عید

نوشته‌ها

عید فطر در قرآن کریم

اشاره:

عید در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهایى که مشکلات از قوم و جمعیتى بر طرف می‌شود و بازگشت به پیروزی‌ها و راحتی‌هاى نخستین می‌کند عید گفته می‌شود، و در اعیاد اسلامى به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز می‌گردد و آلودگی‌ها که بر خلاف فطرت است، از میان می‌رود، عید گفته شده است. (۱)بسیاری از آیات قرآن بر اجتماعى بودن شئون اسلامى دلالت می‌کند و صفت اجتماعى بودن در تمامى احکام و قوانین اسلامى حاکم است. شارع مقدس اسلام در مسئله جهاد، اجتماعی بودن را به طور مستقیم تشریع کرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع، به آن مقداری که دشمن دفع شود واجب است.

روزه و حج بر هر کسى که مستطیع و قادر به انجام آن دو باشد و عذرى نداشته باشد واجب است، اجتماعیت، در این دو واجب به طور مستقیم نیست. بلکه لازمه آن دو است، چون وقتى روزه‌دار روزه گرفت قهراً در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد کرد و در آخر در روز عید فطر، این اجتماع به حد کامل می‌رسد، و نیز وقتى مکلف به زیارت خانه خدا گردید قهراً با سایر مسلمانان یک جا جمع می‌شود، و در روز عید قربان این اجتماع به حد کامل می‌رسد. و نیز نمازهاى پنج‌گانه یومیه را بر هر مکلفى واجب کرده، و جماعت را در آن واجب نساخته، ولى این رخصت را در روز جمعه تدارک و تلافی کرده و اجتماع براى نماز جمعه را بر همه واجب ساخته است.

عید فطر در قرآن

با مراجعه به قرآن شریف آیاتى را می‌توان یافت که به طور مستقیم و با کمى دقت بر عید فطر و آداب آن توجه دارند و نشان می‌دهند که این مسئله از دید قرآن پنهان نمانده است. آن آیات عبارتنداز:

۱- آیه ۱۸۵ سوره مبارکه بقره:

در این آیه خداوند متعال ضمن معرفى ماه مبارک رمضان و نزول قرآن در آن به برخى از احکام مربوط به این ماه شریف اشاره کرده و می‌فرماید: هر یک از شما که هلال ماه رمضان را مشاهده کرد باید روزه بگیرد و کسى که در حال سفر و یا مریض بود و ماه رمضان را درک کرد در روزهاى دیگر باید، روزه فوت شده را جبران کند. در ادامه می‌فرماید: خداوند این احکام را به خاطر راحتى شما و نه به خاطر به سختى افتادنتان تشریع نموده است و این که عدد را تکمیل کنید و خدا را به خاطر هدایت بزرگ بدارید.

یریدالله بکم الیسر ولایرید بکم العسر و لتکملواالعده و لتکبروالله على ماهدئکم و لعلکم تشکرون.

ولتکموا… عطف به یرید و مبین علت غائى است. خداوند در تشریع احکام براى شما آسانى خواسته نه سخت‌گیری، تا روزه ایام معدود را به هر صورتى که بتوانید چه در ماه رمضان یا غیر آن به کمال رسانید ممکن است ولتکملوا، عطف به فعل مقدر یا فلیصمه باشد: تا از این امر «فلیصمه» (و هر امری) آنچه آسانست و بتوانید، انجام دهید و آن را تکمیل نمایید، چون امر ولتکموا بعد از امر به روزه ماه رمضان است کمال ظاهرى آن معنای اتمام می‌باشد. و کمال معنوى آن انجام با شرایط و آداب آن است تا با گذشت ایام اراده ایمانی، حاکم بر انگیزه‌ها و شهوات گردد و انسان را برتر آرد و اراده خدا ذهن را فراگیر و یاد عظمت او زنده و فعال گردد یادى که بر طریق هدایت استوار شود:

و لتکبروالله على ماهداک

و در پرتو آن، نعمت‌ها مشخص و شکرگزارى شود.

در روایات منظور از تکبیر در جمله:

 و لتکبرواالله على ما هدیکم تعظیم

 و منظور از هدایت، ولایت است.

این که هدایت به معناى ولایت باشد از باب تطبیق کلى بر مصداق است و ممکن است از قبیل همان قسم بیاناتى باشد که نامش را تاویل گذاشته‌اند، چنانکه در بعضى از روایات آمده و در معناى دو کلمه یسر و عسر فرموده‌اند: یسر ولایت و عسر مخالفت با خدا و دوستى با دشمنان خداست.

پس معناى آیه این است که تا خداوند را بزرگ بدارى و اجلالش کنى به خاطر آن هدایت و راهنمایى که براى شما در دینتان بیان کرد و به خاطر آن که به شما توفیق داد تا ماه رمضان را روزه بدارید این ماه اختصاصى شما امت مسلمان می‌باشد و امم دیگر از آن بی‌بهره‌اند.

بیشتر دانشمندان گفته‌اند که مقصود از ولتکبراالله، تکبیرهایى است که در شب عید فطر وارد شده است که این تکبیرها بعد از چهار نماز مغرب و عشاء و صبح روز عید و نماز عید فطر گفته می‌شود. در عید فطر این گونه می‌گویند:

الله‌اکبر الله‌اکبر لااله الاالله و الله‌اکبر الله‌اکبر و لله‌الحمد الحمد على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا. (۲)

توضیح- برخى براى روز عید این تکبیرها را بعد از نماز ظهر و عصر روز عید نیز ذکر کرده‌اند. حضرت امام خمینى و آیه‌الله اراکى جزء این دسته از فقها می‌باشند مستند این حکم، روایتى است از قول امام صادق علیه‌السلام که فرمود:

در عید فطر هم تکبیر هست، عرضه داشتم تکبیر که غیر از روز قربان نیست، فرمود: چرا در عید فطر هم هست، لیکن مستحب است که در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و عصر و دو رکعت نماز عید گفته شود. (۳)

همچنین سعید نقاش از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که فرمود:

برای من در شب عید فطر تکبیر هست، اما واجب نیست بلکه مستحب است، می‌گوید، پرسیدم این تکبیر در چه وقت مستحب است؟

 فرمود در شب عید در مغرب و عشا و در نماز صبح و نماز عید آنگاه قطع می‌شود، عرضه داشتم: چگونه تکبیر بگویم؟ فرمود:

 می‌گویى الله‌اکبر، الله‌اکبر، لااله الاالله، و الله‌اکبر، الله‌اکبر و لله الحمد، الله‌اکبر على ما هدانا و منظور از کلام خدا که می‌فرماید: و لتکموا العده همین است، چون معنایش این است که نماز کامل کنید. و خدا را در برابر این که هدایتتان کرده تکبیر کنید ‌(۴) و تکبیر همین است که بگویید: الله‌اکبر، لااله الاالله، و الله‌اکبر، و لله الحمد راوى می‌گوید در روایت دیگرى آمده که تکبیر آخر را چهار بار باید گفت.

مرحوم علامه طباطبائى ضمن بیان دو روایت یاد شده در حل تعارض بین آن ‌دو می‌نویسد:

اختلاف این دو روایت که یکى تکبیر را در ظهر و عصر نیز مستحب می‌‌‌داند و دیگرى نمی‌داند ممکن است حمل شود بر مراتب استحباب، یعنى دومى مستحب باشد، و اولى مستحب‌تر، و این که فرمود: منظور از (و لتکملوا العده) اکمال نماز است شاید منظور این باشد با خواندن نماز عید، عدد روزه را تکمیل کنید و باز خود تکبیرات را بگویید. که خدا شما را هدایت کرد، و این با معنائى که ما از ظاهر جمله، ولتکبرواالله على ما هدیکم … فهمیدیم منافات ندارد، براى این که کلام امام استفاده حکم استحبابى از مورد وجوب است. (۵)

شافعی معتقد است که باید الله‌اکبر را سه بار گفت و از زمانی‌که ماه دیده می‌شود و تا زمانی‌که امام به نماز می‌ایستد این تکبیرها تکرار شود. وقتى امام بیرون آمد همراه تکبیر او باید تکبیر گفت در حالى که در عید قربان باید همین تکبیرها را پشت سر ده نماز خواند که اولین آنها نماز ظهر روز عید قربان تا ده نماز بعد از آن می‌باشد. کسانى که در شهرها هستند پشت سر ده نماز این تکبیرها را می‌گویند و کسانى که در منا می‌باشند پشت سر ۱۵نماز که اول آنها نماز ظهر عید قربان است این تکبیرها را تکرار می‌کنند. (۶)

۲- آیات ۱۴ و ۱۵ سوره مبارکه که اعلی:

در آیات مورد بحث به نجات اهل ایمان و عوامل این نجات اشاره می‌کند، نخست می‌فرماید: مسلماً رستگار می‌شود کسى که خود را تزکیه کند (قد افلح من تزکی) و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند (و ذکر اسم ربه فصلی)

به این ترتیب عامل فلاح و رستگارى و پیروزى و نجات را سه چیز می‌شمرد: تزکیه و ذکر نام خداوند و سپس بجا آوردن نماز، در این که منظور از تزکیه چیست تفسیرهای گوناگونى ذکر کرده‌اند: نخست این که منظور پاک‌سازى روح از شرک است، به قرینه آیات قبل، و نیز به قرینه منظور پاک‌سازى دل از رذائل اخلاقى و انجام اعمال صالح است، به قرینه آیات فلاح در قرآن مجید از جمله آیات آغاز سوره مومنون که فلاح را در گرو اعمال صالح می‌شمرد، و به قرینه آیه ۹ سوره شمس که بعد از ذکر مسئله تقوا و فجور می‌فرماید: قد افلح من زکی‌ها: رستگار شد کسى که نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاک کرد و به زینت تقوا بیاراست.

دیگر این که منظور زکات فطره در روز عید فطر است که نخست باید زکات را پرداخت و بعد نماز عید را بجا آورد.

قابل توجه این که:

 در آیات فوق نخست سخن از تزکیه و بعد ذکر پروردگار و سپس نماز است.

به گفته بعضى از مفسران مراحلى عملى مکلف سه مرحله است: نخست ازاله عقائد فاسده از قلب سپس حضور معرفهالله و صفات و اسماء او در دل و سوم اشتغال به خدمت. آیات فوق در سه جمله کوتاه اشاره به این سه مرحله کرده است.

این نکته نیز قابل توجه است که نماز را فرع بر ذکر پروردگار می‌شمرد، این به خاطر آن است که تا به یاد او نیفتد و نور ایمان در دل او پرتو افکن نشود به نماز نمی‌ایستد به علاوه نمازى ارزشمند است که توأم با ذکر او و ناشى از یاد او باشد، و این که بعضى ذکر پروردگار را تنها به معنى الله‌اکبر یا بسم‌‌الله الرحمن الرحیم که در آغاز نماز گفته می‌شود تفسیر کرده‌اند در حقیقت بیان مصداق‌هاى از آن است.

همان طور که می‌دانیم وظیفه پیغمبر تزکیه است. دل‌هاى مستمد و حق طلب و حقیقت خواه آیات را می‌شنوند، متأثر می‌شوند، می‌پذیرند و می‌گروند، و دل‌هاشان از نجاست شرک، با آب توحید پاک و پاکیزه می‌شود.

و ذکر اسم ربه فصلی- اسامى پروردگار همگى اوصاف ذات مقدسش هستند. ذکر ممکن است به زبان باشد، مثل معنى رحمن و رحیم و آثار رحمت واسعه خداوند در همه کائنات و در وجود خودمان بیندیشیم. توجه به معانى رحمت و علو و عظمت یا خالق و رازق بودن قادر متعال قهراً و قطعا خضوع و خشوع می‌آورد. برجسته‌ترین نمونه اظهار خشوع نماز است. ببینید چگونه در سه کلمه، جمیع مراحل را جمع فرموده است.

۱- پاک شدن از شرک و اخلاق رذیله به توحید و ایمان و باور داشتن اصول عقاید (تزکی).

۲- در آثار قدرت و حکمت پروردگار و نعمت‌هاى مادى و معنوى و جسمى و روحى اندیشیدن که هر ساعتى از این تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است. علاوه بر این ذکر قلبی، با زبان نیز کلمه شهادت گفتن (و ذکر اسم ربه).

۳- اظهار شکستگى و فروتنى و کوچکى در پیشگاه پروردگار نمودن و به عبادت و پرستش پرداختن (فصلی) هر کس این سه مرحله را پیمود بسر منزل فلاح و رستگارى می‌رسد و این است معنى (قد افلح من تزکی).

عده‌ای بر اساس روایات رسیده معتقدند که منظور از «تزکی» دادن زکات فطره و خواندن نماز عید است (۷)، بعضى نیز تزکیه را در اینجا به معنى دادن صدقه مالى دانسته‌اند. مهم این است که تزکیه معنى وسیعى دارد که همه این مفاهیم را در برمی‌گیرد، هم پاک‌سازی روح از آلودگى شرک و هم پاک‌سازى از اخلاق رذیله، و هم پاک‌سازى عمل از محرمات، و هر گونه ریا، و هم پاک‌سازى مال و جان به وسیله دادن زکات در راه خدا، زیرا طبق آیه اخذ من اموالهم صدقه تطهر هم تزکیهم بها: (از اموال آنها صدقه‌اى (زکات) بگیر تا آنها را به وسیله آن پاک‌سازى و تزکیه کنی) دادن زکات سبب پاکى روح و جان است. بنابراین، تمام تفسیرها ممکن است در معنى گسترده آیه جمع باشد.

چند روایت که در ذیل این روایت آمده است را مرور می‌کنیم:

 عبدالله بن مسعود گفته است که مقصود از آیه «ذکر اسم ربه فصلی» آن است که انسان زکات مال خود را بدهد و نماز را اقامه کند و بر این اساس مرتباً می‌گفت:

رحم الله امرءا تصدق ثم صلى یعنى خدا بیامرزد کسى را که صدقه بدهد و نماز بخواند. سپس آیه یاد شده را تلاوت کرد.

عده‌ای دیگر گفته‌اند منظور از صدقه همان زکات فطره است که در اول ماه شوال پرداخت می‌شود. و تکبیرهاى روز عید و نماز عید فطر را نیز شامل می‌شود. و به عبدالله بن عمر نافع می‌گفت: آیا صدقه داده‌ای؟ اگر پاسخ می‌‌داد بله صدقه داده‌ام به وى می‌گفت پس بیا به مصلى برویم و نماز بخوانیم و اگر پاسخ می‌داد: صدقه نداده‌ام به او می‌گفت صدقه بده تا به مصلى برویم و نماز بخوانیم. سپس آیه یاد شده را تلاوت می‌کرد.

ابوخالد گفت: نزد ابوالعالیه رفتم، به من گفت روز عید قبل از آن که براى نماز بروى به اینجا می‌آیی؟ پاسخ دادم: بله وقتى روز عید فرارسید به نزد ورى رفتم، از من پرسید آیا افطار کرده‌ای؟ پاسخ ‌دادم: بله پرسید آیا غسل کرده‌ای؟ گفتم: بله گفت: آیا صدقه داده‌اى گفتم بله گفت تو را به این خاطر به اینجا فرا خوانده‌ام که در ابتدا این اعمال را انجام دهى و پس از آن به مصلى بروی، آنگاه این آیه را خواند و گفت مردم مدینه هیچ صدقه‌اى را برتر از آن ندیدند که کسى به کس دیگر آب دهد. (۸)

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید معناى آیه قد افلح من تزکى چیست؟

فرمود:

این است که هر کس زکات فطره بدهد، رستگار میشود. پرسید معناى آیه و ذکر اسم ربه فصلی چیست؟ فرمود این است که (براى نماز عید) به سوى جبانه برود و نماز بخواند و منظور از جبانه، صحرا است. (۹)

رسول خدا صلى الله علیه و آله همواره در روزهاى عید فطر قبل از رفتن به مصلى فطره را تقسیم می‌کرد و این آیه را می‌خواند:

قد افلح من تزکى و ذکر اسم ربه فصلی. (۱۰)

آداب نماز عید

خداوند متعال در فرازى از آیه ۳۱ سوره اعراف می‌فرماید:

«خذوا زینتکم عند کل مسجد…»

یعنی هنگام رفتن به مسجد زینت‌هاى خود را بردارید. این خطاب به همه فرزندان آدم به عنوان یک قانون همیشگى که شامل اعصار قرون می‌شود که زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید.

این جمله می‌تواند هم اشاره به زینت‌هاى جسمانى باشد که شامل پوشیدن لباس‌هاى مرتب و پاک و تمیز و شانه زدن موها، و به کار بردن عطر و مانند آن می‌شود، و هم شامل زینت‌های معنوی، یعنى صفات انسانى و ملکات اخلاقى و پاکى نیت و اخلاص و اگر می‌بینیم در بعضى از روایات اسلامى تنها اشاره به لباس خوب یا شانه کردن موها شده و اگر می‌بینیم تنها سخن از مراسم نماز عید و نماز جمعه به میان آمده است، دلیل بر انحصار نیست بلکه هدف بیان مصداق‌هاى روشن است و هم‌چنین اگر می‌بینیم که در بعضى دیگر از روایات، زینت به معنى رهبران و پیشوایان شایسته تفسیر شده دلیل بر وسعت مفهوم آیه است که همه زینت‌هاى ظاهرى و باطنى را در بر می‌گیرد.

در کتاب المقنع گفته است:

«سنت در افطار عید قربان این است که بعد از نماز انجام شود و در عید فطر قبل از نماز. (۱۱)

از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: اگر در روز عید فطر براى رسول خدا صلی الله علیه و آله عطر می‌آوردند اول به زنان خود می‌داد.‌ (۱۲)

پى نوشت‌ها:

۱- تفسیر نمونه، ج ۵، ص۱۳۱٫

۲- تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۲، ص ۱۸٫

۳- مستدرک الوسائل، جلد ۶، ص ۱۳۷٫

۴- وسایل‌الشیعه، ج ۷، ص ۴۵۵/ الکافی، کلینى ج۴، ص ۱۶۶٫

۵- المیزان، علامه طباطبایی، ج۲، ص ۲۸٫

۶- تفسیر ابوالفتوح رازی، ج۲ ، ص ۶۸٫

۷- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۹۳، ص ۱۰۴، ح ۳٫

۸- تفسیر ابوالفتوح رازی، ج۱۲، ص ۶۲٫

۹- من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص ۵۰۱، ح ۱۴۷۴٫

۱۰- تفسیرالمیزان، ج۲۰، ص ۲۷۱٫

۱۱- همان ج ۶، ص ۳۳۷٫

۱۲- من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۱۷۴، ح ۲۰۵۵٫

به قلم ؛ محمدناصر  حسینى علایی

منبع: خیمه ، مهر ۱۳۸۴ – شماره ۲۱

عید فطر جشن بازگشت به فطرت است

اشاره:

اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت ‏به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه‏ دار در طول ماه رمضان با ارتباطهاى پى در پى با خداوند متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگیهاى ظاهرى و باطنى که بر خلاف فطرت آنهاست، خود را پاک نموده و به فطرت واقعى خود برمى‏گردند . امیرمؤمنان (ع) نیز از همین زاویه به عید فطر مى‏نگرد و با اشاره به روز عید مى‏فرماید:

انما هو عید لمن قبل الله صیامه وشکر قیامه وکل یوم لا یعصى الله فهو عید  این عید کسى است که خدا روزه ‏اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.

آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتى‏ها و پلیدى‏ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت ‏به فطرت است، این معنا را مى‏توان از لغت «عید فطر» نیز دریافت، چرا که «عید» به معناى بازگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبیعت‏» است .

مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏ اند. فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیتها مبتلا، از حقیقت ‏خود دور و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى ‏گردد . اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یک زندگى نوین دست مى‏ یابد، که مى‏ توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

در روز عید فطر گویى یک مسلمان از نو متولد مى‏شود، چرا که طبق گفتار حضرت علی(ع)، روزه ‏داران در شب عید فطر از تمام آلودگى‏ها و پلیدى‏ها پاک شده‏ اند و کمترین پاداش خود را که پاکى و پاکیزگى است دریافت نموده ‏اند.

مراتب روزه ‏داران در عید فطر

بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعى شادى و لذت درونى در خود احساس مى‏ کنند، اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوى نیست . زیرا هر کس نسبت‏ به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت نگریسته و از آن بهره مى ‏گیرد. زمینه‏ ها، ذهنیت ‏ها، مراتب ایمان و عوامل دیگرى در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارند.

حل مشکلات اقتصادى و اجتماعى

در مورد ابعاد اقتصادى و اجتماعى عید فطر مى توان به پرداخت زکات فطره به عنوان عاملى ارزشمند براى فقرزدایى، توسعه اقتصادى و حل مشکلات اجتماعى در جامعه اسلامى اشاره کرد . افزون بر اینکه در کنار کمک به فقرا، موارد مصرف دیگرى نیز براى زکات فطره در اسلام منظور شده است که از جمله آنها احیاى روحیه همیارى و تعاون، رسیدگى به وضع بهداشتى، درمانى و فرهنگى مسلمانان است .

از زکات فطره مى ‏توان قرض بدهکاران حقیقى و افرادى را که در راه معصیت و خلاف، بدهکار نشده ‏اند را پرداخت کرد . در ساختن مسجد، مدرسه، پل‏ها و راه‏ها و بیمارستان‏ها و برطرف کردن سایر نیازهاى مسلمانان نیز مى ‏توان از این بودجه مردمى استفاده کرد .

همچنین با این بودجه مى ‏توان باورهاى دینى و اعتقادات مسلمانان ضعیف الایمان را تقویت کرده و کسانى را که در معرض شبهات و وسوسه‏هاى دشمنان قرار دارند یارى کرد .

مسلمانان با عمل به این موارد که با پرداخت زکات فطره انجام مى‏شود، در حقیقت‏ به بخشى از دعاهاى ماه رمضان که در مدت یک ماه بعد از نماز زمزمه مى‏کردند، در روز عید فطر جامه عمل مى ‏پوشانند .

گذشته از این‏ها، پرداخت زکات فطره که با نیت عبادت و تقرب به خداوند متعال انجام مى‏شود، نوعى بهره ‏گیرى از مادیات براى رسیدن به معنویات است .

بدین جهت گفته ‏اند که قبول روزه موکول به پرداخت زکات فطره است، چرا که دادن زکات موجب جدایى از تعلقات مادى و هواهاى دنیوى و نفسانى است و انسان مؤمن براى دوام فطرت الهى خویش و بازگشت ‏به عهد فطرى از هر آنچه رنگ تعلق دارد، باید رها و آزاد باشد و زنجیر مادیات را از پاى خود برکند تا سبک بال به سوى خداوند گام نهد .

تعظیم شعائر اسلامى

خداوند متعال مى‏فرماید:

 و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب‏

 هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد، این کار نشانه تقواى دلهاست .

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر است . شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

یک مسلمان باید از راه ‏هاى مختلف نداى حیاتبخش توحید را به گوش جهانیان برساند، که یکى از آن راه‏ها بیان شعارهاى مذهبى است .

پیامبر اکرم (ص) در روز عید فطر از منزل بیرون مى ‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار«لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» سر مى‏داد و حتى در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار مى کرد

تقویت وحدت مسلمانان

اجتماع روز عید فطر مى‏تواند در پیوند و همدلى مسلمانان نقش آفرین باشد . آنان در گردهمایى روز عید فطر و قرار گرفتن در کنارهم، از نظرات، مشکلات و گرفتارى‏هاى یکدیگر آگاه مى‏شوند . در این گردهمایى بغض‏ها و کینه‏ها تبدیل به دوستى و همدلى مى ‏شود و مؤمنان در یک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکى بیشترى به یکدیگر مى‏کنند .

عید فطر از سویى حکایت از پیوند معنوى انسان با خداى خویش دارد و از سوى دیگر بیانگر ارتباط وى با هم‏ کیشان خود است .

عید فطر و حرکت‏هاى سیاسى

در طول تاریخ، اجتماع روز عید فطر آنچنان مهم و تحول آفرین بوده که رهبران سیاسى نیز از آن بهره گرفته‏اند . در این مورد مى‏توان از حرکت ‏سیاسى ابومسلم خراسانى و شورش وى بر علیه دستگاه خلافت ‏بنى امیه نام برد . وى به سلیمان بن کثیر دستور داد به اقامه نماز عید فطر و ایراد خطبه بر علیه امویان بپردازد .

سلیمان نیز انقلاب و شورش بر علیه سلطنت اموى را در خطبه نماز عید فطر اعلام کرد . به این ترتیب آنان در سال ۱۲۹ قمرى در روز عید فطر در شهرهاى ماوراء النهر به پا خاسته، قیام خود را اعلام  و در مدت کوتاهى سلسله بنى امیه را منقرض کردند.

منبع: پایگاه استاد حسین انصاریان

از عید خون تا عید خدا

اشاره:

عید سعید قربان، عیدى است که انسانهاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى می اندازد. قربانگاهى که درس فداکارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء می دهد. عید خون همان «عید اضحی»، به معنى قربانى کردن است. در سرزمین مِنى با قربانى گوسفند، «مَنْ» به «ما» تبدیل می شود؛ زیرا فلسفه عمل حج گذار و قربانى کننده این است که او با تمسک به حقیقت «ورع» گلوى دیوِ طمع را می برد و آنچه از قربانى به خداى سبحان می رسد، گوشت و خون نیست، بلکه روح کردار و جان عمل (تقوا) است و حاجى وارث ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام است که اسماعیل نفسش را به قربانگاه می برد و آن را ذبح می کند و به لقاء الله می رسد. این سخن رهبر فقیدمان است که فرموده است:

«عید سعید قربان، عیدى است که انسانهاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى می اندازد. قربانگاهى که درس فداکارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء می دهد.»(۱)

در هنگام قیامت، چهار روز را آرایش کرده نزد خداى سبحان می آورند؛ چنان که عروس را [در شب زفاف] به حجله می برند. از حضرت پرسیده شد: این ایام کدام اند؟ فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر است.

قربانی در مِنى مقدمه رسیدن به غدیر است؛ چرا که اگر هواى نفس در مِنى قربانى نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشکل است و حضرت ابراهیم علیه السلام با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه کرد که به جاى فرزندانشان، گوسفند قربانى کنند و حضرت محمد صلی الله علیه و آله بشریت را بیمه کرد که به جای پیروى از ناحق از حق که همان على است،(۲) تبعیت کنند. و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین کامل شد.

و در فضیلت این ایام همین بس که امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام فرموده است:

«إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ زُفَّتْ أَرْبَعَهُ أَیَّامٍ إِلَى اللَّهِ کَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى خِدْرِهَا قیلَ ما هذِهِ الاْیّامُ قالَ: یَوْمُ الاْءَضْحَى وَ یَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَهِ وَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَ الاَْضْحى وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَهِ کَالْقَمَرِ بَیْنَ الْکَوَاکِبِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِى نَجَافِیهِ اِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُکْرا للَّهِ وَ هُوَ الْیَومُ الَّذِى اَکْمَلَ اللَّهُ بِهِ الدِّینَ فِى اِقَامَهِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله عَلِیّا اَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ عَلَما وَ اَبَانَ فَضِیلَتَهُ وَ وَصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ اِنَّهُ لَیَوْمُ الْکَمَالِ وَ یَوْمُ مَرغَمَهِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ تَقَبُّلِ اَعْمَالِ الشِّیعَهِ وَ مُحِبِّى آلِ مُحَمَّدٍ؛(۳)

در هنگام قیامت، چهار روز را آرایش کرده نزد خداى سبحان می آورند؛ چنان که عروس را [در شب زفاف] به حجله می برند. از حضرت پرسیده شد: این ایام کدام اند؟ فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر است. و روز «غدیر» بین روزِ فطر و روز جمعه مثل ماه است در میان ستارگان. آن روزى است که حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام از آتش نجات پیدا کرد و روزه گرفت و از خدا تشکر کرد. روز غدیر روزى است که خداوند به وسیله آن دین را کامل کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله على علیه السلام را به عنوان امیرالمؤمنین معرفى کرد و فضائل وى را برشمرد و جانشین بودن وى را [از طرف خداى سبحان به همگان] اعلام کرد و به میمنت این روز، روزه گرفت؛ چرا که روز کمال است و روز ناامیدى شیطان و روز قبولى اعمال شیعیان و دوستداران آل محمد صلی الله علیه و آله است.»

– جلوه هاى ویژه عید غدیر از منظر امام رضا علیه السلام

در فرهنگ غنى اسلامی، عید غدیر از ویژگى خاصی برخوردار است و از ایام الله شمرده شده است. در این روز، نعمت ولایت بر بشریت ارزانى داشته شد. بنابراین، به میمنت این روز فرخنده و مبارک، دستور عبادات و انجام مراسم مخصوص از ناحیه معصومین علیهم السلام صادر شده است.

در اینجا یکى از برنامه هایى را که توسط حضرت رضا علیه السلام اجرا شده است، بیان می کنیم:

«فیاض بن محمد گفته است: در سال ۲۵۶ (ه .ق) در روز غدیر خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم. جمعى از خواص شیعیان منزل آقا بودند. حضرت آنان را براى افطار نگه داشت. سپس دستور داد تا غذا، گندم، صِلِه (پول)، لباس، کفش و حتى انگشتر براى خانواده های آنان ببرند. با ارسال هدیه و کادو شادى را به خانه هاى آنها برد و اوضاع و احوال آنان را تغییر داد و با این بذل و بخششها، آنها را خوشحال کرد تا آنان وسائل کهنه را کنار بگذارند و یادآورى کرد که اینها به میمنت فرا رسیدن روز غدیر است.»(۴)

– آداب و اعمال مربوط به عید غدیر

از جمله آداب و اعمال و جلوه هاى ویژه در روز غدیر چنین است:

۱) غسل؛

۲) روزه؛

۳) نماز؛

۴) زیارت؛

۵) احسان و نیکى به مؤمنین؛

۶) اظهار شادى و سرور؛

۷) عقد اُخوّت.

روزه

از جمله عباداتى که در شمار مستحبات مؤکد قرار دارد، روزه عید غدیر است. در این خصوص امام صادق علیه السلام فرموده است:

«ثواب روزه این روز، معادل روزه شصت ماه است.»(۵)

«روزه عید غدیرخم در نزد خداى سبحان، معادل یکصد حج و یکصد عمره پذیرفته شده است.»(۶)

«همه انبیاء به جانشینان خود سفارش می کردند که روز تعیین جانشین را روزه بدارند.»(۷)

«روزه روز غدیرخم، کفاره شصت سال است.»(۸)

نماز

امام صادق علیه السلام فرموده است:

«کسی که نیم ساعت قبل از ظهر، [در روز عید] دو رکعت نماز شکر بگذارد و در هر رکعت ده مرتبه سوره حمد، ده بار سوره قل هو الله احد، ده بار سوره انا انزلناه فى لیله القدر و ده بار آیه الکرسى بخواند، نمازش نزد خداى متعال برابر است با هزار حج و عمره و هر حاجتى چه دنیوى و چه اخروى از خداوند بخواهد، به آسانى و در کمال سلامتى بر آورده اش خواهد کرد.»(۹)

زیارت

یکی از جلوه هاى ویژه در عید غدیر زیارت بارگاه شریف حضرت على علیه السلام است. ثامن الحجج على بن موسى الرضا علیه السلام اهمیت زیارت مرقد مطهر امام على علیه السلام و بزرگداشت روز غدیر و اظهار شادى و سرور این روز را چنین توصیف فرموده است:

«هر کجا که هستى سعى کن روز غدیر در کنار قبر مطهر حضرت علی علیه السلام حاضر شوی؛ زیرا در این روز خداوند سبحان گناهان شصت ساله اهل ایمان را می بخشد.

این روز، روز پوشیدن لباسهاى نو و روز بیرون آوردن لباسهای کهنه از بدن است. این روز، روز زینت است. هر که خود را به مناسبت فرا رسیدن روز غدیر مهیا کند و تزیین کند؛ خداوند گناهان کوچک و بزرگ او را می بخشد و فرشته اى را مأموریت می دهد تا سال آینده براى او حسنه بنویسد و مقام و منزلت او را بالا ببرد و اگر در طول این مدت بمیرد، شهید محسوب می شود و اگر زنده بماند، سعادتمند است.

این روز، روز تبسم با مردم با ایمان است. هرکه در روز غدیر لبخند بر لبانش داشته باشد، خدا در روز قیامت با رحمت واسعه اش به او نگاه می کند و حاجات او را برآورده می سازد و براى او در بهشت قصرى از دُرّ سفید بنا می کند و چهره اش را مسرور و شاداب می گرداند.»(۱۰)

در فرهنگ غنى اسلامی، عید غدیر از ویژگى خاصی برخوردار است و از ایام الله شمرده شده است. در این روز، نعمت ولایت بر بشریت ارزانى داشته شد. بنابراین، به میمنت این روز فرخنده و مبارک، دستور عبادات و انجام مراسم مخصوص از ناحیه معصومین علیهم السلام صادر شده است.

زیارت امین الله

این زیارت از جمله زیارات مطلقه است؛ به این معنى که براى زیارت همه ائمه علیهم السلام این زیارت را می شود خواند. و مفصّل آن در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی آمده است.

احسان و نیکی

یکی دیگر از جلوه هاى ویژه روز عید غدیر، احسان و نیکی به دیگران، از جمله به خانواده و برادران دینى است. در این خصوص، امیر بیان حضرت على علیه السلام چنین سفارش کرده است:

«معاش خانواده تان را توسعه دهید! به برادرانتان نیکى کنید! شکر گزار نعمتهاى الهى باشید! با خوشحالى و چهره شاداب همدیگر را ملاقات کنید! انفاق یک درهم در این روز، مساوى است با دویست هزار درهم. هر که در این روز مؤمنى را افطارى دهد، مانند کسى است که ده «فئام» را افطار داده باشد.

شخصی از امیرالمؤمنین پرسید «فئام» چیست؟ حضرت فرمود:

هر فئام عبارت است از دویست هزار نبی، صدیق و شهید. پس اگر فردى چند نفر از اهل ایمان را افطار دهد، چه پاداشى خواهد داشت! براى چنین فردى من از جانب خدا ضامن می شوم که دُچار فقر و کفر نشود.»(۱۱)

دعا در شب عید غدیر

یکی از آداب شب عید غدیر، دعا خواندن است و دعا وسیله ارتباط مخلوق با خالق است و سبب توجه و عنایت خداى مهربان با بنده خاضع و محتاج خود می شود؛ چرا که خودش فرموده است:

«قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّى لَوْ لا دُعاؤُکُم»؛(۱۲)

«[ای پیامبر!] بگو اگر دعا و درخواست شما نباشد، خدا به شما توجه نخواهد کرد… .»

در فرازى کوتاه از دعاى شب عید غدیر چنین می خوانیم: «اَللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسُولِکَ وَ عَلِیٍّ وَلِیِّکَ وَ الْاَئِمَّهِ مِنْ بَعْدِهِ حُجَجِکَ فَاَثْبِتْ قَلْبِى عَلَى دِینِکَ وَ مُولاهِ اَوْلِیَائِکَ وَ مُعَادَاهِ اَعْدَائِکَ مَعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْاَخِرَهِ تَجْمَعُهُمَا لى وَ لِاَهْلِى وَ وُلْدِى وَ اِخْوَانِیَ الْمُؤْمِنینَ اِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ؛(۱۳) خدایا! به حق محمد رسولت و به حق علی ولیّت و امامان بعد از او که حجت تو هستند، قلبم را بر دین خود و دوستى دوستانت و دشمنى دشمنانت ثابت بفرما! و خیر دنیا و آخرت را به من و خانواده ام و فرزندان و برادران با ایمانم عطا بفرما! که تو بر هر چیز توانایی.»

دعاى روز عید غدیر

برای روز عید غدیر دو دعاى مفصل نقل شده است که فرازى از یکى از دعاها را در اینجا می آوریم:

«…اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا أَمَرُوا بِطَاعَتِکَ وَ نَهَوْا عَنْ مَعْصِیَتِکَ وَ دَلُّوا عِبَادَکَ عَلَی وَحْدَانِیَّتِکَ.اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَ نَجِیبِکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ أَمِینِکَ وَ رَسُولِکَ إِلَى خَلْقِکَ وَ بِحَقِّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَعْسُوبِ الدِّینِ وَ قَائِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ الْوَصِیِّ الْوَفِیِّ وَ الصِّدِّیقِ الاْءَکْبَرِ وَ الْفَارُوقِ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ الشَّاهِدِ لَکَ وَ الدَّالِّ عَلَیْکَ وَ الصَّادِعِ بِأَمْرِکَ وَ الْمُجَاهِدِ فِى سَبِیلِکَ لَمْ تَأْخُذْهُ فِیکَ لَوْمَهُ لَائِمٍ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِى فِى هَذَا الْیَوْمِ الَّذِى عَقَدْتَ فِیهِ لِوَلِیِّکَ الْعَهْدَ فِى أَعْنَاقِ خَلْقِکَ وَ أَکْمَلْتَ لَهُمُ الدِّینَ مِنَ الْعَارِفِینَ بِحُرْمَتِهِ وَ الْمُقِرِّینَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقَائِکَ وَ طُلَقَائِکَ مِنَ النَّار… .

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى عَرَّفَنَا فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ وَ بَصَّرَنَا حُرْمَتَهُ وَ کَرَّمَنَا بِهِ وَ شَرَّفَنَا بِمَعْرِفَتِهِ وَ هَدَانَا بِنُورِهِ. یَا رَسُولَ اللَّهِ، یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْکُمَا وَ عَلَى عِتْرَتِکُمَا وَ عَلَى مُحِبِّیکُمَا مِنِّى أَفْضَلُ السَّلَامِ مَا بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَار…؛(۱۴)

معاش خانواده تان را توسعه دهید! به برادرانتان نیکى کنید! شکر گزار نعمتهاى الهى باشید! با خوشحالى و چهره شاداب همدیگر را ملاقات کنید! انفاق یک درهم در این روز، مساوى است با دویست هزار درهم. هر که در این روز مؤمنى را افطارى دهد، مانند کسى است که ده «فئام» را افطار داده باشد.

…خدایا! درود بفرست بر محمد و آل محمد! چنان که آنان به طاعت تو امر کردند و از معصیت تو باز داشتند و بندگانت را به یگانگى تو راهنمایى کردند.

خدایا! به حق محمد، پیامبرت و بنده یگانه و برگزیده و امینت و فرستاده تو به سوى خلقت و به حق امیرالمؤمنین، پیشواى دین و رهبر سفیدرویانِ مشهور، وصی، وفادار، راستگوى بزرگ، جداکننده، حق از باطل، گواه تو، راهنماى به سوى تو ـ آن که با صداى بلند فرمان تو را اعلام و در راه تو جهاد کرد و در مورد توبه سرزنشِ ملامت گران توجه نکرد ـ از تو می خواهم بر محمد و آل محمد درود بفرستى و در این روزى که پیمانِ امامت ولى خود را بر گردن مردم نهادى و دین را برایشان کامل کردی، مرا از کسانى قرار دهى که حرمت او را شناخته و به فضل و برتری اش اعتراف دارند؛ آنان که از آتش رهایشان کردی… .

قربانی در مِنى مقدمه رسیدن به غدیر است؛ چرا که اگر هواى نفس در مِنى قربانى نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشکل است و حضرت ابراهیم علیه السلام با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه کرد که به جاى فرزندانشان، گوسفند قربانى کنند و حضرت محمد صلی الله علیه و آله بشریت را بیمه کرد که به جای پیروى از ناحق از حق که همان على است،سپاس خدایى را که ارزش این روز را به ما شناساند و نسبت به حرمت آن بصیرت به ما داد و به وسیله آن ما را گرامى داشت و با شناخت آن شرافتمان بخشید و با نور آن راه را به ما نشان داد. اى رسول خدا! اى امیرمؤمنان! تا شب و روز باقى است، برترین سلام من بر شما و خاندان شما و دوستداران شما باد!»

پى نوشت:

۱. صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۸۷.

۲. رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ؛ على با حق است و حق باعلی.»

۳. مسند الامام الرضا علیه السلام ، ج ۲، صص ۱۷ ـ ۱۸.

۴. الغدیر، ج ۱، ص ۲۸۷.

۵. همان، ص ۲۸۵.

۶. همان، ص ۲۸۶.

۷. همان.

۸. اقبال الاعمال، ابن طاووس، ص ۴۶۶.

۹. همان، ص ۴۷۶.

۱۰. همان، ص ۴۶۴.

۱۱. همان، ص ۴۴۳.

۱۲. فرقان/۷۷.

۱۳. اقبال الاعمال، ص ۴۵۲.

۱۴. همان، ص ۴۹۲.

منبع:مجله، مبلغان، شماره ۷۴ 

 سیدعباس رفیعى پور

در ذکر دو عید (فطر، قربان)

اشاره:

در فارسى به عید جشن مى‏گویند و گفته شده است عید هر روزى است که در آن اجتماع باشد و مشتق از عود به معنى برگشتن است و مثل این است که بگوییم آنان به آن برگشته‏اند. و گفته شده است، عید از آن جهت عید نامیده شده است که در آن از اندوه به شادى بازمى‏گردند و آن روز براى همه مردم، روز شادى است. مگر نمى‏بینید که در روز عید، زندانیان را هم مؤاخذه و تعقیب نمى‏کنند و پرندگان را شکار نمى‏کنند و جانوران وحشى را هم نمى‏گیرند و کودکان را به مکتب نمى‏فرستند. و هم گفته ‏اند از این جهت به آن نام عید داده‏اند که هر انسانى به آنچه که خداوند به او وعده داده است در این روز مى‏رسد.

عید

در قرآن، در آیه ۶۰ سوره طه که فرموده است «یَوْمُ الزِّینَهِ»» یعنى روز عید ایشان که در آن روز، از همه جا آنجا جمع مى‏شدند. همان طور که «یَوْمِ الدِّینِ»» به معنى روز جزاست.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده است، چون روز عید (فطر) فرا مى‏رسد خداوند به فرشتگانش مى‏گوید مزد مزدور و کارگر، چون کار خویش را انجام دهد چگونه است؟

و آنان مى‏گویند پروردگارا باید مزدش به طور کامل پرداخت شود و خداوند مى‏فرماید:

اى فرشتگان! گواه باشید که من آنان را بخشیدم‏[۱].

خداوند متعال در آیه پنجاهم سوره اعراف فرموده است «کسانى که دین خود را فسوس و بازیچه گرفته‏اند.» مقصود از کلمه دین، یعنى عید خود را فسوس و بازیچه مى‏گرفته و به بتهاى خود در آن روز توجه مى‏کردند و به انواع زیور آنان را مى‏آراستند و خداوند ایشان را به همین سبب سرزنش فرموده است‏[۲].

در قرآن چهار عید بیان شده است: نخست، عیدى براى عیسى (علیه السّلام) و قوم او و آن گفتار خداوند در آیه یک صد و چهاردهم سوره مائده است که مى‏فرماید «عیسى بن مریم گفت، پروردگارا بر ما از آسمان مائده‏یى فرست تا این روز براى ما و کسانى که پس از ما مى‏آیند عید و نشانى از سوى تو باشد». دوم، اعیاد کافران که خداوند متعال در آیه هفتاد و دوم سوره فرقان فرموده است «کسانى که گواهى دروغ نمى‏دهند» که برخى گفته‏اند کلمه «زور» در آن آیه، به معنى جشنهاى ایشان است‏[۳].

سوم، عید فطر است که خداوند متعال در آیه چهاردهم و پانزدهم سوره اعلى فرموده است «براستى که رستگارى یافت آن کس که خود را تزکیه کرد و با ذکر نام خدا به نماز ایستاد» که منظور از تزکیه، پرداخت زکات فطر و منظور از ذکر نام خدا تکبیر و منظور از نماز، نماز عید فطر است‏[۴]. چهارم، عید قربان است که خداوند متعال در سوره کوثر مى‏فرماید «ما به تو کوثر عطا کردیم، نماز بگزار براى خدایت و قربانى کن» که منظور از نماز در این آیه، نماز عید قربان است و مقصود از قربانى کردن هم، قربانى در روز عید قربان است‏[۵].

براى مؤمن سزاوار است که چون در مراسم عید شرکت مى‏کند به قصد عبرت باشد نه به قصد تماشا، تا حال او مانند آنانى که عید خود را لهو و لعب گرفته‏اند نباشد و گفته شده است یکى از هدفها و حکمت این دو عید بیاد آوردن قیامت و بیمهاى آن است که برخى از احوال عید موافق و مانند قیامت است. چون شب عید فرا مى‏رسد، شبى را بیاد آر که فرداى آن صبح رستاخیز است و چون صداى طبل و کوس و بوق را مى‏شنوى از نفخ صور بیاد آور. خداوند متعال در این باره در سوره کهف مى‏فرماید «و نفخه صور دمیده شود و همه خلق را جمع مى‏کنیم جمع کردنى.» و چون از خانه خود، روز عید به مصلى مى‏روى، روز بیرون رفتن خود را از دنیا بیاد آور و روزى را که از گور به محشر برده مى‏شوى. خداوند متعال در سوره قاف، آیه چهل و یکم چنین مى‏فرماید «به نداى روزى که منادى حق (اسرافیل) از مکان نزدیک ندا کند گوش فرا دار.»، و چون مردم را دیدى که در حالات مختلف به نمازگاه مى‏روند، برخى در جامه‏هاى بسیار گرانبها و برخى در جامه‏هاى نو و برخى در جامه‏هاى کهنه، از اختلاف احوال ایشان، اختلاف احوال خلق خدا را در قیامت بیاد آور که برخى از ایشان جامه‏هاى آراسته و با زیور بر تن دارند و برخى از ایشان را در راه پیمودن مى‏بینى که گروهى پیاده و برخى سواره‏اند، از چگونگى عبور خود از پل صراط یاد آور.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: مردم کنار پل صراط مى‏رسند و سپس به کمک اعمال خود از آن مى‏گذرند. گروهى به سرعت برق، گروهى دیگر به سرعت باد و گروهى دیگر همچون اسبى که در حال تاخت و تاز است و گروهى همچون حرکت ستاره در مدار خود و گروهى چون مردى که در حال دویدن باشد و گروهى همچون راه رفتن معمولى‏[۶].

همچنین روزى را بیاد آور که خداوند در باره آن در آیه هشتاد و پنج سوره مریم چنین فرموده است «روزى که پرهیزگاران را به سوى خداى مهربان به اجتماع محشور گردانیم و بدکاران را به آتش دوزخ در افکنیم.» که لغت «ورد» را در آیه مذکور به معنى تشنه دانسته‏اند[۷].

و پیامبر فرموده‏اند: مردم سه دسته حشر مى‏شوند: یک دسته ایشان سوار بر مرکبهایند و یک دسته را پیاده مى‏کشند و مى‏برند و یک دسته بر چهره‏هاى خویش کشیده مى‏شوند. و چون در مصلاى خود نشستى و مردم را دیدى که منتظر آمدن سلطانند و گروهى در آفتاب و گروهى در سایه و گروهى ایستاده‏اند، از ایستادن خود در عرصات قیامت یاد کن که منتظر حساب و قضاوت در باره خود خواهى بود.

خداوند در آیه چهل و سوم سوره ابراهیم فرموده است «کیفر ستمکاران را به تأخیر مى‏اندازد تا روزى که چشمهایشان در آن خیره و حیران است. ستمکاران همه شتابان سر به بالا کرده و چشمها واله مانده و دلهاشان در اضطراب است.» گروهى عرق ریزان زیر تابش خورشیدند و گروهى در سایه عرش، و چون رایات و پرچمها را دیدى از رایات و پرچمهاى قیامت یاد کن که براى هر قوم رایتى است. و چون براى نماز برخاستى و صف‏ها مرتب شد از روزى که به پیشگاه خدا عرضه باید شد یاد کن و خداوند در آیه چهل و هشتم سوره کهف مى‏فرماید «و خلایق را در صفى بر خدا عرضه کنند.» و چون امام جماعت به منبر رود و شروع به خواندن خطبه کند و مردم آرام و ساکت و خاموش باشند، آن روز را یاد آور که محمد (صلّى الله علیه و آله) براى شفاعت پیش مى‏آید و مردم خاموش و سرگردانند، و چون در خطبه نماز شروع به وعد و وعید کرد و بیم و امید داد، از آن روز یاد کن که سروشى ندا مى‏دهد فلان بدبخت شد. و چون دیدى که پس از نماز پراکنده شدند و به راههاى مختلف و خوراکها و سفره‏هاى مختلف مى‏روند، این گفتار خداوند را که در آیات ۱۳ تا ۱۶ سوره روم فرموده است، به یاد آور «روزى که رستاخیز بر پا شود در آن روز مردم فرقه فرقه مى‏شوند. آنان که ایمان آوردند و کارهاى نیکو انجام دادند به باغ بهشت منزل‏

گیرند.» و از آیه ششم سوره زلزال یاد کن که فرموده است «مردم از گورها پراکنده بیرون آیند تا نتیجه کارهاى خویش را ببینند.»، و چون مستمندان و بینوایان را در راه ببینى که دست نیاز دراز کرده‏اند و بر چهره‏شان گرد نشسته است از آیه دوازدهم سوره روم یاد کن که فرموده است «روزى که رستاخیز بر پا شود بدکاران شرمنده و اندوهگین شوند.»، این نمودارى از مقابله احوال عید با احوال قیامت است و مایه عبرت کسى است که عبرت گیرد و موجب پند براى پندپذیران است.

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، امیر المؤمنین على (علیه السّلام) روز عید فطر خطبه‏یى ایراد کرد و چنین فرمود:

«اى مردم! امروز شما روزى است که در آن به نیکوکاران پاداش داده مى‏شود و بدکاران در آن زیان مى‏کنند. امروز، شبیه‏ترین روزها به قیامت شماست. با بیرون آمدن خود از خانه‏هایتان به مصلاى خود، از بیرون آمدن از گورها و رفتن به پیشگاه خداوند یاد کنید. و از توقف و ایستادن خود در مصلى، وقوف خود در برابر خدا را یاد کنید و از بازگشت خود به خانه‏هایتان بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا یاد آرید. و اى بندگان خدا! بدانید نزدیک‏ترین و کمترین چیز که براى مردان و زنان روزه‏گیر فراهم است، این است که فرشته‏یى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد که اى بندگان خدا! بر شما مژده باد که گناهان گذشته شما آمرزیده شد و بنگرید که در آینده چگونه خواهید بود.»[۸] در یکى از عیدهاى فطر هم چنین فرمود «همانا امروز براى هر کس که خداوند روزه‏اش را پذیرفته و نمازش را سپاس داشته، عید است و هر روزى که در آن خدا معصیت نشود، آن روز عید است.»[۹] امام محمد بن على (علیهما السّلام) فرموده است، در روز عید قربان هیچ کارى بهتر از قربانى (خونى که در راه خدا ریخته شود) یا قدم برداشتن براى نیکى به پدر و مادر یا خویشاوندى که از او گسیخته باشد و نسبت به او نیکى و بخشش و تقدم بر سلام دادن کند و مردى که خود از گوشت قربانى خویش اطعام کند و همسایگان یتیم و

مستمند و بردگان را براى خوردن آن دعوت کند و بررسى احوال اسیران، نیست.

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، هر کس روزه رمضان خود را به گفتارى نیکو و کردارى نیکو تمام کند، خداوند روزه‏اش را مى‏پذیرد. گفته شد: اى پسر رسول خدا! گفتار نیکو چیست؟ فرمود: گواهى دادن به اینکه، خدایى جز خداى یگانه نیست و کردار نیکو، بیرون کردن فطریه از مال است‏[۱۰].

امام صادق (علیه السّلام) به یکى از اصحاب خود فرمود: چون شب عید فطر رسید، سه رکعت نماز مغرب را بگزار و سپس به سجده برو و بگو

«یا ذا الطول یا ذا الحول یا مصطفى محمد و ناصره صل على محمد فاغفر لى کل ذنب اذنبته و نسیته و هو عندک فی کتاب مبین.».

«اى صاحب قدرت و نیرو! اى برگزیننده و یارى‏کننده محمد! بر محمد و آل او درود فرست و هر گناهى را که انجام داده‏ام و آن را فراموش کرده‏ام و آن در محضر تو، در کتابى آشکار ثبت است بر من ببخشاى و بیامرز.» و پس از آن صد بار بگو

«اتوب الى الله».

و پس از نماز مغرب و عشاء و نماز صبح، همان تکبیرهایى را که در ایام تشریق (یازدهم تا سیزدهم ذى حجه) مى‏گویند، بگو،

«اللَّه اکبر، اللَّه اکبر. لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر، اللَّه اکبر و لله الحمد، اللَّه اکبر على ما هدینا و الحمد لله على ما ابلانا.».

و عبارت‏ «و رزقنا من بهیمه الانعام». را مگو که این عبارت مخصوص ایام تشریق است‏[۱۱].

مجلس پنجاه و یکم در ذکر زکات‏

خداوند متعال در آیه ۲۴۵ سوره بقره فرموده است «کیست که خدا را وام دهد، وامى نیکو، تا خداوند براى او چندین برابر بیفزاید.»، در آیه ۲۶۱ همان سوره مى‏فرماید «مثل آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏کنند، به مانند دانه‏یى است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه، صد دانه باشد.» و هم در آیه ۲۷۴ همان سوره مى‏فرماید «کسانى که اموال خود را شب و روز پوشیده و آشکار انفاق مى- کنند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداش ایشان خواهد بود.»

و در آیه ۱۰۳ سوره توبه مى‏فرماید «از ایشان زکات اموالشان را بگیر تا آنان را پاک و پاکیزه سازى و براى آنان دعا کن که دعاى تو مایه آرامش است و خدا شنواى داناست. آیا نمى‏دانند که این خداوند است که توبه را از بندگانش مى‏پذیرد و صدقه‏ها را قبول مى‏فرماید و بدرستى که خداوند بسیار توبه‏پذیر و مهربان است.»، و در آیه ۳۴ همان سوره مى‏فرماید «و کسانى که اندوخته مى‏کنند سیم و زر را و آن را در راه خدا انفاق نمى‏کنند، آنان را به عذابى دردناک مژده بده. روزى که (آن سیم و زر) در آتش دوزخ گداخته شود و پیشانى و پشت و پهلوى آنها را به آن داغ کنند. این است آنچه براى خود اندوخته کردید.» و خداوند در آیه ۵۵ سوره نور فرموده است «نماز را بپا دارید و زکات را به فقیران بدهید.» و در آیه ۴ سوره لقمان فرموده است «آنان که نماز را بر پا مى‏دارند و زکات را مى‏پردازند.» و در آیه ۳۹ سوره سبا فرموده است «هر چه در راه خدا انفاق کنید، خودش عوض مى‏بخشد و او بهترین روزى دهندگان است.» و در آیه پنجم سوره بینه فرموده است «و امر نشدند مگر اینکه خدا را با اخلاص کامل در دین پرستش و عبادت کنند و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند و این است دین درست.»[۱۲] امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، دزدان سه گروهند: کسى که زکات نپردازد. کسى که مهریه و کابین زنان را نپردازد و خوردن آن را حلال بشمرد. و کسى که وام بگیرد و قصد پرداخت آن را نداشته باشد[۱۳].

و فرموده است خداى را خشکسالهایى است که نامش منتقمه (انتقام‏گیرنده) است و هر گاه خداوند به بنده‏یى مالى دهد که حق خدا را از آن نپردازد، خداى از همان خشکسالى‏ها بر او چیره مى‏فرماید که مال از میان مى‏رود و صاحبش مى‏میرد و آن را بر جاى مى‏گذارد[۱۴].

و باز همان حضرت فرموده است، هیچ سیم و زر دارنده‏یى که زکات مالش را نپردازد نیست، مگر اینکه روز قیامت، خداوند او را در بیابانى دور افتاده و خالى باز مى‏دارد و مارى خشمگین را که از شدت زهر فلس‏هاى سرش ریخته باشد بر او چیره مى‏گرداند و آن مار او را دنبال مى‏کند و او از آن مى‏گریزد. سرانجام که چاره نمى‏یابد تسلیم مى‏شود و مار او را به سختى مى‏گزد و سپس چون گردنبندى بر گردنش مى‏پیچد و این است معنى این گفتار خداوند که در آیه یک صد و هشتادم سوره آل عمران مى‏فرماید «بزودى روز قیامت آنچه را که بخل مى‏ورزند بر گردنشان گردنبند مى‏شود، بر گردنهاى ایشان طوق زده مى‏شود.»، و هر کس داراى شتر و گاو و گوسپند باشد و زکات آن را ندهد، خداى روز قیامت او را در صحراى خالى و خشکى باز مى‏دارد و همه جانوران با سم‏هاى خود او را لگدکوب مى‏کنند یا همه جانوران گزنده او را با زهر و نیش خود مى‏گزند و هر کس داراى نخلستان و تاکستان و مزرعه گندم و جو باشد و زکات آن را نپردازد، خداوند روز رستاخیز زمین او را تا ژرفاى هفت زمین بر گردنش مى‏نهد[۱۵].

یکى از راویان به نام عبد الله مى‏گوید: کسى مرا به حضور امام صادق (علیه السّلام) فرستاد که به ایشان بگویم آن شخص مى‏پندارد که شبها در خواب زنى به سراغ او مى‏آید و او را مى‏ترساند و مى‏گفت من از ترس چنان فریاد برمى‏آورم که همسایگانم مى‏شنوند. امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: پیش او برو و بگو تو زکات نمى‏پردازى. به او گفتم. گفت: نه، به خدا سوگند که مى‏پردازم. امام صادق فرمودند: به او بگو اگر زکات مى‏پردازى به مستحق آن نمى‏پردازى.

در روایت دیگرى از امام صادق (علیه السّلام) روایت شده است که فرموده است، هر کس زکات خود را نپردازد به هنگام مرگ (پس از مرگ) مسألت مى‏کند به دنیا باز گردد و این است معنى گفتار خداوند که در آیه نود و نهم سوره مؤمنون مى‏فرماید «تا آنگاه که مرگ هر یک فرا رسد، گوید پروردگارا مرا باز گردان، شاید به جبران‏

عملى صالح انجام دهم.»[۱۶] و فرموده است در مورد ریختن خون دو کس تا هنگام ظهور قائم ما کسى به حکم خدا قضاوت نمى‏کند، سنگسار کردن کسى که زناى محصنه کرده باشد و زدن گردن کسى که زکات نپردازد[۱۷]. و فرموده است هر کس قیراطى (واحد وزن معادل یک بیست و یکم مثقال) از زکات را نپردازد، باید به آیین یهودى یا مسیحى بمیرد. و نیز فرموده است هر کس در زندگى خود زکات نپردازد، پس از مرگ تقاضاى بازگشت مى‏کند و فرموده است، هرگز مالى در دریا و خشکى تباه نمى‏شود، مگر به سبب نپرداختن زکات و چون قائم قیام فرماید، کسى را که زکات نپردازد مى‏گیرد و گردنش را مى‏زند[۱۸].

امیر المؤمنین (علیه السّلام) فرموده است، پیامبر (صلّى الله علیه و آله) در خطبه وداع خود چنین فرمودند: اى مردم! زکات اموال خویش را بپردازید. همانا هر کس که زکات پرداخت نکند، او را نه نماز است و نه دین و نه روزه و نه حج و جهاد.

روایت شده است که از امام حسن مجتبى (علیه السّلام) در مورد آغاز زکات پرسیدند، فرمود: خداوند عز و جل به آدم (علیه السّلام) وحى فرمود که زکات خود را بپرداز. گفت:

پروردگارا زکات چیست؟ فرمود: ده رکعت نماز براى من بگزار. ده رکعت نماز گزارد و گفت: پروردگارا آیا این زکات بر من و بر همه خلق واجب است؟ فرمود:

این زکات که نماز بگزارى بر عهده تو است و بر عهده فرزندانت که مال داشته باشند، پرداخت مال خواهد بود[۱۹].

و گفته است صدقه چهار حرف است: حرف صاد آن کسى را که صدقه مى‏پردازد از مکاره دنیا و آخرت مصون مى‏دارد. حرف دال آن دلیل و راهنماى او به سوى بهشت است. حرف قاف، موجب قرب بنده به پیشگاه خداوند متعال است و حرف هاء، هادى صدقه دهنده براى انجام اعمال نیکو است که بدان وسیله شایسته‏ و سزاوار به رضوان اکبر مى‏شود.

موسى (علیه السّلام) عرضه داشت: پروردگارا! پاداش کسى که براى تو مستمندى را خوراک دهد چیست؟ فرمود: اى موسى! به سروشى فرمان مى‏دهم که روز قیامت به همگان ندا دهد که فلان پسر فلان از آزادشدگان از دوزخ است‏[۲۰].

رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) فرمودند: در خواب چنین دیدم که کسى از امت من، شراره‏هاى آتش را با دست خود از چهره خویش دور مى‏کند و صورت خود را با دست خود مى‏پوشاند. صدقاتى که داده بود، آمد و بر سرش سایه افکند و چهره‏اش را پوشاند[۲۱].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، صدقه دادن در روز، خطاها را ذوب مى‏کند همچنان که آب نمک را در خود حل مى‏کند و صدقه دادن در شب، آتش خشم خدا را خاموش مى‏کند[۲۲].

پیامبر فرموده‏اند: هر کس صدقه‏یى دهد، براى او در قبال هر درهم، همسنگ کوه احد، از نعمتهاى بهشت خواهد بود.

و روایت شده است که مردى به حضور امیر المؤمنین على (علیه السّلام) آمد و گفت:

اى امیر المؤمنین مرا به تو نیازى است. فرمود: آن را روى زمین بنویس که درماندگى را در تو آشکار مى‏بینم. او بر روى زمین نوشت، من بینوایى نیازمندم. آن حضرت به قنبر فرمودند: دو حله بر او بپوشان و آن مرد این ابیات را سرود. «بر من جامه‏یى پوشاندى که کهنه خواهد شد و من بزودى از ستایش بر تو جامه‏ها مى‏پوشانم. هر چند تو، در جستجوى پاداشى به آنچه که من رسیدم نیستى ولى با نیایش و ستایش من به مکرمت مى‏رسى. همانا ستایش موجب زنده شدن یاد و نام کسى است که ستایش مى‏شود، همچون باران که کوه و دشت را زنده مى‏کند. در روزگار نسبت به کارهاى نیکى که آغاز کرده‏اى کوتاهى مکن که هر بنده بزودى به آنچه انجام داده، پاداش داده مى‏شود.» امیر المؤمنین فرمود: صد دینار به او بدهید. گفتند: او را براستى بى‏نیاز فرمودى. گفت: آرى، که شنیدم پیامبر مى‏فرمود، از مردم به اندازه منزلت ایشان قدردانى کنید و سپس فرمود من در شگفتم از مردمى که بندگان را با اموال خود مى‏خرند و آزادگان را با بخشش و نیکى خویش نمى‏خرند[۲۳].

از پیامبر (صلّى الله علیه و آله) پرسیده شد: کدام صدقه از همه برتر است؟ فرمود: بر خویشاوندى که در باطن خشمگین است‏[۲۴].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، آیا تصور مى‏کنید که در مورد مال فقط باید زکات را پرداخت؟ آنچه خداوند در مورد مال، غیر از زکات، مقرر فرموده، بیشتر از زکات است که از جمله باید به خویشاوندان و کسانى که نیاز خود را به تو عرضه مى‏دارند پرداخت شود. و همان حضرت فرموده‏اند: براى رضاى خدا و در راه حق هر کس را که نمى‏شناسى با دوستى و محبت به او چیزى بده نه با دشمنى و کینه که خداوند مى‏فرماید «به مردم سخن پسندیده بگویید.» و البته به کسى که با حق ستیز و دشمنى مى‏کند و به باطل و ناحق دعوت مى‏کند چیزى مده، و فرموده است به کسانى که در در دل خود نسبت به ایشان احساس ترحم مى‏کنى چیزى بده و به کسى که او را نمى‏شناسى چیزى میان یک درهم و چهار دانگ بده.

و همان حضرت فرموده است، کامل و تمام شدن روزه با پرداخت زکات فطریه است، همان گونه که کامل و تمام شدن نماز با درود فرستادن بر پیامبر (صلّى الله علیه و آله) است و هر کس روزه بگیرد و زکات فطر خود را عمدا نپردازد، روزه‏یى براى او نیست و هر کس نماز بگزارد و بر پیامبر (صلّى الله علیه و آله) عمدا درود نفرستد، او را نمازى نیست، و خداوند متعال زکات فطریه را مقدم بر نماز آورده و در آیه چهاردهم سوره اعلى فرموده است «همانا رستگار شد آنکه پاک شد، زکات فطر را پرداخت کرد، و یاد کرد نام پروردگارش را و نماز گزارد.»[۲۵] امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، عیسى (علیه السّلام) از کنار مردمى گذشت که خود را آراسته و زیور کرده بودند. فرمود: چه خبر است؟ گفتند: اى روح اللَّه! فلان دوشیزه‏

را که دختر فلانى است، امشب به خانه شوهرش که فلان پسر فلانى است مى‏برند، فرمود: امروز خود را آراسته و هیاهوى شاد دارند و حال آنکه فردا گریه خواهند کرد:

یکى از ایشان پرسید: اى پیامبر خدا! براى چه فردا گریه خواهند کرد؟ فرمود: براى اینکه عروس آنها امشب خواهد مرد. کسانى که معتقد به گفتار آن حضرت بودند، گفتند:

خدا و رسول او راست مى‏گویند و منافقان گفتند: فردا نزدیک است. قضا را، فردا صبح، چون آمدند عروس را خوش و سلامت دیدند و چیزى براى او پیش نیامده بود.

یکى از ایشان گفت: اى روح خدا! کسى که دیروز پیام دادى و گفتى دیشب خواهد مرد، نمرده است، عیسى (علیه السّلام) فرمود: خداوند هر چه بخواهد انجام مى‏دهد. بیایید با هم پیش او برویم. آنان، در حالى که از یک دیگر پیشى مى‏گرفتند حرکت کردند و بر در خانه او که رسیدند، در زدند. همسرش آمد. عیسى (علیه السّلام) به او فرمود: از همسرت براى من اجازه بگیر که من پیش او آیم. او به درون خانه رفت و به زن خویش گفت: عیسى که روح و کلمه خداوند است همراه تنى چند بر در خانه است. زن، چادر بر سر افکند و عیسى (علیه السّلام) پیش او آمد و از او پرسید: دیشب چه کار نیکى انجام داده‏اى؟

گفت: کار تازه‏یى نکردم جز همان که در گذشته هم انجام مى‏دادم، هر شب جمعه مستمندى مى‏آمد و ما به اندازه‏یى که تا جمعه آینده براى او کافى باشد، چیزى به او مى‏دادیم. دیشب هم، همان فقیر آمد و من به کارهاى خود سرگرم بودم و خویشاوندان من هم به کارهاى خویش سرگرم بودند. او چند بار صداى خود را بلند کرد، ولى هیچ کس به او پاسخ نداد. آخرین بار که صداى او را شنیدم، خودم برخاستم و بطور ناشناس، همان مقدارى را که همیشه به او مى‏دادیم، دادم. عیسى (علیه السّلام) فرمود: از جاى خود برخیز و کنار برو. ناگهان، زیر جامه‏هاى او افعى‏یى دیدند که بر دم خود سر نهاده است. عیسى (علیه السّلام) فرمود: به سبب آن کار نیک، این بلا از تو دفع شد[۲۶].

پی نوشت:

[۱] . به مجمع البیان طبرسى، ص ۱۷، ج ۷ و ۸ و ابو الفتوح رازى، ص ۴۶۸، ج ۷، چاپ مرحوم آقاى شعرانى مراجعه شود. گفتار حضرت ختمى مرتبت هم در فضائل الاشهر- الثلاثه صدوق، ص ۱۲۷، آمده است. م.

[۲] . این تعبیر که دین در این آیه به معنى عید است در تفسیر ابو الفتوح رازى، ص ۱۷۱ ج ۵، هم آمده است. م.

[۳] . براى اطلاع بیشتر از اقوال مختلف در این باره به مجمع البیان طبرسى، ص ۱۸۱، ج ۷ و ۸ مراجعه شود. م.

[۴] . براى اطلاع بیشتر به صفحه ۶۲ و ۱۸۸ جلد ۱۲ تفسیر ابو الفتوح رازى، چاپ مرحوم آقاى شعرانى مراجعه فرمایید. م.

[۵] . براى اطلاع بیشتر به صفحه ۶۲ و ۱۸۸ جلد ۱۲ تفسیر ابو الفتوح رازى، چاپ مرحوم آقاى شعرانى مراجعه فرمایید. م.

[۶] . چند روایت نزدیک و نظیر این روایت در مبحث صراط بحار الانوار، صفحات ۶۴ تا ۷۱، جلد ۸، چاپ جدید، از امالى صدوق و مناقب ابن شهر آشوب و منابع دیگر آمده است. م.

[۷] . همین معنى براى کلمه« ورد» در تفسیر مجمع البیان طبرسى، ص ۵۳۱، ج ۵ و ۶ هم آمده است. م.

[۸] . در امالى صدوق، صفحات ۶۱ و ۶۲ و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ۳۶۲، ج ۹۰، آمده است. م.

[۹] . در نهج البلاغه فیض الاسلام، ص ۱۲۷۶، چاپ ۱۳۲۸، شمسى و ذیل شماره ۴۲۰، آمده است. م.

[۱۰] . در امالى صدوق، ص ۱۰۰، همراه با ترجمه آقاى کمره‏یى، چاپ ۱۳۵۵ شمسى، آمده است. م.

[۱۱] . در امالى صدوق، ص ۱۰۰، همراه با ترجمه آقاى کمره‏یى، چاپ ۱۳۵۵ شمسى، آمده است. م.

[۱۲] . فتال نیشابورى( رضی الله عنه) برخى آیات مربوط به زکات واجب و صدقات مستحبى را آورده است. لطفا براى اطلاع بیشتر از آیات زکات به بحث مستوفاى مرحوم علامه مجلسى قدس سره در صفحات ۱ تا ۴ جلد ۹۶ بحار الانوار، چاپ جدید، و براى آیات زکات فطر به صفحه ۱۰۳ همان جلد بحار الانوار، و براى آیات مربوط به صدقات مستحبى به صفحات ۱۱۱ تا ۱۱۴ همان جلد بحار الانوار مراجعه فرمایید. خداوند متعال به مرحوم علامه مجلسى جزاى خیر از تشیع و شیعیان عنایت فرماید و شیعیان را قدردان نعمت آن بزرگ قرار دهد. م.

[۱۳] . با ذکر سلسله اسناد در خصال صدوق، ص ۷۴، ج ۱، آمده است. م.

[۱۴] . با ذکر سلسله اسناد در معانى الاخبار صدوق، ص ۲۳۵، چاپ آقاى على اکبر غفارى، ۱۳۶۱ شمسى، آمده است. م.

[۱۵] . با ذکر سلسله اسناد و شرح شیخ صدوق( رضی الله عنه) در معانى الاخبار، ص ۳۳۵، آمده است. م.

[۱۶] . در ثواب الاعمال صدوق( رضی الله عنه)، ص ۲۸۰، چاپ استاد محترم آقاى على اکبر غفارى، ۱۳۹۱ ق. آمده است. م.

[۱۷] . در کمال الدین و تمام النعمه صدوق و به نقل آن در بحار الانوار، ص ۳۲۵، ج ۵۲، آمده است. م.

[۱۸] . ثواب الاعمال، ص ۲۸۱٫ م.

[۱۹] . این روایت در صفحه ۱۰ جلد ۴ مناقب ابن شهر آشوب، درگذشته به سال ۵۸۸ ق. که شاگرد فتال هم بوده، آمده است. م.

[۲۰] . الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه، شیخ حر عاملى، ص ۵۵٫ م.

[۲۱] . فضائل الاشهر الثلاثه، صدوق، ص ۱۱۳٫ م.

[۲۲] . امالى، صدوق، ص ۲۲۱، و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ۱۷۶، ج ۹۶، آمده است. م.

[۲۳] . با ذکر سلسله اسناد در امالى صدوق، ص ۲۷۳، همراه با ترجمه آقاى کمره‏یى آمده است. م.

[۲۴] . با ذکر سلسله اسناد در ثواب الاعمال صدوق( رضی الله عنه)، ص ۱۷۱، چاپ آقاى غفارى، آمده است. م.

[۲۵] . در صفحه ۴۵۱ جلد ۴ تفسیر برهان، از تهذیب شیخ طوسى، نقل شده است. م.

[۲۶] . با ذکر سلسله اسناد در امالى صدوق و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ۱۱۶، ج ۹۶، آمده است. م.

پیراهن‌های بهشتی

حسن و حسین علیهماالسلام دوران کودکی را می گذراندند، روزی در حالی که پیراهن کهنه در تن داشتند نزد مادر آمده و گفتند: ای مادر! فرارسیدن روز عید نزدیک است، فلان دودمان برای فرزندان خود، پیراهن های نو و فاخر فراهم کرده اند، آیا برای ما به مناسبت ایام عید، پیراهن نو و شیوا نمی دوزی؟!

حضرت زهرا علیها السلام در پاسخ فرمود:«یخاط لکما اِن شاءاللَّه»؛ به خواست خدا، پیراهن برای شما دوخته شود.

روز عید فرارسید، جبرئیل دو پیراهن بهشتی را نزد رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله آورد تا به حسن و حسین علیهماالسلام بدهد، و داستان گفتگوی حسن و حسین علیهماالسلام با مادرشان، و وعده مادر به آنها را برای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بازگو نمود، سپس گفت: خداوند هنگامی که سخن حضرت زهرا علیها السلام را شنید که به فرزندانش فرمود: «به خواست خدا برای شما پیراهن دوخته شود»، روا ندانست که سخن و وعده فاطمه علیها السلام به فرزندانش، تا روز عید، به انجام نرسد و خلاف درآید.[1]

[1] .   بحار الانوار، ج 43، ص 75.