فرهنگ غربی

نوشته‌ها

ضرورت ارائه تعریف بومی (اسلامی – ایرانی) از «سبک زندگی»

جهت مطالعه مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی به روش اهل بیت(علیهم السلام)

امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرمود: «الفقیه من افاض علی الناس خیره و انقذهم من اعدائهم …»؛ فقیه، کسی است که مردم را از دشمنان نجات دهد.

بزرگترین دشمن مردم در حال حاضر، فرهنگ غرب و سبک زندگی غربی است که جوامع اسلامی را مورد هجوم قرار داده است؛ رواج سبک زندگی غربی و بیگانگان و دشمنان اسلام، خطری است که نگران کننده است؛ فقها در مقابله با این بحران فرهنگی، نقش مهم و اثرگذار دارند و می‌توانند در اقتصاد مقاومتی برای برون رفت از بحران فرهنگ‌سازی و در استقلال و حفظ هویت کشور، نقش برجسته ایفا کنند به حسب روایت امام رضا(علیه السلام) پیشگامی فقها ضروری است؛ از این روی، ضروری است پالایش فرهنگی در تمام امور صورت گیرد تا مردم از سبک زندگی غربی فاصله بگیرند؛ سبک زندگی در کشور با جهاد فرهنگی علمای شیعه بر اساس فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام) بود و در مظاهری مانند:

۱- پوشش و لباس و تغذیه: در حالی که امروز به تقلید از فرهنگ غرب، لباس‌های تولید بیگانه در کشور مصرف شده و کارخانه‌های داخلی قادر به تولید نیستند؛ این روند می‌تواند اقتصاد کشور را دچار چالش جدی کند؛ اقتصاد مقاومتی اقتضا می‌کند که به تولید داخلی بها داده شده و از پوشیدن لباس بیگانگان خودداری و حتی ورود این نوع محصولات از طریق دولت منع شود؛

۲- معماری و خانه‌سازی: خانه‌هایی که در کشور رواج یافته، به سبک غربی است. آپارتمان‌سازی و زندگی آپارتمانی، شیوه ی غربی و سرمایه‌داری است که امنیت فرهنگی و اقتصادی را به مخاطره کشیده است؛

۳- معاشرت‌های خانوادگی: همسایه‌داری نیز که پیش‌تر بر اساس فرهنگ اسلامی بود، تغییر یافته و فرهنگ غرب جایگزین می‌گردد؛ روابط همسایه‌ها، کمتر و از حال همدیگر، بی‌خبر شده‌اند؛

۴- تعلیم و تربیت آموزش و پرورش: شیوه آموزش در اسلام، بر اساس رهنمود اهل بیت(علیهم السلام)، بر اساس قرآن و با آموزش قرآن شروع می‌گردید؛ امیرمومنان(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) می‌فرماید: آموزش و تربیت تو را را با قرآن شروع کردم و حلال و حرام را به تو آموزش دادم.

این روش در عصر پهلوی با دسیسه ی استعمارگران و عوامل آنان دگرگون شد و قرآن از آموزش کنار زده شد؛ از این روی، فرزندان ما از جهت فکری آسیب‌پذیر شدند و از فرهنگ دینی فاصله گرفته و ذهن آنان با آموزش‌های غیردینی انس گرفت. تعلیم و تربیت اسلامی، با قرآن شروع می‌شد، در این مدل، فرزندانمان را مکتبی به باری آوردیم، لذا در هر کشور بیگانه‌ای که قدم می‌گذاشتند، از اصول خود دست‌بردار نبودند. فرزندانمان در غرب تحصیل می‌کردند اما پایبند به اصول دینی و ارزش‌های فرهنگ اسلام بودند، یکی از دانشمندان معاصر گفته است: شاگردان استاد رضا روزبه در هر نقطه از جهان که زندگی کرده و فعالیت دارند، مکتبی هستند، برخی پزشک ساکن آمریکا و برخی در ایران استاد دانشگاه هستند بدون استثنا مکتبی به بار آمده‌اند. سر این مسئله این بود که آن مرحوم، جوانان را از کودکی که آینه ی دل آنان صاف و بدون زنگار است، با شیوه ی قرآن و به سبک قرآن آموزش می‌داد؛ با این روش، جوان از تمام خطرها واکسینه می‌شود؛

۵- نهاد خانواده: نهاد خانواده در فرهنگ اسلامی، مقدس و نهادی اصیل و بستر رشد معنوی و شکوفایی استعدادها بوده است؛ مادر در خانواده و حضور او در خانه و سرپرستی و مدیریت و اداره منزل، کانون خانواده را گرم و امنیت خاص به آن می‌داد؛ اکنون با رسوخ فرهنگ غرب و سرمایه‌داری که از قرن ۱۹ م خانواده را در غرب فرو پاشید؛ به تدریج این فرهنگ به کشورهای اسلامی از جمله ایران رسوخ و با تبلیغ، جایگزین فرهنگ اسلامی شد؛ این روند با تخریب نقش مادری در خانواده‌ها تمام پایه‌های خانواده را به چالش کشیده است؛ از جمله آسیب‌های خطرساز این روند این است که: تمام ادارات و نهادها اولویت گزینش خود را به زنان داده و دختران جوان و مادران را به پشت میز ادارات کشیده و با این شیوه، بنیان خانواده‌ها متزلزل گردیده و تربیت فرزند و نقش‌های دیگر در خانواده که با محوریت مادر بود، به چالش کشیده شده است؛ از جمله عوارض آسیب‌زای این روند، این است که پسران جوان در جامعه بیکار و گرفتار دام اعتیاد گشته و ادارات و ارگان‌ها و مشاغل، به دختران جوان واگذار شده؛ مقررات شرعی و ضوابط دینی که در جامعه اسلامی، ارزش بود، تبدیل به فرهنگ شده و قبح هنجار‌های ضددینی کاسته شده و رعایت روابط محرم و نامحرم که از ضوابط مهم اسلامی و فرهنگ اسلامی بود، به کلی فراموش شده و بیکاری ۷۰ درصد جوانان دنبال شغل از معضلات لا ینحل امروز ما محسوب و حریم خانواده‌ها و عفت و حجاب به یغما رفته است؛

۶- احترام به والدین: احترام به پدر و مادر که از سفارشات اکید قرآن است، به فراموشی سپرده و سالمندان را به مرکزی بیرون از خانه منتقل و عواطف اسلامی و فرهنگ قرآن و سبک زندگی دینی جای خود را به سبک زندگی غربی داده است؛ مرکزی به نام خانه ی سالمندان که کاملا از فرهنگ خشن غرب گرفته شده است، جایگزین دستورات قرآن گردیده است؛ دوری از فرهنگ قرآن در این امور، تاثیرات وضعی بر زندگی‌ها گذاشته است!

بر این اساس امیرمؤمنان به مسلمانان هشدار می‌دهد تا گاهی که زی و فرهنگ خود در خوراک و پوشاک و دیگر مسائل فرهنگی را از دست ندهید و لباس بیگانه بر تن نکنید، سعادت و عزت شما تضمین شده، وگرنه روزهای ذلت و خواری و استثمار و اسارت و گرفتاری‌ها، شما را در بند خواهد کشید.

از دست رفتن فرهنگ اسلام، به معنای نابودی عزت اسلامی و گرفتاری به دام ذلت غرب و بیگانگان و دشمنان اسلام است؛ لذا فرمود: تا زمانی امت اسلام عزیز است و روی ذلت نخواهد دید که از فرهنگ بیگانه تقلید نکند و سبک زندگی و معاش خود را بر اساس تقلید از بیگانگان تغییر ندهد و لباسی مانند دشمنان اسلام نپوشد؛ امام با آینده‌نگری به پیامدهای پیروی از آداب و فرهنگ غیر مسلمانان آگاه و قبول آداب آنان را وابستگی اقتصادی و فرهنگی جامعه به آنان می‌داند که منجر به مصرف تولیدات آنان خواهد شد؛ تدبیری که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ارائه فرمود با عنوان «اقتصاد مقاومتی» بر اساس مکتب اهل بیت(علیهم السلام) است؛ راهکارهای قرآنی جهت رسیدن به شیوه سبک زندگی اهل بیت(علیهم السلام) و اقتصاد مقاومتی رهایی از مظاهر و مصادیق فرهنگ غرب مهمترین زمینه ی این مسئله است؛

۱- راه‌کار اول نجات از سبک زندگی غرب

قرآن کریم برای سعادت انسان، سبک زندگی عالی را به انسان نشان داده و فرموده است برای نجات از دام دشمنان، به سیره ی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پناه ببرید «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه»؛ سرمشق و الگو و سبک زندگی و برنامه‌های خود را با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هماهنگ بسازید و از آن حضرت الگو گیری کنید، فاصله گرفتن از اصول مکتبی، برای جوامع اسلامی زیان بار است که نتیجه ی آن، بحران هویت است. در بحران هویت، فرد تابع فرهنگ وارداتی و بیگانه است؛ در این فضای بحران و شبهه‌آلود فرهنگی، باید جامعه را به منابع سرشار علوم الهی راهنمایی کرد؛ اگر جامعه اسلامی پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) گرفتار فترت و فقر فرهنگی شد، یک مشکل بزرگ داشت که دوری از اهل بیت(علیهم السلام) پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است؛

۲- راه‌کار دوم نجات از سبک زندگی غرب

خداوند متعال به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور می‌دهد جهت تغییر سبک زندگی پیرامون خود، بهترین روش در کنار مواعظ و دستورات، عملگرایی است؛ اصلاح خانواده و عملگرایی در خانواده، روش مهم در اصلاح سبک زندگی است؛ در این راستا خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید دستور حجاب را از پیرامون و خودت خودت شروع کن: «یا ایها النبی قل لازواجک و نباتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلاببیهن»؛ ای پیامبر! تغییر در سبک پوشش را از زنان و دختران خود و در مرحله دوم، از زنان مومنان شروع کن. این بهترین روش است برای حفظشان و جایگاه زنان مومن و بهترین سبک برای عفاف است.
در راستای حفظ خانواده از فرهنگ بیگانه آیه کریمه می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا»؛ ای مومنان! ابتدا خود و خانواده‌های‌تان را از آتش جهنم نگهدارید.
دستور دیگری که خداوند در این راستا به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «و امر اهلک بالصلواه و اصطبر علیها؛ خانواده‌ات را در مرحله اول به نماز دستور بده و این دستور را تکرار کن؛ بنابراین اگر مسئولین فرهنگی ما قصد دارند در سبک زندگی مردم تغییری به سوی اصول و ارزش‌های دینی ایجاد کنند و فرهنگ کشور را به سویی ببرند که مستعد آخرالزمان و ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد، باید از دستورات قرآن پیروی کنند؛
قرآن می‌فرماید: باید متولیان امر جامعه، از خودشان آغاز کنند، سبک زندگی خود خانواده را تغییر دهند. این روش بسیار منطقی در تربیت است چون تا انسان خود تربیت نشده باشد به آداب و تربیت الهی، محال است که دیگران را تربیت کند، اگر امیرمومنان(علیه السلام) نان خشک را با زانوی خود، شکسته و می‌خورد و کسی به این خوراک اعتراض می‌کند، حضرت می‌فرماید: ساده‌زیستی حاکم در سبک زندگی، مایه امنیت روحی مردم است و به این روش، در جامعه امنیت و امید در دل فقرا ایجاد می‌شود؛ این نوع سبک زندگی، مانع از بحران اقتصادی است، وقتی در جامعه، ناامنی غذایی پیدا شود و تعادل جامعه به هم بخورد، انصاف و مروت که اساس دین ماست از دلها بیرون شده و قساوت و اخلاق غیر دینی جایگزین خواهد شد، سر این که قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) در تغییر سبک زندگی، از خانواده شروع کردند و امیرمومنان(علیه السلام) در حاکمیت خود، از حکمران و حاکم شروع کرد، این است که محور و بستر رشد و ترقی و صلاح هر جامعه در دو چیز است: ۱ـ خانواده ۲ـ حاکمیت؛

اثرگذارترین راه‌کار اصلاح سبک زندگی و رسیدن به اقتصاد مقاومتی، اصلاح نخبگان جامعه و ساده‌زیستی آنان است؛ جمله معروف «الناس علی دین ملوکهم» به خوبی بیانگر این مسئله است که مردمان، تابع رفتار حاکمان و نخبگان و سرشناسان جامعه هستند؛ هرگاه سران جامعه و خواص، به سوی صلاح و فلاح حرکت کرده و از ثروت‌اندوزی پرهیز کنند، امنیت و آرامش به اقتصاد روی آورده و امنیت روحی ایجاد می‌شود؛ هرگاه حاکمان و خواص جامعه، به سوی انباشت ثروت با انگیزه ی سودمحوری نامشروع میل کنند، امنیت اقتصادی مخدوش می‌شود …. از این روی، اصلاح سبک زندگی، باید با دو محور شروع شود:

اول حاکمیت: اصلاح رفتار نخبگان و حاکمان جامعه؛ وقتی حاکم جامعه بی‌محابا هر کاری انجام داد و وعده داد، عمل نکرد؛ هیبت قانون شکسته می‌شود؛ حرمت‌شکنی به طبقات پایین جامعه سرایت می‌کند؛ مردم به نخبگان می‌نگرند و از آنها الگو می‌گیرند؛

دوم خانواده: عینی‌ترین جلوه ی جامعه، خانواده‌ها هستند که با پیروی خود از حاکم، هویت و نظم و انضباط معینی به جامعه داده و آن را پیش می‌برند؛ اگر حاکم، انحراف داشته باشد، انحراف او از مسیر درست، تراز تشخیص انحراف جامعه هست و مردم اعضای جامعه هستند.

منبع: امیرعلی حسن لو؛ بخشی از مقاله ارائه شده در جشنواره ی امام رضا(علیه السلام) با عنوان: «منزلت خانواده و سبک زندگی در فرهنگ رضوی»؛

بررسی تاثیر سوء آسیب‌های ماهواره بر خانواده

یکی از آسیب‌های نوپدید اجتماعی که تبدیل به یک چالش بزرگ برای انس و الفت بین اعضای خانواده و استحکام بنیان خانواده شده است تاثیر سوء آسیب‌های ماهواره بر خانواده می‌باشد. بدیهی است که این چالش عظیم برای کارکرد درست و اصولی خانواده مختص ما ایرانی‌ها نمی‌باشد و در سایر کشورهای جهان نیز جامعه شناسان و کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسی زیادی نگران آینده اصلی‌ترین رکن جامعه یعنی خانواده می‌باشند.

مقدمه‌ای بر آسیب‌های ماهواره بر خانواده

خانواده در تمام فرهنگها کانون شکل گیری هویت فرد است. هیچ فردی جدا از خانواده اش قابل تعریف نیست و خانواده رکن اصلی سازنده ی فرد و شخصیت اوست. (ثنایی، ۱۳۷۹).

کانون خانواده پایه بنیادین اجتماع، سلول سازندۀ زندگی انسان، خشت بنای جامعه، خانواده کانون اصلی حفظ سنت ها، هنجارها و ارزش‌های اجتماعی است و شالوده ی استوار پیوند‌های اجتماعی و روابط خویشاوندی و کانونی برای بروز و ظهور عواطف انسانی و پرورش اجتماعی است.

خانواده، واحدی است که بر اساس ازدواج پدید می‌آید و از آغاز پیدایی خود، همچون حریمی امن، زندگی انسان را در بر گرفته و موج تازه‌ای در درون شبکه ی خویشاوندی ایجاد می‌کند که شمار زیادتری از خویشاوندان را نیز به هم پیوند می‌دهد.

انسان در خانواده، فرایند جامعه پذیری را می‌آموزد که مجموعه‌ای از بایدها و نبایده است و بالاخره نقش‌هایی را در روابطش با دیگران یاد می‌گیرد. تعاریف فوق نشان دهنده ی اهمیت فوق العاده ی این بنیان کوچک اجتماعی است و تاثیر آن در تمامی شئون زندگی افراد به ویژه فرزندان است.

اما این سیستم نیز مانند هر سیستم دیگری دستخوش حوادث تلخی می‌شود و همیشه در امان و به دور از تهدید نیست. پایه‌های هر جامعه، ریشه در ارزشها و نظام عقیدتی آن دارد. بنابراین برای تضعیف هر جامعه، کافی است تا فرهنگ آن را تضعیف کرد.

با این کار افراد جامعه از خود بیگانه شده و برخلاف آنچه که حقیقت فرهنگی آنها را تشکیل می‌دهد، رفتار می‌کنند. امروزه شیوه‌های ضربه زدن به فرهنگ و هویت ملی یک کشور تغییر یافته و دشمنان سعی می‌کنند از طریق جنگ نرم افزاری به فروپاشی بنیان خانواده و آرا و عقاید جوانان آن مرز و بوم نایل آیند.

شبکه‌های ماهواره‌ای با حضور در خانه ی ایرانیان به خصوصی‌ترین حوزه‌های زندگی آنان دسترسی پیدا کرده و با نمایش مناسبات و روابط ناسازگار با زندگی ایرانی الگوهای مختلف زندگی خانوادگی را معرفی می‌کنند.

این در حالی است که محتویات چنین روابط و ارتباطاتی بر اساس واقعیاتی زندگی ایرانی بنا شده و با عناصر دینی و آیین اسلامی فاصله دارد.

به همین منظور این مقاله در صدد بررسی آثار سوء فیلم‌های ماهواره‌ای به عنوان یکی از مهمترین رسانه‌های دیداری در متحول ساختن روابط خانوادگی و ایجاد تغییر در کارکردهایی آن می‌باشد و تلاش می‌کند به این سوال پاسخ دهد که ماهواره چگونه روابط خانوادگی را دستخوش تغییر و تحول می‌سازد و منجر به تضعیف بنیان خانواده می‌شود و در پایان برای رفع اینگونه معظلات پیشنهادی ارائه شود تا شاید بتوان گامی کوچک در ارتقای سطح آگاهی خانواده‌ها برداشت.

دسته‌بندی آثار آسیب‌های ماهواره بر خانواده

به طور کلی می‌توان آثار شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای را بر اساس تحقیقات انجام شده به قرار زیر دسته بندی کرد:

تغییر ضد ارزشها به ارزشها

شبکه‌های ماهواره‌ای قادرند احساس شخص از واقعیت را تغییر بدهند و با تاثیر گذاری بر روی افکار و روان مخاطبان خود، براحتی نوع دیدگاه و سلایق مردم را متحول سازند. این واقعیت را نباید نادیده گرفت که ارزشهای غیر اخلاقی براحتی از طریق ماهواره در قالب قواعد و هنجارها و نمادها قابل پیاده شدن در محیط گرم خانواده است.

ماهواره با توجه به توانمندی‌هایی که دارد، یکی از عوامل بسیار مهم دگرگونی ارزشها و باورها می‌باشد، چه اینکه قادر است با برنامه‌ریزیهای دقیق و کنترل شده، اندیشه‌های مردم یک جامعه را شکل دهد و رفتار آنان را بصورت دلخواه سمت و سو دهد.

شبکه‌های ماهواره‌ای در قالب میان برنامه‌ها و آگهی ها، ارزشهای متفاوتی چون فرهنگ برهنگی، مصرف گرایی، تجمل پرستی، ترویج بی‌مبادلاتی اخلاقی و … را به نمایش گذاشته و رفته رفته فرهنگ وقار و پوشیدگی به فراموشی سپرده شده، رقابت برای عرضه هرچه بیشتر جذابیت‌های جنسی، به فرهنگ غالب در کشور تبدیل شده است.

قدرت تاثیر گذاری ماهواره محدود به تغییر ارزشها تنها در حوزه تضعیف ارزشها و ارزشهای جایگزین در رفتار بینندگان نمی‌باشد، بلکه این رسانه قادر است در حوزه‌های مربوط به حریم‌های خصوصی افراد نیز به طور خاص، تغییراتی ایجاد کند. «و گاهی به فرد بدون اینکه در جریان باشد تحمیل می‌شود، یعنی وجدان آدمی را دستکاری می‌کند»(لوفور ۱۹۹۹) چنین تغییراتی، بسترهای مناسبی برای آسیب رسانی علیه خانواده و پیامد‌های ناگوار آن فراهم می‌سازد.

شبکه‌های ماهواره ای، هویت تازه‌ای به مشاهده گران خود می‌بخشند و آنها را وامی دارند تا ارزشهای غلط و فاسد را جایگزین ارزشهای اخلاقی دانسته و سعی در حفظ و ثبات آنها برآیند، چرا که زبان تصویر، قدرت فوق العاده‌ای در جهت تحکیم با تضعیف ارزشها دارد، از این رو برنامه‌های ماهواره در کشورهای سازنده، شاید مناسب حال مردم آن جامعه و در جهت سیاست‌های حاکم بر آنان باشد، ولی در جامعه‌ای که آن روابط، ارزشها و هنجارها به گونه‌ای دیگر است، نتیجه ی عکس داده و هنجار‌های جامعه اسلامی را مورد حمله قرار می‌دهد و خانواده را دچار تغییر می‌کند که اگر به درستی مدیریت نشود، خانواده‌ها دچار تزلزل خواهند شد.

الگو دهی ماهواره به خانواده‌ها

تاثیر برنامه‌های ماهواره بر افکار عمومی و عملکرد مخاطبان بویژه از نظر تربیتی و جامعه پذیری امر روشنی است. کانال‌های ماهواره‌ای موجب می‌شوند زنان و دختران جوان، با دیدن فیلم‌ها و سریالهای شبکه‌های فارسی زبان، مطابق حس همزاد پنداری، به تقلید از نوع پوشش و آرایش هنرپیشگان برآمده، سعی در هرچه شبیه تر کردن خود با آنها کنند.

بواسطه معرفی الگوهای ذهنی و عملی رفتار، در گذر از برنامه‌های مختلف، معرفی شخصیت‌ها و سمبل‌های مطرح شده، شخصیت‌های سریالها، فیلم‌ها و … پس از مدتی تعدادی از این الگوها را در بییندگان خود درونی می‌کند(منادی ۱۳۸۵).

یادگیری از راه مشاهده، یکی از تئوریهایی است که رفتار الگوهای بینندگان را در بروز رفتارهای نابهنجارانه تبیین می‌کند. الگو‌هایی که امروزه افراد برای خود بر می‌گزینند و از رفتارهای آنان پیروی می‌کنند. بندورا معتقد است عوامل مختلفی کنترل رفتار انسان را در دست دارد که سبب بروز چنین رفتارهای نابهنجارانه می‌شود.

به اعتقاد بندورا مطابق «دیدگاه یادگیری اجتماعی، مردم نه بوسیله نیروهای درونی رانده می‌شوند، نه محرک‌های محیطی آنان را به عمل سوق می‌دهند، بلکه کارکردهای روانشناختی بر حسب یک تعامل دو جانبه بین شخص و عوامل تعیین کننده ی محیطی تبیین می‌شوند، به طور دقیق ” شخص”، “محیط”، “رفتار شخص” بر هم تاثیر و تأثر متقابل دارند و هیچ کدام از این سه جزء را نمی‌توان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیین کننده ی رفتار انسان به حساب آورد» (سیف ۱۳۷۴).

اغلب سریالهای به ظاهر خانوادگی حاوی داستانهایی از عشق‌ها و روابط نا متعارفی است که بیننده را بعد از مدتی به طور غیر ارادی و ناخودآگاه وارد به همسان سازی زندگی واقعی و شخصی خویش با تصاویر پخش شده از ماهواره می‌کند. مصادیقی چون خیانت به همسر، افزایش سن ازدواج، بی‌تفاوتی به حریم خانواده و بی‌بندوباری فکری و فرهنگی در جامعه، نمونه ی بارزی از نتیجه ی الگوپذیری از الگوهای غلط برنامه‌های ماهواره‌ای است.

اثر گذاری ماهواره بر ارتباط عاطفی زوجین

گسترش و استفاده ی افراطی ماهواره با کارکرد متنوع خود و دگرگون سازی‌های پیوسته اش، رفته رفته آسیب پذیر شده و استحکام خانواده را به مخاطره می‌اندازد، در این صورت خانواده قوی‌ترین عامل دوام و رشد خود را که عاطفه و صمیمیت میان اعضاست، به دست فراموشی می‌سپارد، برنامه‌های ماهواره به تدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره را گرفته و توانسته اند فضای انفرادی را به جای فضای جمعی و اجتماعی خانواده حاکم کنند، به گونه‌ای که در ابتدا به افزایش فردگرایی و کاهش جمع گرایی منجر شده و با رخنه در محیط گرم خانواده ترویج مفاسد دینی، عفاف زدایی و ایجاد حس رقابت زن و شوهر نسبت به یکدیگر، عامل مهمی در آسیب رساندن به انسجام خانواده شوند.

زن محور اصلی تعلیم و تربیت در خانواده و این موضوع که در ایران بیشترین مخاطبان تلویزیون را زنان تشکیل می‌دهند باعث شده برنامه‌های این نوع شبکه‌ها با هدف قرار دادن شخصیت زن و القاء کردن فرهنگ غربی به او بتوانند شخصیت حقیقی زن مسلمان ایرانی را متزلزل ساخته و بنیان خانواده را به شدت تضعیف کنند.

در شبکه‌های ماهواره‌ای شدت بخشیدن به رقابتهای اقتصادی میان زن و مرد به جای پیوندهای عاطفی مستحکم نشده، ارائه تعریف نادرست از زندگی مشترک، موجب شده تا مفهوم عشق واقعی و تعهد به رقابت و سوء تفاهم تبدیل شود.

ترویج خانواده‌های بدون ازدواج (هم‌خانگی‌ها)

تاثیر خانواده، در دو بعد قابل توجه است: یک جنبه مربوط به به ثبات در الگوهای رفتاری خانواده است که منجر به سالم سازی الگوهای ارتباطی خانواده می‌شود و دیگری بحث تحکیم و ثبات شخصیتی افراد خانواده است.

شبکه‌های ماهواره‌ای با هدف قرار دادن تحکیم خانواده، هم الگوهای رفتاری خانواده و هم شخصیت افراد را به سوی سستی و تزلزل هدایت می‌کند. یکی از الگوهایی که ماهواره برای مخاطبان خویش در نظر می‌گیرد تبلیغ آزادی‌های نامحدود و زندگی مشترک بدون ازدواج (ازدواج سفید) یا وصلت آزاد است که عملاً نوعی ازدواج بدون پیوند‌های قانونی یا شرعی است.

ترس از آسیب دیدن، آرزوی قابل قبول بودن و به خصوص میل به آزادی جنسی و فرار از مسئولیت چیزهایی است که از نارسایی بلوغ عاطفی سرچشمه می‌گیرد. الگویی نیز که سازندگان برنامه‌های ماهواره‌ای برای ترویج پدیده ی آزادی مطلق در نظر گرفته است، ارضای غریزه جنسی جوانان از طریق روش (انتخاب دوست و رفیق غیر همجنس) می‌باشد، روشی که در غرب معمول است و آغازگر یک زندگی مشترک جدید بدون ازدواج می‌باشد.

غیر رسمی شدن ازدواج که به عنوان یک فرهنگ وارداتی به خصوص در شهرهای بزرگ پدید آمده، به معنی کمرنگ شدن هنجارهای اجتماعی است که رفتار مردم را در رسوم معمول جامعه مانند ازدواج تعریف می‌کنند. برنامه‌های ماهواره‌ای با ترویج این الگوی نابهنجار باعث می‌شوند دختران و پسران جوان خود را ملزم به تشکیل خانواده نبینند و ترویج دهند که این شکل از الگوی تشکیل خانواده را تجربه کنند. الگویی که این شیوه از زندگی را در همه ی جوامع، طبیعی جلوه می‌دهد و سعی در تغییر بنیان‌های فکری مخاطبان دارد.

آسیب‌های ماهواره بر خانواده

برنامه‌های نامناسب ماهواره به دنبال ترویج احساس آزادی مطلق و یا همان لیبرالیسم جنسی به دنبال ایجاد آزادی برای روابط جنسی مطلق بوده و با ترویج فرهنگ خود، تمامی افکار مخاطبان خود را متوجه تلذذ جنسی کرده است.

ماهواره سطح تعمیم پذیری مسائل خصوصی را افزایش داده و سکس را لازمه ی زندگی امروز می‌شمارد و با برنامه‌های غیر اخلاقی انتظارات کاذب جنسی را در مردان بوجود می‌آورد.

زنان هم در پاسخگویی به این تنوع طلبی دچار مشکل می‌شوند و تکرار برنامه‌ها و انگیزش‌های پی درپی باعث می‌شود که تنها به تلذذ جنسی توجه داشته و در این راه تمامی انرژی معنوی و مادی خود را از دست داده، نتیجه ی طبیعی و فاجعه آمیز آن در مورد عمومی شدن مسائل خصوصی و پرده دری و نابودی بنیان‌های اخلاقی و حریم شکنی و گسیختگی بنیان خانواده می‌گردد.

از دیدگاه این برنامه‌ها، همسر قانونی از لحاظ روانی یک مزاحم به شمار می‌رود و تعهد و پایبندی به بودن در کنار همسر بی‌معنی می‌باشد، و با این تلقین که زنان موجوداتی آسیب پذیر هستند و باید مورد سوء استفاده پرخاشگری، تجاوزجنسی و آزارجنسی قرار گیرند، چرا که این نوع رفتار از دید آنها علامت تداوم سیستم مردسالاری است.

این تصاویر زنان را مطیع و تسلیم پذیر نشان می‌دهند و ارزشهای حقیقی یک انسان را تا حد سکس تنزل می‌دهد، نقش و جایگاه افراد خانواده مبهم و نامشخص می‌شود، بویژه در مورد زنان که در اوج تحول قرار دارند (بهنام ۱۳۸۳). افرادی که بیشتر وقت خود را پای چنین برنامه‌هایی می‌گذارند ناخودآگاه حوزه‌های تعاملی خود را کاهش می‌دهند.

الگوهایی متناقض و نامتعارف دریافت کرده و به صورت فریبکارانه نیاز خود را در محیطی خارج از چارچوب خانواده ارضاء می‌کنند. همین طور فراگیری لذت‌های تخیلی و هیجانی از طریق ماهواره، به صورت معظلی جهانی در آمده، بسیاری از افراداز این طریق به هیجانات و لذت‌های آنی دست می‌یابند.

گزارشات تحقیقی حاکی است که اغلب کودکان و نوجوانان در جوامع امروزی از طریق فیلم‌های جنسی ماهواره با مسائل جنسی آشنا می‌شوند که این موضوع آغاز انحراف و اختلال جنسی در آنان می‌شود و جنبه‌های آسیب شناسی رفتار جنسی در مخاطبان به خصوص جوانان کم سن و سال افزایش می‌یابد.

علت اصلی بسیاری بیماری‌ها و اختلالات جنسی در افراد فراگیری و اجرای رفتارهای نامتعارف جنسی است که در اثر الگوبرداری از برنامه‌های ماهواره می‌باشد. چنین وضعیتی همچنین می‌تواند این دیدگاه را در فرد ایجاد کند که پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‌دهد زیرا پس از ازدواج این آزادی محدود می‌شود.

به همین جهت بینندگان منفعل ترجیح می‌دهند که یا اصلاً ازدواج نکنند، یا با تاخیر،ازدواج کنند. زیرا در بیرون از خانه و دور از ازدواج رسمی می‌توانند با تنوع و آزادی جنسی بیشتری ارضاء شوند. از این رو هنجارها و ارزشهایی که چنین شبکه‌هایی سرلوحه ی برنامه‌های خود قرار می‌دهند، نه تنها مروج ارزشهای دینی و اخلاقی نیست، بلکه خود عامل ایجاد ناهنجاری‌ها در سطح خانواده گشته، برای ترویج و تثبیت افکار، ایده‌ها و باورهای شخصی و گروهی مخاطب را به سوی بی‌بندوباری و انحراف سوق می‌دهد.

امری که در جامعه‌ای مثل کشور ما بسیار ناپسند و خلاف عرف و اخلاق عمومی است و این نوع رفتار با فرهنگ دینی ما همخوانی ندارد. چنین مسائلی حتی در جوامع غربی نیز به عنوان نابهنجاری وجود داشته و با این ناهنجاری‌ها برخورد می‌شود، اما شبکه‌های ماهواره‌ای به بیننده منفعل اینگونه القاء می‌کند که در کشورهای غربی چنین روابطی مورد پذیرش می‌باشد، این رسانه « به واسطه ی بار فرهنگی که دارد تأثیر بسیار زیادی برچگونگی فرهنگ و نظام آموزشی افراد جامعه می‌گذارد.» (منادی ۱۳۸۵). چرا که قدرت فوق العاده‌ای روی اذهان آدمی دارد، قدرتی که تا کنون سابقه نداشته است، اگر در مقابل نفوذ آن مقاومت نکنیم، ما را از جاده تمدن دور خواهد کرد (پوستی ۱۳۷۹).

ریشه‌کنی بنیان خانواده

در خانواده با معیارهای اسلامی، مرد احساس مسئولیت عمیقی در قبال اعضای خانواده ی خود دارد و خود را موظف به حفظ حریم خانواده می‌داند و این تلقی باعث تعهد مرد به بانوی خانۀ خود و فرزندان برای تأمین نیازهای آنها می‌شود. در برنامه‌های ماهواره‌ای مرد خانواده به عنوان یک فرد مطرح می‌شود که امیال فردی اش معیار رفتارهای او هستند.

چنین فردی خود را متعهد به دیگر اعضای خانواده نمی‌داند و خود او مقدم بر تمام مناسبات خانوادگی است و برای تأمین امیال و نیازهای خود می‌تواند روابط مقدس خانوادگی را زیر پا بگذارد. چنین مردی مطلوب زن ایرانی و غیرت زنانه ی او نیست و لذا مرد خانواده را تکیه گاه محکم خود و فرزندانش می‌خواهد.

از سوی دیگر برنامه‌های ماهواره‌ای زن را نیز به همین ترتیب یک فرد تعریف می‌کند که امیال او مقدم به هر فرد دیگر از جمله اعضای خانواده است. چنین زنی نیز مطلوب مرد در خانواده ی ایرانی با آموزه‌های اسلامی نیست که زن را مدیر منزل و مسئول تربیت فرزندان و تنظیم ارتباطات اجتماعی تلقی می‌کند.

بر همین قیاس فرزندان در خانواده ی اسلامی دارای نقش‌ها و موقعیت‌های تعریف شده هستند که حقوق و تکالیفی را در رابطه با پدر و مادر و خانواده به عنوان یک نهاد به عهده دارند. برنامه‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای این نقش‌ها را دگرگون معرفی می‌کنند و برای مثال یک دختر یا پسر جوان در خانواده ی غربی را آزاد از تعهدات به پدر و مادر و نهاد خانواده نشان می‌دهند. چنین تصویری باعث تعارض نقشی در فرد می‌شود و در حالی که فرهنگ و واقعیات زندگی تکالیف دیگری برای او تعریف کرده اند و البته متناسب با این تکالیف، حقوقی نیز برای او در نظر گرفته اند که فرزند یک خانواده ی غربی از آنها محروم است.

بر این اساس برنامه‌های ماهواره‌ای با تعقیب یک خط سیر فکری که مهمترین مفهوم آن «فردگرایی» است، سعی در بازاندیشی مناسبات خانوادگی دارد. اولین گام در این مسیر تعریف مجدد نقش عای اعضای خانواده است. در حالی که این نقش‌ها و حقوق و تکالیف تعریف شده برای آن، حاصل پیشنیۀ دیرین خانواده در ایران بر اساس تعالیم اسلامی است و اجزای آن با هم انطباق یافته اند و به هماهنگی رسیده اند.

بر این مبنا برخی از مهم‌ترین آسیب‌های ماهواره برای خانواده و اعضای آن در کشور ما عبارتند از: ترویج فردگرایی، بازاندیشی نقش‌ها، تعارض فرهنگی، نا آرامی ذهنی و نارضایتی، که خود در میان زنان و مردان و فرزندان خانواده و نهایتاً بعنوان اعضای اجتماع، اثرات متفاوتی دارد. با تضعیف خانواده، تکیه گاه فرد و پایگاه اجتماعی و اقتصادی اش تضعیف می‌شود و باید پیش از نهادهای فرهتگی یا سیاسی، خود فرد جلودار مبارزه با عناصر بیگانه و متعدد به حریم خانواده اش باشد.

سست شدن بنیان خانواده

از دیگر تبعات حضور بدون کنترل و حتی با کنترل ماهواره بر خانواده است ورود ماهواره به خانه را می‌توان به منزله ورود یک فرد نامحرم و لاابالی دانست که دوست ناباب برای فرزندان است، درصدد اختلاف افکنی بین زنها و شوهر هاست، به ناموس افراد چشم طمع دارد، دین افراد را می‌گیرد، مرزها و حریم‌های خانواده را می‌شکند، به آسانی حقیقت‌های سیاسی و اجتماعی را وارونه جلوه می‌دهد، دزد وقت افراد است و اگر بتواند حتماً سرک هم به کیف پول افراد خواهد زد، خرید ماهواره به منزلۀ دعوت این فرد ناباب به منزل هاست. مجاز شمردن خیانت زن به شوهر و زشتی زدایی از روابط قبل از ازدواج و حتی حاملگی بدون روابط قانونی، اهانت به والدین و بی‌توجهی به آنها، نفوذ جادو و طلسم در زندگی روز مره بازیگران همه و همه باعث شده فیلم‌ها و سریال‌های ماهواره به طور هدفمند عفت و اخلاق اجتماعی را نشانه گیری کنند.

الف. دختران فراری

از مهم‌ترین کارکردهای سریال‌ها و فیلم‌های پخش شده در ماهواره، آزادی در خارج از خانه هاست، به این معنا که افراد مخصوصاً دختران جوان را که به صورت سنتی و فرهنگی در خانواه‌ها با محدودیت‌هایی روبرو هستند را دچار حس زندانی بودن در خانه می‌کنند. این فرایند روانی به صورت خیلی ساده با مقایسۀ دختران موفق یا آزاد سریال‌ها و فیلم‌ها، وضعیت دختران قربانی در ذهن وی شکل می‌گیرد، کم کم با عدم مدیریت صحیح در خانواده‌ها تبدیل به یک عقده و در نتیجه فرار یا رویگردانی دختران جوان از فضای امن خانه می‌گردد. چنین پدیده‌ای در خانواده‌های که از ساختار درستی برخوردار نیستند شدیدتر است.

ب. بدحجابی و زنان خیابانی

طبیعی است که وقتی در خانواده‌ها، بدون هیچ محدودیتی اعضای خانواده پای ماهواره می‌نشینند و فیلم‌هایی را می‌بینند که برای خانواده مناسب سازی نشده است، و بی‌حجابی در آن به عنوان یک امر عادی موج می‌زند. به مرور از حجاب ارزش زدایی و زنان خانواده ترجیح بدهند که با حجاب کم رنگ تر یا احیاناً بی‌حجاب در جامعه حضور پیدا نمایند.

این مسئله با عمومی تر شدن بی‌حجابی و حتی استقبال نامحرمان از حضور بی‌حجاب زنان در جامعه تبدیل به ایجاد فضای خودنمایی برای نامحرمان و در ادامه روند دور شدن از دیده شدن در خانواده تبدیل به پدیده زنان خیابانی یا شکل گیری روابط نامشروع بین افراد متأهل می‌گردد.

نمونۀ زشت این نوع از آسیب‌های اجتماعی را می‌توان در بین زنان جوانی دید که علی رغم متأهل بودن با آرایش‌های بسیار زننده به همراه دختر کوچکشان که وی نیز آرایش شده است در خیابان‌ها دید، زنانی که از بروز دادن رفتارهای دوستانه با مردان نامحرم در خیابان‌ها هیچ ابائی ندارند.

ج. تأثیر منفی بر روابط بین افراد، اختلاف خانوادگی و شکستن حریم‌های خانواده

وقتی افراد در برنامه‌های ماهواره می‌بینند که افراد چقدر با انزواطلبی و حتی مقابله با افراد خانواده شان و یا حتی خیانت به آنها می‌توانند موفق باشند، این خانواده را به سوی اختلاف داخلی، کم اهمیت شدن نقش پدر، ایجاد اختلاف بین زوجین و دوری فرزندان از والدین می‌کشاند. یا در سوی دیگر، وقتی که پدر یا مادری به همراه پسر یا دختر جوانشان نظاره گر تصاویر فیلمی هستند که در آن یک معاشقه ولو خفیف صورت گیرد، همین مسأله موجب از بین رفتن پرده‌های حجاب بین افراد خانواده و در نتیجه شکستن قبح افعال می‌گردد.

تنها خدا می‌داند که در خانواده‌ای که قبح افعال شکسته شده باشد، چه اتفاقات بدی رخ خواهد داد. حضرت علی در مورد حیا فرمود: الحیاء فعل القبیح یعنی حیا از انجام افعال قبیح جلوگیری می‌کند. و واضح است که در نبود حیا و شکسته شدن حریم خانواده چه اتفاقات شومی رخ خواهد داد.

د. ترویج هوس خواهی و تنوع طلبی

آنچه در سریال‌ها و فیلم‌های نمایش داده شده در ماهواره مشاهده می‌شود، بازیگرانی هستند که صرفاً به خاطر زیبایی هایشان جلوی دوربین‌ها حاضر می‌شوند، و در سرتاسر پخش برنامه، زیبایی‌های ظاهری و جسمی شان به صورت بسیار پررنگ نمایش داده می‌شود به گونه‌ای که محرک شهوات افراد باشد.

در طرف دیگر قضیۀ عموم سریال‌ها و فیلم‌هایی که برای مخاطب ایرانی و مسلمان ماهواره آماده سازی می‌شود، سعی می‌شود که در آن برای افراد حق چشیدن روابط دیگر علاوه بر روابط زناشویی را محفوظ بداند. همین مسئله علی الخصوص در مردان موجب این می‌گردد که حتی برای تفریح که شده به دنبال رفع عطش تنوع طلبی شان باشند.

و حتی اگر به دلایل خودداری از انجام اعمال خارجی اعمال، خودداری کنند، ولی ذهنشان درگیر این مسأله باشد. کمترین اثر این آسیب کم رنگ شدن رابطۀ عاشقانه بین زن‌ها و شوهرها و عدم رضایت و تمایل جنسی خواهد بود. در حوزۀ فردی هم مهمترین آسیب‌های ماهواره در حوزۀ فردی و شخصیتی و تشتّت ناآرامی فکری و عدم امنیت روانی، عدم اعتماد به اطرفیان و دروغگو دانستن همه یا اکثر افراد، لیجاد روحیۀ دوگانگی شخصیتی در دراز مدت و بروز ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی، القای افسردگی و غم و ناامیدی بویژه در بین جوانان، سیاه نمایی و مسموم کردن جوّ فکری، همچنین ترویج هیجان کاذب خصوصاً در ابعاد سیاسی و احساسی انسان می‌باشد.

همچنین مهمترین آسیب‌های ماهواره در بحث فرد در خانواده تضعیف و نادیده گرفتن پیوند، حق مسلم زناشویی، القای تجربه به چندین باره عشق توسط زن و مرد حتی بعد از ازدواج، بی‌فرهنگ و بی‌کلاس معرفی کردن والدین دارای فرهنگ سنتی و اصیل، القای موضوع که عشق گمشدۀ هر فرد، دنبال او می‌گردد و معرفی دوست دخترها و دوست پسرها به عنوان دوستان خانوادگی و نه تنها به عنوان عاشق و معشوق می‌باشد.

به عنوان چشم‌های شیطانی

در راستای علت استفاده از برنامه‌های نامناسب ماهواره در میان برخی از خانواده‌ها می‌توان مثال معرفی را مطرح کرد که بسیار قابل تداعی است و آن اینکه همه می‌دانند مصرف سیگار برای سلامتی انسان و حتی اطرافیان مضّر است ولی بسیاری از افراد و حتی بعضی از پزشکان نیز سیگاری هستند و قدرت ترک آنرا ندارند.

ماهواره‌ها نیز اگرچه بر خلاف سیگار در کنار سایر اختراعات بشری فواید بی‌شماری خصوصاً در بخش‌های علمی و تحقیقاتی هواشناسی و… دارد اما آنچه که امروزه در سطح جامعه از آن به عنوان برنامه‌های ماهواره نام برده می‌شود همان امواج شیطانی است که حقیقتاً موضوعات آموزنده آن در حداقل جایگاه قرار دارد.

همچنین چون عمده مردم ما هم مسلط به زبان خارجی نیستند(شبکه علمی ماهواره‌ها با زبان‌های خارجی پخش می‌شود) مراجعه عمده استفاده کنندگان از برنامه‌های ماهواره‌ای یا به برنامه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان است که بودجه و برنامه‌های آن از سوی قدرت‌های سلطه گر تأمین می‌شود و بازی گردانی آن هم به عهدۀ سلطنت طلبان و گروههای مجذوب فرهنگ غربی می‌باشد و یا آلوده به صحنه‌های سکس و… که در هر دو حالت نگاه و رویکرد علمی هیچ جایگاهی ندارد.

واقعیت این است که امروزه رسانه‌ها در همۀ کشورهای جهان، نقش بسیار ویژه‌ای در پیدایش تحولات اجتماعی و فرایند شکل گیری نگرش‌ها و دیدگاهها ایفا می‌کنند و در ایجاد بخش مهمی از ساختارها، هنجارها و ارزش‌ها و ضدارزش‌ها هم سهم و جایگاه بسیار مهمی دارند.

از این رو خانواده‌ها باید به ارزش‌های همان رسانه‌ها نیز دقت کنند تا مطمئن شوند اطلاعاتی که از آن رسانه‌ها به دست خانواده خصوصاً فرزندان می‌رسد از مجاری مطمئن و سالمی می‌باشند. نکتۀ دیگری که نباید فراموش کرد این که وظیفۀ آدمی برای حفظ سلامت نفس بسیار مهم و حساس است و همانطور که یک غذای مسموم می‌تواند انسان‌ها را بیمار و حتی از بین ببرد.

یقیناً برنامه‌های خاص ماهواره‌ای هم می‌تواند یک فرد یا اجتماع را هم بیمار و نابود سازد. کما اینکه همه ما دراین باره نمونه‌های فراوانی سراغ داریم و اگر ریشه بسیاری از بزه‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی را که اکنون در سراسر دنیا تقریباً به یک شیوه انجام می‌شود جستجو کنیم، در خواهیم یافت که همه آنها از یک آبشخور به نام ماهواره‌ها سرچشمه گرفته اند.

البته همین ماهواره‌ها هم خبرهای ناگواری را حتی از کشورهای غربی به گوش ما می‌رسانند که چنان سرنوشتی اگر نصیب هر ملتی شود، نابودی آن در آینده‌ای نه چندان دور قطعی خواهد بود. افزایش شدید آمار کودکان نامشروع، کاهش زاد و ولد، رسوایی‌های اخلاقی مقامات و شخصیت‌های به اصطلاح درجه اول این کشورها، افزایش شدید مصرف مشروبات الکلی، قرص‌های اکس، افزایش افسردگی و شمار خودکشی و قتل گسترش باندهای فساد و فحشا و قاچاق زنان و کودکان و… همه و همه خبرهای ناگواری است که حتی اعتراض اندیشمندان غربی راهم در پی داشته است و جامعه شناسان و طرفداران حریم خانواده و اخلاق را در کشورهای غربی نگران کرده است.

هدف اصلی پخش فیلم‌ها و سریالها در شبکه‌های ماهواره‌ای

۱-ایجاد خانواده بی‌قید در برابر خانواده‌های سنتی

در خانواده‌های سنتی پدر و مادر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند. جایگاه ویژه پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در تصمیم‌های خود به نظر پدر و مادر خود توجه می‌کند، راه برای تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع قرار می‌دهد تنگ می‌شود.

اما در شبکه‌های ماهواره‌ای یکی از اصلی‌ترین کارها خارج کردن پدر و مادر از محوریت خانواده و معرفی آنه در اندازۀ زمینه ساز تولد است. یعنی پدر و مادر کسانی هستند که به جهت قانون طبیعت زمینه ساز تولد فرزند هستند و باز هم به جهت همین قانون طبیعت باید تا مدتی که فرزند توانایی مراقبت از خویش و پاسخ به نیازهای روزمرۀ خود را ندارد، از او مراقبت کنند.

اما وقتی که فرزند از آب و گِل در آمد، پدر در حد یک کارگر برای تأمین مخارج و مادر هم در حد یک خادم برای انجام وظایفی مانند آشپزی و رخت شستن و اتو کشیدن و… پایین می‌آید. در این خانواده پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند خود ایفا نمی‌کنند.

شبکه‌های ماهواره‌ای بدون این که حساسیت خاصی ایجاد کنند، باورهای ما را فتح می‌کنند و خانواده بی‌قید را در مقابل خانواده دینی عَلَم می‌کنند. اگر خانواده از حالت مقید بودن و دینی خود بیرون آمد، آن جامعه محکوم به فناست کما اینکه در غرب این اتفاق در حال افتادن است.

۲-ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن و شوهر به یکدیگر

غرب به این نتیجه رسیده است که تا وقتی زن و شوهر در خانواده سنتی به وفادارند و روابط در محدوده خانواده منحصر می‌شود، نمی‌تواند خانواده سنتی را از هم بپاشاند. به همین دلیل یکی از اصلی‌ترین شگردهای آنها برای به هم ریختن خانواده سنتی، ترویج خیانت همسران به یکدیگر و عادی جلوه دادن اینها به ویژه خیانت زن به شوهر، مخصوصاً اگر زن متوجه شد شوهرش به او خیانت کرده است یک حق مسلم و طبیعی بداند که او هم به شوهر خیانت کرده و انتقام بگیرد.

به شدت در سریالها این موضوع را تبلیغ می‌کنند. اگر زنی در محدودۀ ارتباطات خود آن قید وفاداری را کنار زد دیگر نمی‌تواند همسر و مادر خوبی باشد. در این صورت خانواده‌ای بوجود نمی‌آید. ستون خیمه خانواده‌های سنتی مادر است. تجربه شده که در بسیاری از موارد پدر خانواده وقتی بی‌قید بوده است، آن خیمه خانواده برپا مانده است، مادر با آن ایثارو فداکاری،زندگی را حفظ نموده است.

عوامل گرایش به ماهواره در خانواده

تمایل خانواده‌های ایرانی به دیدن سریال و ترجیح آن به فیلم سینمایی، تا جائیکه بسیاری از کانال‌های ماهواره‌ای اکنون اقدام به پخش سریال در میان برنامه‌های عادی خود نموده اند.

تمرکز شبکه‌های ماهواره‌ای به حوزه‌هایی از زندگی اجتماعی که جزء حوزه‌های ممنوع و بعضاً تابوهای جامعه ی ایرانی به شمار می‌روند، مانند روابط آزادانه با جنس مخالف، نوشیدن مشروبات الکلی در مواقع جشن و غم، عدم تقید به ظواهر مذهبی و کافی بودن داشتن نیت پاک، روابط نامتوازن میان افراد دارای اختلاف بسیار و بسیاری موارد دیگر از این قبیل.

بیننده در بسیاری موارد به خود حق می‌دهد تا با ذهن خسته از کار روزانه و یادگیری‌های اجتماعی خود را با دیدن برنامه‌هایی بدون محتوا، اما سرگرم کننده و جذاب هر چند مضر آرام نماید.

وجود برخی سریالهای کم جاذبه ی داخلی که فاقد پاسخگویی به نیاز سرگرمی و رفع خستگی برای دسته‌ای از مخاطبان ایرانی است.

راهکارهای پیشنهادی مقابله با آسیب‌های اجتماعی ماهواره بر خانواده

تقویت فرهنگ خودی و نشان دادن ارزش‌های بالای آن به سطوح پایین جامعه، دفاع از ارزش‌های ملی، ارتقاء سطح آگاهی افراد، ترویج زندگی معنوی و تقوا، ترویج الگوهای رفتاری صحیح در خانواده و جامعه.

حرکت مقابله‌ای صدا و سیما برای ساختن و بازنمایی مجدد ارزش‌های جامعه و صیانت از حریم خانواده به منظور مقابله با اثرات منفی فیلم‌های مناسب ماهواره ای.

حرکت آگاهانه و صحیح مدیران فرهنگی جامعه برای کاهش اثرات منفی برنامه‌های ماهواره.

وظیفه اصلی مسئولان فرهنگی، ایمن سازی افراد به ویژه نوجوانان و جوانان در برابر هجوم بیگانگان و افزایش قدرت مقاومت آنان است. ایمن سازی نیز با برنامه‌ریزی‌های اساسی برای گسترش شناخت معارف اسلامی و باورهای اعتقادی و مذهبی در جامعه میسر است که می‌تواند با گذشت زمان، افراد جامعه را به خودآگاهی و خودباوری برساند. به عبارت دیگر باید جوانان عزیز را به گونه‌ای تربیت کرد که آگاهانه و با اختیار کامل از گناه دوری کنند تا بتوانند از ماهواره به عنوان برنامه تکمیلی بهره مند شوند.

تبیین صحیح پیامدهای منفی ماهواره برای جوانان و والدین آن‌ها با بهره‌مندی از مطبوعات، رسانه‌ها و انجمن اولیا و مربیان مدرسه.

بی‌شک محدود آفرینی در استفاده از برنامه‌های ماهواره بدون جایگزین کردن برنامه‌های سازنده و مورد علاقه جوانان در رسانه‌های ملی به نتیجه نخواهد رسید. بنابراین گسترش شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و توسعه ی برنامه‌های گوناگون، باید جزو برنامه‌های اساسی دولت مردان، به ویژه مسئولان صدا و سیما قرار گیرد.

پیشنهاد‌هایی برای مقابله با آسیب‌های ماهواره

در اینجا به منظور پیشگیری از گسترش تمایل به برنامه‌های تلویزیونی ماهواره‌ها و جلوگیری از تبعات ویرانگر آنها، چند پیشنهاد ارائه می‌شود:

توجه به نیازهای طبیعی و مشروع مخاطب

رسانه ملی می‌تواند با توجه به نیازهای طبیعی مخاطبان، معرفی الگوها و مدهای مناسب و بومی در مقابله با رسانه‌های بیگانه است. رسانه می‌تواند با شناختی که از نظام فکری و اجتماعی مخاطب خویش دارد، پاسخگوی نیازهای آنان باشد.

ارائه الگوهای مناسب و تبیین پوچی و بیهودگی الگوهای بیگانه

الگوهایی می‌توانند سبب رشد دیگران شوند که خود رشد یافته باشند. افرادی که در مسیر هدایت، محکم و استوار هستند و آگاهی به علوم و معارف الهی دارند، تضمین کننده رشد و کمال انسان‌ها هستند و باید به عنوان الگوهای موفق و مناسب در رسانه معرفی شده و به نقش آنان در سلامت اخلاقی و اجتماعی و تحکیم بنیان‌های خانواده پرداخته شود.

تلاش برای تولید سریال‌های قوی، متناسب با باورهای ملی-مذهبی

کیفیت و محتوای سریالهای داخلی باید به دقت بررسی شود. اگر پیام‌ها چندان ارتباط ومناسبتی با بافت اجتماعی جامعه نداشته باشند، جاذبه‌ای هم برای مردم نخواهند داشت. از اینرو سبب گرایش بیشتر مخاطبان به سمت ماهواره گردیده، و به مرور تنوع و تکثر شبکه‌های داخلی نیز به پخش برنامه‌های نمایشی گذشته و تکرار آنها می‌انجامد.

نتیجه‌گیری

برنامه‌ریزی جهان غرب در جهت هویت‌زدایی، دین زدایی، خانواده ستیزی و خانواده‌گریزی است و بر اساس این محورها به تولید فیلم و برنامه می‌پردازد. نگاه اساسی فیلم‌هایی که توسط رسانه‌های غربی تولید و از طریق ماهواره به طور رایگان در اختیار خانواده قرار می‌گیرد، از میان بردن نگاه عفیفانه مرد و زن در خانواده است.

آنها تلاش می‌کنند تا زیور عفاف را به عنوان یک عامل مخرب جلوه دهند و تعهد و پایداری افراد خانواده را نسبت به هم از میان ببرند. تاثیر برنامه‌های کاهواره بر فرهنگ خانواده‌ها ناشی از قدرت نفوذ و تاثیر گذاری رسانه در جامعه است. رسانه‌های دیداری و شنیداری بخشی از منش و اخلاق افراد جامعه را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. اگر خانواده‌ها به صورت مداوم و مستمر مخاطب برنامه‌های ماهواره باشند، قطعاً تاثیر بسیار عمیقی بر آنها خواهد گذاشت، بویژه دختر و پسر جوانی که آمادگی پذیرش افکار مختلفی را دارند.

تبلیغات سوء شبکه‌های ماهواره‌ای اثرات مخربی ذر اعتقادات، تفکرات، شخصیت، تربیت و آموزش خانواده‌ها بویژه زنان و جوانان دارند و افراد را از تفکرات و اعتقادات صحیح خود جدا می‌کنند. تمام هدف این برنامه‌ها نابودی سلامت فکر و رفتار افراد است. مشاهده دائم برنامه‌های نامناسب ماهواره افراد را دچار حالت مسخ شدگی و از دست رفتن عقلانیت می‌کند و خانواده‌های تحت الشعاع این برنامه‌ها از مسیر اصلی تربیتی خود که رشیه در مکتب اسلام دارند فاصله می‌گیرند.

نویسنده: حمیده زالی؛ کارشناس ارشد روانشناسی عمومی

منابع

۱)شکربیگی، عالیه (۱۳۹۱). رسانه، زنان و مناسبات خانواده، نشست انجمن جامعه شناسی ایران.

۱)آزاد، تقی، رسانه‌ها و فرهنگ‌ها، سروش، تهران، ۱۳۷۲؛

۲)ثنایی، باقر (۱۳۷۹). آسیب شناسی خانواده، نشریه ی پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره ی ۳؛

۳)خیری، حسن، (دین، رسانه، ارتباطات اجتماعی)، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۳۸۹؛

۴)رفیعی، زهرا، آسیب شناسی خانواده ی ایرانی، نشریۀ همشهری، ۲۴/۱۱/۱۳۸۴؛

۵)زندی، مجید، چشم‌های شیطانی ماهواره، نشریۀ جمهوری اسلامی، ۱۴/۰۶/۱۳۸۵؛

۶)نگارش، حمید، و گروهی دیگر، تبلیغ دین از منظر دین، زمزم هدایت، قم، چاپ اول، ۱۳۸۳؛

۷)هوور، استوارت، ترجمۀ مجید اخگر، (برگزیدۀ دانش نامۀ دین، ارتباطات و رسانه)، هنر و اندیشه، قم، چاپ اول، ۱۳۸۸؛

منبع: مهکام مجله اینترنتی آموزش خانواده؛ آسیب‌های ماهواره بر خانواده

قصه تلخ دختران مدل صنعت پوشاک و مد

 آنتونیا  زربیسیاس

سال‌هاست که مدیران شرکت‌های طراحی لباس و پوشاک زنانه، برای نمایش کارهایشان، از دختران لاغر اندام و کشیده و زیبارو به عنوان مدل استفاده می‌کنند. البته به دنبال موفقیت‌های تجاری آنان، از این دختران معصوم برای تبلیغات آرایشگاه‌ها و باشگاه‌ها و عطر و خودرو و سایر محصولات مصرفی نیز بهره برده می‌شود. نویسنده با اشاره به حقایق فراسوی این صنعت، نظیر وادار کردن مدل‌ها به استفاده از رژیم‌های غذایی طاقت‌‌فرسا، استفاده روزافزون از لباس‌های سکسی‌تر و وقیح‌تر، دور انداختن مدل‌های قدیمی و تلاش برای یافتن دختر کانی لاغرتر و ناشناس تر، در کنار جذب گسترده دختران مهاجر اروپای شرقی و آمریکای لاتین  به این صنعت، معتقد است، آنچه این عروسک‌های زیبای صنعت مد قادر به درک آن نیستند، این حقیقت است که در زندگی ما جایی برای نقش بازی کردن وجود ندارد.

اینک به پایان عصر مدل‌ها نزدیک شده‌ایم. هر چند هنوز هم دختران بر روی سکوهای نمایش لباس‌های طراحان پوشاک مد، در حال خرامیدن هستند. ما شاهد تشابهات زیادی میان این دختران بسیار لاغر و جوان در شهرهای نیویورک و لندن و پاریس هستیم. این عروسک‌های خوش خرام با چهره‌هایی دوست داشتنی، چشم‌هایی درشت، لب‌هایی کلفت و برآمده و هیکل‌هایی درشت مشابه نژاد اسلاو، همچنان به فعالیت مشغولند. به همین خاطر اگر یکی از این افراد را ببینید، گویی که همه آنها را دیده‌اید.

نکته اصلی چیست؟

این دختران قرار نیست که جایگاه طراحان را ارتقا دهند و البته این وضعیت به این معنا نیست که آنان را باید برهنه‌تر نمود. این دختران معصوم به سادگی و همانند یک دستمال کثیف، جای خود را به دیگری می‌دهند. درست همانند کاری که یک فروشنده پس از چند روز با یک مانکن پلاستیکی قرار داده شده در دکور مغازه‌اش انجام می‌دهد.

بر خلاف دهه‌های پیشین که این مدل‌ها نه تنها در سکوهای نمایش مد، بلکه بر روی فرش‌های قرمز، جلدهای مجلات، صفحات تبلیغاتی، فروشگاه‌های عرضه محصولات آرایشی و باشگاه‌ها و آرایشگاه‌ها هم ظاهر می‌شدند، این دختران دیگر فاقد قدرت شده‌اند، به گونه‌ای که حتی توانایی کنترل اندام‌هایشان را ندارند؛ و دیگر نمی‌توان برای آنها هیچ وزنی (با تمام ابعاد آن) قائل شد.

باید یادآوری کنم که روزنامه «نیویورک تایمز» در شماره هفته گذشته‌اش این چنین نوشته بود: «ما در میان این مدل‌ها، به ندرت شاهد حضور زنان دورگه و یا سیاه‌پوست هستیم.» در یک چتی هم در بهار گذشته به این روند اشاره کرده بود. روزنامه‌های «واشنگتن پست» و «ایندیپندنت» هم پرده از این وضعیت برداشته و یادآوری نموده‌اند که در بازار مد ما شاهد افول تدریجی تنوع هستیم.

مثلاً اگرچه در شوی لباس میلان در ماه مارس گذشته، بیش از ۰۰۰/۲ مدل وجود داشت، اما چتی می‌گوید که در میان آنان کمتر از تعداد انگشت‌ دست می‌توانستید مدل‌های آسیایی و یا سیاه را ببینید. البته مجله پوشاک زنان (WWD) هم در بررسی‌ نمایش‌های مد فصل پاییز امسال به این نکته اشاره کرده بود.

اما چرا؟ زیرا این مدل‌ها باید دیده شوند و در عین حال نباید توجه بینندگان را به خود جلب کنند. چرا که به عنوان مثال، یک زن سیاه می‌تواند افکار بیننده را بیش از آنچه که باید، به خود مشغول نماید.

نباید از یک نکته مهم چشم‌پوشی کرد، چرا که بنا به خواست صاحبان صنعت مد، دختران وارد شده به این بخش، باید از یک سوپراستار شناخته شده، به کارگرانی بی‌نام و ناشناخته که نان بدن خود را می‌خورند، تبدیل گردند. ما شاهدیم که دختران ترک تحصیل نموده از دبیرستان‌ها و یا مهاجران فقیر اروپای شرقی و یا آمریکای لاتین، به دلیل تلاش برای امرار معاش و یافتن شغل، در دام این صنعت می‌افتند.

از سوی دیگر، خانم ماگالی آمادی که یکی از زنان کنار گذاشته شده از این صنعت است، در مورد بازار مد چنین می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های جذاب این صنعت در دنیای امروز این است که دختران به سرعت وارد این تجارت می‌شوند و خیلی زود هم دور انداخته می‌شوند… این دختران جوان، مثل یک زباله به سرعت مچاله شده و با مدل‌هایی تازه وارد تعویض می‌شوند.»

من به خوبی به یاد می‌آورم که در دوره نوجوانی، با مشاهده مجلات ادواری مد آرزو می‌کردم که قیافه‌ای شبیه لاندنر جین شریمپتون و آرایش مو و صورتی نظیر توییگی داشتم. در آن سال‌های دهه شصت میلادی، وروشگا ملکه آلمانی صنعت مد در مجله Vogue، الگوی چهره همه زنان آمریکایی به شمار می‌رفت.

کمی بعد هم لاورن هوتون به معروفیتی جهانی دست یافت. بعدها نیز تصویر بورلی جانسون اولین مدل سیاه پوست، بر روی جلد مجلات مد (آمریکا) نقش بست. بعدها ما شاهد به صحنه آمدن مدل‌هایی نظیر کارن گراهام، رنه روسو، کارول آلت، کیلی لیبروک، آیمن، راسل هانتر، پاولینا پریزکوا، کلودیا شیفر، اله ماکپرسن، استفان سیمور ، آمبر والتا، تیرا یانکز، شالوم هارلو و دیگران بودیم.

در آن سال‌ها، مدل‌ها به زمین و زمان فخر می‌فروختند و ستاره‌های زمین بودند. آنها برای کالاهای بازار، تقاضا ایجاد می‌کردند و شما در هر جایی می‌توانستید چهره‌های آنان را ببینید. حتی هنگامی که سایز لباس‌های آنان کوتاه‌تر و کوتاه‌تر می‌شد، بسیاری فکر می‌کردند که مدل‌های بر تن کننده این لباس‌ها، کوتاه‌ قدتر شده‌اند.

امروزه ما شاهدیم که ستاره‌های فیلم‌های هالیوود، به قراردادهای تبلیغاتی محصولات آرایشی و پوشاک روی آورده‌اند و چهره‌هایی نظیر راسل زو بر صنعت مد سلطه‌ای تمام عیار دارند. آیا این شرایط به خروج طراحان پوشاک از صحنه منتهی نخواهد شد؟

همه می‌دانند که دختران فعال در این صنعت باید همراه با رژیم‌های غذایی سخت و طاقت‌فرسا و گرسنگی دست و پنجه نرم کنند. حداقل ۳ نفر از این افراد در ۱۸ ماه گذشته به دلیل افراط در رژیم‌های توصیه شده، جان خود را از دست داده‌اند. آنان باید همواره با لباس‌هایی کوتاه‌تر و تلاش برای متناسب  نمودن اندام‌هایشان با لباس‌های جدید طراحی شده بکوشند تا در مراسم و افتتاحیه‌ها، بتوانند نمایش خود را به بهترین صورت انجام دهند.

با بزرگ‌تر شدن این دختران کوچک، آنان مشاهده می‌کنند که مدیران این صنعت، همواره چشم به ورود دخترکانی لاغرتر و کشیده‌تر دارند. آنها درمی‌یابند که بازوهایی استخوانی و زانوانی ناصاف و برآمده، مورد توجه هستند و باید سینه‌ها و سرشانه‌هایی سکسی‌تر از دیگران داشته باشند. به علاوه، آنان شاهد این حقیقت هستند که دخترکان بدون نام و صامتی هستند که تنها به خاطر ظاهر برازنده و معده‌های خالی‌شان ارزش گذاری می‌شوند.

آنچه که نمی‌بینند این حقیقت است که در زندگی، جایی برای نقش بازی کردن وجود ندارد.

 

* آنتونیا زربیسیاس (Antonia Zerbisias) : بانوی روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس کانادایی و برنده چند جایزه ملی در حوزه وبلاگ‌نویسی و روزنامه‌نگاری.

منبع: ماه نامه سیاحت غرب؛ ۱۳۸۷؛ شماره ۵۷؛ فروردین

تعارض‌های آپارتمان‌نشینی با سبک زندگی اسلامی

اولین چیزی که انسان پس از تأمین غذا در جست و جوی آن است، تهیه سرپناهی است که بتواند در آن آرام گیرد. مسکن، کوچکترین شکل رابطه متقابل انسان و محیط است و تبلور فضایی کارکرد حیاتی سکونت انسانی در ایفای نقش‌های اساسی وی است. در روان‌شناسی بخشی از هویت شخصی انسان‌ها به واسطه خانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند. لذا لزوم هویت داشتنِ خودِ مکان نیز از مسائل بسیار مهم در روان‌شناسی محیط، انسان‌شناسی و شهرسازی محسوب می‌شود. پیش از خلق مکانی برای سکونت، باید رابطه متقابل هویت و این مکان را بشناسیم. ما نمی‌توانیم محیطمان را مجموعه نامرتبطی از اشیای مادی بنامیم و نمی‌توانیم فضایمان را صرفاً ظرفی برای روابط اجتماعی، بدون بُعد فیزیکی، فرض کنیم.

عدم هویت‌بخشی و انتقال ارزش‌ها

مسکن، نقطه پیوند انسان و جهان مادی اوست؛ امری است ملموس که در آن دنیایی نامحسوس از احساسات، عواطف، شادی‌ها و رنج‌ها و خاطرات و دلبستگی‌های افراد و مهمتر از آن، بازتاب یک فرهنگ نهفته است.

به عبارت دیگر، اولین نظام فضایی که فرد در آن متولد می‌شود و شخصیت می‌گیرد، خانه است. خانه نه تنها یک سازه، بلکه نهادی نهادی است که برای اهداف پیچیده‌ای ایجاد شده است. از آنجا که ساخت خانه یک پدیده فرهنگی است، شکل و سازماندهی آن به شدت تحت تأثیر محیط فرهنگی‌ای است که به آن تعلق دارد. خانه به عنوان مکانیسم فیزیکی، از آن جهت که به بیان جهان‌بینی، عادات و رسوم و باورها و ساختن و بازتولید آن‌ها کمک می‌کند، قابل مقایسه با دیگر مکانیسم‌ها یا نهادهای اجتماعی همچون آموزش و مذهب نیست.

خانه آپارتمانی، به دلیل نوع فضاسازی و ساخت آن، بسیاری از کارکردهای سنتی‌اش مانند خانه به مثابه محل تفریح و آسایش، محل ملاقات و میهمانی، محل جشن‌ها و برگزاری آیین‌ها و محل کار و البته تولید و همه چیز به جز محل خواب را به فضاهای شهری منتقل کرده است. بنابراین دیگر در شعار «شهر ما، خانه ما»، بیش از آن که خانه «استعاره‌ای» برای شهر باشد، بیانگر و توصیف‌کننده «واقعیت» است. امروزه بخش عمده‌ای از اوقات زندگی در شهر و فضاها و مکان‌های گوناگون شهری سپری می‌گردد. متعاقباً اوقات مختص به درون منزل بسیار کمتر شده و خانه بیشتر تبدیل به خوابگاه گشته است.

بنابراین هویت‌یابی و جامعه‌پذیری فرزندان به بیرون از خانه، مدرسه، خیابان، سینما، تلوزیون، اینترنت، پارک، کافی شاپ، کتابخانه، ورزشگاه و استادیوم، شهربازی، و… منتقل گردیده و تلقی کاملاً متفاوتی از جایگاه و نقش خانه نسبت به سابق به وجود آمده است.

خالی شدن آپارتمان‌ها از روح معنوی

معماری سنتی به صورت‌های مختلف، حاصل ارزش‌های دینی و باور‌های اسطوره‌ای و متافیزیکی بود؛ اما در شرایط مدرن، دیگر خانه‌ها از نماد‌ها و نشانه‌های معنوی خالی می‌شود. ساخت و ساز خانه تحت قواعد خشکی که معماری و دانش مدرن تعیین و ایجاب می‌کند صورت می‌گیرد. برای مثال، در معماری ایرانی، گنبد، نمادی از آسمان و ملکوت بود و به خانه صورتی از معماری مسجد و اماکن مذهبی و زیارتگاهی می‌داد. همچنین استفاده از رنگ فیروزه‌ای، رو به قبله ساختن بنا، به کار بردن نمادهای دینی مانند نصب کاشی‌های مزین به آیات قرآنی و ادعیه دینی و استفاده از نمادهای دینی دیگر در خانه‌های سنتی مرسوم بود. این مجموعه، علاوه بر کارکردهایی که در زمینه‌های مختلف برای ساکنین خانه داشتند، به خانه روح اسلامی و دینی می‌بخشیدند و به تبع آن، ساکنین خانه نیز متأثر از این گونه ارزش‌ها و نشانه‌ها می‌گردیدند. اما با گسترش معماری مدرن، خانه‌های گنبدی، استفاده از رنگ فیروزه‌ای و کاشی‌های مزین به آیات قرآن و دیگر نماد‌ها و نشانه‌های مذهبی تنها محدود به مساجد، حسینیه‌ها و اماکن متبرکه گردید و خانه‌ها خالی از این مجموعه‌ها و همچنین کارکرد‌های ارزشی و روانی و تربیتی آن شدند.

فردی شدن خانه

باید فضایی که در خانه‌ها طراحی می‌شود، به گونه‌ای باشد که در ساعاتی از شبانه روز تعاملاتی بین خانواده اتفاق بیفتد. این بدان معنا نسیت که از خانواده بخواهیم دور هم جمع شوند و با هم تعامل فیزیکی داشته باشند، بلکه باید طراحی فضا به گونه‌ای باشد که موجب افزایش تعامل روحی اعضای خانواده شود؛ بدین لحاظ که فضایی در برگیرنده فعالیت مشترک خانواده باشد و نیز امکان گرد هم آمدن افراد خانواده برای مقاصد متعدد و متنوع را فراهم آورد.

با توجه به تاثیر انکارناپذیر فضا بر بُعد اجتماع و علی‌الخصوص سرمایه اجتماعی که در خانواده – به عنوان مهمترین نهاد جامعه – از طریق خانه حاصل می‌شود و به تقویت همبستگی مشارکت و اعتماد و روابط درون گروهی می‌انجامد، در شکل سنتی، خانه با المان‌های ایرانی طراحی فضاها به منظور تعریف و تقویت سرمایه اجتماعی بوده و هست. اگر بررسی‌های عمیق‌تری در نوع پلان خانه‌های سنتی داشته باشیم، کارکرد‌های فضایی اغلب در جهت تقویت و برقراری روابط اجتماعی بوده است. برای مثال، پلان معماری خانه به شکل اندرونی و بیرونی نه جهت کمبود فضا، بلکه به جهت اعتقاد به ارتباط اعضا با هم و ایجاد حس یگانگی و انسجام خانوادگی و اعتماد بوده و ملاک جداسازی (به معنای اندرونی و بیرونی) نه به خاطر فردیت افراد، بلکه بر اساس یک ارزش دینی بوده است.

اما طراحی آپارتمان‌ها به گونه‌ای است که سبب فردی شدن خانه و گسستن اعضای خانواده از یکدیگر می‌گردد. به عبارت دیگر، آپارتمان و زندگی آپارتمانی، یکی از عرصه‌های فرد‌گرایی شده است. میل به جدایی‌گزینی از خانواده و تخصیص یافتن فضای خصوصی به هر یک از افراد خانواده (اتاق فرزندان، اتاق خواب والدین)، اهمیت یافتن کارکرد حریم خصوصی و محدود شدن روابط خانوادگی سبب فردی شدن خانواده‌ها شده است. از این منظر شاید یکی از دلایل توسعه فضایی مانند خانه‌های سالمندان، توسعه آپارتمان‌نشینی و فردگراییِ ناشی از آن باشد.

همچنین از سوی دیگر، نوع طراحی آپارتمان سنت مهمانی را که سبب پیوند خانواده‌ها بود دستخوش تغییر می‌سازد؛ چرا که نه فضای فیزیکی اجازه مهمانی‌های بزرگ را به افراد می‌دهد و نه فضای اجتماعی برای انجام این امر در آپارتمان‌ها میسر است. ساکنان واحد‌های آپارتمانی در مواقع اضطرار، مهمانی‌ها و مراسم ویژه خود را در رستوران‌ها، پارک‌ها و … برگزار می‌کنند که این نیز به نوبه خود سبب فردی‌تر شدن زندگی آپارتمانی و گسستن از خویشاوندان می‌شود، در حالی که تا پیش از این خویشاوندان نقش مهمی در زندگی اجتماعی، هویت‌یابی و جامعخ‌پذیری ایفا می‌نمودند.

تضعیف حیا در خانه

یکی از کارکرد‌های مهم خانه ایجاد حریم برای زنان خانه بود، اما نوع معماری آپارتمان‌ها سبب شده است تا کارکرد پنهان سازی خانه بسیار کاهش یابد و کمتر نقش ایجاد فاصله بین خودی و غیر خودی را در فرهنگ معاصر ایفا کند. آنچه به خانه و دیوار‌هایش اهمیت می‌بخشد حفاظت از اموال و دارایی‌های مادی درون خانه است تا از دسترس سارقان در امان بماند، نه روابط اجتماعی و معنوی ساکنان خانه.

برداشته شدن دیوار‌های آشپزخانه، قابل رویت بودن اتاق‌ها، برداشته شدن اندرونی و بیرونی، افزایش پنجره‌ها و گشودگی به فضا‌های بیرون برخی از تغییراتی است که در آپارتمان نسبت به خانه‌هایی با طراحی سنتی رخ داده است. اکنون اکثر فضا‌های نشیمنگاهی آپارتمان‌ها طوری طراحی شده‌اند که در آنها تفکیک خاصی بین فضا‌های مهمان و اهالی خانه وجود ندارد، چون دیگر فضای اندرونی و بیرونی قدیم را نداریم و تمام فضا‌ها عمومی شده‌اند و نوع طراحی آپارتمان‌ها سبب شده است تا همه افرادِ حاضر در خانه، اعم از مهمانان و اهالی خانه، دور هم در یک فضا جمع شوند که این امر سبب می‌گردد تا هم حریم‌ها کم‌رنگ شوند و هم حجب و حیاها از بین بروند.

کوچک شدن خانواده‌ها

ابعاد کوچک و نوع طراحی آپارتمان‌ها، سبب تک‌فرزندی و کوچک شدن خانواده‌ها می‌گردد. همچنین محدودیت‌های فضایی آپارتمان‌ها، سبب ایجاد اختلالات عدیده‌ای در کودکان می‌شود، زیرا نبود فضای کافی برای جست و خیز کودکان، سبب می‌شود تا آنها نتوانند انرژی‌های نهفته خود را با بازی و ورزش آزاد کنند و بنابراین دچار بی‌قراری، رفتارهای تخریبی و پرخاشگری می‌شوند. با گذشت زمان، این گونه رفتارها و ساختارشکنی‌ها به داخل جامعه کشیده می‌شوند.

فقدان اخلاق آپارتمان‌نشینی

هر چند از استقلال بخش قابل توجهی از جمعیت کشور در واحد‌های آپارتمانی، سال‌ها می‌گذرد، اما هنوز مانند خیلی موارد دیگر، فرهنگ این پدیده وارداتی غربی در کشورمان شکل نگرفته است یا حداقل اگر هم تا حدودی عرفی شده باشد، درونی نشده است. این مورد هر چند در کل کشور عمومیت دارد، در شهرهای کوچکتر که کمتر مردم با آپارتمان‌نشینی خو گرفته‌اند، به یکی از معضلات اساسی تبدیل خواهد شد که احتمالا منجر به نزاع میان اهالی خانه خواهد گردید.

منبع: ماهنامه آموزشی-تحلیلی-خبری اطلاع رسانی؛ ص ۴۲؛ پیش شماره دوم؛ بهمن۱۳۹۲

مادران و سرگشتگی شکاف بین نسل‌ها

اشاره

شکاف بین نسل‌ها و اختلافی که در نتیجه ی این شکاف به وجود می‌‎آید، تقریباً در تمامی جوامع بشری که در مرحله ی گذار از سنت به مدرنیته قرار می‌‎گیرند، مشاهده می‌‎شود. از آن جایی که تمامی بخش‌ها و مؤلفه‌هایی که جامعه را شکل می‌‎دهند، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر به طور خاص و با ساختار جامعه به طور کل دارند. از این ‎رو، تغییر در ساختار جامعه، تمامی زیرمجموعه‌های آن را دست خوش تغییر می‌‎سازد؛ به دیگر بیان، در جامعه‌ای که در حال گذار از حالتی به حالت دیگر است، ارزش‌‎ها، باورها و نقش‌هایی که افراد بسته به این ارزش‌ها و باورها ایفا می‌‎کنند، دیگر همانند سابق نیست و با توجه به تغییر جهان ‎بینی‌ها تغییر می‌‎کند. یکی از مقوله‌هایی که همواره در هر جامعه‌ای از تغییرها تأثیر می‌‎پذیرد، نقش زن و جایگاه او در جامعه است. بر اثر آشنایی و ورود گفتمان غربی به کشور و برخی تقلید‌های کورکورانه از فرهنگ غربی باعث شده که ارزش‌ها و باورهای موجود در رابطه با زنان و نقش‌های مرتبط با آنان دستخوش تغییر شود. حال بر آنیم تا به اختصار به این نکته بپردازیم که اگر امروزی شدن و همگام با تحول‌های مدرن حرکت کردن در چارچوب فرهنگی متناسب با جامعه ی ایرانی اسلامی که پای بندی به مذهب، بر خلاف غرب، در آن پررنگ است شکل بگیرد، نه تنها معضل‌های و سردرگمی و فروپاشی بنیان خانواده را به همراه ندارد؛ بلکه باعث می‌‎شود زنان امروزی، همانند زنان دیروز این جامعه در راستای شکوفایی آن گام بردارند؛ با این تفاوت که با توجه به آشنایی با تکنولوژی مدرن فرصت‌های بیشتری پیش روی آن‌ها قرار دارد.

تحلیل گفتمانی مواجهه ی تمدن و فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی

رویارویی فرهنگ و تمدن ایرانی با فرهنگ غربی و به اصطلاح مدرن با توجه به واکنش‌هایی که به آن نشان داده شده است، پیامد‌های متعددی را به همراه داشته است. آنچه باعث به وجود آمدن چالش‌ها و بحران‌های مختلف بر اثر مواجهه با فرهنگ غربی در زمان گذار از جامعه ی سنتی شد، تنش بین دیدگاه‌های افراط ‎گرا در رابطه با فرهنگ غربی و تأثیرپذیری از آن بود.

یک سری از متفکرین فرهنگ غربی، تمدن غربی و تکنولوژی غربی را رد کردند و هر گونه تأثیرپذیری از آن را طرد کردند.

در مقابل این گروه، عده‌ای دیگر از متفکرین بودند که به تقلید کورکورانه و محض از فرهنگ غربی دامن زدند و در همین راستا به ترویج باور‌های غربی و ریشه ‎کن کردن باور‌های رایج و موجود در گفتمان حاکم بر فرهنگ ایرانی پرداختند. از نظر این گروه تنها راه پیش رفت، همانندِ غرب شدن است و این همانندی باید تمامی ارکان‌ها و مؤلفه‌ها و ارزش‌های موجود در جامعه را در بر گیرد. تنها نتایجی که این دو دیدگاه با خود به همراه آوردند، سرگشتگی و سردرگمی بود و از این ‎رو، راهکار مناسبی برای ارتقای جامعه به شمار نمی‌‎روند.

دیدگاه سومی هم نسبت به این مقوله وجود دارد که در مقایسه با دو دیدگاه قبلی کاربردی‌‎تر است. در این دیدگاه، باور بر این است در جامعه‌ای که در حال گذار است سنت و ارزش‌های متعلق به گذشته نمی‌‎توانند به تنهایی پاسخگوی نیاز‌های جدید باشند و از طرفی دیگر، مدرنیته و تکنولوژی مرتبط با آن نیز نمی‌‎توانند به تنهایی راه به جایی ببرند؛ بلکه تنها در صورتی می‌‎توانند کارآمد باشند که بتوانند خود را با گفتمان فرهنگی حاکم بر جامعه ی در حال گذار وفق دهند و آن را به کلی کنار نگذارند. تنها در این صورت است که امروزی ‎شدن نهاد‌ها و مؤلفه‌های جامعه می‌‎تواند برای آن جامعه مفید باشد؛ در غیر این صورت، جز تزلزل ارزش‌ها و فروپاشی چیزی به ارمغان نمی‌‎آورد.

مادران دیروز، مادران امروز

نوع نگرش به زن، به مثابه ی یکی از مؤلفه‌های اصلی تأثیرگذار در جهت‌گیری یک جامعه بسیار مهم است؛ زیرا بدون وجود زنان، چیزی به عنوان نسل و جمعیت انسانی معنا پیدا نمی‌‎کند و از این منظر است که زن به عنوان مادر، تمام جامعه می‌‎شود. کسانی که پیشرفت را تنها غربی ‎شدن می‌‎دانند و فقط به ظواهر غرب و زرق و برق آن توجه می‌‎کنند، بر آنند تا زن را نیز مانند یک کالای لوکس مصرفی با تاریخ مصرف محدود جلوه دهند و از همین رو، خواستار غربی ‎شدن زنان، از ظاهر گرفته تا سبک تفکر و سبک زندگی، هستند و بر این باورند که اگر زنان غربی شوند، جامعه تماماً غربی می‌‎شود و دیگر به سایر مسئولیت‌ها و نقش‌هایی که برای زن به عنوان مؤلفه‌ای سازنده در جهت‌‎دهی به جامعه در گفتمان ایرانی و اسلامی برای زنان در نظر گرفته شده اهمیت نمی‌‎دهند.

در طرد این رویکرد می‌‎توان به این نکته اشاره داشت، آنچه که باید در رابطه با مقوله ی زن، جایگاه او در جامعه، و از همه مهمتر نقش مادری او مورد توجه قرار گیرد، این است که در هیچ کدام از این مقوله‌ها نباید انسانیت زن نادیده گرفته شود. با توجه به رویکرد سوم که خواهان حفظ ارزش‌های ایرانی و اسلامی جامعه به طور عام و زنان و مادران به طور خاص است و از طرفی دیگر مانع آشنایی آن‌ها با دنیای مدرن و تکنولوژی مرتبط با آن نیست، زن و نقش مادری او را فدای مدرن شدن نمی‌‎کند. در همین راستا می‌‎توان گفت که مادران دیروزی که در جامعه ی ایرانی اسلامی می‌‎زیستند گرچه به دنبال مدرک و دانشگاه و کار در بیرون از منزل و… نبودند و یا حتی با آن آشنایی نداشتند، نه تنها چیزی از مادران دنیای امروز کم نداشتند؛ بلکه توانستند با همان امکانات کم، نسلی را تربیت کنند که با تمام وجود خویش نه تنها از مادران خود، بلکه از تمام جامعه ی خود در برابر هجوم بیگانگان به ظاهر پیش رفته محافظت کردند.

بر خلاف فرهنگ رایج در جوامع غربی که زن‌ها تنها پس از مدرن شدن جامعه و ظهور جنبش‌هایی نظیر فمینیسم، دارای ارزش، آن هم به گونه‌ای سطحی شدند، در جامعه ی ایرانی، زن‌ها نه تنها امروزه؛ بلکه در گذشته نیز صاحب ارزش ‎ و هویت انسانی بود. از این‎رو، این ارزش و هویت پایدار بوده و در گذر زمان نیز از بین نرفته است. در جایگاه تربیت و شکوفایی نیروی انسانی جامعه، بی‌‎تردید زنان به مثابه ی یک مادر، نقشی بی‌‎نظیر و تعیین ‎کننده را ایفا می‌‎کنند. آنچه که مادران امروز ما باید از آن آگاه باشند این است که در راستای امروزی ‎شدن و مدرن ‎شدن که لازمه ی جامعه ی امروزی است، نباید از معنویتی که در نقش مادری نهفته است فاصله بگیرند و آن را به ورطه ی فراموشی بسپارند. مادر امروزی تنها زمانی می‌‎تواند به خود ببالد و این ادعا را داشته باشد که می‌‎تواند با استفاده از تکنولوژی مدرن به موفقیت برسد که بتواند گام به گام با رشد کودک خود رشد کند و به تأمین هم زمان نیازهای جسمی و معنوی کودک خود به عنوان یک انسان اهتمام ورزد و در تربیت خود هدفمند باشد و همانند کاری که در غرب مدرن انجام می‌‎شود، تنها به جنبه ی مادی و جسمانی کودک توجه نکند؛ زیرا چنین تربیتی، کامل نیست و تکامل تنها زمانی حاصل می‌‎شود که تمامی جنبه‌ها، با هم رشد کنند.

نقش زن به عنوان یک مادر، نقش اصلی او در پیشرفت اجتماعی جامعه ی اسلامی به شمار می‌‎رود و هویت مادرانه، پایداری و دوام جامعه را تداوم می‌‎بخشد. از این‎رو لازم است که زنان نقش مادری و هویت مادرانه ی خود را ارج نهند و ارزش خود را در مدگرایی، تجمل و جلوه‎گری خلاصه نکنند. زنان به عنوان مادر باید به دنبال ریشه‌های معنوی خود باشند تا بتوانند از این طریق، ارزش‌های والایی را که خداوند برای آن‌ها در نظر گرفته حفظ کنند. امام صادق(علیه السلام) می‌‎فرمایند: «بیشترین خیر و خوبی، در وجود بانوان است»(۱). معیار پذیرش زنان در غرب، جلوه‌‎گری است و سایر ارزش‌ها و نقش‌های او به بهانه ی به دست آوردن استقلال و آزادی، فدای ظاهر و مادیت می‌‎شود. قبل از انقلاب اسلامی نیز در اثر تقلید پهلوی اول و دوم از غرب، شاهد چنین شعارهایی بودیم. آنان می‌‎خواستند با کشف حجاب، کشور را مدرن کنند و به تعبیر امام، زنان جنگجوی ما را ننگجو بار بیاورند.

زنان در کانون خانواده و اجتماع، رهبران اولیه و همچنین تأثیرگذار افکار اعتقادی و احساسی به‎شمار می‌‎روند. بنابراین، نباید حضور در عرصه ی اجتماع به منظور کسب استقلال و آزادی به شأن و منزلت آن‌ها لطمه نزند. مادران در درجه ی اول برای حفظ هویت و خصوصیت زنانه ی خود اهتمام ورزند تا بتوانند هم در عرصه ی خانواده و هم در عرصه ی اجتماع نقشی مؤثر ایفا کنند و این امر محقق نمی‎شود مگر این که بتوانند عاطفه ی مادری را در کنار ارزش‎های معنوی و همچنین فعالیت‎های اجتماعی ارتقا بخشند.

نمی‌‎توان اختلاف نسل‌ها و تفاوت آن‌ها را انکار کرد و همچنین نمی‌‎توان انکار کرد که موقعیت‌هایی که زنان امروزه با آن سر و کار دارند، با گذشته فرق می‌‎کند. در رابطه با نقش زن به عنوان مادر، مقوله‌ای به نام مادری، همواره و در تمامی زمان‌ها و جوامع نیازمند عشق مادری و هنر مادری است. از همین رو، طبق تعالیم اسلامی، مادری که پاداش بهشت برایش در نظر گرفته می‌‎شود، نباید این موهبت ارزشمند را فدای مدرن ‎شدن و تبدیل به کالای لوکس شدن در راستای اهداف سودجویانه ی مادی کند. مادر امروزی باید در کنار عشق مادری ‎اش از هنر مادری خود برای شناسایی الگوهای نادرست استفاده کند تا بتواند از این طریق در جهت رشد، تعالی و تکامل مناسب فرزندش در سطح خرد و کلان گام بردارد. او باید الگو‌های نادرست و جنبه‌های نامتناسب برگرفته از فرهنگ غربی را از درخت وجود خود هرس کند و با به‎کارگیری مناسب تکنولوژی برآمده از فرهنگ غربی به شکوفایی آن دامن بزند.

پی‌نوشت‌

۱-ابن بابویه، محمدبن علی (۱۳۶۸)، من لایحضر فقیه، ترجمه ی محمدجواد غفاری، ج۳، ح۴۳۵۲، ص۳۸۵؛ تهران، نشر صدوق.

منبع: پیام زن؛ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳؛ شماره ۲۶۶؛ فضه خاتمی نیا