محرم و نامحرم

نوشته‌ها

آموزش محرم و نامحرم به کودکان و نوجوانان

شناخت صحیح احکام الهى به عنوان یک عنصر مهم، در تربیت دینى فرزندانمان محسوب مى شود. اگر بخواهیم فرزندان خود را طورى تربیت کنیم که احکام الهى رعایت نمایند، باید از همان زمان کودکى، بر طبق دستورات دینى عمل نماییم. براى این که دختران و پسران، هنگام بلوغ با مشکلى روبه رو نشوند و به تدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر و یا پسر آشنایى یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود. این مسأله در مورد دختران اهمیت بیشترى دارد؛ زیرا آنها، زودتر از پسران به بلوغ مى رسند. در تعالیم اسلامى به این نکته توجه کامل و توصیه شده است که از حدود ۶ سالگى با دختر و پسر به روشى جداگانه رفتار شود. در روایات اسلامى توصیه شده است که دختر بچه شش ساله را، پسر بچه یا مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگیرد. هم چنین زن هاى نامحرم، از بوسیدن پسر بچه اى که سنش از هفت سال گذشته است، خودارى کنند.

همین طور توصیه کرده اند که بستر کودکان، در شش سالگى از هم جدا شود. رعایت این اصول، سبب مى شود که دختران و پسران از همان آغاز، به تدریج نقش مردانه و زنانه مناسب را پیدا کنند و براى بلوغ، آمادگى کافى داشته باشند. به هر حال باید از دوران کودکى، زمینه براى رشد ویژگی هاى فطرى دختر و پسر در خانواده فراهم آید و هر یک از این دو، در مسیرى که آفرینش با تدبیرى حکیمانه پیش پاى آنها نهاده است، سوق داده شوند.(۱) در ارتباط با آموزش کودکان باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که آیا ما هستیم که او را متدین و مومن مى سازیم و یا خود اوست که مى باید ایمان بیاورد و متدین شود؟ پاسخ دقیق مى تواند روشنگر شیوه برخورد ما با فرزندان در تمامى زمینه ها از جمله برخورد با جنس مخالف باشد.

کودک، موقعى فعل تربیتى را درونى مى کند که خود، به طور فعال در آن نقش داشته باشد. اگر خواهان آن هستیم که کودکان مقررات، ارزش ها، خصایل و فضایل اخلاقى را درونى کنند یعنى در سازمان ذهنى و عاطفى آنها ریشه بدواند و در عمق وجودشان جایگزین شود، باید لوازم و شرایط تربیت را به گونه اى فراهم کنیم که کودک خود راغب و مایل به آن شود. مهمترین اصل در تربیت خود انگیخته، مسأله رغبت ها و علایق کودک است. پیام تربیتى، باید با کانون رغبت متربى همسو گردد.(۲)

نوجوانان و جوانان باید خود را چنان با ارزش و با عزم و اراده تصور کنند که خویشتن را از درون کنترل کنند. آنان چنین انتظارى را در خود پرورانند که حتما مى باید دیگران آنها را کنترل کنند. آنان باید به گونه اى رشد یابند که حتى در شرایطى کاملا دور از چشم افراد که امکان بهره ورى نیز براى آنان فراهم باشد، به لحاظ تقوایى، خود را نگه دارند و دست از پا خطا نکنند. نوجوانان را باید به گونه اى تربیت کرد که خود کنترل(۳) بار آیند و نیاز کمترى به انضباط و کنترل بیرونى داشته باشند و به نحوى آنان را آماده و پرهیزگار نماییم که اگر به درون دریاى گناه و لغزش هم وارد شدند، همانند مرغابى، آب بر اندامش ننشیند و خشک بیرون آید و در واقع، عالم را محضر خدا بدانند و در همه جا از درون او را پیام آورى باشد.

در این باره از حضرت امام خمینى(ره) نقل شده است:

«از مسایلى که امام بیشتر به آنها توجه داشتند، محدود بودن ارتباط بین زن و مرد بود. یادم است که ده سال بیشتر نداشتم و با برادرهایم و پسرخاله ام قایم موشک بازى مى کردم، حجاب هم داشتم. اما امام یک روز مرا صدا کردند و گفتند: شما هیچ تفاوتى با خواهرتان ندارید، مگر او با پسرها بازى مى کند که شما با پسرها بازى مى کنید. از آن روز به بعد، با پسرها بازى نکردم».(۴)

شرع مقدس اسلام در رعایت رفتار و پوشش فرد مسلمان، حدودى را تعیین کرده است، پوشیده بودن بدن زن و مجاز بودن براى عدم پوشش کفین و وجه و نیز مجاز نبودن مرد و زن در سخن گفتن با یکدیگر به گونه اى که گناه درآن وجود داشته باشد، به عنوان حداقل حدودى است که مى باید رعایت شود.

در مورد رعایت حدود شرعى در روابط دخترو پسر مى باید اولا ما حدود را به خوبى بشناسیم و از افراط و تفریط بیهوده اجتناب کنیم. ثانیا فرزندان را افرادى بار بیاوریم که با کنترل درونى رشد کنند نه فقط ما با کنترل هاى بیرونى. در اینجاست که معناى کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز مشخص مى شود که رفتار مطلوب زن در رابطه با نامحرم را چنین توصیف مى فرمایند: «زن، نامحرمى را نبیند و نامحرمى او را نبیند». چنین الگویى براى کسى مطرح است که خود از لحاظ رشد انسانى به جایى رسیده باشد که این کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) را خود با تمام وجود حس کند و آن را دستورالعمل زندگى قرار دهد.

آموزش حدود شرعى و مراعات آنها نه تنها نشانه عقب ماندگى و یا محدود سازى فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعى است.

هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد به جزئیات و دقایق زندگى و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعى با دیگران توجه بیشترى مى کند. دخترى که در برخورد با افراد نامحرم، از آن جمله پسرعمو، پسرعمه، پسردایى و امثال آن پوشش خود را مراعات مى کند و حجاب خود را نگاه مى دارد و نیز رفتار متین و دینى در مقابل آنها دارد، با این اعمال، سطح فکر و فرهنگ خود را نشان مى دهد. به این ترتیب خانوادها خود باید برنامه مشخصى در زمینه آموزش حدود رفتارى با افراد محرم و نامحرم، حلال و حرام به فرزندان خود داشته باشند.(۵)

خانم فاطمه طباطبایى در باره نظر امام خمینى(ره) راجع به حجاب دختران چنین نقل مى کند:

امام خمینى(ره) مى فرمودند: تا تکلیف نشده، حجاب لازم نیست، مى تواند هر رنگى که مى خواهد بپوشد. ولى وقتى تکلیف شد، دیگر نگویید عیب ندارد. این را به بچه تلقین کرده اید که راجع به مسایل دینى سخت نباشد، باید به بچه فهماند که بعد از سن تکلیف، پسرعمو و پسرخاله نامحرم هستند و باید حجاب داشته باشد. این عیب ندارد. سلیقه هاى مختلف پدر و مادر مسایل شرع را تغییر مى دهد یا از اصل برمى گرداند و براى بچه کار را مشکل مى کند. نباید مسایل شرع را براى بچه مشکل کرد. اسلام دین راحتى است. دین سختى نیست.(۶)

از نظر قرآن کریم، نه تنها تکلیف، سخت و دشوار نیست، بلکه با عمل به آن و چشیدن لذت عبادت و اوامر خداوند، شیرینى و حلاوت خاصى را نیز انسان احساس مى کند که با هیچ کدام از لذایذ زودگذر دنیوى قابل مقایسه نیست.

خداوند حکیم، بدون در نظر گرفتن نیازها و مصالح انسان، به او تکلیف نمى کند. چیزى بر او حلال یا حرام نمى نماید اگر چیزى را بر او حلال کرد، سود وى را در نظر داشته و اگر چیزى را برایش حرام کرد، مصلحت او را مورد توجه قرار داده است. به طور کلى در اسلام، حکمى بدون حکمت و تکلیفى بدون مصلحت وجود ندارد، مقررات الهى بدون استثنإ بر مبناى نیازهاى واقعى انسان وضع شده و زندگى خوب و توإم با سعادت و عاقبت نیک جز با انجام این مقررات میسر نیست، هر یک از این احکام، پاسخگو به نیازى از نیازهاى انسان است.

پیام ها و نتایج

آشنایى و آموزش تدریجى مسایل دینى به دختران و پسران را از همان دوران کودکى شروع کنیم. قبل از سن تکلیف نباید با تکالیف سخت و طاقت فرسا، احساس تنفر و انزجار در کودک ایجاد نماییم. آموزشهاى دینى و اخلاقى، باید داراى انعطاف و متناسب با توانایى کودکان در سن قبل از تکلیف باشد. مثل پیش مرگان کرد مسلمان، زنان مسلحانه در غیاب همسرشان از خانواده محافظت مى کردند. با چند تن از آنان در بانه صحبت مى کردیم مى گفتند شبها تا صبح نمى خوابیدیم و برخى موارد هم بوده که درگیر شده ایم.

پى‏‌نوشت‌ها

۱ـ راهنماى پدران و مادران، ج ۱، ص ۷۷

۲ـ تربیت طبیعى درمقابل تربیت عاریه اى، ص ۱۸۸ ـ ۱۸۹

۳ ـsehf _ control    .

۴ـ عاطفه اشراقى، پا به پاى آفتاب، ج۱، ص۲۱۲

۵ـ تحلیلى تربیتى بر روابط دختر و پسر در ایران، ص۷۴

۶ـ پا به پاى آفتاب، ج۱، ص۱۹۱

منبع: محمد رضا مطهرى؛ ماهنامه پیام زن

روابط دختران و پسران از نگاه قرآن و روایات

 روابط پسران و دختران جوان، در کشور ما به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح است لذا بر اولیای خانه و مدرسه و به تبع آنها مسئولین فرهنگی و اجتماعی لازم است این مسئله را به طور علمی بررسی نمایند و از هر گونه تصمیم احساسی خودداری کرده و با شناخت کامل آسیب ها، زمینه ها و راهکارهای علمی و تخصصی با این انحراف برخورد نمایند. زیرا به حکم «ولا تقف ما لیس لک به علم» (اسراء،۳۶) باید از پیروی هر چیزی که بدان علم نداریم پرهیز کنیم. در هر اعتقاد یا عملی که تحصیل علم ممکن است، پیروی از غیر علم حرام است و زمانی اقدام و ارتکاب عملی جایز است که دلیل علمی آن را تجویز نماید.(۱) برای بررسی این معضل با سؤال هایی روبرو هستیم:

۱ – چه نوع روابطی، معضل اجتماعی به شمار می رود؟

۲ – چه آسیب هایی دراین زمینه جوانان ما را تهدید می کند؟

۳ – زمینه های این روابط آسیب زا چیست؟

۴ – چه راهکارهایی برای پیشگیری و هدایت صحیح وجود دارد؟

در مقاله حاضر که از مجله پاسدار اسلام ش ۳۰۷ انتخاب شده به این پرسش ها پاسخ داده می شود که با هم آن را می خوانیم:

روابط آسیب زا

ارتباط و برخورد پسران و دختران، امری اجتناب ناپذیر است زیرا بدیهی است که در جامعه، کوچه و خیابان، هنگام خرید و هنگام معاشرت ها و… نمی شود دیوار و حائلی بین دو جنس کشید. هنگامی که از روابط دختران و پسران به عنوان معضل اجتماعی و آسیب زا یاد می شود، منظور روابط پنهانی، غیرعادی و ناپخته ای است که به دور از هرگونه شناخت کافی بوده و به صورت هیجانی، تخیلات و رؤیاهای غیرواقعی صورت می گیرد. دختران و پسرانی که به منظور جلب توجه جنس مخالف و با هدف دوست یابی از بین آنان، ساعت ها در خیابان ها و اماکن عمومی از گوشه ای به گوشه دیگر می روند و بدون اینکه به روشنی بدانند به دنبال چه چیزی هستند، وقت و انرژی خود را تلف می کنند. گاهی اوقات افرادی مانند خود را می یابند و روابط نامتعادلی برقرار می کنند، لکن در نهایت با احساس سرخوردگی و بیهودگی و نیز احساس بیزاری از خود به خانه باز می گردند. تعالیم انسان ساز اسلام، این نوع روابط را نهی می کند نه اینکه زنان و دختران را از جامعه طرد نماید و از هرنوع حضور و فعالیت های آنان و برخورد و ارتباط زنان و مردان جلوگیری کند.

اسلام حفظ حریم میان زن و مرد، عفت و حیاء را مورد تاکید قرار می دهد. قرآن کریم یک نمونه از روابط سالم را بیان می کند؛ دختران حضرت شعیب برای سیراب کردن گوسفندان صبر کردند تا مردان از سیراب کردن گوسفندانشان فارغ شوند و به کناری بروند.(قصص. ۲۳) و هنگامی که یکی از دختران شعیب از طرف پدر مأمور شد تا حضرت موسی را به خانه دعوت کند با کمال وقار و حیاء با موسی سخن گفت.(همان ۲۵) و حضرت موسی(ع) نیز بعداز قبول دعوت به دختر شعیب فرمود: راه را به من نشان بده و خودت پشت سر من بیا. برای اینکه ما دودمان یعقوب به زنان نگاه نمی کنیم.(۲)

این الگوی شایسته به ما نشان می دهد که می شود زنان و مردان در جامعه با یکدیگر برخورد و تعامل داشته باشند و در عین حال حریم یکدیگر، حیاء و عفت خود را نیز حفظ کنند.

آسیب شناسی

الف – آسیب روانی: فقدان حریم میان زن و مرد وآزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد. غریزه جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است، هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می گردد؛ هم چون آتشی که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند شعله ورتر می شود.(۳) روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است، اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. هیچ مردی ازتصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره دلی از هوس سیر نمی شود.

از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام نشدنی است و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت، دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد.(۴) حال اگر در سطح جامعه، جاذبه های جنسی رواج یابد و دختر و پسر روابطی آزاد داشته باشند، جلوه گری های موجود در برخورد و حالات دختران موجب جلب توجه پسران شده، انحراف اذهان و آشفتگی فکر و دل آنها را در پی دارد. البته خود دختران نیز ضربه پذیر هستند زیرا چه بسیار دخترانی که سبب شوق دست یابی به نشانه های مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی دچار می شوند.(۵) از طرف دیگر اگر در کوچه و خیابان، دلبری مرسوم گردد و جلوه گری، هنر دختران محسوب شود و در روابط دختر و پسر تجاذب و دلبندی به میان آید، دخترانی که از زیبایی لازم برخوردار نیستند، در فشار و استرس قرار می گیرند و همیشه احساس کمبود و حقارت می نمایند و لطمه های جدی بر روح و روان آنان وارد می شود. آفت دیگر این است که افراد در این نوع روابط که معمولاً ناپایدار بوده و براساس سودجویی است نه تعهد، به شکست در عشق منتهی می شوند. و در نتیجه روح لطیف و با نشاط آنها گرفتار افسردگی می شود.

ویل دورانت می گوید: «زنی که عاشق شد و معشوق خود را از دست داد، ممکن است این گمشده برایش جبران ناپذیر باشد. او روح خود را به تصویر خاصی پیوسته است وهر جا برود خاطراتش او را دنبال خواهند کرد.(۶)

عشق بازی های خیابانی قبل از ازدواج، آسیب دیگری نیز دارد وآن این است که دائماً از فاش شدن روابط گذشته و تاثیر آن بر زندگی آینده دچار تشویش خاطر و نگرانی هستند و این نگرانی اثر مخربی بر بهداشت روانی انسان می گذارد.

ب – آسیب اجتماعی: آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماعی است، آلوده کردن محیط کار به لذت جویی های شهوانی است(۷) زیرا از طرفی شخصیت و کرامت زن را در حد یک کالا برای کام جویی مردان تنزل می دهد و امنیت روانی لازم را برای فعالیت اجتماعی او از بین می برد، و از طرف دیگر مردان، تمرکز حواس و دقت کافی را برای کارهای خود ندارند. هر چه روابط دختر و پسر ضابطه مند تر شود و جامعه از تحریکات شهوانی وجلوه گری های جنسی دور گردد، اجتماع سالم تر خواهد شد و افراد جامعه بهتر به کار خود رسیدگی کرده، جوانان در محیط کار، درس و دانشگاه راحت تر خواهند بود و به پیشرفت های بیشتری خواهند رسید.

ج – آسیب خانوادگی: معاشرت های آزاد و بی حد و مرز در برخی خانواده ها، زمینه بی بند و باری پسران و دختران را فراهم ساخته و ازدواج را به صورت یک وظیفه، تکلیف و محدودیت در آورده است.

تفاوت جامعه ای که روابط جنسی را به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی محدود می کند با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می شود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آن ها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می بخشد.(۸)

اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به نهان خانه زناشویی و محیط خانواده و در کادر ازدواج، پیوند زن و شوهری را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می شود. پس آسیب اول، بی رغبتی به ازدواج و تشکیل خانواده است. آسیب دیگر همان است که ویل دورانت می گوید: «مرد، نگران و مضطرب است که مبادا کسی پیش از او زنش را تصرف کرده باشد.”(۹) پسری که قبل از ازدواج با افراد زیادی ارتباط داشته است، به هنگام ازدواج به هر دختری که نظر کند، می پندارد او نیز با پسرهای متعددی ارتباط داشته و پاک و عفیف نیست و در نتیجه روح بی اعتمادی و سوء ظن در جامعه ا وج می گیرد و این همان چیزی است که قرآن کریم از آن نهی فرموده است(هجرات. ۱۲) بنابر این روابط آزاد، زمینه ساز بسیاری از سوء ظن ها است.

نکته دیگری که در جوامع آزاد و مختلط، خانواده ها را تهدید می کند این است که زن و مرد، همواره در حال مقایسه اند، مقایسه آنچه دارند با آنچه ندارند وآنچه ریشه خانواده را می سوزاند این است که این مقایسه ها آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می زند.(۱۰)

زمینه ها و راهکارها

ما در این قسمت به عوامل ایجاد کننده این روابط و راه های پیشگیری آن می پردازیم و چون هر زمینه، راهکار مخصوص به خود را دارد، برای حفظ پیوستگی و انسجام مطلب در ذیل هر یک از زمینه ها، راهکار آن را نیز ذکر می کنیم.

۱ – نگاه

یکی از زمینه های ایجاد روابط ناسالم نگاه مسموم است. برای انسانی که حب شهوات برای او زینت داده شده است(آل عمران/ ۱۴) یک نگاه کافی است تا او را از خود بی خود کند ومتحول سازد. نگاه، تیری است از تیرهای شیطان چه بسا نگاهی که حسرت های طولانی را در پی دارد.(۱۱) لذا حضرت علی(ع) می فرماید: «دیده ها شکارگاه های شیطانند».(۱۲) بعضی «نگاه ها»، ویروس «گناه» منتشر می کنند، پس فاصله چندانی بین نگاه و گناه نیست. کنار هر گناه دو فرمان است: شیطان می گوید: «چشم بدوز» خدای رحمان می گوید: «چشم و دیده فرو بند» تنها راهکار آسودگی دل و برچیدن این زمینه همان است که قرآن کریم می فرماید: مومنان نگاه خود را از نامحرم بگردانند. «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم»(نور. ۳۰) و در روایات نیز آمده است که کسی که چشم خود را فرو بندد دل را آسوده کند(۱۳) از پشت به زنان نامحرم نگاه نیفکنید.(۱۴) از رو به رو به زن نامحرم خیره نشوید.(۱۵) و اگر به طور اتفاقی نگاه به نامحرم افتاد چشم را بگردانید.(۱۶) و بار دیگر نگاه خود را به وی نیفکنید.(۱۷) حفظ نگاه مخصوص مردان نیست؛ زلیخا اسیر نگاه شده بود و زنان مصر با دیدن یوسف دست خود را بریدند(یوسف/۳۱) لذا قرآن کریم به زنان مومن نیز دستور می دهد که چشم را از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند (نور/۳۱) لذا هنگامی که مردی نابینا خدمت رسول خدا(ص) آمد، آن حضرت از همسران خود خواست که جلسه را ترک کنند و پشت پرده قرار بگیرند. آنان با تعجب گفتند: “وی کور است.” حضرت فرمود: «شما که کور نیستید و او را می بینید»(۱۸) و الگوی زنان عالم حضرت زهرا(س) فرمودند: «خیر زن در آن است که نه او مردی را ببیند و نه مردی او را ببیند».(۱۹)

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هرچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد(۲۰)

۲ – خودآرایی و خودنمایی

یکی دیگر از علل گرایش جوانان به جنس مخالف، خودآرایی و خودنمایی است. خودآرایی ناپسند نیست بلکه خودآرایی به قصد خودنمایی در برابر نامحرم ناپسند است زیرا زمینه فساد جوانان است. جوان در این سن، در برابر هزارها محرک که قبلا آنها را حس نمی کرد، حساس می گردد. بعضی از صداها این حساسیت را بر می انگیزد… بعضی از حرکات این حساسیت را نیرو می دهد، بعضی از مناظر در جلب آن بیش از همه مؤثر است، رنگها در فصل عشق، غوغایی برپا می کند و رنگ سرخ منادی تملک و تصرف است(۲۱)

اگر جوان در معرض این همه محرک های قوی قرار بگیرد، دریای شهوت او طوفانی می شود و «غریزه جنسی، مخصوصا در پسران، تا سر حد وجدان نفوذ کرده و تحریکات شهوانی هم چون تصادم امواج به ساحل، شروع به مبارزه می نماید.”(۲۲)

قرآن کریم برای برچیدن این زمینه فساد به زنان مؤمن دستور می دهد که در خانه های خود بنشینند و مانند زنان جاهلیت نخست، خودنمایی نکنند.(احزاب/۳۳) زینت و آرایش خود را جز آنچه قهرا ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید سینه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند.(نور/۳۱) منظور از «زینت زنان» مواضع زینت است زیرا اظهار خود زینت از قبیل گوشواره و دست بند حرام نیست، پس مراد از اظهار زینت، اظهار محل آنهاست(۲۳) زنان مؤمن نباید پای خویش را به زمین بکوبند تا آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود.(نور/۳۱) طبیعی است که جوان جذب می شود. جوانی از انصار رسول خدا(ص) در کوچه های مدینه زنی را دید – در آن زمان، زنان مقنعه را پشت گوش می انداختند – وقتی زن از او گذشت، او را تعقیب کرد و از پشت او را می نگریست تا داخل کوچه تنگی شد و در آنجا استخوان یا شیشه ای که در دیوار بود، به صورت مرد برخورد کرده آن را شکافت، همین که زن از نظرش غایب شد تازه متوجه گردید که خون به سینه و لباسش می ریزد، با خود گفت: نزد رسول خدا می روم و جریان را به او خبر می دهم. رسول خدا از او پرسید چه شده است؟ جوان جریان را عرض کرد. سپس جبرئیل نازل شد و حفظ حجاب و زینت را بر زنان مسلمان واجب نمود تا مردان مسلمان حفظ شوند.(۲۴)

۳ – طنازی در سخن

یعنی زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کنند، تا دل او را دچار ریبه و خیال های شیطانی نموده شهوتش را برانگیزانند و در نتیجه آن مردی که در دل بیمار است به طمع بیفتد و منظور از بیماری دل نداشتن نیروی ایمان است، آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوات باز می دارد.(۲۵) قرآن کریم برای جلوگیری از روابط ناسالم میان زنان و مردان می فرماید: «نازک و نرم با مردان سخن مگوئید مبادا آنکه دلش بیمار است به طمع افتد بلکه درست و نیکو سخن بگویید.”(احزاب/۳۲) یعنی سخن معمولی و مستقیم بگویید، سخنی که شرع و عرف اسلامی (نه هر عرفی) آن را بپسندد و آن سخنی است که تنها مدلول خود را برساند، نه اینکه کرشمه و ناز را بر آن اضافه کنی، تا شنونده علاوه بر درک مدلول کلام، دچار ریبه هم بشود(۲۶) تاثیر کلام به قدری است که مولای متقیان از سلام کردن به زنان جوان خودداری می کند و می فرماید: «می ترسم از این که صدای آنها مرا خوش آید و از اجرم کاسته شود.”(۲۷)

۴ – تأخیر در ازدواج

زن و مرد، مکمل نیازهای روحی و روانی یکدیگرند و هر یک بدون دیگری احساس فقر و نیاز می نماید. زن به دنبال تقدیس از جانب مرد و در آرزوی این است که تنها ملکه کاخ عشق و محبتش باشد.(۲۸) و به قول ویل دورانت: زن فقط وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست.(۲۹) و مرد نیازمند کسی است که قلبش برای او بتپد و با گرمی نگاه و کلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملایمات زندگی امید بخشد و خلاصه اینکه «هر یک از ما، در جدایی فقط نیمه ای از انسان است و همیشه نگران آن نیم دیگر است»(۳۰) و این نگرانی به آرامش تبدیل نمی شود مگر از طریق آن یگانه راهی که خداوند متعال ترسیم نموده و آسایش انسان را در آن قرار داده است.(روم. ۲۱)

تا زمانی که دختر و پسر جوان این نیاز فطری را از راه ازدواج تأمین نکرده و به آرامش روانی نرسیده باشند در معرض خطر هستند لذا رسول خدا(ص) فرمود: آن کس که ازدواج کند نیمی از دینش را حفظ کرده است.”(۳۱)

۵ – بستر اجتماعی

یک عامل بسیار مهم در ایجاد چنین روابطی، وجود زمینه ای اجتماعی و گاه پنهان در میان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنین افکاری رایج شود که داشتن دوست پسر و یا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعی است و یا این اندیشه که داشتن چنین روابط، نشانه بزرگ شدن است و یا پیداکردن دوست برای یکدیگر را بخشی از پیمان دوستی به شمار آورند، روز به روز بر میزان این روابط افزوده خواهد شد. برای رهایی از این زمینه فساد راهکارهایی وجود دارد که عبارتند از:

الف – اصلاح فرهنگ جامعه: اگر چنین افکاری در جامعه رسوخ کرده باشد بر مسئولین فرهنگی جامعه واجب است که تمام امکانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به کار بگیرند زیرا تا فرهنگ سازی درست صورت نگیرد خورده کارها نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت.

ب – دقت در انتخاب همنشین: باید راه های صحیح دوست یابی را آموزش داد تا جوانان با دید باز و اندیشمندانه هم نشین و دوست خود را انتخاب نمایند زیرا رسول خدا(ص) می فرمایند: «دین و منش هر شخصی، متناسب با دوست و همراه است.”(۳۲)

۶ – مرحله رشد

اریکسون سن ۱۲ – ۲۰ سالگی را مرحله احساس هویت در مقابل سردرگمی هویت می داند و می گوید مشکل این دوره خطر آشفتگی نقش به ویژه هویت جنسی و شغلی نوجوان است. در بعضی موارد جوانانی که قادر به رو در رویی با سردرگمی نقش جنسی و شغلی خود نیستند، هویتی منفی را انتخاب می کنند و به هویت ها و نقش هایی متکی می شوند که به صورت نامطلوب ترین و خطرناک ترین اعمال به آنها عرضه شده است(۳۳) کسی که احساس پیشرفت و رضایت مندی از هویت، شغل و خانواده خود ندارد به رفتارهای ناهنجار روی می آورد که به این رفتارها «رفتارهای جایگزین» می گویند. یکی از این رفتارهای جایگزین، برقراری ارتباطهای ناسالم است.

برای پیشگیری از بروز این مشکل، باید به نوجوان و جوان در هویت یابی کمک کرد تا بتواند برای خویشتن، تصویری رضایت بخش و امیدآفرین به دست آورد. انسان باید یک هویت منسجم داشته باشد زیرا هرکس براساس ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد(اسراء. ۸۴)

عمل انسان مترتب بر شاکله او است به این معنا که عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمی است چنانکه در فارسی گفته اند: «از کوزه همان برون تراود که در اوست» پس شاکله یا هویت نسبت به عمل، نظیر روح جاری در بدن است.(۳۴) بنابراین بر والدین و مسئولین تعلیم و تربیت واجب است که در راه «هویت یا بی جنسی» به جوانان کمک کنند تا تصویر روشنی از جنسیت خود و نقش های مربوط به آن، برخوردهای اجتماعی و دوستی دختران و پسران و عشق و امثال آن پیدا کنند.

۷ – عدم تقید خانواده به مسائل دینی

جوانان اولین برخوردها و معاشرت های ناسالم و مختلط را در خانه تجربه می کنند. فرهنگ خانواده است که حد و مرزها را به فرزندان می آموزد. اگر خانواده ها حدود شرعی را در روابطشان مراعات نکنند، دیگر چه انتظاری از جوانان با آن شرایط روحی و هیجانی می توان داشت لذا قرآن کریم می فرماید: «ای مومنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ نگاه دارید.”(تحریم. ۶) یعنی خود و زن و بچه خود را تعلیم خیر دهید و ادب نمایید.(۳۵) و در نگهداری خانواده همین بس که به آنها امر کنید بدان چه که خدا امر کرده و نهی کنید از آنچه خدا نهی کرده است.(۳۶)

۸ – بی توجهی به نیازهای جوانان در خانه

جوانان به محبت، برقراری صمیمیت، تنوع، تفریح و هر چیزی که شور و نشاط آنان را حفظ کند، نیازمند هستند. اگر والدین این نیازها را تأمین نکنند، خود آنان دست به کار می شوند و از آنجا که معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل می کنند، از هر طریقی برای رفع نیاز خود اقدام می کنند.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، پرهیز از بیکاری است. خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(ص) توصیه می فرماید: «هنگامی که از کار مهمی فارغ شدی خود را به کار دیگری مشغول کن»(انشراح/۷) والدین باید برای اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند. فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی علاوه بر اینکه آنها را از بسیاری از فسادها حفظ می کنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است. والدین در برخورد با جوانان باید طریق اعتدال را پیش بگیرند و از هرگونه افراط، تفریط، برخورد خشک، خشن و انعطاف ناپذیر خودداری کنند. و در ضمن نظارت و کنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهای آنان، شخصیت و حریم خصوصی آنان راحفظ نمایند زیرا اگر شخصیت او از بین برود و عزت و کرامتی نداشته باشد، هیچ امید خیری در او نیست.(۳۷) و از سرزنش و ملامت نیز پرهیز کنند که آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر می کند.(۳۸)

۹ – رسانه

یکی دیگر از عوامل زمینه ساز روابط دختر و پسر رسانه ها اعم از صدا و سیما، نشریات، اینترنت و ماهواره است که بررسی میزان تأثیر آنها و چگونگی مقابله با آنها به تدوین مقاله ای مستقل نیاز دارد.

پی‌نوشت‌ها

۱) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۳، ص ۱۲۶ – . ۱۲۷

۲) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۶، ص. ۳۸

۳) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. ۶۹

۴) همان، ص. ۷۲

۵) خانم دکتر سعداوی، چهره عریان زن، ص ۱۶۸؛ ر. ک: مقدمه ای بر روانشناسی زن ص. ۱۱۰

۶) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۴۶

۷) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. ۷۸

۸) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. ۷۵

۹) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۴۱

۱۰) حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص. ۶۹

۱۱) وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص. ۱۳۸

۱۲) منتخب میزان الحکمه، ترجمه شیخی، ج ۲، ص ۹۹۹، حدید. ۶۱۲۹

۱۳) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص. ۲۷۱

۱۴) همان، ص. ۲۷۴

۱۵) الترغیب و الترهیب، ج ۳، ص ۳۵، حدیث. ۶

۱۶) مسند احمد، ج ۴، ص. ۳۵۸

۱۷) بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص. ۳۶

۱۸) مسند احمد، ج ۶، ص. ۲۹۶

۱۹) بحارالانوار، ج ۴۳، ص. ۵۴

۲۰) بابا طاهر عریان.

۲۱) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۲۸

۲۲) محمدتقی فلسفی، گفتار فلسفی (جوان) ، ص. ۳۰۷

۲۳) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۵، ص. ۱۵۶

۲۴) کافی، ج ۵، ص ۵۲۱، حدیث. ۵

۲۵) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۶، ص. ۴۶۱

۲۶) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۶، ص. ۴۶۱

۲۷) شیخ حر عاملی، آداب معاشرت، ص. ۶۷

۲۸) مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص. ۱۴۸

۲۹) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۴۱

۳۰) ابوالقاسم مقیمی حاجی، جوانان و روابط، ص ۷، به نقل از لذات فلسفه. ۱۲۲

۳۱) میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۷۲، حدیث. ۷۸۰۷

۳۲) میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۲۹۷، حدیث. ۱۰۲۲۱

۳۳) روانشناسی رشد (۲) ، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص. ۷۸۲

۳۴) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۳، ص. ۲۶۲

۳۵) الدر المنثور، ج ۶، ص. ۲۴۴

۳۶) کافی، ج ۵، ص. ۶۲

۳۷) شرح غرر و درر، آمدی، ج ۱، ص. ۳۹۴

۳۸) میزان الحکمه، ج ۸، ص ۴۸۵، حدیث. ۱۷۸۳۱

منبع: روزنامه؛ کیهان

اسلام و روابط دختر و پسر

على زینتى

چکیده

نویسنده ضمن بیان اصول و ضوابط دوستى دختر و پسر در اسلام معتقد است دوستى دختر و پسر تنها از طریق ازدواج موقت مورد تأیید اسلام است امّا حدود دوستى باید مشخص و معین باشد و به روابط جنسى منجر نشود.

هدف این نوشتار، هرگز ترویج ارتباط دوستى با جنس مخالف نیست و از آن حمایت نمی کند. در جامعه ایران با توجه به بنیان هاى دینى و باورهاى ایمانى، این نوع دوستى کمتر جاى دارد و می تواند جاى باز کند. هدف از طرح ارائه شده، این است که اگر شخصى خواست از این باورها عدول و با الگوهاى دیگر هماوردى کند، از طرح دینى آن نیز آگاهى داشته باشد و در تنگناى زندگى اگر ناچار از برقرارى این نوع ارتباط دوستى شد، راهکار دینى آن را پیش گیرد تا به گناه و آلودگى مبتلا نشود.

مؤلفه‌هاى ارتباط دوستى دختر و پسر

دوستى با جنس مخالف یکى از انواع مختلف ارتباط میان فردى است که مؤلفه هاى آن بر اساس تعریف فوق، به شرح ذیل می باشد.

۱) ـ برقرار کنندگان ارتباط

بر اساس قواعد کلى ارتباط میان فردى، دوستى با جنس مخالف، داراى دو ویژگى اساسى است که وجود آن دو براى برقرار کنندگان ارتباط لازم و ضرورى است. به گونه اى که اگر این دو شرط رعایت نشود، آن ارتباط را دوستى با جنس مخالف نمی نامند.

الف) ـ اختلاف طرفین ارتباط در جنسیت؛ دوستى با جنس مخالف، بر خلاف دیگر ارتباطها از قبیل ارتباط آموزشى یا اقتصادى، بر پایه اختلاف جنسیت دو طرف بنا می شود. بنابراین ارتباط، یک سویه و یک طرفه نیست بلکه هر دو طرف چه دختر و چه پسر، در این ارتباط نقش فعال دارند. لذا برقرار کنندگان ارتباط، حداقل یک دختر و یک پسر هستند.

ب) ـ برخوردارى از کارکردهاى مبتنى بر جنسیت و توان مندى جنسی؛ از این رو، هرگز ارتباط دوستى دو بچه خردسال، هرچند یکى پسر و دیگرى دختر باشد یا پیرمردها و پیرزن ها را ارتباط با جنس مخالف نمی گویند.

۲) ـ محتواى ارتباط

هدف این نوع ارتباط، غیر از اهداف یک ارتباط فرهنگى، آموزشى و اقتصادى است. هرگز به شریک تجارى یا کاسب محله که صرفاً با وى ارتباط تجارى برقرار است یا در مبادلات آموزشى و فرهنگى، به طرف مقابل خود، عنوان دوست را نمی دهند بلکه آنها را استاد، معلم، همکار و… می نامند. آن گونه که از اسم این نوع ارتباط، یعنى دوست پسر یا دختر داشتن پیداست، پیام و محتواى آن است که همانا دوستى، محبت، صمیمیت، عشق، رفاقت، یکدلى، عاطفه و… است. البته چون دوستى و محبت، در روابط انسانى، داراى انواع و سطوح مختلف است، محبت مبادله شده در ارتباط با جنس مخالف، از نوع محبت مادرانه یا در سطح محبت دو همکار و شریک اقتصادى نیست و همچنین از نوع محبت همسرى هم نیست بلکه محبت آنها هم رنگ با محبت جنسیتى و در سطح جنسى است. بر همین اساس، رسانه و کانال در این ارتباط نیز، با دیگر ارتباطها تفاوت پیدا می کند. محبت مادرانه، از طریق نوازش، خرید اسباب بازى و…، به طرف مقابل (بچه) منتقل می شود ولى در این ارتباط، محبت از کانال دیگرى که با رفتارهاى جنسى و جنسیتى بی ارتباط نیست، مبادله می گردد. لازم به یادآورى است که مقصود از رفتار جنسى مفهوم خاص نیست بلکه مفهومى فراتر از آن مورد نظر است و شامل هر نوع تمایل به جنس مخالف می شود. یعنى رفتارى که تأثیر آن در ارتباط با همجنس یکى نیست و تأثیرى متفاوت با همجنس دارد، مثلاً براى انسان نیازمند ارتباط با جنس مخالف، حتى صحبت کردن با جنس مخالف داراى تأثیرى است که این امر در ارتباط کلامى با جنس موافق به دست نمی آید. بی تردید، همین تأثیر متفاوت، ناشى از جنسیت است. از این رو، به آن رفتار جنسى یا جنسیتى می گویند.

رابطه دختر و پسر از منظر اسلام

اصول ارتباط‌ هاى انسانی

از منظر اسلام، تمام ارتباطهاى انسانى به تمام اقسام آن، باید از اصول و قواعدى پیروى کنند تا مهر صحت شرعى و امضاى شریعت به پاى آنها زده شود وگرنه آن ارتباط مردود شمرده شده و هرگز مورد پذیرش شریعت نیست و براى هیچ یک از طرفین الزام آور نیست و تعهدى را به نفع یا ضرر آنها به دنبال ندارد.

۱) ـ تعهد تضمینی

از جمله قواعدى لازم الاجرا در تمام روابط انسانى، تعهد آورى و تضمینى بودن آن است. یعنى دو طرف ارتباط، باید نسبت به اصل ارتباط و لوازم آن پایبند و متعهد باشند. شارع مقدس، بعد از قبول ضرورت این اصل در روابط بین انسان ها، براى تحقق عملى آن چاره اى دقیق اندیشیده است. از این رو، در تمام ارتباطات اساسى و سرنوشت ساز، «عقد ارتباط» یا «پیمان ارتباط بستن» را یک عنصر ضرورى می داند و تمام انواع روابط انسانى را با «عقد» و «پیمان» مستحکم، براى طرفین لازم الاجرا می داند. اگرچه لازم نیست، این عقد و پیمان به شکلى خاص و به الفاظى معین بیان شود بلکه تنها وجود این پیمان و عقد ضرورى است تا طرفین را نسبت به مسئولیت خود، در برابر دیگرى متعهد سازد. نکته دیگرى که در اینجا باید به آن توجه شود. تعیین نوع عقد از بین انواع کلى عقد است. از آنجا که کارکرد و هدف مورد نظر در این نوع ارتباط، همانند ارتباط خانوادگى است و در سطوح ابتدائى یک ارتباط خانوادگى می گنجد، لذا از شرائط عقد و پیمان خانوادگى (ازدواج)، با رعایت شرائط مربوط پیروى می کند. ارتباط خانوادگى، یک نوع ارتباط انسانى است که در نوع خود به شکل عقد ازدواج دائم و عقد ازدواج موقت محقق می شود. البته کارکرد و سطح ارتباط در این نوع عقود خانوادگى، یکسان نیست. برخى از آنها با توافق طرفین معین می شود و برخى بنابر مقتضیات خود عقد تعیین می گردد. به عنوان نمونه، در عقد ازدواج موقت، نوع کارکرد و ارتباط معین است. ولى سطح ارتباط، محدود و میزان آن با توافق طرفین معین می شود. بنابراین، در ارتباط دوستى با جنس مخالف هم که یکى از اقسام عقد موقت است؛ نوع ارتباط معلوم است ولى سطح روابط، کیفیت، محدوده و میزان آن به توافق طرفین، در ضمن عقد معین شده و طرفین به رعایت آن ملزم می شوند.

۲) ـ تعریف و تعیین حدود ارتباط

دومین قاعده در ارتباطهاى بین فردى، تعیین و تعریف حدود ارتباطها است. از آنجا که طرفین ارتباط، در ضمن پیمان و عقد در برابر یکدیگر متعهد می شوند، باید محدوده این تعهد و التزام معین شود. در ارتباط دوستى با جنس مخالف براى طرفین معین است که هدف از این نوع ارتباط مبادله محبت، صمیمیت، مهر و عشق است اما حدود این نوع مبادلات را باید مشخص کرد تا طرفین در محدوده خاص و تعریف شده، از همدیگر انتظار داشته باشند. مثلاً باید مشخص کرد که آیا ارتباط در سطح گفت  وگو است یا تماس بدنى هم، داخل محدوده است. مرز گفتگوها و ناحیه هاى تماس بدنى تا کجاست. فارغ از این اصل و قاعده، نه تنها این ارتباط درست نیست بلکه این ارتباط محکوم به شکست می باشد. چون سطوح ارتباط تعریف نشده است و چه بسا در فضاى دوستى غفلت آلود، به کارکردهاى جنسى در سطح ازدواج کشیده شود.

۳) ـ عدم مخالفت با شریعت

از دیگر اصول و قواعد حاکم بر روابط انسانى آن است که این ارتباط با احکام شریعت و اصول و مقررات اخلاق دینى، هماهنگى داشته باشد. به مقتضاى این اصل حتى اگر در ضمن پیمان ارتباط، شرطى گنجانده شود که با احکام دین و مسلمات شریعت، مخالفت و ناسازگارى داشته باشد یا پایبندى به آن ارتباط منجر به تغییر احکام دین شود، یعنى به تحریم حلال یا تحلیل حرام منتهى گردد، این ارتباط صحیح نیست. مثلاً تعهد به دوست پسر یا دختر نباید به ترک واجبات دین مانند نماز، روزه و… منتهى شود با آنها را به ارتکاب محرمات بکشاند.

شرائط ارتباط دوستى با جنس مخالف

انحصارى بودن ارتباط

بنابر مبناى عقلا، در یک پیمان و تعهد، یک چیز را نمی توان براى دو نفر تعهد نمود. مثلاً در ارتباط اقتصادى، یک شى یا یک خدمت را نمی توان در ظرف زمانى واحد، براى دو شخص متعهد شد و اگر هر دو تعهد در یک زمان باشد، هر دو باطل است و اگر اختلاف زمانى داشته باشند، تعهد و عقد مقدم صحیح و تعهد متأخر باطل است. در ارتباط خانوادگى، هر یک از زوجین نمی تواند خود را براى غیر از همسر خویش تعهد کنند. در ارتباط دوستى با جنس مخالف هم، این سخن اهمیت دارد. چون در ارتباط با جنس مخالف، هر یک پیمان می بندد که فقط براى دوستش باشد و در خدمت اهداف و مقتضیات دوستى با هم باشند. بنابراین، حتى پسر نیز نمی تواند در یک زمان با دو دختر تعهد ببندد. در حالى که در ازدواج یک مرد می تواند با دو زن پیمان همسرى ببندد. از این رو، مفاد این پیمان، گسترده تر از آن است که براى وى مجال متعهد شدن براى دو نفر را باز کند. این پیمان تمام زمان و حتى وجود هر یک را براى دیگرى متعهد می شود تا هر یک وجود خود را بدون محدودیت زمانى و مکانى، در تعهد دیگرى قرار دهد، لذا یک شخص دو وجود ندارد تا آن را براى دو نفر تعهد کند. بنابراین ارتباط دوستى با جنس مخالف در ذات خود انحصارى بودن را اقتضا می کند و از پذیرش هر گونه اشتراک ابا دارد و نمی توان اشتراک را با برنامه ریزى و اعمال مدیریت در زمان و محدودیت در دوستى و سطح ارتباط بر این ارتباط تحمیل نمود.

تعیین محدوده ارتباط

از آنجا که سطوح ارتباط دوستانه، در بین انسان ها متفاوت است، هر سطحى از این ارتباط تعهد و مسئولیتى را متوجه طرفین می سازد. بنابراین، در ارتباط دوستى طرفین باید بدانند که این پیمان چه چیزى را بر عهده آنها می گذارد. چه بسا یکى از طرفین توقعى داشته باشد که دیگرى از انجام آن عاجز باشد و حاضر به انجام آن نباشد. محدودیت هاى مورد نظر که باید توسط تمام افرادى که خواستار این نوع ارتباط هستند رعایت شود، بدین قرار است: ـ محدود بدون مکان ارتباط، ارتباط نباید به وسعت تمام صحنه هاى زندگى حتى زندگى خانوادگى نباشد. ـ محدود بودن زمان ارتباط، زمان آن به وسعت تمام ساعات شبانه روز نباشد. چون دوستى نمودن و دوست بودن هدف زندگى نیست. همچنین سطح ارتباط، نباید به کارکردهاى جنسى خاص و ارتباط جنسى در سطح همسر برسد. به بیان دیگر، باید نوع ارتباط مورد نظر بیان شود. مثلاً کلامى یا غیر کلامى است. سپس تمام اقسام ارتباط مورد نظر معین شود. به خصوص ارتباطهایى که با قسمت هایى از بدن که عضو جنسى محسوب می شوند تکیه دارد. اگر ارتباطى به تماسى بدنى و در حدّ تماس اندام جنسى برسد، دیگر یک ارتباط دوستى نخواهد بود و یک ارتباط جنسى محسوب می شود، ماهیت این ارتباط با ارتباط جنسى تفاوت دارد. آنچه در ارتباط دوستى مبادله می شود، محبت، مهر، عاطفه و صمیمیت است. پیام مبادله شده نباید در حدّ محتواى جنسى یا هر چیز دیگرى غیر از دوستى، مهر و… باشد. مبادله پیام و محتواى جنسى، موجب انحراف ارتباط دوستى می شود، به خصوص ضرر و خسران جنسى براى جنس مونث فراهم می شود که کاملاً با فضاى ارتباط دوستانه مغایرت و منافات دارد.

الگوى ارتباط دوستى با دختر و پسر

براى تبیین طرح عملیاتى ارتباط دوستى با جنس مخالف باید مراحل ذیل طى گردد:

تعیین هدف دوستی

از جمله آداب دوستى، هدفدار بودن دوستى است. بر این اساس، باید قبل از انتخاب دوست، هدف خود را از دوستى معین کرد. اهداف انتخاب دوست، در نظر انسان ها متفاوت است. گاهى اوقات، هدف انتخاب دوست، آشنائى و کسب اطلاع جهت ازدواج است و گاهى اوقات مبادله آموزشى یا هنرى، هدف است. نکته دیگر، آن است که مبتنى بر اهداف صحیح و مناسب باشد. اگر هدف نامناسب باشد، همانند دوستى بی هدف، ارتباط برقرار شده پایدار نخواهد ماند یا دچار آفت می گردد. دوستى با جنس مخالف، اگر به هدف بهره مندى جنسى باشد، به هدف خود نمی رسد یا اگر برسد دیگر دوستى نیست بلکه همسرى است که این امر با انگیزه دوستى متفاوت است.

انتخاب دوست

بعد از تعیین هدف مناسب و صحیح و آگاهى از معیارهاى دوست خوب در بین افراد آشنا، باید فردى را که معیارهاى یک دوست خوب را دار است و می تواند تأمین کننده اهداف مورد نظر باشد انتخاب کرد. در این مرحله باید بسیار دقت کرد تا در تطبیق معیارها اشتباهى رخ ندهد و دوست نما خود را به جاى دوست قالب نکند. بسیارى از خطاها، از این جهت، متوجه دوستی ها می شود.

طرح هدف و برنامه

دوستی  بعد از انتخاب هدفدار، نوبت طرح دوستى با طرح مقابل می رسد. دوستى یک تعلق خاطر دو سویه است و باید دو طرف، نسبت به هم تعلق خاطر داشته باشند و همدیگر را دوست هم بدانند. بنابراین، اگر یکى دیگرى را به عنوان دوست انتخاب کرده است، دیگرى هم باید به این انتخاب مهر تأیید بزند و نظر خود را در مورد این انتخاب اعلام نماید. بدین منظور لازم است، طرح دوستى به طرف مقابل اعلام و نظر مساعد وى نسبت به اصل دوستى اخذ گردد. بعد از موافقت دو طرف، نسبت به اصل دوستى، در مورد محدوده دوستى و دیگر شرائط آن طرفین باید به توافق برسند. لازم است، همه حدود ارتباط معین شود، به گونه اى که هیچ نکته مجهولى در این ارتباط براى طرفین باقى نگذارد و هر یک از طرفین ارتباط، به هنگام تعهد بدانند، چه چیزى را در برابر دوست خود متعهد شده اند. محدودیت هاى ارتباط که از طرف دین اعمال شده است و طرفین ارتباط ملزم به رعایت آن می باشند، شامل موارد ذیل می شود:

الف) ـ هیچ یک از طرفین ارتباط نباید از دیگرى انتظار ارتباط غیر کلامى از قسم تماس جنسى را داشته باشد یا طرفین در تعهد خود آن را براى یکدیگر تعهد کنند. پس حتى اگر با توافق یکدیگر این نوع ارتباط را براى همدیگر تعهد کنند، صحیح نیست. چون این قسم از ارتباط صرفاً در محدوده ارتباطات خانوادگى و از قسم همسرى است و تنها در این نوع ارتباط باید مبادله شود در ارتباط دوستى، محبت، عاطفه و… باید مبادله شود، نه محتواى جنسى. اگر در ارتباط دوستى، محتواى جنسى مبادله گردد، این ارتباط دیگر ارتباط دوستى نخواهد بود، بلکه ارتباط همسرى است که این امر، موجب تداخل نوع پیام و محتواى مبادله می شود و از جمال کانال هاى آسیب پذیرى ارتباط است.

ب) ـ هیچ یک از طرفین، نباید از دیگرى انتظار ارتباط غیر کلامى از نوع لمس جنسى را داشته باشد. لمس یکى از رسانه هاى انتقال پیام عاطفى است و می تواند در این ارتباط به کار گرفته شود ولى نباید لمس جنسى باشد. مقصود از لمس جنسى، لمس اندام هاى محرک نیروى جنسى و هر اندامى به قصد بهره بردارى جنسى است. چون قرار نیست، در این ارتباط محتواى جنسى مبادله گردد. البته قابل توجه است که اگر این امر به صورت ناخواسته، به یک بهره جنسى منتهى شود، مانعى ندارد ولى هدف و نقطه مورد انتظار، نباید بهره مندى جنسى باشد و به منظور رسیدن به این هدف و مبادله این نوع محتوا، اقدام به ارتباط شود یا در ارتباطى این نوع پیام مبادله شود. از این رو مبادله هر نوع محتواى جنسى با قصد و غرض قبلى، از محدوده این ارتباط خارج است و نباید در تعهد طرفین ارتباط قرار گیرد.

ج) ـ با توجه به آداب ارتباط، نباید هیچ یک از طرفین، از یکدیگر تعهد بگیرند که فارغ از محدودیت زمانى و مکانى، در خدمت انتظارات دیگرى باشند. در این ارتباط، حدود زمانى و مکانى تعریف شود. زیرا ارتباط فارغ از محدویت مکانى و زمانى، یک ارتباط همسرى است. لذا لازم است از نظر محدوده مکانى و زمانى، طرفین با هم به توافق برسند.

پیمان و عقد دوستى بستن

  الف) ـ با توجه به ویژگی هاى طرفین این ارتباط که قبلاً بیان شد و همین طور با عنایت به ماهیت این نوع ارتباط که شبیه با ارتباط خانوادگى است، پیمان و عقد مورد نظر، از نوع عقد و پیمان ازدواج موقت می باشد. البته در ضمن عقد، تمام کارکردهاى جنسى از تعهد طرفین خارج می شود. قابل توجه است که خروج کارکردهاى جنسى، خلاف مقتضاى عقد ازدواج نیست بلکه نوعى اعمال محدودیت در سطح ارتباط است که معمولاً در عقد موقت با توافق طرفین اعمال می شود. همان گونه که در عقد موقت، اگر طرفین سطح انتظار رفتار جنسى خود را کاهش دهند، هرگز خلاف مقتضاى عقد عمل نکرده اند، در اینجا هم از ابتدا با کاهش یافته ترین سطح ارتباط جنسى، عقد را منعقد می کنند. پایین ترین سطح ارتباط جنسى، ارتباط کلامى و ارتباط غیر کلامى دیدارى، حرکات بدنى، ژست هاى اندامى و مانند این است. بدون عقد و پیمان هرگز ارتباط کلامى غیر ضرورى و ارتباط غیر کلامى دیدارى، حرکات بدنى و ژست هاى اندامى بین دو نامحرم جایز نیست ولى با اجراى این عقد و پیمان جایز و حتى انجام آن بر طرفین واجب می شود و شامل لزوم تعهد و پایبندى می گردد.

ب) ـ در این نوع ارتباط، مانند دیگر پیمان ها و عقدها، صیغه و لفظ خاصى براى اجراى عقد لازم نیست و حتى ثبت آن هم در صحت عقد و پیمان تأثیرى ندارد. حضور دو نفر عادل، به عنوان شاهد بر اجرا و ثبت این پیمان در یک مرجع قانونى صاحب قدرت ضمانتى، براى جلوگیرى از تخلفات احتمالى و متعهد ساختن طرفین به رعایت مفاد پیمان یک عنصر ضرورى است.

ج) ـ بعد از اجراى صحیح عقد و پیمان طرفین در محدوده تعریف شده و مورد توافق و با توجه به محدودیت هاى خاص این نوع ارتباط، با هم محرم تلقى می شوند. از این زمان، تمام تعهدات لازم الاجرا قابل استیفا است. قابل توجه است که این محرمیت محدود است و تمام سطوح تماس و ارتباط را مجاز نمی شمارد. مثلاً هرگز ارتباط جنسى و حتى تماس با اندام هاى جنسى را مجاز نمی نماید. در واقع این نوع ارتباطها، همچنان جزء ارتباطهاى حرام و نوعى ارتباط با نامحرم تلقى می شود.

د) ـ به هنگام اجراى پیمان، باید تمام محدودیت هاى مورد نظر و شرائط شخصى مورد توافق، به صورت جداگانه مورد تعهد طرفین قرار بگیرد و طرفین به رعایت آن ملزم شوند.

ه) ـ بعد از اتمام زمان دوستى، بدون نیاز به انجام عملى خاص، با هم نامحرم تلقى شده و تمام سطوح ارتباط باید قطع شود یا قبل از اتمام زمان مورد توافق، طرفین می توانند با بخشش زمان باقى مانده، از هم جدا شوند یا در صورت تمایل بعد از بخشش مدت باقى مانده، از دوستى به عقد ازدواج دائم یکدیگر در بیایند. بنابراین، این نوشته بر این باور است که تنها راه یک ارتباط صحیح و سالم از نوع ارتباط دوستى با جنس مخالف، از دیدگاه اسلام از رهگذر عقد ازدواج موقت با تحدید کامل کارکردهاى جنسى ممکن است. این عمل، بهترین شکل دوستى و ارتباط دوستانه است. به بیان دیگر، بهترین دوستان همسران هستند و بهترین دوستى همسرى است و مصون ترین و قابل اعتمادترین ارتباط دوستى، ارتباط بر پایه عقد ازدواج است و با وفاترین و صمیمی ترین و با گذشت ترین دوستان، همسران هستند. بنابراین، در راستاى دستیابى به برترین الگوى دوستى و برترین دوستى، باید آنها را در پرتو ارتباطات خانوادگى از نوع ازدواج جست وجو کرد و از بیراه روى اجتناب ورزیده و مسیرهاى انحرافى را یکسره رها کرد. در حاشیه: تا آنجا که از عبارات نویسنده بدست می آید، وى در تبیین مراد خویش و تبیین محل بحث گفت وگو بین دوستى دختر و پسر دچار تهافت و تناقض صدر و ذیل است. بخش هاى آغازین مقصود خود را از دوستى دختر و پسر چنین بیان می کند که «این دوستى از نوع محبت همسرى نیست بلکه همرنگ با محبت جنسیتى و در سطح جنسى است یعنى رفتارى که تأثیر آن در ارتباط با هم جنس یکى نیست، مثلاً براى انسان نیازمند به ارتباط با جنس مخالف، حتى صحبت کردن با جنس مخالف داراى تأثیرى است که با جنس موافق به دست نمی آید.»

در بخش هاى پایان مقاله می گوید: «دوستى با جنس مخالف اگر به هدف بهره مندى جنسى باشد به هدف خود نمى رسد یا اگر برسد دیگر دوستى نیست بلکه همسرى است». یا آنکه در جاى دیگر مقاله قصدِ بهره مندى جنسى را منافى با دوستى دختر و پسر دانسته است و محور رابطه را تبادل مهر، محبت دوستى و عشق معرفى می نماید. به هر حال آنچه در این باره می توان گفت این است که:

  1. چنانچه مقصود نویسنده از دوستى دختر و پسر ارتباط این دو بدون جاذبه و کشش جنسى باشد، چنین مفهومى به هیچ روى مورد نظر هواداران دوستى دختر و پسر به ویژه در غرب نیست آنچه از دوستى دختر و پسر در دنیاى امروز مطرح است عمدتاً در رابطه با تمایلات و کشش هاى جنسى است.
  2. در صورتى که مراد نویسنده دوستى دختر و پسر بدون تمایلات جنسى است، چرا آن را نوعى ازدواج موقت نامیده و این رابطه را تحت ضابطه ازدواجِ موقت تصحیح نموده اند. در ازدواج موقت در دیدگاه اسلامى میان دختر و پسر، محرمیت حاصل شده و تمایل و تجاذب جنسى در سطح نگاه و سخن گفتن و لمس بدنى و حتى روابط خاص جنسى نیز مجاز است، چگونه می توان دختر و پسرى را با پیمان ازدواج موقت به یکدیگر پیوند داد و مدعى شد میان آن دو نباید گرایش جنسیتى پدید آید. مضافاً بر آن که اصولاً رابطه و دوستى دختر و پسر آن هم در سن نوجوانى و جوانى که زمان اوج نیازهاى جنسى است نمی تواند بدونِ تمایلات و تجاذب جنسى میان دختر و پسر باشد.

نویسنده می گوید این دوستى دختر و پسر رابطه اى انحصارى است و هیچ یک از طرفین نمی تواند با فرد دیگرى رابطه دوستى برقرار کند. این در حالى است که وى وجه صحّتِ این دوستى را ازدواج موقت می داند. اگر مبناى این دوستى، ازدواج موقّت است چگونه ایشان حکم به انحصارى بودن آن کرده اند در حالى که در اسلام، انحصار ازدواج موقت در ناحیه مرد وجود ندارد مرد می تواند همزمان با بیش از یک زن پیمان ازدواج موقت بر قرار نماید. نویسنده مدعى است که اجراى این پیمان دوستى نیاز به لفظ ندارد و تنها حضور دو شاهد عادل کافى است. انچه از فتاواى فقهى و قوانین شرعى اسلام بدست می آید آن است که وقوع پیمان ازدواج موق نیازمند اجرا و انشاى لفظى عقد ازدواج موقت است و حضور دو شاهد عادل نیز لازم نیست آنجا که حضور دو شاهد عادل لازم است هنگام اجراى صیغه طلاق است. به هر حال جا داشت نویسنده مستند فقهى این دیدگاه خویش را بیان می کرد.

منبع: کتاب زنان؛ شماره ۲۴

 

انواع روابط میان مرد و زن

انسان ها در زندگی اجتماعی خود ناگزیرند با یکدیگر معاشرت کنند. زن و مرد نیز به دلیل گرایش های ویژه عاطفی و غریزی موجود در نهاد انسان، نوع خاصی از روابط میانشان حاکم است که برقراری درست آن، تأثیر بسیاری در سلامت فرد و جامعه دارد…

جامعه انسانی از همان آغاز شکل گیری، مجموعه ای تشکیل یافته از دو جنس زن و مرد بوده است. همه انسان ها با هم تعامل دارند و بدون ارتباط با یکدیگر نمی توانند بسیاری از نیازهایشان را برطرف سازند. ارتباط زن و مرد ـ جدای از عواملی که موجب ارتباط همه افراد بدون در نظر داشتن جنسیت آنها است ـ عوامل و انگیزه های ویژه ای دارد که از عواطف و غریزه های انسانی ریشه می گیرد و زمینه ساز شکل گیری نوع خاصی از روابط میان این دو جنس است. نقش روابط زن و مرد در شکل گیری نهاد مهم خانواده و پیوند آن با بقای نسل و دیگر مسائل اساسی زندگی انسان که در بقا و سلامت فرد و اجتماع نقش حیاتی دارند، حساسیت ویژه ای را درباره چگونگی تنظیم این روابط پدید می آورد. ازاین رو، در تمدن ها و جامعه های مختلف، هنجارهای خاصی برای تنظیم این روابط در نظر گرفته شده است. اسلام نیز به عنوان کامل ترین راهنمای بشر در زندگی فردی و اجتماعی، آموزه های خاصی برای تنظیم روابط زن و مرد دارد که شناخت این آموزه ها برای هر فرد مسلمان لازم است. در این میان، روابط دختران و پسران حساسیت های ویژه ای دارد و درباره این روابط و چگونگی آن باید بررسی های دقیق تری صورت بگیرد.

در زمینه موضوع این پژوهش، یعنی روابط دختر و پسر در جامعه ایران، توجه به برخی نکته ها ضرورت اساسی دارد. فرهنگ حاکم در جامعه ایرانی پیش از رژیم پهلوی، فرهنگی با هنجارهای معین و تعریف شده بود، ولی از اواخر حکومت قاجار و به ویژه پس از حاکمیت سلسله پهلوی، تلاش های زیادی برای تغییر فرهنگ ملی و جای گزین کردن هنجارهای غربی به جای سنت ها و هنجارهای مرسوم جامعه ایرانی صورت پذیرفت که اگر چه با مقاومت جامعه اسلامی ایران روبه رو شد، ولی در عمل، نوعی التقاط، ناهم گونی و بی نظمی و تضاد را بر فرهنگ ایرانی تحمیل کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و جهت گیری جامعه و مسئولان به سمت حاکم ساختن فرهنگ اسلامی بر شئون مختلف زندگی، بسیاری از هنجارهای وارداتی و تحمیل شده بر فرهنگ کشور اصلاح شد. با این حال، هنوز آثار منفی سال ها هنجارشکنی در مبارزه با فرهنگ ملی به ویژه در روابط زن و مرد و دختر و پسر به چشم می خورد که باید در اصلاح آنها کوشید.

پس از انقلاب اسلامی، هرچند دیگر حکومتی که از درون کشور اجراکننده برنامه های استعمار غربی باشد، وجود ندارد، ولی غرب با سلطه بر مراکز فرهنگ سازی در دنیا، بهره گیری از تمامی ابزارهای تکنولوژیک و برنامه ریزی دقیق، در پی تغییر فرهنگ ملی کشورها به سود خود است. در این میان، محسوس ترین نقطه تضاد فرهنگ اسلامی با فرهنگ غرب به ویژه فرهنگ امریکایی که در پی سیطره کامل بر دنیا است، موضوع ارتباط زن و مرد و دختر و پسر است. البته اختلاف درباره چگونگی روابط دختر و پسر در این دو فرهنگ، در مبانی فکری عمیق تری ریشه دارد، ولی به هر حال، یکی از آشکارترین نقاط تضاد فرهنگ غرب با فرهنگ اسلامی و کارآمدترین حربه تهاجم فرهنگی غرب به ویژه در مورد جوانان مسلمان، همین موضوع است. این تهاجم بیش از همه، بر جوانان ایرانی، یعنی نسل سوم انقلاب که از هدف های عالی انقلاب آگاهی کمتری دارند، اثر گذاشته است.

امروزه، جوانان ایرانی از سویی با گسترش بی سابقه ابزارهای اطلاع رسانی و تجربه فضای فرهنگی مبتنی بر تساهل و تسامح، همواره در رویارویی با مظاهر مختلف فرهنگ غربی، فرهنگ جامعه اسلامی را در تضاد با فرهنگ حاکم بر جهان می بینند. حتی در این میان، گروهی از این جوانان به فرهنگ حاکم بر جامعه با نگاه فرهنگی تحمیلی و تکلیف شده از سوی حکومت می نگرند که به محدود شدن آزادی های جوانان می انجامد. این احساس محرومیت، خواه واقعی باشد یا کاذب، به دور شدن این دسته از جوانان از دین و نظام اسلامی و خانواده کمک می کند و از سوی دیگر، جامعه به تعبیری دوران گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن را تجربه می کند که زمینه ساز دگرگونی در برخی هنجارها و قالب های رفتاری است به ویژه اگر در مبنا و مدل توسعه که برای جامعه تدوین می شود، همان مبانی و مدل های توسعه رایج در دنیا ـ که مبتنی بر نظام سرمایه داری است ـ اجرا شود و در عین حال، بر مظاهر فرهنگ اسلامی نیز تأکید گردد. این امر، خواه ناخواه نوعی ناهماهنگی در ارزش ها و هنجارها و ناهم گونی فرهنگی را در پی دارد که یکی از جلوه های این تضاد، در روابط میان دختران و پسران دیده می شود.

افزون بر این، پس از انقلاب، برداشت های گوناگونی از آموزه های اسلام درباره روابط زن و مرد و دختر و پسر و چگونگی آن در جامعه به وجود آمد. برخی با تکیه بر نگرشی که در قرن های متمادی در جامعه ایران رواج داشت، به حضور حداقل زن در اجتماع و محدود بودن روابط زن و مرد باور دارند. گروهی دیگر، با سفارش زنان و دختران به حضور بیشتر در محیط های اجتماعی، آنان را به تحصیل، کار و اموری که مستلزم ارتباط با مردان است، تشویق می کنند و این امر را از امتیازهای زنان و دختران مسلمان برمی شمارند. گروه هایی نیز با عنوان حمایت از حقوق زنان و با روش بازسازی برخی نظریه های علمی روان شناسان غربی، در عمل، به ترویج هنجارهای غربی و تبلیغ لزوم اختلاط دختران و پسران می پردازند.

در کنار همه این مسائل، باید دانست ایران از نظر جمعیتی، دومین کشور جوان در دنیاست و از نظر جمعیت افراد ۱۵ تا ۱۹ سال نسبت به کل جمعیت، رتبه نخست را در دنیا دارد.۱ بالا رفتن سن ازدواج در ایران نیز موجب شده است انبوهی از دختران و پسران جوان و مجرد در کشور وجود داشته باشند. بسیاری از این جوانان، دختران و پسران دانشجویی هستند که دست کم در محیط دانشگاه، مجبورند ارتباط نسبتا مستمری با جنس مخالف خود، داشته باشند. پس از پایان تحصیل نیز دختران به کار در محیط های بیرون خانه و حضور در اجتماع علاقه دارند که میزان ارتباط آنان با مردان را افزایش می دهد.

از آنچه گفته شد، به خوبی ضرورت تبیین نظر اسلام درباره چگونگی روابط زن و مرد به ویژه روابط دختران و پسران و پاسخ گویی به پرسش های مطرح در این زمینه روشن می شود. نتایج یک نظرسنجی با عنوان “مهم ترین موضوع مورد علاقه دانشجویان در جلسه های پرسش و پاسخ ” که در چند دانشگاه کشور صورت گرفت، نشان داد که از میان چهل موضوع که احتمال داده می شد مورد علاقه دانشجویان باشد، بالاترین بسامد، مربوط به موضوع ارتباط دختر و پسر بود و با موضوع دوم، فاصله بسیار چشم گیری داشت.۲ این امر، از وجود ابهام ها و پرسش های جدی در این مورد خبر می دهد.

افزون بر حساسیت های سنتی موجود در جامعه ایران درباره روابط دختران و پسران، رواج برخی ناهنجاری ها و نمودار شدن تضادهای هنجاری در این زمینه به ویژه در سال های اخیر، زمینه نگرانی خانواده ها، مسئولان مدرسه ها و دیگر مراکز آموزشی و فرهنگی را پدید آورده است. گفتنی است موضوع رابطه زن و مرد و دختر و پسر، مقوله ای فرهنگی است که بر اساس ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده در جامعه تنظیم می شود و رسانه ها به ویژه صدا و سیما نیز در فرهنگ سازی برای آن، نقشی انکارناپذیر دارند. ازاین رو، آشنایی دست اندرکاران رسانه ملی با ارزش های اسلامی و نیز واقعیت های موجود در زمینه روابط دختر و پسر، ضروری است.

پیشینه پژوهش

——————-

درباره روابط میان دو جنس به ویژه روابط میان دختران و پسران جوان و الگوی مناسب در این زمینه، روان شناسان، زیست شناسان، معلمان اخلاق و عالمان دین، هر کدام بر اساس دیدگاهی خاص، بحث هایی را مطرح کرده اند که بسیار متفاوت و گاه متضاد است. در زمینه راه کارهای اصلاح این گونه روابط در جامعه ایران و حتی راه کارهای اسلامی اصلاح روابط نیز اختلاف نظرهای مهمی در میان صاحب نظران به چشم می خورد.

در زمینه اخلاق جنسی از نگاه اسلام و تبیین دیدگاه های اصلی اسلام در مورد روابط زن و مرد، شاید بتوان گفت مهم ترین و اثرگذارترین کتاب هایی که در آنها به نوعی نظام رفتار جنسی اسلامی ترسیم شده است، کتاب های استاد شهید مرتضی مطهری رحمه الله ، مانند مسئله حجاب، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب و نظام حقوق زن در اسلام است که دیگران در آثار خود از این کتاب ها بسیار اثر پذیرفته اند. ریشه بسیاری از اندیشه های شهید مطهری رحمه الله را نیز در اندیشه های علامه طباطبایی رحمه الله و تفسیر ارزشمند المیزان می توان جست وجو کرد.

بیشتر کتاب های روان شناسی اجتماعی و روان شناسی جنسی نیز با رویکرد غربی و نه اسلامی، به روابط دختران و پسران پرداخته اند. برای آگاهی از داده های آماری و تحلیل علمی این داده ها، مراجعه به مجموعه کتاب های گزارش ملی جوانان که سازمان ملی جوانان منتشر کرده است، مفید خواهد بود.

در اینجا مناسب است برای آگاهی علاقه مندان، به شماری از کتاب هایی که جداگانه به بحث روابط دختر و پسر در جامعه اسلامی ایران پرداخته اند، اشاره ای داشته باشیم:

الف) تحلیلی بر روابط دختر و پسر در ایران، نوشته دکتر علی اصغر احمدی که آن را انتشارات انجمن اولیا و مربیان منتشر کرده است. این کتاب پنج فصل دارد. مهم ترین عنوان های این کتاب چنین است: ضرورت های بحث از روابط دختر و پسر؛ انواع برخوردهای اجتماعی میان دختر و پسر در جامعه امروز؛ عوامل پدیدآورنده برخوردهای نامطلوب میان دختران و پسران؛ وضعیت مطلوب در روابط دختر و پسر؛ دوستی های دختران و پسران. والدین و مربیان و دست اندرکاران امور فرهنگی و تربیتی، مخاطب اصلی این کتاب هستند.

ب) رابطه دختر و پسر به قلم وهاب دانش پژوه؛

ج) رابطه دختر و پسر در جامعه امروز، نوشته نیاز جاودانی؛

د) رابطه دختر و پسر در جامعه کنونی، نوشته نسرین علم مهرجردی. در این کتاب نیز انواع روابط، انگیزه ها، عوامل و زمینه های پیدایش روابط نامطلوب میان دختران و پسران و پی آمدهای ناشایست ناشی از بی بندوباری ها و روابط نامشروع، بررسی و حدود شرعی و عرفی در زمینه ارتباط زن و مرد تبیین شده است. همچنین در برخی موارد، برخی توصیه های تربیتی برای جلوگیری از ایجاد روابط ناسالم و آسان شدن ازدواج جوانان و… آمده است.

ه) مرزها در روابط دختران و پسران، نوشته دکتر علی قائمی که به بیان پی آمدهای منفی روابط ناسالم و توصیه های تربیتی و بیان حدود و ضوابط شرعی و عرفی این روابط پرداخته است. مخاطب این کتاب، خود جوانان هستند.

و) روابط اجتماعی دختران و پسران، چرا و چگونه؟ به قلم علی آذرتاج. نویسنده در این کتاب و کوشیده است نظریه خاصی را مبنی بر اینکه روابط و دوستی های عاطفی و انسانی میان دختر و پسر ملازمه ای با روابط جنسی و غریزی ندارد، ارائه دهد و جوانان را به روی آوردن به نوع اول و دوری از نوع دوم روابط توصیه کند.

ز) جوانان و روابط، نوشته ابوالقاسم مقیمی حاجی. این کتاب را که مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه منتشر کرده است، چهار فصل با عنوان های زیر دارد: زیربنای روابط؛ ارتباط چرا و چگونه؛ احکام روابط؛ آثار و پی آمدهای روابط. در این کتاب، افزون بر موضوع های بحث شده در کتاب های پیشین، به برخی شبهه ها و پرسش های جوانان در مورد روابط دختر و پسر در جامعه پاسخ های اجمالی داده شده است.

ح) مقاله “تحلیلی بر روابط دختران و پسران دانشجو ” که مقاله ای علمی و قابل توجه است و در مجموعه مقالات هم اندیشی بررسی مسائل و مشکلات زنان چاپ شده است. در این مقاله، نخست، نتایج یک نظرسنجی از تعدادی دانشجویان در مورد مشکلاتشان بررسی شده است. در قسمت دوم، دو نظریه در مورد میزان و چگونگی روابط دختر و پسر در محیط های اجتماعی با عنوان “نظریه اضطرار ” و “نظریه اختلاط ” بررسی و نقد شده اند. سپس نظریه نگارنده با عنوان “نظریه معروف ” ارائه شده است.

این موارد نوشتارهایی هستند که به طور مستقل و در حد آگاهی نگارنده به این موضوع پرداخته بودند و معرفی آنها به معنای احصاء همه کتاب ها و تحقیقات موجود و مرتبط با موضوع نیست. در این پژوهش، تلاش می شود به جنبه هایی از موضوع پرداخته شود که جنبه زیربنایی دارند و در بسیاری از کتاب ها از آنها غفلت شده است؛ مسائلی مانند: رویکردهای کلی تنظیم روابط در اسلام، شرایط و جهت گیری های کلی موجود در جامعه فعلی و تفاوت های آن با دوران های گذشته تاریخ ایران و دوران معصومین (علیهم السلام)، بررسی متعادل بودن یا نبودن نظام رفتاری موجود در جامعه در ارتباط با جنس مخالف و راه کارهای اصلاحی زیربنایی

گونه های رابطه با جنس مخالف

مهم ترین مسئله برای مفهوم شناسی در موضوع پژوهش، شناخت انواع رابطه میان دو جنس است؛ زیرا واژه رابطه، معنایی روشن دارد و از تعریف بی نیاز است، ولی آنچه موجب می شود روابط میان زن و مرد، آثار و احکام گوناگونی داشته باشد، ویژگی های انواع روابط است. ازاین رو، پس از مقدمه ای کوتاه، به اختصار به بیان انواع روابط میان زن و مرد خواهیم پرداخت.

زن و مرد هر دو در جامعه زندگی می کنند و اشتراکات زیادی دارند؛ هر دو در انسانیت مشترکند و دارای ابزار تفاهم و زمینه های تعامل با یکدیگر هستند. همچنین تمایزهایی میان این دو وجود دارد. این تمایزها زمینه را برای احساس نیاز زن و مرد به یکدیگر به منظور ایجاد ارتباط و تعامل با یکدیگر فراهم می آورد. به طور کلی، آنچه زمینه ساز تداوم رابطه میان انسان ها می شود، وجود همین دو عامل، یعنی اشتراکات و تمایزهای رفتاری و وجودی است. اشتراکات موجود میان دو طرف رابطه نیز سبب می شود نسبت به هم احساس نزدیکی و یگانگی کنند و بتوانند با درک عواطف و احساسات یکدیگر، به تفاهم هرچه بیشتر برسند و نیازها و هدف های مشترکی را برای خود تعریف کنند. تمایزهای موجود میان دو طرف رابطه سبب می شود هرکدام برای فراهم آوردن خواست و نیاز خود و جبران کمبودهایشان، از داشته های طرف دیگر بهره گیرد و ارتباط با او را در جهت برآوردن نیازهای خود ارزیابی کند. این امر در زن و مرد به خوبی مشخص است؛ زیرا زن و مرد افزون بر تمایزهای موجود در تمام افراد انسانی، تفاوت های فیزیولوژیک و روحی و روانی ویژه ای نیز دارند که خداوند در نهاد آنها قرار داده است. پس وجود رابطه میان زن و مرد چه از نظر انسانی بودن و چه به دلیل داشتن جنسیت متفاوت، امری طبیعی و به یک معنا اجتناب ناپذیر است.

این رابطه انواع گوناگونی دارد. گاهی از نظر انگیزه، رابطه به گونه هایی مانند رابطه درسی، کاری، دوستانه و نظیر آن تقسیم می شود و گاهی از نظر نوع ابزار ایجاد رابطه، آن را به رابطه مکاتبه ای، کلامی، نمادی و مانند آن دسته بندی می کنند. البته تقسیم های دیگری نیز برای رابطه وجود دارد که در این پژوهش به تناسب موضوع، رابطه زن و مرد به ویژه دختر و پسر را به دو گروه اصلی تقسیم کرده ایم:

الف) روابط اجتماعی معمول میان دو جنس؛

ب) روابط مبتنی بر پیوندخواهی جنسی.

سپس در هر گروه از این روابط، از نظر شرع مقدس اسلام، دو نوع رابطه مشروع و نامشروع را مشخص کرده ایم که معنا و مبنای تقسیم به مشروع و نامشروع روشن است. در اینجا تنها درباره اهمیت تقسیم، توضیح بیشتری می دهیم .

الف) روابط معمول اجتماعی میان دو جنس

در این نوع از روابط، انگیزه های غیرجنسی زیر بنای روابط است و به تناسب آن، نوع رفتارها و برخوردها، از محرک ها و جنبه های خاص جنسی فاصله می گیرد. در این روابط، معمولاً زن و مرد در ارتباط با هم، هدف هایی غیر از با هم بودن و ارضای نیازها را پی می گیرند. روابطی مانند رابطه اقتصادی، علمی و هر رابطه ای که در آن انگیزه جنسی غالب نیست، از این نوع روابط است.

نگاه کردن، صحبت کردن، نامه نگاری و دیگر برخوردهای میان زن و مرد در محیط های مختلف، تا وقتی که انگیزه جنسی در آن بی تأثیر باشد و به جهت دهی رفتارها نینجامد، جزو این گروه از روابط خواهند بود. البته شاید انگیزه دو طرف یا یکی از آنها در روابطی که به ظاهر جزو روابط دسته اول است، با انگیزه های جنسی آمیخته شود یا حتی انگیزه جنسی غلبه یابد و روابط کاری و مانند آن، چونان پوششی برای روابط مبتنی بر گرایش های جنسی درآید. با این حال، چون همواره چنین نیست و نمودهای رفتار جنسی در این دسته از روابط مشهود نیست، می توان جنسی نبودن را در این گونه روابط اصل دانست و کشیده شدن این روابط به روابط مبتنی بر خواسته های جنسی را نوعی انحراف از بستر اصلی در این گونه روابط به شمار آورد .

ب) روابط مبتنی بر پیوندخواهی جنسی

در این نوع از روابط، انگیزه اصلی پیوندخواهی، بهره مندی جنسی است. دوطرف، رابطه با یکدیگر را وسیله ای برای بهره مندی اقتصادی یا علمی و مانند آن از توانایی های یکدیگر نمی بینند، بلکه این ارتباط را در وهله اول برای ارضای گرایش های جنسی و بهره برداری عاطفی یا جنسی از طرف مقابل می خواهند. به تبعِ چنین انگیزه ای در این رابطه، رفتارها نیز با انگیزش های جنسی همراه خواهد بود. نگاه های معنادار، تغزّل، لمس و دیگر رفتارهایی که در آنها غلبه انگیزه جنسی مشهود است، از نمودهای رفتاری این نوع از رابطه به شمار می آید. خواستگاه گرایش زن و مرد به یکدیگر و حس پیوندجویی میان آن دو، یکی از غریزه های نیرومندی است که در وجود انسان ها قرار دارد. غریزه جنسی در شکل گیری و جهت دهی روابط میان زن و مرد نقش مهمی دارد. تأثیر این غریزه در رابطه های مبتنی بر پیوندخواهی جنسی، تأثیری مشخص است. حتی قدرت همین غریزه است که سبب می شود رابطه هایی نیز که زیربنای غیرجنسی دارند، در معرض انحراف به سمت روابط جنسی قرار گیرند، به گونه ای که راه یافتن انگیزه ها و جنبه های جنسی، خطری بالقوه برای روابط اجتماعی میان زن و مرد است. به دلیل تأثیر مستقیم یا بالقوه ای که غریزه جنسی در روابط زن و مرد به ویژه دختران و پسران جوان دارد، بجاست پیش تر، به برخی از ویژگی های این غریزه اشاره شود تا با شناخت بیشتری از انگیزه ها و لغزش گاه های روابط، جنبه های گوناگون رابطه میان دو جنس مرد و زن را در فصل های بعدی بررسی کنیم .

ویژگی های غریزه جنسی

معمولاً واژه “غریزه ” درباره گرایش های خاص بدن که هدف آنها تأمین نیازهای مادی و جسمانی انسان است، به کار برده می شود. بنابراین، غریزه ها بخشی از گرایش های انسانی است و در مقابل دیگر گرایش های انسان؛ یعنی عواطف و فطریات (گرایش های عالی) قرار می گیرد. گاهی نیز غریزه در مفهومی گسترده به کار می رود که به معنای مطلق گرایش است. در اصطلاح روان شناسان، منظور از غریزه، نیروهای زیستی ـ فطری است که جاندار را از پیش آماده می سازد تا در شرایط ویژه ای به شیوه ای خاص عمل کند.۳ بنا بر آنچه گذشت، غریزه جنسی را می توان یکی از غریزه های اصلی در انسان دانست که نقش مهمی در سلامت و بقای نوع انسان دارد. در ادامه، به برخی ویژگی های غریزه جنسی اشاره می کنیم:

الف) قدرت غریزه

غریزه جنسی در انسان به ویژه در شرایط مساعد، دارای تأثیر و قدرت زیادی است و می تواند بر شئون مختلف زندگی انسان و جسم و روح او تأثیر گذارد و اندیشه ها و کردارهای او را جهت دهی کند. بسیاری از کوشش ها و گاه محرومیت هایی که فرد بر خود تحمل می کند، به نوعی از این گرایش سرچشمه می گیرد، چنان که الکسیس کارل می گوید: “میل جنسی، فرمان روای گم نام افراد و ملل است. “۴ اگرچه بنا بر نظر برخی از روان شناسان، انسان در هیچ دوره ای از زندگی بدون غریزه جنسی نیست، ولی بدون شک، اثرگذاری این غریزه در انسان، با بلوغ جنسی کاملاً نمایان و میزان آن در دوران پیری کاهش می یابد. سن بلوغ در میان دختران و پسران مناطق مختلف با توجه به شرایط اقلیمی، محیطی، نوع تغذیه و میزان تحریک های موجود، متفاوت است. در مناطق گرم سیری، معمولاً دختران در ۸ و ۹ سالگی و پسران در ۱۲ و ۱۳ سالگی بالغ می شوند. حتی گاهی پسران در ۱۱ و حتی ۹ سالگی نیز به سن بلوغ می رسند، چنان که در عربستان، پسران در ۱۱ سالگی بالغ می شوند، در حالی که در مناطق سردسیری، دختران در ۱۵ و ۱۶ سالگی و پسران در ۱۷ و ۱۸ سالگی و حتی بالاتر بالغ می شوند. برای مثال، پسران در نروژ در ۲۰ سالگی به بلوغ جنسی می رسند.۵

ضعیف شدن میل جنسی نیز معمولاً در سن پیری رخ می دهد، چنان که به گزارش کینزی (۱۹۵۳ م.)، توان جنسی در مردان پس از ۷۰ سالگی، ۲۷ درصد و برای مردان بالای ۷۵ سال، ۵۵ درصد و از ۸۰ سال به بالا، ۷۷ درصد کاهش می یابد و زنان پس از یائسگی (در حدود ۵۰ سالگی)، قدرت تولید مثل را از دست می دهند. در مردان نیز این توان از دهه ششم زندگی به بعد به تدریج کاهش می یابد. البته مردان همواره توان تولید مثل دارند.۶ به هر حال، دست کم در دوران نوجوانی، جوانی و میان سالی، غریزه جنسی قدرت و تأثیر بسیاری در وجود انسان ها دارد. شدت این تأثیر چنان است که برخی از روان شناسان مانند فروید، در این زمینه به اشتباه افتاده و با نگرشی افراطی، گرایش جنسی را خاستگاه تمامی فعالیت های روانی انسان دانسته اند .

ب) رابطه غریزه جنسی با تشکیل خانواده و تولیدمثل و تأثیر آن در تنظیم اجتماع

برآورده کردن درست غریزه جنسی، مستلزم رابطه با فردی دیگر از جنس مخالف است، برخلاف نیازهایی مانند نیاز به تغذیه یا مسکن که به طور ذاتی نیازمند ایجاد رابطه با غیر نیستند و اگر امکان خاصی فراهم باشد، انسان بدون نیاز به دیگران هم می تواند این نیازها را برآورده سازد. به تبع همین ویژگی، رابطه خاصی میان غریزه جنسی و تشکیل خانواده برقرار می شود؛ زیرا پس از آنکه این غریزه، محرک ایجاد رابطه میان زن و مرد شد، ایجاد وابستگی میان آن دو و علاقه به تداوم رابطه، زمینه ایجاد پیوندی مداوم را میان دو طرف پدید می آورد که با تولد فرزندان، بر پایداری آن افزوده می شود.

تولیدمثل نیز به ایجاد رابطه جنسی وابسته است. از این نظر، غریزه جنسی با نسل آینده و با جامعه در ارتباط است و بقای نسل جامعه، وابستگی خاصی به این غریزه دارد. جز تولید نسل، خود خانواده و حفظ آن نیز در جامعه تأثیر مهمی دارد؛ زیرا خانواده افزون بر تولید نسل، مسئولیت های مهمی چون پرورش نسل و برآوردن بسیاری از نیازهای جسمانی و عاطفی اعضای خانواده را بر عهده دارد که اگر نتواند این مسئولیت ها را به خوبی انجام دهد، جامعه به ناچار نهادهای جای گزینی را برای برطرف کردن نیازهای افراد تعریف می کند. البته در مورد بسیاری از نیازها، نهاد مؤثری وجود ندارد که بتواند نقش خانواده را به خوبی بر عهده بگیرد. در نتیجه، افراد با کمبودها و محرومیت های مختلفی روبه رو می شوند و جامعه با گرفتاری های فراوانی دست و پنجه نرم می کند. پس ارتباط خاص غریزه جنسی با غیر و نقش آن در مورد خانواده، تولید و پرورش نسل و پذیرفتن مسئولیت های ناشی از آن و تأثیر آن در تنظیم اجتماع، یکی از ویژگی های مهم این غریزه است.

ج) تحریک پذیری زیاد

غریزه جنسی به شدت تحریک پذیر است و افزایش و کاهش حس جنسی در انسان نیز وابستگی زیادی به تحریک های ذهنی و خارجی دارد. تحریک هایی مانند نگاه کردن، لمس کردن، شنیدن صدای جنس مخالف، گفت وگوهای محرک، تخیل های جنسی و نظیر آن، موجب بیداری قوه جنسی در انسان می شوند. برخی گفته اند مردان بیشتر با دیدن و زنان بیشتر با لمس کردن تحریک می شوند.۷ پژوهش ها نشان داده است میزان تحریک مردان در برابر محرک های روانی ـ جنسی مانند عریانی، عشوه گری، کتاب ها و فیلم ها و عکس های شهوت انگیز بیشتر است.۸ به هر حال، تحریک پذیری زیاد از ویژگی هایی است که در غریزه جنسی در مقایسه با دیگر غریزه ها، شدت و نمود بیشتری دارد .

د) پیوند غریزه با عاطفه

عاطفه در انسان، نیرویی است که در رابطه با دیگری رخ می نماید؛ یعنی جنبه دیگرخواهانه دارد. در انسان برخلاف حیوانات، غریزه ها تحت تأثیر حالت های عاطفی فعال می شوند و نقش عواطف در رفتار انسان بسیار بیشتر از غرایز است،۹ ولی غریزه جنسی به دلیل ماهیت ویژه اش و ارتباط آن با دیگران، پیوند نزدیک تری با عواطف دارد. این پیوند و شدت ارتباط سبب شد که فروید متناسب با نظر افراطی اش در زمینه غریزه جنسی، عشق را اساسا پدیده ای جنسی بداند و آن را والایش غریزه جنسی شمارد. در مقابل، هورنای اعتقاد دارد که لزوما ارتباطی میان محبت و غریزه جنسی نیست. مزلو نیز گفته است عشق و روابط جنسی، از نظر مفهومی دو چیزند، ولی در زندگی افراد سالم به هم می پیوندند و کمتر جدایی پذیرند.۱۰

به باور موریس دبس، غریزه جنسی به تدریج در نوجوانان به ویژه پسران، با تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بر تمام اعضا و قوای بدن شدت می یابد تا جایی که در هفده و هجده سالگی، مالک اصلی احساسات انسان می شود و تمام تظاهرهای محبت آمیز انسان، از غریزه جنسی سرچشمه می گیرد.۱۱ به هر حال، نمی توان غریزه جنسی را مانند گرسنگی تنها نیازی فیزیولوژیک دانست و رفتار جنسی را تنها در حد یک پاسخ بیولوژیک بدن به این نیاز ارزیابی کرد. همچنین نمی توان جنبه های عاطفی و انسانی را به کلی از گرایش های جنسی جدا دانست و پیوند غریزه و عاطفه را در این مورد نادیده گرفت.

ه) امکان تبدیل شدن به بیماری و برهم زدن تعادل زندگی

یکی دیگر از ویژگی های غریزه جنسی این است که در صورت نبود تعادل در تحریک یا ارضا، می تواند به نوعی بیماری تبدیل شود. اگرچه این امر در دیگر غریزه ها نیز کم و بیش وجود دارد، ولی غریزه جنسی از این نظر تفاوت های زیادی با گرسنگی و مانند آن دارد و این تفاوت، بیشتر از اموری مانند تحریک پذیری زیاد و پیوند این غریزه با عاطفه و جنبه های روحی و روانی انسان برمی خیزد. گرایش به غذا معمولاً در افراد سرکوب نمی شود و به صورت عقده ای روانی در نمی آید؛ زیرا در شرایط عادی، این حالت در فرد چندان طول نمی کشد و او به ناچار با خوردن غذا، خود را از حالت گرسنگی بیرون می آورد. به طور معمول، هم غذا در مدت کوتاهی به دست می آید و هم گوناگونی غذاها اهمیت اساسی ندارد و شخص گرسنه بیشتر در پی سیر کردن خود است. همچنین نمی توان نیاز به غذا را به مدت طولانی به فراموشی سپرد یا از راه دیگری غیر از غذا خوردن، فرو نشاند؛ زیرا بیش از اینکه نیازی روانی باشد، نیازی زیستی است. با خوردن غذا، میل به غذا نیز در شخص فروکش می کند و نسبت به هر نوع خوراکی، احساس سیری خواهد کرد. همان گونه که تفریط در ارضای این گرایش، نمی تواند چندان دامنه دار باشد، افراط در ارضای آن نیز دامنه زیادی ندارد؛ زیرا با پرخوری، فرد به سرعت بیمار و ناتوان می شود.

افزون بر این، چون این گونه امیال از جنبه های عالی روحی دورترند، کمتر کسی خوردن غذای خاصی را بالاترین آمال و هدف غایی برای خود در نظر می گیرد.

در مقابل، غریزه جنسی می تواند در مدت زیادی در فرد سرکوب شود؛ یعنی فردی با وجود اینکه نیاز جنسی را در خود احساس می کند و در معرض تحریک های فراوانی است، سال ها امکان ارضای این غریزه را نداشته باشد یا خود به دلایلی در پی ارضای آن نباشد. حتی شاید فردی تلاش کند با روش های بدلی یا سرگرم کردن خود به امور دیگر، به طور موقتی از شدت انگیزش جنسی در خود بکاهد؛ زیرا این نیاز، وابستگی زیادی به جنبه های روانی و فکری دارد. همچنین ممکن است این غریزه در فرد به صورت یک عقده روانی درآید. نیز امکان دارد این غریزه، بر اثر افراط و تفریط در تحریک یا ارضا یا مهار نشدن به عطشی سیری ناپذیر در انسان تبدیل شود چنان که میل به سرمایه و مقام و قدرت ممکن است به صورت گرایشی پایان ناپذیر در انسان درآید. در این حال، توانایی جنسی فرد از نظر جسمانی، محدود می شود، ولی از نظر روحی، گرایش به جنس مخالف در او اشباع نمی شود، به ویژه آنکه حس تنوع طلبی و ارتباط غریزه با تخیل در این مورد می تواند بسیار اثرگذار باشد.

همچنین به دلیل آمیختگی غریزه با عواطف عالی انسانی، چه بسا دست یابی به معشوق واقعی یا خیالی برای فرد به صورت آرزوی غایی درآید و همین عشق ها که معمولاً با خیال هایی نیز همراه است، با شکست در راه رسیدن به محبوب، سبب ایجاد اختلال های روانی یا حتی مشکلات جسمی در افراد شود. از نمونه های مشخص مبتلایان به زیاده خواهی بیمارگونه جنسی، صاحبان حرم سراها بودند که با وجود گردآوری زنان زیبا و بی شمار، گرایش به داشتن زیبارویان دیگر در آنها فروکش نمی کرد. از سوی دیگر، مشکلاتی که برای مرتاضان و راهبان پیش می آید، از نمونه های بیماری های روحی ناشی از سرکوب غریزه جنسی در انسان است.

ویل دورانت به نقل از یک تاریخ نگار کاتولیک می نویسد:

سوء اخلاق کشیشان چنان ناهنجار بود که پیشنهادهایی در لزوم ازدواج کشیشان از هر سو شنیده می شد… بسیاری از صومعه ها وضعی بسیار اسفناک داشتند… یادداشت های این مرتاضان (راهبان) مشحون است از رؤیاها و تخیلات جنسی… به گمانشان چنین می رسید که شیاطین گردشان را گرفته و همواره در حال حمله هستند. … دیوانه شدن برای راهبان امری غیرعادی نبود.۱۲

بیشتر روان شناسان به این ویژگی غریزه جنسی توجه ویژه ای داشته و گاه مانند فروید برای پرهیز از پی آمدهای نامطلوب سرکوبی غریزه جنسی، نظریه های افراطی ارائه کرده اند. هورنای، بسیاری از مشکلات جنسی را ناشی از احتیاج عصبی به محبت می داند که به صورت گرایش های جنسی نمود می یابد. بنابراین نظریه، در اجتماع هایی که روابط جنسی به صورت افراطی تبلیغ می شود یا جوانان را به گونه ای تفریطی متوجه امور جنسی می سازند، بسیاری از نیازهای روانی انسان ها به شکل گرایش های جنسی درمی آید و عطش های جنسی کاذبی را پدید می آورد. از نظر هورنای، همه انحراف های جنسی و گرایش های جنسی افراطی، ناشی از کمبودها و عقده های روحی ـ روانی در فرد است. اریک فروم نیز گرایش شدید به امور جنسی را ناشی از درد بشر از تنهایی، انزوا و شکست او در غلبه بر جدایی و رهایی از زندان تنهایی می داند و اشتیاق به عیاشی های جنسی را چونان اعتیاد به می گساری و موادمخدر به شمار می آورد.۱۳ ممکن است غریزه جنسی بر اثر عواملی مانند نبود تعادل در تحریک و ارضا و دیگر عوامل، به بیماری های مختلف روانی یا روان ـ تنی همچون افسردگی، اضطراب و سادیسم یا انواع انحراف ها مانند اعتیاد، الکلیسم و کام جویی های بدلی بینجامد و تعادل و سلامت فرد و حتی جامعه را به خطر بیندازد. این امر یکی از پیچیدگی هایی است که در زمینه غریزه جنسی وجود دارد و در دیگر غریزه ها به این اندازه مطرح نیست .

و) تفاوت نیاز جنسی در مرد و زن

یکی از نکته هایی که درباره غریزه جنسی باید بدان توجه کرد و در تحلیل رفتارها و روابط زن و مرد نباید نادیده انگاشت، تفاوت های موجود در زن و مرد در نوع گرایش های غریزی و نمودهای این امر در احساسات و رفتار آن دوست. شاید بتوان قوت عواطف در زنان را در مقایسه با مردان، یکی از عوامل این تفاوت دانست که موجب می شود غریزه جنسی در زنان، پیوند عمیق تری با عاطفه داشته باشد، چنان که می توان گفت مردان، بیشتر خواهان به دست آوردن جسم زن و زنان، بیشتر در پی تسخیر قلب مردند. به تعبیری، مردان بیشتر رابطه خواه و عمل گرا و زنان تخیل گرا و عاطفی هستند.۱۴ بنا بر پژوهش های روان شناسان، عده ای از دختران، گرایش های جنسی خود را تقریبا مانند پسران می دانند، ولی برای بیشتر آنان، این گونه احساسات با ارضای نیازهای دیگری مانند عزت نفس، اطمینان خاطر، محبت و علاقه همراه است. گرایش های جنسی در زنان با دیگر جنبه های شخصیتی آنان ارتباط نزدیکی دارد. ازاین رو، دختران جوان اگر میل جنسی را مخالف ارزش هایشان بدانند، بیشتر دچار بی تمایلی جنسی می شوند.

مردان از تحریک های جنسی ـ به ویژه نگاه ـ بیشتر تحریک می شوند؛ یعنی آنچه برای آنان جنسی نمود می کند، معنای شهوانی دارد، بدون آنکه لزوما جنبه عاطفی داشته باشد، ولی برای زن، زمینه عاطفی بدون توجه به نمادهای جنسی، معنای شهوانی القا می کند.۱۵ همچنین روان شناسان گفته اند بیشتر مردان تنوع طلب هستند و در برخی موارد در تحریک شریک جنسی دایمی خود به علت یک نواخت شدن، ناتوان هستند، در حالی که برای شریک ها و نامزدهای دیگر جنسی از آمادگی کامل جنسی ـ روانی برخوردارند. این تنوع طلبی در بیشتر حیوانات نر و مردان بیش از زنان است، ولی قناعت جنسی در زنان به مراتب بیش از مردان است.۱۶

همچنین سردمزاجی در زنان بیشتر از مردان است، به گونه ای که کینزی و هانت این امر را در زنان امری کاملاً عمومی دانسته اند.۱۷ این امر شاید به معنای ضعف غریزه و گرایش های جنسی در زن نباشد، بلکه به تفاوت نوع گرایش های جنسی در زنان و غلبه جنبه های عاطفی بر جنبه های صرفا غریزی در آنان برگردد. بر اساس پژوهش های دانشمندان غربی، پسران بیش از دختران خواستار اوج لذت جنسی (به معنای خاص آن) هستند و بیشتر از آنها به خیال بافی های جنسی پناه می برند و برای ماندن در حالت تحریک جنسی، کمتر به تحریک مداوم احتیاج دارند. میزان روابط جنسی آنها با بیش از یک نفر، بیشتر از دختران است و کمتر از دختران اصرار دارند که محبت باید بر روابط جنسی حاکم باشد. همچنین دوام روابط یک زوج خاص، بیشتر مورد نظر دختران است تا پسران.۱۸ به هر حال، وجود این تفاوت ها نیز از مواردی است که در تحلیل درست مسائل مربوط به روابط دختران و پسران باید بدان ها توجه شود.

ملاحظه هایی در تنظیم روابط

با توجه به ویژگی هایی که برای غریزه جنسی برشمردیم، روشن می شود که تنظیم روابط میان دو جنس، جنبه های مختلف و پیچیدگی های ویژه ای دارد. گفتیم که غریزه در انسان، تحریک پذیری بالایی دارد و نبود تعادل و افراط و تفریط در تحریک ها و ارضای آن، برای سلامت انسان خطرآفرین است. از طرفی، به دلیل ارتباط غریزه جنسی با خانواده، بقای نسل و اجتماع، جامعه نیز در این زمینه حساسیت هایی دارد و مصالح اجتماع، ضوابط خاصی را بر روابط جنسی تحمیل می کند. در نتیجه، در تنظیم درست روابط میان زن و مرد باید ساز و کارهایی در نظر گرفت. تا از یک سو، خواسته های طبیعی افراد تأمین گردد و از ایجاد عقده های روانی و سرکوب غریزه جلوگیری شود. از دیگر سو، از افراط در اعمال غریزه و پی آمدهای ویرانگر آن، پرهیز و با ایجاد نوعی تعادل میان تحریک و ارضای، سلامت روانی افراد برقرار شود. همچنین دیگر نیازها و گرایش های موجود در انسان قربانی غریزه جنسی نشود و امکان رشد متناسب و شکوفایی همه استعدادهای بالقوه در انسان فراهم آید. افزون بر این، روابط زن و مرد باید با توجه به اقتضاها و نوع نیازهای هر یک از دو جنس تنظیم شود و به ویژگی های هر کدام به درستی توجه کرد. همچنین باید مصالح اجتماع، فدای مصالح فردی نشود و حقوق و آزادی های فردی نیز محترم باشد.

این پیچیدگی تنها به روابط جنسی به معنای خاص آن مربوط نمی شود، بلکه در روابط اجتماعی معمول میان زن و مرد هم وجود دارد؛ زیرا زن و مرد در ارتباط با هم تقریبا در تمام حالت ها، عوامل تحریک جنسی را همراه دارند؛ یعنی این گونه نیست که برای مثال، در محیط کار یا درس، دیگر عوامل تحریک غریزه جنسی وجود نداشته باشد. چه بسا ارتباط هایی که با انگیزه های غیرجنسی صورت می گیرد، بر اثر عواملی هرچند طبیعی و ناخودآگاه، با انگیزه های جنسی در آمیزد و زمینه تغییر مسیر ارتباط به سمت ارتباط های جنسی و غریزی فراهم آید.

این گونه پیچیدگی ها و وجود جنبه های مختلف دیگر در تنظیم روابط میان زن و مرد و نظام رفتار جنسی سبب شده است رویکردهای مختلفی درباره روابط زن و مرد در جوامع مختلف پدید آید. گروهی برای جلوگیری از غلبه غریزه و در نتیجه، تحت الشعاع قرار گرفتن دیگر جنبه های روحی در انسان و برای رسیدن به آرامش روحانی یا به دلایل دیگر، تضعیف و سرکوب غریزه را توصیه کرده اند. برخی دیگر، برای در امان ماندن از پی آمدهای ناشایست سرکوب غریزه و دست یابی به آرامش روانی، ارضای نامحدود غریزه جنسی را راه گشا دانسته اند. گروهی برای رعایت مصالح اجتماع، به تعیین محدودیت و ضوابط در این مورد اصرار دارند و گروهی نیز آزادی های فردی را مقدّم می دانند. برخی، ارتباط زن و مرد را مفسده انگیز دانسته و زنان را از تماس با مردان بر حذر داشته اند و گروهی دیگر، این ارتباط را لازم و برای سلامت روانی زن و مرد مفید پنداشته اند.

همچنین درباره پوشش یا حقوق متقابل زن و مرد و دیگر مسائل در این زمینه، نظریه ها و جهت گیری های متفاوت و گاه متضادی در میان اندیشمندان دنیا دیده می شود. همگی اینها نشان می دهد بشر با فهم و تجربه خود نتوانسته است در این زمینه به نظام رفتاری فراگیر و متعادلی برسد که مصالح کلی فرد و اجتماع را به شایستگی فراهم آورد.

پی‌نوشت‌ها:

 

  1. نک: گزارش ملی جوانان۱ بررسی وضعیت جمعیت جوانان، سازمان ملی جوانان، تهران، مؤسسه فرهنگی اهل قلم، ۱۳۸۱، چ۱، ص۱۷.
  2. نک: مقاله “تحلیلی بر روابط دختران و پسران “، مجموعه مقالات هم اندیشی بررسی مسائل و مشکلات زنان، دفتر تحقیقات و مطالعات زنان، قم، ۱۳۸۰، ج۲، ص۶۷۴ .

      ۳٫محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه پژوهشی امام خمینی رحمه الله، چ۷، ج۲، ۱۳۸۳، صص ۵۸ و ۵۹.

  1. حمید محمدقاسمی، اخلاق جنسی از دیدگاه اسلام، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳، چ۱، ص۲۱.
  2. عبدالسلام الترمانینی، الزواج عند العرب فی الجاهلیه و الاسلام، حلب، دارالقلم العربی، ۱۴۰۹ هـ . ق / ۱۹۸۹م. ص۱۲۶.
  3. علی اسلامی نسب، بهداشت و درمان های جنسی، تهران، انتشارات خورشید، ۱۳۷۷، چ۱، صص ۱۹۴ و ۲۷۶.
  4. نک: ابوالقاسم مقیمی حاجی، جوانان و روابط، فصل مربوط به پی آمدهای روابط، برگرفته از: سایت: www.andisheqom.com.
  5. نک: طلعت رافعی، تحلیلی بر روان شناسی زن در ازدواج موقت، تهران، نشر دانژه، ۱۳۸۱، ص۷۸، به نقل از: مهشید پارسایی، رشد و شخصیت کودک.
  6. نک: همان، صص۷۶ و ۷۷.
  7. محمدباقر کج باف، روان شناسی رفتار جنسی، تهران، نشر روان، ۱۳۷۸، صص ۴۹، ۶۲ و ۶۶ .
  8. محمدتقی فلسفی، گفتار فلسفی جوان، تهران، هیئت نشر معارف اسلامی، ۱۳۵۲، ص ۳۰۷.
  9. نک: اخلاق جنسی از دیدگاه اسلام، ص ۶۳ ؛ برگرفته از: تاریخ تمدن، ج۱۷، ص۷۲؛ ج۱۰، ص۹۹.
  10. نک: تحلیلی بر روان شناسی زن در ازدواج موقت، صص ۱۶۲ و ۱۶۳.
  11. همان، ص۳۶.
  12. همان، ص۷۸.
  13. بهداشت و درمان های جنسی، ص۲۶۳.
  14. روان شناسی رفتار جنسی، ص۹۶.
  15. همان، ص۷۶.

 منبع:بررسی روابط دختر و پسر در ایران و راه‌کارهای اصلاحی آن