محبت به کودک

نوشته‌ها

به حیوانات رسیدگی کنید!

خاطره‌ای از مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) از زبان فرزندشان:

یکبار از مراسمی در خیابان می‌آمدیم و حاج آقا هم بودند. به سفارش ایشان، برای بچه‌ها سه تا جوجه  گرفتم. این جوجه‌ها که به منزل ما آمدند؛ حضورشان برای ما عذاب الیم شد! باید دائما و روزی چند بار، احوالات اینها را به پدرم گزارش می‌دادیم. ایشان می‌پرسید: آیا چیزی خورده‌اند یا نه، جایشان خوب است و …

اگر موقعی از احوال اینها می‌پرسیدند و ما جواب سردی می‌دادیم، خودشان گاهی در هوای سرد به حیاط می‌رفتند و از جای آنها بازدید می‌کردند تا خیالشان راحت و دورشان پوشیده باشد.

روزی به من گفت: اینها را داخل بیاور. مبادا گربه آنها را بخورد. من هم گفتم: پدر جان! شاید اینها روزی گربه باشند. ما نباید روزی‌اش را بگیریم!!

ایشان گفت: پناه بر خدا!! سپس بلند شد و آنها را به داخل آورد. الان یکی از آنها مانده و تبدیل به یک خروس شده است. ایشان مقید بود که در منزل، یک خروس باید باشد. می‌فرمود: اینها در سحرها ندای قدوسی سر می‌دهند منتها ما زبان آنها را نمی‌فهمیم. آنهایی که باید بفهمند، می‌فهمند. ایشان دوست داشت که خروس خوش‌صدا و سفید باشد و به موقع بخواند و مرغی هم کنار او باشد…

منبع: خبرگزاری فارس؛ گفتگوی اختصاصی با فرزند آیت الله بهجت(ره)

بوسیدن کودک

بسیار دیده مى‌شد که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، حسنین(علیهما السلام) را در آغوش مى‌گرفت و مى‌بوسید. روزى آن دو را در بغل گرفت و بوسید. شخصى که در کنار حضرت حضور داشت، با مشاهده علاقه پیامبر و رفتار وى با اطفال، به فکر فرو رفت و پیش خود گفت: آیا تا به حال در اشتباه بوده‌ام؟!  آیا روش اسلام در تربیت فرزند این است؟ اگر این طور است پس من در این مساله بسیار کوتاهى کرده‌ام!
به پیامبر نزدیک شد و در حالى که خجالت مى‌کشید سخن بگوید عرض کرد: ای رسول خدا! من داراى ده فرزند کوچک و بزرگ هستم، اما تاکنون هیچ یک از آنها را نبوسیده‌ام!!
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از گفته او به قدرى ناراحت شد که رنگ چهره مبارکشان تغییر کرد. ایشان به او فرمود: خداوند مهر و محبت را از قلب تو بیرون کرده است. آن کس که به کودکان ما رحم نمى‌کند و به بزرگ ما احترام نمى‌گذارد، از ما نیست.

(منبع: شیخ حر عاملی؛ وسائل الشیعه؛ ج ۱۵؛ ص ۳۰۲)