محاسبة النفس

نوشته‌ها

سید ابن طاووس (ره)

اشاره:

سید علی بن موسی بن جعفر بن طاووس مشهور به سید ابن طاووس از عالمان دینی شیعه، صاحب کتاب لُهوف (مقتل امام حسین(ع)) و نقیب شیعیان در زمان حکومت مغول بر بغداد بود. وی را به سبب تقوا، مراقبه فراوان و حالات عرفانی «جمال العارفین» خوانده‌اند. گرایش ابن طاووس بیش از هر موضوعی به مسائل اخلاقی و معنوی و بخصوص دعا و زیارت‌ بود و مجموعه آثاری با عنوان “تتمات مصباح المتهجد” به رشته تحریر در آورد که تکمیل مصباح المتهجد شیخ طوسی در موضوع دعاست.  در این نوشته از زندگی، فعالیت ها و آثار او سخن گفته شده است.

ولادت
ابو القاسم علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس حلّی ملقب به رضی الدین در پنج شنبه نیمه محرم الحرام سال ۵۸۹ هجری در شهر حلّه عراق متولد شد[۱].
وی با سیزده واسطه به امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) متصل می شود و از جانب مادر از نوادگان شیخ الطائفه،شیخ طوسی است که شیخ دارای دو دختر بود و جعفر، جدّ سید، شوهر یکی از آن ها بود. از آن جهت که از طرف جده ی خود ام کلثوم دختر امام سجاد (علیه‌السلام)، به امام حسین پیوند می خورد[۲]،به او «ذوالحسبین» نیز می گویند.[۳]
سید سه برادر داشت که از میان آن ها احمد بن موسی برجسته تر بود. او فقیهی بزرگ و استاد بسیاری از فقهاء از جمله علامه حلی و ابن داوود(م ۷۰۷هجری) صاحب «الرجال» و… بود. وی تصنیفات متعددی داشته که برخی از آن ها عبارتند از: کتاب البشری فی الفقه در ۶ جلد، تفسیر شواهد القرآن در ۲ جلد، بناء المقاله العلویه و…[۴]
ابن داوود، کتاب های احمد بن موسی را هشتاد و دو جلد ذکر می کند و همه ی آن ها را از بهترین کتب می داند.[۵] و این چنین از او یاد می کند:«ربّانیّ و علّمنی و أحسن الیّ»[۶]
در کتب تراجم از آل طاووس به نیکی یاد شده و آنان را مردانی اهل علم و فضیلت و عرفان و با مجد و عظمت خوانده اند.
سید خود در این زمینه می گوید: «خداوند متعال ما را به وسیله پدران و نیاکان و مادرانی شرافت­مند کرده است که همگی از دانش و دیانت و امانت بهره ی تامّ و تمام داشته اند و مورد اعتماد کامل مردم بوده اند. همه ی مردم در مقابل شوکت آنان سر فرود آورده اند و ثنا خوان ایشان بوده اند.»[۷]
از آن جا که یکی از اجداد سید یعنی «ابوعبدالله» احمد بن محمد دارای چهره ای زیبا بود و پاهایش همچون طاووس با جمال، رویش تناسب نداشت،* او را سید بن طاووس لقب دادند.[۸]
وی دوران نوجوانی و جوانی را در شهر حلّه گذراند و در آن جا مشغول تحصیل علوم دینی و مقدّمات شد و در طول زندگانی خویش به نقاط مختلف سرزمین اسلامی از جمله: مکه، بغداد، نجف، کربلا، کاظمین، سامراء و خراسان سفر کرده و بهره های علمی فراوان برد.
در پایان به زادگاهش حلّه بازگشت و ادامه ی زندگی پاک و معنویش را در آن جا بود تا اینکه در روز دوشنبه پنجم ذی القعده سال ۶۶۴ هجری در سن ۷۵ سالگی رحلت نمود و طبق وصیتش در جوار تربت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به خاک سپرده شد.[۹]

حیات علمی
سید بن طاووس در طی عمر پر برکتش،در محضر اساتید مبرزی همچون علامه نجیب الدین ابن نما (م ۶۴۵هجری)، شمس الدین فخاربن معدبن فخار وسوی(م۶۳۰ هجری)، پدرش سعدالدین موسی(م۶۱۰ هجری) و نیز بزرگان دیگر تلمذ کرده و فراوان از آن ها آموخت.
وی پس از اینکه در علم فقه تا حدّی نیرومند و قوی شد، استادش علامه ابن نما، اجازه روایت گرفت.[۱۰] در ادامه  این روند رو به رشد، منزلش محل رفت و آمد شیفتگان علم و فرهنگ شد و شاگردان و شخصیت های برجسته و بی نظیری نزد وی درس آموخته و از خرمن معرفتی وی بهره جستند و اجازه نقل روایت را از ایشان کسب نمودند. برای نمونه به نام چند تن از آن ها اشاره می کنیم:
۱. شیخ سدید الدین-یوسف بن علی مطهر- پدر علامه حلی که از شاگردان برجسته ایشان بود.
۲. شیخ جمال الدین، حسن بن یوسف معروف به علامه حلی.
۳. سید غیاث الدین عبدالکریم بن ابی الفضال احمد بن طاووس (فرزند برادرش)
۴. شیخ تقی الدین- حسن بن داوود حلی-مؤلف کتاب رجال، معروف به «رجال ابن داوود» و . . .
سید بن طاووس در زمینه کسب علم و پیشرفت تحصیلی، از هوش و استعداد فوق العاده ای برخوردار بوده و آنچه را که دیگران در چند سال می ماندند، در یک سال تمام و حفظ می کرد و با تلاش و کوشش بسیار و نیز با مطالعه ی مجموعه کتاب هایی که از جد مادریش ورام بن ابی فراس به وی رسیده بود، توانست در فقه بر همدوره ای ها و حتی قبل از خودش سبقت بگیرد. وی پس از فارغ شدن از «الجمل و العقود» شیخ طوسی، به کتاب «النهایه» پرداخت و چون جزء اول را تمام کرد، در علم فقه به قدری نیرومند شد که استادش «علامه ابن نما» به خط خودش در اجازه ای که برایش در پشت جلد اول آن نوشت، او را به اموری مدح و ثنا نمود. سپس جزء دوم «النهایه» را خواند و از کتاب «المبسوط» نیز استفاده نمود تا اینکه از خواندن و تلمذ به کلی بی نیاز شد.[۱۱]
او عنایت خاصّی به شیخ طوسی داشت و  به فرزندش توصیه می کرد تا کتب شیخ را بخواند و آن ها را تحت نظر استادی پرهیزکار فرا گیرد.[۱۲]

دیدگاه سید درباره فقه
سید بن طاووس به علم فقه بسیار  اهمیت می داد و بارها فرزند خود را به یادگیری فقه توصیه می کرد و به او گوش­زد می کرد که «اگر خواستی فقه بیاموزی، باید از شیوه تحصیلی پدرت پیروی کنی».[۱۳] همچنین به او سفارش می کرد که این علم را بالله و نزد عالم صالح و با تقوی فرا گیرد و دعا می کرد که خداوند او را از مدت های طولانی در اجتهاد بی نیاز گرداند.[۱۴] سید بن طاووس تقریبا بیش از دو سال و نیم به تحصیل این علم اشتغال نداشت و بعد از آن اگر گاهی به آن مشغول می گشت، نه از روی نیاز بلکه به منظور حسن صحبت و استنباط و استخراج فروع بود.[۱۵]   سیّد دیدِ مثبتی نسبت به فقهای دوران خویش نداشت  و حکایت و تکرار فتاوای علمای پیشین را معزل فقه معاصر خود می دانست و از اینکه علمایی در روزگارش نیستند تا از نظر علمی به گذشتگان نزدیک باشند، اظهار تأسف می کرد.[۱۶]
او وقتی می دید که اختلاف آراء در مسائل تکلیفی زیاد شده است، به یاد این آیه می افتاد که خداوند در قرآن شریف خطاب به پیامبر(ص) می فرماید: «اگر پیغمبر سخنی که ما نگفته باشیم به ما نسبت دهد، با کمال قدرت او را کیفر می دهیم، قدرت او را خواهیم گرفت و رگ(حیات) او را می بریم، هیچ یک از شما قدرت جلوگیری ندارد.»[۱۷]
آن گاه از فتوی دادن کناره می گرفت و می گفت: «اگر خدا این چنین رسولش را تهدید می کند، پس حال من در محضر خداوند در روز جزا، هنگامی که این کار را انجام دهم و فتوای اشتباه صادر کنم، چگونه خواهد بود.»[۱۸] لذا از آن کراهت نمودم و ترسیدم که مبادا در کار فتوی، حکمی برخلاف واقع به او جلّ جلاله نسبت دهم و یا در پی مقام و جاه و ریاست افتم که مقصود از آن تقرب به حق تعالی نباشد.»[۱۹]

دیدگاه سید درباره کلام
سید نه تنها در فقه، بلکه در علم کلام نیز صاحب نظر و برجسته بوده است. گرچه ایشان با کلام میانه چندانی نداشت، زیرا معتقد بود متکلمان، عقاید روشن و بدیهی را به مسائل مشکل و نامفهوم تبدیل می کنند و به این ترتیب در دل مؤمنین شک وارد می کنند. لذا تأکید می کرد، به این مقالات کسی نیازمند است که درگیر مجادلات کلامی است.[۲۰] سپس می گوید:« من خود کسانی از منتسبان به کلام را دیده ام که این علم در مسائل مهم اسلامی، در ضمیرشان شک و شبهه باقی گذاشته است.»[۲۱] و در ادامه برای صدق گفته خویش می افزاید: «وجود حدود ۹۵ اختلاف بین دو استوانه علمی یعنی شیخ مفید و سید مرتضی، شاهد خوبی برای این مدعی است»[۲۲] با این همه خودش در علم کلام تبحر بسیار داشت تا آن جا که در این باب کتابی با عنوان «شفاء العقول من داء الفضول» تألیف کرد.[۲۳]
سید در ادامه این چنین می افزاید که: «مقصودم این نیست که از بندگان، وجوب استدلال و نظر را در تکالیف و اموری که استدلال و نظر در آن ها واجب است، ساقط کنم و بگویم که چنین الزامی ندارد… من مانع نظر و تفکر نیستم، بلکه بر مکلف نظر کردن و اندیشیدن در هر چه که تفکر در آن لازم است و جز با نظر و کشف آن را نمی توان فهمید، ضروری می دانم.»[۲۴] او معتقد بود که یادگیری مطالب علم کلام به مقداری لازم است که نیاز انسان را برآورده کند و بتواند در مناظرات از آن هاجهت اثبات حق استفاده کند و نباید به قیمت ضایع کردن عمر گران مایه باشد [۲۵] و می گفت: «دانستن واژه ها و اصطلاحات متکلمان و رعایت طریقه ی جدل کنندگان، وظیفه مردمی است که از واجبات عینی و دقیق الهی فراغت داشته باشند و خالصا لوجه الله در مقام ردّ مبطلین و اهل ضلال برآیند و از کسانی که میان بندگان و معرفت خدا مانع میگردند، جلوگیری نمایند و مرام آن­ها را باطل نمایند»[۲۶]
وی به تمام فنون مناظره و جدل تسلط کامل داشت. مهارت وی در این عرصه به گونه ای بود که درمناظرات متعددی که با رهبران دیگر مذاهب انجام می داد، غالب می شد.[۲۷]

سید بن طاووس از نگاه بزرگان شیعه
سید بزرگوار نزد همه ی دانشمندان شیعه، معروف به زهد و تقوی بوده و همگی عظمت علمی او را ستوده اند. با آن که قرن ها از رحلت وی می گذرد، هنوز با افتخار و احترام، در محافل علمی از او یاد می شود. آوازه علمی و فکری و اخلاص عملی او به قدری است که شخصیت های علمی معاصر او و نیز نسخه برداران آثارش، او را تمجید کرده اند. اینک برخی از گفتارهای بزرگان درباره ی سید بن طاووس را به اختصار بیان می داریم:
۱. علامه حلّی(متوفی ۷۲۶ هجری) در حق رضی الدین می گوید: «وکان رضی الدین علی رحمه الله علیه صاحب الکرامات حکی لی بعضها و روی لی والدی رحمه الله علیه البعض الآخر.»[۲۸]
(رضی الدین علی(ره) دارای کراماتی بود که برخی از آن ها را خودش برایم بیان کرد و پاره ای از آن ها را پدرم بازگو کرد و من از او شنیدم.)
۲. علامه مجلسی گوید: «السید النقیب،الثقه الزاهد،جمال العارفین»[۲۹]
۳محدّث قمی (ره)می گوید: «السید رضی الدین ابوالقاسم الأجل الأورع الأزهد الأسعد، قدوه العارفین و مصباح المتهجدین، صاحب الکرامات، طاووس آل طاووس،السید بن طاووس قدس الله سره و رفع فی الملأ الأعلی ذکره»[۳۰]
( سید بن طاووس از بزرگوارترین و عالی مقام ترین، باتقواترین و پارسا ترین انسان ها، پیشوای عارفین و چراغ انسان های متهجد و صاحب کرامات فراوان، طاووس خاندان طاووس است.)

تألیفات
سید بن طاووس در طول عمر پر برکت خویش با بهره گیری از کتابهای اجدادش و نیز کتبی که خود فراهم آورده بود، موفق شد اثرات علمی گران بهایی از خود به یادگار بگذارد که تعدادی از آن ها در اثر طوفان حوادث از بین رفته است.[۳۱] محدث قمی(ره) قسمتی از تألیفات این سید عالیقدر را به شرح زیر می آورد:[۳۲]
۱. الملهوف علی قتلی الطفوف. نام دیگر این کتاب اللهوف است و به دلیل اهمیتی که داشته تا به حال چندین مرتبه چاپ و ترجمه شده است. همان گونه که مؤلف در مقدمه کتاب اشاره فرموده است، خلاصه ای است از داستان جانسوز  و غم انگیز کربلا و مقصود سید از نگاشتن این کتاب آن بوده است که کتاب کوچکی در مصائب سیدالشهداء و اهل­بیتش در دست شیفتگان آن امام باشد تا در زمان تشرف به حرم مطهر، آن را به همراه داشته باشند و با یادآوری این حادثه دردناک، از اجر و ثواب گریه و حزن بر حضرتش بهره مند گردند. لذا این واقعه را از بدو حرکت امام حسین(علیه‌السلام) از مدینه به سمت کربلا و سپس اسارت اهل بیت تا بازگشت به مدینه، با حذف اسناد مربوطه نقل فرموده است.
۲. الإبانه فی معرفه أسماء کتب الخزانه؛
۳ . اسرار الصلوه؛
۴. السعادات العبادات؛
۵. فرحه الناظر و بهجه الخواطر؛
۶. کشف المحجه لثمره المهجه؛
۷. محاسبه النفس؛
۸. شرح نهج البلاغه؛
۹. المصرع الشین فی قتل الحسین و …
یکی از برجسته ترین و مهمترین تلاش های سید بن طاووس، کار در زمینه ی زیارات امام حسین(علیه‌السلام) و أدعیه می باشد. از جمله ی آثار او در این زمینه می توان به این موارد اشاره کرد:
۱. الاقبال بالاعمال که مشتمل بر ادعیه ی تمام ماه ها است.
۲. المزار که در باب آداب سفر و زیارت نامه ها بر مزار امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا است.
۳. مصباح الزائر  وجناح السفر که به گفته ی خودش چراغی است برای انجام درست زیارات.[۳۳]
۴. فلاح السائل ونجاح المسائل که شامل دو جزء بوده و هر جزء در بر دارنده ی دعاهایی است که در طول روز و بعد از نمازها وارد شده است و…

اوضاع سیاسی دوران سید بن طاووس
دوران زندگی سید مصادف بود با اواخر حکومت عباسان که در سال ۶۵۶ هجری توسط هلاکوخان مغول برچیده شد. در این زمان، ما شاهد نفوذ و حضور برخی از بزرگان شیعی در بدنه حکومت عباسی هستیم. سید بن طاووس نیز با برخی از رجال دولتی شیعه، پیوند دوستی برقرار کرده بود نظیر:
۱.ابن علقمی-محمد بن احمد بن علی علقمی متوفی ۶۵۶ هجری؛
۲. عزالدین ابوالفضل-محمد بن محمد پسر ابن علقمی[۳۴] بارها از سوی خلفای عباسی، پیشنهاداتی مبنی بر تصدی مناصب دولتی و همکاری با سیاست های دولت به وی ارائه می شد و این مطلب از لابلای سخنان وی به وضوح یافت می شود چنان چه می گوید: «یکی از پادشاهان بزرگ دنیا از من تقاضا کرد که در سرائی از وی دیدار کنم که بسیاری از مردم غافل دنیا، آرزوی رفتن به آن جا را دارند و برای آن سر و دست می شکنند.»[۳۵]
برخی از این مناصب عبارت بودند از: مقام افتاء و قضاء، منصب داوری، نقابت و وزارت. که هر بار با مخالفت سید روبرو می شدند.
گرچه ایشان مقام نقابت[۳۶] طالبیین را در زمان خلافت عباسی نپذیرفت، اما بعدها در زمان هلاکوخان مغول در سال ۶۶۱ هجری که بر عراق مسلط شد، این منصب را با اجبار و اکراه قبول کرد.[۳۷] با این اوصاف، سید بنابر مصالحی مجبور به پذیرش این منصب شده است.
پس از آن که بغداد در سال ۶۵۶ هجری سقوط کرد، راه تسلط مغولان بر دیگر شهرهای عراق هموار شد. در این أثنا، شهر حله با تدبیر علماء شیعه از جمله سید بن طاووس مبنی بر پیوستن به ایل مغول، از هجوم خانمان­سوز آن ها در امان ماند.[۳۸] سید در ابتدا، زمانی که هلاکوخان مغول بغداد رافتح کرد و فرمان داد تا از علماء استفتاء شود در این مورد که کدام یک از این دو افضلند: سلطان کافر عادل یا سلطان مسلمان ستمکار؟ با وجود خودداری علماء، دست به قلم شد و رأی خود را مبنی بر برتری سلطان کافر عادل نوشت و سپس دیگران رآی خود را در این باره نوشتند.»[۳۹]
این اقدام سید نشان گر مصلحت اندیشی و آگاهی او از مسائل مهم روزگار خویش و نیز انعطاف پذیری وی در برابر واقعیات است.
 پی نوشت:

[۱] . أکمونه حسینی، عبدالرزاق؛ مواردالإتحاف فی نقباء الأشراف، نجف اشرف، نشر الآداب، ۱۳۸۸هجری، ج۱، ص۱۰۷و۱۰۸.
[۲] . شهیدی گلپایگانی، سید محمد باقر؛ راهنمای سعادت (ترجمه ی کشف المحجه)، تهران، نشر سعدی، ۱۳۸۲هجری، ص۱۴.
[۳] . سید بن طاووس، علی بن موسی؛ کشف المحجه یا فانوس، ترجمه اسد الله مبشری، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۸ش، چاپ اول، ص۲۹۴.
[۴] . تقی الدین، حسن بن علی بن داوود حلی؛ الرجال، تحقیق علامه سید محمد صادق بحرالعلوم، نجف اشرف، نشر حیدریه، ۱۳۹۲هجری، ص۴۵.
[۵]. پیشین، ص۴۶.
[۶] . پیشین، ص۴۶.
[۷] . راهنمای سعادت، ص۱۶.
* طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق       تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش
[۸] . قمی،شیخ عباس،الکنی و الألقاب،نجف أشرف،نشرحیدریه،۱۳۸۹هجری،ج۱،ص۳۴۱
[۹] . موارد الإتحاف،ج۱،ص۱۰۷- ۱۱۰
[۱۰] . الکنی و الألقاب،ج۱،ص۳۴۲
[۱۱] . راهنمای سعادت، ص۱۶۵- ۱۶۷.
[۱۲] . پیشین، ص۱۶۱.
[۱۳] . پیشین، ص۱۶۱.
[۱۴] . پیشین، ص۱۶۵.
[۱۵] . پیشین، ص.۱۶۱
[۱۶] . پیشین، ص۱۶۱.
[۱۷] . الحاقه، آیه ۴۴.
[۱۸] . موسوی خوانساری، محمد باقر؛ روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، تحقیق اسدالله اسماعیلیان، قم، نشر اسماعیلیه، ۱۳۹۱هجری، ج۴، ص ۳۲۶.
[۱۹] . راهنمای سعادت، ص۱۴۰.
[۲۰] . مجلسی،محمد باقر،کتاب الإجازات در بحار الأنوار،بیروت،نشر مؤسسه وفاء،۱۴۰۳هجری،چاپ سوم،ج۱۰۷،ص۴۳
[۲۱] . شهیدی گلپایگانی،سید محمد باقر،راهنمای سعادت،ص۳۶
[۲۲] . پیشین،ص۳۶
[۲۳] . بحار،ج۱۰۷،ص۴۳
[۲۴] . راهنمای سعادت،ص۴۰
[۲۵] . پیشین،ص۳۲
[۲۶] . پیشین،ص۴۰
[۲۷] . راهنمای سعادت،ص۹۸
[۲۸] . بحارالانوار، ج۱۰۷، ص۶۳ و ۶۴.
[۲۹] . پیشین، ج۱، ص ۲۰۵.
[۳۰] . قمی، شیخ عباس، الفوائد الرضویه فی أحوال علماء المذهب الجعفریه، ترجمه و تحقیق ناصر باقری بیدهندی، قم، نشر بوستان کتاب، ۱۳۸۵شمسی، ج۱، ص۵۴۲.
[۳۱] . جهت اطلاع بیشتر درباره تألیفات سید بن طاووس  و جزییات آن به کتاب «کتابخانه ی سید بن طاووس واحوال وآثار او» اثر اتان کلبرگ مراجعه شود.
[۳۲] .الفوائد الرضویه، ج۱، ص۵۴۳.
[۳۳] . سید بن طاووس،علی بن موسی،لهوف،تحقیق شیخ فارس تبریزیان الحسون،نشر دارالاسوه،۱۴۱۴هجری،چاپ اول،ص۸۷
[۳۴] . بحار،ج۱۰۷،ص۴۴
[۳۵] . راهنمای سعادت،ص۱۳۷
[۳۶] . نقیب اسم است برای مهتر قوم و سرپرست گروه ونقابت مقامی بود که از طرف خلیفه برای به مهتر قوم جهت رسیدگی به امور مادی و معنوی آن ها،اعطاء می شد.
[۳۷] . احمد بن علی بن عنبه، جمال الدین؛ الفصول الفخریه، به اهتمام سید جلال الدین محدث أرموی، تهران، نشر علمی و فرهنگی، ۱۳۶۳شمسی، ص۱۳۱ و ۱۳۲.
[۳۸] . ابن فوطی شیبانی، کمال الدین ابوالفضل عبدالرزاق بن احمد؛ مجمع الآداب فی معجم الألقاب، تحقیق محمد کاظم، تهران، نشر مؤسسه الطباعه و النشر، ۱۴۱۶هجری، چاپ اول، ج ۴، ص ۵۰۸.
[۳۹] . ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا؛ تاریخ فخری در آداب ملک داری و دولت های اسلامی، ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران، نشر علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷شمسی، چاپ سوم، ص ۱۹.

معرفی برخی از کتاب های اخلاقی و عرفانی شیعه

۱٫اخلاق ناصری، نوشته خواجه نصیر الدین طوسی

اخلاق، یکی از آموزه های دین مقدس اسلام است که از همان ابتدای ظهور اسلام، مرکز توجه و عنایت علمای اسلام بوده است و در کتاب های تفسیر و حدیث، مفصل به آن پرداخته شده است. توجه به علم اخلاق اسلامی، به عنوان نظام معرفتی گسترده و مستقل و نیز نگارش کتاب هایی در این باره، با ظهور نهضت ترجمه و ورود کتاب های اخلاقی ارسطو و افلاطون شکل گرفت. در همین زمان، گروهی از جمله «معتزله»، اخلاق را از دیدگاه عقلی مطرح کردند و به حسن و قبح عقلی قائل شدند. برخی نیز از جمله «عرفا» و «متصوفه» که به سلوک عملی و ریاضت و تطهیر نفس توجه داشتند، از دید عرفانی به اخلاق نگریستند. در قرن چهارم هجری، جماعتی به نام «اِخوانُ الصَّفا» در زمینه اخلاق، نظر عقلی را با ذوق عرفانی در هم آمیختند. عمده اندیشمندان اسلامی نیز با این سه دیدگاه به طرح مباحث اخلاقی پرداخته اند. از نخستین کسانی که در عالم اسلام، اخلاق را از دیدگاه عقلی صرف بحث کرده اند، ابن مسکویه متوفای ۴۲۱ ه . ق است که در فلسفه اخلاقی پیرو ارسطو بوده است. کتاب مهم وی در زمینه اخلاق، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، نام دارد.

خواجه نصیر الدین طوسی، متولد ۵۹۷ ه . ق در طوس و متوفای ۶۷۲ ه . ق است. بنا به گفته خواجه در ابتدای کتاب اخلاق ناصری، منبع اصلی وی، کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه بوده است.

خواجه نصیر در طول مدتی که در مقام قهستان اقامت داشته، بنا به دستور حاکم اسماعیلی قهستان، ناصرالدین ابوالفتح عبدالرحیم ابی منصور محتشم که به کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه توجه ویژه ای داشت، کتاب را از عربی به فارسی ترجمه کرد و بدین سبب، کتاب را «اخلاق ناصری» نامید. خواجه تغییرها و افزوده هایی نیز در آن اعمال کرده است. کتاب ابن مسکویه منحصر به اخلاق است و اخلاق ناصری، هر سه بخش حکمت نظری؛ یعنی اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مُدن را نیز در بردارد. خواجه در بیان دو بخش دیگر، از گفتارهای اخلاقی حکیمان پیشین، متناسب با همان موضوع سود جسته است. در مقدمه کتاب، به تعریف حکمت و اقسام آن اشاره کرده است. اخلاق ناصری از نظر اخلاقی و ادبی، ارزش و اهمیت بسیاری دارد. خواجه از عالمان مشهور امامیه است. وی در حکمت و بیشتر علوم زمان خود مهارت داشته است. اوصاف الاشراف، کتاب اخلاقی دیگر اوست که آن را بر پایه مفاهیم قرآنی نگاشته است. تجرید الاعتقاد در علم کلام، از دیگر تألیفات اوست. شرح کتاب های فلسفی و ریاضی، ساخت رصدخانه مراغه و نگارش تاریخی به نام ایلخانی از خدمات ارزنده اوست.

  1. جامع السعادات، محمد مهدی نراقی

ملامحمد مهدی نراقی، فرزند ابوذر، در نراق نزدیک کاشان به سال ۱۱۲۸ ه . ق به دنیا آمد. در سال ۱۲۰۹ ه . ق وفات یافت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد. وی از مجتهدان برجسته قرن ۱۲ و ۱۳ ه . ق است. نراقی شاگرد هفت استاد بوده است که به «کواکب سبعه» معروف بودند. وحید بهبهانی، از مشهورترین آنهاست.

دوران زندگی نراقی، با رویدادهای سیاسی و فکری متعددی هم زمان بود، از جمله حرکت فکری «صوفیه» که به ایجاد فرقه «کشفیه» انجامید و دیگری تفکر «اخباریه» که بر سراسر حوزه های علمیه حاکم شد. جنگ های پی درپی میان ایران و عثمانی و افغان ها، از دیگر رویدادهای این دوران بود. شاید همین درگیری ها، عامل دوری مردم از اخلاق شده بود. با مطالعه جامع السعادات، طغیان تصوف و بیگانگی مردم از اخلاق به خوبی روشن می شود. نراقی افزون بر فقه و اصول، در هندسه، ریاضیات، حساب، هیئت و فلسفه نیز صاحب نظر بوده و تألیفاتی نیز داشته است. از کتاب های ایشان: جامع الافکار، قره العیون، تجرید الاصول، معتمد الشیعه فی احکام الشریعه، المستقصی در ریاضیات و محرّق القلوب را می توان نام برد. بیشتر کتاب های اخلاقی ملامهدی نراقی یا جهت عقلی و نظری و فلسفی دارند یا جهت دینی و عملی، ولی جامع السعادات، از کتاب های اخلاقی است که هر دو بعد را دارد و در سه بخش مرتب شده است:

بخش اول: در مقدمات؛ بخش دوم: در بیان اقسام اخلاق و بخش سوم: در اخلاق ستوده. او در مقدمه، این کتاب را خلاصه ای از آنچه در شریعت اسلام از اخلاق وارد شده است می داند و اینکه مطالبی از اهل عرفان و حکمت نیز بر آن افزوده شده است. این کتاب، با بحثی فلسفی درباره نفس و قوای آن و خیر و سعادت و فضیلت ها و رذیلت ها آغاز می شود. ایشان هر یک از فضیلت ها و رذیلت ها را به یکی از قوای درونی انسان نسبت می دهد و با آیه ها و روایت ها به شرح آنها می پردازد و در پایان، راه معالجه هر رذیلتی را به شیوه ای حکیمانه بیان می کند. همچنین گه گاه به نصیحت و موعظه نیز می پردازد. در بیان اخلاق نیک و بد، دلایل عقلی و نقلی را در خوبی و بدی آنها آورده است. او نخست فضیلت ها را که متعلق به قوه عاقله است، بیان می کند. سپس آنچه را وابسته به نیروی شهوت است، به بحث می گذارد و چون هدفش، تنها بهبود و اصلاح نفس و پرورش و تهذیب اخلاق است، متعرض بحث تدبیر منزل و سیاست مدن که از بخش های دیگر حکمت عملی است، نمی شود.

  1. معراج السعاده، ملا احمد نراقی

احمد بن محمد مهدی بن ابی ذر، مشهور به ملااحمد نراقی، فرزند عالم بزرگوار محمد مهدی نراقی صاحب جامع السعادات است. در روستای نراق، از توابع شهرستان کاشان در سال های ۱۱۸۵ ه . ق به دنیا آمد و در سال ۱۲۴۴ ه . ق وفات یافت. او از بزرگ ترین اسباب آوازه پدرش بود. در تألیفات نیز گام به گام، مرید پدر بوده و از شیوه تفکر و بررسی علمی پدرش تأثیر می گرفت. برای مثال، پدرش در فقه، معتمد الشیعه را می نویسد و او مستند الشیعه را به گونه ای مفصل تر و مشروح. پدر او دیوان شعری به نام طائر قدسی می نگارد و پسر طاقدیس را. پدر مشکلات العلوم و پسر خزائن را. در اخلاق نیز کتاب معراج السعاده را به پیروی از کتاب جامع السعادات پدرش نگاشته است. حدود سی کتاب در شعر، فقه، اصول فقه، اخلاق و ریاضی به ایشان نسبت داده شده است. معراج السعاده، ترجمه کتاب جامع السعادات به زبان فارسی است که به درخواست فتح علی شاه قاجار با اندکی اضافات در باب عدالت و اخلاق اجتماعی و سیاسی تألیف شده است. این کتاب، به چهار باب و چندین فصل تقسیم شده است. باب اول: درباره شناخت نفس و چگونگی تهذیب اخلاق و به دست آوردن ملکات نفسانیه است.

باب دوم: در سبب بدی اخلاق و بیان قوای نفس و اموری که پیش از شروع به علم اخلاق، معالجه آن لازم است.

باب سوم: در بیان حفظ تعادل اخلاق نیکوست.

باب چهارم: در بیان انواع اخلاق است. در این باب، انواع صفات خوب و بد را نام برده و در هر صفتی افراط و تفزیط در آن و راه معالجه آن را بیان کرده است.

متن کتاب، ادبی و در برخی موارد به مناسبت، از اشعاری نیز بهره برده است.

  1. ارشاد القلوب الی الصواب المنجی من عمل به من الیم العقاب

مولف: حسن بن محمد دیلمی

ارشاد القلوب، کتاب گران سنگی است که در واقع از سوی این عالم شیعی در قالب وعظ به عالم تشیع هدیه شده است. زیرا در دیدگاه او ـ که منبعث از کلام گهربار رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ است ـ بهترین هدیه و سوغاتی که یک مسلمان می تواند به برادر مسلمان خود بدهد. پند و اندرزی است که هدایت او را زیاد کند و او را از هلاکت نگه دارد.

این کتاب سودمند، مورد استناد محدثان بزرگی چون مجلسی و شیخ حر عاملی است و از این جهت، بر دیگر آثار این مولف برتری دارد.

علامه بزرگ مجلسی در بحار الانوار می گوید:

«یکی از کسانی که از او روایت نقل کرده ام، شیخ عارف حسن بن محمد است. و کتاب ارشاد القلوب او کتابی منقح و پاکیزه و مشتمل بر اخبار متین و استوار و شگفتی است.»[۱]

در ویژگی این کتاب بسیار گفته شده است و بعضی از بزرگان در تقریظی که بر این کتاب نوشته اند ابیاتی سروده اند. مرحوم سید علی صدر الدین، معروف به «سید علی خان شیرازی» دو رباعی سروده است که ترجمه آن چنین است:

«این کتابی است که در معانی و مضامینش بسیار نیکو است و از ابی محمد الحسن الدیلمی است.

برای مریض زمین گیر از شفا یافتن شیرین تر است و برای چشم از خواب سنگین، لذیذتر است.»

آخرین سخن در وصف این کتاب، این که مرحوم مرعشی نجفی می نویسد:

«مخفی نیست همان طور که بدن انسان دچار امراض می شود، دل انسان نیز در معرض مرض و کسالت است؛ چنانچه روایاتی بر آن دلالت دارد و از جمله معالجاتی که در مورد امراض دل بسیار سودمند است، وعظ و ارشاد و یادآوری منجیات و مهلکات است و راهنمایی های افراد پاک و روشن ضمیر است که بسیاری را از مفاسد دور نگه می دارد. و خداوند دانشمندان بزرگی را که در این راه تلاش کرده و با تألیفات خود چراغ هدایت را برافروخته اند، بهره مند سازد. و از بهترین این کتاب ها «ارشاد القلوب» علامه محدث ثقه بارع زاهد ناسک شیخ ابی محمد الحسن الدیلمی است با این که خیلی مختصر و حجمش کوچک است ولی جامع کثیری از احادیث قدسیه و روایات مأثوره از پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و عترت طاهرین و کلمات درر بار دانشمندان صالح از گذشتگان است.»[۲]

این کتاب به قلم شیخ شرف الدین بحرانی تلخیص شده و از آن، چند ترجمه شده است که معروف ترین آن ها ترجمه سید هدایت الله مسترحمی جرقویه ای و دیگری ترجمه حاج سید عبد الحسین رضائی و تصحیح این اثر توسط محمد باقر بهبودی می باشد.

این کتاب در دو مجلد تألیف شده است.

مطالب جلد اول

در جزء اول ابتدا بحث موعظه سپس ذمّ دنیا و دنیاگرایی و امراض قلبی و رذائل اخلاقی را مطرح کرده و پس از آن به بحث توبه، خوف، رجاء و صفات حسنه از قبیل شکر، یقین و سایر موارد به طور مفصل پرداخته و در لابه لای فصول، بحث هایی با عنوان مواعظ یا احادیثی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و احادیث منتخبه را آورده است.

مطالب جلد دوم

در جزء دوم کتاب که در چاپ حاضر با جزء اول در یک مجلد چاپ شده است بحث مبسوطی در فضائل و مناقب اهل بیت ـ علیهم السلام ـ مانند انتساب تمام علوم به امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ ، فضائل آن حضرت، فضائل حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ، شجاعت و جنگ های مولای متقیان، کلمات آن حضرت، مناظرات و احتجاج های حضرت با علمای ادیان مختلف، فضل امت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بر سایر امت ها، فضایل سایر ائمه ـ علیهم السلام ـ و معجزات و کرامات قبر شریف حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در نجف اشرف و ذکر جریانات تاریخی مستند پیرامون آن می باشد. دیلمی از این مباحث استفاده اخلاقی کرده و از آنجایی که خود اهل سیر و سلوک و اهل عمل بوده و کلامی گیرا و نفسی گرم داشته که مطالعه کننده تحت تأثیر آن قرار می گیرد.

انتساب جلد دوم به دیلمی

عالمان بزرگی چون: علامه سید محسن امین، صاحب «ریاض العلماء» و سید شهاب الدین مرعشی انتساب جلد دوم را به دیلمی صحیح نمی دانند. آیه الله مرعشی نجفی در این باره می نویسد:

«تقریبا برای ما ثابت است که جلد دوم از ایشان نیست و هر کسی ملاحظه و تدبر کند، این معنی برایش واضح و هویدا خواهد شد.»[۳]

  1. کتاب تذکره السالکین اثر آقا محمد بید آبادی رضوان الله علیه

کتاب شریف تذکره السالکین اثر عارف برجسته و موحد معظم حضرت آیت الله آقا محمد بیدآبادی رضوان الله تعالی علیه است که شامل نامه ها و دستورالعمل های ایشان به تلامذه و دوستانشان است و حاوی مطالب و معارف بسیار بلند عرفانی است . اصلیترین خاصیت این کتاب تلقین و آموزش مراقبه و تهذیب نفس به طریق ذکر و فکر است که بسیار حائز اهمیتند .

میرزای قمی – سید حسین قزوینی – کاشف دزفولی – نواب لاهیجی از جمله بزرگانی هستند که مکاتباتی با این عارف کبیر داشته اند .

اذکاری که در این کتاب بصورت اربعین در اربعین یا اربعین تنها یا سلسله اربعینیات آورده شده باید تحت ولایت یک ولی خدا و استاد خبیر گفته شود . اما بعضی دستورالعملهایشان عمومی است و می شود عمل کرد .

  1. رساله لقاء الله(میرزاجواد تبریزی)

مؤلّف:حاج میرزا جواد ملکی تبریزی (م ۱۳۴۳ هـ .ق)

این کتاب در حجم، کوچک و در معنا و محتوی بسیار بزرگ است. یکی از بهترین کتاب های تهذیب نفس و ترسیم کننده روح عرفان و نشان دادن نزدیکترین راه، به سوی خداست. ویژگی مهم کتاب این است که حقایق آن التقاطی نیست، بلکه نویسنده اش خود سالک راه و اهل وجدان و در عین حال فقیهی عالیقدر و متشرعی معتدل می باشد. این کتاب برای مبتدیان در سلوک و تهذیب نفس آن قدر سودمند است که شاید مدت ها آنان را از استاد بی نیاز کند. مؤلف در تجزیه و تحلیل غامض ترین مسائل اسلامی و اخلاقی آنچنان ماهرانه و با بینش کامل و کافی بیان فرموده و سالک راه حقیقت و تهذیب نفس را از پیچ و خم این گردنه صعب العبور گذرانده و برای تهذیب نفس و سلوک الی الله با اطمینان خاطر همچون چراغ نورانی و تابان می باشد. این کتاب با اصطلاحات و عبارات مخصوص اهل علم و روحانیون بوده و بخش مهمی از آن به زبان عربی نوشته شده است، که بوسیله استاد ارجمند سید احمد فهری به فارسی ترجمه شده و برای عموم قابل استفاده است. بعد از جمهوری اسلامی ایران این کتاب در بین جوانان حزب اللهی و مؤمنین بیش از پیش جا باز کرده و جوانان عطش و گرایش غیر قابل وصفی به این کتاب پیدا کردند.

مؤلف مطالب و مباحث را با مذاق های گوناگون در لقاء الله و اشکال بر توجیه لقاء الله، معنای لقاء، لقاء الله از زبان ائمه، اولیاء الله شروع و به مطالبی از قبیل اسماء حسنای الهی، راه فهمیدن حقایق، راه معرفت الهی، عوالم ثلاثه انسان و انواع معرفت و سلوک و بحث کامل و جامعی را در توبه و راهها و روش های محاسبه نفس، توکل، فضیلت گریه و بحث کامل در گریه، احتضار و مرگ، معرفت نفس و مسائل مختلف اخلاقی ذکر شده است. در آخر کتاب رساله طریقه خداخواهی، لقاء الله، تهذیب نفس و مسائل دیگر ضمیمه شده است.

مؤلف نصف کتاب را به زبان عربی و نصف دیگر را به زبان فارسی نوشته است که مترجم قسمت عربی آن را ترجمه و تمام کتاب را پاورقی و حاشیه زده و منابع احادیث و آیات را ذکر کرده است.

این کتاب در یک جلد با ترجمه فارسی به همت مؤسسه تحقیقاتی و انتشاراتی فیض کاشانی در سال ۱۳۷۵ هـ .ش (چاپ دهم) به چاپ رسیده است. (منبع سایت اندیشه قم).

  1. التمحیص

مولف:حسن بن علی بن حسین شعبه حرانی.

این کتاب شامل روایاتی است که مورد ابتلای مومن است و مورد اعتماد بزرگانی چون علامه مجلسی در «بحار» و فیض کاشانی در «الوافی»، و دیگران بوده است.

با توجه به ناشناخته بودن حرانی، طبعا در انتساب آثارش به وی نیز شک و تردید هایی پدیدار شده است.

در این راستا، دانشوران دو گروه شده اند، گروهی آن را تألیف ابن شعبه حرانی و گروه دیگر آن را، تألیف استاد حرانی؛ ابو علی محمد بن همام دانسته اند.

مخالفان

علامه مجلسی در «بحار» این کتاب را به ابو علی محمد بن همام نسبت می دهد. دلیل او، عبارت «حدثنا ابو علی محمد بن همام» در ابتدای روایات منقول در این کتاب است.»[۴]

موافقان

عالمان بسیاری، «تمحیص» را به حرانی نسبت داده اند. از جمله شیخ ابراهیم قطیفی در «الفرقه الناجیه». لذا شاگرد مجلسی، میرزا عبدالله افندی در «ریاض العلما»، نظر استادش را محل تأمل دانسته و معتقد است قطیفی اقرب به زمان مولف و اعرف از مولف «بحار» و دیگران به شناخت مولف «التمحیص» است. گذشته از این، اصحاب رجال چون شیخ طوسی و نجاشی که نزدیک به عهد ابو علی محمد بن همام بودند، «التمحیص» را از آثار ابو علی نام برده اند و این خود دلیل بر آن است که این کتاب از آثار محمد بن همام نبوده است و بلکه از آثار ابن شعبه حرانی است.[۵] شیخ حر عاملی نیز در «الأمل الآمل» این کتاب را به حرانی منسوب می کند.[۶]

۸٫محاسبه النفس(ابن طاووس)

 مؤلف:سید علی بن طاووس (م ۶۶۴ هـ .ق)

نام کامل کتاب بنابر آنچه در کتاب آمده «محاسبه الکرام آخر کل یوم من الذنوب و الآثام» است. موضوع کتاب در اخلاق و به عنوان یک کتاب ارزشمند و معتبر مطرح است. علاوه بر آن از کتب روایی معتبر نیز می باشد به گونه ای که مورد اعتماد بزرگان علماء شیعه قرار گرفته است.

نظر به اهمیّت محاسبه نفس، علمای زیادی در این زمینه کتاب نگاشته و آثار گرانبهایی به جای گذاشته اند. ابن طاووس در مقدمه کتاب می فرماید: «من در موضوع محاسبه نفس در کتاب مختلف ابوابی را آورده ام، اما نظر به اهمیّت این بحث در تزکیه انسان، کتاب مستقلی در این موضوع تألیف کردم».

محتوای کتاب

این کتاب در پنج باب و هر باب به فراخور حال، در چند فصل تنظیم شده است.

به خاطر اهمیت و جلالت شأن قرآن، باب اول را به آیات قرآن اختصاص داده است.

باب دوم: بیانگر روایاتی است که ارزش و فضیلت محاسبه را برای محفوظ ماندن از خطرها بیان می کند.

باب سوم: بیان ایامی که در نصوص دینی برای محاسبه مطرح شده اند مانند دوشنبه و پنج شنبه و …

باب چهارم: ایام و اوقاتی است که به جهت فضیلت و اهمیت شان باید دقت بیشتری در حفظ نفس در آن ایام نمود.

باب پنجم: بیان فضیلت محاسبه جهت ترغیب انسان ها نسبت به انجام آن.

خاتمه: در ذکر اعمال و اذکار.

مؤلف پس از نقل روایاتی که نیاز به بیان و توضیح دارند، توضیح مختصری در ذیل آن روایت آورده است.

این کتاب در سال ۱۳۹۰ هـ .ق از روی نسخه سنگی بوسیله انتشارات مرتضوی عکسبرداری شده است و همراه با کتاب کشف الریبه از شهید ثانی و محاسبه النفس کفعمی در یک جلد به زبان عربی چاپ شده است.

۹-۱۰عرفان علامه طباطبایی ” و ” گلشن شیدایی “

به تازگی دو کتاب با محوریت عارف برجسته و علامه ی بی بدیل حضرت آیت الله سید محمد حسین طباطبایی رضوان الله علیه به چاپ رسیده است .

اولی با عنوان ” عرفان علامه طباطبایی ” در بیان ایت الله شیخ حسن رمضانی از نامی ترین تلامذه ی حضرت علامه حسن زاده آملی در عرفان نظری است که توسط وحید واحد جوان گردآوری شده و چند روز گذشته توسط آیت الله رمضانی در انتشارات سبط النبی رونمایی گردید .

بخش اول کتاب، درباره اصل عرفان اسلامی سخن می‌گوید. مباحث این بخش شامل؛ چیستی عرفان نظری و عرفان عملی، تفاوت عرفان نظری با عرفان عملی، خاستگاه عرفان، تاثیرات عرفان عملی و نظری بر یکدیگر، شباهت و تفاوت عرفان با کلام، فلسفه و اخلاق، و روش خواندن فلسفه و عرفان است.

بخش دوم، درباره زندگی‌نامه، تحصیلات، سلسله نسب، اساتید، اخلاق و وفات علامه طباطبایی است.

بخش سوم، درباره رابطه علامه با عرفان نظری به خصوص وحدت شخصی وجود است. ضمنا در این بخش، وحدت شخصی وجود و انسان کامل از منظر عرفا به شکل ساده و روشن، توضیح داده شده است.

بخش چهارم کتاب، درباره عرفان عملی و علامه طباطبایی است. در این بخش، مسلک عرفانی و روش تربیتی علامه، تبیین شده است و مباحثی مانند؛ سعادت و کمال حقیقی انسان، راه رسیدن به استاد عرفان، نشانه‌ اهل معرفت و فنا، انواع عبادت در کلام عرفا، بحث معرفت آفاقی و معرفت انفسی، طریق تمرکز و نفی خواطر، و معرفت نفس تبیین شده است.

و بخش پنجم و پایانی کتاب، به مساله محبت علامه طباطبایی به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام اختصاص یافته است.

دومین کتاب ” گلشن شیدایی ” است که اشعار نویافته و تصحیح شده ی مرحوم علامه طباطبایی رحمت الله علیه است که توسط محمدرضا رمزی اوحدی گردآوری شده و انتشارات کتاب همه به چاپ رسانده است .

این کتاب چهار فصل دارد که پس از مقدمه مفصل کتاب آغاز می‌شوند. فصل اول شمیم شهود نام دارد و شامل غزلیات، مثنوی، ترکیب‌بند، قطعات، رباعیات و مفردات علامه طباطبایی است. فصل دوم نیز شهد شهود نام دارد که شامل اشعار شعرای معاصر در سوگ علامه طباطبایی است.

فصل سوم و چهارم کتاب شامل تصاویری از دستخط‌ های مرحوم علامه طباطبایی  است که هم شامل اشعار این عالم بزرگوار به دست خط خودشان و هم متن سه نامه ایشان می‌شود.

[۱] . بحار الانوار، ج۱، ص ۳۳.

[۲] . همان.

[۳] . رساله مفرج الکروب فی معرفه صاحب ارشاد القلوب، سید شهاب الدین مرعشی نجفی.

[۴] . ریاض العلما، ترجمه محمد باقر ساعدی (مشهد: انتشارات آستان رضوی، ۱۳۶۶) ج۱، ص۲۷۹.

[۵] . امل الآمل ج۲، ص۷۴.

[۶] . همان.

منبع: سایت اندیشه قم