مشکلات جنسی

نوشته‌ها

ازدواج موقت به بهانه رفع مشکلات جنسی

شبهه: شیعیان ازدواج موقت را به بهانه رفع مشکلات جنسی در جامعه جایز دانسته است در حالی که این خود انحراف جنسی است.

پاسخ:

ازدواج موقت که متعه نیز نامیده می‏شود، رابطه همسری را برای مدّتی محدود و معین به وجود می‏آورد و همین که مدت سپری شد یا مرد مدت را بخشید، بدون طلاق رشته همسری گسیخته می‏گردد. این ازدواج برخی از احکام نکاح دائم را ندارد مگر اینکه هنگام عقد شرط کرده باشند.(۱)

خداوند متعال این گونه ازدواج را حلال فرموده و در قرآن کریم حکم آن را تبیین کرده و می‏فرماید:فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضًَْ وَلاَجُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَِْ اًِّنَّ الله کَانَ عَلِیماً حَکِیماً ؛(۲)

اگر با یکی از زنان ازدواج موقت کردید، واجب است مهرشانرا بپردازید و بعد از معین شدن مهریه، اگر کمتر یا زیادتر توافق کنید گناهی بر شما نیست همانا خداوند دانا و حکیم است.

همچنان که از متن آیه برمی‏آید این گونه نکاح در اسلام تشریع شده و پیامبر(صلی الله علیه و آله) و سایر مسلمانان به آن عمل می‏کردند تا اینکه خلیفه دوم آنرا ممنوع اعلام کرد. از این رو برادران اهل سنت آنرا جایز نمی‏دانند. ولی شیعه معتقد است که جائز است و آنرا یکی از امتیازات اسلام می‏داند زیرا بخش مهمی از نیازمندی‏ های جامعه را که از راه دیگری منع آن ممکن نیست رفع می‏کند و در واقع نکاح متعه بهترین پشتیبان عفت عمومی است.

 ابن جریر طبری در تفسیر خود ذیل آیه متعه از امیرمومنان علی(علیه السلام) نقل می‏کند که:

«لولا انّ عمر نهی عن المتعْ مازنی الّا شقی»؛(۳)

اگر عمر از نکاح موقت منع نکرده بود جز افراد بدسرشت زنا نمی‏کردند.

مشروعیت ازداج موقت در قرآن تثبیت شده و شیعیان طبق آموزه‏های قرآن آنرا جایز می‏دانند و در طول زمان حیات پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و دوران خلافت خلیفه اول و مدتی از زمان خلافت خلیفه دوم معمول بوده است. و پس از آن خلیفه ثانی منع کرد. بدیهی است که حکم قرآنی را تنها قرآن می‏تواند نسخ کند. اگر با وسعت نظر به جهان انسانی امروز بنگریم، به روشنی معلوم می‏شود که ازدواج دائم به تنهایی نمی‏تواند به نیازهای غریزی بشر پاسخگو باشد و آنرا ارضأ کند و دولت‏های رسمی در هیچ یک از کشورهای جهان متمدن و نیمه متمدن و با هیچ وسیله‏ای نتوانسته‏اند از شیوع آمیزش‏های موقتی جلوگیری نمایند. در همه شهرهای بزرگ مراکزی آشکارا یا پنهان برای این عمل وجود دارد. در این صورت مذهبی که می‏خواهد آمیزش جنسی را محدود به ازدواج نماید و مطلقا از زنا جلوگیری کند ناگزیر است ازدواج موقت را با شرایط خاصی و با یک برنامه محققانه که مفاسد زنا را رفع می‏کند در قانون خود بگنجاند تا پاسخ کافی به اقتضای این غریزه جنسی عمومی بدهد. در تفسیر قرطبی از عبدالله بن عباس نقل شده است که: ازدواج موقت رحمتی بود از طرف خداوند متعال به بندگان خدا و امت اسلام، اگر عمر آنرا نهی نکرده بود به غیر از مردمان شقی و بدسرشت کسی دیگر زنا نمی‏کرد.(۴)

باید توجه کرد که مدعیان طرفداری از حقوق زن و مرد و قوانین به ظاهر متمدن غربی برای پرکردن خلأ نکاح متعه بجای ازدواج موقت چه گذاشته‏اند و در کشورهای متمدن به ویژه آنهایی که بیشتر داعیه تمدن دارند در میان زنان و مردان، پسران و دوشیزگان و در میان خود مردان و جوانان چه می ‏گذرد؟

کمبودی را که از ازدواج دایم لازم می‏ آید چگونه و از چه راهی تامین می‏کنند. آیا برنامه‏ای مناسبتر از ازدواج موقت جایگزین آن کرده ‏اند یا نه؟ به نظر می‏رسد اگر امروزه اوّلاً مشکلات دست و پاگیر و پیچیده ازدواج دائم از میان برداشته شودو با طرحی جامع، کاربردی، و کارشناسانه به اجرا درآید و زمینه ازدواج آسان برای جوانان فراهم شود وثانیاً مسأله ازدواج موقت با طرحی جامع، کاربردی، و کارشناسانه به اجرا درآید و ارزش و جایگاه واقعی خود را در جوامع اسلامی و انسانی پیدا کند، مشکلات مردم بویژه نسل جوان را که به علل گوناگون نمی‏ توانند ازدواج دایم انجام دهند، حل می‏ شود و روابط نامشروع در میان زنان و مردان جایگاه خود را از دست داده و چنانکه امیرمومنان فرموده بجز افراد بدسرشت کسی به فساد و فحشأ نمی‏پردازد. در پایان یادآوری می ‏شویم که فلسفه تشریع ازدواج موقت برای جلوگیری از فحشا وفساد و بی بندوباری در جامعه اسلامی است و هرگز مقصود این نبود که برخی افراد هوسران و شهوت پرست از آن سؤ استفاده کرده و یا در ارکان خانواده ‏ها تزلزل ایجاد نموده و فرزندانی بی سرپرست به جامعه تحویل دهند. بنابراین متعه برای جلوگیری از اشاعه فساد در جامعه و در مواقع ضروری است وگرنه برای کسی که از ازدواج دائم به راحتی برخوردار است شایسته نیست که در ازدواج موقت اصرار بورزد.

 هم چنانکه حضرت کاظم (علیه السلام) در جواب فتح ابن یزید که از آن حضرت درباره ازدواج موقت سوال کرد این مسئله را یادآور شده و فرمود: متعه حلال، مباح و آزاد است برای کسی که خدا او را از نکاح دائم بی نیاز نکرده باشد. او خود را با ازدواج موقت از انحراف نگه می‏دارد، ولی اگر به وسیله نکاح دائم بی نیاز شده است، متعه بر او در صورتی مباح است که از حضور در نزد زوجه دائمش غائب بوده و از دست‏رسی به وی برخوردار نباشد.(۵)

پی نوشتها

[۱]. آموزش دین، علامه طباطبایی، ص ۳۰۰٫

[۲]. سوره نسأ، آیه ۲۴٫

[۳]. تفسیر طبری، ج ۵، ص ۱۹٫

[۴]. تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۱۳۰٫

[۵].وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۲۲٫

حجاب و نقش آن در سلامت روان(۴)

پای‌بندی به اصول اخلاق انسانی

یکی از ضروری‌ترین نیازهای آدمی در رسیدن به سلامت روانی، اخلاق و پای‌بندی به اصول آن است. انسان زمانی می‌تواند به سلامت و آرامش روانی برسد که در سایه ی ایمان و اخلاق زندگی کند. ایمان به خدا، بزرگ‌ترین پایگاه درونی هر فرد است که می‌تواند به تمام اضطراب ها، نگرانی‌ها و ترس هایش او خاتمه دهد؛ چنان که قرآن می‌فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»(۱) فقط با یاد خدا دل‌ها آرام می‌شود؛ همان آرامشی که نتیجه ی سلامت روانی فرد است.

شرط اصلی پای‌بندی به اخلاق، پرهیز از سقوط در پرت گاه شهوت‌های حیوانی است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی، بزرگ‌ترین زمینه ی سقوط اخلاق را افتادن مردان و زنان در دام شهوت‌های جنسی می‌داند.(۲) امام علی(علیه السلام) نیز در این باره می‌فرماید: «لو لا النساء لعبد الله حقاًً حقاً.(۳) اگر بی‌حجابی و بی‌بند و باری زنان نبود آن قدر ایمان و اخلاق مردم خوب می‌شد که هیچ کس نافرمانی خدا را نمی‌کرد و خداوند حقیقتاً مورد پرستش قرار می‌گرفت. هم چنین امام رضا(علیه السلام) وجود روابط آزاد بین زن و مرد را علت بسیاری از جنایت‌ها و مفاسد اخلاقی معرفی می‌کند.(۴)

برای اتقان بیش‌تر مطلب، به چند روایت دیگر اشاره می‌کنیم:

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «ما ترک بعدی فتنه اضرّ علی الرجال من النساء؛(۵) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پس از من برای مردان، فتنه‌ای زیان بارتر از زنان نخواهد بود».

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «اتقوا النساءَ فان ابلیس طلاع رصاد و ما هو بشی من فخوخه با وثق لصیده فی الاتقیاء من النساء؛(۶) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: از زنان بپرهیزید؛ زیرا شیطان (از حالت‌های درونی شما) بسیار آگاه و در کمین شماست و هیچ یک از دام‌های وی برای صید پرهیزگاران مانند زنان مورد اطمینان نیست».

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): « اوثق سلاح ابلیس النساء؛(۷) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: محکم‌ترین سلاح شیطان، زنان هستند».

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت حفظ اخلاق و ایمان جوامع و برقراری صلح و صفا، بستگی زیادی به حفظ حجاب و حریم زن و مرد دارد. این جاست که می‌توانیم به ارزش حجاب و پوشش زن پی ببریم و آن را عاملی مهم در حفظ اخلاق و راهی برای رسیدن به سلامت روانی بدانیم.

ولتر(۸) درباره ی نقش زن در حفظ اخلاق می‌گوید: «وظیفه ی زنان، تهذیب اخلاق مردان است». نیز از اوست که: «زن آفریده شد تا شیرازه ی سعادت و ارتقای موجودات پیوسته بماند».(۹)

به یقین اگر زن حجاب و پوشش مناسب نداشته باشد عامل به وجود آمدن فساد در جامعه و نابودی اخلاق می‌شود و زمینه ی تنزل انسان را به حیوانیت و متصف شدن به صفت‌هایی چون بی‌وفایی، دروغ گویی، حیله گری، تشتت افکار و… را به وجود می‌آورد و باعث می‌شود که انسان هر جنایتی را انجام دهد. بنابراین، بی‌حجابی می‌تواند به بستر مناسبی برای به وجود آمدن بیماری‌های روانی برای زنان و مردان تبدیل شود.

چنان چه وضعیت کنونی جوامع غربی – که پوشش و حجاب از ارزش‌های زن به شمار نمی‌آید – گویای این حقیقت است که بر اثر بی‌حجابی و برهنگی، فساد و فحشا چنان گسترش یافته است که دختران و پسران از خانواده ی خود هم در امان نیستند و زن که باید مظهر عاطفه و اخلاق باشد، عامل قساوت، بی‌رحمی، فساد، قتل، آدم‌ربایی و تجاوز به عنف شده است اما وقتی ما برای روابط بین زن و مرد، حریم و قانونی چون حجاب قرار دهیم و لذت‌های جنسی را محصور در خانواده کنیم، هرگز به این مشکلات درمان ناپذیر روانی و روحی مبتلا نمی‌شویم و بهتر می‌توانیم زمینه ی رشد و شکوفا شدن استعدادهای انسانی و رسیدن به سلامت روانی افراد، به ویژه زنان و دختران را، آماده کنیم.

حفظ استواری خانواده

یکی دیگر از آثار و فوائد حجاب که در سلامت روانی زنان تأثیر دارد، نقشی است که در پای‌بندی همسران به پیمان مقدس ازدواج دارد؛ زیرا حجاب و پوشش باعث می‌شود، زن از نگاه‌های آلوده ی مردان هوس باز و گرفتار شدن به دام عشق‌های آزاد، محفوظ بماند و به زندگی و خانواده ی خود وفادار باشد. در حالی که شیوع بی‌حجابی و بی‌بند و باری، باعث می‌شود شوهران به جای توجه و محبت به همسران شان، به دنبال لذت جویی از زنان آرایش کرده ی کوچه و بازار باشند و زنان نیز از جلوه‌گری و طنازی برای به دام انداختن مردان بیگانه ابایی نداشته باشند. در نتیجه عشق و علاقه بین همسران از بین می‌روند و باعث فروپاشی خانواده می‌شود.

اهمیت اسلام به حجاب و پوشش از آن جهت است که نظام خانواده، از گسستگی حفظ شود و اعضای آن از خطرها و آسیب‌های روانی بی‌بند و باری مصون بمانند در حالی که آزادی زن در جلوه‌گری و نمایش زیبایی‌های زنانگی‌اش، آثار مخربی بر سلامت روانی خانواده و به ویژه بر خودش می‌گذارد زیرا مفهوم بی‌حجابی این است که زن مجاز باشد برای هر مردی خودآرایی کند بدون تردید ادامه ی این روند باعث می‌شود زن از خانه بیرون بیاید و آواره ی کوچه و خیابان گردد این در حالی است که نشو و نمای نیروی فعال زن در خانه و خانواده است و تمام استعدادها و قدرت تأثیر شگفتی که زن می‌تواند در رشد و تعالی جامعه-ی انسانی داشته باشد در سایه ی خانه و خانواده شکوفا می‌شود. به گفته ی لمبروزو «برای زن نیکوترین دوره ی زندگانی، همان دوره‌ای است که همه ی نیروهای روحی و جسمی او صرف پرداختن به خانواده و جامعه می‌شود».(۱۰)

آزاد شدن از قید خانه و خانواده، به معنای از دست دادن آرامش و امنیت روانی است. خانه را مسکن گویند زیرا محل سکونت و آرامش روحی برای انسان است. اگر زن این جای امن و سکون و محل شکوفایی استعدادها و نیروهای درونی اش را از دست داد، آرامش و سلامت روانی خود را نیز از دست می‌دهد. فشارهای روانی‌ای که امروز دامن گیر زنان غربی شده، به این دلیل است که بی‌بند و باری و داشتن روابط جنسی، سبب شده از زندگی در خانه بیزار شوند وظیفه ی مادری خود را فراموش کنند و به جای آن در قید و بند رقابت‌های زندگی مدرن امروزی بیفتند و تمام ارزش‌های معنوی خود را فدا کنند.

اینک یکی از نتایج عشق آزاد و تأثیر آن را در به خطر انداختن سلامت روانی زنان، یادآوری می‌کنیم:

«در شوروی (سابق) در ضمن نخستین سال‌ها پس از انقلاب اکتبر، گرایش رسمی به طرف عشق آزاد جلب شد. انگلز(۱۱) (فلیسوف و اقتصاددان آلمانی ۱۸۹۵-۱۸۲۵) زناشویی را یکی از شکل‌های تاریخی باقی مانده از سرمایه‌داری می‌پنداشت، بنابراین در شوروی پیوند آزاد همچون زناشویی، مورد موافقت بود و به نسبت گسترش شعور کمونیستی در توده‌ها، زناشویی بایستی کاملاً از بین می‌رفت و عشق آزاد جانشین آن می‌شد. نتیجه ی این تجربه کاملاً آشکار است. خودکشی زنانی که ترک شده بودند، به نسبت، شیوع بیشتری یافت (و) افزایش آهنگ سقط جنین به طور جدی در جمعیت کشور اثر گذاشت و سلامت (جسمی و روانی) تعدادی از زنان را به مخاطره انداخت … به طور غم انگیزی تعداد زیادی از کودکان ترک شده، آدم‌های خانه به دوش و آواره و جانی، کسانی بودند که از پیوند عشق آزاد به دنیا آمده بودند. خلاصه اتحاد شوروی، از دیدگاه اجتماعی، «شکست تجربه ی عشق آزاد» را پذیرفت».(۱۲)

امروزه ما شاهد تکرار این تجربه ی تلخ در جوامع غربی هستیم و پیش ‌بینی ویل دورانت از روند بی‌بند و باری در غرب عملاً تحقق پیدا کرده است. وی در این باره می‌گوید: «به زودی زمانی خواهد رسید که هیچ مردی نخواهد خواست با زنی که با هم از تپه ی زندگی بالا رفته بودند پایین برود و ازدواج بی‌طلاق چنان نادر خواهد شد که باکره در شب زفاف».(۱۳)

وضع کنونی جوامع غربی بر اثر آزادی بی‌حد و حصر زنان در خودآرایی و دلبری، از این هم بدتر شده و بر اساس آمارهای موثق، روز به روز به تعداد ازدواج‌های غیر رسمی افزوده می‌شود. دکتر مکیه مزرا در باره ی آثار مخرب آزادی روابط زن و مرد بر نظام خانواده می‌نویسد: «یکی از آثار بی‌بند و باری این است که مردان از تشکیل خانواده خودداری می‌کنند؛ زیرا لذت‌های جنسی برای آن‌ها همیشه فراهم است و به آسانی می‌توانند به آن برسند بدون آن که بخواهند خود را در قید و بند خانواده و مشکلات آن قرار دهند».(۱۴)

بدین ترتیب معلوم می‌شود که بی‌حجابی و بی‌بند و باری تا چه حد می‌تواند نظام خانواده را متزلزل کند و سلامت روانی اعضای آن را به خطر اندازد. ما در این جا تأثیر بی‌حجابی را برتزلزل فروپاشی خانواده از چند جهت بررسی می‌کنیم تا معلوم شود چگونه سست شدن ارکان خانواده باعث از بین رفتن جای گاه زن می‌شود و نشاط و آرامش او را زیر سؤال می‌برد.

۸-۱ تأثیر گسترش فحشا و بی‌بند و باری در تزلزل خانواده

اگر زنان در جلوه‌گری و نمایش زیبایی‌های ظاهری خود در خارج از محدوده ی خانواده، آزاد باشند چگونه می‌توانند برای شوهران خود همسری با وفا بمانند و در نتیجه مایه ی خرسندی خود و آرامش گر زندگی آنان باشند. آن‌ها به زودی محبت همسران شان را از دست می‌دهند و عشق و صمیمیت جای خود را به اختلاف و نزاع می‌دهد و نتیجه ی آن چیزی جز دچار شدن زنان به فشارهای روانی دیگری نیست.

فلسفه ی پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی، عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که در سیستم «آزادی کامیابی»، همسر قانونی از لحاظ روانی، یک رقیب و مزاحم و یا زندان بان به شمار می‌رود، در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می‌شود.(۱۵)

برتراند راسل درباره ی اهمیت پیوندهای خانوادگی می‌نویسد: «زناشویی نباید از نظرگاه عشق بازی‌های موقتی نگریسته شود. اگر این عشق‌های موقتی و زودگذر که در سر راه هر زوج ممکن است قرار گیرد با تحمل و اندیشه برطرف نگردد چه بسا که هر یک از دو زوج به سوی شخص دیگری متمایل شده و زندگی آن‌ها در هم ریخته شود و یک زناشویی تازه شکوفه کند؛ و این زناشویی تازه نیز خود دست خوش عشق زودرس دیگری شود که در صورت تداوم این وضع چه بسا که به سرعت اساس خانواده ی مشترک در هم ریخته شود».(۱۶)

خانم لمبروزو نیز می‌گوید: «بارها دیده شده است در ممالکی که زن‌ها بیش‌تر طنازی و دلبری می‌نمایند، مردها نسبت به آن‌ها بدبین بوده، از قبول زناشویی سرپیچی می‌کنند و بارها مشاهده شده است که حتی بعد از تشکیل خانواده، در اثر آشنایی مردان با این گونه زنان نفاق و جدایی میان همسرها تولید گشته است».(۱۷)

۸-۲ افراط در مصرف وسائل آرایش

از عوارض دیگر بد حجابی در به خطر انداختن کانون محبت خانواده، توجه به مدگرایی و مصرف بی‌رویه ی وسائل آرایشی و روی آوردن به کارهایی از قبیل جراحی پلاستیک برای زیباتر شدن است. این کارها موجب صرف هزینه‌های فراوان است که برای بسیاری از مردان پرداخت آن مقدور نیست و یکی از این دو نتیجه را به دنبال دارد: یا باعث جنگ و نزاع همیشگی بین زن و شوهر می‌شود، زیرا مردان غالباً توان پرداخت چنین هزینه‌های سرسام آوری را ندارند و اگر هم برای مردی پرداخت آن مقدور باشد خوشایند او نیست او از این که می‌بیند باید هزینه ی زیادی بپردازد تا همسرش در انظار عمومی و برای مردان بیگانه خود را بیاراید رنج می‌برد و از پرداخت آن اکراه دارد؛ و یا زنان از حسرت نداشتن آن غصه می‌خورند همه این‌ها نتیجه‌ای جز فشارهای روانی برای زنان ندارد.

۸-۳ سردمزاجی جنسی

مطالعات علمی نشان می‌دهد هر چه زنان در بین انظار عمومی بیش‌تر برهنه شوند، در آمیزش جنسی سرد مزاج‌تر خواهند بود و کم‌تر می‌توانند شوهران خود را به اوج لذت جنسی برسانند. منطقی (۱۳۷۳) در مطالعه ی خود، تأثیر جاذبه‌های زنان را در آستانه ی ادراکی مردان بررسی می‌کند و نتیجه می‌گیرد که در اثر رعایت نکردن حجاب و افراط در جلوه‌گری زنان، آستانه ی ادراکی مردان تغییر کرده، درک آن‌ها از زیبایی زنان کم‌تر می‌شود. به گفته ی پاک نژاد (۱۳۶۵) هر چه انسان‌ها در برابر یک دیگر عریان‌تر شوند، سطح برداشت جنسی و سکسی شان، سوز و عشق و جذبه اش کم‌تر و یک نواخت‌تر و به هم نزدیک‌تر می‌گردد؛ و در عمل می‌‌بینی م، متخصصان مامایی و بیماری‌های زنان، زودتر ازدیگران به علت سر و کار داشتن با اعضای جنسی، با ارگاسم(۱۹) و اوج لذت جنسی وداع می‌کنند.(۲۰)

از بین رفتن لذت جنسی در روابط بین زن و شوهر، اثرات زیان بخشی در روابط خانوادگی آنان می‌گذارد و به ایجاد تنش و جدایی می‌انجامد؛ چنان که سعدی نیز در کتاب گلستان در ضمن یک حکایت می‌گوید:

«زن کز برِ مرد بی‌رضا برخیزد بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد»(۲۱)

پی‌نوشت‌ها

۱- رعد، آیه۲۸،

۲- قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): النساء حبائل الشیطان، (نوری، ۱۹۸۸، ج۱۴، ص۱۵۹)

۳- محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۳۵،

۴- عن الرضا علیه السلام فیما کتب الیه من جواب مسائل: و حرم الله الزنا لما فیه من المفاسد من قتل النفس و ذهاب الانساب و ترک التربیه للاطفال و فساد المواریث و ما اشبه ذلک من وجوه الفساد، (همان، ص۳۱۱)

۵- ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص۵۳۳،

۶- همان، ص۱۰،

۷- همان، ص۹۷۰،

۸- voitaire

۹- ولتر به نقل از احمد زرازوندی، افکار جاویدان، ص۸۱،

۱۰- جنیا لمیروزو، روح زن، حسام شهر ئیسی، ص۹،

۱۱- Enjeis

۱۲- لپ اینیاس، روان شناسی عشق ورزیدن، کاظم سامی، ص۱۸۹،

۱۳- ویل دورانت، لذات فلسفه، عباس زریاب، ص۱۷۰،

۱۴- مکیه مزرا، مشکلات المراه المعاصره، ص۳۵۴،

۱۵- مرتضی مطهری، مجموعه آثار (مسئله حجاب) ص۴۳۷

۱۶- برتراند راسل، زناشویی و اخلاق، مهدی افشار، ص۲۷۲،

۱۷- جنیا لمبروزو، روح زن، حسام شهرئیس، ص۴۷،

۱۸- frigidily

۱۹- orgasm

۲۰- سید رضا پاک نژاد، اولین دانش گاه و آخرین پیامبر، ج۱۹، ص۳۹،

۲۱- مصلح الدین شیرازی، گلستان، ص۱۴۲

منبع: پیام زن؛ خرداد ۱۳۸۹؛ شماره ۲۱۹

کمک به افراد مبتلا به مشکلات جنسی

عنوان: کمک به افراد مبتلا به مشکلات جنسی؛ رویکردی عملی برای متخصصان بالینی
مولف: پیتر تریگول
مترجم/ محقق: دکتر مجید صفاری‌نیا، دکتر مجتبی دلیر
ناشر: انتشارات ارجمند
سال نشر: ۱۳۹۵
نوبت نشر: دوم
محل نشر: تهران

مشکلات جنسی شایع و مهم هستند. درمانگران و بسیاری از مراقبان بهداشت حرفه‌ای دیگر، در گسترۀ وسیعی از تخصص‌های پزشکی، نیاز به کسب مهارت در ارزیابی، شناخت و ارائۀ کمک موثر برای درمان چنین مشکلاتی دارند. برای کارآموزان و به همان اندازه درمان‌گران قدیمی، برخورداری از یک دانش کاربردی پیرامون طبقه‌بندی اختلالات و مشکلات جنسی که بایستی شامل ابعاد مشترک عضوی/ روان‌شناختی اختلالات جنسی باشد، مهم است.

هدف این کتاب، آموزش تمامی موضوعات روانی جنسی به خوانندگان نیست. حتی اگر دسترسی به چنین هدفی در کتابی با این حجم ممکن بود، بیشتر متخصصین بالینی، نیاز به تخصص در این حیطه نداشتند. در عوض، اهداف این کتاب، آماده‌کردن خواننده برای ایجاد درکی اساسی از مشکلات جنسی است و چهارچوبی ارائه می‌دهد که در آن با اطمینان می‌توان مشکلات جنسی بیماران را ارزیابی، صورت‌بندی و درمان (یا تصمیم به ارجاع برای درمان) کرد.

قصه پر غصه

از بدو پیدایش انسان بر روی کره زمین، همواره زنان و مردان، با تشکیل کانونی به نام خانواده، عمری را در کنار هم گذرانده و فرزندانی در دامان پر مهر خود پرورش داده و از این جهان رخت بربسته‌اند. در یک نگاه ظاهری متوجه می‌شویم که عناصر اصلی تشکیل‌دهنده خانواده، یک زن و یک مرد است که مطابق آداب و رسوم اجتماعی خویش با یکدیگر پیوند زناشویی بسته‌اند و بعد فرزند یا فرزندانی بر جمع آنها افزوده شده است.
شاید بتوان در یک تقسیم بندی کلی زندگی انسان را به دو بخش اساسی تقسیم کرد. این دو بخش شامل دوران مجردی و دوران متأهلی است. متأهل کسی است که ضمن تعهد به شخصی دیگر و پای بندی به پیوند بین خود و او در قبال آن شخص وظایف و حقوقی را بر عهده دارد. ازدواج مرز جداکننده مجردی از متأهلی است. در هر حال چه ازدواج را پیوند میان دو روح تلقی کنیم و چه آن را صرفاً قراردادی اجتماعی بدانیم، دارای تأثیرات اساسی در زندگی فرد و اجتماع می‌باشد. اساسی‌ترین و آشکارترین کارکرد ازدواج بقای نسل می‌باشد و علاوه بر آن کارکردهای دیگری نیز بر آن مترتب است. طبیعی‌ترین شکل خانواده همین است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند. اگر ازدواج را قراردادی بین دو شخص برای زندگی مشترک بدانیم، این قرارداد همواره دایم نیست و گاهی بنا به دلایلی فسخ می‌شود. جریان فسخ قرارداد بین یک زوج را اصطلاحاً طلاق می‌گویند.
هیچ دختری در آغاز زندگی و در پای سفره عقد تصور نمی‌کند که ممکن است روزی مشکلات چنان بر او غلبه کند و شرایطی بر او تحمیل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگی مشترکش پایان دهد.
طلاق، احساس باخت و بازنده بودن در ارتباط زناشویی است که طرفین آن برای رهایی از این احساس، اقدام به جدایی می‌کنند. گاهی طلاق، تنها راه منطقی، برای حل مشکل به نظر می‌رسد. آنچه دارای اهمیت است، نگرش متفاوت افراد جامعه، نسبت به این پدیده است.
طلاق دلایل گوناگونی دارد. این دلایل متناسب با موقعیت، طبقه و جایگاه اجتماعی زوجین متفاوت است. شناخت عوامل مؤثر در شکل‌گیری این پدیده، در کنترل و کاهش آن نقش بسزایی خواهد داشت.

●عوامل مؤثر در طلاق

به گفته کارشناسان ازدواج‌هایی که در آنها هماهنگی بیشتری میان زوجین وجود دارد موفق‌ترند و کمتر به طلاق می‌انجامند. تشابهاتی مانند طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، سطح هوش، هم نژاد بودن، دین مشابه داشتن، هم زبان بودن و…، یک ازدواج موفق را رقم می‌زند. ازدواجی که با تشابه نژادی- زبانی- روانی و اجتماعی صورت بگیرد ازدواجی موفقیت آمیز است.
تفاوت طبقاتی یکی از عواملی است که با امکانات اجتماعی؛ معمولاً دیدگاه‌های مختلفی را به وجود می‌آورد. البته اگر دو نفر، آن اندازه از آگاهی لازم برخوردار باشند که این تفاوتها را به رسمیت بشناسند ازدواجشان منعی ندارد. دکتر آقاجانی (جامعه شناس)، معتقد است: «طلاق به عنوان مسأله اجتماعی یکی از مهم‌ترین پدیده‌های حیات انسانی است. می‌توان گفت کمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق وجود دارد. علل و عوامل طلاق متفاوتند و این علل و عوامل یا در لایه‌های عمیق اجتماعی قرار دارند یا در لایه‌های ظاهری. اما باید توجه داشت که درک، فهم و تفسیر لایه‌های عمقی کار پیچیده‌ای است.»
دکتر آقاجانی علل و عوامل تأثیرگذار در طلاق را این گونه بیان می‌کند:
۱– عدم تفاهم و توافق اخلاقی، ۲- ناسازگاری و عدم سازش، ۳- بداخلاقی و بدرفتاری، ۴- خشونت (کتک زدن)، ۵- تفاوت و تضاد در زندگی، ۶- تفاوت‌های فرهنگی، ۷- سوءظن ۸- اعتیاد ۹- عدم شناخت و درک یکدیگر ۱۰- ازدواج دوم ۱۱- دخالت دیگران در زندگی ۱۲- اختلاف سن ۱۳- عدم علاقه ۱۴- بیماری روحی ۱۵- بیکاری ۱۶- عدم توافق در مسائل جنسی(زناشویی) ۱۷- ازدواج اجباری
البته از دیدگاه دکتر آقاجانی در میان طبقات مختلف اجتماعی (بالا، متوسط، پایین)، تفاوتهای اساسی در علت طلاق وجود دارد. به طور مثال، در طبقه پایین جامعه، مهمترین علت طلاق مشکلات مالی عنوان می‌شود و بیکاری و ندادن نفقه، اعتیاد، خشونت و بداخلاقی و بدرفتاری از جمله دیگر علل طلاق است. تفاوت‌های طلاق در میان دو طبقه بالا و متوسط نیز مختلف است. مثلاً مهمترین عامل طلاق در میان طبقه بالا، عدم تفاهم و توافق اخلاقی است. در حالی که درمیان طبقه متوسط، تفاوت‌های فرهنگی مهم‌ترین عامل است.

●عامل مهم و فراموش شده طلاق

«متأسفانه باید گفت عدم آگاهی زوج‌ها از ارتباط جنسی باعث جدایی بین آنان می‌شود و این جدایی‌ها روز به روز بر تعدادشان افزوده می‌شود.»
«هر فردی در مورد مسائل مهم زندگی‌اش باید اطلاعات و دانش کافی داشته باشد، اما در ایران متأسفانه در مورد رابطه زناشویی اطلاعات کمی داده شده و اگر هم اطلاعاتی داده شده به صورت علمی و تخصصی بوده که برای مردم عادی غیرقابل دسترسی است. از این رو افراد، زمانی به متخصصی مراجعه می‌کنند که مشکلات آنان حاد شده و برای حلش خیلی دیر شده است.»
در پاسخ به این سئوال که چرا در ایران در این مورد بسیار کم صحبت می‌شود و یا اصلاً صحبت نمی‌شود، باید گفت:«ریشه اصلی، مشکل فرهنگی است، یعنی در همه جوامع یکسری مسائل وجود دارد که مردم در موردش صحبت نمی‌کنند، یا خجالت می‌کشند یا دلایل دیگری دارد و این عادت در طول تاریخ گسترش پیدا کرده و مشکل یکسال یا دو سال هم نیست، بلکه به قرن‌ها قبل برمی گردد. الان هم سعی نشده که عرف جامعه شکسته شود، بلکه به زبان علمی یکسری مسائل، به جامعه یاد داده می‌شود، اینکه زوج‌ها چطور باهم زندگی کنند و …»
«به هر حال باید قبول کرد که ارتباط جنسی یکی از مهمترین ارکان یک زندگی مشترک است و کوچکترین خللی در این ارتباط، پایه‌های زندگی مشترک را ویران می‌کند و حتی باعث می‌شود که زن و شوهر به فکر جدایی بیفتند. البته این دلیل نمی‌شود که اگر یک زوج ارتباط جنسی سالمی داشته باشند، زندگی زناشویی شان هم خوب است و خوشبخت هستند، این فکر کاملاً اشتباه است، زیرا ما پارامترهای زیادی برای گرمی زندگی زناشویی داریم، اما بازهم می‌گویم این پارامتر خیلی تعیین کننده است.»
آمارها نشان می‌دهد که یک ارتباط جنسی مناسب ۶۰ تا ۷۰ درصد باعث رونق زندگی زناشویی می‌شود و متأسفانه دیده می‌شود که خیلی از طلاق‌ها به خاطر نداشتن یک ارتباط زناشویی مناسب است.

●قصه‌های واقعی طلاق

اینجا دادگاه خانواده، پر از قصه است. قصه شکست. قصه پرغصه یک زندگی که مثل خود زندگی رنگارنگ است. همه اول می‌ترسند که بگویند آمده‌اند دادگاه. فرقی نمی‌کند خواهان باشی یا خوانده. اعتراف به اینکه زندگی اشتباه بوده و به بن بست خوردی سخت است. اما کم کم راه می‌افتی.
اینجا همه مثل هم هستند. چند ساعت که اینجا باشی می‌شوی جزو این جماعت. کم کم رنگ به صورتت برمی گردد. لرزش صدایت محو می‌شود و بلند و بدون خجالت حرف می‌زنی.
اینجا هر کس داستانی دارد. هر کس داستان دیگری را می‌پرسد تا ببیند زندگی خودش تلخ تراست یا دیگری. صبر او بیشتر است یا دیگری.
آنها که آمده‌اند توافقی جدا شوند، کارشان راحت تر است و جرأتشان بیشتر. نه مرد، زن را به زور نگه می‌دارد تا موهایش را سفید کند، نه زن تاب می‌آورد تا بچه‌هایش بزرگ شوند و جلوی پدر بایستند. حتی اینجا هم طلاق دو نفره بهتر است.
اینجا معلوم می‌شود کی فریب خورده، کی اشتباه کرده. اصلا نمی‌دانیم برای چه ازدواج می‌کنیم. آن وقت یک ماه، یک سال؛ ده سال بعد کارمان به دادگاه می‌کشد.
اینجا آخر خط است. آخر خط یک زندگی که روزی با هلهله و نقل و نبات و رؤیای سفیدبختی شروع شده و حالا با عدم سازش، فحاشی، دروغ، کتک، عدم تفاهم، بیکاری، نفقه، حضانت و اعتیاد و همسر دوم تمام می‌شود.
کاش همه آنهایی که با عجله از پله‌های محضر بالا می‌روند تا با عجله «بله» بگویند و اسمشان برود توی شناسنامه دیگری، قبل از همه آن امضاها سری به اینجا می‌زدند و آدم‌ها را نگاه می‌کردند. می‌دیدند چند عاشق دلباخته، چند لیلی و مجنون سابق توی دادگاه سر هم داد می‌زنند!
کاش قبل از عقد، از آدم امتحان بگیرند که زندگی را معنی کند. خودش را تعریف کند. کسی که قرار است همسرش شود را تعریف کند. اصلا آدم را مجبور کنند کلمه به کلمه عقدنامه را بخواند و تا همه را نفهمیده، عقد نکنند.

●آمار طلاق در ایران

نرخ ازدواج و طلاق در سال ۸۲ نسبت به سال ۸۱ به ترتیب ۶/۴ و ۵۹/۷ درصد افزایش یافت.
به گزارش ایسنا، نرخ ازدواج در کشور طی سال ۸۱ ، ۶۵۰ هزار و ۹۶۰ مورد بوده که این رقم در سال ،۸۲ به ۶۸۰ هزار و ۹۳۴ فقره افزایش یافته است.
همچنین طلاق ثبت شده در کشور طی این مدت از ۶۷ هزار و ۲۵۶ به ۷۲ هزار و ۳۵۹ مورد رسیده است.
براساس آمار سازمان ثبت احوال، بیشترین و کمترین نرخ طلاق طی سال گذشته به ترتیب با ۲۰ هزار و ۲۴۴ و ۱۸۳ فقره در تهران و ایلام رخ داده است.
همچنین بیشترین و کمترین نرخ ازدواج در کشور طی سال ۸۲ در شهرهای تهران و ایلام به ترتیب با ۱۱۱ هزار و ۱۵۱ و ۴ هزار و ۶۷۷ فقره گزارش شده است.
به گزارش ایسنا بیشترین رشد طلاق در سال ۸۲ نسبت به سال پیش از آن با ۱۸/۴۴ درصد مربوط به استان اصفهان و کمترین با ۱۳/۲۲ درصد مربوط به استان ایلام بوده است.
آخرین آمار منتشره در خصوص طلاق و ازدواج در کشور همچنین حاکیست استانهای کهکیلویه و بویراحمد و چهار محال و بختیاری به ترتیب دارای بیشترین و کمترین رشد ازدواج با ۶۷/۱۶ و ۱۴/۷ درصد بوده اند.
گفتنی است نرخ ازدواج و طلاق شهری در شهر تهران طی سال گذشته به ترتیب ۱۰۴ هزار و ۹۴ و ۱۹ هزار و ۵۶۲ مورد و میزان ازدواج و طلاق روستایی به ترتیب ۷ هزار و ۵۷ و ۶۸۲ مورد بوده است.
بدین ترتیب نرخ رشد ازدواج و طلاق شهری و روستایی در پایتخت طی سال ۸۲ نسبت به سال ۸۱ به ترتیب ۵/۳ و ۱/۵ درصد افزایش نشان می‌دهد.
به گزارش ایسنا: طی ۶ ماه اول سال ۸۴ طلاق رشدی ۷ درصدی داشته است. آیت اللهی رییس سازمان ثبت احوال با اشاره به طلاقهای ثبت شده در ۶ ماه نخست امسال گفت: از ابتدای سال جاری تا پایان شهریور ماه، چهل هزارو ۸۰۴ فقره طلاق در کشور ثبت شده است که این رقم در مدت مشابه سال گذشته (۳۸۰۲۲ مورد) بود و بیانگر رشد ۳۱۷/۷ درصدی است.

●زندگی پس از طلاق

طلاق، ضربه و بحران زندگی است که تأثیری عظیم بر شخص می‌گذارد. اگر طلاق را تجربه کرده‌اید یا این که در حال تجربه طلاق هستید، قلب ما نیز با شما همدرد است. افراد مشکلات مشترکی در مورد طلاق دارند. خیلی‌ها احساس شکست، خیانت و سردرگمی می‌کنند. البته این پایان داستان نیست. برای بسیاری از طلاقها سؤال اصلی این است (حالا چی؟) طلاق انتهای راه نیست. البته اصلا ساده نیست و چیزی هم نیست که ما انتخابش کرده باشیم اما هنوز هم راه حلهایی وجود دارد که شما می‌توانید انتخاب کنید.

علی دوستی، سمیه صیادی فر

منبع: روزنامه همشهری(با تغییر)

مقایسه عوامل زمینه‌ساز تقاضای طلاق ‌بر حسب جنسیّت

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.