مساجد

نوشته‌ها

آمریکا

 

اشاره:

ایالات متحدهٔ آمریکا (به اختصارUSA‏) کشوری در آمریکای شمالی، و به پایتختی شهر “واشنگتن دی‌سی” است. آمریکا سومین کشور پرجمعیت و چهارمین کشور پهناور جهان است، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع‌ترین سرزمین جهان شناخته می‌شود. آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، در غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایه‌است. این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا و از طریق آلاسکا مرز آبی با روسیه دارد. به علاوه، مجموعه‌ای از جزیره‌ها، ناحیه‌ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده‌اند.
این کشور در مجموع ۹٬۸۲۶٬۶۳۰ کیلومتر مربع وسعت دارد (که ۴۷۰ هزار کیلومتر آنرا جزایر پراکنده در اقیانوس آرام و دریای کارائیب تشکیل می‌دهند) و حدود ۳۰۰٬۴۱۰٬۰۰۰ نفر در آن زندگی می‏کنند.
بر اساس آمار سال ۲۰۰۲، ترکیب مذهبی مردم آمریکا متشکل از ۵۲ درصد پروتستان، ۲۴ درصد کاتولیک، ۲ درصد مورمون، ۲ درصد یهودی، ۱ درصد مسلمان و ۲۰ درصد ادیان دیگر یا بدون دین بوده است. با این حساب، حدود ۳ میلیون مسلمان در آمریکا زندگی می‏کنند ؛ اما آمارهای دیگر و نیز خود سازمان‏های اسلامی معتقدند جمعیت آنها در آمریکا بالغ بر ۷ میلیون نفر است. بهرحال حداقل ۹۰۰ هزار نفر از مسلمانان آمریکا را شیعیان تشکیل می‏دهند.
با تشکر از «آقای هومن پگاه‏مهر» مسؤول کمیته جوانان مرکز اسلامی نیویورک، آنچه می‏خوانید چکیده‏ای از نحوه زندگی مسلمانان آمریکا در ماه مبارک رمضان است

استقبال

ماه رمضان در آمریکا هم حال و هوای دیگری دارد. مسلمانان این کشور هم این ماه را جشن می‏گیرند و آن را گرامی می‏دارند.

افق‏های گوناگون

در آمریکا هم به دلیل پهنای کشور و افق‏های گوناگون، تشخیص زمان افطار و سحر یکی از مسایل مهم است. این مسأله پیش از این از مشکلات مردم بود و حتی وقتی چند سال پیش یک روحانی ایرانی مقیم این کشور، با تأسیس شبکه‏ای ماهواره‏ای که فقط اوقات شرعی را برای مردم ایالات مختلف بیان می‏کرد بینندگان زیادی را به خود جذب نمود. اما اکنون با وجود وب‏سایت‏های متعدد و نیز مساجد و مراکز و اطلاع‏رسانی در این زمینه، این مشکل حل شده است.

تغذیه

بزرگ‏ترین مشکل مسلمانان متدین آمریکا، دسترسی به “گوشت و غذای حلال” است. لذا آنها در هنگام افطار مجبورند مسافتی طولانی را برای رسیدن به منزل یا نزدیک‏ترین مؤسسه اسلامی طی کنند.

اگرچه با شناخته‏شدن جمعیت زیاد مسلمانان، رستوران‏های حلال نیز رو به افزایش است اما هنوز نمی‏تواند مشکلات مردم مقید به قیود شرعی را برطرف نماید.

مرکز اسلامی نیویورک

این مرکز، از جمله مؤسسات اسلامی است که پذیرایی افطار را برای مسلمانان سکن “نیویورک” فراهم می‏سازد. هم‏اکنون هر شب بیش از ۲۰۰۰ نفر برای نماز جماعت، صرف افطار و مراسم مذهبی به این مرکز می‏آیند.

زندگی آمریکایی

در حالی که مسلمانان دیگر نقاط جهان، شرایط هماهنگی را می‌گذرانند، همگی با هم افطار می‌کنند و کار و تجارت نیز با روزه تنظیم می‌شود، مسلمانان آمریکایی مجبورند خود را با شیوه زندگی آمریکایی وفق دهند و برنامه خاصی داشته باشند.

اطعام در مساجد

با توجه به مطلب بالا، برای کسانی که مجبورند در هنگام غروب آفتاب هم سر کارشان باشند اطعام مساجد یک نعمت بزرگ است. آنان هنگام افطار، سریعا خود را به مسجدی در نزدیکی محل کارشان که افطار می‌دهد، می‌رسانند و پس از گرفتن افطار، برای خوردن آن بسرعت به محل کارشان بازمی‌گردند.

احترام به مسلمانان

تأثیرات و تأثّرات این ماه دو طرفه است ؛ یعنی با وجود مشکلات مسلمانان آمریکا، آمریکایی‌های بسیاری نیز به واسطه رمضان با مسلمانان بیشتر آشنا می‌شوند و رابطه برقرار می‌کنند.

پیروان ادیان مختلف، با مشاهده مسلمانانی که برای اجرای دستور الهی، مبارزه با نفس و خودسازی، یک ماه تمام روزهدار هستند، برای مسلمانان آمریکا ارزش و احترام زیادی قائل می‏شوند.

رمضان، فرصتی برای ترک اعتیاد

سازمان‏های برجسته اسلامی در ایالات متحده از ماه مبارک رمضان برای تأدیب نفس سود برده و ستاد ضد دخانیات را به منظور ترک عادت استعمال دخانیات تشکیل داده‏اند. مسؤولان این سازمان‏ها می‏گویند: .هدف ما این است که معتادان در طول ماه رمضان به علت روزه‏داری و اراده قاطع، این عادت را ترک کنند. ماه رمضان دست کم نیمی از راهی که باید آنها برای ترک استعمال دخانیات طی کنند را فراهم کرده و نیم دیگر را نیز باید با عزم راسخ خود طی کنند. دین در مبارزه با عادات ناپسند چون استعمال دخانیات معجزه می‏کند.
آنان با توزیع پوسترها و برگزاری سمینارهای آموزشی اهداف خود را تبیین می‏کنند.

عید فطر

این عید کم‏کم در فرهنگ آمریکا جا می‏افتد. مثلاً تمبر می۴تمبر «عید مبارک» که به عنوان نخستین تمبر اسلامی در آمریکا در سال ۲۰۰۷ و به منظور گرامیداشت عید سعید فطر منتشر شده بود، در تابستان امسال سپتامبر ۲۰۰۹ تجدید چاپ می‌شود. بیشتر قطعات این تمبر که به مناسبت عید فطر دو سال پیش چاپ شد، بسرعت از سوی مسلمانان و مجموعه‌داران خریداری گردید و در حال حاضر این تمبر نایاب شده است.

کمپانی چند ملیتی “تایسون فودز” ـ بزرگترین تولید کننده گوشت جهان ـ که در ایالات متحده مستقر است نیز عید فطر را به عنوان تعطیلات رسمی برای کارکنان مسلمان این کمپانی به رسمیت شناخت.

خبرگزاری فارس- گروه بین الملل

مفهوم معمارى در هنر اسلامى

اشاره:

معماری پدیده است که با بشریت همراه است. معماری در دنیا بر مبنای فرهنگها و هنرهای مختلف رنگ و شمایلی خاصی دارد. دین مبین اسلام تحولی مهمی و قابل توجهی را در هنر معماری به وجود آورده است. در این نوشه مختصر به تأثی گذاری اسلام بر هنر معماری اشاره شده است.

 

 

خداوند می فرماید: تبارَکَ الَّذی جَعَلَ فِی‌السَّماءِ بُروجاً و جَعَلَ فیها سِراجاً و قَمَراً مُنیراً بزرگوارآن خدایی که درآسمان برج‌ها مقرر داشت و در آن چراغ روشن خورشید و ماه تابان را روشن ساخت.«سوره فرقان ـ آیه ۶۱»

 فضا در معماری اسلامی دارای زیبایی و تنوع نقش و رنگ مرتبط باهم می‌باشد. تزئینات در فضای معماری رابطه مستقیم با طرح بنا دارد و معنی و مفهوم اعتقادی در آن مشاهده می‌شود. همان‌طور که معماری اسلامی دارای فضاهای تعریف شده در ارتباط با طبیعت، فن ایستایی و تأسیسات دارد در تمام حجم‌های به‌وجود آمده در بنا ارتباط مستقیم بین تزئینات و معماری دیده می‌شود. به تعریف دیگر تزئینات وابسته به معماری جایگاه ویژه‌ای دارد، این ویژگی در ترکیب فضاها و تعریف سطح‌ها و تعدیل حجم‌ها و تقسیم‌بندی آن‌ها طراحی شده است.معماری زمینه‌ساز تزئینات، بوم‌های رنگ و نوشته‌ها است، تزئینات تعریف‌کننده فضا و خواناسازی حجم‌ها را برعهده دارد، حجم‌ها از تزئینات جداشدنی نیست چون حجم‌ها از ابتدا با نوع عملکرد فضاها و نیازها و اعتقادات طراحی شده‌اند با کمی دقت در فضای معماری اسلامی ملاحظه می‌شود که نوشته‌ها، خطوط هندسی، نقش‌ها و رنگ‌ها چنان معانی را بیان می‌نمایند که انسان را به تفکر وا می‌دارد. هنر اسلامی به موجب کتب و تواریخ معتبر، با ظهور دین اسلام متولد شد و با کسب تجاربی از هنرهای پیشین شروع به رشد و گسترش نهاد و در قرون ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۱ هجری قمری به اوج خود رسیده است و در مجموع تلفیقی است از روش‌هایی که در هنرها و سنت‌های مشرق زمین وجود داشته است.با اندیشیدن به موضوعات هنری که در کلیه آثار ساسانی وجود دارد درمی‌یابیم که در دوران هنر اسلامی، چگونه از آن موضوعات استقبال شد. تا آن‌جا که برای هنرمندان مسلمان امکان داشته است در مساجد، مدارس و حتی بناهای عام‌المنفعه نظیر کاروانسراها، آب‌انبار، بازار و… عناصری خودآگاهانه از طرح‌های ساسانی الهام گرفته شده است و منجر به ابداع طرح‌هایی جدید نظیر نقوش اسلیمی، ختائی در دوران اسلامی گردید.

جلوه و زیبایی معماری ایران به‌ویژه در دوران اسلامی به تزئیناتی که بیان اعتقادی دارند بستگی دارد، از قبیل کتیبه‌ها، آجرکاری، گچبری، کاشیکاری، حجاری، منبت‌کاری، آیینه‌کاری و نقاشی در تمامی ادوار اسلامی رواج داشته و در هر دوره‌ای با امکانات آن روزگاران پیشرفت و تکمیل شده است.

هنرمندان این رشته از هنرهای اسلامی با بهره‌گیری از انواع طرح‌های گیاهی، هندسی، ختائی و نوشته‌ها با توجه به اقلیم با استفاده از مصالح مختلف ساختمانی به معماری ایران اهمیت ویژه بخشیده‌اند. بناهای باقی‌مانده از دوران اسلامی مانند مساجد، مقابر، مدارس، کاخ‌ها، حمام‌ها و حتی پل‌ها دارای تزئینات گوناگونی است که معرف اهمیت این هنر در ادوار مختلف است. تزئینات معماری توسط ایرانیان، تکامل هنری عمده‌ای یافته است به‌طوری که در برخی از کشورهای اسلامی توسط هنرمندان ایرانی، بناهایی با تزئینات مختلف انجام گرفت، این بناها به مرور زمان و با شیوه‌های متفاوت و خاص هر دوره در هر کشور به اجرا درآمد.بدون تردید، تحقق این همه زیبایی و خلاقیت هنرمندان جز به مدد عشق به معبود امکان‌پذیر نبود و بیشترین جلوه آن‌ها را در مسجد، محراب و زیارتگاه می‌توان دید.خوشبختانه در کشور اسلامی ایران با وجود جنگ‌ها و ناملایمات زیاد که در طول تاریخ به‌خصوص در دوران اسلامی به وقوع پیوسته است آثار زیادی هنوز برجای مانده که به عنوان استادان گویا و کتاب‌های نخوانده به‌دست ما رسیده است که با بررسی و کار کارشناسی می‌توان تا حدودی به راز و رمز امن فضاسازی‌های هنرمندانه و عاشقانه پی برد. درک این موضوع زمانی که ایمان و اعتقاد به خالق نظام هستی خالص و قوی شود خودجوش است و جریان ذوق هنری در وجود انسان‌های هنرمند برقرار می‌شود و آثار پرمعنا، زیبا و نادر پدید می‌آیند. مصداق این نمونه یکی از مساجد ایران (مسجد جامع ورامین) است که به معرفی و توصیف آن می‌پردازیم.

تاریخچه مسجد جامع ورامین

این مسجد از نمونه‌های کامل مساجد چهار ایوانی است که در ایام سلطنت سلطان محمد خدابنده ساختمان آن شروع و بر طبق کتیبه سردر آن به سال ۷۲۲ هجری پایان یافته است. در یک دید کلی از خارج مسجد تصویری از یکپارچگی و تکامل است. تسلط گنبد با قدرت و تناسبات زیبا بر تمامی ساختمان و هماهنگی و ارتباط بسیار خوب ایوان جلوی آن از نظر تناسبات از ویژگی‌های این مسجد است. تزئینات بسیار متنوع و قوی بوده و با این‌که آسیب دیده‌اند تا آن حد باقی است که بتوان در مورد جلال و رونق قدیم آن صحبت نمود. روی دیوارهای جانبی سردر که زیر خیز نیم‌گنبد قرار گرفته تا آن‌جا که باقی‌مانده با طرح‌های اسلیمی و گره‌چینی و رنگ‌های آبی فیزوزه‌ای و لاجوردی کاشی‌کاری شده بود که از نظر طرح بسیار پرکار و استادانه است. سردر ورودی مسجد جامع ورامین شبیه سردرهای مسجد جامع نطنز و مسجدجامع اشترجان است.

تزئینات سردر با کاشی لعابی به رنگ‌های فیروزه‌ای و لاجوردی و آجر بدون لعاب و طرح‌های اسلیمی و نواری است. کتیبه‌ها از سفال قالب زده بدون لعاب بر روی زمینه‌ای مرکب از قطعات کوچک کاشی است.

گذشته از تناسبات کشیده و رفیع، از دیگر ویژگی‌های سردرهای دوره ایلخانی قرار دادن دو مناره در دو سوی ایوان است که علاوه بر جنبه‌های زیبایی‌شناسی در حقیقت از شیوه‌های ساختمانی این دوره و خود پاسخی معقول و منطقی در جهت افزایش ایستایی چنین سردرهایی است که از حجم سنگین پایه‌های دو سوی سردر کاسته و به ارتفاع آن اضافه شده است. این نوع معماری از دوره ایلخانیان به بعد متداول می‌شود که نمونه‌های باقیمانده آن از این دوره در اشترجان، قم، اصفهان و کرمان موجود است.

 توصیف تزئینات در فضای مسجد

با توجه به ارزش‌های گفته شده در مسجد جامع ورامین از نظر معماری و حجم و استواری با گفت‌وگویی که با کارشناسان این بنا انجام شد ارتباط فضای مسجد با تزئینات را در سه بخش می‌توان تفسیر نمود:

۱ـ نمای بیرونی به طرف شهر و بالعکس از دید شهر به طرف ورودی مسجد که این نما با آثاری که از آن باقی‌مانده نشان‌دهنده آن است که تمام سطح نما با کاشی‌های معرق فیروزه‌ای و لاجوردی تزئین شده است و دعوتی است از مردمی که در بیرون مسجد هستند که زرق و برق دنیایی در نمای مذکور جلب‌توجه نماید.

۲ـ بعد از فضای ورودی با سردری کوتاه وارد رواق مسجد می‌شویم که خیلی آرام و ساده انسان را به طرف صحن مسجد دعوت می‌نماید. وارد صحن که می‌شویم حیاطی به صورت مربع دارای چهار ایوان می‌باشد که کامل‌ترین بنای چهار ایوانی قرن ۷ هجری است. سه تا از ایوان‌ها باهم هم اندازه بوده و یک ایوان روبه‌رو که گنبدخانه را بر پشت خود مخفی نموده بزرگ‌تر و جلب‌توجه بیشتری می‌نماید و دارای کتیبه‌های آجری زیبایی می‌باشد که انسان را هدایت به مقصوره می‌نماید.

۳ـ فضای گنبدخانه خود از نظر معماری و تزئینات تعریف ویژه‌ای دارد محراب گچبری عظیم دوره ایلخانی با کتیبه‌های خط کوفی و پشت‌بغل‌های طاق‌ها با کاشی‌های فیروزه‌ای بسیار زیبا تزئین شده که این رنگ انسان را هدایت می‌نماید به فضای بالای گنبدخانه که با گل‌های کاشی و آجر منقوش شده و در نهایت به شمسه زیرگنبد می‌رسیم که به زیبایی خاص خود با کاشی و آجر کلمه اللّه تزئین شده است. سوره جمعه در کتیبه داخل مقصوره با خط کوفی نوشته شده اما آیه‌ای که انسان را دعوت می‌کند که روز جمعه سوداگری را رها کنید و در نماز جمعه شرکت نمائید را در داخل ایوان نوشته شده است. گذشته از این‌که این خطوط از نظر رنگ و تناسب و زیبایی و ترکیب با فضا تعریف والای خود را دارد اما از نظر معنوی و عرفان جایگاه‌های آن تعریف دیگری دارد یعنی کسی که به زیرگنبد رفت، دیگر این آیه به انجام رسیده است و این آیه برای کسانی است که در خارج گنبدخانه هستند. در تمام حرکات تزئینی مسجد خطوط گچبری زیرپا طاق‌ها و ایوان‌ها یک صدا با حرکت‌های نقش شده انسان را به زیرگنبد دعوت می‌نماید که این می‌رساند معمار سازنده مسجد فضای معماری و تزئینات و اعتقادات مردم را به درستی در جایگاه‌های خود ساخته و پرداخته است.

نتیجه‌گیری

به گفته بعضی منتقدین، این ترکیب (این نوع تزئینات) از قدرت بشر عادی خارج است، زیرا هیچ نقطه ضعفی در ترکیب فضاها به‌چشم نمی‌خورد. می‌توان دوگونه تعریف را بر این فضاسازی گذاشت:

۱ـ این طراحی‌ها و ساخته‌ها توسط استادان بزرگی که سال‌ها تجربه داشته و عالم به علم هندسه و شناخت رنگ، تاریخ و اعتقاد بوده‌اند ساخته شده است.

۲ـ این طراحی‌ها و ساخته‌ها توسط اشخاصی هنرمند که عاشق بوده‌اند و در خلوص به درجه‌ای رسیدند که به آن نظم جهانی و وحدانیت و ذات زیبایی جهان وصل شده‌اند و در ایجاد این‌گونه فضاها وقتی تصمیم می‌گرفتند هدایت شده انجام می‌دادند.

در نتیجه انجام کار کارشناسی و کندوکاو در تعریف‌های فوق و با توجه به مصداقی که از این هنرآفرینی در این پژوهش به آن اشاره شد می‌توان نتیجه گرفت که با کمی دقت در کلیه بناهای تاریخی کشور اسلامی ایران جدایی بین نقش، تزئینات و فضای معماری نبوده و به‌درستی تزئینات تعریف‌کننده فضاها و ارتباطات و توجهات بوده است. اگر متخصصان و تاریخ‌نویسان در بررسی‌های عمیق این ارزش‌ها را تعریف و مکتوب نمایند مسلماً معماری کشور ما پرمعناترین و به عبارت دیگر دارای عرفان خاصی از ترکیب رنگ و فضا و گفته‌ها و نوشته‌ها می‌باشد که انشاءاللّه با موقعیتی که در کشور پیش‌آمده تحقیقات عمق بیشتری پیدا نموده و ناگفته‌ها گفته خواهد شد.

فهرست منابع و مأخذ

۱) کیانی، محمدیوسف. تزئینات وابسته به معماری دوران اسلامی. تهران. انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور. سال ۱۳۷۶.

۲) گرابار، اولگ. شکل‌گیری هنر اسلامی. وحدتی دانشمند، مهرداد. تهران. انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. سال ۱۳۷۹.

۳) ویلبر، دونالد. معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان. ترجمه فریار، عبداللّه. تهران. انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب. سال ۱۳۴۶.

۴) مجله اثر. انتشارات سازمان ملی حفاظت آثار باستانی. شماره ۱۲. سال ۱۳۶۵.

 منبع: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامى

آزاده  محبعلى

گفت‌وگوی امام موسی کاظم علیه السلام با ابوحنیفه

ابو‌حنیفه می‌گوید: در دوران امام صادق ـ علیه‌السلام ـ به حج رفتم و چون به مدینه رسیدم، به خانه آن حضرت درآمدم و به انتظار اجازه ورود در دهلیز نشستم، ناگاه کودک نوپایی بیرون آمد؛ به او گفتم: ای پسر بچه، شخص غریب که در شهر شما آید، کجا قضای حاجتکند؟ گفت: «آرام باش»، سپس نشست و به دیوار تکیه کرد و گفت: «از کنار نهرها و زیر درختان میوه و سایه‌انداز مساجد و وسط جاده دوری کن، و پشت دیواری مخفی شو و جامه را بالا زن و رو به قبله و پشت به قبله مباش، و هرچه خواهی قضای حاجت کن.» آنچه از این کودک شنیدیم، مرا به شگفت آورد. به او گفتم: نامت چیست؟ گفت: «موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب». به او گفتم: ای پسر بچه، گناه از کیست؟ در پاسخ گفت: «از سه حالت بیرون نیست: یا از خداست، که از او نیست؛ زیرا سزا نیست پروردگار بنده را به آنچه نکرده عذاب کند، و یا از خدا و بنده با هم است، و همچنین هم نیست؛ زیرا برای شریک نیرومند، سزاوار نیست که شریک ناتوان را ستم کند و یا از خود بنده است، که از اوست؛ پس اگر خدا بگذرد، از کرم اوست و اگر کیفر دهد، به‌خاطر گنه و جرم بنده است.» ابوحنیفه گوید: امام صادق ـ علیه‌السلام ـ را ملاقات نکرده و برگشتم و بدانچه شنیدم بی‌نیاز شدم.(۱)

پی نوشت ها:

[۱] . بحرانی، تحف العقول، اسلامیه، ص۳۴۳، کتابفروشی اسلامیه،۱۳۵۴ش .   

مفاهیم شیعی در شکل‌گیری مساجد

تبلور مفاهیم شیعی در شکل‌گیری مساجد دوران صفویه و قاجاریه

چکیده

بارزترین تجلی‌گاه معنویت و هویت متعالی انسانی را می‌توان در لایه‌های پنهانی هنر قدسی[1] و اوج شکوفایی هنر معماری مقدس اسلامی را می‌توان در ساخت مساجد جست‌وجو کرد. در این بین، به نظر می‌رسد مساجدی که در دوران طلایی قدرت معنوی‌، مالی و سیاسی شیعیان در این سرزمین شکل گرفته‌اند، واجد هویت معنوی ویژه‌ای هستند. با تشکیل دولت صفوی در اوایل قرن دهم هجری و اعلام تشیع اثنا‌عشری به عنوان مذهب رسمی‌، ایران بعد از قرن‌ها، هویت ملی و سیاسی خود را بازیافت. از این‌رو مذهب تشیع، به‌تدریج در روح و جان ایرانیان نفوذ کرد و روح هنرمندان و معماران ایرانی به تشیع روشن گردید؛ لذا به آفرینش فضاهایی دست زدند که از روح و ماهیت تشیع سرشار بود. معماری مسجد به عنوان محمل بروز چنین عقایدی، از ظرایفی در طراحی برخوردار گشت که در دوره صفویه و پس از آن قاجار، به نهایت تکامل خویش دست یافت. در دوره قاجاریه، شیوه جدیدی در معماری ایجاد شد و معماران این زمان نیز دنباله‌رو معماران صفویه بودند. در این پژوهش، سعی شده تا با مقایسه معماری دوره صفویه و یک دوره بعد از آن (قاجاریه)، به بررسی اصول، مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران و نوآوری‌هایی پرداخته شود که از نظر فضا در این دوران به وجود آمده‌ است؛ هرچند به نظر می‌رسد، معماری دوره قاجار، قوت لازم خلق یک معماری جدید را نداشته است. از این رو در این پژوهش، دو شاه‌کار هنر و معماری اسلامی و شیعی این سرزمین‌، یعنی مسجد امام خمینی اصفهان و مسجد شهید مطهری تهران، با بازشناخت اصول قدسی حاکم بر طراحی مساجد شیعی بررسی تطبیقی شده است. بر اساس نتایج تحقیق، می‌توان تفاوت و به نوعی تکامل دوران صفویه تا قاجاریه را در عواملی چون طرح، فضا، نقوش جملات به‌کار رفته در کتیبه‌ها، رنگ‌های استفاده‌شده در تزیینات و مناره‌ها جست‌و‌جو کرد.

  1. هنر قدسی به معنای دقیق لفظ، شامل معماری و خوش‌نویسی است که با تار و پود صورت و معنای قرآن درآمیخته‏اند و گویی از آن جاری می‏شوند.

اصل مقاله

مذهب تشیع، در پی جریان تاریخی سقیفه و شکل‌گیری خلافت[1] با تأکید بر حقانیت و پیروی از امام علی(ع) و اهل‌بیت ایشان شکل گرفت و منادی رهبری نهضت عدالت ‌خواهانه ‌ای شد که در مقابل خلافت رسمی و اشرافیت عربی از خود واکنش نشان داد. ایرانیان از این زمان، با دو روایت از اسلام روبه‌رو شدند: اسلام خلافت و اسلام امامت. در این میان، شیعه یعنی اسلام امامت با روح ایرانی سازگارتر بود. استاد شهید مطهری در این باره می‏گوید:

حقیقت این است که علت تشیع ایرانیان و علت مسلمان شدنشان یک چیز است؛ ایرانی، روح خود را با اسلام سازگار دید و گم‌گشته خود را در اسلام یافت. مردم ایران که طبعاً مردمی باهوش بودند و به علاوه، سابقه فرهنگ و تمدن داشتند، بیش از هر ملت دیگر، نسبت به اسلام شیفتگی نشان دادند و به آن خدمت کردند. مردم ایران بیش از هر ملت دیگر، به روح و معنای اسلام توجه داشتند. به همین دلیل توجه ایرانیان به خاندان رسالت، از هر ملت دیگر بیش‌تر بود و تشیع در میان ایرانیان نفوذ بیش‌تری یافت؛ یعنی ایرانیان، روح اسلام و معنای اسلام را در نزد خاندان رسالت یافتند. فقط خاندان رسالت بودند که پاسخ‏گوی پرسش‏ها و نیازهای واقعی روح ایرانیان بودند. آن چیزی که بیش از هر چیز دیگر روح تشنه ایرانی را به سوی اسلام می‏کشید، عدل و مساوات اسلامی بود. از این رو، مذهب شیعه به تدریج در روح و جان ایرانیان نفوذ کرد. اگر چنین ریشه‌ای در روح ایرانی موجود نبود، صفویه موفق نمی‌شدند در قرن ده هجری با در دست‌گرفتن حکومت، ایران را شیعه و پیرو اهل‌بیت (ع) نمایند. مذهب شیعه در ایران، به دلیل گوهر انسانی و عقلانی خود، به عقاید اصیل ایرانی محتوا و جهت می‌بخشید. در چنین ترکیب و پیوندی بود که انسان ایرانی، هویتی تازه یافت و به تدریج عناصر متعالی و تاریخی تشیع در فرهنگ و آداب و رسوم مردم بروز کرد. روح هنرمندان و معماران ایرانی به تشیع روشن گردید؛ لذا دست به آفرینش فضاهایی زد که از روح و ماهیت تشیع سرشار بود. معماری مسجد به عنوان محمل بروز چنین عقایدی، از ظرایفی در طراحی برخوردار گشت که درک آن‌ها جز با شناخت دقیق مبانی اعتقادی شیعه امکان‌پذیر نیست. بدون شک این اعتقادات، در تمامی اجزا و عناصر مسجد شامل جانمایی و ارتباطات فضایی، تزیینات، میزان نور، رنگ، مقیاس و سایر عناصر مساجد تأثیر گذاشته و نمایان گشته است. (مطهری، 1362، ص113)

بر این اساس، شیعه علوی در طول هشت قرن تا عصر صفویه، نه‌تنها جهادی‌ای مستمر در فکر و عمل بوده که در برابر همه رژیم‌های استبدادی و طبقاتی خلافت اموی و عباسی و سلطنت غزنوی، ایلخانی و تیموری – که مذهب تسنن را مذهب اصلی خود قرار داده بودند – مبارزه می‌کرده است؛ بلکه هم‌چون یک حزب انقلابی مجهز، آگاه و دارای ایدئولوژی بسیار عمیق و روشن و شعارهای قاطع و صریح بوده و رهبر اکثر حرکت‌های آزادی‌خواه و عدالت‌طلب توده‌های محروم و مردم عدالت‌دوست به شمار می‌آمده است. (شریعتی، 1384، ص84)

یکی از ویژگی‌های معماری اسلامی به خصوص معماری مساجد، انعکاس یگانگی الهی و مسأله توحید است و این انعکاس به زیباترین شکل جلوه می‌کند. تجلی این زیبایی، با توجه به این حدیث قدسی است: «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد»[2] (علامه مجلسی، 1403، ص299). معماران اسلامی، در ساخت بناهای مذهبی به‌ویژه ساخت مساجد، به یگانگی خداوند که مبدأ همه چیز است توجه نمودند. در این پژوهش، سعی بر این است تا به عواملی پرداخته شود که بر معماری مساجد عصر صفویه و قاجاریه تأثیر گذاشته و نیز تفاوت بین این دو معماری بیان شود.

معماری شیعی در دوران صفویه و قاجاریه

الف) زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر صفویه

بنیان‌گذار صفویه در زمان حکومت خود (907ـ930ق) موفق شد تا با بهره‌گیری از یک ایدئولوژی ضد ‌سنی‌گری، تشیع را در ایران نهادینه کند تا به این شکل سدی در مقابل دولت عثمانی و ازبک‌ها ایجاد نماید. (حائری، 1357، ص120)

در عهد طهماسب یکم (930ـ982ق)، سعی بر آن بود که سیاست شاه‌اسماعیل اول دنبال شود. سیاست مذهبی صفویان را به سه دوره می‌توان تقسیم کرد:

  1. دوره آغاز: دوره‌ای که با سیاست خاص مذهبی شاه‌اسماعیل یکم آغاز می‌شود و این دوره با غلبه تفکر ایجاد یک حکومت مذهبی و تحکیم آن همراه است.
  2. دوره اوج: دوره‌ای که مذهب و روحانیان از اقتدار خاصی برخوردار می‌شوند که شاه‌اسماعیل آغازگر آن بود. این اقتدار در طول سلطنت شاه‌طهماسب اول نیز ادامه یافت و هم‌چنین سال‌ها از عصر شاه‌عباس اول را دربر گرفت.
  3. دوره افول: دوره‌ای که از اواسط سلطنت شاه‌عباس اول آغاز می‌شود و برکناری بسیاری از روحانیان و حذف مقام آنان را در پی دارد. (میراحمدی، 1369، ص50)

با به دست گرفتن قدرت توسط شاه‌اسماعیل در سال 905 قمری، حکومت شیعی و مقتدر صفویه بیش از دو قرن، مسند قدرت را در ایران در اختیار گرفت. دوره صفویه را یکی از پررونق‌ترین دوره‌های هنری ایران اسلامی می‌دانند (کیانی، 1374، ص103)؛ اما می‌توان آغاز دوران طلایی معماری شیعی را هم‌زمان با ظهور شاه‌عباس اول دانست. وی توانست به کمک استعداد چشم‌گیر و ذوق هنری خود و هم‌چنین بهره‌گیری از منابع مالی وسیع، دوران تازه‌ای را در معماری ایران آغاز کند. به واقع معماری این عصر را می‌توان دوران اعتلای معماری اسلامی دانست (پوپ، 1373، ص207)؛ دورانی که معماران برجسته‌ای چون استاد علی‌اکبر اصفهانی[3] و استاد محمدرضا اصفهانی، بانیان اصلی آن بودند و بناهایی در اوج تناسب و با ترکیبی برازنده از طرح و اجرا، ازآن دوره به یادگار مانده است؛ اما «با ظهور حکومت صفویه، بر اهمیت مسجد به مراتب افزوده شد. این بار مسجد، باید مظهر آرمان‌های تشیع و عامل شناساننده آن نیز گردد. به این ترتیب مساجد، به تعداد زیاد در سطح شهر ساخته و یا در محل مساجد قدیمی بازسازی می‌گردند؛ نه‌تنها در مقیاس شهر و مرکز آن، بلکه در هر محله و حتی هر کوچه» (اهری، 1377، ص24). در این دوره، مساجدی همچون مسجد شاه (امام)، در مقیاس عملکرد شهری احداث شده است.

ریشه‌های اصلی معماری دوران قاجار را باید در معماری دوران صفوی جست‌و‌جو نمود که هم‌زمان با تشکیل دولت قاجار در سال 1165شمسی و انقلاب 1789 فرانسه، به تدریج دچار تحول می‌شود. بنابراین «معماری دوره قاجاریه را معماری دوره دوم شیوه اصفهانی (‌مکتب اصفهانی) می‌دانند». (پیرنیا، 1380، ص243)

ب)  زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر قاجاریه

از اواخر دوره صفویه تا اواسط سلطنت ناصرالدین‌شاه، به علت آشفتگی‌های موجود و جنگ‌های پی‌درپی و بی‌ثباتی و فقدان امنیت، هنرهای معماری و تزیینات ساختمانی ایران که در دوران صفویه وسعت و تنوع زیادی یافته بود، طی این دوره به انحطاط گرایید. در دوره‌ قاجاریه، شیوه جدیدی در معماری ایجاد شد که باز هم بر پایه سبک اصفهان اما در ادامه آن بود که آن را می‌توان سبک تهران نام نهاد. سبک‌های آذری و اصفهانی که به‌ویژه در دوران صفویه و با استفاده از کاشی‌های هفت‌رنگ و لعاب‌های رنگارنگ معمول بود،‌ به دوران قاجار نیز راه یافت و به‌ویژه بهره‌گیری از سبک اصفهانی در بناهای عام‌المنفعه و مذهبی کاملاً مشهود بود. در دوره‌های میانی قاجار، تحولات جهانی و گسترش صنعت در جهان، بر بخش‌هایی از معماری ایران تأثیر گذاشت؛ به طوری که با آغاز قرن نوزده، نوعی آمیختگی معماری اصیل ایرانی با معماری مدرن، به چشم می‌خورد. به‌طور کلی، معماری دورۀ قاجاریه را به دو دور ۀ کلی می‌توان تقسیم کرد:

  1. دور ۀ اول: از آغاز سلطنت آغامحمدخان تا پایان سلطنت محمدشاه

در این دوره، نگاه حاکم بر معماری، هم‌چنان نگاهی درون‌زا و بر مبنای سبک اصفهان و به کمال رساندن آن است؛ مانند معماری حرم حضرت معصومه ” در قم و مسجد سلطانی.

  1. دور ۀ دوم: از آغاز سلطنت ناصرالدین‌شاه تا پایان حکومت سلسله قاجار

در این دوره بر اثر مسافرت‌های ناصرالدین‌شاه و اخلاف او و هم‌چنین اعزام عده‌ای از محصلان ایرانی به اروپا و تحت‌تأثیر قرار گرفتن هیأت حاکمه و نخبگان جامعه، سبکی در معماری آغاز می‌گردد که التقاطی از معماری بومی و غربی است. (کیانی، 1374، ص107)

معماری در دوره صفویه

با توجه به این که در دوران صفوی، تشیع مذهب رسمی ایران شد، آن‌چه در معماری اسلامی اتفاق می‌افتد، توجه به این مذهب و نوعی تصوف است که این توجه در بناهای متعلق به این دوران به‌وفور مشهود است.

پادشاهان، هنرمندان و معماران این دوران، بر ایجاد نوعی وحدت و یک‌پارچگی بین مردم تأکید دارند تا بدین‌ترتیب بتوانند تداعی‌کننده وحدت الهی باشند و این امر به ایجاد سبکی در معماری اسلامی می‌انجامد که معروف به شیوه اصفهانی و یکی از چهار شیوه معماری اسلامی ایران است. اساس این سبک، بر مبنای سادگی هر چه بیش‌تر در طرح‌ها و هندس ۀ بناست تا به اصول سادگی تداعی بخشد که اساس اسلام است. ضمناً از دیگر اصول این سبک، یکسان بودن تناسبات در بناست که همان مساوات و برابری انسان‌ها در پیشگاه عدل الهی را تداعی می‌کند. بناهای بسیاری از این دوره به جای مانده که اگرچه به لحاظ اصول معماری قابل توجه نیستند، از لحاظ تزیین و شکل ظاهری بسیار زیبا و بی‌بدیلند.

در واقع معماران دوره صفوی، به جای نوآوری مستقیم، ترجیح می‌دادند تا بخش‌هایی از بناهایشان را تذهیب و آراسته نمایند. اشکال سنتی که در این دوره بدون تلاش چندانی به مقیاس عظیمی به‌کار می‌رفت، به‌نهایت کمال خود رسید. (بانی‌مسعود، 1389، ص114-180)

معماری در دوره قاجار

معماری قاجار اصول، مبانی و الگوهای قدیم معماری ایران را ارتقا بخشید و نوآوری‌هایی از نظر فضا به وجود آورد. اما به نظر می‌رسد، قوت لازم در خلق یک معماری جدید را نداشته است. جایگاه و مرتبه معماری قاجار در تاریخ معماری گذشته ایران (قبل از دوره جدید)، می‌تواند محل بحث و تأمل باشد. اگر آثار معماری را از زاویه فضایی ارزیابی کنیم و به خلاقیت‌های فضایی در معماری توجه نماییم، معماری دوره قاجار ارزش پیدا می‌کند و در جایگاه برتر و تکامل‌یافته‌تری نسبت به معماری‌های دوره‌های قبل از خود چون زندیه و صفویه قرار می‌گیرد؛ زیرا خلاقیت‌های فضایی در معماری این دوره افزایش می‌یابد. تنوع فضاها بیش‌تر می‌گردد و فضاهای جدیدی خلق می‌شوند؛ فضاها به گشایش و سبکی بیش‌تری می‌رسند و الگوهای قدیمی معماری ایران، در جهت گسترش فضا تکامل می‌یابند. به طور خلاصه، اگر تکامل معماری را گشایش، شفافیت و سبکی فضاها بدانیم، معماری این دوره به عنوان مرحله تکامل معماری قدیم ایران مطرح می‌شود. اما وقتی به معماری از زوایای دیگری مانند اندازه‌ها، تناسبات، شکل‌ها و تزیینات نگاه کنیم، معماری دوره قاجار وضع نازل‌تری را نسبت به دوره‌های گذشته خود و به خصوص دوره صفوی نشان می‌دهد. شکل‌ها استواری و صلابت قبلی را ندارند و شکل‌های جدیدی وارد معماری می‌شوند که سطحی و تفننی‌اند؛ اندازه‌ها دقت لازم را ندارند؛ تناسبات در مرتبه پایین‌تری نسبت به تناسبات موزون و اندیشیده‌شده دوره‌های قبلی قرار می‌گیرند؛ تزیینات معماری گاه تا حد ابتذال سقوط می‌کند و بی‌بندوباری، غلو ناشیانه و هرج و مرج، جایگزین تزیینات محدود و باوسواس دوره‌های درخشان سلجوقی و صفوی می‌شود. از ویژگی‌های مهم فضای بنا که در واقع یکی از برجسته‌ترین ابداعات معماری قاجاریه نیز به‌شمار می‌رود، وجود مهتابی‌ها [4] و بهارخواب‌های وسیع در طبقه فوقانی است. این ابتکار، طرحی را به ‌وجود آورده که افزون بر القای حس محصور و معین بودن، حرکتی در جهت خلاف محدودیت فضا ایجاد می‌کند. چنین تدبیری در فضا‌سازی، امکان پیوند میان ناظر و بنا را مختل نمی‌کند و در همان حال، به پیچیدگی و غنای فضا می‌افزاید. هنر معماری این زمان در مقایسه با دور ۀ صفویه، به‌خصوص در مورد ساختمان و توده، بسیار ضعیف شمرده می‌شود. تنها در زمان حکومت طولانی ناصرالدین‌شاه به دلیل نفوذ هنر باختری، هنر معماری و نیز صنایع ظریف مانند گچ‌بری، آیینه‌کاری و کاشی‌کاری رونق یافت. ارتباط بیش‌تر ایران با غرب، معماران ایرانی را بر آن داشت تا عوامل مشخص معماری ایران را با روشن‌بینی و توجه خاصی با عوامل معماری غرب درآمیزند و آثاری به وجود آورند که از نظر هنری دل‌پسند باشد. معماری مدرن، به راحتی در زوایای معماری کهن ایرانی رخنه کرد، به طوری که در معماری بناهای دوران قاجار، تأثیر این سبک معماری آشکارا دیده می‌شود؛ اما به هر حال تأثیر معماری مدرن بر بناهای مذهبی، هم‌چون سایر بناها نبود؛ مسجد شهید مطهری تهران، از جمله بناهایی است که در این دوره در عناصر کالبدی خود دچار تحول می‌شود. این مسجد، یکی از شاخص‌ترین آثار معماری دوره قاجار به‌شمار می‌رود. (بانی مسعود، 1389، ص114-180)

تبلور تشیع در معماری مساجد

طراحی مکان‌های مقدس مذهبی در همه ادیان، از مهم‌ترین طرح‌های معماری محسوب می‌شود؛ چون تجلی جنبه‌های هنری و نمادپردازی هر دینی را در این مکان‌ها می‌بینیم، در حقیقت مساجد، مهم‌ترین تجلی ویژگی‌های فرهنگی و هنری جهان اسلام به شمار می‌آیند. رسمی شدن مذهب تشیع در دوره صفوی، فرصتی به دست معماران شیعی داد تا عقاید خود را آزادانه‌تر تبلیغ کنند و جهان‌بینی تشیع را در قالب آفرینش فضاهای مذهبی، به‌ویژه در معماری مساجد آشکار سازند. انسان شیعی، با پای‌بندی به اصول و عقاید مذهب تشیع، خود را به رعایت و توجه به آن ملزم می‌دانسته، لذا معماری مسجد، به دلیل موضوعیت خاص معنوی و روحانی‌اش، از روح و ماهیت تشیع سرشار است؛ به‌طوری که در هر دو بعد کالبدی مساجد (ایوان، حیاط مرکزی، حوض، ارتباطات فضایی و نحو ۀ حرکت و…) و حسی ـ معنوی (نور، رنگ، تزیینات، رقوم مقدس و…) اثرگذار بوده است. (دلاواله، 1384، ص83)

مجموعه شهر با معابر و گذرها، سمت و سازمان می‌یابد و در نهایت به مسجد منتهی می‌شود. ثقل سازمان هر مسجد نیز به نقطه مرکزی آن، یعنی زیر گنبد ختم می‌گردد. همه تاق‌نماها، رواق‌ها، شبستان‌ها، فضاهای باز، صحن‌ها و حتی نمادهای گوناگون و خطوط به نقطه مرکزی، به زیر گنبد متمایلند و زیرگنبد به نقطه اوج گنبد هدایت می‌شود؛ نقطه خاصی در بالای گنبد که نقطه وحدت است و رو به آسمان دارد؛ یعنی، مجموع مسجد در یک محور و مدار به وحدت می‌رسد و وحدت هم به خدای متعال اشاره دارد.

ستون‌های مساجدی که اصولی و بر اساس معماری اسلامی ساخته شده‌اند، شالوده‌ای مربع‌شکل دارند و به چهار عنصر جهان ماده اشاره می‌کنند. سپس ستون‌ها هشت‌ضلعی می‌شوند و پس از آن به دایره متمایل می‌گردند و به نقطه وحدت می‌رسند؛ یعنی چهار عنصر از مادیت آغاز می‌شوند، به هشت‌بهشت می‌رسند و سرانجام به وحدت و حق تعالی منتهی می‌گردند. به دلیل پیام یگانه‌پرستی مسجد، هیچ نماد و جلوه‌ای در این محل مقدس به کار نمی‌رود که شایان تفسیر به شرک، تجسم و تجسد باشد. (دلاواله، 1380، ص85)

همان‌طور که می‌دانیم، همه مساجد دوره صفوی دارای گنبد هستند و حتی فن گنبدسازی در این دوره، تکمیل شد. در هر دوره یکی از عناصر تزیینی در آراستن مساجد متداول بوده است؛ در عهد تیموریان و صفویان، کاشی‌کاری رواج بیش‌تری داشته و در مواردی نیز تزیینات آجرکاری, گچ‌بری و کاشی‌کاری با هم به کار گرفته می‌شد. هنرمندان دوره صفویه، از تجارب گذشتگان خود به‌ویژه در دوره سلجوقی و تیموری استفاده نمودند و با نوآوری‌هایی که به آن افزودند، توانستند شاخص‌هایی را در این زمینه ابداع کنند که خود باعث ایجاد تمایز هنر کاشی‌کاری این دوره با دوران پیشین گردید. درباره کاشی‌کاری صفویه، مطلب قابل توجه این است که کاشی‌کاری، هنر ابداعی صفویه به شمار نمی‌رود. در این دوره، با وجود اقتباس از هنر پیشینیان صرفاً به تقلید اکتفا نشده است. (قمی، 1359، ص648)

در ادامه به معرفی بنا، آرایه‌ها، شباهت‌ها و تفاوت‌های معماری مسجد شهید مطهری تهران و مسجد امام خمینی اصفهان می‌پردازیم:

الف) مسجد امام خمینی اصفهان

مسجد امام خمینی اصفهان، یکی از مسجد‌های زیبای ایران است که ساختمان آن در سال 1020 قمری آغاز شد و معمار آن یکی از بزرگ‌ترین معماران ایران، استاد علی‌اکبر اصفهانی بود (پیرنیا، 1382، ص291)

پوپ[5] در مورد این شاه‌کار معماری شیعی بیان می‌دارد:

این بنا نمایان‌گر اوج یک‌هزار سال مسجدسازی در ایران است. سنت‌های شکل‌دهی، آرمان‌ها، شعایر و مفاهیم دینی، نقشه که از ترکیب انواع قدیمی‌تر و ساده‌تر به آرامی کمال یافته، عناصر بزرگ ساختمانی و تزیینات، همه در مسجد امام، با عظمت و شکوهی که آن را در شمار بزرگ‌ترین بناهای جهان قرار داده، تحقق و یگانگی یافته است … جلوخان مسجد که خود تقریباً ساختمانی است، حالتی دعوت‌کننده دارد که جمعیت بیرون را به پناه، امنیت و تجدید قوا در مسجد فرامی‌خواند … و کاملاً بر میدان [نقش جهان] مسلط است، و در تضاد با کاخ برازنده شاهی، برتری خیره‌کننده دین را بر قدرت دنیوی و اهمیت اساسی دین را در زندگی شهر نشان می‌دهد … . حجم بنای شبستان ساده است. اجزای آن و رابطه‌شان دقیقاً تبیین شده. گنبد، چارچوب در و مناره‌ها، از شکل‌های متضاد آن‌ها ترکیبی هماهنگ و روح‌بخش می‌سازد. اگر شکوه رنگ و عظمت صحنه سردر و گنبد قبلاً خیره‌کننده بود، تکرار خوش‌آهنگ عناصر ساختمانی‌، تاق‌نماهای متقارن، ایوان‌های متعادل، آرامش حوض بزرگ وضو و اثر یکدست‌کننده رنگی فراگیر که بر همه جا گسترده، بر این جامعیت افزوده است. نقشه پی و ساختمان بنا، هر دو نشان‌دهنده اعتقاد به سادگی اسلامی است و مفهومی بنیادی را نمایان و بیان می‌کند که همانا برادری و برابری مؤمنان را که همگی از دست‌رسی بی‌واسطه به رحمت خداوندی برخوردار شده‌اند. حرکت و ارتباط، در همه جا تسهیل شده و در هیچ جا مانعی وجود ندارد … . از لحاظ شکل موقر، استحکام و استقرار آرام، در اظهار محکم و بیان استوار روح اسلام، این بنا کم‌تر نظیری دارد». (پوپ، 1373، ص217)

از جمله ابداعات این بنای شیعی، به این موارد می‌توان اشاره کرد:

  1. الحاق دو مدرسه ناصری و سلیمانیه در جبهه‌های جنوب شرقی و جنوب غربی صحن مسجد؛
  2. رعایت دقیق تناسبات اجزای ساختمان، در عین گستردگی سطح، عظمت ارتفاع و پیچیدگی پلان معماری؛
  3. رابطه و نوع قرار‌گیری مسجد نسبت به میدان نقش جهان و استفاده از نبوغ معماری در تعبیه دهلیز ورودی با زاویه چرخش 45 درجه‌ای به منظور قرارگیری محراب مسجد به سوی قبله. (اکبری، 1390، ص20-27)

ب)مسجد شهید مطهری تهران (سپهسالار)

مسجد و مدرسه شهید مطهری، به سبب جست‌وجوی معمارانه در جهت ایجاد تغییر و تحول در الگوهای طراحی و تزیین ابنیه، در عین احترام به سنن قدیمی، جایگاه خاصی در تاریخ معماری ایران اسلامی دارد. بر این اساس، به تشریح کلی از فضای معماری این مسجد می‌پردازیم.

مسجد سپهسالار در حدود سال 1283 قمری توسط میرزامحمدخان سپهسالار و اهتمام میرزانصرالله ساخته شده است (مشکوتی، 1349، ص207)، این مسجد در یک طبقه (بعدها یک طبقه بر بالای حجره‌های آن افزوده شد) ساخته شده و مشتمل است بر جلوخان وسیع که با دیوار تاق‌نما‌داری محصور شده؛ سردر با دو مناره کاشی‌کاری‌شده؛ هشتی گنبددار، دو شبستان ستون‌دار، صحن خوش‌طرح با رواق‌های ستون‌داری در اضلاع شرقی و غربی آن، تعدادی حجره در اضلاع شرقی، غربی و شمالی و حجره‌هایی که در دوره جدید‌تر بر بالای آن‌ها افزوده شده است. (اکبری، 1390، ص124) سردر ورودی مدرسه دارای کاشی‌کاری با کتیبه تاریخی به خط نستعلیق است. طرفین این سردر با تاق‌نماهای کاشی‌کاری‌شده چند طبقه و دو مناره استوانه‌ای‌شکل با پوشش کاشی، نماسازی شده است. در پشت ورودی‌، هشتی با پوشش گنبدی و رسمی‌بندی‌شده، قرار گرفته که در اضلاع آن درگاه‌های متعددی تعبیه گردیده است. صحن مسجد مربع مستطیل و باغچه‌کاری شده و حوض مستطیل‌شکلی در میانه دارد. بنا فاقد ایوان است، اما در اضلاع شرقی و غربی، دارای رواق ستون‌دار و خوش‌طرحی با ستون‌های سنگی چندضلعی است. (اکبری، 1390، ص125)

مقایسه تطبیقی مسجد شهید مطهری تهران و مسجد امام خمینی اصفهان

با آغاز دوره صفویه، کاربرد کاشی‌های زیرلعابی رواج یافت و این تکنیک در مساجد به کار برده شد. در این دوره، تکنیک‌های قابل توجه عبارتند از: کاشی‌کاری معرق، هفت‌رنگ و کاشی‌های خشت. هم‌چنین در دوره صفوی، از شیوه جدیدی از تزیینات چندرنگ (پلی‌کروم) زیرلعاب نیز استفاده شد. در این شیوه، بدنه‌ها ترکیب جالبی از طرح‌های آبی و سفید به همراه قرمز مایل به قهوه‌ای مشابه (ایزنیک) و سبز یا سبز مایل به زرد را نشان می‌دهند. با آغاز دوره عباسی و ابداع کاشی هفت‌رنگ، دیگر کم‌تر استفاده از معرق‌کاری در ابنیه کلاسیک اصفهان شاهد هستیم. بنابراین از صفحات‌ منقوش‌ و به‌هم‌‌پیوسته کاشی‌های‌ نما و تَرْک‌های‌ نگاره‌‌دار گنبدها، با رنگ‌های‌ بدیع‌ و نقش‌های‌ اسلیمى‌ و هندسى‌ آذین‌ شدند؛ به گونه‌ای که ساختمان‌های مذهبی این دوره از گنبد، ایوان، تاق‌نما، سردر ورودی و حتی منارها، با کاشی آراسته گردید. خطاطی و خوش‌نویسی روی کاشی نیز در آرایش بناهای مذهبی عمومیت یافت و بناهای متعددی با خطوط ثلث، نسخ، نستعلیق و خطوط دیگر تزیین شد. مسجد امام خمینی اصفهان، با بهره‌گیری از تجربیات معماری مساجد گذشته این سرزمین در طرح بنا و تزیینات، و به واسطه تدابیر جدید معماران آن، سبب‌ساز تحولی ژرف در معماری مساجد ایرانی شده است. با آن‌که نقشه افقی آن بر اساس مساجد چهارایوانی رایج در ایران شکل گرفته، نمونه بارزی از به‌کارگیری اندیشه ناب معماران حق‌طلب و خداجوی در خلق ترکیب‌های تازه در معماری به شمار می‌آید. در ادامه، به بررسی کاشی‌کاری در مسجد امام خمینی اصفهان می‌پردازیم.

بخش عمده شکوه و زیبایی مسجد امام خمینی اصفهان را تزیینات کاشی‌کاری منحصر به فرد آن به وجود می‌آورد که تمامی سطوح نمایان خارجی و همه سطوح داخلی بالایی از اره‌های مرمری را شامل می‌شود. اوج هنر کاشی‌کاری در این مسجد، بیش از هر بخش دیگری، در سردر ورودی و فضای جلوخان مشهود است. طرح‌های اسلیمی متنوع و کتیبه‌ها با کاشی‌های معرق اعلا، نمای ورودی را پوشانده است. نمای حیاط به دالان‌ها، تاقچه‌ها، با توده‌های مقرنس‌های روشن و نوارهای درازی از کتیبه‌های سفید درخشان آراسته است و سراسر آن از کاشی‌های معرق الوان (تصویر3) پوشیده شده که مایه‌های آبی بر بالای پوشش زیرین مرمر، با مایه‌های طلایی مستولی است.

ویژگی‌های خاصی در رنگ‌آمیزی نقوش کاشی‌کاری دوره قاجار به چشم می‌خورد که در دوره‌های قبل از آن دیده نمی‌شود. ویژگی اول، عدم استفاده از شیوه رنگ‌آمیزی تخت و یکدست است که در دوره‌های قبل رایج بوده، به ویژه در نقوش جدید که متأثر از نقوش اروپایی بود. شیوه رنگ‌گذاری و رنگ‌آمیزی طرح‌ها، بسیار راحت و سریع انجام شده و هنرمند در قید پرکردن و رنگ‌آمیزی دقیق و کامل داخل خطوط طراحی‌ها نبوده، بلکه با کم و زیاد کردن غلظت رنگی روی نقش‌مایه‌هایی چون گل و بوته و پرنده و میوه و مناظر طبیعی، سعی در القای نوعی حجم‌نمایی و بعدنمایی داشته است.

ویژگی دوم، کثرت و تنوع رنگی بود. در دوره صفویه، از تعداد مشخصی از رنگ‌های اصلی و سنتی استفاده می‌گردید، ولی در این دوره علاوه بر آن‌ها،‌ به رنگ‌های دیگر چون سبز روشن، مشکی، صورتی، بنفش و قهوه‌ای توجه شد و این توسعه و تنوع رنگی، بیش‌تر به جهت تغییر ماهیت نقوش این دوره بود. بنابراین، نقوش کاشی‌های بنا با همه کاستی‌ها و ضعف‌ها، از شخصیت و فضای تصویری و رنگی خاص خود برخوردار است. (اکبری، 1390، ص132- 137)

در دوره قاجار عموماً و در مسجد شهید مطهری به‌طور خاص، در کاشی‌های هفت‌رنگ آن که حجم بالایی از تزیینات آن را به خود اختصاص داده است، اصول سنتی طراحی و اجرای نقوش تزیینی شکسته شده و نوعی تنوع به جهت آزاد بودن و راحت بودن طراحی‌ها ایجاد می‌گردد و دیگر آن دقت و ظرافت نقوش تزیینی دوره‌های صفویه و زندیه دیده نمی‌شود. بدین جهت، خطوط به‌کاررفته در طراحی نقوش، دقیق و صاف نیست و اگرچه سعی شده نقوش متقارن باشند اما به لحاظ توجه‌نکردن به دقت و ظرافت و یا الزام در تسریع کار و اتمام آن و یا عدم استفاده از پیش‌طرح و بداهه‌بودن و طراحی مستقیم خطوط بر روی کاشی، این نقوش کاملاً قرینه نبوده، بلکه نوعی پراکندگی، جابه‌جایی وعدم توازن در آن‌ها دیده می‌شود. (اکبری، 1390، ص132- 137)

عوامل متمایز‌کننده در مسجد امام خمینی اصفهان و مسجد شهید مطهری تهران

  1. فضای مثبت و منفی در کاشی‌کاری‌ها

نقوش اسلیمی و ختایی، به دلیل نوع رنگ‌بندی به صورت لایه‌به‌لایه، به ترتیب فضاهای مثبت و منفی ایجاد می‌کنند، در لایه جلوتر، رنگ‌بندی گرم‌تر و روشن‌تر دیده می‌شود و نقش‌های لایه‌های زیرین را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. سرانجام در عین کثرت نقوش در قاب کاشی، یک نوع ارزش‌گذاری بر فضای منفی شاهد هستیم که خود مملو از نقوش درهم‌تنیده و پیچان است و رنگ‌بندی نزدیک به هم‌، مانع از بروز ازدحام در فضا می‌شود. رنگ در این فرایند، نقش مهمی را ایفا می‌کند و بر القای مفاهیم پنهانی فضاهای پر و خالی، تأثیر انکاری‌ناپذیری دارد. فضاهای منفی، اغلب با رنگ‌های تیره آبی، لاجوردی و سیاه پوشانده می‌گردد و در این راستا، اسلیمی‌ها و ختایی‌هایی را دربرمی‌گیرد که از رنگ‌های روشن‌تر و گرم‌تر تا رنگ‌های مشابه به زمینه، خود‌نمایی می‌کنند. فضاهای مثبت و منفی که در تعریف غربی تنها از اهمیت بصری برخوردار است، در هنر مقدس از جمله تزیینات کاشی، بر مساجد، باری معنوی پیدا می‌کند، به‌گونه‌ای که متأثر از عملکرد نقش‌ها، به صورت حرکات اسلیمی‌ها و ختایی‌ها، به واسطه نوع رنگ‌بندی، شدت و ضعف می‌یابد. (بوکهارت، 1383، ص140-146)

در مسجد‌های قدیمی، فضای حیاط را دیواره‌ای معمولاً دو طبقه محصور می‌کند و در چهار نقطه اصلی آن یعنی در دو محور طولی و عرضی حیاط، چهار ایوان استقرار می‌یابد (تصویر6 و 7). در واقع گشادگی‌های فضای حیاط به این چهار ایوان منحصر می‌شوند. در برخی از آثار دور ۀ صفوی، در حیاط مرکزی نوآوری می‌شود و گشایش فضای حیاط‌ها بیش‌تر است. در مسجد امام خمینی اصفهان هم دو حیاط بزرگ در اطراف شبستان اصلی استقرار می‌یابند و از طریق چندگشادگی به حیاط اصلی متصل می‌شوند.

اما کار اساسی در این زمینه، یعنی گشایش فضای حیاط، در دوره قاجار صورت می‌گیرد و راه‌حل‌های متعددی برای آن نشان داده می‌شود.

  1. فضای گنبدخانه

فضاهای گنبدخانه در مساجد اولیه معماری بعد از اسلام ایران از فضاهای اطراف و از جمله ایوان مقابل آن با دیواره‌های ضخیم جدا می‌شوند، اما کاملاً مشهود است که نیت معماران در طول زمان بر این بوده که حایل میان فضای گنبدخانه و فضاهای اطراف از میان برداشته شود. برای مثال، در مسجد امام خمینی اصفهان که مربوط به دوره صفوی است، ارتباط فضای گنبدخانه با فضای ایوان و هم‌چنین شبستان‌های مجاور آن بهتر می‌شود. به‌ویژه با ایجاد دو گشادگی بزرگ در بالای بدنه‌های شرقی و غربی گنبدخانه، ارتباط با فضای بیرون هم حاصل می‌گردد. به جرأت می‌توان گفت مدرسه سپهسالار از این نظر بهترین است؛ زیرا انتخاب یک پلان صلیبی علاوه بر آن که فضای گنبدخانه را با فضای ایوان و فضای حیاط در ارتباط مستقیم قرار می‌دهد، ارتباط آن را با فضاهای جانبی هم بدون هیچ مانعی تأمین می‌کند. در این‌جا فضا به حداکثر گشادگی و سیلان خود در الگوی گنبدخانه‌ها می‌رسد و گنبد، کیفیت معلق و بی‌وزنی را به دست می‌آورد. در مجموع، فضای گنبدخانه این مدرسه را می‌توان نقطه تکامل الگوی گنبدخانه‌ها از نظر گشایش فضایی دانست. (اکبری، 1390، ص132-137)

شکل‌ها، اندازه‌ها، تناسبات و کیفیت تزیینات در معماری قاجار

هرچند مدرسه سپهسالار با دو نوآوری عظیم در فضای حیاط و فضای گنبدخانه، نقطه انتهایی تکامل فضایی الگوی قدیمی مسجدها و مدرسه‌های معماری ایران و بعد از اسلام محسوب می‌شود (تصویر10)، اگر این مدرسه را از نظر شکل‌ها، اندازه‌ها و تناسبات بررسی کنیم، کیفیت نازل‌تر آن نسبت به آثار معماری برجسته دوره‌های قبلی و به‌ویژه دوره صفوی کاملاً مشهود است. در مدرسه سپهسالار، مجموعه گنبدخانه حجم بزرگی را اشغال می‌کند و تقریباً ضلع جنوبی حیاط مدرسه را به صورت کامل پر می‌سازد. از این رو، برخلاف دیگر گنبدخانه‌ها (مانند مسجد امام اصفهان)، تناسب نامطلوبی را نسبت به طول حیاط پدید می‌آورد و در تنگنا قرار می‌گیرد و انتخاب چهار منار به جای ۲ منار بر این مشکل می‌افزاید.

نتیجه

اسلام نقش مؤثری در تکامل و توسعه اغلب هنرها در ادوار مختلف به‌ویژه در عهد صفویه داشته است. دوره صفویه، با سیاست‌های خاص مذهبی شاه‌اسماعیل آغاز شد و بر ایجاد برخی تغییرات و نوآوری‌ها، از جمله الزام مردم به تشیع، ایجاد حکومتی مذهبی و تحکیم پایه‌های آن تأکید گردید. کارکردهای هویت‌بخش مذهب شیعه در دوره صفویه، در جایگاه رکن هویت ملی تبیین شد. رسمیت یافتن این مذهب و تأسیس دولت ملی، دو رکن فرومانده هویت ملی به شمار می‌آمد که با انقلاب صفوی تکمیل شد. با نگرشی کلی به هنرهای این دوره، باید پذیرفت که در دوره صفوی، بار دیگر عصر تازه و درخشانی در هنر ایران طلوع کرد. هنر بزرگ ایران، چنان که برخی به نادرست تصور کردند، به دوره پیش از اسلام منحصر نیست، بلکه در هر دوره‌، هنری پدیدار شده که در نوع خود زیبا و کامل بوده است. در دوره قاجاریه، نوآوری جدیدی در معماری ایجاد شد و معماران این زمان نیز دنباله‌رو معماران صفویه بودند، هنر معماری این زمان در مقایسه با دوره صفویه، بسیار ضعیف شمرده می‌شود. هنر معماری هم‌چون کاشی‌کاری رونق یافت و تا اندازه‌ای معماران ما در این زمان از هنر اروپایی تقلید می‌کردند. فضاهای مثبت و منفی که در تعریف غربی تنها اهمیت بصری دارد، در هنر مقدس از جمله تزیینات کاشی، بر مساجد، باری معنوی پیدا کرد، به‌گونه‌ای که متأثر از عملکرد نقش‌ها، به صورت حرکات اسلیمی‌ها و ختایی‌ها، به واسطه نوع رنگ‌بندی، شدت و ضعف یافت.

پی نوشتها

[1]. زمانی که پیامبر9 رحلت کردند، ابوبکر و عمر واقعه غدیر خم را نادیده گرفته، به سقیفه بنی‌ساعده رفتند و ابوبکر را جانشین پیامبر9 کردند.

[2]. «ان الله جمیل و یحب الجمال»

[3]. معمار مسجد امام خمینی اصفهان در دوره صفویه که از پیروان مذهب شیعه اثنا عشری بوده و ارادت خاصی به این مذهب داشته است.

[4]. مهتابی فضای بدون سقفی است که بالاتر از سطح حیاط قرار می‌گیرد دیوارهای این فضا نماسازی می‌شود و به این ترتیب به ایوانی شباهت پیدا می‌کند که سقف آن را برداشته‌اند این فضا معمولاً از سه طرف بسته و از جهت چهارم به فضای باز مشرف است.

[5]. آرتور آپهم پوپ (به انگلیسی: Arthur Upham Pope)‏ مورخ مشهور امریکایی آثار هنری ایران.

مراجع

  1. اعوانی، غلامرضا، حکمت و هنر معنوی (مجموعه مقالات)، تهران: گرّوس، 1375.
  2. اکبری، زینب، معماری مدارس علوم دینی دوره قاجار، تهران: آرمان شهر، 1390.

    3.اهری، زهرا و سیدمحسن حبیبی، «معماری شهری مسجد در مکتب اصفهان»، تهران: نشریه علمی پژوهشی صفه، ش26، س8، بهار و تابستان 1377.

  1. بانی مسعود، امیر، معماری معاصر ایران، تهران: هنر معماری قرن، 1389.

    5.بورکهارت، تیتوس، هنر مقدس، ترجمه جلال ستاری، تهران: نشر مرکز، 1381.

    6.پوپ، آرتوراپهام، معماری ایران، ترجمه غلامحسین صدری، تهران: فرهنگ‌سرا، 1370.

    7.پیرنیا، محمدکریم، آشنایی با معماری اسلامی ایران، تهران: دانشگاه علم و صنعت، 1370.

    8.حائری، عبدالهادی، تشیع ومشروطیت در ایران ونقش ایرانیان مقیم عراق، تهران: امیرکبیر، 1357.

    9.جعفری، سیدحسین محمد، تشیع در مسیر تاریخ، ترجم ۀ محمدتقی آیت‌اللهی، تهران: فرهنگ اسلامی، 1372.

    10.دائر ۀ‌المعارفبناهای تاریخی ایران در دوره اسلامی، مساجد، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، 1381.

    11.دلاواله، پیترو، سفرنامه، ترجم ۀ محمود بهروزی، تهران: قطره، 1380.

    12.شریعتی، علی، تشیع علوی تشیع صفوی، تهران: 1384.

    13.علی‌آبادی، محمدعلی، جلوه‌های جمال در مسجد، مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده، اصفهان: دانشگاه هنر، 1379.

    14.کیانی، محمدیوسف، تاریخ هنرهای ایران در دوره اسلامی، تهران: سمت، 1374.

    15.کیانی، محمدیوسف، معماری ایران دوره اسلامی، تهران: سمت، 1383.

    16.مجلسی، محمدباقر، بحارلانوار، ج1، بیروت: مؤسسه الوفا، 1403 ق.

    17.مشکوتی، نصرت‌الله، فهرست بناهای تاریخی واماکن باستانی ایران، تهران: فرهنگ و هنر، 1349.

    18.میر احمدی، مریم، دین و دولت در عصر صفوی‌، تهران: امیرکبیر، 1369.

    19.مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی؛ کلام عرفان حکمت عملی، تهران: صدرا، 1387.

    20.منشی قمی، احمدبن‌حسین، خلاص ۀ ‌التواریخ، تهران: نشر، 1359.

    21.نصر، سیدحسین، «اهمیت خلأ در هنر اسلامی»، ترجمۀ نادر شایگان‌فر، مجله خردنامه همشهری‌، ش٤، سال 1358.

نویسندگان: امیرمسعود دباغ ؛ شادی رهبر.

 

عزاداری و مراسم مذهبی شیعه در مساجد بر خلاف تعالیم قرآن

شبهه

برخی این شبهه را القا می کنند که بنا بر ايه 18 سوره جن مساجد اختصاص به خداوند دارد و شيعه بر خلاف این آیه مراسم مذهبی و عزاداری محرم را در مساجد انجام می دهد.

پاسخ

در پاسخ این شبهه بحث را در آیه شریفه متمرکز می کنیم:

در سوره جن آمده که: «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً ؛ و اينكه مساجد از آن خداست، پس هيچ كس را با خدا نخوانيد! »[1] در این بحث اول باید مراد از مساجد در آیه شریفه روشن شود تا بعد به پاسخ شبهه پرداخته شود:

فخر رازی در تفسیر کبیر می گوید در اینکه مراد از مساجد در این آیه شریفه چیست بین مفسرین اختلاف وجود دارد: اکثریت می گویند که مراد از آن جاهایی است که برای نماز و ذکر خدا بنا می شوند که بنا بر این قول مساجد کنایس و بیع(معبدهای یهود و نصاری) را شامل می شود. قول دوم این است که مراد از آن تمام سطح زمین است به دلیل اینکه پیامبر (ص) فرمود: « جعلت لي الأرض مسجداً» پس گویا خداوند می فرماید که تمام زمین را  برای خودش خلق کرده پس بر روی زمین برای غیر خالق آن سجده نکنید. قول سوم می گوید که مراد از مساجد نماز ها است بنابراین مساجد در این قول جمع مسجَد(به فتح جیم) می باشد ومسجَد به معنای سجود است. پس معنای آیه این می شود که سجده ها فقط برای خداست و برای غیر خدا سجده نکنید. قول چهارم اینست که مراد از مساجد در این آیه اعضای بدن انسان است که در هنگام سجده بر زمین قرار می گیرند و آن هفت موضع می باشد که عبارت اند از دو انگشت پا، دو زانو، کف دو دست و پیشانی. گوینده این قول سعید بن جبیر است که ابن الانباری نیز آن را اختیار کرده است و در تعلیل آن می گوید این اعضایی که سجده بر آنها می شود از برای خدای متعال خلق شده و نباید هیچ عاقلی برای غیر خدا بر آنها سجده کند. پس بنا بر این قول مراد از مساجد در آیه شریفه مواضع سجود است. قول پنجم  که از عطا و ابن عباس نقل شده مراد از مساجد مکه و تمام مساجدی که در آن است می باشد.[2]

علامه طباطبایی نیز به این اختلاف اشاره نموده و می گوید بعضی گفته اند که مراد از مساجد در این آیه کعبه  و بعضی گفته اند که مسجدالحرام است و برخی دیگر گفته اند که مراد از آن مسجد الاقصی است. اشکالی که بر این سه قول وارد است این است که کلمه «مساجد» جمع است و بر یک مسجد و دو مسجد منطبق نمی شود. بعضى  ديگر گفته ‏اند: همه حرم است. اين قول هم سخن بدون دليل است. بعضى  گفته ‏اند: همه سطح زمين است، چون رسول خدا (ص) فرمود: « همه زمين را براى من مسجد و طهور كردند»، اين حديث هم به بيش از اين دلالت ندارد كه امت اسلام مى‏ توانند در هر نقطه از زمين نماز بخوانند، به خلاف آنچه از كيش يهود و نصارى مشهور است كه نمازشان تنها بايد در كنيسه و كليسا واقع شود. این حديث تنها جواز را مى‏ رساند، اما اينكه همه زمين را مسجد بخواند تا هر جا كلمه مساجد گفته شد شامل قطعه قطعه‏ هاى سطح زمين گردد چنين دلالتى ندارد. بعضى  هم گفته‏ اند: مراد از آن نمازها است كه جز براى خدا خوانده نمى‏ شود، اين نيز سخن گفتن بدون دليل است.

از امام جواد (ع) روايت شده كه مراد از مساجد اعضاى هفت گانه بدن آدمى است كه در هنگام سجده بايد روى زمين قرار گيرد و عبارتند از: پيشانى، دو كف دست، دو سر زانو و دو سر انگشتان بزرگ پا.

با توجه اين حديث آنچه به نظر مناسب‏ تر است اين است که مراد از «المساجد لله» مواضع هفت گانه سجده است که از اعضای بدن انسان به شمار می‌آیند و این مواضع هفت گانه سجود تشريعا به خدا اختصاص دارد ؛ نه اينكه غير از اين هفت عضو از بدن انسان ملك خدا نيست. بلکه همه بدن انسان ملك تكوينى خدا هست و اين هفت عضو تشريعا هم از آن خداست.

مراد از «دعاء» كه فرموده «پس غير خدا را نخوانيد» نيز همان سجده است، چون روشن‏ ترين مظاهر و مصاديق عبادت و يا خصوص نماز همان سجده است. و اصلا نماز به خاطر سجده است، كه عبادت ناميده مى ‏شود.

با توجه با اینکه جمله «أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ» به منزله تعليل براى جمله بعد است كه مى‏ فرمايد:«پس با خدا احدى را نپرستيد و نخوانيد»، در حقيقت تقدير آيه چنين است: «لا تدعوا مع اللَّه احدا غيره لان المساجد للَّه؛ یعنی با خدا احدى غير او را مخوانيد، براى اينكه مساجد تنها مال او است». همچنان به دلیل اینکه مراد از« دعا» عبادت و پرستش است، در جاى ديگر هم عبادت را دعا و دعا را عبادت خوانده و فرموده:«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ؛ پروردگارتان گفته كه مرا بخوانيد تا دعايتان را استجابت كنم، چون كسانى كه از عبادت من استكبار مى ‏ورزند، به زودى در كمال خوارى داخل جهنم خواهند شد»[3]. پس معناى آيه اين است كه: بگو به من وحى شده كه چند نفر جنى چنين و چنان كردند، و نيز به من وحى شده كه اعضاى سجده مختص به خداى تعالى است، پس سجده را تنها براى خدا انجام دهید، و اين اعضا را در سجده براى او بكار بنديد- و يا او را تنها با اين اعضا عبادت كنيد- و سجده مكنيد و يا عبادت مكنيد غير او را.[4]

بعد از این اقوالی که بیان شد با جمع شدن دو مطلب این کارهای شیعیان در معرض شبهه و اشکال قرار می گیرند:

  • مراد از مساجد در آیه شریفه مکان هایی باشد که برای عبادت خدا و نماز گذاردن ساخته می شوند.
  • این کارهای شیعیان مصداق عبادت غیر خدا باشد.

اما قول صحیح اینست که مراد از مساجد در آیه شریفه همان مواضع هفتگانه انسان است که در هنگام سجده بر زمین قرار می گیرند و این مواضع فقط برای خداوند است که باید بر زمین قرار گرفته و به این ترتیب خداوند مورد عبادت قرار بگیرد و عبادت برای غیر خدا که در قالب سجده و تماس این مواضع بر زمین تحقق پیدا می کند حرام و موجب شرک است. اگر مراد از مساجد در آیه مکان هایی خاصی باشد که برای نماز گذاردن بنا می شوند، مفاد آیه این خواهد شد که در مساجد غیر خدا را عبادت نکنید اما در غیر مساجد اشکالی ندارد واین مفاد را هیچ ملسمانی قبول ندارد. پس آنچه که در همه ­ مکانها و همه زمانها حرام و از طرف خداوند ممنوع شده سجده کردن و عبادت برای غیر خدا است.

به فرض اینکه مراد از مساجد همین مساجد معروف باشد، این کارهای شیعیان عبادت غیر خدا به حساب نمی آیند تا بر آنان اشکال وارد گردد و اگر این مراسمی که در شبهه ذکر شده مصداق عبادت بودند در غیر مسجد هم انجام آنها حرام است چون حرمت عبادت غیر خدا، جا و مکانی خاصی را بر نمی تابد؛ بلکه در همه جا حرام است. پس برخی از این مراسمی که در قالب دعا و توسل و امثال اینها انجام می شوند از مصادیق عبادت خدا به شمار می آیند و نیز سخنرانی ها و مجالس عزا  و امثال اینها نیز برای خدا است به دلیل اینکه در این مراسم مردم به عقاید و احکام دین رهنمون شده و به وسیله آنها ارشاد و هدایت گردیده و از واقعیات و حوادث تاریخی اسلام باخبر می شوند و از نظر شرعی که قرآن و احادیث نبوی باشد انجام این کارها نه تنها در مساجد هیچ منعی ندارند بلکه از امور پسندیده به شمار می آیند. چنانچه که در صدر اسلام حتی فرماندهی امور جنگی و قضاوت در مساجد انجام می گرفت که امروز متاسفانه در مساجد اثری از این کارها دیده نمی شود.

به هر حال این کارهای شیعیان در مساجد برای تبلیغ دین و ترویج اسلام و تحکیم عقاید مردم است. و انجام آنها در مساجد هیچ منع شرعی و عقلی ندارد. و از عبادت غیر خدا هم به شمار نمی آیند.

پی نوشت ها:

[1] . جن/ 18.

[2] . فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج30 ص 143، دار الكتب العلمية – بيروت – 1421هـ – 2000م، الطبعة: الأولى

[3] . مؤمن/ 60.

[4] .طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن(ترجمه موسوی همدانی)، ج20ص7877

نویسنده: حمید رفیعی

آراستن قبور آئمه و مساجد با طلا و نقره

شبهه

یکی از شبهاتی که هابی‌ها بر علیه شیعه طرح کرده اند آراستن قبور أئمه و مساجد با طلا  نقر ه از سوی شیعیان است. آنان می گویند این کار شیعیان بدعت است.

پاسخ شبهه

     آراستن و تزیین قبور ائمه و مساجد ربطی به مسائل اعتقادی ندارد بلكه بحث فرعی و فقهی است كه بزرگان و فقیهان هر مذهب بر طبق اصول و مبانی خودشان آن را استنباط می نمایند، لذا این مسأله در كتاب الصلاة و دیگر ابواب فقه مورد بحث قرار گرفته است. به عنوان مثال بخاری در صحیح، شیبانی در جامع الصغیر، ابن قدامه در الشرح الكبیر و علماء شیعه هر كدام در كتاب الصلاة، در بحث مربوط به مساجد این فرع را مطرح كرده و حرمت، كراهت یا جواز را برای آن اثبات نموده اند.

بررسی دیدگاه فریقین

این ادعا كه تزیین و آراستن مساجد و مشاهد مشرّفه مطلقا كار حرامی است و نیز نسبت این فعل حرام به شیعیان، ادعای محض و ناشی از جهل و بی اطلاعی است، پس لازم است هر کدام از مشاهد و مساجد از نظر فقهی و حكم تكلیفی به طور جداگانه مورد بررسی قرار داده شود:

  1. قبور ائمه -علیهم السلام- و مشاهد مشرفه: تزیین و آراستن مشاهد مشرفه و قبور ائمه -علیهم السلام- اگر چه با طلا و نقره هم باشد، هیچ حرمت و منع شرعی ندارد و در كتاب و سنت نبوی از حرمت یا كراهت این كار سخنی به میان نیامده است و چنین كاری صرفا به جهت تكریم و تعظیم و بزرگداشت مقام آنان و ابراز محبت و عشق نسبت به آنان می باشد. این همان كاری است كه رسول گرامی اسلام – صلی الله علیه و آله و سلم- به عنوان اجر رسالت از مسلمانان به دستور خداوند تقاضا نموده كه فرمود: «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القربی»[1] (ای پیامبر به آنان بگو كه در برابر انجام رسالت، هیچ اجر و مزدی از شما طلب نمی كنم مگر دوستی و محبت اهل بیتم). در متون فریقین وارد شده كه مراد از «القربی» اهل بیت -علیهم السلام-  هستند[2]، از این‌رو شیعیان، ساختن بناء بر قبور ائمه -علیهم السلام-  جهت تسهیل در امر زیارت زائران و تعظیم، آراستن، تزئین و تطهیر آن را نوعی ابراز عشق و محبت و دوستی نسبت به اهل بیت و أداء اجر رسالت می دانند.

البته تنها دلیلی كه به عنوان مانع از جواز تزیین مشاهد مشرفة می تواند ذكر شود، اسراف است و چون تزیین به خاطر غرض عقلایی و معتدبه، یعنی تحسین و تعظیم شعائر و محبت نسبت به اهل بیت است از تحت عنوان اسراف خارج می شود.[3]

نتیجه این شد که در بین شیعیان، ائمه و اهلبیت پیامبر علیهم السلام از جایگاه و منزلت و مقام والایی برخوردارند، لذا قبور آنان به صورت رفیع و با شكوه و عظمت و مزین ساخته می شود كه در واقع این كار نوعی تعظیم و احترام و بزرگداشت مقام آنان محسوب می شود، چنانچه در دیگر بلاد و دیگر ادیان هم مرسوم است كه قبور و آرامگاه شخصیت های سیاسی و مذهبی خود را مجلل و با شكوه می سازند و یا در مكان های خاص و ویژه ای آنان را دفن می كنند كه این كار به جهت تجلیل و بزرگداشت مقام آنان است.

  1. مساجد: با مراجعه به متون فقهی فریقین، مشاهده می كنیم كه تزیین مساجد از مسائلی است كه مورد بحث و بررسی قرار گرفته و در آن، اختلاف اقوال وجود دارد البته تزیین، مصادیق زیادی دارد، از جمله تزیین با طلا و نقره، رنگ زدن مساجد و… كه در ادامه به اختصار به بیان آن می پردازیم.

الف) تزیین با طلا و نقره

در مذهب شیعه، اكثر قریب به اتفاق علماء، قائل به حرمت تزیین مساجد با طلا و نقره هستند؛ از جمله شیخ طوسی در مبسوط[4]، علامه حلی در ایضاح الفوائد[5]، محقق در شرایع[6]، شهید ثانی در مسالك[7]. البته بعضی از معدود علمایی هم كه حرمت را قبول ندارند، قائل به كراهت هستند[8]، لذا مردم به تبعیت از بزرگان خود از تزیین مساجد به این صورت خود داری می كنند و در مساجد آنان چنین چیزی مرسوم نیست. از این‌رو مساجد شیعه در دنیا با طلا و نقره تزیین نشده است.

اما در مذهب اهل سنت، با وجو اینکه عباراتی در مذمت این كار بیان شده از جمله این كه پیامبر اكرم – صلی الله علیه و آله و سلم- فرموده است: «یأتی علی أمتی زمان یتباهون بالمساجد» یعنی روزی می آید كه امت من مساجد را وسیله ای برای تفاخر خود قرار می دهند.[9]از ابن عباس نقل شده كه: «لتزخرفنها كما زخرفت الیهود و النصاری»[10] شما مسلمانان مساجد خود را همچون یهود و نصاری زینت خواهید داد، ولی در عین حال در بین فقهای آنان عده زیادی قائل به جواز این كار شده اند، به عنوان نمونه، ابو حنیفه می گوید: «تزیین و نقش مساجد با آب طلا اشكالی ندارد»[11]، همچنین شیبانی در «جامع الصغیر[12]» و احمد العینی در «البنایه فی شرح الهدایة»[13] قائل به جواز هستند و ابن قدامه در «الشرح الكبیر»[14] قائل به كراهت شده است. نقل شده، اولین كسی كه مساجد را به این طریق تزیین می كرده ولید بن عبدالملك مروان بوده و صحابه در مقابل این كار سكوت می كردند.[15]

پس اولا شیعه تزیین مسجد را با طلا و نقره جایز نمی داند. ثانیا نمی توان به طور مطلق، ادعای حرمت كرد و ثالثا خود اهل سنت در این كار پیش قدم و قائل به جواز هستند.

ب) رنگ زدن مساجد

هیچ دلیلی بر حرمت رنگ زدن مساجد وجود ندارد و كسی قائل به عدم جواز نشده است. از عبدالله بن عمر نقل شده: مسجدی كه در زمان پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- ساخته شده بود، در زمان عثمان مورد بازسازی قرار گرفت به طوری كه دیوارها و ستون های آن منقوش و رنگ آمیزی گردید.[16] همچنین نقل شده كه عمر بن عبدالعزیز مسجدالنبی را منقش كرد و هیچ كسی او را از این كار منع نكرد.[17]

ج) تزئینات معمولی

آراستن و تزیین و طهارت و پاكیزگی مساجد درحدی كه منزلت و شرافت آن ایجاب می كند، نمی تواند كار حرام و قبیحی باشد. سیوطی در ذیل آیه 36 سوره نور نقل می كند كه: رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- به ما امر نموده كه در نزدیكی خانه های خود مساجدی بسازیم و از صنایعی بدیع در آن استفاده كنیم و آن را پاكیزه نگاه داریم.[18] همچنین ابن ابی حاتم از علمای قرن دوم هجری در ذیل این آیه «ترفع» را به معنای «تعظم» (تعظیم شود) گرفته و در تفسیر آیه می گوید: «اذن الله فی بنائها و رفعها و امر بعمارتها و تطهیرها»[19] یعنی خداوند اذن داده به ساختن مساجد و تعظیم و بزرگداشت آن و امر كرده به آبادانی و پاكیزه و طاهر نگاه داشتن آن. ابن حجر عسقلانی از ابن منیر نقل می كند: «چون كه مردم خانه های خود را با عظمت و رفیع و محكم بناء می كنند و آن را به شكل مطلوبی تزیین می كنند، پس باید چنین كاری در مساجد هم انجام شود تا اهانت و بی احترامی به آنها نباشد».[20]

تعظیم شعائر اسلامی

یكی از وظائف مهم مسلمانان تعظیم و بزرگداشت و اهمیت دادن به شعائر الهی و اسلامی است. خداوند می فرماید: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب»[21] هر كس شعائر الهی را بزرگ دارد، این كار نشانه تقوای دل هاست. در بین مسلمانان اعم از شیعه و سنی، اهمیت دادن، محترم شمردن و عظمت و شكوه دادن به مساجد یكی از شعائر محسوب می شود و به همین خاطر مسلمانان در تمام بلاد اسلامی، مساجد را به صورت مجلل و با شكوه و عظمت بنا می كنند و هر كدام بر حسب فرهنگ، آداب، رسوم، و بافت اجتماعی و سنتی خود، از نقشه ها و معماری های خاصی استفاده می نمایند. شاهد بر این مطلب مساجد رفیع، با عظمت و آراسته شده ای است كه در اكثر كشورهای اسلامی به چشم می خورد.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

[1]. شوری،23.

[2]. معجم كبیر طبرانی، دار احیاء التراث العربی، 1404، ج3، ص47 و تفسیر فخر رازی،  دار احیاء التراث العربی، ج27، ص166 و هیثمی، مجمع الزوائد، دار الكتب العربی، چاپ سوم، ج7، ص103

[3]. نجفی، محمدحسن، جواهر الكلام، دار الكتب الاسلامیه، ج14، ص90

[4].طوسی، مبسوط، مكتبة المرتضویه، چاپ سوم، ج1، ص160، كتاب الصلاة.

[5]. یوسف بن مطهر حلی، ایضاح الفوائد، اسماعیلیان، ج1، ص93، كتاب الصلاة.

[6]. محقق حلی، شرایع الاسلام، ج1، ص152، مؤسسه معارف اسلامی، كتاب الصلاة.

.[7]شهید ثانی، مسالك الافهام، مؤسسه معارف اسلامی، ج1، ص327.

[8]. شهید اول، مؤسسه نشر اسلامی، ج1، ص278، كتاب الصلاة.

.[9] احمد بن علی بن المثنی التمیمی ، مسند ابی یعلی، ج5، ص200، دارالمأمون للتراث.بی‌تا.

.[10] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج1، ص120، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ و سنن بیهقی، دار المعرفة، ج2، ص439

.[11] تفسیر قرطبی، ج12، ص266،  دار الكتاب العربی، ذیل آیه 36 نور

.[12] شیبانی، جامع الصغیر، عالم الكتب، ص 121

.[13] احمد العینی، البنایه، دار الفكر، ج2، ص562، كتاب الصلاة

[14]. ابن قدامه، الشرح الكبیر، دار الفكر، ج1، ص208

[15]. ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، بیروت، دار المعرفة، ج1، ص540

[16]. صحیح بخاری، همان، ص121. و سنن بیهقی، همان، ص438

.[17] تفسیر قرطبی، همان

.[18] سیوطی، الدر المنثور، ج6، ص203،بیروت، دار الفكر، چ1، 1403ق.

.[19] ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج8، ص2605،بیروت، كتبة العصریة.

[20] فتح الباری، همان

[21] حج/32