فلسفه حجاب

نوشته‌ها

ضرورت حجاب در اسلام

حجاب، گویای انتخاب یک عقیده است و آدمی، عقیده و مرام را با دو خصیصه (شناخت) و (انتخاب) برمی‌گزیند، بدان می‌بالد و بر اساس آن زندگی می‌کند و تمامی رفتارهای خود را بر اساس آن شکل می‌دهد. هرچه شناخت و اختیار انسان، عمیق‌تر شود، عقیده و مرام او نیز پایدارتر است. حجاب نیز این چنین است؛ یعنی محصول شناخت و بینش‌هایی است که (زن) از هستی، انسان، روابط اجتماعی و چگونگی تکامل و رشد صحیح خود دارد. او بدین باور رسیده است که با پوشش دادن به خود، سیر معنوی جامعه را سرعت می‌بخشد و مانعی بر سر راه به وجود نمی‌آورد، چرا که هر کس ـ چه زن و چه مرد ـ جاذبه‌های ثروت، شهرت، مقام و یا بدن را به چشم دیگران آورد، رهزنی کرده و آدمیان را از مسیر رشد و فلاح باز داشته است. مشغول داشتن انسان‌ها به جاذبه‌ها و به نمایش گذاشتن آن ه، چشم و دل انسان‌های کم ظرفیت را کور می‌کند و از نور معرفت محروم می‌دارد؛ از همین رو است که (حجاب) و (پوشش) واجب شده است.

این چنین پوشش، برای سیه‌دلانی که به (فلاح) و (رستگاری) نمی‌اندیشند و در صدد تاراج سرمایه و جاذبه‌ها هستند، همیشه مانع بزرگی بوده است، از این رو در طول تاریخ همواره در صدد کشف حجاب از زنان بوده‌اند. استعمارگران که چادر و حجاب کامل را دژی آهنین بر سر راه اهداف شوم و پلید خود می‌دیدند، کوشیدند تا آن را از بین ببرند. در ایران این کار به دست رضاخان صورت گرفت، به طوری که با رواج تجددطلبی و گرایش به مظاهر غربی در کشور، بازار غرب زدگی رونق یافت و حتی هم زمان در مصر، تونس و اندونزی نیز آغاز شد.

در زمانی که رژیم شاه سخت می‌کوشید تا فرهنگ برهنگی و بی‌بندوباری و بی‌حجابی را ترویج کند، استاد شهید مطهری همواره تلاش می‌کرد تا با این منکر مبارزه کند. او معتقد بود چون دانشکده الهیات مکانی محترم و مقدس است، خانم‌های دانشجو باید حجاب اسلامی را رعایت کنند.

استاد سید محمد باقر حجتی در این باره می‌نویسد:

(در یکی از سال‌ها که شمار داوطلب ورود به دانشگاه الهیات، نخست رو به فزونی نهاده بود… و داوطلب‌ها عبارت از چند صد نفر بودند که شماری از آن‌ها [را] دختران و… تشکیل می‌دادند. و قهراً در آن روز، شماری از زنان بی‌حجاب بودند، استاد بزرگوار شهید آیه اللّه مطهری این مطلب را قبلاً پیش بینی کردند و از آن جا که سخت تلاش می‌نمودند فضای دینی دانشگاه با ورود زنان بی‌حجاب آسیب نبیند، در یکی از جلسات شورا پیش نهاد کردند که دختران و زنانی که می‌خواهند در این دانشکده به تحصیلات خود ادامه دهند، باید با پوشش محتشم (دارای حجاب شرعی) باشند وگرنه دانشگاه از ادامه تحصیل آن‌ها معذور است. این پیش نهاد مورد تصویب اعضای شورا و رئیس وقت دانشگاه ـ که شخصی آرام و متین بود و به استاد آیه اللّه شهید مطهری بسیار احترام می‌گذاشت ـ قرار گرفت. قبل از شروع کنکور اختصاصی دانشکده، استاد گرانمایه تعداد زیادی روسری تهیه کردند و در روزهایی که از کشف حجاب در رسانه‌های گروهی ـ اعم از مطبوعات و رادیو تلویزیون ـ تعریف و تمجید می‌کردند، بخشی از این روسری‌ها را به نگهبان درب جنوبی و بخشی را به نگهبان درب شمالی دانشکده سپرد و به آن‌ها فرمود: هر داوطلب زن که بدون حجاب وارد دانشکده می‌شود، یکی از این روسری‌ها را به او هدیه کنید تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به دانشکده‌ای که بسان یک مکان مقدس است، نیاید. در آن روز از این روسری‌ها استقبال خوبی به عمل آمد.)۱

مستر همفر، جاسوس انگلیس می‌گوید: (در مسئله بی‌حجابی زنان، باید کوشش فوق‌العاده‌ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی‌حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند… پس از آن که حجاب زن با تبلیغات و سعی [ما] از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلِم از آنان تقلید کنند.)۲

متأسفانه همان تفکر امروزه با ترفندها و شیوه‌های جدید ـ بی‌آن که سخنی از برداشتن حجاب بیاورند ـ به وسیله بعضی از دگراندیشان کج‌اندیش القا می‌شود تا از این طریق زمینه تضعیف اصل حجاب و ترویج فرهنگ برهنگی و هرزگی فراهم شود و حیثیت زنان پایمال گردد.

فلسفه حجاب

حجاب یعنی پوششی که کرامت، عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند و هر چیزی که این نظر را تأمین کند حجاب است. اما ریشه حجاب چیست و چه دلایلی آن را به وجود آورده است؟ استاد شهید مطهری در این خصوص می‌گوید:

(مخالفان حجاب سعی کرده‌اند جریانات ظالمانه‌ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیراسلامی فرق نمی‌گذارند؛ چنین وانمود می‌کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می‌گیرد… ما مجموع آن‌ها را ذکر می‌کنیم… بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلاً ذکر می‌شود:

۱- میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)؛

۲- عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)؛

۳- پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)؛

۴- حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی)؛

۵- عادت زنانگی زن و احساس او به این که در خلقت، از مرد چیزی کم دارد، به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی).۳

استاد شهید مطهری معتقد بود که: (علل نام برده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی‌جهت آن‌ها را به نام علت حجاب ذکر کرده‌اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستم‌های غیر اسلامی تأثیر داشته است، در حجاب اسلامی تأثیر نداشته است.)۴

فلسفه‌ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می‌کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است، از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می‌باشند. عفاف، روح پوشش است و پوشش کالبد آن؛ عفاف، فلسفه حجاب است و حجاب، تضمین کننده عفاف و حیا می‌باشد.

با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد که هیچ یک از مواردی را که روشن فکران به عنوان عامل پیدایش حجاب بیان داشته اند، با روح اسلام سازگار نیست و با فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام منافات دارد. البته حجابی که اسلام برای زنان تعیین فرموده به معنای در خانه ماندن و نداشتن فعالیت اجتماعی نیست، بلکه زنان با رعایت کامل حجاب می‌توانند در اجتماع و هرجا که ضرورت داشته باشد، حضور داشته باشند. هنگامی که خلیفه دوم درباره فدک در مسجد با مردم صحبت می‌کرد، حضرت زهرا(علیها السلام) برای دفاع از خود به همراه عده‌ای از زنان، با پوششی که حتی کفش آن حضرت نیز معلوم نبود، به طرف مسجد رفت، و یا حضرت زینب(علیها السلام) که بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) در بین راه کوفه و شام و در مجلس یزید به سخنرانی پرداخت. این دو نمونه روشن نشان‌دهنده آن است که اسلام با حضور زن در اجتماع مخالف نیست، اما شرط آن این است که حجاب اسلامی را به طور کامل رعایت کنند.

اهمیت حجاب

در قرآن مجید چند آیه پیرامون حجاب وجود دارد که اهمیت آن را به خوبی روشن می‌کند. در این جا به سه آیه اشاره می‌کنیم:

* (و إذا سأَلتُمُوهنَّ متاعاً فَسْئلُوهنَّ مِن وراء حجابٍ ذلکم أطهرُ لِقلوبِکم و قلوبهنَّ؛۵ و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان [همسران پیامبران] می‌خواهید، از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دل‌های شما و آن‌ها بهتر است.)

در این آیه، خداوند به مؤمنان فرمان می‌دهد که با همسران پیامبر از ورای حجاب سخن گویند. این حکم درباره سایر زنان نیز قابل تعمیم است، زیرا خداوند متعال طهارت و پاکی را برای همه زنان می‌خواهد. البته مراد از پشت پرده بودن زنان به مفهوم در منزل ماندن نیست، زیرا پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم) همسران خود را به مسافرت و بعضی از جنگ‌ها می‌بردند. در خصوص سایر زنان نیز همین طور است.

* (یا ایها النَّبی قُل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یُدنینَ علیهِنَّ مِن جلابیبهنَّ ذلک اَدنی اَن یُعرفنَ؛۶‌ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب‌ها [روسری‌های بلند] خود را بر خود فرو پوشند، این مناسب‌تر است تا شناخته شوند.)

اما این که (جلباب) چیست، نظرها مختلف است؛ بعضی به پیراهن و جامه گشاد و بزرگ۷ معنا کرده اند، عده‌ای دیگر پیراهن یا لباس گشاد۸ را صحیح می‌دانند و برخی آخر به جامه‌ای از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر۹ می‌گویند؛ لکن از مجموع این معانی معلوم می‌شود که (جلباب) از روسری امروزی بسیار بزرگ‌تر بوده به طوری که حجم زیادی از بدن را می‌پوشانده و معمولاً در خارج از منزل از آن برای پوشش استفاده می‌کرده‌اند.

* (و قُل للمؤمنات یَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و یَحفَظنَ فروجهُنَّ و لایُبدینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر مِنها و لْیَضرِینَ بِخُمُرهِنَّ علی جیوبِهِنَّ و لا یُبدینَ زینتَهُنَّ الاّ لِبُعولَتِهِنَّ؛۱۰ به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و دامن‌های خود حفظ کنند و زیورهاشان آشکار نکنند مگر آن چه پیدا است، سرپوش‌های خود بر گریبان‌ها بزنند و زینت‌های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران.)

اسلام می‌خواهد زن، وقار، کرامت و شخصیت خود را حفظ کند، از این رو پوشش را برای او واجب کرد و هیچ پوششی نیز بهتر از چادر سیاه نیست، که تضمین کننده عفاف است.

پی‌نوشت‌ها

۱ـ مجله با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره ۴۲، ص۱۴۰،

۲ـ خاطرات مستر همفر، ترجمه دکتر محسن مؤیدی، ص۸۴،

۳ـ مسئله حجاب (انتشارات صدر، پاییز۱۳۷۳) ص۳۱ و۳۲،

۴ـ همان، ص۳۲،

۵ ـ احزاب(۳۳) آیه ۵۳،

۶ ـ همان، آیه ۵۹،

۷ـ فیروزآبادی، قاموس المحیط (داراحیاء التراث، بیروت، لبنان، ۱۴۱۲) ج۱، ص۱۷۳،

۸ ـ المنجد (چاپ بیست وششم، نشر نو) ص۹۶،

۹ـ لسان العرب (نشر ادب الحوزه، ۱۳۶۳) ج۱، ص۲۷۲،

۱۰ـ نور(۲۴) آیه ۳۱،

منبع: معارف اسلامی؛ فروردین، اردیبهشت؛ خرداد و تیر ۱۳۷۹؛ شماره ۴۵

حجاب از دیدگاه شهید استاد مطهری(ره)

لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه، یکی از مسائل مهم اسلامی است. در قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است. پوشیده بودن زن از مرد بیگانه، یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است، همچنان که عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهر آن است. این بحث را در ۵ بخش باید رسیدگی کرد:
۱-آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به غیرمسلمین سرایت کرده است؟ یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است؟
۲-علت پوشش چیست؟ چنان که می‌دانیم در میان حیوانات هیچ گونه حریمی میان جنس نر و ماده وجود ندارد، آنها آزادانه با یکدیگر معاشرت می‌کنند. قائده اول این است که افراد انسان نیز چنین باشند. چه موجبی سبب شده که میان مرد و زن حریم و حائلی به صورت پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید؟ این اختصاص به پوشش ندارد، در مطلق اخلاق جنسی جای چنین سؤالی هست. درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست. حیوانات در مسائل جنسی احساس شرم نمی‌کنند ولی در انسان بخصوص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد.
۳- فلسفه پوشش از نظر اسلام چیست؟
۴-ایرادها و اشکال‌های آن کدام است؟
۵-حدود پوشش اسلامی چیست؟
آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است یا اسلام طرفدار این است که زن در حضور مرد بیگانه خود را بپوشاند بدون آن که مجبور باشد از اجتماع کناره‌گیری کند؟ حدود پوشش چقدر است؟

فلسفه پوشش در اسلام

فلسفه‌هایی که برای پوشش ذکر شده است غالباً توجیهاتی است که مخالفین پوشش تراشیده‌اند و خواسته‌اند آن را به راحتی در صورت اسلامی بودنش امری غیر منطقی و نامعقول معرفی کنند. روشن است که اگر انسان مسئله‌ای را از اول خرافه فرض کند، توجیهی هم که برای آن ذکر می‌کند متناسب با خرافه خواهد بود. اگر بحث کنندگان، مسئله را با بی‌طرفی مورد کاوش قرار می‌دادند در می‌یافتند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامی هیچ یک از سخنان پوچ و بی‌اساس آنها نیست. ما برای پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصی قائل هستیم که نظر عقلی آن را موجه می‌سازد و از نظر تحلیل می‌توان آن را مبنای حجاب در اسلام دانست.

سیمای حقیقی مسئله حجاب

حقیقت امر این است که در مسئله پوشش و به اصطلاح عصر اخیر، حجاب، سخن در این است که آیا زن پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه؟
اسلام که به روح مسائل می‌نگرد جواب می‌دهد: خیر، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می‌توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است، و زنان نیز از این که مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می‌باشند.
درست که صورت ظاهر مسئله این است که زن چه بکند؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان؟ یعنی آن کس که مسئله به نام او عنوان می‌شود زن است و احیاناً مسئله با لحن دلسوزانه طرح می‌شود که آیا بهتر است آزاد باشد یا محکوم و اسیر در حجاب؟ اما روح مسئله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن این که آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن، جز از جهت زنا، آزادی مطلق داشته باشد یا نه؟ یعنی آنکه در این مسئله ذینفع مرد است نه زن و لااقل مرد از زن در این مسئله ذینفع‌تر است. به قول ویل دورانت: «دامن‌های کوتاه برای همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است».
پس روح مسئله، محدودیت کامیابی‌ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع است، نه آزاد بودن کامیابی‌ها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع. اسلام طرفدار نظریه اول است. از نظر اسلام محدودیت کامیابی‌های جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از جنبه درونی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‌کند و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌گردد و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفاء نیروی کار و فعالیت اجتماع می‌گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می‌گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی و بعضی دیگر جنبه اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.
حجاب در اسلام از یک مسئله کلی‌تر و اساسی‌تر ریشه می‌گیرد و آن این است که اسلام می‌خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و سمعی و چه انواع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. بر خلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی‌های جنسی به هم می‌آمیزد، اسلام می‌خواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.

آرامش درونی

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت‌های بی‌بند و بار، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می‌آورد. غریزه جنسی، غریزه‌ای نیرومند، عمیق و «دریا صفت» است. هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش‌تر می‌گردد، و همچون آتش که هر چه بیشتر به آن خوراک بدهند، شعله‌ورتر می‌شود. به هر حال، اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن «نگاه»، خطرناک بودن خلوت با زن، و بالاخره خطرناک بودن غریزه‌ای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند می‌دهد، وارد شده است.
اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه، هم برای زنان و هم برای مردان، تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است:
قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفضوا فروجهم… قل للمومنات یغضضن من ابصرهن و یحفظن فروجهن.
خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم‌چرانی کنند، نباید نگاه‌های مملو از شهوت به یکدیگر بورزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه‌گری و دلربائی نپردازند. به هیچ وجه و با هیچ شکل و رنگ و بهانه‌ای کاری نکنند که موجبات تحریک کردن مردان بیگانه را فراهم کنند.
روح بشر فوق‌العاده تحریک‌پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک‌پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می‌گیرد. همان طور که بشر، اعم از زن و مرد، در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و مقام و از تملک جاه و مقام سیر نمی‌شود و اشباع نمی‌گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی‌شود.
چرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاق جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائد، مجلات، سینماها، محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابان‌ها و کوچه‌ها انجام می‌شود. اما علت این که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است.

از نظر تصاحب قلب‌ها و دل‌ها مرد شکار است و زن شکارچی. همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی از این نوع حس شکارچی‌گری او ناشی می‌شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‌های بدن نما و آرایش‌های تحریک‌کننده به کار ببرند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می‌خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحراف‌های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.

استحکام پیوند خانوادگی

شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانواده و سبب صمیمیت رابطه زوجین می‌گردد، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، و بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد.

اختصاص یافتن استمتاعات و التذادهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم می‌سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‌شود.
فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می‌رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می‌شود.

علت این که جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد می‌شود، جواب می‌دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه‌ایم و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالی می‌کنند همین است. و حال آن که در قدیم یکی از شیرین‌ترین آرزوهای جوانان ازدواج بود. جوانان پیش از آن که به برکت دنیای اروپا کالای زن این همه ارزان و فراوان گردد، «شب زفاف را کم از تخت پادشاهی» نمی‌دانستند.

ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می‌گرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود می‌دانستند، ولی امروز کامجویی‌های جنسی و در غیر کادر ازدواج به حد اعلی فراهم است و دلیلی برای آن اشتیاق‌ها وجود ندارد. معاشرت‌های آزاد و بی‌بند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک وظیفه و تکلیف و محدودیت در آورده است که باید آن را با توصیه‌های اخلاقی و یا احیاناً چنان که برخی از جرائد پیشنهاد می‌کنند، با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد.
تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را محدود می‌کند به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می‌شود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم آزاد روابط جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‌دهد و آنها را ملزم می‌سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می‌بخشد.
سیستم روابط آزاد اولاً موجب می‌شود که پسران تا جایی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سرباز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها به شعف و سستی می‌نهد، اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احیاناً برای خدمتکاری و کلفتی بخواهند و ثانیاً پیوند ازدواج‌های موجود را سست می‌کند و سبب می‌گردد به جای این که خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند، بر عکس به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و چنان که اصطلاح شده است یکدیگر را زندانبان بنامند.

استواری اجتماع

کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده‌گیری کرده‌اند و گفته‌اند: «حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است. آن چه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای او است حجاب است که به صورت زندانی کردن زن و باعث محروم ساختن او از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است، اما در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می‌گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه میگوید حق تحصیل علم و دانش ندارد، بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است، و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می‌کند.

اسلام هرگز نمی‌خواهد زن بیکار و بی‌عار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید. پوشانیدن بدن به استثناء وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی اجتماعی یا اقتصادی نیست. آن چه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت‌جویی‌های شهوانی است.

آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه‌ای تحصیل کنند و فرضاً در یک محیط درس می‌خوانند، دختران بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می‌خوانند و فکر می‌کنند و به سخن استاد گوش می‌کنند یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا یک وجب بالای زانو نشسته باشد؟ آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و غیره با قیافه‌های محرک و مهیج زنان آرایش کرده دائماً مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعالیت می‌شود یا در محیطی که با چنین مناظری رو به رو نشود؟

اگر باور ندارید از کسانی که در این محیط‌ها کار می‌کنند بپرسید. هر مؤسسه یا شرکت یا اداره‌ای که سخت مایل است کارها به خوبی جریان یابد از این نوع آمیزش‌ها جلوگیری می‌کند. اگر باور ندارید تحقیق کنید.
حقیقت این است که این وضع بی‌حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو می‌افتیم. از مختصات جامعه‌های پلید سرمایه داری غربی است و یکی از نتایج سوء پول پرستی و شهوت‌رانی سرمایه‌داران غرب است، و یکی از طرق و وسائلی است که آنها برای تخدیر و بی‌حس کردن اجتماعات انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف‌کننده اجباری کالاهای خودشان به کار می‌برند.

ارزش و احترام زن

مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد. از نظر مغز و فکر نیز تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در این دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد. ولی زن از طریق عاطفی و قلبی همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حریم نگه داشتن زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین‌تر و با وقارتر و نحیف‌تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش نگذارد، برای مرد احترامش افزوده می‌شود.

ایرادها واشکال‌ها

حجاب و منطق

اولین ایرادی که بر پوشیدگی زن می‌گیرد، این است که دلیل معقولی ندارد. چیزی که منطقی نیست نباید از آن دفاع کرد. می‌گویند منشاء حجاب، یا غارتگری و ناامنی بوده است که امروز وجود ندارد و یا فکر رهبانیت و ترک لذت بوده است که فکر باطل و نادرستی است و یا خودخواهی و سلطه‌جویی مرد بوده که رذیله‌ای است ناهنجار و باید با آن مبارزه کرد و یا اعتقاد به پلیدی زن در ایام حیض بوده است که این هم خرافه‌ای بیش نیست.
پاسخ: در پاسخ به این ایراد باید گفت: حجاب، البته به مفهوم اسلامی آن، از جنبه‌های مختلف: روانی، خانوادگی، اجتماعی و حتی از جنبه بالا رفتن ارزش زن، منطق معقول دارد.

حجاب و اصل آزادی

ایراد دیگری که بر حجاب گرفته‌اند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می‌گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می‌رود.
می‌گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی، یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است. هر انسانی شریف و آزاد است. مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه. تابع هر کشور یا مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به این که حجاب داشته باشد، بی‌اعتنایی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن.

عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن و همچنین مطابق عقل و شرع، هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می‌کند که این امر از میان برود.
پاسخ: یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زن در خانه و بین موظف دانستن او به این که وقتی می‌خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظیفه‌ای است بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او نیست که خداوند برایش خلق کرده باشد.

اگر رعایت پاره‌ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند، چنین مطلبی را زندانی کردن یا «بردگی» نمی‌توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل«آزادی» فرد نمی‌توان دانست.
در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیت‌هایی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عنوان این که این عمل بر خلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می‌کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلاً با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادی و حیثیت انسانی و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می‌رود.
برعکس، پوشیده بودن زن، در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است، موجب کرامت و احترام بیشتر اوست؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می‌دارد. شرافت زن اقتضاء می‌کند که هنگامی که از خانه بیرون می‌رود متین و سنگین و با وقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد، عملاً مرد را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنی‌دار به سخن خود آهنگ ندهد؛چه آن که گاهی اوقات ژست‌ها سخن می‌گویند.

راه رفتن انسان سخن می‌گوید، طرز حرف زدنش یک حرف دیگری می‌زند. اول از تیپ خودم که یک روحانی هستم مقال می‌زنم: اگر یک روحانی برای خودش قیافه و هیکلی بر خلاف آن چه عادت و معمول است بسازد، عمامه را بزرگ و ریش را دراز کند، عصا و ردایی با هیمنه و شکوه خاص به دست و دوش بگیرد، این ژست و قیافه خودش حرف می‌زند. می‌گوید برای من احترام قائل شوید، راه برایم باز کنید، مؤدب بایستید، دست مرا ببوسید.

همچنین است حالت یک افسر با نشانه‌های عالی افسری که گردن می‌افرازد، قدم‌ها را محکم به زمین می‌کوبد، باد به غبغب می‌اندازد، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می‌کند. او هم زباندار عمل می‌کند، به زبان بی‌زبانی می‌گوید: از من بترسید، رعب من را در دل‌های خود جا دهید.

همین طور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا! سر به سر من بگذار! متلک بگو! در مقابل من زانو بزن! اظهار عشق و پرستش کن! آیا حیثیت زن ایجاب می‌کند که این چنین باشد؟ آیا اگر ساده و آرام بیاید و برود، حواس پرت کن نباشد، نگاه‌های شهوت آلود مردان را به سوی خود جلب نکند، بر خلاف حیثیت زن یا بر خلاف حیثیت مرد یا بر خلاف مصالح اجتماع یا بر خلاف اصل آزادی فرد است؟ آری، اگر کسی بگوید زن را باید در خانه حبس و در را به رویش قفل کرد و به هیچ وجه اجازه بیرون رفتن از خانه به او نداد، البته این با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی و حقوق خدادادی زن منافات دارد.

چنین چیزی در حجاب‌های غیر اسلامی بوده است ولی در اسلام نبوده و نیست. شما اگر از فقها بپرسیدآیا بیرون رفتن زن از خانه حرام است؟ جواب می‌دهند نه. اگر بپرسید آیا خرید کردن زن ولو این که فروشنده مرد باشد حرام است؟ پاسخ می‌دهند حرام نیست. آیا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است! باز هم جواب منفی است چنان که در مسجد و مجالس مذهبی و پای منبرها شرکت می‌کنند و کسی نگفته است که صرف شرکت زن در جاهایی که مرد هم وجود دارد حرام است.

آیا تحصیل زن، فن و هنر آموختن زن و بالاخره تکمیل استعدادهایی که خداوند در وجود او نهاده است حرام است؟ باز جواب منفی است. فقط دو مسئله وجود دارد، یکی این که باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریک آمیز نباشد و دیگر این که مصلحت خانوادگی ایجاب می‌کند که خارج شدن زن از خانه توام با جلب رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد. فرض کنیم زن می‌خواهد به خانه خواهر خود برود و فی المثل خواهرش فرد مفسد و فتنه‌انگیزی است که زن را علیه مصالح خانوادگی تحریک می‌کند. تجربه هم نشان می‌دهد که این گونه قضایا کم نیست.

رکورد فعالیت‌ها

سومین ایرادی که از حجاب می‌گیرند این است که سبب رکود و تعطیل فعالیت‌هایی است که خلقت در استعدادهای زن قرار داده است. زن نیز مانند مرد دارای ذوق، فکر، فهم، هوش و استعداد کار است. این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد. اساساً هر استعداد طبیعی دلیل یک حق طبیعی است.

وقتی در آفرینش به یک موجود استعداد و لیاقت کاری داده شد، این بود منزله سند و مدرک است که وی حق دارد استعداد خود را به فعلیت برساند، منع کردن آن ظلم است. چرا می‌گوییم همه افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و این حق را برای حیوانات قائل نیستیم؟ برای این که استعداد تغذیه، تولید مثل وجود دارد و محروم ساختن او از این کارها بر خلاف عدالت است. باز داشتن زن از کوشش‌هایی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است، خیانت به اجتماع نیز می‌باشد.

هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادای انسان معطل و بی‌اثر بماند به زیان اجتماع است. عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است. زن نیز انسان است و اجتماع باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهره مند گردد. فلج کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع، هم بر خلاف حق طبیعی و فردی زن است و هم بر خلاف حق اجتماع که سبب می‌شود زن همیشه به صورت سربار مرد زندگی کند.
پاسخ: جواب این اشکال آن است که حجاب اسلامی که حدود آن مشخص است، موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست، ایراد مذکور برآن شکلی از حجاب که در میان هندی‌ها یا ایرانیان قدیم یا یهودیان متداول بوده است، وارد است. ولی حجاب اسلام نمی‌گوید که باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام چنان که گفتیم این است که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع، خالص برای کار و فعالیت باشد.

به همین جهت به زن اجازه نمی‌دهد که وقتی از خانه بیرون می‌رود موجبات تحریکات مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی‌دهد که چشم‌چرانی کند. چنین حجابی نه تنها نیروی کار زن را فلج نمی‌کند، موجب تقویت نیروی کار اجتماع نیز می‌باشد.

اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود کند و تصمیم بگیرد همین که از کنار همسر خود بیرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت دیگر درباره این مسائل نیندیشد، قطعاً در این صورت بهتر می‌تواند فعال باشد تا این که همه فکرش متوجه این زن و آن دختر و این قد و بالا و این طنازی و آن عشوه‌گری باشد و دائماً نقشه طرح کند که چگونه با فلان خانم آشنا شود.

آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال کار خود برود برای اجتماع بهتر است یا آن که برای یک بیرون رفتن چند ساعت پای آیینه و میز توالت وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعی‌اش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی هوس باز و چشم چران و بی‌اراده تبدیل کند؟
عجبا! به بهانه این که حجاب، نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده است، با بی‌حجابی و بی‌بند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کرده اند. کار زن پرداختن به خودآرایی و صرف وقت در پای میز توالت برای بیرون رفتن و کار مرد چشم‌چرانی و شکارچیگری شده است.
در اوضاع و احوال تجدد مآبی بی‌منطقی حاضر، جز در دهات و در میان افراد سخت متدین که اصول اسلامی را رعایت می‌کنند. زنی پیدا نمی‌کنید که نیروی او واقعاً صرف فعالیت‌های مفید اجتماعی یا فرهنگی یا اقتصادی بشود. آری یک نوع فعالیت اقتصادی رایج شده است که باید آن را ثمره بی‌حجابی دانست و آن این است که بنکدار به جای این که بکوشد جنس بهتر و مرغوب‌تر برای مشتریان خود تهیه کند، یک مانکن را به عنوان فروشنده می‌آورد، نیروی زنانگی و سرمایه عصمت و عفاف او را استخدام می‌کند و وسیله پول در آوردن و خالی کردن جیب‌ها قرار می‌دهد. یک فروشنده باید کالا را همانطوری که هست به مشتری ارائه دهد ولی یک دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژست‌های زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسی خود مشتری را جلب می‌کند. بسیاری از افراد که اصلا مشتری نیستند برای این که چند دقیقه با او حرف بزنند یک چیزی هم می‌خرند. آیا این فعالیت اجتماعی است؟ آیا این تجارت است یا کلاهبرداری و رذالت؟

افزایش التهاب‌ها

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته‌اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاق‌ها و التهاب‌ها می‌افزاید و طبق اصل«الانسان حریص علی ما منع منه»، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در مرد و زن بیشتر می‌کند. به علاوه سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلال‌های روانی و روحی می‌گردد. در روانشناسی جدید و مخصوصاً در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیت‌ها و ناکامی‌ها بسیار تکیه شده است. فروید می‌گوید: ناکامی‌ها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد می‌کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.
پاسخ: پاسخ این ایراد این است که درست است ناکامی، بخصوص ناکامی جنسی، عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضاء غرائز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است ولی بر داشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمی‌کند بلکه برآن می‌افزاید. در مورد غریزه جنسی و برخی غرائز دیگر، برداشتن قیود؛ عشق به مفهوم واقعی را می‌می میراند ولی طبیعت را هرزه و بی‌بند و بار می‌کند.

در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس به میل و تنوع افزایش می‌یابد. میان آن چه عشق نامیده می‌شود و به قول ابن سینا «عشق عفیف» و آن چه به صورت هوس، حرص، آز و حس تملک در می‌آید با این که هر دو روحی و پایان ناپذیر است، تفاوت بسیار است. عشق، عمیق و متمرکز‌کننده نیروها و یگانه‌پرست است و اما هوس، سطحی و پخش‌کننده نیرو و تمایل به تنوع و هرزه صفت است. حاجت‌های طبیعی بر دو قسم است: یک نوع حاجت‌های محدود و سطحی است. مثل خوردن، خوابیدن.

در این نوع از حاجت‌ها همین که ظرفیت غریزه اشباع و حاجت جسمانی مرتفع گردد، رغبت انسان هم از بین می‌رود و حتی ممکن است به تنفر و انزجار مبدل گردد. ولی یک نوع دیگر از نیازهای طبیعی، عمیق و دریا صفت و هیجان پذیر است مانند پول‌پرستی و جاه‌طلبی، ظرفیت بشر از نظر جاه طلبی پایان‌ناپذیر است.

هر مردی هر مقام اجتماعی و هر پست عالی را که به دست آورد باز هم طالب مقام بالاتر است و اساساً هرجا که پای حس تملک به میان بیاید از پایان‌پذیری خبری نیست. غریزه جنسی دو جنبه دارد: جنبه جسمانی و جنبه روحی. جنبه جسمی محدود است. از این نظر یک زن یا دو زن برای اشباع مرد کافی است ولی از نظر تنوع‌طلبی و عطش روحی که در این ناحیه ممکن است به وجود آید، شکل دیگری دارد.

همان طور که گفتیم، عشق، عمیق و متمرکز‌کننده نیروها و تقویت‌کننده نیروی تخیل و یگانه پرست است؛ و اما هوس، سطحی و پخش‌کننده نیروها و تمایل به تنوع و تفنن و هرزه صفت است. این نوع از عطش که هوس نامیده می‌شود ارضاء شدنی نیست. اگر مردی در این مجرا بیفتد، فرضاً حرمسرائی نظیر حرمسرای هارون‌الرشید و خسروپرویز داشته باشد پر از زیبارویان که سالی یکبار به هر یک نوبت نرسد، باز اگر بشنود که در اقصی نقاط جهان یک زیبا روی دیگر هست، طالب آن خواهد شد.

نمی‌گوید بس است دیگر سیر شده ام. اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته‌اند تنها راه آرام کردن محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها و عواقب سوء آنها شده‌اند و مدعی هستند که قید و ممنوعیت، غریزه را عاصی و منحرف و سرکش و ناآرام می‌سازد. طرحشان این است که برای ایجاد آرامش این غریزه، باید به آن آزادی مطلق داد آن هم بدین معنی که به زن اجازه هر جلوه‌گری و به مرد اجازه هر تماسی داده شود.

این‌ها چون یک طرف قضیه را خوانده‌اند توجه نکرده‌اند همان طور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می‌کند، رها کردن وتسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات درآوردن، آن را دیوانه می‌سازد چون این امکان وجود ندارد که هر خواسته‌ای برای هر فردی برآورده شود.

بلکه امکان ندارد همه خواسته‌های بی‌پایان یک فرد برآورده شود. غریزه بدتر سرکوب می‌شود و عقده روحی به وجود می‌آید. به عقیده ما برای آرامش غریزه در حد حاجت طبیعی و جلوگیری از تهییج و تحریک آن، این که اجتماع به وسائل مختلف سمعی و بصری و لمسی موجبات هیجان غریزه را فراهم کند و آن گاه بخواهد با ارضاء غریزه دیوانه شده را آرام کند میسر نخواهد بود. هرگز بدین وسیله نمی‌توان آرامش و رضایت ایجاد کرد، بلکه بر اضطراب و تلاطم و نارضائی غریزه با هزاران عوارض روانی و جنایات ناشی از آن، افزوده می‌شود. تحریک و تهییج بی‌حساب غریزه جنسی عوارض وخیم دیگری نیز نظیر بلوغ‌های زودرس و پیری و فرسودگی دارد.

منبع: ماهنامه موج عصر؛ شماره۱۳؛ نویسنده: مولود شفیعی

حجاب و امنیّت اجتماعى‏(۲)

آثار و فواید حجاب اسلامی بر تحقق امنیّت اجتماعی

آثار و فواید حجاب اسلامی بر گسترش امنیّت اجتماعی، بسیار است که برخی از آنها عبارتند از:

۱- ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه.

۲- جلوگیری از تهییج و تحریک جنسی و خنثی نمودن لذایذ نفسانی.

۳- کاهش چشمگیر مفاسد فردی و اجتماعی در جامعه اسلامی.

۴- حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه اسلامی.

۵- حضور معنوی‌گرایانه زنان و مردان در محیط اجتماعی.

۶- کاهش تقاضای مدپرستی بانوان.

۷- حفظ ارزش‌های انسانی، مانند عفت، حیا و متانت در جامعه.

۸- مصونیّت زنان در همه زمان‌ها و مکان‌ها.

۹- سلامت و زیبایی موقعیّت اجتماعی و فرهنگی مردان و زنان جامعه اسلامی.

۱۰- هدایت، کنترل و بهره‌مندی صحیح از امیال و غرایز انسانی.

۱۱- مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب.

۱۲- از بین بردن فشارهای اجتماعی نامشروع و نابهنجار(۱).

اکنون به توضیح برخی از فواید مذکور می‌پردازیم تا اثبات گردد حجاب از لوازم جدایی‌ناپذیر و ابزارهای اولیه و پایه‌ای جهت برقراری مداوم امنیّت اجتماعی است.

ایجاد آرامش روانی در افراد جامعه

نفس آدمی دریایی از خواستنی‌ها و تمایلات است. زمانی که به چیزی رغبت پیدا کند همانند دریا، توفانی می‌شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد این دریا، رسیدن او به خواسته خویش است. لذا برای جلوگیری از چنین موقعیت مهلک و درد طاقت فرسایی، حجاب؛ داروی درمان‌کننده و موجد امنیّت و صفای روحی است. همان طور که یک بانوی تازه مسلمان آمریکایی می‌گوید: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کیفیت پوشش زنان، رابطه مستقیم و غیرقابل انکار دارد(۲)».

حفظ و استیفای نیروی کار

اسلام با التفات ویژه به مسأله حجاب و پوشش زنان در محیط کار می‌خواهد که محیط اجتماع از لذت‌های ناهنجار جنسی، پاک شده و راه را جهت حفظ نیروی قدرتمند روحی و جسمی با حضوری معنوی در محل کار، بگشاید. در مقابل، بی‌حجابی و بدحجابی باعث سوق دادن لذت‌های جنسی از محیط کار و کادر خانواده به اجتماع و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه و برهم زدن امنیّت اجتماعی آنان می‌گردد(۳).

مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب

مبارزه با تهاجم فرهنگی، پدیده جدیدی نیست. در طول تاریخ بشر، جنگ فرهنگی، همیشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسی علیه السلام به جنگ فرهنگی متوسل شده گفت: »می ترسم آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد برپا نماید!»(۴). یکی از جنبه‌های مهم تهاجم فرهنگی غربی‌ها مبارزه با حجاب و از بین بردن امنیّت اجتماعی بوده و هست و این امر، مشخصا از زمان رضاخان شروع شد. به این صورت که تحت عنوان متحدالشکل شدن، با حجاب به مبارزه برخاستند و پوشیدن لباس روحانیّت را قدغن، و مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام را نیز ممنوع کردند(۵).
آنها همچنین به عنوان آزادی و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترویج دادند و حجاب را مانع اصلی این آزادی حقیقی معرفی کردند و امنیّت اجتماعی افراد جامعه را به خطر انداختند.

حفظ حجاب و امنیّت اجتماعی و درک رابطه مستقیم و عمیق این دو مقوله، راهکارها و فواید بسیار ارزشمندی را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب ارائه می‌دهند:

۱- باعث تبلیغ فرهنگ ناب اسلامی و تشویق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامی می‌گردند.

۲- جوانان را جهت تقویت روحیه و حفظ آرامش درونی به جای سوق دادن به محیط فحشا و اعمال مبتذل، به شرکت در فعالیت‌های هنری، ورزشی، فرهنگی و مذهبی رهنمون می‌شوند.

۳- حفظ حجاب، نه تنها باعث ایجاد امنیّت اجتماعی فراگیر می‌شود، بلکه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگی، مسؤولان را از واردات کالای تجملاتی، لوازم بهداشتی و آرایشی مبتذل نهی می‌نماید(۶).

آثار سوء بی‌حجابی و زوال امنیّت اجتماعی

بی‌حجابی یا حضور تحریک‌کننده زنان در جامعه، از آثار زیانبار اخلاقی، سیاسی، آخرتی و اجتماعی مختلفی برخوردار است که یکی از مهم ترین آن‌ها زوال امنیّت اجتماعی است. بی‌حجابی با اثرات مهلک خود که در ذیل آمده و شرح داده می‌شود، باعث از بین رفتن بنیه اعتقادی و امنیّت اجتماعی بشریّت می‌گردد.

۱- سقوط شخصیّت

حجاب، قانون فطرت است و سرپیچی از قوانین فطری، زن را از هویت او خارج می‌سازد و خروج از هویت انسانی همان و سقوط از جایگاه بلند ارزشی شخصیتی همان. با افول شخصیّت زن، بی‌بندوباری در جامعه رایج و نظام خانوادگی مختل می‌گردد و در نتیجه امنیّت اجتماعی از افراد جامعه، سلب می‌شود(۷). سقوط شخصیت زن به دلایل زیر باعث اضمحلال امنیّت اجتماعی می‌شود:

الف. زن با از دست دادن شخصیت خویش، ارزشهایش منهدم شده و هوسرانی را در جامعه رواج می‌دهد، در نتیجه سلامت اخلاقی و به دنبال آن امنیت اجتماعی نیز کاهش می‌یابد.

ب. زنان، با غفلت از اصول اخلاقی اسلام، مسایل جنسی را به محیط جامعه کشانده و زمینه گسترش گناه و از هم پاشیدگی نظم اجتماع را به وجود می‌آورند.

ج. زنان، با بی‌حجابی به معصیت کبیره خودنمایی گرفتار آمده و بی‌حیایی را در جامعه ترویج می‌دهند، در نتیجه امنیّت اجتماعی، نابسامان گشته، از بین می‌رود.

۲- تزلزل خانواده‌ها

یکی از آثار زیانبار بی‌حجابی بانوان، تزلزل خانواده هاست، زیرا آنان با گسترش و رواج مسایل جنسی از خانواده به جامعه، مرتکب ظلمی فاحش و غیرقابل جبران اجتماعی می‌گردند و روابط زناشویی در خانواده‌ها را متزلزل می‌کنند، در نتیجه امنیّت خانوادگی با خطرات جدی از قبیل از هم پاشیدگی بنیان خانواده و عقده مند شدن مردان، روبرو می‌شود و این مشکلات زیانبار به محیط جامعه کشیده شده، امنیّت اجتماعی را در نظام اسلامی با آشفتگی جدی مواجه می‌سازد.

از دیگر آثار سوء بی‌حجابی و تأثیر آن در زوال امنیّت اجتماعی می‌توان به فقدان تعادل فکری، روانی و اجتماعی افراد جامعه، ایجاد احساس بی‌مسؤولیتی در نسل جوان جامعه، از بین بردن انگیزه‌های ازدواج مشروع در جوانان و تقویت احساس بی‌ارزشی و پوچی انسان‌ها اشاره نمود، که به دلیل گستردگی بحث، از توضیح آنها خودداری می‌شود (ر.ک: مسأله حجاب، شهید مرتضی مطهری، ص ۸۰ – ۹۵- حجاب و جامعه، زهرا حسینی موسوی، ص ۹ – ۷۰ و حجاب شناسی، چالش‌ها و کاوش‌های جدید، حسین مهدی زاده، بخش شبهه‌های وارده در حجاب و پاسخ‌های نغز آن از سوی دانشمندان اسلامی).

نتیجه

از مباحث بیان شده در این مقاله، به خوبی رابطه حجاب و امنیّت اجتماعی، آشکار می‌گردد و نمایان می‌شود که اسلام، جهت حفظ امنیت اجتماعی، طرفدار حجاب بیشتر و حداکثر بانوان، به ویژه زنان و دختران جوان در بیرون از منزل و در مواجهه با نامحرم است. از دیرباز، بعضی از مصادیق حجاب برتر، مانند لباس‌های بلند، مقنعه و چادر مشکی، ضامن امنیت بوده و دارای اصل و ریشه قرآنی می‌باشند. از این مقاله به خوبی این نکته فهمیده می‌شود و به دست می‌آید که مسأله حجاب، یکی از مهمترین چارچوب‌های احکام الهی جهت تضمین سعادت فردی و اجتماعی بشریّت است و اینکه عده‌ای با استفاده از شبهات و روش‌های القایی تبلیغ منفی، به جای ارائه دادن طرح مشخص و جالبی برای ترویج الگوهای مطلوب از حجاب اصیل و برتر، به جنگ روحی و روانی بر علیه زنان متدیّن و عفیف جامعه و اضمحلال امنیت اجتماعی اقدام می‌نمایند، به سختی در اشتباه و گمراهی آشکارند و باید بدانند که از اقدامات نابهنجار خویش سودی جز تخریب شخصیت درونی خود نخواهندبرد.

با توجه به واقعیّت‌های موجود از حجاب در جامعه، باید تمام ابزارهای فرهنگ‌ساز از قبیل کتاب، مطبوعات و صدا و سیما به سوی ارزش‌های اسلامی که یکی از بارزترین آنها رعایت پوشش و حجاب برتر و مطلوب و امنیت اجتماعی فراگیر است، هدایت شوند و همه افراد را به مهم ترین وجهی رهنمون گردند.

پی‌نوشت‌ها

۱- برای آگاهی بیشتر درباره آثار و فواید پوشش و حجاب و امنیّت اجتماعی، ر.ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخیص منزلت زن در نظام اسلامی.

۲- ر.ک: آیین بهزیستی، ج ۳، ص ۲۱۹

۳- مسأله حجاب: استاد شهید مرتضی مطهری، ص ۹۴ – ۸۴

۴- «..انّی أَخافُ أنْ یُبَدِّلَ دِینَکُم أو أن یُظْهِر فی الارض الفساد»، سوره مؤمن، آیه ۲۶

۵- ر.ک: انقلاب یا بعثت جدید، حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی، ص ۱۷

۶- ر.ک: پژوهشی نو پیرامون انقلاب اسلامی، حمید دهقان، ص ۱۸۲ – ۱۸۰

۷- تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اکبری، ص ۱۹۰ – ۱۹۳

منبع: مجله درسهایی از مکتب اسلام؛ شماره ۸؛ سلطانی رنانی مهدی

تفسیر آیات پوشش

و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ماظهر منها و لیضربن بخمرهن على جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او ابائهن اواباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنى اخوانهن او بنى اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولى الاربه من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا على عورات النساء و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الى الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون(۱).

این آیه و آیه قبل هر دو درباره وظیفه زن و مرد در برخورد بایکدیگر و به علاوه مساله ستر عورت است. در آیه اول که مربوط به مرد است و در جلسه قبل تلاوت شد، دو فرمان به مردها داده شده بود: نهى از چشم‌چرانى کردن و دیگر امر به ستر عورت و یا به تعبیر بالاتر امر به خوددارى از زنا، یعنى حفظ کردن دامن هم از نگاه که معنایش ستر عورت است و هم از فحشا. پس مردان موظفند هم چشم‌هاى خودشان را از چشم‌چرانى نگهدارى کنند و هم دامن خودشان را از فحشا نگهدارى کنند. آیه‌اى که درباره مردهاست کوتاهتر[از آیه مربوط به زنها] است و همین مقدار بیشتر نیست جز آن که بعد توصیه می‌کند این که ما می‌گوییم چشمها را از نگاه کردنها نگهدارى کنید و دامنها را از فحشا، خیال نکنید یک کارى است که ما بد شما را می‌خواهیم نه، پاکى شما را می‌خواهیم و خداى شما بهتر می‌داند و بهتر به کار شما آگاه است.

در آیه دوم که مربوط به زنهاست، عین همین دو دستور آمده است با همان تعبیر، با این تفاوت که ضمائر، مؤنث است. می‌فرماید به زنها هم بگویید که چشمها را از چشم‌چرانى و از نگاه به آنچه نباید نگاه کرد حفظ کنند و دامن‌هاى خودشان را، هم از نگاه کردن دیگران و هم از فحشا حفظ کنند، یعنى همان دستور و همان عبارتی که در مورد مردان آمد.

اینجا دو مطلب باید عرض کنم. این دو مطلب در مورد خانمها، با این که هیچ فرقى با آنچه در مورد مردهاست نمی‌کند، تا اندازه‌اى کوچک شمرده می‌شود: یکى این که برخى زنها شاید اینجور خیال کنند که فقط مردها مجاز نیستند که به زنها نگاه کنند(حال مطلقا نمی‌توانند یا از روى ریبه و تلذذ نمی‌توانند، بعد بحث می‌کنیم)، فکر می‌کنند اگر ممنوع است، فقط مردها از نگاه کردن یا نگاه کردن با تلذذ و ریبه ممنوعند و دیگر زن چنین ممنوعیتى نسبت به مرد ندارد و حال آن که هیچ فرق نمی‌کند، اگر جایز نیست براى هر دو جایز نیست و اگر جایز است، براى هر دو جایز است، یعنى در همان حد که مرد ممنوع است، زن هم در همان حد ممنوع است. ولى معمولا خیال می‌کنند که نه، فقط مرد است که نباید چشمش به زن بیفتد یا از روى تلذذ نباید نگاه کند ولى زن اگر چشمش به مرد افتاد یا هر جور ورانداز کرد، اشکالى ندارد زیرا او زن است که به مرد نگاه می‌کند!

اینطور نیست، قرآن هیچ فرقى در مساله نگاه میان زن و مرد قائل نیست. البته بعضى از خانمها به این مساله توجه دارند ولى شاید خیلى از آنان به آن بی‌توجهند.

مطلب دوم که این را البته بیشتر توجه دارند و شاید قلیلی توجه نداشته باشند این است که خیال می‌کنند زن به زن مطلقا محرم است یعنى حتى به عورت زن هم محرم است، فقط مرد است که نسبت به عورت مرد دیگر نامحرم است ولى زن نسبت به تمام بدن هر زن حتى نسبت به عورت او، محرم است. البته این را همان طور که عرض کردم غالبا می‌دانند که چنین نیست ولى یک اقلیتى خیال می‌کنند که زن به زن مطلقا محرم است. اینطور نیست، در مورد عورت، زن هم به زن محرم نیست، حتى مادر هم به دختر خودش محرم نیست، دختر هم به مادر محرم نیست، خواهر هم به خواهر محرم نیست.

راجع به این دو مطلب، قرآن دستورى که به مرد می‌دهد مشابه آن را به زن هم می‌دهد و دستورى که به زن می‌دهد مشابهش را به مرد هم می‌دهد، ولى براى زنان یک وظیفه دیگرى قائل شده است که این وظیفه، دیگر براى مرد نیست و آن این که زن را مکلف کرده است که باید خودش را بپوشاند ولى مرد را مکلف نکرده است، یعنى این تکلیف متوجه زن است نه متوجه مرد. تعبیر قرآن این است: «زنان زینت خودشان را نباید آشکار کنند». البته زینت و لو جدا هم باشد-مثل یک النگو که در کنارى افتاده- مقصود نیست بلکه زینت در حالى که در بدن است مقصود است چون[آشکار کردن آن] مساوی است با دیدن خود زن. زنان نباید زینت خودشان را ظاهر کنند، اعم از این که از نوع زینتى باشد که بشود از بدن جدا کرد مثل النگو و یا انگشتر، یا زینتى که چسبیده به بدن است مثل چیزهایى که به بدن می‌مالند مانند«گل گونه» به اصطلاح قدیم.

زن زینت خود را نباید ظاهر کند مگر[در دو مورد]. دو استثنا در اینجا وجود دارد: یک استثنا در مورد خود زینت است، یعنى مگر بعضى از زینتها و به تعبیر قرآن زینت ظاهر (۲)، و استثنای دوم در مورد افراد است: و مگر براى بعضى از طبقات که در برابر آن طبقات که غیر شوهر او هستند(در مورد شوهر که محرز است)

زن می‌تواند حتى زینت غیر ظاهر را آشکار کند، و آنها پدران، پسران، برادرزادگان، خواهرزادگان، فرزندان شوهر [و چند طبقه دیگر هستند] که استثناها را بعد عرض می‌کنیم.

قبل از این که من این آیه را تفسیر کنم، دو مطلب را بایدتوضیح دهم تا مطلب درست روشن بشود. یک مطلب این است که چرا زن مکلف شده است که خود را بپوشاند و مرد مکلف نشده است؟ پوشش به عنوان وظیفه زن ذکر شده است نه به عنوان وظیفه مرد؟

سر این امر واضح و روشن است و آن این که زن و مرد نسبت به یکدیگر احساسات مشابه ندارند و از نظر وضع خلقت هم وضع غیر مشابهى دارند، یعنى این زن است که مورد تهاجم چشم و اعضا و جوارح و دست و همه بدن مرد است نه مرد مورد تهاجم زن. به طورکلى جنس نر و ماده در عالم اینطورند، اختصاص به زن و مرد انسان ندارد، جنس نر در خلقت، «گیرنده» خلق شده است و جنس ماده به عنوان موجودى که مورد تهاجم جنس نر قرار می‌گیرد. در هر حیوانی هم که شما نگاه کنید آن که به سراغ جنس دیگر می‌رود همیشه جنس نر است، در کبوتر و مرغ و اسب و الاغ و گنجشک و شیر و گوسفند[و غیره] اینطور است. در هر حیوانى آن که وظیفه‌اش تهاجم است و غریزه تهاجم به او داده شده، جنس نر است، جنس ماده در عین این که طالب جنس نر است ولى به این صورت نیست که او به سراغ جنس نر برود، و به همین دلیل است که در انسان هم جنس نر است که باید برود و خطبه کند و دختر را خواستگارى کند و این پسر است که به خواستگارى دختر می‌رود. خواستگارى کردن پسر از دختر یک امر بسیار عادى و یک امر بسیار طبیعى و فطرى است. این اواخر، کسانى که ندانسته، یا بگویم تحمیق شده، دم از تساوى حقوق زن و مرد می‌زنند-و تساوى را با تشابه اشتباه می‌کنند و خیال می‌کنند تفاوت جنس مرد و زن فقط و فقط در آلات تناسلى آنهاست و هیچ تفاوت دیگرى در کار نیست- می‌نویسند این عجب عادت بدی شده! چرا پسرها باید به خواستگارى دخترها بروند؟ نه، بعد از این، رسم اینجور باشد که دخترها هم به خواستگارى پسرها بروند!

اولا این، مبارزه با قانون خلقت است. اگر قانون خلقت را-آنجا که دو جنسى است-در همه جاندارها عوض کردید، اینجا هم می‌توانید عوض کنید. ثانیا این خودش یک امرى است که به این وسیله ارزش جنس ماده بالا رفته است، یعنى جنس نر جورى خلق شده است که طالب است و باید رضایت او را به دست بیاورد و به همین دلیل جنس نر همیشه خود را در خدمت جنس ماده قرار می‌دهد. در بسیارى از حیوانات و از آن جمله انسان نفقه جنس ماده بر عهده جنس نر است(در حیوانات لا اقل در مدت باردارى یا در مدتى که جنس ماده روى تخم می‌خوابد اینطور است). احساسات جنس نر، جورى آفریده شده است که همین قدر که جنس ماده به همسرى او رضایت دهد جنس نر حاضر است خود را در خدمت او قرار دهد، و اینها بر اساس حکمتهاى بسیار بزرگى در عالم است.

«مهر» هم از همین قبیل است. این که گفته‌اند مرد یک چیزى را به عنوان «صداق» قرار بدهد، بر اساس همین اصل و ناموس (۳) است، یعنى زن باید در مقامى خودش را معرفى کند که بگوید این تو هستى که به من نیاز دارى و نه من به تو، و جنس مرد باید در شکلی ظاهر شود که اوست که باید چیزى به زن نثار کند تا زن در مقابل او «آرى» بگوید. مرد باید به او هدیه ببخشد. قرآن هم صداق را به عنوان «نحله» یعنى یک تعارف بیان می‌کند. اشتباه می‌کنند کسانى که می‌گویند«مهر» یعنى ثمن، یعنى بها، یعنى پول برای خرید. نه، قرآن می‌گوید: این نحله و هدیه است[همان طور که] وقتى شما می‌خواهید کسى را راضى کنید به شکلى که نیاز شما را رفع کند، شما به او هدیه می‌دهید نه او به شما.

تعبیر دیگر قرآن «صداق» است. صداق یعنى چیزى به علامت این که علاقه من علاقه راستین است، صادقانه است، دروغین نیست، براى شهوترانى نیست، براى همسرى است، برای فریب دادن نیست، از روى حقیقت است.

اساسا وضع زن با مرد در اصل خلقت متفاوت است و به همین دلیل این زن است که خودآرایى می‌کند براى جلب مرد. مرد هرگز با خودآرایى نمی‌تواند نظر زن را به خود جلب کند. زن و زیور، زن و آرایش دو موجود توام با یکدیگرند. زن موجودى است ظریف و لطیف. در هر جنسی-حتی در غیر انسان هم-جنس ماده همیشه ظریف‌تر و مظهر جمال و زیبایى و آرایش است، و وقتى می‌خواهند فتنه ایجاد نشود، به آن که مظهر جمال است باید بگویند خودت را نشان نده نه به آن که مظهرخشونت و قوت است، آن که جلب نظرى ندارد، به به آن که جلب نظر می‌کند می‌گویند اسباب غوایت و گمراهى فراهم نکن.

در دنیاى امروز[به کار دیگرى روى آورده‌اند] و البته این یک چیزى است که من به طور قطع و یقین می‌گویم امرى نیست که دوام داشته باشد و آخر سرشان به سنگ خواهد خورد و به ناموس خلقت بر می‌گردند. این که زنها کوشش می‌کنند براى مردنمایى، و بر عکس، پسرها و مردها کوشش می‌کنند در جهت زن نمایى ودخترنمایى، یکى از آن هوس‌هاى کودکانه زودگذر بشر است و بیشتر هم در ناحیه پسرها دیده می‌شود. این دیگر یک پدیده مخصوص زمان ماست و از نظر من یک پدیده زودگذر است. خوششان می‌آید که مثل دخترها لباس بپوشند و ژست‌هاى آنها را بگیرند، مثل آنها آرایش کنند به طورى که انسان وقتى برخورد می‌کند نمی‌فهمد این پسر است یا دختر، و به قول بعضی «مطالعات عمیق‌ترى لازم است تا آدم بفهمد این پسر است یا دختر!». این یک امرى است بر خلاف خلقت و اصول فطرت. بشر از این جور هوسهاى احمقانه و کودکانه زیاد دارد ولى دوام پیدا نخواهد کرد.

پس یک مساله این است که حال که امر دائر بوده است که مرد و زن در معاشرت با یکدیگر آنچه را که «آزادى مطلق» نامیده می‌شود نداشته باشند، یعنى به هر شکل با یکدیگر تماس نداشته باشند، چرا زن مکلف به پوشیدن شده نه مرد؟ رازش همین بود که عرض کردم.

مساله دیگر این است که اصل مطلب براى چیست؟چه لزوم و ضرورتى دارد؟چرا باید مساله محرم و نامحرم مطرح باشد؟ چرا باید زن خودش را از غیر محارم خودش بپوشاند؟ رمز و سر این مطلب چیست و چه فایده‌اى دارد؟

اولین خاصیتش خاصیت روانى است، یعنى آرامش روانى. در هر جامعه‌اى که روابط زن و مرد بر اساس عفاف بود-عفاف در همین حدود اسلامى که عرض می‌کنم-یعنى زنان در خارج دایره ازدواج، خود آرا و خودنما نبودند و وسیله تهییج مردان را فراهم نکردند و مردان هم در خارج از دایره ازدواج دنبال لذت‌جویى و کامجویی به وسیله چشم، دست، لامسه و غیر لامسه نبودند قلبها و روحها آرام وسالم است، و در هر جامعه‌اى که بر عکس[این حالت] است اولین ناراحتى اجتماعى، ناراحتیهاى روانى است.

گروهى از فرنگیها گفتند خیر، وقتى زن و مرد از یکدیگر دور باشند ناراحتیهاى روانى و عقده‌هاى روانى به وجود می‌آید. ولی تجربه همین یک قرن گذشته و کمتر از یک قرن گذشته کاملا ثابت کرد که مساله بر عکس است، به هر اندازه که آزادى در مسائل جنسى بیشتر است التهاب در افراد زیادتر و بیشتر است چون غریزه جنسی انسان(مانند چند غریزه دیگر مثل غریزه جاه طلبى، غریزه علم طلبی و غریزه عبادت) صرفا ظرفیت جسمانى ندارد، ظرفیت روحى هم دارد. غرائزى که صرفا ظرفیت جسمانى دارند مثل خوردن، دارای یک ظرفیت محدودى هستند. انسان یک مقدار محدود می‌تواند غذا بخورد، از آن بیشتر نمی‌تواند، اگر بگویند باز هم می‌خواهى، برایش مجازات است. ولى مالکیت چطور؟ مالکیت هم مثل خوردن است؟ آیا ظرفیت مالکیت براى انسان یک ظرفیت محدود است، یعنى اگر انسان مالک صد هزار تومان شد دیگر روحش هم از مالکیت[سیر می‌شود؟] نه! وقتى صد هزار تومان را دارا شد می‌خواهد دویست هزار تومان داشته باشد، وقتى دویست هزار تومان دارا شد تشنه‌تر است براى پانصد هزار تومان، میلیونر که شد تشنه‌تر می‌شود برای میلیاردر شدن، و آن که از همه مردم دنیا ثروتمندتر است از همه مردم دنیا براى ثروت تشنه‌تر است.

جاه طلبى چطور؟ آن هم همین طور است. یک آدمى که هیچ چیز ندارد، براى این که رئیس یک انجمن بشود دلش[لک] می‌زند ولى آیا رئیس انجمن که شد دیگر ظرفیتش پر می‌شود و می‌گوید همین کافى است؟ نه، بعد دلش می‌خواهد توسعه بیشتری پیدا کند، شهردار یک منطقه یا یک شهر کوچک بشود، بعد، از آن بالاتر[را می‌خواهد]. اگر به یک نفر تمام دنیا را بدهند و بگویند تو سلطان جمیع عالم هستى، باز دغدغه بیشترى دارد که آیا می‌شود یک کره دیگرى را هم تصاحب کنیم و بر آن کره هم حکومت کنیم؟

غریزه جنسى انسان هم همین طور است… (۳)

پى‌نوشت‌ها

۱نور/۳۱

۲حال این که مقصود از «زینت ظاهر» چیست بعد عرض می‌کنیم.

۳-[به معنى قانون].

۴-[نوار بقیه بیانات استاد شهید متاسفانه در دست نیست. ]

منبع: آشنایى با قرآن جلد ۴

 

 

حجاب، شکوفایى، عزت(۲)

 مصاحبه غیرحضورى با علامه شهید استاد مطهرى(ره)

دیدار: ضمن سلام خدمت شما استاد عزیز! حال پس از بیان شیواى خود پیرامون تاریخچه و فلسفه حجاب از دیدگاه غیرمسلمانان، به عنوان یک جوان مسلمان می‌خواستم مفهوم واژه حجاب و سابقه آن را در متون دینى بدانم؟

استاد شهید: کلمه حجاب هم به معنى پوشش است و هم به معنى پرده. غالبا به معنى پرده استعمال می‌شود. این واژه از آن جهت مفهوم پوشش می‌دهد که وسیله پوشش است. شاید بتوان گفت که بر حسب اصل لغت، هر پوششى حجاب نیست بلکه پوششى حجاب نامیده می‌شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. در قرآن کریم در داستان سلیمان غروب خورشید را این طور توصیف می‌کند: «حتى تدارت بالحجاب»(۱) یعنى تا آن وقتى که خورشید در پشت پرده مخفى شد. پرده حاجز میان قلب و شکم را حجاب می‌نامند. کاربرد واژه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدیدى است. در گذشته به ویژه در اصطلاح فقها، کلمه «ستر» به معنى پوشش به کار می‌رفته است. بهتر بود این کلمه عوض نمی‌شد. زیرا معنى شایع لغت حجاب پرده است و اگر در مورد پوشش به کار می‌رود، به اعتبار نسبت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادى گمان کنند که اسلام خواسته زن در خانه محبوس باشد. پوشش در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و آیات مربوط، نیز همین معنى را افاده می‌کنند. در آیات قرآن واژه حجاب به مفهوم اصطلاحى آن به کار نرفته است. آیه‌اى که واژه حجاب را به کار می‌برد، مربوط به زنان پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) است. اما این که چطور امروزه به جاى اصطلاح ستر و پوشش، واژه حجاب و پرده شایع شده است براى من مجهول است. شاید هم به دلیل تشبیه حجاب اسلامى به حجاب‌هایى که در سایر ملل مرسوم بوده، چنین واژه‌اى به کار رفته باشد.

دیدار: سؤالى که اینجا مطرح می‌شود این است که چرا حجاب براى زنان پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) به کار برده شده، آیا آنان با زنان دیگر فرق داشتند؟

استاد شهید: در قرآن کریم درباره زنان پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) دستورهاى خاصى وارد شده است. اولین آیه خطاب به زنان پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) با این جمله آغاز می‌شود: «یا نساء النبى لستن کاحد من النساء»(۲) یعنى ‌اى زنان پیامبر! با سایر زنان فرق دارید، اسلام عنایت خاصى داشته است که زنان پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از وفات ایشان، در خانه‌هاى خود بمانند و در این جهت، بیشتر اهداف اجتماعى و سیاسى در کار بوده است. قرآن صریحا به زنان پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) می‌گوید: «در خانه‌هاى خود بمانید». اسلام می‌خواسته «امهات المؤمنین» که خواه ناخواه احترام زیادى در میان مسلمانان داشتند، از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سیاسى و اجتماعى واقع نشوند. عایشه که از این دستور تخلف کرد، ماجراهاى سیاسى ناگوار براى جهان اسلام به وجود آورد. به هر حال، آیه‌اى که در آن کلمه حجاب به کار رفته آیه ۵۳ سوره احزاب است که می‌فرماید: «و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب». یعنى اگر از آنان متاع و کالاى مورد نیازى مطالبه کنید از پشت پرده از آنان بخواهید.

دیدار: حضرت استاد! به نظر شما در پاسخ کسانى که می‌گویند زن، باید آزاد باشد و نه اسیر در حجاب چه باید گفت؟

استاد شهید: حقیقت امر این است که در مساله پوشش، سخن اصلى در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن، باید همگانى باشد و مرد باید حق داشته باشد که از هر زنى در هر محفلى حداکثر تمتعات را ببرد یا نه؟ اسلام که به روح مسائل می‌نگرد جواب می‌دهد که خیر، مردان فقط در محیط خانوادگى و در قالب قانون ازدواج همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می‌توانند از زنان به عنوان همسران قانونى کامجویى کنند. اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است و زنان نیز از این که مردان را در خارج از کانون خانوادگى کامیاب سازند، به هر صورت و به هر شکل، منع گردیده‌اند.

پس روح مساله، محدودیت کامیابی‌ها به محیط خانوادگى و همسران مشروع، یا آزاد بودن کامیابی‌ها و کشیده شدن آن به محیط اجتماع است که اسلام طرفدار نظریه اول است.

دیدار: حضرت استاد! بفرمایید فلسفه حجاب چیست؟

استاد شهید: فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چیز است: بعضى از آن‌ها جنبه روانى دارد، بعضى جنبه خانوادگى و بعضى دیگر جنبه اجتماعى. بعضى نیز مربوط است به بالابردن احترام زن و جلوگیرى از ابتذال او. حجاب در اسلام از مساله کلی‌تر و اساسی‌ترى ریشه می‌گیرد و آن این است که اسلام می‌خواهد انواع التذاذهاى جنسى، چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر، به محیط خانوادگى و در قالب ازدواج قانونى اختصاص یابد، اجتماع منحصرا براى کار و فعالیت باشد. بر خلاف سیستم غربى عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذائذ جنسى به هم می‌آمیزد، اسلام می‌خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند.

دیدار: لطفا بفرمایید چرا زن باید خود را بپوشاند؟

استاد شهید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است، این است که میل به خودنمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‌ها و دل‌ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن زن شکار است. میل زن به خودآرایى از این نوع حس شکارچی گرى او ناشى می‌شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‌هاى بدن نما و آرایش‌هاى تحریک‌کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می‌خواهد دلبرى کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. بنابراین از آنجا که تبرج و برهنگى از انحراف‌هاى است که بیشتر از زنان سرمی زند، دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است.

دیدار: حضرت استاد! آیا تفاوتى بین ازدواج در جامعه غیراسلامى و جامعه اسلامى می‌بینید؟

استاد شهید: تفاوت جامعه‌اى که روابط جنسى را محدود به محیط خانوادگى و منحصر در قالب ازدواج قانونى می‌کند با اجتماعى که روابط آزاد در آن اجازه داده می‌شود، این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد پیمان ازدواج به دوران آزادى دختر و پسر خاتمه می‌دهد و آنان را ملزم می‌سازد که به یکدیگر وفادار باشند در حالى که در سیستم اسلامى به محرومیت و انتظار آنان پایان می‌بخشد. در جامعه غیر اسلامى نظام روابط آزاد افراد را وادار می‌کند تا جایى که ممکن است از ازدواج سرباز زنند و هنگامى که نیروهاى جوانى و شور و نشاط آنان رو به ضعف و سستى رفت، اقدام به ازدواج کنند. در این جامعه زن را براى فرزندزایى و کلفتى می‌خواهند. معمولا در این نوع ازدواج‌ها به جاى این که خانواده بر پایه عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد همسران هر کدام دیگرى را ساحل سعادت خود بداند، بر عکس آنان همدیگر را به چشم رقیب و عامل سلب آزادى و محرومیت می‌بینند.

دیدار: آیا رابطه‌اى بین قدرت جسمانى زن و حجاب وجود دارد؟

استاد شهید: مرد به طور قطع از نظر جسمانى بر زن تفوق و برترى دارد. زن در این جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد، ولى زن از طریق عاطفى و قلبى همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکى از وسایل مرموزى بوده است که زن براى حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصا تاکید کرده است که زن هر اندازه متین‌تر و باوقارتر و عفیف‌تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش براى مرد نگذارد، بر احترامش افزوده می‌شود.

پی‌نوشت‌‌ها

۱-سوره ص/۳۲

۲-سوره احزاب/۳۲

منبع: دیدار آشنا؛ آبان ۱۳۸۰؛ شماره ۱۷

حجاب، شکوفایى، عزت(۱)

گفتگوى غیرحضورى با استاد شهید علامه مطهرى(ره)

اشاره

شاید یکى از دلایلى که آثار “شهید مطهری” همچنان کارآمد است و جوانان که نسل پویا جامعه هستند، هنوز هم می‌توانند پاسخ سؤالات خود را در آثار ایشان بیابند، عمیق و ریشه‌اى بودن مسائلى است که حضرت استاد به آن پرداخته‌‏اند. از جمله مسائلى که بسیار سؤال ‏انگیز می‌نماید “حجاب” است. حجابى که اسلام براى مسلمین به ارمغان آورد، از همان ابتدا باعث ‏شد همواره زورمندان شهوت‏‌پرست که این حکم با قلب مریض آنان همراهى نمی‌کرد، با آن به مبارزه پرداختند و تاریخ شاهد این مبارزه بوده است. در دوره معاصر، ما شاهد یک هجمه بسیار قوى از ناحیه کسانى که می‌خواستند ایران و ایرانیان را زیر سلطه خود درآورند نسبت‏ به حجاب بودیم. آنان دریافتند تا هنگامى که زنان متدین، با حجاب خود از دین‏شان پاسدارى می‌کنند و فرزندانى با ایمان و غیور در دامن خود پرورش می‌دهند راه تسلط هر کس و هر دولتى بر این سرزمین بسته است. آنان ابتدا حمله فیزیکى را در دوره رضاخان شروع کردند و پس از خلق آن حماسه‏‏‌هاى شورآفرین توسط زنان با ایمان ایران که با چنگ و دندان از حجاب خود حمایت می‌کردند، نتوانستند کار خود را از پیش ببرند، به همین جهت از سنگر دیگر با شبهه‏‌افکنى در ذهن جوانان و ایجاد فضاى ابهام ‏آلود نسبت‏ به حجاب و تبلیغات سوء علیه آن می‌رفتند تا به مقصد خود برسند که در چنین فضایى “شهید مطهری” این استاد ” استدلال” و “عمل” و “دین” پا به عرصه گذاشتند و به طور منطقى پاسخ شبهه‌هاى آنان را دادند با پیروزى انقلاب این ترفندها و نقشه‏‌ها نقش بر آب شد، اما دشمن باز آرام ننشست. گفت‏ و گوى غیرحضورى ما با استاد، به این موضوع می‌پردازد.

دیدار آشنا: با سلام خدمت‏ شما، حضرت استاد! یکى از مسائلى که فکر می‌کنم در ذهن نسل جوان ما پرسش ‏آفرین شده “حجاب” است، به خصوص با فضاى شبهه ‏آلودى که در پیرامون آن ایجاد کرده‌اند. لطفا بفرمایید آیا قبل از اسلام حجاب وجود داشته است یا خیر؟

استاد شهید مطهرى: اطلاع من از جنبه تاریخى کامل نیست. اطلاع تاریخى ما آنگاه کامل است که بتوانیم درباره همه ملل که قبل از اسلام بوده‌اند اظهار نظر کنیم. قدر مسلم این است که قبل از اسلام در میان بعضى ملل حجاب وجود داشته است. تا آنجا که من در کتاب‏‏‌هاى مربوط خوانده‌ام، در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت‏‌تر بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و به وسیله اسلام در عرب پیدا شده است. ویل دورانت در مورد قوم یهود می‌نویسد:

«اگر زنى به نقض قانون یهود می‌پرداخت چنان‏که مثلا بی‌‌ ‏آن‏ که چیزى بر سر داشت ‏به میان مردم می‌‏رفت‏ یا با هر سخنى از مردان درد دل می‌کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه‌اش تکلم می‌کرد، همسایگانش می‌توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت ‏بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. [همچنین] حجاب سخت و شدیدى در ایران باستان حکمفرما بوده حتى پدران و برادران نسبت‏ به زن شوهردار نامحرم شمرده می‌شده‌اند»، به هر حال، آنچه مسلم است این است که قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست.

دیدار آشنا: حضرت استاد! من در تاریخ ویل دورانت‏ خوانده‌‏ام که ادعا می‌کنند حجاب از ایران وارد اسلام شده نظر شما چیست؟

استاد شهید مطهرى: قطعا چنین نیست. تاریخ قطعى بر خلاف آن شهادت می‌دهد. بی‌‏شک زن جاهلیت همچنان بوده که ویل دورانت توصیف می‌کند ولى اسلام در این جهت تحولى به وجود آورد. عایشه همواره زنان انصار را این‏ چنین ستایش می‌کرد:

«مرحبا به زنان انصار همین‏ که آیات سوره نور نازل شد، یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید سر خود را با روسری‏‏‌هاى مشکى می‌پوشاندند، گویى کلاغ روى سرشان نشسته است.

ام‏ السلمه نقل می‌کند: پس از آن‏ که آیه سوره احزاب (یدنین علیهن من جلابیبهن …)(۱) نازل شد، زنان انصار چنین کردند. فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمان‏‏‌هاى غیرعرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) وجود داشت‏ شدیدتر شد نه این‏ که اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتى نداشته باشد.

دیدار آشنا: بسیار خوب. حال که حجاب مربوط به قوانین اسلام است و از سایر ملت‏‌ها نیامده، می‌رسیم به بحث فلسفه حجاب، برخى فلسفه حجاب ما را “رهبانیت” و “ریاضت” دانسته‌اند، آیا این مطلب صحت دارد؟ همچنین بفرمایید آیا کسانى بوده‌اند که فلسفه پوشش آنها رهبانیت و ریاضت ‏باشد؟

استاد شهید مطهرى: ما منکر نیستیم که رهبانیت و ترک لذت در نقاطى از جهان وجود داشته است و شاید بتوان پوشش زن را در جاهایى که چنین فکرى حکومت می‏‌کرده است از ثمرات آن دانست. پدیدآمدن پوشش طبق این نظریه دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است. در اینجا بد نیست قسمتى از گفته “برتراند راسل” را در این موضوع بیاوریم: “به خصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پل (بولس مقدس) از طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بی‌‏شمارى راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند. کلیسا ضمنا با استحمام به مبارزه پرداخت. زیرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه می‌راند. کلیسا چرک بدن را تحسین کرده، رایحه بوى بدن صورت تقدس به خود گرفت، زیرا باز به نظر سن‏پل نظافت‏ بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد، شپش مروارید خداوند شد”.

[اما] اسلام با فکر “ریاضت” و “رهبانیت” سخت مبارزه کرده است. این مطلب را مستشرقین اروپایى هم قبول دارند. اسلام به نظافت تشویق کرده و به جاى این‏ که شپش را مروارید خدا بشناسد! گفته است: “النظافه من الایمان”(۲) پاکیزگى جزء ایمان است. پیامبراکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) شخصى را دید که موهایش ژولیده و جامه‌هایش چرکین بود فرمود: “من الدین المتعه”(۳) یعنى تمتع و بهره‏‌مندى از نعمت‏‌هاى خدا جزء دین است و هم آن حضرت فرمود: “بدترین بنده، شخص چرکین و کثیف است”. در حدیث دیگر داریم: “تنظفوا… و لا تشبهوا بالیهود”(۴) یعنى نظیف باشید و خودتان را شبیه به یهود نکنید، بعد فرمودند زنان یهودى که فاسد شدند بدان جهت که شوهرانشان کثیف بودند. بنابراین، چنین فلسفه‏‏‌اى [رهبانیت] با روح اسلام و سایر دستورهاى آن قابل تطبیق نیست و اسلام که پوشش را تعیین کرد در هیچ جا به چنین علتى استناد نجسته است.

دیدار آشنا: پس فرمودید رهبانیت در اسلام پذیرفته نیست و نمی‌تواند فلسفه یکى از اصول اسلام یعنى حجاب باشد. حضرت استاد عدم امنیت چطور؟ آیا می‏‌توان فلسفه حجاب را عدم امنیت زنان دانست و گفت حال که در قرن بیست و یکم هستیم و امنیت وجود دارد پس حجاب مبنایى ندارد؟

استاد شهید مطهرى: اولا این سخن درست نیست که در عصر ما امنیت کامل درباره زن برقرار است. در همین دنیاى صنعتى اروپا و آمریکا که به غلط آن را دنیاى متمدن می‌نامیم، احیانا آمارهاى وحشت ‏آورى از فساد می‌خوانیم، چه رسد به دنیاى به اصطلاح نیمه متمدن. تا در جهان، حکومت‏ شهوت برقرار است، هرگز امنیت ناموسى وجود نخواهد داشت. در روزنامه اطلاعات آمده بود: «… در نیویورک در مدت ۶ ماه، ۳۰۰۰ شکایت از هتک ناموس به زور به اداره پلیس رسیده است. سن این عده شاکیان بین شش سال تا هشت ‏سال بوده است.» پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسى کامل برقرار است و صاحبان نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوه‌اى بیش نیست. ثانیا فرض کنیم امنیت کامل در جهان برقرار شده و تجاوز دیگر وجود ندارد. [اما] مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است. لااقل علت منحصر و اساسى، عدم امنیت نبوده است. زیرا این امر نه در آثار اسلامى به عنوان علت پوشش معرفى شده است و نه چنین خبرى با تاریخ تطبیق دارد. در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال، امنیت فردى به واسطه زندگانى خاص قبیله‏‏‌اى و بدوى وجود داشت‏ یعنى در همان وقت که در ایران نا امنى فردى و تجاوز به ناموس به حد اعلى وجود داشت و پوشش هم بود، در عربستان این‏ گونه تجاوز بین افراد قبایل وجود نداشت. ما منکر وجود ناامنى و بی‌‏عدالتی‏‏‌هاى زمان گذشته و تاثیر آنها در مخفی‏ کردن زن نیستیم [ولى] نمی‌توانیم بگوییم که اسلام صرفا به خاطر برقرار ساختن امنیت، دستور پوشش را وضع کرده است. فلسفه اساسى پوشش چیز دیگرى است، در عین حال نمی‌خواهیم بگوییم که مساله امنیت زن از گزند مرد، به هیچ وجه مورد توجه نبوده است و مدعى این موضوع نیز نیستم که در عصر ما این فلسفه بی‌مورد است و امنیت کامل براى زن از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است.

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها

۱-سوره احزاب/۵۹

۲-علامه محدث نوری؛ مستدرک الوسائل؛ ج۱۶؛ ص۳۱۹

۳-ثقه الاسلام کلینی؛ کافی ج ۶؛ صفحه ۴۳۹

۴-نهج الفصاحه ص۲۹۶

منبع: دیدار آشنا؛ مرداد ۱۳۸۰؛ شماره ۱۴