ماه رمضان

نوشته‌ها

وفات حضرت ابوطالب(ع) ۷ رمضان

سال دهم بعثت

در تاریخ درگذشت حضرت ابوطالب بن عبدالمطلب، عموى بزرگوار پیامبر(صلی الله علیه و آله) اتفاق چندانى نیست. با این که مورخان و سیره نگاران همگى متفقند که وى در سال دهم بعثت ]سه سال پیش از هجرت[ در مکه معظمه، بدرود حیات گفت، ولى در روز و ماه وفاتش اختلاف دارند. برخى بیست و ششم رجب و برخى دیگر هفتم ماه مبارک رمضان، یعنى سه روز پیش از وفات حضرت خدیجه کبرى(س) همسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را روز درگذشت آن بزرگ مرد هاشمى مى دانند و ما وفات آن حضرت را در ۲۶ رجب آورده

زندگینامه حضرت ابوطالب سلام الله علیه

امام صادق علیه السلام می‏فرماید: مثل ابی‏ طالب مثل اهل الکهف حین اسروا الایمان و اظهروا الشرک فآتاهم الله اجرهم مرتین، مثل حکایت ابوطالب، مثل اصحاب کهف است که ایمان خود را مخفى کردند و اظهار شرک نمودند، پس خداوند اجر و پاداش آنان را دو چندان داد. (بحار الانوار، ج ۳۵ ص ۷۲) یکى از شخصیتهاى نقش آفرین صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر على(ع) است. وى در هنگامى که پدر عالیقدر اسلام از همه سو هدف تیرهاى زهرآگین مشرکان مکه بود مردانه از آن حضرت حمایت کرد و بدین وسیله در گسترش اسلام و تقویت مسلمانان نقش مهمى ایفا نمود. متاسفانه این رادمرد الهى با همه فداکاریهایش از اسلام که بر دوست و دشمن پوشیده نیست‏سخت مظلوم واقع شده و تمام تلاشهاى او درباره پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نه تنها در تاریخ به فراموشى سپرده شده بلکه حتى نسبت کفر و شرک به این مسلمان با فضیلت داده‏اند. لذا در این بخش بر آنیم با این شخصیت‏بزرگ اسلام آشنا شویم تا از این رهگذر علاوه بر آشنایى به فضایل و کمالات على(ع) از دیدگاه وراثت، پاسخ اتهاماتى که بویژه به ابوطالب پدر على(ع) نسبت داده شده و او را به شرک و کفر متهم نموده‏اند، داده شود. همچنین شبهاتى که به ایمان و اسلام این مرد الهى و وارسته وارد کرده‏اند با دلیل و برهان برطرف شود و با این حدیث‏شریف که در زیارت وارث آمده، آشنا شویم:  اشهد انک کنت نورا فى الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها و لم تلبسک من مدلهمات ثیابها.  و بدانیم که ابوطالب و فاطمه بنت اسد، پدر و مادر على هر دو از ابتدا موحد و خدا پرست و بر آیین توحیدى ابراهیم حنیف بوده‏اند. و پس از ظهور اسلام به پیامبر(صلی الله علیه و آله) ایمان آوردند و با اعتقاد به دین و آیین محمد(صلی الله علیه و آله) از دینا رفتند.

نام و نسب ابوطالب

نام ابوطالب،  عمران‏  است و بعضى او را  عبدمناف‏  نامیده‏اند. چون فرزند بزرگش  طالب‏  بود، او را ابوطالب خواندند. وى ۳۵ سال قبل از تولد پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در مکه معظمه در خانواده‏اى برجسته و خدا شناس دیده به جهان گشود. او با عبدالله پدر پیامبر(صلی الله علیه و آله) برادر بود. پدرش  عبدالمطلب‏  جد پیامبر اسلام است که همه قبایل عرب وى را به عظمت و بزرگوارى می‏شناختند و از او به عنوان مردى با کفایت و مبلغ آیین توحید ابراهیم یاد می‏کردند. عبدالمطلب، چنان مورد توجه دنیاى آن روز بود که او را با لقب  سید البطحاء  آقاى سرزمین مکه و حومه آن و  ساقى الحجیج‏  آب دهنده حاجیان خانه خدا و  ابوالساده‏  پدر بزرگواریها و  حافر الزمزم‏  ایجاد کننده چاه زمزم می‏خواندند. عبدالمطلب در حفظ و حراست وجود مبارک حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بسیار کوشا بود. شیعه و اهل سنت‏بر این حقیقت معترف‏اند. ابوطالب از چنین پدرى به دنیا آمد و در خانه چنین شخصیت‏بزرگ و الهى پرورش یافت. ابوطالب چهار پسر و دو دختر داشت. پسران او ده سال با یکدیگر فاصله سنى داشتند. طالب پسر بزرگ اوست که از او نسلى باقى نمانده است. دومین فرزند او عقیل و سومین آنها جعفر معروف به جعفر طیار و چهارمین و آخرین فرزند پسرى وى حضرت على(ع) است. دو دخترش یکى فاخته نام داشت که او را  ام‏هانی‏  می‏خواندند و دختر دیگرش  ریطه‏  یا  اسماء  است. فرزندان ابوطالب همه از فاطمه بنت اسداند.(۱)

گوشه‏اى از زندگانى افتخارآمیز ابوطالب

ابوطالب در خانواده‏اى خداپرست و موحد و در سایه پدرى همچون عبدالمطلب که از کمالات روحى و امتیازات معنوى برخوردار بود، پرورش یافت. و همانند پدرش در مسیر آیین حنیف ابراهیمى قدم برمی‏داشت و منصب سقایت و آبرسانى به زایران خانه خدا و پاسدارى از جان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را به نیکویى بر عهده گرفت. ابوطالب نه تنها تحت تاثیر شرک و بت‏پرستى مردم مکه قرار نگرفت، بلکه در مقابل شیوه‏هاى جاهلیت ایستادگى کرد و نوشیدن مشروبات را بر خود حرام ساخت و خود را از هرگونه فساد و آلودگى، برحذر داشت.(۲) او نخستین کسى است که  سوگند خوردن اولیاى مقتول براى اثبات قتل‏  را در امر قضا، سنت قرار داد و بعدها اسلام نیز آن رابا نام  قسامه‏  تثبیت کرد.(۳) مورخان نوشته‏اند:  ابوطالب سه سال قبل از هجرت، بعد از آن که پیامبر(صلی الله علیه و آله) و یارانش از  شعب‏  خارج شدند، در ماه شوال یا ذی‏القعده در سن ۸۴ سالگى از دنیا رفت.  (۴) و در حالى دنیا را وداع گفت که قلبش لبریز از ایمان به خدا و عشق به محمد(صلی الله علیه و آله) بود. بدنش را در مکه معظمه در مقبره حجون معروف به  قبرستان ابوطالب‏  دفن کردند. با مرگ او خیمه‏اى از حزن و اندوه بر پیامبر اسلام و مسلمانان آن روز که کمتر از پنجاه نفر بودند، سایه افکند زیرا آنان بهترین حامى، مدافع و فداکار در راه اسلام را از دست دادند. ابن کثیر و ابن اثیر نقل می‏کنند:  کفار قریش پس از وفات ابوطالب بر سر مبارک پیامبر(صلی الله علیه و آله) خاک – و گاهى روده گوسفند – می‏ریختند. (۵) اندوه مسلمانان چند روز بعد با درگذشت‏حضرت خدیجه، رکن دیگر اسلام و حامى پیامبر خدا، دو چندان شد.(۶) درگذشت ابوطالب و خدیجه کبرى مصیبت‏بزرگى براى رسولخدا بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید:  ما نالت قریش منى شیئا اکرهه حتى مات ابوطالب‏ تا زمانى که ابوطالب زنده بود، قریش نمی‏توانست هیچ گونه ناخوشایندى براى من ایجاد کند. (۷) ابوطالب پس از درگذشت عبدالمطلب، کفالت و سرپرستى محمد(صلی الله علیه و آله) را که هشت‏ساله بود به عهده گرفت و تا هنگام وفاتش، ۴۲ سال تمام پروانه‏وار به گرد شمع وجود او گشت. و در تمام حالات، در سفر و حضر ازاو حراست و حفاظت کامل نمود و در راه هدف مقدس پیامبر اسلام که نشر آیین یکتاپرستى و ریشه‏کن کردن شرک و بت‏پرستى بود از هیچ کوششى دریغ ننمود، حتى به مدت سه سال در کنار پیامبر(صلی الله علیه و آله) و سایر بنی‏هاشم در  شعب ابی‏طالب‏  – که دره‏اى خشک و سوزان بود – به سر برد. وى همواره ایمان خود را کتمان می‏کرد تا بهتر از اسلام و حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) دفاع نماید. او در ضمن اشعارى این حقیقت را بازگو می‏کند. لیعلم خیار الناس ان محمدا نبى کموسى و المسیح بن مریم اتانا یهدى مثل ما اتیا به فکل بامر الله یهدى و یعصم و انکم تتلونه فى کتابکم بصدق حدیث لا حدیث المرجم شخصیت‏هاى فهمیده بدانند که محمد، مانند موسى و عیسى پیامبر است. همانطور که آن دو پیامبر هدایت آسمانى داشتند او نیز دارد، و تمام پیامبران به فرمان خدا مردم را راهنمایى و از گناه باز می‏دارند. و شماها اوصاف او را در کتابهاى آسمانى به درستى می‏خوانید، و این گفتار صحیحى است و رجم به غیب نیست. (۸)

ابوطالب و راهب مسیحى

ابوطالب علاقه شدیدى به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) داشت. در خانه خود او را بر فرزندان و سایر اهل خانه ترجیح می‏داد. اتفاقى پیش آمد که بر علاقه‏اش نسبت‏به او افزود و سعى خود را در حفاظت و مراقبت از جان او دو چندان کرد. آن اتفاق، سفر تجارتى ابوطالب به شام بود. هنگام حرکت، محمد(صلی الله علیه و آله) که هنوز دوازده بهار از عمر او نگذشته بود زمام شتر عمو را گرفت و در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت:  عمو جان، مرا به که می‏سپاری؟   ابوطالب از این جمله اندوهگین شد و تصمیم گرفت‏برادرزاده‏اش را همراه خود ببرد. او را بر روى شترى که خود سوار بود جاى داد و با خود به شام برد، در طول مسیر به محلى به نام  بصری‏  رسیدند. دیرى در آن جا بود و راهبى نصرانى در آن سکونت داشت. رهبانان دیگر براى دیدار ازراهب بزرگ به آنجا می‏آمدند. هر سال قافله‏اى از قریش از آن محل می‏گذشت و راهب به آنها اعتنایى نمی‏کرد. در آن سال بر خلاف گذشته، راهب از اهل قافله دعوت به عمل آورد و آنها را اطعام داد. راهب متوجه ابرى شد که بر فراز قافله قریش سایه افکنده است. دانست کسى در میان این جمع مورد عنایت‏خداى بزرگ است. اهل قافله پس از آن که به دعوت راهب وارد صومعه شدند، راهب دید ابر از حرکت‏باز ایستاده است. سؤال کرد:  آیا کسى از قافله بیرون مانده است؟  گفتند:  کودکى نزد شتران و بارها مانده است.   راهب گفت:  بگویید او هم داخل شود.  محمد(صلی الله علیه و آله) وارد شد. راهب قامت او را به دقت نظاره کرد. یکى از اهل کاروان خطاب به راهب گفت:  در گذشته از ما پذیرایى نمی‏کردى، آیا پى آمدى روى داده است که ما را به حضور پذیرفته‏ای؟ راهب در پاسخ گفت:  آرى چنین است. شما اینک میهمان من هستید  پس از آن که اهل کاروان غذا خوردند و متفرق شدند، راهب با ابوطالب و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در کنجى در خلوت به گفتگو نشستند. راهب خطاب به محمد(صلی الله علیه و آله) گفت:  اى پسر، تو را به لات و عزى – دو بت‏بزرگ در مکه – قسم می‏دهم که هر چه را می‏پرسم پاسخ گویى.   حضرت محمد فرمود:  لا تسالنى باللات و العزى فوالله ما ابغضت‏شیئا قط بغضهما، با سوگند به بت لات و عزى از من چیزى سؤال نکن. به خدا قسم به هیچ چیزى مانند آنها بغض و عداوت ندارم.  راهب گفت:  پس تو را به خدا قسم می‏دهم سؤالات من را پاسخ گویى.  حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) گفت:  از هر چه می‏خواهى سوال کن.   سپس راهب مطالبى درباره حالات حضرت، از خواب و بیدارى و سایر کارهایش پرسید. حضرت همه را همانگونه که راهب فکر می‏کرد و در انجیل و سایر کتابها درباره پیغمبر خاتم خوانده بود، پاسخ داد. سپس تقاضا کرد که بین دو شانه او را ببیند. راهب مهر نبوت را میان دو شانه حضرت مشاهده کرد. بعد سؤالاتى از ابوطالب کرد. از او پرسید:  این پسر با تو چه نسبتى دارد؟ گفت:  فرزند من است‏  راهب گفت:  او فرزند تو نیست‏  ابوطالب گفت:  او فرزند برادر من است‏  راهب پرسید: پدرش کجاست؟  ابوطالب گفت:  پدرش در هنگامى که مادرش او را آبستن بود از دنیا رفت.  راهب کلام ابوطالب را تصدیق کرد و گفت:  او را به مکه بازگردان و در حفظ او از دست‏یهود کوشا باش.  فوالله لئن راوه و عرفوا منه ما عرفت لیبغنه شرا فانه کائن لابن اخیک هذا شان عظیم فاسرع به الى بلده ، به خدا سوگند، اگر یهود به او دست‏یابند و آنچه من درباره او دانستم بدانند، با وى دشمنى خواهند کرد و او را می‏کشند. این کودک آینده بسیار روشن و درخشانى دارد، سریع او را به شهرش برگردان. (۹) ابوطالب این داستان را به شعر درآورده است. دو بیت آن را می‏آوریم. ان ابن امنه النبى محمدا عندى یفوق منازل الاولاد لما تعلق بالزمام رحمته و العیس قد قلصن بالازواد  محمد پسر آمنه که پیامبر است، مرتبه‏اش نزد من از فرزندانم بیشتراست. هنگام سفر عنان مرا گرفت، در آن حال که مانند گیاهان پیچنده بر من پیچیده بود، بر او شفقت ورزیدم.(۱۰)

اسلام ابوطالب و تهمتهاى ناروا

علماى امامیه و نیز علماى زیدیه و برخى از علماى (۱۱) اهل سنت‏به استناد روایات اسلامى و حکایات تاریخى که در صفحات بعد خواهد آمد، بر این عقیده‏اند که ابوطالب پس از بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اعلان علنى اسلام در سال سوم بعثت پس از نزول آیه  و انذر عشیرتک الاقربین‏  (۱۲) به آیین حیاتبخش اسلام ایمان آورد و تا روزى که زنده بود مسلمان بود و با دلى مالامال از ایمان و اخلاص به آیین توحید از این دنیا رفت اما براى آن که از آیین یکتاپرستى بهتر دفاع کند و مسؤولیت‏خود را در حفظ جان پیامبر(صلی الله علیه و آله) در پیشبرد اهدف اسلام بیشتر ادا نماید، تقیه کرد و ایمان و اعتقاد خود را نسبت‏به اسلام و پیامبر(صلی الله علیه و آله) کتمان نمود. اما مع‏الاسف بعضى از علماى اهل سنت‏به دور از حق و انصاف در اسلام ابوطالب تردید کرده و در مقام اظهار نظر توقف نموده و گفته‏اند که نسبت‏به اسلام ابوطالب امر به ما مشتبه است و در مسلمان بودن او تردید داریم.(۱۳) برخى دیگر از علماى اهل سنت که نسبت‏به امیرالمؤمنین على(ع) کینه قلبى داشته و براى جلوگیرى از نشر فضایل آن حضرت از هیچ کوششى دریغ نمی‏کرده‏اند، براى پایین آوردن مقام و منزلت آن حضرت، نه تنها اسلام پدرش را انکار نموده، بلکه با گستاخى تمام گفته‏اند:  بعضى آیات کفر و عذاب در قرآن کریم در شان ابوطالب نازل شده است. درباره کسى که ابن ابى الحدید می‏گوید:  ان الاسلام لولا ابوطالب لم یکن شیئا مذکورا، اگر ابوطالب نمی‏بود از اسلام هم خبرى نبود. (۱۴) گروهى از نویسندگان اهل سنت‏با نقل گفته‏هاى این مغرضان در کتابهاى خود، بدون اینکه تحقیق و بررسى در این باره کرده باشند. افکار مردم عوام را نسبت‏به این بزرگ مرد الهى و فدایى اسلام و قرآن، مخدوش کرده‏اند و کار را به جایى رسانده‏اند که اگر شیعه‏اى در مکه معظمه کنار پل حجون بخواهد بر سر مزار ابوطالب فاتحه‏اى بخواند و طلب مغفرت نماید، با تمسخر و عتاب مواجه خواهد شد. مغرضان و متعصبان چون نتوانسته‏اند حمایتهاى شجاعانه و فداکاریهاى مخلصانه آن مرد بزرگ را از اسلام و پیامبر(صلی الله علیه و آله) انکار نمایند از این طریق خواسته‏اند آن از خود گذشتگی‏ها را توجیه نمایند و گفته‏اند که ابوطالب حمایتهایش از روى ایمان و اعتقاد به پیامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده بلکه به دلیل نسبت فامیلى و روى علاقه شدیدى که به برادرزاده‏اش محمد داشته است، در برابر مخالفان و مشرکان می‏ایستاد و از او دفاع می‏کرد تا جان پسر برادرش سالم بماند. اما به آیین و مکتب محمد(صلی الله علیه و آله) کارى نداشت. با اندکى تامل و دقت در حمایتها و جانفشانی‏هاى مخلصانه ابوطالب به بی‏اساس بودن این توجیهات و بی‏انصافى و غرض‏ورزى دشمنان اهل بیت پی‏می‏بریم، زیرا مگر ممکن است‏شخصیتى مثل ابوطالب که از مقام و منزلت والایى در بین قریش و مردم مکه برخوردار بوده بر خلاف اعتقاد درونى خود و فقط بر اثر نسبت‏خانوادگى حاضر شود تمام هستى خود را فداى محمد(صلی الله علیه و آله) نماید؟ آیا ممکن است‏براى شخصیتى مثل ابوطالب به دلیل دوست داشتن برادرزاده‏اش فرزند خود على(ع) را در خدمت او گزارد و سفارش کند تا پاى جان از آیین او حمایت نماید؟ و خود نیز حاضر شود مدت سه سال در شعب ابوطالب گرسنگى و تشنگى و فشارهاى روحى و جسمى را تحمل کند و در کنار محمد(صلی الله علیه و آله) و یارانش به دلیل تعصب قومى و فامیلى بماند؟ بدون تردید حمایتهاى همه جانبه ابوطالب از پیامبر اسلام انگیزه الهى و معنوى داشته است، نه انگیزه‏اى مادى و تعصب قومى. به طور قطع او تشخیص داده بوده که  پیامبر(صلی الله علیه و آله) مظهر کاملى از انسانیت و فضیلت است و آیین او بهترین برنامه سعادت بشریت است، و دفاع از چنین مکتبى، فضیلت و شرف است.  از این رو او با عقیده به آیین و مکتب اسلام در مقام دفاع از برادرزاده‏اش برخاست و مدت ده سال باقیمانده عمرش که پس از بعثت آن حضرت در قید حیات بود، لحظه‏اى از فداکارى و از خودگذشتگى ننشست و با قلبى مملو از ایمان و اعتقاد به خدا و قیامت و پیامبر(صلی الله علیه و آله) جهان را وداع گفت و در جوار رحمت‏حق و رضوان او قرار گرفت‏سلام و درود خدا و پیامبران و فرشتگان بهشت‏بر او باد. در فداکارى و ایمان ابوطالب همین بس که ابن ابی‏الحدید درباره‏اش چنین اشعارى به ثبت رسانده است: و لولا ابوطالب و ابنه لما مثل الدین شخصا فقاما فذاک بمکه آوى و حامى و هذا بیثرب جس الحماما تکفل عبد مناف بامر و اودى فکان على تماما(۱۵) اگر ابوطالب و فرزندش على نبود، ستون دین برپا نمی‏شد. ابوطالب در مکه از دین خدا حمایت کرد و به آن پناه داد، و على در مدینه کبوتر دین را به پرواز درآورد. ابوطالب کارى را در دست گرفت و چون درگذشت على آن را به اتمام رسانید.

پی‏نوشتها: (۱)الفصول المهمه، ص ۳۰٫ (۲)سیره حلبى،ج ۱، ص ۱۸۴٫ (۳)ابوطالب مؤمن قریش، ص ۱۱۶٫ (۴)کامل ابن اثیر، ج ۱، ص ۵۰۷٫ (۵)بدایه و نهایه ابن کثیر، ج ۳، ص ۱۲۰، کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۵۰۷(۶) وفات خدیجه سه روز یا ۳۵ روز و یا ۵۵ روز بعد از وفات ابوطالب واقع شده است.  (کامل ابن اثیر ج ۱، ص ۵۰۷٫) (۷)همان مدرک. (۸)تفسیر مجمع البیان، ج ۷، ص ۳۴٫ (۹)سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۱۹۱، سیره حلبى، ج ۱، ص ۱۹۱، طبقات الکبرى لابن سعد، ج ۱، ص ۱۲۹، تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۳۲، الغدیر، ج ۷، ص ۳۴۲٫ (۱۰)الغدیر، ج ۷، ص ۳۴۳ به نقل از تاریخ ابن عساکر، ج ۱، ص ۲۶۹ و دیوان ابوطالب، ص ۳۳٫ (۱۱)زینى دحلان، مفتى مکه متوفاى ۱۳۰۴، از کسانى است که در میان علماى اهل سنت‏به مسلمان بودن ابوطالب اعتراف نموده است. (۱۲)شعراء (۲۶) آیه ۲۱۴٫ (۱۳)ابن ابى الحدید معتزلى، از جمله کسانى است که در اسلام آوردن ابوطالب توقف کرده است. او پس از نقل روایات و حکایات و تحلیل گفتار علما، ده‏ها صفحه از شرح خود بر نهج‏البلاغه (ج ۱۴، ص ۵۲ – ۸۴) را در تایید مسلمان بودن ابوطالب و جرح و تعدیل آن مطلب نوشته است، ولى قبل از پایان بحث چنین می‏نویسد:  فاما انا فان الحال ملتبسه عندى الاخبار متعارضه و الله العالم بحقیقه حاله کیف کانت، من نسبت‏به اسلام ابوطالب تردید دارم و حال او به دلیل اخبار متعارضه مشتبه است و خداوند بهتر از حال او خبر دارد که آیا مسلمان بوده است‏یا خیر.  سپس در چند سطر بعد می‏نویسد: خلاصه کلام آن که روایاتى که دلالت‏بر اسلام ابوطالب دارد بسیار زیاد است و چون روایاتى هم داریم که او به آیین قوم خود از دنیا رفته است، به مقتضاى قانون اصولى جرح و تعدیل باید توقف کرد. و می‏گوید:  فانا فى امره من المتوقفین، من نیز در مسلمان بودن ابوطالب از موقفین هستم.  (شرح نهج البلاغه ابن ابی‏الحدید، ج ۱۴ ص ۸۲٫) هر انسان با انصافى اگر توجه به اوضاع صدر اسلام و زمان زندگانى ابوطالب داشته باشد و با توجه به اصل تقیه و کتمان ایمان ابوطالب براى حفظ و حراست ازجان پیامبر(صلی الله علیه و آله) نباید در ایمان و اسلام ابوطالب تردید به خود راه دهد و روایاتى که در مسلمان نبودن ابوطالب آمده اگر جعلى نباشد، از روى تقیه بوده است. به نظر مؤلف عقیده ابن ابى الحدید نسبت‏به ابوطالب این بوده که او ابوطالب را مسلمان می‏دانسته و معتقد بوده که وى با اسلام از دنیا رفته است لکن او نیز تقیه کرده و از تهمتهاى علماى متعصب زمان خود ترسیده و جرات نکرده با صراحت عقیده خود را درباره مسلمان بودن ابوطالب بیان دارد. و الله اعلم بحقیقه حاله. (۱۴)شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱، ص ۱۴۲٫ (۱۵)شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۴، ص ۸۴٫ مظهر ولایت ص ۴۵

دلائل ایمان ابوطالب

طرز تفکر و عقیده هر شخص را از سه راه یاد شده در زیر می‏توان به دست آورد: ۱- بررسى آثار علمى و ادبى که از او به یادگار مانده است. ۲- طرز رفتار و کردار او در میان جامعه. ۳- عقیده دوست و نزدیکان بی‏غرض او در حق وى. ما می‏توانیم عقیده و ایمان ابوطالب را از سه راه یاد شده اثبات کنیم. اشعار و سرودهاى وى، کاملا گواهى بر ایمان و اخلاص او می‏دهد. همچنین، خدمات ارزشمند او در ده سال آخر عمر خود، گواهى محکمى بر ایمان فوق العاده او است. عقیده نزدیکان بی‏غرض وى نیز این است که او یک فرد مسلمان و با ایمان بوده است و هرگز کسى از دوستان و اقوام او در حق وى جز تصدیق اخلاص و ایمان او چیزى نگفته است. اینک موضوع را از سه طریق یاد شده مورد بررسى قرار می‏دهیم:

ذخائر علمى و ادبى ابوطالب

ما از میان قصائد طولانى وى، قطعاتى چند انتخاب نموده و براى روشن شدن مطلب ترجمه آنها را نیز می‏نگاریم: لیعلم خیار الناس ان محمدا نبى کموسى و المسیح بن مریم اتانا بهدى مثل ما اتیابه فکل بامره الله یهدى و یعصم(۱) اشخاص شریف و فهمیده بدانند که، محمد بسان موسى و مسیح پیامبر است، همان نور آسمانى را که آن دو نفر در اختیار داشتند او نیز دارد. و تمام پیامبران به فرمان خداوند مردم را راهنمائى و از گناه باز می‏دارند.   تمنیتم ان تقتلوه و انما امانیکم هذى کاحلام نائم نبى اتاه الوحى من عند ربه و من قال لا بقرع بها سن نادم(۲)  سران قریش! تصور کرده‏اید که می‏توانید بر او دست‏بیابید در صورتى که: آرزوئى را در سر می‏پرورانید، که کمتر از خوابهاى آشفته نیست! او پیامبر است، وحى از ناحیه خدا بر او نازل می‏گردد و کسى که بگوید نه، انگشت پشیمانى به دندان خواهد گرفت. الم تعلموا انا وجدنا محمدا رسولا کموسى خط فى اول الکتب و ان علیه فى العباد محبه ولا حیف فیمن خصه الله بالحب(۳)  قریش! آیا نمی‏دانید که ما او (محمد) را مانند موسى پیامبر یافته‏ایم و نام و نشان او در کتابهاى آسمانى قید گردیده است، و بندگان خدا محبت مخصوصى به وى دارند، و نباید درباره کسى که خدا محبت او را در دلهایى به ودیعت گذارده ستم کرد.   والله لن یصلوا الیک بجمعهم حتى اوسد فى التراب دفینا فاصدع بامرک ما علیک غضاضه و ابشر بذلک و قرمنک عیونا و دعوتنى و علمت انک ناصحى و لقد دعوت و کنت ثم امینا و لقد علمت ان دین محمد(صلی الله علیه و آله) من خیر ادیان البریه دنیا(۴)  برادرزاده‏ام! هرگز قریش به تو دست نخواهند یافت و تا آن روزى که لحد را بستر کنم، و در میان خاک بخوابم، دست از یارى تو بر نخواهم داشت، به آنچه مامورى آشکار کن، از هیچ مترس و بشارت ده و چشمانى را روشن ساز. مرا به آئین خود خواندى و می‏دانم تو پندده من هستى و در دعوت خود امین و درستکارى، حقا که کیش  محمد  از بهترین آئینهاست.   اوتؤمنوا بکتاب منزل عجب على نبى کموسى او کذى النون  یا اینکه ایمان به قرآن سراپا شگفتى بیاورید که بر پیامبر مانند موسى و یونس نازل گردیده است. (۵) هر یک از این قطعات، قسمت کوچکى از قصائد منفصل و سراپا نغز ابوطالب است، که ما به عنوان گواه، برجسته‏هاى آنها را، که صریحا ایمان او را به کیش برادرزاده‏اش می‏رساند انتخاب نمودیم. خلاصه سخن: هر یک از این اشعار در اثبات ایمان و اخلاص گوینده آنها کافى است و اگر گوینده این ابیات یک فرد خارج از محیط اغراض و تعصبات بود، همگى بالاتفاق به ایمان و اسلام سراینده آن حکم می‏کردیم. ولى از آنجا که سازنده آنها  ابوطالب‏  است، و دستگاه تبلیغاتى سازمانهاى سیاسى اموى و عباسى پیوسته بر ضد آل ابوطالب کار می‏کرد، از این نظر گروهى نخواسته‏اند یک چنین فضیلت و مزیتى را براى ابوطالب اثبات کنند. از طرفى وى، پدر على است که دستگاههاى تبلیغى خلفاء بر ضد او پیوسته تبلیغ می‏کردند، زیرا اسلام و ایمان پدر وى، فضیلت‏بارزى درباره او حساب می‏شد. در حالى که کفر و شرک پدران خلفاء، موجب کسر شان آنها بود. به هر حال، علیرغم تمام این سروده‏ها و گفتارها و کردارهاى صادقانه، گروهى به تکفیر وى برخاسته، حتى به آن اکتفا نکرده و ادعا کرده‏اند که آیاتى درباره ابوطالب که حاوى از کفر او است، نازل شده است.

راه دوم براى اثبات ایمان او

راه دوم، طرز رفتار او با پیامبر، و نحوه فداکارى و دفاع او از ساحت اقدس پیامبر است و هر کدام از آن خدمات می‏تواند، آینه فکر و روشنگر روحیات او باشد، زیرا: ابوطالب شخصیتى است که، راضى نشد برادرزاده او دلشکسته شود، و علیرغم تمام موانع و نبود امکانات زحمت‏بردن او را به شام همراه خود، پذیرفت. پایه اعتقاد او به فرزند برادر، تا آن پایه است که او را همراه خود به مصلى برده و خدا را به مقام او قسم داد و باران رحمت طلبید. وى در راه حفظ پیامبر از پاى ننشست و سه سال دربدرى و زندگى در شکاف کوه و اعماق دره را، بر ریاست و سیادت مکه، ترجیح داد، تا آنجا که این آوارگى سه ساله، او را فرسوده ساخت و مزاج خود را از دست داد و چند روز پس از نقض محاصره اقتصادى که به خانه و زندگى برگشت‏بدرود زندگى گفت. ایمان او به رسول خدا به قدرى قرص و محکم بود، که راضى بود تمام فرزندان گرامى وى کشته شوند ولى او زنده بماند. على را در رختخواب وى می‏خوابانید، تا اگر سوء قصدى در کار باشد به وى اصابت نکند. بالاتر از آن، روزى حاضر شد، تمام سران قریش به عنوان انتقام کشته شوند، و طبعا تمام قبیله بنی‏هاشم نیز کشته می‏شدند.

وصیت ابوطالب هنگام مرگ

وى هنگام مرگ به فرزندان خود چنین گفت: من  محمد  را به شما توصیه می‏کنم. زیرا او امین قریش و راستگوى عرب، و حائز تمام کمالات است. آئینى آورده که دلها بدان ایمان آورده، اما زبانها از ترس شماتت‏به انکار آن برخاسته است. من اکنون می‏بینم که افتادگان و ضعیفان عرب، به حمایت از او برخاسته، و به او ایمان آورده‏اند، و محمد به کمک آنها بر شکستن صفوف قریش قیام نموده است. سران قریش را خوار، خانه‏هاى آنان را ویران، و بی‏پناهان آنها را قوى و نیرومند و مصدر کار نموده است. سپس گفتار خود را با جمله‏هاى زیر پایان داد: اى خویشاوندان من، از دوستان و حامیان حزب او (اسلام) گردید. هر کسى پیروى او را نماید، سعادتمند می‏گردد هرگاه اجل مرا مهلت می‏داد، من از او حوادث و مکاره روزگار را دفع می‏نمودم.(۶) ما شک نداریم که وى در این آروز راستگو بوده، زیرا خدمات و جانفشانیهاى ده ساله او گواه صدق گفتار او است. چنانکه گواه صدق، وعده‏ایست که وى در آغاز بعثت‏به محمد ص‏  داد، زیرا روزى که پیامبر ص‏ ، تمام اعمام و خویشاوندان خود را دور خود جمع کرد و آیین اسلام را به آنها معروض داشت، ابوطالب به او گفت: برادرزاده‏ام قیام کن، تو والا مقامى، حزب تو از گرامیترین حزبهاست، تو فرزند مرد بزرگى هستى، هرگاه زبانى تو را آزار دهد، زبانهاى تیزى به دفاع تو برخیزد و شمشیرهاى برنده‏اى آنها را می‏رباید. به خدا سوگند، اعراب، مانند خضوع کودک نسبت‏به مادرش، در پیشگاه تو خاضع خواهند شد.(۷)

آخرین راه

خوبست ایمان و اخلاص ابوطالب را از نزدیکان بى غرض او بپرسیم. زیرا اهل خانه به درون خانه و آنچه در آن می‏گذرد داناترند.(۸) ۱- وقتى على خبر مرگ ابوطالب را به پیامبر داد، وى سخت گریست و به على دستور غسل و کفن و دفن را صادر نمود، و از خدا براى او طلب مغفرت نمود.(۹) ۲- در محضر امام چهارم سخن از ایمان ابوطالب به میان آمد. وى فرمود: در شگفتم که چرا مردم در اخلاص او تردید دارند، در صورتى که،هیچ زن مسلمانى نباید بعد از گزینش اسلام در حباله شوهر کافر خود بماند، و فاطمه بنت اسد، از سابقات در اسلام است و از آن زنانى است که خیلى جلوتر به پیامبر ایمان آورد و همین زن مسلمان در نکاح ابوطالب بود تا روزى که وى رخ در نقاب خاک کشید. ۳- امام باقر می‏فرماید: ایمان ابوطالب بر ایمان بسیارى از مردم ترجیح دارد و امیرالمؤمنان دستور می‏داد از طرف وى حج‏بجا آورند.(۱۰)

پی‏نوشتها: (۱) مجمع البیان‏  ج ۷/۳۷ و  الحجه‏  ۵۷ و  مستدرک حاکم‏  ج ۲/۶۲۳٫ (۲) دیوان ابوطالب‏  ۳۲ و  سیره ابن هشام‏  ج ۱/۳۷۳٫ (۳) دیوان ابوطالب‏  ۳۲ و  سیره ابن هشام‏  ج ۱/۳۷۳٫ (۴) تاریخ ابن کثیر  ج ۲ / ۴۲٫ (۵) ابن ابى الحدید  ج ۱۴ / ۷۴،  دیوان ابوطالب‏  ۱۷۳٫ (۶)کونوا له ولاه و لحزبه حماه، والله لا یسلک احد سبیله الا رشد و لا یاخذ رشد و لا یاخذ احد بهداه الا سعد، و لوکان لنفسى مده و فى احلى تاخیر لکففت عنه الهزاهز، و لدافعت عنه الدوافع:  سیره حلبی‏  ج ۱ / ۳۹۰  تاریخ الخمیس‏  ج ۱/ ۳۳۹٫ (۷)اخرج ابن اخى فانک الرفیع کعبا، و المنیع حزبا و الا على ابا، و الله لا یسلقک لسان الاسلقته السن حداد، و اجتذبه سیوف حداد، و الله لتذلن لک العرب ذل البهم لحاضنها –  الطرائف‏ ، تالیف سید ابن طاووس / ۸۵، نقال از کتاب  غایت السؤل فى مناقب آل رسول‏ ، نگارش ابراهیم بن على دینورى. (۸)اهل البیت ادرى بما البیت. (۹) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۴ / ۷۶٫ (۱۰) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۴ / ۶۸٫ فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام ص ۱۶۲

شمه‏اى از فداکارى ابوطالب

سران قریش در خانه ابوطالب با حضور پیامبر انجمنى تشکیل دادند. سخنانى میان آنان رد و بدل گردید سران قریش بدون اینکه نتیجه‏اى از مصاحبه خود بگیرند از جاى خود بلند شدند، در حالى که عقبه بن ابى معیط، بلند بلند می‏گفت: او را به حال خود باقى بگذارید، پند و نصیحت‏سودى ندارد و باید او را ترور کرد و به زندگى وى خاتمه داد.(۱) ابوطالب از شنیدن این جمله، سخت ناراحت گردید ولى چه می‏توانست‏بکند، آنان به عنوان مهمان وارد خانه او شده بودند. اتفاقا رسول گرامى همان روز از خانه بیرون رفت، و دیگر به خانه برنگشت. طرف مغرب، عموهاى آن حضرت به خانه وى سر زدند، اثرى از او ندیدند. ناگهان ابوطالب، متوجه گفتار قبلى  عقبه‏  گردید، و با خود گفت‏حتما برادر زاده‏ام را تررو کرده‏اند و به زندگى او خاتمه داده‏اند. با خود فکر کرد که کار از کار گذشته، باید انتقام محمد را از فرعونهاى مکه بگیرم. تمام فرزندان هاشم و عبدالملک را به خانه خود دعوت کرد، و دستور داد که هر کدام سلاح برنده‏اى را زیر لباسهاى خود پنهان کنند، و دستجمعى وارد مسجدالحرام گردند، هر یک از آنها در کنار یکى از سران قریش بنشینند و هر موقع صداى ابوطالب بلند شد و گفت: یا معشر قریش ابغى محمدا: اى سران قریش محمد را از شما می‏خواهم، فورا از جاى خود برخیزید و هر کس شخصى را که در کنارش نشسته است ترور کند، تا به این وسلیه جملگى به قتل برسند. ابوطالب عازم رفتن بود که ناگهان  زید بن حارثه‏  وارد خانه شد و آمادگى آنها را دید. دهانش از تعجب باز ماند و گفت هیچ گزندى به پیامبر نرسیده و حضرتش در خانه یکى از مسلمانان مشغول تبلیغ است. این را گفت و بی‏درنگ دنبال پیامبر دوید و حضرت را از تصمیم خطرناک ابوطالب آگاه ساخت. پیامبر نیز برق‏آسا خود را به خانه رساند. چشم ابوطالب به قیافه جذاب و نمکین برادرزاده افتاد. در حالى که اشک شوق از گوشه چشمان او سرازیر بود، رو به وى کرد، گفت: این کنت‏یا ابن اخى اکنت فى خیر؟ برادر زاده‏ام کجا بودی؟ در این مدت شاد و خرم و دور از گزند بودی؟! پیامبر جواب عمو را داد و گفت: از کسى آزارى به او نرسیده است.  ابوطالب‏  تمام آن شب را به فکر فرو رفته بود، و با خود می‏اندیشید، و می‏گفت: امروز برادر زاده‏ام مورد هدف دشمن قرار نگرفت، ولى، قریش تا او را نکشد آرام نخواهد گرفت. صلاح در این دید که فردا پس از آفتاب موقع گرمى انجمنهاى قریش با جوانان هاشم و عبدالمطلب وارد مسجد گردد و آنها را از تصمیم دیروز خود آگاه سازد، شاید رعبى در دل آنها بیفتد و بعدها نقشه کشتن محمد را نکشند. آفتاب مقدارى بالا آمد، وقت آن شد که قریش از خانه‏ها به سوى محافل خودروانه شوند، هنوز مشغول سخن نشده بودند که قیافه ابوطالب از دور پیدا شد، و دیدند جوانان دلاورى به دنبال او می‏آیند همه دست و پاى خود را جمع کرده و منتظر بودند که ابوطالب چه می‏خواهد بگوید، و براى چه منظورى با این دسته، وارد مسجدالحرام شده است. ابوطالب در برابر محفل آنان ایستاد و گفت: دیروز محمد ساعاتى از دیده ما غائب گردید. من تصور کردم که شما به دنبال گفتار  عقبه‏  رفته و او را به قتل رسانیده‏اید. از اینرو تصمیم گرفته بودم با همین جوانان وارد مسجد الحرام شوم و بهر یک از دستور داده بودم در کنار یکى از شما بنشیند، و هر موقع صداى من بلند شد همگى بیدرنگ از جاى برخیزند، و با حربه‏هاى پنهانى خود، خونهاى شما را بریزند. ولى خوشبختانه محمد را زنده یافتم و او را از گزند شما مصون دیدم. سپس به جوانان دلاور خود دستور داد، که سلاحهاى پنهانى خود را بیرون آوردند و گفتار خود را با این جمله پایان داد: به خدا قسم اگر او را می‏کشتید، احدى از شما را زنده نمی‏گذاشتم و تا آخرین نیرو با شما می‏جنگیدم و…(۲) اگر صفحات تاریخ زندگى حضرت ابوطالب را از نظر بگذرانید ملاحضه خواهید کرد که وى چهل سال تمام پیامبر را یارى نمود و بالاخص در ده سال اخیر زندگانى او، که مصادف با بعثت و دعوت آن حضرت بود جانبازى و فداکارى بیش از حد در راه پیامبر از خود نشان داد. یگانه عاملى که او را تا این حد استوار و پاى برجاساخته بود همان نیروى ایمان و عقیده خالص او نسبت‏به ساحت مقدس پیامبر اسلام بوده است و اگر فداکاریهاى فرزند عزیز او على را، به خدمات پدر ضمیمه کنید، حقیقت اشعار یاد شده در زیر، که ابن ابى الحدید در این باره سروده است‏براى شما روشن می‏شود. اینک ترجمه بخشى از آن اشعار:  هرگاه ابوطالب و فرزند او نبود، هرگز دین، قد راست نمی‏کرد. وى در مکه پناه داد و حمایت کرد، و فرزند او در  یثرب‏  در گردابهاى مرگ فرو رفت.

پى ‏نوشتها:
(۱) لا تعود الیه ابدا و ما خیر من ان نقتال محمدا.
(۲) و الله لوقتلتموه ما ابقیت منکم احدا حتى نتفانى نحن و انتم –  طبقات کسری‏  ج ۱/۲۰۲- ۲۰۳  طرائف ص ۸۵ ،  الحجه‏  / ۶۱٫
فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام ص ۱۵۹
استاد جعفر سبحانى

دعاى امام سجاد(علیه السلام) هنگام حلول ماه رمضان

اشاره:

علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، مشهور به امام سجاد و زین العابدین (۳۸. ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان. مدت امامت وی ۳۵ سال بود. امام سجاد(ع) در واقعه کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت شد. 

بسم الله الرحمن الرحیم

«(۱) الحمد لله الذى هدانا لحمده، و جعلنا من اهله لنکون لاحسانه من الشاکرین و لیجزینا على ذلک جزاء المحسنین (۲) و الحمد لله الذى حبانا بدینه، و اختصنا بملته، و سبلنا فى سبل احسانه لنسلکها بمنه الى رضوانه حمدا یتقبله منا و یرضى به عنا (۳) و الحمد لله الذى جعل من تلک السبل شهره شهر رمضان، شهر الصیام، و شهر الاسلام، و شهر الطهور، و شهر التمحیص و شهر القیام الذى انزل فیه القرآن، هدى للناس و بینات من الهدى و الفرقان‏».

سپاس خدائى را سزاست، که ما را براى سپاسگزارى خود راهنمائى نمود، و از سپاسگزاران قرار داد، تا براى احسان و نیکیش از شکرگزاران باشیم، و ما را بر آن سپاسگزارى پاداش نیکوکاران دهد، و سپاس خدائى را سزاست که دین خود را به ما عطا نمود، و ما را جزو ملت‏خویش(اسلام) اختصاص داد، و در راههاى احسان و نیکیش رهنمون کرد،تا به وسیله نعمتش در آن راهها رفته و به سوى رضا و خوشنودیش دست‏یابیم، سپاسى که آن را از ما بپذیرد، و به وسیله آن از ما خوشنود گردد.

 سپاس خدائى را که رمضان را براى ما ماه تزکیه قرار داد

و سپاس خدائى را سزاست که ماه خود رمضان را، ماه صیام و روزه، و ماه اسلام، و ماه تزکیه، و ماه تصفیه و پاک کردن (از گناهان)، و ماه قیام و ایستادن (براى نماز در شبها یا به پا خاستن در احیاى اسلام و جهاد در راه خدا) را یکى از آن راههاى احسان قرار داد، آن چنان ماهى که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالى که براى مردم راهنما (ى از گمراهى) و نشانه‏هاى آشکار رهبرى، و جدا کننده میان حق و باطل است.

«(۴) فابان فضیلته على سائر الشهور بما جعل له من الحرمات الموفوره، و الفضائل المشهوره، فحرم فیه ما احل فى غیره اعظاما، و حجر فیه المطاعم و المشارب اکراما و جعل له وقتا بینا لا یجیز . جل و عز . ان یقدم قبله، و لا یقبل ان یؤخر عنه (۵) ثم فضل لیله واحده من لیالیه على لیالى الف شهر و سماها لیله القدر تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام، دائم البرکه الى طلوع الفجر على من یشاء من عباده بما احکم من قضائه‏».

خداوند ماه صیام را بر سایر ماهها برترى بخشید

پس برترى آن را بر ماههاى دیگر به سبب حرمتها و گرامى داشتنهاى بسیار و فضائل و برترى‏هاى آشکار که براى آن قرار داد، هویدا گردانید، و در آن ماه از جهت‏بزرگ داشت، آنچه را که در ماههاى دیگر حلال کرده حرام نمود، و خوردنیها و آشامیدنیها را در (روزهاى) آن منع کرد، و براى آن وقت آشکارى (معینى) قرار داد، که خداى بزرگ و توانا جائز و روا نمى‏داند که پیش انداخته شود و نمى‏پذیرد که از آن وقت‏به تاخیر افتد. سپس (عبادت و بندگى در) شب (قدر) آن را به (عبادت در) شبهاى هزار ماه برترى داد، و آن را شب قدر نامید (شبى که خداى تعالى اجلها و روزیها و هر امرى که حادث مى‏شود را مقدر مى‏فرماید) در آن شب (بسیارى از) فرشتگان و روح (که مخلوقى است‏بزرگتر از فرشته) به فرمان پروردگارشان بر هر که از بندگانش بخواهد با قضا و قدرى که محکم و استوار کرده (که تغییر و تبدیلى در آن نیست).

درود فرشتگان بر عابدان شب قدر

براى هر کارى (که خدا مقدر فرموده) فرود مى‏آیند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنانى که براى نماز به پاى ایستاده یا در حال رکوع و سجودند، یا آنکه شب سلامتى و رهائى از ضرر و زیان شیاطین است) که برکت و خیر آن تا آشکار شدن روشنى صبح، دائم و پایدار است.

«(۶) اللهم صل على محمد و آله و الهمنا معرفه فضله و اجلال حرمته، و التحفظ مما حظرت فیه، و اعنا على صیامه بکف الجوارح عن معاصیک، و استعمالها فیه بما یرضیک حتى لا نصغى باسماعنا الى لغو، و لا نسرع بابصارنا الى لهو (۷) و حتى لا نبسط ایدینا الى محظور، و لا نخطو باقدامنا الى محجور و حتى لا تعى بطوننا الا ما احللت، و لا تنطق السنتنا الا بما مثلت، و لا نتکلف الا ما یدنى من ثوابک، و لا نتعاطى الا الذى یقى من عقابک، ثم خلص ذلک کله من رئاء المرائین، و سمعه المسمعین، لا نشرک فیه احدا دونک، و لا نبتغى فیه مرادا سواک.

خدایا توفیق روزه با ترک معاصى به ما عطا فرما

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و شناسائى برترى آن را (بر ماههاى دیگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقش را (که قیام و ایستادگى بر آن واجب است) و دورى گزیدن از آنچه را که منع و حرام کرده‏اى به ما الهام نما، و ما را به روزه داشتن آن به وسیله باز داشتن اندام از گناهان و به کار بردن آنها به آنچه تو را خوشنود مى‏گرداند یارى فرما، تا با گوشهامان سخن بیهوده گوش ندهیم، و با چشمهامان به سوى بازى (کارهائى که انسان را از مقصود باز دارد)، نشتابیم. و تا دستهامان را به حرام دراز ننمائیم، و با پاهامان به سوى آنچه منع و حرام گشته نرویم. و تا شکمهامان نگاه ندارد و گرد نیاورد جز آنچه (خوردنى و آشامیدنى) که تو حلال و روا گردانیده‏اى. و زبانهامان گویا نشود جز به آنچه (قرآن مجید و گفتار پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام) تو خبر داده و بیان فرموده‏اى (اشاره به آداب روزه دارى و پرهیز از گناهان در حال روزه‏دارى است) و رنج نکشیم جز در آنچه (عبادت خدا و خدمت‏به خلق) که به پاداش تو نزدیک گرداند، و به جا نیاوریم جز آنچه که از کیفر تو نگاه دارد.

سپس همه آن کردارها را از ریا، و خودنمائى خود نمایان و از سمعه و شنیدن شنوندگان خالص و پاکیزه گردان که از آن کسى را با تو شریک نگردانیم، و جز تو در آن مقصود و خواسته‏اى نطلبیم.

«(۸) اللهم صل على محمد و آله، وقفنا فیه على مواقیت الصلوات الخمس بحدودها التى حددت و فروضها التى فرضت،و وظائفها التى وظفت، و اوقاتها التى وقتت (۹) و انزلنا فیها منزله المصیبین لمنازلها الحافظین لارکانها المؤدین لها فى اوقاتها على ما سنه عبدک و رسولک صلواتک علیه و آله فى رکوعها و سجودها و جمیع فواضلها على اتم الطهور و اسبغه و ابین الخشوع و ابلغه.

بار خدایا توفیق نمازگزاردن کامل به ما مرحمت فرما

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست،و ما را در آن بر اوقات نمازهاى پنجگانه با حدود و احکامش، که مقرر نموده‏اى و واجباتش که واجب کرده‏اى و شروط و اوقاتش که شرط و تعیین گردانیده‏اى آگاه فرما. و ما را در نماز همچون کسانى قرار ده که مراتب شایسته آن را دریافته و ارکان و جوانب آن را نگهدارندگانند. آن را در اوقات خود به همان طریقى که بنده و فرستاده تو که درودهایت‏بر او و بر آل او باد، در رکوع و سجود و همه فضیلتها و درجات رفیعه‏اش قرار داده، با کاملترین طهارت و پاکى، و رساترین خشوع و فروتنى به جا آورنده‏اند.

«(۱۰) و وفقنا فیه لان نصل ارحامنا بالبر و الصله،و ان نتعاهد جیراننا بالافضال و العطیه، و ان نخلص اموالنا من التبعات و ان نطهرها باخراج الزکوات و ان نراجع من هاجرنا، و ان ننصف من ظلمنا و ان نسالم من عادانا حاشا من عودى فیک و لک فانه العدو الذى لا نوالیه و الحزب الذى لا نصافیه‏».

خدایا در این ماه احسان بارحام و جیران و تزکیه اموال توفیقمان ده

و ما را در آن ماه توفیق ده که با نیکى فراوان و بخشش، به خویشان خود نیکى کنیم و با احسان و عطا از همسایگان جویا شویم، و دارائیهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نمائیم، و آنها را با بیرون کردن زکاتها پاک کنیم (که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده: «ملعون کل مال لا یزکى‏» از خیر و نیکى دور است هر مال و دارئى که زکوه آن داده نشود) و به کسى که از ما دورى گزیده باز گردیم (به او بپیوندیم) و به کسى که به ما ظلم و ستم نموده از روى (آنچه که مقتضى) انصاف و عدل(است) رفتار کنیم و با کسى که به ما دشمنى نموده آشتى نمائیم، جز کسى که در راه تو و براى تو با او دشمنى شده باشد، زیرا او دشمنى است که او را دوست نمى‏گیریم، و حزب و گروهى است که با او از روى دل دوستى نمى‏کنیم.

«(۱۱) و ان نتقرب الیک فیه من الاعمال الزاکیه بما تطهرنا به من الذنوب، و تعصمنا فیه مما نستانف من العیوب حتى لا یورد علیک احد من ملائکتک الا دون ما نورد من ابواب الطاعه لک و انواع القربه الیک (۱۲) اللهم انى اسئلک بحق هذا الشهر، و بحق من تعبد لک فیه من ابتدائه الى وقت فنائه، من ملک قربته او نبى ارسلته او عبد صالح اختصصته ان تصلى على محمد و آله، و اهلنا فیه لما وعدت اولیائک من کرامتک و اوجب لنا فیه ما اوجبت لاهل المبالغه فى طاعتک و اجلعلنا فى نظم من استحق الرفیع الاعلى برحمتک.

و ما را توفیق ده که در آن به سوى تو تقرب جسته نزدیک شوم، به وسیله کردارهاى پاکیزه و آراسته که ما را به آن از گناهان پاک کنى (بیامرزى) و در آن ما را حفظ کرده و نگاهدارى از اینکه بخواهیم عیوب و زشتیها (کردارهاى ناشایسته) را از سر گیریم، تا هیچ یک از فرشتگانت (که نویسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پیشنهاد ننمایند، جز آنکه کمتر باشد از اقسام طاعت و بندگى براى تو، و انواع تقرب به سوى تو که ما به جا آوردیم.

خدایا در این ماه توفیق تقرب به پیشگاهت‏بما مرحمت فرما

بارخدایا از تو درخواست مى‏نمایم به حق این ماه و به حق کسى که در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگى براى تو کوشیده، از فرشته‏اى که او را مقرب ساخته‏اى، یا پیغمبرى که فرستاده‏اى، یا بنده شایسته‏اى که برگزیده‏اى، که بر محمد و آل او درود فرستى و ما را در آن براى کرامت و ارجمندى که به دوستانت وعده داده‏اى سزاوار گردان، و آنچه که براى کوشش کنندگان در طاعت و فرمانبریت واجب و لازم کرده‏اى براى ما لازم نما،و به رحمت و مهربانیت ما را در صف کسانى (انبیاء و اوصیاء علیهم السلام) که سزاوار بالاترین مرتبه (بهشت) هستند قرار ده.

«(۱۳) اللهم صل على محمد و آله، و جنبنا الالحاد فى توحیدک، و التقصیر فى تمجیدک، و الشک فى دینک، و العمى عن سبیلک، و الاغفال لحرمتک، و الانخداع لعدوک الشیطان الرجیم (۱۴) اللهم صل على محمد و آله، و اذا کان لک فى کل لیله من لیالى شهرنا هذا رقاب یعتقها عفوک او یهبها صفحک فاجعل رقابنا من تلک الرقاب، واجعلنا لشهرنا من خیر اهل و اصحاب (۱۵) اللهم صل على محمد و آله،و امحق ذنوبنا مع امحاق هلاله، و اسلخ عنا تبعاتنا مع انسلاخ ایامه حتى ینقضى عنا و قد صفیتنا فیه من الخطیئات، و اخلصتنا فیه من السیئات‏».

خدایا در این ماه از سهل‏انگارى‏ها و فریب شیطان حفظمان فرما

بار خدایا، بر محمد و آل او درود فرست، وما را در توحید و یگانگیت از عدول و بازگشتن (شرک آوردن آشکار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصیر و کوتاهى و در دینت (اسلام) از شک و دو دلى و از راهت (به دست آوردن رضا و خوشنودیت) از کورى (گمراهى) و براى حرمتت (آنچه قیام به آن واجب است) از سهل انگارى،و از دشمنت (شیطان رانده شده) فریب خوردن، دور گردان. بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و هرگاه در هر شب از شبهاى این ماه براى تو بندگانى باشد که عفو و بخشیدنت آنها را آزاد مى‏نماید، یا گذشتت ایشان را مى‏بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان قرار بده، و ما را براى این ماه، از بهترین اهل و یاران (برگزیدگان) قرار ده. بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و با کاسته شدن ماه آن گناهان ما را بکاه، و با بپایان رسیدن روزهایش بدیها و گرفتاریهاى ما را از ما بکن تا اینکه این ماه از ما بگذرد در حالى که ما را از خطاها پاکیزه گردانیده و از بدیها خالص و آراسته ساخته باشى.

«(۱۶) اللهم صل على محمد و آله،و ان ملنا فیه فعدلنا و ان زغنا فیه فقومنا،و ان اشتمل علینا عدوک الشیطان فاستنقذنا منه (۱۷) اللهم اشحنه بعبادتنا ایاک، و زین اوقاته بطاعتنا لک، و اعنا فى نهاره على صیامه، و فى لیله على الصله و التضرع الیک، و الخشوع لک، و الذله بین یدیک حتى لا یشهد نهاره علینا بغفله، و لا لیله بتفریط (۱۸) اللهم و اجعلنا فى سائر الشهور و الایام کذلک ما عمرتنا و اجعلنا من عبادک الصالحین الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون، و الذین یؤتون ما اتوا و قلوبهم و جله، انهم الى ربهم راجعون، و من الذین یسارعون فى الخیرات و هم لها سابقون‏».

خدایا ماه رمضان را براى ما ماه عبادت و طاعت قرار بده

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست. و اگر در آن از حق برگردیم ما را (بر آن) بازگردان و اگر در آن عدول نموده براه کج رفتیم ما را به راه راست آور، و اگر دشمن تو شیطان ما را احاطه کرده فرا گیرد از او رهائیمان ده. بار خدایا ماه رمضان را از عبادت، و پرستش ما مملو و پر گردان، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبرى ما براى تو آراسته نما و ما را در روزش بروزه داشتن و در شبش به نماز و زارى بسوى (درگاه) تو و فروتنى و خوارى در برابر تو، یارى فرما تا روزش بر ما به غفلت و بیخبرى و شبش به تقصیر و کوتاهى (در عمل) گواهى ندهد. بار خدایا ما را در باقى ماهها و روزها تا زمانى که زنده‏مان مى‏دارى همچنین (بطورى که براى ماه رمضان درخواست‏شد) قرار ده، و ما را از بندگان شایسته‏ات بگردان که (الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون، (سوره ۲۳، آیه ۱۱) آنان بهشت را به میراث مى‏برند در حالى که در آن جاوید هستند گفته‏اند: بهشت مسکن و جایگاه پدر ما حضرت آدم على نبینا و آله و علیه السلام بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است که از او به آنها ارث رسیده) و از آنانى قرار بده که آنچه (صدقات) را مى‏دهند در حالى که دلهاشان از (اندیشه) بازگشت‏به سوى پروردگارشان ترسان است و از آنان که در نیکیها مى‏شتابند، و ایشان براى آن نیکیها بر دیگران پیشى گیرنده‏اند.

«(۱۹) اللهم صل على محمد و آله فى کل وقت و کل اوان و على کل حال عددما صلیت على من صلیت علیه، و اضعاف ذلک کله بالاضعاف التى لا یحصیها غیرک انک فعال لما ترید».

خدایا درود بیکران و بى حد خود را بر محمد و آل او فرست

بار خدایا درود فرست‏بر محمد و آل او، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال به شماره درودى که فرستاده‏اى بر هر که درود فرستاده‏اى، و چندان برابر همه آنها به چندان برابرى که جز تو آنها را نتواند شمرد، زیرا تو هر چه را بخواهى بجا آورنده‏اى انجام کار، تو را ناتوان نمى‏گرداند و مانعى آن را باز نمى‏دارد. (۱)

پى‏ نوشت:

۱.صحیفه سجادیه، ص ۲۸۲، فیض الاسلام‏روزه،

درمان بیماریهاى روح و جسم صفحه ۶٫

به قلم :سید حسین موسوى راد لاهیجى

روزه مسافر از دیدگاه شیعه و سنی

اشاره:

روزه ماه مبارک رمضان، که از ضروریات دین اسلام می باشد، در ماه شعبان سال دوم هجری بر مسلمانها واجب شد. یکی از موانع چنین روزه ای، سفری است که در آن نمازهای چهار رکعتی کوتاه و دو رکعت می شود.(۱) درباره اینکه آیا افطار روزه ماه رمضان بر مسافر واجب است یا جائز، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. اهل سنت معتقدند از آنجا که افطار روزه بر مسافر، جایز می باشد، چنین شخصی در انجام و عدم انجام روزه، مخیر است، و البته اگر روزه نگیرد بعداً باید قضای آن را انجام دهد. ولی شیعه قائل است است که افطار روزه بر وی واجب است و اگر روزه بگیرد، باید قضای آن را بعداً انجام دهد (البته اگر مسافر قبل از ظهر به وطن یا جایی که قصد اقامت ده روز در آنجا را دارد، برسد، آن روز را باید روزه بگیرد. و نیز اگر فردی بعد از ظهر از چنین جایی بخواهد سفر نماید، باید بر روزه خود باقی بماند.

ریشه بحث

 تفاوت دیدگاه درباره جائز بودن روزه در سفر و وجوب افطار در سفر، ناشی از اختلاف تفسیر آیات مربوط به روزه مسافر می باشد و از آنجا که سه آیه مربوط به روزه به منزله کلام واحدی است، لذا به بیان این آیات می پردازیم تا فهم دقیق ریشه این بحث شناخته شود، خداوند درباره روزه ماه رمضان خطاب به مسلمانها می گوید: «ای اهل ایمان، روزه بر شما واجب شد چنانکه بر امتهای گذشته واجب شده بود، باشد که پرهیزگار شوید، (این روزه) چند روزی می باشد و هر که از شما بیمار و یا در سفر باشد، روزهای دیگری(را روزه بگیرد)، و بر کسانی که روزه، طاقت فرساست، در عوضِ (هر روز) تهیدستی را غذا دهد، و هر کس به میل خود کار نیکی را انجام دهد برایش بهتر است. و روزه گرفتن برای شما بهتر است، اگر می دانستید. ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن برای راهنمایی مردم و نشانه هایی از هدایت و جدایی حق از باطل، نازل شده است. پس هر کس از شما که این ماه را دریافت روزه بگیرد و هر کس که بیمار و یا در سفر باشد، به همان تعداد در روزهای دیگر (قضا نماید)، خدا برای شما خواهان آسانی بوده و سختی نمی خواهد. هدف این است که این روزه ها را تکمیل کنید، و خدا را بر اینکه شما را هدایت نموده، بزرگ شمارید، باشد که سپاس گزاری کنید.)(۲)

همان طور که ملاحظه شد خداوند می فرماید، کسی که مریض و یا در سفر باشد، چند روزی دیگر (غیر از ماه رمضان) را روزه بگیرد. چنین کلامی به وضوح، وجوب افطار مسافر را می رساند. ولی اهل سنت برای اینکه دیدگاه خود را بر قرآن تحمیل نمایند. از این ظاهر قرآن دست برداشته و برای اثبات نظریه خود، «فأنظر» را در تقریر گرفته اند. یعنی گفته اند کلام خداوند در اصل چنین بوده: وَ مَنْ کانَ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فأنظر فَعِدَّه مِنْ أَیامٍ أُخَرَ. (کسی که مریض یا در سفر باشد و افطار کند، باید درچند روز دیگر روزه بگیرد.)

پاسخ چنین ادعایی این است که همان طور که خود اهل سنت گفته اند در تقدیر گرفتن چیزی در کلام، برخلافِ ظاهر کلام بوده و در جایی می توان مرتکب این خلاف ظاهر شد که قرینه ای بر آن دلالت نماید و در اینجا چنین قرینه ای وجود ندارد.(۳)

احادیث و روزه مسافر

 سنی و شیعه روایت کرده اند که پیامبر فرموده: لیس من البرّ الصیام فی السفر،(۴) (روزه در سفر از از اعمال نیک نمی باشد). و در تفسیر المنار آمده که پیامبر فرمود: الصائم فی السفر کالمفطر فی الحضر(۵) (روزه دار در سفر، همانند افطارکننده در وطن می باشد) و نیز شیعه احادیث فراوانی را از ائمه( علیهم السلام)  نقل نموده که مسافر نباید در سفر روزه بگیرد.(۶) که این احادیث همگی در واقع تفسیری برای آیات مربوط به روزه ی مسافر می باشد. بنابراین توجه به ظاهر آیات و تفسیری که از پیامبر و خاندان اهل بیت (علیهم السلام) درباره روزه مسافر آمده، راهی برای اظهار نظر و اجتهاد شخصی باز نمی گذارد.

پی نوشت:

  1. جهت اطلاع بر شرائط قصر نماز از دیدگاه مذاهب مختلف رجوع کنید به: الفقه علی المذاهب الخمسه، محمدجواد مغنیه، ص ۱۳۹، دارالتعارف للمطبوعات، هفتم، ۱۴۰۲ ق.
  2. بقره، ۱۸۳-۱۸۰٫
  3. ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج ۲، ص ۱۱، منشورات الاعلمی للمطبوعات، بیروت، سوم، ۱۳۹۳ ق.
  4. التفسیر الکاشف، محمدجواد مغنیه، ج ۱، ص ۲۸۳، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۶۸ م.
  5. همان.
  6. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۲۳، باب وجوب الافطار فی السفر فی شهر رمضان مع الشرایط….، مکتبه الاسلامیه، سوم، ۱۳۹۶ ق .

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

تلاوت قرآن در سیره معصومان علیهم السلام

اشاره:

ماه رمضان ماه ارتباط و انس بیشتر با قرآن، همراه با خیر و برکت فراوان باز به سوی ما رو کرده است. ما باید با بهره گیری از رحمت بی کران الهی در این ماه و تضرع و  خشوع به درگاه خالق بی نیاز از خوان کرم او بیشتر استفاده کنیم. یکی از اعمال برجسته ماه مبارک رمضان ارتباط و انس بیشتر با قرآن است. برای بهره گیری از انوار معنوی قرآن باید به دامان معصومان علیهم السلام چنگ بزنیم. آنان در سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همتای قرآن معرفی شده اند و از هم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شوند.۱ بنابراین شایسته است آنان را چراغ راه خود قرار داده و از نوع ارتباط ایشان با کلام وحی الگو بگیریم؛ چرا که قرآن آنان را هادی امت نامیده۲ و جز از راه اقتدا به ایشان به سر منزل مقصود نخواهیم رسید.

ماه رمضان ماه قرآن

همان گونه که با آمدن بهار شادابی و طراوت طبیعت جان ها را تازه می کند و روح تازه ای در کالبد طبیعت می دمد، با آمدن ماه رمضان، بهار قرآن و بهار معنویت و عبودیت، شادابی و طراوت معنوی خاصی در جامعه مسلمانان پدیدار می گردد و انوار قدسیه قرآنی دلها و جانها را منور می کند.

از نظر معصومین علیهم السلام ماه مبارک رمضان به ویژه از نظر تلاوت قرآن از برجستگی خاصی برخوردار است، به گونه ای که ماه رمضان را به بهار تشبیه کرده اند. امام

باقر علیه السلام در این باره می فرماید:

لکل شئ ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان.۳

برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است.

امام رضا علیه السلام از پدرانش از حضرت علی علیه السلام نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین جمعه ماه شعبان خطبه ای برای مردم خواند و فرمود:

ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهراللّه بالبرکه و الرحمه و المغفره… فاسألوا اللّه ربکم

بنیات صادقه و قلوب طاهره ان یوفقکم لصیامه و تلاوه کتابه… و من تلا فیه آیه من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور…۴

ای مردم همانا روی آورده است بر شما، ماه خداوند که با برکت و رحمت و مغفرت همراه است…. پس از خداوندی که پروردگار شما است بخواهید، با نیت های راست و دل های پاک که شما را موفق بدارد برای روزه گرفتن در این ماه و تلاوت کتابش. (پس بدانید) هر کس در این ماه آیه ای از قرآن را بخواند

برای او همانند پاداش کسی است که یک ختم قرآن را در غیر ماه رمضان خوانده باشد.

معصومین و تلاوت قرآن

ملاحظه کتابهای سیره و تاریخ و احادیث اهل بیت علیهم السلام ارتباط دائمی آنان با قرآن را مشهود و ملموس می سازد. ام سلمه می گوید: رسول خدا نمی خوابید تا مسبحات را قرائت کند و می فرمود: در این سوره ها آیه ای است که از هزار آیه برتر است. گفتند مسبحات کدام سوره ها است فرمود: سوره حدید، حشر، صف، جمعه و

تغابن. ۵

و از جابر نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی خوابید تا سوره تبارک و الم تنزیل را قرائت کند.۶

تلاوت قرآن از آداب همیشگی حضرات معصومین علیهم السلام بوده و اخباری که در این باره رسیده حکایت از اهتمام فوق العاده آنان به قرائت قرآن دارد. آنان خود، قرآن

را بسیار می خواندند و دوست می داشتند که مسلمانان نیز چنین کنند.

امیرمؤنان علی علیه السلام می فرماید:

… و فیه ربیع القلوب و ینابیع العلم و ما للقلب جلاء غیره… قرآن بهار دلها و چشمه های دانش است و جز قرآن جلایی برای قلب نیست.۷

امام علی علیه السلام چنان بود که دو ثلث آخر شب را به نماز و مناجات و تلاوت قرآن مشغول بود و ثلث اول شب را استراحت می کرد.۸

هنگامی که فرق مبارک امام علی علیه السلام را در چنین ایامی شکافتند و بشریت را تا ابد عزادار کردند ایشان باز هم آیات الهی را زمزمه می کرد و این آیات را تلاوت فرمود: «منها خلقنکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری» و نیز آیه «هذا ما وعدنا اللّه و رسوله و صدق اللّه و رسوله».

ابی عبد الرحمن سلمی که خود از قاریان بزرگ جهان اسلام است می گوید:

کسی را ندیده ام که قرآن را بیش از علی بن ابیطالب علیه السلام بخواند. ۹

پیشوایان معصوم ما همواره در زندگی همراه قرآن بودند. در شرائط مختلف، در گشایش و راحتی، در سختی و گرفتاری، حتی در صحنه نبرد با دشمنان زمزمه قرآن داشتند.

یکی از زیباترین مظاهر عشق به تلاوت قرآن در شب عاشورا جلوه نمود.

حضرت سید الشهدا علیه السلام آن شب را از سپاه کوفه فرصت خواست تا بتواند تا صبح قرآن بخواند و با خدای خود رازو نیاز کند. آن شب از خیمه های یاران امام

حسین علیه السلام صدای صوت قرآن و ذکر و دعا زیاد شنیده می شد.۱۰

در مسیر مدینه به کوفه هنگامی که خبر شهادت مسلم بن عقیل را به امام حسین علیه السلام دادند این آیه شریفه را تلاوت فرمود: من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوااللّه

علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.۱۱

انس و ارتباط حضرات معصومین با قرآن چنان شکوهمند و پرمعنا بود که هرگزبا آن احساس تنهایی نمی کردند و بدون آن مشرق و مغرب عالم نمی توانست جای خالی قرآن را در زندگیشان پر کند. امام زین العابدین علیه السلام می فرمود:لومات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد ان یکون القرآن معی.

اگر همه آنان که میان مشرق و مغرب عالم اند بمیرند [و من تنها بمانم] بیمی به دل راه نمی دهم بعد از آنکه قرآن در کنار من است.۱۲

معصومان علیهم السلام آن گاه که قرآن تلاوت می کردند، گویی در مهبط وحی نشسته اند و خداوند در گوش آنان زمزمه می کند و اگر قرائت آنان به گوش کسی می رسید

گمان می برد که در حال گفت و گو هستند و روی سخن با مخاطبی در پیش روی خود دارند.

مالک پیشوای فرقه مالکیه می گوید: من مدتی نزد امام صادق علیه السلام رفت و آمد داشتم. در این مدت وی را ندیدیم مگر در یکی از سه حالت؛ یا در حال نماز بود، یا

در حال سکوت به سر می برد و یا آن که قرآن تلاوت می کرد.۱۳

معاویه بن عمار می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس قرآن را بخواند بی نیاز باشد و دیگر نیازی پس از آن برای او نباشد وگرنه (اگر قرآن او را بی نیاز نسازد)

هیچ چیز بی نیاز کننده او نخواهد بود.۱۴

امام موسی بن جعفر علیهماالسلام مدتی از عمر گرامی خود را در زندان های هارون گذراند. تمام کسانی که خبری از امام در آن سالها گفته یا نوشته اند عبادت خدا و

تلاوت قرآن را برنامه روزانه امام گزارش کرده اند.

پس از آن که فضل بن ربیع حاضر به قتل امام نشد، هارون دستور داد که حضرت را نزد فضل بن یحیی برمکی فرستاده و زندانی کنند. فضل بن یحیی یکی از اطاق های خانه خود را به آن حضرت اختصاص داد و در ضمن دستور داد مواظب اعمال آن حضرت باشند. به او خبر دادند این مرد در همه شبانه روز کارش

نماز و دعا و تلاوت قرآن است.۱۵

در سیره و سخنان معصومان علیهم السلام بسیارمی بینیم که آن بزرگواران به زبان قرآن پاسخگویی کرده اند و هر پرسشی را به آیه ای از قرآن پاسخ می دادند تا سوال

کننده و دیگران را به قرآن توجه دهند. انگشت اشاره آنان همواره به سوی قرآن بوده است و آن را شفای هر درد و داروی هر مرض و جواب هر سؤل می دانستند.

در کتاب عیون اخبارالرضا آمده: مأمون هرگاه امام رضا علیه السلام را می آزمود و از او درباره چیزی سؤل می کرد امام پاسخ او را از قرآن می داد.۱۶

رجاء بن ضحاک نیز می گوید: حضرت رضا علیه السلام در راه خراسان چون به میان رختخواب می رفت تلاوت بسیار می فرمود و چون به آیه ای می رسید که در آن ذکر

بهشت یا دوزخ بود می گریست و از خدا تقاضای بهشت و دوری از جهنم می نمود.۱۷

امام هادی علیه السلام نیز بعد از نماز صبح نمی خوابید و به تعقیب و ذکر و تلاوت قرآن مشغول می شد و این روش و برنامه هر روز آن بزرگوار بود.۱۸

همچنین در سیره معصومین علیهم السلام آمده که آن بزرگواران هنگام رویارویی با مردم و بشارت و انذار و موعظه مردم به آیات قرآن متمسک می شدند و در سیره ایشان

قرائت قرآن، نوعی تبلیغ و گسترش دینداری نیز بوده است. مثلا درباره امام عسکری علیه السلام نقل شده آن گاه که مردم را مژده می داد و یا آنان را از عذاب خدا می ترساند قرآن تلاوت می کرد.۱۹

اقتدای به قرآن

ویژگی مهم قرآن در سیره معصومین علیهم السلام امام و راهنما بودن قرآن است. پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله به مردم سفارش می کرد به قرآن پناه ببرید و آن را امام و پیشوای خود قرار دهید و از مردم می خواست به قرآن اقتدا کنند. ایشان می فرماید:

… من جعله امامه قاده إلی الجنه و من جعله خلفه ساقه إلی النّار.۲۰

هر کس آن (قرآن) را پیش روی خود قرار دهد او را به سوی بهشت رهنمون می شود و هر کس آن را پشت سر خود قرار دهد (و به آن بی اعتنایی کند) او را به سوی جهنم خواهد راند.

بانوی بزرگوار اسلام، فاطمه علیهاالسلام در خطبه ای که پس از ارتحال پدر گرامی اش در مسجد پیامبر در جمع اصحاب ایراد فرمود قرآن را وسیله نجات و راه سعادت و

موجب خشنودی خداوند خواند:

… و قائد الی الرضوان اتباعه و مؤ الی النجاه اشیاعه. قرآن پیروان خود را به سوی خشنودی خداوند می کشاند و راه نجات را به آنان می نمایاند.۲۱

ائمه هدی علیهم السلام قرآن را هدایتگر و امام مسلمین می دانستند و از مردم می خواستند تا در تمام شئون زندگی به هدایت قرآن متمسک شوند. امام حسن علیه السلام فرمود:مابقی فی الدنیا بقیه غیر هذا القرآن فاتخذوه اماما یدلکم علی هدیکم….در دنیا غیر از این قرآن باقی نمانده، پس او را پیشوای خود قرار دهید تا شما را به راه نجات هدایت کند.۲۲

قرآن، ملاک سنجش

ائمه هدی علیهم السلام قرآن را ملاک سنجش افراد می دانستند و بزرگی و شخصیت مسلمانان را به میزان مطابقت اعمال و رفتار آنان با قرآن می دانستند. از نظر ایشان ملاک خوبی و بدی قضاوت مردم نبود بلکه همواره به پیروان خود تأکید می کردند خود را به قرآن عرضه کنید و قدر و منزلت خود را با قرآن مورد سنجش

قرار دهید.

امام باقر علیه السلام خطاب به جابر بن یزید جعفی می فرماید:و اعلم بانک لا تکون لنا ولیا حتی لو اجتمع علیک اهل مصرک و قالوا: انک رجل سوء لم یحزنک ذلک. و لو قالوا انک رجل صالح لم یسرک ذلک. ولکن اعرض نفسک علی کتاب اللّه فان کنت سالکا سبیله، زاهدا فی تزهیده، راغبا فی ترغیبه خائفا من تخویفه فاثبت و ابشر فانه لا یضرک ماقیل فیک و ان کنت مبائنا للقرآن فماذا الذی یغرک من نفسک.

بدان که تو ولی (یار و پیرو) ما نخواهی شد جز آنگاه که اگر همشهریانت همه بگویند: مرد بدی هستی نگران نشوی و اگر همه بگویند مرد خوبی هستی دلخوش نگردی. بلکه (در هر صورت) خود را به کتاب خدا عرضه کنی، اگر به راه آن می روی و در آن چه خواسته پارسا باشی، و بدانچه خواسته راغب باشی و از تهدیدش بیمناک، ثابت باش و بشارت باد برتو که هر چه بگویند زیانی به تو نمی رسد و اگر از قرآن جدائی چرا به خود مغرور شوی؟. ..۲۳

همچنین معصومین علیهم السلام یکی از نشانه های شناخت شیعیان و پیروان خود را انس و ارتباط با قرآن می دانستند. در این خصوص نیز جابر بن یزید جعفی از امام

باقر روایت می کند که ایشان فرمود:

یا جابر أیکتفی من انتحل التشیع ان یقول بحبنا، فواللّه ما شیعتنا الا من اتقی اللّه و اطاعه و… ما کانوا یعرفون یا جابر الا بالتواضع و… تلاوت القرآن.۲۴

ای جابر آیا کسی که ادعای تشیع می کند کافی است که شعار دوستی ما را سر دهد؟ به خدا سوگند شیعه ما نیست مگر کسی که تقوای الهی داشته باشدو او را

اطاعت کند… شیعیان ما شناخته نمی شوند جز به نشانه تواضع و خشوع و…خواندن قرآن.

خضوع و خشوع در تلاوت

در سیره معصومین علیهم السلام خضوع و خشوع در تلاوت بسیار پررنگ دیده می شد. در مصباح الشریعه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:من قرأ القرآن و لم یخضع له و لم یرق قلبه و لم ینشئ حزنا و وجلا فی سره فقد استهان بعظم شأن اللّه و خسر خسرانا مبینا.

هر که تلاوت قرآن کند ودر تلاوت او خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن او را رقتی حاصل نشود و ترس الهی در دل او بهم نرسد پس این قاری مرتبه و منزلت خداوند را حقیر شمرده و زیان آشکاری نموده است.

آن حضرت در ادامه می فرماید:فقاری القرآن یحتاج الی ثلاثه اشیاء، قلب خاشع و بدن فارغ و موضع خال فإذا خشع اللّه قلبه فر منه الشیطان الرجیم.

قاری قرآن (در رسیدن به ثواب تلاوت قرآن و رسیدن به فواید آن) محتاج به سه چیز است. یکی دل خاشع، دوم بدن آسوده و سوم جای خالی. آن گاه که خداوند قلبش را خاشع ساخت شیطان از او می گریزد.۲۵

امام سجاد علیه السلام می فرمود: هر گاه عمویم حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام قرآن می خواند، به عبارت «یا ایها الذین امنوا» نمی رسید مگر آن که چندین بار لبیک

می گفت.۲۶ این اعلام آمادگی و اجابت، از حالات روحی آن حضرت هنگام تلاوت قرآن و خضوع و خشوع ایشان در برابر خداوند پرده بر می دارد.

تلاوت و تدبر بدون تدبر در قرآن نمی توان از ذخائر بیکران و پرخیر و برکت کلام خدا بهره ای جست و همچنین نمی توان از ظلمت شک و تردید و حیرت و سرگردانی نفاق،

خود را رهانید و به ایمانی راسخ و یقینی استوار دست یافت و نیز بدون تدبر در قرآن؛ عمق آیات را نمی توان دریافت و به حقایق شگفت و حیرت آورش پی برد.

آن که در آیات به تدبر می نشیند می تواند با تمام وجود و با تمام مشاعرش، در جای جای قرآن، حضور خدا را حس کند و دل و جانش را از نور خدا سرشار نماید.

حاملان حقیقی قرآن و حجتهای عظیم الهی ائمه معصومین علیهم السلام مکرر به پیروان خویش سفارش و تأکید فرموده اند که حتما قرآن را با تدبر و تفکر بخوانند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود: وای به حال کسی که آیات الهی را بر زبان آورد ولی در آنها تدبر نکند.

عایشه گوید: شبی از شبها که پیامبر در منزل من بود به استراحت پرداخت.

هنوز آرام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در  حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلو لباسش از اشک چشمش تر شد. سپس سر به سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد. و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند پیامبر را گریان دید عرض کرد چرا چنین گریانید شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: افلا اکون للّه عبدا شکورا. سپس فرمود خداوند در شبی که گذشت آیات تکان دهنده ای برمن نازل کرده است. (آیات ۱۹۰ تا ۱۹۴ سوره مبارکه آل عمران) و در پایان فرمود: ویل لمن قرأها و لم یتفکر فیها.۲۷

در کتاب مصباح الشریعه از امام صادق علیه السلام منقول است:

. .. و قف عند وعده و وعیده و تفکر فی امثاله و مواعظه.در هنگام قرائت هر گاه به آیه رحمت و وعده به درجات بهشت می رسی،لحظه ای توقف کن و بگو اللهم ارزقنا و چون به آیه عذاب و وعید به درکات جهنم که می رسی استعاذه کن و بگو اللهم عافنا و به آیه های امثال و مواعظ که می رسی با تفکر و تأمل بگذر نه از روی غفلت.۲۸

همچنین امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «الذین ءاتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته

اولئک یومنون به. ..» می فرماید:یرتلون آیاته و یتفهمون معانیه و یعملون باحکامه و یرجون وعده و یخشون عذابه و یتمثلون قصصه و یعتبرون امثاله و یاتون اوامره و یجتنبون نواهیه. و ما هو واللّه بحفظ آیاته و سرد حروفه و تلاوه سوره و درس اعشاره و اخماسه. حفظوا حروفه و اضاعوا حدوده و انما هو تدبر آیاته یقول اللّه تعالی «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته».

به شیوه ترتیل آیاتش را می خوانند و معانیش را فهم می کنند و به احکام آن عمل می نمایند و امید به وعده الهی دارند و از عذابش در خوف و هراس به سر می برند و قصص آن را مجسم می بینند و از مثلهایش عبرت می گیرند، اوامرش را اجرا می کنند و از محرماتش دوری می گزینند و آن به خدا قسم تنها با حفظ آیات و چینش منظم حروف و تلاوت سوره ها و تحقیق یک دهم و یک پنجم قرآن حاصل نمی شود. آنان حروفش را حفظ و حدودش را تباه کردند. و جز این نیست که آن (حق تلاوت) همان تدبر در آیاتش می باشد چرا که خداوند می فرماید: «آن کتابی است بسیار با عظمت که آن را به سویت فروفرستادیم و بسیار پرخیر و برکت است تا در آیاتش تدبر نمایند.» (آیه ۲۹ سوره

مبارکه ص).۲۹

آیه یاد شده به همه مسلمانان می آموزد که یکی از آداب تلاوت قرآن توجه به معانی قرآن و اندیشیدن در آیات آن است. چرا که هر مسلمانی موقعی که قرآن می خواند باید به معانی آیات توجه کند. پیام آیه را بفهمد و خود را مخاطب کلام خدا بداند تا زمینه عمل به آیات قرآن را در خود فراهم سازد.

در نقلی آمده است که حضرت امام رضا علیه السلام در هر سه روز یکبار قرآن را ختم می کرد و می فرمود:

اگر بخواهم در کمتر از سه روز می توانم ختم کنم ولیکن به هیچ آیه نمی گذرم،مگر آن که در معنی آیه تفکر و در سبب نزولش تأمل می کنم و به یاد می آورم که در چه وقت نازل گردیده، بنابراین در هر سه روز یک ختم می کنم.۳۰

زهری گوید علی بن الحسین علیهماالسلام فرمود:آیات قرآن خزانه های علم هستند پس هرگاه خزانه ای گشوده شود شایسته است که به آنچه در آن است نظر کنی.۳۱

زیبایی تلاوت

معصومین علیهم السلام قرآن را بسیار زیبا تلاوت می کردند و دیگران را نیز به زیباخوانی قرآن تشویق می کردند. از پیامبر عظیم الشأن اسلام نقل شده است:لیس منا من لم یتغن بالقرآن.از ما نیست کسی که قرآن را به آواز خوش نمی خواند.۳۲

امام باقر فرموده اند:ان رسول اللّه کان احسن صوتا بالقرآن.پیامبر صلی الله علیه و آله قرآن را از همه زیباتر می خواند.۳۳

و امام صادق علیه السلام می فرماید:ان القرآن نزل بالحزن فاقرؤه بالحزن.قرآن برای اندوه (و تأثیر در نفوس مردم) نازل شده پس آن را با آوای حزین  بخوانید.۳۴

همچین آن حضرت از پیامبر علیهم السلام نقل می کند که:لکلّ شی حلیه و حلیه القرآن الصّوت الحسن.هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن آواز خوش است.۳۵

و نیز ایشان می فرمود:

کان علی بن الحسین علیهماالسلام احسن الناس صوتا بالقرآن و کان السقاوون یمرون فیقفون ببابه یسمعون قرائته القرآن.

علی بن الحسین علیهماالسلام از همه مردم زیباتر قرآن تلاوت می کردند و سقایان که برای آب دادن به مردم عبور می کردند درب منزل امام زین العابدین توقف می کردند تا قرائت قرآن آن حضرت را گوش کنند.۳۶

در احوالات امام موسی بن جعفر از قول شیخ مفید نقل شده که او عابدترین و فقیه ترین و بخشنده ترین و بزرگ منش ترین مردم زمان خود بود، زیاد تضرع و ابتهال بدرگاه خداوند متعال داشت… هیچ کس مثل او حافظ قرآن نبود، با آواز خوشی قرآن می خواند، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل می داد، شنوندگان از شنیدن قرآنش می گریستند. مردم مدینه به او لقب زین المجتهدین داده بودند.۳۷

امام رضا نیز از مسلمانان می خواستند برای تلاوت قرآن، صداهای خود را نیکو سازند و بکوشند صدایی خوش و هنرمندانه پیدا کنند تا بتوانند قرآن را زیباتر تلاوت کنند. ایشان می فرماید:

حسنوا بالقرآن اصواتکم، فان صوت الحسن یزید القران حسنا.برای قرآن صوت خود رانیکو سازید چرا که صدای نیکو بر زیبایی قرآن می افزاید.۳۸

سیره خاص در ماه رمضان

گرچه توجه به قرآن در سراسر زندگی معصومین علیهم السلام مشهود است ولی آن  بزرگواران به تلاوت قرآن در ماه رمضان اهمیت ویژه ای می دادند و در جواب پرسشهای دینی شیعیان خود به این موضوع اشاره فرموده اند.

علی ابن ابی حمزه گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام شرفیاب شدم، پس ابوبصیر به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم در ماه رمضان همه قرآن را در یکشب بخوانم؟ فرمود نه. عرض کرد در دو شب؟ فرمود نه. عرض کرد در سه شب؟ فرمود

آری… سپس فرمود: ای ابامحمد برای ماه رمضان حقی و حرمتی است که ماههای دیگر مانند آن نیستند (یعنی اینکه اذنت دادم در سه شب قرآن را ختم کنی به خاطر حرمت ماه رمضان و امتیازش با ماههای دیگر است) و اصحاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله قرآن را در یکماه یا کمتر می خواندند و هر آیینه نباید قرآن با سرعت و شتاب خوانده شود و باید هموار و شمرده و با آهنگ خوش خوانده شود و هرگاه به آیه ای که در آن نام بهشت برده شده است گذر کنی بایست و از خدای عزوجل بهشت را بخواه و چون به آیه ای که در آن ذکر دوزخ است گذر کنی نزد آن توقف کن

و از دوزخ به خدا پناه ببر!

در احوالات رسول گرامی اسلام نقل شده که ایشان در دهه آخر ماه رمضان مشغول اعتکاف می شد و رختخواب خود را جمع می کرد و به عبادت و تلاوت قرآن مشغول بود.۳۹

معصومین علیهم السلام قرآن را وسیله تقرب به خداوند در ماه رمضان می دانستند ودستوراتی نیز در این زمینه به شیعیان خود داده اند.

زراره از حضرت باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود:در دهه دوم ماه رمضان قرآن را بردار و باز کن و پیش رویت بگذار و این دعا را بخوان «اللهم انی اسئلک بکتابک المنزل و ما فیه و فیه اسمک الاعظم الاکبر واسماؤ الحسنی و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائک من النّار» و هر حاجتی که خواهی از خدا بخواه.۴۰

درباره امام باقر علیه السلام گفته اند که آن بزرگوار، در ماه مبارک رمضان ده بار قرآن را ختم می کرد؛ یعنی هرسه روز یک بار.۴۱

نتیجه گیری

با توجه به سیره معصومین علیهم السلام و تامل و دقت نظر در سخنان ارزشمند ایشان متوجه خواهیم شد حضرات معصومین توجه زیادی به تلاوت قرآن داشته اند و پیروان خود را سفارش به انس با قرآن می نمودند و این سفارش در ماه رمضان با تأکید بیشتری همراه بوده است. همچنین تدبر در آیات و خضوع و خشوع در هنگام تلاوت آیات نورانی قرآن در سیره معصومین علیهم السلام بسیار بارز و مشخص بوده است.

پی نوشت:

۱. اشاره به حدیث متواتر ثقلین.

۲. سوره رعد، آیه ۷ (انما انت منذر و لکل قوم هاد).

۳. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۱۸ (با ب ۱۷ از ابواب احکام شهر رمضان).

۴. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۸ ـ ۲۲۷.

۵. سنن النبی، علامه سید محمدحسین طباطبایی، ترجمه حسین استادولی، ص ۱۵۸.

۶. همان.

۷. نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه ۱۷۵.

۸. شواهد التنزیل، ترجمه روحانی، ص ۲۷۱.

۹. ری شهری، موسوعه الامام علی بن ابیطالب، ج ۱۰، ص ۵۷.

۱۰. شهید مطهری، مرتضی، تفسیر سوره نحل، ص ۱۰۵.

۱۱. مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۱۷، ص ۱۴۹.

۱۲. بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۱۰۷.

۱۳. بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۳۲.

۱۴. ثواب الاعمال، ترجمه غفاری، ص ۲۳۰.

۱۵. همان.

۱۶. صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۹۳.

۱۷. بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۱۸، باب ۲۷ به نقل از عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۳، باب ۴۴.

۱۸. تاریخ زندگی ائمه علیهم السلام، ص ۲۶۴.

۱۹. شذرات الذهب، ج ۲ ص ۱۲۸ به نقل از کتاب ترنم قرآن در سیره معصومین.

۲۰. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۷.

۲۱. علل الشرایع، ص ۲۴۸.

۲۲. ارشاد القلوب، ترجمه طباطبایی، ص ۳۱۵.

۲۳. تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، ص ۴۵۰ و ۴۵۱.

۲۴. اصول کافی، ج ۲، ص ۷۴.

۲۵. شرح مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، عبدالرزاق گیلانی، ترجمه سید جلال الدین محدث، ص ۹۷.

۲۶. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۱.

۲۷. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۲۱۳.

۲۸. شرح مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، عبد الرزاق گیلانی، ترجمه سید جلال الدین محدث، ص ۹۷.

۲۹. میزان الحکمه، ج ۸، ص ۸۴.

۳۰. بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۰۴، باب ۲۴، به نقل از خصال، ج ۲، ص ۱۸۰.

۳۱. آداب راز و نیاز به درگاه بی نیاز، ص ۲۴۳.

۳۲. بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۹۱.

۳۳. اصول کافی، ج ۲، ص ۴۱۹.

۳۴. همان، ج ۴، ص ۴۱۸.

۳۵. همان، ص ۴۲۰.

۳۶. الحقایق فی محاسن الاخلاق، فیض کاشانی، ص ۲۴۷.

۳۷. شهید مطهری، مرتضی، بیست گفتار ص ۱۶۹.

۳۸. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۶۹.

۳۹. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۳۳.

۴۰. اصول کافی، ج ۴، ترجمه سید جواد مصطفوی، کتاب فضل قرآن، ص ۴۳۸.

۴۱. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۱۹.

منبع :حصون – مرداد و شهریور ماه ۱۳۸۹ ، شماره ۲۵ –

نخستین وحی در ماه رمضان

اشاره:

از آنجا که روز بعثت،روز آغاز وحی و نزول قرآن بوده است،بنابراین باید گفت:که روز بعثت در همان ماهی است که قرآن در آن ماه فرو فرستاده شده است،و آن همان ماه رمضان است.اینک آیاتی که دلالت دارد بر اینکه قرآن در ماه مبارک نازل گردیده است: ۱-ماه رمضان،ماهی که در آن ماه قرآن فرو فرستاده شده است. (۱)

از آنجا که روز بعثت،روز آغاز وحی و نزول قرآن بوده است،بنابراین باید گفت:که روز بعثت در همان ماهی است که قرآن در آن ماه فرو فرستاده شده است،و آن همان ماه رمضان است.اینک آیاتی که دلالت دارد بر اینکه قرآن در ماه مبارک نازل گردیده است:

۱-ماه رمضان،ماهی که در آن ماه قرآن فرو فرستاده شده است. (۱)

۲-سوگند به قرآن که ما آن را در یک شب مبارک فرو فرستادیم (۲) و آن شب،همان شب قدر است که در سوره «قدر»بر آن تصریح شده است.چنانکه فرموده:ما قرآن را در شب «قدر»فرو فرستادیم. (۳)

پاسخ دانشمندان شیعه

محدثان و مفسران شیعه،از این استدلال به طرق گوناگون پاسخ هائی گفته و توضیحاتی داده اند.اینک به بیان برخی از آن ها می پردازیم:

پاسخ اول:

آیات یاد شده فقط دلالت دارند که قرآن،در ماه رمضان،در یک شب مبارک که شب قدر است نازل گردیده،ولی محل نزول آن را بیان نمی کنند،و هرگز دلالت ندارند که همان شب بر قلب پیامبر نازل شده اند.چه بسا احتمال دارد که قرآن نزولهای گوناگونی داشته باشد، و یکی از آن نزولها،نزول قرآن به طور تدریج بر پیامبر است.دیگری نزول دفعی آن است از«لوح محفوظ »به «بیت معمور». (۴)

بنابراین چه اشکالی دارد که در بیست و هفتم ماه رجب،فقط آیاتی چند از سوره علق بر پیامبر نازل گردد،و تمام قرآن به طور جمعی در ماه رمضان،از یک مقامی که قرآن آن را«لوح محفوظ »می نامد،مقام دیگری که در روایات از آن به «بیت معمور»نام برده شده است نازل شود.

مؤید این گفتار،همان آیه سوره «دخان »است که می فرماید:

«ما کتاب را در شب مبارک نازل کردیم »،صریح این آیه (به استناد ضمیری که به کتاب برمی گردد) این است که تمام آن در لیله مبارکه (که در شهر رمضان است) نازل گردید،و باید این نزول غیر آن نزولی باشد که در روز بعثت،تحقق یافته،زیرا در روز بعثت آیاتی بیش نازل نگردیده است.

خلاصه سخن اینکه:آیاتی که دلالت می کنند که قرآن در ماه رمضان در لیله مبارکه «قدر» فرو فرستاده شد،نمی توانند دلیل بر این باشند که روز بعثت که در آن روز نیز آیاتی چند نازل گردیده در همان ماه بوده است.زیرا آیات فوق دلالت دارد که تمام کتاب(قرآن)در آن ماه نازل گردیده است،در صورتی که در روز بعثت فقط آیاتی چند نازل شده است،در این صورت احتمال دارد که مقصود از نزول جمعی قرآن همان نزول مجموع قرآن،در همان ماه از لوح محفوظ به بیت معمور باشد.دانشمندان شیعه و سنی روایاتی در این مورد نقل کرده اند و بالاخص استاد دانشگاه «الازهر»،محمد عبد العظیم زرقانی،روایات را بطور مبسوط در کتاب خود وارد کرده است. (۵)

پاسخ دوم:

متین ترین پاسخی که تا حال از طرف دانشمندان ابراز شده،همان جواب دوم است. استاد آقای طباطبائی در کتاب نفیس خود (۶) در توضیح آن کوشش فراوانی به خرج داده است و خلاصه آن به قرار زیر است:

اینکه قرآن می فرماید:ما آن را در ماه رمضان نازل کردیم،منظور حقیقت و واقع قرآنست که بر قلب پیامبر نازل گردید.زیرا قرآن،علاوه بر وجود تدریجی،واقعیتی دارد که خدای بزرگ پیامبر خود را از آن در یک شب معین از شبهای ماه رمضان آگاه ساخت.

از آنجا که رسول گرامی،از تمام قرآن آگاهی داشت،دستور آمد که درباره قرآن عجله نفرماید،تا آنکه دستور نزول تدریجی آن صادر شود.چنانکه می فرماید:در تلاوت قرآن عجله مکن،پیش از آنکه حکم وحی آن صادر گردد. (۷)

خلاصه این پاسخ اینست که:قرآن یک وجود جمعی علمی واقعی دارد که یکدفعه در ماه رمضان نازل گردید،و یک وجود تدریجی دارد که آغاز نزول روز بعثت بوده و تا پایان عمر آن حضرت بطور تدریج نازل می گردید.

پاسخ سوم:

بعثت با نزول قرآن همراه نبود

چنانکه در توضیح اقسام وحی اجمالا بیان شد،وحی دارای مراتبی است که نخستین مرتبه ای که پیامبر با آن روبرو می گردد،همان رؤیا و خوابهای راستین است.و مرتبه دیگر آن شنیدن ندای غیبی و آسمانی است،بدون اینکه با فرشته ای مواجه شود.و آخرین درجه آن این است که سخنان خدا را از فرشته ای که او را مشاهده می کند،بشنود و بوسیله او از حقایق عوالم دیگر آگاه گردد.

از آنجا که نفس انسانی در نخستین مرتبه،توانائی تحمل مراتب بر وحی را ندارد،بلکه باید تحمل آن تدریجی انجام بگیرد،بنابراین باید گفت:در روز بعثت(روز بیست و هفتم) تا مدتی پس از آن،آن حضرت فقط ندای آسمانی را مبنی بر اینکه او رسول و فرستاده خدا است می شنید،و هیچگاه در چنین روزی آیه ای نازل نشده، سپس پس از مدتی در ماه رمضان نزول تدریجی قرآن شروع شده است.

خلاصه این پاسخ اینست که: مبعوث شدن پیامبر در ماه رجب،ملازم با نزول قرآن در آن ماه نیست. روی این بیان،چه اشکالی دارد پیامبر در ماه رجب مبعوث به رسالت شود و قرآن در ماه رمضان همان سال نازل گردد.

پاسخ مزبور اگر چه با بسیاری از متون تاریخ موافق نیست (زیرا بسیاری از مورخین تصریح کرده اند که آیاتی از سوره «علق »در همان روز بعثت نازل شده)ولی-مع الوصف-روایاتی نیز داریم که جریان روز بعثت را با شنیدن ندای غیبی تمام کرده و سخنی از نزول قرآن و یا آیات به میان نیاورده است،بلکه موضوع را چنین تشریح می نماید که در آن روز،پیامبر فرشته ای را دید که به او می گوید:یا محمد انک لرسول الله و در برخی از روایات فقط شنیدن تنها،نقل شده و سخن از رؤیت فرشته به میان نیامده است.برای توضیح بیشتر به بحار مراجعه شود.

پی نوشت:

۱. شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن -سوره بقره/۱۸۵.

۲. حم و الکتاب المبین انا انزلناه فی لیله مبارکه -سوره دخان/۲ و ۳

۳. انا انزلناه فی لیله القدر -سوره قدر/۱.

۴. برای آگاهی از تفسیر لوح محفوظ و بیت معمور،به کتابهای تفسیر مراجعه بفرمائید.

۵. «مناهل العرفان فی علوم القرآن »،ج ۱/۳۷.

۶. «المیزان »،ج ۲/۱۴-۱۶.

۷. و لا تعجل بالقرآن من قبل ان یقضی الیک وحیه -سوره طه/۱۱۴.

۸. «بحار الانوار»،ج ۱۸/۱۸۴-۱۹۰-۱۹۳-۲۵۳.«کافی »،ج ۲/۴۶۰،«تفسیر عیاشی »،ج ۱/۸۰-این پاسخ تنها با آنچه که از صحیح بخاری نقل گردید که بعثت پیامبر با نزول سوره «علق »همراه بود،سازگار نیست.

آیت الله جعفر سبحانی

رابطه روزه با سالم سازی نیت

اشاره:

در میان عبادت ها [۱] ، هیچ کدام مانند روزه، آمیخته با نیت نیست، نیت در روزه، همانند رشته تسبیح است، همان گونه که رشته تسبیح، دانه های آن را نگه می دارد و با بریدن آن، دانه ها پراکنده شده و هر کدام به جایی می افتد، نیت در روزه رشته ارتباطی همه دقایق و لحظه های مدت روزه را به هم وصل می کند، هر گاه روزه دار لحظه ای را به طور عمد، نیت خود را بشکند مثلا قصد کند که روزه اش را باطل نماید، روزه او باطل می شود، گر چه مفطراتی که روزه را باطل می کنند انجام نداده باشد . حضرت امام خمینی – قدس سره – می فرماید: «اگر در روزه واجب معینی مثل روزه رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد، روزه اش باطل می شود . »

و مرحوم آیه الله العظمی خوئی و آیه الله العظمی گلپایگانی – قدس سرهما – می فرمایند: «اگر در روزه واجب معینی مثل روزه ماه رمضان مردد شود که روزه خود را باطل کند یا نه، یا قصد کند روزه خود را باطل کند، روزه اش باطل می شود، اگر چه از قصدی که کرده توبه نماید، و کاری هم که روزه را باطل می کند انجام ندهد .» [۲]

به این ترتیب می بینیم نیت همچون روح نسبت به بدن، در کالبد روزه جریان دارد که حتی یک لحظه تردید در آن در هر وقت از ساعات روزه باشد، روزه را باطل می نماید . با توجه به این که نیت به معنای قصد روزه گرفتن برای انجام فرمان خدا، و فقط برای ذات پاک خداست، و باید از روی اخلاص کامل باشد، بنابراین روزه عبادتی است که روح اخلاص و بندگی مخلصانه را در انسان به وجود می آورد .

بر همین اساس حضرت زهرا (س) در فرازی از خطبه معروف خود، در ضمن بیان فلسفه بعضی از احکام می فرماید: «و جعل الله الصیام تثبیتا للاخلاص [۳] ; خداوند روزه را وسیله استواری و برقراری اخلاص شما مقرر فرمود .» و امام سجاد (علیه السلام) ماه رمضان را «شهر التمحیص ; ماه تصفیه و پاکسازی فکر و روح » دانست . [۴]

نتیجه این که روزه گرفتن نقش سازنده در سالم سازی کانون نیت و اندیشه داشته، و موجب دفع و رفع هر گونه آلودگی فکری و بیماری نیت می گردد .

شاید راز این که خداوند روزه را مخصوص خود دانسته همین است، آن جا که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید که خداوند فرمود: «کل عمل ابن آدم هو له غیر الصیام هو لی، و انا اجزی به [۵] ; هر کار انسان برای خود او است، جز روزه گرفتن او که برای من است، و من (بدون واسطه) پاداش آن را می دهم .»

نیز احتمال دارد «انا اجزی به » باشد، یعنی من خودم پاداش آن هستم . بنابر معنای دوم، چنین به دست می آید که نتیجه روزه آن است که فکر و روح و همه وجود انسان با خداشناسی و حضور خدا آمیخته می گردد، و روزه انسان را الهی و خداگونه می نماید . و بنابراین معنای اول نیز چنین استفاده می شود که در روزه گرفتن رازی مخصوص که همان اخلاص نیت و شست و شوی روح است، وجود دارد، که پاداشش از ناحیه ذات پاک خدااست، که همان رضوان و خشنودی او باشد، به این ترتیب می بینیم، روزه نقش مهمی در سالم سازی نیت دارد، چنان که نیت خالص، عمل روزه را شکل و جهت الهی می بخشد، و روزه و نیت صاف، دو عامل مکمل همدیگر برای ارتقای انسان به قرب مخصوص الهی است .

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در فرازی از خطبه شعبانیه خود در شان رمضان و روزه فرمود: «و هو شهر دعیتم فیه الی ضیافه الله [۶] ; ماه رمضان ماهی است که شما در این ماه به مهمانی خدا دعوت شده اید .»

حضرت امام خمینی – قدس سره – در این باره می فرماید: «معنای روزه فقط امساک و خود داری از خوردن و آشامیدن نیست، از گناهان نیز باید خود داری کرد، این از آداب اولیه روزه است که برای مبتدی ها است، شما لااقل به آداب اولیه روزه عمل نمایید . . . . اگر توانستید «انقطاع الی الله » (دلبستگی کامل به خدا) حاصل نمایید . . . . روزه، کنترل خود و مسلط شدن بر نفس و جلوگیری از هر چیز غیر خدایی است، روزه محرمی است به عنوان یک تکلیف که انسان انجام می دهد، که عمل غیر خدایی انجام ندهد، و در مراحل بالاتر به هیچ چیز غیر از خدا فکر نکند .» [۷]

آری روزه با شرایط و آدابش، در حقیقت موانع سر راه تکامل را برمی دارد، و دست اندازهای حرکت را صاف می کند، نیت انسان را خالص، نیرومند و محکم می نماید، و در نتیجه طاغوت نفس را نابود کرده، و الله و حکومت الله را بر سراسر وجود انسان مستقر می سازد . در پرتو روزه صحیح، انسان مظهر خدا می شود، و عظمت خدا در انسان متجلی می گردد . این است معنای ضیافت و مهمانی خدا، که ذات پاک او، چنین انسانی را به مقام قربش می پذیرد، و از چنین شخصی پذیرایی می کند، در حدی که به فرموده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در خطبه شعبانیه «و انفاسکم فیه تسبیح و عملکم فیه مقبول; نفس های شما در ماه رمضان، ذکر خدا است و عمل شما در این ماه، مورد قبول خداوند است .»

به امید آن که روزه داران، در پرتو ماه رمضان و روزه، این گونه استفاده کنند، تا به بهره کافی و وافی و شافی نایل گردند.

پی نوشت:


[۱] . پایگاه حوزه مجله پاسدار اسلام شماره ۲۱۷، نیت سرچشمه ارزش ها، یا کانون ضد ارزش ها.

[۲] . توضیح المسائل مراجع (چاپ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین) ج ۱، ص ۹۲۴، مساله ۱۵۷۰ .

[۳] . علامه سیدمحسن جبل عاملی، اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۳۱۶ .

[۴] . صحیفه سجادیه، دعای ۴۴ .

[۵] . بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۴۹ و کنزالعمال، حدیث ۲۳۶۱۲ .

[۶] . شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۹۵ .

[۷] . امام خمینی، کتاب الجهاد .

معنی کلمه رمضان

سوال

معنای کلمه رمضان چیست؟

پاسخ

رمضان، نهمین ماه از ماه های قمری در تقویم اسلامی و بین ماه های شعبان و شوال است. ریشه کلمه رمضان از رمض است و رمض به معنی داغی سنگ در اثر شدت حرارت تابش خورشید[۱] و به معنی شدت گرما می باشد.[۲]

در بیان علت نامیده شدن این ماه به این اسم، گفته شده است: چون در لغت قدیم، اسامی ماه ها را به نام آن زمانی از سال که در آن قرار داشته، نام گذاری کرده اند و رمضان در موقع نام گذاری، هنگام تندی حرارت گرما واقع شده بود.[۳]

«عنْ أَبِی جَعْفَر علیه السلام لَا تَقُولُوا هَذَا رَمَضَانُ وَ لَا ذَهَبَ رَمَضَانُ وَ لَا جَاءَ رَمَضَانُ فَإِنَّ رَمَضَانَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یجِی ءُ وَ لَا یذْهَبُ وَ إِنَّمَا یجِی ءُ وَ یذْهَبُ الزَّائِلُ وَ لَکنْ قُولُوا شَهْرُ رَمَضَان؛ امام باقر علیه السلام می فرماید: نگویید رمضان آمد و یا رمضان رفت. زیرا رمضان اسم خداست و خداوند همیشه هست. بلکه بگویید: ماه رمضان آمد و ماه رمضان رفت»[۴]

رمضان تنها ماهی است که خدا از آن در قرآن نام برده است. «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدًی لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ؛ ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده؛ همان قرآنی که هدایت کننده مردم و دارای دلایل روشن هدایت و معیارهای سنجش حق و باطل است»(سوره بقره،  ۱۸۵)

پی نوشت ها: 

[۱]  کتاب العین، ج۷، ص ۳۹٫

[۲]  لسان العرب، ج۷ ص۱۶۰٫

[۳]  همان، ج۷، ص۱۶۰٫

[۴] الکافی، ج۴، ص۷۰٫

منبع: پایگاه حوزه، شماره ۲۶۷۴۶

حلول ماه مبارک رمضان

اشاره

ماه رمضان، نهمین ماه از ماه های قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان، از ریشه «رمض» و به معنای «شدت تابش خورشید بر سنگریزه» است. نقل است چون به هنگام نام گذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه رمضان نامیده شد. از دیگر سو، رمضان از اسماء الهی است. این ماه، ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب های قدر در آن قرار دارد.

برخی حوادث و رویدادهای این ماه عبارتند از:

ـ وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.

ـ ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام در نیمه رمضان سال دوم هجرت.

ـ جنگ بدر در سال دوم هجرت.

ـ فتح مکه در سال ۸ هجرت.

ـ مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمانان و ایجاد اخوت اسلامی میان پیامبر و علی علیه السلام.

ـ بیعت مردم با ولایت عهدی امام رضا علیه السلام در سال ۲۰۱ هـ. ق.

ـ شهادت حضرت علی علیه السلام در شب ۲۱ ماه رمضان.۱

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه شعبانیه فرمود: «ای بندگان! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خدا بهترین ماه هاست؛ روز هایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و ساعاتش بهترین ساعات است».۲

«رمضان، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است؛ کتابی که مردم را راهنماست و دربردارنده نشانه های آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است». (بقره: ۱۸۵)

«ای مؤمنان! روزه بر شما واجب شده است، چنان که بر پیشینیان شما واجب شده بود. شاید که پرهیزکار شوید!» ۳

پیامبر اکرم فرمود: «دعای روزه دار رد نمی شود».۴

مسلمانان، در ماه مبارک رمضان، پیش از طلوع تا غروب آفتاب، از خوردن و آشامیدن خودداری می کنند. در پایان این ماه، روز عید فطر قرار دارد که از اعیاد بزرگ اسلامی است و روزه گرفتن در آن روز، حرام است. در ماه رمضان، مسلمانان با خودداری از خوردن و آشامیدن، می کوشند با کنترل امیال نفسانی خود، تزکیه نفس را تمرین کنند. در روز عید فطر، مسلمانان به شکرانه موفقیت در یک ماه روزه داری، مقداری پول به نیازمند می دهند که «فطریه» نام دارد و فطریه هر نفر، ۳ کیلو گندم است.


۱. محدث قمی، هدایت الانام الی وقایع الایام، ص ۲۱.

۲. تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۳۴؛ المیزان، ج ۲، ص ۱۵.

۳. بقره: ۱۸۳.

۴. مسند احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۷.

فواید روزه داری

مطهره پیوسته

تقویت تقوا

نخستین فلسفه روزه، ایجاد و تقویت روحیه تقواگرایی و پرهیزکاری است. تقوا؛ یعنی پرهیز و احتیاط کاری های هشیارانه، بر اساس ایمان به خدا. ملاک پذیرفته شدن عبادت ها و اعمال حسنه ما در پیشگاه خداوند، تقواست، چنان که در قرآن آمده است: «إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ همانا خداوند، از پرهیزکاران می پذیرد». (مائده: ۲۷) همچنین، در آیه ای دیگر می خوانیم: «إِنّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکمْ؛ معیار برتری انسان ها بر یکدیگر، تقواست». (حجرات: ۱۳)

به فرموده امام صادق علیه السلام، «تقوا آب حیات بخشی است که از چشمه سار حکمت و آگاهی حقیقی می جوشد.»۱ روزه نیز یکی از راه های تقویت کننده تقواست. خداوند در قرآن می فرماید: «روزه برای شما مقرر گردید تا به تقوا دست یابید».۲

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به روزه روی آورید که عامل تضعیف سلطه شهوت و مایه تقویت تقواست».۳


۱. مصباح الشریعه، فصل تقوا.

۲. قتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص ۳۱۶؛ شفیعی مازندرانی، تزکیه النفس، ج ۱، بخش تقوا، ج ۲، ص ۲۹۷.

۳. مصباح الشریعه، مبحث روزه (صوم)؛ تزکیه النفس، ج ۳، بخش روزه).

تقویت صبر و پایداری

اضطراب و نگرانی، از عوامل شکست در برابر دشواری هاست. برای مقابله با این عوامل که ناراحتی روحی و روانی در پی دارد، مقاومت روحی شدیدی لازم است که در پرتو نماز و روزه به وجود می آید. نقل است هرگاه پیامبر دچار حزن و اندوه می شد، به نماز می ایستاد یا روزه می گرفت.۱ امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزه، اضطراب های درونی و تاریکی های دل را از بین می برد.»۲ در بیان آسمانی پروردگار نیز می خوانیم: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از صبر و نماز یاری بجویید!» (بقره: ۱۵۳) به عقیده مفسران، مراد از صبر در این آیه، روزه است.۳

همچنین، نقل است آنگاه که نوح پیامبر یاران خود را بر کشتی سوار می کرد، دستور داد روزه بگیرند؛ زیرا روزه، روح آدمی را تقویت می کند و به انسان تحمل حکیمانه می بخشد».۴

امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزه داری که در محضر جمعیت روزه خوار، بر غذا صبر می کند، اعضا و جوارح او خدا را تسبیح می کنند و فرشتگان خدا او را درود و سلام می فرستند و درود فرشتگان خدا برای او آمرزش و استغفار است».۵

۱. مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۳۰۳.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۱.

۳. نک: مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۳۰۳؛ فیض الغدیر، ج ۵، ص ۱۲۰.

۴. روضه المتقین، ج ۳، ص ۲۶.

۵. سفینه البحار، کلمه صوم.

تزکیه و بلندهمتی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «روزه، صورت شیطان را سیاه می کند و صدقه، کمرش را می شکند. دوستی در راه خدا و مبادرت به عمل صالح، دنباله و نسل شیطان را قطع می کند و از برای هر چیزی زکات است و زکات (تزکیه) بدن، روزه است».۱

رسول خدا صلی الله علیه و آله در کلامی دیگر می فرماید: «روزه ماه رمضان و سه روز در هر ماه، زنگار دل را از بین می برد.»۲ امام علی علیه السلام نیز فرموده است: «روزه، اضطراب و دلهره و زنگارهای دل را از بین می برد.»۳ در سخنی از امام رضا علیه السلام نیز می خوانیم: «راز وجوب روزه آن است که آدمی گرسنگی و تشنگی را بچشد و در پیشگاه خدا فروتن گردد، احساس نیاز کند و اجر خود را از خدا بخواهد، صبر پیشه سازد و با همت بر انجام همه این کارها در آخر، این نیاز، زمینه ساز توجه به نیازمندی های وی در قیامت شود».۴

۱. صدوق، امالی، ج ۱، ص ۵۹.

۲. راغب، مفردات، ماده صبر.

۳. رسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۱.

۴. صدوق، علل الشرایع، ص ۳۷۸، باب ۱۰۸.

تامین تندرستی

در اسلام، تندرستی و عافیت، ارزش و اهمیت بسیاری دارد و بر رعایت بهداشت تأکید فراوان شده است. روزه، امروزه به عنوان یکی از عوامل مهم تندرستی، توجه مجامع پزشکی جهان را به خود جلب کرده است و این، نتیجه رهنمود معروف رسول خداست که می فرمود: «صوموا تَصِحُّوا؛ روزه بگیرید، تا تندرست و سالم بمانید».۱

حضرت علی علیه السلام فرمود: «سه چیز عافیت می آورد و حافظه را قوی می سازد: مسواک زدن، روزه گرفتن و خواندن قرآن».۲

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز می فرماید: «هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن، روزه است.»۳ در کلامی دیگر از آن حضرت می خوانیم: «پرخوری، منشأ تمام دردها و ناراحتی هاست و دوری از پرخوری، عامل و سرچشمه تندرستی است».۴


۱. مجمع الزّوائد، ج ۵، ص ۳۲۴.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹۲.

۳. روضه المتقین، ج ۳، ص ۲۲۷.

۴. سفینه البحار، ماده بیت.

تجلی خلوص و رسیدن به تعالی

روزه، امری پنهانی و تقویت کننده خلوص آدمی است. امام خمینی رحمه الله در این باره می فرماید: «انسان باید تکلیف خود را عمل کند، اگر بخواهد خودنمایی نماید، از اول شکست خورده است۱… باید به آنچه تکلیفمان است، عمل کنیم.۲. .. مهم است که مقصد، مقصد واحد باشد؛ هر چند از راه های مختلف به آن برسیم.۳. .. پیامبر فرمود: «معیار و ملاک اعمال انسان، نیت وی است»؛۴ یعنی عملی ارزشمند است که از روی اخلاص انجام شده باشد و برترین تجلی اخلاص را می توان در تقویت روحیه روزه داری یافت.


۱. صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۲۱۹.

۲. همان، ص ۲۵۶.

۳. همان، ص ۱۷۷.

۴. همان، ج ۷، ص ۲۱۱.

پیامدهای جسمی و روحی روزه داری

شفابخشی جسم و توان بخشی جان؛

مؤثر در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان؛

مؤثر در تهذیب و تزکیه نفس؛

بازدارنده گناه، تقویت کننده اراده و صفای باطن.

پیامدهای گرسنگی روزه دار

موجب صفا و رقت قلب می شود.

ذهن انسان محکم و پویا می شود.

از عبادت لذت می برد.

ذکر خدا وی را خوش حال می کند.

به فقرا رحیم تر می شود.

مانع طغیان می گردد.

امکان عبادت بیشتر می شود.

شهوت ها را از بین می برد.

خواب را دور می کند.

ایثار و کم خرجی بیشتر می شود.

سبب تندرستی و دفع بیماری هاست.

فرد از کالبد انسانی فراتر می رود و از اعمال حیوانی، به روح عبادت پیوند می خورد.

رمضان، همت و تلاش

مطهره پیوسته

بیایید در این ماه، بکوشیم روزه داری مخلص باشیم تا سعادتمند شویم که علی علیه السلام می فرماید: «نشانه سعادتمندی، اخلاص در کار است».۱

تصمیم بگیریم در این رمضان، توشه ای نیک برگیریم که علی علیه السلام می فرماید: «توشه ای سودمندتر از کار نیک نیست».۲

بیایید در این رمضان، با همت و تلاش برای خدا و آخرت، رستگاری را از خدا طلب کنیم که علی علیه السلام فرمود: «نیل به رستگاری، در گرو کوشش برای آخرت است».۳

بیایید در این رمضان، با کار و تلاش، جهاد کنیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که برای تأمین معاش خانواده اش بکوشد، مانند مجاهد در راه خداست».۴

بکوشیم در این رمضان، با کار و همت خود، موقعیت اجتماعی خود را تثبیت کنیم؛ زیرا خداوند می فرماید: «برای انسان، بهره ای جز کار و کوشش او نیست». (نجم: ۳۹)

بیایید در این رمضان، از کم کاری و سستی دور شویم تا از غم و اندوه رهایی یابیم که علی علیه السلام فرمود: «کسی که در عمل کوتاهی کند، به غم و اندوه مبتلا می شود».۵

بکوشیم در این رمضان، با همت و تلاش عبادت کنیم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «عبادت هفتاد جزء دارد و بهترین آن طلب روزی حلال است».۶

بکوشیم در این رمضان، بزرگوار باشیم و با همت و کار بیشتر، بزرگوارتر شویم که حضرت علی علیه السلام می فرماید: «از جمله نشانه های بزرگواری انسان ها آن است که بیش از حد توان خود، برای خدا کار کنند».۷

بیایید در این رمضان، چنان کار کنیم که دستانمان از آتش دوزخ دور شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر دستان کارگر بوسه زد و تضمین داد که دستان کارگر از آتش دوزخ به دور است.۸


۱. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۳۲۳.

۲. همان، ج ۶، ص ۳۷۸.

۳. همان، ج ۴، ص ۳۹۴.

۴. فقه الرضا، ص ۲۰۸.

۵. نهج البلاغه، حکمت ۱۲۲.

۶. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۰۹.

۷. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ص ۱۹.

۸. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۶۹.

گفتار مجری

دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام دیدن هلال ماه مبارک رمضان

«پروردگارا! این ماه را بر ما نو گردان، به امن و امان و سلامت دین و اسلام و تن درستی شایان شکر و روزی فراخ و برطرف ساختن دردها و ناملایمات. پروردگارا! در این ماه روزه و قیام برای عبادت و تلاوت قرآن را روزی ما قرار ده و این ماه را برای ما سالم و تمام گردان و او را از ما سالم بدار و ما را در این ماه، سالم و تن درست فرما!»۱


۱. مفاتیح الجنان، ورودی ماه رمضان.

دعای امام سجاد علیه السلام هنگام حلول ماه رمضان

«سپاس خدایی را سزاست که ماه خود رمضان را، میان صیام و روزه و ماه اسلام و ماه تزکیه و ماه تصفیه و پاک کردن از گناهان هر ماه قیام و ایستادن برای نماز در شب ها یا به پا خاستن در احیای اسلام و جهاد در راه خدا را یکی از آن راه های احسان قرار داد. چنان ماهی که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالی که برای مردم راهنما از گمراهی و نشانه های آشکار رهبری و جداکننده میان حق و باطل است».۱


۱. صحیفه سجادیه، ترجمه: محمد رسولی، دعای ۴۴، ص ۳۰۱.

نام گذاری رمضان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به راستی که رمضان نامیده شد؛ زیرا گناهان را از بین می برد».۱

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «رمضان، رمضان نامیده شد؛ زیرا گناه را می سوزاند.۲. ..نگویید رمضان رفت یا آمد؛ زیرا رمضان نامی از اسماء خداست که نمی رود و نمی آید. رمضان، نام خداوند و ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده و خداوند، آن را مثل وعده و وعید قرار داده است».۳

۱. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۷۶.

۲. کنز العمال، ح ۲۳۶۸۸.

۳. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۳۲.

فلسفه روزه

امام رضا علیه السلام درباره فلسفه روزه فرمود: «اگر پرسیدند چرا روزه واجب شده است، پاسخ آن است که درد گرسنگی و تشنگی را بدانید و از این راه، به فقر و بی زاد و توشگی آخرت پی ببرید. از آنجا که روزه دار بر اثر گرسنگی پیش آمده، فروتنی می کند و نیاز نشان می دهد و مقاومت می کند، پس مستحق اجر است. [شما روزه داران،] با جلوگیری از طغیان شهوت های نفسانی، عبرت می گیرید و با تمرین، به انجام تکالیف الهی می رسید و برای جهان دیگر راهنمایی می گیرید و وقتی شدت مشکلات فقرا و بینوایان را درک کردید، به مساکین و تهیدستان، حق واجب را ادا می کنید».۱

حضرت زهرا علیها السلام نیز در این باره می فرماید: «خداوند، روزه را برای تثبیت اخلاص واجب کرد».۲


۱. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۹.

۲. همان، ص ۳۶۸.

پاداش روزه داری

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز درباره پاداش روزه نقل شده است: «خداوند هفت ویژگی را بر فرد روزه دار واجب می کند: حرام را از بدنش می زداید؛ او را به رحمت خدا نزدیک می کند؛ گناه و اشتباه پدرش و حضرت آدم را می پوشاند؛ سکرات مرگ را بر او آسان می کند؛ او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می دارد؛ به او برائت از آتش دوزخ را عطا می کند و بر او از نعمت های پاک بهشت می خوراند».۱

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «اگر بدانید در رمضان چه اموری برای شما تقدیر شده است، سپاس خود را برای خدا افزون می کنید».۲

«در نخستین شب از رمضان، درهای آسمان باز می شود و تا شب آخر بسته نمی شود».۳

«چون هلال ماه رمضان برآید، درهای دوزخ بسته و درهای بهشت باز می گردد و شیاطین در بند می شوند».۴

«به امت من در ماه رمضان، پنج چیز عطا شده که به امت هیچ پیامبری پیش از من داده نشده است؛ شب اول رمضان، خداوند به سوی بندگان نظر می کند و کسی که خدا به او نظر کرده است، تا ابد عذاب نمی شود؛ بوی بد دهان در شب زنده داری، خوش بوتر از مشک می شود؛ فرشتگان بر آنها (روزه داران) شب و روز استغفار می کنند؛ خداوند به بهشت خویش امر می کند استغفار کند و برای بندگانی که به زودی از سختی های دنیا رها می شوند و به کرامت می رسند، آراسته شود؛ هرگاه شب آخر فرا رسد، خداوند همه بندگان را می آمرزد».۵

امام رضا علیه السلام فرمود: «کارهای نیک در ماه رمضان، مقبول است و گناهان آمرزیده می شود. تلاوت یک آیه قرآن در این ماه، مانند یک ختم قرآن در غیر ماه رمضان است. شاد کردن دل برادر ایمانی در این ماه، موجب می شود فرد، در آخرت با شادمانی وارد بهشت شود و خداوند در آن روزی که همه پاها می لغزند، او را در عبور از پل صراط کمک می کند. آن که خشم و غضبش را نگاه دارد، خداوند نیز در قیامت خشم خود را از وی نگاه می دارد و اگر کسی بیچاره ای را دریابد، خداوند از فزع اکبر او را در امان می دارد و اگر کسی به ستمدیده ای یاری رساند، خدا در دنیا از شر دشمنان محفوظ و در قیامت، هنگام حساب و میزان، یاری اش می کند».۶

امام باقر علیه السلام می فرماید: «کسی که در ماه رمضان داخل شود و روزهایش را روزه بدارد و شب هایش را به دعا و نیایش سپری کند و نفس سرکش را از شهوت و زبانش را از محارم حفظ کند و چشمش را از حرام ببندد و آزارش را از مردم بازدارد، از گناه خارج می شود، مانند روزی که از مادر متولد شده است و هیچ گناهی ندارد».۷

حضرت علی علیه السلام: «پروردگارا! خیر و خوبی در این ماه را از تو می خواهم و نیز فتح و پیروزی [بر شیطان] و نورانیت و یاری [بر روزه داری] و برکت و طهارت و روزی این ماه را از تو می طلبم و از تو خیر آنچه را در این ماه و پس از آن است، درخواست می کنم و به تو پناه می آورم از شر و بدی آنچه در این ماه و آنچه پس از آن است. بار پروردگارا! این ماه را با امن و امان و ایمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و برکت و تقوا و توفیق یافتن به آنچه تو دوست داری و راضی می گردی، بر ما وارد گردان [تا از همه ویژگی های شایسته این ماه بهره مند شویم]».۸

(


۱. همان، ص ۳۶۹.

۲. همان، ص ۳۵۱.

۳. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۷۶.

۴. همان، ص ۱۷۹.

۵. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۴.

۶. وقایع الایام، ص ۱۲۹.

۷. امالی طوسی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۸. همان.

فضیلت و اهمیت ماه رمضان در آیینه کلام امامان معصوم علیهم السلام و بزرگان دین

سیده طاهره موسوی

رسول اکرم صلی الله علیه و آله، واسطه خیر و برکت برای ما مسلمونا، در خطبه ای درباره فضلیت ماه رمضان می فرماید: «ای مردم! به تحقیق، ماهی شما را فرا گرفت که در آن ماه، شبی است که بهتر از هزار ماه است و این ماه، ماه رمضان است. خداوند در این ماه، روزه را واجب کرده و پاداش قیام برای نماز مستحبی در شبی از این ماه را به اندازه نماز مستحبی هفتاد شب در غیر این ماه، قرار داده است».۱

از خدا می خوایم توفیق روزه گرفتن و نماز شب خواندن رو در این ماه پرخیر و برکت نصیبمون کنه!

حضرت علی علیه السلام فرموده است: «برشما باد به روزه ماه رمضان؛ زیرا روزه این ماه، سپر نگهدارنده از آتش دوزخ است».۲

سالکان طریق الی اللَّه، این ماه مبارک رو فرصتی استثنایی می دونستن و اون رو آغاز سال خودشون قرار می دادن. از ابن طاووس نقل شده است: «عده ای اول سالشان، اول فروردین است؛ مثل یک نوجوان که تلاش می کند، اول فروردین لباس نو در بر کند. درخت ها هم اول سالشان فروردین است که لباس های نو و تازه در بر می کنند. یک کشاورز، اول سالش، اول پاییز است که درآمد مزرعه را حساب می کند. تاجری که کارگاه تولیدی دارد هم، اول سالی را برای خود تعیین می کند، اما آنها که اهل سیر و سلوک اند، اول سالشان، ماه مبارک رمضان است و حساب ها را از ماه مبارک تا ماه مبارک بعدی بررسی می کنند».۳


۱. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۹.

۲. شیخ صدوق، امالی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۳. جوادی آملی، اسرار عبادات، ص ۳۰۶.

نام های ماه رمضان

سیده طاهره موسوی

تا حالا فکر کردید چرا به ماه رمضان، ماه خدا گفته می شه؟ درسته که همه هستی متعلق به خدای یگانه است، ولی برخی چیزها به دلیل عظمت و اهمیتی که دارن، به خدا نسبت داده می شوند، مثل خانه خدا، کتاب خدا و ماه خدا. پیامبر اسلام دراین باره می فرماید: «خداوند از میان آفریده هایش، برگزیده هایی دارد و ماه های برگزیده اش عبارتند از: رجب، شعبان و رمضان».

روزه داران! مؤمنین آماده! من ماه خدایم

ماه روزه، ماه قرآن، ماه تسبیح و دعایم

ماه حق، ماه نبی، ماه علی مرتضایم

ماه خیل انبیا و اتقیا و اوصیایم

تا رساند بر همه عالم پیامم را محمد صلی الله علیه و آله

خوانده از آغاز، «شهر الله» نامم را محمد صلی الله علیه و آله

غلامرضا سازگار

همون طور که می دونین، ماه رمضان ماه اسلام نامیده شده است، چون مؤمنان سعی می کنن در این ماه از پروردگارشون اطاعت کنن و هیچ کار نادرست و گناهی رو انجام ندهند و از سوی دیگر طبق فرمایش امام صادق علیه السلام یکی از پایه های اسلام روزه گرفتن است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «اسلام بر پنج پایه بنا گذاشته شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و در اسلام نسبت به چیزی در سطح ولایت صحبت نشده است».۱

یکی دیگر از نام های مبارک ماه رمضان شهر القیام یعنی ماه قیام است، توفیق قیام در ماه مبارک رمضان خواسته معصومین علیهم السلام است و شیعیان رو هم به چنین امری فراخواندند.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله هنگام ورود ماه رمضان می فرماید: «حمد و ستایش خدایی را سزاست که ما را به وسیله تو ای ماه مبارک گرامی داشت، بار خدایا ما را به روزه و قیام در این ماه، نیرومند و توانا بگردان».۲

همچنین امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «خدایا روزه داری در این ماه رسیدن به آرزوی قیام در این ماه را نصیب من بگردان».۳


۱. محجه البیضاء، ج ۲، ص ۱۲۲.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۹.

۳. کافی، ج ۴، ص ۷۶.

ماه رمضان، فرصتی برای جبران

سیده طاهره موسوی

ماه رمضان، ماه پرهیزکاریه. خدا تو این ماه، یه فرصت به همه ما می ده؛ به همه ماهایی که خودمون رو گم کردیم؛ ماهایی که پشت سر کسی غیبت کردیم یا به کسی تهمت ناروا زدیم. خدای بزرگ به همه ما آدما یه فرصت دوباره می ده، یه فرصت برا جبران همه اشتباه ها و گناهانمون، یه فرصت برا برگشتن دوباره به سمت خودش.

شایدم برای کسایی که از یاد خدا غافل بودن، این ماه فرصتیه برا آشتی دوباره با خدا.

خدایا! تو این ماه عزیز، با قلبی پر از اخلاص از تو می خوایم، هیچ وقت هیچ مسلمونی رو اسیر غفلت نکنی!

ماه رمضان پر از لحظه های زیباست، لحظه هایی که درک کردنی است، توصیف کردنی نیست. باید این لحظه های خوب و زیبا رو تجربه کرد تا به عظمت این ماه پی برد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «اگر بنده خدا می دانست که در ماه رمضان [چه برکتی وجود دارد]، دوست می داشت تمام سال، ماه رمضان باشد.»۱ ای کاش همه ما بتونیم عظمت این ماه عزیز رو درک کنیم!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، شب زنده داری می کنن و به عبادت خدا برمی خیزن و با محبوب راز و نیاز می کنن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، هر شب سحر از خواب بیدار می شن، وضو می گیرن و تا اذان صبح قرآن می خونن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، از هر کار بد و ناروایی پرهیز می کنن و در حد توان، به یاد و ذکر پروردگار مشغول می شن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، با گفتار و رفتارشون، به بندگان خدا محبت می ورزن و گره از کار بنده های خدا باز می کنن!

این ماه، ماه به دست آوردن ثواب و پاداشه. بیاید از همدیگه سبقت بگیریم و آخرتمون رو هرچه زیباتر بسازیم.


۱. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶.

خواسته ها و نیازهای روزه داران در ماه رمضان، برگرفته از فاهیم دعاهای ماه رمضان

درخواست بخشش

هم میهنان عزیز! بیایید در این ماه مبارک، اندیشه و احساساتمون رو پاک کنیم و به گناه آلوده نسازیم. ماه، ماه رحمت و آمرزش بندگان است. بیاید از خداوند بخوایم گناهانمون رو ببخشه و درهای توبه و بازگشت رو به رومون باز کنه!

مبادا این ماه سپری بشه و ما از لطف و بخشش پروردگارمون بی بهره باشیم.

«خداوندا! پناه می برم به جلال و عظمت ذات گرامیت که نگذرد از من ماه رمضان یا فجر طلوع کند در این شب و در نزد تو از من، گناه یا جرمی باشد که تو مرا بر آن عذاب کنی!»۱


۱. مفاتیح الجنان، دعای چهاردهم، اعمال شب های ماه رمضان، پس از دعای افتتاح، ص ۳۴۶.

درخواست زائر خانه دوست شدن

سیده طاهره موسوی

در این ماه مبارک، می تونیم توفیق زیارت خانه خدا و حرم پیامبر رو از خداوند درخواست کنیم.

در دعای هر شب ماه رمضان، این حاجت رو زمزمه می کنیم: «اللهم ارزقنی حجّ بیتک الحرام؛ خداوندا! حج خانه ات، بیت الحرام را روزی من گردان، در امسال و هر سال، مادامی که زنده ام».۱

همچنین، در دعای هر شب (پس از دعای افتتاح، دعای سیزدهم) می خوانیم: «…أن تَکتُبَنی مِن حُجّاج بَیتک الحرامِ المَبرورُ حَجُّهم؛ خدایا! از تو درخواست می کنم که بنویسی مرا از حاجیان خانه ات که حجشان نیکو و سعی شان مورد تقدیر است…».۲

شب های قدر، شب رقم خوردن سرنوشت و تقدیر انسان هاست. برای زائر خانه دوست شدن، در شب نوزدهم ماه رمضان نیز این گونه خداوند را می خوانیم: «اَللّهمَ اجْعَل فیما تَقْضی و تقدّرُ مِن الأمرِ المَحْتومِ…».۳

انشاءالله که همه مؤمنان، زائر خانه دوست شوند!


۱. همان، ص ۳۳۸.

۲. همان، ص ۳۴۶.

۳. همان، اعمال شب نوزدهم ماه رمضان، ص ۴۲۶.

درخواست شهید شدن در راه خدا

خدایا! از تو می خوایم لیاقت بهترین مرگ؛ یعنی شهید شدن در راه حق رو به ما عطا کنی.

در دعای دوازدهم از اعمال شب های ماه رمضان، پس از دعای افتتاح می خوانیم: «وَقَتْلاً فی سَبیلِک فَوِفِّق لَنا…؛ خدایا! برای کشته شدن در راهت، ما را موفق بدار!»۱.

۱. همان، ص ۳۴۵.

درخواست رهایی از آتش دوزخ

سیده طاهره موسوی

پروردگارا! تو این ماه عزیز، از تو می خوایم ما رو هدایت کنی و از آتش دوزخ نجاتمون بدی و به بهشت واردمون کنی!

در دعای پس از افتتاح می خوانیم: «وَ اِذا جَمَعْتَ الاَوّلینَ والآخرینَ یوْمَ الْقِیامَهِ فَارْحَمْنا و برائهً مِنَ النّار فَاکتُبْ لَنا وَ فی جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا و من ثمار مِنَ النّارِ فاکتُبْ لَنا وَ فی جَهنَّم فلا تَغُلَّنا…؛ آنگاه که همه در روز قیامت جمع شوند پس به ما رحم فرما و بیزاری از آتش دوزخ را برای ما بنویس و در دوزخ، ما را در غل و زنجیر مکن!»۱ در دعای پس از ابوحمزه ثمالی نیز (یا عُدَّتی فی شِدَّتی…) این درخواست مطرح می شود.


۱. همان، ص ۳۴۶.

دعای هر روز ماه رمضان و درخواست های دنیوی

هر روز ماه رمضان، پس از هر نماز، نیازها و خواسته های دنیوی مون رو با خدا مطرح می کنیم: خدایا! بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن! خدایا! هر فقیری رو بی نیاز گردان! خدایا! هر گرسنه ای رو سیر کن! خدایا! هر برهنه ای رو لباس بپوشان! خدایا! دِین هر مدیونی رو ادا بفرما. خدایا! دل هر غمگینی رو شاد کن! خدایا! هر غریبی رو به وطنش برگردون! خدایا! هر اسیری رو آزاد کن! خدایا! مفاسد امور مسلمانان رو اصلاح فرما! خدایا! هر بیماری رو شفا بده! خدایا! با بی نیازی خودت، ما رو بی نیاز کن و نذار فقیر بشیم! خدایا! بدی های حال ما رو به خوبی صفات خودت تغییر بده! خدایا! دین ما رو ادا بفرما و فقر ما رو به بی نیازی تبدیل کن! همانا که تو بر هر چیز توانایی!۱


۱. همان، ص ۲۹۰.

پیامد خواندن دعاها در ماه رمضان

در دعاهایی که تو این ماه می خونیم، با اوصاف خدا هر چه بیشتر و بهتر آشنا می شیم. دعای جوشن کبیر، سراسر، نام های پروردگار و اوصاف اوست. دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحرهای ماه رمضان «اللهُم إنّی اَسْئَلُک مِنْ بَهائِک…»۱ و «الهی لا تُؤدِّبنْی بِعُقُوبَتِک…»،۲ دعای هر روز و پس از هر نماز «یا علی یا عظیم…» و ده ها دعای دیگر، همه بیانگر اوصاف خداست و این دعاها، راه بهتر شناختن خداوند رو به ما می آموزه.

با خوندن دعاها در ماه رمضان، می تونیم خدمت اهل بیت علیهم السلام عرض ارادت کنیم و با یاد کردن پیوسته ایشان، عهد و پیوندمون رو با امامت و ولایت محکم تر سازیم. برای مثال، در دعای افتتاح، یکایک امامان معصوم علیهم السلام رو یاد می کنیم.

همون طور که می دونید، ماه رمضان، ماه نزول کتاب آسمانی قرآن است، به ویژه اینکه سوره قدر هم در شب قدر نازل شده است. در دعاهای گوناگونی که در این ماه می خونیم، نام قرآن آورده شده تا فراموش نکنیم که هر روز باید قرآن رو تلاوت و در آیاتش تدبر و تفکر کنیم و از رهنمودهای این کتاب بزرگ بهره ببریم. در دعای «یا علی یا عظیم» آمده است: «الّذی أنزلتَ فیهِ القرآن…. » در دعای قرآن بر سر گرفتن در شب های قدر نیز می خوانیم: «اَسْئَلُک بِکتابِک المُنْزَل فیه»۳ همچنین، در موارد دیگر به این حقیقت اشاره شده است.

امیدواریم این ماه، سرشار از خیر و برکت و رحمت و آمرزش برای همه شما همراهان گرامی باشه!


۱. همان، ص ۳۴۸.

۲. همان، ص ۳۵۱.

۳. همان، ص ۴۲۳.

منبع :اشارات – بهمن ماه ۱۳۸۸ ، شماره ۱۳۵ –

عید فطر ماه پیروزی بر طاغوت نفس

اشاره:

اولین روز از ماه شوال، عید فطر است که یکى از اعیاد بزرگ در سنت اسلامى است. در این روز مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و کارهاى مباح دیگر به دستور الهی خودداری نموده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند، اجر و پاداشى که خود خداوند به آنان وعده داده است. روزه این روز حرام است و بر مسلمانان واجب است که زکات فطره بدهند.

واژه «عید» از ریشه عود گرفته شده و به معنای بازگشت است، و واژه «فطر» از فطرت گرفته شده و به معنای سرشت است. بنابراین عید فطر؛ یعنی بازگشت به فطرت و سرشت.بازگشت از این نظر که آیا رابطه ما با فطرت پاک انسانی به طور صحیح برقرار است یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاکی که خداوند به ما داده و بر اثر حجاب های جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، در کلاس ماه رمضان زنگارها زدوده شده اند یا نه؟ که اگر چنین است باید ابتدای نجات و آغاز پیروزی بر طاغوت نفس رادر نماز عید فطر اعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این که: آن چه را در ماه رمضان آموخته اند و در راه خودسازی و بهسازی به کار برده اند ابراز بدارند، باکلمات و حرکات، بلکه در قلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعار آمیخته باشعور و فریاد برون و درون که:«الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر و لله الحمد والحمدلله علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا؛ خدا بزرگ تر از آن است که توصیف گردد. آری چنین است، معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست، و خدا بزرگ تر از آن است که وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطر آن که ما رادر راستای پاکسازی و بهسازی هدایت کرده، و شکر او را که جمعیت ما و امت ما رابرترین جمعیت و امت قرار داده است.» رمضان اندک اندک پایان می پذیرد، و به انتهای خود می رسد، مسلمانان در مکتب رمضان و روزه، در پرتو آیات قرآن و نیایش هاو تقویت صبر و اراده، پس از فراگیری و آموزش به خودسازی پرداخته اند؛ اینک جشن می گیرند که در راه پر دست انداز جهاد اکبر، با گام های استوار عبور کرده اند و به مقصود رسیده اند. چرا که برای انسان بازگشت به خویشتن، فرا رسیدن بهار معنویت است؛ مانند درختانی که پس از گذران زمستان سرد زمستانی، به بهار رسیده اند و درمسیر حرکت قرار گرفته اند، به راستی چه عیدی شیرین تر و چه پیروزی ای شکوهمندتر ازبازگشت به خویشتن، و پیروزی بر طاغوت نفس اماره؟که فطرت را زیر پای سهمگین خود منکوب کرده است.چهار عید در اسلام در اسلام به طور رسمی چهار عید وجود دارد که عبارت اند از:عید قربان، عید غدیر، عید جمعه و عید فطر، عید قربان جشن ایثار و فداکاری است،و مسلمان در این رابطه به خویشتن باز می گردد که آیا به باطن و ماهیت چنین عیدی رسیده است یا نه آن گونه که ابراهیم خلیل(علیه السلام) قهرمان توحید رسید، و حسین بن علی(علیه السلام) آن را در کربلا تکمیل کرد. عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان با ژرف اندیشی به خویشتن می نگرد که آیا انتخاب او در مسئله بسیار مهم رهبری،صحیح بوده است یا نه؟ که در بینش اسلام ناب، مسئله بسیار عمیقی است، و از ارکان زیربنایی نظام اسلام است، که اگر او نباشد هیچ یک از مفاهیم اسلام، ارزش و اصالت خود را نمی توانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت به خویشتن است که نقش اساسی درپیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستی که برقراری اتحاد و یک رنگی وهمدلی مسلمانان، وسیعترین و ژرف ترین برکات را برای آنها به ارمغان خواهد آورد.ولی آیا می دانید که اگر عید فطرت و خودسازی نباشد، عیدهای دیگر تکمیل نخواهدشد. اگر چنین عیدی در زندگی انسان تحقق یابد همه روز، روز عید است چنان که امیرمومنان علی(علیه السلام) فرمود: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه، و کل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید؛ (۱) امروز تنها عید کسانی است که روزه آنها در پیشگاه خدا پذیرفته شود، و عبادت های شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزی که گناه نکنی روز عید تو است.» حضرت علی(علیه السلام) این سخن را از سرچشمه وحی گرفته بود، چرا که وقتی خطبه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را در مسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، از آن حضرت پرسید: «بهترین کار در ماه رمضان چیست؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ داد:«الورع عن محارم الله عزوجل؛ (۲) ورع و پرهیزکاری از آن چه خداوند حرام نموده است می باشد؛ یعنی همان خودسازی و بازگشت به فطرت پاک توحیدی ».مسئله عید و فطرت در قرآنبرای این که مسئله «بازگشت به فطرت » را که ماهیت عید فطر را تبیین می کند، بهتر بفهمیم و به اهمیت آن، بهتر و عمیق تر پی ببریم،مسئله عید و فطرت را به طور خلاصه از دیدگاه قرآن، مورد بررسی قرار می دهیم.در قرآن مجید کلمه عید یک بار آمده، که در رابطه با حضرت عیسی(علیه السلام) و حواریون وشاگردان مخصوص او است، به این ترتیب که: آن شاگردان مخصوص برای تکمیل ایمان خودبه عیسی(علیه السلام) گفتند: «آیا پروردگار تو می تواند غذایی از آسمان (مائده) برای مابفرستد؟» حضرت عیسی(علیه السلام) از این تقاضا که بوی شک و تردید می داد، نگران شد و به آنها فرمود:«از خدا بترسید اگر ایمان دارید.» ولی به زودی حضرت عیسی(علیه السلام) دریافت که مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسی(علیه السلام) است، تا در پرتو دیدار آن، قلبشان پاک و سرشار از اطمینان و یقین گردد، از این رو به خدا عرض کرد: «اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیه منک؛ (۳) خداوندا!مائده ای از آسمان بر ما بفرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه ای از تو.» و از آن جا که روز نزول مائده روز بازگشت به پیروزی و پاکی و ایمان به خدابوده است، حضرت مسیح(علیه السلام) آن را «عید» نامیده است، و مطابق روایات چون «مائده » در روز یک شنبه نازل شده، مسیحیان این روز را مانند جمعه مامسلمانان، روز عید می دانند و تعطیل می کنند. نتیجه این که در قرآن کلمه «عید»به عنوان تکمیل ایمان، و وصول به مرحله یقین که اساس خودسازی است، مطرح شده است.بنابراین ما که پیرو قرآن هستیم، باید به مسئله عید به عنوان محور پاکسازی وبهسازی بنگریم. عید فطر وقتی برای ما عید واقعی است که در مسیر خودسازی، پیروزشده باشیم، و تحول عمیقی در ما پدیدار شده باشد.اما در مورد فطرت، باید توجه داشت که قرآن با صراحت، خداشناسی و دین رامسئله ای فطری می شمرد. آیات متعددی در قرآن به این مطلب دلالت دارد، از جمله درآیه ۳۰ روم می خوانیم: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم؛ ای پیامبر! روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده، دگرگونی درآفرینش خدا نیست.» این آیه با صراحت بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس فطرت و سرشت و نهاد انسان می باشد، و دستورهای آن همه و همه هماهنگ با درون ذات وجود انسان است، و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیت های ناسالم، محفوظ باشد، همان را می خواهد که آیین ناب اسلام آن را می خواهد، و خداوندآئینش را بر اساس نیازهای فطری بشر تدوین نموده است. و اگر انسان دارای فطرت نخستین، به دور از حجاب ها و زنگارها باشد، بدون هیچ گونه تردید و دغدغه، راه توحید و دستورهای صحیح الهی را می پسندد و برمی گزیند، معنای جهاد اکبر و مبارزه بی امان با طاغوت نفس این است که پرده ها و حجاب ها و زنگارها را از روی فطرت پاک برداریم و آن را پیروی کنیم.فطرت در تعبیرات دانشمندان بر دو گونه است: فطرت عقل و فطرت دل.فطرت عقل یعنی استدلال روشن عقلی، که انسان بعد از رسیدن به کمال عقل بامشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستی، بی درنگ به این حقیقت منتقل می شود که محال است، این نظام و اسرار شگفت انگیز معلول مبدئی فاقد عقل و شعور باشد و این «عقل فطری » بدون نیاز به استاد و معلم به مقصود می رسد، ولی فطرت مفهوم دیگری نیز دارد که از آن تعبیر به «فطرت دل » می شود، که تفسیر فطری بودن دین با این تعبیر، صحیح تر و مناسب تر به نظر می رسد. و منظور از آن این است که انسان وقتی به اعماق جانش می نگرد، نور حق را می بیند، و ندایی را با گوش دل می شنود، ندایی که او را به سوی مبدا علم و قدرت بی نظیر هستی دعوت می کند، که گاهی از آن تعبیر به «درک وجدانی » می شود، مانند آن که وقتی انسان یک گل زیبا را می بیند، بدون مقدمه و استدلال به زیبایی آن پی می برد و از آن لذت می برد. اینک پس از این بیان به اصل بحث باز می گردیم که «عید فطر» به معنای بازگشت به فطرت است، یعنی مساله جهاد اکبر و خودسازی در ماه رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های جهل، هواپرستی و خرافات و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت برداشته می شود، و انسان مسلمان در این هنگام به فط رت ناب خود که از درون ذات وجودش می جوشد باز می گردد، همان فطرتی که آیینه صاف خدانما و حق نما است؛ همان پیامبر باطن که اگر از اسارت زنجیرهای جهل و هواپرستی آزاد گردد، راهنمای کامل و دقیق انسان به سوی کمالات است. و به طور روشن موجب سعادت انسان می گردد.هرگاه انسان در پرتو فیوضات و برکات ماه رمضان و عبادت روزه، به این درجه رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است، و آغاز ماه رمضان در واقع برای او عیداست و باید جشن پیروزی بگیرد، وگرنه هرگز برای او عید نخواهد بود.جالب این که در آیه مذکور، دین «قیم » و استوار و به عبارت دیگر خالص و ناب،آن دینی است که با فطرت بی آلایش و سالم آمیخته شده باشد.نکته قابل توجه این که شواهد زنده متعدد عینی وجود دارد که نشان دهنده فطری بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیت های تاریخی که نشان می دهد، در میان هر ملتی در هر دوره ای اعتقاد به خداشناسی و مذهب وجود داشته است، چنان که شواهدباستان شناسی و آثار و علائم به جا مانده از دوره های قبل از تاریخ بیان کننده این واقعیت است.مطالعات روانی و اکتشافات روان کاوی در ابعاد روح انسان نیز شاهد دیگری برفطری بودن اعتقادات دینی است، روان شناسان چهار تمایل عالی و اصیل را به عنوان ابعاد چهارگانه روح معرفی می کنند که عبارت اند از حس دانایی، حس زیبایی، حس نیکی، و حس مذهبی. که این خود نیز دریچه دیگری بر فطری بودن دین است. (۴) شاهد دیگر بر واقعیت فطری بودن دین حق، «ناکامی تبلیغات ضد مذهبی » است، که در همه جای دنیا مشاهده می شود، فروپاشی شوروی و کمونیسم در عصر حاضر یکی ازنمونه های آن است.و هم چنین تجربیات شخصی در سختی هاو رنج ها شاهد دیگر بر توجه انسان به خواست فطرت یعنی خداجویی و پناه آوردن به حق است، که در قرآن در آیات گوناگونی به این مطلب اشاره شده است.این بحث را با چند گفتار از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام) پایان می بریم:در حدیث معروفی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می خوانیم فرمود: «کل مولود یولد علی الفطره حتی لیکون ابواهما اللذان یهودانه و ینصرانه؛ (۵) هر نوزادی بر فطرت اسلام ودین خالی از شرک آفریده شده است، و رنگ هایی همچون یهودیت و نصرانیت انحرافی است که از طریق پدر و مادر به آنها انتقال می یابد.» و امیر مومنان در ضمن گفتاری می فرماید: «فبعث فیهم رسله، و واتر الیهم انبیائه لتستادوهم میثاق فطرته؛ (۶) خداوند رسولان خود را به سوی انسان ها فرستاد و انبیای خود را یکی پس از دیگری ماموریت داد تا وفای به پیمان فطرت را از آنها مطالبه کند.» نتیجه این که نباید فطرت را که همانند آیینه خدانما و حق جو، در درون، ما را راهنمایی می کند،و آیین حق را نشان می دهد به باد فراموشی بسپاریم، بلکه باید در پرتو جهاد اکبربه ویژه در ماه رمضان خود را به این مرحله برسانیم تا از این پیامبر و چراغ فروزان درون بهره مند گردیم.پی نوشت ها۱- سید رضی، نهج البلاغه، حکمت ۴۲۸٫۲- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۹۵٫۳- مائده (۴- آیه ۱۱۴٫۴- شرح این مطلب در کتاب «حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسانی » ترجمه مهندس بیانی آمده است.۵- علامه طبرسی، تفسیر جمع الجوامع، ذیل آیه ۳۰ روم.۶- سید رضی، نهج البلاغه، خطبه اول.منبع :پاسدار اسلام – بهمن۱۳۷۶، شماره ۱۹۴ –

بطلان تطبیق قطعی یمانی، قبل از ندای آسمانی

 اشاره:

احمد بصری در عصر غیبت کبری هم ادعای نیابت خاصه نموده است و هم ادعای مهدویت و امامت نموده است. این مدعی دروغین درباره احادیث و روایاتی که مبنای ظهور امام مهدی(عج) و علایم ظهور آن حضرت است، خود را به غفلت زده و سعی و تلاش نموده که به هر نحوی که شده او مهدی است. در این نوشته کوتاه بطلان این ادعا با یک حدیث ثابت شده است. 

 

به طور کلی، در عصر غیبت، راه بر تطبیق یقینی نشانه های حتمی ظهور، بسته است، تا زمانی که ندای آسمانی در ماه رمضان، به عنوان نشانه معجزه آسا و غیر قابل جعل، شنیده شود و بعد از صیحه آسمانی در ماه مبارک رمضان و به پایان رسیدن عصر غیبت، آنگاه راه بر شناخت، تطبیق یقینی و تشخیص نشانه های حتمی ظهور از جمله یمانی و سفیانی، باز خواهد شد.بنابراین، می توان به حرمت تطبیق قطعی در نشانه های حتمی ظهور قبل از ندای آسمانی، فتوا داد. شاید به همین دلیل باشد که پیشوایان معصوم، برای شناسایی امام مهدی تـنها بـر صـیحه و ندای آسمانی، که نشانه‌ایی اعجازآمیز و نمونه‌ای مـنحصربه‌فرد و غـیرقابل مـشابه‌سازی است، تأکید کرده‌اند.

… فَإِنْ أَشْکَلَ هَذَا کُلُّهُ عَلَیهِمْ فَإِنَّ الصَّوْتَ مِنَ السَّمَاءِ لَا یشْکِلُ عَلَیهِمْ إِذَا نُودِی بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ.[۱]

… اگر هر امر و نشانه حتمی (مثل سفیانی و یمانی)، بر شما مشتبه شد، ندای آسمانی (در ماه رمضان)، بر شما، مشتبه نخواهد شد که منادی (جبرئیل)، امام عصر را به نام خویش و نام پدر، ندا سر میدهد.

حال باید از پیروان احمد الحسن بصری، مدعی مهدویت و یمانی دروغین، پرسش کرد، شما چگونه به چنین شخصی، قطع و یقین پیدا کردید؟ چراکه اصولا، امکان تطبیق و تشخیص مصداق واقعی یمانی، قبل از ندای آسمانی محال و ناممکن است. زیرا، صحیه آسمانی که در ماه رمضان، رخ می دهد، چون قابلیت مشابه سازی ندارد و معجزه آسا است و همگان در سرتاسر عالم و دنیا، خواهند شنید، راه شناخت و تطبیق یمانی واقعی و دیگر نشانه های حتمی ظهور، خواهد بود.

«ستاره ی شش گوش» سمبل یهود و فراماسونری در اعلامیه های تبلیغی«احمد الحسن الیمانی»! مدعی مهدویت. این ستاره شش ضلعی همیشه به عنوان امضای احمد الحسن الیمانی قرار می گیرد. این ستاره شش پر در زبان لاتین به معنای پانتاگرام نامیده می شود، صهیونیست ها از آن در پرچم خود به عنوان سمبل تسلط بر جهان استفاده می کنند.

منبع: فرقه نیوز

[۱] . نعمانی، الغیبۀ، ص ۲۸۲

ره توشه هائی از عید فطر

اشاره

فرا رسیدن روز مبارک عید فطر، نوید بخش تحوّلاتی سرنوشت ساز در زندگی اهل ایمان است. چرا که عید فطر یکی از ایام اللّه، زمینه ساز وحدت کلمه برای مسلمانان و تقویت اتحاد و اراده آنان، تجدید حیات دوباره برای اسلام، دمیدن روح ایمان و سرور و نشاط برای بندگان الهی، روز نمایش عظمت دین و بازگشت دوباره به فطرت انسانی و بالاخره روز فتح و پیروزی در جهاد اکبر برای رهروان خداجوی می باشد. در شب و روز عید فطر، اهل ایمان از سوئی به شب زنده داری و نماز و دعا می پردازند و از سوئی دیگر با زمزمه زیارت امام حسین(علیه السلام) با آن حضرت و مقاصد آسمانی اش پیمان مجدد امضاء کرده و روح حماسه و عرفان و فداکاری را در وجودشان احیاء می کنند.

این اعمال معنوی آنان را برای پرواز در عالم ملکوت به همراه قدسیان آماده می کند و آنان بدین وسیله از قید و بند مادّیات و علاقه های بی ارزش رهائی یافته و با دلی سرشار از شوق ایمان و عشق به خدا زندگی نوینی را آغاز می کنند. چه زیباست که تمام اقشار جامعه از این فرصت به دست آمده در راه اعتلای کلمه حق و توسعه و ترویج معارف حیاتبخش الهی بهره گرفته و خود را یک سال دیگر در پناه ایمان و مصونیت بیمه کنند. در آن روز مسلمانان با شوق وصف ناپذیری از عبادات و ریاضات شبهای ماه رمضان و شبهای قدر و زیباترین لحظات ارتباط با خداوند فارغ شده و در اجتماع روز فطر صف می کشند و اتّحاد و یگانگی و برادری و همدلی خود را به نمایش گذاشته و بار دیگر دست رد به سینه شیطان و شیطان صفتان می زنند و هم نوا با برادران دینی خود، پروردگار با عظمت را صدا کرده و توفیق در تمام کارهای خیر و دوری از تمام بدی ها رابه همراه حضرت محمّد و آلش ـ که درود خدا بر آنان باد ـ از درگاه خداوند درخواست می کنند. در همین راستا به برخی از دستاوردهای این روز باشکوه اشاره کرده و روح و جان خویش را با آموختن درسهائی از آن صفا می بخشیم به امید اینکه ره توشه هائی را برای سلوک به سوی حق به دست آوریم.

در اجتماع بزرگ مسلمانان در روز فطر، می توان پیامهای مهم و حیاتبخش اسلام را به گوش حاضرین رساند چرا که برخی افراد فقط در چنین روزی فرصت راه یابی به مجالس مذهبی را پیدا می کنند و در چنین فضائی آمادگی شنیدن مطالب معنوی و دستورات انسان ساز اسلامی را دارند. به همین جهت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در یکی از خطبه های خویش در روز عید فطر بعد از حمد و ثنای الهی و فراهم نمودن زمینه پیامهای آسمانی به بیان مهمترین دستوارت الهی پرداخته و اهم احکام کلیدی را به نمازگزاران فطر می آموزد در فرازهائی از گزارشی که شیخ صدوق از بیانات امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در خطبه عید فطر آورده است چنین می خوانیم: «انّ هذا الیوم جعله اللّه لکم عیداً و جعلکم له اهلاً فاذکروا اللّه یذکرکم و ادعوه یستجب لکم؛امروز را خداوند متعال برای شما عید قرار داده است و به شما شایستگی آنرا عنایت فرموده پس شما هم به شکرانه آن خدا را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را بخوانید تا شما را اجابت کند به یکی از مهمترین اعمال روز عید فطر که پرداخت زکات فطره است اشاره کرده و اهمّیت آنرا متذکر می شود، چرا که اگر زکات فطره از صورت پرداخت فردی به سمت بُعد اجتماعی آن سوق داده شود پشتوانه و سرمایه مهم اقتصادی در حلّ مشکلات مردم خواهد بود. ایجاد مراکز درمانی، تأسیس کانون های علمی و صنعتی برای اشتغال زائی بیکاران جامعه، سرمایه گذاری

برای مسائل بهداشتی و عمران محیط زیست، تقویت بنیه دفاعی مسلمانان و حراست از مرزهای اسلامی، توسعه فرهنگ عمومی و دینی و ایجاد مؤسسات پژوهشی و تحقیقاتی برخی از دستاوردهای پرداخت زکات فطره در روز عید است که در صورت جمع آوری و مصرف صحیح این بودجه دینی به دست خواهد آمد.

ائمه جمعه و جماعات و مبلغان گرامی در صورت هدایت صحیح مردم و مخاطبین خویش در این زمینه توفیقات افزون تری را در امر تبلیغ خواهند داشت و در به وجود آوردن مراکز علمی، عمرانی و بهداشتی که نوعی باقیات صالحات است شریک خواهند بود؛ چه بسیار از عالمان متعهد و مبلغان پر تلاشی که از همین زاویه به توسعه و ترویج معارف عالی اسلام پرداخته اند. به همین جهت امیر مؤمنان مردم را به پرداخت دَینِ شرعی خویش تشویق نموده و با یاد آوری اهمّیت موضوع می فرماید: «و اَدّوا فِطرَتَکُم، فَاِنَّها سُنَّهُ نَبیِّکُم وَ فَریضَهٌ مِن رَبِّکُم فَلیُؤدّها کُلُّ اِمرِءٍ مِنکُم عَنهُ وَ عَن عیالِهِ کُلِّهِم ذَکَرِهِم وَ اُنثاهُم، صَغیرِهِم و کَبیرِهِم وَ حُرِّهِم و مَملُوکِهِم عَن کُلِّ اِنسانٍ مِنهُم صاعاً مِن بُرٍّ اَوصاعاً مِن تَمرٍ اَو صاعاً مِن شَعیرٍ؛ زکات فطره خود را ـ که سنت پیامبرتان و فریضه واجبی از سوی پروردگارتان می باشد ـ هر یک از شما از سوی خود و افراد تحت تکفل خود از زن و مرد، کوچک و بزرگ، آزاد و مملوک یک صاع گندم یا خرما یا جو پرداخت نماید.»

علی(علیه السلام) در فراز دیگری از خطبه خویش به مهمترین دستورات الهی پرداخته و به مسلمانان یادآور می شود که: «اطیعوا اللّه فیما فرض اللّه علیکم و امرکم به من اقام الصّلوه و ایتاء الزّکوه و حجّ البیت و صوم شهر رمضان و الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر و الاحسان الی نساء کم و ما ملکت ایمانکم؛ در مواردی که خداوند بر شما واجب کرده و به انجام آن امر نموده است از فرمان خداوند اطاعت کنید، از بپا داشتن نماز، پرداخت زکوه، زیارت خانه خدا، روزه ماه رمضان، امر به معروف و نهی از منکر و نیکی و احسان به همسران و زیردستان خود. مولای متقیان باتذکر زشتی برخی گناهان کبیره اضافه می کند که: «و اطیعوا اللّه فیما نهاکم عنه من قذف المحصنه و ایتان الفاحشه و شرب الخمر و بخس المکثال و نقص المیزان و شهاده الزّور و الفرار من الزّحف؛(۱) ای مردم! خدا را در مورد چیزهائی که شما را نهی کرده اطاعت کنید و از انجام آن دوری گزینید که از جمله نسبت ناروا به زنان شوهر دار و آبرومند، انجام اعمال زشت همچون فحشا و شرب خمر، کم فروشی در معاملات، گواهی باطل و دروغ و فرار از میدان نبرد از مقابل دشمن است.

برخی از مردم عید را به معنی نشاط و شادی ظاهری دانسته و با پوشیدن لباسهای نو و رنگارنگ و با تدارک غذاهای متنوع و شیرینی و شربت و گفتن و خندیدن و سیاحت و تفرج بی محتوا خود را سرگرم می کنند. در حالی که عارفان با بصیرت و اولیاء خاص الهی با چشم دل به عید نگریسته و زوایای معنوی آنرا جستجو می کنند. بخشی از کوششهای مردان الهی در ایّام عید بعد اجتماعی دارد که در حلّ مشکلات برادران دینی،رسیدگی به نیازمندان و محرومان و گرفتاران، شاد و مسرور ساختن برادران و خواهران دینی، کمک به مستضعفان فکری جامعه و اهتمام به مسائل عمومی و مبتلا به مسلمانان جلوه می کند چرا که آنها بر این باورند که علی(علیه السلام) در مورد ویژگیهای مردان الهی فرموده است: «نفسه منه فی عناءٍ والنّاس منه فی راحهٍ اتعب نفسه لآخرته و اراح النّاس من نفسه؛(۲) نفس او از دستش در رنج و ناراحتی است امّا مردم(بخاطر خدماتی که او انجام می دهد) از او در آسایش اند. او برای (رسیدن به درجات عالی در روز) قیامت خود را به زحمت می افکند ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند».

و برخی دیگر از فعالیت های اهل ایمان مربوط به ارتباط خود و خدایشان است، آنان از آنجائی که در طول ماه مبارک رمضان با زحمات شبانه روزی خود بر شیطان نفس تسلط یافته و در جهاد بزرگ به پیروزی نائل شده اند روز عید فطر را به شکرگزاری و ارتباط نزدیکتری با پروردگارشان می گذرانند: حضرت امام خمینی در این مورد سخنان قابل توجهی ارائه کرده و می فرماید: البته عیدهائی که اسلام تأسیس فرموده است به حسب نظرهای مختلفی که اهل نظر دارند و بحسب قشرهای مختلفی که برخورد می کنند برداشتهای مختلفی وجود دارد. آن برداشتی که اهل معرفت از عید می کنند، با آن برداشتی که دیگران می کنند بسیار متفاوت است. آنها بعد از اینکه در ماه مبارک رمضان آن ریاضتها را می کشند و کشیدند، روز عید روز لقای آنهاست لقاء اللّه است آن روز برای آنها. «الغیرک من الظّهور ما لیس لک؛(۳) خدایا! برای غیر تو چه ظهوری هست که برای تو نیست.؟!» آنها همه چیز را از او می دانند و آن روزرا عید می کنند برای اینکه بعد از ریاضات یوم ورود به حضرت است. و در عید قربان نیز بعد از اینکه تمام عزیزانشان را از دست دادند، مهیا برای ملاقات می شوند، بعد از اینکه نفس

خودشان را کشتند و هرچه عزیز است در راه خدا از آن گذشتند آن وقت است که روز لقاء است و جمعه هم در اثر اجتماعاتی که مسلمین با هم دارند، اهل معرفت مهیا می شوند برای لقاء اللّه. پس برداشت آنها غیر از برداشت ماست و ما امیدواریم که به تبع اولیاء خدا به جلوه ای از آن جلوه ها برسیم و ذره ای از آن معارف در قلب ما واقع بشود.(۴)» به همین جهت حضرت امام مجتبی(علیه السلام) هنگامی که مشاهده کرد عدّه ای از مردم در روز عید فطر مشغول لهو و لعب و خنده هستند خطاب به یارانش فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را معیار آزمایش مردم قرار داده است که در آن مردم برای کسب مقامات معنوی و بهشتی مسابقه می دهند عدّه ای در این مسابقه برنده شده و برخی دیگر از کسب این مقامات باز می مانند.

کمال شگفتی است از کسی که بی خبر از نتیجه این مسابقه به خندیدن و خوشگذرانی مشغول است به خدا سوگند! اگر پرده ها کنار رورد نیکوکاران به نتائج نیکو رفتاری خود مشغول بوده و بدکاران گرفتار اعمال بد خود هستند.(۵)

شوق دیدار یار

از برجسته ترین و به یادماندنی ترین ساعات روز عید فطر لحظاتی است که منتظران راستین ظهور حضرت ولی عصر(عج) آرزوی دیدار آن حضرت را کرده و در فراقش با دلی مملو از امید اشک حسرت می ریزند. آنان به یاد سخن حضرت باقر(علیه السلام) می افتند که فرمود: «ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَیً وَ لا فِطرٍ اِلّا و هُوَ یُجَدِّدُ اللّهُ لآلِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فِیهِ حُزناً قالَ قُلتُ وَ لِمَ ذلِک قالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فی اَیدی غَیرِهِم؛(۶) هیچ عید فطر و قربان نیست که با آمدن آن غم و اندوه آل محمد(ص) تجدید می شود راوی گفت: چرا در روز عید غمگین می شوند؟ امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران می بینند و از اینکه افراد غیر شایسته بر جایگاه رهبری امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهور نکرده است که حکومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردم بگستراند، غمگین و ناراحتند.

به همین جهت یکی از رایجترین اعمال این روز که اولیاء خدا و عارفان واصل به آن اهتمام خاص دارند زمزمه دعای ندبه در روز فطر است که دردمندانه و عاشقانه با امام زمان(علیه السلام) نجوا می کنند: «هل الیک یا بن احمد سبیلٌ فتلقی…متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النّصرتری…».

این ابیات مولوی تا حدودی بیانگر راز دل ندبه خوانان عید فطر است که به مولای خویش عرضه می دارند:

در هوایت بی قرارم روز و شب سر زپایت بر ندارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطارم روز و شب
تا که بگشایم به قندت روزه ام تا قیامت روزه دارم روز و شب
چون زخوان فضل روزه بشکنم عید باشد روزگارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو انتظارم، انتظارم روز و شب
تا بسالی نیستم موقوف عید بامه تو عید دارم روز و شب
زآن شبی که وعده کردی روز وصل روز و شب را می شمارم روز و شب
بس که کشت مهر جانم تشنه است زابر دیده اشک بارم روز و شب

عارف وارسته حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در این مورد در کتاب ارزشمند المراقبات(۷) می نویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروزه غیبت آن حضرت و غصب حکومت آن حضرت توسط دشمنان، سختی حال شیعیان و رعایای او را در دست کافران و فاجران بنگرد و ببیند که به آنان از قتل نفوس و هتک آبرو و غصب اموال و بدی حال و مقام خواری و ابتذال چه می رسد بایستی خوشحالی او به اندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندن دعای ندبه بسان زن بچه مرده ای بگرید و فرج او را از خدا بخواهد… باری چون خواستی برای نماز عید بیرون روی که با امامی نمازگزاری یا خودت امام جماعت شوی برتست که از مصیبتی که برای غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافل نباشی، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگر حال به چه منوال گشته است که نماز با امام به نماز تو و امثال تو مبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان با او تفکر نمای و در پیش خویش میزان بگیر که چون برای مؤمن خطیب، امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟! و به آنچه از برکات و انوار زمان حضور آن بزرگوار و نشر عدالت و محوجور و ضلالت و عزت اسلام و حرمت قرآن و رواج ایمان و تکمیل عقول و تزکیه قلوب و تحسین اخلاق و رفع شقاق و دفع نفاق ونظر کن و با صدای بلند خود او را ندا ده و به زبان شوق خویش به ساحت مقدس عرضه بدار: ای زاده احمد! آیا راهی به سوی تو هست که ملاقات شوی؟…ای آقای من:

و تلافی ان کان فیه أتلافی بک عجّل به جعلت فداکا

اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فدای تو شوم.

و بما شئت فی هواک اختبرنی فاختیاری ماکان فیه رضاکا

و به هرچه بخواهی در راه عشق خودت مرا آزمایش کن که آنچه را که رضای تو در آن است انتخاب می کنم.

بجمال حجبته بجلالٍ هام واستعذب العذاب هناکا

قسم به جمال خودت که از او پوشیده ای و جلال خودت که او را سرگردان ساخته ای و در کوی تو عذاب را شربت گوارا می داند.

ذات قلبی فأذن له یتمنّا ک فیه بقیّه لرجاکا

دل من آب شد پس به او اجازه بده که ترا آرزو کند، در این قلب نیم رمقی برای امید و تمنای تو هست.

بنابراین درخواست برقراری دولت کریمه حضرت مهدی(عج) بهترین پاداش و عیدی است که می توان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.

سیدبن طاووس در ضمن اعمال روز عید از امام باقر(علیه السلام) نقل می کند: هنگامی که از منزل خارج شده و به سوی نماز عید می روی دعای اللّهم من تهیّأ را می خوانی و هنگامی که به نام مبارک حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) رسیدی با آرزوی تحقق وعده الهی و استقرار حکومت عدل مهدوی (علیه السلام) می گویی: «اللّهم افتح لنا فتحاً یسیراً و انصره نصراً عزیزاً…اللّهم انّا نرغب الیک فی دولهٍ کریمهٍ تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّلّ بها النّفاق و اهله…؛(۸) خداوندا برای ما فتح آسان عنایت فرما و آن حضرت را با نصرتی عزتبخش یاری نما، پروردگارا! ما خواهان ایجاد دولت کریمه ای هستیم که با آن به اسلام و مسلمانان عزت بخشیده و جبهه نفاق و اهلش را به خاک مذلّت بنشانی …

درسی از امام صادق(علیه السلام)

از آموزنده ترین فرازهای زندگی امام صادق(علیه السلام) حادثه ای شنیدنی است که در عید فطر اتّفاق افتاد ماجرا از این قرار بود که ابوالعباس سفاح، اولین خلیفه عباسی در هنگام خلافت خویش در بغداد، روزی امام صادق(علیه السلام) را به مرکز خلافت خود احضار کرد. او به دنبال فرصتی می گشت تا آن

حضرت را به شهادت برساند تا اینکه وی آخرین روز ماه مبارک رمضان را عید فطر اعلام کرد. آن روز هنگامی که حضرت صادق(علیه السلام) در منطقه حیره بر او وارد شد خلیفه از او پرسید: ای اباعبداللّه! نظر تو راجع به روزه امروز چیست؟ امام صادق با بهره گیری از آیه تقیه که می فرماید: «لایتّخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من اللّه فی شی ءٍ الّا ان تتّقوا منهم تقیهً و یحذّرکم اللّه نفسه و الی اللّه المصیر؛(۹) افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را به دوستی بگیرند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه ای با خدا ندارد مگر اینکه از آنان به نوعی تقیه کنید و خداوند شما را از عقوبت خود بر حذر می دارد و بازگشت همه به سوی خداست. و با پیروی از اجداد طاهرین خویش تقیه نموده، و به سفاح فرمود: این مربوط به پیشوای مردم است، تو اگر روزه بگیری، من هم روزه می گیرم و اگر افطار کنی من هم افطار خواهم کرد. در این هنگام سفاح به غلام خود دستور داد تا سفره غذا را بچیند و امام صادق(علیه السلام) به همراه او غذا خورده و روزه اش را شکست با اینکه مطمئنّاً می دانست آن روز از ماه رمضان است و عید فطر نیست. آن حضرت در توضیح عمل خویش به یاران نزدیکش فرمود: «و اللّه انّه یومٌ من شهر رمضان فکان افطاری یوماً و قضاؤه ایسر علیّ من ان یضرب عنقی ولایعبد اللّه ؛(۱۰) به خدا سوگند آن روز از ماه رمضان بود و یک روز شکستن روزه ماه رمضان (بخاطر تقیه و حفظ دین) و ادای قضای آن برای من آسانتر از این است که کشته شوم و خدا عبادت نشود.»

حضرت صادق(علیه السلام) با این تدبیر الهی توطئه خلیفه ستمگر را خنثی نموده و به شیعیان درسی دیگر آموخت. آن حضرت در این روایت ضمن تأکید بر اصل قرآنی تقیه، به فلسفه آن نیز اشاره می فرماید که تقیه برای حفظ دین است نه برای حفظ زندگی افراد.

و اضافه می کند که اگر من بخاطر حادثه ای کوچک کشته شوم دین الهی از میان رفته و عبادت و اطاعت از خداوند متعال به فراموشی سپرده خواهد شد.

سیره تربیتی امام سجاد(علیه السلام) در

عید فطر

با مروری کوتاه به سیره تربیتی ائمه اطهار(علیه السلام) در می یابیم که آن بزرگواران از ماه مبارک رمضان به عنوان یک دانشگاه تربیتی بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسانهای با استعداد در روز عید فطر هدایا و جوائز مادّی و معنوی به آنان عطا می کردند و به این ترتیب این ماه را به یک آموزشگاه و کلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبدیل نموده و به پرورش یافته گان این مکتب در محدوده وسع و اختیاراتش نسبت به شایستگی افراد، عطایائی در نظر گرفته و آنان را تشویق می کردند. در اینجا گوشه ای از سیره تربیتی و آموزنده امام سجاد(علیه السلام) را به روایت سیدبن طاووس می خوانیم:

امام صادق(علیه السلام) فرمود: شیوه حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) در ماه رمضان چنان بود که هرگاه غلامان یا کنیزان آن حضرت خطائی را مرتکب می شدند آنان را تنبیه نمی کرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفتری ثبت کرده و تخلّفات هر کس را با نام و موضوع مشخص می نمود. در

آخر ماه همه غلامان و کنیزان را جمع کرده و در میان آنان می ایستاد. آنگاه از روی نوشته تمام کارهای خلاف آنان را که در طول ماه رمضان مرتکب شده بودند برایشان گوشزد می کرد و به تک تک آنان می فرمود: فلانی تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفی کردی و من ترا تنبیه نکردم!آیا به یاد می آوری؟ می گفت: بلی ای پسر رسول خدا! و تا آخرین نفر این مطالب را متذکر می شد و آنان به اشتباهات و خطاهای خود اعتراف می کردند. آنگاه به آنان می فرمود: «ارفعوا اصواتکم و قولوا یا علی بن الحسین! انّ ربّک قد احصی علیک کلّما عملت کما احصیت علینا کلّما قد عملنا و لدیه کتابٌ ینطق علیک بالحقّ لایغادر صغیرهً و لا کبیرهٌ ممّا اتیت الّا احصاها و تجد کلما عملت لدیه حاضراً…؛با صدای بلند بگوئید: ای علی بن الحسین! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنانکه تو اعمال ما را نوشته ای نزد خداوند نامه اعمالی هست که با تو به حق سخن می گوید و هیچ عمل ریز و درشتی را فروگزاری نمی کند و هرچه انجام داده ای به حساب آورده و تمام آنچه را که انجام داده ای نزد او حاضر و آماده خواهی یافت، چنانکه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده دیدیم. پس ما را ببخش همچنانکه دوست داری خدا تو را ببخشد. ای علی بن الحسین! به یاد آر آن حقارت و ذلّتی را که فردای قیامت در پیشگاه خدای حکیم و عادل خواهی داشت. آن پروردگار عادل و حکیمی که ذرّه ای و کمتر از ذرّه ای به کسی ظلم و ستم روا نمی دارد و اعمال بندگان را همچنانکه انجام داده اند به آنان عرضه خواهد کرد و حساب و گواهی خدا کافی است …

ببخش و عفو کن تا پادشاه روز قیامت از تو عفو کرده و درگذرد چنانکه خودش در قرآن می فرماید: «ولیعفوا و لیصفحوا الا تحبّون ان یغفر اللّه لکم واللّه غفورٌ رحیمٌ؛(۱۱) باید ببخشند و درگذرند. آیا دوست ندارید خداوند شما را بیامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.

امام سجاد(علیه السلام) این کلمات را برای خویش و غلامان و کنیزانش تلقین می کرد و آنان با هم تکرار می کردند و خود امام(علیه السلام) که در میان آنان ایستاده بود و می گریست و با لحنی ملتمسانه می گفت: «ربّ انّک امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا کما امرت فاعف عنّا فانّک اولی بذلک منّا و من المأمورین…؛ پروردگارا، تو به ما فرمودی از ستمکاران خویش درگذریم و ما براستی بر خود ستم کرده ایم. همان طور که فرمودی، ما از کسانی که ستم کرده اند درگذشتیم، تو هم از ما درگذر که تو در عفو کردن از ما و از ماموران برتری. تو به ما فرمودی سائلی را از درگاه خود محروم نکنیم و هم اکنون ما سائلان و گدایان در آستانه در خانه ات زانو زده و احسان و عطای تو را می طلبیم، بر ما منّت بگذار و محروممان نگردان، که تو در این کار شایسته تر از ما و از مأموران هستی. خدایا! من اکرام کردم تو هم به من اکرام کن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما ای صاحب احسان و کرامت.

پس از این برنامه عرفانی حضرت سجاد(علیه السلام) خطاب به غلامان و کنیزان خویش می فرمود: من شما را عفو کردم، آیا شما هم من و بدرفتاریهای مرا که فرمانروای بدی برای شما و بنده فرومایه ای برای فرمانروای بخشاینده عادل و نیکوکار بودم، بخشیدید؟! همگی یکصدا می گفتند: با اینکه ما از تو جز خوبی ندیده ایم ترا بخشیدیم. آنگاه به آنان می فرمود: بگوئید خداوندا! از علی بن الحسین درگذر! همان طور که او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد کن همان طور که او ما را از بردگی آزاد کرد. آنان دعا می کردند و امام سجاد(علیه السلام) هم آمین می گفت. و در پایان می فرمود: بروید، من از شما در گذشتم و آزادتان کردم به امید اینکه خدا نیز از من درگذرد و آزادم کند. در روز عید فطر چندان به آنها جایزه و هدایا می بخشید که از دیگران بی نیاز می شدند. هر سال در شب آخر ماه مبارک رمضان در هنگام افطار حدود بیست بنده آزاد می کرد و می گفت: «انّ للّه تعالی فی کلّ لیلهٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعین الف عتیقٌ من النّار کلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارک رمضان هفتاد هزار کس را از آتش جهنم آزاد می کند که همگی مستحق عذاب بوده اند آن حضرت هیچ بنده ای را بیش از یک سال به بندگی نمی گرفت. هرگاه کسی را در اول سال و یا در وسط آن مالک می شد در شب عید فطر آزاد می کرد. این عمل روش هر ساله او بود. بندگان سیاه را که هیچگونه نیازی به آنان نداشت می خرید و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هدایای قابل توجهی را به آنان عطاء می کرد.(۱۲)

با توجّه به این روایت نسبتاً طولانی در می یابیم که رهبران الهی و پیشوایان معصوم ما چقدر در ترویج فرهنگ اسلامی و آموختن آن به انسانهای تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عید فطر در آزادی جسم آنان می کوشیدند بلکه افکار و اندیشه های آنان را نیز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستی رها می ساختند و به دین گونه بود که تربیت یافتگان مکتب اهل بیت(علیه السلام) از پستی ذلّت به اوج عزت می رسیدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خدا جوی مبدل می گشتند. که فهرست مفصلی از اینان را می توان در کتابهای رجالی، تاریخی و سیره مطالعه نمود.

پی نوشت:

۱. من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۱۶.

۲. نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه ۱۹۳.

۳. فرازی از دعای عرفه.

۴. صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۳۹۵.

۵. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۶۸۱.

۶. تهذیب الاحکام، ج ۳، ص ۲۸۹.

۷. المراقبات، ص ۳۴۳.

۸. اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۴۷۶.

۹. سوره آل عمران، آیه ۲۸.

۱۰. الکافی، ج ۴، ص ۸۲.

۱۱. سوره نور، آیه ۲۲.

۱۲. اقبال الاعمال، ص ۲۶۰.

۱۳. رهبر آزادگان، ص ۴۳۰.

منبع :پاسدار اسلام – آبان ۱۳۸۳، شماره ۲۷۵ –

رمضان، ماه میهمانی خدا

اشاره:

رمضان، ماه برکت، رحمت، مغفرت، توبه، انابه، صبر و مواسات. رمضان ماه تقوا و طهارت و رهایی از شر نفس و به خدا پیوستن است. رمضان، ماه علی(علیه السلام) آن مقتدای عدالت و انسانیت است که نماز خون و شهادت در محراب عشق را برای اولین بار به یادگار گذاشت. در روایات رسیده از معصومان(علیه السلام) نام ها و اوصاف بسیاری برای ماه رمضان آمده است، که نام های یادشده بخشی از آن به شمار می  آیند.(۱) ولی در این میان به نظر می رسد ماه خدا و میهمانی خدا، عالی ترین تعبیری است که درباره ماه رمضان به کار برده شده است.

با اینکه همه ماه ها ماه خداست و انسان ها همه وقت از نعمت های مادی و معنوی و در حقیقت از سفره گسترده الهی استفاده می کنند، ولی از آنجا که همه کتاب های بزرگ آسمانی از جمله قرآن که کتاب هدایت و راهنمایی برای همه بشریت است در این ماه نازل شده است، و نیز از آنجا که وظیفه بزرگ الهی روزه در این ماه انجام می شود امتیاز خاصی به این ماه بخشیده است.

ابی بصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده که آن حضرت فرموده اند:

««تورات» در ششم و «انجیل» در دوازدهم ماه رمضان، و «زبور» در هجدهم و قرآن در شب قدر نازل شده است.»(۲)

با توجه به روایت یادشده ماه رمضان همواره ماه نزول کتاب های آسمانی و ماه هدایت و تربیت بوده است. چرا که هدایت و تربیت بدون دستورات و روش هایی که درست را از نادرست جدا و آن را به مردم تعلیم دهد ممکن نیست.

برنامه تربیتی روزه نیز، باید با آگاهی هر چه بیشتر و عمیق تر از تعلیمات آسمانی هماهنگ گردد، تا جسم و جان آدمی را از آلودگی های گناه شستشو دهد.

روایات بسیاری درباره جایگاه این ماه بزرگ از امامان معصوم(علیهم السلام) رسیده است. ولی جامع ترین آنها که بسیاری از وظایف روزه دار و شرایط یک روزه کامل و فضائل این ماه را بیان می کند، خطبه مشهور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که آن حضرت در آخرین جمعه ماه شعبان برای آماده ساختن یاران برای استقبال از ماه مبارک رمضان خطبه ای خواندند و در آن مژده فرا رسیدن ماه رمضان را داده و جایگاه و اهمیت این ماه بزرگ را تشریح کردند و خطاب به مردم فرمودند:

با اینکه همه ماه ها ماه خداست و انسان ها همه وقت از نعمت های مادی و معنوی و در حقیقت از سفره گسترده الهی استفاده می کنند، ولی از آنجا که همه کتاب های بزرگ آسمانی از جمله قرآن که کتاب هدایت و راهنمایی برای همه بشریت است در این ماه نازل شده است، و نیز از آنجا که وظیفه بزرگ الهی روزه در این ماه انجام می شود امتیاز خاصی به این ماه بخشیده است.

«ای مردم، ماه خدا، با برکت و رحمت و آمرزش به شماروی آورده است.

ماهی که در نزد خدا برترین ماه هاست. روزهایش برترین روزها و شب هایش برترین شب ها و ساعات آن برترین ساعت ها است.

ماهی است که به میهمانی خدا دعوت شده اید و از کسانی که مورد اکرام خدا هستند می باشید.

در این ماه نفس کشیدن شما ثواب تسبیح و ذکر خدا و نیز خواب شما ثواب عبادت خواهد داشت. اعمال شما در این ماه پذیرفته و دعای شما مستجاب است.

پس با نیت های خالص و صادق و دل های پاک از خدا بخواهید که شما را در این ماه به روزه داری و تلاوت قرآن موفق گرداند.

شقاوتمند و به دور از سعادت کسی است که در این ماه بزرگ از رحمت و آمرزش خداوند محروم بماند.

با گرسنگی و تشنگی خود در این ماه، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را به یاد آورید.

در این ماه به بینوایان و تهیدستان رسیدگی و بخشش کنید. بزرگان خود را احترام کنید و بر کودکان خود مهربان باشید و با خویشاوندان خود رفت و آمد کرده و پیوند با آنان را محکم سازید.

زبان هایتان را از گناه و بیهوده  گویی نگه دارید. چشم های خود را از آنچه نگاه کردن به آن جایز نیست بپوشانید و گوش هایتان را از آنچه شنیدن آن حلال نیست فرو بندید.

بر یتیمان مردم محبت و مهربانی کنید، تا پس از شما با یتیمان تان مهربانی کنند. و از گناهان تان به سوی خدا توبه و بازگشت نمایید. به هنگام نماز دست هایتان را به دعا بردارید، زیرا این اوقات بهترین ساعاتی است که خداوند با عزت و جلال به لطف و رحمت به سوی بندگانش نظر می کند. و چون با او به راز و نیاز پردازند پاسخ شان دهد. و هنگامی که او را صدا کنند لبیک شان گوید، و زمانی که او را بخوانند اجابت شان کند.

ای مردم، به راستی که جان های شما در گرو اعمال شماست، پس با طلب آمرزش الهی آنها را آزاد سازید. پشت شما از بار گناهان، سنگین است پس با سجده های طولانی آن را سبک کنید. و بدانید خدایی که یاد او برتر است به عزت خود سوگند یاد کرده که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نکند و در آن روز که آدمیان در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند، ایشان را به آتش جهنم نترساند.

ای مردم، هر کس از شما که در این ماه روزه دار مؤمنی را افطار دهد، برای او به خاطر این عمل، ثواب آزاد کردن بنده ای و آمرزش گناهان گذشته در نظر گرفته می شود.»

گفته شد: ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همه ما را توانایی این کار (افطار روزه دار) نیست. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:

«خود را از آتش جهنم برهانید اگر چه به افطار دادن نصف دانه خرما و یا جرعه آبی باشد.

ای مردم، هر کس از شما اخلاقش را در این ماه نیکو سازد، گذشتن از صراط در قیامت در روزی که قدم ها بر آن می لغزد بر او آسان شود.

و هر که در این ماه بر زیردستان خود آسان گیرد خداوند نیز حساب اعمالش را آسان خواهد گرفت. و هر که در این ماه شر خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز در روز ملاقات غضبش را از او بازدارد. هر که در این ماه یتیمی را گرامی بدارد، خداوند در روز قیامت او را گرامی خواهد داشت.

هر که در این ماه با خویشاوندان خود رفت و آمد نموده و پیوند با آنان را محکم سازد، خداوند او را در روز ملاقات به رحمت خویش پیوند دهد، و هر که در این ماه رابطه خود را با خویشاوندانش ببرد، خداوند نیز رحمتش را در روز قیامت از او خواهد برید.

در این ماه به بینوایان و تهیدستان رسیدگی و بخشش کنید. بزرگان خود را احترام کنید

و بر کودکان خود مهربان باشید

و با خویشاوندان خود رفت و آمد کرده

و پیوند با آنان را محکم سازید.

زبان هایتان را از گناه و بیهوده گویی نگه دارید. چشم های خود را از آنچه نگاه کردن به آن جایز نیست بپوشانید و گوش هایتان را از آنچه شنیدن آن حلال نیست فرو بندید.

هر که در این ماه نماز مستحبی به جای آورد، خداوند او را از آتش دوزخ دور می کند. و هر که در این ماه عمل واجبی را انجام دهد خداوند ثواب هفتاد عمل واجب که در ماههای دیگر به جا آورد به او عطا می کند.

و هر که در این ماه بر من (پیامبر اسلام) صلوات بسیار فرستد خداوند در روزی که میزان اعمال سبک شوند، میزان عملش را سنگین گرداند.

هر که در این ماه آیه ای از قرآن بخواند پاداش کسی را دارد که در ماههای دیگر ختم قرآن کرده باشد. ای مردم، در این ماه درهای بهشت گشوده است. پس از خدایتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد. در این ماه درهای جهنم بسته است، پس از خدایتان بخواهید که آنها را به سبب گناهانتان بر شما نگشاید.

در این ماه شیطان ها به بند کشیده شده اند. از خدایتان بخواهید که آنها را بر شما مسلط نگرداند.»

برترین اعمال دوری از گناه

علی(علیه السلام) می  فرماید: من در این وقت برخاستم و عرض کردم ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برترین اعمال در این ماه کدام است؟

آن حضرت فرمودند: ای ابوالحسن، برترین اعمال در این ماه خودداری از اعمالی است که خدا آن را حرام کرده است.

پس آنگاه پیامبر گریست. گفتم ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چه چیز سبب گریه شما شد؟

فرمود: ای علی، از آنچه در این ماه بر تو روا می دارند می گریم، گویی تو را می بینم که برای پروردگارت به نماز ایستاده ای و شقی ترین و بدبخت ترین افراد در میان اولین و آخرین انسان ها و همتای کسی که ناقه قوم ثمود را از پای درآورد برخاسته بر فرق تو ضربه ای فرود می آورد که محاسنت را به خون سرت رنگین می کند. پس عرض کردم ای رسول خدا؛ آیا این در حالی است که دینم به سلامت است؟ فرمود: آری، ای علی، هر که تو را دشمن دارد مرا دشمن داشته و هر که تو را ناسزا و دشنام دهد مرا ناسزا و دشنام گفته است. خداوند تبارک و تعالی من و تو را آفرید و مرا و تو را برگزید. مرا برای نبوت و تو را برای امامت اختیار کرد. هر کس امامت تو را انکار کند نبوت مرا انکار کرده است.

ای علی، تو وصی من و پدر فرزندان من و همسر دخترم و جانشین من بر امتم، به هنگام حیات و پس از مرگ من هستی. دستور تو دستور من و نهی و بازداشتن تو نهی من است.

سوگند به خدایی که مرا به رسالت برگزیده و مرا از بهترین مردم قرار داد، تو حجت خدا بر خلقش و امین او بر سرّش و خلیفه او بر بندگانش هستی.(۳)

با دقت در خطبه یادشده به خوبی روشن می شود که این فرمان الهی تا چه اندازه در نزد خداوند محبوب و ارجمند است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله):

ای مردم، هر کس از شما که در این ماه روزه دار مؤمنی را افطار دهد، برای او به خاطر این عمل، ثواب آزاد کردن بنده ای و آمرزش گناهان گذشته در نظر گرفته می شود.»

گفته شد: ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همه ما را توانایی این کار (افطار روزه دار) نیست.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:

«خود را از آتش جهنم برهانید اگر چه به افطار دادن نصف دانه خرما و یا جرعه آبی باشد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله):

هر که در این ماه با خویشاوندان خود رفت و آمد نموده و پیوند با آنان را محکم سازد، خداوند او را در روز ملاقات به رحمت خویش پیوند دهد، و هر که در این ماه رابطه خود را با خویشاوندانش ببرد، خداوند نیز رحمتش را در روز قیامت از او خواهد برید.

بر همین اساس، پیامبر اسلام از قول خداوند تبارک و تعالی نقل می کند که فرمود: «الصوم لی و انا اجزی به؛(۴) روزه برای من است و من پاداش آن را خواهم داد.»

تردیدی نیست که این همه فضائل و آثار تنها با دست کشیدن از خوردن و آشامیدن … به دست نمی آید بلکه همان گونه که امام صادق(علیه السلام) در روایتی مفصل اشاره کرده اند شرایط خاصی دارد لازم است همان گونه که ظاهر انسان روزه دار است اعضا و جوارح وی نیز، روزه دار باشند. زبان باید از دروغ بپرهیزد. دیدگان باید از نامحرم فرو بسته شوند، نزاع، حسد، غیبت و دیگر رذائل اخلاقی در بین نباشد تا روزه دارای آن آثار باشد.(۵)

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به جابر بن عبداللّه  انصاری فرمود: ای جابر، هر کس در روز ماه رمضان روزه بدارد و شب آن را به یاد خدا بیدار شود، شکم را از حرام و دامن را از آلودگی حفظ کند و زبان خویش را نگه دارد، از گناهان بیرون رود همچنان که از این ماه بیرون می رود. جابر گفت: ای پیامبر خدا، چه نیکوست این حدیث.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ای جابر، چه دشوار است شرایط آن.(۶)

آثار اخلاقی و تربیتی روزه

روزه دارای ابعاد گوناگون و آثار بسیاری است. که از همه مهم تر بُعد اخلاقی و تربیتی آن است. روزه اگر روزه باشد صفای باطن و پاکیزگی روح را به همراه دارد، چرا که انسان روزه دار با خودداری از خوردن و آشامیدن قوای حیوانی خود را

تردیدی نیست که این همه فضائل و آثارتنها با دست کشیدن از خوردن و آشامیدن … به دست نمی آید بلکه همان گونه که امام صادق(علیه السلام) در روایتی مفصل اشاره کرده اند شرایط خاصی دارد لازم است همان گونه که ظاهر انسان روزه دار است اعضا و جوارح وی نیز، روزه دار باشند.

زبان باید از دروغ بپرهیزد.

دیدگان باید از نامحرم فرو بسته شوند، نزاع، حسد، غیبت و دیگر رذائل اخلاقی در بین نباشد تا روزه دارای آن آثار باشد.

تضعیف و بر هوا و هوس های خود پیروز می گردد. قرآن به هنگام دستور روزه به مؤمنان می فرماید:

«ای مؤمنان، همان گونه که روزه را بر اقوام پیش از شما واجب کرده بودیم آن را بر شما نیز واجب ساختیم تا پرواپیشه شوید.»(۷)

اسلام می خواهد، مسلمان با روزه داری در ماه مبارک رمضان زمینه پرورش روح و تقوا را در همه زمینه ها در خود ایجاد کنند. زیرا همان گونه که اشاره کردیم، هر گاه انسان از انجام خواسته های طبیعی تن، خودداری کرد، بخوبی می تواند از پیروی هوای نفس خودداری کند بدون تردید رسیدن به مرحله تقوا و پرورش روح در همه ابعاد تنها با امساک از خوردن و آشامیدن به دست نمی آید بلکه شرایط دیگری لازم دارد که بدان اشاره کردیم. بنابراین، اگر دیده می شود که وضع اخلاقی برخی از افراد با اینکه یک ماه را روزه گرفته اند، با گذشته چندان تفاوتی ندارد و به پاکی و تعالی آنان نینجامیده است، به جهت این است که روزه را تنها خودداری از خوردن و آشامیدن پنداشته اند. در حالی که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) می فرماید:

«کوچکترین و آسان ترین چیزی که خداوند در روزه، برای روزه دار واجب کرده امساک از خوردن و آشامیدن است.»(۸)

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به جابر بن عبداللّه  انصاری فرمود: ای جابر، هر کس در روز ماه رمضان روزه بدارد و شب آن را به یاد خدا بیدار شود، شکم را از حرام و دامن را از آلودگی حفظ کند و زبان خویش را نگه دارد، از گناهان بیرون رود همچنان که از این ماه بیرون می رود.

براساس روایات، روزه دار، همان گونه که از خوردنی ها و آشامیدنی ها خودداری می کند، باید همه اعضای بدن خود را روزه دار نگه دارد، در این صورت است که خداوند روزه او را می پذیرد و صفای روح و باطن به او عنایت می کند.(۹)

از باب نمونه علی(علیه السلام) از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل کرده است:

«هر کس برای رضای خدا و پاداش اخروی، در ماه رمضان روزه بگیرد و گوش و چشم و زبان خود را از مردم بازدارد خداوند روزه او را می پذیرد و همه گناهان او را می بخشد و به او ثوابی معادل ثواب صابران عنایت می کند.»(۱۰)

در حدیث یادشده، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) کنترل چشم و گوش و زبان را به همراه خودداری از دیگر مبطلات چون خوردن و آشامیدن از شرایط روزه کامل و واقعی داشته است. بدون تردید اگر مسلمانی اینگونه که پیامبر فرموده روزه بگیرد. و جسم و جان خود را به مدت یک ماه تمرین و پرورش دهد به مرحله صفای باطن و تعالی روح و تقوا در ابعاد گوناگون خواهد رسید.

جامعه ای پاک و پاکیزه

اسلام با دستور روزه به همه مؤمنان «یا ایهاالذین آمنوا کتب علیکم الصیام …»(۱۱)

می خواهد که مسلمانان جامعه ای پاک و پاکیزه داشته باشند. جامعه ای که از تزویر، خیانت، ستمگری و تجاوز به حقوق و شخصیت یکدیگر پاک باشد. به همین جهت اسلام، افزون بر تشریح قانون های گسترده که همه ابعاد زندگی بشری را در برمی گیرد با واجب کردن یک ماه روزه در ماه مبارک رمضان، تمایلات شیطانی و هوس های سرکش انسان ها را سرکوب می کند. نکته ای که درخور دقت است و در خطبه رسول خدا نیز بدان اشاره شده این است که اسلام، پیش از آنکه پیروان خود را به کارهای نیک وادارد از ارتکاب گناه و پلیدی باز می دارد. چرا که اگر زمینه آموزش احکام و تربیت اسلامی آماده نباشد، هر گونه تبلیغ و تلاش بیهوده است. از این رو گاه وقتی که علی(علیه السلام) از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) سؤال می کند که بهترین عمل در ماه رمضان کدام است؟ آن حضرت می فرماید:

«الورع عن محارم  اللّه ؛(۱۲) بهترین عمل در این ماه، دوری از گناهان است.»

روزه اگر روزه باشد صفای باطن

و پاکیزگی روح را به همراه دارد،

چرا که انسان روزه دار با خودداری از خوردن

و آشامیدن قوای حیوانی خود را

تضعیف و بر هوا و هوس های خود

پیروز می گردد.

تردیدی نیست که گناه و تجاوز به حقوق دیگران بنیاد هر جامعه ای را سست و متزلزل و سپس نابود می کند. تاریخ بیانگر آن است که هر جامعه ای تا زمانی می تواند پایدار بماند و به سیر صعودی خود ادامه دهد که به گناه و فساد آلوده نشده باشد. و چون جامعه ای به گناه و فساد، بی قانونی و تجاوز به حقوق دیگران روی آورد متزلزل و سپس از بین خواهد رفت. روزه ای که اسلام بدان دستور می دهد در واقع مبارزه ای همه سویه علیه همه انواع فساد و آلودگی هاست. و اگر با شرایط آن انجام پذیرد ریشه همه فسادها، انحراف ها و آلودگی های اجتماعی از دل و جان انسان ها کنده شده و به جای آن صفا و پاکی نشانده می شود.

اجابت دعای روزه داران

چون شخص روزه دار به منظور اطاعت از خدا، از خوردن و آشامیدن و دیگر مبطلات روزه خودداری می کند، از صفای باطن و حالات روحانی و معنوی خاصی برخوردار می گردد. وجود این حالت در انسان او را به نزول رحمت های الهی و اجابت دعاهایش امیدوار می سازد همان گونه که امام سجاد(علیه السلام) می فرماید:

دعای روزه دار به هنگام افطار پذیرفته می شود.(۱۳)

در خطبه و دیگر روایاتی که از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بدان اشاره کردیم به صورت مطلق به هنگام افطار و غیر آن از اجابت دعای روزه دار سخن گفته شده است. البته به هنگام افطار چون حالت روحانی ویژه ای برای روزه دار پدید می آید، در روایات از جمله روایت یادشده سفارش شده که روزه دار در آن هنگام دعا کند که دعایش پذیرفته می شود.

اسلام می خواهد، مسلمان با روزه داری در ماه مبارک رمضان زمینه پرورش روح و تقوا را در همه زمینه ها در خود ایجاد کنند.

زیرا همان گونه که اشاره کردیم،

هر گاه انسان از انجام خواسته های طبیعی تن، خودداری کرد، بخوبی می تواند

از پیروی هوای نفس خودداری کند.

امام صادق(علیه السلام) درباره سیره پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنین می فرماید:

«هر وقت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می خواست افطار کند می فرمود: پروردگارا برای تو روزه گرفتیم و با روزی تو افطار می کنیم، پس این روزه را از ما بپذیر، تشنگی رفت و سیراب شدیم. لیکن پاداش روزه بر جای مانده است.»(۱۴)

آثار و برکات اجتماعی روزه

روزه افزون بر آثار تربیتی، آثار اجتماعی بسیاری دارد که به نمونه ای از آنها اشاره می شود.

  1. درس مساوات و برابری:

روزه به مسلمانان درس مساوات و برابری می دهد با انجام این دستور الهی، افراد ثروتمند درد فقر و ناداری و گرسنگی را به گونه ای محسوس می چشند، و به خوبی از درد دل آنان آگاه می گردند. همین احساس آنها را وامی دارد تا به یاری آنان بشتابند.

ممکن است گفته شود که با توصیف حال گرسنگان و محرومان می توان ثروتمندان را متوجه حال فقیران ساخت. ولی بدون تردید، اگر این مسئله با روزه داری جنبه عینی به خود بگیرد اثر آن بسیار بیشتر است از این روی در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که هشام بن حکم از علت تشریع روزه پرسید، امام چنین پاسخ دادند:

«انما فرض اللّه  الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و ذلک ان الغنی لم یکن لیجدمس الجوع، فیرحم الفقیر، و ان الغنی کلما اراد شیئا قدر علیه، فاراداللّه  تعالی ان یسوی بین خلقه، وان یذیق الغنی مس الجوع و الالم، لیرق علی الضعیف و یرحم الجائع؛(۱۵)

بر اساس روایات، روزه دار، همان گونه که از خوردنی ها و آشامیدنی ها خودداری می کند، باید همه اعضای بدن خود را

روزه دار نگه دارد، در این صورت است که خداوند روزه او را می پذیرد

و صفای روح و باطن به او عنایت می کند.

روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و ثروتمند مساوات برقرار گردد. و این بدان سبب است که ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند. چرا که ثروتمندان هر چه را بخواهند (از امور مادی) برای آنان فراهم است، خدا می خواهد میان بندگان خود مساوات باشد و طعم گرسنگی و درد و رنج را به ثروتمندان بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رسیدگی کنند.»

  1. کاهش جرم و جنایت

با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، آمار جرائم و جنایات در میان مسلمانان به گونه ای چشمگیر کاهش می یابد و رغبت مردم به کارهای نیک فزونی می گیرد. دعاها، انفاق ها، تلاوت قرآن، رفت و آمد با خویشان و دوستان، شرکت در محافل دینی و … در این ماه بیش از ماههای دیگر است. و این امر در تقویت روح همبستگی اسلامی و تحریک عواطف انسانی تأثیر بسزایی دارد.

تردیدی نیست که گناه و تجاوز به حقوق دیگران بنیاد هر جامعه ای را سست و متزلزل و سپس نابود می کند. تاریخ بیانگر آن است که هر جامعه ای تا زمانی می تواند پایدار بماند و به سیر صعودی خود ادامه دهد که به گناه و فساد آلوده نشده باشد. و چون جامعه ای به گناه و فساد، بی قانونی و تجاوز به حقوق دیگران روی آورد متزلزل و سپس از بین خواهد رفت. روزه ای که اسلام بدان دستور می دهد در واقع مبارزه ای همه سویه علیه همه انواع فساد و آلودگی هاست.

و اگر با شرایط آن انجام پذیرد ریشه همه فسادها، انحراف ها و آلودگی های اجتماعی از دل و جان انسان ها کنده شده و به جای آن صفا و پاکی نشانده می شود.

آماری که همه ساله پس از ماه مبارک رمضان منتشر می شود بیانگر آن است که در سرتاسر ایران جرم و جنایت به صورت محسوس و گاه تا چهل یا پنجاه درصد کاهش می یابد. و تعداد کسانی که به دادگاهها مراجعه می کنند نیز به نصف کاهش می یابد. مردم در کوچه و بازار کمتر دروغ می گویند و نیز کمتر سر یکدیگر کلاه می گذارند. حتی دزدی ها در این ماه کاهش می یابد و … و همه اینها از آثار روزه و روزه داری است.

امام صادق(علیه السلام):

روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و ثروتمند مساوات برقرار گردد.

و این بدان سبب است که ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند. چرا که ثروتمندان هر چه را بخواهند

(از امور مادی) برای آنان فراهم است،

خدا می خواهد میان بندگان خود مساوات باشد و طعم گرسنگی و درد و رنج را

به ثروتمندان بچشاند تا به ضعیفان

و گرسنگان رسیدگی کنند.»

آثار بهداشتی و درمانی روزه

در حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) آمده است: «صوموا تصحوا؛(۱۶) روزه بگیرید تا تندرست شوید.» در طب قدیم و همچنین در طب جدید آثار «امساک» در درمان بسیاری از بیماری ها به اثبات رسیده است. و کمتر طبیبی است که در گذشته و حال به این حقیقت اشاره ای نکرده باشند از باب نمونه: حکیم قرن ششم پیش از میلاد، فیثاغورث به شاگردانش توصیه می کرد تا در مواقع بیماری و نیز به منظور تهذیب نفس از نوعی امساک کمک بگیرند. سقراط نیز، که او را پدر دانش پزشکی نامیده اند برای حفظ صحت و درمان بیماری ها «امساک» را برای مدتی طولانی ضروری می دانست.(۱۷)

بسیاری از مردم چنین می پندارند که غذای بیشتر انرژی بیشتری تولید می کند غافل از اینکه غذای زائد و اضافی، موجب اختلال دستگاه گوارش و سبب ذخیره شدن چربی های خارج از اندازه است و بیماری های گوناگونی را به وجود می آورد. بیماری های خطرناک چاقی، تصلب شرایین، انسداد عروق، دیابت و بسیاری از بیماری های دیگر ریشه در تغذیه زیاد و گاهی هم معلول کیفیت آن است.

در روایات افزون بر روزه داری از ضررهای شکم پرستی و منافع امساک و کم خوری بسیار سخن گفته شده است و همواره مسلمانان به رعایت اعتدال در استفاده از انواع غذاها فرمان داده شده اند.

یکی از درباریان منصور دوانیقی «خلیفه عباسی» نقل می کند:

روزی حضرت صادق(علیه السلام) در مجلس خلیفه حاضر بود. یک طبیب هندی کتابی درباره طب در دست داشت و می خواند و آن حضرت ساکت نشسته بود. چون طبیب از خواندن کتاب باز ایستاد، به امام صادق گفت: آیا مایلی چیزی از این کتاب به شما بیاموزم؟ امام فرمود:

نه، زیرا آنچه از قواعد طبی که نزد من است بهتر از چیزی است که تو داری و سپس فرمودند:

من دستور پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) را به کار می بندم که فرمود:

«المعده بیت الداء و الحمیه هی الدواء؛(۱۸) معده مرکز بیماری ها و امساک بالاترین داروهاست.»

آن طبیب هندی با شگفتی گفت: طب غیر از این چیزی نیست. به نقلی دیگر، طبیب هندی از امام پرسید که این دانش را از کجا آورده ای؟ امام فرمود: این سخن را از پدرانم و آنها از پیامبر اسلام و پیامبر اسلام از جبرئیل و خداوند تبارک و تعالی آموخته است. طبیب هندی گفت: راست گفتی و من شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد و محمد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است.(۱۹)

امروزه نیز پزشکان معترفند که مسئله تغذیه نقش مهمی در سلامت و بیماری انسان دارد همان گونه که طبیب روسی «الکسی سوفورین» در کتاب خود می نویسد:

۹۵% بیماری های مردم از شکم خوارگی و سوءتغذیه سرچشمه می گیرد.(۲۰)

وی در جای دیگر می نویسد:

«درمان از طریق روزه فائده ویژه ای برای کم خونی، ضعف روده ها، التهاب بسیط و مزمن، دمل های داخلی و خارجی، سل، اسکلیروز، روماتیسم، نقرس، استسقاء، نوراستنی، عرق النساء، خراز «ریختگی پوست» بیماری های چشم، مرض قند، بیماری های جلدی، بیماری های کلیه، کبد و بیماری های دیگر دارد. معالجه از طریق امساک اختصاص به بیماری های فوق ندارد، بلکه بیماری هایی که مربوط به اصول جسم انسان است و با سلول های جسم آمیخته شده همانند: سرطان، سفلیس، سل و طاعون را نیز شفا می بخشد.»(۲۱)

آماری که همه ساله پس از ماه مبارک رمضان منتشر می شود بیانگر آن است که در سرتاسر ایران جرم و جنایت به صورت محسوس و گاه تا چهل یا پنجاه درصد کاهش می یابد.

و تعداد کسانی که به دادگاهها مراجعه می کنند نیز به نصف کاهش می یابد.

مردم در کوچه و بازار کمتر دروغ می گویند

و نیز کمتر سر یکدیگر کلاه می گذارند.

حتی دزدی ها در این ماه کاهش می یابد و …

و همه اینها از آثار روزه و روزه داری است.

برخی از تعالیم اسلام در این باره جنبه پیشگیری و برخی دیگر جنبه درمانی دارد در بخش پیشگیری به پیروان خود سفارش کرده است تا گرسنه نشوند از خوردن غذا خودداری کنند.

و به هنگام خوردن غذا پیش از آنکه سیر شوند از خوردن دست بکشند.(۲۲)

و در بخش درمانی، روزه داری بهترین درمان است روزه مواد زائد و اضافی و جذب نشده بدن را می سوزاند. افزون براین، نوعی استراحت برای دستگاههای گوارشی و عامل مؤثری برای سرویس کردن آنهاست. و با توجه به اینکه این دستگاه در طول سال مشغول به کار است. این استراحت ضررری است.

روشن است که روزه دار به هنگام سحری خوردن و یا افطار کردن نباید در خوردن و آشامیدن افراط کند، تا از آثار بهداشتی و درمانی روزه نیز بهره مند شود.

پی نوشت:

در حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) آمده است: «صوموا تصحوا؛ روزه بگیرید تا تندرست شوید.» در طب قدیم و همچنین در طب جدید آثار «امساک» در درمان بسیاری از بیماری ها به اثبات رسیده است. و کمتر طبیبی است که در گذشته و حال به این حقیقت اشاره ای نکرده باشند از باب نمونه: حکیم قرن ششم پیش از میلاد، فیثاغورث به شاگردانش توصیه می کرد تا در مواقع بیماری و نیز به منظور تهذیب نفس از نوعی امساک کمک بگیرند. سقراط نیز، که او را پدر دانش پزشکی نامیده اند برای حفظ صحت و درمان بیماری ها «امساک» را برای مدتی طولانی ضروری می دانست.

  1. بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۴۰، ۳۴۱، ۳۴۲، ۳۵۹ و …
  2. وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۲۴، ناشر، احیاءالتراث العربی.

۳٫بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۵۶، ۳۵۸، الامالی، صدوق ۵۷، ۵۸؛ عیون الاخبار، ج۱، ص۲۹۵٫

  1. سفینه البحار، ج۲، ص۶۴، دارالمرتضی، بیروت؛ بحارالانوار، ج۹۶، ص۲۵۵٫
  2. وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۱۷، ۱۱۹٫
  3. همان، ص۱۱۶٫
  4. بقره، آیه۱۸۳٫
  5. وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۱۸٫

۹٫همان، روایت ۷، ۱۰، ۱۲، ۱۳٫

  1. همان، ص۱۱۸٫
  2. بقره، آیه ۱۸۳٫
  3. بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۵۶٫
  4. وسائل الشیعه، ج۷، ص۱۰۶٫
  5. بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۰۶، سفینه البحار، ج۲، ص۶۶٫
  6. وسائل الشیعه، ج۷، ص۳، بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۷۱٫
  7. بحارالانوار، ج۹۶، ص۲۵۵٫
  8. حکمه الصوم و آثار، ص۳۸، ناشر: گروه فرهنگ اجتماعی کویت، به نقل از نقش روزه در سازندگی انسان.
  9. سفینه البحار، ج۲، ص۷۸٫
  10. همان.
  11. حکمه الصوم و آثار، ص۹۸٫
  12. روزه روش نوین برای درمان بیماری ها، ص۶۵ به نقل از تفسر نمونه، ج۱، ص۶۳۲٫
  13. سفینه البحار، ج۲، ص۷۹٫

منبع :پیام زن – شهریور ۱۳۸۸ – شماره ۲۱۰

عید سعید فطر

اشاره

عید فطر یکی از دو عید بزرگ در سنت اسلامی است که درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را به روزه داری به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیاری از کارهای مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند، اجر و پاداشی که خود خداوند به آنان وعده داده است.امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در یکی از اعیاد فطر خطبه ای خوانده اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده اند.

خطب امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامکم، فاذکروا بخروجکم من منازلکم الی مصلاکم خروجکم من الاجداث الی ربکم و اذکروا بوقوفکم فی مصلاکم و وقوفکم بین یدی ربکم، و اذکروا برجوعکم الی منازلکم، رجوعکم الی منازلکم فی الجنه.

عباد الله! ان ادنی ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون (۱)

ای مردم! این روز شما روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و نا امید می گردند و این شباهتی زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوی پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوی منازل خود، متذکر شوید بازگشتتان را به سوی منازلتان در بهشت برین، ای بندگان خدا، کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد و می گوید:

«هان!بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملکی تبریزی درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزی است که خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان کرم او بنشینند و ادب بندگی بجای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند، نیازهای خویش به نزد او آرند و آرزوهای خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازی به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانی و بنده نوازی، بخشایش و کارسازی در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمی برند.» (۲)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده اند که در این روز، امر امساک و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار کنند و روزه خود را بشکنند فطر و فطر و فطور به معنای خوردن و آشامیدن، ابتدای خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است که به معنای آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتی از نخوردن و نیاشامیدن. ابتدای خوردن و آشامیدن را افطار می نامند و از این رو است که پس از اتمام روز و هنگامی که مغرب شرعی در روزهای ماه رمضان، شروع می شود انسان افطار می کند یعنی اجازه خوردن پس از امساک از خوردن به او داده می شود.

عید فطر دارای اعمال و عباداتی است که در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصی نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می شود که روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است که انسان بسیار دعا کند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلی نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می خوانیم:

«… اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامه و مزیدا ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتک علیه و علیهم اللهم انی اسالک خیر ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون »

بارالها! به حق این روزی که آن را برای مسلمانان عید و برای محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادی از تو می خواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و مرا در هر خیری وارد کنی که محمد و آل محمد را در آن وارد کردی و از هر سوء و بدی خارج سازی که محمد و آل محمد را خارج ساختی، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می طلبم آنچه بندگان شایسته ات از تو خواستند و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایی از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارک رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل علی محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارک لنا فی یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفی من ذنوبنا و ما علن … اللهم انا نتوب الیک فی یوم فطرنا الذی جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتک مجمعا و محتشدا، من کل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبه من لا ینطوی علی رجوع الی.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران کن و روز فطر را بر ما عیدی مبارک و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایی قرار ده که بر ما گذشته است که در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهی و گناهانمان را بشوئی و خداوندا بر ما ببخشایی آنچه در پنهان و آشکارا گناه گردانیم … خداوندا! در این روز عید فطرمان که برای مؤمنان روز عید و خوشحالی و برای مسلمانان روز اجتماع و گردهمائی قرار دادی از هر گناهی که مرتکب شده ایم و هر کار بدی که کرده ایم و هر نیت ناشایسته ای که در ضمیرمان نقش بسته است به سوی تو باز می گردیم و توبه می کنیم، توبه ای که در آن بازگشت به گناه هرگز نباشد و بازگشتی که در آن هرگز روی آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارک گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (۳)

پی نوشت:

۱- محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ۷/۱۳۱ – ۱۳۲

۲- میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، المراقبات فی اعمال السنه، تبریز، ۱۲۸۱ ق ص ۱۶۷، مجله پاسدار اسلام، ش ۱۰۱، ص ۱۰

۳- نک: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۰۱، اردیبهشت ماه ۱۳۶۹ ص ۱۰ – ۱۱، ۵۰

منبع : جمعی از نویسندگان؛رمضان، تجلی معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه ۲۴۸

لیله القدر در نگاه علامه طباطبایی (رحمه الله)

اشاره:

مهم ترین مناسبت ماه مبارک رمضان، شب قدر است که هماره مورد توجه مؤمنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روی دارید بحثی پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره «قدر» و «دخان » مطرح گردیده است. امید که مورد توجه مبلغان ارجمند واقع شده و راهنمای خوبی برای معرفی این شب در شب های احیاء باشد.

شب قدر یعنی چه؟

مراد از قدر، تقدیر و اندازه گیری است و شب قدر شب اندازه گیری است و خداوند متعال در این شب حوادث یک سال را تقدیر می کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری از این قبیل را در این شب مقدر می گرداند.

شب قدر کدام شب است؟

در قرآن کریم آیه ای که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی شود. ولی از جمع بندی چند آیه از قرآن کریم می توان فهمید که شب قدر یکی از شب های ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو می فرماید: «انا انزلناه فی لیله مبارکه » (۱) . این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوی دیگر می فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن » (۲) . و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر می فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر» (۳) . از مجموع این آیات استفاده می شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اینکه کدام یک از شب های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی بر آن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می توان آن شب را معین کرد.

در بعضی از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخی دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگری متعین در شب بیست و سوم است (۴) . و عدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.

پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب های ماه رمضان و یکی از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت به طور عجیبی با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان. شب قدر است (۵) و در آن شب قرآن نازل شده است.

تکرار شب قدر در هر سال:

شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالی که قرآن در آن نازل شد نیست بلکه با تکرار سالها، آن شب نیز تکرار می شود. یعنی در هر ماه رمضان شب قدری است که در آن شب امور سال آینده تقدیر می شود. دلیل بر این امر این است که:

اولا: نزول قرآن بطور یکپارچه در یکی از شب های قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولی تعیین حوادث تمامی قرون گذشته و آینده در آن شب بی معنی است.

ثانیا: کلمه «یفرق » در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم » (۶) . در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را می رساند و نیز کلمه «تنزل » در کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (۷) به دلیل مضارع بودنش دلالت بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن » (۸) چنین برمی آید که مادامی که ماه رمضان تکرار می شود آن شب نیز تکرار می شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست بلکه در هر سال در ماه رمضان تکرار می شود.

در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسی از ابوذر روایت شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبی است که در عهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل می شده و چون از دنیا می رفتند نزول امر در آن شب تعطیل می شده است؟ فرمود: «نه بلکه شب قدر تا قیامت هست » (۹) .

عظمت شب قدر:

در سوره قدر می خوانیم: «انا انزلناه فی لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر» . خداوند متعال برای بیان عظمت شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هی هی خیر من الف شهر» یعنی با این که می توانست در آیه دوم و سوم به جای کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه «لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ (با اینکه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است) .

حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.» (۱۰) .

وقایع شب قدر:

۱- نزول قرآن:

ظاهر آیه شریفه «انا انزلناه فی لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگی و دفعی بودن دارد نه تنزیل که ظاهر در نزول تدریجی است.

قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:

۱- نزول یکباره در یک شب معین.

۲- نزول تدریجی در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص) .

آیاتی چون «قرانا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث ونزلناه تنزیلا» (۱۱) نزول تدریجی قرآن را بیان می کند.

در نزول دفعی (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره ها و آیات است یک دفعه نازل نشده است بلکه بصورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتی که درباره وقایع شخصی و حوادث جزیی نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه ای دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتی درست در نمی آید مگر اینکه زمان و مکانش و واقعه ای که درباره اش نازل شده رخ دهد به طوری که اگر از آن زمان ها و مکان ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلی که در آیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر» (۱۲) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

۲- تقدیر امور:

خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگی، وسعت یا تنگی روزی، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و… تقدیر می کند.

در آیه شریفه «انا انزلناه فی لیله القدر» (۱۳) کلمه «قدر» دلالت بر تقدیر و اندازه گیری دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم » (۱۴) که در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدیر دلالت می کند. چون کلمه «فرق » به معنای جدا سازی و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه ای که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه گیری مشخص سازند. امور به حسب قضای الهی دارای دو مرحله اند، یکی اجمال و ابهام و دیگری تفصیل. و شب قدر به طوری که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم » برمی آید شبی است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می آیند.

۳- نزول ملائکه و روح:

بر اساس آیه شریفه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (۱۵) ، ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می شوند. مراد از روح آن روحی است که از عالم امر است و خدای متعال درباره اش فرموده است «قل الروح من امر ربی » (۱۶) . در این که مراد از امر چیست؟ بحث های مفصلی در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث به دو روایت در مورد نزول ملائکه و اینکه روح چیست بسنده می شود.

الف: پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتی شب قدر می شود ملائکه ای که ساکن در «سدره المنتهی » هستند و جبرئیل یکی از ایشان است نازل می شوند در حالی که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم هایی را به همراه دارند.

یک پرچم بالای قبر من، و یکی بر بالای بیت المقدس و پرچمی در مسجد الحرام و پرچمی بر طور سینا نصب می کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه ای در این نقاط نمی ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام می کند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن وشت خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد (۱۷) .

ب: از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح از آن سنخ نیست مگر نمی بینی خدای تعالی فرموده: «تنزل الملئکه والروح » پس معلوم می شود روح غیر از ملائکه است (۱۸) .

۴- سلام و امنیت:

قرآن کریم در بیان این ویژگی شب قدر می فرماید: «سلام هی حتی مطلع الفجر» (۱۹) . کلمه سلام و سلامت به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است. و جمله «سلام هی » اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهی تعلق گرفته است به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوی او روی می آورند و نیز به اینکه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابی جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که در این شب کید شیطان ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضی از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.

البته بعضی از مفسرین گفته اند: مراد از کلمه «سلام » این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می دهند.

پی نوشت :

۱- دخان / ۳ .

۲- بقره / ۱۸۵ .

۳- قدر / ۱ .

۴- ر. ک. مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۱۹ .

۵- ر.ک. تفسیر الدر المنثور، ج ۶ .

۶- دخان / ۶ .

۷- قدر / ۴ .

۸- بقره / ۱۸۵ .

۹- تفسیر البرهان، ج ۴، ص ۴۸۸، ح ۲۶ .

۱۰- فروع کافی، ج ۴، ص ۱۵۷، ح ۴٫

۱۱- اسراء / ۱۰۶ .

۱۲- هود / ۱٫

۱۳- قدر / ۱٫

۱۴- دخان / ۶ .

۱۵- قدر / ۴ .

۱۶- اسراء / ۸۵ .

۱۷- مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۲۰ .

۱۸- تفسیر برهان، ج ۴، ص ۴۸۱، ح ۱٫

۱۹- قدر / ۵ .

منبع :مبلغان – آذر ۱۳۷۸، شماره ۱ –

ماه مبارک رمضان در منظر پیامبر اکرم و اهلبیت(ع)

اشاره:

 رسول خدا صلی اللّه علیه وآله سه روز مانده از ماه شعبان، به بلال دستور می داد در میان مردم جار بزند. پس مردم را جمع می کرد و بر منبر می رفت و حمد و ثنای خدا می گفت و می فرمود: ای مردم همانا این ماه به شما روی آورده و آن سرور همه ماه هاست. در آن شبی وجود دارد که از هزار ماه بهتر است. در این ماه درهای دوزخ بسته و درهای بهشت گشوده می شود. هر که این ماه را در یابد و آمرزیده نشود خداوند او را از رحمت خود دور گرداند.

امام علی علیه السلام: روزی رسول خدا صلی اللّه علیه وآله برای ما خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم همانا ماه با برکت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است. این ماه نزد خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شب ها و ساعت هایش بهترین ساعات. در این ماه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید و در زمره بهره مندان از کرامت خداوند قرار گرفته اید. در این ماه نفس های شما تسبیح خداست و خواب شما عبادت است و اعمال شما پذیرفته و دعایتان به اجابت می رسد …، من برخاستم و عرض کردم: ای رسول خد بهترین عمل در این ماه چیست؟ پیامبر فرمود: ای ابالحسن بهترین عمل در این ماه خویشتن داری از حرام های خدای عزوجل است. امالی صدوق

امام محمد باقر علیه السلام: رسول خدا صلی اللّه علیه وآله در آخرین جمعه ماه شعبان برای مردم خطبه ای ایراد کرد. ابتدا حمد و ثنای الهی گفت و سپس فرمود: ای مردم همانا ماهی بر سر شما سایه افکنده که در آن شبی هست بهتر از هزار ماه. آن ماه رمضان است که خداوند روزه خود را در آن واجب کرده و یک شب نماز نافله در این ماه را برابر با هفتاد شب نافله در دیگر ماه ها قرار داده است.

امالی صدوق

از سفارش های امام صادق علیه السلام به فرزندانش در هنگام حلول ماه رمضان: جان های خود را به تلاش و کوشش وا دارید؛ زیرا در این ماه روزی ها قسمت و اجل ها نوشته می شود و در آن، نام های میهمانان خدا که بر او وارد می شوند، نوشته می گردد. در این ماه شبی هست که عمل عبادت در آن از عمل هزار شب بهتر است. بحارالانوار ج۹۶ص۳۷۵

امام سجاد علیه السلام در هنگام حلول ماه رمضان، چنین دعا می کرد: ستایش خدایی را که دین خود را به ما ارزانی داشت و ما را به آیین خویش اسلام اختصاص داد و در راه های احسان و نیکی خود در آورد، تا با نعمت و احسان او، آن راه ها را به سوی خشنودیش بپیماییم؛ ستایشی که آن را از ما بپذیرد و به وسیله آن از ما خشنود گردد. و ستایش خدایی را که ماه خود، رمضان، ماه روزه و ماه اسلام و ماه پاکیزگی و ماه تصفیه و ماه قیام به عبادت و شب زنده داری را یکی از این راه ها قرار داد. صحیفه سجادیه دعای۴۴

منبع :افق حوزه – ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ – شماره ۱۹۹ – راه سبز/

شب های قدر

اشاره:

شب قدر (به عربی: لیله القدر)، در باور اسلامی، شبی است که اولین آیات قرآن بر پیامبر اسلام محمد نازل شد.این شب در طول ماه رمضان (ماه نهم) واقع می‌شود، ماهی که با روزه گرفتن مورد توجه قرار می‌گیرد. نه قرآن و نه احادیث جمع‌آوری‌شده از محمد روز دقیقی که شب قدر باید بزرگداشت شود را آشکار نمی‌کنند. اِنَّا اَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهِ القَدرِ، وَ مَا اَدرَاکَ مَا لَیلَهُ القَدرِ، لَیلَهُ القَدرِ خَیرٌ مِن اَلفِ شَهر، تَنَزَّلُ المَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ اَمرٍ، سَلَامٌ هِی حَتَّی مَطلَعِ الفَجرِ.

ما آن(قرآن) را در شب قدر نازل کردیم، و تو چه می دانی شب قدر چیست؟ شب قدر، بهتر از هزار ماه است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان بر هر کار نازل می شوند. شبی است مملو از سلامت تا طلوع صبح.

از آیه ۱۵۸ سوره بقره: «شَهرُ رَمَضانُ الَّذِی اُنزِلَ فِیهِ القُرآنِ» استفاده می شود که قرآن کریم در ماه مبارک رمضان نازل شده است. در نخستین آیه سوره قدر نیز می فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم»، از این دو آیه نتیجه گیری می شود که «شب قدر»، در ماه مبارک رمضان است، گرچه بنا بر حکمت های الهی، زمان دقیق آن مشخص نشده است.

خداوند برای بیان عظمت شب قدر، خطاب به پیامبر می فرماید: «تو چه می دانی شب قدر چیست؟» و نیز آن را برتر از هزار ماه می داند. این بیان نشان می دهد که شکوه و بزرگی این شب به قدری است که حتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) با آن علم وسیع و گسترده اش، قبل از نزول این آیات، به آن آگاه نبوده است.

می دانیم که هزار ماه بیش از هشتاد سال است. به راستی شب قدر چه شب باشکوهی است که به اندازه یک عمر طولانی و پربرکت ارزش دارد.[۲]

یک جرعه آفتاب

رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

«هرکس شب قدر را احیا بدارد، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود».[۳]

«هرکه از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی، شب قدر را به عبادت بگذراند، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود».[۴]

حضرت علی(علیه السلام)

«چون مقدرات فرود آیند، تدابیر باطل و بی اثر شوند».[۵]

امام محمدباقر(علیه السلام)

امام محمدباقر(علیه السلام) در پاسخ به پرسش حمران از معنای آیه: «اِنَّا اَنزَلنَاهُ فِی لَیلَهِ القَدرِ» فرمود: «آری، منظور شب است. آن شب، همه ساله در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد و قرآن جز در شب قدر نازل نشده است». خدای عزوجل می فرماید: «در آن شب، هرکاری ]به نحوی[ استوار، فیصله می یابد.» در شب قدر، هرچیزی از خیر و شر یا طاعت و معصیت یا ولادت مولودی یا مرگ کسی یا روزی ای که در آن سال تا شب قدر سال آینده تحقق می یابد، مقدر می شود. آنچه در آن شب مقدر و حکم شود، حتمی است و البته مشیت و خواست خدا در آن دخالت می کند.

حمران می گوید: عرض کردم: «شب قدر بهتر از هزار ماه است»، مقصود چه چیز شب قدر است؟ فرمود: «کار شایسته در این شب، مانند نماز و زکات و انواع کارهای نیک، از کاری که در هزار ماه بدون شب قدر صورت گیرد، برتر و بهتر است. و اگر نبود که خداوند حسنات مؤمنان را مضاعف می کند، ایشان ]به کمال فضیلت و ثواب[ نمی رسیدند، ولی خداوند حسنات آنان را مضاعف می گرداند».[۶]

امام صادق(علیه السلام)

«قلب ماه رمضان، شب قدر است».[۷]

«هرکه فاطمه را آن گونه که سزاوار است، بشناسد، بی تردید شب قدر را درک کرده است».[۸]

«مقدرات در شب نوزدهم، تعیین، در شب بیست و یکم، تأیید و در شب بیست و سوم، امضا می شود».[۹]

«چون دهه آخر ماه رمضان فرامی رسید، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دامن همت به کمر می زد و از زنان دوری می گزید و شب ها را احیا می داشت و خود را وقف عبادت می کرد».[۱۰]

اشاره

ورودیه

اهمیت شب قدر

سهیلا بهشتی

شب قدر به سبب نزول قرآن، شبی شکوهمند است، شبی که والاترین و پربرکت ترین شب های سال به شمار می رود، شبی که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آن را ستوده و درباره آن فرموده است: «ماه رمضان، سرور ماه ها و شب قدر، سرور شب هاست».[۱۱]

جایگاه والای این شب و نقش مهم آن در میهمان سرای الهی و بهره وری از برکات و دستاوردهای این ضیافت الهی تا آنجاست که امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «قلب ماه رمضان، شب قدر است».[۱۲]

کسی که بخواهد ماه رمضان، برای او ماهی زنده، بانشاط، حیات آفرین و سرشار و پربار باشد، باید از این قلب، مواظبت کند. مراقبت از این قلب ممکن است سرنوشت ساز و بیمه کننده همه عمر انسان باشد.

رقم خوردن سرنوشت انسان در شب قدر، در چهارچوب مقدرات او، در علم ازلی خداوند است. به گفته روایات اهل بیت(علیه السلام) آنچه در علم حضرت حق، در طول سال برای مردم مقدر است، به صورت برنامه ای نوشته شده آشکار می شود که فرشتگان، آن را می نویسند و به امام عصر(عج) تحویل می دهند و این، به تناسب کاری است که انسان در شب قدر انجام می دهد، به گونه ای که کار شایسته در آن، با کار شایسته در عمری طولانی(بیش از هشتاد سال) برابر است.

محدث بزرگوار، ابن بابویه، در مجلس ۹۳ از کتاب الامالی، پس از بیان نوافل شب های ماه رمضان و صد رکعت نماز هریک از شب های بیست و یکم و بیست و سوم، می گوید: «هرکس این دو شب را با گفت وگوی احیا بدارد، بهتر است».

عبادات، نقش بنیادی در پیدایش و تداوم فروغ علم دارند. از این رو، هدف احادیثی که علم را برتر از عبادت می دانند، تضعیف یا انکار نقش سازنده عبادت در کنار علم نیست، بلکه تأکید بر همراه ساختن عبادت با علم و برحذر داشتن از عبادت ناآگاهانه است که نه تنها بی ارزش، بلکه خطرآفرین است.

بنا بر آیه: «وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ؛ و تو چه دانی که شب قدر چیست؟»، دست یافتن به معنای حقیقی شب قدر، بسیار دشوار و فراتر از سطح ادراک مردم است و این آیه نشان دهنده عظمت و ارج شب قدر است. پس دست یافتن به دستاوردهای اصلی و حقیقی این شب عظیم و پرثمر، بدون بهره گیری از علم و شناخت صحیح و بدون استفاده از تعالیم اهل بیت(علیه السلام) و رهنمودهای روشنگر و زندگی ساز آنان، هرگز امکان پذیر نمی باشد.[۱۳]

آداب شب های قدر

۱. غسل

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «شب نوزدهم ماه رمضان و بیست ویکم و بیست وسوم، غسل کن و بکوش که این شب ها را زنده بداری».

۲. شب زنده داری

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هرکس شب قدر را زنده بدارد، تا سال آینده، عذاب از او برگردانده می شود».

امام محمدباقر(علیه السلام) نیز به نقل از پدرانش می فرماید: «پیامبر خدا نهی کرد که از شب بیست ویکم و شب بیست وسوم غفلت شود و نهی کرد که کسی در آن شب بخوابد».

از امام محمدکاظم(علیه السلام) هم نقل است: «هرکس در شب قدر غسل کند و آن شب را تا سپیده دم زنده بدارد، از گناهانش بیرون می آید».

۳. دعا

دعای امام حسن مجتبی(علیه السلام) در شب قدر:

«ای آن که در آشکاری اش پنهان است! ای آن که در نهان بودنش آشکار است! ای پنهانی که نهان نیست! ای آشکاری که دیده نمی شود! ای آن که هیچ توصیفگری به حقیقت هستی اش نمی رسد و به حدی محدود نیست! ای غایبی که گم شده نیست! ای حاضری که دیده نمی شود، طلبش می کنند و به او نمی رسند، آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست، حتی چشم برهم زدنی، تهی از او نیست، نه به «چگونگی» درک می شود و نه به «کجایی» جایی برای او بیان می گردد، تو فروغ فروغ ها و پروردگار پروردگارانی. تو بر همه چیز، احاطه داری. منزه است آن که چیزی همچون او نیست و او شنوای بیناست. منزه است آن که این گونه است و جز او چنین نیست».

۴. واسطه قرار دادن قرآن

امام محمدباقر(علیه السلام) فرموده است: «در سه شب از ماه رمضان، قرآن را ]به دست[ می گیری، باز می کنی و جلوی روی خود قرار می دهی و می گویی: خداوندا! تو را به کتاب نازل شده ات می خوانم و به آنچه در آن است و نام بزرگ تر و نام های نیکوتر تو و آنچه مایه بیم و امید است، در آن است، که مرا از آزادشدگان خودت از آتش قرار دهی و برای هر نیازی که به نظرت می رسد، دعا می کنی».

۵. نماز خواندن در شب قدر

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هرکه در شب قدر، از روی ایمان و برای پاداش الهی نماز بخواند، خداوند گناه گذشته او را می آمرزد».

امام صادق(علیه السلام) نیز فرموده است:

مستحب است در هریک از شب های قدر، صد رکعت نماز خوانده شود، در هر رکعت، یک بار «حمد» و صد بار سوره «قل هوالله احد». پس اگر چنین کند، خداوند او را از آتش می رهاند و بهشت را برای او حتمی می سازد و شفاعت او را درباره جماعتی به شمار قبیله ربیعه و مضر می پذیرد.

۶. زیارت امام حسین(علیه السلام)

حضرت امام جواد(علیه السلام) فرمود:

هرکس در شب بیست وسوم ماه رمضان، امام حسین(علیه السلام) را زیارت کند همان شبی که امید است شب قدر باشد و در آن شب، هر کار حکمت آمیزی فیصله می یابد روح های بیست وچهار هزار فرشته و پیامبر با او مصافحه می کنند که همگی از خداوند اذن می گیرند که آن شب، حسین(علیه السلام) را زیارت کنند.

۷. خواندن سوره قدر

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

اگر کسی در شب بیست وسوم ماه رمضان، هزار بار سوره «انا انزلناه» بخواند، صبح خواهد کرد، در حالی که یقین او، با اعتراف به آنچه مخصوص ماست، استوار خواهد بود و این نیست، مگر به سبب آنچه در خواب خود می بیند.[۱۴]

گفتار مجری

شب دراز است و عمر ما کوتاه شب قدر است، قدر شب دریاب

از برکت ها و نعمت های بزرگ خداوند بر امت اسلام، شب قدره، فارغ از اینکه این شب، در کدام یک از شب های ماه مبارک رمضانه، مؤمنین و خدا جویان عاشق می تونن در اون شب ها، به دعوت حق لبیک بگن و سر سفره معبود بنشینن و از مائده های نوارانی قرآن بنوشن و تناول کنن تا شفای همه دردهای ظاهر و پنهان اونا باشه بله، شب قدر واقعاً نعمتی است که حتی یادآوری اون، دل و جان آدم رو غرق نور و سرور می کنه.

۱۱۱

در طول سال، روزا و شبایی وجود دارن که با شب و روزای دیگه متفاوتن. یکی از این شبا، شب قدره که بین مسلمونا جایگاهی ویژه داره.

ماه رمضان با همه شکوه و شگفتی های خودش، بر ما جاری شده و هرکس به قدر ظرفیت و پیمانه خودش می تونه از این اقیانوس عظیم نعمت، رحمت و برکت بهره بگیره.

در بزرگی و ارزش این شب یگانه، اشاره به این کلام خداوند بی همتا کافیه که فرموده: «و تو چه می دانی که شب قدر چیست؟»

سخن بزرگان

امام خمینی(ره)

در ماه مبارک رمضان، قضیه ای اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن، تا ابد برای امثال ماها در ابهام مانده است و آن، نزول قرآن است. نزول قرآن بر قلب رسول الله در لیلهالقدر، کیفیت نزول قرآن چه بوده است و قضیه چه بوده است و روح الامین در قلب آن حضرت قرآن را نازل کرده است…، لیلهالقدر چیست؟ این ها مسائلی است که به نظر سطحی، یک مطالب آسانی است و گاهی هم حرف هایی گفته شده است، لکن به شما عرض کنم کیفیت نزول قرآن در ابهام باقی مانده است برای امثال ما و کیفیت نزول ملائکه الله در لیله القدر و ماهیت لیلهالقدر.[۱۵]

شهید چمران

چه فرخنده شبی بود شب قدر من؛ شب معراج من به آسمان ها…، شب قدر من، شبی که سلول های وجودم در آتش عشق تغییر ماهیت داده بود و من گویا چیزی جز عشق نبودم… . من به خاطر شب های قدر زنده ام و شب قدر، عبادت من و کمال من و هدف حیات من است.[۱۶]

متن ادبی

باران نور

برخیز! بیدار شو! گوش کن! صدای بال فرشتگان را می شنوی؟ نگاه کن! باران نور را می بینی؟ عطر حضور را احساس می کنی؟ دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا کن! امشب آسمان به زمین نزدیک می شود و کریمانه، دل های کویری را ستاره باران می کند.

امشب، شب قدر است؛ شبی که برتر از هزار ماه است، شبی که برتر از تمام عمر توست، شب تولدی دوباره، شبی که درهای آسمان باز می شود. شب قدر است.

قدرش را بدان؛ شاید فردایی نباشد.

پرواز را به خاطر بسپار. دستانت را به فرشتگان بسپار! سلام بر لیله مبارکه قدر! سلام! سلامی تا صبح.

شعر

ای که ندانی تو همی قدر شب

قدر شب اندر شب قدر است و بس

شب قدر است و طی شد نامه هجر

ملک و روح با تو و تو به خواب

چنین شب گر مجال افتد که با دلدار بنشینی

امشب شب قدر توست، بشتاب

آن که گویند به عمری شب قدری باشد

سوره واللیل بخوان از کتاب

برخوان آن سوره و معنی بیاب

ناصر خسرو

سلامٌ فیه حتی مطلعِ الفجر

حافظ

شب قدری تو، خویش را دریاب

اوحدی

شب قدر است و شب های چنین، بیدار خوش باشد

اوحدی

قدر شب قدر خویش دریاب

نظامی

مگر آن است که با دوست به پایان آرند

سعدی

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

بی خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

باده از جام تجلی صفاتم دادند

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

حافظ

امشب عجب است ای جان، گر خواب رهی یابد

ای عاشق خوش مذهب، زنهار مخسب امشب

امشب شب قدر آمد، خامُش شو و خدمت کن

اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدش

وان چشم کجا خسبد کو چون تو شهی یابد

کان یار بهانه جو بر تو گنهی یابد

تا هر دل اللهی ز الله ولی یابد

تا ماه بلند تو با مه شبهی یابد

مولوی

شام عشق است و چشم دل به سما

کس ندارد امید جز به ولی

ای خدا! بنده ای مسلمانم

لیک از کرده ها پشیمانم

عمر اندر گنه فنا کردم

از خطاهای بی کران، توبه

از گناهان دیدگان، توبه

به حق مرتضی مرا تو ببخش

من از این درد گر به در نروم

از درت ای خدا دگر نروم

یا خدایا، خدا، تو را به علی

شب قدر است و روی جان به خدا

نرسد کس به دوست جز به ولا

پیرو اهل بیت و قرآنم

شرمم آید به توبه روز جزا

خود برآرم ز سر، دو دست دعا

از فریب دل و زبان، توبه

تو ببخشا که رفته ام به خطا

من ز درگاه تو، روم به کجا؟

نکند یار اگر نظر، نروم

من به امر تو ام رضا، به رضا

یا علی! یا علی! تو را به خدا

متکلم

زیرنویس

شب قدر، شب نور، شب نزول قرآن و سرآغاز نیکی ها و سعادت ها و هنگام نزول برکات است.

شب قدر، شب دمیدن روح در کالبد زمان است.

شب قدر، شب زیباترین جلوه های معنوی خداوند است.

شب قدر، شب باریدن باران رحمت حق بر جان زمان است.

شب قدر، شب راز بندگی است.

شب قدر، شب تعیین سرنوشت است. خداوندا! سرنوشت ما را به بهترین حال و بهترین وجه رقم بزن.

شب قدر، نزدیک ترین جاده ملک به ملکوت و خاک به افلاک است.

شب قدر، شب زمزمه آوای ایمان در گوش جان انسان است.

قدرِ قدر بدانیم تا از راه نمانیم.

شب قدر، شب شست وشوی جان با نور ایمان است.

پرسش و پاسخ

۱. چرا این شب، شب قدر نامیده شده است؟

در پاسخ به این پرسش، نظرهای مختلفی ابراز شده است. از جمله اینکه:

الف) همه مقدرات بندگان در تمام سال، در این شب تعیین می شود. آیه سوم و چهارم سوره دخان و نیز روایات متعددی، بیانگر این نظر است.

ب) دارای قدر و شرافت بزرگی است.

ج) قرآن با تمام قدر و منزلتش، بر رسول والاقدر و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.

د) شبی است که مقدر شده ]است[ قرآن در آن نازل شود.

ه) کسی که در آن شب، احیا بدارد، صاحب قدر و مقام و منزلت می شود.

و) در این شب، آن قدر فرشتگان نازل می شوند که عرصه زمین بر آنها تنگ می شود؛ چون تقدیر به معنای تنگ گرفتن نیز آمده است.

جمع میان این تفسیرها، در مفهوم گسترده شب قدر، کاملاً ممکن است، هرچند تفسیر اول، از همه مناسب تر و معروف تر است.[۱۷]

۲. شب قدر کدام شب است؟

در اینکه شب قدر در ماه رمضان است، تردیدی وجود ندارد، ولی در اینکه کدام شب از شب های ماه رمضان است، تفسیرهای زیادی شده است، از جمله، شب اول، شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بیست ویکم، شب بیست وسوم، شب بیست و هفتم و شب بیست و نهم، ولی مشهور و معروف در روایات این است ]که[ در دهه آخر ماه رمضان و شب بیست و یکم یا بیست و سوم است.[۱۸]

۳. چرا شب قدر مخفی است؟

بسیاری معتقدند مخفی بودن شب قدر در میان شب های سال یا در میان شب های ماه مبارک رمضان، برای این است که مردم به همه این شب ها اهمیت دهند، همان گونه که خداوند رضای خود را در میان انواع طاعات پنهان کرده تا مردم به همه طاعات روی آورند و غضبش را در میان معاصی پنهان کرده تا از همه بپرهیزند، دوستانش را در میان مردم مخفی کرده تا همه را احترام کنند، اجابت را در میان دعاها پنهان کرده تا به همه دعاها رو آورند، اسم اعظم را در میان اسمایش مخفی ساخته تا همه را بزرگ دارند و وقت مرگ را مخفی ساخته تا در همه حال آماده باشند.[۱۹]

۴. آیا شب قدر در امت های پیشین نیز بوده است؟ روایت های متعددی این است که این از مواهب الهی بر این امت است، چنان که در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است که فرمود: «خداوند به امت من، شب قدر را بخشیده و احدی از امت های پیشین، از این موهبت برخوردار نبودند.» به علاوه، روایات بسیاری نشان می دهد که شب قدر، مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام نبوده، بلکه همه سال تا پایان جهان تکرار می شود.[۲۰]

۵. چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است؟

نزول قرآن در این شب و نزول برکات و رحمت الهی در آن، سبب می شود که از هزار ماه، برتر و بالاتر باشد. بهتر بودن این شب از هزار ماه، به سبب ارزش عبادت و احیای آن شب است.[۲۱]

۶. چرا قرآن در شب قدر نازل شد؟

قرآن چون یک کتاب سرنوشت ساز است و خط سعادت و خوشبختی و هدایت انسان ها در آن مشخص شده است، باید در شب قدر، شب تعیین سرنوشت ها، نازل گردد. در این شب، سرنوشت انسان برای یک سال، بر طبق لیاقت ها و شایستگی ها تعیین می گردد.[۲۲]

۷. آیا شب قدر در مناطق مختلف، یکی است؟

آغاز ماه های قمری، در همه بلاد یکسان نیست و ممکن است در منطقه ای، امروز، اول ماه باشد و در منطقه دیگری دوم ماه. بنابراین، شب قدر نمی تواند یک شب معین در سال بوده باشد؛ چرا که فی المثل شب بیست وسوم، در مکه ممکن است شب بیست ودوم در ایران و عراق باشد و به این ترتیب قاعدتاً هرکدام باید برای خود، شب قدری داشته باشند. آیا این با آنچه از آیات و روایات استفاده می شود که شب قدر، یک شب معین است، سازگار است؟ پاسخ این سؤال با توجه به یک نکته روشن می شود و آن اینکه:

شب، همان سایه نیمکره زمین است که بر نیمکره دیگر می افتد و می دانیم این سایه، همراه گردش زمین، در حرکت است و یک دوره کامل آن، در بیست وچهار ساعت انجام می شود. بنابراین، ممکن است شب قدر، یک دوره کامل شب به دور زمین باشد؛ یعنی مدت بیست وچهار ساعت تاریکی که تمام نقاط زمین را زیر پوشش خود قرار داده، شب قدر است که آغاز آن، از یک نقطه شروع ]می شود[ و در نقطه دیگر، پایان می گیرد.[۲۳]

۸. هم از نظر تاریخی و هم از نظر ارتباط محتوای قرآن با حوادث زندگی پیامبر، مسلم است که این کتاب آسمانی به طور تدریجی و در طی بیست وسه سال نازل شده است. این مسئله چگونه با آیاتی از قرآن که می گویند قرآن در ماه رمضان و شب قدر نازل شده است، سازگاری دارد؟

با توجه به آیات قرآن و روایاتی که در این مورد وجود دارد، مفسران قائلند که قرآن کریم دارای دو گونه نزول بوده است: نزول دفعی که از آن تعبیر به «انزال» می کنند. نزول دفعی و یک باره قرآن، در یک شب بوده که تمام آن، بر قلب پاک پیامبر نازل شده است.

نزول تدریجی که از آن به «تنزیل» تعبیر شده است. این نوع نزول در طی بیست وسه سال دوران نبوت پیامبر انجام گرفته است.[۲۴]

کتابستان

۱. ابن طاووس، علی بن موسی، الاقبال لصالح الاعمال (اعمال روزه داران در شب و روز قدر رمضان) ،گردآورنده: اصغر محمدی همدانی، تهران، گلزار کتاب، ۱۳۸۵، ۲۶۱ صفحه.

۲. احمدی، محمدصادق، لیله القدر (شب رحمت)، قم، نصر، ۹۶ صفحه.

۳. باقری بیدهندی، ناصر، شب قدر، ترجمه: مختار حسین جعفری، قم، انصاریان، ۱۳۷۰، ۸۷ صفحه.

۴. برناس صومعه سرایی، مهدی، شب قدر چیست، قم، کوثر غدیر، ۱۳۸۱، ۱۲۸ صفحه.

۵. بهشتی، محمد، شب قدر، تهران، بقعه، ۱۳۸۳، ۷۱ صفحه.

۶. ترقی، سمیه، شب های هزار ماه، (آداب و ادعیه شب های قدر)، مشهد، خانه پژوهش، ۱۳۸۴، ۸۸ صفحه.

۷. جلون، طاهر، شب قدر، سوئد، باران، ۱۳۷۸، ۱۵۰ صفحه.

۸. حسینی، مرتضی، پژوهشی درباره شب قدر، قم، فرهنگ قرآن، ۱۳۸۷، ۱۷۲ صفحه.

۹. خمینی، روح الله، ضیافت الله و شب قدر، برگرفته از: آثار امام خمینی(ره)، گردآورنده: مجید زمانپور، تهران، زیبا، ۱۳۸۶، ۱۰۱ صفحه.

۱۰. رضوانی، علی اکبر، تحقیقی درباره لیله القدر و رابطه آن با امام عصر (ارواحنا فداه)، تهران، فرهنگ ماهرخ، ۱۳۸۳، ۲۰۶ صفحه.

۱۱. شریفی خوانساری، محمدرضا، تفسیر سوره قدر، قم، مرتضی، ۹۶ صفحه.

۱۲. ضرابی، احمد، در تمنای قدر عارفان (گام های معرفت به رموزی نهفته و اسراری ناگفته از شب های قدر)، مشهد، مؤسسه فرهنگی پیوند با امام، ۱۳۸۳، ۵۷ صفحه.

۱۳. طالقانی، هدایت الله، بر کرانه قدر، قم، راسخون، ۱۳۷۷، ۲۲۴ صفحه.

۱۴. عسکرزاده، علیرضا، همراه با شب های قدر، کرمان، مشتاق، ۱۳۸۱، ۹۴ صفحه.

۱۵. کاظمیان، حمیدرضا، قدر شب های قدر (مختصری درباره ماهیت، خصوصیات و اعمال شب های قدر)، تهران، مؤسسه نشر شهر، ۱۳۸۷، ۳۲ صفحه.

۱۶. کریمی جهرمی، علی، اسرار لیالی قدر، قم، طرح فرهنگی قدر، بی تا، ۴۵ صفحه.

۱۷. محمدی همدانی، اصغر، وظایف مؤمنین در شب و روز قدر، تهران، گلزار کتاب، ۱۳۸۴، ۴۲۹ صفحه.

۱۸. نجفی، گودرز، شب پر حادثه و سرنوشت ساز (پیرامون شب قدر)، تهران، عابد، ۱۳۷۹، ۳۲ صفحه.

۱۹. ویس کرمی، مهرداد، شبی با آفتاب، اصفهان، انتظار سبز، ۱۳۸۲، ۱۱۲ صفحه.

پی نوشت:

[۱]. قدر: ۱ ۵.

[۲]. تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۸۱ و ۱۸۲.

[۳]. ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ۱، ص ۳۴۵.

[۴]. شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، ص ۱۳۶.

[۵]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، ج ۱۰، ص ۴۷۸۳.

[۶]. همان، ص ۴۷۸۹.

[۷]. بحارالانوار، ج ۵۸، ص ۳۷۶.

[۸]. همان، ج ۴۳، ص ۶۵.

[۹]. کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۱۵۹.

[۱۰]. میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۴۷۸۹.

[۱۱]. بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۵۴، ح ۸۹.

[۱۲]. الکافی، ج ۴، ص ۶۶، ح ۱.

[۱۳]. محمد محمدی ری شهری، مراقبات ماه رمضان، ترجمه: جواد محدثی، صص۳۸۰ – ۳۸۳.

[۱۴]. همان، صص ۳۹۶ ۴۲۱.

[۱۵]. صحیفه امام، ج ۱۷، صص ۴۹۰ و ۴۹۱.

[۱۶]. مصطفی چمران، خدا بود و دیگر هیچ، صص ۱۰۵ – ۱۰۷.

[۱۷]. تفسیر نمونه، ج ۲۷، صص ۱۸۷ و ۱۸۸.

[۱۸]. همان، صص ۱۸۸ و ۱۸۹.

[۱۹]. همان، صص ۱۸۹ و ۱۹۰.

[۲۰]. همان، ص ۱۹۰.

[۲۱]. همان.

[۲۲]. همان، صص ۱۹۱ و ۱۹۲.

[۲۳]. همان، ص ۱۹۲.

[۲۴] . همان، ص ۱۸۴.

منبع :اشارات – شهریور ۱۳۸۸ – شماره ۱۲۴ –