قادیانیه

نوشته‌ها

چاره جویی در برابر جریان یمانی

اشاره:

فتنه های رنگارنگ که از سوی شیاطین واعوان وانصار آن ها برای فریب وانحراف مردم از صراط مستقیم تدارک دیده می شود ، همیشه بوده وهست، در قرنهای اخیر استعمار و قدرتهای شیطانی برای سرکوبی اسلام به خصوص مذهب شیعه  راه های مختلفی را پیموده و برای این هدف فرقه هایی مانند فرقه وهابیت و داعش را علیه اسلام و مذهب شیعه تأسیس کردند.  در عرض دین اسلام فرقه ای به نام بهائیت را به وجود آوردند.در هندوستان فرقه قادیانیه را برای دفاع از انگلیس ایجاد کردند و امروز نیز فرقه یمانی را  در عرض مذهب شیعه ساخته اند. در این مقاله به مسائل چاره جویی دربرابر این فرقه پرداخته شده است.

در مقابل این فتنه ها و انحرافات هیچ پناهگاه امنی ، و تضمینی برای سلامتی عقیده و دین جز تمّسک جستن به ثقلین (قرآن و عترت ) وجود ندارد. چرا که پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) فرمود : «انّی تارک فیکم الثقلین (امرین)کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی أبداً» [۱]. پیامبر خدا(صلی‌الله علیه و آله) در این حدیث فرموده که که من دو چیز گرانبها را برای شما گذاشتم اگر به هر دوی آنها تمسک بجویید بعد از من هرگز گمراه نمی شوید.

امّا استفاده صحیح از کتاب وعترت ، بدون مراجعه به کارشناسان ومتخصّصان این فن ، یعنی علمای دین ، هرگز امکان پذیر نیست. این یک مطلب عقلائی وعرفی است ، که برای شناخت هر چیزی به متخصّص آن باید رجوع کرد . بالاتر از این ، خود قرآن وعترت مردم را به رجوع به علماء ربّانی، به عنوان نائبان وخلفای ائمه در عصر غیبت، ارشاد فرموده‌اند.

قرآن می‌فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛‏ اگر نمى‏دانید، از آگاهان بپرسید»[۲].

همچنین امام صادق (علیه‌السلام) فرمود : «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَهُ الْأَنْبِیَاءِ وَ ذَاکَ أَنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِینَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِیثَ مِنْ أَحَادِیثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً »[۳] یعنی علما وارثان انبیاء هستند؛ زیرا انبیاء درهم و دینار به ارث نمی گذارند و همانا احادیث را به ارث می گذارند. پس هرکسی چیزی از این احادیث را بگیرند حظ وافری را گرفته است.

امام حسین (علیه‌السلام) در یک حدیث طولانی فرموده است: « ذلک بأنّ مجاری الأمور و الأحکام علی ایدی العلماء بالله الأمناء علی حلاله وحرامه »[۴]. چرا که مجاری امور واحکام به دست علماء الهی وامناء بر حلال وحرام خدا گذاشته شده است.

امام هادی (علیه‌السلام) فرمود : «لَوْ لَا مَنْ یَبْقَى بَعْدَ غَیْبَهِ قَائِمِکُمْ (ع) مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ‏ إِلَیْهِ‏ وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُمُ الَّذِینَ یُمْسِکُونَ أَزِمَّهَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّیعَهِ کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ السَّفِینَهِ سُکَّانَهَا أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»[۵] یعنی اگر در پس غیبت امام قائم (علیه السّلام) علمائى نبودند که داعى بسوى او بوده و اشاره به او کنند، و با براهین الهى از او دفاع نمایند، و بندگان مستضعف خدا را از دام ابلیس و اعوانش برهانند، و از بند نواصب (دشمنان اهل بیت) رهایى بخشند، همه مردم از دین خدا دست کشیده و مرتدّ مى‏شدند. لکن علماء کسانى هستند که زمام قلوب شیعیان ضعیف ما را در دست داشته و مهار مى‏کنند، همچون ناخداى کشتى که سکّان آن را در دست دارد. این گروه همان شخصیتهاى برتر و افضل در نزد خداوند با عزّت و جلال مى‏باشند.

امام زمان(عج) فرمود : «وأما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا ، فانهم حجّتی علیکم وأنا حجّه الله»[۶] . در حوادث واقعه باید به راویان حدیث ما ( علماء ) رجوع کنید، زیرا آن ها از طرف من حجّت هستند ومن حجّت خدا هستم.

با وجود این راه روشن که از سوی رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) و نیز عترت آن حضرت و اهل بیت (علیهم‌السلام) برای هدایت و جلوگیری از گمراهی ترسیم شده است، برای مسلمانان و شیعیان شایسته نیست فریب منحرفین و شیادان دینی و مذهبی را بخورند. این معیارهای واضح کافی برای تشخیص مدعیان دروغین است. عجب از کسانی است که خود را شیعه می نامند اما باز هم از مسیر حق فاصله گرفته و در دام گمراهی شیادان و مدعیان دروغین می افتند.

پی نوشت:

[۱].  کلینی، الکافی، تحقیق : تصحیح وتعلیق : علی أکبر الغفاری، ج۲، ص۴۱۵، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ۴، ۱۳۶۵ش.

[۲] . نحل، ۴۳٫

[۳] . کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق،  الکافی( ط- الإسلامیه)، ج۱، ص۳۲، محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى،۸، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.

[۴] . ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول‏، ص۲۳۸، ‏محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، قم، جامعه مدرسین‏، ۱۴۰۴ق/ ۱۳۶۳ش.

[۵] . طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على أهل اللجاج( للطبرسی)، ج۱، ص۱۸، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.

[۶] . حر عاملی، وسائل الشیعه ( آل البیت )، ج۲۷، ص۱۴۰، قم، مؤسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث، چ۲، ۱۴۱۴ق.

پیروی سران بهائیت از استعمار

اشاره:

ایجاد ادیان و فرق ساختگی یکی از ترفندهای مرسوم دول استعمارگر برای به انحراف کشیدن جریان صحیح دینداری بوده است. در حقیقت هدف کلی این بوده که فرق دست ساز در نهایت جایگزین ادیان الهی شده و حداقل چهره ادیان الهی را مشوش سازند. در حوزه یهودیت و مسیحیت این امر تا حد زیادی موفقیت آمیز بوده و ما امروز شاهد گروه ها و فرقه های مختلفی مانند بهائیت هستیم که با آداب عجیب و مناسک مدرن‌تر  به وجود آورده اند. در نوشته سؤالی مطرح شده که بهائیان را به چالش می کشاند.

اینکه سران بهائیت و همچنین پیروان این فرقه در خدمت استعمار گران قرار داشته و دارند  تردیدی در آن وجود ندارد. همچنین شکی در این نیست که استعمار گران همان گونه که  سران این فرقه حمایت کرده امرو زا پیروان این فرقه علیه مسلمانان حمایت می کنند.

همفر جاسوس انگلیسی که در دوران قاجار در خاورمیانه به جاسوسی برای انگلستان می‌پرداخته در ضمن معرفی برنامه‌های وزارت مستعمرات انگلیس، برای متلاشی کردن کشورهای اسلامی و از بین بردن اتحاد اسلامی، ایجاد فرقه‌های ساختگی را مهمترین راهکار برای رسیدن به این هدف، ارزیابی می‌کند.[۱] به همین دلیل است که انگلستان در آن دوره چندین فرقه جدید به وجود آورد که مهمترین آنها قادیانیه در هند، وهابیت در عربستان و بهائیت در ایران بود.

هرچند به هنگام ظهور باب دولت تزاری نقش‌ حامی وی را بازی می‌کرد،[۲] ولی با انتقال قدرت به حسینعلی بهاء و تبعید وی به عکّا در فلسطین که تحت‌الحمایه انگلستان بود،‌ انگلیس حامی جدید مسلک تازه تأسیس بهائیت شد و حسینعلی با برخورداری از حمایت‌های این دولت توانست آب رفته را به جوی باز آورد و بابیان را از نو سازماندهی کرده آن را به شبکه جاسوسی که وظیفه‌اش ایجاد انقلاب در بین مسلمانان و جمع‌آوری اطلاعات برای کشورهای استعماری بود، تبدیل سازند.

بهائیان با حمایت‌های استعماری و به خصوص انگلیس و آمریکا تأسیس شده و به حیات خود ادامه می‌دهد به همین دلیل  هر گاه، سیاست این دولت‌ها اقتضاء کند گسترش می‌یابد و هر‌گاه حمایت‌‌ آنها کم شود در لاک خود فرو می‌رود و احکام خود را با خواسته‌های این دول تطبیق می‌دهد و اگر بخواهیم تقسیم‌ جدیدی در علم ادیان و مذاهب ابداع کنیم باید ادیان و مذاهب را به دو قسمت سیاسی و غیرسیاسی تقسیم کنیم و فرقه‌هایی چون قادیانیه، بهائیه، وهابیه را جزو فرقه‌های سیاسی بشماریم که با سیاست دول استعماری تأسیس و تأیید می‌شوند و با از دست دادن پشتوانه‌ سیاسی خود به لاک خود می‌خزند.

بنابراین بهائیان چگونه مدعی دین آسمانی هستند در حالی که این فرقه هم به وسیله استعمارگران به وجود آمده و هم امروز از سوی آنها مورد حمایت قرار دارد؟

پی نوشت:

[۱]  . خاطرات همفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی، ص ۹۳، انتشارات امیرکبیر.

[۲]  . سیری در کتاب‌های بهائیان، ص ۸۸.