مائده آسمانی

نوشته‌ها

فرازهایى از سیره رفتارى حضرت زهرا(سلام الله علیها)

اشاره:

گاهى شکوه بانوى بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبریز می‏سازد که توان سخن گفتن را از انسان می‏گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر علیه السلام خیره کننده دیدگان هر بیناست. باری! برخى در شناختن و شناساندن این بانو، که مادرِ عصمت و آینه عفاف است، به دامن روایات و آیاتى پناه می‏برند که گویاى شأن والاى اوست. در شأن فاطمه علیه السلام آیات بسیارى نازل گشته و روایات نیز همچون دریایى موّاج و متلاطم طراوت بخش ساحل اندیشه ‏ها و کرانه ‏هاى معرفت است.

امّا در این میان، راه دیگرى نیز وجود دارد که ما را با ژرفاى کمالات و جلوه فضیلت‏هاى این بانو آشنا می‏سازد، آن هم نگریستن به سیره عملى و شیوه رفتارى آن بزرگوار است. در واقع، زندگینامه زیبا و پرنکته و آموزنده او در ابعاد گونه گون، آینه‏اى است که نورى از بزرگی‏ها و فضیلت‏هاى او را بر رواق دلمان می‏تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن می‏سازد.

نگارنده در این نوشته مرورى دارد بر چند فراز برجسته از زندگى حضرت زهرا علیه السلام که بیشتر کاربردى و عملى است؛ چرا که فاطمه علیه السلام «اسوه» و «الگو» است.

۱. معنویت در خانه فاطمه علیه السلام

زندگى حضرت فاطمه علیه السلام سراسر نور و پر از معنویت بود. او توانست در خانه کوچک خود، با تمام مشکلات، به عرفان کامل برسد. وى به جایى رسید که جبرئیل امین بر او نازل می‏شد.

فاطمه علیه السلام عاشق عبادت بود. او در تسلیم و اطاعت و در استقبال از عبادت، چنان به پیش رفت که حتى سلامت خویش را از یاد بُرد.

امام باقر علیه‏ السلام در شأن عبادت او فرمود: «کانت تَقُومُ حَتّى تَورَّمَ قدماها»

روزى رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم به او فرمود: «دخترم از خدا چیزى بخواه که جبرئیل از جانب خدا وعده اجابت داده است.»، فاطمه علیه السلام عرض کرد: «حاجتى جز توفیق در بندگى خدا ندارم. آرزویم این است ناظر جمال او باشم و به وجه کریمش نظاره کنم» و خود در مناجاتش می‏فرمود: «أسالک لذّه النّظر الى وجهک».

همسر و فرزندان او، عاشق معبود یگانه بودند. خانه‏اى که پر از نور و نماز و قرآن و عبادت است، ارزشمند است.

حضرت على علیه ‏السلام و فاطمه زهرا علیهالسلام هر دو عاشقانه و خالصانه عبادت می‏کردند. این طور نبود که فقط على علیه‏السلام در نماز غرق شود؛ بلکه فاطمه زهرا علیه السلام نیز چنان در محراب به عبادت می‏ایستاد که از شدّت ترس، نَفَسش به شماره می‏افتاد.

امروز باید زن و مرد به این زوج ملکوتى اقتدا کنند و هر دو به معراج عرفان، معنویّت و سیر و سلوک برسند.

علاّمه مجلسى قدس‏سره در مورد خانه على و فاطمه علیه ماالسلام از انس بن مالک، و بُریره نقل می‏کند:

هنگامى که رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم این آیه شریفه را خواند: «فى بیوتٍ اَذِنَ اللّهُ اَن تُرْفَعَ و یُذْکَرَ فیها اسمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بالْغُدُوِّ والآصالِ»۱؛ در خانه ‏هایى (مانند معابد، مساجد و منازل انبیا و اولیا) خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آن، ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.

مردى برخاست و سؤال کرد: اى رسول خدا! این خانه‏ها کدامند؟

حضرت فرمود: خانه ‏هاى انبیا. سپس ابوبکر برخاست و پرسید: اى رسول خدا! آیا این خانه (اشاره به خانه على و فاطمه) نیز از همان خانه‏هاست؟ حضرت فرمود: آرى و از برترین آنان است.

ابن عباس می‏گوید: در مسجد پیامبر بودیم که یکى از قاریان قرآن آیه «فى بیوتٍ اذِنَ اللّهُ…» را تلاوت کرد. پرسیدم: اى رسول خدا! این خانه‏ها کدام خانه‏ها هستند؟

حضرت فرمود: خانه‏هاى انبیا. و سپس با دست خویش به خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام اشاره کرد.۲

۲. ایمان فاطمه علیه السلام

امام باقر علیه‏ السلام می‏ فرماید: روزى پیامبر صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله ‏وسلم سلمان را براى رساندن پیامى به خانه فاطمه علیه السلام فرستاد. سلمان می‏گوید: سپس از درنگ کوتاهى در پشت درخانه آن حضرت، سلام گفتم، صداى فاطمه علیهاالسلام را از داخل خانه شنیدم که قرآن می‏خواند و در بیرون اتاق، دستاس در حال چرخیدن بود. ماجرا را به پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم خبر دادم. آن حضرت تبسّمى کرده و فرمود:

«یا سلمانُ اِنَّ ابنَتى فاطمهَ مَلاءَ اللّهُ قَلْبَها و جَوارِحَها الى مشاشِها...؛ اى سلمان! خداوند قلب، اعضا و جوارح دخترم فاطمه را تا فرق سرش مملوّ از ایمان کرده است. دخترم خود را در اطاعت و عبادت خدا قرار داده. پس خداوند فرشته‏اى را به نام زوقابیل (جبرئیل) فرستاده تا به جاى او دستاس را بگرداند.»۳

۳. در محراب عبادت

پیامبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم فرمود: دخترم فاطمه، سرور زنان جهان از اوّلین و آخرین است. هنگامى که او در محراب عبادت می‏ایستد، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّبین بر او سلام گفته و همان ندایى را که به مریم می‏گفتند، به فاطمه علیهاالسلام می‏گویند که: «اِنَّ اللّهَ اصطَفاکِ و طَهَّرَکِ واصْطفاکِ على نِساءالعالمینَ»۴

حَسن بَصرى (زاهد معروف) می‏گوید: «لم یَکُنْ فى الاُمّهِ اَزْهَدَ و لا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَهَ…؛ در امت اسلام عابدتر از فاطمه علیهاالسلام نبود. وى آنقدر نماز می‏خواند و عبادت می‏کرد که دو پاى مبارکش ورم می‏نمود.»۵

۴. فاطمه علیهاالسلام و مائده آسمانى

حضرت فاطمه علیهاالسلام به نماز، علاقه فراوانى داشت و هرگاه حاجتى داشت، به نماز متوسّل می‏شد. سه روز بود که در خانه على علیه ‏السلام و فاطمه علیه السلام غذا یافت نمی‏ شد و آنان این مدت را بدون غذا سپرى کردند. على علیه‏ السلام وارد منزل شد در حالى که رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم نشسته و فاطمه علیه السلام نماز می‏خواند و بین این دو نفر ظرفى سرپوشیده بود. وقتى فاطمه علیه السلام از نماز فارغ شد، سرپوش را از آن ظرف برداشت اما ظرف مملوّ از نان و گوشت بود. على علیه‏ السلام فرمود: اى فاطمه! این از کجا برایت رسیده؟ گفت: از جانب خدا نازل شده است. خداوند به هر که بخواهد، روزى می‏دهد. رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم فرمود: آیا می‏خواهید نظیر این را براى شما نقل کنم؟ گفتند: بله، اى رسول خدا! فرمود: اى علی! مَثَل شما مثل زکریاست که هر وقت بر حضرت مریم علیه السلام وارد می‏شد، می‏دید که در محراب عبادت است و در نزد وى خوراک نهاده شده است. زکریا می‏فرمود: اى مریم! این از کجا آمده است؟ مریم در جواب می‏گفت: از جانب خدا! خدا هرکس را که بخواهد، روزى می‏دهد. آن گاه آن غذا را یک ماه خوردند و آن کاسه همان ظرفى است که حضرت مهدى «قائم آل محمّد صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ‏وسلم » در آن غذا می‏خورد.۶

۵. حضرت زهرا علیه السلام و ترس از قیامت

حضرت زهرا علیه السلام به شدّت از روز قیامت و سختى آن نگران بود. او از پدرش رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله ‏وسلم درباره چگونگى زنده شدن و احوال قیامت سؤالات بسیارى می‏نمود.

علاّمه مجلسى قدس‏سره می‏نویسد:

هنگامى که آیه «و اِنَّ جَهَنَّم لَمَوعِدُهُم اجمعین لها سبعهُ ابوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنهُمْ جُزءٌ مَقْسومٌ»۷ بر پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم نازل شد، آن حضرت به شدّت گریست و یارانش نیز با گریه آن حضرت، گریه کردند؛ اما کسى نمی‏دانست که پیامبر چرا می‏گرید و جبرئیل چه چیزى را بر او نازل کرده که باعث گریه فراوان پیامبر شده است. از طرفى، هیچ کس یاراى سخن گفتن با آن حضرت را نداشت. اصحاب چون می‏دانستند وقتى پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم نگاهش به فاطمه علیه السلام می‏افتد، شاد می‏گردد، فردى را به خانه فاطمه علیه السلام فرستادند تا وى را از این ماجرا و گریه پیامبر صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم باخبر سازد. دختر رسول خدا با شنیدن این خبر برآشفت و خانه را به قصد مسجد و دیدار پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم ترک گفت. هنگامى که فاطمه علیه السلام نزد پیامبر آمد، فرمود: «پدرجان! جانم فدایت باد! چه چیز تو را به گریه درآورده است؟!». پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم آنچه را که جبرئیل بر او نازل کرده بود، بر دخترش تلاوت کرد. فاطمه علیه السلام از شدّت ترس و وحشت، با صورت بر زمین افتاد، در حالى که می‏فرمود: «اَلوَیْلُ وِ ثُمَّ الوَیْلُ لِمَنْ دَخَلَ فِی‏النّار؛ واى، پس واى بر کسى که وارد دوزخ شود!»

على علیه‏ السلام دست بر سر می ‏گذاشت و فریاد می‏زد: «وا بُعْدَ سَفَراه وا قِلّه زاداهُ فى سَفَرِالقیامه؛ واى از دورى سفر، واى از کمى توشه راه سفر قیامت!»

۶. اُنس با قرآن کریم

توجّه ویژه حضرت زهرا علیه السلام به قرآن کریم، درس دیگرى به شیفتگان این کتاب آسمانى می‏دهد. حضرت فاطمه علیه السلام فرمود: «حُبِّبَ اِلیَّ مِنْ دنیاکُمْ ثلاث، تِلاوَتُ کتاب اللّهِ، والنَّظَرُ فى وجه رسول اللّهِ وَالإِنفاقُ فى سبیل اللّه؛ سه چیز از دنیاى شما را دوست دارم: تلاوت قرآن کریم، نگاه به چهره مقدّس پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم ؛ انفاق در راه خدا.»۸

فاطمه زهرا علیه السلام ، با قرآن مأنوس بود و پیوسته از خانه کوچکش آواى خوش قرآن به گوش می‏رسید. گفته‏هاى یاران و اصحاب رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم مؤیّد این سیره و شیوه آن بانوى باعظمت است.

حضرت فاطمه علیه السلام به قرآن اهمیت می‏داد به گونه‏اى که وصیّت کرد در شب اوّل قبر، على علیه‏ السلام بر مزارش بسیار قرآن بخواند. حتّى خادمه‏اش فضّه نیز تا بیست سال به غیر قرآن لب نگشود و جز با قرآن پاسخ نداد.

۷. دعا براى دیگران

فاطمه علیه السلام چگونه سخن گفتن با خدا و دعا کردن را به آیندگان آموخت. او در دعا نیز همه را بر خود مقدّم می‏داشت. امام حسن علیه‏ السلام می‏فرماید:

مادرم فاطمه علیه السلام را در شب جمعه‏اى دیدم که پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا این که صبح دمید و شنیدم که مردان و زنان با ایمان را نام می‏بُرد و بسیار براى آنان دعا می‏کرد؛ اما ندیدم حتّى یک بار براى خود دعا کند. از روى تعجّب گفتم: مادر! چرا براى خودت دعا نمی‏کنى و از خدا چیزى نمی‏خواهى ؛ همان گونه که براى دیگران دعا می‏کنی؟ مادرم در پاسخ فرمود: «یا بُنیَّ! اَلْجار ثُمّ الدّار؛ فرزندم! اوّل همسایه سپس اهل خانه.»۹

۸. احترام به پیامبر اسلام صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم

هنگامى که آیه «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً»۱۰ بر پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم نازل گشت؛ حضرت فاطمه علیه السلام پدر را «رسول اللّه» خطاب کرد. امام حسین علیه‏ السلام از مادرش فاطمه زهرا علیه السلام نقل می‏کند:

از آن روزى که این آیه بر پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم نازل شد، هیبت آن حضرت، مانع شد که او را «پدر» خطاب کنم، از این رو می‏گفتم: یا رسول اللّه. چون پیامبر چنین دید، فرمود: «دخترم! این آیه درباره تو و اهل بیت تو نازل نشده است؛ زیرا تو از من هستى و من از تو. تو مرا پدر خطاب کن. دخترم! این آیه درباره مُستکبران نازل گشته که احترام مرا نگه نمی‏دارند. پدر گفتن تو براى آرامش قلب من بهتر و به خشنودى خداوند نزدیک‏تر است.» سپس پیشانى مرا بوسید و مقدارى از آب دهان خود را به [صورت] من کشید که از آن پس هرگز نیاز به عطر پیدا نکردم.۱۱

«ادب» نمودار شخصیت انسان و بزرگ‏ترین سرمایه است. على علیه ‏السلام فرمود: «لامیراث کَالأَدَب؛ هیچ ارثى گران بهاتر از ادب نیست.»

ادب، سیره رایج بین این دختر و پدر بزرگوارش بود. هرگاه رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم نزد فاطمه علیه السلام می‏رفت، او بر می‏خاست و پدر را می‏ بوسید و او را در جاى خود می‏نشانید. البته رسول خدا هم به فاطمه ‏اش عنایت ویژه داشت؛ چرا که وى کوثر الهى بود که به او کرامت شده است.

۹. سبقت گرفتن در سلام

آن حضرت به پیروى از رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم به سلام کردن بسیار اهمیت می‏داد. در روایت آمده است که شخصى گفت: نزد حضرت فاطمه علیه ‏السلام آمدم، تا مرا دید، سلام کرد و در این امرِ نیکو بر من پیشى گرفت. سپس فرمود: چه چیز تو را به اینجا آورده است؟ عرض کردم: به جهت به دست آوردن خیر و برکت. فاطمه علیه السلام فرمود: پدرم مرا خبر داد که هرکس سه روز نزد من و یا پدرم آید و سلام کند، خداوند بهشت را بر وى واجب می‏گرداند.۱۲

۱۰. تحمّل سختی‏ ها

در روزهاى نخست شکل‏ گیرى حکومت اسلامى در مدینه، مسلمانان با مشکلات بسیارى مواجه بودند. بسیارى از مهاجران و انصار، با تنگدستى روزگار می‏گذراندند. در این حال على علیه‏ السلام نیز همانند سایر مسلمانان زندگى می‏کرد و هنگام توانمندى، دیگران را برخود مقدّم می‏داشت. تا چند سال، وضع به همین منوال سپرى شد. على علیه‏ السلام و فاطمه علیه السلام در خانه زیراندازى جز یک پوست گوسفند نداشتند. فاطمه علیه السلام صبر کرد و سختی‏هاى زندگى را به خاطر رضاى خدا و خشنودى پدر و شوهر خویش تحمّل نمود. پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم ضمن باخبر بودن از وضع زندگى على علیه‏ السلام و فاطمه علیه السلام ، پیوسته دختر خود را به صبر و شکیبایى در برابر مشکلات زندگى فرامی‏خواند.

اَنَس می‏گوید: روزى فاطمه علیه السلام خدمت پدر آمد و عرض کرد: یا رسول اللّه! من و پسر عمویم زیراندازى جز یک پوست گوسفند نداریم. شب‏ها خودمان از آن استفاده می‏کنیم و روزها علف شترمان را روى آن پهن می‏نماییم. پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم فرمود: دخترم! صبر کن؛ زیرا موسى بن عمران تا ده سال از روزهاى زندگى خود را سپرى کرد، در حالى که چیزى جز یک عباى قطوانیه نداشت.۱۳

فاطمه علیهاالسلام هنگام سختی‏ها می‏فرمود: «یا رسول اللّه! خداوند را در برابر نعمت‏هایش ستایش می‏کنم و بر نعمت‏هاى ظاهری‏اش شکر گزارم.»۱۴ او ساده زندگى می‏کرد و از تحمّل مشکلات زندگى پرهیز نداشت تا به شیرینی‏هاى آخرت برسد. وسایل زندگى حضرت ساده و مهریه‏اش اندک بود. او آیین خانه دارى و همسر دارى را به خوبى مراعات می‏کرد و در زندگى، واقعاً شریک همسرش بود. گاهى که در خانه غذایى نبود و کودکان گرسنه بودند، فاطمه علیه السلام به على علیه ‏السلام چیزى نمی‏گفت و چیزى از او درخواست نمی‏کرد. او بیم داشت از این که همسرش نتواند خواسته او را برآورده کند و شرمنده شود. فاطمه علیه السلام در جواب على علیه‏ السلام که می‏ فرمود: چرا به من خبر ندادى تا غذایى براى شما تهیه کنم؟ می‏گفت: اى ابوالحسن! من از خدایم شرم می‏کنم که تو را به چیزى که بر آن قدرت ندارى، تکلیف کنم!

آرى، فاطمه علیه السلام در تمام عرصه ‏ها نمونه و الگوست. در خانواده، همدم رنج‏ها و غصّه‏هاى شوهر بود و پناه او.

على علیه ‏السلام می‏فرمود: وقتى به خانه می‏آمدم و به زهرا نگاه می‏کردم، تمام غم و اندوهم برطرف می‏شد. هرگز کارى نکردم که فاطمه از من خشمناک و ناراحت شود. فاطمه نیز هرگز مرا خشمناک نساخت.

۱۱. حجاب و عفاف

حضرت زهرا علیه السلام هم در سخن، معلّم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. وى عقیده داشت: «بهترین چیز براى زن، آن است که نه مردان نامحرم او را ببینند و نه او مردان نامحرم را.» على علیه‏السلام می ‏فرماید: روزى با گروهى از اصحاب، خدمت رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم بودیم. آن حضرت به اصحاب فرمود: صلاح و مصلحت زن در چیست؟ هیچ کس نتوانست پاسخ صحیحى بدهد، وقتى که اصحاب متفرّق شدند، من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم را به فاطمه علیه السلام گفتم. فرمود: من جوابش را می‏دانم:

«صلاح زن در آن است که مردان بیگانه را نبیند و مردان بیگانه هم او را نبینند.»

من هنگامى که خدمت رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم رسیدم، عرض کردم: فاطمه علیهاالسلام در پاسخ سؤال شما چنین فرموده است. پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم سخنِ پخته و منطقى زهرا علیهاالسلام را پسندید و فرمود: «فاطمه علیهاالسلام پاره تن من است.»۱۵

البته در توضیح فرموده حضرت زهرا علیه السلام می‏توان گفت که عدم رعایت پوشش از طرف زنان در جامعه، می‏تواند فساد مردان را به دنبال داشته باشد که سرانجام این بی‏مبالاتى، به سستى بنیان خانواده و اجتماع خواهد انجامید.

پس بهترین، زیباترین و با صفاترین زندگى براى زنان در پرتو سخن پرمغز زهرا علیه السلام خلاصه می‏شود که: «صلاح زن در آن است که نه او مرد بیگانه را ببیند و نه مرد بیگانه او را.»

حضرت زهرا علیه السلام همان گونه که فرمود، طبق آن نیز رفتار کرد. تا آنجا حجاب را رعایت می‏کرد که روزى یکى از مسلمانان به نام «ابن مکتوم» که نابینا بود، به خانه فاطمه علیه السلام آمد. فاطمه از آن اتاق به اتاق دیگرى رفت، به او گفتند: ابن مکتوم نابیناست. حضرت فرمود: او نابیناست؛ اما من که نابینا نیستم…!

از وصیّت‏ هاى فاطمه علیه السلام این بود که: «پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتى بگذارید، تا حجم بدنم پیدا نشود.» این شیوه تا آن زمان مرسوم نبود و این وصیّت، درسى از عفاف و حجاب و حیا بود که بانوان باید آن را مورد توجّه قرار دهند.

اى زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است ارزنده‏ترین زینت زن، حفظ حجاب است

فرمان خدا، قول نبیّ، نصّ کتاب است از بهر زنان افضلِ طاعات، حجاب است

۱۲. انفاق و ایثار

نمونه بارز انفاق و ایثار آن بزرگوار، بخشش «لباس عروسی» به زن فقیر، آن هم در شب عروسی‏است.

هنگامى که موکب عروس رهسپار خانه على علیه‏ السلام بود، زن سائلى پیش آمد، و در برابر عروس اظهار احتیاج به لباس نمود. فاطمه علیه السلام مظهر تقوا و ایثار، همراهان را به دور خود جمع کرد، و بى درنگ «لباس عروسی» را از تن در آورد و به آن زن فقیر بخشید. حضرت با این عمل، دیگرى را برخود مقدّم داشت. این عمل وى به قدرى جالب و این فداکارى، به اندازه‏اى بزرگ است که تاکنون تاریخ نتوانسته نمونه‏اى از آن را در خاطره خود ثبت نماید. آرى، زهراى اطهر با همان لباس معمولى به خانه شوهر رفت و سند ایثار در چهره درخشان زندگی‏اش ثبت گردید.۱۶

فاطمه علیهاالسلام و خانواده‏اش، مأواى بیچارگان و نیازمندان بودند. على علیه‏ السلام و زهرا سه روز روزه نذر گرفتند و هر سه روز، غذاى افطار خود را به یتیم، مسکین و اسیر دادند. خداى متعال در تقدیر از این ایثار خالصانه، که جز به خاطر خدا انگیزه دیگرى نداشت، سوره «هل أتی» را نازل فرمود.

۱۳. فعالیت‏هاى سیاسى ـ اجتماعی

فاطمه علیه السلام در برابر مسائل سیاسى و اجتماعى جامعه اسلامى، بى تفاوت نبود و پیوسته جبهه حق را یارى می‏کرد. در صحنه ‏هاى اجتماعى و دفاع از دین و رهبر، حاضر بود. حضرت در جنگ اُحُد شرکت داشت و به امدادگرى و مداواى زخم‏هاى رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم مشغول بود. پس از رحلت رسول اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله ‏وسلم که خلافت غصب شد و «فدک» را از او گرفتند، همراه زنان بنى هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر، در خطبه‏اى غرّا که پشت پرده خواند، از بدعت‏ها، ستم‏ها، حق کشی‏ها، فراموش کردن وصیّت پیامبر و احیاى سنّت‏هاى جاهلى انتقاد کرد.

فاطمه علیه السلام در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبرى امت اسلامى، از هیچ کوششى فروگذار نکرد و این امر را تکلیف خود دانست. گاهى شب‏ها همراه على علیه ‏السلام به در خانه مهاجرین و انصار می‏رفت و حمایت از ولایت و وصیت رسول را در یادها زنده می‏کرد و آنان را به دفاع از حقّ شوهرش در مسئله خلافت و حقّ خودش فرا می‏خواند، اگرچه جز کلامى سرد و بى مهر نمی‏شنید!

فاطمه علیه السلام عنایت ویژه‏اى به مسئله دفاع از امامت و ولایت امام على علیه‏ السلام داشت و به عنوان یک وظیفه اجتماعى در قالب‏هاى مختلف، روى آن اهتمام و جدّیت می‏ورزید. در مسئله «فدک» آن چیزى که جوهر اصلى کارها و پیگیری‏ هاى حضرت فاطمه علیه السلام بود، همان دفاع از «حقّ ولایت حضرت امیرمؤمنان علیه السلام » بود. حتّى آخرین وصیّت او یعنى تشییع، به خاک سپارى و مخفى نگه داشتن قبر هم در واقع تداوم حضور سیاسى و اجتماعى حضرت زهرا علیه السلام بود. این وصیّت، میزان هدفدارى و بزرگوارى ایشان را نشان می‏دهد. تا حضرت زنده بود، على علیه ‏السلام حامى نیرومندى داشت. به تعبیر بعضى از بزرگان: «به خاطر فاطمه علیه السلام ، حُرمت حضرت امیرمؤمنان علیه‏ السلام را تا حدّى پاس می‏داشتند؛ اما پس از شهادت آن مظلومه، على علیه‏ السلام تنها و بى پناه و مظلوم‏تر شد.» در یک جمله، فاطمه، فدایى امامت و رهبریت شد.

اینها و نمونه‏ هایى دیگر از سیره رفتارى آن بانوى بی‏ همتا، جلوه‏هاى الگو بودن او براى همه فضیلت خواهان و حق جویان است که در پى «اُسوه» و سر مشق «چگونه زیستن»اند.

امید است این خصلت‏ها و رفتارها، چون تابلویى، پیوسته در برابر دیدگان‏مان باشد. و اگر همواره آن حضرت را سرمشق و اسوه می‏دانیم و معرّفى می‏کنیم، «ابعاد الگویی» او را نیز در قالب سیره عملى و رفتارى حضرتش بشناسیم و بشناسانیم. زیرا این گونه، بهتر می‏توان مَشى و مرام فاطمى را در بستر زندگى و اخلاق عینى پیاده کرد.

نکته‏ ها

الف) ناگفته نماند آنچه فاطمه علیه السلام را اسوه و نمونه ساخته، کمال انسانى اوست و بدین خاطر، متعلّق به عالم انسانیت است.

ارزش‏هاى انسانى، اختصاص به زن یا مرد ندارد و به تبع آن، اسوه‏ هاى انسانى نیز همین گونه ‏اند.

در یک جمله، فاطمه علیه السلام چنان که اسوه زنان است، اسوه مردان نیز هست. همان گونه که پیامبر صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم و امامان علیه ‏ السلام این چنین‏ اند.

ب) باید توجّه داشت که سنّت‏هاى الهى و قوانین هستى، که قواعد حاکم بر زندگى انسان بخشى از آن است، همه ثابت و غیر قابل تغییرند. رابطه انسان با خدا و با جامعه و طبیعت، رابطه‏اى است که در جوهر خود از اصول ثابتى تبعیت می‏کند و قابل تغییر نیست و حضرت زهرا علیه السلام به عنوان زنى که عالِم به این ارزش‏ها بوده و بر طبق موازین الهى و انسانى زندگى می‏کرده، می‏تواند الگوى همه انسان‏ها تا «انتهاى تاریخ» باشد.

به عبارت دیگر، همان طور که «دین» امر ثابتى است، «الگو»هم می‏تواند ثابت و جاودانه باشد؛ لذا زندگى و سلوک آن حضرت همواره براى انسان‏ها «چه در حال و چه در آینده» اسوه و الگوست.

ج) از خصوصیات اسوه‏هاى الهى این است که همواره از سایر افراد بشر در مراتب کمال انسانى پیشقدم هستند و این تقدّم به صورتى است که بشر هرچه در ابعاد مختلف رشد کند، بازهم نمی‏تواند بی‏نیاز از آنان باشد. ما انسان‏ها هرچه سعى و تلاش کنیم، به افق فضائل آنان نمی‏رسیم و نمی‏توانیم در حدود آنان و مانند آنها عمل کنیم، ولى باید در محدوده توان و استعداد خود در مسیر آنان حرکت نماییم.

این که می‏گوییم فاطمه علیه السلام یا سایر حضرات معصومان علیهم‏ السلام الگوى همگانند، بدان معنا نیست که باید فاطمه علیه السلام یا على علیه‏ السلام شد، بلکه مقصود «فاطمه‏ وار بودن و فاطمه گونه زیستن» است… .

در سخنى از صادق آل محمّد علیه ‏السلام آمده است: به خدا سوگند! من شما و روح‏های‏تان و بوى خوش‏تان را دوست می‏دارم. ما را در این جهت با پرهیزکارى و تلاش خود یارى کنید. هرگز به ولایت ما نمی‏رسید جز با کوشش و تقوا. و کسى که دیگرى را به عنوان «امام» و «اسوه» برگزیده است، باید عملش مطابق با عمل او باشد.۱۷

پی ‏نوشت‏:

۱. نور / ۳۵.

۲. فاطمه در کلام اهل سنّت، ص ۳۴۳.

۳. مناقب آل ابى طالب، ج ۳، ص ۳۳۸.

۴. آل عمران / ۴۲؛ اَمالى، صدوق، ص ۴۳۷.

۵. ربیع الابرار، ج ۲، ص ۱۰۴.

۶. بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۳۱.

۷. حجر / ۴۴.

۸. اخلاق حضرت فاطمه(س)، ص ۱۷.

۹. علل الشرایع، ص ۲۱۵.

۱۰. نور، / ۶۳.

۱۱. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۹۳.

۱۲. اخلاق حضرت فاطمه(س)، ص ۶۳.

۱۳. احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۴۰۰.

۱۴. سفینه‏البحار، ج ۱، ص ۵۷۱.

۱۵. کشف الغمّه، ج ۲، ص ۹۲. البته در بعضى از روایات آمده امام حسن(ع) سؤال رسول خدا(ص) را از مادرش پرسید و زهرا(س) جواب فوق را داد. ر.ک: وسایل الشیعه، ج ۲، ص ۹.

۱۶.بااقتباس‏ازالوقایع‏والحوادث،ملبوبى،ج۴،ص۱۸۶.

۱۷. ارشاد القلوب، دیلمى، ص ۱۰۱، چ بیروت.

منبع :سایت راسخون

دعای امام حسن(علیه‌السلام) و نزول مائده آسمانی

اشاره:

دعا چیزی است که خداوند متعال در قرآن کریم به آن ارج نهاده و خداوند وعده داده هر که او را بخواند دعیش را مستجاب می. هرچند برای استجابت دعا شرایطی وجود دارد که تمام این شرایط در پیامبران و اولیای الهی فراهم است. از این‌رو دعای امامن معصوم در درگاه خدای متعال مستجاب است. در این نوشته مختصر قصه ای درباره دعای امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) بیان گردیده است.

 

یکى از اصحاب امام حسن مجتبى (علیه‌السلام) گفت:

روزى آن حضرت از شهر مدینه منوّره عازم شهر شام شد.

من نیز با عدّه اى – که تعداد آن ها هفتاد نفر بود – به همراه حضرت حرکت کردیم .

امام (علیه‌السلام) هنگام حرکت ، روزه بود و هیچگونه آذوقه و زاد و توشه اى همراه خود برنداشته بودیم .

چون مقدارى از مسافت را پیمودیم ، خورشید غروب کرد و نماز مغرب و عشاء را به امامت آن حضرت خواندیم ؛ و بعد از نماز، حضرت دست به دعا برداشت.

و هنگامى که دعایش به درگاه خداوند متعال پایان یافت، ناگاه متوجّه شدیم که درى از آسمان گشوده شد و ملائکه الهى به همراه زنبیل هایى که پر از میوه و اشیاء خوراکى بود، وارد شدند.

و سپس آن غذاهاى داغ و لذیذ؛ و همچنین میوه ها را جلوى میهمانان امام حسن مجتبى (علیه‌السلام) چیدند؛ و همه ما به همراه آن حضرت از آن غذاها و میوه ها میل کردیم .

و چون بسیار خوش طعم و لذیذ بود؛ و از جهتى ما نیز راه زیادى را پیموده بودیم و خسته و گرسنه شده بودیم ، طبیعى بود که زیاد خوردیم .

ولى بدون آن که چیزى از غذاها و میوه ها کم شده باشد، ملائکه آن ها را جمع کرده و به آسمان بالا بردند[۱]

پی نوشت:

[۱] . مدینهالمعاجز: ج ۳، ص ۲۳۵، ح ۸۵۴، اثبات الهداه : ج ۲، ص ۵۶۱، ح ۲۵.

مائده آسمانی

 

اشاره:

مائده اسم پنجمین سوره قرآن است مائده به معنای سفره غذا یا خود غذاست. این سوره را به این دلیل مائده نامیده‌اند که داستان نزول مائده براى یاران حضرت عیسی را بیان می‌کند و این واژه دو بار در این سوره به کار رفته است و در هیچ سوره‌ دیگری استعمال نشده است. در جملات زیر از نزول مائده بر حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) سخن گفته شده است.

 

زمخشری در تفسیر خود، ذیل آیه ی «کلّما دخل علیها زکریّا»[۱] از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند:

«در یکی از روزهای قحطی مدینه که گرسنگی طاقتم را برده بود، زهرا برایم طبقی از غذا را فرستاد. غذا را گرفته و به خانه ی زهرا درآمدم. او را صدا زدم. آمد و پارچه ای از روی طبق کنار زد. دیدم پر از گوشت و نان است. تعجّب کردم و دانستم که این مائده های آسمانی است. به زهرا گفتم: این از کجاست؟ جواب داد: «از جانب خدای سبحان. او هر که را بخواهد بی حساب روزی می دهد.»

اشک شوق بر دیدگان رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) دوید؛ آنگاه فرمود:

«حمد به خدایی که تو را شبیه مریم قرار داد.»

و سپس حضرت علی، امام حسن و امام حسین (علیهم السّلام) و تمامی همسرانش را فرا خواند و همه از آن خوردند و سیر شدند؛ در حالی که هنوز غذاها باقی بود.

حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) برای تمامی همسایگان هم از آن فرستاد. آن روز، گرسنگان «مدینه» هم به برکت کرامت حضرت زهرا (علیه السّلام) سیر شدند.[۲]

پی نوشت:

[۱] . سوره ی آل عمران(۳)، آیه ۳۷.

[۲] . چشمه در بستر، صص ۱۸۶-۱۸۷.

فاطمه (س) در آیینه فضایل

در طول تاریخ همواره کتابهای متعددی درباره یگانه گوهر عالم هستی و سر مستتر الهی فاطمه زهرا علیه السلام نوشته شده است که از آن جمله، می توان از کتب عامه به: «اتحاف السائل بمالفاطمه – رضی الله … عنها – من الفضائل » ، از محمد حجازی شافعی؛ «الثغور الباسمه فی مناقب السیده فاطمه » ، از جلال الدین سیوطی؛ «فضائل فاطمه الزهرا علیها السلام »، از حاکم نیشابوری، و از کتب شیعیان به: «الروضه الزهرا فی مناقب فاطمه الزهرا» ، از محمد بن احمد خزاعی؛ «فضائل الزهرا علیها السلام » ، از احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی؛ «الاربعون حدیثا فی فضائل السیده فاطمه علیه السلام » ، از نجم الدین شریف عسکری، و دهها کتاب دیگر اشاره کرد.

استاد علی محمد علی دخیل می گوید: «کتابخانه عمومی علمین در نجف به سال ۱۳۸۷ق. از کسانی که در مورد فاطمه زهرا علیها السلام کتاب یا مقاله ای نوشته اند، فراخوانی داده و این جانب حدود ۳۰۰ کتاب که درباره ایشان نوشته شده بود، جمع کردم».[۱]

در این مقاله می کوشیم تا به قدر وسع، هشت منقبت از مناقب بسیار آن حضرت را به رشته تحریر در آوریم، که:

                                آب دریا را اگر نتوان کشید                      هم بقدر تشنگی باید چشید

۱ . پیدایش فاطمه علیها السلام

در روایات زیادی به این مطلب اشاره شده که فاطمه زهرا علیها السلام نطفه اش از میوه بهشتی تکون یافته است. از آن جمله، روایتی است که در امالی صدوق آمده که امام رضا علیه السلام فرمود: «پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی به معراج رفتم، جبرئیل دست مرا گرفت و وارد بهشت نمود . پس رطب بهشتی به من داد که آن را خوردم و آن غذا در صلبم به نطفه تبدیل شد . پس چون به زمین آمدم، با خدیجه همبستر شدم و او به فاطمه حامله شد .»[۲]

هم چنین از مناقب آن حضرت، این است که پیامبر صلی الله علیه و آله برای به وجود آوردن فاطمه علیها السلام مامور به چهل روز عبادت شد و عظمت این منقبت آنجا روشن می شود که حضرت موسی علیه السلام نیز برای آوردن تورات مامور به چهل روز عبادت شده بود . اگر چه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای آوردن قرآن مدتی را در غار حرا معتکف بود، ولی برای ایجاد فاطمه علیها السلام مامور به چنین عبادت طولانی گردید.

علامه مجلسی روایت می کند که «روزی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در سرزمین ابطح نشسته بود و با او عمار و منذر بن ضخصاح و ابوبکر و عمرو عباس بودند. علی علیه السلام هم در آن جمع بود که جبرئیل به صورت اصلی بر حضرت نازل شد و عرض کرد: خدا به تو سلام رسانده، می فرماید که باید چهل روز از خدیجه دوری کنی … پس چون چهل روز به پایان رسید، جبرئیل نازل شد و گفت: خدایت سلام می رساند و می فرماید: خود را برای هدیه و تحفه ای آماده کن. حضرت فرمود: آن تحفه چیست؟ در جواب گفت: از این تحفه خبری ندارم . بعد از آن، میکائیل فرود آمد و با او طبقی بود و حضرت روزه خود را با طعام درون طبق افطار کرد . بعد از آن، جبرئیل خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: خداوند به ذات خود سوگند یاد نموده که امشب از صلب تو ذریه ای طیب بیافریند».[۳]

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض

ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود

۲ . شباهت به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله

ام سلمه می گوید: «فاطمه علیها السلام شبیه ترین مردم از لحاظ صورت به پیامبر صلی الله علیه و آله بود .»[۴] و عائشه می گوید: «شبیه تر از فاطمه علیها السلام در گفتار به پیامبر صلی الله علیه و آله ندیدم» .[۵] و جابر می گوید: «هر گاه فاطمه راه می رفت، به یاد حضرت رسول صلی الله علیه و آله می افتادم» .[۶] پس فاطمه شبیه ترین مردم به پیامبر بود صورتا و سیرتا و کلاما .

۳ . ایمان و کمال

در روایتی آمده که ابوذر روزی به خانه علی علیه السلام می رود و علی علیه السلام را صدا می زند، ولی کسی جواب نمی دهد، در حالی که سنگ آسیا خود به خود در حال چرخش بوده . پس جریان را به حضرت رسول خبر داده و پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: «ان ابنتی فاطمه ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا؛[۷]  خداوند قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان و یقین پر نموده است .» بنابراین، چون خداوند ضعف فاطمه را می دانست، با فرستادن فرشته او را در زندگی یاری می دهد .

ابن صباغ در کتاب خود؛ «الفصول المهمه » از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: «کمل من الرجال کثیر ولم یکمل من النساء الا مریم بنت عمران وآسیه بنت مزاحم امراه فرعون وخدیجه بنت خویلد وفاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله؛ مردان بسیاری [از لحاظ ایمان] کامل شده اند، اما از زنان تنها مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون و خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه و آله به کمال رسیدند .» این روایت را مسلم و بخاری و ترمذی نقل نموده اند.[۸]

به خاطر همین منزلت، حضرت فاطمه علیها السلام از نخستین کسانی است که به بهشت می رود.[۹] در روایتی می خوانیم: «اول شخص یدخل علی الجنه فاطمه بنت محمد؛ [۱۰] اول کسی که وارد بهشت می شود، فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله است.»

۴ . علم فاطمه علیها السلام

از دیگر فضائل فاطمه زهرا علیها السلام علم ایشان به آینده و حوادث قبل است . سلمان می گوید: «روزی عمار به من گفت: آیا خبر عجیبی به تو بدهم؟ گفتم: آری! عمار گفت: علی بن ابی طالب علیه السلام را دیدم که بر فاطمه وارد شد؛ چون چشم فاطمه بر او افتاد، گفت: اجازه می دهی از گذشته و حال و آینده تا روز قیامت خبر دهم .

عمار می گوید: سپس دیدم که امیرمؤمنان علیه السلام به عقب برگشت و به مسجد رفت و خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نزدیک بیا یا ابا الحسن! چون نزدیک پیغمبر رسید فرمود: تو می گویی یا من بگویم؟ حضرت امیر علیه السلام عرض کرد: حدیث شما و کلام شما بهتر است و آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله جریان را بیان نمودعمار می گوید: امیرمؤمنان بعد از آن، از مسجد خارج شد و من هم با او بیرون رفتم و بر فاطمه وارد شد و حضرت فاطمه علیها السلام از آنچه علی علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله گفته بود، خبر داد» .[۱۱]

هم چنین در روایتی از امام کاظم علیه السلام نقل شده که فرمود: «فاطمه علیها السلام از تمام صحابه داناتر بود، جز از شوهرش».[۱۲] و مکرر می شد که پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را به فاطمه زهرا علیها السلام ارجاع می داد و او به مردم پاسخ کافی می داد، چرا که آنچه را که دیگران نمی دانستند می دانست .

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله با عده ای از اصحاب خود نشسته بودند، رو به اصحاب کرده، فرمودند: «برای زنان چه چیزی بهتر است؟ آنها نتوانستند جوابی بگویند . حضرت علی علیه السلام این خبر را به فاطمه علیها السلام رسانید و آن حضرت پاسخ داد که: شما نگفتید بهترین چیز برای زن آن است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببیند؟» علی علیه السلام این جواب را به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد . حضرت فرمودند: «چه کسی این جواب را به تو گفت؟» عرض کرد: فاطمه علیها السلام. حضرت فرمودند: «راستی که او پاره تن من است».[۱۳]

چه بسیار اتفاق می افتاد که زنان مسائل خود را از فاطمه زهرا علیها السلام می پرسیدند .از ایشان کلمات گوهرباری هم رسیده که خود بهترین دلیل بر علم و فضل ایشان می باشد؛خصوصا خطبه های توحیدی آن حضرت که همسنگ خطبه های توحیدی نهج البلاغه می باشد .

اگر ابن ابی الحدید در مورد خطبه های توحیدی علی علیه السلام می گوید: «واعلم ان التوحید والعدل والمباحث الشریفه الالهیه ما عرفت الا من کلام هذا الرجل وان کلام غیره من اکابر الصحابه لم یتضمن شیئا من ذلک اصلا ولاکانوا یتصورونه ولو تصوروه لذکروه؛[۱۴]  و بدان که توحید و عدل و مباحث شریف الهی جز از کلام این مرد شناخته نشد و بی شک در کلام غیر او از بزرگان صحابه چیزی از اینها اصلا وجود ندارد و تصور آن را هم نمی کردند . و اگر آن را تصور می کردند، بیان می نمودند.» باید گفت این جملات در مورد فاطمه زهرا علیها السلام هم صحیح می باشد و باید گفت: «هذه المباحث ما عرفت الا من کلام هذا الرجل وزوجته » و چه خوب فرمود، مرحوم آیه ا … العظمی غروی اصفهانی:

حامل سر مستمر حافظ غیب مستتر

دانش او احاطه بر دانش ما سوا کند

۵ . لباس بهشتی

روزی بعضی از یهودیان خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیده، گفتند: ما حق همسایگی داریم، درخواست می کنیم دخترت فاطمه را به عروسی ما بفرستی تا مجلس جشن ما به قدوم آن حضرت زینت گیرد . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه، زن علی بن ابیطالب است و در اطاعت او می باشد . اما آنها اصرار کردند که تو شفاعت کن که علی به او اجازه دهد . بعد از اجازه، یهودیان خود را به هر آنچه از لباسهای خوب و فاخر و جواهرات داشتند، آراستند و گمان می کردند که فاطمه علیها السلام با لباس فقیری می آید و او را استهزاء می کنند؛ اما جبرئیل نازل شد و یک لباس بهشتی با جواهرات بی نظیری – که چشم روزگار مانند آن را ندیده بود – با خود آورد و فاطمه علیها السلام آن را پوشید و به مجلس عروسی رفت و زنان چون این منظره را دیدند، به سجده افتاده، مسلمان شدند و به سبب آن بسیاری دیگر از یهودیان هم مسلمان شدند».[۱۵]

۶ . مائده آسمانی

نزول مائده آسمانی برای فاطمه علیها السلام مکرر اتفاق افتاده است. در روایتی آمده: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به خانه فاطمه زهرا علیها السلام رفت و وقتی وارد شد، دید چهره فاطمه زرد است . از حال او سؤال کرد . جواب داد: سه روز است که غذا نخورده ایم . پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و حسن و حسین علیهما السلام را بر پای راست و چپ خود نشاند. بعد از آن علی علیه السلام وارد شد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله رو به آسمان کرد و فرمود: «الهی وسیدی ومولای هؤلاء اهل بیتی اللهم اذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا؛ ای خدا و آقا و مولای من! اینها اهل بیت من هستند . خدایا! پلیدی را از آنها ببر و آنها را حقیقتا پاک گردان .»

بعد از آن فاطمه بلند شد و دو رکعت نماز گذارد و دست ها را رو به آسمان برده، فرمود: «الهی وسیدی هذا محمد نبیک وهذا علی ابن عم نبیک وهذان الحسن والحسین سبطا نبیک، الهی انزل علینا مائده من السماء کما انزلتها علی بنی اسرائیل؛ ای خدا و آقای من! این محمد پیامبر تو و این علی پسر عموی پیامبر تو و این دو حسن و حسین دو فرزند پیامبر تو هستند . خدایا! مائده ای از آسمان بر ما نازل کن! همان گونه که بر بنی اسرائیل نازل فرمودی .» پس غذایی برای آنها فراهم شد و علی علیه السلام گفت: این از کجا بوده؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای اباالحسن! بخور و سؤال نکن! خدا را شکر که نمردیم و خدا فرزندی را به ما مرحمت کرد، مانند مریم که «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا؛[۱۶] هرگاه زکریا بر او در کنار محراب وارد می شد، نزد او رزقی را مشاهده می کرد.»

۷ . همسر علی علیه السلام

از دیگر افتخارات فاطمه علیها السلام این است که پدری هم چون رسول الله صلی الله علیه و آله و همسری هم چون علی ابن ابی طالب علیهما السلام داشت و اگر علی علیه السلام نبود، هیچ همتایی برای فاطمه نبود تا با او ازدواج کند.[۱۷]

در روایتی از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: «به فاطمه چهار چیز در دنیا داده شده: ۱ . پدری همچون من؛ ۲ . شوهری همچون علی؛ ۳ . فرزندانی همچون حسن و حسین … .»[۱۸]

بضعه سید بشر ام ائمه غرر

کیست جز او که همسری باشه لافتی کند

۸ . محبت فاطمه علیها السلام

حب و بغض معصومین علیهم السلام – که از جمله آنها فاطمه زهرا علیها السلام می باشد – در بسیاری از روایات مورد تاکید قرار گرفته است؛ به طوری که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روایتی فرمودند: «خدایا! تو خود شاهد باش که من دوستدار آن کسی هستم که آنها را دوست بدارد و دشمنم با آنکه آنها را دشمن می دارد .»[۱۹] اما به طور خصوص در مورد محبت فاطمه علیها السلام روایتی نقل شده که دلالت بر عظمت مقام آن بانوی یگانه می کند .

سلمان روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «من احب فاطمه ابنتی فهو فی الجنه معی ومن ابغضها فهو فی النار، یا سلمان حب فاطمه ینفع فی ماه مواطن ایسر تلک المواطن الموت والقبر والمیزان والحشر والصراط والمحاسبه فمن رضیت عنه ابنتی فاطمه رضیت عنه ومن رضیت عنه رضی الله عنه؛[۲۰]هر کس فاطمه دخترم را دوست بدارد، او در بهشت با من خواهد بود و هر کس او را دشمن دارد، در آتش است . ای سلمان! محبت فاطمه در صد جا سود می رساند که کمترین آن جاها مرگ و قبر و میزان و حشر و صراط و محاسبه اعمال است . پس هر کس دخترم فاطمه از او راضی باشد، از او راضیم و هر کس من از او راضی باشم، خداوند از او راضی است .»

این گوشه ای از فضائل آن گوهر یکتا بود که در این مقال به رشته تحریر در آمد و باید در وصف آن حضرت گفت:

وصف تو بگذشت از قدر عقول

عقل در شرح شما شد بوالفضول

 پی نوشت ها:

[۱] . فاطمه الزهرا علیها السلام، ازسلسله اعلام النساء (۳)، علی محمد علی دخیل، مؤسسه اهل البیت بیروت، ص ۱۴۸ .

[۲] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۴ .

[۳] . همان، ج ۱۶، صص ۸۰ – ۷۸٫

[۴] . همان، ج ۴۳، ص ۵۵ .

[۵] . همان، ص ۲۵؛ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۷، ح ۴۷۳۲ .

[۶] . همان، (بحار)، ص ۵۳ .

[۷] . همان، ص ۲۹ .

[۸] . الفصول المهمه، ابن صباغ، نشر دارالاضواء بیروت، ص ۱۳۷ .

[۹] . مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۵۱؛ فاطمه الزهراء، ص ۲۸ .

[۱۰]. الفصول المهمه، ص ۱۳۷ .

[۱۱] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۸ .

[۱۲] . زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام، حسین عمادزاده، ص ۱۸۱ .

[۱۳] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۴٫

[۱۴] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، به تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، داراحیاء الکتب العربیه، ج ۶، ص ۳۴۶ .

[۱۵] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۰ .

[۱۶] . همان، ص ۷۳ و نیز ر . ک: همان، ص ۳۱، ۵۰، ۶۸ و ۵۹ .

[۱۷] . اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، با ترجمه سید جواد مصطفوی، انتشارات علمیه اسلامیه، ج ۲، کتاب الحجه، باب مولد فاطمه زهرا علیها السلام، ص ۳۶۰، ح ۱۰ .

[۱۸] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۷ و ۵۸ .

[۱۹] . همان، ص ۲۵ .

[۲۰] . بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۱۱۶٫

منبع : حوزه نت.

فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)

حضرت فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنايت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مى شد كه اينك به برخى از آنها اشاره مى كنيم:

پيامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هريك از زنانش مراجعه كرد، ولى آنان نيز طعامى نداشتند. سرانجام به خانه ى دخترش فاطمه عليهاالسلام سركشيد، تا در آن خانه ى اميد به مقصود رسد، ولى فاطمه عليهاالسلام و بچه هايش گرسنه بودند و تكه  نانى در آنجا نيز به دست نيامد.

هنوز چند دقيقه بيش نبود كه رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترك كرده بود كه مختصر طعامى از سوى يكى از همسايه ها به آن بانو رسيد. فاطمه عليهاالسلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه مى مانم، ولى اين تكه نان و گوشت را به پدرم مى خورانم، و لذا يكى از حسنين را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانه اش دعوت كرد.

فاطمه اهدايى همسايه را كه دو تكه نان و مختصر گوشتى بود، در يك ظرف سرپوشيده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر ديدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه عليهاالسلام خود نيز از اين مائده ى آسمانى تعجب مى كرد و خيره خيره به آن تماشا مى نمود. رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! اين طعام چگونه و از كجا رسيد؟ فاطمه عليهاالسلام جواب داد:

هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشا بغير حساب. فقال: الحمدللَّه الذى جعلك شبيهه بسيدة نسا بنى اسرائيل فانها كانت اذا رزقها اللَّه شيئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشاء بغير حساب.» (1)
آن از بركات و الطاف الهى است، خداوند به هركسى بخواهد بدون محدوديت عطا مى كند.
رسول خدا چون سخن دخترش را شنيد فرمود: سپاس خدايى را كه تو را همانند مريم سرور زنان بنى اسرائيل قرار داده، زيرا او نيز هرگاه مورد عنايت الهى قرار مى گرفت و خداوند برايش مائده مى فرستاد، كه جواب سؤال مى گفت: اين طعام از جانب خدا است، او به هركسى بخواهد روزى بى حساب مى دهد.

آنگاه رسول خدا على عليه السلام را نيز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سير شدند و زنان و اهل بيت پيامبر نيز دعوت شدند و خوردند، ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود. حتى فاطمه عليهاالسلام براى همسايگان نيز از طعام آسمانى كه از الطاف خفيه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت…. (2)

موائد آسمانى براى فاطمه عليهاالسلام در يكى دوبار محدود نمى گردد، او بارها از خداوند خويش درخواست طعام كرد و پروردگار عالم نيز بى درنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله: روزى اميرالمؤمنين على عليه السلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه عليهاالسلام طعام خواست، ولى در خانه چيزى نبود. فاطمه عليهاالسلام گفت: يا على! در خانه طعامى نيست، من و بچه هايت دو روز است كه گرسنه ايم و مختصر طعامى هم كه بود، آن را به تو خورانديم و خود در گرسنگى صبر كرديم.

على عليه السلام از شنيدن اين سخن فوق العاده ناراحت گشته و اشك در چشمانش حلقه زد و براى تهيه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و يك دينار قرض گرفت تا مشكل گرسنگى خانواده اش را برطرف سازد، ولى نشد. چرا؟! چون يكى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گريه زن و بچه ها او را در بيرون از خانه آواره كرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چاره اش بدون چاره….
على از درد او آگاه شد و مانند هميشه ايثار كرد و ديگران را بر خود و خانواده اش مقدم داشت و بدين وسيله يكى از دوستانش را كه مقداد نام داشت خوشحال و خوش دل ساخت.

على عليه السلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد كرد و مشغول عبادت شد از آن سو پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مأمور گشت شب را در خانه ى على بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست على را گرفت و فرمود: على جان! امشب مرا به مهمانى خود مى پذيرى؟ مولاى متقيان سكوت كرد، چرا كه زمينه پذيرايى نداشت و فاطمه عليهاالسلام و حسنين گرسنه مانده بودند و پول تهيه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله دوباره اظهار داشت: چرا جواب نمى دهى؟ يا بگو: بلى، تا با تو آيم و يا بگو: نه، تا راه ديگر پيش گيرم. على عليه السلام عرض كرد: يا رسول اللَّه! بفرماييد.

رسول خدا دست على را گرفت، دست در دست او به خانه ى فاطمه عليهاالسلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا ديدار كردند، فاطمه عليهاالسلام در حال نماز و نيايش بود و خدا را مى خواند، او صداى پدر را شنيد و به سوى او آمد و خوش آمد گفت و سفره را باز كرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سير كند و چاره نيافته ها را چاره ساز باشد.

على عليه السلام به فاطمه عليهاالسلام خيره خيره نگاه مى كرد و با زبان بى زبانى سؤال مى نمود: يا فاطمه! اين طعام از كجا؟
پيش از آنكه فاطمه عليهاالسلام جواب گويد رسول خدا دست بر دوش على گذاشت و جواب داد: يا على! هذا جزا دينارك من عنداللَّه.
اين غذا پاداش آن دينارى است كه به مقداد دادى.
خداوند به شما جريان زكريا و مريم را تكرار كرد. (3) و از طعام هاى بهشتى مرحمت نمود… (4)

1 ـ آل‏ عمران/ 37.

2 ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 51 و 52، ش 382- تجليات ولايت، ج 2، ص 319- فضائل خمسه، ج 3 ص 178- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 339- جلاءالعيون شبر، ج 1، ص 136.

3 ـ اشاره است به آيه‏ى 37 سوره‏ى آل‏عمران كه زكريا موائد آسمانى را در محراب مريم ديد.

4 ـ محجة البيضاء، ج 4، ص 213- بحار، ج 43، ص 59، و ج 41، ص 30 با اختصار.