مربی

نوشته‌ها

امام حسن (ع) و آموزه‏هاى تربیتى

اشاره:

تربیت امروزه نه تنها در جوامع و خانواده‏هاى مسلمان مورد توجه قرار گرفته و هر پدر و مادرى آرزو مى‏کند که فرزندان خود را طبق رهنمودهاى صحیح و اصول و ارزشهاى والاى انسانى و الهى تربیت نموده و در آینده فرزندى رشد یافته و کارآمد داشته باشد بلکه اهداف عا لى و اخلاقى تعلیم و تربیت از مهم‏ترین دغدغه‏هاى جهانى است. سازمان ملل متحد در بند۲ از ماده ۲۶ اطلاعیه جهانى حقوق بشر مقرر داشته است که: تعلیم و تربیت باید به توسعه شخصیت انسان و تقویت و احترام به حقوق بشر و آزادى‏هاى اساسى متوجه گردد و تفاهم و اغماض و مودت را بین کلّیه ملل و دسته‏هاى نژادى و مذهبى به وجود آورد و موجب پیشرفت فعالیت‏هاى ملل متحد در راه حفظ صلح شود.(۱)

موضوع این نوشتار افزون بر اهمّیتى که در خودمسئله تربیت وجود دارد به نقطه نظرات شخصیتى برمى‏گردد که خود نمونه بارزى از یک انسان کامل و تربیت یافته در مکتب نبوى، علوى و فاطمى است و هم چنین پرورش دهنده فرزندانى است که هر کدام به نوبه خود به عنوان اسوه‏هاى عالى و تجلى ارزشهاى والاى انسانى در تاریخ بشر مى‏درخشند. امام حسن مجتبى(ع) همان شخصیت تربیت یافته در دامان رسالت است که پیامبر اکرم(ص) در مورد وى فرمود: حسن پسر من است ،او از من است. او نور چشم من و روشنائى قلب من مى‏باشد، او میوه جان من است، او سید و آق اى جوانان اهل بهشت است. او حجت خدا بر امت من مى‏باشد. دستورات او دستورات من و سخن او سخن من است، کسى که از او پیروى کند او از من است و کسى که با دستورات او مخالفت کند از من نیست.(۲)

خصلت‏هاى زیبا و کمالات عالى انسانى آنچنان در وجود مقدس وى مى‏درخشد که حتى دشمنانش را نیز به اعجاب و تحسین واداشته است. ابن حجر عسقلانى از دانشمندان اهل سنت مى‏نویسد:

هنگامى که حسن بن على(ع) از دنیا رفت یکى از دشمنان سرسخت آن حضرت در تشییع جنازه او گریه مى‏کرد. حسین بن على(ع) به او گفت: تو با آن همه اذیت و آزار و مخالفت که در مورد برادرم روا مى‏داشتى باز هم گریه مى‏کنى؟ او گفت: انّى کنت افعل ذلک الى احلم من هذا و اشا ر بیده الى الجبل؛(۳) من به کسى بدى مى‏کردم و آزارش مى‏دادم که صبورتر و حلیم‏تر از این کوهها بود.

در مورد مقام ارجمند آن حجت الهى همین بس که حضرت سیدالشهدا(ع) با آن عظمت و جلالت خویش در مقابل دستورات و اوامر امام حسن(ع) تسلیم محض بود. امام باقر(ع) فرمود: ماکلّم الحسین بین یدى الحسن اعظاماً له؛(۴) امام حسین (ع) به خاطر رعایت عظمت امام حسن(ع) هیچ گاه در مقابل سخن او حرفى نمى‏زد.

سیره تربیتى امام حسن(ع)

در سیره تربیتى امام حسن(ع) مسائل تربیتى و نکات باریک روان شناختى قابل توجهى دیده مى‏شود که مى‏تواند به عنوان الگو و روش صحیح تعلیم و تربیت کودکان مطرح شود و بهترین فنون پرورش کودکان براى والدین و مربیان است.

بر اساس روش تربیتى امام مجتبى(ع) بعد از این که به زمینه‏ها و بسترهاى مناسب در تعلیم و تربیت پرداخته شد، با ایجاد ارتباط عاطفى و بکارگیرى شیوه‏هاى صحیح تربیتى به رشد و پروش فرزندان اقدام مى‏شود.

در این شیوه مسائل اساسى و ریشه دار تربیت، عوامل و نقش آفرینان در این صحنه، شیوه‏هاى اصلاح رفتار و جلوگیرى از لغزش‏ها، صفات و شرائط مربیان برتر، راههاى مقابله با مشکلات و حل آنان، تربیت دینى، اهمیت الگو و سرمشق، موانع و آفات تربیت، اهمیت خانواده و نقش بن یادى والدین از جمله مواردى است که مورد توجه قرار گرفته است که برخى از آنان در این مقاله مورد بررسى قرار مى‏گیرد.

اهمیت تربیت‏

انسان موجودى ترقى خواه و داراى استعداد کمال است و براى سیر تکاملى خویش لازم است با پیروى از یک روش تربیتى قوى و کامل تلاش نماید و در کنار پرورش جسم در تعالى روح خود و فرزندانش نیز کوشا باشد و گرنه ماهیت انسانى‏اش را از دست خواهد داد. امام حسن مجتبى (ع) در مورد اهمیت تربیت معنوى و روحى مى‏فرماید: «عجبت لمن یتفکّر فى مأکوله کیف لایتفکّر فى معقوله فیجنّب بطنه مایؤذیه و یودع صدره ما یردیه؛ تعجب مى‏کنم از فردى که در غذاى جسمانى خود فکر مى‏کند (که سالم و بهداشتى و پاکیزه باشد) اما در غذاى روح و جان خویش نمى‏اندیشد»، در نتیجه شکم خود را از غذاهاى زیانبخش حفظ مى‏کند ولى برایش اهمیتى ندارد که افکار پلید و ناپسند در روان او وارد شده و وجودش را در معرض افکار پست و انحرافى قرار دهند.

نقش آفرینان در تربیت‏

والدین:

از منظر امام حسن مجتبى(ع) پدر و مادر در شکل‏گیرى شخصیت فرزندان اساسى‏ترین نقش را دارند به این جهت آن حضرت به مردى که در مورد خواستگاران دخترش از آن حضرت نظرخواهى مى‏کرد، به نقش پدر آینده و مدیر خانواده اشاره کرده و فرمود: «زوّجها من رجلٍ تقّىٍ فانّ ه ان احبّها اکرمها و ان ابغضها لم یظلمها؛(۵) براى همسرى دخترت مردى با تقوا و مؤمن برگزین، زیرا اگر او دختر ترا دوست بدارد وى را احترام خواهد کرد و اگر خوشایند او نباشد به وى ظلم نمى‏کند.»

همچنین آن گرامى به اهمّیت نقش مادر پرداخته و هنگامى که بامعاویه مناظره مى‏کرد در مورد یکى از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقى وى از نقش مادرش هند یاد کرده و گفت: معاویه! چون مادر تو «هند» است و مادر بزرگت «نثیله» مى‏باشد و تو در دامن چنین زن ان فرومایه و پست پرورش یافته‏اى این گونه اعمال زشت از تو سر مى‏زند و سعادت ما اهل بیت پیامبر(ص) در اثر تربیت در دامن مادرانى پاک و پارسا همچون خدیجه و فاطمه مى‏باشد.(۶)

نقش رفیق‏

بدون تردید بعد از خانواده مهمترین عاملى که در خلق و خوى فرزندان تأثیر مى‏گذارد رفقا و دوستان وى هستند. حضرت امام مجتبى (ع) در تربیت فرزندان خویش به نقش مهم رفیق توجه داشته و به داشتن دوستانى سالم عنایت ویژه مبذول کرده است. آن حضرت به فرزندش سفارش م ى‏کند که: فرزندم! با هیچ کس دوستى مکن مگر اینکه از رفت و آمد (ویژگى‏هاى روحى، اخلاقى و رفتارى) وى آگاه گردى، هنگامى که دقیقاً بررسى و تحقیق نمودى و معاشرت و دوستى با او را برگزیدى، آن گاه با او بر اساس گذشت و چشم پوشى از لغزش‏ها و یارى کردن در سختى‏ها هم راه باش!(۷)

مربى و معلم‏

حساسترین دوران رشد کودک در مراکز آموزشى و مدرسه سپرى مى‏شود و مربیان و معلمان با گفتار و رفتار و منش خود صفات و اخلاق روحى و روانى شان را به فرزندان منتقل مى‏کنند و دانش‏آموزان بیشترین تأثیر را از اساتید و مربیان خود مى‏گیرند بنابراین بخش مهمى از ش خصیت فرزندان بستگى به معلمان و اساتید وى دارد. در این راستا امام حسن (ع) تأثیر چشمگیر معلمان و نقش ارزنده آنان در عرصه تربیت را یاد آور شده و آنانرا به تربیت صحیح دانش آموخته‏گان سفارش کرده و فرمود: کسى که یتیم آل محمد(ص) (دانشجو و دانش‏آموز دینى) را سرپ رستى نماید و به جاى پدر و اولیاء دلسوزش وى را تحت مراقبت خویش قرار دهد، یتیمى که در ورطه جهل و ناآگاهى فرورفته است. چنانچه او را از جهل برهاند و امور مشتبه و به هم آمیخته را براى او توضیح دهد و به تأمین نیازهاى مادى او نیز اقدام نماید فضیلت و بلندى مقام وى (در مقایسه با دیگران ) همچون درخشش خورشید به (سها) و ستاره کم نور است.(۸)

محافل عمومى و مذهبى‏

محافل عمومى و مذهبى از دیگر عوامل تربیت در منظر امام حسن مجتبى(ع) است. آن حضرت در گفتارى حکیمانه افزون بر نقش مجالس و کانون‏هاى اجتماعى در اخلاق افراد به شرکت در محافل مفید و سازنده توصیه نموده و مى‏فرماید: کسى که پیوسته به مساجد رفت و آمد داشته با شد یکى از هشت بهره را نصیب خود خواهد کرد: آشنائى با دوستان جدید، استفاده از دانش‏هاى نو و اطلاعات تازه و نایاب، یافتن دلیل محکم و قاطع در راه هدف، رسیدن به رحمتى مورد انتظار از طرف خداوند، آموختن سخنانى که او را از لغزش و خطاها باز مى‏دارد، یاد گرفتن راه هاى صحیح و هدایت بخش، ترک گناه از ترس خداوند، خوددارى از معصیت به خاطر شرم از مردم و ترس از رسوائى.(۹)

در اینجا به برخى از روش‏هاى تربیت در سیره آن حضرت مى‏پردازیم:

الف. تحریک حسّ کمالخواهى‏

انسان ذاتاً شخصیت خود را دوست دارد و سعى مى‏کند که با کسب کمالات محبوبیت و عزّت خود را تقویت کرده و بالا ببرد. مربیان مى‏توانند با استفاده از این خصلت و تحریک حس برترى‏طلبى فرزندان آنان را به سوى اهداف صحیح تربیتى هدایت کنند.

امام حسن(ع) از این شیوه در تربیت فرزندان استفاده مى‏کرد. آن حضرت روزى فرزندان خود و فرزندان برادرش را دعوت کرده و در ضمن یک گفتگوى صمیمى به آنان فرمود: انّکم صغار قومٍ و یوشک ان تکونوا کبار قومٍ آخرین فتعلّموا العلم فمن لم یستطع منکم ان یحفظه فلیکتبه ول یضعه فى بیته؛(۱۰) همه شما کودکان اجتماع امروز هستید و امید است که بزرگان جامعه فردا باشید پس دانش تحصیل کنید و علم بیاموزید. هر کس از شماها توانائى حفظ دانش را ندارد آن را بنویسد و در منزلش نگهدارى نماید.

ب. شناساندن الگوهاى غرب‏

انسان در دوران نوجوانى شدیداً به دنبال الگو مى‏گردد و حس تقلید او را وادار مى‏کند تا از الگوهاى دلبخواهش تقلید نماید. این خواسته درونى وسیله مناسبى است که مربیان و والدین در امر تربیت از آن بهره گیرند و الگوهاى خوب را در معرض دید فرزندان قرار دهند و به او معرفى نمایند. امام مجتبى(ع) در سیره و سخن خویش به الگوى نیکو اشاره کرده و آنان را به پیروانش مى‏شناساند. آن حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارش به معرفى شخصیت ممتاز تاریخ، حضرت امیرالمؤمنین(ع) پرداخته و آن گرامى را به عنوان سرمشق خوبان عالم معرفى کرده و فرمود: اى مردم! در این شب مردى از دنیا رفت که در هیچ کار نیکى پیشینیان بر او سبقت نگرفتند و بندگان خدا در هیچ سعادتى به او نمى‏توانند رسید او به همراه پیامبر(ص) جهاد مى‏کرد و جان خود را فداى او مى‏نمود.(۱۱)

آن حضرت در سخن دیگرى حضرت فاطمه زهرا(س) را مقتداى نیایشگران به شمار آورده و در مورد آن بانوى وارسته فرمود: ما کان اعبد من فاطمه کانت تقوم حتّى تتورّم قدماه؛(۱۲) در دنیا شخصى عابدتر از فاطمه(س) نبود، آن بزرگوار در حالت مناجات و عبادت آنقدر روى پاهاى خود مى‏ایستاد تا آن که پاهاى مبارکش ورم کرد.

ج. شیوه حلم و خویشتن دارى‏

حلم و بردبارى مربیان در ارتباط با متربیان حساسیت خاصى دارد. زیرا نوجوانان و کودکان در اثر بازیگوشى و شیطنت ممکن است دچار خطاها و لغزشهائى شوند و موجبات ناراحتى بزرگترها را فراهم آورند امّا استفاده از این شیوه مربیان را بیشتر یارى خواهد کرد. و طعم ش یرین مدارا و گذشت را در آینده نزدیک خواهند چشید. این شیوه را در رفتار امام حسن(ع) به نظاره مى‏نشینیم:

روزى امام حسن مجتبى(ع) سوار بر مرکب خویش، در یکى از معابر مدینه عبور مى‏کرد. با مردى از اهل شام مواجه شد. آن مرد شامى تا حضرت را شناخت بى‏درنگ به لعن و نفرین امام پرداخته و سخنان ناشایستى را نثار امام کرد. حضرت امام مجتبى(ع) در همان حال با کمال خونسردى و بردبارى تمام سخنان زشت و دشنامهاى نارواى او را با سکوت و صبر تحمّل کرد و خشم خود را فرو مى‏برد. تا این که مرد شامى عقده دل را خالى کرده و خاموش شد. در آن لحظه پیشواى دوم شیعیان با سلام بر آن مرد، سکوت آن چند لحظه خاموشى را شکسته و با لبخندى ملیح که حاک ى از صفاى دل آن جناب بود و در حالى که مهر و عاطفه و محبت در چشمان نافذ و سیماى نورانى اش موج مى‏زد لب به سخن گشوده و به آرامى فرمود: اى مرد! گمان مى‏کنم که در این شهر غریب باشى و شاید هم مرا به اشتباه گرفته‏اى؟ حالا اگر از ما رضایت بطلبى از تو راضى مى‏شو یم و اگر چیزى از ما بخواهى، به تو مى‏بخشیم، اگر راه گم کرده‏اى راهنماییت مى‏کنیم، اگر گرسنه‏اى تو را سیر مى‏نمائیم، اگر لباس ندارى تو را مى‏پوشانیم، اگر نیازمندى تو را غنى مى‏کنیم، اگر از جائى رانده شده یا فرارى هستى تو را پناه مى‏دهیم اگر خواسته‏اى دارى بر مى‏آوریم، اگر توشه سفرت را پیش ما آورى و مهمان ما باشى براى تو بهتر است و تا هنگام رفتن از تو پذیرائى مى‏کنیم. چون که خانه ما وسیع و امکانات مهمان نوازى‏مان فراهم است.

آن مرد وقتى با این برخورد کریمانه حضرت مواجه شد و سخنان شیوا و دلنشین آن بزرگوار را شنید، آرام آرام احساس کرد که ناراحتى خاصى در درون وجدانش او را مى‏آزارد. آثار شرم و حیا بر صورتش ظاهر شده و پیش از آن که سخنى بگوید، اشک ندامت بر گونه‏هایش لغزید و بالحن ى خاضعانه و مؤدبانه عرضه داشت: شهادت مى‏دهم که تو خلیفه خداوند بر روى زمین هستى، خداوند داناتر است که رسالتش را در کدام خانواده قرار دهد: اللّه اعلم حیث یجعل رسالته؛ تا این لحظه شما و پدرتان منفورترین خلق خدا نزد من بودید و اکنون شمارا محبوبترین فرد روى زمین مى‏دانم. آن گاه به همراه امام حسن(ع) راهى خانه آن حضرت شد و تا روزى که در مدینه بود در مهمانسراى حضرت پذیرائى مى‏شد. بعد از آن واقعه در ردیف دوستان و ارادتمندان خاص اهل بیت (ع) قرار گرفت.(۱۳)

د. شیوه‏هاى رفتارى‏

والدین و مربیان مهمترین آموزه‏هاى تربیتى را مى‏توانند با اعمال شایسته خویش در وجود فرزندان پدید آورند. زیرا آموزه‏هاى رفتارى بطور غیر مستقیم و ناخود آگاه در نهاد نونهالان تأثیر مى‏گذارد. اگر آنان فقط به گفتارها و توصیه‏هاى خالى از عمل بسنده کنند مم کن است کودکان در دل خود این ابیات را زمزمه کنند که:

پندم چه دهى نخست خود را

محکم کمرى زپند بربند

چون خود نکنى چنان که گویى‏

پند تو بود دروغ و ترفند

با مرورى کوتاه به سیره عملى امام مجتبى(ع) بهره‏گیرى از این شیوه را بالعیان مشاهده خواهیم کرد که تمام کمالات اخلاقى و معنوى و انسانى در سراسر زندگى آن حضرت به چشم مى‏خورد. عفو و گذشت، حلم و بردبارى، تواضع و فروتنى، عبادت و راز و نیاز کرامت و بخشش و سایر خصلت‏هاى ویژه انسانى در زندگى آن حضرت مشهود است. نمونه‏اى از سیره عملى آن حضرت را با هم بخوانیم:

یکى از غلامان خدمتگزار حضرت امام حسن(ع) مرتکب جنایتى شد که سزاوار کیفر بود. حضرت دستور داد تا وى را تنبیه نمایند. غلام خطاکار در آن لحظه پیشدستى کرد و خطاب به امام (ع) این آیه را قرائت نمود: و العافین عن النّاس؛انسانهاى وارسته از خطاى گنهکاران عفو مى‏کن ند. حضرت فرمود: بخشیدم. غلام ادامه داد و اللّه یحبّ المحسنین؛ خداوند نیکوکاران را دوست دارد. امام فرمود: ترا در راه خدا آزاد کردم.(۱۴)

ه. تشویق‏

از موفق‏ترین شیوه‏هاى تربیتى تشویق و ترغیب افراد است. این شیوه علاوه بر اینکه محرکى بسیار قوى در تغییر رفتار به سوى اهداف مطلوب تربیتى است در شکوفا سازى و استعدادهاى درخشان و نهفته انسانى نقش فوق العاده‏اى دارد. تجربه نشان داده است که تشویق مناسب و بجا مى‏تواند نهفته‏ترین استعدادهاى درونى کودکان و نوجوانان را زنده کرده و در مرحله پیشرفت و سازندگى قرار دهد و آنان را در رسیدن به اهداف مهم و حیاتى و کمالات قوى دل و استوار سازد. نقل دو روایت از امام حسن(ع) اهمیت به نقش ت شویق را در سیره آن بزرگوار روشن مى‏کند:

۱- انس بن مالک مى‏گوید: یکى از کنیزان امام حسن(ع) شاخه گلى را به حضور آن حضرت هدیه نمود، امام حسن(ع) آن شاخه گل را با کمال میل پذیرفته و به او فرمود: ترا در راه خدا آزاد کردم. من به عنوان اعتراض گفتم: در مقابل اهداء یک شاخه گل او را آزاد کردى؟ امام فرمو د: خداوند در قرآن به ما چنین یاد داده و فرموده است: «اذا حیّیتم بتحیّهٍ فحیّوا باحسن منها؛ هرگاه کسى به شما تحیت گوید پاسخ آنرا بهتر از آن بدهید» سپس فرمود: پاسخ بهتر همان آزاد کردن اوست.»(۱۵)

۲- روزى آن حضرت غلام جوانى را دید که ظرف غذائى در پیش دارد او لقمه‏اى از آن مى‏خورد و لقمه دیگر را به سگى که نزدیک او نشسته بود مى‏داد. امام حسن(ع) پرسید:چرا چنین مى‏کنى؟ پسر نوجوان پاسخ داد: من خجالت مى‏کشم که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند. حضرت مجتبى(ع) خواست که به این غلام مهربان پاداشى نیکو عنایت کند به این جهت او را به خاطر این عمل نیک، از مولایش خرید و آزاد کرد و باغى را که در آن کار مى‏کرد خریده و به او بخشید.(۱۶)

و. ورزش و تفریح‏

در امر تربیت توجه به شادى سالم و روحیه بخش و حرکات نشاط آفرین جایگاه ویژه دارد. چرا که تفریح و ورزش کودکان و نوجوانان را پرتوان، فعال و نیرومند مى‏سازد و افرادى که با نشاط باشند آموزه‏هاى اخلاقى و کمالات را بهتر مى‏پذیرند. اساساً تربیت یافتگان مک تب حیات بخش اسلام باید شاداب و روحیه‏هاى قوى داشته باشند. امام مجتبى(ع) یکى از ویژگى‏هاى مؤمنین را پرنشاط بودن آنان مى‏داند و مى‏فرماید: از ویژگى‏هاى انسانهاى با ایمان، شادى و نشاط داشتن در مسیر هدایت و خوددارى از شهوات است.(۱۷)

این روحیه در والدین و کسانى که امر تربیت را به عهده دارند به مراتب باید بیشتر رعایت شود، زیرا کودکان دوست دارند شاد و خندان باشند و از والدین و معلمان عبوس و گرفته در رنج و عذابند.

چون وانمى‏کنى گرهى خود گره نباش‏

ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست‏

براى تربیت فرزندانى پرنشاط و داراى روح و جسمى سالم شایسته است که مربیان و والدین خود از چنین صفاتى برخوردار باشند. در این زمینه نباید از نقش ورزش غافل بود. در سیره امام حسن(ع) ورزش از روش‏هاى تفریح، سرگرمى و تقویت جسم و روح و بالاخره از عوامل رشد و تربیت محسوب مى‏شود آن حضرت ضمن شرکت در ورزشهاى تربیتى و تفریحى از پرورش روحى و معنوى نیز غافل نبود. عاصم بن ضمره مى‏گوید: روزى به همراه حسن بن على(ع) براى گردش و تفریح به ساحل فرات رفته بودیم، عصر آن روز در حالى که روزه بودیم آب صاف و زلال فرات، روى سنگ‏ها و شن‏ها موج مى‏زد و تمام اشیاء داخل آب در مقابل چشمان ما خودنمایى مى‏کردند. حسن بن على(ع) گفت: اگر لباس شنا داشتم داخل آب مى‏شدم و آب تنى مى‏کردم. گفتم: من دارم و آن را در اختیار شما مى‏گذارم. فرمود: پس خودت چه مى‏پوشى؟ گفتم: من همین طورى به داخل آب مى‏ر وم. فرمود: این همان کارى است که من اصلاً دوست ندارم و خوشم نمى‏آید. از رسول خدا(ص) شنیدم که مى‏فرمود: در داخل آب موجودات زنده‏اى است که باید از آن‏ها شرم کنید و به احترام آنان بدون پوشش مناسب به داخل آب نروید.(۱۸)

پى‏ نوشت‏:

۱٫ تربیت اسلامى، کتاب دوم، ص ۲۰۴٫

۲٫ و اماالحسن (ع) فانه ابنى و ولدى، و منى و قره عینى و ضیاء قلبى و ثمره فؤادى و هو سید شباب اهل الجنه و حجه اللّه على الامه، امره امرى و قوله قولى، من تبعه فانه منى و من عصاه فلیس منى. بحار الانوار، ج ۲۸، ص ۳۹٫

۳٫ تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۲۵۹٫

۴٫ المناقب، ج ۳، ص ۴۰۱٫

۵٫ مکارم الاخلاق، ص ۲۳۳٫

۶٫ احتجاج طبرسى، ج ۱، ص ۲۸۲٫

۷٫ تحف العقول، ص ۲۳۳٫

۸٫ منیه المرید، ص ۳۳٫

۹٫ تحف العقول، ص ۲۳۵٫

۱۰٫ ترجمه الامام الحسن (ع)، ص ۱۶۷٫

۱۱٫ مسند احمد، ج ۱، ص ۲۰۰٫

۱۲٫ بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۷۵٫

۱۳٫ مناقب، ج ۳، ص ۱۹٫

۱۴٫ بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۴۲٫

۱۵٫ جلوه هائى از نور قرآن، ص ۲۷٫

۱۶٫ البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۳۸٫

۱۷٫ اعلام الدین، ص ۱۳۷٫

۱۸٫ مسند امام مجتبى(ع)، ص ۷۹۷٫

منبع: مجله پاسدار اسلام شماره ۲۷۹ و ۲۸۰ – اسفند۸۳ – فروردین ۸۴

عبدالکریم پاک‏نیا

حقوق دانش‌آموز بر معلم

اگر با یادگیرندگان، به عنوان موجوداتی شبیه به ربات که قرار است بازیچه دست آموزگاران خود باشند، برخورد شود، بیم آن می رود که تمام عواطف و علایق و نگرش آنان نسبت به آموزش، مدرسه و یا هر نوع محیط آموزشی منفی شود. دانش‌آموزان معلم خویش را تکیه‌گاه می‌دانند و علم، آگاهی و رفتار شایسته وی آنان را در یادگیری تقویت می‌سازد بنابراین معلم باید در آموزش دانش‌آموزان نکاتی را رعایت کند.

انسان‌گرایانی چون راجرز، بر تأثیر نقش سازنده معلم در یادگیری تأکید داشتند به نظر راجرز معلمان به عنوان حمایت‌کننده و راهنمایی کننده، می‌توانند باعث تسهیل روند یادگیری شوند. در یک محیط آموزشی سازنده معلم با شاگرد همکاری و مشارکت پی گیر داشته و گام به گام با دانش‌آموز پیشرفت می‌کند، او با ایجاد حس اعتماد و پذیرش دو جانبه و عاری از سلطه و برتری‌جویی، انگیزه بیشتری را برای رشد و ارتقای درسی در یادگیرندگان فراهم می‌آورد. در این شرایط، دانش‌آموز احساس می‌کند که موجودی شایسته و قابل احترام بوده و می‌تواند خود به کاوش، بررسی و پژوهش بپردازد؛ لذا در مسیر تعالی و پیشرفت قرار می‌گیرد.

از نگاه راجرز، موردم و سایر روان‌شناسان انسان‌گرا، در یک محیط آموزشی فعال و پویا معلمان به جای طرح درس و استفاده از روش‌های سنتی، می‌توانند با تدارک منابع تجربی، عملاً دانش‌آموزان را به جست‌وجو و کشف پاسخ‌ها هدایت کنند، به این ترتیب یادگیرندگان در عمل، تلخی و شیرینی پژوهش و یافتن را تجربه می‌کنند. در این شرایط شاگردان می‌آموزند که چگونه بیاموزند.
دریسکول یکی از پیروان اصلی روش شاگرد محوری در سال ۱۹۹۹ معتقد است که آموزگاران می‌توانند از راه درگیر کردن یادگیرندگان با تکالیف چالش انگیز و نزدیک به موقعیت‌های واقعی شاگردان را متحول سازند و این بهترین و مناسب‌ترین فرصت برای آموزگاران است تا نقش سازنده خود را به نحو احسن اجرا کرده و دانش‌آموزان را در یافتن منابع مورد نیاز یاری دهند.

در این میان، برخورد با دانش‌آموزان به عنوان اشخاصی لایق و محترم نیز بسیار مهم است. اگر با یادگیرندگان به عنوان موجوداتی شبیه به ربات که قرار است بازیچه دست آموزگاران خود باشند، برخورد شود، بیم آن می رود که تمام عواطف و علایق و نگرش آنان نسبت به آموزش، مدرسه و یا هر نوع محیط آموزشی منفی شده و این امر شرایط انحطاط و رکود فکری آن‌ها و نهایتاً جامعه را فراهم آورد و یادگیری به معنای واقعی صورت نگیرد.

در همین راستا، جالب است بدانیم طی پژوهشی که در مورد وضعیت و نگرش جوانان ایران توسط سازمان ملی جوانان در سال ۱۳۸۰ صورت گرفته، نتایجی به دست آمده که حاکی از نگرش منفی جوانان نسبت به محیط مدرسه در برنامه‌ها و عملکردهای آن است. در این نظرسنجی بیش از نیمی از دانش‌آموزان از عملکرد مدارس خود احساس نارضایتی کرده و حدود ۶۲ درصد از آنان محیط آموزشی خود را اضطراب زا توصیف کرده‌اند.

اگر قرار باشد بهترین و پیشرفته‌ترین قشر جامعه یعنی دانش‌آموزان جوان ما محیط آموزشی خود را دلچسب ندانند، موضوعات درسی را مفید نشمارند و نوع روابط مدیر و مربیان مدرسه را دلپذیر ندانند، باید منتظر بود تا بلایی سخت بر روح و جان تعلیم و تربیت فرود آید و روح کاوش گر و کمال طلب دانش‌آموزان تخریب شود.

هر نوع فعالیت آموزشی یا تدریس باید منجر به یادگیری شود. معلمی که می‌خواهد فعالیت، یا مهارتی را در کلاس دنبال کند باید توجه داشته باشد. نتیجه این فعالیت‌ها می بایست منجر به یادگیری شود. و این امر در صورتی محقق خواهد بود که دانش‌آموزان معلم خویش را تکیه‌گاه بدانند و علم، آگاهی و رفتار شایسته وی، آنان را در یادگیری تقویت سازد.

بیست نکته از ویژگی‌های یک معلم خوب

۱-از لحاظ وضع ظاهری مرتب و آراسته باشد. به عبارت دیگر پوشش وی در عین سادگی متناسب با محل و فضای آموزشی باشد و همواره پاکیزگی و نظافت را رعایت نماید.

۲-متواضع باشد و از کبر و عجب پرهیز نماید و از انجام اموری که در عهده و توانایی او نیست خودداری نماید.

۳-روش او در تربیت، عمل به علم باشد! یعنی به چیزی که دیگران را به آن امر می‌کند عامل و همه حالاتش حاکی از کمال و وقار باشد.

۴-برای پیشگیری از سوء رفتار شاگردان و جلوگیری از ارتکاب خلاف، با آنان با اشاره و کنایه عمل نماید و شاگردان را جهت تخلف و سوء رفتار سرزنش ننماید. در صورت لزوم، آشکارگویی و تصریح وی برای شاگردان همراه با لطف، محبت، صبر و مودت باشد.

۵-در جهت تقویت اعتماد به ‌نفس دانش‌آموزان کوشا باشد زیرا اگر دانش‌آموز، دچار عدم اعتماد به ‌نفس گردد، دایماً خود را از امور محوله ناتوان می‌یابد.

۶-برای پیشبرد اهداف تربیتی و آموزشی در محیط‌های آموزشی، از محرک‌هایی چون تحسین، تقدیر، تشویق، ترغیب، پاداش و… استفاده نماید.

۷-خوبی‌ها را افشا کند و بدی‌ها را بپوشاند؛ زشتی را آشکار نکند زیرا این خود باعث می‌شود که بدی‌ها و زشتی‌های فاعلِ عمل، کم شود.

۸-در کلاس به جهت رشد و شخصیت اجتماعی دانش‌آموزان به اصول ارتباط کلامی توجه کافی نماید.

۹-نسبت به آنچه که می‌خواهد تعلیم دهد آگاه باشد و عنایت داشته باشد که نیمی از شرایط حسن اداره کلاس به این امر اختصاص دارد .

۱۰-دارای ثبات عاطفی باشد، که بهترین عامل جلب اعتماد دانش‌آموزان نسبت به معلم است؛ در صورت بروز رفتار نامناسب از سوی دانش‌آموز رفتارهای گذشته وی را برعلیه آنان به کار نگیرد و گذشته نامطلوب او را چون بر چسبی بر پیشانی فراگیر نزند.

۱۱-خود را کامل نداند و دایماً در صدد ایراد گرفتن از دیگران نباشد؛ چرا که روش فوق، زمینه را جهت بروز رفتارهای نامناسب فراهم می‌سازد.

۱۲-دانش‌آموز را به عنوان یک انسان قبول داشته باشد، او را درک کند و از ارزشیابی شخصیتی وی خصوصاً جنبه‌های منفی شخصیتش در حضور جمع اجتناب ورزد. به عنوان یک الگوی رفتاری باید در افکار و اعمالش ثبات داشته باشد و تصمیم‌گیری او متأثر از حالات هیجانی نباشد.

۱۳-عنایت داشته باشد که دانش‌آموزان به اظهار نظر معلم در مورد خودشان خیلی اهمیت می‌دهند، لذا چنانچه آنان احساس کنند که ارزشیابی مربی بدون غرض بوده و با رعایت کامل انصاف صورت گرفته است، برای آن ارزش قایل می‌شوند و جهت رفع در نقاط ضعف خود تلاش می‌کنند. ولی اگر ارزشیابی منصفانه نباشد، موجب کینه و در نتیجه دوری گزیدن آنان از معلم می‌شود که پیامدهای نامطلوب دیگری نیز در بر خواهد داشت.

۱۴-به طور مستمر از کار خود ارزیابی به عمل آورد یعنی با توجه به هدف‌های آموزش و رفتاری که در شروع درس در نظر دارد. بیندیشد که تا چه حد به هدف‌های خود نائل گردیده و تا چه حد توانسته است در دانش‌آموزان نفوذ کند و مورد تأیید واقع شود.

۱۵-خوش ‌صحبت بوده و دارای قدرت بیان باشد. زیرا قدرت بیان و نفوذ کلام معلم در ایجاد رابطه با دانش‌آموزان و تفهیم مطالب درسی به آنان بسیار مۆثر است. در عین معلم بودن، مربی نیز باشد یعنی علاوه بر تعلیم دانش‌آموزان، به تزکیه و تهذیب اخلاق آنان اهتمام ورزد.

۱۶-از برنامه‌های تکراری و غیرضروری پرهیز نماید و دارای خلاقیت باشد. همچون یک باغبان تمام وجود و اندیشه‌اش را در خصوص شکوفایی دانش‌آموزان که گردانندگان جامعه فردا می‌باشند به کار گیرد. شاگردان خود را بهترین دوستان و حتی فرزندان خود محسوب نماید و راه رسم کار و روش تصمیم‌گیری در یک امر را با آنان در میان بگذارد.

۱۷-با خلوص نیت و قصد خدمت کار کند و توقع تقدیر، جز از خدای سبحان نداشته باشد.به تحولات جوامع آگاه باشد و فن تربیت اطفال را بداند.

۱۸-با شیوه‌های پرورش و روش‌های آموزش آشنا باشد و در ایجاد نظم و امنیت محیط آموزشی خود کوشا و توانایی استقرار عدالت در کلاس را دارا باشد. از طبقه‌بندی دانش‌آموزان در صورتی که به لحاظ استعداد مختلف باشند، پرهیز نماید و عملش، قولش را تکذیب نکند.

۱۹-به پرسش‌های دانش‌آموزان توجه داشته باشد و عادلانه پاسخ گوید به حدی که هیچ کس از سۆال کردن محروم نماند. به افراد ممتاز و سرآمد کلاس به عنوان سه گروه مسئولیت تقویت درسی دانش‌آموزانی که متوسط یا ضعیف هستند واگذار کند و احساس مسئولیت را به دانش‌آموزان بیاموزد.

۲۰-نه کسی را تحقیر کند و نه به حقارت تن دهد؛ گمان بد نبرد و تحقیق نکرده قضاوت نکند و پس از آنکه حقی مسلم شد در تصمیم‌گیری قاطع باشد. کلاس او به گونه‌ای باشد که شوق فراگیری علم و حکمت در دانش‌آموزان ایجاد گردد. دانش‌آموزان در کنار او احساس امنیت و آرامش کنند.

در نهایت، اگر این حقوق دانش‌آموز که همان نگرش مثبت معلم به وی است، رعایت گردد. مدرسه‌ای ایده آل خواهیم داشت که اولیای آن، به فرزندانمان اهمیت می‌دهند و این اهمیت، سبب ارتقای دانش‌آموزان و جامعه می‌گردد.

منبع: مرکز یادگیری سایت تبیان؛ تهیه: مریم عرفانیان؛ تنظیم: مریم فروزان کیا

امام حسن(علیه السلام) و آموزه‏‌هاى تربیتى

تربیت امروزه نه تنها در جوامع و خانواده‌های مسلمان مورد توجه قرار گرفته و هر پدر و مادری آرزو می‌کند که فرزندان خود را طبق رهنمودهای صحیح و اصول و ارزشهای والای انسانی و الهی تربیت نموده و در آینده فرزندی رشد یافته و کارآمد داشته باشد بلکه اهداف عالی و اخلاقی تعلیم و تربیت از مهمترین دغدغه‌های جهانی است.

سازمان ملل متحد در بند۲ از ماده ۲۶ اطلاعیه جهانی حقوق بشر مقرر داشته است که: تعلیم و تربیت باید به توسعه شخصیت انسان و تقویت و احتو رام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی متوجه گردد و تفاهم و اغماض و مودت را بین کلّیه ملل و دسته‌های نژادی و مذهبی به وجود آورد و موجب پیشرفت فعالیت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح شود.[۱]

موضوع این نوشتار افزون بر اهمّیتی که در خودمسئله تربیت وجود دارد، به نقطه نظرات شخصیتی برمی‌گردد که خود، نمونه بارزی از یک انسان کامل و تربیت‌یافته در مکتب نبوی، علوی و فاطمی است و همچنین پرورش‌دهنده فرزندانی است که هر کدام به نوبه خود، به عنوان اسوه‌های عالی و تجلی ارزش‌های والای انسانی در تاریخ بشر می‌درخشند.

امام حسن مجتبی(علیه السلام) همان شخصیت تربیت‌یافته در دامان رسالت است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد وی فرمود: حسن پسر من است، او از من است. او نور چشم من و روشنایی قلب من می‌باشد، او میوه جان من است، او سید و آقای جوانان اهل بهشت است. او حجت خدا بر امت من می‌باشد. دستورات او دستورات من و سخن او سخن من است، کسی که از او پیروی کند او از من است و کسی که با دستورات او مخالفت کند از من نیست.[۲]

خصلت‌های زیبا و کمالات عالی انسانی آن چنان در وجود مقدس وی می‌درخشد که حتی دشمنانش را نیز به اعجاب و تحسین واداشته است. ابن حجر عسقلانی از دانشمندان اهل سنت می‌نویسد:

هنگامی که حسن بن علی(علیه السلام) از دنیا رفت یکی از دشمنان سرسخت آن حضرت در تشییع جنازه او گریه می‌کرد. حسین بن علی(علیه السلام) به او گفت: تو با آن همه اذیت و آزار و مخالفت که در مورد برادرم روا می‌داشتی باز هم گریه می‌کنی؟! او گفت: انّی کنت افعل ذلک الی احلم من هذا و اشار بیده الی الجبل؛[۳] من به کسی بدی می‌کردم و آزارش می‌دادم که صبورتر و حلیم‌تر از این کوه‌ها بود.

در مورد مقام ارجمند آن حجت الهی، همین بس که حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) با آن عظمت و جلالت خویش در مقابل دستورات و اوامر امام حسن(علیه السلام) تسلیم محض بود. امام باقر(علیه السلام) فرمود: ما کلّم الحسین بین یدی الحسن اعظاماً له؛[۴] امام حسین(علیه السلام) به خاطر رعایت عظمت امام حسن(علیه السلام) هیچ گاه در مقابل سخن او حرفی نمی‌زد.

سیره تربیتی امام حسن(علیه السلام)

در سیره تربیتی امام حسن(علیه السلام)، مسائل تربیتی و نکات باریک روان‌شناختی قابل توجهی دیده می‌شود که می‌تواند به عنوان الگو و روش صحیح تعلیم و تربیت کودکان مطرح شود و بهترین فنون پرورش کودکان برای والدین و مربیان است.

بر اساس روش تربیتی امام مجتبی(علیه السلام) بعد از این که به زمینه‌ها و بسترهای مناسب در تعلیم و تربیت پرداخته شد، با ایجاد ارتباط عاطفی و بکارگیری شیوه‌‏های صحیح تربیتی، به رشد و پرورش فرزندان اقدام می ‏شود.

در این شیوه، مسائل اساسی و ریشه‌دار تربیت، عوامل و نقش‌آفرینان در این صحنه، شیوه‌های اصلاح رفتار و جلوگیری از لغزش‌ها، صفات و شرائط مربیان برتر، راه‌های مقابله با مشکلات و حل آنان، تربیت دینی، اهمیت الگو و سرمشق، موانع و آفات تربیت، اهمیت خانواده و نقش بنیادی والدین از جمله مواردی است که مورد توجه قرار گرفته است که برخی از آنان در این مقاله مورد بررسی قرار می‌گیرد.

اهمیت تربیت

انسان، موجودی ترقی‌خواه و دارای استعداد کمال است و برای سیر تکاملی خویش لازم است با پیروی از یک روش تربیتی قوی و کامل تلاش نماید و در کنار پرورش جسم در تعالی روح خود و فرزندانش نیز کوشا باشد و گرنه ماهیت انسانی‌اش را از دست خواهد داد. امام حسن مجتبی(علیه السلام) در مورد اهمیت تربیت معنوی و روحی می‌فرماید: «عجبت لمن یتفکّر فی مأکوله کیف لایتفکّر فی معقوله فیجنّب بطنه مایؤذیه و یودع صدره ما یردیه؛ تعجب می‌کنم از فردی که در غذای جسمانی خود فکر می‌کند(که سالم و بهداشتی و پاکیزه باشد) اما در غذای روح و جان خویش نمی‌اندیشد»، در نتیجه شکم خود را از غذاهای زیانبخش حفظ می‌کند ولی برایش اهمیتی ندارد که افکار پلید و ناپسند در روان او وارد شده و وجودش را در معرض افکار پست و انحرافی قرار دهند.

نقش‌آفرینان در تربیت

والدین

از منظر امام حسن مجتبی(علیه السلام) پدر و مادر در شکل‌گیری شخصیت فرزندان اساسی‌ترین نقش را دارند به این جهت آن حضرت به مردی که در مورد خواستگاران دخترش از آن حضرت نظرخواهی می‌کرد، به نقش پدر آینده و مدیر خانواده اشاره کرده و فرمود: «زوّجها من رجلٍ تقّیٍ فانّه ان احبّها اکرمها و ان ابغضها لم یظلمها؛[۵] برای همسری دخترت مردی با تقوا و مؤمن برگزین، زیرا اگر او دختر تو را دوست بدارد، وی را احتو رام خواهد کرد و اگر خوشایند او نباشد، به وی ظلم نمی‌کند.»

همچنین آن گرامی به اهمّیت نقش مادر پرداخته و هنگامی که با معاویه مناظره می‌کرد در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی از نقش مادرش هند یاد کرده و گفت: معاویه! چون مادر تو «هند» است و مادربزرگت «نثیله» می‌باشد و تو در دامن چنین زنان فرومایه و پست پرورش یافته‌ای، این گونه اعمال زشت از تو سر می‌زند و سعادت ما اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه و فاطمه می‌باشد.[۶]

نقش رفیق

بدون تردید بعد از خانواده، مهمترین عاملی که در خلق و خوی فرزندان تأثیر می‌گذارد، رفقا و دوستان وی هستند. حضرت امام مجتبی(علیه السلام) در تربیت فرزندان خویش به نقش مهم رفیق توجه داشته و به داشتن دوستانی سالم عنایت ویژه مبذول کرده است. آن حضرت به فرزندش سفارش می‌کند که: فرزندم! با هیچ کس دوستی مکن مگر این که از رفت و آمد(ویژگی‌های روحی، اخلاقی و رفتاری) وی آگاه گردی، هنگامی که دقیقاً بررسی و تحقیق نمودی و معاشرت و دوستی با او را برگزیدی، آن گاه با او بر اساس گذشت و چشم پوشی از لغزش‌ها و یاری کردن در سختی‌ها همراه باش![۷]

مربی و معلم

حساس‌ترین دوران رشد کودک در مراکز آموزشی و مدرسه سپری می‌شود و مربیان و معلمان با گفتار و رفتار و منش خود، صفات و اخلاق روحی و روانی‌شان را به فرزندان منتقل می‌کنند و دانش‌آموزان بیشترین تأثیر را از اساتید و مربیان خود می‌گیرند بنابراین بخش مهمی از شخصیت فرزندان بستگی به معلمان و اساتید وی دارد.

در این راستا امام حسن(علیه السلام) تأثیر چشمگیر معلمان و نقش ارزنده آنان در عرصه تربیت را یادآور شده و آنان را به تربیت صحیح دانش‌آموختگان سفارش کرده و فرمود: کسی که یتیم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)(دانشجو و دانش‌آموز دینی) را سرپرستی نماید و به جای پدر و اولیاء دلسوزش وی را تحت مراقبت خویش قرار دهد، یتیمی که در ورطه جهل و ناآگاهی فرو رفته است؛ چنانچه او را از جهل برهاند و امور مشتبه و به هم آمیخته را برای او توضیح دهد و به تأمین نیازهای مادی او نیز اقدام نماید فضیلت و بلندی مقام وی(در مقایسه با دیگران) همچون درخشش خورشید به «سُها» و ستاره کم‌نور است.[۸]

محافل عمومی و مذهبی

محافل عمومی و مذهبی، از دیگر عوامل تربیت در منظر امام حسن مجتبی(علیه السلام) است. آن حضرت در گفتاری حکیمانه افزون بر نقش مجالس و کانون‌های اجتماعی در اخلاق افراد، به شرکت در محافل مفید و سازنده توصیه نموده و می‌فرماید: کسی که پیوسته به مساجد رفت و آمد داشته باشد، یکی از هشت بهره را نصیب خود خواهد کرد: آشنایی با دوستان جدید، استفاده از دانش‌های نو و اطلاعات تازه و نایاب، یافتن دلیل محکم و قاطع در راه هدف، رسیدن به رحمتی مورد انتظار از طرف خداوند، آموختن سخنانی که او را از لغزش و خطاها باز می‌دارد، یاد گرفتن راه‌های صحیح و هدایت‌بخش، ترک گناه از ترس خداوند، خودداری از معصیت به خاطر شرم از مردم و ترس از رسوایی.[۹]

در اینجا به برخی از روش‌های تربیت در سیره آن حضرت می‌پردازیم:

الف- تحریک حسّ کمال‌خواهی

انسان ذاتاً شخصیت خود را دوست دارد و سعی می‌کند که با کسب کمالات محبوبیت و عزّت خود را تقویت کرده و بالا ببرد. مربیان می‌توانند با استفاده از این خصلت و تحریک حس برتری‌طلبی فرزندان، آنان را به سوی اهداف صحیح تربیتی هدایت کنند.

امام حسن(علیه السلام) از این شیوه در تربیت فرزندان استفاده می‌کرد. آن حضرت روزی فرزندان خود و فرزندان برادرش را دعوت کرده و در ضمن یک گفتگوی صمیمی به آنان فرمود: انّکم صغار قومٍ و یوشک ان تکونوا کبار قومٍ آخرین فتعلّموا العلم فمن لم یستطع منکم ان یحفظه فلیکتبه و لیضعه فی بیته؛[۱۰] همه شما، کودکان اجتماع امروز هستید و امید است که بزرگان جامعه فردا باشید؛ پس دانش تحصیل کنید و علم بیاموزید. هر کس از شماها توانایی حفظ دانش را ندارد، آن را بنویسد و در منزلش نگهداری نماید.

ب- شناساندن الگوهای غرب

انسان در دوران نوجوانی، شدیداً به دنبال الگو می‌گردد و حس تقلید او را وادار می‌کند تا از الگوهای دلبخواهش تقلید نماید. این خواسته درونی، وسیله مناسبی است که مربیان و والدین در امر تربیت از آن بهره گیرند و الگوهای خوب را در معرض دید فرزندان قرار دهند و به او معرفی نمایند. امام مجتبی(علیه السلام) در سیره و سخن خویش به الگوی نیکو اشاره کرده و آنان را به پیروانش می‌شناساند.

آن حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارش، به معرفی شخصیت ممتاز تاریخ، حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) پرداخته و آن گرامی را به عنوان سرمشق خوبان عالم معرفی کرده و فرمود:‌ ای مردم! در این شب مردی از دنیا رفت که در هیچ کار نیکی پیشینیان بر او سبقت نگرفتند و بندگان خدا در هیچ سعادتی به او نمی‌توانند رسید او به همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جهاد می‌کرد و جان خود را فدای او می‌نمود.[۱۱]

آن حضرت در سخن دیگری حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را مقتدای نیایشگران به شمار آورده و در مورد آن بانوی وارسته فرمود: ما کان اعبد من فاطمه کانت تقوم حتّی تتورّم قدماه؛[۱۲] در دنیا شخصی عابدتر از فاطمه(سلام الله علیها) نبود، آن بزرگوار در حالت مناجات و عبادت آن قدر روی پاهای خود می‌ایستاد تا آن که پاهای مبارکش ورم کرد.

ج- شیوه حلم و خویشتنداری

حلم و بردباری مربیان در ارتباط با متربیان حساسیت خاصی دارد؛ زیرا نوجوانان و کودکان در اثر بازیگوشی و شیطنت، ممکن است دچار خطاها و لغزش‌هایی شوند و موجبات ناراحتی بزرگترها را فراهم آورند امّا استفاده از این شیوه مربیان را بیشتر یاری خواهد کرد. و طعم شیرین مدارا و گذشت را در آینده نزدیک خواهند چشید. این شیوه را در رفتار امام حسن(علیه السلام) به نظاره می‌نشینیم:

روزی امام حسن مجتبی(علیه السلام) سوار بر مرکب خویش، در یکی از معابر مدینه عبور می‌کرد. با مردی از اهل شام مواجه شد. آن مرد شامی تا حضرت را شناخت، بی‌درنگ به لعن و نفرین امام پرداخته و سخنان ناشایستی را نثار امام کرد. حضرت امام مجتبی(علیه السلام) در همان حال با کمال خونسردی و بردباری تمام سخنان زشت و دشنام‌های ناروای او را با سکوت و صبر تحمّل کرد و خشم خود را فرو می‌برد تا این که مرد شامی، عقده دل را خالی کرده و خاموش شد. در آن لحظه پیشوای دوم شیعیان با سلام بر آن مرد، سکوت آن چند لحظه خاموشی را شکسته و با لبخندی ملیح که حاکی از صفای دل آن جناب بود و در حالی که مهر و عاطفه و محبت در چشمان نافذ و سیمای نورانی‌اش موج می‌زد لب به سخن گشوده و به آرامی فرمود:

ای مرد! گمان می‌کنم که در این شهر غریب باشی و شاید هم مرا به اشتباه گرفته‌ای؟ حالا اگر از ما رضایت بطلبی، از تو راضی می‌شویم و اگر چیزی از ما بخواهی، به تو می‌بخشیم، اگر راه گم کرده‌ای، راهنماییت می‌کنیم، اگر گرسنه‌ای تو را سیر می‌نماییم، اگر لباس نداری، تو را می‌پوشانیم، اگر نیازمندی، تو را غنی می‌کنیم، اگر از جایی رانده شده یا فراری هستی، تو را پناه می‌دهیم اگر خواسته‌ای داری، بر می‌آوریم، اگر توشه سفرت را پیش ما آوری و مهمان ما باشی برای تو بهتر است و تا هنگام رفتن، از تو پذیرایی می‌کنیم؛ چون که خانه ما وسیع و امکانات مهمان‌نوازیمان فراهم است.

آن مرد وقتی با این برخورد کریمانه حضرت مواجه شد و سخنان شیوا و دلنشین آن بزرگوار را شنید، آرام آرام احساس کرد که ناراحتی خاصی در درون وجدانش او را می‌آزارد. آثار شرم و حیا بر صورتش ظاهر شده و پیش از آن که سخنی بگوید، اشک ندامت بر گونه‌هایش لغزید و با لحنی خاضعانه و مؤدبانه عرضه داشت: شهادت می‌دهم که تو خلیفه خداوند بر روی زمین هستی، خداوند داناتر است که رسالتش را در کدام خانواده قرار دهد: اللّه اعلم حیث یجعل رسالته؛ تا این لحظه شما و پدرتان منفورترین خلق خدا نزد من بودید و اکنون شما را محبوبترین فرد روی زمین می‌دانم. آن گاه به همراه امام حسن(علیه السلام) راهی خانه آن حضرت شد و تا روزی که در مدینه بود، در مهمانسرای حضرت پذیرایی می‌شد. بعد از آن واقعه، در ردیف دوستان و ارادتمندان خاص اهل بیت(علیهم السلام) قرار گرفت.[۱۳]

د- شیوه‌های رفتاری

والدین و مربیان، مهمترین آموزه‌های تربیتی را می‌توانند با اعمال شایسته خویش در وجود فرزندان پدید آورند؛ زیرا آموزه‌های رفتاری، به طور غیر مستقیم و ناخود آگاه در نهاد نونهالان تأثیر می‌گذارد. اگر آنان فقط به گفتارها و توصیه‌های خالی از عمل بسنده کنند، ممکن است کودکان در دل خود این ابیات را زمزمه کنند که:

پندم چه دهی نخست خود را       محکم کمری ز پند بربند

چون خود نکنی چنان که گویی    پند تو بود دروغ و ترفند

با مروری کوتاه به سیره عملی امام مجتبی(علیه السلام)، بهره‌گیری از این شیوه را بالعیان مشاهده خواهیم کرد که تمام کمالات اخلاقی و معنوی و انسانی در سراسر زندگی آن حضرت به چشم می‌خورد. عفو و گذشت، حلم و بردباری، تواضع و فروتنی، عبادت و راز و نیاز کرامت و بخشش و سایر خصلت‌های ویژه انسانی در زندگی آن حضرت مشهود است. نمونه‌ای از سیره عملی آن حضرت را با هم بخوانیم:

یکی از غلامان خدمتگزار حضرت امام حسن(علیه السلام)، مرتکب جنایتی شد که سزاوار کیفر بود. حضرت دستور داد تا وی را تنبیه نمایند. غلام خطاکار در آن لحظه پیشدستی کرد و خطاب به امام(علیه السلام) این آیه را قرائت نمود: و العافین عن النّاس؛ انسان‌های وارسته از خطای گنهکاران عفو می‌کنند. حضرت فرمود: بخشیدم. غلام ادامه داد و اللّه یحبّ المحسنین؛ خداوند نیکوکاران را دوست دارد. امام فرمود: تو را در راه خدا آزاد کردم.[۱۴]

هـ- تشویق

از موفق‌ترین شیوه‌های تربیتی تشویق و ترغیب افراد است. این شیوه علاوه بر این که محرکی بسیار قوی در تغییر رفتار به سوی اهداف مطلوب تربیتی است، در شکوفا‌سازی و استعدادهای درخشان و نهفته انسانی نقش فوق‌العاده‌ای دارد. تجربه نشان داده است که تشویق مناسب و بجا، می‌تواند نهفته‌ترین استعدادهای درونی کودکان و نوجوانان را زنده کرده و در مرحله پیشرفت و سازندگی قرار دهد و آنان را در رسیدن به اهداف مهم و حیاتی و کمالات، قوی‌دل و استوار سازد. نقل دو روایت از امام حسن(علیه السلام)، اهمیت به نقش تشویق را در سیره آن بزرگوار روشن می‌کند:

۱ـ انس بن مالک می‌گوید: یکی از کنیزان امام حسن(علیه السلام) شاخه گلی را به حضور آن حضرت هدیه نمود، امام حسن(علیه السلام) آن شاخه گل را با کمال میل پذیرفته و به او فرمود: تو را در راه خدا آزاد کردم. من به عنوان اعتراض گفتم: در مقابل اهداء یک شاخه گل او را آزاد کردی؟! امام فرمود: خداوند در قرآن به ما چنین یاد داده و فرموده است: «اذا حیّیتم بتحیّهٍ فحیّوا باحسن منها؛ هرگاه کسی به شما تحیت گوید، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید» سپس فرمود: پاسخ بهتر، همان آزاد کردن اوست.»[۱۵]

۲ـ روزی آن حضرت غلام جوانی را دید که ظرف غذایی در پیش دارد، او لقمه‌ای از آن می‌خورد و لقمه دیگر را به سگی که نزدیک او نشسته بود می‌داد. امام حسن(علیه السلام) پرسید: چرا چنین می‌کنی؟ پسر نوجوان پاسخ داد: من خجالت می‌کشم که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند. حضرت مجتبی(علیه السلام) خواست که به این غلام مهربان پاداشی نیکو عنایت کند به این جهت او را به خاطر این عمل نیک، از مولایش خرید و آزاد کرد و باغی را که در آن کار می‌کرد خریده و به او بخشید.[۱۶]

و- ورزش و تفریح

در امر تربیت، توجه به شادی سالم و روحیه‌بخش و حرکات نشاط‌آفرین، جایگاه ویژه دارد؛ چرا که تفریح و ورزش، کودکان و نوجوانان را پرتوان، فعال و نیرومند می‌سازد و افرادی که با نشاط باشند، آموزه‌های اخلاقی و کمالات را بهتر می‌پذیرند. اساساً تربیت‌یافتگان مکتب حیاتبخش اسلام، باید شاداب و روحیه‌های قوی داشته باشند. امام مجتبی(علیه السلام) یکی از ویژگی‌های مؤمنین را پرنشاط بودن آنان می‌داند و می‌فرماید: از ویژگی‌های انسان‌های با ایمان، شادی و نشاط داشتن در مسیر هدایت و خودداری از شهوات است.[۱۷]

این روحیه در والدین و کسانی که امر تربیت را به عهده دارند، به مراتب باید بیشتر رعایت شود؛ زیرا کودکان دوست دارند شاد و خندان باشند و از والدین و معلمان عبوس و گرفته در رنج و عذابند.

چون وانمی‌کنی گرهی خود گره نباش   ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست

برای تربیت فرزندانی پرنشاط و دارای روح و جسمی سالم، شایسته است که مربیان و والدین، خود از چنین صفاتی برخوردار باشند. در این زمینه نباید از نقش ورزش غافل بود. در سیره امام حسن(علیه السلام)، ورزش از روش‌های تفریح، سرگرمی و تقویت جسم و روح و بالاخره از عوامل رشد و تربیت محسوب می‌شود. آن حضرت ضمن شرکت در ورزش‌های تربیتی و تفریحی، از پرورش روحی و معنوی نیز غافل نبود.

عاصم بن ضمره می‌گوید: روزی به همراه حسن بن علی(علیه السلام) برای گردش و تفریح به ساحل فرات رفته بودیم، عصر آن روز در حالی که روزه بودیم آب صاف و زلال فرات، روی سنگ‌ها و شن‌ها موج می‌زد و تمام اشیاء داخل آب در مقابل چشمان ما خودنمایی می‌کردند. حسن بن علی(علیه السلام) گفت: اگر لباس شنا داشتم داخل آب می‌شدم و آب تنی می‌کردم. گفتم: من دارم و آن را در اختیار شما می‌گذارم. فرمود: پس خودت چه می‌پوشی؟ گفتم: من همین طوری به داخل آب می‌روم. فرمود: این همان کاری است که من اصلاً دوست ندارم و خوشم نمی‌آید. از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می‌فرمود: در داخل آب، موجودات زنده‌ای است که باید از آن‌ها شرم کنید و به احترام آنان، بدون پوشش مناسب به داخل آب نروید.[۱۸]

نویسنده: حجت الاسلام عبدالکریم پاک‌نیا

پی‌نوشت‌ها

[۱] . تربیت اسلامی، کتاب دوم، ص ۲۰۴؛

[۲] . و اماالحسن(علیه السلام) فانه ابنی و ولدی، و منی و قره عینی و ضیاء قلبی و ثمره فؤادی و هو سید شباب اهل الجنه و حجه اللّه علی الامه، امره امری و قوله قولی، من تبعه فانه منی و من عصاه فلیس منی. بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۳۹؛

[۳] . تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۲۵۹؛

[۴] . المناقب، ج ۳، ص ۴۰۱؛

[۵] . مکارم الاخلاق، ص ۲۳۳؛

[۶] . احتجاج طبرسی، ج ۱، ص ۲۸۲؛

[۷] . تحف العقول، ص ۲۳۳؛

[۸] . منیه المرید، ص ۳۳؛

[۹] . تحف العقول، ص ۲۳۵؛

[۱۰] . ترجمه الامام الحسن(علیه السلام)، ص ۱۶۷؛

[۱۱] . مسند احمد، ج ۱، ص ۲۰۰؛

[۱۲] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۷۵؛

[۱۳] . مناقب، ج ۳، ص ۱۹؛

[۱۴] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۴۲؛

[۱۵] . جلوه هایی از نور قرآن، ص ۲۷؛

[۱۶] . البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۳۸؛

[۱۷] . اعلام الدین، ص ۱۳۷؛

[۱۸] . مسند امام مجتبی(علیه السلام)، ص ۷۹۷؛