیه 8 سوره ابراهیم: «.. اِنْ تَکْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الاَرضِ جَمیعا فَاِنَّ اللّه َ لَغَنِیٌّ حَمید»

17 – در توصیف آتش قهر الهی که در انتظار غاصبین خلافت می باشد می فرماید: آتش برافروخته الهی است که (درون انسان را پیش از جسم و ظاهر وی شعله ور می سازد و) از دلها سر می زند. این فرمایش اقتباسی است از آیه 6 و 7 سوره هُمَزه: نارُاللّه ِ الْمُوقَدَة الَّتی تَطَّلِعُ عَلَی الاَفْئِدَة

18 – در ادامه تهدید مجرمان زمان خویش ذیل آیه 227 سوره شعراء را اقتباس کرده اند: «وَسَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ» [= آنان که ظلم و ستم روا داشتند بزودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی (در دوزخ) بازگشت می کنند.]

19 – در ادامه تهدید داعیان خلافت می فرماید:

«شما منتظر جزای اعمال (پَست) خود باشید ما هم در انتظار نتیجه و پاداش اعمال خود می باشیم.»

این فرمایش اقتباسی است از آیه 122 سوره هود: «وَانْتَظِرُوا انَّا مُنْتَظِرونَ

20 – در مقابل طفره رفتن غاصبان حکومت و عدم پذیرش حق، ذیل آیه 18 سوره یوسف را اقتباس کرده اند: «.. بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ اَنْفُسُکُمْ اَمْرا فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَ اللّه ُ المُستَعانُ عَلی ما تَصفُونَ» [= حضرت یعقوب در برابر دروغگویی برادران یوسف که گفتند: «یوسف را گرگ درید و این پیراهن خون آلود اوست» فرمود: بلکه این کار زشت را هوسهای نفسانی شما در نظرتان زیبا جلوه داده و آراسته نموده است. (و البته من در برابر این حادثه) صبری جمیل و زیبا پیشه می سازم (و بردباری همراه با شکر در درگاه الهی از خود نشان خواهم داد) و از خدا (نیز) در مقابل آنچه شما اظهار می دارید، یاری می طلبم.]

21 – در مورد قیامت و رسوایی ستمکاران و اهل باطل که به حق اهل بیت علیهم السلام ظلم و ستم روا داشتند ذیل آیه 78 سوره غافر را اقتباس کرده اند: «.. وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ»

ب گروه دوم (اقتباس همراه با تغییر آیه):

1 – در بیان اهتمام و کوششهای طاقت فرسای پدر عزیزش در راه تبلیغ دین اسلام و انذار مردم از عذاب الهی قسمتی از آیه 94 سوره حجر: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ..» را اقتباس کرده و فرموده اند: «.. صادعا بِالنَّذارَةِ».

2 – در ادامه توصیف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) صدر آیه 125 سوره نحل: «اُدْعُ اِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ الْحَسَنَةِ» را اقتباس کرده و فرموده اند: «.. داعِیا اِلی سَبیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظةِ الْحَسَنَةِ» [=.. مردم را به راه پروردگارش فراخوان بود و روش او در این کار حکمت (و برهان) و موعظه نیکو بود.]

3 – در هم شکسته شدن هیمنه بت پرستان و از هم گسیختگی آنان به دست توانای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) را با استفاده از اقتباس آیه 45 سوره قمر: «سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُرَ» بیان کرده و فرموده اند: « (حَتّی) هَزَمَ (اِنْهَزَمَ) الْجَمْعُ وَ وَلَّوا الدُّبُرَ

4 – در توصیف حالت مردم تن پرور زمان خویش می فرماید: در حالی که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و علی (علیه السلام) در دوران سختی و فشارهای همه جانبه از سوی دشمنان برای پیشبرد اهداف مقدس اسلام از خودگذشتگی می نمودند و آسایش را از خود سلب کرده بودند، شما دنبال رفاه و عیش و نوش خویش بودید و این مطالب را با یک کلمه «فاکِهُونَ» افاده کرده اند که اقتباسی است از آیه 27 سوره دخان: «(وَ نَعْمَةٍ کانوا فیها) فاکِهینَ»

5 – پس از بیان زحمات و رنجهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) در راه اسلام و سرزنش مردم منافق صفت بخاطر راحت طلبی و رفاه زدگی آنان به یاد ایشان می آورد که شما در آن دوران سخت و کمرشکن هماره منتظر آن بودید که حوادث دردناکی «مانند شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) » برای ما پیش آید تا شما به اهداف خود برسید، «.. تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ..» این فرمایش اقتباسی است از قسمتی از آیه 98 سوره توبه: «… وَ یَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائرَ…».

6 – پس از توبیخ و سرزنش ابوبکر که مدعی بود: «چون زهرا (علیهاالسلام) فرزند پیامبر است لذا نمی تواند از پدرش ارث ببرد»، می فرماید: آیا در کتاب خدا آمده که تو از پدرت ارث ببری امّا من از پدرم ارث نبرم؟ اگر چنین نسبتی به کتاب خدا بدهی: لَقَدْ جِئْتَ شَیئا فَرِیّا [= کار بسیار زشت و عجیبی مرتکب شده ای]. این فرمایش اقتباسی است از ذیل آیه 27 سوره مریم: «لَقَدْ جِئْتِ شَیْئا فَرِیّا».

7 – برای تهدید غاصبان خلافت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ذیل آیه 27 سوره جاثیه: «.. یَوْمَ تَقُومُ الساعةُ یَوْمَئِذٍ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ» را اقتباس کرده و فرموده اند: (وَعِنْدَ السّاعةِ یَخْسَرُ الْمُبْطِلونَ» [= هنگام قیامت اهل باطل به خسران و زیان خویش واقف می شوند.].

8 – انذار پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) نسبت به عذابهای الهی را یکی از اوصاف پدر خویش برشمرده و از ذیل آیه 46 سوره سَبَأ: (اِنْ هُوَ اِلاّ نَذیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدیدٍ» اقتباس کرده و فرموده اند: «اَنَا ابْنَةُ نَذیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذاب شَدیدٍ» [= من دختر همان بیم دهنده شما در برابر عذاب شدید الهی هستم (آن چنان عذابی که گویی پیش روی شماست، چرا که قیامت نزدیک است)].

9 – در مورد عدم عمل به قرآن و پشت سرانداختن احکام آن توسط حکومت زمان خویش می فرماید: «وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُمْ» که اقتباسی است از قسمتی از آیه 187 سوره آل عمران: «… فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ..».

10 – پس از سرزنش مردم به جهت عدم همراهی آنان در راه احقاق حق اهل بیت (علیهم السلام) که سبب آن عدم درک حقیقت قرآن و آن نیز معلول تیرگی قلب و دل آنان بواسطه جهل و نفاق بود می فرمایند: «اَفَلا تَتَدَبَّرُون الْقُرآنَ اَمْ عَلی قُلُوبٍ اَقْفالُها؟». که اقتباسی است از آیه 24 سوره محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) : «اَفَلا یَتَدبَّرونَ القرآنَ اَم عَلی قُلُوب اَقفالها؟».

11 – در ادامه سرزنش مردمان تیره دل از آیه 14 سوره مُطفّفین: «کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانوا یَکسبُون» اقتباس کرده و فرموده اند: «کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِکُمْ ما اَسَأْتُمْ مِنْ اَعْمالِکُمْ» [=.. چنین نیست، بلکه ظلمت ظلم و تیرگی اعمال ناشایست شما موجب زنگار قلبهایتان گشته (و از این روی است که قرآن را نمی فهمید تا بدان عمل کنید)].

12 – در پی توبیخ و بیان علت ارتکاب اَعمال مجرمینِ وقت از قسمتی از آیه 46 سوره انعام: «قُلْ أرَاَیْتُمْ اِنْ اَخَذَ اللّه ُ سَمْعَکُمْ وَ اَبْصارَکُمْ..» اقتباس نموده و فرموده اند: .. فَأَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ اَبْصارِکُمْ» [= آن زنگار قلب شما باعث شده تا گوش و چشم های شما کر و کور گردد (و از درک حقیقت باز مانید)].

13 – به دنبال توبیخ و سرزنش مردم دل مرده و غفلت زده از قسمتی از آیه 22 سوره ق: «… فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ.. » اقتباس کرده و فرموده اند: «.. اِذا کُشِفَ لَکُمُ الْغِطاءُ» [= هنگامی که بمیرید و پرده غفلت از جلوی چشمانتان کنار زده شود خواهید دانست که چه عذابهای دردناکی در انتظار بوده است.]

14 – در توصیف عذاب شدید الهی در قیامت ذیل آیه 47 سوره زمر: «.. وَبَدا لَهُمْ مِنَ اللّه ِ ما لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ» را اقتباس کرده و فرموده اند: «وَ بَدا لَکمْ مِنْ رَبِّکُمْ مالَمْ تَکُونُوا تَحْتَسِبُونَ.» [= در قیامت از جانب خدا برای شما عذابهایی رو می شود که هرگز به ذهن و فکرتان هم خطور نکرده بود.]

دسته سوم: جملات ناظر به آیات:

1 – در مورد حکمت تشریع و وجوب زکات می فرماید: «.. وَالزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِی الرِّزقِ» [= و (خداوند) زکات را بدان جهت واجب ساخت تا موجب تزکیه نفس (و پاکی روح از گناهان) گردد و علاوه بر آن باعث زیاد شدن رزق و روزی شود]. قسمت اول این فرمایش ناظر است به صدر آیه 103 سوره توبه: «خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکّیهِمْ بِها..» و قسمت دوم آن فرمایش ناظر است به ذیل آیه 39 سوره روم: «.. وَما آتَیْتُمْ مِنْ زَکوةٍ تُریدُونَ وَجْهَ اللّه ِ فَاُولئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ

2 – درباره حکمت وجوب اطاعت از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و در باب امامتشان می فرماید: .. وَ طاعَتَنا نِظاما للملّة و اِمامَتَنا أمانا لِلْفرْ قَةِ. [=.. و (خداوند) وجوب اطاعت ما خاندان را وسیله ای جهت سامان دادن به ملت و امامت ما را مانع تفرقه و پراکندگی امت قرار داد. [این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 103 سوره آل عمران: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه ِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّه ِ عَلَیْکُمْ اِذْ کُنْتُمْ اَعْداءً فَاَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اِخْوانا..»[9]

3 – پیرامون حکمت وفای به نذر می فرماید: «.. وَ الوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضا لِلْمَغْفِرَةِ» [= وفای به نذر موجب آن می شود که انسان در معرض مغفرت و آمرزش الهی قرار گیرد (و به پاداشهای بزرگ نائل آید.)] این جمله ناظر است به آیاتی که در باب وفای به نذر در قرآن بدانها اشاره شده، از جمله آیه 7 به بعد از سوره «هل اَتی» که در شأن خودِ حضرت زهرا (علیهاالسلام) و شوهر و فرزندان عزیزشان (امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) ) نازل شده است: «یُوفُون بِالنَّذْرِ.. فَوَقاهُمُ اللّه ُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقّاهُمْ نَضْرةً وَ سُرُورا» [= آنها به نذر خود وفا کردند.. بدین جهت است که خدا نیز آنان را (مورد لطف و عنایت خاص خویش قرار داده) و از شر (و سختی) آن روز (قیامت) محفوظ می دارد و آنها را در حالی که غرق شادی و سرورند پذیرا می گردد.]

4 – در مورد فلسفه و حکمت نهی از کم فروشی می فرماید: «.. وَتَوْفیَةَ الْمکائیلِ وَ الْمَوازینَ تَغْییرا لِلْبَخْسِ» [= فروشنده و مشتری هنگام معامله خود نباید در جنس و بهای آن کم گذارند (که این ظلم است) بلکه بایستی تماما به بکدیگر تحویل دهند که در غیر این صورت مبتلا به نقص خواهند گشت (یا در اموال خود در همین دنیا دچار کمبود می گردند یا در فردای قیامت نامه اعمال خود را در حالی که کمبود خیرات دارد مشاهده می کنند و یا هر دو که هم در دنیا و هم در آخرت با کمبود مواجه می شوند.)] این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 85 سوره اعراف: «.. فَاَوْفُوا الْکَیْلَ و الْمیزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النّاسَ اَشْیاءَهُمْ.. »

5 – در بیان حکمت نهی از شرابخواری می فرماید: .. وَ النَّهْیَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ [= شرابخواری بدان جهت تحریم گشته که موجب تنزیه و پاکسازی روح از پلیدی ها و گناهان است[. این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 90 سوره مائده: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِنَّمَا الْخَمْرُ.. رِجْسٌ.. فَاجْتَنِبُوهُ..».

6 – حکمت نهی از تهمت به زنان پارسا را مبتلا نشدن به لعنت دانسته و می فرماید: «.. وَ قَذْفَ الْمُحْصَناتِ اجْتِنابا لِلَّعْنَةِ.» این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 23 سوره نور: «إنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ.. لُعِنُوا..»

7 – در ضمن شمارش اوصاف و ویژگیهای پدر بزرگوارشان می فرماید: یَجُذُّ الاَصْنامَ» [=.. بتها (این معبودهای چندین هزار ساله جاهلان) را در هم شکست.] این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 57 و 58 سوره انبیاء که درباره بت شکنی حضرت ابراهیم «علی نبینا و آله و علیه السلام» می باشد: «وَ تَاللّه ِ لاَکیدَنَّ اَصْنامَکُمْ.. فَجَعَلَهُمْ جُذاذا..»

8 – پیرامون گمراه شدن مردم و تبعیت آنها از شیطان می فرماید: «.. فَاَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ» [= (شیطان) شما را در حالی یافت که لبیک گوی ندایش بودید] این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 22 سوره ابراهیم: «وَ قالَ الشَیْطانُ.. وَ ما کان لی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ.. إلاّ أَنْ دَعَوتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی..»

9 – در توصیف و بیان شدت حادثه غمبار و جانسوز ارتحال پدر خویش می فرماید: «.. وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ» [= و کوهها هم خاشع گشتند.] این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 21 سوره حشر که در مورد عظمت قرآن است: «لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَاَیْتَهُ خاشِعا..»

در پایان، بار دیگر تذکر این نکته بایسته است که موارد ذکر شده در قالب دسته بندی های فوق، تنها مربوط به یک سخنرانی حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می باشد وگرنه با توجه به مقدمه این مقاله، انوار وحی از زلال زندگی کوثر قابل تفکیک نمی باشد و به دیگر عبارت قرآن با زهرا (علیهاالسلام) عجین گشته است.

نویسنده: سید علیرضا جعفری

پی نوشتها:

[1] . برگرفته از بیانات حضرت امام خمینی قدس سره ، صحیفه نور ج 19: ص 278، انتشارات سازمان مدارک.

[2] . برگرفته از بیانات حضرت امام خمینی قدس سره ، صحیفه نور ج 19: ص 278، انتشارات سازمان مدارک.

[3] . صحیفه نور ج 19: ص 279.

[4] . برای نمونه ر.ک. مناقب ابن شهر آشوب 1: 242، انتشارات علامه قم؛ احقاق الحق (که از کتب اهل سنت نقل کرده است) 10:433 و 19:159، انتشارات کتابخانه آیة اللّه مرعشی قم؛ بحارالانوار 43: 176، المکتبة الاسلامیة تهران.

[5] . از جمله: بلاغات النساء، تألیف احمدبن ابی طاهر (از علمای اهل سنت در قرن سوم) ص 23؛ علل الشرائع (به 3 سند) تألیف شیخ صدوق، متوفی: 381، ص 248، انتشارات داوری قم؛ الشافی تألیف سید مرتضی، متوفی: 436، ج 4: ص 68، مؤسسة الامام الصادق (علیه السلام) طهران؛ الاحتجاج تألیف طبرسی، متوفی: 548، ص61، مطبعه مرتضویه نجف؛ شرح ابن ابی الحدید (از علمای اهل سنت در قرن هفتم): ج16 ص211، منشورات مکتبة آیة اللّه المرعشی؛ کشف الغمة اربلی، متوفی 693 (به نقل از کتاب «السقیفة» تألیف ابی بکر احمدبن عبدالعزیز الجوهری)، ج2 ص106، مکتبة بنی هاشمی تبریز؛ بحارالانوار تألیف علامه مجلسی، متوفی 1111، ج29 ص215، دارالرضا (علیه السلام) بیروت.

[6] . طبق نقل اهل لغت، علمای علم بدیع اقتباس را آن می دانند که اندکی از قرآن یا حدیث رادر عبارت خود (چه به صورت نظم و شعر باشد و چه به صورت نثر) بیاوریم و اشاره نکنیم که از قرآن یا حدیث می باشد و هم ایشان تصریح کرده اند که تغییر در آن مقدار از قرآن یا حدیث که در عبارت خود آورده ایم اگر چنانچه تغییر مختصری باشد، اشکال ندارد و جائز می باشد. و این بیت از خاقانی را مثال زده اند:

نقد عمر زاهدان در توبه از مِی شد تلف             قُلْ لَهُمْ اِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفْ

که شاعر در این مصراع اخیر «قُلْ للذین کفروا» را به« قُلْ لَهُم» تغییر داده است (آیه 38 سوره انفال)، مطالب گفته شده در ادبیات فارسی و عربی یکسان است. [… أمَا الاقتباس فهو أن یضمَن الکلام نظما کان أو نثرا شیئا من القرآن أو الحدیث لا علی أنّه منه… و لابأس بتغییر یسیر فی اللفظ المقتبس…(مختصر المعانی، تألیف سعدالدین تفتازانی، متوفی: 791، ص221، انتشارات مصطفوی)] البته در مورد اینکه فرق بین اقتباس و تضمین چه می باشد، مشهور بدیعیّین معتقدند که اقتباس اختصاص به نظم و نثر ندارد ولی تضمین فقط در شعر واقع می شود، امّا مخفی نماند که نظریه برخی دیگر از دانشمندان بدیع آن است که صنعت تضمین نیز اختصاص به شعر ندارد، به تحریر التحبیر تألیف ابن ابی الاصبح متوفی 654ه ص140، چاپ مجلس اعلای مصر و همچنین به الفوائد المشوّق إلی علوم القرآن و علم البیان تألیف ابن جوزی متوفی 751 ه ص195 مراجعه شود.

[7] . اشاره به روایتی در «علل الشرائع: 208، انتشارات داوری – قم».

[8] . این آیه در دو جا عینا آمده است: 1 39/ هود 2 39 و 40/ زمر.

[9] . براساس احادیث و روایات، مقصود از حبل اللّه ، خاندان پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام می باشد (به تفسیر مجمع البیان و تفسیر عیاشی، ذیل آیه مذکور مراجعه شود) البته در برخی دیگر از روایات و احادیث نیز، مراد از حبل اللّه را «قرآن» دانسته که بعید نیست منظور هر دوی آنها باشد.