ماه

نوشته‌ها

آداب قرائت قرآن

اشاره

ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن است. ماهی که همه حقیقت قرآن بر قلب نازنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است. ماه رمضان، بهار قرآن است. سیره اهل بیت علیهم السلام در این ماه، بر انس و تلاوت بسیار قرآن بوده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و عترت پاکش علیهم السلام -که خود قرآن ناطقند و هیچ گاه ایشان از قرآن، و قرآن از ایشان جدا نبوده-، به تلاوت قرآن در ماه مبارک رمضان عنایت خاصی داشتند و توجه اصحاب و یاران خود را به آن جلب می کردند؛ از این رو علمای ربانی و پیروان راستین ایشان در این ماه مبارک و عزیز، اهتمام ویژه ای به قرائت، انس با قرآن و تدبر در آن داشته اند.

اما آداب قرائت قرآن چیست؟ چگونه باید در آن تدبّر کرد؟ موانع فهم قرآن چیست؟ این ها سؤالاتی است که باید از اهلش پرسید:

فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛ ۱

از اهل ذکر بپرسید اگر نمی دانید.

یکی از بزرگانی که مصداق اهل ذکر بود مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی است. وی که خود از علمای ربّانی و مهذّب حوزه های علمیه بود، در کتاب گرانسنگ المراقبات بحثی درباره آداب قرائت و تدبّر در قرآن دارد که به دلیل اهمیت مطلب و بزرگی شخصیت نویسنده، ترجمه آن را برای خوانندگان عزیز نقل می کنیم:ماه رمضان، بهار دعا و قرآن است؛ به همین سبب، به طور اختصار به شرایط واجب دعا اشاره می کنیم؛ زیرا بیان تفصیلی آن، جای دیگری دارد. همچنین شرایط قرائت قرآن را ذکر می نماییم که در اینجا برای رعایت ادب و حق تقدم قرآن، ابتدا شرایط قرائت آن را بیان می کنیم.

تدبر در قرآن

خداوند متعال می فرماید:

أ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها؛۲

چرا در قرآن اندیشه نمی کنند؛ یا بر دل هایشان قفل هایی است؟

کسی که در قرآن تدبر و اندیشه می کند، باید به اندازه تدبرش معنای کلام و بزرگی آن و عظمت گوینده را بفهمد و در هنگام قرائت، با حضور قلب باشد و در آن بیندیشد؛ منظور از کلام را بفهمد و موانع فهم را از بین ببرد؛ تا اندیشه و درک او بیشتر شده، به عوالم زیبا و مقامات بالایی برسد. رعایت بعضی از امور مذکور، لازم بوده و رعایت بعضی از آن ها واجب نیست؛ گرچه خیلی مفید و سودمند است.

نمونه ای از تدبر و فهم در قرآن

اکنون مناسب است نمونه ای از تدبر و فهمیدن قرآن را بیان کنیم تا برای کسانی که می خواهند به این امر بپردازند، مفید باشد.

وقتی انسان در سوره واقعه می خواند: «أَ فَرَأَیتُمُ الْماءَ الَّذی تَشْرَبوُن؛ ۵ آیا آبی را که می آشامید، دیدید؟» می تواند فکر خود را محدود به مزه آب نکند و درباره مطالب مختلفی پیرامون آن بیندیشد؛ از جمله درباره به وجود آمدن تمام اشیا از آن بیندیشد؛ مثلاً فکر کند آب چگونه در اشکال گوناگون دانه، گیاه، حیوان و انسان یافت می شود. آن گاه درباره اجزای انسان فکر کند؛ اجزای ظاهری، مانند گوشت و استخوان و چشم و گوش و… نیروها و اخلاق عالی و اخلاق رذیله و آثار آن در دنیا و آخرت، تا نوبت به تفکر درباره مراتب عقل های خود رسیده، درباره عقل مستفاد۶فکر کند و ببیند که گویی عالم کوچکی است و حتی آن را عالم بزرگی ببیند. آن گاه در تفکر خود به مبدأ آب بازگشته، همان گونه که در قرآن است، بفهمد آب از آثار رحمت خداوند است و نیز بفهمد که رحمت از صفات خداوند است و بدین ترتیب آب را نعمتی از نعمت های خداوند بداند.

این نوع تدبر، از چیزهایی است که علم مکاشفه با آن آغاز می شود و اگر کسی که تدبر می¬کند، فکر خود را غرق در این مطلب کند، شاید چیزی ببیند که این فرمایش امام صادق علیه السلام را تصدیق کند که: «چیزی ندیدم، مگر اینکه قبل و همراه و بعد از آن، خداوند را دیدم».۷

و اگر خواننده قرآن در این موارد نیز تدبر نماید، قرآن را بهتر خواهد فهمید:

الف. اندیشیدن درباره حالات پیامبران که با توجه به نزدیکی آنان به خداوند و داشتن مقام بالایی نزد او، چرا این همه گرفتار بلاها و مصیبت ها بودند؛ مصیبت هایی مانند فقر، بیماری و اذیت مردم از قبیل دروغ گو خواندن، تهمت، دشنام، کتک زدن و کشتن. فکر کند که خدا چگونه آنان را با بلاها و محنت ها تربیت کرد، تا جایی که سرور پیامبران صلی الله علیه و آله و سلم با اینکه حبیب خدا بود، فرمود:

مَا أوذِی نَبِی مِثْلَ مَا اُوذِیت؛ ۸

هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد.

و درباره هر کدام از این مطالب بیندیش، تا موارد زیر را از آن بفهمی:

•بزرگی خداوند متعال را از آن بفهمی؛ چرا که امثال این بزرگان تحت سیطره قدرت و حکمت او بودند خداوند متعال، هرچه بخواهد، انجام می دهد و کسی نمی تواند از کارهای او سؤال کند.

•متوقع نباشی که باید مقابل طاعاتی که داری، خداوند نیز امور را طبق اراده ات درآورد.

•هنگامی که تو را در دنیا به فقر و خواری یا سایر بلاها مبتلا می کند، از فضل او مأیوس نشوی.

•هیچ مؤمنی را به سبب بلاهایی که به او رسیده، شماتت نکنی.

•هیچ مؤمنی را به سبب ذلت و فقری که در دنیا دارد، تحقیر نکنی؛ شاید خداوند او را به سبب بزرگواری اش مبتلا کرده است.

•پستی دنیا را نزد خدا ببین. خود نیز آن را بزرگ ندانسته و کوچک شمار و به سبب از دست دادن آن، غصه نخور.

•رو آوردن دنیا را علامت دور شدن از خدا و پشت کردن آن را علامت صالح بودن خود بدان؛ همان گونه که به حضرت موسی علیه السلام چنین وحی شد:

یا مُوسَی إِذَا رَأَیتَ الْفَقْرَ مُقْبِلًا فَقُلْ مَرْحَباً بِشِعَارِ الصَّالِحِینَ وَ إِذَا رَأَیتَ الْغِنَی مُقْبِلًا فَقُلْ ذَنْبٌ عَجِلَتْ عُقُوبَتُه؛ ۹

اگر فقر آمد، بگو: «آفرین بر نشان صالحان» و هنگامی که غنا آمد، بگو: «گناهی است که مجازات آن زود آمد».

ب. یکی دیگر از چیزهایی که برای فهم قرآن مفید است، اندیشیدن درباره مجازات و حدود و تعزیراتی است که برای گناهان وضع شده است؛ برای مثال، بریدن دست به دلیل دزدیدن ربع دینار که یکی از احکام الهی است، ترس بزرگی برای عاقل به وجود می آورد؛ به این سبب که او هر روز گناهان قلبی و بدنی زیادی مرتکب می شود و اگر مجازات ربع دینار چنین باشد، مجازات او با این بار سنگین، چه خواهد بود؟!

ج. اندیشیدن درباره اعمال و مجازات امت هایی که نابود شده اند نیز از این جمله است.

حضرت عیسی علیه السلام درباره عمل کسانی که گرفتار نزول عذاب شده بودند سؤال کرد، و خود آنان جواب دادند: «دنیا را به اندازه ای دوست داشتیم که بچه¬ای مادرش را دوست می دارد. با ترس اندکی از اهل گناه فرمانبرداری می کردیم. دارای آرزوهای طولانی بوده، لهو و لعب، ما را غافل کرده بود». عیسی علیه السلام از یکی آنان پرسید: «چگونه هلاک گشتید و عذاب شدید؟» گفت: «شب با سلامتی خوابیدیم؛ ولی صبح در«هاویه» بودیم».

پرسید: «هاویه چیست؟» گفت: «کوهی آتشین است که تا روز قیامت بر ما افروخته می شود».

پرسید: «چه گفتید و چه جوابی شنیدید؟» گفت: «گفتیم: ما را به دنیا برگردان، تا در آن زهد پیشه کنیم». جواب شنیدیم: «دروغ می گویید».

فرمود: «عجیب است که [از میان این قومِ عذاب شده] جز تو دیگران با من سخن نمی گویند». گفت: «روح الله! فرشتگانی خشن و نیرومند بر دهان آن ها دهنه ای آتشین زده اند. من میان آنان بوده؛ ولی از آنان نبودم. وقتی عذاب نازل شد، من را نیز در بر گرفت و اکنون با تار مویی به کناره جهنم آویزانم؛ نمی دانم در آتش می افتم یا از آن نجات می یابم».۱۰

درباره گناه «اصحاب سبت» و عذابشان که در ابتدا به میمون و خوک تبدیل شده، سپس هلاک گردیدند، فکر کن. آن گاه به اعمال خود بیندیش. آیا مطمئنی که عمل تو مانند اعمال آن ها نباشد؟ امثال این تفکرات نمی گذاشت که صالحان و اولیا، با اطمینان بخوابند و می گفتند: «کسی که از شبیخون می ترسد، چگونه می خوابد!» آن ها صورت خود را هر روز چند بار بررسی می کردند که ببینند آیا از ستم گناهان، سیاه شده یا به حال خود باقی است؟

تو خود حجاب خودی

حضرت امام رضا علیه السلام که گرمای محبتش را ما ایرانی ها خوب چشیده ایم، می فرمایند: «امام، همدم، رفیق، پدر مهربان، برادر تنی، مادر دلسوز به کودک است».۱۴همچنین فرموده اند: «امام از پدر و مادر به شما مهربان تر است».۱۵

شاید اگر این محبت را بیشتر درک کنیم، معنای این جملات حضرت ولی عصر علیه السلام را بهتر بفهمیم، وقتی در تشرف شریف علی بن ابراهیم بن مهزیار- که پس از بیست سال اشتیاق به خدمت حضرت رسیده است- اینچنین سخن را شروع می کنند:

یا اَبَاالْحَسَن! قَدْ کُنّا نَتَوَقَّعُکَ لَیلاً وَ نَهاراً. فَما الَّذی اَبْطَأَ بِکَ عَلَینا؟؛

ای ابالحسن! شب و روز در انتظار دیدار تو بودیم. چه شد که تأخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟

وقتی پسر مهزیار تعجب می کند و عرض می کند: «ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند»، امام با تعجب می فرمایند: «کسی را نیافتی که راهنمایی ات کند؟!» سپس [طوری که پسر مهزیار از این شرمندگی خجالت نکشد] سرشان را پایین گرفتند و با انگشت مبارک روی زمین کشیدند و فرمودند: «نه؛ شما به مال اندوزی روی آوردید و در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده، با آنان با بی اعتنایی رفتار کردید. صله رحم را ترک کردید. پس دیگر چه عذری دارید؟!»۱۶

پی نوشت :

۱. سوره انبیا: ۷.

۲. سوره محمد: ۲۴.

۳. در جنگ صفین بعد از خدعه معاویه و قرآن به نیزه کردن و درخواست معاویه از امیرالمؤمنین علیه السلام برای عمل به قرآن، حضرت فرمودند: «یا ابنَ أبِی سُفیان! أنتَ تَدعُونِی إلَی العَمَلِ بِکتابِ اللهِ وَ أنَا کتَابُهُ النَّاطِقُ»؛ إرشاد القلوب، حسن بن محمد دیلمی، الشریف الرضی، قم، اول، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۲۴۹.

۴. سوره واقعه: ۷۹.

۵. سوره واقعه: ۶۸.

۶. از نظر حکمای اسلامی عقل مستفاد، یکی از مراتب عقل انسان است. حجت الاسلام والمسلمین پارسانیا مراتب عقل را این گونه توضیح می دهد:

عقل آدمی به حسب مراتب به چهار قسم تقسیم می شود؛ عقل بالقوه (هیولایی)، عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد.

عقل بالقوه، مرز بین انسان و حیوان است. صاحب عقل بالقوه، دارای نفسی است که توانایی تحصیل علوم و دانش های مختلف را داشته، امکان عمل بر طبق آن را دارد.

عقل بالملکه عقلی است که مفاهیم و معانی و قضایای اولی و بدیهی را ادراک می کند. صاحب عقل بالملکه توانایی تربیت، استدلال و حرکت به سوی مجهولات نظری را داراست.

عقل بالفعل، عقلی است که با استفاده از بدیهیات و معارفی که در عقل بالملکه است، به سوی معارف نظری حرکت کرده و برخی از آن ها را به فعلیت رسانده است.

کسی که عقل نظری او بالفعل باشد و در عقل عملی نیز توانمند و قوی باشد، در فهم مسائل نظری به ترتیب و چینش مقدمات نیاز ندارد و همه معلومات را در ملکه علمی خود واجد می باشد؛ به گونه ای که هرگاه یکی از آن ها را اراده کند، بدون آنکه به استدلال جدیدی محتاج باشد، مستقیماً معلوم را می یابد. کسی که از این مرتبه عقل بهره مند باشد، دارای عقل مستفاد است. (مجله معارف، مرداد ۸۵ شماره ۳۷ ).

۷. در بسیاری از منابع این روایت را با این عبارت: «ماَ رَاَیتُ شَیئاً الاَّ وَ رَاَیتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ» به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده اند؛ اما در تفسیر الفرقان، ج ۱۵، ص ۶۷، آن را با این عبارت: « ماَ رَاَیتُ الله الا وَ قَدْ رَاَیتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ» به امام صادق علیه السلام منسوب می کند.

۸. کشف الغمه (ط – القدیمه)، علی بن عیسی اربلی، بنی هاشمی، تبریز، اول، ۱۳۸۱، ج ۲، ص ۵۳۷.

۹. کافی (ط – الإسلامیه)، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج ۲، ص ۲۶۳.

۱۰. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: مَرَّ عِیسَی ابْنُ مَرْیمَ علیهما السلام عَلَی قَرْیهٍ قَدْ مَاتَ أهْلُهَا وَ طَیرُهَا وَ دَوَابُّهَا فَقَالَ: «أمَا إِنَّهُمْ لَمْ یمُوتُوا إِلَّا بِسَخْطَهٍ وَ لَوْ مَاتُوا مُتَفَرِّقِینَ لَتَدَافَنُوا» فَقَالَ الْحَوَارِیونَ: «یا رُوحَ اللهِ وَ کلِمَتَهُ ادْعُ اللهَ أَنْ یحْییهُمْ لَنَا فَیخْبِرُونَا مَا کانَتْ أَعْمَالُهُمْ فَنَجْتَنِبَهَا». فَدَعَا عِیسَی علیه السلام رَبَّهُ فَنُودِی مِنَ الْجَوِّ أنْ نَادِهِمْ فَقَامَ عِیسَی علیه السلام بِاللَّیلِ عَلَی شَرَفٍ مِنَ الْأَرْضِ فَقَالَ: «یا أهْلَ هَذِهِ الْقَرْیهِ». فَأَجَابَهُ مِنْهُمْ مُجِیبٌ: «لَبَّیک یا رُوحَ اللهِ وَ کلِمَتَهُ!» فَقَالَ: «وَیحَکمْ مَا کانَتْ أَعْمَالُکمْ» قَالَ: «عِبَادَهُ الطَّاغُوتِ وَ حُبُّ الدُّنْیا مَعَ خَوْفٍ قَلِیلٍ وَ أَمَلٍ بَعِیدٍ وَ غَفْلَهٍ فِی لَهْوٍ وَ لَعِبٍ». فَقَالَ: «کیفَ کانَ حُبُّکمْ لِلدُّنْیا» قَالَ: «کحُبِ الصَّبِی لِأُمِّهِ إِذَا أَقْبَلَتْ عَلَینَا فَرِحْنَا وَ سُرِرْنَا وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنَّا بَکینَا وَ حَزِنَّا» قَالَ: «کیفَ کانَتْ عِبَادَتُکمْ لِلطَّاغُوتِ؟» قَالَ: «الطَّاعَهُ لِأَهْلِ الْمَعَاصِی». قَالَ: «کیفَ کانَ عَاقِبَهُ أَمْرِکمْ» قَالَ: «بِتْنَا لَیلَهً فِی عَافِیهٍ وَ أَصْبَحْنَا فِی الْهَاوِیهِ» فَقَالَ: «وَ مَا الْهَاوِیهُ؟» فَقَالَ: «سِجِّینٌ» قَالَ: «وَ مَا سِجِّینٌ؟» قَالَ: «جِبَالٌ مِنْ جَمْرٍ تُوقَدُ عَلَینَا إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ» قَالَ: «فَمَا قُلْتُمْ وَ مَا قِیلَ لَکمْ؟» قَالَ: «قُلْنَا: رُدَّنَا إِلَی الدُّنْیا فَنَزْهَدَ فِیهَا: قِیلَ لَنَا: کذَبْتُمْ». قَالَ: «وَیحَک کیفَ لَمْ یکلِّمْنِی غَیرُک مِنْ بَینِهِمْ!» قَالَ: «یا رُوحَ اللهِ! إِنَّهُمْ مُلْجَمُونَ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ بِأَیدِی مَلَائِکهٍ غِلَاظٍ شِدَادٍ وَ إِنِّی کنْتُ فِیهِمْ وَ لَمْ أَکنْ مِنْهُمْ فَلَمَّا نَزَلَ الْعَذَابُ عَمَّنِی مَعَهُمْ فَأَنَا مُعَلَّقٌ بِشَعْرَهٍ عَلَی شَفِیرِ جَهَنَّمَ لَا أَدْرِی أُکبْکبُ فِیهَا أَمْ أَنْجُو مِنْهَا». فَالْتَفَتَ عِیسَی علیه السلام إِلَی الْحَوَارِیینَ فَقَالَ: «یا أَوْلِیاءَ اللهِ أَکلُ الْخُبْزِ الْیابِسِ بِالْمِلْحِ الْجَرِیشِ وَ النَّوْمُ عَلَی الْمَزَابِلِ خَیرٌ کثِیرٌ مَعَ عَافِیهِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ». (کافی، ج ۲،ص ۳۱۸-۳۱۹).

۱۱. سوره غافر: ۳۵.

۱۲. همان: ۱۳.

۱۳. عوالی اللئالی، ابن أبی جمهور، دار سید الشهداء، قم، اول، ۱۴۰۵ ق، ج ۴، ص ۱۱۶.

۱۴. کافی، ج۱، ص۲۰۰.

۱۵. من لایحضر الفقه، ج۴، ص۴۱۸.

۱۶. بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۰۴، ح۱۳۱.

منبع :خُلُق – خرداد و تیر ماه سال ۱۳۹۲ شماره ۳۵ –

تلاوت قرآن در سیره معصومان علیهم السلام

اشاره:

ماه رمضان ماه ارتباط و انس بیشتر با قرآن، همراه با خیر و برکت فراوان باز به سوی ما رو کرده است. ما باید با بهره گیری از رحمت بی کران الهی در این ماه و تضرع و  خشوع به درگاه خالق بی نیاز از خوان کرم او بیشتر استفاده کنیم. یکی از اعمال برجسته ماه مبارک رمضان ارتباط و انس بیشتر با قرآن است. برای بهره گیری از انوار معنوی قرآن باید به دامان معصومان علیهم السلام چنگ بزنیم. آنان در سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همتای قرآن معرفی شده اند و از هم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شوند.۱ بنابراین شایسته است آنان را چراغ راه خود قرار داده و از نوع ارتباط ایشان با کلام وحی الگو بگیریم؛ چرا که قرآن آنان را هادی امت نامیده۲ و جز از راه اقتدا به ایشان به سر منزل مقصود نخواهیم رسید.

ماه رمضان ماه قرآن

همان گونه که با آمدن بهار شادابی و طراوت طبیعت جان ها را تازه می کند و روح تازه ای در کالبد طبیعت می دمد، با آمدن ماه رمضان، بهار قرآن و بهار معنویت و عبودیت، شادابی و طراوت معنوی خاصی در جامعه مسلمانان پدیدار می گردد و انوار قدسیه قرآنی دلها و جانها را منور می کند.

از نظر معصومین علیهم السلام ماه مبارک رمضان به ویژه از نظر تلاوت قرآن از برجستگی خاصی برخوردار است، به گونه ای که ماه رمضان را به بهار تشبیه کرده اند. امام

باقر علیه السلام در این باره می فرماید:

لکل شئ ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان.۳

برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است.

امام رضا علیه السلام از پدرانش از حضرت علی علیه السلام نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین جمعه ماه شعبان خطبه ای برای مردم خواند و فرمود:

ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهراللّه بالبرکه و الرحمه و المغفره… فاسألوا اللّه ربکم

بنیات صادقه و قلوب طاهره ان یوفقکم لصیامه و تلاوه کتابه… و من تلا فیه آیه من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور…۴

ای مردم همانا روی آورده است بر شما، ماه خداوند که با برکت و رحمت و مغفرت همراه است…. پس از خداوندی که پروردگار شما است بخواهید، با نیت های راست و دل های پاک که شما را موفق بدارد برای روزه گرفتن در این ماه و تلاوت کتابش. (پس بدانید) هر کس در این ماه آیه ای از قرآن را بخواند

برای او همانند پاداش کسی است که یک ختم قرآن را در غیر ماه رمضان خوانده باشد.

معصومین و تلاوت قرآن

ملاحظه کتابهای سیره و تاریخ و احادیث اهل بیت علیهم السلام ارتباط دائمی آنان با قرآن را مشهود و ملموس می سازد. ام سلمه می گوید: رسول خدا نمی خوابید تا مسبحات را قرائت کند و می فرمود: در این سوره ها آیه ای است که از هزار آیه برتر است. گفتند مسبحات کدام سوره ها است فرمود: سوره حدید، حشر، صف، جمعه و

تغابن. ۵

و از جابر نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی خوابید تا سوره تبارک و الم تنزیل را قرائت کند.۶

تلاوت قرآن از آداب همیشگی حضرات معصومین علیهم السلام بوده و اخباری که در این باره رسیده حکایت از اهتمام فوق العاده آنان به قرائت قرآن دارد. آنان خود، قرآن

را بسیار می خواندند و دوست می داشتند که مسلمانان نیز چنین کنند.

امیرمؤنان علی علیه السلام می فرماید:

… و فیه ربیع القلوب و ینابیع العلم و ما للقلب جلاء غیره… قرآن بهار دلها و چشمه های دانش است و جز قرآن جلایی برای قلب نیست.۷

امام علی علیه السلام چنان بود که دو ثلث آخر شب را به نماز و مناجات و تلاوت قرآن مشغول بود و ثلث اول شب را استراحت می کرد.۸

هنگامی که فرق مبارک امام علی علیه السلام را در چنین ایامی شکافتند و بشریت را تا ابد عزادار کردند ایشان باز هم آیات الهی را زمزمه می کرد و این آیات را تلاوت فرمود: «منها خلقنکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری» و نیز آیه «هذا ما وعدنا اللّه و رسوله و صدق اللّه و رسوله».

ابی عبد الرحمن سلمی که خود از قاریان بزرگ جهان اسلام است می گوید:

کسی را ندیده ام که قرآن را بیش از علی بن ابیطالب علیه السلام بخواند. ۹

پیشوایان معصوم ما همواره در زندگی همراه قرآن بودند. در شرائط مختلف، در گشایش و راحتی، در سختی و گرفتاری، حتی در صحنه نبرد با دشمنان زمزمه قرآن داشتند.

یکی از زیباترین مظاهر عشق به تلاوت قرآن در شب عاشورا جلوه نمود.

حضرت سید الشهدا علیه السلام آن شب را از سپاه کوفه فرصت خواست تا بتواند تا صبح قرآن بخواند و با خدای خود رازو نیاز کند. آن شب از خیمه های یاران امام

حسین علیه السلام صدای صوت قرآن و ذکر و دعا زیاد شنیده می شد.۱۰

در مسیر مدینه به کوفه هنگامی که خبر شهادت مسلم بن عقیل را به امام حسین علیه السلام دادند این آیه شریفه را تلاوت فرمود: من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوااللّه

علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.۱۱

انس و ارتباط حضرات معصومین با قرآن چنان شکوهمند و پرمعنا بود که هرگزبا آن احساس تنهایی نمی کردند و بدون آن مشرق و مغرب عالم نمی توانست جای خالی قرآن را در زندگیشان پر کند. امام زین العابدین علیه السلام می فرمود:لومات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد ان یکون القرآن معی.

اگر همه آنان که میان مشرق و مغرب عالم اند بمیرند [و من تنها بمانم] بیمی به دل راه نمی دهم بعد از آنکه قرآن در کنار من است.۱۲

معصومان علیهم السلام آن گاه که قرآن تلاوت می کردند، گویی در مهبط وحی نشسته اند و خداوند در گوش آنان زمزمه می کند و اگر قرائت آنان به گوش کسی می رسید

گمان می برد که در حال گفت و گو هستند و روی سخن با مخاطبی در پیش روی خود دارند.

مالک پیشوای فرقه مالکیه می گوید: من مدتی نزد امام صادق علیه السلام رفت و آمد داشتم. در این مدت وی را ندیدیم مگر در یکی از سه حالت؛ یا در حال نماز بود، یا

در حال سکوت به سر می برد و یا آن که قرآن تلاوت می کرد.۱۳

معاویه بن عمار می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس قرآن را بخواند بی نیاز باشد و دیگر نیازی پس از آن برای او نباشد وگرنه (اگر قرآن او را بی نیاز نسازد)

هیچ چیز بی نیاز کننده او نخواهد بود.۱۴

امام موسی بن جعفر علیهماالسلام مدتی از عمر گرامی خود را در زندان های هارون گذراند. تمام کسانی که خبری از امام در آن سالها گفته یا نوشته اند عبادت خدا و

تلاوت قرآن را برنامه روزانه امام گزارش کرده اند.

پس از آن که فضل بن ربیع حاضر به قتل امام نشد، هارون دستور داد که حضرت را نزد فضل بن یحیی برمکی فرستاده و زندانی کنند. فضل بن یحیی یکی از اطاق های خانه خود را به آن حضرت اختصاص داد و در ضمن دستور داد مواظب اعمال آن حضرت باشند. به او خبر دادند این مرد در همه شبانه روز کارش

نماز و دعا و تلاوت قرآن است.۱۵

در سیره و سخنان معصومان علیهم السلام بسیارمی بینیم که آن بزرگواران به زبان قرآن پاسخگویی کرده اند و هر پرسشی را به آیه ای از قرآن پاسخ می دادند تا سوال

کننده و دیگران را به قرآن توجه دهند. انگشت اشاره آنان همواره به سوی قرآن بوده است و آن را شفای هر درد و داروی هر مرض و جواب هر سؤل می دانستند.

در کتاب عیون اخبارالرضا آمده: مأمون هرگاه امام رضا علیه السلام را می آزمود و از او درباره چیزی سؤل می کرد امام پاسخ او را از قرآن می داد.۱۶

رجاء بن ضحاک نیز می گوید: حضرت رضا علیه السلام در راه خراسان چون به میان رختخواب می رفت تلاوت بسیار می فرمود و چون به آیه ای می رسید که در آن ذکر

بهشت یا دوزخ بود می گریست و از خدا تقاضای بهشت و دوری از جهنم می نمود.۱۷

امام هادی علیه السلام نیز بعد از نماز صبح نمی خوابید و به تعقیب و ذکر و تلاوت قرآن مشغول می شد و این روش و برنامه هر روز آن بزرگوار بود.۱۸

همچنین در سیره معصومین علیهم السلام آمده که آن بزرگواران هنگام رویارویی با مردم و بشارت و انذار و موعظه مردم به آیات قرآن متمسک می شدند و در سیره ایشان

قرائت قرآن، نوعی تبلیغ و گسترش دینداری نیز بوده است. مثلا درباره امام عسکری علیه السلام نقل شده آن گاه که مردم را مژده می داد و یا آنان را از عذاب خدا می ترساند قرآن تلاوت می کرد.۱۹

اقتدای به قرآن

ویژگی مهم قرآن در سیره معصومین علیهم السلام امام و راهنما بودن قرآن است. پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله به مردم سفارش می کرد به قرآن پناه ببرید و آن را امام و پیشوای خود قرار دهید و از مردم می خواست به قرآن اقتدا کنند. ایشان می فرماید:

… من جعله امامه قاده إلی الجنه و من جعله خلفه ساقه إلی النّار.۲۰

هر کس آن (قرآن) را پیش روی خود قرار دهد او را به سوی بهشت رهنمون می شود و هر کس آن را پشت سر خود قرار دهد (و به آن بی اعتنایی کند) او را به سوی جهنم خواهد راند.

بانوی بزرگوار اسلام، فاطمه علیهاالسلام در خطبه ای که پس از ارتحال پدر گرامی اش در مسجد پیامبر در جمع اصحاب ایراد فرمود قرآن را وسیله نجات و راه سعادت و

موجب خشنودی خداوند خواند:

… و قائد الی الرضوان اتباعه و مؤ الی النجاه اشیاعه. قرآن پیروان خود را به سوی خشنودی خداوند می کشاند و راه نجات را به آنان می نمایاند.۲۱

ائمه هدی علیهم السلام قرآن را هدایتگر و امام مسلمین می دانستند و از مردم می خواستند تا در تمام شئون زندگی به هدایت قرآن متمسک شوند. امام حسن علیه السلام فرمود:مابقی فی الدنیا بقیه غیر هذا القرآن فاتخذوه اماما یدلکم علی هدیکم….در دنیا غیر از این قرآن باقی نمانده، پس او را پیشوای خود قرار دهید تا شما را به راه نجات هدایت کند.۲۲

قرآن، ملاک سنجش

ائمه هدی علیهم السلام قرآن را ملاک سنجش افراد می دانستند و بزرگی و شخصیت مسلمانان را به میزان مطابقت اعمال و رفتار آنان با قرآن می دانستند. از نظر ایشان ملاک خوبی و بدی قضاوت مردم نبود بلکه همواره به پیروان خود تأکید می کردند خود را به قرآن عرضه کنید و قدر و منزلت خود را با قرآن مورد سنجش

قرار دهید.

امام باقر علیه السلام خطاب به جابر بن یزید جعفی می فرماید:و اعلم بانک لا تکون لنا ولیا حتی لو اجتمع علیک اهل مصرک و قالوا: انک رجل سوء لم یحزنک ذلک. و لو قالوا انک رجل صالح لم یسرک ذلک. ولکن اعرض نفسک علی کتاب اللّه فان کنت سالکا سبیله، زاهدا فی تزهیده، راغبا فی ترغیبه خائفا من تخویفه فاثبت و ابشر فانه لا یضرک ماقیل فیک و ان کنت مبائنا للقرآن فماذا الذی یغرک من نفسک.

بدان که تو ولی (یار و پیرو) ما نخواهی شد جز آنگاه که اگر همشهریانت همه بگویند: مرد بدی هستی نگران نشوی و اگر همه بگویند مرد خوبی هستی دلخوش نگردی. بلکه (در هر صورت) خود را به کتاب خدا عرضه کنی، اگر به راه آن می روی و در آن چه خواسته پارسا باشی، و بدانچه خواسته راغب باشی و از تهدیدش بیمناک، ثابت باش و بشارت باد برتو که هر چه بگویند زیانی به تو نمی رسد و اگر از قرآن جدائی چرا به خود مغرور شوی؟. ..۲۳

همچنین معصومین علیهم السلام یکی از نشانه های شناخت شیعیان و پیروان خود را انس و ارتباط با قرآن می دانستند. در این خصوص نیز جابر بن یزید جعفی از امام

باقر روایت می کند که ایشان فرمود:

یا جابر أیکتفی من انتحل التشیع ان یقول بحبنا، فواللّه ما شیعتنا الا من اتقی اللّه و اطاعه و… ما کانوا یعرفون یا جابر الا بالتواضع و… تلاوت القرآن.۲۴

ای جابر آیا کسی که ادعای تشیع می کند کافی است که شعار دوستی ما را سر دهد؟ به خدا سوگند شیعه ما نیست مگر کسی که تقوای الهی داشته باشدو او را

اطاعت کند… شیعیان ما شناخته نمی شوند جز به نشانه تواضع و خشوع و…خواندن قرآن.

خضوع و خشوع در تلاوت

در سیره معصومین علیهم السلام خضوع و خشوع در تلاوت بسیار پررنگ دیده می شد. در مصباح الشریعه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:من قرأ القرآن و لم یخضع له و لم یرق قلبه و لم ینشئ حزنا و وجلا فی سره فقد استهان بعظم شأن اللّه و خسر خسرانا مبینا.

هر که تلاوت قرآن کند ودر تلاوت او خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن او را رقتی حاصل نشود و ترس الهی در دل او بهم نرسد پس این قاری مرتبه و منزلت خداوند را حقیر شمرده و زیان آشکاری نموده است.

آن حضرت در ادامه می فرماید:فقاری القرآن یحتاج الی ثلاثه اشیاء، قلب خاشع و بدن فارغ و موضع خال فإذا خشع اللّه قلبه فر منه الشیطان الرجیم.

قاری قرآن (در رسیدن به ثواب تلاوت قرآن و رسیدن به فواید آن) محتاج به سه چیز است. یکی دل خاشع، دوم بدن آسوده و سوم جای خالی. آن گاه که خداوند قلبش را خاشع ساخت شیطان از او می گریزد.۲۵

امام سجاد علیه السلام می فرمود: هر گاه عمویم حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام قرآن می خواند، به عبارت «یا ایها الذین امنوا» نمی رسید مگر آن که چندین بار لبیک

می گفت.۲۶ این اعلام آمادگی و اجابت، از حالات روحی آن حضرت هنگام تلاوت قرآن و خضوع و خشوع ایشان در برابر خداوند پرده بر می دارد.

تلاوت و تدبر بدون تدبر در قرآن نمی توان از ذخائر بیکران و پرخیر و برکت کلام خدا بهره ای جست و همچنین نمی توان از ظلمت شک و تردید و حیرت و سرگردانی نفاق،

خود را رهانید و به ایمانی راسخ و یقینی استوار دست یافت و نیز بدون تدبر در قرآن؛ عمق آیات را نمی توان دریافت و به حقایق شگفت و حیرت آورش پی برد.

آن که در آیات به تدبر می نشیند می تواند با تمام وجود و با تمام مشاعرش، در جای جای قرآن، حضور خدا را حس کند و دل و جانش را از نور خدا سرشار نماید.

حاملان حقیقی قرآن و حجتهای عظیم الهی ائمه معصومین علیهم السلام مکرر به پیروان خویش سفارش و تأکید فرموده اند که حتما قرآن را با تدبر و تفکر بخوانند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود: وای به حال کسی که آیات الهی را بر زبان آورد ولی در آنها تدبر نکند.

عایشه گوید: شبی از شبها که پیامبر در منزل من بود به استراحت پرداخت.

هنوز آرام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در  حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلو لباسش از اشک چشمش تر شد. سپس سر به سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد. و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند پیامبر را گریان دید عرض کرد چرا چنین گریانید شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: افلا اکون للّه عبدا شکورا. سپس فرمود خداوند در شبی که گذشت آیات تکان دهنده ای برمن نازل کرده است. (آیات ۱۹۰ تا ۱۹۴ سوره مبارکه آل عمران) و در پایان فرمود: ویل لمن قرأها و لم یتفکر فیها.۲۷

در کتاب مصباح الشریعه از امام صادق علیه السلام منقول است:

. .. و قف عند وعده و وعیده و تفکر فی امثاله و مواعظه.در هنگام قرائت هر گاه به آیه رحمت و وعده به درجات بهشت می رسی،لحظه ای توقف کن و بگو اللهم ارزقنا و چون به آیه عذاب و وعید به درکات جهنم که می رسی استعاذه کن و بگو اللهم عافنا و به آیه های امثال و مواعظ که می رسی با تفکر و تأمل بگذر نه از روی غفلت.۲۸

همچنین امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «الذین ءاتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته

اولئک یومنون به. ..» می فرماید:یرتلون آیاته و یتفهمون معانیه و یعملون باحکامه و یرجون وعده و یخشون عذابه و یتمثلون قصصه و یعتبرون امثاله و یاتون اوامره و یجتنبون نواهیه. و ما هو واللّه بحفظ آیاته و سرد حروفه و تلاوه سوره و درس اعشاره و اخماسه. حفظوا حروفه و اضاعوا حدوده و انما هو تدبر آیاته یقول اللّه تعالی «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته».

به شیوه ترتیل آیاتش را می خوانند و معانیش را فهم می کنند و به احکام آن عمل می نمایند و امید به وعده الهی دارند و از عذابش در خوف و هراس به سر می برند و قصص آن را مجسم می بینند و از مثلهایش عبرت می گیرند، اوامرش را اجرا می کنند و از محرماتش دوری می گزینند و آن به خدا قسم تنها با حفظ آیات و چینش منظم حروف و تلاوت سوره ها و تحقیق یک دهم و یک پنجم قرآن حاصل نمی شود. آنان حروفش را حفظ و حدودش را تباه کردند. و جز این نیست که آن (حق تلاوت) همان تدبر در آیاتش می باشد چرا که خداوند می فرماید: «آن کتابی است بسیار با عظمت که آن را به سویت فروفرستادیم و بسیار پرخیر و برکت است تا در آیاتش تدبر نمایند.» (آیه ۲۹ سوره

مبارکه ص).۲۹

آیه یاد شده به همه مسلمانان می آموزد که یکی از آداب تلاوت قرآن توجه به معانی قرآن و اندیشیدن در آیات آن است. چرا که هر مسلمانی موقعی که قرآن می خواند باید به معانی آیات توجه کند. پیام آیه را بفهمد و خود را مخاطب کلام خدا بداند تا زمینه عمل به آیات قرآن را در خود فراهم سازد.

در نقلی آمده است که حضرت امام رضا علیه السلام در هر سه روز یکبار قرآن را ختم می کرد و می فرمود:

اگر بخواهم در کمتر از سه روز می توانم ختم کنم ولیکن به هیچ آیه نمی گذرم،مگر آن که در معنی آیه تفکر و در سبب نزولش تأمل می کنم و به یاد می آورم که در چه وقت نازل گردیده، بنابراین در هر سه روز یک ختم می کنم.۳۰

زهری گوید علی بن الحسین علیهماالسلام فرمود:آیات قرآن خزانه های علم هستند پس هرگاه خزانه ای گشوده شود شایسته است که به آنچه در آن است نظر کنی.۳۱

زیبایی تلاوت

معصومین علیهم السلام قرآن را بسیار زیبا تلاوت می کردند و دیگران را نیز به زیباخوانی قرآن تشویق می کردند. از پیامبر عظیم الشأن اسلام نقل شده است:لیس منا من لم یتغن بالقرآن.از ما نیست کسی که قرآن را به آواز خوش نمی خواند.۳۲

امام باقر فرموده اند:ان رسول اللّه کان احسن صوتا بالقرآن.پیامبر صلی الله علیه و آله قرآن را از همه زیباتر می خواند.۳۳

و امام صادق علیه السلام می فرماید:ان القرآن نزل بالحزن فاقرؤه بالحزن.قرآن برای اندوه (و تأثیر در نفوس مردم) نازل شده پس آن را با آوای حزین  بخوانید.۳۴

همچین آن حضرت از پیامبر علیهم السلام نقل می کند که:لکلّ شی حلیه و حلیه القرآن الصّوت الحسن.هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن آواز خوش است.۳۵

و نیز ایشان می فرمود:

کان علی بن الحسین علیهماالسلام احسن الناس صوتا بالقرآن و کان السقاوون یمرون فیقفون ببابه یسمعون قرائته القرآن.

علی بن الحسین علیهماالسلام از همه مردم زیباتر قرآن تلاوت می کردند و سقایان که برای آب دادن به مردم عبور می کردند درب منزل امام زین العابدین توقف می کردند تا قرائت قرآن آن حضرت را گوش کنند.۳۶

در احوالات امام موسی بن جعفر از قول شیخ مفید نقل شده که او عابدترین و فقیه ترین و بخشنده ترین و بزرگ منش ترین مردم زمان خود بود، زیاد تضرع و ابتهال بدرگاه خداوند متعال داشت… هیچ کس مثل او حافظ قرآن نبود، با آواز خوشی قرآن می خواند، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل می داد، شنوندگان از شنیدن قرآنش می گریستند. مردم مدینه به او لقب زین المجتهدین داده بودند.۳۷

امام رضا نیز از مسلمانان می خواستند برای تلاوت قرآن، صداهای خود را نیکو سازند و بکوشند صدایی خوش و هنرمندانه پیدا کنند تا بتوانند قرآن را زیباتر تلاوت کنند. ایشان می فرماید:

حسنوا بالقرآن اصواتکم، فان صوت الحسن یزید القران حسنا.برای قرآن صوت خود رانیکو سازید چرا که صدای نیکو بر زیبایی قرآن می افزاید.۳۸

سیره خاص در ماه رمضان

گرچه توجه به قرآن در سراسر زندگی معصومین علیهم السلام مشهود است ولی آن  بزرگواران به تلاوت قرآن در ماه رمضان اهمیت ویژه ای می دادند و در جواب پرسشهای دینی شیعیان خود به این موضوع اشاره فرموده اند.

علی ابن ابی حمزه گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام شرفیاب شدم، پس ابوبصیر به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم در ماه رمضان همه قرآن را در یکشب بخوانم؟ فرمود نه. عرض کرد در دو شب؟ فرمود نه. عرض کرد در سه شب؟ فرمود

آری… سپس فرمود: ای ابامحمد برای ماه رمضان حقی و حرمتی است که ماههای دیگر مانند آن نیستند (یعنی اینکه اذنت دادم در سه شب قرآن را ختم کنی به خاطر حرمت ماه رمضان و امتیازش با ماههای دیگر است) و اصحاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله قرآن را در یکماه یا کمتر می خواندند و هر آیینه نباید قرآن با سرعت و شتاب خوانده شود و باید هموار و شمرده و با آهنگ خوش خوانده شود و هرگاه به آیه ای که در آن نام بهشت برده شده است گذر کنی بایست و از خدای عزوجل بهشت را بخواه و چون به آیه ای که در آن ذکر دوزخ است گذر کنی نزد آن توقف کن

و از دوزخ به خدا پناه ببر!

در احوالات رسول گرامی اسلام نقل شده که ایشان در دهه آخر ماه رمضان مشغول اعتکاف می شد و رختخواب خود را جمع می کرد و به عبادت و تلاوت قرآن مشغول بود.۳۹

معصومین علیهم السلام قرآن را وسیله تقرب به خداوند در ماه رمضان می دانستند ودستوراتی نیز در این زمینه به شیعیان خود داده اند.

زراره از حضرت باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود:در دهه دوم ماه رمضان قرآن را بردار و باز کن و پیش رویت بگذار و این دعا را بخوان «اللهم انی اسئلک بکتابک المنزل و ما فیه و فیه اسمک الاعظم الاکبر واسماؤ الحسنی و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائک من النّار» و هر حاجتی که خواهی از خدا بخواه.۴۰

درباره امام باقر علیه السلام گفته اند که آن بزرگوار، در ماه مبارک رمضان ده بار قرآن را ختم می کرد؛ یعنی هرسه روز یک بار.۴۱

نتیجه گیری

با توجه به سیره معصومین علیهم السلام و تامل و دقت نظر در سخنان ارزشمند ایشان متوجه خواهیم شد حضرات معصومین توجه زیادی به تلاوت قرآن داشته اند و پیروان خود را سفارش به انس با قرآن می نمودند و این سفارش در ماه رمضان با تأکید بیشتری همراه بوده است. همچنین تدبر در آیات و خضوع و خشوع در هنگام تلاوت آیات نورانی قرآن در سیره معصومین علیهم السلام بسیار بارز و مشخص بوده است.

پی نوشت:

۱. اشاره به حدیث متواتر ثقلین.

۲. سوره رعد، آیه ۷ (انما انت منذر و لکل قوم هاد).

۳. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۱۸ (با ب ۱۷ از ابواب احکام شهر رمضان).

۴. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۸ ـ ۲۲۷.

۵. سنن النبی، علامه سید محمدحسین طباطبایی، ترجمه حسین استادولی، ص ۱۵۸.

۶. همان.

۷. نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه ۱۷۵.

۸. شواهد التنزیل، ترجمه روحانی، ص ۲۷۱.

۹. ری شهری، موسوعه الامام علی بن ابیطالب، ج ۱۰، ص ۵۷.

۱۰. شهید مطهری، مرتضی، تفسیر سوره نحل، ص ۱۰۵.

۱۱. مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۱۷، ص ۱۴۹.

۱۲. بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۱۰۷.

۱۳. بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۳۲.

۱۴. ثواب الاعمال، ترجمه غفاری، ص ۲۳۰.

۱۵. همان.

۱۶. صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۹۳.

۱۷. بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۱۸، باب ۲۷ به نقل از عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۳، باب ۴۴.

۱۸. تاریخ زندگی ائمه علیهم السلام، ص ۲۶۴.

۱۹. شذرات الذهب، ج ۲ ص ۱۲۸ به نقل از کتاب ترنم قرآن در سیره معصومین.

۲۰. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۷.

۲۱. علل الشرایع، ص ۲۴۸.

۲۲. ارشاد القلوب، ترجمه طباطبایی، ص ۳۱۵.

۲۳. تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، ص ۴۵۰ و ۴۵۱.

۲۴. اصول کافی، ج ۲، ص ۷۴.

۲۵. شرح مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، عبدالرزاق گیلانی، ترجمه سید جلال الدین محدث، ص ۹۷.

۲۶. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۱.

۲۷. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۲۱۳.

۲۸. شرح مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، عبد الرزاق گیلانی، ترجمه سید جلال الدین محدث، ص ۹۷.

۲۹. میزان الحکمه، ج ۸، ص ۸۴.

۳۰. بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۰۴، باب ۲۴، به نقل از خصال، ج ۲، ص ۱۸۰.

۳۱. آداب راز و نیاز به درگاه بی نیاز، ص ۲۴۳.

۳۲. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۹۱.

۳۳. اصول کافی، ج ۲، ص ۴۱۹.

۳۴. همان، ج ۴، ص ۴۱۸.

۳۵. همان، ص ۴۲۰.

۳۶. الحقایق فی محاسن الاخلاق، فیض کاشانی، ص ۲۴۷.

۳۷. شهید مطهری، مرتضی، بیست گفتار ص ۱۶۹.

۳۸. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۶۹.

۳۹. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۳۳.

۴۰. اصول کافی، ج ۴، ترجمه سید جواد مصطفوی، کتاب فضل قرآن، ص ۴۳۸.

۴۱. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۱۹.

منبع :حصون – مرداد و شهریور ماه ۱۳۸۹ ، شماره ۲۵ –

خطبه پیامبر اکرم (ص) در آخرین جمعه ماه شعبان

 عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَالَ:

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَهِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما رو کرده است.
ماهی که نزد خدا، بهترین ماه‌هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعت‌هایش بهترین ساعت‌هاست.

هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیَافَهِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَهِ اللَّهِ أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَهٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَهٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَهٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَهِ کِتَابِهِ.

ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا شده اید. نفس های شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذیرفته است و دعاهای شما مستجاب، پس، از پروردگار خویش با نیت های راستین و دل‌های پاک، بخواهید که توفیق روزه این ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنایت فرماید.

 فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَارْحَمُواصِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ.

پس شقی و بدبخت، آن کسی است که در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بی بهره شود. در این ماه با گرسنگی و تشنگی خود، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران و درماندگان کمک ویاری کنید.

به پیران و کهن‌سالان احترام و به کودکانتان ملاطفت و مهربانی نموده و با خویشاوندان رفت و آمد داشته باشید.

وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَی أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَی أَیْتَامِکُمْ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ.

 زبان خود را از گفتار ناشایست نگاه دارید. دیدگان خود را از دیدن ناروا و حرام بپوشانید و گوش‌های خود را از شنیدن آنچه نادرست است، باز دارید. با یتیمان مردم مهربانی کنید تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانی کنند. از گناهان خود به سوی خدا توبه و بازگشت کنید.

وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ‏ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَهِ إِلَی عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

 در اوقات نماز، دست‌های خود را به دعا بردارید، زیرا که وقت نماز بهترین ساعت‌هاست و در این اوقات، حق تعالی با رحمت، به بندگانش می نگرد و اگر با او مناجات کنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا کنند لبیکشان گوید و اگر از او بخواهند عطا کند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَهٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقِیلَهٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ.

 ای مردم! جان‌هایتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آن‌ها را از گرو، خارج کنید. پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طولانی کردن سجده‌ها، آن را سبک گردانید و بدانید که حق تعالی به عزت خود سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آن‌ها را از آتش دوزخ در امان دارد.

 أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَهٍ وَ مَغْفِرَهٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ، قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَیْسَ کُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَی ذَلِکَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَهٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَهٍ مِنْ مَاء.ٍ

 ای مردم! هرکه از شما روزه دار مؤمنی را در این ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته‌اش را خواهد داشت.

برخی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نیستیم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم به پرهیزید اگرچه به نصف دانه خرما و یا به یک جرعه آب باشد.

أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْکُمْ فِی هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ کَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَی الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِی هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَکَتْ یَمِینُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَیْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ کَفَّ فِیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ أَکْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ.

 ای مردم! هرکس اخلاق خود را در این ماه نیکو کند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز که قدم‌ها، بر آن بلغزد. هرکس در  این ماه کارهای غلامان و مستخدمان خود را سبک گرداند، خدا در قیامت حساب او را آسان کند.
هرکس در این ماه از آزار رساندن به مردم خودداری کند، حق تعالی، روز قیامت، خشم خود را از او بازدارد.

 هرکس در این ماه یتیم بی پدری را گرامی دارد، خدا او را در قیامت عزیز گرداند.

 وَ مَنْ وَصَلَ فِیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِیهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاهٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَهً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّی فِیهِ فَرْضاً کَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّی سَبْعِینَ فَرِیضَهً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.

 هر کس در این ماه صله رحم کند و با خویشان بپیوندد، خدا او را در قیامت به رحمت خود واصل گرداند و هرکس در   این ماه رابطه اش را با خویشان خود قطع کند، خداوند در قیامت رحمت خود را از او دریغ نماید.
هرکس در این ماه نماز مستحبی بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و کسی که نماز واجبی بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماه‌های دیگر را به او عطا کند.

 وَ مَنْ أَکْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلَاهِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَهً مِنَ الْقُرْآنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.

هر کس در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد، خداوند کفه سبک اعمال او را سنگین گرداند.

و هر کس که در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثواب کسی را دارد که در ماه‌های دیگر قرآن را ختم کرده باشد.

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَهٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْکُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَهٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْکُمْ وَالشَّیَاطِینَ مَغْلُولَهٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْکُمْ.

 ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهید که آن‌ها را بر روی شما نبندد.

و درهای جهنم در این ماه بسته است، از خدا بخواهید که آن‌ها را بر روی شما نگشاید.
شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید که آن‌ها را بر شما مسلط نگرداند.

 قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.

 علی علیه السلام می فرماید: در این حال از جا برخاسته و عرض کردم، ای پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.

ثُمَّ بَکَی فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَبْکِی لِمَا یَسْتَحِلُّ مِنْکَ فِی هَذَا الشَّهْرِ کَأَنِّی بِکَ وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّکَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَی الْأَوَّلِینَ شَقِیقُ عَاقِرِ نَاقَهِ ثَمُودَ فَضَرَبَکَ ضَرْبَهً عَلَی قَرْنِکَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیَتَکَ

سپس گریست. گفتم: ای پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟

فرمود: «ای علی! بر این می‌گریم که حرمت تو را در این ماه می شکنند. گویا می بینم تو در حال نماز برای پروردگار خویشی، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین، همو که برادر پی کننده ناقه قوم ثمود است، برمی خیزد و بر فرق سرت ضربتی می زند و محاسنت، از خون سرت رنگین می شود.»

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِکَ فِی سَلَامَهٍ مِنْ دِینِی. فَقَالَ علیه‌السلام  فِی سَلَامَهٍ مِنْ دِینِکَ.

گفتم: ای پیامبر خدا! آیا در آن حالت، دینم سالم است؟

فرمود: «دینت، سالم است.»

 ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ مَنْ قَتَلَکَ فَقَدْ قَتَلَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ سَبَّکَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّکَ مِنِّی کَنَفْسِی رُوحُکَ مِنْ رُوحِی وَ طِینَتُکَ مِنْ طِینَتِی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَنِی وَ إِیَّاکَ وَ اصْطَفَانِی وَ إِیَّاکَ وَ اخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّهِ وَ اخْتَارَکَ لِلْإِمَامَهِ وَ مَنْ أَنْکَرَ إِمَامَتَکَ فَقَدْ أَنْکَرَ نُبُوَّتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَصِیِّی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی أَمْرُکَ أَمْرِی وَ نَهْیُکَ نَهْیِی أُقْسِمُ بِالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّهِ وَ جَعَلَنِی خَیْرَ الْبَرِیَّهِ إِنَّکَ لَحُجَّهُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ عَلَی سِرِّهِ وَ خَلِیفَتُهُ فی عِبَادِهِ 

سپس فرمود: «ای علی! هر کس تو را بکشد، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا که تو از من هستی، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من.»

خدای متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا برای پیامبری، و تو را برای امامت، انتخاب کرد، هر کس امامت تو را انکار کند، نبوّت مرا انکار کرده است.

ای علی! تو وصیّ من، پدر فرزندان من، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستی، در حال حیاتم و پس از مرگم، فرمان تو، فرمان من است و نهی تو، نهی من است. سوگند به خدایی که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویی و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش.

منبع :  اقبال الاعمال، جلد ۱ صفحه ۲ , سید بن طاووس

معنی کلمه رمضان

سوال

معنای کلمه رمضان چیست؟

پاسخ

رمضان، نهمین ماه از ماه های قمری در تقویم اسلامی و بین ماه های شعبان و شوال است. ریشه کلمه رمضان از رمض است و رمض به معنی داغی سنگ در اثر شدت حرارت تابش خورشید[۱] و به معنی شدت گرما می باشد.[۲]

در بیان علت نامیده شدن این ماه به این اسم، گفته شده است: چون در لغت قدیم، اسامی ماه ها را به نام آن زمانی از سال که در آن قرار داشته، نام گذاری کرده اند و رمضان در موقع نام گذاری، هنگام تندی حرارت گرما واقع شده بود.[۳]

«عنْ أَبِی جَعْفَر علیه السلام لَا تَقُولُوا هَذَا رَمَضَانُ وَ لَا ذَهَبَ رَمَضَانُ وَ لَا جَاءَ رَمَضَانُ فَإِنَّ رَمَضَانَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یجِی ءُ وَ لَا یذْهَبُ وَ إِنَّمَا یجِی ءُ وَ یذْهَبُ الزَّائِلُ وَ لَکنْ قُولُوا شَهْرُ رَمَضَان؛ امام باقر علیه السلام می فرماید: نگویید رمضان آمد و یا رمضان رفت. زیرا رمضان اسم خداست و خداوند همیشه هست. بلکه بگویید: ماه رمضان آمد و ماه رمضان رفت»[۴]

رمضان تنها ماهی است که خدا از آن در قرآن نام برده است. «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدًی لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ؛ ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده؛ همان قرآنی که هدایت کننده مردم و دارای دلایل روشن هدایت و معیارهای سنجش حق و باطل است»(سوره بقره،  ۱۸۵)

پی نوشت ها: 

[۱]  کتاب العین، ج۷، ص ۳۹٫

[۲]  لسان العرب، ج۷ ص۱۶۰٫

[۳]  همان، ج۷، ص۱۶۰٫

[۴] الکافی، ج۴، ص۷۰٫

منبع: پایگاه حوزه، شماره ۲۶۷۴۶

حلول ماه مبارک رمضان

اشاره

ماه رمضان، نهمین ماه از ماه های قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان، از ریشه «رمض» و به معنای «شدت تابش خورشید بر سنگریزه» است. نقل است چون به هنگام نام گذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه رمضان نامیده شد. از دیگر سو، رمضان از اسماء الهی است. این ماه، ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب های قدر در آن قرار دارد.

برخی حوادث و رویدادهای این ماه عبارتند از:

ـ وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.

ـ ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام در نیمه رمضان سال دوم هجرت.

ـ جنگ بدر در سال دوم هجرت.

ـ فتح مکه در سال ۸ هجرت.

ـ مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمانان و ایجاد اخوت اسلامی میان پیامبر و علی علیه السلام.

ـ بیعت مردم با ولایت عهدی امام رضا علیه السلام در سال ۲۰۱ هـ. ق.

ـ شهادت حضرت علی علیه السلام در شب ۲۱ ماه رمضان.۱

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه شعبانیه فرمود: «ای بندگان! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خدا بهترین ماه هاست؛ روز هایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و ساعاتش بهترین ساعات است».۲

«رمضان، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است؛ کتابی که مردم را راهنماست و دربردارنده نشانه های آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است». (بقره: ۱۸۵)

«ای مؤمنان! روزه بر شما واجب شده است، چنان که بر پیشینیان شما واجب شده بود. شاید که پرهیزکار شوید!» ۳

پیامبر اکرم فرمود: «دعای روزه دار رد نمی شود».۴

مسلمانان، در ماه مبارک رمضان، پیش از طلوع تا غروب آفتاب، از خوردن و آشامیدن خودداری می کنند. در پایان این ماه، روز عید فطر قرار دارد که از اعیاد بزرگ اسلامی است و روزه گرفتن در آن روز، حرام است. در ماه رمضان، مسلمانان با خودداری از خوردن و آشامیدن، می کوشند با کنترل امیال نفسانی خود، تزکیه نفس را تمرین کنند. در روز عید فطر، مسلمانان به شکرانه موفقیت در یک ماه روزه داری، مقداری پول به نیازمند می دهند که «فطریه» نام دارد و فطریه هر نفر، ۳ کیلو گندم است.


۱. محدث قمی، هدایت الانام الی وقایع الایام، ص ۲۱.

۲. تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۳۴؛ المیزان، ج ۲، ص ۱۵.

۳. بقره: ۱۸۳.

۴. مسند احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۷.

فواید روزه داری

مطهره پیوسته

تقویت تقوا

نخستین فلسفه روزه، ایجاد و تقویت روحیه تقواگرایی و پرهیزکاری است. تقوا؛ یعنی پرهیز و احتیاط کاری های هشیارانه، بر اساس ایمان به خدا. ملاک پذیرفته شدن عبادت ها و اعمال حسنه ما در پیشگاه خداوند، تقواست، چنان که در قرآن آمده است: «إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ همانا خداوند، از پرهیزکاران می پذیرد». (مائده: ۲۷) همچنین، در آیه ای دیگر می خوانیم: «إِنّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکمْ؛ معیار برتری انسان ها بر یکدیگر، تقواست». (حجرات: ۱۳)

به فرموده امام صادق علیه السلام، «تقوا آب حیات بخشی است که از چشمه سار حکمت و آگاهی حقیقی می جوشد.»۱ روزه نیز یکی از راه های تقویت کننده تقواست. خداوند در قرآن می فرماید: «روزه برای شما مقرر گردید تا به تقوا دست یابید».۲

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به روزه روی آورید که عامل تضعیف سلطه شهوت و مایه تقویت تقواست».۳


۱. مصباح الشریعه، فصل تقوا.

۲. قتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص ۳۱۶؛ شفیعی مازندرانی، تزکیه النفس، ج ۱، بخش تقوا، ج ۲، ص ۲۹۷.

۳. مصباح الشریعه، مبحث روزه (صوم)؛ تزکیه النفس، ج ۳، بخش روزه).

تقویت صبر و پایداری

اضطراب و نگرانی، از عوامل شکست در برابر دشواری هاست. برای مقابله با این عوامل که ناراحتی روحی و روانی در پی دارد، مقاومت روحی شدیدی لازم است که در پرتو نماز و روزه به وجود می آید. نقل است هرگاه پیامبر دچار حزن و اندوه می شد، به نماز می ایستاد یا روزه می گرفت.۱ امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزه، اضطراب های درونی و تاریکی های دل را از بین می برد.»۲ در بیان آسمانی پروردگار نیز می خوانیم: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از صبر و نماز یاری بجویید!» (بقره: ۱۵۳) به عقیده مفسران، مراد از صبر در این آیه، روزه است.۳

همچنین، نقل است آنگاه که نوح پیامبر یاران خود را بر کشتی سوار می کرد، دستور داد روزه بگیرند؛ زیرا روزه، روح آدمی را تقویت می کند و به انسان تحمل حکیمانه می بخشد».۴

امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزه داری که در محضر جمعیت روزه خوار، بر غذا صبر می کند، اعضا و جوارح او خدا را تسبیح می کنند و فرشتگان خدا او را درود و سلام می فرستند و درود فرشتگان خدا برای او آمرزش و استغفار است».۵

۱. مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۳۰۳.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۱.

۳. نک: مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۳۰۳؛ فیض الغدیر، ج ۵، ص ۱۲۰.

۴. روضه المتقین، ج ۳، ص ۲۶.

۵. سفینه البحار، کلمه صوم.

تزکیه و بلندهمتی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «روزه، صورت شیطان را سیاه می کند و صدقه، کمرش را می شکند. دوستی در راه خدا و مبادرت به عمل صالح، دنباله و نسل شیطان را قطع می کند و از برای هر چیزی زکات است و زکات (تزکیه) بدن، روزه است».۱

رسول خدا صلی الله علیه و آله در کلامی دیگر می فرماید: «روزه ماه رمضان و سه روز در هر ماه، زنگار دل را از بین می برد.»۲ امام علی علیه السلام نیز فرموده است: «روزه، اضطراب و دلهره و زنگارهای دل را از بین می برد.»۳ در سخنی از امام رضا علیه السلام نیز می خوانیم: «راز وجوب روزه آن است که آدمی گرسنگی و تشنگی را بچشد و در پیشگاه خدا فروتن گردد، احساس نیاز کند و اجر خود را از خدا بخواهد، صبر پیشه سازد و با همت بر انجام همه این کارها در آخر، این نیاز، زمینه ساز توجه به نیازمندی های وی در قیامت شود».۴

۱. صدوق، امالی، ج ۱، ص ۵۹.

۲. راغب، مفردات، ماده صبر.

۳. رسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۱.

۴. صدوق، علل الشرایع، ص ۳۷۸، باب ۱۰۸.

تامین تندرستی

در اسلام، تندرستی و عافیت، ارزش و اهمیت بسیاری دارد و بر رعایت بهداشت تأکید فراوان شده است. روزه، امروزه به عنوان یکی از عوامل مهم تندرستی، توجه مجامع پزشکی جهان را به خود جلب کرده است و این، نتیجه رهنمود معروف رسول خداست که می فرمود: «صوموا تَصِحُّوا؛ روزه بگیرید، تا تندرست و سالم بمانید».۱

حضرت علی علیه السلام فرمود: «سه چیز عافیت می آورد و حافظه را قوی می سازد: مسواک زدن، روزه گرفتن و خواندن قرآن».۲

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز می فرماید: «هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن، روزه است.»۳ در کلامی دیگر از آن حضرت می خوانیم: «پرخوری، منشأ تمام دردها و ناراحتی هاست و دوری از پرخوری، عامل و سرچشمه تندرستی است».۴


۱. مجمع الزّوائد، ج ۵، ص ۳۲۴.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹۲.

۳. روضه المتقین، ج ۳، ص ۲۲۷.

۴. سفینه البحار، ماده بیت.

تجلی خلوص و رسیدن به تعالی

روزه، امری پنهانی و تقویت کننده خلوص آدمی است. امام خمینی رحمه الله در این باره می فرماید: «انسان باید تکلیف خود را عمل کند، اگر بخواهد خودنمایی نماید، از اول شکست خورده است۱… باید به آنچه تکلیفمان است، عمل کنیم.۲. .. مهم است که مقصد، مقصد واحد باشد؛ هر چند از راه های مختلف به آن برسیم.۳. .. پیامبر فرمود: «معیار و ملاک اعمال انسان، نیت وی است»؛۴ یعنی عملی ارزشمند است که از روی اخلاص انجام شده باشد و برترین تجلی اخلاص را می توان در تقویت روحیه روزه داری یافت.


۱. صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۲۱۹.

۲. همان، ص ۲۵۶.

۳. همان، ص ۱۷۷.

۴. همان، ج ۷، ص ۲۱۱.

پیامدهای جسمی و روحی روزه داری

شفابخشی جسم و توان بخشی جان؛

مؤثر در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان؛

مؤثر در تهذیب و تزکیه نفس؛

بازدارنده گناه، تقویت کننده اراده و صفای باطن.

پیامدهای گرسنگی روزه دار

موجب صفا و رقت قلب می شود.

ذهن انسان محکم و پویا می شود.

از عبادت لذت می برد.

ذکر خدا وی را خوش حال می کند.

به فقرا رحیم تر می شود.

مانع طغیان می گردد.

امکان عبادت بیشتر می شود.

شهوت ها را از بین می برد.

خواب را دور می کند.

ایثار و کم خرجی بیشتر می شود.

سبب تندرستی و دفع بیماری هاست.

فرد از کالبد انسانی فراتر می رود و از اعمال حیوانی، به روح عبادت پیوند می خورد.

رمضان، همت و تلاش

مطهره پیوسته

بیایید در این ماه، بکوشیم روزه داری مخلص باشیم تا سعادتمند شویم که علی علیه السلام می فرماید: «نشانه سعادتمندی، اخلاص در کار است».۱

تصمیم بگیریم در این رمضان، توشه ای نیک برگیریم که علی علیه السلام می فرماید: «توشه ای سودمندتر از کار نیک نیست».۲

بیایید در این رمضان، با همت و تلاش برای خدا و آخرت، رستگاری را از خدا طلب کنیم که علی علیه السلام فرمود: «نیل به رستگاری، در گرو کوشش برای آخرت است».۳

بیایید در این رمضان، با کار و تلاش، جهاد کنیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که برای تأمین معاش خانواده اش بکوشد، مانند مجاهد در راه خداست».۴

بکوشیم در این رمضان، با کار و همت خود، موقعیت اجتماعی خود را تثبیت کنیم؛ زیرا خداوند می فرماید: «برای انسان، بهره ای جز کار و کوشش او نیست». (نجم: ۳۹)

بیایید در این رمضان، از کم کاری و سستی دور شویم تا از غم و اندوه رهایی یابیم که علی علیه السلام فرمود: «کسی که در عمل کوتاهی کند، به غم و اندوه مبتلا می شود».۵

بکوشیم در این رمضان، با همت و تلاش عبادت کنیم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «عبادت هفتاد جزء دارد و بهترین آن طلب روزی حلال است».۶

بکوشیم در این رمضان، بزرگوار باشیم و با همت و کار بیشتر، بزرگوارتر شویم که حضرت علی علیه السلام می فرماید: «از جمله نشانه های بزرگواری انسان ها آن است که بیش از حد توان خود، برای خدا کار کنند».۷

بیایید در این رمضان، چنان کار کنیم که دستانمان از آتش دوزخ دور شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر دستان کارگر بوسه زد و تضمین داد که دستان کارگر از آتش دوزخ به دور است.۸


۱. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۳۲۳.

۲. همان، ج ۶، ص ۳۷۸.

۳. همان، ج ۴، ص ۳۹۴.

۴. فقه الرضا، ص ۲۰۸.

۵. نهج البلاغه، حکمت ۱۲۲.

۶. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۰۹.

۷. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ص ۱۹.

۸. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۶۹.

گفتار مجری

دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام دیدن هلال ماه مبارک رمضان

«پروردگارا! این ماه را بر ما نو گردان، به امن و امان و سلامت دین و اسلام و تن درستی شایان شکر و روزی فراخ و برطرف ساختن دردها و ناملایمات. پروردگارا! در این ماه روزه و قیام برای عبادت و تلاوت قرآن را روزی ما قرار ده و این ماه را برای ما سالم و تمام گردان و او را از ما سالم بدار و ما را در این ماه، سالم و تن درست فرما!»۱


۱. مفاتیح الجنان، ورودی ماه رمضان.

دعای امام سجاد علیه السلام هنگام حلول ماه رمضان

«سپاس خدایی را سزاست که ماه خود رمضان را، میان صیام و روزه و ماه اسلام و ماه تزکیه و ماه تصفیه و پاک کردن از گناهان هر ماه قیام و ایستادن برای نماز در شب ها یا به پا خاستن در احیای اسلام و جهاد در راه خدا را یکی از آن راه های احسان قرار داد. چنان ماهی که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالی که برای مردم راهنما از گمراهی و نشانه های آشکار رهبری و جداکننده میان حق و باطل است».۱


۱. صحیفه سجادیه، ترجمه: محمد رسولی، دعای ۴۴، ص ۳۰۱.

نام گذاری رمضان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به راستی که رمضان نامیده شد؛ زیرا گناهان را از بین می برد».۱

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «رمضان، رمضان نامیده شد؛ زیرا گناه را می سوزاند.۲. ..نگویید رمضان رفت یا آمد؛ زیرا رمضان نامی از اسماء خداست که نمی رود و نمی آید. رمضان، نام خداوند و ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده و خداوند، آن را مثل وعده و وعید قرار داده است».۳

۱. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۷۶.

۲. کنز العمال، ح ۲۳۶۸۸.

۳. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۳۲.

فلسفه روزه

امام رضا علیه السلام درباره فلسفه روزه فرمود: «اگر پرسیدند چرا روزه واجب شده است، پاسخ آن است که درد گرسنگی و تشنگی را بدانید و از این راه، به فقر و بی زاد و توشگی آخرت پی ببرید. از آنجا که روزه دار بر اثر گرسنگی پیش آمده، فروتنی می کند و نیاز نشان می دهد و مقاومت می کند، پس مستحق اجر است. [شما روزه داران،] با جلوگیری از طغیان شهوت های نفسانی، عبرت می گیرید و با تمرین، به انجام تکالیف الهی می رسید و برای جهان دیگر راهنمایی می گیرید و وقتی شدت مشکلات فقرا و بینوایان را درک کردید، به مساکین و تهیدستان، حق واجب را ادا می کنید».۱

حضرت زهرا علیها السلام نیز در این باره می فرماید: «خداوند، روزه را برای تثبیت اخلاص واجب کرد».۲


۱. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۹.

۲. همان، ص ۳۶۸.

پاداش روزه داری

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز درباره پاداش روزه نقل شده است: «خداوند هفت ویژگی را بر فرد روزه دار واجب می کند: حرام را از بدنش می زداید؛ او را به رحمت خدا نزدیک می کند؛ گناه و اشتباه پدرش و حضرت آدم را می پوشاند؛ سکرات مرگ را بر او آسان می کند؛ او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می دارد؛ به او برائت از آتش دوزخ را عطا می کند و بر او از نعمت های پاک بهشت می خوراند».۱

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «اگر بدانید در رمضان چه اموری برای شما تقدیر شده است، سپاس خود را برای خدا افزون می کنید».۲

«در نخستین شب از رمضان، درهای آسمان باز می شود و تا شب آخر بسته نمی شود».۳

«چون هلال ماه رمضان برآید، درهای دوزخ بسته و درهای بهشت باز می گردد و شیاطین در بند می شوند».۴

«به امت من در ماه رمضان، پنج چیز عطا شده که به امت هیچ پیامبری پیش از من داده نشده است؛ شب اول رمضان، خداوند به سوی بندگان نظر می کند و کسی که خدا به او نظر کرده است، تا ابد عذاب نمی شود؛ بوی بد دهان در شب زنده داری، خوش بوتر از مشک می شود؛ فرشتگان بر آنها (روزه داران) شب و روز استغفار می کنند؛ خداوند به بهشت خویش امر می کند استغفار کند و برای بندگانی که به زودی از سختی های دنیا رها می شوند و به کرامت می رسند، آراسته شود؛ هرگاه شب آخر فرا رسد، خداوند همه بندگان را می آمرزد».۵

امام رضا علیه السلام فرمود: «کارهای نیک در ماه رمضان، مقبول است و گناهان آمرزیده می شود. تلاوت یک آیه قرآن در این ماه، مانند یک ختم قرآن در غیر ماه رمضان است. شاد کردن دل برادر ایمانی در این ماه، موجب می شود فرد، در آخرت با شادمانی وارد بهشت شود و خداوند در آن روزی که همه پاها می لغزند، او را در عبور از پل صراط کمک می کند. آن که خشم و غضبش را نگاه دارد، خداوند نیز در قیامت خشم خود را از وی نگاه می دارد و اگر کسی بیچاره ای را دریابد، خداوند از فزع اکبر او را در امان می دارد و اگر کسی به ستمدیده ای یاری رساند، خدا در دنیا از شر دشمنان محفوظ و در قیامت، هنگام حساب و میزان، یاری اش می کند».۶

امام باقر علیه السلام می فرماید: «کسی که در ماه رمضان داخل شود و روزهایش را روزه بدارد و شب هایش را به دعا و نیایش سپری کند و نفس سرکش را از شهوت و زبانش را از محارم حفظ کند و چشمش را از حرام ببندد و آزارش را از مردم بازدارد، از گناه خارج می شود، مانند روزی که از مادر متولد شده است و هیچ گناهی ندارد».۷

حضرت علی علیه السلام: «پروردگارا! خیر و خوبی در این ماه را از تو می خواهم و نیز فتح و پیروزی [بر شیطان] و نورانیت و یاری [بر روزه داری] و برکت و طهارت و روزی این ماه را از تو می طلبم و از تو خیر آنچه را در این ماه و پس از آن است، درخواست می کنم و به تو پناه می آورم از شر و بدی آنچه در این ماه و آنچه پس از آن است. بار پروردگارا! این ماه را با امن و امان و ایمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و برکت و تقوا و توفیق یافتن به آنچه تو دوست داری و راضی می گردی، بر ما وارد گردان [تا از همه ویژگی های شایسته این ماه بهره مند شویم]».۸

(


۱. همان، ص ۳۶۹.

۲. همان، ص ۳۵۱.

۳. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۷۶.

۴. همان، ص ۱۷۹.

۵. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۴.

۶. وقایع الایام، ص ۱۲۹.

۷. امالی طوسی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۸. همان.

فضیلت و اهمیت ماه رمضان در آیینه کلام امامان معصوم علیهم السلام و بزرگان دین

سیده طاهره موسوی

رسول اکرم صلی الله علیه و آله، واسطه خیر و برکت برای ما مسلمونا، در خطبه ای درباره فضلیت ماه رمضان می فرماید: «ای مردم! به تحقیق، ماهی شما را فرا گرفت که در آن ماه، شبی است که بهتر از هزار ماه است و این ماه، ماه رمضان است. خداوند در این ماه، روزه را واجب کرده و پاداش قیام برای نماز مستحبی در شبی از این ماه را به اندازه نماز مستحبی هفتاد شب در غیر این ماه، قرار داده است».۱

از خدا می خوایم توفیق روزه گرفتن و نماز شب خواندن رو در این ماه پرخیر و برکت نصیبمون کنه!

حضرت علی علیه السلام فرموده است: «برشما باد به روزه ماه رمضان؛ زیرا روزه این ماه، سپر نگهدارنده از آتش دوزخ است».۲

سالکان طریق الی اللَّه، این ماه مبارک رو فرصتی استثنایی می دونستن و اون رو آغاز سال خودشون قرار می دادن. از ابن طاووس نقل شده است: «عده ای اول سالشان، اول فروردین است؛ مثل یک نوجوان که تلاش می کند، اول فروردین لباس نو در بر کند. درخت ها هم اول سالشان فروردین است که لباس های نو و تازه در بر می کنند. یک کشاورز، اول سالش، اول پاییز است که درآمد مزرعه را حساب می کند. تاجری که کارگاه تولیدی دارد هم، اول سالی را برای خود تعیین می کند، اما آنها که اهل سیر و سلوک اند، اول سالشان، ماه مبارک رمضان است و حساب ها را از ماه مبارک تا ماه مبارک بعدی بررسی می کنند».۳


۱. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۹.

۲. شیخ صدوق، امالی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۳. جوادی آملی، اسرار عبادات، ص ۳۰۶.

نام های ماه رمضان

سیده طاهره موسوی

تا حالا فکر کردید چرا به ماه رمضان، ماه خدا گفته می شه؟ درسته که همه هستی متعلق به خدای یگانه است، ولی برخی چیزها به دلیل عظمت و اهمیتی که دارن، به خدا نسبت داده می شوند، مثل خانه خدا، کتاب خدا و ماه خدا. پیامبر اسلام دراین باره می فرماید: «خداوند از میان آفریده هایش، برگزیده هایی دارد و ماه های برگزیده اش عبارتند از: رجب، شعبان و رمضان».

روزه داران! مؤمنین آماده! من ماه خدایم

ماه روزه، ماه قرآن، ماه تسبیح و دعایم

ماه حق، ماه نبی، ماه علی مرتضایم

ماه خیل انبیا و اتقیا و اوصیایم

تا رساند بر همه عالم پیامم را محمد صلی الله علیه و آله

خوانده از آغاز، «شهر الله» نامم را محمد صلی الله علیه و آله

غلامرضا سازگار

همون طور که می دونین، ماه رمضان ماه اسلام نامیده شده است، چون مؤمنان سعی می کنن در این ماه از پروردگارشون اطاعت کنن و هیچ کار نادرست و گناهی رو انجام ندهند و از سوی دیگر طبق فرمایش امام صادق علیه السلام یکی از پایه های اسلام روزه گرفتن است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «اسلام بر پنج پایه بنا گذاشته شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و در اسلام نسبت به چیزی در سطح ولایت صحبت نشده است».۱

یکی دیگر از نام های مبارک ماه رمضان شهر القیام یعنی ماه قیام است، توفیق قیام در ماه مبارک رمضان خواسته معصومین علیهم السلام است و شیعیان رو هم به چنین امری فراخواندند.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله هنگام ورود ماه رمضان می فرماید: «حمد و ستایش خدایی را سزاست که ما را به وسیله تو ای ماه مبارک گرامی داشت، بار خدایا ما را به روزه و قیام در این ماه، نیرومند و توانا بگردان».۲

همچنین امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «خدایا روزه داری در این ماه رسیدن به آرزوی قیام در این ماه را نصیب من بگردان».۳


۱. محجه البیضاء، ج ۲، ص ۱۲۲.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۹.

۳. کافی، ج ۴، ص ۷۶.

ماه رمضان، فرصتی برای جبران

سیده طاهره موسوی

ماه رمضان، ماه پرهیزکاریه. خدا تو این ماه، یه فرصت به همه ما می ده؛ به همه ماهایی که خودمون رو گم کردیم؛ ماهایی که پشت سر کسی غیبت کردیم یا به کسی تهمت ناروا زدیم. خدای بزرگ به همه ما آدما یه فرصت دوباره می ده، یه فرصت برا جبران همه اشتباه ها و گناهانمون، یه فرصت برا برگشتن دوباره به سمت خودش.

شایدم برای کسایی که از یاد خدا غافل بودن، این ماه فرصتیه برا آشتی دوباره با خدا.

خدایا! تو این ماه عزیز، با قلبی پر از اخلاص از تو می خوایم، هیچ وقت هیچ مسلمونی رو اسیر غفلت نکنی!

ماه رمضان پر از لحظه های زیباست، لحظه هایی که درک کردنی است، توصیف کردنی نیست. باید این لحظه های خوب و زیبا رو تجربه کرد تا به عظمت این ماه پی برد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «اگر بنده خدا می دانست که در ماه رمضان [چه برکتی وجود دارد]، دوست می داشت تمام سال، ماه رمضان باشد.»۱ ای کاش همه ما بتونیم عظمت این ماه عزیز رو درک کنیم!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، شب زنده داری می کنن و به عبادت خدا برمی خیزن و با محبوب راز و نیاز می کنن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، هر شب سحر از خواب بیدار می شن، وضو می گیرن و تا اذان صبح قرآن می خونن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، از هر کار بد و ناروایی پرهیز می کنن و در حد توان، به یاد و ذکر پروردگار مشغول می شن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، با گفتار و رفتارشون، به بندگان خدا محبت می ورزن و گره از کار بنده های خدا باز می کنن!

این ماه، ماه به دست آوردن ثواب و پاداشه. بیاید از همدیگه سبقت بگیریم و آخرتمون رو هرچه زیباتر بسازیم.


۱. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶.

خواسته ها و نیازهای روزه داران در ماه رمضان، برگرفته از فاهیم دعاهای ماه رمضان

درخواست بخشش

هم میهنان عزیز! بیایید در این ماه مبارک، اندیشه و احساساتمون رو پاک کنیم و به گناه آلوده نسازیم. ماه، ماه رحمت و آمرزش بندگان است. بیاید از خداوند بخوایم گناهانمون رو ببخشه و درهای توبه و بازگشت رو به رومون باز کنه!

مبادا این ماه سپری بشه و ما از لطف و بخشش پروردگارمون بی بهره باشیم.

«خداوندا! پناه می برم به جلال و عظمت ذات گرامیت که نگذرد از من ماه رمضان یا فجر طلوع کند در این شب و در نزد تو از من، گناه یا جرمی باشد که تو مرا بر آن عذاب کنی!»۱


۱. مفاتیح الجنان، دعای چهاردهم، اعمال شب های ماه رمضان، پس از دعای افتتاح، ص ۳۴۶.

درخواست زائر خانه دوست شدن

سیده طاهره موسوی

در این ماه مبارک، می تونیم توفیق زیارت خانه خدا و حرم پیامبر رو از خداوند درخواست کنیم.

در دعای هر شب ماه رمضان، این حاجت رو زمزمه می کنیم: «اللهم ارزقنی حجّ بیتک الحرام؛ خداوندا! حج خانه ات، بیت الحرام را روزی من گردان، در امسال و هر سال، مادامی که زنده ام».۱

همچنین، در دعای هر شب (پس از دعای افتتاح، دعای سیزدهم) می خوانیم: «…أن تَکتُبَنی مِن حُجّاج بَیتک الحرامِ المَبرورُ حَجُّهم؛ خدایا! از تو درخواست می کنم که بنویسی مرا از حاجیان خانه ات که حجشان نیکو و سعی شان مورد تقدیر است…».۲

شب های قدر، شب رقم خوردن سرنوشت و تقدیر انسان هاست. برای زائر خانه دوست شدن، در شب نوزدهم ماه رمضان نیز این گونه خداوند را می خوانیم: «اَللّهمَ اجْعَل فیما تَقْضی و تقدّرُ مِن الأمرِ المَحْتومِ…».۳

انشاءالله که همه مؤمنان، زائر خانه دوست شوند!


۱. همان، ص ۳۳۸.

۲. همان، ص ۳۴۶.

۳. همان، اعمال شب نوزدهم ماه رمضان، ص ۴۲۶.

درخواست شهید شدن در راه خدا

خدایا! از تو می خوایم لیاقت بهترین مرگ؛ یعنی شهید شدن در راه حق رو به ما عطا کنی.

در دعای دوازدهم از اعمال شب های ماه رمضان، پس از دعای افتتاح می خوانیم: «وَقَتْلاً فی سَبیلِک فَوِفِّق لَنا…؛ خدایا! برای کشته شدن در راهت، ما را موفق بدار!»۱.

۱. همان، ص ۳۴۵.

درخواست رهایی از آتش دوزخ

سیده طاهره موسوی

پروردگارا! تو این ماه عزیز، از تو می خوایم ما رو هدایت کنی و از آتش دوزخ نجاتمون بدی و به بهشت واردمون کنی!

در دعای پس از افتتاح می خوانیم: «وَ اِذا جَمَعْتَ الاَوّلینَ والآخرینَ یوْمَ الْقِیامَهِ فَارْحَمْنا و برائهً مِنَ النّار فَاکتُبْ لَنا وَ فی جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا و من ثمار مِنَ النّارِ فاکتُبْ لَنا وَ فی جَهنَّم فلا تَغُلَّنا…؛ آنگاه که همه در روز قیامت جمع شوند پس به ما رحم فرما و بیزاری از آتش دوزخ را برای ما بنویس و در دوزخ، ما را در غل و زنجیر مکن!»۱ در دعای پس از ابوحمزه ثمالی نیز (یا عُدَّتی فی شِدَّتی…) این درخواست مطرح می شود.


۱. همان، ص ۳۴۶.

دعای هر روز ماه رمضان و درخواست های دنیوی

هر روز ماه رمضان، پس از هر نماز، نیازها و خواسته های دنیوی مون رو با خدا مطرح می کنیم: خدایا! بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن! خدایا! هر فقیری رو بی نیاز گردان! خدایا! هر گرسنه ای رو سیر کن! خدایا! هر برهنه ای رو لباس بپوشان! خدایا! دِین هر مدیونی رو ادا بفرما. خدایا! دل هر غمگینی رو شاد کن! خدایا! هر غریبی رو به وطنش برگردون! خدایا! هر اسیری رو آزاد کن! خدایا! مفاسد امور مسلمانان رو اصلاح فرما! خدایا! هر بیماری رو شفا بده! خدایا! با بی نیازی خودت، ما رو بی نیاز کن و نذار فقیر بشیم! خدایا! بدی های حال ما رو به خوبی صفات خودت تغییر بده! خدایا! دین ما رو ادا بفرما و فقر ما رو به بی نیازی تبدیل کن! همانا که تو بر هر چیز توانایی!۱


۱. همان، ص ۲۹۰.

پیامد خواندن دعاها در ماه رمضان

در دعاهایی که تو این ماه می خونیم، با اوصاف خدا هر چه بیشتر و بهتر آشنا می شیم. دعای جوشن کبیر، سراسر، نام های پروردگار و اوصاف اوست. دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحرهای ماه رمضان «اللهُم إنّی اَسْئَلُک مِنْ بَهائِک…»۱ و «الهی لا تُؤدِّبنْی بِعُقُوبَتِک…»،۲ دعای هر روز و پس از هر نماز «یا علی یا عظیم…» و ده ها دعای دیگر، همه بیانگر اوصاف خداست و این دعاها، راه بهتر شناختن خداوند رو به ما می آموزه.

با خوندن دعاها در ماه رمضان، می تونیم خدمت اهل بیت علیهم السلام عرض ارادت کنیم و با یاد کردن پیوسته ایشان، عهد و پیوندمون رو با امامت و ولایت محکم تر سازیم. برای مثال، در دعای افتتاح، یکایک امامان معصوم علیهم السلام رو یاد می کنیم.

همون طور که می دونید، ماه رمضان، ماه نزول کتاب آسمانی قرآن است، به ویژه اینکه سوره قدر هم در شب قدر نازل شده است. در دعاهای گوناگونی که در این ماه می خونیم، نام قرآن آورده شده تا فراموش نکنیم که هر روز باید قرآن رو تلاوت و در آیاتش تدبر و تفکر کنیم و از رهنمودهای این کتاب بزرگ بهره ببریم. در دعای «یا علی یا عظیم» آمده است: «الّذی أنزلتَ فیهِ القرآن…. » در دعای قرآن بر سر گرفتن در شب های قدر نیز می خوانیم: «اَسْئَلُک بِکتابِک المُنْزَل فیه»۳ همچنین، در موارد دیگر به این حقیقت اشاره شده است.

امیدواریم این ماه، سرشار از خیر و برکت و رحمت و آمرزش برای همه شما همراهان گرامی باشه!


۱. همان، ص ۳۴۸.

۲. همان، ص ۳۵۱.

۳. همان، ص ۴۲۳.

منبع :اشارات – بهمن ماه ۱۳۸۸ ، شماره ۱۳۵ –

پیام های ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان

اشاره:

یکی از موضوعات قابل بحث در ماه مبارک رمضان، ادعیه روزانه این ماه است. هر یک از دعاهای این ماه حاوی چند پیام تربیتی است. در این مقاله از هر دعای روزانه، یک پیام گزینش شده و مطالبی جهت ارائه یک سخنرانی، به صورت مختصر و فشرده بیان شده است. مبلغان محترم می توانند مطالب مربوط به هر روز را با عنایت به دعای آن روز که در مفاتیح الجنان آمده است، براساس ذوق و سلیقه خود به عنوان یک سخنرانی ارائه کنند.

روز اول: هوشیاری

نشانه های غفلت

۱ – پند نگرفتن از حوادث دنیا: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اغفل الناس من لم یتعظ بتغیر الدنیا من حال الی حال (۱. ; غافلترین مردم کسی است که از دگرگونی های دنیا پند نگیرد.»

دلت گر که یک لحظه غافل نشیند

خدنگ بلا بر دل دل نشیند

سر شب سر قتل و تاراج داشت

سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت

۲ – بیهوده گذراندن عمر: قال علی علیه السلام: «کفی بالمرء غفله ان یضیع عمره فیما لا ینجیه (۲. ; تضییع عمر در راهی که موجب نجات انسان نمی شود، برای غفلت کفایت می کند.»

ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

۳ – سرگرمی (بی فکری.: قال لقمان لابنه: «للغافل ثلاث علامات: اللهو و السهو و النسیان; (۳. لقمان به فرزندش گفت: غافل سه نشانه دارد: سرگرمی، حواس پرتی، فراموشی.»

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

نتایج غفلت:

۱ – نادانی: قال علی علیه السلام: «من غفل جهل; (۴. غافل نادان است.»

۲ – قساوت قلب: قال الباقر علیه السلام: «ایاک والغفله ففیها تکون قساوه القلب; (۵. از غفلت بپرهیز، زیرا در آن قساوت قلب است.»

۳ – هلاکت: قال علی علیه السلام: «من طالت غفلته تعجلت هلکته; (۶. کسی که غفلتش طولانی شد، زود هلاک می شود.»

۴ – مردن قلب: قال علی علیه السلام: «من غلبت علیه الغفله مات قلبه; (۷. کسی که غفلت بر او غلبه کرد قلبش می میرد.»

۵ – از دست دادن بصیرت: قال علی علیه السلام: «دوام الغفله تعمی البصیره; (۸. ادامه غفلت بینش را کور می کند.»

۶ – خسران: قال علی علیه السلام: «من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر; (۹. کسی که نفس خویش را محاسبه کند، سود برد و آنکه از آن غفلت ورزد زیان بیند.»

عوامل غفلت

۱ – اموال و اولاد: قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله » (۱۰. ; «ای اهل ایمان! مبادا هرگز مال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کند.»

۲ – امکانات رفاهی: قرآن کریم می فرماید: «و لکن متعتهم و آبائهم حتی نسوا الذکر» (۱۱. ; «لکن تو این کافران و پدرانشان را متمتع به دنیا و نعمت های دنیا گردانیدی تا آنکه از فرط سرگرمی به دنیای فانی، ذکر و قرآن تو را فراموش کردند.»

۳ – فزونی طلبی: «الهکم التکاثر» (۱۲. ; «بفریفت شما را فزونی جستن.»

این نوبت توست دیگرت نوبت نیست

این فرصت توست دیگرت فرصت نیست

بر خاک مریز باوه هستی را

چون جام تهی شد دگرت مهلت نیست (۱۳.

روز دوم: قرآن

جایگاه قرآن

«لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله » (۱۴. ; «[ای رسول ]اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می کردیم مشاهده می کردی که کوه از ترس خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می گشت.»

برخی از ویژگی های قرآن

۱ – وسیله رحمت و هدایت: «هدی و رحمه للمؤمنین » (۱۵. ; «هدایت و رحمت برای مؤمنان است.»

۲ – رهبر: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «علیکم بالقرآن فاتخذوه اماما قائدا; (۱۶. بر شما باد به قرآن، آن را پیشوا و رهبر خویش قرار دهید.»

۳ – برترین گفتار: «الله نزل احسن الحدیث » (۱۷. ; «خداوند برترین گفتار را نازل کرد.»

۴ – شفای دردها: «ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه » (۱۸. ; «ما آنچه از قرآن می فرستیم شفای دل و رحمت است.»

۵ – جامعیت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله «من اراد علم الاولین و الاخرین فلیقرء القرآن; (۱۹. هر کس علم اولین و آخرین خواهد، قرآن بخواند.»

ملا صدرا در مقدمه تفسیر سوره مبارکه واقعه می فرماید: «بسیاری به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم ولی همین که چشم بصیرتم باز شد، خود را از علوم واقعی خالی دیدم، در آخر عمرم به فکر فرو رفتم که به سراغ تدبر در قرآن و روایات محمد و آل محمد بروم. من یقین کردم که کارم بی اساس بوده است. زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبر در قرآن کردم، در خانه وحی را کوبیدم درها باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می گویند: سلام علیکم طبتم فادخلواها خالدین. من که اکنون دست به نوشتن اسرار قرآن زده ام، اقرار می کنم که قرآن دریای عمیقی است که جز با لطف الهی امکان ورود در آن نیست ولی چه کنم عمرم رفت، بدنم ناتوان، قلبم شکسته، سرمایه ام کم، ابزار کارم ناقص و روحم کوچک است.» (۲۰.

مرحوم فیض کاشانی در رساله انصاف می فرماید: «من مدت ها در مطالعه مجادلات متکلمین فرو رفتم و کوشش ها کردم ولی همان بحث ها ابزار جهل من بود. مدت ها در راه فلسفه به تعلم و تفهم پرداختم و بلند پروازی هایی را در گفته هایشان دیدم، مدت ها در گفت و گوهای این و آن بودم، و کتاب و رساله ها نوشتم و گاهی میان سخنان فلاسفه و متصوفه و متکلمین جمع بندی می کردم و حرف ها را به هم پیوند می دادم، ولی در هیچ یک از علوم دوایی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم. بر خود ترسیدم و به سوی خدا فرار و انابه کردم، تا خداوند مرا از طریق تعمق در قرآن و حدیث هدایتم کرد.»

امام خمینی رحمه الله می فرماید: «و این جانب از روی جد; نه تعارف معمولی می گویم که از عمر به باد رفته خود تاسف دارم. شما ای فرزندان برومند اسلام! حوزه ها و دانشگاه ها را به شؤونات قرآن و ابعاد بسیار مختلف آن توجه دهید، تدریس قرآن را در هر رشته ای محط نظر و مقصد اعلی (نه در حاشیه. قرار دهید. مبادا خدای نخواسته در آخر عمر که ضعف و پیری بر شما هجوم کرد از کرده ها پشیمان و تاسف بر ایام جوانی بخورید همچون نویسنده.» (۲۱.

روز سوم: جهالت

برخی از نتایج جهل

۱ – انحراف عقیدتی: «یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه » (۲۲. ; «به خداوند گمان ناروا می برند، گمان جاهلیت.»

۲ – خودبزرگ بینی

۳ – خود محوری

۴ – تخطئه دیگران

۵ – گمراه دانستن دیگران

۶ – انکار و تکذیب

۷ – لجاجت

۸ – خودپسندی

قال علی علیه السلام: «ان الجاهل من عد نفسه بما جهل من معرفه العلم عالما و برایه مکتفیا و لمن خالفه مخطیا و لمن لم یعرف من الامور مضللا و اذا ورد علیه من الامر ما لا یعرفه انکره و کذبه و کان للحق منکرا و فی اللجاجه متجریا و عن طلب العلم متکبرا; (۲۳. نادان کسی است که خود را نسبت به نادانسته هایش دانا شمارد و نظر خود را کافی بداند، هر کس با وی مخالفت کند او را در اشتباه پندارد و ناآگاهان را گمراه کند، هرچه را نداند انکار و تکذیب کند، حقیقت را انکار نموده و در لجاجت جری باشد و در طلب دانش، خودپسندی کند.»

پند گفتن با جهول خوابناک

تخم افکندن بود بر شوره خاک

چاک حمق و جهل نپذیرد رفو

تخم حکمت کم دهش ای نیکخو

زانکه جاهل جهل را بنده بود

هر چه پندش می دهی او نشنود (۲۴.

روز چهارم: چشیدن حلاوت ذکر خدا

آثار یاد خدا

۱ – قوت روح: قال علی علیه السلام: «مداومه الذکر قوه الارواح; (۲۵. مداومت یاد خدا موجب قدرت جان هاست.»

۲ – زنده دلی: قال علی علیه السلام «فی الذکر حیاه القلوب.» (۲۶.

۳ – روشنی قلب: قال علی علیه السلام: «علیک بذکر الله فانه نور القلوب.» (۲۷.

۴ – اطمینان قلب: قال تعالی: « الا بذکر الله تطمئن القلوب.»

در مناجات الذاکرین می خوانیم:

«الهی لولا الواجب من قبول امرک لنزهتک من ذکری ایاک علی ان ذکری بقدری لا بقدرک … الهی فالهمنا ذکرک فی الخلا و الملا و اللیل و النهار و الاعلان و الاسرار و فی السراء و الضراء و انسنا بالذکر الخفی … استغفرک من کل لذه بغیر ذکرک; (۲۸.

خدایا اگر امر تو نبودی، من تو را منزه تر از آن می دانستم که ذکر تو کنم، چون ذکر من به قدر توان من است نه به قدر مقام تو … خدایا ذکرت را در خلوت و جلوت و شب و روز و در ظاهر و باطن و در حال خوشی و ناخوشی به ما الهام فرما و ما را به ذکر خفی مانوس کن … خدایا از هر لذتی غیر از لذت یاد تو طلب بخشش می کنم.»

روز پنجم: عبادت

قال تعالی: «یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم والذین من قبلکم لعلکم تتقون » (۲۹. ; «ای مردم، خدایی را بپرستید که آفریننده شما و مخلوقات قبل از شماست، باشد که پارسا و منزه شوید.»

گام اول در بندگی

امام رضا علیه السلام می فرماید: «اول عباده الله معرفته و اصل معرفه الله توحیده (۳۰. ; اولین گام بندگی، شناخت خدا و اصل شناخت او به توحید است.»

جایگاه عبادت

۱ – هدف خلقت: قال تعالی: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون » (۳۱. ; «جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه مرا بپرستند.»

۲ – رستگاری: قال علی علیه السلام: «العباده فوز; (۳۲. عبادت رستگاری است.»

۳ – نشانه عنایت خداوند: قال علی علیه السلام: «اذا احب الله عبدا الهمه حسن العباده; (۳۳. وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد خوب عبادت، کردن را به او می آموزد.»

۴ – بهترین وسیله تقرب به خدا: قال علی علیه السلام: «ما تقرب متقرب بمثل عباده الله; (۳۴. هیچ چیز مانند عبادت انسان را به خدا نزدیک نمی کند.»

شرایط عبادت

۱ – فهم دین: امام سجاد علیه السلام: «لا عباده الا بالتفقه; (۳۵. عبادتی کامل نیست مگر با فهم.»

۲ – آگاهی: قال علی علیه السلام: «لا خیر فی عباده لا علم فیها; (۳۶. عبادتی که با آگاهی همراه نباشد، خیری در آن نیست.»

۳ – حضور قلب: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اعبد الله کانک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک; (۳۷. خدا را آن گونه عبادت کن که گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.»

روز ششم: گناه

بعضی از گناهان

۱ – ترک واجبات: قال الصادق علیه السلام: «لا ینظر الله الی عبده و لا یزکیه لو ترک فریضه; (۳۸. بنده ای که یکی از واجبات را ترک کند، خداوند به او نظر رحمت نمی کند و او را پاک نمی کند.»

۲ – حرام خواری: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اذا وقعت اللقمه من حرام فی جوف العبد لعنه کل ملک فی السموات و الارض; (۳۹. هرگاه لقمه حرامی در شکم بنده قرار گیرد، ملائک آسمان و زمین او را لعنت می کنند.»

۳ – سحر: قال علی علیه السلام: «من تعلم شیئا من السحر قلیلا او کثیرا فقد کفر; (۴۰. هر کسی چیزی از سحر یاد بگیرد، زیاد باشد یا کم کافر شده است.»

۴ – کمک به ستمگران: قال الصادق علیه السلام: «من الکبائر معونه الظالمین و الرکون الیهم; (۴۱. کمک به ستمگران و میل به آن ها از گناهان کبیره است.»

کسی که نمی تواند ترک گناه کند چه کند؟

شخصی خدمت وجود مقدس حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام رسید و گفت: من مرد گناهکاری هستم که صبر از گناه ندارم، مرا موعظه کن.

حضرت فرمود: با پنج شرط هرچه می خواهی گناه بکن:

۱ – روزی خدا را نخور، هر چه می خواهی گناه کن: «لا تاکل رزق الله و اذنب ما شئت.»

۲ – جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن: «اطلب موضعا لا یراک الله و اذنب ما شئت.»

۳ – از ولایت خدا خارج شو و هر چه می خواهی گناه کن: «اخرج من ولایه الله و اذنب ما شئت.»

۴ – جان به عزرائیل نده و هر چه خواهی گناه کن: «اذا جاءک ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و اذنب ما شئت.»

۵ – به جهنم نرو و هر چه می خواهی گناه کن: «اذا ادخلک مالک النار فی النار فلا تدخل فی النار و اذنب ما شئت.» (۴۲.

وای بر حال کسی که آحادش بیش از اعشارش باشد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ان الله تعالی قال: الحسنه عشرا و ازید و السیئه واحده و اغفر فالویل لمن غلبت آحاده اعشاره; (۴۳.

خداوند ثواب را ده برابر و بیشتر از ده برابر پاداش می دهد اما کیفر گناه یکی بیش نیست، آن هم ممکن است بخشیده شود. پس وای به حال کسی که یکی های او از ده هایش بیشتر باشد.»

روز هفتم: نماز

وجوب نماز

قال تعالی: «ان الصلوه کانت علی المؤمنین کتابا موقوتا» (۴۴. ; «نماز برای اهل ایمان حکمی واجب و لازم است.»

اهمیت نماز

۱ – مقدم بر اعمال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اول ما ینظر فی عمل العبد فی یوم القیامه فی صلاته; (۴۵. اولین چیزی که روز قیامت در اعمال بنده مورد توجه قرار می گیرد، نماز اوست.»

۲ – وسیله تقرب: قال علی علیه السلام: «الصلوه قربان کل تقی; (۴۶. نماز وسیله تقرب هر پرهیزکاری است.»

۳ – بهترین اعمال: قال علی علیه السلام: «اوصیکم بالصلاه و حفظها فانها خیر العمل; (۴۷. شما را به نماز وحفظ آن سفارش می کنم، بدرستی که بهترین اعمال نماز است.»

۴ – سنگر مبارزه با شیطان: قال علی علیه السلام: «الصلاه حصن من سطوات الشیطان; (۴۸. نماز سنگری است برای در امان ماندن از نفوذ شیطان.»

۵ – مانع ضد ارزش ها:قال تعالی: «ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر» (۴۹. ; «نماز اهلش را از هر کار زشت باز می دارد.»

آثار ترک و سبک شمردن نماز

۱ – جهنمی شدن:قال تعالی: «فی جنات یتسائلون عن المجرمین ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین » (۵۰. ; «بهشتیان سؤال می کنند چه چیزی شما را جهنمی کرد؟ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.»

۲ – محرومیت از الطاف الهی: قال تعالی: «ویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون » (۵۱. ; «وای بر نمازگزارانی که دل از یاد خدا غافل دارند.»

۳ – دوری از رسول خدا صلی الله علیه و آله: پیامبر اکرم فرمود: «لیس منی من استخف بصلاته; (۵۲. کسی که نمازش را سبک بشمارد از من نیست.»

۴ – محرومیت از شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: پیامبر اکرم فرمود: «لا تنال شفاعتی غدا من اخر الصلاه المفروضه بعد وقتها; (۵۳. کسی که نماز واجب را از وقت آن به تاخیر اندازد، در قیامت شفاعت من به او نمی رسد.»

روز هشتم: یتیم نوازی و سیر کردن گرسنگان

قال علی علیه السلام: «الله الله فی الایتام فلا تغبوا فواههم و لایضیعوا بحضرتکم; (۵۴. خدا را خدا را درباره ایتام، نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع شود.»

آثار و نتایج سرپرستی ایتام

۱ – بهشت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من عال یتیما حتی یستغنی عنه اوجب الله عز و جل له بذلک الجنه; (۵۵. هر کس یتیمی را سرپرستی کند تا بی نیاز شود، خداوند بهشت را بر او واجب می کند.»

۲- همنشینی با پیامبر صلی الله علیه و آله: پیامبر اکرم فرمود: «انا و کافل الیتیم کهاتین فی الجنه; (۵۶. من و کسی که یتیمی را سرپرستی می کند، مانند این دو [انگشت] در بهشت کنار یکدیگر خواهیم بود.»

روز نهم: رحمت خداوند

گسترش رحمت خداوند

قال تعالی: «و رحمتی وسعت کل شی ء»; (۵۷. «رحمت من همه موجودات را فرا گرفته است.»

موجبات رحمت خداوند

۱ – احسان و نیکی:قال تعالی: «ان الله قریب من المحسنین » (۵۸. ; «البته رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است.»

۲ – ایمان و اعتقاد به خدا:قال تعالی: «فاما الذین آمنوا بالله واعتصموا به فسیدخلهم فی رحمه منه.» (۵۹.

۳ – یاد خدا: قال علی علیه السلام: بذکر الله تستنزل الرحمه; (۶۰. رحمت خداوند به واسطه ذکر او نازل می شود.»

۴ – عفو وگذشت: قال علی علیه السلام: «بالعفو تنزل الرحمه; (۶۱. رحمت به واسطه عفو و بخشش نازل می شود.»

۵ – اطاعت خدا و رسول:قال تعالی: «و اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون » (۶۲. ; «از خدا و رسول اطاعت کنید که مشمول حمت خدا شوید.»

۶ – اندیشه و تفکر: قال علی علیه السلام: «رحم الله امرءا تفکر فاعتبر.» (۶۳.

۷ – موعظه پذیری: قال علی علیه السلام: «رحم الله امرءا اتعظ (۶۴. ; انسان پندپذیر مشمول رحمت خداست.»

۸ – استغفار: قال تعالی: «لولا تستغفرون الله لعلکم ترحمون » (۶۵. ; «چرا از کردار زشت استغفار بدرگاه خدا نمی کنید تا شاید مشمول رحمت خدا شوید.»

۹ – ترحم بر ضعفا: قال علی علیه السلام: «رحمه الضعفاء تستنزل الرحمه; (۶۶. ترحم بر ضعیفان موجب نزول رحمت خداست.»

۱۰ – مراقبه: قال علی علیه السلام: «رحم الله عبدا راقب ذنبه و خاف ربه; (۶۷. خداوند رحمت کند کسی را که گناهانش مد نظرش باشد و از خدا بترسد.»

روز دهم: سعادت

تعریف سعادت

قال الصادق علیه السلام: «السعاده سبب خیر تمسک به السعید فیجره الی النجاه (۶۸. ; سعادت وسیله خیری است که سعادتمند به کمک آن به رستگاری رهنمون می شود.»

سعادتمند کیست؟

۱ – مخلص: قال علی علیه السلام: «السعید من اخلص الطاعه (۶۹. ; سعادتمند کسی است که طاعتش را برای خداوند خالص گرداند. »

۲ – پیروان علی علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «یا علی ان السعید، کل السعید، حق السعید من اطاعک و تولاک من بعدی (۷۰. ; یا علی! سعادتمند کامل و حقیقی کسی است که بعد از من، از تو اطاعت کند و پس از من ولایت تو را بپذیرد.»

۳ – اهل محاسبه: قال علی علیه السلام: «من حاسب نفسه سعد (۷۱. ; کسی که به محاسبه نفس بپردازد، سعادتمند می شود.»

۴ – همنشین علما: قال علی علیه السلام: «جالس العلماء تسعد (۷۲. ; با دانشمندان همنشین باش تا سعادتمند شوی.»

۵ – فرزند صالح داشتن: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من سعاده الرجل الولد الصالح (۷۳. ; فرزند صالح از سعادت انسان است. »

روز یازدهم: توفیق احسان

احسان چیست؟

۱ – سرشت نیکان: قال علی علیه السلام: «الاحسان عزیزه الاخیار; (۷۴. احسان سرشت نیکوکاران است.»

۲ – زینت علم: قال علی علیه السلام: «زینه العلم الاحسان; (۷۵. احسان زینت علم است.»

۳ – اوج ایمان: قال علی علیه السلام: «راس الایمان الاحسان; (۷۶. احسان راس ایمان است.»

آثار و نتایج احسان

۱ – عنایت خداوند:قال تعالی: «ان الله لمع المحسنین » (۷۷. ; «خداوند با نیکوکاران است.»

۲ – محبت الهی:قال تعالی: «احسنوا ان الله یحب المحسنین » (۷۸. ; «نیکی کنید بدرستی که خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»

۳ – بذر دوستی: قال علی علیه السلام: «الاحسان الی المسیئ یستصلح العدو (۷۹. ; نیکی به بد رفتار، دشمن را اصلاح می کند.»

۴ – هدایت:قال تعالی: «تلک آیات الکتاب هدی و رحمه للمحسنین » (۸۰. ; «این است آیات کتاب [خدای حکیم] که رحمت و هدایت است برای نیکوکاران.»

۵ – رحمت الهی:قال تعالی: «ان رحمت الله قریب من المحسنین » (۸۱. ; «البته رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است.»

۶ – رفعت و بزرگی: قال علی علیه السلام: «مع الاحسان تکون الرفعه; (۸۲. بلندی مرتبه و مقام به وسیله نیکوکاری به دست می آید.»

۷ – عاقبت به خیری: قال علی علیه السلام: «من احسن الی الناس حسنت عواقبه; (۸۳. هر کس به مردم نیکی کند، عاقبت به خیر خواهد شد.»

روز دوازدهم: عفاف

فضیلت عفاف

۱ – برترین عبادت: قال الصادق علیه السلام: «افضل العباده العفاف (۸۴. ; بهترین عبادت پاکدامنی است.»

۲ – مقام ملک: قال علی علیه السلام: «ما المجاهد فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف کاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه; (۸۵. مجاهد در راه خدا پاداشش بیشتر از کسی نیست که در حالی که امکانات گناه دارد، پاکدامنی می کند. ای بسا پاکدامنی که ملکی از ملائک بوده باشد.»

۳ – اساس نیکی ها: قال علی علیه السلام: «العفه راس کل خیر (۸۶. ; پاکدامنی در راس تمام نیکی هاست.»

۴ – زکات زیبایی: قال علی علیه السلام: «زکاه الجمال العفاف (۸۷. ; زکات زیبایی پاکدامنی است.»

موجبات عفاف

۱ – رضایت به کفاف: قال علی علیه السلام: «الرضا بالکفاف یؤدی الی العفاف (۸۸. ; راضی بودن به آنچه کفایت کند، موجب پاکدامنی می شود.»

۲ – غیرت: قال علی علیه السلام: «قدر الرجل علی قدر همته و عفته علی قدر غیرته (۸۹. ; شخصیت مرد به اندازه همت او و پاکدامنی او به اندازه غیرت اوست.»

۳ – قناعت: قال علی علیه السلام: «اصل العفاف القناعه (۹۰. ; اصل عفت، قناعت است.»

۴ – عقل: قال علی علیه السلام: «من عقل عف (۹۱. ; عاقل پاکدامن است.»

روز سیزدهم: تقوی

تقوی چیست؟

از امام صادق علیه السلام در مورد تفسیر تقوی سؤال شد، حضرت فرمود: «ان لا یفقدک الله حیث امرک و لا یراک حیث نهاک; (۹۲. تقوی آن است که خداوند تو را در جایی که امر فرموده غایب و در جایی که نهی فرموده حاضر نبیند.»

آثار و نتایج تقوی

۱ – نزول رحمت:قال تعالی: «و لو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض » (۹۳. ; «چنان که مردم آبادی ها همه ایمان و تقوا داشتند، درهای رحمت آسمان و زمین را برای آن ها می گشودیم.»

۲ – خیر دنیا و آخرت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من رزق التقی رزق خیر الدنیا والاخره; (۹۴. هر کس را تقوا روزی شود خیر دنیا و آخرت نصیبش شده است.»

۳ – کرامت:قال تعالی: «ان اکرمکم عندالله اتقیکم » (۹۵. ; «گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.»

۴ – داروی امراض روحی: قال علی علیه السلام: «ان تقوی الله دواء قلوبکم (۹۶. ; تقوا دوای دردهای روحی شماست.»

۵ – قبولی اعمال:قال تعالی: «انما یتقبل الله من المتقین » (۹۷. ; «خداوند اعمال را از متقین می پذیرد.»

۶ – عزت: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من اراد ان یکون اعز الناس فلیتق الله (۹۸. ; هر کس می خواهد عزیزترین مردم باشد، تقوا پیشه کند.»

روز چهاردهم: امتحانات الهی

زندگی برای هیچ کس به یک منوال نیست. گاهی انسان در غم و اندوه و بلا بسر می برد وزمانی در رفاه و آسایش و هیچ کس را پیدا نمی کنیم که در تمام دوران عمرش همواره مبتلا و یا همیشه در خوشی و راحتی باشد. اما هیچ یک از بلا یا خوشی نشانه بدی یا خوبی صاحب آن نیست، بلکه گاهی آسایش بیش از حد ریشه در استدراج دارد و گرفتاری نشانه لطف خداوند است برای کسب مقامات بالاتر.

آنچه مسلم است این است که در نظام طبیعت بدون آزمون و گرفتاری نمی توان به مراتب افراد واقف شد و اغلب افراد قبل از آزمایش خود را از موفق ترین افراد می دانند. پس وجود بلاها و ابتلائات برای شناخت درجات انسانی افراد ضروری است و اگر انسان به حال خود گذاشته شود حب نفس او را وادار به خودپسندی و طغیان خواهد کرد. خداوند می فرماید:«ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا» (۹۹. ; «اگر خداوند سفره روزی بندگان را بگستراند، طغیان خواهند کرد.»

اما بلاها و امتحانات الهی گاهی کیفری اند و گاهی درجه ای و ضمنا گاهی فردی اند و زمانی جمعی وگروهی. تصویر تقسیم مذکور چنین است:

بلاها

۱ – فردی

الف: کیفری: مثل از پا در آمدن نمرود توسط پشه

ب: درجه ای: «و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن »

۲ – اجتماعی

الف: کیفری: مثل طوفان نوح

ب: درجه ای: مثل جریان شعب ابی طالب

اگر بلا درجه ای باشد، باید به استقبالش رفت چون ناز پرورده تنعم نبرد راه به جایی.

چنانکه گوشت خام به آتش پخته شود و تا پخته نشود شایسته خوان ملوک نگردد، آدمی هم خام است و جز به آتش مصائب و بلیات پخته نشود و تا پخته نشود شایسته بساط ملک الملوک جل جلاله نشود.

این بلای دوست تطهیر شماست

علم او بالای تدبیر شماست

پوست از دارو بلاکش می شود

چون ادیم (۱۰۰. طایفی خوش می شود

× × ×

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

× × ×

اما اگر بلا، کیفری باشد، باید با توبه و استعانت از خداوند، زمینه های وقوع آن را ازبین برد. و این جاست که می گوئیم: «اللهم اغفرلی الذنوب اللتی تنزل البلاء.» (۱۰۱.

روز پانزدهم: شرح صدر

حضرت موسی علیه السلام فرمود: «رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.» (۱۰۲. خداوند در اکثر نعماتی که به پیامبرش می دهد منت نمی گذارد اما در مورد نعمت شرح صدر به پیامبر منت می گذارد و می فرماید: «الم نشرح لک صدرک.» (۱۰۳.

موجبات شرح صدر

۱ – انس با قرآن: «اللهم نور بکتابک بصری واشرح به صدری; (۱۰۴. خدایا چشمان مرا به وسیله کتاب خود نورانی کن و سینه ام را فراخی ده.»

۲ – اراده الهی: قال تعالی: «فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام »; (۱۰۵. «پس هر که خدا هدایت او را خواهد، قلبش را به نور اسلام روشن و وسیع می کند.»

روز شانزدهم: ابرار و اشرار

ویژگی های ابرار

۱ – صاحب بهترین ها: قال تعالی: «و ما عندالله خیر للابرار» (۱۰۶. ; «آنچه نزد خداست برای نیکان از هرچیز بهتر است.»

۲ – غرق نعمت ها: قال تعالی: «ان الابرار لفی نعیم » (۱۰۷. ; «محققا نیکوکاران درون نعمت ها متنعم اند.»

ویژگی های اشرار

۱ – پیشوایان گمراه و گمراه کننده: قال علی علیه السلام: «ان شر الناس عندالله امام جائر ضل و ضل به (۱۰۸. ; بدترین مردم، پیشوایان گمراه و گمراه کننده اند.»

و نیز آن امام بزرگوار موارد زیر را از اشرار شمردند:

۲ – «من لا یقبل العذر; کسی که عذر را نمی پذیرد.»

۳ – «من لایبالی ان یراه الناس مسیئا; کسی که ابا ندارد که مردم او را گناهکار ببینند.»

۴ – «العلماء اذا فسدوا; عالمان، زمانی که فساد کنند.»

۵ – «المشاؤون بالنمیمه; سخن چینان.»

۶ – «المفرقون بین الاحبه; کسانی که بین دوستان تفرقه می اندازند.»

روز هفدهم: توفیق عمل صالح

بهترین اعمال

۱ – «افضل الاعمال احمزها; (۱۰۹. بهترین اعمال مشکل ترین آن هاست.»

۲ – «افضل الاعمال ما اکرهت علیه نفسک; (۱۱۰. بهترین اعمال چیزی است که انجام آن برایت ناگوار است.»

۳ – «افضل الاعمال ما ارید به وجه الله; (۱۱۱. بهترین اعمال عملی است که برای خدا باشد.»

۴ – «افضل العمل ادومه و ان قل; (۱۱۲. بهترین اعمال آنست که دوام داشته باشد ولو کم باشد.»

۵ – «اطعام الطعام افضل الاعمال; (۱۱۳. اطعام کردن بهترین عمل است.»

آثار عمل صالح

۱ – رستگاری: «فاما من تاب و آمن و عمل صالحا فعسی ان یکون من المفلحین » (۱۱۴. ; «پس هر کس به درگاه خدا توبه کند و عمل صالح انجام دهد امید است از رستگاران باشد.»

۲ – حیات طیبه: «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه » (۱۱۵. ; «هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا انجام دهد، ما او را در زندگی سعادتمندانه زنده می گردانیم.»

۳ – شعار مؤمن: «قال علی علیه السلام: «العمل شعار المؤمن (۱۱۶. ; عمل شعار (نشانه. مؤمن است.»

روز هیجدهم: برکات ماه مبارک رمضان

معنای رمضان

رسول اکرم فرمودند: «انما سمی رمضان لانه یرمض الذنوب (۱۱۷. ; به درستی که علت نامگذاری ماه مبارک رمضان به این نام این است که گناهان را می سوزاند.»

ویژگی های ماه مبارک رمضان

۱ – برترین ماه ها

۲ – برترین روزها

۳ – والاترین شب ها

۴ – برترین ساعات

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله… شهر هو افضل الشهور عندالله و ایامه افضل الایام و لیالیه افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات (۱۱۸. ; ای مردم ماه خدا به سوی شما رو آورده است…. ماهی که در نزد خدا بهترین ماه ها است و روزهای آن بهترین روزها و شب هایش بهترین شب ها و ساعت هایش بهترین ساعت هاست.»

برکات ماه مبارک رمضان

۱ – غفران الهی: «من ادرک شهر رمضان فلم یغفر له فابعده الله (۱۱۹. ; کسی که ماه رمضان را درک کند و خدا او را نبخشد، از حمت خدا دور است.»

۲ – استجابت دعا: «دعائکم فیه مقبول (۱۲۰. ; دعای شما در این ماه مستجاب است.»

۳ – بسته شدن درهای جهنم: «تغلق فیه ابواب النیران و یفتح فیه ابواب الجنان (۱۲۱. ; در این ماه درهای جهنم بسته و درهای هشت باز می شود.»

۴ – ایمنی از مکر شیاطین: «قد وکل الله بکل شیطان مرید سبعه من الملائکه فلیس بمحلول حتی ینقضی شهرکم هذا (۱۲۲. ; خداوند بر هر شیطانی که قصد شما بکند هفتاد ملک می گمارد. او را توان نفوذ در شما نیست تا ماه مبارک رمضان تمام شود.»

۵ – قبول شدن اعمال: «عملکم فیه مقبول (۱۲۳. ; عمل شما در این ماه مورد قبول است.»

۶ – نفس ها تسبیح است: «انفاسکم فیه تسبیح (۱۲۴. ; نفس کشیدن های شما در آن ماه تسبیح است.»

۷ – خواب عبادت است: «نومکم فیه عباده (۱۲۵. ; خواب شما در این ماه عبادت است.»

روز نوزدهم: هدایت به سوی خیرات

اقسام هدایت

۱ – تکوینی:«ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی » (۱۲۶. ; «خدای ما آن کسی است که به همه موجودات عالم، وجود بخشید و سپس به راه کمالشان هدایت کرد.»

۲ – تشریعی:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» (۱۲۷. ; «ما به حقیقت راه را به انسان نشان دادیم خواه هدایت پذیرد یا کفران نعمت کند.»

شایستگان هدایت

۱ – مؤمن:«من یؤمن بالله یهد قلبه » (۱۲۸. ; «کسی که به خدا ایمان بیاورد خدا او را هدایت می کند.»

۲ – توبه کننده: «یهدی الیه من اناب » (۱۲۹. ; «هر کس به سوی خدا باز گردد خدا او را هدایت می کند.»

۳ – مستمسکین به خداوند: «من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم » (۱۳۰. ; «هر کس به دین خدا متمسک شود، به راه راست هدایت یافته است.»

۴ – مجاهدین: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (۱۳۱. ; «آن ها که در راه ما کوشش کنند محققا آن ها را به راه خویش هدایت می کنیم.»

۵ – اهل تقوی: قال علی علیه السلام: «هدی من اشعر قلبه بالتقوی » (۱۳۲. ; آنکه قلبش تقوی را درک کرد، هدایت یافت.»

۶ – صابران: قال علی علیه السلام: « هدی من ادرع لباس الصبر والیقین (۱۳۳. ; هدایت یافت آنکه لباس صبر و یقین پوشید.»

۷ – مخلصین: قال علی علیه السلام: «هدی من اخلص الایمان (۱۳۴. ; آنکه ایمان خود را خالص نمود هدایت یافت.»

۸ – عالمان: قال علی علیه السلام: «من علم اهتدی (۱۳۵. ; آنکه عالم شد هدایت شد.»

بهترین وسیله هدایت

۱ – قرآن: قال تعالی: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم » (۱۳۶. ; همانا این قرآن خلق را به استوارترین راه هدایت می کند.»

۲ – اهل بیت پیامبر: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «انی تارک فیکم الثقلین ما ان اخذتم به لن تضلوا; کتاب الله و عترتی (۱۳۷. ; من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت می گذارم، تا وقتی که پیرو آن ها باشید هرگز گمراه نخواهید شد; قرآن و اهل بیتم.»

روز بیستم: توفیق تلاوت قرآن

آثار تلاوت قرآن

۱ – بهره مندی از پاداش های الهی: «ان الذین یتلون کتاب الله … یرجون تجاره لن تبور» (۱۳۸. ; «آنان که کتاب خدا را تلاوت می کنند امید تجارتی دارند که زیان و زوال ندارد.»

۲ – شکوفایی ایمان: قال علی علیه السلام: «لقاح الایمان تلاوه القرآن (۱۳۹. ; شکوفایی ایمان با قرآن خواندن است.»

۳ – همنشین تنهایی: قال علی علیه السلام: «من انس بتلاوه القرآن لم توحشه مفارقه الاخوان; (۱۴۰. هر که به تلاوت قرآن انس بگیرد، جدایی از دوستان، او را به وحشت نمی اندازد.»

× × ×

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

آداب تلاوت قرآن

۱ – پاکی و نظافت دهان: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «طیبوا افواهکم فان افواهکم طریق القرآن (۱۴۱. ; دهان های خود را پاکیزه نگه دارید، زیرا دهان های شما راه قرآن است.»

توضیح: مراد از پاکی، پاکی ظاهری و باطنی است; یعنی هم مسواک زدن و هم پرهیز از گناهان زبانی مانند غیبت و دروغ و … .

۲ – استعاذه: قال تعالی: «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم » (۱۴۲. ; «[ای پیامبر!] هنگام قرائت قرآن از وسوسه شیطان به خداوند پناه ببر.»

۳ – ترتیل: قال تعالی: «و رتل القرآن ترتیلا» (۱۴۳. ; «قرآن را شمرده شمرده بخوان.»

۴ – تدبر: قال تعالی: «ا فلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» (۱۴۴. ; «آیا به آیات قرآن نمی اندیشند؟ یا [مگر] بر دل هایشان قفل ها نهاده شده است؟»

۵ – خشوع: قال تعالی: «الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله » (۱۴۵. ; «آیا نوبت آن نرسیده که گرویدگان دل هایشان به یاد خدا خاشع گردد؟»

عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد

که دار الملک ایمان را مجرد بینداز غوغا

۶ – صدای خوش: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «حسنوا القرآن باصواتکم (۱۴۶. ; «قرآن را با صدای خوش بخوانید.»

روز بیست و یکم: ایمنی از شر شیطان

شیطان و انسان

قال تعالی: «ان الشیطان للانسان عدو مبین » (۱۴۷. ; «بدرستی که شیطان برای انسان دشمن آشکاری است.»

کسانی که از شر شیطان مصونند

۱ – مخلصین: قال تعالی: «قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین » (۱۴۸. ; «شیطان می گوید: به عزت و جلالت که همه آن ها را فریب دهم جز مخلصین را.»

توضیح: مخلص کسی است که در صدد اخلاص خود است و سعی دارد اعمالش خالصانه باشد و مخلص کسی است که با اعمال خالصانه به مقامی می رسد که خداوند او را برای خودش خالص می گرداند.

۲ – مؤمنین: قال تعالی: «انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا» (۱۴۹. ; «به درستی که شیطان بر مؤمنین (واقعی. تسلطی ندارد.»

۳ – فرد با انصاف

۴ – کسی که در مصائب، جزع و ناله نکند.

۵ – راضی به قسمت الهی

امام صادق علیه السلام فرمود: «قال ابلیس: خمسه لیس فیهن حیله و سائر الناس فی قبضتی … و من رضی لاخیه المؤمن ما یرضاه لنفسه و من لم یجزع علی المصیبه حتی تصیبه و من رضی بما قسم الله له ولم یهتم لرزقه (۱۵۰. ; ابلیس گفت: مرا به پنج کس راه نفوذ نیست و بقیه مردم در دست من هستند … [و از جمله آن هاست ]کسی که آنچه بر خود می پسندد برای برادرش بپسندد، کسی که در مصائب جزع و ناله نکند و صبر نماید، کسی که به قسمت خدا راضی باشد و غم روزی نخورد.»

روز بیست و دوم: توفیق

توفیق از نظر علی علیه السلام

۱ – راهنما: «لا قائد کالتوفیق (۱۵۱. ; راهنما و جلوداری چون توفیق نیست.»

۲ – عنایت خداوند: «التوفیق عنایته (۱۵۲. ; توفیق عنایت الهی است.»

۳ – رحمت الهی: «التوفیق رحمته; توفیق رحمت خداوند است.»

۴ – جذبه خداوند:«التوفیق من جذبات الرب; توفیق از جاذبه های پروردگار است.»

۵ – قله رستگاری:«التوفیق راس النجاح; توفیق اوج موفقیت و رستگاری است.»

۶ – برترین نعمت:«لا نعمه اجل من التوفیق; نعمتی بالاتر از توفیق نیست.»

موجبات توفیق از دیدگاه علی علیه السلام

۱ – طلب از خداوند: «من استنصح الله وفق (۱۵۳. ; آنکه از خدا طلب خیر کند توفیق یافته است.»

۲ – دینداری: «کما ان الجسم و الظل لایفترقان کذلک التوفیق والدین لایفترقان (۱۵۴. ; همان گونه که جسم و سایه جدایی ناپذیرند، توفیق و دین نیز جدایی پذیر نیستند.»

چو توفیق الهی شد رفیقت

هدایت می کند در هر طریقت

روز بیست و سوم: موفقیت در امتحان الهی

برخی از امتحانات

۱ – ترس

۲ – گرسنگی

۳ – ضرر مالی

۴ – ضرر جانی

۵ – آفات زراعت

۶ – خیر و شر

قال تعالی: «و لنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات » (۱۵۵. ; «البته شما را به سختی هایی چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازمائیم.»

و قال تعالی: «و نبلوکم بالشر و الخیر» (۱۵۶. ; «شما را با بدی و نیکی می آزمائیم.»

هدف از امتحان الهی

۱ – تصفیه قلوب: «و لیبتلی الله ما فی صدورکم و لیمحص ما فی قلوبکم » (۱۵۷. ; «تا خدا آنچه در سینه پنهان دارید بیازماید و هرچه در دل دارید پاک و خالص گرداند.»

۲ – تصفیه نفوس: «ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب » (۱۵۸. ; «خداوند هرگز مؤمنان را بدین حال کنونی وانگذارد تا آنکه بدسرشت را از پاک گوهر جدا کند.»

۳ – شناخت مجاهدین: «و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین » (۱۵۹. ; «شما را امتحان می کنیم تا مجاهدین شناخته شوند.»

۴ – نیکوکاران: «الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا» (۱۶۰. ; «خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید تا شما بندگان را بیازماید که کدامیک از شما نیکوکارتر است.»

نخست شرط ولی ابتلای او به بلایاست

بلا همیشه بدو مایل است و او متمایل

روز بیست وچهارم: رضای خداوند

موجبات رضایت الهی

۱ – زیاد استغفار کردن

۲ – فروتنی

افتادگی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

تا یک سر موی از تو هستی باقی است

آئین دکان بت پرستی باقی است

۳ – زیاد صدقه دادن

قال علی علیه السلام: «ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله: کثره الاستغفار و خفض الجانب و کثره الصدقه (۱۶۱. ; سه چیز موجب رضای الهی می شود: زیاد استغفار کردن، فروتنی و زیاد صدقه دادن.»

۴ – عدم تن پروری: قال علی علیه السلام: «من اسخط بدنه ارضی ربه (۱۶۲. ; هر کس در راه بندگی بدنش را به سختی اندازد، خدا را راضی کرده است.»

× × × × ×

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

× × × × ×

خواهی که خدا کار نکو با تو کند

ارواح ملائک همه رو با تو کند

یا هرچه رضای او در آنست بکن

یا راضی شو هر آنچه او با تو کند

روز بیست و پنجم: دوستی و دشمنی

تمام نظام خلقت بر پایه جاذبه و دافعه است. اگر جاذبه مولکولی نباشد، هیچ جمادی در خارج وجود پیدا نخواهد کرد.

اگر قانون جذب و دفع در نباتات نباشد، گیاهان در تنفس (گرفتن اکسیژن و پس دادن گاز کربنیک. دچار اختلال خواهند شد.

اگر قانون جاذبه و دافعه در بین حیوانات نبود، هیچ حیوانی به بچه اش شیر نمی داد و حیوانات از دشمنان خود پرهیز نمی کردند.

اگر قانون جذب و دفع عمومیت نداشته باشد، خوبی، بدی، کیفر، پاداش و بهشت و جهنم و بالاخره خلقت عالم عبث است.

انسان موجودی است متحرک و حرکت او نتیجه تعلق اوست، پس به هرچه تعلق داشته باشیم نسبت به آن جاذبه خواهیم داشت و عقلا از ضد آن گریزان خواهیم بود، لذا یاوران پیامبر اکرم در قرآن کریم با این صفت بارز توصیف شده اند: «اشداء علی الکفار رحماء بینهم » (۱۶۳. ; «[یاران پیامبر] بر کافران سخت گیر و با خودشان مهربانند.»

و در زیارت عاشورا می خوانیم: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم »

محبت اهل بیت علیهم السلام

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «لا یؤمن احدکم حتی اکون احب الیه من نفسه و یکون عترتی احب الیه من عترته و یکون اهلی احب الیه من اهله و یکون ذاتی احب الیه من ذاته (۱۶۴. ; کسی از شما مؤمن نیست مگر اینکه مرا بیش از خود دوست بدارد و خانواده من نزد او محبوبتر از خانواده خودش باشد و اقوام مرا از اقوام خودش بیشتر دوست بدارد و خود من محبوبتر از خود او باشم.»

روز بیست و ششم: پوشیدن عیوب

در آتشم بیفکن و نام گنه مبر

کآتش به گرمی عرق انفعال نیست

یکی از صفات خداوند، ستار بودن است و کسی که بخواهد از صفت ستاریت خداوند بهره ببرد باید خود عیب پوش دیگران باشد.

همیشه تا بتوانی بپوش عیب کسان

به آن دلیل که دانای عیب ستار است

قال علی علیه السلام: «فاستر العوره ما استطعت یستر الله منک ما تحب ستره من رعیتک (۱۶۵. ; زشتی های مردم را حتی الامکان مستور بدار همانگونه که دوست می داری که خدا عیوب تو را از چشم مردم مستور بدارد.»

تجسس گری شرط این کوی نیست

در این پرده جز خامشی روی نیست

به پوشیدن ستر درویش کوش

که ستر خدایت بود پرده پوش

× × × × ×

در گفتن عیب دگران بسته زبان باش

با خوبی خود عیب نمای دگران باش

روز بیست و هفتم: درک لیله القدر

فضیلت های شب قدر

۱ – عظمت فوق العاده: «و ما ادرک ما لیله القدر» (۱۶۶. ; «چه چیزی می تواند تو را به عظمت این شب آگاهت کند.»

۲ – شب نزول قرآن: «انا انزلناه فی لیله القدر» (۱۶۷. ; «ما قرآن را در شب قدر نازل کریم.»

۳ – شب نزول ملائک و روح: «تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (۱۶۸. ; «فرشتگان و روح در این شب به اذن خدا از هر فرمان (دستور الهی. نازل می شوند.»

۴ – بهتر از هزار ماه: «لیله القدر خیر من الف شهر» (۱۶۹. ; «شب قدر از هزار ماه بهتر است.»

۵ – شب رحمت و امنیت: «سلام هی حتی مطلع الفجر» (۱۷۰. ; «شب رحمت و سلامت است تا صبحگاهان.»

۶ – شب خجسته: «انا انزلناه فی لیله مبارکه » (۱۷۱. ; «قرآن را در آن شب مبارک نازل کردیم.»

۷ – شب تقدیر: «فیها یفرق کل امر حکیم » (۱۷۲. ; «در آن شب هر امری با حکمت تعیین می شود.»

روز بیست و هشتم: احضار مسائل

در مورد احضار مسائل احتمالات مختلفی وجود دارد که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود:

۱ – در رابطه با انسان

الف: انسان توجه داشته باشد که به چه چیزی نیاز دارد و نیازهای ضروری اش مد نظرش باشد تا مصداق این شعر نشود که:

افسوس هر آنچه برده ام باختنی است

بشناخته ها تمام نشناختنی است

برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت

بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی است

ب: این که انسان در مقابل مخالفین، اهل مناظره و حاضر جواب باشد، مانند حاضرجوابی معصومین و پیروان واقعی آن ها مثل مفضل و بهلول.

۲ – در ارتباط با خداوند

الف: در دنیا: در حین دعا بدانیم چه چیزی در اولویت است که باید از خدا بخواهیم. چنان که در دعا می گوئیم: «اللهم ارزقنا ما تحب و ترضی; خدایا آنچه موجب دوستی و رضای توست، روزیمان فرما.»

ب: در برزخ: هنگام ورود به برزخ جواب نکیر و منکر را راحت بدهیم. در دعای وضو می گوئیم: «اللهم لقنی حجتی یوم القاک; خدایا روز ملاقات با تو به من حجت القا کن.»

ج: در قیامت: آنچه را که خداوند به بندگان صالحش وعده داده است برای ما فراهم باشد. به قول شاعر:

هرچه خواهد دلت همان بینی

هرچه بینی دلت همان خواهد

روز بیست و نهم: پاکی قلب

قلب در روایات

۱ – مرکز عواطف: «موضع العقل الدماغ والقسوه والرقه فی القلب (۱۷۳. ; جایگاه عقل مغز است و قساوت و رقت در قلب جای دارد.»

۲ – سرچشمه حکمت: «القلب ینبوع الحکمه (۱۷۴. ; قلب سرچشمه حکمت است.»

۳ – گنجینه زبان: «القلب خازن اللسان (۱۷۵. ; «قلب گنجینه زبان است.»

۴ – رهبر بدن: «ان منزله القلب من الجسم بمنزله الامام من الناس (۱۷۶. ; جایگاه قلب در بدن مانند جایگاه رهبر بین مردم است.»

۵ – ظروف خداوند: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ان لله فی الارض اوانی الا و هی القلوب (۱۷۷. ; خداوند در روی زمین ظرف هایی دارد که آن ها قلب ها هستند.»

انواع قلب

۱ – قلب سلیم: «الا من اتی الله بقلب سلیم » (۱۷۸. ; «تنها کسی سود می برد که دارای قلب سلیم باشد.»

۲ – قلب مطمئنه: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله » (۱۷۹. ; «کسانی که ایمان آوردند، قلوبشان با نام خداوند آرامش می یابد.»

۳ – قلب نورانی: سئل رسول الله صلی الله علیه و آله عن شرح الصدر ما هو؟ فقال: «نور یقذفه الله فی قلب المؤمن (۱۸۰. ; از پیامبر اکرم در مورد شرح صدر سؤال شد، فرمود: نوری است که خداوند به قلب مؤمن وارد می کند.»

۴ – قلب بیمار: «فی قلوبهم مرض » (۱۸۱. ; «در دل های آن ها (منافقین. بیماری است.»

۵ – قلب مهر خورده: «کذلک یطبع الله علی کل قلب متکبر» (۱۸۲. ; «خداوند این چنین بر قلوب متکبرین مهر می زند.»

۶ – قلب سخت: «فبما نقضهم میثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسیه » (۱۸۳. ; «چون (بنی اسرائیل. پیمان شکستند، آن ها را لعنت کرده و دل هایشان را سخت گردانیدیم.»

۷ – قلب مرده: علی علیه السلام فرمود: «من قل ورعه مات قلبه (۱۸۴. ; کسی که پرهیزکاریش اندک باشد، قلبش می میرد.»

ز تاثیر دل بیدار چشم تر شود پیدا

که ماه از نور خورشید بلند اختر شود پیدا

روز سی ام: ایفاء حق اهل بیت علیهم السلام

حقوق اهل بیت

۱ – دوستی ایشان: «قل لا اسئلکم علیه من اجر الا الموده فی القربی » (۱۸۵. ; «بگو من در برابر اجر رسالت از شما جز دوستی اهل بیتم را نمی خواهم.»

۲ – اطاعت از ایشان: «اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » (۱۸۶. ; «فرمان خدا و رسول و فرمانداران از طرف خدا را اطاعت کنید.»

۳ – حفظ احترام: «لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی » (۱۸۷. ; «صدایتان را از صدای پیامبر بلندتر نکنید.»

۴ – تمسک به آن ها: علی علیه السلام فرمود: «یا ایها الناس شقوا امواج الفتن بسفن النجاه (۱۸۸. ; ای مردم! موج های فتنه را با کشتی های نجات (اهل بیت. بشکنید.»

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت

پی نوشت:

۱. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۱۲٫

۲. غررالحکم، ماده غفل.

۳. تفسیر نور الثقلین، ج ۲، ص ۸۱۵٫

۴. نهج البلاغه، خ ۱۵۳٫

۵. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۶۴٫

۶. غررالحکم، ماده غفل.

۷. همان.

۸. همان.

۹. نهج البلاغه، حکمت ۲۰۸٫

۱۰. منافقون/ ۹٫

۱۱. فرقان/ ۱۸٫

۱۲. تکاثر/ ۱٫

۱۳. صائب تبریزی.

۱۴. حشر/ ۲۱٫

۱۵. یونس/ ۵۷٫

۱۶. کنزل العمال، خ ۴۰۲۹٫

۱۷. زمر/ ۲۳٫

۱۸. اسری/ ۸۲٫

۱۹. کنز العمال، خ ۲۴۵۴٫

۲۰. مقدمه تفسیر سوره واقعه، ملاصدرا.

۲۱. صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۰٫

۲۲. آل عمران/ ۱۵۴٫

۲۳. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۰۳٫

۲۴. مولوی.

۲۵. راهنمای تبلیغ، ج ۷، مجلس چهارم.

۲۶. غررالحکم، ماده ذکر.

۲۷. همان.

۲۸. اقبال و مفاتیح، مناجات الذاکرین.

۲۹. بقره/ ۲۱٫

۳۰. عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۲٫

۳۱. زاریات/ ۵۶٫

۳۲. غررالحکم، ماده عبد.

۳۳. همان.

۳۴. همان.

۳۵. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۳۸٫

۳۶. غررالحکم، ماده عبد.

۳۷. کنزل العمال، خ ۵۲۵۰٫

۳۸. وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۰۷٫

۳۹. سفینه البحار، ج ۱، ص ۲۴۵٫

۴۰. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۸۰٫

۴۱. کافی، ج ۳، ص ۱۸۰٫

۴۲. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۶٫

۴۳. تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۵۸٫

۴۴. نساء/ ۱۰۳٫

۴۵. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۲۷٫

۴۶. همان، ج ۱۰، ص ۹۹٫

۴۷. همان، ج ۸۲، ص ۲۹٫

۴۸. غررالحکم، ماده صلاه.

۴۹. عنکبوت/ ۴۵٫

۵۰. مدثر/ ۴۳٫

۵۱. ماعون/ ۴ – ۵٫

۵۲. بحارالانوار، ج ۸۰، ص ۲۱٫

۵۳. همان.

۵۴. فروع کافی، ج ۷، ص ۵۱٫

۵۵. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۴٫

۵۶. میزان الحکمه، ح ۲۲۵۸۲٫

۵۷. اعراف/ ۱۵۶٫

۵۸. اعراف/ ۵۶٫

۵۹. نساء/ ۱۷۵٫

۶۰. غررالحکم، ماده ذکر.

۶۱. همان.

۶۲. آل عمران، ۱۳۲٫

۶۳. غررالحکم، ماده فکر.

۶۴. همان، ماده وعظ.

۶۵. نمل/ ۴۶٫

۶۶. غررالحکم، ماده رحم.

۶۷. همان.

۶۸. بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۸۴٫

۶۹. غرر الحکم، ماده سعد.

۷۰. امالی مفید، ص ۹۵٫

۷۱. غرر الحکم، ماده سعد.

۷۲. همان.

۷۳. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۴٫

۷۴. غررالحکم، ماده حسن.

۷۵. همان.

۷۶. همان.

۷۷. عنکبوت/ ۶۹٫

۷۸. بقره/ ۱۹۵٫

۷۹. غررالحکم، ماده حسن.

۸۰. اعراف/ ۵۶٫

۸۱. لقمان/ ۳٫

۸۲. غررالحکم، ماده حسن.

۸۳. همان.

۸۴. کافی، ج ۲، ص ۷۸٫

۸۵. نهج البلاغه، حکمت ۴۷۴٫

۸۶. غررالحکم، ماده عف.

۸۷. همان.

۸۸. همان.

۸۹. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۴٫

۹۰. همان، ج ۷۸، ص ۷٫

۹۱. غررالحکم، ماده عقل.

۹۲. میزان الحکمه، باب تقوی.

۹۳. اعراف/ ۹۵٫

۹۴. میزان الحکمه، باب تقوی.

۹۵. حجرات/ ۱۳٫

۹۶. نهج البلاغه، خ ۱۹۸٫

۹۷. مائده/ ۲۷٫

۹۸. میزان الحکمه، باب تقوی.

۹۹. شوری/ ۲۶٫

۱۰۰. ادیم یعنی سفره.

۱۰۱. دعای کمیل.

۱۰۲. طه/ ۲۵٫

۱۰۳. انشراح / ۱٫

۱۰۴. اصول کافی، ج ۲، ص ۵۷۷٫

۱۰۵. انعام/ ۱۲۵٫

۱۰۶. آل عمران / ۱۹۸٫

۱۰۷. مطففین/ ۲۲٫

۱۰۸. غرر الحکم، ماده شر. (موارد شش گانه ویژگی های اشرار از این کتاب نقل شده است.

۱۰۹. بحارالانوار، ج ۷، ص ۱۹۱٫

۱۱۰. همان، ج ۷۸، ص ۶۹٫

۱۱۱. غرر الحکم، ماده عمل

۱۱۲. راهنمای تبلیغ، ج ۷، جلسه ۱۷٫

۱۱۳. بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۳۱۳٫

۱۱۴. قصص/ ۶۷٫

۱۱۵. نحل/ ۹۷٫

۱۱۶. غرر الحکم، ماده عمل.

۱۱۷. کنز العمال، خ ۲۳۷۴۳٫

۱۱۸. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۶٫

۱۱۹. همان، ج ۷۴، ص ۷۴٫

۱۲۰. همان، ج ۹۳، ص ۳۴۲٫

۱۲۱. همان، ج ۹۶، ص ۳۶۳٫

۱۲۲. همان، ج ۹۶، ص ۳۷۲٫

۱۲۳. همان، ج ۹۶، ص ۳۴۲٫

۱۲۴. همان، ج ۹۶، ص ۳۵۶٫

۱۲۵. همان.

۱۲۶. طه / ۵۰٫

۱۲۷. انسان/ ۳٫

۱۲۸. تغابن/ ۱۱٫

۱۲۹. رعد/ ۲۷٫

۱۳۰. آل عمران/ ۱۰۱٫

۱۳۱. عنکبوت/ ۶۹٫

۱۳۲. غرر الحکم، ماده هدی.

۱۳۳. همان.

۱۳۴. همان.

۱۳۵. همان.

۱۳۶. اسراء/ ۹٫

۱۳۷. معالم المدرستین، ص ۴۸٫

۱۳۸. فاطر/ ۲۹٫

۱۳۹. غرر الحکم، ماده تلی.

۱۴۰. همان.

۱۴۱. کنزل العمال، خ ۲۷۵۲٫

۱۴۲. نحل/ ۹۸٫

۱۴۳. مزمل/ ۴٫

۱۴۴. محمد/ ۲۴٫

۱۴۵. حدید/ ۱۶٫

۱۴۶. کنزل العمال، ح ۲۷۶۵٫

۱۴۷. یوسف/ ۲٫

۱۴۸. نساء/ ۸۳٫

۱۴۹. نحل/ ۹۹٫

۱۵۰. بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۹٫

۱۵۱. نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳٫

۱۵۲. موارد ۲ تا ۶ از غرر الحکم، ماده وفق.

۱۵۳. نهج البلاغه، خ ۱۴۷٫

۱۵۴. غرر الحکم، ماده وفق.

۱۵۵. بقره/ ۱۵۵٫

۱۵۶. انبیاء/ ۳۵

۱۵۷. آل عمران/ ۱۵۴٫

۱۵۸. آل عمران/ ۱۷۹٫

۱۵۹. محمد/ ۳۱٫

۱۶۰. ملک/ ۲٫

۱۶۱. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۸۰٫

۱۶۲. همان، ج ۷۰، ص ۳۱۲٫

۱۶۳. فتح / ۴۸٫

۱۶۴. بحار الانوار، ج ۷، ص ۱۴٫

۱۶۵. نهج البلاغه، نامه ۵۳٫

۱۶۶. قدر/ ۲٫

۱۶۷. قدر/ ۱٫

۱۶۸. قدر/ ۴٫

۱۶۹. قدر/ ۳٫

۱۷۰. قدر/ ۵٫

۱۷۱. دخان / ۳٫

۱۷۲. دخان/ ۴٫

۱۷۳. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۵۴٫

۱۷۴. غرر الحکم، ماده قلب.

۱۷۵. همان.

۱۷۶. بحارالانوار، ج ۷، ص ۵۳٫

۱۷۷. کنزالعمال، خ ۱۲۲۵٫

۱۷۸. شعراء/ ۸۹٫

۱۷۹. رعد/ ۲۸٫

۱۸۰. مجمع البیان، ج ۴، ص ۳۶۳٫

۱۸۱. بقره/ ۱۰٫

۱۸۲. غافر/ ۳۵٫

۱۸۳. مائده/ ۱۳٫

۱۸۴. نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹٫

۱۸۵. شوری/ ۲۳٫

۱۸۶. نساء/ ۵۹٫

۱۸۷. حجرات/ ۲٫

۱۸۸. نهج البلاغه، خ ۵٫

منبع :مبلغان – آذر ۱۳۸۰، شماره ۲۳ –

نگاهی به دلایل تأثیرگذاری ماه مبارک رمضان

اشاره:

ماه مبارک رمضان، اثرگذارترین ماه در زندگی انسان هاست. این ماه می تواند همه زنگارها را از دل انسان روزه دار بزداید؛ همه ویژگی های ناشایست را از پیرامون قلب شخص بپیراید و او را از مقربان آستان پروردگار قرار دهد. اگر شخص روزه دار، قدر لحظه های این ماه را بداند و تکالیف و وظایف خویش در این ماه را به درستی انجام دهد، می تواند از انسانی مادی و زمینی، به انسانی معنوی و ملکوتی تبدیل و وجود او آیینه تمام نمای جمال پروردگار شود. در حقیقت، دلایل اثرگذاری ماه مبارک رمضان را می توان چنین برشمرد:

۱. گرسنگی

بر روزه دار واجب است که از اذان صبح تا اذان مغرب، از خوردن پرهیز کند و در همه این ساعات در گرسنگی به سر ببرد و در حقیقت باید یکی از عوامل اثرگذاری ماه مبارک رمضان را در گرسنگی چند ساعته روزه دار در این ماه دانست؛ زیرا گرسنگی و گاهی معده را از غذا خالی داشتن، افزون بر آنکه در سلامتی جسمانی انسان تأثیر فراوانی دارد و او را در برابر بیماری های فراوانی، ایمن می دارد، نقش فراوانی در تعالی روحی؛ رشد معنوی؛ توفیق در سیر و سلوک روحی و پیروزی در مبارزه با نفس اماره و نیز در زدودن پرده های ظلمانی از برابر قلب آدمی دارد. حضرت علی(ع) می فرماید: «نِعْمَ الْعَوُن عَلی اَشَرِ النَّفْسِ وَ کسْرِ عادَتِها التَجوَع؛ گرسنگی، چه کمک خوبی است برای دفع بد مستی نفس [اماره] و شکستن عادت [نابجای] آن.»۱ آن حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: «نِعْمَ عَوْنُ الورع التجوع؛ چه کمک خوبی است از برای پرهیزکاری، خود را گرسنه نگه داشتن».۲

عین القضاه همدانی می نویسد:

«عیسی مسیح(ع)، حواریان را گفت: «شکم تان را گرسنه نگه دارید، باشد که با چشم قلبتان پروردگارتان را ببینید.» و اینکه شنیده ای که در رمضان شیاطین بسته باشند، همین است که همه گرسنه باشند».۳

شهاب الدین سهروردی نیز می نویسد:

«بنای ریاضت بر گرسنگی است و همچنان که اگر کسی خواهد که خانه ای سازد و بنیادخانه نیفکنده باشد، خانه نتوان ساختن، همچنین اگر کسی خواهد که مجاهده و سیر و سلوک کند و گرسنگی نکشد، هیچ حاصل نشود و هر آفتی که پیدا شود از سیری و پر خوردن باشد و حضرت رسول(ص) فرمود: «گذرگاه های شیطان را با گرسنگی، تنگ گردان.» و حق تعالی در حق جماعتی [و در وصف شکم پارگی و شکم پرستی آنان] فرمود: «ذَرْهُمْ یأْکلُوا وَ یتَمَتّعُوا وَ یلْهِهِمُ اْلأَمَلُ فَسَوْفَ یعْلَمُونَ؛ بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو[ها] سرگرمشان کند، پس به زودی خواهند دانست». (حجر: ۳) و از جمله صفات حق تعالی، آن است که هرگز نخورد و بخوراند؛ چنانچه قرآن کریم فرموده است: «وَ هُوَ یطْعِمُ وَ لا یطْعَمُ؛ و اوست که خوراک می دهد و خوراک داده نمی شود». (انعام: ۱۴) و جنید بغدادی(ره) گفته است: «الجوعُ الطعامُ الله فی اَرضِه: گرسنگی، طعام خدا در زمین اوست.» و نیز چندان که کمتر خورند، کمتر بخوابند و در این صفت نیز به پروردگار خویش نزدیک شوند، چنانچه فرمود: «لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ؛ نه خوابی سبک او را فرا گیرد و نه خوابی گران». (بقره: ۲۵۵)۴

۱. غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ح ۹۹۴۲، ص ۱۶۶.

۲. همان، ح ۹۹۲۳، ص ۱۶۴.

۳. نامه های عین القضاه همدانی، به اهتمام: علی نقی منزوی و عفیف عسیران، ج ۲، ص ۱۰۷.

۴. شهاب الدین یحیی سهروردی (شیخ اشراق)، مجموعه مصنفات، تصحیح: سیدحسن نصر، ج ۳، صص ۳۹۶ و ۳۹۷.

۲. در غل و زنجیر بودن شیاطین

بر اساس حدیثی از رسول گرامی اسلام(ص) «شیطان ها در این ماه [مبارک رمضان] به بند کشیده شده اند. از خداوند بخواهید که آنها را دیگر بر شما مسلط نگرداند».۱

با توجه به این روایت نبوی، باید یکی از عوامل اثرگذار بودن ماه مبارک رمضان را در «به بند کشیده شدن شیطان ها» در این ماه جویا شد. بدیهی است که شیاطین، دشمنان شماره یک انسان ها هستند و آشکار است که نبرد با دشمنی که در بند است و چندان توان مبارزه ندارد، بسی آسان تر از جهاد با دشمنی است که کاملاً آزاد و رها از هرگونه بند و زنجیر است. بی گمان، ماه رمضان بر دست و پای شیطان ها بند می نهد و در پی آن، مبارزه روزه داران با شیاطین را آسان می کند و موجب می شود شخص نسبت به پیروزی خویش در نبرد با شیاطین، اطمینان حاصل کند. از این رهگذر، ماه مبارک رمضان، یکی از عوامل اثرگذاری خویش بر روزه داران را وام دار، غل و زنجیر نهادن بر دست و پای شیطان هاست.

  1. ۱. شیخ صدوق، امالی، ترجمه: کریم فیضی، ص ۱۵۳.

۳. تبدیل شدن نفس ها، تسبیح و خواب به عبادت و دوچندان شدن پاداش عبادت ها در این ماه

یکی از عوامل اثرگذاری ماه مبارک رمضان بر دل و جان روزه داران این است که در این ماه، نفس های روزه دار، به تسبیح تبدیل، و خواب او عبادت و پاداش عبادت او چند برابر می شود. در حدیثی از حضرت رسول(ص) در این باره می خوانیم: «اَنفاسُکمْ فیهِ تسبیحٌ و نَوْمُکمْ فیه عِبادَهٌ… مَنْ اَدّی فیهِ فَرْضاً کان لَهُ ثوابُ مَنْ اَدّی سَیعینَ فریضَهً فیما سِواهُ مِنَ الشُّهُودِ وَ مَنْ تَلا فیهِ آیه مِنَ الْقُرآنِ کانَ لَهُ مثل اجر مَن ختم الْقُرآن فی غَیرِهِ مَنَ الشُّهُودِ؛ fd».۱

ماه مبارک رمضان، کار روزه دار را بدان جا می کشاند که نفس او را تسبیح و خواب او را عبادت، و پاداش نماز و تلاوت قرآن او را دوچندان می کند و به شدت در روح و جان او اثر مثبت می گذارد و او را بسی متفاوت تر از ماه های دیگر، به سوی تعالی و کمال، رهنمون می دارد. شکی نیست که اثرگذاری یازده ماه دیگر بر انسان ها که در آنها، نه نفس انسان ها، تسبیح و نه خواب آنها، عبادات و نه پاداش نماز و قرائت قرآن، مضاعف است، با اثرگذاری ماه مبارک رمضان بر انسان های روزه دار که حتی امور طبیعی و اعمال مباح انسان، مانند نفس کشیدن و خواب را به تسبیح و عبادت تبدیل، و عبادت اندک او را انبوه و متراکم می کند، هیچ گاه یکسان نخواهد بود. به تعبیر زیبای مولوی:

خود که یابد این چنین بازار را

که به یک گل می خری گلزار را

دانه ای را صد درختان عوض

حبه ای را آمدت صدکان۲ عوض۳

نیز به تعبیر حکیم نظامی گنجه ای:

سنگ بینداز و گهر میستان

خاک زمین میده و زر میستان

آنکه ترا توشه ره می دهد

از تو یکی خواهد و ده می دهد

بهتر از این مایه ستانیت نیست

سود کن آخر که زیانیت نیست۴

۱. همان، صص ۱۵۰ و ۱۵۲.

۲. معدن.

۳. مثنوی، دفتر چهارم، بیت های ۲۶۱۱ و ۲۶۱۲.

۴. حکیم نظامی گنجه ای، کلیات خمسه، صص ۵۴ و ۵۵.

۴. یادآوری عملی توانایی های معنوی انسان در کنترل غرایز

ماه رمضان، ماه عنان گیری نفس اماره و مهار غرایز است. شکی نیست که وقتی غرایز انسان مهار نشوند، می توانند یکی از عوامل اصلی تباهی و سقوط وی به شمار آیند. معمولاً آدم ها به دلیل جاذبه و قدرت غرایز، خود را از مقابله با آن ناتوان می بینند. به همین دلیل، امید چندانی به پیروزی خویش در مهار زیاده خواهی های غرایز نمی بندند. این در حالی است که ماه رمضان، عملاً به او می آموزد که مهار غرایز، کاری شدنی و عملی در خور طاقت و توانایی انسان هاست و بر اثر این یادآوری به آنها و وادار کردن آنان به تمرین عملی در این باره، آنها را از توان مندی بالایشان برای پیروزی در این کار، با خبر می سازد. انسانی که هیچ گاه در خود این توان را نمی دید که روزی را بدون صبحانه، ناهار و عصرانه به شب برساند، اکنون در این ماه، سی روز را بدون خوردن این سه وعده غذا می گذراند، بی آنکه آسیبی ببیند و دچار اختلالی شود. آنکه خود را ناتوان تر از آن می دید که سحرگاهان، از بستر گرم و نرم خویش دل بکند و ساعتی را در آن لحظه های ملکوتی بیدار بماند، در این ماه به آسانی بیدار می شود. چه بسا روزه داری به دلیل عادت به سیگار، خود را از ترک آن در طول روز ناتوان می دید، ولی اکنون، ساعت های طولانی بین سحر تا افطار را بدون سیگار، پشت سر می گذارد. بی گمان، کسی که در این یک ماه توانست غرایز خویش را در طول روز کنترل کند و حتی از کارهایی بپرهیزد که تا پیش از ماه مبارک رمضان بر او حلال و مباح بود، پس از ماه رمضان و در ماه های دیگر نیز می تواند غرایزش را کنترل کند و آنها را زیر سلطه خویش درآورد. بنابراین، یکی از عوامل اثرگذاری ماه رمضان، فراهم آوردن زمینه برای تمرین عملی درباره مهار غرایز و آگاهی کردن انسان از توانایی های معنوی خویش، برای تعمیم و استمرار مهار غرایز در ماه های دیگر و باور به توان مندی خویش در دیگر ماه هاست.

۵. سحرخیزی

یکی از برکت های ماه مبارک رمضان، توفیق سحرخیزی برای روزه داران است. معمولاً آدم ها سحرگاهان در خواب و استراحت به سر می برند و از فیض سحرخیزی و استفاده از ثمره های بیداری در سحرگاهان محرومند، اما ماه رمضان، دریچه توفیق «سحرخیزی» را به روی روزه داران می گشاید و زمینه بهره بردن از فیض های فراوان سحرگاهان و بر پا داشتن عبادت پر فیض نماز شب را برای بیداران در این لحظه ها فراهم می آورد.

به تعبیر خواجه عبدالله انصاری: «عارفان را در شب، به گریه فرمایند، تا چون روی دل ایشان به قطرات ندامت شسته گردد، نظر کرامت یابند؛ یعنی گل چینند و خار نبینند، در نور نشینند و نار نبینند».۱

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی در این باره می گوید:

آنچه در فضیلت نماز شب و سحرخیزی رسیده؛ بسیار است و گمان من آن است که اگر کسی در آن روایات فکر کند و به آنها ایمان داشته باشد، هر چند به کمترین درجات ایمان، و تنش نیز سالم باشد، لذت خواب نمی تواند او را از تهجد و شب زنده داری باز دارد و راضی نمی شود که خود را از این همه فضیلت محروم نموده، با زیان ها و خسارت هایی که نتیجه ترک نماز شب است بسازد. چگونه انسان بیدار دل و عاقل راضی می شود که با ترک نماز شب و خوابیدن در سحرگاهان، فضیلت های مهمی همانند «امام فرشتگان شدن»؛ «شرافت مناجات با پروردگار»؛ «لذت انس با خداوند» و «کرامت هم نشینی با او، را از دست بدهد. کسانی که از مقامات دین به جایی رسیده اند، همه آنها از شب خیزان بوده اند و از غیر آنها دیده نشده است.۲

بادگلبوی سحر، خوش می وزد، خیزای ندیم

بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم

قلب زر اندوده نستانند در بازار حشر

خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم

راه نومیدی گرفتم رحمتم دل می دهد

کای گنه کاران هنوز امید عفو است از کریم

گرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببرد

همچنان امید می دارم به رحمن و رحیم۳

الف) فضیلت سحرخیزی از نگاه آیات

قرآن کریم بارها پیامبر خویش، حضرت رسول(ص) را به سحرخیزی و نماز شب، فرا خوانده و بندگان سحرخیز را ستایش کرده است. برخی از این آیات عبارتند از:

ـ «وَ مِنَ اللّیلِ فَتَهَجّدْ بِهِ نافِلَهً لَک عَسی أَنْ یبْعَثَک رَبّک مَقامًا مَحْمُودًا؛ [ای رسول ما] پاسی از شب راه زنده بدار، تا برای تو [به منزله] نافله ای باشد؛ امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند». (اسراء: ۷۹)

ـ «کانُوا قَلیلاً مِنَ اللّیلِ ما یهْجَعُونَ، وَ بِاْلأَسْحارِ هُمْ یسْتَغْفِرُونَ؛ [پرهیزکاران] از شب اندکی را می غنودند و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش می کردند». (ذاریات: ۱۷ و ۱۸)

ـ «المستغفرین بالاسحار؛ استغفارکنندگان در سحرگاهانند. (آل عمران: ۷۷)

ـ «وَ عِبادُ الرّحْمنِ… الّذینَ یبیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجّدًا وَ قِیامًا؛ و بندگان [راستین] فدای رحمن… کسانی هستند که در حال سجده و قیام، شب را به روز می آورند». (فرقان: ۶۳ و ۶۴)

ب) فضیلت های سحرخیزی از نگاه روایات

آنچه از روایات اهل بیت(ع) درباره فضیلت ها و فایده های سحرخیزی و اقامه نماز شب آمده، از شماره بیرون است که در ادامه به سه نمونه از آنها اشاره می کنیم:

ـ در حدیث قدسی آمده است که: «دوستان خدا که خدا نیز دوستشان دارد؛ آنها که خدا مشتاق آنان و آنان نیز مشتاق خدایند و آنان که خداوند به آنها نظر می کند و آنان نیز به خداوند نظر می کنند، کسانی هستند که در تاریکی های شب برای خدا سجده می کنند و با او مناجات می نمایند و به نماز شب برمی خیزند».۴

یکی از دوستان امام صادق(ع) می گوید:

به آن حضرت عرض کردم: «در چه ساعتی، بنده خدا به خدا نزدیک تر است و خدا نیز به او نزدیک است؟» فرمود: «در سحرگاهان؛ هنگامی که در آخر شب به پا می خیزد، در حالی که چشم های مردمان در خواب است، پس وضو می سازد، و به نماز می ایستد و رویش را به سوی خداوند می کند؛ و در نماز شب خویش. مقداری از آیات قرآن نیز می خواند؛ و چون نمازش را خواند، آوازدهنده ای از سمت راست عرش خداوند از کرانه آسمان، آواز می دهد، ای بنده ای که به نماز ایستادی و پروردگارت را می خوانی، همانا که احسان و هدیه الهی، از کرانه آسمان، بر سر تو افشانده می شود و فرشتگان گرداگرد تو را فرا می گیرند و خداوند، این گونه تو را مورد ندای خویش قرار می دهد که: ای بنده من! اگر می دانستی که با چه کسی به راز و نیاز پرداختی، هرگز روی از نماز برنمی گردانیدی.۵

امام صادق(ع) فرمود: «نماز شب موجب رضای پروردگار و دوستی فرشتگان است و سنت پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان است و آسایش بدن هاست و ناخوشایند شیطان است و اسلحه مؤمن است و موجب پذیرش دعا و قبولی اعمال و برکت در روزی است».۶

گرفت دامن گل، شبنم از سحرخیزی

ز گرد خواب بشو دست و رو، تو هم برخیز

امید فتح و ظفر هست تا علم برجاست

فروغ صبح نخوابانده تا علم، برخیز

درین دو وقت، اجابت گشاده پیشانی است

دل شب ار نتوانی سپیده دم برخیز

ز گریه دل شب، روی شمع، نورانی است

تو نیز شب به دو چشم شرر فشان برخیز

به فکر دوست به بالین گذار سره «صائب»

چو آفتاب ز آغوش صبحدم برخیز۷

۱. خواجه عبدالله انصاری، رسائل جامع، ص ۶۲.

۲. میرزا جواد ملکی تبریزی، رساله لقاءالله، صص ۱۶۵ و ۱۶۶.

۳. کلیات، تصحیح: محمدعلی فروغی، ص ۷۳۵.

۴. رساله لقاءالله، ص ۱۶۶.

۵. همان، ص ۱۷۱.

۶. همان، ص ۱۷۳.

۷. دیوان صائب، ج ۵، ص ۲۳۲۰.

منبع :اشارات – تابستان سال ۱۳۹۱ شماره ۱۴۷ –

عید فطر ماه پیروزی بر طاغوت نفس

اشاره:

اولین روز از ماه شوال، عید فطر است که یکى از اعیاد بزرگ در سنت اسلامى است. در این روز مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و کارهاى مباح دیگر به دستور الهی خودداری نموده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند، اجر و پاداشى که خود خداوند به آنان وعده داده است. روزه این روز حرام است و بر مسلمانان واجب است که زکات فطره بدهند.

واژه «عید» از ریشه عود گرفته شده و به معنای بازگشت است، و واژه «فطر» از فطرت گرفته شده و به معنای سرشت است. بنابراین عید فطر؛ یعنی بازگشت به فطرت و سرشت.بازگشت از این نظر که آیا رابطه ما با فطرت پاک انسانی به طور صحیح برقرار است یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاکی که خداوند به ما داده و بر اثر حجاب های جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، در کلاس ماه رمضان زنگارها زدوده شده اند یا نه؟ که اگر چنین است باید ابتدای نجات و آغاز پیروزی بر طاغوت نفس رادر نماز عید فطر اعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این که: آن چه را در ماه رمضان آموخته اند و در راه خودسازی و بهسازی به کار برده اند ابراز بدارند، باکلمات و حرکات، بلکه در قلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعار آمیخته باشعور و فریاد برون و درون که:«الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر و لله الحمد والحمدلله علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا؛ خدا بزرگ تر از آن است که توصیف گردد. آری چنین است، معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست، و خدا بزرگ تر از آن است که وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطر آن که ما رادر راستای پاکسازی و بهسازی هدایت کرده، و شکر او را که جمعیت ما و امت ما رابرترین جمعیت و امت قرار داده است.» رمضان اندک اندک پایان می پذیرد، و به انتهای خود می رسد، مسلمانان در مکتب رمضان و روزه، در پرتو آیات قرآن و نیایش هاو تقویت صبر و اراده، پس از فراگیری و آموزش به خودسازی پرداخته اند؛ اینک جشن می گیرند که در راه پر دست انداز جهاد اکبر، با گام های استوار عبور کرده اند و به مقصود رسیده اند. چرا که برای انسان بازگشت به خویشتن، فرا رسیدن بهار معنویت است؛ مانند درختانی که پس از گذران زمستان سرد زمستانی، به بهار رسیده اند و درمسیر حرکت قرار گرفته اند، به راستی چه عیدی شیرین تر و چه پیروزی ای شکوهمندتر ازبازگشت به خویشتن، و پیروزی بر طاغوت نفس اماره؟که فطرت را زیر پای سهمگین خود منکوب کرده است.چهار عید در اسلام در اسلام به طور رسمی چهار عید وجود دارد که عبارت اند از:عید قربان، عید غدیر، عید جمعه و عید فطر، عید قربان جشن ایثار و فداکاری است،و مسلمان در این رابطه به خویشتن باز می گردد که آیا به باطن و ماهیت چنین عیدی رسیده است یا نه آن گونه که ابراهیم خلیل(علیه السلام) قهرمان توحید رسید، و حسین بن علی(علیه السلام) آن را در کربلا تکمیل کرد. عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان با ژرف اندیشی به خویشتن می نگرد که آیا انتخاب او در مسئله بسیار مهم رهبری،صحیح بوده است یا نه؟ که در بینش اسلام ناب، مسئله بسیار عمیقی است، و از ارکان زیربنایی نظام اسلام است، که اگر او نباشد هیچ یک از مفاهیم اسلام، ارزش و اصالت خود را نمی توانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت به خویشتن است که نقش اساسی درپیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستی که برقراری اتحاد و یک رنگی وهمدلی مسلمانان، وسیعترین و ژرف ترین برکات را برای آنها به ارمغان خواهد آورد.ولی آیا می دانید که اگر عید فطرت و خودسازی نباشد، عیدهای دیگر تکمیل نخواهدشد. اگر چنین عیدی در زندگی انسان تحقق یابد همه روز، روز عید است چنان که امیرمومنان علی(علیه السلام) فرمود: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه، و کل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید؛ (۱) امروز تنها عید کسانی است که روزه آنها در پیشگاه خدا پذیرفته شود، و عبادت های شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزی که گناه نکنی روز عید تو است.» حضرت علی(علیه السلام) این سخن را از سرچشمه وحی گرفته بود، چرا که وقتی خطبه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را در مسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، از آن حضرت پرسید: «بهترین کار در ماه رمضان چیست؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ داد:«الورع عن محارم الله عزوجل؛ (۲) ورع و پرهیزکاری از آن چه خداوند حرام نموده است می باشد؛ یعنی همان خودسازی و بازگشت به فطرت پاک توحیدی ».مسئله عید و فطرت در قرآنبرای این که مسئله «بازگشت به فطرت » را که ماهیت عید فطر را تبیین می کند، بهتر بفهمیم و به اهمیت آن، بهتر و عمیق تر پی ببریم،مسئله عید و فطرت را به طور خلاصه از دیدگاه قرآن، مورد بررسی قرار می دهیم.در قرآن مجید کلمه عید یک بار آمده، که در رابطه با حضرت عیسی(علیه السلام) و حواریون وشاگردان مخصوص او است، به این ترتیب که: آن شاگردان مخصوص برای تکمیل ایمان خودبه عیسی(علیه السلام) گفتند: «آیا پروردگار تو می تواند غذایی از آسمان (مائده) برای مابفرستد؟» حضرت عیسی(علیه السلام) از این تقاضا که بوی شک و تردید می داد، نگران شد و به آنها فرمود:«از خدا بترسید اگر ایمان دارید.» ولی به زودی حضرت عیسی(علیه السلام) دریافت که مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسی(علیه السلام) است، تا در پرتو دیدار آن، قلبشان پاک و سرشار از اطمینان و یقین گردد، از این رو به خدا عرض کرد: «اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیه منک؛ (۳) خداوندا!مائده ای از آسمان بر ما بفرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه ای از تو.» و از آن جا که روز نزول مائده روز بازگشت به پیروزی و پاکی و ایمان به خدابوده است، حضرت مسیح(علیه السلام) آن را «عید» نامیده است، و مطابق روایات چون «مائده » در روز یک شنبه نازل شده، مسیحیان این روز را مانند جمعه مامسلمانان، روز عید می دانند و تعطیل می کنند. نتیجه این که در قرآن کلمه «عید»به عنوان تکمیل ایمان، و وصول به مرحله یقین که اساس خودسازی است، مطرح شده است.بنابراین ما که پیرو قرآن هستیم، باید به مسئله عید به عنوان محور پاکسازی وبهسازی بنگریم. عید فطر وقتی برای ما عید واقعی است که در مسیر خودسازی، پیروزشده باشیم، و تحول عمیقی در ما پدیدار شده باشد.اما در مورد فطرت، باید توجه داشت که قرآن با صراحت، خداشناسی و دین رامسئله ای فطری می شمرد. آیات متعددی در قرآن به این مطلب دلالت دارد، از جمله درآیه ۳۰ روم می خوانیم: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم؛ ای پیامبر! روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده، دگرگونی درآفرینش خدا نیست.» این آیه با صراحت بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس فطرت و سرشت و نهاد انسان می باشد، و دستورهای آن همه و همه هماهنگ با درون ذات وجود انسان است، و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیت های ناسالم، محفوظ باشد، همان را می خواهد که آیین ناب اسلام آن را می خواهد، و خداوندآئینش را بر اساس نیازهای فطری بشر تدوین نموده است. و اگر انسان دارای فطرت نخستین، به دور از حجاب ها و زنگارها باشد، بدون هیچ گونه تردید و دغدغه، راه توحید و دستورهای صحیح الهی را می پسندد و برمی گزیند، معنای جهاد اکبر و مبارزه بی امان با طاغوت نفس این است که پرده ها و حجاب ها و زنگارها را از روی فطرت پاک برداریم و آن را پیروی کنیم.فطرت در تعبیرات دانشمندان بر دو گونه است: فطرت عقل و فطرت دل.فطرت عقل یعنی استدلال روشن عقلی، که انسان بعد از رسیدن به کمال عقل بامشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستی، بی درنگ به این حقیقت منتقل می شود که محال است، این نظام و اسرار شگفت انگیز معلول مبدئی فاقد عقل و شعور باشد و این «عقل فطری » بدون نیاز به استاد و معلم به مقصود می رسد، ولی فطرت مفهوم دیگری نیز دارد که از آن تعبیر به «فطرت دل » می شود، که تفسیر فطری بودن دین با این تعبیر، صحیح تر و مناسب تر به نظر می رسد. و منظور از آن این است که انسان وقتی به اعماق جانش می نگرد، نور حق را می بیند، و ندایی را با گوش دل می شنود، ندایی که او را به سوی مبدا علم و قدرت بی نظیر هستی دعوت می کند، که گاهی از آن تعبیر به «درک وجدانی » می شود، مانند آن که وقتی انسان یک گل زیبا را می بیند، بدون مقدمه و استدلال به زیبایی آن پی می برد و از آن لذت می برد. اینک پس از این بیان به اصل بحث باز می گردیم که «عید فطر» به معنای بازگشت به فطرت است، یعنی مساله جهاد اکبر و خودسازی در ماه رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های جهل، هواپرستی و خرافات و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت برداشته می شود، و انسان مسلمان در این هنگام به فط رت ناب خود که از درون ذات وجودش می جوشد باز می گردد، همان فطرتی که آیینه صاف خدانما و حق نما است؛ همان پیامبر باطن که اگر از اسارت زنجیرهای جهل و هواپرستی آزاد گردد، راهنمای کامل و دقیق انسان به سوی کمالات است. و به طور روشن موجب سعادت انسان می گردد.هرگاه انسان در پرتو فیوضات و برکات ماه رمضان و عبادت روزه، به این درجه رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است، و آغاز ماه رمضان در واقع برای او عیداست و باید جشن پیروزی بگیرد، وگرنه هرگز برای او عید نخواهد بود.جالب این که در آیه مذکور، دین «قیم » و استوار و به عبارت دیگر خالص و ناب،آن دینی است که با فطرت بی آلایش و سالم آمیخته شده باشد.نکته قابل توجه این که شواهد زنده متعدد عینی وجود دارد که نشان دهنده فطری بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیت های تاریخی که نشان می دهد، در میان هر ملتی در هر دوره ای اعتقاد به خداشناسی و مذهب وجود داشته است، چنان که شواهدباستان شناسی و آثار و علائم به جا مانده از دوره های قبل از تاریخ بیان کننده این واقعیت است.مطالعات روانی و اکتشافات روان کاوی در ابعاد روح انسان نیز شاهد دیگری برفطری بودن اعتقادات دینی است، روان شناسان چهار تمایل عالی و اصیل را به عنوان ابعاد چهارگانه روح معرفی می کنند که عبارت اند از حس دانایی، حس زیبایی، حس نیکی، و حس مذهبی. که این خود نیز دریچه دیگری بر فطری بودن دین است. (۴) شاهد دیگر بر واقعیت فطری بودن دین حق، «ناکامی تبلیغات ضد مذهبی » است، که در همه جای دنیا مشاهده می شود، فروپاشی شوروی و کمونیسم در عصر حاضر یکی ازنمونه های آن است.و هم چنین تجربیات شخصی در سختی هاو رنج ها شاهد دیگر بر توجه انسان به خواست فطرت یعنی خداجویی و پناه آوردن به حق است، که در قرآن در آیات گوناگونی به این مطلب اشاره شده است.این بحث را با چند گفتار از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام) پایان می بریم:در حدیث معروفی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می خوانیم فرمود: «کل مولود یولد علی الفطره حتی لیکون ابواهما اللذان یهودانه و ینصرانه؛ (۵) هر نوزادی بر فطرت اسلام ودین خالی از شرک آفریده شده است، و رنگ هایی همچون یهودیت و نصرانیت انحرافی است که از طریق پدر و مادر به آنها انتقال می یابد.» و امیر مومنان در ضمن گفتاری می فرماید: «فبعث فیهم رسله، و واتر الیهم انبیائه لتستادوهم میثاق فطرته؛ (۶) خداوند رسولان خود را به سوی انسان ها فرستاد و انبیای خود را یکی پس از دیگری ماموریت داد تا وفای به پیمان فطرت را از آنها مطالبه کند.» نتیجه این که نباید فطرت را که همانند آیینه خدانما و حق جو، در درون، ما را راهنمایی می کند،و آیین حق را نشان می دهد به باد فراموشی بسپاریم، بلکه باید در پرتو جهاد اکبربه ویژه در ماه رمضان خود را به این مرحله برسانیم تا از این پیامبر و چراغ فروزان درون بهره مند گردیم.پی نوشت ها۱- سید رضی، نهج البلاغه، حکمت ۴۲۸٫۲- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۹۵٫۳- مائده (۴- آیه ۱۱۴٫۴- شرح این مطلب در کتاب «حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسانی » ترجمه مهندس بیانی آمده است.۵- علامه طبرسی، تفسیر جمع الجوامع، ذیل آیه ۳۰ روم.۶- سید رضی، نهج البلاغه، خطبه اول.منبع :پاسدار اسلام – بهمن۱۳۷۶، شماره ۱۹۴ –

رمضان، ماه میهمانی خدا

اشاره:

رمضان، ماه برکت، رحمت، مغفرت، توبه، انابه، صبر و مواسات. رمضان ماه تقوا و طهارت و رهایی از شر نفس و به خدا پیوستن است. رمضان، ماه علی(علیه السلام) آن مقتدای عدالت و انسانیت است که نماز خون و شهادت در محراب عشق را برای اولین بار به یادگار گذاشت. در روایات رسیده از معصومان(علیه السلام) نام ها و اوصاف بسیاری برای ماه رمضان آمده است، که نام های یادشده بخشی از آن به شمار می  آیند.(۱) ولی در این میان به نظر می رسد ماه خدا و میهمانی خدا، عالی ترین تعبیری است که درباره ماه رمضان به کار برده شده است.

با اینکه همه ماه ها ماه خداست و انسان ها همه وقت از نعمت های مادی و معنوی و در حقیقت از سفره گسترده الهی استفاده می کنند، ولی از آنجا که همه کتاب های بزرگ آسمانی از جمله قرآن که کتاب هدایت و راهنمایی برای همه بشریت است در این ماه نازل شده است، و نیز از آنجا که وظیفه بزرگ الهی روزه در این ماه انجام می شود امتیاز خاصی به این ماه بخشیده است.

ابی بصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده که آن حضرت فرموده اند:

««تورات» در ششم و «انجیل» در دوازدهم ماه رمضان، و «زبور» در هجدهم و قرآن در شب قدر نازل شده است.»(۲)

با توجه به روایت یادشده ماه رمضان همواره ماه نزول کتاب های آسمانی و ماه هدایت و تربیت بوده است. چرا که هدایت و تربیت بدون دستورات و روش هایی که درست را از نادرست جدا و آن را به مردم تعلیم دهد ممکن نیست.

برنامه تربیتی روزه نیز، باید با آگاهی هر چه بیشتر و عمیق تر از تعلیمات آسمانی هماهنگ گردد، تا جسم و جان آدمی را از آلودگی های گناه شستشو دهد.

روایات بسیاری درباره جایگاه این ماه بزرگ از امامان معصوم(علیهم السلام) رسیده است. ولی جامع ترین آنها که بسیاری از وظایف روزه دار و شرایط یک روزه کامل و فضائل این ماه را بیان می کند، خطبه مشهور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که آن حضرت در آخرین جمعه ماه شعبان برای آماده ساختن یاران برای استقبال از ماه مبارک رمضان خطبه ای خواندند و در آن مژده فرا رسیدن ماه رمضان را داده و جایگاه و اهمیت این ماه بزرگ را تشریح کردند و خطاب به مردم فرمودند:

با اینکه همه ماه ها ماه خداست و انسان ها همه وقت از نعمت های مادی و معنوی و در حقیقت از سفره گسترده الهی استفاده می کنند، ولی از آنجا که همه کتاب های بزرگ آسمانی از جمله قرآن که کتاب هدایت و راهنمایی برای همه بشریت است در این ماه نازل شده است، و نیز از آنجا که وظیفه بزرگ الهی روزه در این ماه انجام می شود امتیاز خاصی به این ماه بخشیده است.

«ای مردم، ماه خدا، با برکت و رحمت و آمرزش به شماروی آورده است.

ماهی که در نزد خدا برترین ماه هاست. روزهایش برترین روزها و شب هایش برترین شب ها و ساعات آن برترین ساعت ها است.

ماهی است که به میهمانی خدا دعوت شده اید و از کسانی که مورد اکرام خدا هستند می باشید.

در این ماه نفس کشیدن شما ثواب تسبیح و ذکر خدا و نیز خواب شما ثواب عبادت خواهد داشت. اعمال شما در این ماه پذیرفته و دعای شما مستجاب است.

پس با نیت های خالص و صادق و دل های پاک از خدا بخواهید که شما را در این ماه به روزه داری و تلاوت قرآن موفق گرداند.

شقاوتمند و به دور از سعادت کسی است که در این ماه بزرگ از رحمت و آمرزش خداوند محروم بماند.

با گرسنگی و تشنگی خود در این ماه، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را به یاد آورید.

در این ماه به بینوایان و تهیدستان رسیدگی و بخشش کنید. بزرگان خود را احترام کنید و بر کودکان خود مهربان باشید و با خویشاوندان خود رفت و آمد کرده و پیوند با آنان را محکم سازید.

زبان هایتان را از گناه و بیهوده  گویی نگه دارید. چشم های خود را از آنچه نگاه کردن به آن جایز نیست بپوشانید و گوش هایتان را از آنچه شنیدن آن حلال نیست فرو بندید.

بر یتیمان مردم محبت و مهربانی کنید، تا پس از شما با یتیمان تان مهربانی کنند. و از گناهان تان به سوی خدا توبه و بازگشت نمایید. به هنگام نماز دست هایتان را به دعا بردارید، زیرا این اوقات بهترین ساعاتی است که خداوند با عزت و جلال به لطف و رحمت به سوی بندگانش نظر می کند. و چون با او به راز و نیاز پردازند پاسخ شان دهد. و هنگامی که او را صدا کنند لبیک شان گوید، و زمانی که او را بخوانند اجابت شان کند.

ای مردم، به راستی که جان های شما در گرو اعمال شماست، پس با طلب آمرزش الهی آنها را آزاد سازید. پشت شما از بار گناهان، سنگین است پس با سجده های طولانی آن را سبک کنید. و بدانید خدایی که یاد او برتر است به عزت خود سوگند یاد کرده که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نکند و در آن روز که آدمیان در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند، ایشان را به آتش جهنم نترساند.

ای مردم، هر کس از شما که در این ماه روزه دار مؤمنی را افطار دهد، برای او به خاطر این عمل، ثواب آزاد کردن بنده ای و آمرزش گناهان گذشته در نظر گرفته می شود.»

گفته شد: ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همه ما را توانایی این کار (افطار روزه دار) نیست. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:

«خود را از آتش جهنم برهانید اگر چه به افطار دادن نصف دانه خرما و یا جرعه آبی باشد.

ای مردم، هر کس از شما اخلاقش را در این ماه نیکو سازد، گذشتن از صراط در قیامت در روزی که قدم ها بر آن می لغزد بر او آسان شود.

و هر که در این ماه بر زیردستان خود آسان گیرد خداوند نیز حساب اعمالش را آسان خواهد گرفت. و هر که در این ماه شر خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز در روز ملاقات غضبش را از او بازدارد. هر که در این ماه یتیمی را گرامی بدارد، خداوند در روز قیامت او را گرامی خواهد داشت.

هر که در این ماه با خویشاوندان خود رفت و آمد نموده و پیوند با آنان را محکم سازد، خداوند او را در روز ملاقات به رحمت خویش پیوند دهد، و هر که در این ماه رابطه خود را با خویشاوندانش ببرد، خداوند نیز رحمتش را در روز قیامت از او خواهد برید.

در این ماه به بینوایان و تهیدستان رسیدگی و بخشش کنید. بزرگان خود را احترام کنید

و بر کودکان خود مهربان باشید

و با خویشاوندان خود رفت و آمد کرده

و پیوند با آنان را محکم سازید.

زبان هایتان را از گناه و بیهوده گویی نگه دارید. چشم های خود را از آنچه نگاه کردن به آن جایز نیست بپوشانید و گوش هایتان را از آنچه شنیدن آن حلال نیست فرو بندید.

هر که در این ماه نماز مستحبی به جای آورد، خداوند او را از آتش دوزخ دور می کند. و هر که در این ماه عمل واجبی را انجام دهد خداوند ثواب هفتاد عمل واجب که در ماههای دیگر به جا آورد به او عطا می کند.

و هر که در این ماه بر من (پیامبر اسلام) صلوات بسیار فرستد خداوند در روزی که میزان اعمال سبک شوند، میزان عملش را سنگین گرداند.

هر که در این ماه آیه ای از قرآن بخواند پاداش کسی را دارد که در ماههای دیگر ختم قرآن کرده باشد. ای مردم، در این ماه درهای بهشت گشوده است. پس از خدایتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد. در این ماه درهای جهنم بسته است، پس از خدایتان بخواهید که آنها را به سبب گناهانتان بر شما نگشاید.

در این ماه شیطان ها به بند کشیده شده اند. از خدایتان بخواهید که آنها را بر شما مسلط نگرداند.»

برترین اعمال دوری از گناه

علی(علیه السلام) می  فرماید: من در این وقت برخاستم و عرض کردم ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برترین اعمال در این ماه کدام است؟

آن حضرت فرمودند: ای ابوالحسن، برترین اعمال در این ماه خودداری از اعمالی است که خدا آن را حرام کرده است.

پس آنگاه پیامبر گریست. گفتم ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چه چیز سبب گریه شما شد؟

فرمود: ای علی، از آنچه در این ماه بر تو روا می دارند می گریم، گویی تو را می بینم که برای پروردگارت به نماز ایستاده ای و شقی ترین و بدبخت ترین افراد در میان اولین و آخرین انسان ها و همتای کسی که ناقه قوم ثمود را از پای درآورد برخاسته بر فرق تو ضربه ای فرود می آورد که محاسنت را به خون سرت رنگین می کند. پس عرض کردم ای رسول خدا؛ آیا این در حالی است که دینم به سلامت است؟ فرمود: آری، ای علی، هر که تو را دشمن دارد مرا دشمن داشته و هر که تو را ناسزا و دشنام دهد مرا ناسزا و دشنام گفته است. خداوند تبارک و تعالی من و تو را آفرید و مرا و تو را برگزید. مرا برای نبوت و تو را برای امامت اختیار کرد. هر کس امامت تو را انکار کند نبوت مرا انکار کرده است.

ای علی، تو وصی من و پدر فرزندان من و همسر دخترم و جانشین من بر امتم، به هنگام حیات و پس از مرگ من هستی. دستور تو دستور من و نهی و بازداشتن تو نهی من است.

سوگند به خدایی که مرا به رسالت برگزیده و مرا از بهترین مردم قرار داد، تو حجت خدا بر خلقش و امین او بر سرّش و خلیفه او بر بندگانش هستی.(۳)

با دقت در خطبه یادشده به خوبی روشن می شود که این فرمان الهی تا چه اندازه در نزد خداوند محبوب و ارجمند است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله):

ای مردم، هر کس از شما که در این ماه روزه دار مؤمنی را افطار دهد، برای او به خاطر این عمل، ثواب آزاد کردن بنده ای و آمرزش گناهان گذشته در نظر گرفته می شود.»

گفته شد: ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همه ما را توانایی این کار (افطار روزه دار) نیست.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:

«خود را از آتش جهنم برهانید اگر چه به افطار دادن نصف دانه خرما و یا جرعه آبی باشد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله):

هر که در این ماه با خویشاوندان خود رفت و آمد نموده و پیوند با آنان را محکم سازد، خداوند او را در روز ملاقات به رحمت خویش پیوند دهد، و هر که در این ماه رابطه خود را با خویشاوندانش ببرد، خداوند نیز رحمتش را در روز قیامت از او خواهد برید.

بر همین اساس، پیامبر اسلام از قول خداوند تبارک و تعالی نقل می کند که فرمود: «الصوم لی و انا اجزی به؛(۴) روزه برای من است و من پاداش آن را خواهم داد.»

تردیدی نیست که این همه فضائل و آثار تنها با دست کشیدن از خوردن و آشامیدن … به دست نمی آید بلکه همان گونه که امام صادق(علیه السلام) در روایتی مفصل اشاره کرده اند شرایط خاصی دارد لازم است همان گونه که ظاهر انسان روزه دار است اعضا و جوارح وی نیز، روزه دار باشند. زبان باید از دروغ بپرهیزد. دیدگان باید از نامحرم فرو بسته شوند، نزاع، حسد، غیبت و دیگر رذائل اخلاقی در بین نباشد تا روزه دارای آن آثار باشد.(۵)

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به جابر بن عبداللّه  انصاری فرمود: ای جابر، هر کس در روز ماه رمضان روزه بدارد و شب آن را به یاد خدا بیدار شود، شکم را از حرام و دامن را از آلودگی حفظ کند و زبان خویش را نگه دارد، از گناهان بیرون رود همچنان که از این ماه بیرون می رود. جابر گفت: ای پیامبر خدا، چه نیکوست این حدیث.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ای جابر، چه دشوار است شرایط آن.(۶)

آثار اخلاقی و تربیتی روزه

روزه دارای ابعاد گوناگون و آثار بسیاری است. که از همه مهم تر بُعد اخلاقی و تربیتی آن است. روزه اگر روزه باشد صفای باطن و پاکیزگی روح را به همراه دارد، چرا که انسان روزه دار با خودداری از خوردن و آشامیدن قوای حیوانی خود را

تردیدی نیست که این همه فضائل و آثارتنها با دست کشیدن از خوردن و آشامیدن … به دست نمی آید بلکه همان گونه که امام صادق(علیه السلام) در روایتی مفصل اشاره کرده اند شرایط خاصی دارد لازم است همان گونه که ظاهر انسان روزه دار است اعضا و جوارح وی نیز، روزه دار باشند.

زبان باید از دروغ بپرهیزد.

دیدگان باید از نامحرم فرو بسته شوند، نزاع، حسد، غیبت و دیگر رذائل اخلاقی در بین نباشد تا روزه دارای آن آثار باشد.

تضعیف و بر هوا و هوس های خود پیروز می گردد. قرآن به هنگام دستور روزه به مؤمنان می فرماید:

«ای مؤمنان، همان گونه که روزه را بر اقوام پیش از شما واجب کرده بودیم آن را بر شما نیز واجب ساختیم تا پرواپیشه شوید.»(۷)

اسلام می خواهد، مسلمان با روزه داری در ماه مبارک رمضان زمینه پرورش روح و تقوا را در همه زمینه ها در خود ایجاد کنند. زیرا همان گونه که اشاره کردیم، هر گاه انسان از انجام خواسته های طبیعی تن، خودداری کرد، بخوبی می تواند از پیروی هوای نفس خودداری کند بدون تردید رسیدن به مرحله تقوا و پرورش روح در همه ابعاد تنها با امساک از خوردن و آشامیدن به دست نمی آید بلکه شرایط دیگری لازم دارد که بدان اشاره کردیم. بنابراین، اگر دیده می شود که وضع اخلاقی برخی از افراد با اینکه یک ماه را روزه گرفته اند، با گذشته چندان تفاوتی ندارد و به پاکی و تعالی آنان نینجامیده است، به جهت این است که روزه را تنها خودداری از خوردن و آشامیدن پنداشته اند. در حالی که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) می فرماید:

«کوچکترین و آسان ترین چیزی که خداوند در روزه، برای روزه دار واجب کرده امساک از خوردن و آشامیدن است.»(۸)

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به جابر بن عبداللّه  انصاری فرمود: ای جابر، هر کس در روز ماه رمضان روزه بدارد و شب آن را به یاد خدا بیدار شود، شکم را از حرام و دامن را از آلودگی حفظ کند و زبان خویش را نگه دارد، از گناهان بیرون رود همچنان که از این ماه بیرون می رود.

براساس روایات، روزه دار، همان گونه که از خوردنی ها و آشامیدنی ها خودداری می کند، باید همه اعضای بدن خود را روزه دار نگه دارد، در این صورت است که خداوند روزه او را می پذیرد و صفای روح و باطن به او عنایت می کند.(۹)

از باب نمونه علی(علیه السلام) از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل کرده است:

«هر کس برای رضای خدا و پاداش اخروی، در ماه رمضان روزه بگیرد و گوش و چشم و زبان خود را از مردم بازدارد خداوند روزه او را می پذیرد و همه گناهان او را می بخشد و به او ثوابی معادل ثواب صابران عنایت می کند.»(۱۰)

در حدیث یادشده، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) کنترل چشم و گوش و زبان را به همراه خودداری از دیگر مبطلات چون خوردن و آشامیدن از شرایط روزه کامل و واقعی داشته است. بدون تردید اگر مسلمانی اینگونه که پیامبر فرموده روزه بگیرد. و جسم و جان خود را به مدت یک ماه تمرین و پرورش دهد به مرحله صفای باطن و تعالی روح و تقوا در ابعاد گوناگون خواهد رسید.

جامعه ای پاک و پاکیزه

اسلام با دستور روزه به همه مؤمنان «یا ایهاالذین آمنوا کتب علیکم الصیام …»(۱۱)

می خواهد که مسلمانان جامعه ای پاک و پاکیزه داشته باشند. جامعه ای که از تزویر، خیانت، ستمگری و تجاوز به حقوق و شخصیت یکدیگر پاک باشد. به همین جهت اسلام، افزون بر تشریح قانون های گسترده که همه ابعاد زندگی بشری را در برمی گیرد با واجب کردن یک ماه روزه در ماه مبارک رمضان، تمایلات شیطانی و هوس های سرکش انسان ها را سرکوب می کند. نکته ای که درخور دقت است و در خطبه رسول خدا نیز بدان اشاره شده این است که اسلام، پیش از آنکه پیروان خود را به کارهای نیک وادارد از ارتکاب گناه و پلیدی باز می دارد. چرا که اگر زمینه آموزش احکام و تربیت اسلامی آماده نباشد، هر گونه تبلیغ و تلاش بیهوده است. از این رو گاه وقتی که علی(علیه السلام) از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) سؤال می کند که بهترین عمل در ماه رمضان کدام است؟ آن حضرت می فرماید:

«الورع عن محارم  اللّه ؛(۱۲) بهترین عمل در این ماه، دوری از گناهان است.»

روزه اگر روزه باشد صفای باطن

و پاکیزگی روح را به همراه دارد،

چرا که انسان روزه دار با خودداری از خوردن

و آشامیدن قوای حیوانی خود را

تضعیف و بر هوا و هوس های خود

پیروز می گردد.

تردیدی نیست که گناه و تجاوز به حقوق دیگران بنیاد هر جامعه ای را سست و متزلزل و سپس نابود می کند. تاریخ بیانگر آن است که هر جامعه ای تا زمانی می تواند پایدار بماند و به سیر صعودی خود ادامه دهد که به گناه و فساد آلوده نشده باشد. و چون جامعه ای به گناه و فساد، بی قانونی و تجاوز به حقوق دیگران روی آورد متزلزل و سپس از بین خواهد رفت. روزه ای که اسلام بدان دستور می دهد در واقع مبارزه ای همه سویه علیه همه انواع فساد و آلودگی هاست. و اگر با شرایط آن انجام پذیرد ریشه همه فسادها، انحراف ها و آلودگی های اجتماعی از دل و جان انسان ها کنده شده و به جای آن صفا و پاکی نشانده می شود.

اجابت دعای روزه داران

چون شخص روزه دار به منظور اطاعت از خدا، از خوردن و آشامیدن و دیگر مبطلات روزه خودداری می کند، از صفای باطن و حالات روحانی و معنوی خاصی برخوردار می گردد. وجود این حالت در انسان او را به نزول رحمت های الهی و اجابت دعاهایش امیدوار می سازد همان گونه که امام سجاد(علیه السلام) می فرماید:

دعای روزه دار به هنگام افطار پذیرفته می شود.(۱۳)

در خطبه و دیگر روایاتی که از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بدان اشاره کردیم به صورت مطلق به هنگام افطار و غیر آن از اجابت دعای روزه دار سخن گفته شده است. البته به هنگام افطار چون حالت روحانی ویژه ای برای روزه دار پدید می آید، در روایات از جمله روایت یادشده سفارش شده که روزه دار در آن هنگام دعا کند که دعایش پذیرفته می شود.

اسلام می خواهد، مسلمان با روزه داری در ماه مبارک رمضان زمینه پرورش روح و تقوا را در همه زمینه ها در خود ایجاد کنند.

زیرا همان گونه که اشاره کردیم،

هر گاه انسان از انجام خواسته های طبیعی تن، خودداری کرد، بخوبی می تواند

از پیروی هوای نفس خودداری کند.

امام صادق(علیه السلام) درباره سیره پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنین می فرماید:

«هر وقت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می خواست افطار کند می فرمود: پروردگارا برای تو روزه گرفتیم و با روزی تو افطار می کنیم، پس این روزه را از ما بپذیر، تشنگی رفت و سیراب شدیم. لیکن پاداش روزه بر جای مانده است.»(۱۴)

آثار و برکات اجتماعی روزه

روزه افزون بر آثار تربیتی، آثار اجتماعی بسیاری دارد که به نمونه ای از آنها اشاره می شود.

  1. درس مساوات و برابری:

روزه به مسلمانان درس مساوات و برابری می دهد با انجام این دستور الهی، افراد ثروتمند درد فقر و ناداری و گرسنگی را به گونه ای محسوس می چشند، و به خوبی از درد دل آنان آگاه می گردند. همین احساس آنها را وامی دارد تا به یاری آنان بشتابند.

ممکن است گفته شود که با توصیف حال گرسنگان و محرومان می توان ثروتمندان را متوجه حال فقیران ساخت. ولی بدون تردید، اگر این مسئله با روزه داری جنبه عینی به خود بگیرد اثر آن بسیار بیشتر است از این روی در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که هشام بن حکم از علت تشریع روزه پرسید، امام چنین پاسخ دادند:

«انما فرض اللّه  الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و ذلک ان الغنی لم یکن لیجدمس الجوع، فیرحم الفقیر، و ان الغنی کلما اراد شیئا قدر علیه، فاراداللّه  تعالی ان یسوی بین خلقه، وان یذیق الغنی مس الجوع و الالم، لیرق علی الضعیف و یرحم الجائع؛(۱۵)

بر اساس روایات، روزه دار، همان گونه که از خوردنی ها و آشامیدنی ها خودداری می کند، باید همه اعضای بدن خود را

روزه دار نگه دارد، در این صورت است که خداوند روزه او را می پذیرد

و صفای روح و باطن به او عنایت می کند.

روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و ثروتمند مساوات برقرار گردد. و این بدان سبب است که ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند. چرا که ثروتمندان هر چه را بخواهند (از امور مادی) برای آنان فراهم است، خدا می خواهد میان بندگان خود مساوات باشد و طعم گرسنگی و درد و رنج را به ثروتمندان بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رسیدگی کنند.»

  1. کاهش جرم و جنایت

با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، آمار جرائم و جنایات در میان مسلمانان به گونه ای چشمگیر کاهش می یابد و رغبت مردم به کارهای نیک فزونی می گیرد. دعاها، انفاق ها، تلاوت قرآن، رفت و آمد با خویشان و دوستان، شرکت در محافل دینی و … در این ماه بیش از ماههای دیگر است. و این امر در تقویت روح همبستگی اسلامی و تحریک عواطف انسانی تأثیر بسزایی دارد.

تردیدی نیست که گناه و تجاوز به حقوق دیگران بنیاد هر جامعه ای را سست و متزلزل و سپس نابود می کند. تاریخ بیانگر آن است که هر جامعه ای تا زمانی می تواند پایدار بماند و به سیر صعودی خود ادامه دهد که به گناه و فساد آلوده نشده باشد. و چون جامعه ای به گناه و فساد، بی قانونی و تجاوز به حقوق دیگران روی آورد متزلزل و سپس از بین خواهد رفت. روزه ای که اسلام بدان دستور می دهد در واقع مبارزه ای همه سویه علیه همه انواع فساد و آلودگی هاست.

و اگر با شرایط آن انجام پذیرد ریشه همه فسادها، انحراف ها و آلودگی های اجتماعی از دل و جان انسان ها کنده شده و به جای آن صفا و پاکی نشانده می شود.

آماری که همه ساله پس از ماه مبارک رمضان منتشر می شود بیانگر آن است که در سرتاسر ایران جرم و جنایت به صورت محسوس و گاه تا چهل یا پنجاه درصد کاهش می یابد. و تعداد کسانی که به دادگاهها مراجعه می کنند نیز به نصف کاهش می یابد. مردم در کوچه و بازار کمتر دروغ می گویند و نیز کمتر سر یکدیگر کلاه می گذارند. حتی دزدی ها در این ماه کاهش می یابد و … و همه اینها از آثار روزه و روزه داری است.

امام صادق(علیه السلام):

روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و ثروتمند مساوات برقرار گردد.

و این بدان سبب است که ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند. چرا که ثروتمندان هر چه را بخواهند

(از امور مادی) برای آنان فراهم است،

خدا می خواهد میان بندگان خود مساوات باشد و طعم گرسنگی و درد و رنج را

به ثروتمندان بچشاند تا به ضعیفان

و گرسنگان رسیدگی کنند.»

آثار بهداشتی و درمانی روزه

در حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) آمده است: «صوموا تصحوا؛(۱۶) روزه بگیرید تا تندرست شوید.» در طب قدیم و همچنین در طب جدید آثار «امساک» در درمان بسیاری از بیماری ها به اثبات رسیده است. و کمتر طبیبی است که در گذشته و حال به این حقیقت اشاره ای نکرده باشند از باب نمونه: حکیم قرن ششم پیش از میلاد، فیثاغورث به شاگردانش توصیه می کرد تا در مواقع بیماری و نیز به منظور تهذیب نفس از نوعی امساک کمک بگیرند. سقراط نیز، که او را پدر دانش پزشکی نامیده اند برای حفظ صحت و درمان بیماری ها «امساک» را برای مدتی طولانی ضروری می دانست.(۱۷)

بسیاری از مردم چنین می پندارند که غذای بیشتر انرژی بیشتری تولید می کند غافل از اینکه غذای زائد و اضافی، موجب اختلال دستگاه گوارش و سبب ذخیره شدن چربی های خارج از اندازه است و بیماری های گوناگونی را به وجود می آورد. بیماری های خطرناک چاقی، تصلب شرایین، انسداد عروق، دیابت و بسیاری از بیماری های دیگر ریشه در تغذیه زیاد و گاهی هم معلول کیفیت آن است.

در روایات افزون بر روزه داری از ضررهای شکم پرستی و منافع امساک و کم خوری بسیار سخن گفته شده است و همواره مسلمانان به رعایت اعتدال در استفاده از انواع غذاها فرمان داده شده اند.

یکی از درباریان منصور دوانیقی «خلیفه عباسی» نقل می کند:

روزی حضرت صادق(علیه السلام) در مجلس خلیفه حاضر بود. یک طبیب هندی کتابی درباره طب در دست داشت و می خواند و آن حضرت ساکت نشسته بود. چون طبیب از خواندن کتاب باز ایستاد، به امام صادق گفت: آیا مایلی چیزی از این کتاب به شما بیاموزم؟ امام فرمود:

نه، زیرا آنچه از قواعد طبی که نزد من است بهتر از چیزی است که تو داری و سپس فرمودند:

من دستور پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) را به کار می بندم که فرمود:

«المعده بیت الداء و الحمیه هی الدواء؛(۱۸) معده مرکز بیماری ها و امساک بالاترین داروهاست.»

آن طبیب هندی با شگفتی گفت: طب غیر از این چیزی نیست. به نقلی دیگر، طبیب هندی از امام پرسید که این دانش را از کجا آورده ای؟ امام فرمود: این سخن را از پدرانم و آنها از پیامبر اسلام و پیامبر اسلام از جبرئیل و خداوند تبارک و تعالی آموخته است. طبیب هندی گفت: راست گفتی و من شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد و محمد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است.(۱۹)

امروزه نیز پزشکان معترفند که مسئله تغذیه نقش مهمی در سلامت و بیماری انسان دارد همان گونه که طبیب روسی «الکسی سوفورین» در کتاب خود می نویسد:

۹۵% بیماری های مردم از شکم خوارگی و سوءتغذیه سرچشمه می گیرد.(۲۰)

وی در جای دیگر می نویسد:

«درمان از طریق روزه فائده ویژه ای برای کم خونی، ضعف روده ها، التهاب بسیط و مزمن، دمل های داخلی و خارجی، سل، اسکلیروز، روماتیسم، نقرس، استسقاء، نوراستنی، عرق النساء، خراز «ریختگی پوست» بیماری های چشم، مرض قند، بیماری های جلدی، بیماری های کلیه، کبد و بیماری های دیگر دارد. معالجه از طریق امساک اختصاص به بیماری های فوق ندارد، بلکه بیماری هایی که مربوط به اصول جسم انسان است و با سلول های جسم آمیخته شده همانند: سرطان، سفلیس، سل و طاعون را نیز شفا می بخشد.»(۲۱)

آماری که همه ساله پس از ماه مبارک رمضان منتشر می شود بیانگر آن است که در سرتاسر ایران جرم و جنایت به صورت محسوس و گاه تا چهل یا پنجاه درصد کاهش می یابد.

و تعداد کسانی که به دادگاهها مراجعه می کنند نیز به نصف کاهش می یابد.

مردم در کوچه و بازار کمتر دروغ می گویند

و نیز کمتر سر یکدیگر کلاه می گذارند.

حتی دزدی ها در این ماه کاهش می یابد و …

و همه اینها از آثار روزه و روزه داری است.

برخی از تعالیم اسلام در این باره جنبه پیشگیری و برخی دیگر جنبه درمانی دارد در بخش پیشگیری به پیروان خود سفارش کرده است تا گرسنه نشوند از خوردن غذا خودداری کنند.

و به هنگام خوردن غذا پیش از آنکه سیر شوند از خوردن دست بکشند.(۲۲)

و در بخش درمانی، روزه داری بهترین درمان است روزه مواد زائد و اضافی و جذب نشده بدن را می سوزاند. افزون براین، نوعی استراحت برای دستگاههای گوارشی و عامل مؤثری برای سرویس کردن آنهاست. و با توجه به اینکه این دستگاه در طول سال مشغول به کار است. این استراحت ضررری است.

روشن است که روزه دار به هنگام سحری خوردن و یا افطار کردن نباید در خوردن و آشامیدن افراط کند، تا از آثار بهداشتی و درمانی روزه نیز بهره مند شود.

پی نوشت:

در حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) آمده است: «صوموا تصحوا؛ روزه بگیرید تا تندرست شوید.» در طب قدیم و همچنین در طب جدید آثار «امساک» در درمان بسیاری از بیماری ها به اثبات رسیده است. و کمتر طبیبی است که در گذشته و حال به این حقیقت اشاره ای نکرده باشند از باب نمونه: حکیم قرن ششم پیش از میلاد، فیثاغورث به شاگردانش توصیه می کرد تا در مواقع بیماری و نیز به منظور تهذیب نفس از نوعی امساک کمک بگیرند. سقراط نیز، که او را پدر دانش پزشکی نامیده اند برای حفظ صحت و درمان بیماری ها «امساک» را برای مدتی طولانی ضروری می دانست.

  1. بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۴۰، ۳۴۱، ۳۴۲، ۳۵۹ و …
  2. وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۲۴، ناشر، احیاءالتراث العربی.

۳٫بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۵۶، ۳۵۸، الامالی، صدوق ۵۷، ۵۸؛ عیون الاخبار، ج۱، ص۲۹۵٫

  1. سفینه البحار، ج۲، ص۶۴، دارالمرتضی، بیروت؛ بحارالانوار، ج۹۶، ص۲۵۵٫
  2. وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۱۷، ۱۱۹٫
  3. همان، ص۱۱۶٫
  4. بقره، آیه۱۸۳٫
  5. وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۱۸٫

۹٫همان، روایت ۷، ۱۰، ۱۲، ۱۳٫

  1. همان، ص۱۱۸٫
  2. بقره، آیه ۱۸۳٫
  3. بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۵۶٫
  4. وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۰۶٫
  5. بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۰۶، سفینه البحار، ج۲، ص۶۶٫
  6. وسائل الشیعه، ج۷، ص۳، بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۷۱٫
  7. بحارالانوار، ج۹۶، ص۲۵۵٫
  8. حکمه الصوم و آثار، ص۳۸، ناشر: گروه فرهنگ اجتماعی کویت، به نقل از نقش روزه در سازندگی انسان.
  9. سفینه البحار، ج۲، ص۷۸٫
  10. همان.
  11. حکمه الصوم و آثار، ص۹۸٫
  12. روزه روش نوین برای درمان بیماری ها، ص۶۵ به نقل از تفسر نمونه، ج۱، ص۶۳۲٫
  13. سفینه البحار، ج۲، ص۷۹٫

منبع :پیام زن – شهریور ۱۳۸۸ – شماره ۲۱۰

عید سعید فطر

اشاره

عید فطر یکی از دو عید بزرگ در سنت اسلامی است که درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را به روزه داری به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیاری از کارهای مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند، اجر و پاداشی که خود خداوند به آنان وعده داده است.امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در یکی از اعیاد فطر خطبه ای خوانده اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده اند.

خطب امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامکم، فاذکروا بخروجکم من منازلکم الی مصلاکم خروجکم من الاجداث الی ربکم و اذکروا بوقوفکم فی مصلاکم و وقوفکم بین یدی ربکم، و اذکروا برجوعکم الی منازلکم، رجوعکم الی منازلکم فی الجنه.

عباد الله! ان ادنی ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون (۱)

ای مردم! این روز شما روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و نا امید می گردند و این شباهتی زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوی پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوی منازل خود، متذکر شوید بازگشتتان را به سوی منازلتان در بهشت برین، ای بندگان خدا، کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد و می گوید:

«هان!بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملکی تبریزی درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزی است که خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان کرم او بنشینند و ادب بندگی بجای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند، نیازهای خویش به نزد او آرند و آرزوهای خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازی به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانی و بنده نوازی، بخشایش و کارسازی در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمی برند.» (۲)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده اند که در این روز، امر امساک و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار کنند و روزه خود را بشکنند فطر و فطر و فطور به معنای خوردن و آشامیدن، ابتدای خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است که به معنای آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتی از نخوردن و نیاشامیدن. ابتدای خوردن و آشامیدن را افطار می نامند و از این رو است که پس از اتمام روز و هنگامی که مغرب شرعی در روزهای ماه رمضان، شروع می شود انسان افطار می کند یعنی اجازه خوردن پس از امساک از خوردن به او داده می شود.

عید فطر دارای اعمال و عباداتی است که در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصی نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می شود که روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است که انسان بسیار دعا کند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلی نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می خوانیم:

«… اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامه و مزیدا ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتک علیه و علیهم اللهم انی اسالک خیر ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون »

بارالها! به حق این روزی که آن را برای مسلمانان عید و برای محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادی از تو می خواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و مرا در هر خیری وارد کنی که محمد و آل محمد را در آن وارد کردی و از هر سوء و بدی خارج سازی که محمد و آل محمد را خارج ساختی، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می طلبم آنچه بندگان شایسته ات از تو خواستند و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایی از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارک رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل علی محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارک لنا فی یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفی من ذنوبنا و ما علن … اللهم انا نتوب الیک فی یوم فطرنا الذی جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتک مجمعا و محتشدا، من کل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبه من لا ینطوی علی رجوع الی.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران کن و روز فطر را بر ما عیدی مبارک و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایی قرار ده که بر ما گذشته است که در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهی و گناهانمان را بشوئی و خداوندا بر ما ببخشایی آنچه در پنهان و آشکارا گناه گردانیم … خداوندا! در این روز عید فطرمان که برای مؤمنان روز عید و خوشحالی و برای مسلمانان روز اجتماع و گردهمائی قرار دادی از هر گناهی که مرتکب شده ایم و هر کار بدی که کرده ایم و هر نیت ناشایسته ای که در ضمیرمان نقش بسته است به سوی تو باز می گردیم و توبه می کنیم، توبه ای که در آن بازگشت به گناه هرگز نباشد و بازگشتی که در آن هرگز روی آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارک گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (۳)

پی نوشت:

۱- محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ۷/۱۳۱ – ۱۳۲

۲- میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، المراقبات فی اعمال السنه، تبریز، ۱۲۸۱ ق ص ۱۶۷، مجله پاسدار اسلام، ش ۱۰۱، ص ۱۰

۳- نک: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۰۱، اردیبهشت ماه ۱۳۶۹ ص ۱۰ – ۱۱، ۵۰

منبع : جمعی از نویسندگان؛رمضان، تجلی معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه ۲۴۸

نکته هایی درباره احیای شب قدر

اشاره:

«ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم و تو چه می دانی که شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگار خود برای تقدیر هر کاری نازل می شوند. آن شب انباشته از سلامت [و برکت و رحمت] تا طلوع صبح است.»ماه مبارک رمضان در میان ماههای دیگر سال از شرافت و عظمت ویژه ای برخوردار است؛ ماهی که در آن شب قدر و نزول قرآن قرار گرفته است. سعادتمند و خوشبخت کسی است که بتواند با سلامتی و معرفت این ماه و به ویژه شبهای قدر را درک کرده، از فیوضات آن بهره مند شود. از این رو، در این مقاله مطالبی را در قالب چند نکته خدمت خوانندگان گرامی ارائه می نمایم:

۱٫ برای اینکه از شبها و روزهای ماه مبارک رمضان استفاده وافی شود، لازم است ارزش و اهمیت این ماه برای مخاطبین مشخص گردد. سیره بزرگان به تأسی از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله بر این بود که قبل از فرارسیدن ماه مبارک رمضان، خطبه ای ایراد می نمودند و ارزش و اهمیت این ماه و شبهای قدر را برای مردم بیان می کردند؛ به طوری که همه مشتاق فرا رسیدن این ماه عزیز می شدند. پس لازم است مبلغان گرامی از ماه شعبان المعظم شروع کنند و در فرصتهای به دست آمده از ویژگیها و فضایل ماه مبارک رمضان و شب قدر صحبت کنند.

به عنوان مثال، ذکر نکاتی چون موارد ذیل برای تذکر مفید است:

الف. خیلی ها هستند که برای خود روزی را مشخص کرده اند که به عنوان سال خمسی محسوب می شود. اولیای الهی نیز اوّل ماه مبارک رمضان را سال معنوی برای خود انتخاب می کنند تا حساب اعمال و رفتارهای یکساله خود را مشخص کنند و اگر اعمال خوب بوده، شکر الهی را به جای آورند و اگر رضایت بخش نبوده، به درگاه ربوبی استغفار کنند.

ب. خیلی از اولیای الهی و بزرگان بوده اند که اهتمام ویژه ای داشتند تا بتوانند شبهای قدر را درک کنند. بدین منظور، برخی از بزرگان، یکسال تمام را از سر شب تا به صبح شب زنده داری می کردند تا موفق به درک شب قدر شوند.

ج. طبق فرمایش پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله این ماه، ماهی است که همه به مهمانی خداوند دعوت شده اند؛ ماهی که حتی خواب روزه داران عبادت محسوب می شود؛ اگر نمازی خوانده شود، هفتاد برابر ثواب دارد؛ اگر آیه ای از قرآن تلاوت شود، ثواب ختم قرآن دارد و… که در خطبه شعبانیه به صورت مفصل آمده است.

۲٫ شهرها، روستاها و مساجد موجود در ایران اسلامی در خصوص برگزاری مراسم شبهای قدر به یک صورت عمل نمی کنند. برخی از مساجد چه در شهر و چه در روستا شبهای قدر را به اجرای مراسم و شب زنده داری می گذرانند و برخی دیگر بعد از اتمام سخنرانی همه به خانه ها می روند و اثری از حضور مردم در مسجد دیده نمی شود. بنابراین، لازم است مبلغان گرامی که می خواهند برنامه اجرا کنند، توجه مضاعفی به «بوم شناسی» منطقه داشته باشند. اگر قبلاً برنامه داشته اند، درباره چگونگی آن مدیریت کنند و اگر تا به حال برنامه ای در شبهای قدر نداشته اند، قبل از فرا رسیدن این شبهای عزیز با برنامه ریزی صحیح سعی کنند اولین برنامه خود را به نحو احسن اجرا نمایند.

۳٫ حالات معنوی نماز گزاران و روزه داران به یک اندازه نیست؛ چرا که به فرمایش شهید این ماه، مولی الموحدین امیر المؤمنین علی علیه السلام برای قلبها ادبار و اقبالی است. پس ضروری است در اجرای برنامه ها به این مهم نیز توجه شود تا خدای نکرده برخی از کسانی که برای احیای شب قدر به مسجد آمده اند، با طولانی شدن برنامه ها و نبود زمینه اجرای برنامه طولانی در آنها از جهت اقبال قلب، از مراسم دل زده نشوند و با تصور کم توفیقی یا بی توفیقی مأیوسانه مسجد را ترک نکنند.

۴٫ برای اجرای یک برنامه خوب و معنوی در شبهای قدر توجه به نکات ذیل و رعایت آنها مفید است:

ـ برای درک فضیلت و فیض «شب قدر» از قبل به نمازگزاران یادآور شویم تا همه مشتاقانه حضور در این شب و استفاده از برنامه های معنوی را روزشماری کنند.

ـ بهتر است برخی از افراد اهل مسجد را که وجهه خوبی نیز در اجتماع دارند و اهل قرآن خواندن، دعا خواندن، مداحی و… هستند، شناسایی کنیم و در اجرای برنامه از آنها کمک بگیریم.

ـ از قبل در تابلویی زمان برگزاری مراسم و زمان اتمام آن و نیز افرادی را که برای تلاوت قرآن، مناجات، دعا، مداحی و… اجرای برنامه خواهند کرد، به اطلاع نمازگزاران برسانیم. همچنین اعمال شبها را به صورت خوبی در تابلوهای مسجد درج نمایید.

ـ سعی کنید در بین برنامه ها فاصله ای جهت رفع خستگی، تجدید وضو و… به شرکت کنندگان در مراسم بدهید.

ـ روز قبل از شب قدر به نمازگزاران اطلاع رسانی کنید که اگر امکان دارد با غسل در مراسم شرکت کنند.

ـ دعاهای دهه آخر ماه مبارک رمضان ویژگی خاصی دارند که نباید مورد غفلت قرار بگیرند.

ـ از آنجا که حضور بانوان در مراسم شبهای قدر همراه فرزندانشان خواهد بود، ضروری است:

الف. فضای اختصاص یافته برای آنها کوچک تر از فضای برگزاری مراسم مردان نباشد؛

ب. نور کافی و زیرانداز مناسب تهیه شود؛

ج. حتما ظروفی جهت آب آشامیدنی در آنجا فراهم گردد؛

د. توجه داشته باشیم که آنها علاوه بر قرائت قرآن، نماز، دعا و… به فرزندان هم توجه دارند. بنابراین، اگر سر و صدایشان زیاد شد، با حالتی مناسب تذکر داده شود.

ـ از نوجوانانی که در مسجد حضور دارند در اجرای مراسم فعالانه بهره ببرید. از آنها می توان در تقسیم قرآنها، مفاتیح و… استفاده کرد.

ـ قبل از فرارسیدن شبهای قدر، اگر مسجد شما از جهت قرآن و مفاتیح دچار کمبود است، از قبل به فکر باشید. نیز اگر مهر مسجد کثیف و جرم گرفته شده، با غبارروبی مساجد، این مهرها را نیز تعویض یا سمباده کشی نمایید.

ـ از آنجا که سیره بزرگان بر این بوده که حتی در شبهای قدر از مباحث علمی برای احیاء این شبها بهره می گرفتند، با شناسایی مشکلات و معضلات و شبهاتی که احیانا در منطقه وجود دارد و دعوت از شخصیتهای علمی، در رفع این مشکلات و پاسخ به شبهات بکوشید.

ـ در میان برنامه ها از همه خواسته شود تا مثلاً نماز هفت قل هو اللّه را بخوانند یا صد مرتبه «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّی وَاَتُوبُ اِلَیْهِ» یا صد مرتبه «اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَهَ اَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ» را بگویند. این کار باعث می شود که اهل مسجد اگر فراموش کرده اند این اعمال را به جا آورند، به صورت دسته جمعی مثلاً دست به استغفار بزنند یا قاتلین را لعن و نفرین کنند که بی شک همراهی جماعت با یکدیگر در اجرای عملی، درصد اجابت را بیشتر می کند و نیز احساس خستگی را از شب زنده داران می گیرد.

ـ سعی کنید سخنرانی خود را در این شب کمتر از شبهای دیگر طول دهید. تصور اینکه امشب جمعیت زیادی حضور دارند و می توان حرفهای ناگفته را گفت، صحیح نمی باشد.

ـ شایسته است برنامه ها را از زمان اعلام شده شروع کرده، از طولانی شدن آن پرهیز کنیم. پس ضروری است از انداختن برنامه ها به آخر وقت خودداری نماییم؛ چنان که برخی از بزرگان سیره خود را بر این نوع اجرا قرار داده اند.

ـ یکی از کارهای بسیار خوب، پذیرایی در فواصل برنامه هاست که به رفع خستگی و از بین بردن ضعف حاضرین کمک خواهد کرد.

ـ یکی از اعمال شبهای قدر خواندن صد رکعت نماز است. شایسته است به مخاطبین خود اطلاع رسانی کنید که خواندن نمازهای قضا در اولویت قرار دارد و برای اجرای این برنامه نیز تدابیر لازم را بیندیشید.

منبع :مبلغان – شهریور و مهر ۱۳۸۶، شماره ۹۵ –

ماه مبارک رمضان در منظر پیامبر اکرم و اهلبیت(ع)

اشاره:

 رسول خدا صلی اللّه علیه وآله سه روز مانده از ماه شعبان، به بلال دستور می داد در میان مردم جار بزند. پس مردم را جمع می کرد و بر منبر می رفت و حمد و ثنای خدا می گفت و می فرمود: ای مردم همانا این ماه به شما روی آورده و آن سرور همه ماه هاست. در آن شبی وجود دارد که از هزار ماه بهتر است. در این ماه درهای دوزخ بسته و درهای بهشت گشوده می شود. هر که این ماه را در یابد و آمرزیده نشود خداوند او را از رحمت خود دور گرداند.

امام علی علیه السلام: روزی رسول خدا صلی اللّه علیه وآله برای ما خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم همانا ماه با برکت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است. این ماه نزد خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شب ها و ساعت هایش بهترین ساعات. در این ماه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید و در زمره بهره مندان از کرامت خداوند قرار گرفته اید. در این ماه نفس های شما تسبیح خداست و خواب شما عبادت است و اعمال شما پذیرفته و دعایتان به اجابت می رسد …، من برخاستم و عرض کردم: ای رسول خد بهترین عمل در این ماه چیست؟ پیامبر فرمود: ای ابالحسن بهترین عمل در این ماه خویشتن داری از حرام های خدای عزوجل است. امالی صدوق

امام محمد باقر علیه السلام: رسول خدا صلی اللّه علیه وآله در آخرین جمعه ماه شعبان برای مردم خطبه ای ایراد کرد. ابتدا حمد و ثنای الهی گفت و سپس فرمود: ای مردم همانا ماهی بر سر شما سایه افکنده که در آن شبی هست بهتر از هزار ماه. آن ماه رمضان است که خداوند روزه خود را در آن واجب کرده و یک شب نماز نافله در این ماه را برابر با هفتاد شب نافله در دیگر ماه ها قرار داده است.

امالی صدوق

از سفارش های امام صادق علیه السلام به فرزندانش در هنگام حلول ماه رمضان: جان های خود را به تلاش و کوشش وا دارید؛ زیرا در این ماه روزی ها قسمت و اجل ها نوشته می شود و در آن، نام های میهمانان خدا که بر او وارد می شوند، نوشته می گردد. در این ماه شبی هست که عمل عبادت در آن از عمل هزار شب بهتر است. بحارالانوار ج۹۶ص۳۷۵

امام سجاد علیه السلام در هنگام حلول ماه رمضان، چنین دعا می کرد: ستایش خدایی را که دین خود را به ما ارزانی داشت و ما را به آیین خویش اسلام اختصاص داد و در راه های احسان و نیکی خود در آورد، تا با نعمت و احسان او، آن راه ها را به سوی خشنودیش بپیماییم؛ ستایشی که آن را از ما بپذیرد و به وسیله آن از ما خشنود گردد. و ستایش خدایی را که ماه خود، رمضان، ماه روزه و ماه اسلام و ماه پاکیزگی و ماه تصفیه و ماه قیام به عبادت و شب زنده داری را یکی از این راه ها قرار داد. صحیفه سجادیه دعای۴۴

منبع :افق حوزه – ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ – شماره ۱۹۹ – راه سبز/

شب های قدر

اشاره:

شب قدر (به عربی: لیله القدر)، در باور اسلامی، شبی است که اولین آیات قرآن بر پیامبر اسلام محمد نازل شد.این شب در طول ماه رمضان (ماه نهم) واقع می‌شود، ماهی که با روزه گرفتن مورد توجه قرار می‌گیرد. نه قرآن و نه احادیث جمع‌آوری‌شده از محمد روز دقیقی که شب قدر باید بزرگداشت شود را آشکار نمی‌کنند. اِنَّا اَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهِ القَدرِ، وَ مَا اَدرَاکَ مَا لَیلَهُ القَدرِ، لَیلَهُ القَدرِ خَیرٌ مِن اَلفِ شَهر، تَنَزَّلُ المَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ اَمرٍ، سَلَامٌ هِی حَتَّی مَطلَعِ الفَجرِ.

ما آن(قرآن) را در شب قدر نازل کردیم، و تو چه می دانی شب قدر چیست؟ شب قدر، بهتر از هزار ماه است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان بر هر کار نازل می شوند. شبی است مملو از سلامت تا طلوع صبح.

از آیه ۱۵۸ سوره بقره: «شَهرُ رَمَضانُ الَّذِی اُنزِلَ فِیهِ القُرآنِ» استفاده می شود که قرآن کریم در ماه مبارک رمضان نازل شده است. در نخستین آیه سوره قدر نیز می فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم»، از این دو آیه نتیجه گیری می شود که «شب قدر»، در ماه مبارک رمضان است، گرچه بنا بر حکمت های الهی، زمان دقیق آن مشخص نشده است.

خداوند برای بیان عظمت شب قدر، خطاب به پیامبر می فرماید: «تو چه می دانی شب قدر چیست؟» و نیز آن را برتر از هزار ماه می داند. این بیان نشان می دهد که شکوه و بزرگی این شب به قدری است که حتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) با آن علم وسیع و گسترده اش، قبل از نزول این آیات، به آن آگاه نبوده است.

می دانیم که هزار ماه بیش از هشتاد سال است. به راستی شب قدر چه شب باشکوهی است که به اندازه یک عمر طولانی و پربرکت ارزش دارد.[۲]

یک جرعه آفتاب

رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

«هرکس شب قدر را احیا بدارد، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود».[۳]

«هرکه از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی، شب قدر را به عبادت بگذراند، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود».[۴]

حضرت علی(علیه السلام)

«چون مقدرات فرود آیند، تدابیر باطل و بی اثر شوند».[۵]

امام محمدباقر(علیه السلام)

امام محمدباقر(علیه السلام) در پاسخ به پرسش حمران از معنای آیه: «اِنَّا اَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهِ القَدرِ» فرمود: «آری، منظور شب است. آن شب، همه ساله در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد و قرآن جز در شب قدر نازل نشده است». خدای عزوجل می فرماید: «در آن شب، هرکاری ]به نحوی[ استوار، فیصله می یابد.» در شب قدر، هرچیزی از خیر و شر یا طاعت و معصیت یا ولادت مولودی یا مرگ کسی یا روزی ای که در آن سال تا شب قدر سال آینده تحقق می یابد، مقدر می شود. آنچه در آن شب مقدر و حکم شود، حتمی است و البته مشیت و خواست خدا در آن دخالت می کند.

حمران می گوید: عرض کردم: «شب قدر بهتر از هزار ماه است»، مقصود چه چیز شب قدر است؟ فرمود: «کار شایسته در این شب، مانند نماز و زکات و انواع کارهای نیک، از کاری که در هزار ماه بدون شب قدر صورت گیرد، برتر و بهتر است. و اگر نبود که خداوند حسنات مؤمنان را مضاعف می کند، ایشان ]به کمال فضیلت و ثواب[ نمی رسیدند، ولی خداوند حسنات آنان را مضاعف می گرداند».[۶]

امام صادق(علیه السلام)

«قلب ماه رمضان، شب قدر است».[۷]

«هرکه فاطمه را آن گونه که سزاوار است، بشناسد، بی تردید شب قدر را درک کرده است».[۸]

«مقدرات در شب نوزدهم، تعیین، در شب بیست و یکم، تأیید و در شب بیست و سوم، امضا می شود».[۹]

«چون دهه آخر ماه رمضان فرامی رسید، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دامن همت به کمر می زد و از زنان دوری می گزید و شب ها را احیا می داشت و خود را وقف عبادت می کرد».[۱۰]

اشاره

ورودیه

اهمیت شب قدر

سهیلا بهشتی

شب قدر به سبب نزول قرآن، شبی شکوهمند است، شبی که والاترین و پربرکت ترین شب های سال به شمار می رود، شبی که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آن را ستوده و درباره آن فرموده است: «ماه رمضان، سرور ماه ها و شب قدر، سرور شب هاست».[۱۱]

جایگاه والای این شب و نقش مهم آن در میهمان سرای الهی و بهره وری از برکات و دستاوردهای این ضیافت الهی تا آنجاست که امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «قلب ماه رمضان، شب قدر است».[۱۲]

کسی که بخواهد ماه رمضان، برای او ماهی زنده، بانشاط، حیات آفرین و سرشار و پربار باشد، باید از این قلب، مواظبت کند. مراقبت از این قلب ممکن است سرنوشت ساز و بیمه کننده همه عمر انسان باشد.

رقم خوردن سرنوشت انسان در شب قدر، در چهارچوب مقدرات او، در علم ازلی خداوند است. به گفته روایات اهل بیت(علیه السلام) آنچه در علم حضرت حق، در طول سال برای مردم مقدر است، به صورت برنامه ای نوشته شده آشکار می شود که فرشتگان، آن را می نویسند و به امام عصر(عج) تحویل می دهند و این، به تناسب کاری است که انسان در شب قدر انجام می دهد، به گونه ای که کار شایسته در آن، با کار شایسته در عمری طولانی(بیش از هشتاد سال) برابر است.

محدث بزرگوار، ابن بابویه، در مجلس ۹۳ از کتاب الامالی، پس از بیان نوافل شب های ماه رمضان و صد رکعت نماز هریک از شب های بیست و یکم و بیست و سوم، می گوید: «هرکس این دو شب را با گفت وگوی احیا بدارد، بهتر است».

عبادات، نقش بنیادی در پیدایش و تداوم فروغ علم دارند. از این رو، هدف احادیثی که علم را برتر از عبادت می دانند، تضعیف یا انکار نقش سازنده عبادت در کنار علم نیست، بلکه تأکید بر همراه ساختن عبادت با علم و برحذر داشتن از عبادت ناآگاهانه است که نه تنها بی ارزش، بلکه خطرآفرین است.

بنا بر آیه: «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ؛ و تو چه دانی که شب قدر چیست؟»، دست یافتن به معنای حقیقی شب قدر، بسیار دشوار و فراتر از سطح ادراک مردم است و این آیه نشان دهنده عظمت و ارج شب قدر است. پس دست یافتن به دستاوردهای اصلی و حقیقی این شب عظیم و پرثمر، بدون بهره گیری از علم و شناخت صحیح و بدون استفاده از تعالیم اهل بیت(علیه السلام) و رهنمودهای روشنگر و زندگی ساز آنان، هرگز امکان پذیر نمی باشد.[۱۳]

آداب شب های قدر

۱. غسل

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «شب نوزدهم ماه رمضان و بیست ویکم و بیست وسوم، غسل کن و بکوش که این شب ها را زنده بداری».

۲. شب زنده داری

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هرکس شب قدر را زنده بدارد، تا سال آینده، عذاب از او برگردانده می شود».

امام محمدباقر(علیه السلام) نیز به نقل از پدرانش می فرماید: «پیامبر خدا نهی کرد که از شب بیست ویکم و شب بیست وسوم غفلت شود و نهی کرد که کسی در آن شب بخوابد».

از امام محمدکاظم(علیه السلام) هم نقل است: «هرکس در شب قدر غسل کند و آن شب را تا سپیده دم زنده بدارد، از گناهانش بیرون می آید».

۳. دعا

دعای امام حسن مجتبی(علیه السلام) در شب قدر:

«ای آن که در آشکاری اش پنهان است! ای آن که در نهان بودنش آشکار است! ای پنهانی که نهان نیست! ای آشکاری که دیده نمی شود! ای آن که هیچ توصیفگری به حقیقت هستی اش نمی رسد و به حدی محدود نیست! ای غایبی که گم شده نیست! ای حاضری که دیده نمی شود، طلبش می کنند و به او نمی رسند، آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست، حتی چشم برهم زدنی، تهی از او نیست، نه به «چگونگی» درک می شود و نه به «کجایی» جایی برای او بیان می گردد، تو فروغ فروغ ها و پروردگار پروردگارانی. تو بر همه چیز، احاطه داری. منزه است آن که چیزی همچون او نیست و او شنوای بیناست. منزه است آن که این گونه است و جز او چنین نیست».

۴. واسطه قرار دادن قرآن

امام محمدباقر(علیه السلام) فرموده است: «در سه شب از ماه رمضان، قرآن را ]به دست[ می گیری، باز می کنی و جلوی روی خود قرار می دهی و می گویی: خداوندا! تو را به کتاب نازل شده ات می خوانم و به آنچه در آن است و نام بزرگ تر و نام های نیکوتر تو و آنچه مایه بیم و امید است، در آن است، که مرا از آزادشدگان خودت از آتش قرار دهی و برای هر نیازی که به نظرت می رسد، دعا می کنی».

۵. نماز خواندن در شب قدر

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هرکه در شب قدر، از روی ایمان و برای پاداش الهی نماز بخواند، خداوند گناه گذشته او را می آمرزد».

امام صادق(علیه السلام) نیز فرموده است:

مستحب است در هریک از شب های قدر، صد رکعت نماز خوانده شود، در هر رکعت، یک بار «حمد» و صد بار سوره «قل هوالله احد». پس اگر چنین کند، خداوند او را از آتش می رهاند و بهشت را برای او حتمی می سازد و شفاعت او را درباره جماعتی به شمار قبیله ربیعه و مضر می پذیرد.

۶. زیارت امام حسین(علیه السلام)

حضرت امام جواد(علیه السلام) فرمود:

هرکس در شب بیست وسوم ماه رمضان، امام حسین(علیه السلام) را زیارت کند همان شبی که امید است شب قدر باشد و در آن شب، هر کار حکمت آمیزی فیصله می یابد روح های بیست وچهار هزار فرشته و پیامبر با او مصافحه می کنند که همگی از خداوند اذن می گیرند که آن شب، حسین(علیه السلام) را زیارت کنند.

۷. خواندن سوره قدر

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

اگر کسی در شب بیست وسوم ماه رمضان، هزار بار سوره «انا انزلناه» بخواند، صبح خواهد کرد، در حالی که یقین او، با اعتراف به آنچه مخصوص ماست، استوار خواهد بود و این نیست، مگر به سبب آنچه در خواب خود می بیند.[۱۴]

گفتار مجری

شب دراز است و عمر ما کوتاه شب قدر است، قدر شب دریاب

از برکت ها و نعمت های بزرگ خداوند بر امت اسلام، شب قدره، فارغ از اینکه این شب، در کدام یک از شب های ماه مبارک رمضانه، مؤمنین و خدا جویان عاشق می تونن در اون شب ها، به دعوت حق لبیک بگن و سر سفره معبود بنشینن و از مائده های نوارانی قرآن بنوشن و تناول کنن تا شفای همه دردهای ظاهر و پنهان اونا باشه بله، شب قدر واقعاً نعمتی است که حتی یادآوری اون، دل و جان آدم رو غرق نور و سرور می کنه.

۱۱۱

در طول سال، روزا و شبایی وجود دارن که با شب و روزای دیگه متفاوتن. یکی از این شبا، شب قدره که بین مسلمونا جایگاهی ویژه داره.

ماه رمضان با همه شکوه و شگفتی های خودش، بر ما جاری شده و هرکس به قدر ظرفیت و پیمانه خودش می تونه از این اقیانوس عظیم نعمت، رحمت و برکت بهره بگیره.

در بزرگی و ارزش این شب یگانه، اشاره به این کلام خداوند بی همتا کافیه که فرموده: «و تو چه می دانی که شب قدر چیست؟»

سخن بزرگان

امام خمینی(ره)

در ماه مبارک رمضان، قضیه ای اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن، تا ابد برای امثال ماها در ابهام مانده است و آن، نزول قرآن است. نزول قرآن بر قلب رسول الله در لیلهالقدر، کیفیت نزول قرآن چه بوده است و قضیه چه بوده است و روح الامین در قلب آن حضرت قرآن را نازل کرده است…، لیلهالقدر چیست؟ این ها مسائلی است که به نظر سطحی، یک مطالب آسانی است و گاهی هم حرف هایی گفته شده است، لکن به شما عرض کنم کیفیت نزول قرآن در ابهام باقی مانده است برای امثال ما و کیفیت نزول ملائکه الله در لیله القدر و ماهیت لیلهالقدر.[۱۵]

شهید چمران

چه فرخنده شبی بود شب قدر من؛ شب معراج من به آسمان ها…، شب قدر من، شبی که سلول های وجودم در آتش عشق تغییر ماهیت داده بود و من گویا چیزی جز عشق نبودم… . من به خاطر شب های قدر زنده ام و شب قدر، عبادت من و کمال من و هدف حیات من است.[۱۶]

متن ادبی

باران نور

برخیز! بیدار شو! گوش کن! صدای بال فرشتگان را می شنوی؟ نگاه کن! باران نور را می بینی؟ عطر حضور را احساس می کنی؟ دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا کن! امشب آسمان به زمین نزدیک می شود و کریمانه، دل های کویری را ستاره باران می کند.

امشب، شب قدر است؛ شبی که برتر از هزار ماه است، شبی که برتر از تمام عمر توست، شب تولدی دوباره، شبی که درهای آسمان باز می شود. شب قدر است.

قدرش را بدان؛ شاید فردایی نباشد.

پرواز را به خاطر بسپار. دستانت را به فرشتگان بسپار! سلام بر لیله مبارکه قدر! سلام! سلامی تا صبح.

شعر

ای که ندانی تو همی قدر شب

قدر شب اندر شب قدر است و بس

شب قدر است و طی شد نامه هجر

ملک و روح با تو و تو به خواب

چنین شب گر مجال افتد که با دلدار بنشینی

امشب شب قدر توست، بشتاب

آن که گویند به عمری شب قدری باشد

سوره واللیل بخوان از کتاب

برخوان آن سوره و معنی بیاب

ناصر خسرو

سلامٌ فیه حتی مطلعِ الفجر

حافظ

شب قدری تو، خویش را دریاب

اوحدی

شب قدر است و شب های چنین، بیدار خوش باشد

اوحدی

قدر شب قدر خویش دریاب

نظامی

مگر آن است که با دوست به پایان آرند

سعدی

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

باده از جام تجلی صفاتم دادند

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

حافظ

امشب عجب است ای جان، گر خواب رهی یابد

ای عاشق خوش مذهب، زنهار مخسب امشب

امشب شب قدر آمد، خامُش شو و خدمت کن

اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدش

وان چشم کجا خسبد کو چون تو شهی یابد

کان یار بهانه جو بر تو گنهی یابد

تا هر دل اللهی ز الله ولی یابد

تا ماه بلند تو با مه شبهی یابد

مولوی

شام عشق است و چشم دل به سما

کس ندارد امید جز به ولی

ای خدا! بنده ای مسلمانم

لیک از کرده ها پشیمانم

عمر اندر گنه فنا کردم

از خطاهای بی کران، توبه

از گناهان دیدگان، توبه

به حق مرتضی مرا تو ببخش

من از این درد گر به در نروم

از درت ای خدا دگر نروم

یا خدایا، خدا، تو را به علی

شب قدر است و روی جان به خدا

نرسد کس به دوست جز به ولا

پیرو اهل بیت و قرآنم

شرمم آید به توبه روز جزا

خود برآرم ز سر، دو دست دعا

از فریب دل و زبان، توبه

تو ببخشا که رفته ام به خطا

من ز درگاه تو، روم به کجا؟

نکند یار اگر نظر، نروم

من به امر تو ام رضا، به رضا

یا علی! یا علی! تو را به خدا

متکلم

زیرنویس

شب قدر، شب نور، شب نزول قرآن و سرآغاز نیکی ها و سعادت ها و هنگام نزول برکات است.

شب قدر، شب دمیدن روح در کالبد زمان است.

شب قدر، شب زیباترین جلوه های معنوی خداوند است.

شب قدر، شب باریدن باران رحمت حق بر جان زمان است.

شب قدر، شب راز بندگی است.

شب قدر، شب تعیین سرنوشت است. خداوندا! سرنوشت ما را به بهترین حال و بهترین وجه رقم بزن.

شب قدر، نزدیک ترین جاده ملک به ملکوت و خاک به افلاک است.

شب قدر، شب زمزمه آوای ایمان در گوش جان انسان است.

قدرِ قدر بدانیم تا از راه نمانیم.

شب قدر، شب شست وشوی جان با نور ایمان است.

پرسش و پاسخ

۱. چرا این شب، شب قدر نامیده شده است؟

در پاسخ به این پرسش، نظرهای مختلفی ابراز شده است. از جمله اینکه:

الف) همه مقدرات بندگان در تمام سال، در این شب تعیین می شود. آیه سوم و چهارم سوره دخان و نیز روایات متعددی، بیانگر این نظر است.

ب) دارای قدر و شرافت بزرگی است.

ج) قرآن با تمام قدر و منزلتش، بر رسول والاقدر و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.

د) شبی است که مقدر شده ]است[ قرآن در آن نازل شود.

ه) کسی که در آن شب، احیا بدارد، صاحب قدر و مقام و منزلت می شود.

و) در این شب، آن قدر فرشتگان نازل می شوند که عرصه زمین بر آنها تنگ می شود؛ چون تقدیر به معنای تنگ گرفتن نیز آمده است.

جمع میان این تفسیرها، در مفهوم گسترده شب قدر، کاملاً ممکن است، هرچند تفسیر اول، از همه مناسب تر و معروف تر است.[۱۷]

۲. شب قدر کدام شب است؟

در اینکه شب قدر در ماه رمضان است، تردیدی وجود ندارد، ولی در اینکه کدام شب از شب های ماه رمضان است، تفسیرهای زیادی شده است، از جمله، شب اول، شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بیست ویکم، شب بیست وسوم، شب بیست و هفتم و شب بیست و نهم، ولی مشهور و معروف در روایات این است ]که[ در دهه آخر ماه رمضان و شب بیست و یکم یا بیست و سوم است.[۱۸]

۳. چرا شب قدر مخفی است؟

بسیاری معتقدند مخفی بودن شب قدر در میان شب های سال یا در میان شب های ماه مبارک رمضان، برای این است که مردم به همه این شب ها اهمیت دهند، همان گونه که خداوند رضای خود را در میان انواع طاعات پنهان کرده تا مردم به همه طاعات روی آورند و غضبش را در میان معاصی پنهان کرده تا از همه بپرهیزند، دوستانش را در میان مردم مخفی کرده تا همه را احترام کنند، اجابت را در میان دعاها پنهان کرده تا به همه دعاها رو آورند، اسم اعظم را در میان اسمایش مخفی ساخته تا همه را بزرگ دارند و وقت مرگ را مخفی ساخته تا در همه حال آماده باشند.[۱۹]

۴. آیا شب قدر در امت های پیشین نیز بوده است؟ روایت های متعددی این است که این از مواهب الهی بر این امت است، چنان که در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است که فرمود: «خداوند به امت من، شب قدر را بخشیده و احدی از امت های پیشین، از این موهبت برخوردار نبودند.» به علاوه، روایات بسیاری نشان می دهد که شب قدر، مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام نبوده، بلکه همه سال تا پایان جهان تکرار می شود.[۲۰]

۵. چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است؟

نزول قرآن در این شب و نزول برکات و رحمت الهی در آن، سبب می شود که از هزار ماه، برتر و بالاتر باشد. بهتر بودن این شب از هزار ماه، به سبب ارزش عبادت و احیای آن شب است.[۲۱]

۶. چرا قرآن در شب قدر نازل شد؟

قرآن چون یک کتاب سرنوشت ساز است و خط سعادت و خوشبختی و هدایت انسان ها در آن مشخص شده است، باید در شب قدر، شب تعیین سرنوشت ها، نازل گردد. در این شب، سرنوشت انسان برای یک سال، بر طبق لیاقت ها و شایستگی ها تعیین می گردد.[۲۲]

۷. آیا شب قدر در مناطق مختلف، یکی است؟

آغاز ماه های قمری، در همه بلاد یکسان نیست و ممکن است در منطقه ای، امروز، اول ماه باشد و در منطقه دیگری دوم ماه. بنابراین، شب قدر نمی تواند یک شب معین در سال بوده باشد؛ چرا که فی المثل شب بیست وسوم، در مکه ممکن است شب بیست ودوم در ایران و عراق باشد و به این ترتیب قاعدتاً هرکدام باید برای خود، شب قدری داشته باشند. آیا این با آنچه از آیات و روایات استفاده می شود که شب قدر، یک شب معین است، سازگار است؟ پاسخ این سؤال با توجه به یک نکته روشن می شود و آن اینکه:

شب، همان سایه نیمکره زمین است که بر نیمکره دیگر می افتد و می دانیم این سایه، همراه گردش زمین، در حرکت است و یک دوره کامل آن، در بیست وچهار ساعت انجام می شود. بنابراین، ممکن است شب قدر، یک دوره کامل شب به دور زمین باشد؛ یعنی مدت بیست وچهار ساعت تاریکی که تمام نقاط زمین را زیر پوشش خود قرار داده، شب قدر است که آغاز آن، از یک نقطه شروع ]می شود[ و در نقطه دیگر، پایان می گیرد.[۲۳]

۸. هم از نظر تاریخی و هم از نظر ارتباط محتوای قرآن با حوادث زندگی پیامبر، مسلم است که این کتاب آسمانی به طور تدریجی و در طی بیست وسه سال نازل شده است. این مسئله چگونه با آیاتی از قرآن که می گویند قرآن در ماه رمضان و شب قدر نازل شده است، سازگاری دارد؟

با توجه به آیات قرآن و روایاتی که در این مورد وجود دارد، مفسران قائلند که قرآن کریم دارای دو گونه نزول بوده است: نزول دفعی که از آن تعبیر به «انزال» می کنند. نزول دفعی و یک باره قرآن، در یک شب بوده که تمام آن، بر قلب پاک پیامبر نازل شده است.

نزول تدریجی که از آن به «تنزیل» تعبیر شده است. این نوع نزول در طی بیست وسه سال دوران نبوت پیامبر انجام گرفته است.[۲۴]

کتابستان

۱. ابن طاووس، علی بن موسی، الاقبال لصالح الاعمال (اعمال روزه داران در شب و روز قدر رمضان) ،گردآورنده: اصغر محمدی همدانی، تهران، گلزار کتاب، ۱۳۸۵، ۲۶۱ صفحه.

۲. احمدی، محمدصادق، لیله القدر (شب رحمت)، قم، نصر، ۹۶ صفحه.

۳. باقری بیدهندی، ناصر، شب قدر، ترجمه: مختار حسین جعفری، قم، انصاریان، ۱۳۷۰، ۸۷ صفحه.

۴. برناس صومعه سرایی، مهدی، شب قدر چیست، قم، کوثر غدیر، ۱۳۸۱، ۱۲۸ صفحه.

۵. بهشتی، محمد، شب قدر، تهران، بقعه، ۱۳۸۳، ۷۱ صفحه.

۶. ترقی، سمیه، شب های هزار ماه، (آداب و ادعیه شب های قدر)، مشهد، خانه پژوهش، ۱۳۸۴، ۸۸ صفحه.

۷. جلون، طاهر، شب قدر، سوئد، باران، ۱۳۷۸، ۱۵۰ صفحه.

۸. حسینی، مرتضی، پژوهشی درباره شب قدر، قم، فرهنگ قرآن، ۱۳۸۷، ۱۷۲ صفحه.

۹. خمینی، روح الله، ضیافت الله و شب قدر، برگرفته از: آثار امام خمینی(ره)، گردآورنده: مجید زمانپور، تهران، زیبا، ۱۳۸۶، ۱۰۱ صفحه.

۱۰. رضوانی، علی اکبر، تحقیقی درباره لیله القدر و رابطه آن با امام عصر (ارواحنا فداه)، تهران، فرهنگ ماهرخ، ۱۳۸۳، ۲۰۶ صفحه.

۱۱. شریفی خوانساری، محمدرضا، تفسیر سوره قدر، قم، مرتضی، ۹۶ صفحه.

۱۲. ضرابی، احمد، در تمنای قدر عارفان (گام های معرفت به رموزی نهفته و اسراری ناگفته از شب های قدر)، مشهد، مؤسسه فرهنگی پیوند با امام، ۱۳۸۳، ۵۷ صفحه.

۱۳. طالقانی، هدایت الله، بر کرانه قدر، قم، راسخون، ۱۳۷۷، ۲۲۴ صفحه.

۱۴. عسکرزاده، علیرضا، همراه با شب های قدر، کرمان، مشتاق، ۱۳۸۱، ۹۴ صفحه.

۱۵. کاظمیان، حمیدرضا، قدر شب های قدر (مختصری درباره ماهیت، خصوصیات و اعمال شب های قدر)، تهران، مؤسسه نشر شهر، ۱۳۸۷، ۳۲ صفحه.

۱۶. کریمی جهرمی، علی، اسرار لیالی قدر، قم، طرح فرهنگی قدر، بی تا، ۴۵ صفحه.

۱۷. محمدی همدانی، اصغر، وظایف مؤمنین در شب و روز قدر، تهران، گلزار کتاب، ۱۳۸۴، ۴۲۹ صفحه.

۱۸. نجفی، گودرز، شب پر حادثه و سرنوشت ساز (پیرامون شب قدر)، تهران، عابد، ۱۳۷۹، ۳۲ صفحه.

۱۹. ویس کرمی، مهرداد، شبی با آفتاب، اصفهان، انتظار سبز، ۱۳۸۲، ۱۱۲ صفحه.

پی نوشت:

[۱]. قدر: ۱ ۵.

[۲]. تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.

[۳]. ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ۱، ص ۳۴۵.

[۴]. شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، ص ۱۳۶.

[۵]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، ج ۱۰، ص ۴۷۸۳.

[۶]. همان، ص ۴۷۸۹.

[۷]. بحارالانوار، ج ۵۸، ص ۳۷۶.

[۸]. همان، ج ۴۳، ص ۶۵.

[۹]. کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۱۵۹.

[۱۰]. میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۴۷۸۹.

[۱۱]. بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۵۴، ح ۸۹.

[۱۲]. الکافی، ج ۴، ص ۶۶، ح ۱.

[۱۳]. محمد محمدی ری شهری، مراقبات ماه رمضان، ترجمه: جواد محدثی، صص۳۸۰ – ۳۸۳.

[۱۴]. همان، صص ۳۹۶ ۴۲۱.

[۱۵]. صحیفه امام، ج ۱۷، صص ۴۹۰ و ۴۹۱.

[۱۶]. مصطفی چمران، خدا بود و دیگر هیچ، صص ۱۰۵ – ۱۰۷.

[۱۷]. تفسیر نمونه، ج ۲۷، صص ۱۸۷ و ۱۸۸.

[۱۸]. همان، صص ۱۸۸ و ۱۸۹.

[۱۹]. همان، صص ۱۸۹ و ۱۹۰.

[۲۰]. همان، ص ۱۹۰.

[۲۱]. همان.

[۲۲]. همان، صص ۱۹۱ و ۱۹۲.

[۲۳]. همان، ص ۱۹۲.

[۲۴] . همان، ص ۱۸۴.

منبع :اشارات – شهریور ۱۳۸۸ – شماره ۱۲۴ –

ربیع السرور

ماه ربیع الاول، سومین ماه تاریخ هجری قمری و از ماه های معروف و سرنوشت ساز تاریخ اسلام است.

 حوادث و رویدادهای مهمی در این ماه به وقوع پیوست که سرنوشت بشریت را دگرگون ساخت، بدین جهت از جایگاه مهم و ویژه ای برخوردار است و مسلمانان عالم همیشه آن را با دیدگاه خاصی می نگرند.

 گرچه ربیع الاول بسان سایر ماه های سال توأم با حوادث تلخ و شیرین و رویدادهای تأسف بار و سرورآفرین است، ولیکن با وجود چند رویداد حزن انگیز، در نزد شیعیان، اما به خاطر وقایع شادی آفرین از ایام مسرت بخش و دلنواز محسوب می گردد.

 بدین منظور در این مقال تنها به چند رویداد خاطره انگیز و شادی آفرین در صدر اسلام و تاریخ پرافتخار تشیع اشاره می کنیم و آن ها عبارت اند از:

 ۱ – میلاد فرخنده پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)؛

 ۲- ازدواج حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با حضرت خدیجه(علیها السلام)؛

 ۳- هجرت سرنوشت ساز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)؛

 ۴- نزول آیه جان نثاری در شأن امام علی(علیه السلام)؛

 ۵- میلاد مسعود امام جعفر صادق(علیه السلام).

 میلاد فرخنده پیامبر اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)

 (۱۷ ربیع الاول نخستین سال عام الفیل – ۵۳ سال پیش از هجرت -)

 حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، آخرین پیامبر الهی در ۱۷ ربیع الاول از پدری به نام عبدالله بن عبدالمطلب و مادری به نام آمنه بنت وهب دیده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تیره و تاریک؛ به ویژه عربستان را روشن گردانید.

 پدرش عبدالله پیش از تولدش به همراه سایر بازرگانان قریش، جهت سفری تجاری عازم شام گردید و در بازگشت از شام، در یثرب (مدینه منوّره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و به دیدار نوزاد خویش توفیقی نیافت.

 وفات عبدالله، دو ماه و به روایتی هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

 آمنه که به تقوا، عفت و پاکیزگی در میان بانوان قریش معروف بود، پس از تولد نور دیده اش چندان در این دنیای فانی زندگی نکرد. وی دو سال و چهار ماه و به روایتی شش سال پس از میلاد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، در بازگشت از یثرب، در مکانی به نام «ابوا» بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد.

 رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از تولد، در کفالت جدش عبدالمطلب – بزرگ و سید قریش مکه – قرار گرفت. عبدالمطلب ابتدا جهت شیر دادن آن حضرت را به «ثویبه» (آزاد شده ابولهب) سپرد، ولی پس از مدتی وی را به «حلیمه دختر عبدالله بن حارث سعدیه» واگذار کرد.

 حلیمه، در ظاهر اگرچه دایه وی بود، ولی در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و در حقّش مادری کرد.

 پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) از دوران کودکی دارای دو نام بود: یکی «محمد» (که جد بزرگوارش برای وی برگزید) و دیگری «احمد» (که مادر ارجمندش آن را انتخاب کرده بود).

 از امام صادق(علیه السلام) روایت شد که ابلیس، پس از رانده شدن از رحمت الهی، می توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهای آسمانی را گوش دهد، تا این که حضرت عیسی(علیه السلام) دیده به جهان گشود، از آن پس، ابلیس از سه آسمان فوقانی ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پایین تر، رفت و آمد می کرد. ولی چون حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمد، ابلیس از تمام آسمان ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گردید و غیر از او، تمامی شیاطین نیز با تیرهای شهاب از آسمان رانده شدند.

 هم چنین روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) چند مسئله اتفاق افتاد: ایوان کسرا شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت، آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد، دریاچه ساوه خشک گردید، بت های مکه سرنگون شدند، نوری از وجود آن حضرت به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ ها را روشن کرد، انوشیروان (پادشاه ساسانی ایران) و مؤبدان بزرگ دربار وی، خواب های وحشتناکی دیدند آن حضرت ختنه شده و ناف بریده به دنیا آمد و پس از استقرار در زمین گفت: «الله اکبر و الحمد لله کثیراً، سبحان الله بکرهً و اصیلاً»

 گفتنی است که تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه و اهل سنت، با این که در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و می گویند که آن حضرت در اول عام الفیل، برابر با سال ۵۷۰ میلادی و در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود، ولی درباره روز تولد اختلاف نظر دارند. شیعیان، معتقدند که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در روز جمعه، مصادف با ۱۷ ربیع الاول به دنیا آمد و اهل سنت می گویند که تولد وی روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول بوده است.(۱)

 در نظام جمهوری اسلامی ایران، به خاطر احترام به دیدگاه علمای شیعه و اهل سنت و جهت ایجاد وحدت و هم دلی میان تمام مسلمانان جهان، از ۱۲ تا ۱۷ ربیع الاول، هفته وحدت اعلام گردیده و مسلمانان عالم این هفته را گرامی می دارند.

 اما این که سال تولد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را عام الفیل می نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، یعنی در نخستین روز محرم سال ۵۷۰ میلادی، فیل سواران «ابرهه» به مکه هجوم آورده و قصد نابودی کعبه و مسجدالحرام را نمودند، ولی با معجزه شگفت الهی سرکوب شدند.

 ماجرای این واقعه عظیم از این قرار بود که ابرهه بن صباح یکی از جنگ جویان حبشی که با پشتیبانی های بی دریغ نجاشی حبشه و قیصر روم بر یمن استیلا یافته و درصدد ترویج و تبلیغ مسیحیت در یمن و تمامی شبه جزیره عربستان برآمده بود، کعبه را مانع هدف های خویش می دید. بدین جهت، برای تخریب آن و وادار کردن عرب های حجاز به مسیحیت، به مکه هجوم آورد و سپاهیان بی نزاکت وی در حالی که سوار بر فیل بودند، به سوی خانه خدا کعبه یورش بردند، ولی هنوز پای آنان به مسجدالحرام نرسیده بود که فوجی از پرندگان، از سمت دریا پدیدار شده و آنان را از آسمان سنگ باران کردند. در اندک مدتی تمامی سپاهیان وی به وضع فجیعی کشته شدند و تنها تعداد اندکی از آنان با زخم های جانکاه، عقب نشینی کرده و به سوی یمن فرار نمودند.(۲)

 قرآن کریم به داستان ابرهه و فیل سواران حبشی اشاره کرد و سوره ویژه ای را به نام الفیل نازل فرمود.

 ماجرای اصحاب فیل، یکی از بزرگ ترین رویدادهای عصر جاهلیت در عربستان بود، بدین لحاظ مبدأ تاریخ عرب ها قرار گرفت و تا پیش از تعیین تاریخ هجری قمری، از این تاریخ استفاده می نمودند.

 ازدواج حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با حضرت خدیجه(علیها السلام)

 (۱۰ ربیع الاول سال ۲۵ عام الفیل – ۲۸ سال پیش از هجرت -)

 حضرت خدیجه، دختر خویلد بن اسد، پیش از ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در آغاز با عتیق بن عائذ ازدواج کرد و از او دارای فرزندی به نام جاریه شد. پس از مرگ عتیق، با ابوهاله بن منذر اسدی ازدواج نمود و از او نیز دارای فرزندی به نام هند بن ابی هاله شد. پس از مرگ ابوهاله، خدیجه بنت خویلد از دارایی های خویش و دارایی های شوهران گذشته اش، اقدام به سرمایه گذاری تجاری و اقتصادی کرد. لذا دارایی های خود را به مضاربه داد و ثروت زیادی به دست آورد و از توانگران و ثروتمندان معروف عرب شد. آن چنان که نقل شد، تعداد هشتاد هزار شتر، کالاهای بازرگانی کاروان های او را جا به جا می کردند.

 بزرگان قریش و ثروتمندان عرب، تمایل زیادی به ازدواج با وی نمودند. از جمله عقبه بن ابی معیط، ابوجهل، و ابوسفیان از وی خواستگاری نمودند، ولی همه آنان را رد کرد و دست رد به سینه شان زد و هیچ تمایلی به ازدواج دیگر از خود نشان نداد. اما از روزی که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با پیشنهاد عمویش حضرت ابوطالب (علیه السلام) حاضر شد که با خدیجه بنت خویلد پیمانی بسته و از مقداری از دارایی های وی به شرط مضاربه تجارت کند، قضایا دگرگون شد و خدیجه برای ادامه زندگی خویش، راه دیگری برگزید. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با دارایی خدیجه و به همراه دو تن از غلامان وی، اقدام به سفر بازرگانی به سرزمین شام نمود و در این سفر، خریدو فروش خوبی به عمل آورد و سود فراوانی به دست آورد و همه آن ها را پس از بازگشت به مکه، تحویل خدیجه نمود و تنها به سهم خویش قناعت کرد.

 خدیجه، که از امانت داری امین قریش و صفا و صمیمیت وی به وجد آمده و خوش رفتاری و خوش اخلاقی وی را از دو غلام خویش شنیده بود، مبهوت رفتار و کردار حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) گردید و عشق وی را در قلب خویش زنده کرد. از آن سو، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به سنینی رسیده بود که می بایست ازدواج می کرد. عمویش «حضرت ابوطالب(علیه السلام)» و همسر عمویش حضرت فاطمه بنت اسد(علیها السلام) در پی یافتن همسری شایسته برای او بودند.

 خدیجه (علیها السلام) که از تصمیم آنها باخبر شده بود نفیسه دختر علیه را به نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاد و عشق و علاقه خویش نسبت به آن حضرت و آمادگی ازدواج با وی را ابراز نمود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با عمویش ابوطالب(علیه السلام) در این باره مشورت کرد و همگی از آن استقبال کردند.

 بدین منظور، ابوطالب(علیه السلام) به همراه تعدادی از بزرگان بنی هاشم به نزد خویلد بن اسد و به روایتی نزد ورقه بن نوفل عموی خدیجه رفت و خدیجه را برای حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) خواستگاری کردند.

 درخواست آنان از سوی خدیجه و عمویش پذیرفته شد وعقد نکاح آن دو جاری شد و مهریه خدیجه، چهارصد دینار تعیین گردید که خود وی، آن را ضامن شد. بدین ترتیب در دهم ربیع الاول سال ۲۵ عام الفیل (۲۸ سال پیش از هجرت) ازدواج آن دو بزرگوار برگزار شد.

 خدیجه به هنگام ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، چهل ساله بود و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، بیست وپنج ساله.

 خدیجه کبرا در خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دارای شش فرزند شد که عبارتند از: قاسم، عبدالله، رقیه، زینب، ام کلثوم و فاطمه زهرا (سلام الله علیهم اجمعین) که تمام آنها، جز فاطمه زهرا (علیها السلام) پیش ازبعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمده بودند و تنها فاطمه(علیها السلام) پس از بعثت به دنیا آمد و خیر کثیری برای عالمیان شد.(۳)

 هجرت سرنوشت ساز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه منوّره

 (اوّل ربیع الاوّل نخستین سال هجری قمری)

 پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، سیزده سال در مکه معظمه، مردم را به یکتا پرستی و دین مبین اسلام دعوت کرد و در این راه، سختی های فراوانی متحمل گردید و اهالی مکه، به ویژه قریش، (که طائفه بزرگ و سرآمد طایفه های دیگر بود و خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز به همین طایفه نسبت داشت) با آن حضرت و یارانش به مخالفت و دشمنی پرداخته و با شدیدترین وجه ممکن، آنان را آزار و شکنجه دادند. پی آمد چنین سخت گیری هایی، سه سال محاصره پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و آل عبدالمطلب در شعب ابی طالب، دوبار مهاجرت مسلمانان به حبشه و کشته شدن چندین تن از یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و شکنجه توان فرسای گروهی از آنان به دست قریشیان مشرک بود.

 اهالی مکه پس از درگذشت حضرت خدیجه(علیها السلام) و حضرت ابوطالب(علیه السلام)، بر دشمنی خویش افزودند و حتی قصد جان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را نمودند. از سوی دیگر تعدادی از اهالی یثرب در همان سال های غربت و تنهایی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در ایام حج با وی و اهداف بلند دینش آشنا شده و پس از بازگشت به یثرب، به تبلیغ آن پرداختند. مردم یثرب، رفته رفته به اسلام علاقه نشان داده و در مراسم سال بعد، تعداد زیادی به نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و به دست مبارک وی، مسلمان شده و با آن حضرت پیمان بستند. امّا در مراسم حجّ سال سیزدهم بعثت، گروهی از حاجیان یثربی که تعدادشان هفتاد و سه مرد و زن بود، در اواسط ایام تشریق و در محل عقبه در سرزمین منی، ایمان آورده، و با آن حضرت پیمان بستند، تا از وی و یارانش همانند خانواده و طایفه خویش پشتیبانی کنند.(۴)

 پس از گذشت ایام حج و بازگشت اهالی یثرب به سرزمین خویش، مهاجرت مسلمانان مکه به سوی یثرب آغاز گردید. آنان به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به دور از چشم مشرکان قریش به صورت فردی و گروهی عازم یثرب شدند. به طوری که در مکه معظمه، جز پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تعدادی اندک از یارانش و گروهی از زنان و مردان کهن سال و از کار افتاده، کسی باقی نماند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیش از هر زمان دیگر، در یکی دو ماه آخر اقامتش در مکه، احساس تنهایی و خطر می کرد. سرانجام سران قریش در واپسین روزهای ماه صفر، تصمیم به کشتن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گرفتند.

 آنان در «دارالنّدوه» که مجلس شورای اعیان و اشراف آنان بود، جلسه ای برگزار کرده و پس از تبادل نظر و گفت وگوهای زیاد، به کشتن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از سوی نمایندگان تمام طوایف قریش رأی دادند و شب اوّل ربیع الاوّل را برای این کار برگزیدند.

 شب موعود فرا رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای فریب مشرکان، حضرت علی(علیه السلام) را به جای خویش در بسترش خوابانید و خود، از خانه خارج و با ابوبکر از مکه گریخت و در غار «ثور» که در جنوب مکه و در نقطه مقابل مدینه قرار داشت، پناه گرفت.

 مشرکان، پس از هجوم به خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مشاهده علی بن ابی طالب(علیه السلام) در رختخواب آن حضرت، خشمناک تر شده و به تعقیب آن حضرت پرداختند و برای پیدا کردن وی، صد شتر جایزه تعیین نمودند، ولی هرچه تلاش کردند، به وی دست نیافتند.

 آن حضرت پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور، در شب چهارم ربیع الاول به سوی مدینه هجرت کرد و در دوازدهم همین ماه وارد مدینه شد و مورد استقبال باشکوه اهالی مدینه قرار گرفت.(۵)

 درباره تاریخ هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، حدیثی از ذریه پاکش حضرت امام علی بن الحسین(علیه السلام) نقل می کنیم:

 مرحوم کلینی(ره) در کتاب شریف «الکافی» از ابن محبوب، از هشام بن سالم، از ابی حمزه، و او از سعد بن مسیب روایت کرد: از امام علی بن الحسین(علیه السلام) پرسیدم: روزی که علی بن ابی طالب(علیه السلام) مسلمان شد، چند ساله بود؟

 آیا وی هیچ گاه مبتلا به کفر و شرک شده بود؟ امام فرمود: هنگامی که خداوند سبحان، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را به نبوت برانگیخت، علی(علیه السلام) ده ساله بود و در آن زمان، کفر و شرکی نداشت و در لحظه نخست، به خدا و پیامبرش ایمان آورد و بر تمامی مردم در ایمان به خداو رسولش و نماز خواندن با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدت سه سال پیشی گرفت. وی نخستین کسی بود که با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نماز می خواند و نماز مسلمانان در آن زمان در هر وقت، دو رکعت بود.

 البته این نماز تا آخرین روزهای حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه معظمه به همین مقدار بود و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، علی(علیه السلام) را جانشین خویش در اموری که از عهده دیگران بیرون بود، قرار می داد و بیرون رفتن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تمامی کسانی که با وی بودند، از نخستین روز ربیع الاول سال سیزدهم بعثت که مصادف با روز پنج شنبه بود، آغاز گردید و دوازدهم ربیع الاول به هنگام ظهر وارد سرزمین مدینه شدند. آن حضرت، در آغاز در روستای «قبا» فرود آمد و دو رکعت نماز ظهر و دو رکعت نماز عصر به جا آورد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هم چنان نماز پنجگانه خویش را دو رکعت، دو رکعت می خواند و در خانه عمرو بن عوف به مدت ده روز اقامت گزید و منتظر رسیدن علی(علیه السلام) و سایر مهاجران مکه ماند.

 علی علیه السلام پس از چندی از مکه به قبا رسید و در خانه عمرو بن عوف به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیوست. از آن پس، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم گرفت به سوی یثرب حرکت کند. روز جمعه هنگام طلوع خورشید، در محله بنی سالم بن عوف فرود آمد و برای آنان نقشه مسجدی را پی ریزی کرد و قبله آن را تعیین نمود و دو رکعت نماز جمعه به جای آورد و برای نمازگزاران، دو خطبه خواند. سپس همان روز به سوی یثرب روان شد و در این هنگام، علی(علیه السلام) همراه وی بود. آن حضرت سوار بر شتر بود و به هر قبیله ای از اهالی یثرب که می رسید، آنان تقاضا می کردند که آن حضرت در محله آنان فرود آید. استقبال شایانی از آن حضرت به عمل آوردند و آن حضرت به آنان فرمود: مهار شتر را رها کنید و او مأمور است.

 شتر، هم چنان به پیش می رفت تا به مکانی رسید که هم اکنون مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن است. در آن جا شتر زانو زد و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)پیاده شد. ابوایوب انصاری که در آن نزدیکی خانه داشت، اسباب و اثاث آن حضرت را به خانه خود برد و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) همراه با حضرت علی(علیه السلام) وارد خانه وی شدند، تا این که مسجدالرسول(صلی الله علیه و آله و سلم) ساخته شد و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای خویش و علی خانه ای ساخت و از آن پس به خانه های خود رفتند.

 سعید بن مسیب، به امام زین العابدین(علیه السلام) عرض کرد: فدایت گردم هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به سوی مدینه می آمد، ابوبکر همراه وی بود، از کجا از وی جدا شد؟ امام فرمود: هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به قبا آمد، ابوبکر همراه وی بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در قبا به انتظار علی(علیه السلام) نشست. ابوبکر به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: برخیز با هم به مدینه برویم، زیرا اهالی آن از دیدن تو خوشحال می شوند. آنان منتظر ورود تو به این شهرند. پس به سوی آنان رویم و در این جا به انتظار علی(علیه السلام) توقف مکن، زیرا گمان نمی کنم که علی(علیه السلام) تا یک ماه دیگر به تو رسد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخش فرمود: هرگز از جایم حرکت نمی کنم تا پسر عمو و برادرم در نزد پروردگار متعال و دوستداشتنی ترین فرد خاندانم، همان کسی که با در خطر گذاشتن جانش مرا از دست مشرکان رهایی داد، به من بپیوندد.

 امام زین العابدین(علیه السلام) فرمود: در این هنگام، ابوبکر به خشم آمد و ناراحت گردید و حسادت علی(علیه السلام) بر وی عارض گردید و این نخستین دشمنی وی نسبت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره علی(علیه السلام) بود و نخستین سرپیچی وی از فرمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم).

 ابوبکر هنگامی که اصرار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در باقی ماندن در محله قبا تا رسیدن حضرت علی(علیه السلام) را مشاهده کرد، از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جدا گردید و خود به سوی مدینه رفت. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در آن جا توقف کرد تا حضرت علی(علیه السلام) به همراه سایر خاندان نبوی، از جمله حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) به او پیوستند و به اتفاق هم به سوی مدینه حرکت نمودند.(۶)

 از این حدیث شریف و احادیث دیگر به دست می آید که هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه معظمه، از شب پنج شنبه، نخستین شب ربیع الاول آغاز گردید و پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور، در شب چهارم ربیع الاول به سوی یثرب حرکت کردند و در روز دوشنبه، دوازدهم همین ماه به روستای قبا (که در دو فرسنگی یثرب قرار داشت) وارد شدند و پس از چند روز توقف در این محل (و به روایت امام زین العابدین(علیه السلام) به مدت ده روز توقف در قبا) و با رسیدن حضرت علی(علیه السلام) در روز جمعه ۲۳ ربیع الاول وارد شهر یثرب گردید و این شهر از آن پس، به مدینهالرسول(صلی الله علیه و آله و سلم) شهرت یافت.

 ولی برخی از مورّخان اهل سنّت، ورود حضرت علی(علیه السلام) را پانزدهم ربیع الاوّل ذکر کرده اند.

 نزول آیه «جان نثاری» در شأن امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)

 (اول ربیع الاول نخستین سال هجری قمری)

 نخستین شب ربیع الاول، مصادف با شب پنج شنبه، رویداد عظیمی در جهان بشریت، به ویژه در عالم اسلام به جود آمد و به «لیله المبیت» معروف گردید.

 ماجرای تاریخی آن را در صفحات پیش بیان کردیم و در این جا تنها به بحث قرآنی آن می پردازیم:

 خداوند متعال برای تحسین و تقدیر از کارکرد امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب(علیه السلام) که در شب هجرت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خطر را به جان خویش خرید و برای فریب مشرکان قریش در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آرمید، تا آن حضرت به راحتی از خانه خود و از شهر مکه بگریزد، آیه ای بر پیامبرش نازل کرد و جان نثاری، فداکاری، تعهد و ایمان حضرت علی(علیه السلام) را ستود:

 «وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ»(۷)؛ برخی از مردم (با ایمان و فداکار هم چون علی(علیه السلام) در لیله المبیت، به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر«ص») جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.

 تمامی مفسّران شیعه و اکثر مفسران اهل سنت، معتقدند که شأن نزول این آیه، فداکاری حضرت علی(علیه السلام) در لیله المبیت و در بیان فضیلت و مقام آن حضرت است.

 صاحب تفسیر شریف «مجمع البیان» می گوید: این آیه در میان راه مکه و مدینه، به هنگام هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن حضرت نازل گردید.(۸)

 هم چنین این مفسّر گرانقدر روایت می کند: هنگامی که حضرت علی(علیه السلام) در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید تا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از دسیسه مشرکان بگریزد، جبرئیل در بالای سر حضرت علی(علیه السلام) و میکائیل در پایین پاهایش قرار گرفته (و او را محافظت می نمودند) و جبرئیل به آن حضرت، می گفت: آفرین و خوشا به افرادی مانند تو، ای پسر ابی طالب! که خداوند متعال در میان فرشتگانش به تو مباهات می کند و به تو می نازد.(۹)

 این آیه، همان طوری که مؤمنان و خداجویان عالم را خشنود و به رسیدن مقام رضایتمندی پروردگارشان از آنان، امیدوار و دل گرم می گرداند، به همان سان، منافقان و دشمنان اهل بیت(علیه السلام) را ناراحت و ناامید می کند.

 به عنوان نمونه، روایت شده که معاویه بن ابی سفیان، دشمن سرسخت خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، چنان از این فضیلت ناراحت بود که «سمره بن جندب» را با چهار صد هزار درهم تطمیع کرد که آن را با جعل یک حدیث دروغین، درباره «عبدالرحمن بن ملجم مرادی» (قاتل امام علی«ع») تفسیر کند و آن منافق نیز همین کار را انجام داد، ولی همان طوری که انتظار می رفت، حتی یک نفر، حدیث وی را نپذیرفته و بهایی برای حدیث جعلی وی قائل نشدند.(۱۰)

 آری، فداکاری حضرت علی(علیه السلام) در آن شب بزرگ، موجب رهایی وجود شریف رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از کید و کین مشرکان و هجرت سرنوشت ساز آن حضرت از مکه به مدینه و حیات مجدّد دین مبین اسلام شد و این فضیلتی است که پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، تنها شایسته وجود نازنین امیرمؤمنان می باشد. ما نیز با جبرئیل امین هم نوا شده و به آن حضرت عرض می کنیم: بَخٍّ بَخٍّ مِنْ مثلک یابن ابی طالب، یباهی الله بک الملائکه.

 میلاد مسعود امام جعفر صادق(علیه السلام)

 (۱۷ ربیع الاول سال ۸۳ هجری قمری)

 روز جمعه، هنگام طلوع فجر (به روایتی در روز دوشنبه) هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ قمری از امام محمد باقر(علیه السلام) فرزندی دیده به جهان گشود و عالم انسانی را با انوار طیبه خویش تابناک نمود. او را به نام عموی نیاکانش جعفر طیار(علیه السلام)، «جعفر» نام نهادند. حضرت جعفر بن محمد(علیه السلام) دارای یک کنیه معروف به نام «ابوعبدالله» و دو کنیه غیر معروف به نام های ابو اسماعیل و ابوموسی بود. هم چنان، آن حضرت دارای القابی چند بود که معروف ترین آن ها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.(۱۱)

 شیعیان و محبّان اهل بیت(علیه السلام) وی را به صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) می شناسند، زیرا آن حضرت، هرگز سخنی جز راست و درست، چیزی نفرمود.

 بنا به روایتی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در حیات خویش، تولد امام جعفر صادق(علیه السلام) را پیش بینی و پیش گویی و لقب «صادق» را برای وی برگزید. امام زین العابدین(علیه السلام)، جد بزرگوار امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمود: پدرم از پدرش و او از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرد که آن حضرت فرمود: هنگامی که فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن حسین(علیه السلام)به دنیا آمد، وی را «صادق» بنامید، زیرا فرزندی از نسل پنجم او، نیز نامش جعفر است و به دروغ ادعای امامت و پیشوایی می نماید و در نزد خدای سبحان به «جعفر کذّاب» و افتراکننده به خدا، معروف شده است.

 آن گاه امام زین العابدین (علیه السلام) گریست و فرمود: گویا، جعفر کذّاب را می بینم که خلیفه غاصب و ستم گر عصر خویش را برمی انگیزاند تا از امام غایب (حضرت مهدی«ع») تفحّص کرده و از وی جست وجو به عمل آورد.(۱۲)

 مادر گرامی امام جعفر صادق(علیه السلام)، فاطمه، معروف به «اُمّ فروه» از زنان نیکوسرشت، نیکوکار و نیکورفتار عصر خویش بود. این بانوی باتقوا و متدین، از جهت فضیلت و منقبت، سرآمد زنان روزگار خود به شمار می آمد وامام صادق(علیه السلام) در شأن و مقام وی فرمود: مادرم از زنانی بود که ایمان داشت، تقوا پیشه کرده و نیکوکاری می نمود و خدا، نیکوکاران را دوست دارد.(۱۳)

 اُمّ فروه، دختر «قاسم بن محمد بن ابی بکر» و از خاندان معروف صدر اسلام است. پدرش قاسم بن محمد، از فقهای هفت گانه معروف مدینه و از معتمدان و دوستان امام زین العابدین (علیه السلام) بود و پدر بزرگش «محمد بن ابی بکر» از یاران فداکار امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) و از مخالفان سرسخت عثمان بن عفان بود و در راه وفاداری به مولا و مرادش حضرت علی(علیه السلام)، در مصر مورد هجوم سپاهیان معاویه بن ابی سفیان قرار گفت و به طرز فجیعی به شهادت رسید.

 بدین گونه امام جعفر صادق(علیه السلام) هم از سوی پدر و هم از سوی مادر به شهیدان بزرگ و سرافراز اسلام اتصال پیدا می کند.

 امام جعفر صادق(علیه السلام) مدت دوازده سال، حیات بابرکت جدّ گرامی اش امام زین العابدین(علیه السلام) را درک کرد و از مکتب تربیتی و علمی وی بهره وافر یافت.

 هم چنین، آن حضرت مدت ۳۲ سال از وجود شریف پدرش امام محمد باقر (علیه السلام) برخوردار بود و در تمام رویدادهای مهم در کنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق(علیه السلام) ۳۳ سال و ده ماه (از ذی حجه سال ۱۱۴ تا ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری) بود و در ایام زندگی بابرکت خویش با خلاف غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی به شرح ذیل معاصر بود:

 ۱ – عبدالملک بن مروان (۸۶ – ۶۵ ق)؛

 ۲ – ولید بن عبدالملک (۹۹ – ۸۶ ق)؛

 ۳ – سلیمان بن عبدالملک (۹۹ – ۹۶ق)؛

 ۴ – عمر بن عبدالعزیز (۱۰۱ – ۹۹ ق)؛

 ۵ – یزید بن عبدالملک (۱۰۵ -۱-۱ ق)؛

 ۶ – هشام بن عبدالمک (۱۲۵ – ۱۰۵ق)؛

 ۷ – ولید بن یزید (۱۲۶ – ۱۲۵ ق)؛

 ۸ – یزید بن ولید (۱۲۶ – ۱۲۶ ق)؛

 ۹ – مروان بن محمد (۱۳۲ – ۱۲۶ ق)؛

 ۱۰ – ابوالعباس سفاح (۱۳۶ – ۱۳۲ق)؛

 ۱۱ – منصور دوانیقی (۱۵۸ – ۱۳۶ ق).

 گفتنی است که نُه نفر اول از طایفه بنی امیه و دو نفر آخر از خاندان بنی عباس بودند و آن حضرت از هر دو طایفه، سختی ها و بی مهری های فراوانی دید، اما چون آن امام بزرگوار در انتهای دوران خلافت ستم کارانه امویان و در آغاز خلافت فریب کارانه عباسیان می زیست، فرصت مناسبی به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از یک طایفه غاصب به طایفه غاصب دیگر و سرگرم شدن آنان به یکدیگر، مکتب اهل بیت(علیه السلام) را به مسلمانان بشناساند و زمینه ترویج و تبلیغ این مکتب را مهیا سازد و از این راه، بیشترین بهره را نصیب اسلام و مسلمانان نماید.

 آن حضرت با تشکیل حوزه علمیه و تعلیم شاگردانی مبرز چون: هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحوّل شگرفی در جهان اسلام و مذهب شیعه پدید آورد و جهانیان را با اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) و مکتب حیات بخش اهل بیت(علیه السلام) آشنا ساخت. به همین جهت، وی را پایه گذار مذهب «امامیه» دانسته و شیعیان امامی اثنی عشری را شیعه جعفری می گویند. سرانجام این امام همام، در سن ۶۵ سالگی به وسیله زهری که منصور دوانیقی، به واسطه عوامل و مزدوران خود در مدینه، به آن حضرت خورانید، مسموم شد و به خاطر شدت زهر، به شهادت رسید.

 تاریخ شهادت وی، ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری می باشد.

 پی نوشت ها:

 ۱) نک: فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، ص ۵۷؛ منتهی الآمال، ج ۱، ص ۱۳؛ المبعث والمغازی، ص ۳۴؛ الامتاع، ص ۳؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۵؛ بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۲۴۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۳۸۳؛ تاریخ دمشق، ج ۳، ص ۷۰، ۷۲و ۷۵٫

 ۲) نک: تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۶۳؛ بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۲۳۲؛ روز شمار تاریخ اسلام، (ماه محرم)، ص ۴۵٫

 ۳) نک: العامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۳۹؛ فرازهایی از تاریخ اسلام، ص ۷۷؛ منتهی الآمال، ج ۱، ص ۴۵٫

 ۴) تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۳۹۲٫

 ۵) نک: مسار الشیعه، ص ۲۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۳۹۶؛ فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، ص ۱۹۱؛ زندگانی چهارده معصوم(علیه السلام) ترجمه اعلام الوری، ص ۸۸؛ الارشاد، ص ۴۵؛ تاریخ دمشق، ج ۱، ص ۳۷ و ۴۷؛ تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۳۹۴؛ الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۱۰۱٫

 ۶) الکافی، ج ۸، ص ۳۳۸، حدیث ۵۳۶٫

 ۷) سوره بقره، آیه ۲۰۷٫

 ۸) مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲ – ۱، ص ۵۳۵؛ تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۷٫

 ۹) مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲ – ۱، ص ۵۳۵؛ تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۶؛ تاریخ الیعقوبی، ج ۱، ص ۳۵۸٫

 ۱۰) تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۸٫

 ۱۱) تاج الموالید (از مجموعه نفیس)، ص ۴۳؛ الارشاد، ص ۵۲۵، و کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۶۹٫

 ۱۲) منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۲۱٫

 ۱۳) همان.

منبع : سید تقی واردی؛نشریه پاسدار اسلام ،اردیبهشت ماه ۱۳۸۲،شماره ۲۵۷٫

پرسش و پاسخ رمضان

دانشجو: فلسفه روزه چیست و چرا در اسلام باید روزه گرفت؟

اولاً، روزه اختصاص به دین اسلام ندارد؛ بلکه در تمامی ادیان توحیدی، به آن امر شده است؛ چنان که قرآن کریم می فرماید: «یاأَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ».1

ثانیاً، دربارة فلسفه روزه باید گفت که آن چه از نظر عقل در آن شک و تردید نیست، این است که خداوند متعال، آگاه به مصالح و مفاسد همه چیز است و به همین خاطر، به آن چه که برای انسان نفع دارد، امر کرده و از آن چه ضرر دارد، نهی کرده است. بنابر این، به حکم عقل، می فهمیم که روزه قطعاً برای انسان منفعت دارد.

به طور کلی، دسترسی به فلسفه همه احکام برای بشر، ممکن نیست؛ اما با این وجود، بعضی از حکمت های وجوب روزه و آثار و برکات این عبادت پرفیض، در منابع اسلامی بیان شده اند که برخی عبارتند از:

1. آزمایش و تثبیت اخلاص.

2. مساوات و برابری بین أغنیاء و فقراء در رنج گرسنگی.

3. یادآوری تشنگی و گرسنگی روز قیامت و در امان بودن از آن.

4. تسلط یافتن بر شهوت و هوای نفس

5. تسکین و آرامش جسم و روح

علاوه بر اینها، تأثیرات شگرف روزه بر سلامت بدن، قابل انکار نیست؛ چنان که دانشمندان علوم تجربی آن را به اثبات رسانده اند و تصریح کرده اند که روزه برای استراحت دستگاه گوارش و تنظیم ترشحات معده و روده، بسیار مفید می باشد. پرفسور وکتور پوشر فرانسوی می گوید: روزه، بهترین وسیله برای تندرستی است.

دانشجو: بر طبق روایات، در ماه رمضان، شیاطین به غل و زنجیر کشیده می شوند؛ پس چرا ما در این ماه باز هم گناه می کنیم؟

پرسمان: اولاً، این روایات عمومیت ندارند، یعنی شیاطینِ همه افراد در غل و زنجیر نیستند؛ بلکه فقط شیاطینِ آن عده خاصی که میهمان خدا شده اند، در زنجیرند و میهمان خدا، کسی است که به هوا و هوس خود پشت پا زده باشد.

ثانیاً، در آیه 22 سوره ابراهیم اشاره شده که کار شیطان، فقط وسوسه و اغوای انسان است؛ نه اجبار او به انجام گناه و در واقع، انسان به اختیار خود و به فرمان هوای نفس خویش، معصیت می کند. در ماه رمضان، شیطان بیرونی به زنجیر کشیده می شود؛ اما شیطان درونی و نفس امّاره، آزاد است؛ بلکه باید گفت: کسی که همچون ساعت در یازده ماه کوک شده و یک سال به گناه خو گرفته، خود به شیطانی تبدیل می شود و دیگر نیازی به اغوای شیاطین ندارد و در این یک ماه نیز همچون گذشته، به ارتکاب معاصی دست می زند.

دانشجو: اگر در شب قدر، مقدرات هر شخص تعیین می شود، پس تلاش و اختیار انسان چه می شود؟

پرسمان: در شب قدر، همه افعال اختیاری انسان، اندازه گیری و قالب بندی می شوند و خدای عالِم علت ها را بر اساس نظم موجود در میان اشیای این جهان، برنامه ریزی می کند. این که در شب قدر، امور بندگان، اعم از مرگ و زندگی، ولادت و زیارت و… تقدیر و اندازه گیری می شود، همگی با حفظ علل و شرایط است و «اختیار»، یکی از این علت ها و شرایط است. فعل اختیاری انسان، متعلّق علم خداوند است که در شب قدر، حدود آن مشخص می شود؛ یعنی خداوند می داند که هر چیزی در زمان و مکان خاص، به چه صورت و با توجّه به کدام شرایط و علل، تحقق می یابد و می داند که فلان انسان با اختیار خود، کدام کار را انجام می دهد. این امر، با اختیار منافات ندارد و حتی بر آن تأکید می کند؛ برای مثال، یک معلم کاردان و مجرّب، به خوبی می داند کدام یک از دانش آموزانش، به دلیل تلاش فردی و استعداد لازم، با رتبه بالا قبول می شود و کدام یک به دلیل تلاش یا استعداد کمتر، در حد متوسط نمره می آورد و یا تجدید می شود. علم معلم، از راه دانش او به علت هاست و نفی کننده تلاش دانش آموزان نیست.

بنابراین، در شب قدر، اندازه خاص هر پدیده، بر اساس شرایط موجود و همچنین اختیار و قابلیت انسان به طور روشن، اندازه گیری می شود، و به همین جهت تأکید شده که شب های 19، 21 و 23 ماه مبارک رمضان را به عبادت، دعا و شب زنده داری مشغول باشیم؛ تا این اعمال خیر، زمینه ای شود برای این که بتوانیم فیض الهی را بهتر درک نماییم. اگر عنصر اختیار در میان نبود و هر چه ما می کردیم، در سرنوشت ما تأثیر نداشت، هیچ دلیلی بر این همه تأکید بر شب زنده داری و عبادت نبود.

دانشجو: شب قدر در طول سال، تنها یک شب است؛ ولی از سوی دیگر، زمان شروع و پایان ماه رمضان در برخی از کشورها متفاوت است و به همین خاطر، زمان شب قدر نیز در این نقاط با هم اختلاف دارد و در نتیجه، ما شاهد تعدّد شب های قدر در مناطق گوناگون هستیم؛ این با یکی بودن شب قدر در طول سال و این که فرشتگان رحمت الهی در این شب خاص فرود می آیند، چگونه سازگاری دارد؟

پرسمان: ایراد مذکور از این تصوّر پیش آمده که منظور از یکی بودن شب قدر در تمام سال، این است که برای تمام نقاط مختلف روی زمین در هر سال، شب واحد و مشترکی، به عنوان شب قدر، معین شده، به طوری که این شب در ساعت معینی، در سراسر کره زمین، آغاز و در ساعت معینی هم پایان می پذیرد؛ در حالی که این تصوّر، اشتباه است؛ چون زمین کروی است و همیشه یک نیم کره آن در تاریکی و نیم کره دیگر آن در روشنایی قرار دارد و به این ترتیب، اصلاً امکان ندارد که در ساعت های معین و مشترکی در سراسر زمین، شب باشد. منظور از این که «شب قدر» در سراسر سال یک شب است، این است که برای اهالی هر نقطه ای، بر حسب سال قمری خودشان، تنها یک «شب قدر» وجود دارد.

این حساب درباره «شب قدر» با مطالبی مانند این که فرشتگان در این شب نازل می شوند، منافاتی ندارد؛ زیرا تمام این جریان ها که حکایت از توسعه رحمت خاصّ الهی در این شب دارد، برای اهالی هر نقطه ای، در شب قدر خاصّ آن نقطه صورت می گیرد.

دانشجو: چرا مراجع تقلید در دیدن هلال ماه رمضان یا شوال، با هم اختلاف دارند؛ با این که ماه قابل رؤیت می باشد و با این دستگاه های پیشرفته، آیا ممکن است یک مرجع ماه را ببیند و دیگری نبیند؟

پرسمان: راه های ثبوت هلال از جهت فقهی عبارتند از:

1. خود شخص ماه را ببیند.

2. عده ای که از گفته آنها یقین پیدا می شود، بگویند ماه را دیده ایم (و به طور کلی هر چیزی که به واسطه آن یقین پیدا شود؛ مثل خبر دو نفر عادل که به آن بینة شرعیه می گویند).

3. گذشتن 30 روز از اول ماه قبل (که اول ماه بعد ثابت می شود).

4. حکم حاکم شرع؛ اگر علم به خطای او وجود نداشته باشد.

در واقع، آن چه یقین آور است، می تواند ملاک قرار بگیرد و از این جاست که اختلاف حاصل می شود؛ یعنی برای شخصی از طریق یکی از راه ها، یقین حاصل می شود و برای شخص دیگری، چنان یقینی حاصل نمی شود و چنین چیزی، طبیعی است و مشکلی را هم برای کسی ایجاد نمی کند؛ چون هر کس وظیفه دارد به یقین خود عمل کند؛ گرچه دیگران از این یقین برخوردار نباشند؛ اما متأسفانه در جامعه فعلی ما، مسئله اختلاف در تعیین روز عید فطر، بسیار بزرگ جلوه داده شده است و خیلی ها آن را موجب اختلاف و بروز مشکل قلمداد می کنند.

باید توجه داشت که ریشه اختلاف فقها در این مسئله، مربوط به مبانی فتاواست.

بعضی از فقها رؤیت هلال با چشم مسلح به تلسکوپ و دوربین را در ثبوت اول ماه کافی، می دانند؛ اما گروهی دیگر از آنان فقط رؤیت با چشم غیر مسلح را درست می دانند.

همچنین مبنای برخی از آنان در ثبوت اول ماه، اشتراک در شب است؛ یعنی در لحظه رؤیت هلال در نقطه ای از زمین، ماه جدید برای سایر نقاطی هم که در شب قرار گرفته اند، ثابت می شود؛ اما مبنای عده ای دیگر، اشتراک آفاق است؛ یعنی اگر ماه در شهری دیده شود، تنها در آن شهر و شهرهایی که هم افق با آن باشند، اول ماه ثابت می شود.

همچنین نظر دیگری هم هست که اگر در شهری ماه دیده شود، در آن شهر و شهرهایی که در طرف شرق آن شهر باشند، اول ماه ثابت می شود.

دانشجو: حکم نماز و روزه دانشجویان در سفرهای تحصیلی چیست؟

پرسمان:

آیت الله خامنه ای: حکم نماز و روزه در سفر برای تحصیل علم – اعم از این که سفرشان هفتگی باشد یا روزانه – مبنی بر احتیاط است؛ یعنی می توانند با مراعات شرایط، به فتوای مجتهدی دیگر رجوع کنند و در صورت عدم رجوع، مقتضای احتیاط، جمع (هم تمام و هم شکسته) است.

آیت الله سیستانی: اگر قصد داشته باشد در محل تحصیل، حداقل ۲ سال بماند یا این که به طور متوسط ماهی ۱٠ روز به آن جا مسافرت می کند – ولو این که کمتر از ده روز بماند- آن جا مقرّ وی است و نماز را تمام به جا آورد و روزه بگیرد؛ البته در ماه اول، اگر کمتر از ده روز آن جا بماند، احتیاطاً بین شکسته و تمام، جمع کند.

آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که حداقل سه روز در هفته در رفت و آمد باشند و این کار برای مدتی ادامه داشته باشد (مثلاً یک ترم) کثیرالسفر محسوب می شوند و نمازشان در محل تحصیل و بین راه، تمام و روزه شان صحیح است.

آیت الله صافی گلپایگانی: چنانچه حداقل سه الی چهار ماه، سفر تحصیلی شما تداوم داشته باشد، مادامی که در سفر تحصیلی هستید و به منظور غیر تحصیل نرفته اید، نماز، تمام و روزه، صحیح است.

آیت الله وحید خراسانی: در صورتی که کار او حداقل یک سال استمرار داشته باشد، هم در محل تحصیل و هم در بین راه، نمازش تمام و روزه اش صحیح است، و اگر بین 6 ماه تا یک سال استمرار داشته باشد، به احتیاط واجب، نماز را هم تمام و هم شکسته بخواند و روزه را گرفته و بعداً قضاء نماید و اگر کمتر از 6 ماه باشد، نماز او شکسته بوده و نمی تواند روزه بگیرد.

پی نوشت:

1. بقره، آیه 183.

منابع:

1. رساله دانشجویی، کتاب شانزدهم از کتاب های پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، نشر معارف،

2. آیة الله شهید سید عبدالحسین دستغیب، ماه خدا.

3. آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سبحانی، پاسخ به پرسش های مذهبی.

4. سید حسین موسوی راد لاهیجی، روزه، درمان بیماریهای روح و جسم.

5. توضیح المسائل مراجع»، راه های ثابت شدن اول ماه.

6. پایگاه های اطلاع رسانی دفاتر مراجع عظام تقلید.

7. مجله معارف، شماره 49.

8. «مجله فقه»، شماره 10.

9. دانشنامه حوزه.

منبع :پرسمان – مردادماه سال 1391 شماره 115 –

نخستین وحی در ماه رمضان

آیا نخستین وحی در ماه رمضان بود؟
 روز بعثت پیامبر،مانند روز تولد و رحلت آن حضرت از نظر تاریخ نگاران قطعی نیست. دانشمندان شیعه،تقریبا متفق اند که پیامبر اسلام در بیست و هفتم ماه «رجب »به رسالت مبعوث گردید،و نبوت او از همان روز شروع شد.ولی مشهور در میان دانشمندان سنی اینست که بزرگ پیشوای اسلام،در ماه رمضان به این مقام بزرگ نائل گردید،و در آن ماه پربرکت و مبارک،حضرتش برای راهنمائی مردم از طرف خدای جهان ماموریت پیدا کرد،و به منصب رسالت و نبوت مفتخر شد.

از آنجا که شیعه خود را پیرو عترت و اهل بیت پیامبر می داند و به حکم حدیث «ثقلین »،گفتار پیشوایان خود را از هر نظر،قطعی و صحیح می شمارد از اینرو درباره تعیین روز بعثت پیامبر اسلام پیرو قولی شدند که از اهل بیت آن حضرت برای آنان،بطور صحیح نقل شده است.فرزندان آن حضرت می گویند:بزرگ خاندان ما در ماه رجب در بیست و هفتمین روز آن ماه مبعوث گردید.روی این مقدمات،آنان نباید در صحت و پابرجائی قول مزبور شک و تردیدی به خود راه دهند.چیزی که می تواند برای قول دیگر مدرک شمرده شود،همان تصریح قرآن است بر اینکه آیات قرآن در ماه رمضان نازل گردیده است.از آنجا که روز بعثت،روز آغاز وحی و نزول قرآن بوده است،بنابراین باید گفت:که روز بعثت در همان ماهی است که قرآن در آن ماه فرو فرستاده شده است،و آن همان ماه رمضان است.اینک آیاتی که دلالت دارد بر اینکه قرآن در ماه مبارک نازل گردیده است:

1-ماه رمضان،ماهی که در آن ماه قرآن فرو فرستاده شده است. (1)

2-سوگند به قرآن که ما آن را در یک شب مبارک فرو فرستادیم (2) و آن شب،همان شب قدر است که در سوره «قدر»بر آن تصریح شده است.چنانکه فرموده:ما قرآن را در شب «قدر»فرو فرستادیم. (3)

پاسخ دانشمندان شیعه

محدثان و مفسران شیعه،از این استدلال به طرق گوناگون پاسخ هائی گفته و توضیحاتی داده اند.اینک به بیان برخی از آن ها می پردازیم:

پاسخ اول:

آیات یاد شده فقط دلالت دارند که قرآن،در ماه رمضان،در یک شب مبارک که شب قدر است نازل گردیده،ولی محل نزول آن را بیان نمی کنند،و هرگز دلالت ندارند که همان شب بر قلب پیامبر نازل شده اند.چه بسا احتمال دارد که قرآن نزولهای گوناگونی داشته باشد، و یکی از آن نزولها،نزول قرآن به طور تدریج بر پیامبر است.دیگری نزول دفعی آن است از«لوح محفوظ »به «بیت معمور». (4)

بنابراین چه اشکالی دارد که در بیست و هفتم ماه رجب،فقط آیاتی چند از سوره علق بر پیامبر نازل گردد،و تمام قرآن به طور جمعی در ماه رمضان،از یک مقامی که قرآن آن را«لوح محفوظ »می نامد،مقام دیگری که در روایات از آن به «بیت معمور»نام برده شده است نازل شود.

مؤید این گفتار،همان آیه سوره «دخان »است که می فرماید:

«ما کتاب را در شب مبارک نازل کردیم »،صریح این آیه(به استناد ضمیری که به کتاب برمی گردد)این است که تمام آن در لیله مبارکه(که در شهر رمضان است) نازل گردید،و باید این نزول غیر آن نزولی باشد که در روز بعثت،تحقق یافته،زیرا در روز بعثت آیاتی بیش نازل نگردیده است.

خلاصه سخن اینکه:آیاتی که دلالت می کنند که قرآن در ماه رمضان در لیله مبارکه «قدر»فرو فرستاده شد،نمی توانند دلیل بر این باشند که روز بعثت که در آن روز نیز آیاتی چند نازل گردیده در همان ماه بوده است.زیرا آیات فوق دلالت دارد که تمام کتاب(قرآن)در آن ماه نازل گردیده است،در صورتی که در روز بعثت فقط آیاتی چند نازل شده است،در این صورت احتمال دارد که مقصود از نزول جمعی قرآن همان نزول مجموع قرآن،در همان ماه از لوح محفوظ به بیت معمور باشد.دانشمندان شیعه و سنی روایاتی در این مورد نقل کرده اند و بالاخص استاد دانشگاه «الازهر»،محمد عبد العظیم زرقانی،روایات را بطور مبسوط در کتاب خود وارد کرده است. (5)

پاسخ دوم:

متین ترین پاسخی که تا حال از طرف دانشمندان ابراز شده،همان جواب دوم است. استاد آقای طباطبائی در کتاب نفیس خود (6) در توضیح آن کوشش فراوانی به خرج داده است و خلاصه آن به قرار زیر است:

اینکه قرآن می فرماید:ما آن را در ماه رمضان نازل کردیم،منظور حقیقت و واقع قرآنست که بر قلب پیامبر نازل گردید.زیرا قرآن،علاوه بر وجود تدریجی،واقعیتی دارد که خدای بزرگ پیامبر خود را از آن در یک شب معین از شبهای ماه رمضان آگاه ساخت.

از آنجا که رسول گرامی،از تمام قرآن آگاهی داشت،دستور آمد که درباره قرآن عجله نفرماید،تا آنکه دستور نزول تدریجی آن صادر شود.چنانکه می فرماید:در تلاوت قرآن عجله مکن،پیش از آنکه حکم وحی آن صادر گردد. (7)

خلاصه این پاسخ اینست که:قرآن یک وجود جمعی علمی واقعی دارد که یکدفعه در ماه رمضان نازل گردید،و یک وجود تدریجی دارد که آغاز نزول روز بعثت بوده و تا پایان عمر آن حضرت بطور تدریج نازل می گردید.

پاسخ سوم:

بعثت با نزول قرآن همراه نبود

چنانکه در توضیح اقسام وحی اجمالا بیان شد،وحی دارای مراتبی است که نخستین مرتبه ای که پیامبر با آن روبرو می گردد،همان رؤیا و خوابهای راستین است.و مرتبه دیگر آن شنیدن ندای غیبی و آسمانی است،بدون اینکه با فرشته ای مواجه شود.و آخرین درجه آن این است که سخنان خدا را از فرشته ای که او را مشاهده می کند،بشنود و بوسیله او از حقایق عوالم دیگر آگاه گردد.

از آنجا که نفس انسانی در نخستین مرتبه،توانائی تحمل مراتب بر وحی را ندارد،بلکه باید تحمل آن تدریجی انجام بگیرد،بنابراین باید گفت:در روز بعثت(روز بیست و هفتم)تا مدتی پس از آن،آن حضرت فقط ندای آسمانی را مبنی بر اینکه او رسول و فرستاده خدا است می شنید،و هیچگاه در چنین روزی آیه ای نازل نشده، سپس پس از مدتی در ماه رمضان نزول تدریجی قرآن شروع شده است.

خلاصه این پاسخ اینست که:مبعوث شدن پیامبر در ماه رجب،ملازم با نزول قرآن در آن ماه نیست.روی این بیان،چه اشکالی دارد پیامبر در ماه رجب مبعوث به رسالت شود و قرآن در ماه رمضان همان سال نازل گردد.

پاسخ مزبور اگر چه با بسیاری از متون تاریخ موافق نیست(زیرا بسیاری از مورخین تصریح کرده اند که آیاتی از سوره «علق »در همان روز بعثت نازل شده)ولی-مع الوصف-روایاتی نیز داریم که جریان روز بعثت را با شنیدن ندای غیبی تمام کرده و سخنی از نزول قرآن و یا آیات به میان نیاورده است،بلکه موضوع را چنین تشریح می نماید که در آن روز،پیامبر فرشته ای را دید که به او می گوید:یا محمد انک لرسول الله و در برخی از روایات فقط شنیدن تنها،نقل شده و سخن از رؤیت فرشته به میان نیامده است.برای توضیح بیشتر به بحار مراجعه شود. (8)

پی نوشت ها:

1. شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن -سوره بقره/185.

2. حم و الکتاب المبین انا انزلناه فی لیلة مبارکة -سوره دخان/2 و 3

3. انا انزلناه فی لیلة القدر -سوره قدر/1.

4. برای آگاهی از تفسیر لوح محفوظ و بیت معمور،به کتابهای تفسیر مراجعه بفرمائید.

5. «مناهل العرفان فی علوم القرآن »،ج 1/37.

6. «المیزان »،ج 2/14-16.

7. و لا تعجل بالقرآن من قبل ان یقضی الیک وحیه -سوره طه/114.

8. «بحار الانوار»،ج 18/184-190-193-253.«کافی »،ج 2/460،«تفسیر عیاشی »،ج 1/80-این پاسخ تنها با آنچه که از صحیح بخاری نقل گردید که بعثت پیامبر با نزول سوره «علق »همراه بود،سازگار نیست.

منبع : فروغ ابدیت ج1 , سبحانی، جعفر