محمد حسین قدیرى

نوشته‌ها

اهتمام اسلام به تفریح

 تفریح در لغت

در لغت تفریح به معنى شادمانى کردن، شادمانى و خوشى است[۱] و با واژه‌هاى نزهت، تفرّج، فرح، راحتى و آسایش هم خانواده است.

تفریح در فرهنگ اسلامى

در واقع در فرهنگ غنى اسلام، تفریح از مراحل و اجزاء سیر تکاملى و رشد شخصیت فردى و اجتماعى انسان به حساب مى‌آید. به گونه‌اى که هر کسى از این قسمت(تفریح) استفاده نکند، در بُعدى از ابعاد تکاملى شخصیت خود کوتاهى کرده است و این قصور، باعث کندن سیر رشد و تکامل ابعاد دیگر شخصیت او مى‌گردد. تفریح، نشاطى است که انسان پس از تلاش و فعالیت‌هاى سنگین جسمى و روحى بر مى‌گزیند تا رنج و اندوه و همّ و غم را از خود دور کند.[۲]

از آن جایى که انسان داراى دو بعد جسمانى و روحانى است و این دو بعد، بر همدیگر اثر مى‌گذارند(مثبت و منفى)، باید بداند که تفریح، براى بازپرورى و نشاط در کار، رغبت و رشد در تمام جهات زندگى یک ضرورت است که مورد تأکید و تأیید ائمه معصومین(علیهم السلام)(در عمل توصیه به آن‌ها و تأیید افرادى که به تفریحات سالم مى‌پرداختند) بوده است. در بحث فعلى، تفریح به معنى هر چیزى است که باعث شادى، نشاط، رفع خستگى و غم، اعم از تفریح حرکتى(ورزش) و غیر حرکتى است.

ویژگى‌هاى تفریح اسلامى

۱- در راستاى فرآیند تکامل و رشد شخصیت اسلامى و انسانى است؛

۲- نشاط‌‌آور؛

۳- در چهارچوب قوانین شرع(واجب، حرام، مباح، مکروه و مستحب)؛[۳]

۴- تعادل در آن مهم است(نه افراط نه تفریط)؛

۵- فواید عقلى، جسمى و روحى دارد؛[۴]

۶- بعد اجتماعى در آن لحاظ شود مثل ادخال سرور در قلب مؤمنین.[۵]

۷- فقط وقت پر کنى و تضییع وقت نیست.[۶]

۸- هر تفریحى که انسان را یک پله از رشد الهى پایین آورد، مذموم(حرام یا مکروه) است؛

۹- فعال و پرتحرک بودن مثل اسب‌سوارى، کشتى و ….؛

۱۰- هر تفریحى که باعث خفت و سبکى عقل شود و یا عقل را تعطیل کند حرام است(توجه به عقل و تفکر در نظام اسلام) مثل شرب خمر، موسیقى مبتذل، مواد مخدر، قمار؛

۱۱- برد و باخت در بازى حرام است(غیر از تیراندازى و اسب‌سوارى)؛

۱۲- آزار و اذیت حرام است(تحقیر، مسخره کردن، آزار دادن همسایه و مردم و…)؛

۱۳- ضررى به خود یا دیگران نرسد؛

۱۴- لذت آن پایدار باشد(کمک کند به شادى در آخرت)؛[۷]

۱۵- تقویت‌کننده بُعد جسمانى و روحى(شجاعت و ….) باشد.

نکته: با توجه به ویژگى‌هاى تفریح اسلامى، باید متذکر شویم که اسلام ما را در تفریحات محدود نمى‌کند، امّا آن چه که مهم است میزان حرکت است یعنى باید در هر تفریحى اول دقت کنیم و ببینیم که آیا با معیار اسلام سازگار است یعنى آیا کمال‌آور، لذت‌آور و آخرت‌آور هست یا نه، هر چه به عنوان لذت، تفریح، شادى باشد و انسان را از مسیر بندگى و کمال دور سازد به تعبیر على(علیه السلام) آخرش به هلاکت ختم خواهد شد.

تفریحات اسلام

همان طور که ذکر شد، اسلام براى هر کارى، ملاک معرفى کرده است. اسلام در تفریح، ما را محدود نکرده است، اما چیزى که مهم است باید خارج از مسیر بندگى نباشد و ویژگى‌هاى تفریح اسلامى مذکور در آن رعایت گردد. اینک به برخى از تفریحات مورد توجه اسلام اشاره مى‌کنیم. لازم به ذکر است که با توجه به تعریف لغوى تفریح باید گفت که دایره تفریح خیلى وسیع‌تر از آن است که غالباً تصور مى‌شود چون تفریح به معنى شادى و شادمانى است و هر چه باعث زایل شدن همّ، غم، خستگى و رنج شود به نوعى تفریح محسوب مى‌شود.

۱- کار و تلاش:[۸] حضرت على(علیه السلام) فرمودند: کار، بزرگترین تفریح است. کار باعث شکوفا شدن استعداد و خلاقیت انسان مى‌گردد و انسان را از همّ و غصه نجات مى‌دهد، بسیارى از اضطراب‌ها و نگرانى‌هاى جهان امروزى، به خاطر بى حرکتى و عدم فعالیت‌هاى جسمانى است. امروزه کاردرمانى براى زدودن یأس، نگرانى و اضطراب براى بیماران روانى هم تجویز شده است.

برنارد شاو نویسنده معروف انگلیسى مى‌گوید: راز بدبختى و بینوایى ما، داشتن اوقات فراغتى است که صرف فکر کردن درباره خوشبختى و بدبختى مى‌شود.[۹]

۲- تیراندازى.[۱۰]

۳- اسب‌سوارى.[۱۱]

۴- کشتى:[۱۲] در متون دینى داریم که پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) از امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) خواستند که با هم کشتى بگیرند و یا این که ایشان، خودشان با شتر خودشان با دیگران مسابقه مى‌دادند.

۵- شنا:[۱۳] پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) والدین را توصیه نموده‌اند که به فرزندان خود شنا یاد دهند و زمینه یادگیرى شنا را برایشان فراهم کنید.

۶- صله‌رحم و معاشرت با نزدیکان: این امر بسیار مورد توجه اسلام شده است. انسان وقتى نزدیکان خود را مى‌بیند، باعث سرور و شادى مى‌شود و دورى از آن‌ها غم و غصه به بار مى‌آورد، مثلا افرادى که براى تحصیل از محیط خود فاصله مى‌گیرند این امر را تجربه کرده‌اند.

۷- خوشرویى و خوشگویى.

۸ نظافت(بدن، لباس، موى سر و صورت) و زدودن موهاى زائد بدن، آرایش مرد براى همسر و زن براى همسر، غسل‌هاى مستحبى.

۹- یاد خدا(دعا، نیایش، تلاوت قرآن)؛ کمک به دیگران، یتیم‌نوازى، احسان، رضایت خاطر براى انسان به بار مى‌آورند.

۱۰- توجه به اعیاد مذهبى(جمعه‌ها، فطر، غدیر، قربان)؛ پوشیدن لباس‌هاى روشن و شاد.

۱۱- انگشتر فیروزه: حضرت على(علیه السلام)، انگشترهاى متعددى داشتند که هر کدام خاصیتى داشت و انگشتر فیروزه، باعث زدودن غم و پیروزى و شادابى است.

۱۲- شاد کردن مؤمنین مستحب مؤکد است(عبادت). در بین مؤمنین، یتیمان و فقرا نیاز بیشترى به شاد شدن دارند و ائمه به همین جهت(جبران نیاز روحى آن ها) به آن‌ها اهتمام زیادى داشتند.

۱۳عطر: بوى خوش، باعث شادابى روحى و در نتیجه آن خرمى جسم مى‌شود؛ انسان را محبوب دیگران مى‌کند؛ به همین جهت بود که در مورد پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌خوانیم که ایشان، توجه زیادى به استفاده و خریدن عطر مى‌نمودند. امام خمینى(رحمه الله) که زندگى ساده‌اى داشتند تنها جایى که دنبال مرغوب‌ترین بودند، همان وقت انتخاب عطر و ادکلن بود.

۱۴- هدیه دادن و هدیه گرفتن.

۱۵- داشتن دوست صالح: انسان، موجودى است اجتماعى، افرادى که مشکلات و حتى شادى‌هاى خود را به شکل کلامى و غیر کلامى با دوستان و آشنایان خود در میان مى‌گذارند و در دل خود، ذخیره و انبار نمى‌کنند، از نشاط و خرمى بیشترى برخوردارند. در روایت داریم عاجزترین مردم، کسى است که از انتخاب دوست مؤمن ناتوان باشد و ناتوان‌تر از او، کسى است که دوست خود را از دست بدهد.

۱۶- لطائف و حکمت آموختن:[۱۴] حضرت على(علیه السلام) مى‌فرمایند: قلب‌ها مثل بدن‌ها خسته و ملول مى‌شوند، پس شما باید با (شنیدن، خواندن) حکمت‌هاى دقیق و لطیف آن‌ها را شاداب کنید.

۱۷- سفر و رفتن به مناطق سرسبز، دیدن جریان آب: سفر باعث با تجربه شدن انسان، آشنایى او با نشانه‌هاى مختلف خدا (فرهنگ‌هاى مختلف، زبان‌هاى گوناگون و ….) و توجه به آثار گذشتگان و عبرت از آن‌ها مى‌شود. علاوه بر آن‌ها، سفر موجب سلامتى روح مى‌گردد.(سافروا تصحّوا: مسافرت کنید تا سالم و شاداب شوید.) سفر و اردوهاى دسته جمعى، براى جوانان لذت بسیار بیشترى دارد چرا که با همسالان خود هستند. در سفر دوستیابى، ایثار، گذشت، تعاون …. را یاد مى‌گیرند. در روایات مى‌خوانید که در سفر مزاح را کمى بیشتر کنید ولى افراط نشود.

نکته: در تفریحات، سنین مختلف نقش مهمى را به خود اختصاص مى‌دهد مثلا تفریح کودک با نوجوان و یا زن و مرد بسیار با هم فرق دارد. یک جوان از آنجایى که ابعاد روحى او رشد کرده، نیاز به احترام، شخصیت، عزت نفس و …. در خود احساس مى‌کند، هرگاه نیازهاى معنوى، جسمانى و عقلانى او ارضاء مى‌گردد. احساس شادابى و خرمى بیشترى مى‌کند و هرگاه این‌ها از طرف دیگران در خطر باشد، او احساس افسردگى، خمودى و غم مى‌کند.

بهترین تفریح در دیدارهاى دسته‌جمعى

در دیدارهاى دسته جمعى برخى تفریحات هستند که جنبه گروهى و عمومى پیدا مى‌کنند و برخى دیگر جنبه خصوصى تر. البته بستگى دارد این گروه در چه جایى باشند(منزل، مدرسه، تأتر، مسجد، اردو، خارج از منزل). به هر حال بهترین تفریح در این موارد، چیزى است که هر سنى و جنسى(مذکر یا مؤنث) به سهم خودشان از آن استفاده کنند یعنى باید طورى برنامه‌ریزى شود که جنبه همگانى آن رعایت گردد. البته گاهى هم ایجاب مى‌کند که هر دسته‌اى جداگانه با هم باشند، مثل زمانى که بزرگترها مشغول بحث‌هاى جدى و مهم خود هستند. در ذیل برخى از تفریحات دسته جمعى ذکر مى‌شود:

۱- اجراى مسابقه و تهیه جایزه از طرف بزرگترها، مشاعره، کشتى، مسابقه معلومات عمومى، لطیفه گویى؛

۲-معاشرت‌هاى سازنده و صله‌رحم؛

۳- مسافرت‌هاى کوتاه و بلند مدت، رفتن به پارک و مناطق سرسبز، دیدن جریان آب رودخانه، دریا و …؛

۴- آزاد کردن ذهن از مسائل کارى و مشکلات زندگى: امام محمد غزالى مى‌گوید بهتر است شاگردان پس از مدتى تعلیم رها گردند تا بازى و تفریح کنند، چون تعلیم و درگیرى جدى ذهن با مسائل علمى آنها را از درس دلزده و فرارى مى‌کند، امّا در تفریح نباید افراط گردد[۱۵] و …. با توجه به مطالب گذشته باید بگوییم بهترین تفریح از نظر اسلام این است که سنین مختلف در آن رعایت شود.(کودک با یک شکلات دل خوش است، ولى جوان نیازها و خواسته هایش بیشتر است و …. .) دیگر این که شادى و تفریح نباید به اصل حرکت در مسیر رشد و بالندگى انسانى و اسلامى فرد ضرر برساند و در آن افراط نشود و از سویى دیگر زمینه‌ساز بازگشت به کار و اعمال زندگى بانشاط بیشتر مى‌گردد.(در اسلام محدودیت در تفریح نیست مگر این که امر خلاف شرع و اخلاق در آن رخ دهد).

نکته پایانى: در این بحث بیان داشتیم که اسلام هر تفریحى را نمى‌پسندد؛ تفریحى مناسب است که با اصول تربیت و تعلیم اسلامى و رشد استعدادهاى روانى و شخصیتى مغایرت نداشته باشد، باعث آزار و اذیت دیگران نشود. به دیگران و خود زیان مالى، آبرویى، جانى نرساند، جزء تفریحاتى نباشد که انسان را از دایره بندگى خدا بیرون مى‌کند(قمار، شراب خوارى، مجالس لهو و رقص، مواد مخد، موسیقى‌هاى لهوى و ترانه‌هاى مبتذل، مسابقه‌هایى که برد و باخت در آن‌ها حرام است[۱۶] مثل فوتبال، دو میدانى و…) البته دامنه تفریحات به موارد یاد شده خلاصه نمى‌شود. هر چیزى که در آن گناه صورت نگیرد و افراط نشود را مى‌تواند شامل گردد(رعایت ویژگى‌هاى تفریح اسلامى). مثل فوتبال، کشتى، شمشیربازى، دو، اسب‌سوارى، کوهنوردى، شنا، گردش در دشت و صحرا، رفتن به پارک‌ها، شنیدن موسیقى‌هاى غیر حرام، دیدن فیلم‌هاى سینمایى مفید(مستند، کمدى، رزمى و….) خواندن مطالب طنز، شعر، حل جدول، مشاعره، لطیفه‌گویى، مسابقه علمى، مهمانى رفتن، پذیرفتن مهمان، لباس نو خریدن، عطر زدن و …. لازم به ذکر است که در تفریح باید به معنى لغوى آن و اصطلاحى توجه داشته یعنى دایره تفریح و شادمانى خیلى وسیع است تا آنجایى که خلاف رشد و کمال و مسائل شرعى نباشد.

پی‌نوشت‌ها

[۱] . فرهنگ عمید.

[۲] . احمد عبدالعزیز ابو سمک، التربیه الترویحیه فى الاسلام، دار النفائس للنشر و التوزیع، الاردن، ص ۴۰

[۳] . همان، ص ۸۰

[۴] . همان، ص ۵۹

[۵] . همان.

[۶] . همان.

[۷] . مصباح یزدى، محمد تقى، پندهاى امام صادق، موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره)، ۱۳۸۱، ص ۱۰۴ـ ۱۰۷

[۸] . صادقى اردستانى، احمد، نیازهاى جوانان، قم، نشر خرم، ۱۳۷۹، ص۱۸۵

[۹] . دیل کارنگى، آیین زندگى، جهانگیر افخمى، ارمغان، ۱۳۷۶، ص ۶۹ ـ ۷۰

[۱۰] . نیازهاى جوانان، ص ۱۸۵ـ ۱۹۲

[۱۱] . همان.

[۱۲] . همان.

[۱۳] . همان.

[۱۴] . نهج البلاغه، محمد دشتى، حکمت ۳۹

[۱۵] . التربیه الترویحیه فى الاسلام، ص ۴۴

[۱۶] . در استفتاء از امام خمینى(ره): ۱-در مسابقات علمى مثل حل جدول و پاسخ به سوالات چون قمار و برد و باخت پیدا نمى‌کند و چیزى به عنوان جایزه براى تشویق افراد پرداخته مى‌شود اشکالى ندارد؛ ۲-در مسابقاتى مثل فوتبال و والیبال و این گونه بازى‌ها، اگر شرط بندگى در کار نباشد و شخص سومى به افراد به عنوان جایزه چیزى پرداخت کند، مانعى ندارد(مثل برگزارى مسابقه از طرف مدیر مدرسه).

منبع: محمد حسین قدیرى؛ سایت مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

مراقبت‌هاى جنسى نوجوان و جوان

یکى از مشکلات پیش روى نوجوانان و جوانان که از موقع بلوغ آغاز مى شود، خروج مایعاتى از آن ها، زود انزالى و زود تحریکى و احتلام‌هاى شبانه است. برخى از آن ها نمى دانند که در برخى از موقعیت ها که قرار مى گیرند چرا این حالت ها بر آن ها دست مى دهد و یا چرا وقتى که خوابیده اند، حالت خاصى به آن ها دست مى دهد و بى اختیار لباس خود را خیس مى کنند.

بیشتر این مشکلات، براى پسران رخ مى دهد، اما باید دانست که در برخى مواقع، افزایش هیجانات جنسى حتى مى تواند، براى دختران نیز سبب رؤیاهاى شهوانى و احتلام گردد و از رحم و مهبل آن ها، در نتیجه انقباض دودى شکل دستگاه عضلانى ترشحات عضلانى خارج شود.[۱]

احتلام(جنابت در خواب)

احتلام عبارت است از: دست دادن حالت خاصى به انسان و انزال (خروج منى) از او، در حالت خواب که غالباً با یک لذت جنسى همراه است؛ چه براى دیدن خواب‌هاى آشفته و جنسى باشد و چه به خودى خود آمده باشد، که معمولاً بدن بعد از این اتفاقات حالت سستى پیدا مى کند.

نکات قابل توجه

اول: یکى از معیارهاى شروع دوره بلوغ از نظر شرعى، احتلام شبانه است در توضیح المسائل، مراجع براى بلوغ چندین نشانه ذکر شده است از جمله:

۱ـ بیرون آمدن منى

۲ـ روئیدن موى خشن بالاى عورت و پایین شکم

۳ـ کامل شدن ۱۵ سال قمرى در پسران، و براى این که بلوغ تحقق پیدا کند، ظاهر شدن هر سه علامت ضرورت ندارد بلکه با پایدار شدن یکى از آن ها حاصل مى شود پس اگر جوانى از خود منى ببیند، هر چند به سن بلوغ (۱۵ سال قمرى) نرسیده باشد، بالغ است و باید به تکالیف شرعى عمل نماید.[۲]

دوم: کسى که مى داند منى از او خارج شده یا مى داند آنچه بیرون آمده منى مى باشد جنب است و باید غسل کند چه در خواب باشد چه بیدارى.

سوم: نشانه‌هاى منى سه قسم است. ۱ـ با شهوت بیرون آید. ۲ـ با فشار جستن بیرون آید. ۳ـ بعد از بیرون آمدن بدن سست شود.[۳]

چهارم: فرق منى و رطوبت‌هاى دیگر بدن: منى مانند سفیده تخم مرغ با رنگى مایل به زیتونى با حالتى چسبنده و خروج از نظر بو مانند خمیر ترشیده و گندیده مى باشد. چنان که اشاره شد، موقعى که منى خارج مى شود، بدون اختیار جستن مى کند، مگر این که شخصى مریض باشد و بعد از آن بدن سست مى شود. ولى رطوبت‌هایى که گاه و بى گاه خیلى کم و بدون اختیار، در حال بیدارى، حرف زدن، مشاهده مناظر و غیره خارج مى گردند، اگر شرایط و خصوصیات منى را نداشته باشند، پاک است، و غسل هم ندارد؛ که به نام‌هاى «وزى»، «مذى» و «ودى» در رساله ها و کتاب‌هاى فقهى، توضیح داده شده اند.[۴]

پنجم: احتلام شبانه یک فرآیند فیزیولوژیکى است که نشانه سلامت و بلوغ است. با ورود به دنیاى جدید رشد نوجوانان متوجه احتلام شبانه خود مى شوند و این به خاطر این است که غده هیپوفیز با ترشح هورمون‌هاى جنسى این غده را از خواب بیدار مى کند و به کار وا مى دارد. فاصله احتلام‌ها در نوجوانان بالغ در حالت طبیعى هر یکى دو هفته یک بار (۱۲ـ ۱۰ روز) است.[۵] ولى مزاج‌ها، مناطق، نوع غذاها، مجالست‌هاى مختلف، شنیدن ها، لمس کردن‌ها و …. در تسریع و یا تأخیر این امر مؤثر است. پس نوجوان و جوان در اثر بروز این حالت طبیعى نباید دچار اضطراب و احساس گناه شود، بلکه به وظیفه خود عمل نماید.

ششم: احتلام‌هاى پیایى و مکرر اگر به مدت طولانى به فاصله هر روز یک بار باشد آژیر خطر و ناراحتى جدى است.[۶] گاهى علت آن جنبه پاتالوژیک (آسیب شناختى) و بیمارى دارد که فرد باید به پزشک مراجعه کند.

هفتم: هر چند احتلام یک حالت طبیعى است اما کیفیت آن، فرق دارد. فردى که در احتلام او شهوتش به فرد یا افراد معینى انعکاس مى یابد، باید در روابط روزانه خود تجدید نظر کند. نوع نگاه ها، صحبت کردن‌ها، لمس کردن‌هاى خود را کنترل کند. اسلام براى این که ما را از انحرافات جنسى حفظ کند، درمورد نگاه ها و کارهایى که در آن لذت غیر مشروع است، توصیه‌هایى فرموده است که رعایت این دستورات، سلامت روحى، روانى و بدنى را تضمین مى کند.

هشتم: چنان که اشاره کردیم احتلام‌هاى مکرر و پیاپى نشان از بیمارى‌هاى جسمى و فیزیولوژیکى و روحى، روانى دارد. کسى که نگاه خود را کنترل نمى کند، در روابط محرم و نامحرمى که در چهار چوب شرع بیان شده است حرکت نمى کند، با جنس مخالف شوخى‌هاى رکیک مى کند، فیلم‌هاى مبتذل سکسى و نیمه سکسى تماشا مى کند، رمان‌هاى عشقى و جنسى مى خواند، پاى صحبت‌هاى دوستان ناباب مى نشیند، جک‌هاى سکسى و …. گفت و شنود مى کند و در یک کلام مهار تفکر، نگاه رفتار، شنیدن ها و لمس کردن هایش را از دست داده است. دچار احتلام‌هاى پیاپى مى شود.

راه‌هاى جلوگیرى از تحریک، گناه و شهوت افراطى در خواب (احتلام مکرر):

۱ـ از پوشیدن لباس‌هاى تنگ و چسبیده به بدن و نیز لباس‌هاى پلاستیکى اجتناب کنید.

۲ـ در انتخاب رختخواب، دقت کنید که نباید بیش از حد نرم و لطیف باشد.

۳ـ از فکر کردن و تصور و تخیل جنس مخالف و مسائل جنسى خوددارى کنید.

۴ـ از نگاه کردن به تصاویر و فیلم‌هاى تحریک کننده و لباس جنس مخالف جداً پرهیز شود.

۵ـ خوردن غذاهاى محرک و داراى کالرى زیاد مانند خرما، پیاز، فلفل و …. را به حداقل برسانید.[۷]

۶ـ براى تعدیل نیروى جنسى و مصرف انرژى‌هاى اضافى خود حتماً ورزش و تحرک جسمانى و کار فیزیکى و بدنى را در زندگى روزمره خود لحاظ کنید.

۷ـ از سخن گفتن، نگاه و شوخى کردن با افرادى که متوجه مى شوید قصد لذت در آن است خوددارى کنید.

۸ـ قبل از خواب وضو بگیرید و برخى از دعاها یا ذکرها را بگویید.

۹ـ این دعا را بخوانید: اللهّمً اِنّى اَعُوذُ بکَ منَ الأحتلام و مِن سُوءِ الأحلامِ و مِن اَن یتلاعَبَ بِى الشیطانُ فى الیقَظَهِ و المنامِ؛[۸] یعنى خدایا از احتلام، از خواب‌هاى بد و شهوت‌انگیز و از این که شیطان در خواب و بیدارى مرا به بازى‌هاى گناه آلود بگیرد به تو پناه مى برم.

راه‌هاى پیشگیرى و درمان زود تحریکى و انزال بى اختیار

بدین منظور علاوه بر استفاده از راه کارهاى پیشنهادى مذکور، به نکات زیر توجه کنید:

۱ـ وضع رژیم غذایى خود را منظم کنید به اندازه اى غذا بخورید که نیاز دارید، چون پرخورى باعث زیاد شدن قواى شهوانى مى شود.

۲ـ هر از چند گاهى، با آب سرد استحمام کنید و سعى کنید همیشه هنگام شست و شوى آلت جنسى، از آب سرد استفاده کنید.

۳ـ سعى کنید با برنامه ریزى منظم از بیکارى به خصوص بیکارى ذهن جلوگیرى کنید، چون ذهن شخص بیکار، اسیر هر فکرى مى شود. در زمان‌هاى بیکارى حلّ جدول، مطالعه و کارهاى فکرى بسیار مفید است.

۴ـ سعى کنید با جدّیت در نماز و سایر عبادات و شرکت در مراسم مذهبى، نیروى ایمان و تقوا را در خود تقویت کنید.

۵ـ از نگاه‌هاى آلوده و چشم چرانى و خلوت کردن با جنس مخالف جداً پرهیز کنید.

۶ـ از شوخى‌هاى جنسى و بدنى خوددارى کنید.

۷ـ روزه مستحبى بگیرید.

۸ـ در انتخاب دوست صالح جدیت به خرج دهید.

۹ـ اینکه اضطراب و نگرانى و یا تشویش نسبت به ترس از زود انزالى خودش عامل به وجود آمدن انزال زودرس است پس توجه کنیم که خیلى خودمان را به خاطر این مشکل مضطرب و نگران نکنیم.

۱۰ـ داشتن تفریحات سالم و استفاده از هواى آزاد، تأثیر بسیار خوبى بر عملکرد بدن در همه زمینه ها و حتى در زمینه امور جنسى دارد. [۹]

نکته پایانى: در صورت شدت این حالت بهتر است به یک متخصص اعصاب و روان و مشاور بالینى مراجعه کنید.

پی‌نوشت‌ها

[۱] . ر.ک: کوچتکف ولاپیک، روان شناس و تربیت جنسى کودکان و نوجوانان، ترجمه محمد تقى زاده، تهران: بنیاد، ۱۳۶۹، ص ۲۱۳

[۲] . فلاح زاده، محمد حسین، آموزش فقه، دفتر نشر الهادى، ۱۳۷۹، درس ۱۰

[۳] . همان درس، ۱۰

[۴] . ر.ک: مصطفى زمانى، جوانان چرا؟! قم، نشر پیام اسلام، ۱۳۷۹، صص ۱۳۰ ـ ۱۲۴

[۵] . قائمى، على، دنیاى بلوغ، تهران، نشر اسپیر، ص ۲۲۷ با کمى تغییر.

[۶] . همان، ص ۲۲۷

[۷] . موسسه پژوهشى فرهنگى اشراق،خود ارضایى یا ارضاى انحرافى جنسى، بابل؟ بعثت ۱۳۷۹، بحث درمان.

[۸] . قمى، شیخ عباس، مفاتیح الجنان.

[۹] .میر احمد هاشمى فرد، مسائل و اختلالات جنسى در زن و مرد، انتشارات چهره، ص ۲۰۲

منبع: محمد حسین قدیرى؛ سایت اندیشه قم

راه‌هاى درمان وسواس

۱- وسواس جبرى یا بى‌اختیارى: هر وسواسى، ناهنجار نیست. وسواس تا حدودى در همه هست. زمانى به تشخیص وسواس مبادرت مى‌کنیم که وسواس یا رفتارهاى وسواسى جنبه نامعقول، افراطى، اجبارى و نامتناسب داشته باشد. انصراف از آنها مشکل باشد و درماندگى مشخصى را در فرد برانگیزد. وقت قابل ملاحظه‌اى را به خود اختصاص دهد و بازده و کنش‌ورى روزمره فرد را زیر تأثیر خود قرار دهد.[۱] در وسواس مرضى و نابهنجار، افکار و رفتارهاى وسواسی «به رغم اراده انسان»، به هشیارى وى هجوم مى‌آورد و سازمان روانى وى را تحت سیطره خود قرار مى‌دهد و اضطراب گسترده‌اى را در فرد برمى‌انگیزد.[۲]

با توجه به این مطالب، اگر اطرافیان فرد وسواسى با این مباحث آشنا باشند، دیگر به ملامت او اقدام نمى‌کنند چون مى‌دانند که این افکار یا اعمال وسواسى بدون اختیار فرد به او هجوم مى‌آورد و خود فرد از این موضوع، بسیار رنج مى‌کشد بیمار، خود به این اختلال، هشیار است و آن را تحمیل شده و مرضى مى‌پندارد و گاهى براى فرار از فشارهاى درونى و روانى و تعارض، اقدام به «انکار» یا «دلیل‌تراشى» مى‌کند.[۳] به عنوان مثال این کار را به نظم و دقت خود و رعایت نظافت، إسناد مى‌دهد.

اطرافیان باید آگاه باشند که ویژگى‌هایى مثل کمال‌طلبى افراطى، نظم، انعطاف‌ناپذیرى، رفتار خشک و رسمى فاقد مهارت‌های اجتماعى، شوخ‌طبعى، صمیمیت و توانایى مصالحه و میل به احتکار یا خساست و … از تأثیر این بیماری بر فرد رخ مى‌دهد؛ پس نباید به خاطر این مسائل، با بیمار کلنجار برویم و یا احساس ناراحتى از نوع تفکر بیمار داشته باشیم؛[۴] چون این حالات ناخواسته به او تحمیل شده اند.

۲- وسواس در نوجوان و جوان: اطرافیان لازم است این مطلب را بدانند که نوجوانان وسواسى، به پنهان کردن رفتار وسواسى و یا اعمال بى‌اختیارى و وسواسى خود مى‌پردازند و موارد نادرى جهت درمان به مراکز درمانى مراجعه مى‌کنند که این خود باعث تأخیر فرایند درمان مى‌شود.[۵] پس اطرافیان مى‌توانند حساب شده و با اطمینان‌بخشى به فرد، او را جهت درمان تشویق کنند.

۳- حساسیت در برخوردها: براى درمان، کمک اطرافیان ضرورى است، نباید آن‌ها با تشویق رفتارهاى وسواسى یا اذیت او (مثل جابجا کردن وسایل فرد وسواسى که به وسایل خود حساس است) بیماریش را تشدید کنند.[۶]

۴- مسخره نکنیم:[۷] تحقیر و یا مسخره کردن آن‌ها در نزد دیگران، باعث مى‌شود که آن‌ها به خود نامطمئن‌تر شوند و بیمارى را تشدید کنند.[۸]

۵- جهت‌دهى درمانى: بسیارى از بیماران وسواسى چون از نوع اختلال خود مطلع نیستند و راه درمان این مشکل را نمى‌شناسند، از روى اشتباه براى معالجه به مراکز عمومى رجوع مى‌کنند اطرفیان لازم است او را کمک و تشویق کنند تا جهت درمان نزد روانپزشک و روانشناس بالینى (هر دو با هم) بروند. دو سه سال اول، خیلى راحت‌تر درمان صورت مى‌گیرد.[۹]

۶- برچسب (lable) نزنیم: در گفتگو‌ها، به فرد وسواسى برچسب وسواسى نزنیم، این مى‌تواند علاوه بر ناراحتى فرد از قضاوت دیگران، باعث تشدید بیمارى و تلقین او گردد و فرد این مشکل را براى خودش بپذیرد و با خود بگوید که درمان من، بسیار سخت است، اما اگر افراد در جهت مثبت، او را تلقین کنند، مثلاً بگویند امروز نسبت به دیروز کمتر این عمل را انجام دادى و تشویق کنند، در او(افکار و اعمال او)، اثر مثبت مى‌گذارد.

۷- کمک به تمرین‌های خودیارى: یکى از مؤثرترین مؤلفه‌ها در درمان، خواست خود فرد جهت درمان است. پس لازم است این خواست را تقویت کرد و به او کمک کرد تا تمرین‌های خودیاریش را (که از طرف روانشناس مطرح شده است) انجام دهد، مثلاً مراقب بود او داروهایش (در صورت نیاز به دارو) مصرف کند. همچنین در دیگر تمرین‌ها به او کمک کرد مثلاً به او کمک کنید و تشویقش نمایید تا هر روز یک مرتبه از کارهاى تکرارى روز قبل را کم کند تا کم‌کم این کار را کنار بگذارد.

۸- کاردرمانى: امروز نقش موثر کار در درمان، پذیرفته شده است. کار، توجه بیمار را از گرفتارى و بیمارى‌اش منصرف مى‌کند. پرداختن به کار مورد علاقه، موجب توجه فرد به توانایى‌ها و بخش مثبت وجودش مى‌گردد و هم‌زمان، احساس عزت نفس، کفایت کارآمدى، هدفدارى و توجه به آینده، دل کندن از افکار معطوف به گذشته و ترک خیال‌پردازى‌های طولانى و مضر در او نقش مى‌بندد.[۱۰] اگر بیمارى مخصوصاً کسى که وسواس فکرى دارد به کار، به خصوص کار دسته‌جمعى مشغول شود، از این افکار کمتر به ذهنش مى‌آید؛ پس باید او را تشویق به کار دسته‌جمعى کرد و از انزوا و گوشه‌گیر شدن او جلوگیرى کرد و پیوسته جنبه‌های مثبت شخصیت او را برجسته نمود تا آن عیب کم‌کم برطرف گردد.

۹- حذف الگوها: بیمارى وسواس مى‌تواند علت زیست‌شناختى، هورمونى، عصب‌شناختى و یادگیرى و وراثتى داشته باشد[۱۱] در برخى، مصرف دارو نقش مؤثرى دارد (در کنار انجام تمرین‌های خودیارى و روان‌درمانى). اما در برخى از وسواس‌ها، فرد از بزرگترها این امر را یاد مى‌گیرد. اگر به عواقب این مشکل اشاره شود، مى‌توان بزرگترها را از دید کوچکترها دور کرد و توجه دیگران را به جنبه‌های غیر بیمارگونه فرد، منصرف کرد تا این اختلال، به آن‌ها منتقل نشود.

۱۰- ما هم ممکن است بیمار شویم: بیمارى‌های روانى مثل بیمارى‌های جسمانى است. یعنى همان گونه که احتمال سرماخوردگى براى همه وجود دارد و راه‌های درمانى خاصى نیز بر آن هست، احتمال مبتلا شدن به بیمارى روانى براى همه مطرح است و هیچ کس نمى‌تواند تضمین کند که او هرگز به فلان بیمارى روانى مبتلا نمى‌شود[۱۲] پس باید در برخوردها به گونه‌اى برخورد کرد که انتظار داریم با ما (در صورت ابتلاء) برخورد شود.

۱۱- کثیر الشک: در مسائل دینى و احکام در بحث نماز درباره افراد کثیرالشک بحث شده است و توضیح داده شده که این افراد، نباید به شک خود اعتناء کنند و از تکرار اعمال دینى خود پرهیز کنند، مثلاً اگر شک دارد نماز ظهر را ۳ رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید بنا را بر چهار رکعت بگذارد و نمازش را تمام کند یا اگر شک دارد ۴ رکعت خوانده یا ۵ رکعت، بنایش را بر ۴ رکعت (یعنى آنچه که نماز با آن رکعت صحیح است) بگذارد و نمازش را تمام کند و این مطلب یعنى انجام این عمل، مورد رضایت خداست. برخى افراد مى‌گویند مثلاً مطمئن نشدم یا به دلم ننشست باید دوباره بخوانم، این افراد باید بدانند که اعمال پذیرفته شده و مقبول، آن چیزى است که خداوند فرموده نه آن چیزى که فرد دوست دارد. براى اطلاع بیشتر از شرائط کثیرالشک و موارد آن، به کتاب توضیح المسائل مرجع تقلید خود رجوع فرمائید و فرد وسواسى را با آداب شرعى‌اش آگاه سازید و نیز او مى‌تواند با سؤال از دفتر مرجع تقلید خود، نسبت به انجام اعمال خود آگاه شود.

۱۲- کلاس‌های سایکواجوکیش(psychoeducution) و خانواده‌درمانى: در بیمارهاى شدید وسواسى، لازم است اعضاء خانواده با هم نزد روانشناس بالینى و خانواده درمانگر رجوع کنند تا با دوره‌های ویژه، مطالبى یاد بگیرند که به تسریع در درمان فرد وسواسى کمک کنند و رفتارهاى صحیح و برخوردى مناسب را آموزش ببینند.

[۱] . دادستان، پریرخ، روان شناسى مرضى تحولى، انتشارات سمت، چاپ چهارم، ۱۳۸۰، ص ۱۵۷
[۲] . همان، ص ۱۴۷
[۳] . سادوک، بنیامین، چکیده روان پزشکى، ترجمه دکتر نصرت الله پور افکارى، انتشارات آزادى، چاپ دوم، ۱۳۸۳، ص ۱۴۷
[۴] . همان، ص ۲۲۵ و ۲۲۴ (اقتباس).
[۵] . روان شناسى مرضى تحولى، ص ۱۵۲
[۶] . شرفى، محمد رضا، با فرزند خود چگونه رفتار کنیم، نشر جهاد دانشگاهى، چاپ چهارم، ۱۳۷۳، ص ۱۷۲ و ۱۷۱، با کمى تغییر.
[۷] . همان.
[۸] . همان.
[۹] . همان.
[۱۰] . مجله حدیث زندگى، سال چهارم، شماره۴، مهر و آبان ۱۳۸۳، مقالات ویژه مروت و مدارا، ص ۲۱
[۱۱] . روان شناسى مرضى تحولى، ص ۱۵۸ و ۱۵۷ (اقتباس).
[۱۲] . استفاده از جزوه درسى پریرخ دادستان، موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، قم، درس مصاحبه تشخیص، بهار ۸۴
منبع: سایت مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه؛ محمد حسین قدیرى