عفاف

نوشته‌ها

چهل حدیث گهربار از ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در مورد حجاب و عفاف

 اشاره

در موضوعات مختلف از سوی پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) و اهل بیت آن حضرت احادیث متعددی نقل شده است. حفظ و نقل احادیث معصومین(علیهم‌السلام) باعث رشد فقاهت در جامعه می شود از این‌رو پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: من حفظ علی امتی اربعین حدیثا ینتفعون بها بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما؛ هر کس از امتم، چهل حدیث را که مردم از آن فایده برند، حفظ کند خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم برانگیزاند. در مقاله هم چهل حدیث در موضوع عفت نقل شده است.

 

  1. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله): کسی که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند ، خداوند به او ایمانی عطا می کند که شیرینی آن را در قلبش می یابد .

(الحکم الزاهره ، ج ۱ ، ص ۳۰۱)

  1. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله): زنی که برای حفظ غیرت ، استقامت ورزید و برای خدا وظیفه خود را به خوبی انجام داد ، خداوند پاداش شهید را به او خواهد داد .

 (نوادر راوندی ، ص ۳۷ ؛ بحار ، جلد ۱۰۳ ، ص ۲۵۰)

  1. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله): آن هنگام که پوشش ، سر زنی باشد ، ارزش آن از دنیا و آنچه در آن است بیشتر است. (نورالشافی فی الفقه الشافعی)
  2. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله): هرکه عاشق شد و عفت پیشه کرد و در همین حال از دنیا رفت ، اجر شهید را دارد .

 (کنزالعمال ، ح ۷۰۰۰)

  1. دعای پیامبر نور و رحمت (صلی‌الله علیه و آله): پروردگارا !زنانی که خود را پوشیده نگه می دارند ، مشمول رحمت و غفران خود بگردان .

 (مستدرک الوسایل ، ج ۳ ، ص ۲۴۴)

  1. امام علی (علیه‌السلام): پاداش رزمنده شهید در راه خداوند بالاتر از پاداش انسان پاکدامنی نیست که توان انجام گناه (را دارد ولی خود را) آلوده نمی سازد . انسان پاکدامن نزدیک است که فرشته ای از فرشتگان الهی گردد .

(نهج البلاغه ، حکمت ۴۷۴)

  1. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):زنان خود را با پوشش اندام  و جسم ، از دیدار نامحرمان باز دارید که زنان هرچه پوشیده تر باشند سعادتمند تر هستند

 (سفینه البحار ، ج ۲ ، ص ۲۹۸)

  1. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و سلم: برای زن سزاوار نیست که هنگام بیرون رفتن از خانه اش لباسش را جمع و فشرده کند.

  (محمد محمدی اشتهاردی ، پوشش زن در اسلام ، ص ۱۹)

  1. امام صادق (علیه‌السلام): برای زن مسلمان جایز نیست که روسری (مقنعه)و پیراهنی برتن کند که بدنش را نپوشاند .

 (وسایل الشیعه ، جلد ۳۰ ، ص ۵۱۸۱)

  1. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: در مورد زینتهایی که جایز است زن در مقابل نامحرم ظاهر کند صورت و کف دو دست است .

 (بحار ،ج ۱۰۴ ،ص۳۳ / قرب الاسناد ، ص ۴۰)

  1. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسبت به خود خشمگین کرده است. و همچنین زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیرشوهر نمی گذارد و در غیاب شوهر خود را خوشبو نمی کند که اگر چنین کند دینش را تباه و خدا را به خشم آورده است.

-برای زن جایز نیست مچ پا را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.

 (مستدرک حاکم ، ج ۲ ،ص۵۴۹)

  1. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.

(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵)

۱۳٫امام صادق  (علیه‌السلام)  فرمودند: هیچ غنیمتی مانند غنیمتی که آدمی از راه کنترل چشم به دست می آورد نیست، زیرا دیدگان از نگاه به نا محرم فرو بسته نمیشود جز آنکه در قلب او عظمت و جلال الهی مشاهده می شود.

(مصباح الشریعه، ص ۹)

  1. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: همه چشمها در قیامت گریانند، جز سه چشم: چشمی که در دنیا از خوف خدا بگرید و چشمی که از نگاه حرام خودداری کند و چشمی که به خاطر نگهبانی در راه خدا بیدار بماند.

(نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۸۳)

  1. امام علی (علیه‌السلام): اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد ، و دلها را منحرف میسازد.

 (بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۲۹۱)

  1. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله): بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند ، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.

  (بهشت جوانان صفحه ۴۶۸)

  1. حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله): کسی که چشمانش را از نگاه حرام به زنی پر کند ، خداوند در روز قیامت چشمانش را با میخهای آتشین و آتش پر مینماید و تا زمانی که خداوند بین مردم حکم می نماید ، به دین حالت خواهد بود.آنگاه دستور می رسد که او را به جهنم ببرید. (در صورتیکه که توبه نکرده باشد)

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۶۱۵)

  1. حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله): هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند (عطر بزند) و سپس از خانه خارج شود ، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت ، تا وقتی که به خانه برگردد ، هرچند برگشتش به خانه طول بکشد.

 (فروع کافی جلد ۵ صفحه ۱۶۳، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۵۵۹)

  1. امام علی (علیه‌السلام): پیوسته امت مسلمان به راه خیر قدم می نهند ، تا زمانی که از فرهنگ و آداب و رسوم (مانند پوشیدن لباس و غذا خوردن و …) از کافران تقلید نکنند.و اگر در آداب از بیگانگان پیروی کردند خداوند قادر آنان را ذلیل می گرداند.

(بحارالانوار جلد ۷۹ (۷۶) صفحه ۳۰۳ باب التجمل و اظهار النعمه)

  1. امام صادق (علیه‌السلام): خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم ، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب می گردید.

(بهشت جوانان صفحه ۴۷۷ ، وسائل الشیعه جلد ۳ صفحه ۲۷۹)

  1. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: هیچ غنیمتی مانند غنیمتی که آدمی از راه کنترل چشم به دست می آورد نیست، زیرا دیدگان از نگاه به نا محرم فرو بسته نمیشود جز آنکه در قلب او عظمت و جلال الهی مشاهده می شود.

(مصباح الشریعه، ص ۹)

۲۲٫امام صادق (علیه‌السلام)  فرمودند: خانواده و اموال خود را با قرائت سوره نور حفظ کنید و زنان خود را بوسیله آن مصون و محفوظ نگه دارید زیرا کسی که دائماً روزی یکبار این سوره را قرائت کند، هیچ فردی از اهل منزل او به فحشا کشانده نخواهند شد.

(نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۸۳)

  1. امام علی (علیه‌السلام): به اصحاب خویش فرمودند: هرگاه زنی نظر شما را جلب کرد، فوراً به همسر خود رجوع کنید، زیرا آنچه که نظر شما را جلب نمود در او نیز است و آن مرد نباید به شیطان مهلت نزدیک شدن به قلب خود دهد و باید دیدگان خویش را ازتوجه به آن زن (أجنبی) فرو بندد و اگر دارای همسر نیست دو رکعت نماز گزارد و به حمد و ثنای الهی بپردازد و صلوات بر پیامبر و آل وی فرستد و سپس از خدا درخواست کند تا با رحمت و لطف خود او را از راه دستیابی به حلال، از روی آوردن به حرام بی نیاز کند.

(نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۸۳)

  1. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: (بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند).

 (بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵)

  1. امام علی (علیه‌السلام) گفته است:زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپو شاند.

(مجمع البیان، ج۷)

۲۶-امام صادق  علیه السّلام  فرمودند: (روز قیامت) زن زیبا را که به خاطر زیبایی اش در فتنه افتاده است، و فریب زیبائی اش را خورده (و به بی حجابی و بی عفتی و گناه آلوده شده)، برای حساب می آورند. پس به خدا می گوید، خدایا، تو خود مرا زیبا خلق کردی و به سبب آن در فتنه افتادم. پس حضرت مریم (سلام الله علیها) را حاضر می کنند و ندا داده می شود: آیا تو زیباتری یا مریم؟ ما او را در نهایت زیبائی آفریدیم، امّا او گناه نکربحارالانوار، ج ۱۲، ص ۲۴۱)

۲۷٫ رسول خدا  (صلّی الله علیه و آله)  فرمودند: زن در نزد نامحرمان، باید چهار لباس داشته باشد: ۱-چادر ۲-مقنعه- ۳-  پیراهن ۴- شلوار.

(تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۶۲۴)

 حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله): کسی که خود را شبیه غیر مسلمان درآورد ، از ما نیست.

(نهج الفصاحه صفحه ۵۰۹ ، بهشت جوانان صفحه ۱۶۷)

  1. حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله): کسی که با زن نامحرمی دست بدهد ، در روز قیامت در حالی می آید که دستهایش به گردنش بسته شده است . آن گاه دستور می رسد او را به جهنم ببرید.[ در صورتیکه که توبه نکرده باشد ]

 (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۶۰۷)

  1. امام علی (علیه‌السلام): من و پیامبر در یک روز ابرى و بارانى در بقیع نشسته بودیم که زنى سوار بر الاغ از آن جا گذشت و دست الاغش در گودالى فرو رفت و زن به زمین افتاد . پیامبر صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم رویش را برگرداند . حاضران عرض کردند: اى رسول خدا ! آن زن شلوار به پا دارد . پیامبر سه بار فرمود: خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاترین جامه‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مى‏آیند با شلوار حفظ کنید .

(تنبیه الخواطر: ۲ / ۷۸ ، منتخب میزان الحکمه: ۱۳۰)

  1. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در آخرین روزهای عمر پر برکتشان ضمن وصیّتی به اسماء فرمودند: من بسیار زشت و زننده می دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه ای روی بدنش تشییع می کنند. و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف می نمایند. مرا بر تختی که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده ـ بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن ـ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

(تهذیب الأحکام، ج ۱، ص ۴۲۹)

  1. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: (بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند).

(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵)

  1. حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله): کسی که با زن نامحرمی شوخی کند ، در مقابل هر کلمه ای که در دنیا به او گفته است ، هزار سال حبس میشود.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۶۰۷)

  1. رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در حالیکه به زنی که جامه های های نازک و بدن نما پوشیده بود روی خویش را ازوی برگرداند و فرمودند: همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش.

(الدرالمنثور ،ج ۵)

  1. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله): بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس بی دلیل نداشته باشند) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند ، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.  بهشت جوانان صفحه ۴۶۸
  2. امام صادق (علیه‌السلام): خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم ، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب می گردید.

  (بهشت جوانان صفحه ۴۷۷ ، وسائل الشیعه جلد ۳ صفحه ۲۷۹)

۳۷٫امام رضا (علیه‌السلام) فرمود: نگاه کردن به موهای زنان نامحرم حرام است زیرا این نگاه مرد را تهییج و تحریک نموده واین تحریک و تهییج شخص را به فساد و چیزی که حلال و پسندیده نیست می کشاند.

 (علل الشرایع ج۲ص۵۶۴)

 ۳۸. حجاب عاشورایی – دختر ۶ ساله حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) در مجلس یزید با آستین خود روی خود را گرفته بود و اشک می ریخت . یزید پرسید چرا گریه می کنی ؟ فرمود: چگونه گریه نکند کسی که پوشش و نقابی برای او نیست که صورت خود رااز تو و حضار مجلست بپوشاند .

 (ترجمه نفس المهموم ، ص۲۲۱)

  1. حضرت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و سلم): یکی از گروهی که وارد جهنم می شوند زنان بدحجابی هستند که برای فتنه و فریب مردان خود را آرایش و زینت می کنند .

(کنزالعمال ، ج ۱۶ ، ص ۳۸۳)

  1. امام صادق (علیه‌السلام): حیا و ایمان هم سنگ و هم دوش یکدیگرند هنگامی که یکی از آن برود دیگری در پی آن برود .

(کافی ، ج ۲)

فریاد دختر قهرمان

«نورجان کوجامان» یک دختر ۱۹ ساله، دانشجوى مسلمان بود و آن چنان غیرت اسلامى به سر داشت که در محیط خفقان[ آن زمانِِ] ترکیه در شهر آنکارا، با حجاب اسلامى به دانشگاه مى‌رفت و از این که حکومت غیر اسلامى ترکیه، یک حکومت لائیک (لامذهبى) بود، سخت رنج مى برد، و صریحاً از روش رئیس جمهور آن کشور «کنعان اورِن» انتقاد مى‌کرد. او را به جرم این حرکات اسلامى، بازداشت کرده و به یک سال زندان، محکوم کردند در دادگاه فرمایشى آنکارا، پس از آن که حکم دادگاه در مورد محکویت او به یک سال زندان، خوانده شد، او فریاد برآورد: «امام خمینى، رهبر دنیاى اسلام است و من، از طرفداران او مى‌باشم» .

از ویژگی‌هاى این دختر قهرمان این که در ضمن حفظ حجاب اسلامى خود، در هر فرصتى، به قرائت قرآن پرداخته و آشکارا مى‌گفت: امام خمینى را به عنوان رهبر اسلامى مى‌‍شناسم و از وى پیروى مى‌کنم.

(منبع: اقتباس از روزنامه عصر تهران؛ ۲۰خرداد۱۳۶۶ به نقل از روزنامه ملیت چاپ آنکارا؛ محمد محمدی اشتهاردی؛ داستان دوستان؛ ج۱ ص۵۳-۵۴)

حجاب و نقش آن در سلامت روان(۳)

افزایش احساس خودارزشمندی

حجاب، مانند دیگر احکام اسلام، به عنوان نشانه‌ای از یک مکتب و ایدئولوژی الهی، به زنان و دختران با حجاب، احساس ارزشمندی و افتخار می‌دهد. در واقع ایدئولوژی و جهان‌بینی الهی- یعنی داشتن ایمان به خداوند و این که آغاز و انجام جهان به دست خداست و ما انسان‌ها بندگان او هستیم و زندگی و مرگمان برای اوست- به زندگی انسان محتوا و ارزش می‌دهد و او را از احساس پوچی و در نتیجه از شکنندگی و بی‌هویتی خارج می‌کند؛ محتوا و ارزشی که برای آن زندگی می‌کند و در مقابل تمام مشکلات و سختی‌ها صبور است.

زنان وقتی با این تفکر، حجاب و پوشش را برمی‌گزینند، احساس می‌کنند با این کار به خدا نزدیکتر شده‌اند و مورد نظر و رحمت او هستند. افزون بر این که با پوشش و حجاب، نزد انسانهای مؤمن نیز محترم هستند و از جایگاه ویژه‌ای به عنوان یک مسلمان معتقد برخوردار هستند و حتی در نظر افراد غیر مسلمان نیز به وقار و پاکدامنی شناخته می‌شوند و احترام خاصی می‌یابند. به یقین چنین احساسی برای زن مسلمان و با حجاب، لذتبخش و آرامش‌دهنده است و باعث می‌شود احساس ارزشمندی و احترام کند.

در واقع یکی از حکمت‌های حجاب زن، حفظ احترام و شخصیت انسانی اوست به همین دلیل اسلام به آنان دستور داده است برای حفظ حرمت خود حجاب را مراعات کنند. به مردان نیز دستور داده از نگاه شهوت‌انگیز و حیوانی به زنان، و نیز از هر گونه لذت‌بری جنسی خارج از دایره ی ازدواج، جداً پرهیز کنند پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی می‌فرماید:

«لاحُرمَهَ لِنساء اَهلِ الذّمِه اَن ینظَرَ اِلی شُعُورِهِنَ وَ ایدیهنّ؛ یعنی احترامی برای زنان غیرمسلمان نیست تا به موها و دست‌هایشان نگاه نشود». بنابراین در فرهنگ اسلام حجاب نوعی احترام به زن و حرمت برای او است که نامحرمان به او دید حیوانی نداشته باشند، ولی این حرمت برای زن کافر نیست.

اما وقتی زن به دلیل ضعف ایمان یا بی‌اعتقادی با حجاب نیست و در نتیجه از یک منبع آرام بخش بسیار قوی به نام دین محروم است، احساس پوچی و بی‌ارزشی می‌کند؛ زیرا تکیه‌گاه محکمی برای خود و دلیلی برای زندگی نمی‌یابد. او به ناچار برای رهایی از این احساس تخریب‌گر و رسیدن به پایگاه فکری که بتواند به آن تکیه کند، تلاش می‌کند؛ ولی چون پایگاه منطقی و عقلانی قابل اعتمادی نمی‌یابد، می‌کوشد در صورت توان، با روی آوردن به علم و تحصیل و به دست آوردن مدارج علمی و امثال آن، به زندگی خود معنا بدهد. تجربه ی زندگی غربی نشان داده این راه حل، موقتی و زودگذر است اما اگر در این راه موفق نشود و نتواند برای خود پایگاهی فکری- هر چند در حد ضعیف و ناقص- دست و پا کند، به تدریج دچار احساس بی‌ارزشی و کمبود شخصیتی و خلاء عاطفی می‌شود.

این حالت در زن باعث می‌شود او به هر وسیله‌ای دست یازد تا خود را از شر این احساس شکننده نجات دهد؛ اما چون هیچ کمالی در خود نمی‌بیند تا از راه آن به زندگی خود معنا بدهد از بدن خود کمک می‌گیرد و با برهنگی و خودنمایی می‌کوشد توجه دیگران را به خود بکشاند تا مورد تحسین آنان قرار گیرد و از این راه، نیاز خود – به مورد توجه بودن- برطرف سازد.

نیاز به توجه و احترام که در سلسله مراتب نیازهای اساسی «مزلو» قرار دارد از نیازهای مهم عاطفی انسان است. هر انسانی نیازمند آن است که در نظر دیگران فردی با لیاقت و شایسته باشد و در نتیجه مورد احترام و ستایش آنان قرار گیرد.

مزلو در این باره می‌نویسد:

ارضای نیاز به عزت نفس، به احساساتی از قبیل اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، لیاقت، کفایت و مفید بودن در جهان، منتهی می‌شود اما بی‌اعتنایی به این نیازها موجب احساساتی از قبل حقارت، ضعف و درماندگی می‌شود. این احساسات یا به دلسردی و یأس خواهد انجامید و یا این که گرایش‌های روان‌نژندانه یا جبرانی را به وجود خواهد آورد.

بی‌شک افراط زن در خودآرایی و برهنگی، می‌تواند یکی از همین رفتارهای روان‌نژندانه به شمار می‌آید که جبرانی برای خلاء عاطفی و شخصیتی وی باشد. بنابراین می‌توان گفت معمولاً بی‌حجابی یا بدحجابی، در زنان و دخترانی دیده می‌شود که از درون تهی هستند و پایگاه شخصیتی محکمی ندارند. ولی کسانی که از ثبات فکری و در نتیجه از ثبات عاطفی برخوردارند، با وقارترند و پوشش مناسب‌تری دارند. حتی اگر به میزان پوشش دختران تیزهوش و خلاق آمریکایی در برابر دختران معمولی آنان نگاه کنیم تغییر محسوسی می‌بینیم. پس می‌توان گفت بی‌ججابی و برهنگی، از ضعف شخصیت، خودکم‌بینی و عدم ارضای صحیح میل به خودنمایی و نیاز به احترام و عزت نفس حکآیت دارد، در حالی که حجاب و پوشیدگی اگر همراه با نگرش و باور دینی باشد، این خلاء را جبران می‌کند.

مطلب دیگر این که گرچه یکی از عوامل بی‌بندو باری و افراط زنان در خودنمایی و تبرج، احساس خلاء و کمبود عاطفی است که در آنان به وجود آمده، ولی در اینجا می‌توان گفت عکس مطلب هم صحیح است؛ یعنی افراط در بدحجابی و نمایش زیبایی‌های جسمانی نیز می‌تواند عامل احساس حقارت، درماندگی و کمبود عاطفی در زن شود و آن را تشدید کند؛ زیرا آسیب‌های اجتماعی که از این راه متوجه زن می‌گردد، باعث می‌شود آنان دارای شخصیتی متزلزل و وابسته شوند؛ شخصیتی که به خواسته‌های مردان هرزه وابسته است. مردانی که محبت و علاقه‌شان حقیقی نیست و فقط به دنبال ارضای غرایز حیوانی خود هستند و به چیزی جز بهره‌کشی جنسی نمی‌اندیشند و حاضرند برای ارضای این غرایز، تمام شرف و شخصیت زن را قربانی کنند. ایا خفتی از این بالاتر برای زن وجود دارد که تمام ارزش و سرمایه ی خود را به طور رایگان در اختیار مردان حیوان صفتی قرار دهد که یا برای ارضای غرایز شهوانی خود اظهار دوستی می‌کنند یا برای رسیدن به پول و ثروت از زیبایی زنان بهره می‌برند؛ چنان که یکی از نویسندگان عرب می‌گوید:

زن امروزی به حدی از بیگانگی و خودباختگی رسیده که روح و جسم او در اختیار دیگران است. او اختیاری حتی بر جسمش ندارد که به میل خود به آن بپردازد بلکه باید ببیند مُد از او چه می‌خواهد و پسند مشتریان در چیست و اربابان سرمایه‌دار مُد در پاریس یا نیویورک چه چیزی را مناسب با تن او می‌دانند.

همچنین مهاتما گاندی رهبر آزادیخواه هند گوید:

‌ای زنان! اگر آرایش کردن شما تنها به منظور جلب توجه شهوت مردان است، از این کار خود جداً خودداری کنید و زیر بار چنین خفتی نروید.

با این فرض می‌توان تصور کرد که وقتی دختران و زنان بدحجاب متوجه این بی‌حرمتی‌ها می‌شوند عمیقاً دچار عذاب روحی می‌شوند و از این که چنین خیانتی به آنان شده خشمگین و ناراحت می‌گردند. خانم سیمون دویووار دانشمند و حقوقدان معروف فرانسوی می‌نویسد:

دختران جوان دوست دارند مردان خود آنها را بخواهند، نه برقراری رابطه ی جنسی با آنان را؛ لذا نگاه‌های مردان در عین این که آنها را می‌ستاید، آزار هم می‌دهد هوس مذکر به همان اندازه که تحسین است، توهین است. دختران طبیعتاً اگر احساس کنند مردان به بدن آنها نظر جنسی دارند، سعی می‌کنند خود را بپوشانند؛ شرم و حیا از همین جا معلوم می‌شود.

ویلیام جیمز روانشناس معروف آمریکایی نیز می‌نویسد:

زنان دریافتند که دست و دلبازی مایه ی طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند.

از پیامدهای دیگر روابط آزاد، کاهش سطح مشارکت اجتماعی و علمی زنان است. توجه به آرایش و سرگرم شدن زنان به روابط ناصحیح و پوشش‌های ناهنجار، آنان را نه تنها از اهداف تکاملی که خداوند برایشان آفریده باز می‌دارد بلکه باعث پایین آمدن کیفیت وظایف مادری و همسری، و همچنین کاهش سطح مشارکت‌پذیری زنان می‌شود. برای نمونه، امروزه سطح مشارکت‌پذیری زنان آمریکا که افتخار لیبرال دموکراسی غرب است، در تمام سطوح علمی، آموزشی، پژوهشی، سیاسی و اجتماعی بسیار پایین است. بالاترین میزان مشارکت آنان در عالی‌ترین سطح علمی و اجتماعی چهارده درصد و در عرصه ی سیاسی کمتر از ده درصد است. بیشترین آمار مشارکت آنها، در امور خدماتی، سرگرمی و ایجاد منبع درآمدی از راه نیازهای جنسی است.

شاید یکی از علل شیوع هیستری در بین زنان این است که می‌خواهند از راه بدن نمایی و جلب توجه جنس مخالف برای خود پایگاه شخصیتی بنا کنند و موفق نمی‌گردند. علت بالا بودن خودکشی بین زنان تحصیلکرده ی غربی هم همین است.

علم و پیشرفت‌های علمی، نتوانسته خلاء عاطفی و کمبود شخصیت آنها را پر کند و از طرفی جلوه‌های جسمانی آنها هم ارزش عرضه کردن خود را از دست داده پس چاره‌ای چز خودکشی برای آنها باقی نگذاشته است.

اوضاع غم‌انگیز زنان در غرب که به دلیل آزادی‌های بی‌حد و حصر در نمایش اعضای جنسی و شهوتی، هر روز ابعاد گسترده‌تری می‌یابد، گویای همین مطلب است. در گزارشی که یکی از نویسندگان معاصر از زندگی زنان از جوامع غربی دارد آمده است:

آزادی زنان در پوشیدن هر گونه لباس و آرایش ظاهری و هر نوع معاشرت با هر مردی و دل بستن به ظواهر دلفریب و مهیج و لذایذ کوتاه مدت این روش‌ها – که دختران بی‌تجربه و فاقد اعتقادات مذهبی را به سرعت جذب می‌کند – نه تنها نتایج ارزشمندی برای زنان نداشته بلکه برعکس، آنان را بیش از پیش حقیر نموده و احساسات آنان را جریحهدار ساخته است؛ زیرا در این روابط زنان به علت عمیق‌تر بودن احساسات عاطفی به مراتب بیشتر از مردان از قطع ارتباط و جدایی ها، که بیشتر از جانب مردان و پسران صورت می‌گیرد صدمه ی روحی می‌بینند و اغلب به گروه‌های ظاهراً مذهبی مسیحی که فقط به پول فکر می‌کنند پناه می‌برند.

بنابراین، بدحجابی و بدن نمایی زنان نه تنها به آنها احساس ارزشمندی و عزت نفس نمی‌دهد بلکه به خلا عاطفی و کمبود شخصیتی آنان می‌افزاید و اندک اندک آنها را دچار انواع و اقسام بیماری‌های روانی مثل اضطراب و افسردگی می‌کند و در نتیجه سلامت روانیشان را به مخاطره می‌اندازد.

محافظت از عواطف انسانی زن

از تفاوت‌های آشکار بین زن و مرد، تفاوت در میزان عواطف و احساسات است. خداوند متعال احساسات و عواطف زن را قوی‌تر و متنوع‌تر از مرد قرار داده است. نقش این عواطف در زندگی انسان بسیار مهم و حیاتی است به طوری که بدون آن ادامه ی زندگی ناممکن می‌شود. این نقش می‌تواند از دو جهت باشد نخست این که منبع مهم و عامل اصلی آرامش و سکون در زندگی زناشویی است، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «و من آیته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه؛ و از نشانه‌های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد».

بنابراین وجود عاطفه و احساسات در زندگی زن و مرد، عامل اصلی کشش و پیوند بین آنهاست که منبع اصلی آن را خداوند در وجود زن قرار داده است این عواطف قوی، سبب ایجاد عشق و به تعبیر قرآن، مودت می‌شود و همین عشق است که به زندگی انسان حیات و تازگی می‌بخشد. البته روشن است که این کشش و تمایل شدید زن و مرد به یکدیگر غیر از کشش غریزی و جنسی است و آن نیازی روانی و عاطفی است که آنها به یکدیگر دارند و در سایه ی آن آرامش می‌یابند.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که خداوند پس از آفرینش آدم، حوا را آفرید. آدم پس از آگاهی از آفرینش حوا از پروردگار پرسید: این کیست که قرب و نگاه به او مایه ی انس من می‌شود؟ خداوند فرمود: این بنده ی من حوا است. ایا دوست داری که با تو بوده و مایه ی انس تو شود و با تو سخن بگوید و پیرو تو باشد؟ آدم گفت: «آری پروردگارا تا زنده‌ام سپاس تو بر من لازم است آنگاه خداوند فرمود: از من او را خواستگاری کن چون صلاحیت همسری تو را از نظر تأمین شهوت نیز دارد و خداوند شهوت جنسی را به او بخشید».

از این روایت مشخص می‌شود که منشا گرایش او به زن و آرمیدن مرد در سایه ی انس به زن، مودت و رحمتی است که خداوند بین آنها قرار داده است. این مودت و انس، پیش از ظهور غرایز شهوت جنسی هم در آدم بوده زیرا جریان غریزه بعداً مطرح شد بنابراین اگر قرآن مودت و عشق بین زن و شوهر را از نشانه‌های قدرت خدا می‌داند، به دلیل اهمیت آن است و همان طور که گفتیم این مودت غیر از گرایش غریزی‌نر به ماده است که در حیوانات هم وجود دارد.

دومین نقش مهم عواطف در زن، مسئولیت مادری است که آفرینش بر عهده ی او قرار داده است. مادر شدن که از بزرگترین و عالی‌ترین افتخارات زن است تعیین‌کننده ی نقش اساسی عاطفه در وجود اوست.

قرآن از استعداد شگفت‌انگیز تولید مثل زن به «قرار مکین»،(قرارگاه مطمئن) تعبیر می‌کند این استعداد زمانی می‌تواند فعلیت یابد که روح و روان زن سرشار از عاطفه باشد؛ زیرا عواطف معجزه آسای زن است که سبب به وجود آمدن انگیزه ی مادر شدن و پرورش فرزند می‌شود و در یک کلمه، رمز بقای نسل انسانی است. در واقع زن با تربیت فرزندان، عواطف انسانی را به آنها منتقل می‌کند عواطفی که جامعه ی انسانی سخت به آن نیازمند است و تمام معصیت‌ها و مشکلات دنیای کنونی از کمبود آن چشمه می‌گیرد.

البته مهم این است که بدانیم چگونه باید از این منبع بسیار با ارزش حفاظت کرد و در رشد و گسترش آن کوشید تا خرابی و فساد در آن راه نیابد و نسل بشری متضرر نگردد؟ اسلام یکی از راه‌های آن را واجب کردن حجاب می‌داند که بهترین راه برای حفظ و بقای عواطف و احساسات با ارزش و انسانی زن محسوب می‌شود؛ عواطفی که اگر در او نابود شود نه تنها هسته ی روانی‌اش را تهدید می‌کند و او را دچار مشکلات روانی حاد می‌سازد، بلکه جامعه ی انسانی را نیز به نابودی می‌کشاند.

استاد بزرگوار حضرت آیت الله جوادی آملی در این مورد سخن جامعی دارد:

اسلام زن را در سایه ی حجاب و سایر فضائل به صحنه می‌آورد تا معلم عاطفه، رقت، درمان، لطف، صفا، وفا و مانند آن شود و دنیای کنونی، حجاب را از زن گرفته تا زن به عنوان لعبه به بازار بیاید و غریزه را تأمین کند. زن وقتی با سرمایه ی غریزه به جامعه آمد، دیگر معلم عاطفه نیست؛ فرمان شهوت می‌دهد نه دستور گذشت و لذا در غرب می‌بینید که کمتر اثری از رحم و شفقت هست و آنچه حاکم است قدرت است و کشورهای ضعیف حق حیات ندارند. مردم محروم به هیچ وجه حق زندگی ندارند. آنان که سرنشینانی به کمک سفینه‌ها به فضای دور می‌فرستند اما نزدیکترین محیط از ستم و قهر آنان می‌سوزد سرِِّش در آن است که زن منهای عاطفه دستور غریزه و شهوت می‌دهد و شهوت جز کوری و کری چیزی به همراه ندارد. اما زن به علاوه ی حجاب دستور عاطفه می‌دهد و عاطفه است که بنیان مرصوص را نگه می‌دارد؛ این بنیان مرصوص به عنوان یک کاخ سربی است؛ هرگز نمی‌شود کاخی ساخت همه‌اش از آهن و سنگ سخت باشد، بلکه یک ملات نرم نیز لازم است تا سنگ‌های سرد و سخت و آهن‌های متصلب را در آغوش خود جا بدهد. زن مظهر عواطف و احساسات است و اگر عاطفه را از جامعه گرفتید مثل آن است که این ملاتها را از لابه لای این دیوارها و آجرها و سنگها برداشته‌اید که رفتن این ملاتها همان و سقوط آن قصر همان. لذا اسلام اصرار دارد که زن با حجاب در جامعه بیاید یعنی بیاید که درس عفت و عاطفه بدهد نه این که بیاید درس شهوت و غریزه بیاموزاند. این که دیده می‌شود دنیای استکبار تلاش و کوشش می‌کند که از غریزه ی شهوت مدد بگیرد برای آن است که می‌خواهد این ملات نرم را از جا درآورد و این بنیان مرصوص را فرسوده کند. تلاش و کوشش اسلام این است که این ملات را در همان جدار به اسم حجاب حفظ کند تا این بنیان مرصوص سالم بماند و اگر دستور عاطفه می‌دهد برای آن است که در جای خود قرار گرفته است و اگر از جای خود به در آید ملعبه می‌شود، چه این که آزمون غرب کاملاً آن را نشان داده است.

بنابراین اگر زنان حجاب و پوشش نداشته باشند و در مقابل مردان حریم خود را حفظ نکنند به مرور زمان به موجودات سرد و بی‌عاطفه تبدیل می‌شوند که نه تنها از رسیدن به کمال و شکوفایی انسانی باز می‌مانند بلکه دچار مشکلات روحی و روانی جبران‌ناپذیری خواهند شد، افزون بر این که تمام جامعه را نیز به ورطه ی نابودی می‌کشانند.

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها

۱- عبدالعلی ابن جمعه الحویزی، تفیسر نورالثقلین، ج۳، ص۵۹۰

۲- عبدالله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، ص۴۲۶

۳- worthiessness.

۴-آبراهام مزلو، انکیزش و هیجان، احمد رضوانی، ص۸۲

۵- احمد صبور اردوبادی، آیین بهزیستی، ص۱۵۸

۶- Beauvoir, SD.

۷- سیمون دوبووار،، جنس دوم، حسین مهری، ص۵۶

۸- James,w.

۹- به نقل از ویل دورانت، لذات فلسفه، عباس زریاب، ص۱۲۹

۱۰- Hysteria..

۱۱- سید رضا پاک نژاد، اولین دانش گاه و آخرین پیامبر، ج۱۱، ص۱۸۷ -۱۹۳۱۲همان، ص۲۲۵

۱۳ -منوچهر دببر سیاقی، در غرب چه می‌گذرد، ص۳۱

۱۴- روم، آیه ۲۱

۱۵- ابی جعفر محمد بن عی الصدوق، علل الشرایع، ص۳۰

۱۶- مؤمنون، آیه ۱۳

۱۷- عبدالله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، ص۳۷۲

منبع: پیام زن؛ اردیبهشت ۱۳۸۹؛ شماره ۲۱۸

حجاب و نقش آن در سلامت روان(۲)

۳ارزشمند شدن زن

یکی دیگر از ثمرات حجاب برای زن، گرانبهاتر شدن او برای مرد و در نتیجه، به وجود آمدن عشق است که از لذتبخش‌ترین عواطف انسانی به شمار می‌آید. نیاز به دوست داشتن و محبوب دیگران واقع شدن که در سلسله مراتب «مزلو» قرار دارد، یکی از نیازهای مهم هر انسان است. میزان این نیاز در زنان بیش از مردان است؛ زیرا موجودیت روانی و شخصیتی زن به این است که مورد توجه و محبت دیگران، به ویژه نزدیکانش مثل پدر، مادر، شوهر و فرزندان قرار گیرد به طوری که اگر این جایگاه را نداشته باشد، امید خود را به زندگی از دست می‌دهد. به عبارت دیگر، شکست در عشق، شکست در همه چیز اوست. «زن وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه به او مایه ی حیات اوست».

به گفته ی شهید مطهری «آفرینش مرد را مظهر طلب و عشق، و زن را مظهر محبوبیّت و معشوقیّت قرار داده است. احساسات مرد نیازآمیز و احساسات زن نازخیز است. احساسات مرد، طلبانه و احساسات زن؛ مطلوبانه است». بنابراین یکی از خواسته‌های جدی زنان این است که محبوب همسرانشان قرار گیرند و شوهرانشان به آنها عشق بورزند. این مطلب از روایات نیز به دست می‌آید که ما برای نمونه، به چند روایت اشاره می‌کنیم:

قالَ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «قَولُ الرَّجُلِ لِلمَراَهِ اِنّی اُحِبُّکَ، لا یَذهَبُ مِن قَلبِها اَبَداً؛ یعنی اگر مردی به زنش بگوید: من تو را دوست دارم، هرگز از خاطرش محو نمی‌شود. این نشانه ی نیازی است که زن به مورد توجّه بودن، به ویژه از طرف شوهر دارد».

قالَ الصّادِقُ علَیه السَّلام: «مِن اَخلاقِ اَلاَنییاء صَلَّی الله عَلیهمِ حُبُّ النِّساء؛ دوستی و محبت به زنان، از خلق و خوی پیامبران(علیهم السلام) است».

قالَ الصّادِقُ علَیه السَّلام: «ما اَظنُّ رَجُلاً یَزدادُ فِی الایمانِ خَیراً، اِلّا اِزدادَ حُبّاً للِنِّساء؛ گمان نمی‌کنم ایمان مردی زیاد شود، مگر آن که(به سبب آن) دوستی و محبتش به زنان(همسر و زنان محرم) افزون گردد».

همچنین از بعضی روایات به دست می‌آید که به دختران و زنان بیش از مردان محبت کنید. در روایتی ابن عباس از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند: «مَن دَخَلَ السُّوقَ فَاشتَری تُحفَهَّ فَحَمَلَها اِلی عَیالِهِ، کانَ کَحامِلِ صَدَقَهً اِلی قَومٍ مَحاویجٍ وَلیَبدَا بِالاِناثِ قَبلَ الذُّکورِ، فَاِنَّهُ مَن فَرَّحَ انثی َفکَاَنَّماُ اَعتَقَ رَقَبَهً مِن وُلدِ اِسماعیلَ؛ هر کس وارد بازار شود و تحفه و هدیه‌ای برای خانواده ی خود بخرد، چون کسی است که صدقه‌ای برای گروهی نیازمند می‌برد و اگر بخواهد آنچه را به خانه برده بین آنان تقسیم کند، از دختران شروع کند، زیرا هر که دختر خود را خوشحال کند همانند آن است که اسیری از اولاد اسماعیل را آزاد کرده است».

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری می‌فرماید: «مَن کانَ لَهُ اُنثی فَلَن یُبِدها وَ لَن یُهِنها وَ لَم یُؤثِر وَلَدَهُ عَلَیها اَدخَلَهُ الله الجَنَّهَ؛». «هر کس دختری داشته باشد که حقوقش را پایمال نکند، او را تحقیر ننماید و پسرش را بر او مقدم ندارد، خداوند به واسطه ی این عمل او را به بهشت می‌برد». و نیز امام رضا(علیه السلام) از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند: «اِنَّ اللهَ تبارَکَ وَ تَعالی عَلَی الاِناثِ اَرَقُّ مِنهُ عَلَی الذُّکُورِ، وَ ما مِن رَجُلٍ یَدخُلُ فَرحَهً عَلی إِمرَأَهٍ بَینَهُ و بَینَها حُرمَهً اِلاّ فَرَّحَهُ اللهُ یَومَ القِیامَهِ.؛» «همانا خداوند بلند مرتبه در مورد زنان مهربان‌تر از مردان است. پس هر مردی زنی از محارم خود را شاد کند، خدا عوض این کار، او را در روز قیامت شاد گرداند». نیز فرمودند: «خَیرُکُم خَیرُکُم لِنِسائِهِ وَ بَناتِهِ؛» «بهترین شما کسی است که برای زنان و دختران خود بهتر باشد».

در باب محبت و دوستی به والدین نیز، در دین اسلام توجّه بیشتری به نیکی و احسان به مادر شده است. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «جاءَ رَجُلٌ اِلَی النَّبیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ فَقالَ: یا رَسُولَ اللهِ مَن اَبَرُّ؟ قالَ: اُمُّکَ، قالَ ثُمَّ مَن؟ قالَ: اُمُّکَ، قالَ ثُمَّ مّن؟ قالَ: اُمُّکَ، قالَ ثُمَّ مّن؟ قالَ: اَباکَ؛» «مردی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد: به چه کسی احسان و نیکی کنم؟ پیامبر خدا فرمود: به مادرت، مرد پرسید: سپس به چه کسی؟ پیامبر خدا فرمود: به مادرت، مرد پرسید: سپس به چه کسی؟ پیامبر خدا فرمود: به مادرت، مرد پرسید: سپس به چه کسی؟ پیامبر خدا فرمود: به پدرت». نیز در حدیث دیگری فرمود: «اِذا دَعاکَ اَبَواکَ، فَاَجِب اُمَّکَ؛ هنگامی که پدر و مادرت هم زمان تو را می‌خوانند، مادرت را اجابت کن. از این دو روایت به دست می‌آید که محبت به مادر، باید چند برابر محبت به پدر باشد و این از نیاز بیشتر مادر، به عنوان یک زن، به محبت و دوستی خبر می‌دهد.

بنابراین در دین اسلام، بر توجه و محبت به زن در سه مقطع زمانی تأکید شده است:

۱- زمانی که دختر است، پدر و مادر به او بیشتر محبت کنند؛

۲- بعد از ازدواج مورد محبت زیاد شوهرش باشد؛

۳- زمانی که مادر می‌شود از طرف فرزندان مورد محبت و توجه خاص قرار گیرد.

پس، از این همه تأکید اسلام به محبت و دوستی به زن می‌توان نتیجه گرفت که علت اصلی این کار، نیاز بیشتری است که زنان و دختران به توجه و محبت دیگران دارند تا بتوانند نقش مهم خود را که تزریق عشق و عاطفه به جامعه است، به خوبی ایفا کنند.

ویل دورانت نیاز اصلی زن را در زندگی زناشویی، مورد محبت و توجه مرد قرار گرفتن می‌داند و دراین باره می‌نویسد:

«می گویند زنان بیشتر به دنبال ستایشها و تحسین‌های مطلق و مبهم مرداناند و بیشتر می‌خواهند که مردان به خواست آنها توجه کنند و این امر از میل آنها به لذّت جنسی بیشتر است؛ در خیلی از موارد لذَت محبوب بودن، آنان را بیشتر خرسند می‌سازد».

به یقین اگر زنان مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گیرند یا تحقیر شوند، بیشتر در معرض ناراحتی‌ها و مشکلات روانی قرار می‌گیرند و از سلامت روانی مطلوب خود را از دست می‌دهند. آنان زمانی می‌توانند این نیاز را در خود تأمین کنند که ارزش واقعی خود را به عنوان یک انسان از دست ندهند. مسئله ی مهمی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که زن از چه راهی می‌تواند ارزش واقعی خود را حفظ کند. اسلام و دیگر ادیان الهی، بهترین عامل حفظ ارزش زن را «حجاب» می‌دانند. بی‌تردید حجاب و خودداری‌های ظریفانه ی زن، او را در نظر مرد، دوست داشتنی‌تر کرده، مرد را آماده ی فداکاری و جانفشانی برای او می‌کند. در واقع نقش مهم حجاب برای زن حفظ جایگاه معشوقیت اوست.

حریم نگه داشتن زن در میان خود و مرد، یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین‌تر و باوفاتر و عفیف‌تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده می‌شود … قرآن کریم پس از آن که توصیه می‌کند زنان خود را بپوشانند، می‌فرماید: «ذلِکَ اَدنی اَن یُعرَفنَ فَلا یُؤذَینَ؛» یعنی «این کار برای این که به عفاف شناخته شوند و معلوم شود که خود را در اختیار مردان قرار نمی‌دهند، بهتر است و در نتیجه دورباش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبک سر می‌شود.

البته طبیعی است که وقتی زن زیبایی‌های خود را در معرض نمایش قرار می‌دهد، کمکم برای مردان عادی شده و اندک اندک از ارزش آن کاسته می‌شود؛ ولی وقتی زن خود را می‌پوشاند، نه تنها ارزش او کم نمی‌شود، بلکه برای مرد رؤیایی‌تر جلوه می‌کند.

حجب برای دختر همچون وسیله ی دفاعی است که به او اجازه می‌دهد تا از میان خواستگاران خود، شایسته‌ترین آنان را برگزیند، یا خواستگار خود را ناچار سازد که پیش از دست یافتن بر وی، به تهذیب خود بپردازد. موانعی که حجب و عفّت زنان در برابر شهوت مردان ایجاد کرده، خود عاملی است که عاطفه و عشق شاعرانه را پدید آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است.

بنابراین همان طور که پوشش زن جذّابیت او را در نظر جنس مخالف بیشتر می‌کند و ارزش و بهای او را بالا می‌برد، بی‌حجابی و خودنمایی در بین انظار عمومی، از جذّابیت و ارزش زن می‌کاهد و کشش و جاذبه ی او را پایین می‌آورد و باعث محرومیت او از به دست آوردن مقام معشوقیت نزد مرد(شوهر یا نامزدش) می‌شود. البته زنی که خود را در معرض تماشای عمومی می‌گذارد و با انواع آرایش‌ها و عشوه‌های زنانه، سعی در جلب نظر مردان دارد، ممکن است چند صباحی احساس رضایت و خوشایندی از این کار داشته باشد، ولی به زودی متوجه می‌شود که قدر و منزلتی نزد انسان‌های با شخصیت و محترم ندارد و خریدارش فقط مردان پست و شهوت پرستی هستند که او را تنها برای برطرف ساختن غرایز حیوانی خود می‌خواهند و این در حالی است که بین آنان هرگز رابطه ی عاشقانه به وجود نمی‌آید. راسل، در این مورد می‌نویسد:

«تصور من بر این امر است که اگر مردی به سهولت به زنی دست بیابد، احساس آن مرد نسبت به آن زن، یک نوع احساس عاشقانه ی عمیق نمی‌تواند باشد».

بنابراین هر چه زن در روابط خود با مرد آزادتر باشد و کمتر حریم حجاب را رعایت کند، ارزش انسانی خود را از دست می‌دهد و به وسیله‌ای برای اطفای شهوت‌های مرد تبدیل می‌شود، بدون این که جایگاهی در قلب او به دست آورد و در نتیجه، با دست نیافتن به این جایگاه و ارضا نشدن نیازش به عشق و محبت، در معرض مشکلات و اختلال‌های روانی قرار می‌گیرد و اندک اندک سلامت روانی خود را از دست می‌دهد.

تعدیل کننده ی غریزه ی خود‌نمایی و تبرّج

پوشش و حجاب به دلیل این که نقش اساسی در متعادل کردن غریزه ی خود‌نمایی و تبرّج زن دارد، عامل مهمی برای جلوگیری از بخش بزرگی از پریشانی‌ها و دغدغه‌های فکری زن به شمار می‌آید؛ زیرا آزادی زن در خودآرایی و به نمایش گذاشتن جلوه‌های زنانه در بین جامعه، باعث افراط در تجمّل و توجّه به زیبایی‌های ظاهری می‌شود که این توجه افراطی، می‌تواند بروز اختلال‌های روانی را در زن در پی داشته باشد.

توضیح مطلب این که وقتی زن، بیحجاب و آراسته در بین مردان ظاهر می‌شود، طبعاً عده‌ای خوششان می‌آید و او را مورد تحسین و تکریم(ظاهری) قرار می‌دهند. به همین دلیل همواره سعی می‌کند وضع ظاهری خود را طوری قرار دهد که بیشتر مورد پسند آنها قرار گیرد. معمولاً این گونه زنان و دختران برای این که محبوب‌تر شوند، هر روز وقت زیادی را صرف آرایش و تقلید از مدهای جدید می‌کنند. این روند، می‌تواند ناراحتی‌های روانی زیادی را برای آنان ایجاد کند. نگرانی از این که ممکن است همیشه کارها به دلخواه پیش نرود، باعث بروز مشکلاتی برای آنها می‌شود. برای مثال این تصوّر که آیا با صرف این همه وقت و هزینه ی مالی توانسته‌اند نظر دیگران را به طرف خود بکشند و مورد پسند آنان شوند یا به عکس، مورد تمسخر و تحقیر آنانند، می‌تواند همواره ذهن آنها را به خود مشغول کند و ایشان را به موجوداتی نگران تبدیل سازد. دلیل بعدی که می‌تواند بر نگرانی آنها بیفزاید، این تصور است که هر لحظه رقیبی زیباتر از راه برسد و شکار آنها را برباید. نیز دلیل دیگری که باعث ناراحتی برای آنها می‌شود، این است که می‌بینند به مرور زمان از زیباییشان کاسته می‌شود و زنان جوانتر و زیباتر جای آنها را می‌گیرند و نقش آنها را در ربودن دل‌ها کمتر می‌کنند. آنها برای این که در این رقابت، ضعف خود را جبران کنند، دست به کارهای مختلفی می‌زدند؛ یعنی تنوع طلبی بیشتر در لباس، آرایش، جلوه گری و خودآرایی که البته نتیجه ی چندانی برایشان ندارد.

هنگامی که یک زن در اثر آزادی در خودآرایی و جلوه گری به چنین احساسی رسید، به زودی متوجه می‌شود که در این رقابت، دیگر توان مقابله با زنان زیبا و جوان را ندارد، با گذشت زمان و مسن شدن این احساس تلخ در او بیشتر می‌شود؛ زیرا می‌بیند همان مردانی که چندی پیش خریدار نازها و کرشمه‌های او بودند، دیگر حاضر نیستند با او رفت و آمد داشته باشند و بهای چندانی به او نمی‌دهند. این جاست که زن دچار افسردگی و اضطراب می‌شود و حتی گاه دیده شده که دست به خودکشی می‌زند.

نویسنده ی کتاب چهره ی عریان زن عرب می‌نویسد:

زیبایی، به نمایش برجستگی‌های بدن و آرایشی که اضطراب درونی و فقدان اعتماد به نفس را پنهان می‌کند، نیست؛ بلکه پیش از هر چیز مدیون قدرت تفکر، سلامت جسم و کمال نفس است. چه بسیار دخترانی که به سبب شوق دستیابی به نشانه‌های مقبول زیبایی و زنانگی، به اختلالات روانی و اضطرابات گوناگون دچار گردیده‌اند. گمان و تصور یک دختر این است که زندگی و آینده‌اش به اندازه ی بینی و یا خمیدگی مژه‌هایش بستگی دارد، تا آنجا که حتی یک میلیمتر کوتاهی طول مژه نیز می‌تواند به مسئله‌ای جدی و بحرانی واقعی در زندگی او تبدیل شود.

آنچه این مشکل را حادتر می‌کند، این است که زنان بدحجاب، خیلی زودتر از زنان دیگر زیبایی خود را از دست می‌دهند؛ زیرا در علم پزشکی اثبات شده است که برهنگی اعضای زن در محیط گرم یا سرد، سبب به هم خوردن تعادل چربی‌های زیر پوست شده، لطافت، ظرافت و صافی عضلات را به ناهمواری و مردانه شدن آنها مبدل می‌کند. افزون بر این، که وقتی زن تمام زیبایی‌های خود را در معرض تماشای عموم قرار داد، دیگر چیزی برای جلب نظر ندارد و بر اساس قانون عرضه و تقاضا، ارزش خود را از دست خواهد داد. بنابراین بد حجابی، هم از نظر جسمی و هم از جهت روانی، از زیبایی زن می‌کاهد و این خود عاملی در تشدید سرخوردگی و ناراحتی زن است. اما برعکس، رعایت حجاب سبب افزایش زیبایی زن می‌شود. امام علی(علیه السلام) در روایتی می‌فرماید: «زََکاهُ الجَمالِ اَلعِفافُ؛»؛ «عفت و حجاب، سبب افزایش و رشد زیبایی می‌شود» و نیز آن حضرت در روایت دیگری فرموده است: «صِیانَه المَرأَهِ اَنعَمُ لِحالِها ‍]وَ اَدوَمُ] لِجَمالِها؛»؛ «پوشش و حجاب برای حال زن بهتر است و سبب دوام زیبایی او می‌شود».

آز

حریص، چشم طمع دارد از کریم و لئیم

مگس، به خوان۱ شه و کاسه گدا افتد

(کلیم کاشانی)

زحمت، همیشه لازم اهل طمع بود

هرگز تهی ز دانه ندیدیم چشم دام

(مخلص کاشانی)

هم از کودک مزاجی‌ها حرص است

که در صد سالگی دندان براید

(صائب تبریزی)

هر که «صائب» نکشد در دل خود آتش حرص

گر چه در باغ بهشت است، جهنم با اوست

(صائب تبریزی)

بمال بر لب خونخوار حرص خاک قناعت

وگر نه تشنگی افزاست آب شور تمنا

صائب تبریزی)

خشم، ماری است که سر کوفته می‌باید داشت

حرص، موری است که در زیر زمین می‌باید

(صائب تبریزی)

با تهی چشمان، چه سازد نعمت روی زمین؟

سیری از خرمن نباشد، دیده ی غربال را

(صائب تبریزی)

رو نمی‌سازد ترش صاحب طمع از حرف تلخ

سگ ز حرص طمعه، سوزن همره نان می‌خورد

(صائب تبریزی)

آدمی پیر چو شد، حرص جوان می‌گردد

خواب در وقت سحرگاه، گران می‌گردد

(صائب تبریزی)

در شکارستان عالم، مدتی چون شاهباز

بسته ام چشم طمع، تا چشم باز۲ میداده‌اند

(صائب تبریزی)

به خار و خس نتوان سیر کرد آتش را

که حرص خواجه، یکی صد ز جمع مال شود

(صائب تبریزی)

گه غم یعقوب و گه، ناز زلیخا می‌کشیم

یوسف ما را که افکند آه، در زندان حرص

(بیدل دهلوی)

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها

۱- سفره.

۲- شاعر در اینجا «باز» را هم به معنای «پرنده شکاری تیز چشم و هم به معنای «باز»(در برابر بسته) گرفته است.

منبع: پیام زن؛ فروردین ۱۳۸۹؛ شماره ۲۱۷

حجاب و نقش آن در سلامت روان(۱)

بدون تردید حجاب و پوشش، تأثیرات بسیار مثبتی بر روح و روان زن دارد. عفاف و پوشیدگی برای زنان، همچون سد و حفاظی است که زن در سایه ی آن از هر ذلّت و تحقیری در امان می‌ماند. دین اسلام با واجب کردن حجاب، نمی‌خواهد زن بازیچه ی دست شهوت‌پرستان شود و ارزش او به میزانی پایین بیاید که تنها وسیله‌ای برای برطرف ساختن شهوت‌ها باشد. اسلام، خوشی‌های مشروع را برای زن می‌پسندد و البته تأمین آن را در سایه ی عفاف می‌داند. عفاف که ثمره ی حجاب و پوشش است، عامل آرامش و سکون انسان و دور ماندن او از عوامل پریشانی و در نهایت باعث رضایت وجدان است. چه بسیارند عوامل ناامنی فکری و ذهنی که عفاف، مانع بروز آنهاست. عفاف، موجب احساس امنیت و شرف آدمی است و باعث می‌شود که آدمی بتواند در طول حیاتش درست فکر کند و نیکو تصمیم بگیرد.

زن به دلیل این که عواطف و احساسات قویتری در برابر مرد دارد، از نظر روانی، نفوذپذیرتر از مرد است؛ یعنی از عوامل بیرونی بیشتر از مرد متاثّر می‌شود. این تأثّر و نفوذپذیری وقتی از یک منبع، یعنی از سوی شوهر باشد، باعث می‌شود وحدت و یگانگی روانی زن حفظ شود؛ ولی وقتی زن بدون حجاب در اجتماع مردان نامحرم حاضر می‌شود، به آسانی تحت تأثیر روانی و عاطفی آنان قرار می‌گیرد و وحدت روانی او از بین می‌رود و با از بین رفتن وحدت روانی، دچار اضطراب و آشفتگی می‌شود.

در منابع اسلامی درباره ی برخی از آثار روانی حجاب و بی‌حجابی مطالب زیادی وجود دارد. برای مثال در آیه ی ۶۰ سوره ی نور، درباره ی فلسفه ی حجاب می‌فرماید: «وَ اَن یستَعفِفنَ خَیرٌ لَهُنَّ» و اگر (زنان) خود را بپوشانند برای آنها (خیر) بهتر است. کلمه ی «خیر» که به معنای سود و نفع است، به دلیل اطلاقش، هم نفع مادی و هم نفع معنوی را در برمی گیرد. در آیه ی ۵۳ سوره ی احزاب، سود و نفع حجاب مشخص‌تر بیان شده است؛ آن-جا که می‌فرماید: «ذلِکُم اَطهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ» این کار (حفظ حریم بین زن و مرد) برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است. همچنین در آیه ی ۳۰ نور درباره ی تأثیر حفظ عفّت مرد به واسطه ی نگاه آلوده نکردن به زن، می‌فرماید: «وَ یحفَظُوا فُرُوجَهُم ذالِکَ اَزکی لَهُم» و عفاف خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه‌تر است..

قرآن کریم، نتیجه ی نهایی عفت را با تعابیری چون «خَیرٌ لَهُنَّ»، «اَطهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ» و «اَزکی لَهُم» بیان می‌کند که مقدمه‌ای برای عفیف ماندن و آلوده نشدن به فحشا و در نتیجه، راهی برای رسیدن به سلامت قلبی یا قلب سلیم است که در آیه ی ۸۹ سوره ی شعرا به آن اشاره کرده است؛ زیرا صاحب قلب سلیم کسی است که از آلودگی‌های معنوی و اخلاقی پاک باشد و این زمانی است که او تعادل فکری و روانی کافی داشته باشد. در روانشناسی، از این ویژگی‌ها به سلامت روانی تعبیر می‌شود. البته ملاک‌های قلب سلیم از نظر اسلام بسیار ژرفتر و ریشه ی آن ایمان و باور قلبی به خدا و آخرت است. و به عبارت دیگر، سلامت روانی مدنظر اسلام، مفهوم وسیع‌تری دارد، به طوری که رسیدن به آنچه روانشناسان می‌گویند بخشی از آن است، ولی به هر حال می‌توان ادعا کرد از نظر قرآن، رعآیت حجاب و داشتن عفت، راهی به سوی سلامت روانی به شمار می‌آید.

در روایت نیز به تأثیر روانی حجاب بر زن اشاره شده است. امام علی(علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن(علیه السلام) می‌فرماید: «وَ اکفُف عَلَیهِنَّ مِن اَبصارِهِنَّ بِحِجابِکَ آیهنَّ، فَاِنَّ شِدَّهَ الحِجاب اَبقی عَلَیهِنَّ؛ (زنان را) در پردهی حجاب نگاه دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زیرا سخت‌گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است».

همچنین آن حضرت در حدیث دیگری می‌فرماید: «صِیانَهُ المَراَه اَنعَمُ لِحالِها و {اَدوَمُ} لِجَمالِها؛ پوشش و حجاب برای حال زن بهتر است و سبب دوام زیبایی او می‌شود. منظور از حال زن در این حدیث، می‌تواند وضعیت روانی باشد که رعآیت حجاب سبب تعادل بیشتر آن می‌شود. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می‌فرماید: «خَیرٌ نِسائِکُم اَلعَفیفَهُ؛ بهترین زنان شما زنان پاک دامن و عفیفاند». این روآیت نیز همان چیزی را می‌گوید که در آیه ی ۶۰ سوره ی نور گذشت؛ یعنی منظور از کلمه ی خیر، به طور مطلق مفهومی است که شامل خیر جسمی، روانی، مادی و معنوی می‌شود.

اکنون پس از بیان این مقدمه، به بعضی از آثاری که حجاب در سلامت و آرامش روانی زنان دارد مانند: امنیت، رشد روانی و عاطفی، ارزشمند شدن زن، تعدیل‌کننده غریزه ی خودنمایی و تبّرج، افزایش احساس خود ارزشمندی، محافظت از عواطف انسانی زن، پایبندی به اصول اخلاق انسانی و حفظ استواری خانواده اشاره می‌کنیم:

امنیت

امنیت، یکی از طبیعی‌ترین و ضروری‌ترین نیازهای بشری است. به نظر مزلو (۱۹۷۰- ۱۹۰۸)، پدر معنوی جنبش انسانگرایی در روانشناسی، نیاز به امنیت از نیازهای زیربنایی برای رشد و شکوفایی شخصیت انسان است که در صورت ارضا نشدن، رشد شخصیت مختل می‌شود.

مزلو معتقد بود نیاز به ایمنی در نوزادان و بزرگسالان روان رنجور، بیشترین اهمیت را داراست. بزرگسالان بههنجار و سالم عموماً این نیاز را به خوبی برآورده کرده‌اند. ارضای این نیاز، مستلزم امنیت، ثبات، حمایت، ساختار، نظم و رهایی از ترس و اضطراب است. در نوزادان و کودکان خردسال، نیازهای ایمنی با روشنی بیشتری دیده می‌شود؛ به همین دلیل نوزادان واضح‌تر و فوری‌تر به تهدید و ترس واکنش نشان می‌دهند تا بزرگسالانی که آموخته‌اند واکنشهای ترس خود را تا حدودی بازداری کنند.

بنابراین، اگر انسانها در زندگی روزمره خود و در کوچه و خیابان و محل کار و تحصیل و حتی داخل منزل احساس امنیت نکنند و همواره در ترس و دلهره باشند، به تدریج دچار اضطراب می‌شوند. در این میان، زنان به دلیل ویژگی‌های شخصیتی و موقعیت اجتماعی، آسیب‌پذیری بیشتری دارند و طبعاً نیاز به امنیت در آنها بیشتر احساس می‌شود؛ زیرا در بین جوامع بشری، همیشه مردانی که به دلیل نداشتن تربیت صحیح انسانی، به دنبال فرصتی هستند تا زنان را مورد سوء استفاده‌های جنسی قرار دهند، یا دست کم مردانی که زمینه‌های انحرافی در آنها دیده می‌شود و به تعبیر قرآن «فِی قَلبِهِ مَرَضٌ؛ یعنی بیمار دل هستند» وجود دارند که با دیدن کوچکترین صحنه برانگیزاننده جنسی، عنان اختیار از کف داده و به زنان بی‌حرمتی روا می‌دارند.

در این شرایط، زنانی که در انظار عمومی بدن خود را به نمایش می‌گذارند و باعث تحریک مردان می‌شوند، ناگزیر باید منتظر آزار و اذیت این افراد لاابالی و فرصت‌طلب نیز باشند. این آزارها که گاهی به آدم ربایی و قتل می‌انجامد، به شدت زندگی زنان بدحجاب و نیز آرامش و سلامت روانی آنها را به خطر می‌اندازد.

به ناامنی و خطری که زنان بدحجاب را تهدید می‌کند، در بعضی از آیت حجاب نیز توجه شده است:

آیه ۵۹ سوره ی احزاب: قرآن در این آیه، بعد از این که به همهی زنان دستور می‌دهد، بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند، می‌فرماید: «ذالِکَ اَدنی اَن یعرَفنَ فَلا یوِذَینَ؛ این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است».

در تفسیر علی بن ابراهیم قمی چنین آمده است: زنان مسلمان به مسجد می‌رفتند و نماز جماعت را با پیامبر می‌خواندند. هنگامی که ایشان برای خواندن نماز صبح یا مغرب و عشا از خانه بیرون می‌رفتند، جوانها بر سر راهشان می‌نشستند و به آزار آنان می‌پرداختند. در این زمان آیه ی ۵۹ سوره ی احزاب نازل گردید و بر پوشش زنان به عنوان حفاظ در مقابل آزار و اذیت دیگران تأکید ورزید.

بنابراین پوشش و حجاب باعث می‌شود همه، به ویژه افراد بیمار دل و کسانی که اسیر هوای نفس‌اند، بفهمند که این زنان، پاک و باوقارند، پس مزاحم آنان نشوند و امنیت ایشان را به خطر نیندازند. این مطلب در تفسیر المیزان نیز آمده است و با مبحث روانشناسان در مورد کنترل محرک و دادن سرنخ برای رفتار با دیگران کاملاً هماهنگی دارد. بنابراین در اصطلاح روانشناسان رفتارگرا، حجاب، محرک افتراقی برای تقویت تمایلات درونی زنان می‌شود، که حکایت از عفاف و صلاح و سداد است.

تفسیر دیگری نیز می‌توان برای آیه، احتمال داد که بر عکس تفسیر بالاست و آن این که بگوییم از نظر آیه، ثمره ی حجاب شناخته شدن جایگاه واقعی زن به عنوانی انسانی با ویژگی‌های خاص خود است که این شناخته شدن، به برکت حجاب پدیدار می‌شود. اما بی‌حجابی و برهنگی به زن جنبه ی جنسی می‌دهد و انسان بودن او را به فراموشی می‌سپارد. پس حجاب به عکس آنچه می‌گویند، بیشتر زن را می‌شناساند، ولی بی‌حجابی باعث می‌شود زن انسان بودن خود را گم کند. زن اگر شناخته نشود، به اذیت می‌افتد و رنج می‌بیند؛ رنج جسمی و روانی.

به هر حال حجاب و پوشیدگی، گرچه برای زن تا حدی محدودیت می‌آورد، ولی به او در برابر بسیاری از خطرها، مصونیت می‌بخشد و امنیت جانی و روانی او را تأمین می‌کند. بهترین شاهد این مدعا، وضعیت اسفبار زنان بی‌حجاب جوامع غربی است. از یک طرف فرهنگ غربی تا جایی پیش رفته که کلمه شرم و حیا را به عنوان کلمات قبیحی در دایره ی واژگان زنان و دختران می‌داند و می‌کوشد این ویژگی فطری را از آنان بزداید، و از طرف دیگر این واقعیت تلخ را متوجه ما می‌کند که برهنگی، وجود روابط آزاد و عدم رعایت حریم بین زن و مرد، چه مشکلات بزرگی بر سرشان آورده و چگونه امنیت و آسایش آنها را مختل کرده است.

یکی از نویسندگان معاصر از وضعیت امنیت زنان جامعه ی انگلیسی می‌نویسد:

داشتن روابط آزاد و بی‌حجابی، توأم با آرایش‌های هوس انگیز زنان در غرب، میل جنسی مردان را چنان برانگیخته است که اکثر نسل جوان حاضر، به بیماری‌های جنون جنسی مبتلا شده است. در انگلستان، رسانه‌ها هر روز اخبار وحشتناک حمله‌های وحشیانه ی این افراد به زنان را منتشر می‌کند. آمارها حاکی از آن است که زنان این کشورها به خاطر توصیه ی رادیو و تلویزیون برای حفظ جان خود، از وسائل دفاعی از قبیل اسپری‌های بیهوش کننده و سلاحهای سرد و غیره استفاده می‌کنند. این در حالی است که معمولاً در حملهی وحشیانهی مردان به آنها، این سلاحها علیه خودشان به کار گرفته می‌شود. حتی مجازات‌های شدید برای جنآیتکاران حملات جنسی باعث شده تا جانیان، قربانی خود را که تنها شاهد جنآیت است، به قتل برسانند. یکی دیگر از آمارهای تکان دهنده در انگلستان، حاکی از آن است که آزادی و بی‌بندوباری در روابط جنسی، سبب سوءاستفاده‌های جنسی از کودکان شده است که حتی در بعضی موارد، منجر به قتل آنان می‌شود. این آمار به حدی بالاست که دولت برای جلوگیری از آن، خط تلفن ویژه‌ای به نام «خط ارتباطی کودکان» دایر کرده است و از کودکان خواسته که هر زمان به کمک احتیاج داشتند، از این شماره استفاده کنند. طبق این گزارش، در هر ۲۴ ساعت، ۹۰۰۰ تلفن از کودکان به این خط می‌شود که بسیاری از آنها حاکی از تجاوز جنسی به آنان است که گاهی از طرف اعضای خانواده صورت میگیرد. البته اکثر این قربانیان خردسال، دختربچه‌هایی هستند که بر اثر این حملات وحشیانه، دچار آسیب‌های روانی شدیدی می‌شوند که معمولاً تا پایان عمر اثرات منفی آن باقی می‌ماند.

در یک گزارش از وضع امنیتی زنان آمریکا آمده است:

در آمریکا در زمستان که مردم مجبورند به جهت سردی هوا خود را پوشانده و پوشش بیشتری داشته باشند، تجاوز به عنف کمتر می‌شود؛ ولی در تابستان تجاوز به عنف نسبت به زنان و حتی پیرزنان افزایش پیدا می‌کند و حتی راهبه‌ها هم مصون نمی‌مانند.

بنابراین، یکی از ثمرات مهم حجاب، ایجاد امنیت برای زنان است که در صورت نبود آن، زنان آرامش خود را از دست می‌دهند و دچار ترس و اضطراب روانی می‌شوند.

رشد روانی- اجتماعی

یکی از نتایج مهم حجاب و پوشیدگی که در سلامت روانی زن تأثیر مستقیم دارد، بلوغ و تکامل روانی و شخصیتی زن است. یکی از روانشناسان بین نتایج حجاب و عوامل بلوغ روانی در زن مقایسه‌ای انجام داده و به نتایج جالبی رسیده است. او در کتاب خود می‌نویسد که بیشتر روانشناسان مانند فروید، اریک فروم، پیاژه، کولبرگ، اریکسون و غیره مراحل و ادوار تکامل روانی انسان را به پنج دوره تقسیم کرده‌اند این مراحل عبارتاند از:

۱- مرحله ی گیرندگی غیر فعّال؛ ۲- مرحله ی گیرندگی فعّال یا رشد احساس‌های بچه‌گانه؛ ۳- مرحله رشد عضلانی؛ ۴-مرحله ی تحرّک و آغاز تشخیص هویت یا دوران نهان تناسلی؛ ۵- مرحله ی کمال هویت زنان یا مردان.

نویسنده در ادامه، به توضیحاتی در مورد ویژگی‌های این مراحل می‌پردازد؛ ولی از آن جا که فقط مرحله ی چهارم و پنجم مربوط به بحث حجاب می‌شود، ما نیز به توضیح این دو مرحله بسنده می‌کنیم.

مرحله ی چهارم، مرحله ی تحرک یا دوران نهان تناسلی نام دارد که مهمترین مرحله در بازشناسی اثر حجاب است. در سه مرحله ی قبل، بین پسر و دختر تمایز چندانی وجود ندارد؛ ولی با شروع این مرحله، جدایی دو جنس در حالتهای روانی و بروز شخصیت آغاز می‌شود. در این مرحله تفاوت پسران با دختران، در نحوه ی سلوک اجتماعی یا برخورد با اشیای بیرونی و محیط پیرامون خویش است. پسران معمولاً حالت تهاجمی، ستیزه جویی و نیز تمایل آشکار برای تسلط بر دیگران از خود نشان می‌دهند و در نتیجه به افرادی خود رای، کله شق و دارای خویی آمرانه و تقلید از بزرگسالان تبدیل می‌شوند؛ اما به عکس دختران حالت جذب و انقیاد و قدرت جلب توجه آشکار می‌شود و در نتیجه، علاقه به پوشیدن لباسهای زیبا، آرایش کردن، با عشوه سخن گفتن، با ناز قدم برداشتن و بروز حالتهای مادرانه در آنان طبیعی است.

مرحله ی پنجم، مرحله ی تکامل بلوغ و تعیین هویت انسانی است. در این مرحله، پسران و دختران ویژگی‌های بلوغ و هویت انسانی خود را ظاهر می‌سازند. مردان، صفت‌هایی مانند آرامش، پذیرش و صبر را به ویژگی‌های پیشین خود اضافه می‌کنند و به جای تسلط بر همه چیز و از جمله همه ی زنان، میل به تسلط بر زندگی و خانواده ی خود را دارند. زنان نیز به جای تمایل به جذب همه ی مردان و صرف تمام وقت و نیروی حیاتی در این راه، تنها به یک مرد (نامزد، شوهر) توجه کرده و بقیه توانایی‌های جسمی و روحی خود را صرف سازندگی می‌کنند.

نویسنده، در مورد نتایج اختلال در مرحله چهارم می‌گوید: در مرحله ی چهارم، ممکن است دو نوع اختلال به وجود آید. نخست، عوض شدن نقش پسر و دختر که خطر همجنس‌خواهی از همین جا به وجود می‌آید، و دوم، تثبیت در این مرحله و متوقف شدن رشد شخصیت است که باعث می‌شود پسران همیشه تشنه ی قدرت و خواهان تسلط بر دیگران بوده و دختران به موجوداتی کاملاً گیرنده تبدیل شده، همیشه اسیر توجهی دیگران باشند. اینان همواره مجبورند پذیرش خود را به خویشتن و دیگران اثبات کنند؛ از این روی چنین زنانی از سازندگی و به ویژه استقلال شخصیت باز می‌مانند.

متأسفانه امروز در بیشتر جوامع بشری، این توقف شخصیت به عناوین مختلف تشویق و تبلیغ می‌شود. عرضه کردن زنان بی‌بند و بار و عشوه فروش بر پرده ی سینما یا تلویزیون و امثال آن و الگو کردن آنان، یا نمایش شخصیت‌های کاذبی که به سرعت آدم می‌کشند و بر تصاحب زنان بسیار و نداشتن همسر و ویرانگری می‌بالند، از بدترین نمونه‌هایی هستند که دختران و پسران را از رشد و رسیدن به مرحله ی بلوغ روانی باز می‌دارد.

نویسنده در ادامه، به بیان بعضی از نتایج فردی و اجتماعی فرهنگ ابتذال می‌پردازد و می‌گوید: زنان و مردانی که از چنین فرهنگی تأثیر می‌پذیرند، همیشه از زوال قدرتِ جلب و نفوذ، نگران و ناراضی اند، به شدت از روزگار پیری می‌هراسند و عطش رنج آور آنها برای پیروزی خاموش شدنی نیست. چنین زنان و مردانی، به طور طبیعی طعم محبت واقعی را نچشیده‌اند و مجالی برای مهرورزی، عشق و قبول مسئولیت ندارند. شاید به همین دلیل است که اکنون بیش از ۶۳ درصد خانواده‌های آمریکایی تک والدی هستند؛ زیرا لازمه ی زندگی مشترک گذشت، قبول مسؤولیت، مهرورزی و محبت انسانی است و چنین ویژگی‌هایی با ایده آل‌ها و نمونه‌های عرض شده در آن جامعه که هنری جز نفوذ بر دیگران و جلب توجه آنها ندارند، در تعارض است. زندگی خانوادگی، نه مکانی است برای تصاحب همه ی زنان، و نه مجالی برای جلب توجه همه ی مردان.

در مقابل، زنانی که به مرحله ی تکامل و بلوغ روانی رسیده‌اند، زنانی سازنده، دانشمند، ایثارگر و خدمتگزارند و در تمام جوامع از این سبک‌سری‌ها به دور بوده، در زندگی و سلوک اجتماعی به مراتب از دیگر زنان، ساده‌تر زیسته و شخصیت بالغ آنها اسیر جلب کردن دیگران نیست. آنها لباس‌های جلف نمی‌پوشند، کمتر از دیگران در انظار آرایش می‌کنند و عموماً در زندگی خانوادگی موفقند.

بنابراین، فاصله گرفتن جامعه از فرهنگ حجاب و رعایت نکردن حریم بین زن و مرد، عامل بسیاری از مشکلات روانی و اجتماعی برای افراد، به ویژه زنان است؛ چنان که نویسنده در ادامه می‌گوید: «هر چه زنان و دختران در استفاده از وسائل آرایش و زیبایی بیشتر افراط کنند، عطش آنها در خودنمایی و جلب توجه دیگران بیشتر می‌شود، و وابستگی و بی‌ارادگیشان شدیدتر می‌گردد. روشن است که این روند به خودی خود نفاق، کرنش، قبول اسارت، سبک‌سری، از خود بیگانگی، بی‌تفاوتی به دیگر مسائل انسانی، سطحی بودن در اندیشه و عمل، احساس دلتنگی و بالاخره در روزگار میانسالی و پیری، اندوه و رنج پایان‌پذیری را به ارمغان خواهد آورد و با سپید شدن هر تار مو و آشکار شدن هر خطی بر چهره، گویی ذخیره ی حیاتی این گونه زنان پایان می‌پذیرد؛ زیرا از تنها وسیله ی دلگرمی و امید برای زندگی، چیزی باقی نمانده است».

این نویسنده سپس به تأثیر رعایت حجاب در رشد و تکامل شخصیت زن پرداخته و می‌گوید: «در برابر این توصیه ها، ادیان توحیدی نیز شیوهای توصیه کرده اند. یکی از مؤثرترین روشها برای رشد شخصیت زن و آزادی از قید وابستگی به جلب توجه و خودنمایی، پوشیدگی و مستوری است. پوشیدگی برای دختران از زمره نیازهای اساسی برای رشد و بلوغ روانی در این مرحله است که باید در دوران نوجوانی تأمین شود. دختران با مستور نگه داشتن خویش به غیر از محدوده ی خانواده، در حقیقت اختصاصی بودن جلب توجه دیگران را می‌آموزند تا بعدها نیز از این گیرندگی و جذابیت در محدوده ی خانواده به طور سازنده استفاده کنند و این نهاد مقدس را تحکیم بخشند. این تمرین (حجاب) در حقیقت تعدیلی است در برابر خواست طبیعی، اما خام مرحله ی چهارم رشد که اقتضای آن جذب و گیرندگی بود. پوشیدگی دختران همانند رفتن به مدرسه در یک صبح سرد و زمستانی است که طبیعتاً با قبول رنج و تحمل فشار همراه است، اما برای هرز نرفتن نیروهای تعالی بخش و سازنده ی نوجوانان دختر و بعدها زنان، ضروری است؛ چنان که آیت حجاب نیز بدان اشاره کرده است».

نویسنده در پایان، زنان و دختران را متوجه ارزش‌های واقعی خود کرده و می‌گوید: «مواهب خداوند به زنان تنها زیبایی ظاهری نیست که با پایان یافتن آن، زن به پایان نقش خود در حیات اجتماعی نزدیک شود؛ ارزش زنان به کسب کمالات و فضیلت‌های اخلاقی و انسانی و جلب رضای خداوند متعال است، نه اصرار بیهوده بر جلب توجه دیگران؛ متأسفانه بزرگترین بازنده ی این بازی، زنان خواهند بود».

ادامه دارد…

منبع: پیام زن؛ بهمن ۱۳۸۸؛ شماره ۲۱۵

در جستجوی نقش اجتماعی و پایگاه زن مسلمان

اشاره

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران، روش اداره کشور و مبنای مشروعیت قدرت سیاسی تغییر کرد. این تغییر ناشی از جهان‌بینی توحیدی و گستره تئوریک اسلام، یعنی حاصل نگرش خاص نسبت به مفاهیم و پدیده‌های اجتماعی بود که نفوذ قدرت خداوند را در حیات اجتماعی علاوه بر حیات فردی مطرح نمود. الگوی اجتماعی نقش و پایگاه زن در جامعه اسلامی از جمله مسائل اجتماعی است که بر اساس این مبنا قابل بررسی است. مقاله حاضر که تلخیصی از کتاب “الگوی اجتماعی، نقش و یا نگاه زن مسلمان در جامعه اسلامی بر اساس دیدگاه حضرت امام خمینی(ره)” است، در این چارچوب نگارش یافته است.

مقدمه

در تاریخ معاصر در جهان غرب، همراه با رشد و پیشرفت علوم تجربی، دانش فنی و تکنولوژی، نظام فرهنگی و اجتماعی نیز دستخوش تغییراتی وسیع شد. این موضوع در تفکرات و فعالیت‌های علمی، فرهنگی رنسانس ریشه داشت و به عبارت دیگر، در اروپا پس از قرون وسطی، فرهنگی به وجود آمد که زمینه انقلاب صنعتی، رشد سرمایه‌داری و پیدایش پدیده‌های مختلف اجتماعی بر مبنای این فرهنگ را پدید آورد. این فرهنگ که دارای بار سنت “یهودی، مسیحی” بود به لحاظ مشکلات جوامع اروپایی با کلیسا پیدایش تضاد میان مقامات روحانی کلیسا با دانشمندان و پژوهشگران و نیز به دلیل پیدایش افکار مادیگرانه و گسترش آنها در این دوران، از داخل جریان سکولاریزاسیون(غیر دینی شدن) عبور نمود و بدین ترتیب، فکر و عمل دینی اهمیت اجتماعی خود را از دست داد.

به دلایلی چون رواج و اشاعه ایده‌ها و افکار خصوصا با رشد و گسترش وسایل ارتباط جمعی و همچنین گسترش پدیده استعمار در اشکال نظامی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی… فرهنگ مذکور در نقاط مختلف دنیا و از آن جمله در کشورهای اسلامی رسوخ نمود و تمام جوامع را – البته با شدت و ضعف‌هایی – تحت تاثیر قرار داد.

در این اوج، در کشورهای مسلمان پدیده ترقی‌خواهی به وجود آمد، این فکر، اروپا را نمونه پیشرفت و الگوی کشورهای مسلمان معرفی نمود، به طوری که سید حسن تقی‌زاده، مشروطه‌خواه ایرانی در روزنامه کاوه در سال ۱۹۱۷ نوشت: تنها راه نجات مردم ایران، اقتباس راه و روش اروپائیان و تقلید از زندگی آنهاست. از طرفی اکثر قریب به اتفاق حکومت‌های جوامع اسلامی از اواخر قرون نوزدهم و اوایل قرن بیستم خصوصا پس از جنگ دوم جهانی(مانند آتاتورک در ترکیه و رژیم پهلوی در ایران) با کمک جوامع سرمایه‌داری غرب، اقدام به مدرنیزه کردن کشورهای خود بر اساس پذیرش ارزش‌های غربی به جای ارزش‌های اسلامی و جدا نمودن دین از زیست اجتماعی نمودند. این جریان بر نظام رفتاری و ارزش‌های جوامع اسلامی تاثیر بسیار گذاشت. حیات فردی و اجتماعی زنان و نظام خانواده، از جمله این تاثیرپذیرفتگان است. “کتاب‌هایی در حوزه مطالعات مربوط به زنان مسلمان بر اساس تئوری مدرنیزاسیون یا نقطه نظرات مارکسیستی نوشته شد… بسیاری از این مطالعات، الگوی وظایف ایده‌آل زنانه در غرب را به عنوان معیار برای مطالعه زنان مسلمان به کار بردند، و با وضعیت بد آنها همدردی کردند و مدرنیزه شدن و غربی شدن زندگی آنها را، راه رهایی آنها از مشکلات معرفی نمودند”(۱) به این ترتیب از این دوران، آنچه از طرف نویسندگان و گویندگان خارجی حتی داخلی(در مواردی) به عنوان معیار و معرف پایگاه و نقش زن مطرح می‌شد، عمدتا همان معرف‌ها و معیارهای جوامع غربی و عدم توجه به الگوی فرهنگی و زمینه اجتماعی، تاریخی کشورهای اسلامی بود.

در ایران به عنوان کشوری اسلامی چنین روندی از نظر فکری و نیز در عمل توسط رژیم پهلوی دنبال می‌شد. تا این که انقلاب اسلامی به منزله واقعه‌ای بیمانند و غیر منتظره برای دو جهان غرب و شرق به وقوع پیوست. جامعه‌ای مذهبی که تمام اقشار و به ویژه توده مردم آن بر اساس جهان‌بینی توحیدی و ایدئولوژی اسلامی به پا خاستند.

جهان از نقش فعال و پیشرو زنان مسلمان در این انقلاب دچار شگفتی شد. انقلاب اسلامی زنان را به عنوان بخشی برجسته و تعیین‌کننده در کنار مردان ملاحظه کرد. این زنان، نیرو و استحکامشان را از گستره تئوریک اسلام الهام گرفتند. اسلام دینی که خصوصی‌ترین بخش زندگی آنان تا مشارکت سیاسی – اجتماعی و نقش‌های دیگرشان را برنامه‌ریزی و هدایت می‌کند.

پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، منشاء مشروعیت قدرت سیاسی تغییر کرد و نگرشی خاص نسبت به مفاهیم و پدیده‌های اجتماعی مطرح شد که نفوذ قدرت خداوند را در حیات اجتماعی علاوه بر حیات فردی طرح نمود. این نوع نگرش طبیعتا در بررسی مدل اجتماعی پایگاه و نقش زن در جامعه اسلامی نیز تعیین‌کننده است. بدین معنی که پایگاه و نقش انسان(زن و مرد) به طور اعم و زن به طور اخص در جامعه اسلامی مبتنی بر جهان‌بینی توحیدی، با نگرش خاص به انسان به عنوان مخلوق خداوند و خلیفه صاحب کرامت خدا در زمین با سایه گسترده ولایت معصومین(علیهم السلام) بر حیات این انسان در طول تاریخ، با پایگاه و نقش انسان به طور اعم و زن به طور اخص در جامعه‌ای(غرب) که در آن اندیشه‌های خداگرایانه مغلوب اندیشه‌های سکولاریستی، غیر دینی و مادیگرانه شده و انسان در انجام تمایلات خویش به هر شکل آزاد است، فردگرایی و سودگرایی حاکم و بازار محور نهایی زندگی انسان است، از اساس در کلیه سطوح متفاوت است و حتی نقش‌های مشابه و یا ظاهرا مشابه مانند مشارکت سیاسی یا فعالیت اقتصادی در این دو نوع جامعه و به عبارتی در این دو فرهنگ هدف‌های یکسانی را تعقیب نمی‌کنند و ارزش‌های تعیین‌کننده نقش و پایگاه زن در این دو نوع جامعه متفاوت است.

ولی فقیه در جامعه اسلامی ایران، عهده‌دار سرپرستی و هدایت انسانها و جامعه به طرف رشد و تعالی بر مبنای فرهنگ اسلام است و بنیانگذار نظام اسلامی ایران از جهت عملی و نظری حضرت امام خمینی(ره) بوده و ایشان در زمینه مسائل مختلف اجتماعی از جمله در مورد موضوع مورد بحث دیدگاه خود را بیان نموده‌اند. این نکته حایز اهمیت بسیار است که ایشان علاوه بر آشنایی دقیق و جامع به فرهنگ و تاریخ اسلام، نسبت به مسائل مبتلابه جوامع اسلامی و حتی دیگر جوامع بشری آشنایی بی‌نظیری داشتند.

از آنجا که نقش زنان و نحوه حضور و مشارکت آنها در اجتماع در تاریخ معاصر از مسائل و محورهای مورد بحث بوده است و از طرفی با مطرح شدن الگوی وظایف ایده آل زن در نظام سرمایه‌داری و مادی غرب در جوامع اسلامی، در تعیین الگوی پایگاه و نقش زن در جامعه اسلامی از ضروریات این عصر بوده و حضرت امام خمینی(ره) نظر خود را در این زمینه بر اساس مبانی و اصول فرهنگ اسلام بیان نموده‌اند. این مقاله به اختصار به تبیین نظر ایشان در این زمینه می‌پردازد:

الف) نقش سیاسی، اجتماعی زنان

۱. حضور زنان در انقلاب اسلامی ایران

الف: نقش مستقیم سیاسی زنان در انقلاب اسلامی ایران

۱. نقش اساسی زنان در جنبش‌های صد ساله اخیر(مشروطه و تنباکو)

به طوری که مشخص است، این معرف، مربوط به نقش زنان در انقلاب اسلامی نیست، اما این دو جنبش در تاریخ معاصر ایران اتفاق افتاده و در مبارزه با استبداد و استعمار در ابعاد مختلف حایز اهمیت است و از طرفی حضرت امام خمینی(ره) نقش زنان در جنبش مشروطه و تنباکو را مانند نقش آنها در انقلاب اسلامی مفید و مثبت در جهت مصالح کشور و اسلام می‌دانند و آن را در مقابل نقش منفی زنان در رژیم پهلوی که در جهت نابودی کشور و اسلام بود، قرار می‌دهند.

حضرت امام(ره) در جایی فرموده‌اند: “ابر جنایتکاران که ادامه حیات خویش را در اسارت ملت‌ها به ویژه ملت‌های اسلامی می‌دانند در این سده‌های اخیر که راهشان به کشورهای اسلامی نفتخیز و ثروتمند باز شد دریافتند که تنها قشر مذهبی است که می‌تواند خار راهی در راه استثمار آنان باشد و دیدند که حکم نیم سطر یک مرجع مذهبی مورد علاقه مردم دارای چنان قدرتی است که دولت انگلیس و دربار قدرتمند قاجار را به زانو درآورد و نیز دریافتند که زنان در آن نهضت نقش اساسی داشتند و متوجه شدند که در مشروطه و پس از آن نیز زنان به ویژه قشر متوسط محروم آنان هستند که می‌توانند با قیام خود، مردان را به میدان بکشند و احساس کردند که تا این عوامل به قوت خود باقی هستند، نقشه‌های آنان نقش بر آب است و لازم دیدند برای دست یافتن به این کشورها و مخازن سرشار آنها “پایه‌های مذهب” و “رهبری مذهبی “و “قشرهای مذهبی” سست شود… تا آن که رضاخان را برای خدمت یافته و به قدرت رساندند… کسانی که آن زمان را به یاد دارند می‌دانند این خائن تبهکار با دستیاری عمال بی‌وطنش با اینان چه کردند و برای پیروزی هر چه سریعتر نقشه‌هایشان چه راه‌هایی را برای انحراف و مصرفی نمودن و به فساد کشیدن بانوان مظلوم در پیش گرفتند. کافی است نسل حاضر که آن روزگار سیاه را درک نکرده‌اند به کتاب‌ها، شعرها، نوشته‌ها، نمایشنامه‌ها، تصنیف‌ها، روزنامه‌ها، مجله‌ها مراجعه و از آنان که دیده‌اند از مراکز فحشا و قمارخانه‌ها و شراب فروشی‌ها و سینماهای آن زمان بپرسند.(۲)

۲. قیام و مبارزات زنان در نهضت اسلامی ایران

بیداری ملت و قیام زنان بر ضد رژیم پهلوی و تظاهرات و ایستادگی آنها در میدان مسلسلها و تانک‌های دژخیمان رژیم پهلوی درحالی که حتی فرزندان خود را در آغوش داشتند در عین رعایت حجاب اسلامی موجب پیروزی ملت ایران و نهضت اسلامی شد و بدین ترتیب نقشه شیطانی غرب و وابستگان وی در گمراه و دچار آسیب کردن زنان، نقش بر آب شد. زنان در این حرکت خویش الگوهای اسلامی یعنی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و حضرت زینب(علیها السلام) را تبعیت نمودند و این آنها را در عرض بانوان و سربازان صدر اسلام قرار داد. حجاب زنان مسلمان در انقلاب اسلامی اگر چه به عنوان عاملی برای مقابله(Resisting) بود، اما در واقع هویت زن مسلمان(Identity) را تشکیل می‌داد. لذا برای کسب استقلال خویش از قید شیئیت، ملعبه بازی‌ها و شهوت‌پرستی‌ها و فساد رایج در جامعه آن زمان از شروط اساسی و اولیه محسوب می‌شد.

۳. قیام و مبارزات زنان و مردان در نهضت اسلامی ایران

زنان و مردان ایران در جریان انقلاب اسلامی متحول شده و روحیاتشان تغییر نمود و این باعث استقامت و پایمردی بیشتر آنها و پیروزی انقلاب شد. پس با تغییر تعلقات روحی زنان و مردان و سپس با تغییر ذهنیت آنها در جریان انقلاب اسلامی فکر و عمل دینی در حیات فردی و اجتماعی و همچنین مبارزه با طرحها و برنامه‌های استبداد داخلی و استعمار خارجی در این راستا در نزد آنها اهمیت یافت. و از این رو عملکرد عینی آنان در این مسیر منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد.

۴. نقش شهادت‌طلبی زنان در نهضت اسلامی و حکومت اسلامی در حصول پیروزی

روحیه شهادت‌طلبی و جانفشانی زنان موجب ناتوانی قوای بیگانه در مقابله ملت ایران و به ثمر رسیدن نهضت اسلام شد. در واقع پیدایش روحیه شهادت‌طلبی، همان تغییر در روحیات و تعلقات روحی است که در عینیت جامعه، در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی… جامعه نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

۵. قیام و مبارزات زنان دوشادوش مردان در نهضت اسلامی ایران

زنان در پرده عفاف همصدا با مردان و دوشادوش آنها در نهضت اسلامی مشارکت داشتند و موجب بیمه کردن پیروزی برای اسلام و انقلاب شدند. نکته قابل توجه این که، در گذشته یعنی در دوران پهلوی، دوشادوشی زنان و مردان در جامعه، در چارچوب فرهنگ وارداتی غرب طرح و اعمال می‌شد. و کشف حجاب یا به عبارتی بی‌حجابی و عدم رعایت موازین اسلامی در روابط بین زن و مرد، از اصول تفکیک‌ناپذیر این همدوشی بود، به علاوه مسیر و جهت آن نیز فرق می‌کرد. اما در انقلاب اسلامی این دوشادوشی در صحنه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… دقیقا در چارچوب ایدئولوژی اسلامی است، لذا حفظ موازین شرعی در روابط زن و مرد و عایت حجاب از اصول تفکیک‌ناپذیر آن است.

ب. پیشقدم بودن و رهبریت زنان در قیام و مبارزات انقلاب اسلامی ایران

زنان در انقلاب اسلامی پیشقدم بوده و در مقایسه با مردان، آنها در انقلاب نقش اول را ایفا کرده‌اند.

۱ – حضور زنان در انقلاب اسلامی ایران، اسباب شجاعت مردان

بیان کردیم زنان ایران مستقیما در صف اول مبارزه و قتال در جریان نهضت اسلامی ایران قرار داشتند. و حالا این نکته را نیز بدان می‌افزاییم که قیام زنان ایران به ویژه قشر متوسط و محروم در کلیه حوادث تاریخی و نهضت‌های صد ساله اخیر به ویژه در انقلاب اسلامی موجب به میدان آمدن مردها و تشجیع آنها شده است و از این رو باز هم زنان در صف اول نهضت قرار داشته و پیشقدم هستند. پس زنان الهام‌دهنده، تعلیم‌دهنده و مایه عبرت مردان بوده‌اند از این رو خط، سهم و نقش آنها در انقلاب بیشتر بوده است. از آنجا که به فرموده حضرت امام(ره): انقلاب اسلامی از نفوس تحول یافته زنان و مردان برخاسته است. می‌توان گفت، تحول روحی در زنان نه تنها عملکرد فکری و عینی آنها را در صحنه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انقلاب و نظام اسلامی تعیین می‌کنند، در تحول روحی و در عملکرد ذهنی و بالاخره عملکرد عینی مردان در صحنه‌های مختلف انقلاب و نظام اسلامی نقشی تعیین‌کننده دارد. از این روست که امام فرموده‌اند: “زنان تقویت‌کننده و شجاع‌کننده ملت‌ها” هستند. البته این امر در نقش انحطاطی زنان نیز صادق است، بدین معنی زمانی که زنان خود را ملعبه هوسبازی‌های لذت پرستان و مادیگرایان قرار داده و خود را در حد یک شی پایین آورند، در سقوط روحی و فکری و رفتاری مردان و کلیه اقشار جامعه نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

۲ – نقش ایثار مادران شهدا در انقلاب اسلامی ایران

حضور مثبت زنان در نقش مادران، همسران و خواهران در انقلاب اسلامی در تحول روحی و ذهنی و رفتار عینی فرزندان، شوهران و برادران موثر افتاد و به حفظ و گسترش روحیه انقلابی، در کانون خانواده توسط زنان و مادران انجامید، که خود عاملی بسزا در پیروزی نهضت اسلامی محسوب می‌شود.

ج: حق و سهم زنان در انقلاب اسلامی ایران(نقش مستقیم و غیر مستقیم)

بر اساس نظر حضرت امام(ره) زنان نسبت به مردان بر ملت‌ها حق بیشتری دارند و انقلاب اسلامی ایران نیز بیشتر رهین منت بانوان است تا مردان، بدین سبب ایشان فرموده‌اند: “پیروز و سرافراز باد نهضت اسلامی زنان معظم ایران. ”

۲ – نقش سیاسی – اجتماعی زنان در جامعه اسلامی(جمهوری اسلامی ایران)

۱. فعال بودن زنان در مسائل سیاسی، اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

ورود زنان به صحنه‌های سیاسی، اجتماعی و طرح این مسائل توسط آنها در اثر تحول فکری و روحی ایجاد شده در آنان در جریان انقلاب بوده است. که در مورد آن سخن گفتیم. شرکت زنان در قلمرو امور سیاسی، اجتماعی جامعه و آزادی آنها در این امور همقدم با مردان و دیگر اقشار جامعه و حتی پیشقدم نسبت به دیگران به اهداف زیر است:

در جهت عدم تعهد نسبت به ابرقدرتها – به هدف اسلام و عمل به تکلیف شرعی خویش – برای اداره مملکت و امور کشور به ست خود – جنگ با ابرقدرتها و قوای شیطانی – رواج و گسترش اخلاق اسلامی و اعمال صالحه…

از طرفی وجود بینش سیاسی و آگاهی در این امور و علاقه به مسائل سیاسی، اجتماعی و مشارکت زنان در این زمینه موجب آسیب ناپذیری ملت و پیروزی آن و ابطال نقشه‌های دشمنان نسبت به مردان و زنان در به فساد کشیدن آنها و پیشبرد اهداف اسلام می‌شود. اما عنصر اساسی حرکت سیاسی، اجتماعی زنان رعایت حجاب و مسائل مبتنی بر آن مانند عدم آمیزش و اختلاط غیر شرعی زنان و مردان است. اهمیت این نکته از آنجا ناشی می‌شود که در تاریخ معاصر بی‌حجابی و آزادی روابط زنان و مردان عنصر تفکیک‌ناپذیر پیشرفت و حرکت سیاسی، اجتماعی زنان قلمداد می‌شد.(۳)

۲. مشارکت زنان در ساختن جامعه و سازندگی کشور و لزوم آن

جامعه و کشور تنها به دست مردان آباد و ساخته نمی‌شود، بلکه زنان با مردان در سازندگی کشور معنای واقعی آزاد بودن برای زنان و مردان یک جامعه است، نه آزادی در مراکز عیش و عشرت و آمیزش‌های غیر شرعی.

ازطرفی مشارکت زنان ایران در سازندگی کشور مثلا شرکت در جهاد سازندگی، موجب گسترش موج سازندگی در سراسر کشور و تحریک و ازدیاد قوای مردان در این امور می‌شود، علاوه بر این آنان با تربیت جوانان توانا برای انجام سازندگی و عمران کشور گام دیگری در سازندگی برمی‌دارند و اهداف آنان در این سازندگی قطع وابستگی کشور در تمام ابعاد – ریشه کن نمودن فقر و استضعاف – ساختن کشور و خرابه‌های دوران پهلوی و بقای جامعه اسلامی می‌باشد.

۳. حق رای و مشارکت زنان در انتخابات و لزوم آن

شرکت زنان در رفراندوم‌ها و رای دادن و رای گرفتن و انتخاب شدن برای ورود به مجلس، برای آنها همانند مردان یک حق سیاسی است که باید در جهت استقلال کشور و آزادی آن و تحقق اسلام حقیقی به کار گرفته شود. که مشارکت فعالانه، آزادانه و مشتاقانه زنان در رفراندوم‌ها در جمهوری اسلامی ایران موجب حصول پیروزی نمونه برای جمهوری اسلامی در دنیا شده است.

حضرت امام(ره) ورود زنان به مجلس در جمهوری اسلامی با ورود آنها به مجلس در رژیم پهلوی را متفاوت می‌دانند. در این مورد ایشان فرموده‌اند: “امروز غیر روزهای سابق است، امروز باید خانمها وظایف اجتماعی خودشان را و وظایف دینی خودشان را باید عمل بکنند و عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام بدهند، نه مثل سابق که فرض کنید اینها یک زنی را هم وارد کردند در مجلس، اما چه زنی بود چکار می‌خواست بکند؟ حالا هم وارد شدند بعضی خانمها در مجلس، این ورود غیر آن ورود است، آن یک ورودی بود این هم یک ورود آنها مجالس داشتند، روز زن داشتند، روزی که برای کشف حجاب بود…(۴)

۴. جهاد مالی و امداد اجتماعی زنان در نهضت و حکومت اسلامی

جهاد مالی و پیشقدم بودن زنان مسلمان در این امر، برای مستضعفین، مستمندان و آوارگان و نیز خدمت به بیماران و معلولان یکی دیگر از بخش‌های فعالیت زنان در جمهوری اسلامی است. و ارزش فعالیت‌های زنان در این زمینه از ارزش فعالیت‌های مردان در این امور بیشتر است و یکی از بهترین تحولات ناشی از انقلاب اسلامی است.

۵. لزوم فعال بودن زنان در مسائل سیاسی، اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

اسلام می‌خواهد زنان مانند مردان به انجام کارهای اساسی و جدی مبادرت ورزند. از این رو بر زنان است که در مقدرات اساسی مملکت اسلامی دخالت کنند چه از طریق غیر مستقیم یعنی با تربیت جوانان توانا برای اسلام و مملکت و چه به طور مستقیم، یعنی با مشارکت در کلیه امور سیاسی اجتماعی جامعه و پیشقدم بودن در این امور جهت آزادی و استقلال کشور، استقرار و تداوم حکومت اسلامی، طرفداری از مظلومان، احیای سنت الهی به تبع خاندان اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش‌های انسانی.

مجاهدات الگوها و رهبرانی چون حضرت زهرا(سلام الله علیها) و حضرت زینب(علیها السلام) در واقع این گونه وظایف و مسئولیتهایی برای زنان مسلمان ایجاد می‌کند.

۶. نقش اساسی و ویژه زن در جامعه

اگر چه تعداد فراوانی‌های این معرف کم است اما با توجه به معانی و قیدها و اوصافی که در گفتار حضرت امام(ره) درباره نقش اساسی و ویژه زن در جامعه وجود دارد، میزان اهمیت این معرف بسیار است.

زنان سرچشمه صلاح و یا فساد در هر جامعه‌ای هستند و لذا نقش آنها در جامعه بالاتر از نقش مردان است. زیرا آنها علاوه بر این که خود در تمام ابعاد سیاسی – اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فعال هستند، قشرهای فعال را نیز در دامن خود تربیت می‌کنند، آنها می‌توانند انسانهایی تربیت نمایند که دارای استقامت و برخوردار از ارزش‌های والای انسانی باشند و یا درمقابل انسانهایی سست عنصر و غیر انسان تربیت کنند، پس هم صلاح جامعه و هم فساد آن در دست زنان است. و در یک جامعه اسلامی زنان متعهد اساس آن ملت و جامعه هستند.

با عنایت به این مطلب و سایر مباحث این بخش نقش اول و اساسی زنان در مسائل مختلف سیاسی – اجتماعی تضمین‌کننده حفظ و تکامل ساخت سیاسی – اجتماعی جامعه اسلامی ایران است. حضرت امام(ره) نقش زن در جامعه اسلامی را سازنده و در جوامع غیر اسلامی و فاسد تخریبی می‌دانند.

از این رو در جامعه‌ای که مناسبات اجتماعی آن مفاسد بی‌شمار اخلاقی، روحی برای افراد آن جامعه به بار می‌آورد، نقش زنان نیز چون در این چارچوب صورت می‌پذیرد و با مفاسد اخلاقی، روحی درمی‌آمیزد، بنابراین تخریبی است. این دلیل اساسی علت مخالفت حضرت امام با وظایف سیاسی، اجتماعی زنان در رژیم پهلوی و موافقت ایشان با این وظایف و فعالیت‌ها در جمهوری اسلامی(جامعه اسلامی) است. از این رو در کلام ایشان می‌بینیم که گفته شده: از دخالت زن‌ها در اجتماع مستلزم مفاسد بی‌شمار زنان پهلوی ابراز انزجار کنید و یا فرموده‌اند: احترام به حیثیت اجتماعی و اخلاقی زنان موجب ممانعت اسلام از حضور و اختلاط مخالف با عفت زنان در مجلس رژیم پهلوی است و یا این که درست کردن زنان به شکل عروسک و فرستادن آنها به ادارات موجب از فعالیت افتادن مردان و رژیم پهلوی شد و از طرف دیگر ایجاد تقابل بین وظایف خانوادگی و نقش مادری با وظایف اجتماعی و بی‌ارزش کردن شغل مادری در زمان پهلوی در این راستا قرار دارد.

پی‌نوشت‌ها

۱٫ Hussain, Freda, The Ideal andThe Contextual Realities of Muslim women, in Muslim women, ed. Freda Hussain London, Croom Helm, 1984, p.1.

۲. امام خمینی، صحیفه نور – ج ۱۶ – ث ۱۲۶ – ۱۲۵.

۳. برای اطلاع بیشتر می‌توان به کتاب “الگوی اجتماعی نقش و پایگاه زن در جامعه اسلامی بر اساس دیدگاه حضرت امام خمینی(س) فصل مربوطه مراجعه نمود.

۴. امام خمینی – صحیفه نور – ج ۱۳ – ص ۷۰ – ۱۲۵

منبع: نشریه حضور؛ زمستان ۱۳۷۰؛ شماره ۳(با اندکی تغییر)

زنانه رفتار کنیم؛ اما بی‌تحریک لطفا!

داشتم با دقت این جمله‌ها را می‌خواندم:

بدان‌ ای پسر آدم بی‌هنر، هیچ سودمند نیست؛ مانند درخت خاردار مغیلان که تنه دارد و سایه ندارد؛ نه به خود سود می‌رساند و نه به دیگران و انسان با اصل و نسب، اگر چه بی‌علم و هنر باشد، مردم به خاطر اصل و نسبش، به او احترام می‌گذارند. از هر دوی این‌ها بدتر، کسی است که نه نژاد اصیلی دارد و نه هنر و علمی. .. و بدان که بهترین هنرها، هنر سخن گفتن است… زبان را به خوبی و هنر، عادت بده و جز خوب سخن گفتن، آن را میاموز؛ زیرا زبان تو، پیوسته آن چیزی را می‌گوید که تو او را بدان سوی می‌رانی و عادت می‌دهی و گفته‌اند: زبان هر کس، بهتر و خوش‌تر باشد، دوستداران و هواداران بیشتری خواهد داشت و با همه علم و هنری که داری، تلاش کن که سخن سنجیده و مناسب بگویی که سخن نابه جا و نامناسب، اگر چه خوب هم باشد، زشت و ناپسند جلوه می‌کند. از سخن زحمت‌افزا، پرهیز کن که سخن بی‌فایده گفتن، سراسر زیان است و سخنی که از آن بوی هنر نیاید، بهتر است گفته نشود؛ زیرا حکیمان سخن را به شراب مانند کرده‌اند که هم خماری می‌آورد و هم درمان خماری می‌کند!

ناگهان تمام ذهنم درگیر این سؤال شد که شاید خیلی ساده باشد؛ اما فکر نمی‌کنم جوابش به همین سادگی و راحتی باشد! چرا فحش می‌دهیم؟ برای جواب دادنش قدری و اندکی و تا حدودی و… تأمل لازم نیست؛ خیلی خیلی تأمل لازم است! واقعاً چرا فحش می‌دهیم؟ چرا به هم به راحتی نوشیدن آب، ناسزا می‌گوییم؟ چرا وقتی کودک ما ناسزا می‌گوید، چشم غره می‌رویم و شاید او را تهدید به ریختن فلفل در دهان می‌کنیم؛ اما خودمان، دهان به فحش و ناسزا باز می‌کنیم؟ چه کسی قرار است به دهان ما فلفل بریزد؟

امروزه در جامعه ما از دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و کارمند و دانشجو گرفته، تا راننده و خیاط و بنّا و کارگر… در حین صحبت کردن، از کلمات رکیک و زننده یا همان فحش، استفاده می‌کنند و حتی دو دوست صمیمی در حال صحبت کردن، خیلی راحت به هم فحش می‌دهند. این امر متأسفانه در بین ما دخترها هم در حال افزایش است. فحش دادن، کم کم دارد به یک چیز عادی در زبان مردم تبدیل می‌شود. این جملات را شاید هزاران بار شنیده باشیم: «لطفاً درست صحبت کن»؛ «حرف دهنت رو بفهم…»؛ «چه خبرته؟ چرا دعوا داری»؟ «عفت کلام داشته باش» و. .. اما وقتی خودمان نیز به پای میدان عمل می‌رسیم، آیا درست صحبت می‌کنیم و آیا عفت کلام داریم؟

چیستی عفاف

سوره «نور» را شاید بارها و بارها خوانده باشیم؛ سوره‌ای که به ما دختران سفارش خواندش را کرده‌اند؛ سوره‌ای که وقتی آیاتش را می‌خوانیم، تازه می‌فهمیم که چه اسم زیبایی دارد… سوره‌ای که از پاکدامنی سخن می‌گوید و عفّت و مبارزه با آلودگی‌های جنسی… سوره‌ای که برای جامعه بزرگ بشریت، شش مرحله ذکر می‌کند؛ تا جامعه از هر چه آلودگی است، رهایی یابد و پای در طریق سعادت بگذارد و پله پله، نردبان کمال را طی کند.

عفّت، کنترل شهوت است و نه کشتن آن و شهوت، در لغت، یک مفهوم عام دارد که هر گونه خواهش نفس و میل و رغبت به لذت‌های مادی را شامل می‌شود؛ اما شهوت، یک مفهوم خاص هم دارد که همان شهوت جنسی است و «عفاف»، حالتی درونی است که آدمی را از گناه و حرام باز می‌دارد و آثار آن در گفتار و کردار انسان نمود می‌یابد. قرآن این امر را مخصوص زن ندانسته، بلکه هم برای زن و هم برای مرد، فضیلتی ارزشمند برشمرده است.

سخن عشوه گرانه ممنوع!

عفت کلام، یعنی پرهیز از بد زبانی، بد دهنی و گناهانی که به وسیله زبان انجام می‌شود و به ویژه با عشوه و طنازی سخن نگفتن با نامحرم؛ «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً».۱

خوش‌رویی و خوش‌خویی زن برای نامحرم، او را به یاد هوس‌های نا به جا و تمایلات شهوانی می‌اندازد؛ پس استفاده از کلماتی که بوی انس و محبت می‌دهد و امید به نفوذ در شخصیت زن را افزایش می‌دهد، ممنوع… چون زن به خاطر جاذبه طبیعی خود، در همه جنبه‌های رفتاری‌اش می‌تواند بر مردان تأثیر بگذارد؛ مثلاً هنگام سخن گفتن، با نرم و نازک کردن صدایش و استفاده از لحن فریبنده، حرکات لب و دهان و شوخی‌ها، می‌تواند تأثیر زیادی در قلب افرادی که بیمار دل هستند و ایمانی ندارند تا در برابر تحریک‌ها مقاومت کنند، بگذارد!

چشم‌چرانی ممنوع!

چشم، دریچه دل و اندیشه انسان است. اگر ما چگونه نگریستن را یاد بگیریم و چگونه دیدن را تجربه کنیم، چشم، چشمه امید و ایمان می‌شود و نگاه ما، عبادت و سبب رشد و تکامل خواهد شد؛ اما اگر آن را رها کنیم، به هر چه هوا و هوس دستور داده، زیان‌های متعدد و گناهان ناخواسته‌ای را به ما تحمیل می‌کند. مگر فاصله نگاه تا گناه چه قدر است؟

چشم‌چرانی همان طور که بر مرد حرام است، بر زن نیز حرام است. نگاه به نامحرم، بذر گناه و شهوت را در دل آدمی می‌نشاند و او را به فتنه می‌اندازد و به همین خاطر است که قرآن دستور غض بصر (چشم پوشی) می‌دهد.۲ چشم، دروازه قلب و روح است و هر چه دیده بیند، دل کند یاد. کمترین کوتاهی در چشم‌پوشی از نگاه به نامحرم، تیری مسموم از سوی شیطان است و چشم، دل را به دنبال خود می‌کشد و قلب، عقل انسان را نشانه گرفته، دل و فکر او را مشغول می‌کند و به دنبال آن، غریزه را مشتعل می‌کند و از آن پس، فتنه‌هایی به دنبال می‌آورد که گاهی جبران ناپذیر است.

خودآرایی و خودنمایی ممنوع!

همه دوست دارند زیبا باشند؛ پس چرا دین این قدر سخت می‌گیرد؟ چه اشکالی دارد مرتب و منظم و زیبا باشیم؟ ما دوست نداریم بد تیپ و بی‌ریخت بیرون بیاییم؛ تا احساس کمبود کنیم و دیگران برای ما قیافه بگیرند. مگر ما چه کم از آنها داریم؟ این‌ها شاید سؤال هزاران دختر جوان باشند؛ وقتی دستور دین مبنی بر عدم خودآرایی و خودنمایی به آنها گفته می‌شود.

میل به زیبایی هر چه بیشتر، در همه افراد وجود دارد؛ چه مرد و چه زن؛ با این تفاوت که این میل، در زن بیشتر است؛ زیرا زن به تبع آفرینش لطیفش، میل به تمجید شدن و تعریف دارد و تمایل دارد زیبایی‌اش را به رخ همگان بکشاند و به همین علت، به خودآرایی می‌پردازد؛ تا هر چه بیشتر، تحسین دیگران را بر انگیزد؛ اما همان طور که بی‌توجهی به غریزه خودنمایی و تبرّج، برای زن زیانبخش است، خودنمایی و تبرّج بیش از اندازه و خارج از چهارچوبه حجاب نیز زیان بخش خواهد بود و سلامت روانی زن را به مخاطره می‌اندازد و به همین علت است که قرآن به زن دستور می‌دهد از هر گونه خودنمایی و تبرج پرهیز کند.۳

دام بزرگی به نام انحراف جنسی

وقتی دین دستور می‌دهد که باید دیده را از آلاینده‌ها زدود و عفیفانه نگاه کرد، هدف والایش، پیشگیری از هر نوع آلودگی جنسی و رعایت عفت جنسی است؛ زیرا نگاه آلوده، آدمی را در دام عشق‌های ناپاک و انحرافات جنسی گرفتار می‌سازد. وقتی دین دستور می‌دهد باید با قول معروف سخن گفت و از عشوه و طنازی در کلام پرهیز کرد، هدف والایش، پیشگیری از هر نوع آلودگی جنسی و رعایت عفت جنسی است؛ زیرا کلام پر عشوه، بیماردلان را به طمع می‌اندازد.

وقتی دین دستور می‌دهد باید از هر نوع تبرج و خودنمایی به دور بود و با حجاب و پوشش، خود را از دام‌های شیطانی رهانید، هدف والایش، پیشگیری از انحرافات جنسی و رعایت عفت جنسی است؛ زیرا خودنمایی و تبرج، مقدمه‌ای برای آلودگی‌های جسمی و روحی است و نقطه شروع انحراف جنسی، خط کشیدن بر عفت است؛ عفت در کلام، عفت در نگاه، عفت در پوشش و عفت در رفتار و… و آن وقت، کوچه پس کوچه‌های شهر پر می‌شود از رد پای شیطان و شهر با هُرم هوس، آلوده. .. و یادمان باشد که هیچ باغبانی را سرزش نمی‌کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است؛ چون باغ بی‌دیوار، از آسیب، مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی‌ماند! هیچ کس هم با نام و بهانه آزادی، دیوار خانه خود را برنمی‌دارد و شب‌ها در حیاطش را باز نمی‌گذارد؛ چون خطر رخنه دزد، جدی است و هیچ صاحب گنج و گوهری نیز جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض دید رهگذران نمی‌گذارد؛ تا بدرخشند و جلوه کنند و چشم و دل بربایند؛ چون خود جواهر، ربوده می‌شود!

پی‌نوشت‌ها

۱- احزاب، آیه ۳۲ – ۳۳،

۲- نور، آیه ۲۳،

۳- احزاب، آیه ۳۳؛ نور، آیه ۶۰،

منبع: پرسمان؛ اسفند ماه سال ۱۳۹۰؛ شماره ۱۱۰

حجاب عاملی در جهت سلامت فردی و اجتماعی

شناخت واژگانی حجاب

«حجاب» واژه‌ای است عربی، به معنای پرده، پوشش، وسیله پوشش، حایل و…

در زبان فارسی نیز برای کلمه حجاب، معانی ذیل را آورده‌اند: پرده، ستر، نقابی که زنان چهره خود را بدان پوشانند، روی‌بند و چادری که زنان سر تا پای خود را بدان پوشانند. حجاب در معنای اصطلاحی«پوشش مخصوص زنان» است، ولی گاهی هم به معنای پرده و حاجز می‌آید.

خدا ستوده به قرآن که زن بپوشد رخ؛ دری که بسته از او شد، که فتح باب کند؟
کسی که نام تمدن برد چرا شب و روز؛ برای رفع حجاب این قدر شتاب کند؟
کسی که پرده ندارد به فکر پرده‌دری است؛ هوای فتنه و آشوب و انقلاب کند.

(سید محمد نطنزی طباطبایی)

مهمترین دلایل شرعی وجوب پوشش دینی، آیه‌های سوره نور و احزاب است؛ خدای تعالی در سوره نور، آیه ۳۱ فرموده است: به مردان مؤمن بگو که چشم‌های خود را فرو پوشند و دامان خویش را نگاه دارند، این عمل برای ایشان پاکیزه‌تر است؛ همانا خداوند به آنچه انجام می‌دهند آگاه است و به بانوان باایمان بگو چشم‌های خود را فرو پوشند و عورت‌های خود را از نگاه دیگران پوشیده دارند و زینت‌های خود را جز آن مقداری که ظاهر است، ننمایند و زینت‌های خود را آشکار نسازند، مگر برای محارم نسبی و سببی.

آشکار کردن زینت‌ها در یکی دیگر از آیه‌های قرآن نهی شده است: وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ اْلأُولی.(احزاب: ۳۳)

در خانه‌های خود قرار گیرید و همانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خودنمایی نکنید.

البته ناگفته نماند که نمایش آرایش و زیورهای زن، تنها در برابر نا محرم آثار ناگواری را در پی دارد و چنانچه برای همسر انجام شود، کار پسندیده‌ای خواهد بود.

آن ماه دو هفته در نقاب است؛ یا حوری دست در خضاب است
آن وسمه ابروان دل بند؛ یا قوس قزح بر آفتاب است

(فردوسی)

پایه‌های حجاب

۱- ایمان به خدا و آخرت

ایمان به خدا و ترس از آخرت، از مهمترین پایه‌های حجاب به شمار می‌رود؛ زیرا حجاب، لباس اهل ایمان است. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرموده است: «انسان به سبب ایمان، بر عمل‌های شایسته رهنمون می‌گردد».

ز پرده برون کس ندیده مرا؛ نه هرگز کس آوا شنیده مرا

(فردوسی)

۲- آگاهی

شناخت سیمای وجودی زن، حقیقت حجاب و فلسفه و آثار آن، از جمله پایه‌های مستحکم پوشش دینی است. وقتی یک زن به این پرسش درونی خود که چرا باید پوشیده باشم جواب دهد، پایه اعتقادی حجاب دینی در درون او شکل می‌گیرد و این آگاهی، به عمل او معنا و ارزش و دوام می‌بخشد.

برای مثال: اگر انسان به فواید باران آگاهی نداشته باشد، باریدن باران را جز گل شدن زمین و ایجاد مشکلات نمی‌پندارد که موجب رکود فعالیت ها، محدودیت در بیرون رفتن از منزل و مانند آنها می‌شود، ولی وقتی بداند که نتیجه باران، سرسبزی و طراوت زمین، حیات جنگل‌ها، رشد و تغذیه موجودات زنده و آثار فراوان دیگری است، به بارش باران مشتاق می‌شود.

حجاب زن ز کجا سد باب معرفت است؛ ز رفع پرده چه معلومی اکتساب کند
ز رو گشادن زن‌ها چه معرفت خیزد؛ به جز مبادی اخلاق را خراب کند
حجاب، بهر مسلمان و اهل ایمان است؛ کسی که این دو ندارد چه احتجاب کند

(سید محمد نطنزی طباطبایی)

۳- تقوا

پرهیزکاری، یکی دیگر از پایه‌های حجاب اسلامی است. تقوای آدمی ضامن اجرای احکام خداست و تا این پایه استوار در قلب انسان شکل نگیرد، لباس ایمان آراسته نخواهد شد.

در قرآن کریم آمده است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانًا وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ.(انفال: ۲۹)

‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر خداترس و باتقوا باشید، خدا برای شما تشخیص(حق از باطل و سعادت از شقاوت) را قرار می‌دهد و گناهان شما را می‌زداید و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است.

ای که هست از صدف عفت و عصمت گهرت؛ مفکن پرده عصمت ز رخ چون قمرت

(آیت الله گلپایگانی)

حجاب، عاملی برای ازدواج‌های مشروع

با رعایت حجاب، ازدواج صورت مشروع به خود می‌گیرد. این گونه ازدواج‌ها پیوند زن و شوهر را محکم می‌سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‌شود که در نتیجه، کانون خانواده گرم‌تر می‌شود، در حالی که بدحجابی و بی‌حجابی و آزادی بدون قید و بند، به فرو پاشی کانون خانواده می‌انجامد؛ زیرا در این حالت اساس خانواده بر روی غریزه جنسی پایه‌گذاری می‌شود و پس از مدتی که این غریزه فروکش می‌کند، مسائلی دیگر از جمله عدم توافق اخلاقی، مشکلات خانوادگی و… بروز می‌کند و در نتیجه به طلاق و آوارگی فرزندان منجر می‌شود و اساسا این نوع زندگی‌ها و روابط زناشویی دوامی نخواهد داشت.

حجاب، سدی در برابر امیال هوس بازان است و در نتیجه مشوق جوانان به ازدواج، در حالی که بی‌حجابی و بی‌عفتی، سبب گریز جوانان از ازدواج می‌شود که به شیوه‌های مختلف از زیر بار آن شانه خالی می‌کنند؛ زیرا مانعی برای رسیدن به خواسته‌های غیراخلاقی خود نمی‌بینند.

بر دانه‌های دام به حسرت مکن نظر؛ این دانه جز برای فریب و شکار نیست
پرهیز مکن که هر که در اینجا اسیر شد؛ او را امید چاره و راه فرار نیست

(خانم همایون فیض ربانی، متخلص به هم)

آمارهای قطعی و مستندی موجوداست که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی به طور مداوم بالا رفته است، چرا که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه «دل»؛ یعنی هوس‌های سرکش بخواهد، به هر قیمتی که باشد به دنبال آن می‌رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبری می‌بندد و با دیگری وداع می‌گوید.

در محیطی که حجاب و موازین دیگر اسلامی رعایت می‌شود، احساسات و عشق و عواطف همسران مخصوص یکدیگر است، ولی در بازار آزاد برهنگی که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی برای تماشا درآمده‌اند، دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی‌تواند داشته باشد و خانواده‌ها، همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی می‌شوند و کودکان، بی‌سرپرست می‌مانند.

حجاب و عفت زنان، عامل استواری خانواده و اجتماع

بر اساس نظام تکوین، غریزه خودآرایی و جلوه‌نمایی برای استحکام خانواده در سرشت هر زن تعبیه شده است، آن گاه خداوند با الهام درونی و فرستادن پیامبران و نازل کردن کتب آسمانی، روش صحیح بهره‌مندی از این دو غریزه را به او نشان داده و او را آگاه کرده است که مکان خودنمایی با آرایش، محیط داخلی خانواده و محل پوشش و احتجاب، خارج از خانه و در برابر بیگانگان است.

پوشش زن سبب می‌شود که استفاده‌های جنسی، محدود به محیط خانواده شود که در این صورت، حفظ اجتماع و استفاده کامل از نیروی فعال آنان را در پی دارد. در حالی که وجود زنان بی‌حجاب و بدحجاب که دل مردان سست اراده و کم ایمان را می‌ربایند و با حرکات و آرایش خود همه نظرها را متوجه خودشان می‌سازند، به رکود فعالیت‌های اجتماعی و عدم موفقیت در مراحل گوناگون کمک می‌کند و در نهایت به پاشیدگی و تیرگی کانون خانواده می‌انجامد.

کاشکی پرده براندازد از آن منظر حسن؛ تا همه خلق ببینند نگارستان را

(سعدی)

غیرت نسبت به ناموس

اما تسحیون و لا تغارون، نسائکم یخرجن الی الأسواق و یزاحمن العلوج. آیا شما(مردان)، حیا نمی‌کنید و غیرت نمی‌ورزید، زنانتان به بازارها می‌روند و مزاحم بیماردلان می‌گردند.

ای پری‌روی بنه چادر عصمت به سرت؛ وی سیه‌موی، مران پرده عصمت ز برت
همچو گل باز مکن غنچه‌ات،‌ ای مایه ناز؛ که خزان آید و ریزد همه برگ و برت
حالیا بکری و پاکی و منزه چون گل؛ وای از آن روز، نمایند به نوع دگرت

(کاظم لاکانی)

حجاب، مایه آرامش خانواده

حجاب، عاملی بسیار مهم و تأثیرگذار برای حفظ آرامش و صفا و صمیمیت در زندگی خانوادگی است. حجاب برای این است که زندگی‌ها از هم نگسلد و مردان به زنان و دختران پاکدامن و عفیف، نگاه آلوده نکنند و اساس خانه و خانواده را ویران نسازند.

همچنین عاملی است در جهت حفظ پاکی نسل و این که فرزند، پدر و مادر معین و متعهدی داشته باشد و از تربیت و محبت پدر و مادر خود برخوردار باشد، از طرفی حجاب می‌تواند راهکاری باشد بر تسلط معنوی زن بر مرد.

حجاب، وسیله حفاظت

در صورت حفظ ارزش حجاب، مردان فقط در محیط خانوادگی از همسران قانونی خود کامجویی می‌کنند؛ زیرا زنان نیز از این که مردان را در خارج از کانون خانواده کام یاب سازند، منع شده‌اند. این محدودیت و در واقع مصلحت خداوندی، به یقین نتایج خوبی را در بر خواهد داشت؛ همچون:

۱- تأمین بهداشت روانی: وقتی بین زن و مرد حریمی وجود نداشته باشد، به طور قطع هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی افزون می‌شود و تقاضای شهوی به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‌آید.

۲- گرمی و دوام خانواده: اگر زن و شوهر از هر گونه کامجویی نامشروع جنسی چشم بپوشند و مرد چشم به زن دیگری نداشته باشد، زن نیز در صدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد، کانون خانواده گرم و پرشکوه خواهد شد.

حجاب نشانه متانت و عفت

برای حفظ امنیت و صفا و پایداری خانواده، زن و شوهر هر یک وظایفی دارند:

زن وظیفه دارد جمال و زیبایی خود را از نامحرمان بپوشاند و طنازی و دلبری نکند و به این ترتیب، امانت و وفاداری و علاقه خود را نسبت به شوهرش اثبات کند.

مرد هم وظیفه دارد وفادار باشد و از زنان نامحرم و بیگانه به کلی چشم بپوشد و اگر هم ناخودآگاه و بی‌اختیار چشمش به زنی افتاد، فورا دیده بربندد و چشم فرو گیرد؛ زیرا پیگیری نگاه و نگاه‌های پی در پی آتش هوس و شهوت را برمی‌افروزد و همین موجب انحراف می‌شود.

نگاه پی در پی، زهرآلود است و چشمه زلال و باصفای زندگی خانوادگی را کدر و مسموم می‌کند. این نکته را نیز نباید از نظر دور نگه داریم که رعایت حجاب و متانت اسلامی در برابر خویشاوندان واجب و عدم رعایت آن گناه است و چه بسا موجب ناراحتی زن و شوهر از یکدیگر شود و از صفا و محبتی که بین آنهاست، بکاهد. پس چه خوب است که به این سخن از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) توجه کنیم که می‌فرماید: «هر لباسی که بدن زن را بپوشاند، باعث آمرزش و رحمت حق تعالی خواهد شد.» و چه زیبا در جایی دیگر فرمود: «زن، زیباروی و محبوب است، هر کس او را گرفت و با او ازدواج کرد، باید او را بپوشاند».

از عفت و شرف همه جا گفت و گو مکن؛ هر دامنی که لایق این افتخار نیست
با دامن ملوثِ آلوده خو مکن؛ آلوده را به نزد کسی اعتبار نیست
مفروش عفت و شرفت را به سیم و زر؛ پایان این معامله جز انتحار نیست

(خانم همایون فیض ربانی، متخلص به هم)

سعادت زن و شوهر در سایه حجاب

اسلام می‌خواهد زن برای شوهر و فرزندانش باشد، ولی دیگران می‌خواهند زن برای همگان باشد و هیچ کس برای او نباشد. دنیای استعمار روز، این همه بدبختی را از آنجا برای زن شروع می‌کند که حجاب را از سر او بردارد و او را از محیط امن بیرون کشد و او را آرایش دوست و مدپسند سازد و در معرض دیده‌های پلید قرار دهد.

اینان بانویی را که اسلام از او می‌خواهد احترام و شخصیت خود را نگاه دارد تا فردی برای خواستگاری خدمتش برسد، مجبور می‌سازند در مکان‌هایی چون اداره، خیابان و بازار خود را عرضه کند تا همسری برای خود بیابد.

اسلام می‌فرماید: زن در حالی که جاذبه دارد یا باید از خانه امن خود بیرون نیاید، یا اگر برای صله رحم و معالجه و گرفتن حق خویش و دیگر کارهای ضروری از خانه خارج می‌شود، جذابیت خود را بپوشاند، به گونه‌ای که لباس و حالات و کردارش عادی باشد تا رفت و آمدش هیچ نظری را جلب نکند. «انّه قد اذن لکنّ أن تخرجن لحوائجهنّ؛ یعنی همانا او اجازه داده است به شما که اگر حاجتی دارید، بیرون روید».

در جای دیگر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) چنین توصیه می‌فرماید:

«تا می‌توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمی‌کند».

عصمتیان را به مقام جلال؛ جلوه حرام است مگر با حلال
دیده به هر روی نباید گشاد؛ پای به هر کوی نباید نهاد
این همه آفت که به تن می‌رسد؛ از نظر توبه شکن می‌رسد
روی فرو پوش، چو درّ در صدف؛ تا نشوی تیر بلا را هدف

عوامل و روش‌های ترویج پوشش دینی

پوشش دینی یک فرهنگ است و از همین رو تحقق آن نیازمند حرکت‌های فرهنگی سازنده‌ای است که تعدادی از آنها را به صورت کوتاه بیان می‌کنیم:

۱- تشویق

تشویق همواره به عنوان اصل مهم در جهت تربیت اسلامی توصیه و استفاده شده است. یکی از دلایل ذکر نعمت‌های بهشتی در آیه‌ها و روایت‌ها، بعد تشویقی آن است که تأثیر بسزایی بر گرایش مردم به احکام دین و پرهیز از گناهان دارد. ماهیت تشویق‌ها متنوع است، از جمله بار عاطفی، مالی، تشریفاتی، شغلی، سیاسی، علمی و مانند آن که از تمام این موارد می‌توان در ترویج فرهنگ حجاب بهره گرفت. برای نمونه: سرپرست خانواده‌ای به همسر یا دخترش اظهار دارد که در صورت رعایت پوشش دینی، محبت من نسبت به تو بیشتر خواهد شد. یا معلمی به دانش‌آموزان خود وعده نمره انضباطی بالاتر بدهد و یا مدیری اعلام کند که همکاری لازم را با کارمندان و کادر آموزشی خواهد داشت؛ چنانچه پوشش اسلامی و حجاب را رعایت کنند.

البته تشویق‌های مالی باید هماهنگ با خواست تشویق شونده و نیازهای منطقی و شرعی زندگی او باشد و اگر فردی نیازمند تشویق خاصی بود، به همان نوع او را باید تشویق کرد. اگر یک تقدیرنامه همراه با قابی زیبا به بانویی نمونه در زمینه پوشش دینی داده شود، اثری به مراتب قوی‌تر از اعطای برخی هدیه‌های مادی دارد که پس از مدتی به مصرف می‌رسد یا کهنه می‌شود. همین طور است، اعطای یک جلد قرآن نفیس یا مفاتیح الجنان، نهج البلاغه و امثال آن که تأثیر عمیق و پایداری به دنبال خواهد داشت.

فرمان خدا، قول نبی، نص کتاب است؛ از بهر زنان افضل طاعات حجاب است

۲- فعالیت‌های علمی، فرهنگی و هنری

عامل دیگر ترویج فرهنگ حجاب دینی، فعالیت‌های گسترده علمی، فرهنگی و هنری مربوط به حجاب در تمام سطوح فکری جامعه است. ارائه پوستر، نشریه و به ویژه کتاب‌های مفید به افراد جامعه، از زن و مرد گرفته تا دختران و پسران می‌تواند سبب ارتقای سطح آگاهی آنها در این زمینه شود. البته باید از سخنان و نوشته‌هایی استفاده شود که افزون بر جنبه‌های علمی و نظری به تحقق عملی پوشش اسلامی پرداخته باشند. برگزاری میزگردها و فراخوانی مقالات، شعر، ادبیات و انشا، هنرهای تجسمی و تصویری، مسابقات فرهنگی و امثال آن با تعیین موضوع حجاب برای آنها نیز از حرکت‌هایی هستند که آثار مثبتی در این زمینه به همراه دارند. پخش برنامه‌ها و فیلم‌های مفید و آموزشی از رسانه‌های تصویری و شنیداری اثری فراگیر دارد. رعایت کامل پوشش دینی بانوانی که در فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی ایفای نقش می‌کنند و یا با هر مسئولیتی بر صفحه تلویزیون ظاهر می‌شوند نیز تأثیر مثبتی بر فرهنگ جامعه دارد.

دو چشمش بسان دو نرگس به باغ؛ مژه تیرگی برده از پر زاغ
دو ابرو بسان کمان طراز؛ بر او تور پوشیده از مشک تار

(فردوسی)

۳- ترویج فرهنگ غیرت

بدون شک، زن با هر تفکر و عقیده‌ای که باشد به نظر و سلیقه همسر خود در انتخاب‌ها توجه دارد که از جمله آنها انتخاب لباس و نوع وضع ظاهری است. با توجه به این واقعیت، ترویج فرهنگ غیرت در میان مردان به ترویج و تحقق پوشش دینی در جامعه کمک می‌کند و موجب استحکام و دوام پیوندهای خانوادگی می‌شود. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی که هیزمش از مردم و سنگ خاراست، حفظ کنید».(تحریم: ۶)

در روایتی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «خداوند، بینی هر یک از مؤمنان را که غیرت نمی‌ورزد، به خاک می‌مالد.» همچنین در حدیث دیگری می‌فرماید: «غیرت، از ایمان است».

۴- توصیه به حجاب و نهی از بی‌حجابی و جلوه‌گری

یکی دیگر از راه‌های عمومی ترویج پوشش دینی در جهت استحکام خانواده و اجتماع، توصیه به حجاب و نهی از بی‌حجابی است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «پند ده که پند برای مؤمنان مفید است».(ذاریات: ۵۵)

۵- خانواده

محیط خانواده، نقشی بسیار مهم در حجاب یا بی‌حجابی دختران دارد. ازاین رو، باید به آموزش خانواده‌ها در این باره توجه جدی شود. اگر پدر و مادر حجاب دینی و آثار مثبت و فایده‌ها و نقش آن را در سلامت و حفظ همه جانبه شخصیت دختران خود بدانند و این که حجاب یک حکم الهی است که در قرآن به آن اشاره شده است، به یقین، می‌کوشند تا فرزندان خود را هم با فرهنگ الهی حجاب همراه سازند.

حجب و عفت نعمت واهب بود؛ ستر موها و تنت واجب بود

۶ . شناخت و پیروی الگوهای الهی

شناخت ابعاد وجودی و اعتقادی حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) به عنوان الگوی صالح و شایسته زنان که خداوند نیز ایشان را برای هدایت آنان برگزید، یک اصل مهم است و باید به طرز جامع و حساب شده‌ای دانش آموزان را با این امر آشنا ساخت؛ زیرا وقتی دختران و زنان بدانند فاطمه، دختر رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و حجت خداست و سخنان و اعمال او معیار الهی حرکت‌های زندگی است و عفاف و حجاب از ویژگی‌های بارز الهی او به شمار می‌رفت، طبعاً از او که جز به خواست خداوند عمل نمی‌کرد، پیروی خواهند کرد تا به عزت دنیا و سعادت آخرت دست یابند.

کلام گهربار فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، نشانگر لزوم حفظ جایگاه والای انسان است که می‌فرماید: «بهترین زنان، زنی است که مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند».

حجاب کامل زن، زهد و عصمت ناب است؛ که آبروی وی از روی باز، بر آب است
به روسری نرسد عفت زنان به کمال؛ حجاب چادر زهرا حجاب جلباب است

(میثم)

منبع: گنجینه؛ مهر ۱۳۸۴؛ شماره ۵۴

جنبه‌های فردی و اجتماعی حجاب

حجاب به معنای پوشاندن بدن، امری فطری است که برای حیات فردی و اجتماعی انسان، ضرورت دارد و عبارت است از: مانع و پوشش؛ به طوری که زیر یا آن طرف آن معلوم نباشد و انجام و حدود آن، علاوه بر این که واجب شرعی از طرف آموزه‌های دینی(قرآن و سنت) است، دارای مزیت و خاصیت‌های مهم هم برای انجام‌دهنده آن و هم برای نظام اجتماعی است و آرامش و امنیت را برای فرد و جامعه، به ارمغان می‌آورد و موجب امنیت کامل در خانواده و محیط کاری می‌باشد.

در جامعه دینی که باورهای دینی در مبانی و اهداف آن نقش مهمی دارند و پایه‌های نظام حاکم بر آن را می‌سازند، دولت، مسئول پاسداری از باورها و ایجاد شرایط مطلوب برای بالندگی و گسترش آنهاست. این مسئولیت می‌طلبد که دولت رفتارها و هنجارهایی را که به این باورها آسیب می‌رساند، محدود و مهار سازد و از عمومیت یافتن آنها جلوگیری کند و در مقابل از هرگونه هنجار و حرکتی که به نهادینه شدن این باورها می‌انجامد، حمایت نماید.

حجاب و عفاف در دین اسلام از باورهای انکارناپذیر و مورد قبول مذاهب اسلامی است و نقش بسزایی در تحکیم ارزش‌هایی چون حیا و عفت دارد و بایسته کرامت و حرمت زن مسلمان است و ساز و کار آن چه در سطح فرد باشد و چه در سطح جامعه، گسترش و نهادینه شدن آن باید از سوی دولت فراهم شود.

رعایت حجاب، آثار و نتایج فردی، خانوادگی و اجتماعی مهمی دارد که هم در مجموعه فرهنگ و اندیشه دینی قابل پیش‌بینی است و هم تجربه اجتماعی بشر و نیز دریافت‌های عقل، آن آثار را تأیید می‌کند.

معنا‌شناسی واژه حجاب

واژه حجاب از «حجب» به معنای پرده، پوشش، ساتر، منع، ممانعت از دسترسی و حائل بین دو چیز و… آمده است و مفهوم اصطلاحی حجاب، عبارت است از: پوشش و مانعی چون پرده و غیره که به واسطه آن، پشت پرده دیده نشود. کلمه حجاب را از آن جهت پوشش می‌گویند و مفهوم پوشش را می‌رساند که در پشت آن چیزی معلوم نیست و حاجب، کسی است که بین افرادی که داخل مکانی نشسته‌اند، با افرادی که بیرون هستند، حائل و واسطه است.

فلسفه و سیمای حقیقی حجاب

شهید مطهری در مورد سیمای حقیقی حجاب می‌نویسد:« مسئله حجاب و پوشش در عصر اخیر، این نیست که زن خود را بپوشاند و بعد در اجتماع حاضر شود؛ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن، باید رایگان باشد یا نه؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر جا که خواست، حداکثر تمتعات را ببرد یا نه؟

اسلام به روح مسئله می‌نگرد و جواب می‌دهد خیر؛ مردان فقط در محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج، آن هم با سپردن یک سلسله تعهدات سنگین از زن، آن هم به عنوان همسر شرعی و قانونی خود و در محیط خانه؛ اما در محیط اجتماع، استفاده از زنان بیگانه، ممنوع است و زنان نیز از این که مردان را در جایی خارج از کانون خانواده کام یاب سازند، به هر شکل و صورتی ممنوع است.

از این که از نظر اسلام مسئله کامجویی باید در محیط خانه باشد، دارای اهمیت و ویژگی‌های است؛ از جنبه روانی، به بهداشت روانی اجتماع کمک می‌کند؛ از جنبه خانوادگی، سبب تحکیم روابط خانوادگی و برقراری محبت کامل زوجین می‌شود؛ از جنبه اجتماعی، موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماعی می‌گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می‌گردد که ارزش او بالا رود و شخصیت زن به جای این که مسئله ابتذال زن پیش بیاید، مسئله شخصیت زن و جایگاه او مطرح می‌گردد.

در واقع، اسلام می‌خواهد محیط خانه برای زن و مرد، محیط التذاذ، محبت و غیره باشد و محیط بیرون از خانه برای هر دو، محیط کار، فعالیت و غیره باشد. اسلام می‌خواهد با این شیوه، دو محیط خانه، کار و اجتماع را از هم تفکیک کند؛ برخلاف دیگر مکتب‌ها که محیط کار و لذت جنسی را در اجتماع در هم آمیخته اند».

جنبه‌های فردی حجاب

حجاب از آن جهت که شروع و انجام آن از طرف شخص است و آن را رعایت می‌کند و می‌تواند در آن تقصیر داشته باشد و یا مزایایی برای او در پی دارد، دارای جنبه‌های فردی است. بر اساس این جنبه‌ها از حجاب، عده‌ای حکم حجاب را فردی دانسته‌اند. برای اثبات ادعای این گروه، می‌توان به امور زیر استدلال کرد:

۱- حجاب برای تامین مصلحت و امنیت رعایت کننده آن وضع شده است؛ زیرا او در برابر نگاه‌ها و هجوم‌های دیگران، خود را محافظت کرده است.

۲- حجاب برای رعایت احترام شخص رعایت کننده آن وضع شده است که این تحلیل، از روایات به دست می‌آید و منع و جلوگیری کنیزان از پوشاندن سر خود، در همین راستا قابل تحلیل است. در واقع، احترام و حیثیت از آن مسلمان است و این احترام، مخصوص شخص مسلمان است. احترام، امری شخصی است؛ پس حجاب هم شخصی است.

۳- زن باید حجاب را در نماز رعایت کند؛ حتی اگر کسی او را نبیند. از این مسئله در می‌یابیم که حجاب مانند نماز از احکام فردی است.

۴- حجاب امری کاملا فردی است؛ زیرا در روایاتی آمده است که گناه کوتاهی در رعایت حجاب زن، بر عهده شوهر است. در حدیثی آمده است: «زنی که خود را آرایش و خوشبو و معطر کند و برای دیگران از خانه خارج شود و شوهرش به این کار راضی باشد، خداوند برای هر قدمی که آن زن بر می‌دارد، یک خانه برای شوهرش در جهنم بنا می‌کند».

جنبه‌های اجتماعی حجاب

نمود حجاب به عنوان یک نشانه دینی، تامین مصلحت جمعی، بهزیستی نظری و روانی عمومی، کنترل زمینه‌های انحراف جنسی و بصری و تأمین بهداشت روانی، از جنبه‌های اجتماعی حجاب محسوب می‌شوند. عده‌ای با در نظر گرفتن این جنبه‌ها، به اجتماعی بودن حجاب معتقدند. در تقریر ادعای این گروه می‌توان به موارد زیر استدلال کرد:

۱- حجاب برای دیگران خالی از فایده نیست؛ زیرا اگر پوشش رعایت شود، نگاه‌های تحریک آمیز به وجود نمی‌آید و زمینه‌های تحریک جنسی کنترل می‌شود و این در تامین سلامت اخلاقی و روانی جامعه، نقش دارد. بنابراین، می‌توان گفت که حجاب از امور اجتماعی است.

۲- خداوند میان حجاب زن آزاد و غیر آزاد، فرق گذاشته است و نیز حرمت نگاه به زنان کافر، بدون قصد لذت، به دلیل عدم احترام آنان، برداشته شده است. این موارد نشان می‌دهد که حرمت نگاه، با احترام زن مرتبط است.

۳- حجاب در مواجهه با نامحرم و در محیط بیرون از خانه، مورد توجه و ارزش است. در فقه اسلامی، رعایت حجاب در خانه و برای همسر و محارم خود، معنی و مفهومی ندارد و این یکی از بزرگ ترین نشانه‌های اجتماعی بودن حجاب است.

۴- ممنوع شدن حجاب در غرب؛ کشورهای غربی با این که دارای نظام لیبرال هستند، ولی حجاب را در مدارس، دانشگاه‌ها و محافل عمومی، ممنوع کرده اند؛ زیرا حجاب، یک شعار و نماد اجتماعی است.

تحلیل و بررسی جنبه‌های فردی و اجتماعی

حجاب از شعور، آگاهی و شناخت فرد آغاز می‌شود و هر چه مقدار شناخت و آگاهی فرد و زمینه انتخاب او از حجاب بیشتر باشد، در حقیقت می‌توان حجاب او را آگاهانه، با اختیار و ریشه‌ای دانست. فردی که حجاب خود را با اختیار و آگاهانه انتخاب کرده، هنگام معاشرت با افراد بدحجاب و بی‌قید و بند، به راحتی حجاب خود را کنار نمی‌زند؛ اما اگر انتخابش عمیق و آگاهانه نباشد، با قرار گرفتن در فضای بدحجابی، به راحتی در حجاب خود اعمال نظر می‌کند و پوشش بدحجابان را بر می‌گزیند.

همراهی حجاب و نماز به این دلیل است که به حجاب، جنبه تقدس بخشیده شده است؛ همان طور که طهارت جنبه تقدس و پاکی دارد. حجاب در نماز نیز مانند طهارت از امور قربی نیست؛ بلکه از شرایط صحت نماز است. همراهی حجاب با نماز می‌رساند که نماز گرچه عبادتی است که فرد به وسیله آن در خلوت با خدای خود ارتباط برقرار می‌کند، ولی فلسفه آن جلوگیری از مفاسد اجتماعی است: «إنَّ الصَّلاهَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکر».۱

از بررسی جنبه‌های اجتماعی حجاب این تحلیل به دست می‌آید که هر چند حجاب، مصلحت فرد باحجاب را تأمین می‌کند و همرا با اختیار و آگاهی فرد انجام می‌شود، ولی برای دیگران، خالی از مصلحت نیست. زنی که حجاب را رعایت می‌کند، با حفظ آن، زمینه‌های تحریک جنسی در جامعه را کنترل می‌کند و از لغزش افراد جلوگیری می‌کند.

رعایت حجاب در سالم سازی فضای دینی و اخلاقی جامعه و تعادل روانی آن، نقش بسزایی دارد و در مقابل، رعایت نکردن حجاب به فراخوار هر یک از مراتب بی‌حجابی، سلامت فرد و جامعه را تهدید می‌کند.

مبارزه با حجاب از سوی کشورهای غربی، یکی از شیوه‌های فکری- فرهنگی استعمار است که آن را در کشورهای اسلامی در سالیان دورتر دنبال می‌کردند. استعمار در حمله به کشورهای اسلامی، به دو شیوه عمل می‌کند؛ یکی جریان سیاسی– نظامی که حمله و اشغال نظامی است و دیگری جریان فکری– فرهنگی که ابتدا اذهان و افکار را آماده می‌کند و بعد از طریق براندازی، وارد میدان می‌شود که در این جا بدون این که جنگی صورت گیرد، اذهان خود به خود فریفته و باخته فرهنگ و رسوم تبلیغ شده می‌شوند.

فرانتس فانون، زنان بی‌حجاب را شریک جرم اشغالگران استعمار می‌داند و می‌گوید: هنوز رویای رام کردن جامعه الجزایر به کمک زنان بی‌حجاب که شریک جرم اشغالگرانند؛ از ذهنم بیرون نرفته است. هر زن الجزایری که کشف حجاب می‌کند، هر چادری که می‌افتد و هر چهره‌ای که به صورت ناآرام اشغالگر عرضه می‌شود، ترجمان این معناست که الجزایر، هتک حرمت و کشف حجاب را از استعمار پذیرفته است.

حجاب به عنوان سمبل و نماد عفت و حیای زن مطرح است و غرب با منع حجاب به عنوان نمادی اجتماعی که قابل مشاهده در سطح عمومی است، این پیام را القا می‌کند که اگر حجاب فراگیر شود، موجی اجتماعی ایجاد می‌شود و حجاب و حفظ آن، پیام‌های متعددی در پی دارد که در سطح اجتماعی، قابل ارزش و ملاحظه است.

تلاش در تقسیم‌بندی احکام به فردی و اجتماعی بر اساس کنش‌های انسانی، به این دلیل است که الزام حکومت در احکام فردی، راه ندارد و این تقسیم بندی در مقام پاسخ به دیدگاه موافقان با الزام حکومتی حجاب است؛ زیرا به گمان آنان، حجاب جزء احکام فردی است و حکومت دینی نمی‌تواند در احکام فردی دخالت کند.

منبع: پرسمان؛ اسفند ماه سال ۱۳۹۰؛ شماره ۱۱۰

نفوذ معنوى امام حسن عسکری علیه السلام

ثقه الاسلام کلینى در کافى و شیخ مفید در ارشاد نقل مى‏ کند:

از حسین بن محمد اشعرى و محمد بن یحیى و دیگران که گویند: احمد بن عبیدالله بن خاقان (وزیر معتمد عباسى) و کیل املاک و مستغلات خلیفه در قم و عامل اخذ مالیات از آنها بود، او در عداوت اهل بیت علیهم السلام بسیار شدید بود.

روزى در مجلس او سخن از علویان و اهل بیت و مذهب آنها به میان آمد، احمد گفت: من کسى از علویان را در سیرت و وقار و عفت و نجابت و عزت و شرف مانند حسن بن على بن محمد بن رضا ندیدم، رجال خانواده‏ اش و بنى ‏هاشم او را برهمه مقدم مى‏ داشتند، و میان فرماندهان خلیفه و وزراء و همه مردم مورد احترام و عظمت بود.

روزى بالاى سر پدرم (عبیدالله بن خاقان وزیر اعظم خلیفه) ایستاده بودم که دربانها گفتند: ابن الرضا مى‏ خواهد وارد شود، پدرم با صداى بلند گفت: اجازه بدهید تشریف بیاورند، من تعجب کردم که دربانها چطور توانستند پیش پدرم کسى را با کنیه یاد کنند. فقط خلیفه یا ولی عهد خلیفه یا کسى را که خلیفه کنیه مى ‏داد، پیش پدرم با کنیه یاد مى‏ کردند.

در آن موقع دیدم مردى گندمگون، زیبا قامت، زیبا صورت، با تناسب اندام، جوان، با جلالت و با هیبت وارد شد، پدرم چون او را دید برخاست و به طرف او رفت، من ندیده بودم که پدرم به استقبال کسى از بنى هاشم و فرماندهان برود، چون به او رسید دست به گردن او انداخت، صورت و سینه او را بوسید و دستش را گرفت و او را در مصلاى خود نشانید و خود در کنار او نشست و به او رو کرد و با او سخن مى‏ گفت و گاهى مى ‏گفت: فدایت شوم، من غرق تعجب بودم.

در این بین دربان آمد و گفت: موفّق (برادر خلیفه) آمد، قرار بر این بود چون موفق نزد پدرم مى‏ آمد، دربانان و فرماندهان از اول درب ورودى تا تخت پدرم دو طرف صف مى‏ ایستادند، موفق از میان آنها مى‏آمد و مى‏ رفت، پدرم همان طور با او صحبت مى‏ کرد تا غلامان خاص موفق دیده شدند، در آن وقت پدرم به او گفت: خدا مرا فداى تو کند، اگر مى‏ خواهید تشریف ببرید مانعى ندارد. او به پا خاست، پدرم گفت: او را از پشت صفها ببرید تا امیر (موفق) او رإ؛ ک‏ک نبیند، بعد پدرم با او معانقه کرد و چهره او را بوسید و او رفت.

من به دربانان گفتم: واى بر شما! این کیست که پدرم با او با چنین احترامى برخورد کرد؟ گفتند: این مردى از علویان است که حسن بن على معروف به ابن الرضا مى باشد. تعجب من زیادتر شد، آن روز همه ‏اش در فکر او و کار پدرم نسبت به او بودم پدرم شبها پس از نماز عشاء مى‏ نشست و درباره جلسات و کارها و مطالبى که باید به محضر خلیفه برسد بررسى مى‏ کرد.

چون از کارش فارغ شد، من رفتم و پیش رویش نشستم، گفت: احمد! کارى دارى؟ گفتم: آرى، پدرجان! اگر اجازه دهى، گفت: اجازه دادم هر چه مى‏ خواهى بگو، گفتم: پدرجان! آن مرد کى بود که دیروز آن همه اجلال و اکرام و تبجیل از ایشان نموده و خودت و پدر و مادرت را فداى او مى‏ کردى؟

گفت: پسرم! او ابن الرضا و امام رافضه است، بعد از کمى سکوت اضافه کرد: اگر خلافت از بنى عباس برود، کسى از بنى هاشم جز او شایسته نخواهد بود، چون او در فضل، عفاف، وقار، صیانت نفس، زهد، عبادت، اخلاق نیکو و صلاح بر دیگران مقدم است، و اگر پدر او را مى ‏دیدى، مى ‏دیدى که مردى جلیل، بزرگوار، نیکو کار و فاضل است.

این سخنان بر اضطراب و تفکر و غضب من بر پدرم افزود، بعد از آن، من پیوسته از حالات او مى‏ پرسیدم و از کارش جستجو مى‏ کردم ولى از هر که از بنى هاشم، فرماندهان، نویسندگان، قضات، فقهاء و دیگر مردم سؤال مى‏ کردم، مى‏ دیدم که در نزد همه در نهایت تجلیل و تعظیم و مقام بلند و تعریف نیکو و مقدّم بر خانواده و دیگران است و همه ‏ گفتند: او امام رافضه است، لذا مقام وى در نزد من بزرگ شد، زیرا دوست و دشمن درباره او نیکو گفته و ثنا مى‏ کردند.

بعضى از حاضران از اشعری ها به او گفتند: اى ابابکر! حال برادرش جعفر چگونه بود؟ گفت: جعفر کیست که از او سؤال شود ویا با او یک جا گفته شود؟ جعفر آشکارا گناه مى‏ کرد، بى حیاء و شرابخوار بود، کمتر کسى را مانند او دیده ‏ام که پرده خویش را بدرد، احمق و خمار و کم ارزش بود، به خدا قسم او در وقت وفات حسن بن على پیش سلطان آمد که تعجب کردم و فکر نمى‏ کردم که چنین کند.

چون ابن الرضا مریض شد، فوراً به پدرم خبر فرستاد که او مریض است، بعد بلافاصله به خانه خلیفه آمد و با پنج نفر از خادمان و خواص خلیفه از جمله نحریر (مسؤول باغ وحش) برگشت و آنها را گفت که در خانه حسن بن على باشند و حالات او را زیر نظر بگیرند و به چند نفر پزشک گفت که شب و روز از او دیدار کنند… جریان این طور بود که او چند روز از ربیع الاول گذشته در سال دویست و شصت از دنیا رفت، سامراء یکپارچه ضجه شد، همه مى‏ گفتند: «ابن الرضا از دنیا رفت»… پس از آن جعفر نزد پدر من آمد و گفت: مقام پدر و برادرم را به من واگذار کن، در عوض هر سال بیست هزار دینار به تو مى‏ دهم، پدرم او را طرد کرد و گفت: احمق! خلیفه شمشیر و تازیانه ‏اش را به دست گرفت تا مردم را از امامت پدرت و برادرت برگرداند، مقدور نشد و نتوانست و تلاش کرد که آن دو را از امامت براندازد، موفق نشد، اگر در نزد شیعه پدر و برادرت امام بودى، لازم نبود که سلطان و غیر سلطان تو را در جاى آنها قرار بدهد.

و اگر آنها به امامت تو قائل نباشند با نصب خلیفه به امامت نخواهى رسید، پدرم او را تحقیر کرد و گفت اجازه ندهند که نزد او بیاید…[۱]

پی نوشت ها:

[۱] . رجوع شود به کافى: ج ۱ ص ۵۰۳ باب مولد ابى محمد الحسن بن على، ارشاد مفید:

ص ۳۱۸ حالات امام عسکرى (ع)

،کمال الدین صدوق: ج ۱ص ۴۰ – ۴۳ ما روى فى وفات العسکرى (ع)،

شیخ طوسى در فهرست در ترجمه احمد بن عبیدالله بن خاقان و نیز نجاشى در ترجمه وى به این مجلس اشاره فرموده ‏اند.

 

حجاب یدک‌کش!

بارها و بارها پای صحبت مادرم نشستم که از حال و هوای دختران ایران قبل از انقلاب اسلامی سخن گفته است و از سختی انتخاب حجاب در مدارسی که خود، مروج بی‌عفتی بودند و از دختران دانش‌آموزی که با زیبایی ظاهرشان، نمره می‌خوردند. مادر می‌گفت که یکی از همکلاسی‌هایش در مسابقه ملکه زیبایی برگزیده شده بود و با همین امتیاز، تا دربار شاه هم رفته بود. انگار که صدها سال گذشته باشد؛ من هم گوش می‌دادم و خدا را به خاطر نعمت آزادی انتخاب حجاب، شکر می‌کردم و هرگز فکرش را هم نمی‌کردم که همین روزها در اینترنت بخوانم که مسابقه ملکه زیبایی، برای دختران باحجاب برگزار می‌شود. ملکه زیبایی، برایم مساوی بود با بی‌حجابی و تاج درخشان و لباس نیمه عریان و فیگورها و لبخندهای ملیح برای لنز عکاس. حالا سؤال بزرگم این بود که چطور توانسته‌اند این دو را با هم جمع کنند؟

گفته‌اند که قرار است مسابقه ملکه زیبایی زنان باحجاب، در مراکش برگزار شود و کمیته برگزاری این مسابقه، هدفش را تلفیق معیارها، عادات و رسوم جدید و قدیم دانسته است. ملکه زیبایی مراکش به وسیله هیأت ژوری و پیام‌های کوتاهی که مردم مراکش ارسال می‌کنند، انتخاب می‌شود و شرکت کنندگان مراکشی نیز با پوشش کامل و با لباس‌های مدرن و سنتی، در این مسابقه شرکت می‌کنند.

زیبایی به یک معنا، جذابیت و گیرایی است و در نگاهی دیگر، ملاحت و معصومیت. نه هر بی‌حجابی زیباست و نه هر حجابی نازیبا. عنوان حجاب – همان پوشش کاملی که برگزار کنندگان مسابقه ادعایش کرده‌اند- وقتی که با تعلیقاتی از آرایش و پیرایش، لباس‌های فاخر و جذاب و ژست و فیگورهای مانکن گونه عرضه شود، به روشنی بر تن این دختران زار می‌زند!

در واقع، پوشش مناسب، حیا و عفاف، سه ضلع مثلث حجاب هستند که در نبود هر کدام، رسیدن به بلندای شخصیت یک بانوی باحجاب مسلمان، ناممکن است.

از دیگر شروطی که برای شرکت‌کنندگان در این مسابقه قرار داده شده است و بُعد «عفاف» زنان باحجاب را بیشتر زیر سؤال می‌برد، این است که سن آنها باید ۱۸ تا ۲۵ سال باشد و ازدواج یا طلاقی در شناسنامه آنها ثبت نشده باشد!

عفاف، صفتی نفسانی و ارادی است که باعث می‌شود انسان به تمایلات و نیازهای جسمی و جنسی خود، پاسخی عقل پسند، عرف‌پذیر و اخلاقی بدهد و هرگاه از تأمین نیازهای خود به شکل یادشده ناتوان ماند، خویشتندار و شکیبا باشد و نفس خویش را از دست زدن به روش‌های ناپسند و غیر منطقی و نامعقول، باز دارد. اگر در این معنا دقت شود، حقیقت عفاف، امری ارادی، عقلانی و منطقی خواهد بود که با سازمان وجود و طبیعت و سرشت انسانی، سازگاری دارد و این حقیقت در بستر اندیشه و رفتار متعادل، تحقق می‌پذیرد.

بنابراین، عفاف در دو زمینه زیر تحقق نمی‌یابد:

۱- در جایی که فرد گرفتار افراط در پاسخ‌گویی به نیازهای جسمی و جنسی خود شده باشد و هر راه و روش و منشی را برای خود مجاز شمارد که سرانجام به بی‌آبرویی و بی‌شخصیتی وی منتهی می‌شود.

۲- در زمینه‌ای که فرد گرفتار تفریط شده باشد؛ یعنی بر اساس یک باور و پندار و یا انگیزه‌ای واهی و غیر منطقی و یا به دلیل بیماری و ضعف قوای جسمی وجنسی، از هر گونه پاسخ‌گویی به نیازهای خود، پرهیز کند و قوای خویش را باطل و بیکار نگاه دارد که به این گونه رفتار، عفاف نمی‌گویند.

حال این دختران زیبارویی که در اوج جوانی و طراوت هستند، اگر بناست که با وجود شرایط ازدواج، هیچ ازدواج یا طلاقی در کارنامه زندگی‌شان ثبت نشده باشد، حتماً در موضوع عفاف، به افراط یا تفریط گرایش داشته‌اند.

خداوند در کتاب مبارکش می‌فرماید: «و کسانی که زمینه‌ای برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاک دامنی پیشه کنند؛ تا خداوند از فضل خود، آنان را بی‌نیاز گرداند». عفت‌ورزی پیش از ازدواج و راه‌های مهار نفس، در کتاب و سنت اسلامی، سفارش شده است؛ اما به راستی چند درصد این افراد ممکن است زمینه یک ازدواج مناسب برایشان پیش نیامده باشد؟ چرا باید در چنین مسابقه‌ای مجرّد بودن شرط باشد، آن هم برای دخترانی در این رده سنی که به طور طبیعی اعتماد به نفس قابل قبولی دارند که حتی حاضرند ظاهرشان را در معرض قضاوت قرار دهند؟

چرا یک خانم متأهل – که عموماً تأهل نشانه عفت و پای بندی به خانواده است- اجازه شرکت در این مسابقه را ندارد؟

سؤال بر سر بالا رفتن سن ازدواج و عمل فردی هر کدام از شرکت کنندگان نیست؛ اما این که مجرد بودن و عدم طلاق یکی از شروط برگزار کنندگان این مسابقه است، سؤالات و تردیدهای فراوانی را نسبت به نیت خیر برگزارگنندگان ایجاد می‌کند؛ نیتی که شاید در ابتدا گمان می‌کردم تکریم حجاب و زیبا انگاشتن آن است؛ اما اکنون آن را مسابقه‌ای مغرضانه بیش نمی‌دانم که شرکت کنندگان تنها عنوان باحجاب را یدک می‌کشد؛ بدون توجه به دو رکن دیگر حجاب؛ یعنی حیا و عفاف.

منبع: پرسمان؛ اسفند ماه سال ۱۳۹۰؛ شماره ۱۱۰

ضرورت حجاب در اسلام

حجاب، گویای انتخاب یک عقیده است و آدمی، عقیده و مرام را با دو خصیصه (شناخت) و (انتخاب) برمی‌گزیند، بدان می‌بالد و بر اساس آن زندگی می‌کند و تمامی رفتارهای خود را بر اساس آن شکل می‌دهد. هرچه شناخت و اختیار انسان، عمیق‌تر شود، عقیده و مرام او نیز پایدارتر است. حجاب نیز این چنین است؛ یعنی محصول شناخت و بینش‌هایی است که (زن) از هستی، انسان، روابط اجتماعی و چگونگی تکامل و رشد صحیح خود دارد. او بدین باور رسیده است که با پوشش دادن به خود، سیر معنوی جامعه را سرعت می‌بخشد و مانعی بر سر راه به وجود نمی‌آورد، چرا که هر کس ـ چه زن و چه مرد ـ جاذبه‌های ثروت، شهرت، مقام و یا بدن را به چشم دیگران آورد، رهزنی کرده و آدمیان را از مسیر رشد و فلاح باز داشته است. مشغول داشتن انسان‌ها به جاذبه‌ها و به نمایش گذاشتن آن ه، چشم و دل انسان‌های کم ظرفیت را کور می‌کند و از نور معرفت محروم می‌دارد؛ از همین رو است که (حجاب) و (پوشش) واجب شده است.

این چنین پوشش، برای سیه‌دلانی که به (فلاح) و (رستگاری) نمی‌اندیشند و در صدد تاراج سرمایه و جاذبه‌ها هستند، همیشه مانع بزرگی بوده است، از این رو در طول تاریخ همواره در صدد کشف حجاب از زنان بوده‌اند. استعمارگران که چادر و حجاب کامل را دژی آهنین بر سر راه اهداف شوم و پلید خود می‌دیدند، کوشیدند تا آن را از بین ببرند. در ایران این کار به دست رضاخان صورت گرفت، به طوری که با رواج تجددطلبی و گرایش به مظاهر غربی در کشور، بازار غرب زدگی رونق یافت و حتی هم زمان در مصر، تونس و اندونزی نیز آغاز شد.

در زمانی که رژیم شاه سخت می‌کوشید تا فرهنگ برهنگی و بی‌بندوباری و بی‌حجابی را ترویج کند، استاد شهید مطهری همواره تلاش می‌کرد تا با این منکر مبارزه کند. او معتقد بود چون دانشکده الهیات مکانی محترم و مقدس است، خانم‌های دانشجو باید حجاب اسلامی را رعایت کنند.

استاد سید محمد باقر حجتی در این باره می‌نویسد:

(در یکی از سال‌ها که شمار داوطلب ورود به دانشگاه الهیات، نخست رو به فزونی نهاده بود… و داوطلب‌ها عبارت از چند صد نفر بودند که شماری از آن‌ها [را] دختران و… تشکیل می‌دادند. و قهراً در آن روز، شماری از زنان بی‌حجاب بودند، استاد بزرگوار شهید آیه اللّه مطهری این مطلب را قبلاً پیش بینی کردند و از آن جا که سخت تلاش می‌نمودند فضای دینی دانشگاه با ورود زنان بی‌حجاب آسیب نبیند، در یکی از جلسات شورا پیش نهاد کردند که دختران و زنانی که می‌خواهند در این دانشکده به تحصیلات خود ادامه دهند، باید با پوشش محتشم (دارای حجاب شرعی) باشند وگرنه دانشگاه از ادامه تحصیل آن‌ها معذور است. این پیش نهاد مورد تصویب اعضای شورا و رئیس وقت دانشگاه ـ که شخصی آرام و متین بود و به استاد آیه اللّه شهید مطهری بسیار احترام می‌گذاشت ـ قرار گرفت. قبل از شروع کنکور اختصاصی دانشکده، استاد گرانمایه تعداد زیادی روسری تهیه کردند و در روزهایی که از کشف حجاب در رسانه‌های گروهی ـ اعم از مطبوعات و رادیو تلویزیون ـ تعریف و تمجید می‌کردند، بخشی از این روسری‌ها را به نگهبان درب جنوبی و بخشی را به نگهبان درب شمالی دانشکده سپرد و به آن‌ها فرمود: هر داوطلب زن که بدون حجاب وارد دانشکده می‌شود، یکی از این روسری‌ها را به او هدیه کنید تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به دانشکده‌ای که بسان یک مکان مقدس است، نیاید. در آن روز از این روسری‌ها استقبال خوبی به عمل آمد.)۱

مستر همفر، جاسوس انگلیس می‌گوید: (در مسئله بی‌حجابی زنان، باید کوشش فوق‌العاده‌ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی‌حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند… پس از آن که حجاب زن با تبلیغات و سعی [ما] از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلِم از آنان تقلید کنند.)۲

متأسفانه همان تفکر امروزه با ترفندها و شیوه‌های جدید ـ بی‌آن که سخنی از برداشتن حجاب بیاورند ـ به وسیله بعضی از دگراندیشان کج‌اندیش القا می‌شود تا از این طریق زمینه تضعیف اصل حجاب و ترویج فرهنگ برهنگی و هرزگی فراهم شود و حیثیت زنان پایمال گردد.

فلسفه حجاب

حجاب یعنی پوششی که کرامت، عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند و هر چیزی که این نظر را تأمین کند حجاب است. اما ریشه حجاب چیست و چه دلایلی آن را به وجود آورده است؟ استاد شهید مطهری در این خصوص می‌گوید:

(مخالفان حجاب سعی کرده‌اند جریانات ظالمانه‌ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیراسلامی فرق نمی‌گذارند؛ چنین وانمود می‌کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می‌گیرد… ما مجموع آن‌ها را ذکر می‌کنیم… بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلاً ذکر می‌شود:

۱- میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)؛

۲- عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)؛

۳- پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)؛

۴- حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی)؛

۵- عادت زنانگی زن و احساس او به این که در خلقت، از مرد چیزی کم دارد، به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی).۳

استاد شهید مطهری معتقد بود که: (علل نام برده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی‌جهت آن‌ها را به نام علت حجاب ذکر کرده‌اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستم‌های غیر اسلامی تأثیر داشته است، در حجاب اسلامی تأثیر نداشته است.)۴

فلسفه‌ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می‌کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است، از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می‌باشند. عفاف، روح پوشش است و پوشش کالبد آن؛ عفاف، فلسفه حجاب است و حجاب، تضمین کننده عفاف و حیا می‌باشد.

با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد که هیچ یک از مواردی را که روشن فکران به عنوان عامل پیدایش حجاب بیان داشته اند، با روح اسلام سازگار نیست و با فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام منافات دارد. البته حجابی که اسلام برای زنان تعیین فرموده به معنای در خانه ماندن و نداشتن فعالیت اجتماعی نیست، بلکه زنان با رعایت کامل حجاب می‌توانند در اجتماع و هرجا که ضرورت داشته باشد، حضور داشته باشند. هنگامی که خلیفه دوم درباره فدک در مسجد با مردم صحبت می‌کرد، حضرت زهرا(علیها السلام) برای دفاع از خود به همراه عده‌ای از زنان، با پوششی که حتی کفش آن حضرت نیز معلوم نبود، به طرف مسجد رفت، و یا حضرت زینب(علیها السلام) که بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) در بین راه کوفه و شام و در مجلس یزید به سخنرانی پرداخت. این دو نمونه روشن نشان‌دهنده آن است که اسلام با حضور زن در اجتماع مخالف نیست، اما شرط آن این است که حجاب اسلامی را به طور کامل رعایت کنند.

اهمیت حجاب

در قرآن مجید چند آیه پیرامون حجاب وجود دارد که اهمیت آن را به خوبی روشن می‌کند. در این جا به سه آیه اشاره می‌کنیم:

* (و إذا سأَلتُمُوهنَّ متاعاً فَسْئلُوهنَّ مِن وراء حجابٍ ذلکم أطهرُ لِقلوبِکم و قلوبهنَّ؛۵ و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان [همسران پیامبران] می‌خواهید، از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دل‌های شما و آن‌ها بهتر است.)

در این آیه، خداوند به مؤمنان فرمان می‌دهد که با همسران پیامبر از ورای حجاب سخن گویند. این حکم درباره سایر زنان نیز قابل تعمیم است، زیرا خداوند متعال طهارت و پاکی را برای همه زنان می‌خواهد. البته مراد از پشت پرده بودن زنان به مفهوم در منزل ماندن نیست، زیرا پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم) همسران خود را به مسافرت و بعضی از جنگ‌ها می‌بردند. در خصوص سایر زنان نیز همین طور است.

* (یا ایها النَّبی قُل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یُدنینَ علیهِنَّ مِن جلابیبهنَّ ذلک اَدنی اَن یُعرفنَ؛۶‌ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب‌ها [روسری‌های بلند] خود را بر خود فرو پوشند، این مناسب‌تر است تا شناخته شوند.)

اما این که (جلباب) چیست، نظرها مختلف است؛ بعضی به پیراهن و جامه گشاد و بزرگ۷ معنا کرده اند، عده‌ای دیگر پیراهن یا لباس گشاد۸ را صحیح می‌دانند و برخی آخر به جامه‌ای از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر۹ می‌گویند؛ لکن از مجموع این معانی معلوم می‌شود که (جلباب) از روسری امروزی بسیار بزرگ‌تر بوده به طوری که حجم زیادی از بدن را می‌پوشانده و معمولاً در خارج از منزل از آن برای پوشش استفاده می‌کرده‌اند.

* (و قُل للمؤمنات یَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و یَحفَظنَ فروجهُنَّ و لایُبدینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر مِنها و لْیَضرِینَ بِخُمُرهِنَّ علی جیوبِهِنَّ و لا یُبدینَ زینتَهُنَّ الاّ لِبُعولَتِهِنَّ؛۱۰ به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و دامن‌های خود حفظ کنند و زیورهاشان آشکار نکنند مگر آن چه پیدا است، سرپوش‌های خود بر گریبان‌ها بزنند و زینت‌های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران.)

اسلام می‌خواهد زن، وقار، کرامت و شخصیت خود را حفظ کند، از این رو پوشش را برای او واجب کرد و هیچ پوششی نیز بهتر از چادر سیاه نیست، که تضمین کننده عفاف است.

پی‌نوشت‌ها

۱ـ مجله با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره ۴۲، ص۱۴۰،

۲ـ خاطرات مستر همفر، ترجمه دکتر محسن مؤیدی، ص۸۴،

۳ـ مسئله حجاب (انتشارات صدر، پاییز۱۳۷۳) ص۳۱ و۳۲،

۴ـ همان، ص۳۲،

۵ ـ احزاب(۳۳) آیه ۵۳،

۶ ـ همان، آیه ۵۹،

۷ـ فیروزآبادی، قاموس المحیط (داراحیاء التراث، بیروت، لبنان، ۱۴۱۲) ج۱، ص۱۷۳،

۸ ـ المنجد (چاپ بیست وششم، نشر نو) ص۹۶،

۹ـ لسان العرب (نشر ادب الحوزه، ۱۳۶۳) ج۱، ص۲۷۲،

۱۰ـ نور(۲۴) آیه ۳۱،

منبع: معارف اسلامی؛ فروردین، اردیبهشت؛ خرداد و تیر ۱۳۷۹؛ شماره ۴۵

هستی‌شناختی جایگاه زن در آموزه‌های اسلامی و فمنیستی

در بیان علل پیدایش جنبش‌ها و مکاتب فلسفی هم چون جنبش فمینیسم که برخاسته از بستر اجتماعی و محصول ساختارهاست می‌‎توان به دلایل مختلفی اشاره داشت؛ اما مهمترین دلیل برای فراز و فرودهای مکاتب فلسفی که توسط جنبش‌های اجتماعی به عرصه می‌‎آیند، افراط و تفریط‌هایی است که در جوامع غربی روی داده است. این افراط و تفریط‌ها منشأ‎های مختلفی داشته است هم چون: حاکمیت محض آباء کلیسا با اتکا به مسحیت و متون مقدس تحریف شده، نادیده گرفتن خرد انسانی، به خصوص در دوره ی قرون وسطی، و هم چنین در برهه‌‎ای دیگر حاکمیت محض خرد ابزاری و نادیده گرفتن تعالیم الهی.

به عنوان مثال، نادیده گرفتن حقوق اولیه ی زن در جوامع غربی در برهه‌‎ای طولانی از تاریخ اجتماعی مغرب زمین (همچون عدم برخورداری از حق رأی و انتخاب کردن و انتخاب شدن، عدم برابری با مردان، در حاشیه بودن زنان، موجود دست دومی دانستن زنان) سبب ظهور مکاتبی شده است که سعی در استیفای حقوق زنان در برابر مردان کردند. در نهایت، با اتخاذ رویکردهایی افراطی به مسأله ی زنان، حتی به انکار تفاوت‌ها و تمایزهای ذاتی و طبیعی مرد و زن، نظیر جنسیت معتقد شدند و جنسیت و زن بودن را محصول ساختارهای اجتماعی نامیدند.

در آموزه‌های اسلامی به علت همراهی عقل و شرع و مطابقت و ملازمه ی عقل و شرع و تبیینی صحیح از جایگاه زن در اجتماع و وظایف و حقوق آن در بُعد نظری شاهد این فراز و فرودها نیستیم و مسائلی که مطرح می‌‎گردد بیشتر در حیطه ی اجرائیات و بُعد عملی است که به نحوه ی اجرای وظایف مسئولان و مجریان جامعه ی اسلامی درباره ی زنان بازگشت می‌‎کند. تکریم زن در دین اسلام، بارزترین وجه آموزه‌های اسلامی برای توصیف جایگاه زنان است. وجود برترین شخصیت انسانی، فاطمه(سلام الله علیها) در میان زنان که علت خلق همه ی موجودهای عالم هستی است نشان از شأن رفیع و والای زنان در دین اسلام است.

جنبش فمینیسم

در بیان تاریخچه ی جنبش فمینیسم، می‌‎توان ردپایی از آن را در دوران باستان و نیز امپراتوری روم ‎شرقی و بعدها در نوشته‌های «کریستین د پیزان»، اولین نویسنده ی حرفه‌ای زن، که بسیاری از عقاید فمینیستی را قبل از سال ۱۳۰۰م در مقابله با کوشش‌هایی که جهت محدود کردن ارث‌بری زنان و عضویت در اتحادیه انجام می‌گرفت به نگارش درآورد، مشاهده کرد. تولد فلسفه‌ای به نام فمینیسم، محصول تحول‌های قرن نوزدهم است؛ یعنی زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مردمحور سرکوب می‌شوند.

در تعریف فمینیسم، به طور خلاصه می‌توان چنین گفت: «فمینیسم، باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است و مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگون تشکیل شده است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسائل زنان، مبارزه می‌کند»(ویکی پدیا، مدخل فمینیسم).

به طور خلاصه، اصول و قواعدی که از نگاه فمنیست‌ها در تحلیل مسائل زنان مورد تأکید قرار می‌‎گیرند شامل موارد زیر است:

* فمنیست‌ها با تمایز قائل شدن میان «جنس» و «جنسیت» در تحلیل‌های خود، تفاوت‌های زن و مرد را صرفاً در محدوده ی تفاوت‌های فیزیولوژیکی و جسمی مربوط به جنس آنان می‌‎دانند و تفاوت‌های ذهنی، روحی و احساسی را که به ‎زعم آنان در محدوده ی تفاوت‌های جنسیتی است، ناشی از تأثیرهای فرهنگی و اجتماعی عرف جامعه ی مردسالار می‌‎دانند و معتقدند که تفاوت‌های جنسیتی را جامعه می‌‎سازد و نه چیز دیگر.

* فمنیست‌ها در حوزه ی حقوق و وظایف اجتماعی زن و مرد، قائل به تشابه بوده و هر گونه تفاوت در نقش‌ها و حقوق را حمل بر نابرابری و ظلم کرده و خواستار برقراری تشابه کامل میان زن و مرد هستند.

* فمنیست‌ها معتقدند خانواده به شکل هسته‌‎ای آن، باعث انقیاد و تحت سلطه درآمدن زن و بازتولید روابط مردسالاری در جامعه می‌‎شود و باید کنار گذاشته شود (اقبالی، ۲۵ /۶/۱۳۸۸).

جوهره ی فمینیسم آن است که حقوق، مزیت‌ها، مقام و وظایف نبایستی از روی جنسیت مشخص شوند؛ به عبارت دیگر، نقطه ی کانونی همه ی جنبش‌های فمنیسمی، توجه و اذعان به محرومیت‌ها و نابرابری‌ها و تبعیض‌ها علیه زنان در جامعه ی مردسالار است؛ اما چگونگی تبیین علل ایجاد چنین محرومیت‌هایی و هم چنین روش‌ها و راهکارهای مبارزه با این تبعیض‌ها و احیاء و استیفای حقوق از دست رفته ی زنان، آن‌ها را از یکدیگر متمایز می‌‎سازد.

باید توجه داشت که در بعد فرانظری، مبحث هستی‌شناسی است که تعیین کننده ی تعریف فمینیسم از زن و مرد و به طور کلی جهان ‎هستی است.

هستی‌شناسی فمینیستی

هنگامی که سخن از هستی‌شناسی به میان می‌‎آید، مراد تعریفی است که از جهان و مافیها ارائه می‌‎گردد که این امر سبب مشخص شدن نوع برداشت انسان است. در هستی ‎شناسی، برخی جهان را کاملاً مادی و برخی دیگر آن را صرفاً تشکیل یافته از انگاره‌ها می‌‎دانند و برخی نیز در میانه ی این دو گروه قرار می‌‎گیرند. فمینیسم، تحت تأثیر اندیشه‌های فلسفی مسلط بر غرب نظیر اومانیسم، سکولاریسم و فرد گرایی به نوعی به سمت نادیده گرفتن واقعیت‌های هستی ‎شناختی انسانی روی آورد و به تعبیر دیگر، هستی‌شناسی ناقصی را ارائه داده است. نظریه‌های غربی با محدود و منحصر دانستن حیات انسانی به همین دنیای مادی و حذف معادگرایی نتوانستند تعریفی صحیح از انسان ارائه دهند تا بتوانند در پرتو آن برنامه‌‎ای کامل را برای سعادت او تنظیم کنند. فمینیست‌ها که تحت سلطه ی فلسفه ی مادی ‎گرایانه غرب هستند، به نوعی افراطی با مسأله ی هستی‌شناسی برخورد کرده و از اعلام حضور خود در عالم هستی تا حذف موجودهای مذکر پیش رفته و سعی کردند با ارائه ی برنامه‌‎ای زنانه، جهان را به سمت سعادت سوق دهند.

رویکرد اسلامی

در رویکرد اسلامی، توجه به بنیان‌هایی که برداشت‌های نهایی ما را جهت می‌‎بخشند، امری ضروری است؛ زیرا برخی بدون توجه به بنیان‌های اساسی تئوری‌‎ها، و تنها با تأکید به مسائل محتوایی آن‌ها بسیاری از احکام آن‌ها را مطابق با احکام اسلام قلمداد می‌کنند، به گونه‌‎ای که امروزه با نظریه‌هایی با عنوان فمینیسم اسلامی مواجه‌‎ایم که به نوعی در راستا و به تبعیت از فمینیسم غربی، درصدد خوانش دوباره ی منابع چهارگانه ی دین اسلام است و بر این باور است که برداشت‌ها و اجتهادهای مردانه، سبب قرائت‌های ناقص و یک جانبه‌‎ای از متون مقدس شده است. در حالی که اگر این قرائت با نگاهی زنانه بازبینی شود، ممکن است احکام ‎ متفاوتی از آن استخراج گردد. بنابراین، توجه به هستی ‎شناسی، امری است ضروری.

انسان در هستی‌شناسی اسلامی

هنگامی که از هستی‌شناسی اسلامی سخن به میان می‌‎آید، مراد همان مجموعه‌‎ای کامل از موجودهایی است که از خداوند باری تعالی آغاز می‌‎شود و تا کوچکترین موجودها ادامه می‌‎یابد. انسان در هستی‌شناسی اسلامی، همان خلیفه ی الهی است که در مسیرِ «شدن» قرار دارد و نهایت آمال و آرزوی او رسیدن به مقام قرب الهی و سعادت ابدی است که در ارتباط با سایر موجودهای عالم به این مقام دست می‌‎یابد. او هستی نامحدود و حقیقت مطلق نیست و بر وجود و رفتارش قوانین و سنت‌هایی حاکم است و هویت او در نسبت با مبدأ و غایت هستی که همان پروردگار جهان است، معنا می‌‎یابد؛ به عبارت دیگر، مهمترین مبانی انسان‌شناسی اسلام، بر اساس سوره ی بقره، آیه ی۳۰ اشرف مخلوقات بودن انسان، هدفمندی نظام هستی و نیز تناسب میان نظام تکوین و تشریع و معیار‌های دینی در ارزشگذاری است.

زن در هستی‌شناسی اسلامی

اشتراک زن و مرد در انسانیت، در برابر نگاه تحقیرآمیزی که در سایر مکاتب نسبت به زن وجود دارد و با توجه به تفاوت‌های تکوینی میان زن و مرد، از ویژگی‌های اساسی دیدگاه اسلامی در تبیین شخصیت زن به شمار می‌آید.

اسلام در مقایسه با غرب، جایگاهی که برای زنان در نظر گرفته، جایگاهی واقعی است که با وضعیت طبیعی جامعه و خلقت زن در ارتباط مستقیم است. در اسلام، نقش و جایگاه اجتماعی زن، بسی فراتر از نقش مردان است. بنابراین، نخستین سنگ بنای اسلام در همسانی زن و مرد از اشتراک این دو در انسانیت است و صرفاً تقوا سبب برتری افراد بر یکدیگر برشمرده می‌‎شود که در مقایسه با سیر تطور تاریخ در غرب، گویی زن در برهه‌‎ای از تاریخ از متصف ‎شدن به صفت انسانیت محروم بوده و صرفاً جنس مذکر مشمول این صفت بوده است. در بررسی سایر ادیان، نظیر مسیحیت و یهودیت و… و نیز بر اساس کتاب و متون مقدس آن‌ها مشاهده می‌‎شود که زن جزیی از دارایی‌های مرد قلمداد می‌‎گردد که در اسلام این گونه نیست و تنها اموال و دارایی‌هایی مادی در این حیطه وارد شده است.

اگر در غرب، تنها نزدیک به دو قرن است که به زنان حق انتخاب کردن را -ناشی از فشارهایی که از سوی جنبش‌های مختلف به دولت‌ها و جوامع غربی آمده- عطا کرده‌‎اند، در اسلام از ابتدا برای زنان حقوقی هم چون حضور در مسأله ی بیعت در نظر گرفته شده است. در غرب، فلاسفه ی فمینیست و به تبعیت از آن‌ها، فعالان جنبش فمینیسم تلاش‌های بسیاری کرده‌اند تا بتوانند حقی به نام حق تحصیل را برای زنان به ارمغان بیاورند. در حالی که در آموزه‌های اسلامی تحصیل نه تنها حق زنان است، بلکه به عنوان تکلیفی برای هر دو گروه مردان و زنان در نظر گرفته شده است. (ناظر به حدیث نبوی: طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه).

از آن جایی که هویت جنسی، ارتباطی با ساختارهای اجتماعی ندارد و تکوینی است؛ لذا همین امر، تأثیر مستقیمی بر مسئولیت‌ها و نقش‌ها دارد. تفاوت‌های زیستی از جمله تفاوت‌های ژنتیکی، تفاوت در ساختمان مغز و شیوه ی تفکر و تفاوت در استعداد‌ها و کسب مهارت‌ها مواردی است که نشان‌دهنده ی تمایزهای تکوینی مرد و زن است و همین امر می‌تواند نقطه ی شروعی برای نقد گفتمان فمینیسم باشد.

شیوه و روش عادلانه در تقسیم حقوق و وظایف، تقسیمی عادلانه و مساوی بر اساس ویژگی‌های هر یک است. برای روشن‌تر شدن بیشتر موضوع، ذکر این امر ضروری است که بایستی تفاوت میان تساوی (Equality) و تشابه (Similarity) را به خوبی دریافت. تشابه، به معنای همانندی و هم شکلی روبناهای حقوقی است؛ یعنی وضع حقوق و تکالیفی کاملاً مشابه، بدون توجه به شرایط طبیعی و ویژگی‌ها که این امر در غرب سبب تضعیف شدید بنیان خانواده گردیده است؛ زیرا زن‌ها بایستی با پذیرش مسئولیتی مضاعف، کار بیرون خانه را برعهده گیرند و باید در تمامی مخارج و هزینه‌های زندگی سهیم گردند. تساوی به ‎معنای برابری است، نه یکنواختی. در تساوی شرایط گوناگون، تفاوت‌های طبیعی، وظایف و جوانب مختلف ملاحظه می‌‎شود و چه ‎بسا احکام نامشابهی وضع می‌‎گردد، بدون آن که بر کسی ستمی روا شود؛ ولی در تشابه، همه ی این امور نادیده انگاشته شده و فقط به یک نواختی روبناهای حقوقی نظیر میزان درآمد، تحصیلات، اکتساب شغل، میزان ارث، دیه، و… بسنده می‌‎شود. بنابراین، باید توجه داشت که هر گونه نایکسانی قواعدِ حقوقی به منزله ی نفی تساوی نیست و هر نوع تشابه و یک نواختی به منزله ی رعایت تساوی نیست (مطهری، ص۱۱۴). تفاوت‌های حقوقی به ‎معنای تفاوت در ارزش‌ها و کمال‌های انسانی نیست و اسلام بر برابری زن و مرد در کرامت‌های انسانی تأکید فراوان دارد.

پوشش زن در اسلام و فمینیسم

در مکتب اسلام بر خلاف مکاتب غربی، زن نیز در کنار مردان قرار دارد. به عبارت دیگر، سیر تکاملی برای هر دو قرار داده شده و در امکان حصول به مقام قرب الهی و کمال نهایی به مرد و زن به طور مساوی نگریسته شده است و حتی برای زن، پیمودن این مسیر به علت وجود احساس‌های سرشار انسانی سهل‌تر است. زن در مکتب اسلامی با الگوبرداری از فاطمه زهرا(سلام الله علیها) پاسخ به پرسش «چگونه شدن» (شریعتی، ۱۳۸۸، ۴۰) را در برابر خود مجسم می‌‎دیده و لذا با وجود چنین الگوی متعالی که علت وجود و خلقت تمامی موجودها است (ناظر به حدیث: لولاک لما خلقت الافلاک) توانسته جایگاه خود را در عرصه ی اجتماعی بیابد.

فلسفه ی حجاب در اسلام: تمامی احکام، دائرمدار فلسفه و علت وجودی خاصی است که در مورد مسأله ی حجاب نیز این امر صادق است. روح مسأله ی حجاب، ناظر به محدودیت کامیابی‌ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع است، نه آزاد بودن کامیابی‌ها و کشیده شدن آن‌ها به محیط اجتماع. که این امر خود از جنبه ی روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‌‎کند و از جنبه ی خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌‎گردد (مطهری، ۱۳۷۹،۸۳).

حجاب از جنبه ی اجتماعی، موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می‌‎گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد سبب می‌‎گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود و از ابتذال او جلوگیری شود. شهید علامه مرتضی مطهری در کتاب فلسفه ی حجاب این مسأله را چنین بیان داشته است: «حیا و عفاف و سِتر و پوشش، تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن، با هوش فطری و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی‌تواند با مرد برابری کند… و از طرف دیگر نقطه ی ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خالق در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب، و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است»(مطهری، ۱۳۷۹، ۷۰). حجاب و پوشش در این میان، ابزاری است برای ارتقای امنیت زن در اجتماع که همین امنیت سبب رشد و جایگاه زن می‌گردد. زن در احکام اسلامی از تهییج دیگران و ابزارشدن نهی شده است و حجاب برای افزایش کرامت و شرافت است.

حجاب در جنبش فمینیسم: طرفداران فمینیسم، تمامی متعلقات زنان نظیر احساس‌ها و جنسیت و در نهایت جایگاه آن را محصول نگاه مردانه می‌‎بینند؛ لذا مسأله ی پوشش زنان را که برخاسته از نیاز طبیعی و غریزی آن هاست ناشی از نوعی نگاه جبرمحیطی مردانه می‌‎دانند. فمینیست‌ها برای حذف سلطه ی مردان از اجتماع و بازگرداندن زنان به جایگاه اجتماعی واقعی‌شان و دستیابی به حقیقت انسانی، به سمت حذف حجاب و پوشش برای زنان اقدام می‌‎کنند و لذا با مخالفت با آموزه‌های دینی و حتی عقلانی درصدد ایجاد آزادی‌ها و اباحه‌گری برای زنان برآمدند تا تمامی قیود مردانه را از پاهای زنان بردارند.

فمینیست‌‎ها، حجاب را مانعی برای حضور زن در اجتماع می‌‎دانند. در نظر آنان حجاب نوعی پرده‌‎نشینی زنان و کنار نهادن زنان از اجتماع و فعالیت‌های اجتماعی است. در نتیجه، این فرایند نه تنها سبب آزادی بیشتر برای زنان گردید بلکه استفاده ی ابزاری و لذت جویی از زنان را برای هوسرانی مردان فراهم کرده است.

بنابراین در بررسی نظریه‌ها و اقتباس آن‌ها به عنوان چارچوبه ی فکری، توجه به فرضیه‌های فرانظری آن‌ها از اهمیتی اساسی برخوردار است. هم چنین با توجه به این فرضیه‌ها با تأکید بر هستی‌‎شناسی، در دو رویکرد اسلامی و رویکرد فمینیستی، این دو دیدگاه در توصیف و تبیین جایگاه زن، در مقابل یکدیگر قرار دارند. دیدگاه اسلامی در مورد تفاوت‌های میان زن و مرد، نه تنها قائل به تفاوت‌های فیزیولوژیکی و جسمی است، بلکه بر خلاف فمنیست‌ها، قائل به تفاوت‌های روحی، ذهنی و احساسی نیز بوده و این امر را «نقصان» به شمار نمی‌‎آورد. در نهایت این که به منظور ترویج فرهنگ و آموزه‌های اسلامی، می‌‎توان از دو شیوه ی سلبی و ایجابی به موازات یکدیگر استفاده کرد. در شیوه ی سلبی، بایستی به لحاظ منطقی به نقد مبانی، اصول و محتوای نظریه‌های فمینیستی اقدام کرد و در شیوه ی ایجابی، با تبیینی صحیح از علت وجود احکام‎ متفاوت، به گونه‎ای منطقی آن‌ها را تبیین کرد تا شاهد گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در کشور گردیم و هم مانعی در مسیر ترویج افکار غربی در جامعه ی اسلامی خود ایجاد کنیم.

منابع

– اقبالی، ابوالفضل (۲۵/۶/۱۳۸۸)، قیاس دیدگاه فمنیستی و اسلامی به زن، باشگاه اندیشه.

– شریعتی، علی (۱۳۸۸)، فاطمه فاطمه است، انتشارات چاپخش.

– مطهری، مرتضی (۱۳۷۹)، مسأله ی حجاب، انتشارات صدرا.

– مطهری، مرتضی (بی تا)، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا.

منبع: پیام زن؛ بهمن ماه سال ۱۳۹۲؛ شماره ۲۶۳

فلسفه پوشش از نظر اسلام چیست؟

بعضی می‌گویند حجاب مایه عقب‌افتادگی است و مربوط به دوران‌های گذشته و انسان‌های بدوی می‌باشد، بعضی دیگر برای معلوم شدن میزان اعتبار پذیرش حجاب می‌گویند بهتر است آن را به رفراندوم بگذاریم.

برای بررسی این نظرات و اثبات میزان اهمیت و ارزش حجاب، ابتدا معنای لغوی و سپس پاره‌ای از مصالح و فواید آن را ذکر می‌کنیم:

کلمه «حجاب» در زبان عربی، هم به معنای پوشیدن است و هم به معنی پرده و حجاب و بیش‌تر به معنای دوم به کار می‌رود. شاید بتوان گفت که بر حسب اصل لغت، هر پوششی حجاب نیست، آن هنگام پوششی حجاب نامیده می‌شود که از طریق پشت پرده واقع شدن، صورت گیرد در اصطلاح فقها کلمه «ستر»که به معنی پوشش است، به کار می‌رود.

احکام ستر و پوشش بانوان در اسلام، برای آن نیست که از خانه بیرون نروند؛ چرا که زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست. سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا تمتعات مرد از زن غیر از زنا که مسلماً ممنوع است باید آزاد و رایگان باشد یا نه؟ روح مسأله، محدود کردن لذت جنسی به خانواده و همسران مشروع یا آزاد بودن کامیابی‌ها حتی در محیط اجتماع است. اسلام طرفدار محدودیت و کنترل شهوت جنسی است. مسأله حجاب از این مهم مایه می‌گیرد. پوشش زن از نگاه اسلام، حکمت‌ها و اسرار متعددی دارد، ولی باید توجه داشت که ما هیچ وقت بر مجموعه مصالح یا مفاسد احکام الهی احاطه نخواهیم یافت؛

مصالحی که ذکر خواهد شد و نکاتی دیگر مجموعاً موجب وضع قانون حجاب از سوی خداوند متعال و حکیم شده و بر بندگان است که دستور الهی را با جان دل بپذیرد. باید توجه داشت که حکم حجاب در اسلام محدود به چادر سرکردن و پوشاندن سر و بدن نمی‌شود بلکه باید حجاب و حیا در نگاه کردن، سخن گفتن، راه رفتن و همه رفتارهای دیگر خود را نشان دهد.

حکمت حجاب

الف. آثار معنوی و قرب به خدا: انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است. هدف از آفرینش انسان، امتحان شدن، عبادت کردن و کمال یافتن است. با توجه به این که همه اوامر و نواحی الهی بر اساس مصالح و مفاسد واقعی است و یقیناً در رسیدن انسان به سعادت و کمال ابدی مؤثر است، مراعات پوشش تعیین شده در دین وسیله‌ای ضروری است تا انسان بتواند روح خود را پاک و نورانی نگاه دارد و به تعالی برسد از سوی دیگر عدم رعایت حجاب لازم، مانع رسیدن به هدف می‌شود و روح را ظلمانی می‌کند. از بعضی سفارشات و احکام و آداب شرعی می‌توان به این مقصود مهم پی برد.

حجاب، موجب پاکیزگی قلبی، معنوی و تقویت عفاف و حیا می‌شود. حجاب، از فحشا جلوگیری و موجب آرامش روحی زن و مرد می‌شود. حجاب، موجب شناخته شدن انسان به ایمان و سالم ماندن از آزار و طمع دیگران می‌شود.

ب. آرامش روانی: نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت‌های بی بند و بار، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضای جنسی را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع ناشدنی در می‌آورد. غریزه جنسی مانند برخی صفات دیگر روحی غریزه‌ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود. وجود صاحبان حرمسراها مانند خسرو پرویز و هارون الرشید در کنار مال‌اندوزان و مقام‌پرستان تاریخ و بالا رفتن آمار فحشا و تجاوزات جنسی در جوامع متمدن و آزاد امروزی، شاهد این گفتار است.

اسلام، به قدرت شگرف این غریزه سرکش توجه کامل دارد. روایات زیادی درباره خطرناک بودن «نگاه»، «خلوت با نا محرم» و «غریزه جنسی» در روابط زن و مرد، تدابیری مانند احکام نگاه کردن، پوشش و حرمت نکاح اندیشیده است.

شهوت جنسی همانند شهوت مال و مقام سیری ناپذیر است. خیال خام و دروغ بزرگی است اگر کسی بیندیشد که مردی از تصاحب زیبارویان سیر می‌شود و یا با روابط آزاد و فراوانی اسباب تحریک شهوت، کم کم مردو زن از هم سیر خواهند شد. وقتی میل و تقاضا نامحدود شود، قهرا دست نیافتنی خواهد شد و این محرومیت، موجب اختلالات روانی می‌گردد. اما اهمیت پوشش زنان در اسلام به این خاطر است که:

اولاً: مرد با کوچکترین بهانه‌ای حتی یک نگاه تحریک می‌شود.

ثانیاً: صبر و تحمل او در برابر غریزه جنسی از زن کمتر است.

ثالثاً: زن بر حسب طبیعت، لطیف‌تر و زیبا‌تر و خواستنی‌تر است.

رابعاً: میل به خودنمایی و خود آرایی و دلبری در زن بسیار قوی‌تر از مرد است.

ج. استحکام پیوند خانوادگی: بدون تردید هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و صمیمیت رابطه زوجین گردد، برای کانون خانواده مفید است و باید در ایجاد و حفظ آن حداکثر تلاش انجام شود و هر چه موجب سستی این کانون می‌شود، باید از بین برود. مسلم است که اختصاص یافتن بهره‌جویی‌ها و لذت بردن‌های جنسی به محیط خانواده و در چارچوب ازدواج، پیوند زناشویی را محکم می‌کند. معاشرت‌های آزاد و بی بند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در می‌آورد که با نصیحت یا زور باید بر جوانان تحمیل کرد. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‌دهد و آن‌ها را وادار می‌کند به یکدیگر وفادار باشند. در حالی که در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار پایان می‌بخشد. از این رو در قدیم ازدواج شور و هیجان بیشتری داشت و به دنبال یک دوران انتظار و آرزو بود و با پادشاهی و سلطنت مقایسه می‌شد. فراهم بودن شرایط برای بهره گیری و لذت از طریق نگاه، سخن گفتن، خندیدن، لمس کردن و مانند این ها، انسان را نسبت به همسر قانونی دلسرد می‌کند و عطش در روح بر می‌انگیزد که با یک جرعه و دو جرعه سیراب نخواهد شد.

د. استواری اجتماع: کشاندن بهره‌برداری‌های جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت را در جامعه ضعیف می‌کند. بر عکس آنچه مخالفین حجاب زن می‌گویند که «حجاب موجب استفاده نکردن از نیروی نیمی از افراد اجتماع است» بی حجابی و روابط آزاد جنسی، موجب فرسایش و کاهش نیروی کل اجتماع است. حجاب اسلامی نیروی مرد و زن را هدایت و بیمه می‌کند و هر کدام در امور مربوط به خود نهایت بازدهی را خواهند داشت، بدون این که این همه هزینه و نیرو و وقت از دو طرف ضایع شود.

اسلام با اصل بیرون رفتن زن از خانه و تحصیل و فعالیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زن مخالف نیست، حتی بر مواردی همچون علم آموزی زنان سفارش می‌کند، اما همه این امور باید در چارچوب دستورات و معیارهای اسلامی باشد. اینجاست که در صورت تعارض بین برخی فعالیت‌ها در بیرون منزل با اغراض و تکالیف دینی مثل همسرداری، تربیت کودکان و آلوده نکردن محیط و ترک گناه در هر شکلی، باید بر رعایت احکام و اهداف الهی پافشاری کرد. متأسفانه در بسیاری از موارد حضور افراطی و حساب نشده زنان در دانشگاه، اداره، کارخانه و جامعه، تبعات سوئی را به دنبال داشته و دارد.

آنچه مانع تحرک جامعه و فعالیت‌های سازنده در ابعاد مختلف اجتماعی می‌شود، ستر زنان نیست، بلکه مانع حقیقی، پوشش نامناسب، اندام نیمه عریان، آرایش کردن، جلب جنس مخالف، گفت و گو و خندیدن و اختلاط در محیط کار، درس و بازار است.

ه . ارزش و احترام زن: حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد، یکی از وسائل مرموزی است که زن از ابتدا برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد، از آن استفاده می‌کند. اسلام تأکید کرده است که زن هراندازه متین‌تر و با وقارتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش و تماس و شناسایی قرار ندهد، بر احترامش افزوده می‌شود.

حجاب بر خلاف گفته بعضی افراد، مسأله‌ای اجتماعی است علاوه بر جهت فردی و حق الهی و مستقیماً در روابط جامعه موثر است. وضع ظاهری افراد در دید ناظرین و روح آن‌ها مؤثر است. این وضع ظاهر همان طور که برای اهل شهوت و دنیا بالاترین جاذبه‌ها و لذت‌ها را به دنبال دارد، برای اهل دین و اخلاق الهی، بالاترین ضررهای معنوی را دارد. پس رعایت نکردن پوشش و دستورات لازم شرعی، در حقیقت تجاوز به حقوق و آزادی معنوی و روحی بینندگان است. این امر بهترین دلیل است برای ضرورت رعایت پوشش کامل از سوی زنان و مطالبه این حق از سوی ناظرین.

منبع: امید انقلاب؛ اردبیبهشت ۱۳۸۶؛ شماره ۳۷۸

بررسی آثار فردی و اجتماعی حجاب

مسئله حجاب در قرآن کریم در آیات متعددی مطرح شده و حدود حجاب در این آیات بیان شده است. علاوه بر آیات قرآن کریم، روایات پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصوم(علیهم السلام) نیز بر موضوع حجاب دلالت دارند.

حجاب یا پوشش، از مسائل مهمی است که از جنبه‌های گوناگون قابل بررسی است. قرآن کریم، برهنگی و کنار گذاشتن لباس را به عنوان دامی که شیطان آن را در در مسیر انسان گسترانیده، معرفی کرده، آن را مخالف فطرت بشر می‌داند.۱

بررسی حجاب در میان ملل مختلف و فرهنگ‌ها و مذاهب گوناگون نشان می‌دهد که پوشش و حجاب، از فطرت درونی انسان سرچشمه گرفته، نه از تمدن و فرهنگ و یا عقاید مذهبی؛ ولی در جهان معاصر، قانون حجاب نادیده گرفته شده و خودآرایی برای زنان، ارزش و حجاب، علامت عقب ماندگی است.

معنای لغوی و اصطلاحی حجاب

واژه حجاب به معنای پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن است. در فارسی برای واژه حجاب، معانی زیر آمده است: پرده، ستر، نقاب، روبند، برقع و چادری که زنان سر تا پای خود را با آن می‌پوشانند. در اصطلاح، واژه حجاب بیشتر در مورد پوشش زن به کار می‌رود.

استاد مطهری(ره) در مورد واژه حجاب می‌نویسد: حجاب، پوششی است که از طریق واقع شدن در پشت پرده، تحقق می‌یابد. به کارگیری کلمه حجاب در خصوص پوشش زن، اصطلاحی تقریباً جدید است؛ یعنی در ابتدا حجاب در این معنا به کار برده نمی‌شد.

حجاب در قرآن و روایات

واژه حجاب در قرآن کریم هفت بار آمده است و معنا و مفهوم کلی آن چیزی است که مانع دیده شدن چیز دیگر می‌شود و این معنا، متناسب با معنای لغوی ذکر شده برای این واژه است.

خداوند در سوره نور می‌فرماید: «ای پیامبر! به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از شرمگاه‌های دیگران فرو بندند و شرمگاه‌های خود را نیز از دید دیگران بپوشانند. که اگر فرمانشان دهی، چنین کنند. این شیوه برای آنان پاکیزه‌تر و بالنده‌تر است و قطعاً خدا به آن چه می‌کنند، آگاه است».۲

خداوند در آیه فوق، زنان را به بستن چشم حفظ عورت، امر کرده و از آشکار نمودن زینت، نهی می‌فرماید. علامه طباطبایی در مورد این آیه می‌فرماید: خداوند، نگاه کردن به آن چه را که از اجنبی و اجنبیه نگاه به آن حلال نیست، نهی فرموده است.

در آیه فوق، چهار جمله زیر بر پوشش زن دلالت دارند:

۱- جمله «لایبدین زینتهن» مطلق است و هر زینتی را که مورد توجه و رغبت دیگران است، شامل می‌شود و پوشیدن آن بر زن، واجب است.

۲- در جمله «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» خداوند، زنان با ایمان را به پوشاندن سینه و گردن به وسیله خمار که روسری بزرگی است، امر می‌نماید.

۳- جمله «لایبدین من زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن» نیز دلالت می‌کند که آشکار کردن زینت، فقط برای شوهران و پدران و فرزندان و دیگر محارم جایز است.

۴- در جمله «و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن»، خداوند زنان را از پای کوفتن بر زمین، نهی فرموده، تا زینتشان آشکار نشود و موجب توجه مردان نامحرم نگردد. از این رو، هر اقدامی که زن در راستای عدم جلب توجه مردان نامحرم انجام دهد، نوعی حجاب شمرده می‌شود.

در آیه دیگری آمده است: «و هنگامی که کودکان شما به حد بلوغ رسیدند، باید برای ورود به خانه شما، اجازه بگیرند؛ چنان که مردان و زنانی که پیش از آنان بالغ شدند، اجازه می‌خواستند. خداوند احکام دین خود را که از نشانه‌های اوست، این گونه برای شما به روشنی بیان می‌کند و خداوند به احکامی که مورد نیاز شماست، داناست و آنچه برای شما مقرر می‌دارد، بر اساس حکمت اوست».

در آیه دیگری آمده است که بر زنانی که به خاطر زیادی سن، مردان به آنها توجه و رغبتی ندارند، اشکالی ندارد که لباس و حجاب را از خود دور نمایند؛ البته در صورتی که زینت‌هایشان را به گونه‌ای که محرک باشد، بر نامحرم آشکار نکنند. و بعد آمده است: اگر با این وجود عفت ورزند و حجاب را از خود دور نکنند، برایشان بهتر است و این آیه دلالت بر وجوب پوشش بر عموم زنان دارد.

شهید مطهری(ره) نیز در مورد جمله «و ان یستعففن خیر لهم» می‌فرماید: از این جمله می‌توان یک قانون کلی استنباط کرد و آن این که از نظر اسلام، هر قدر زن جانب حیا و عفت و پوشش را بیشتر رعایت کند، پسندیده‌تر است و رخصت‌های تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره وجه و کفین و غیره داده شده است، این اصل کلی اخلاقی و منزلی را نباید از یاد ببرد.

در سوره احزاب نیز درباره حجاب آمده است: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زندان مؤمنان بگو: بخشی از مقنعه‌های خویش را به خود نزدیک کنند؛ تا گردن و سینه آنان آشکار نشود. این پوشش، نزدیکترین راه است برای این که آنان به عفت و حجاب، شناخته شوند و در نتیجه، مورد آزار فاسقان قرار نگیرند و خداوند، بسیار آمرزنده و مهربان است».

در آیه فوق، خداوند به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: به زنان و دخترانت و زنان مؤمنین بگو که روسری‌های خویش را به خود نزدیک کنند؛ تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. این آیه نه تنها دلالت بر اصل وجوب حجاب می‌کند، بلکه به مقتضای جمله «یدنین علیهن من جلابیهن»، در مقام بیان حدود پوشش نیز می‌باشد و ملاک حکم را نیز که جلوگیری از آزار است، صراحتاً بیان کرده، اما وجه و کفین را خارج نکرده است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «العفاف زینه النساء»؛ عفت و پاکدامنی، زینت زنان است.

آثار حجاب بر فرد و جامعه

۱- آرامش روانی جامعه

یکی از دلایل وجوب حجاب، ایجاد آرامش روانی و امنیت روحی در جامعه است؛ زیرا امنیت و آرامش در ابعاد مختلف زندگی، از حقوق مسلم همه انسان‌هاست و فقدان حجاب و آزادی معاشرت‌های بی‌بندوبار میان زنان و مردان، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی بخشیده، حرص و ولع در امور جنسی را در بین افراد، افزایش می‌دهد.

روانشناسان معتقدند که زنان و مردانی که در تعویض لباس و انتخاب رنگ‌های متنوع وسواس دارند، جز جبران نقیصه ذاتی، کار دیگری نمی‌کنند، انتخاب لباس و نحوه پوشش و آرایش چهره، بیانگر بسیاری از مسائل است، با کمی بررسی می‌توان دریافت که حجاب، نشانه سلامت روحی افراد است.

حجاب و پوشش مناسب زنان، زمینه آسیب‌پذیری مردان را کم می‌کند. نگاه به زیبایی‌های زنان، حتی اگر به حد چشم‌چرانی که در روانکاوی نوعی ناهنجاری شمرده می‌شود، نرسد، انحراف از مسیر حق و خروج از دایره کرامت انسانی محسوب می‌شود و پوشش نامناسب زنان و تحریک جنسی مردان، باعث به وجود آمدن انحراف می‌شود.

۲- حجاب و مصونیت

جامعه موظف است امنیت را در ابعاد مختلف برای افراد، فراهم کند و بخش عمده‌ای از این امر، بر عهده زنان می‌باشد و آنان با حفظ پوشش، به این امر، جامه عمل می‌پوشانند و اگر این حریم شکسته شود، ضمانتی برای سلامتی افراد وجود ندارد. در سایه رعایت حجاب، زن با شهامت هر چه تمام‌تر، به وظیفه خود مشغول شده، خطری از ناحیه اجتماع، متوجه وی نمی‌شود امنیت زن در جامعه، به وسیله پوشش فراهم می‌شود و در این صورت، وی می‌تواند در جامعه به فعالیت پرداخته و در سنگر حجاب، حضور عینی خود را در ابعاد مختلف اجتماعی، تحقق بخشد.

۳-حفظ بنیاد خانواده و سلامت نسل آینده

رعایت حجاب از دو جهت در سلامت و پاکی اجتماع، مؤثر است؛ یکی از لحاظ تأثیر آن در استحکام خانواده، به عنوان پایه اجتماع و تأثیر در تربیت فرزندانی صالح و دوم به خاطر پاک نگاه داشتن محیط اجتماع از عوامل تحریک‌آمیز حیوانی. در صورتی که کانون خانواده‌ها گرم و پر جاذبه باشد، این گرمی و استحکام دربالا بردن روحیه عمومی مردم و جامعه، تأثیر مهمی دارد. وقتی کودکان چنین خانواده‌ای با تربیت صحیح و تعادل روحیه و افکار، پرورش یابند، ورودشان در جامعه، نه تنها موجب بروز بزهکاری و جرم نمی‌شود، بلکه منشأ سازندگی و ترقی و تعالی جامعه نیز خواهد شد.

وقتی امکان تمتع و بهره‌برداری جنسی ناسالم و زمینه‌های روابط نامشروع از میان برود، به طور طبیعی، روابط مشروع در قالب خانواده، جای آن را خواهد گرفت. تفاوت جامعه‌ای که روابط جنسی در آن محدود به محیط خانوادگی و از طریق ازدواج قانونی باشد، با اجتماعی که روابط جنسی در آن آزاد باشد، این است که ازدواج در اجتماع اول، پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است.

۴- افزایش نیروی کار و فعالیت

با وجودی که یکی از آثار مفید حجاب اسلامی افزایش نیروی کار جامعه است؛ ولی عده‌ای مدعی‌اند که پوشش بانوان یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی و انحطاط کشورهای اسلامی می‌باشد و باعث فلج شدن نیمی از نیروی کار جامعه است؛ چنان که وزیر معارف رضاشاه به وی می‌گوید: «امر مبارک را اطاعت می‌کنم. این رسم (پوشش و حجاب)، نه تنها برخلاف تمدن است، بلکه برخلاف قانون طبیعت است؛ زیرا که در دنیا هیچ دو جنس ذکور و اناث در نباتات و حیوانات خلق نشده که جنس ماده از جنس نر روی خود پنهان کند… به علاوه یکی از علل بزرگ عقب افتادن مملکت ما از قافله تمدن دنیا، همین است که نیمی از بدن ملت ما به کلی فلج مانده است.

این در حالی است که زنان در پرتو پوشش و حجاب اسلامی، نقش سازنده خود را ایفا کرده و ثابت کرده‌اند که زنان مسلمان ایرانی، زنان تبلیغات سینمایی و زن غربزده نیستند و نه تنها حجاب باعث فلج شدن نیمی از نیروی کار نمی‌شود، بلکه باعث افزایش نیروی کار و تولید است و بدون شک کشانیدن امور جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف، بلکه فلج می‌سازد و در آن صورت آموزش، پژوهش و کار و تلاش جای خود را به آرایش و خودنمایی و چشم چرانی و لذت جویی خواهد داد که سقوط جامعه را به دنبال خواهد داشت.

۵- حجاب و طهارت قلب

زنان مسلمان که ایمان به خداوند دارند و همواره به یاد او هستند، هرگز از یاد خدا غافل نمی‌شوند و خداوند را در همه جا شاهد و ناظر اعمال خود می‌دانند. بنابراین، چنین زنانی با رعایت حریم حجاب، خود را از دید نامحرمان محفوظ می‌دارند. حکم حجاب که امری الهی است و توسط رسول او و در قرآن بیان شده، موجب طهارت و تزکیه زن و مرد می‌شود و این طهارت و پاکی هم مربوط به روح است و هم مربوط به جسم و این دو، تأثیر متقابلی نسبت به یکدیگر دارند.

حجاب علاوه بر طهارت قلب و روح، موجب سلامت جسمانی افراد هم می‌شود؛ زیرا عدم رعایت حجاب معمولاً باعث تحریک جنسی افراد جامعه شده، این تحریک جنسی، گاهی باعث ایجاد ارتباط‌های جنسی غیر قانونی و نامشروع و در نتیجه باعث پیدایش بیماری‌هایی مثل ایدز می‌شود که امروزه یکی از خطرناک‌ترین بیماری‌هایی است که قربانیان فراوانی از انسان‌ها می‌گیرد.

۶- حجاب مانعی برای نفوذ استعمار

یکی دیگر از دلایل وجوب حجاب، مانع بودن آن در برابر نفوذ فرهنگ‌های بیگانه است. اولین اقدام استعمارگران، در مستعمراتشان، تهاجم فرهنگی برای نابودی فرهنگ ملت مورد ستم است؛ زیرا اگر ملت استعمار شده، مانند استعمارگر حرف بزند، غذا بخورد، لباس بپوشد و رفت و آمد کند و به طور کلی فرهنگ استعمارگر را بپذیرد، دیگر برای وی هیچ خطری نخواهد داشت.

به این اظهار نظر که نشانگر گوشه‌ای از طرح استعمار پیر، یعنی انگلستان است دقت کنید:

در مسئله بی‌حجابی زنان، باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم؛ تا زنان مسلمان به بی‌حجابی و رها کردن چادر، مشتاق شوند. باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متد اول شده و مربوط به اسلام نیست؛ مردم، همسران پیامبر را بدون حجاب می‌دیده‌اند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی، دوش به دوش مردان فعالیت داشته‌اند و پس از آن که حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان عریان غیر مسلمان، تشویق کنند و این زنان باید کاملاً بی‌حجاب ظاهر شوند؛ تا الگویی برای زنان باشند.

در جامعه ما در سال‌های قبل و بعد از ۱۳۱۴، آنها که تغییر لباس را پذیرفتند، همان کسانی بودند که فرهنگ غربی را پذیرفته بودند و آنها که این لباس را نپذیرفته بودند نیز دقیقاً آنهایی بودند که آن فرهنگ را نپذیرفته بودند و فریب اصطلاحات دروغین، ترقی، دموکراسی، آزادی و تساوی حقوق را نخورده بودند و همان‌ها بودند که در مقابل زور، مقاومت کردند. رضاخان می‌خواست زنان را از پوشش چادر بیرون آورد و آنان را وارد دنیای پر نور و مترقی جدید کند؛ ولی اکثریت مردم ایران در برابر این پیشنهاد، تا سر حد جان مقاومت کردند و حتی حاضر شدند جان خودشان را فدا کنند و کفن بپوشند؛ اما لباس غربی نپوشند.

از این رو، می‌توان دریافت که یکی از عواملی که باعث می‌شود زنان تحت تأثیر هجوم فرهنگ غرب قرار بگیرند، ضعف ایمان و عدم آگاهی آنان از اسلام و تعالیم رهایی‌بخش آن است و هنگامی که کاملاً غافل و جاهل می‌شوند، نقشه استعمار عملی می‌شود و به این ترتیب، آنان به اهداف سیاسی و اقتصادی خود می‌رسند.

(منابع در دفتر مجله موجود است)

پی‌نوشت‌ها

۱- اعراف، آیه ۲۷؛

۲- نور، آیه ۳۰؛

۳- نور، آیه ۶۰؛

۴- احزاب، آیه ۵۹؛

ناهید دهقان عفیفی، عضو هیئت علمی دانشگاه

دکتر فرزانه چاوش باشی، عضو هیئت علمی دانشگاه

منبع: پرسمان؛ بهمن ماه سال ۱۳۹۰؛ شماره ۱۰۹

حجاب و نقش آن در سلامت روان(۴)

پای‌بندی به اصول اخلاق انسانی

یکی از ضروری‌ترین نیازهای آدمی در رسیدن به سلامت روانی، اخلاق و پای‌بندی به اصول آن است. انسان زمانی می‌تواند به سلامت و آرامش روانی برسد که در سایه ی ایمان و اخلاق زندگی کند. ایمان به خدا، بزرگ‌ترین پایگاه درونی هر فرد است که می‌تواند به تمام اضطراب ها، نگرانی‌ها و ترس هایش او خاتمه دهد؛ چنان که قرآن می‌فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»(۱) فقط با یاد خدا دل‌ها آرام می‌شود؛ همان آرامشی که نتیجه ی سلامت روانی فرد است.

شرط اصلی پای‌بندی به اخلاق، پرهیز از سقوط در پرت گاه شهوت‌های حیوانی است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی، بزرگ‌ترین زمینه ی سقوط اخلاق را افتادن مردان و زنان در دام شهوت‌های جنسی می‌داند.(۲) امام علی(علیه السلام) نیز در این باره می‌فرماید: «لو لا النساء لعبد الله حقاًً حقاً.(۳) اگر بی‌حجابی و بی‌بند و باری زنان نبود آن قدر ایمان و اخلاق مردم خوب می‌شد که هیچ کس نافرمانی خدا را نمی‌کرد و خداوند حقیقتاً مورد پرستش قرار می‌گرفت. هم چنین امام رضا(علیه السلام) وجود روابط آزاد بین زن و مرد را علت بسیاری از جنایت‌ها و مفاسد اخلاقی معرفی می‌کند.(۴)

برای اتقان بیش‌تر مطلب، به چند روایت دیگر اشاره می‌کنیم:

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «ما ترک بعدی فتنه اضرّ علی الرجال من النساء؛(۵) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پس از من برای مردان، فتنه‌ای زیان بارتر از زنان نخواهد بود».

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «اتقوا النساءَ فان ابلیس طلاع رصاد و ما هو بشی من فخوخه با وثق لصیده فی الاتقیاء من النساء؛(۶) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: از زنان بپرهیزید؛ زیرا شیطان (از حالت‌های درونی شما) بسیار آگاه و در کمین شماست و هیچ یک از دام‌های وی برای صید پرهیزگاران مانند زنان مورد اطمینان نیست».

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): « اوثق سلاح ابلیس النساء؛(۷) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: محکم‌ترین سلاح شیطان، زنان هستند».

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت حفظ اخلاق و ایمان جوامع و برقراری صلح و صفا، بستگی زیادی به حفظ حجاب و حریم زن و مرد دارد. این جاست که می‌توانیم به ارزش حجاب و پوشش زن پی ببریم و آن را عاملی مهم در حفظ اخلاق و راهی برای رسیدن به سلامت روانی بدانیم.

ولتر(۸) درباره ی نقش زن در حفظ اخلاق می‌گوید: «وظیفه ی زنان، تهذیب اخلاق مردان است». نیز از اوست که: «زن آفریده شد تا شیرازه ی سعادت و ارتقای موجودات پیوسته بماند».(۹)

به یقین اگر زن حجاب و پوشش مناسب نداشته باشد عامل به وجود آمدن فساد در جامعه و نابودی اخلاق می‌شود و زمینه ی تنزل انسان را به حیوانیت و متصف شدن به صفت‌هایی چون بی‌وفایی، دروغ گویی، حیله گری، تشتت افکار و… را به وجود می‌آورد و باعث می‌شود که انسان هر جنایتی را انجام دهد. بنابراین، بی‌حجابی می‌تواند به بستر مناسبی برای به وجود آمدن بیماری‌های روانی برای زنان و مردان تبدیل شود.

چنان چه وضعیت کنونی جوامع غربی – که پوشش و حجاب از ارزش‌های زن به شمار نمی‌آید – گویای این حقیقت است که بر اثر بی‌حجابی و برهنگی، فساد و فحشا چنان گسترش یافته است که دختران و پسران از خانواده ی خود هم در امان نیستند و زن که باید مظهر عاطفه و اخلاق باشد، عامل قساوت، بی‌رحمی، فساد، قتل، آدم‌ربایی و تجاوز به عنف شده است اما وقتی ما برای روابط بین زن و مرد، حریم و قانونی چون حجاب قرار دهیم و لذت‌های جنسی را محصور در خانواده کنیم، هرگز به این مشکلات درمان ناپذیر روانی و روحی مبتلا نمی‌شویم و بهتر می‌توانیم زمینه ی رشد و شکوفا شدن استعدادهای انسانی و رسیدن به سلامت روانی افراد، به ویژه زنان و دختران را، آماده کنیم.

حفظ استواری خانواده

یکی دیگر از آثار و فوائد حجاب که در سلامت روانی زنان تأثیر دارد، نقشی است که در پای‌بندی همسران به پیمان مقدس ازدواج دارد؛ زیرا حجاب و پوشش باعث می‌شود، زن از نگاه‌های آلوده ی مردان هوس باز و گرفتار شدن به دام عشق‌های آزاد، محفوظ بماند و به زندگی و خانواده ی خود وفادار باشد. در حالی که شیوع بی‌حجابی و بی‌بند و باری، باعث می‌شود شوهران به جای توجه و محبت به همسران شان، به دنبال لذت جویی از زنان آرایش کرده ی کوچه و بازار باشند و زنان نیز از جلوه‌گری و طنازی برای به دام انداختن مردان بیگانه ابایی نداشته باشند. در نتیجه عشق و علاقه بین همسران از بین می‌روند و باعث فروپاشی خانواده می‌شود.

اهمیت اسلام به حجاب و پوشش از آن جهت است که نظام خانواده، از گسستگی حفظ شود و اعضای آن از خطرها و آسیب‌های روانی بی‌بند و باری مصون بمانند در حالی که آزادی زن در جلوه‌گری و نمایش زیبایی‌های زنانگی‌اش، آثار مخربی بر سلامت روانی خانواده و به ویژه بر خودش می‌گذارد زیرا مفهوم بی‌حجابی این است که زن مجاز باشد برای هر مردی خودآرایی کند بدون تردید ادامه ی این روند باعث می‌شود زن از خانه بیرون بیاید و آواره ی کوچه و خیابان گردد این در حالی است که نشو و نمای نیروی فعال زن در خانه و خانواده است و تمام استعدادها و قدرت تأثیر شگفتی که زن می‌تواند در رشد و تعالی جامعه-ی انسانی داشته باشد در سایه ی خانه و خانواده شکوفا می‌شود. به گفته ی لمبروزو «برای زن نیکوترین دوره ی زندگانی، همان دوره‌ای است که همه ی نیروهای روحی و جسمی او صرف پرداختن به خانواده و جامعه می‌شود».(۱۰)

آزاد شدن از قید خانه و خانواده، به معنای از دست دادن آرامش و امنیت روانی است. خانه را مسکن گویند زیرا محل سکونت و آرامش روحی برای انسان است. اگر زن این جای امن و سکون و محل شکوفایی استعدادها و نیروهای درونی اش را از دست داد، آرامش و سلامت روانی خود را نیز از دست می‌دهد. فشارهای روانی‌ای که امروز دامن گیر زنان غربی شده، به این دلیل است که بی‌بند و باری و داشتن روابط جنسی، سبب شده از زندگی در خانه بیزار شوند وظیفه ی مادری خود را فراموش کنند و به جای آن در قید و بند رقابت‌های زندگی مدرن امروزی بیفتند و تمام ارزش‌های معنوی خود را فدا کنند.

اینک یکی از نتایج عشق آزاد و تأثیر آن را در به خطر انداختن سلامت روانی زنان، یادآوری می‌کنیم:

«در شوروی (سابق) در ضمن نخستین سال‌ها پس از انقلاب اکتبر، گرایش رسمی به طرف عشق آزاد جلب شد. انگلز(۱۱) (فلیسوف و اقتصاددان آلمانی ۱۸۹۵-۱۸۲۵) زناشویی را یکی از شکل‌های تاریخی باقی مانده از سرمایه‌داری می‌پنداشت، بنابراین در شوروی پیوند آزاد همچون زناشویی، مورد موافقت بود و به نسبت گسترش شعور کمونیستی در توده‌ها، زناشویی بایستی کاملاً از بین می‌رفت و عشق آزاد جانشین آن می‌شد. نتیجه ی این تجربه کاملاً آشکار است. خودکشی زنانی که ترک شده بودند، به نسبت، شیوع بیشتری یافت (و) افزایش آهنگ سقط جنین به طور جدی در جمعیت کشور اثر گذاشت و سلامت (جسمی و روانی) تعدادی از زنان را به مخاطره انداخت … به طور غم انگیزی تعداد زیادی از کودکان ترک شده، آدم‌های خانه به دوش و آواره و جانی، کسانی بودند که از پیوند عشق آزاد به دنیا آمده بودند. خلاصه اتحاد شوروی، از دیدگاه اجتماعی، «شکست تجربه ی عشق آزاد» را پذیرفت».(۱۲)

امروزه ما شاهد تکرار این تجربه ی تلخ در جوامع غربی هستیم و پیش ‌بینی ویل دورانت از روند بی‌بند و باری در غرب عملاً تحقق پیدا کرده است. وی در این باره می‌گوید: «به زودی زمانی خواهد رسید که هیچ مردی نخواهد خواست با زنی که با هم از تپه ی زندگی بالا رفته بودند پایین برود و ازدواج بی‌طلاق چنان نادر خواهد شد که باکره در شب زفاف».(۱۳)

وضع کنونی جوامع غربی بر اثر آزادی بی‌حد و حصر زنان در خودآرایی و دلبری، از این هم بدتر شده و بر اساس آمارهای موثق، روز به روز به تعداد ازدواج‌های غیر رسمی افزوده می‌شود. دکتر مکیه مزرا در باره ی آثار مخرب آزادی روابط زن و مرد بر نظام خانواده می‌نویسد: «یکی از آثار بی‌بند و باری این است که مردان از تشکیل خانواده خودداری می‌کنند؛ زیرا لذت‌های جنسی برای آن‌ها همیشه فراهم است و به آسانی می‌توانند به آن برسند بدون آن که بخواهند خود را در قید و بند خانواده و مشکلات آن قرار دهند».(۱۴)

بدین ترتیب معلوم می‌شود که بی‌حجابی و بی‌بند و باری تا چه حد می‌تواند نظام خانواده را متزلزل کند و سلامت روانی اعضای آن را به خطر اندازد. ما در این جا تأثیر بی‌حجابی را برتزلزل فروپاشی خانواده از چند جهت بررسی می‌کنیم تا معلوم شود چگونه سست شدن ارکان خانواده باعث از بین رفتن جای گاه زن می‌شود و نشاط و آرامش او را زیر سؤال می‌برد.

۸-۱ تأثیر گسترش فحشا و بی‌بند و باری در تزلزل خانواده

اگر زنان در جلوه‌گری و نمایش زیبایی‌های ظاهری خود در خارج از محدوده ی خانواده، آزاد باشند چگونه می‌توانند برای شوهران خود همسری با وفا بمانند و در نتیجه مایه ی خرسندی خود و آرامش گر زندگی آنان باشند. آن‌ها به زودی محبت همسران شان را از دست می‌دهند و عشق و صمیمیت جای خود را به اختلاف و نزاع می‌دهد و نتیجه ی آن چیزی جز دچار شدن زنان به فشارهای روانی دیگری نیست.

فلسفه ی پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی، عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که در سیستم «آزادی کامیابی»، همسر قانونی از لحاظ روانی، یک رقیب و مزاحم و یا زندان بان به شمار می‌رود، در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می‌شود.(۱۵)

برتراند راسل درباره ی اهمیت پیوندهای خانوادگی می‌نویسد: «زناشویی نباید از نظرگاه عشق بازی‌های موقتی نگریسته شود. اگر این عشق‌های موقتی و زودگذر که در سر راه هر زوج ممکن است قرار گیرد با تحمل و اندیشه برطرف نگردد چه بسا که هر یک از دو زوج به سوی شخص دیگری متمایل شده و زندگی آن‌ها در هم ریخته شود و یک زناشویی تازه شکوفه کند؛ و این زناشویی تازه نیز خود دست خوش عشق زودرس دیگری شود که در صورت تداوم این وضع چه بسا که به سرعت اساس خانواده ی مشترک در هم ریخته شود».(۱۶)

خانم لمبروزو نیز می‌گوید: «بارها دیده شده است در ممالکی که زن‌ها بیش‌تر طنازی و دلبری می‌نمایند، مردها نسبت به آن‌ها بدبین بوده، از قبول زناشویی سرپیچی می‌کنند و بارها مشاهده شده است که حتی بعد از تشکیل خانواده، در اثر آشنایی مردان با این گونه زنان نفاق و جدایی میان همسرها تولید گشته است».(۱۷)

۸-۲ افراط در مصرف وسائل آرایش

از عوارض دیگر بد حجابی در به خطر انداختن کانون محبت خانواده، توجه به مدگرایی و مصرف بی‌رویه ی وسائل آرایشی و روی آوردن به کارهایی از قبیل جراحی پلاستیک برای زیباتر شدن است. این کارها موجب صرف هزینه‌های فراوان است که برای بسیاری از مردان پرداخت آن مقدور نیست و یکی از این دو نتیجه را به دنبال دارد: یا باعث جنگ و نزاع همیشگی بین زن و شوهر می‌شود، زیرا مردان غالباً توان پرداخت چنین هزینه‌های سرسام آوری را ندارند و اگر هم برای مردی پرداخت آن مقدور باشد خوشایند او نیست او از این که می‌بیند باید هزینه ی زیادی بپردازد تا همسرش در انظار عمومی و برای مردان بیگانه خود را بیاراید رنج می‌برد و از پرداخت آن اکراه دارد؛ و یا زنان از حسرت نداشتن آن غصه می‌خورند همه این‌ها نتیجه‌ای جز فشارهای روانی برای زنان ندارد.

۸-۳ سردمزاجی جنسی

مطالعات علمی نشان می‌دهد هر چه زنان در بین انظار عمومی بیش‌تر برهنه شوند، در آمیزش جنسی سرد مزاج‌تر خواهند بود و کم‌تر می‌توانند شوهران خود را به اوج لذت جنسی برسانند. منطقی (۱۳۷۳) در مطالعه ی خود، تأثیر جاذبه‌های زنان را در آستانه ی ادراکی مردان بررسی می‌کند و نتیجه می‌گیرد که در اثر رعایت نکردن حجاب و افراط در جلوه‌گری زنان، آستانه ی ادراکی مردان تغییر کرده، درک آن‌ها از زیبایی زنان کم‌تر می‌شود. به گفته ی پاک نژاد (۱۳۶۵) هر چه انسان‌ها در برابر یک دیگر عریان‌تر شوند، سطح برداشت جنسی و سکسی شان، سوز و عشق و جذبه اش کم‌تر و یک نواخت‌تر و به هم نزدیک‌تر می‌گردد؛ و در عمل می‌‌بینی م، متخصصان مامایی و بیماری‌های زنان، زودتر ازدیگران به علت سر و کار داشتن با اعضای جنسی، با ارگاسم(۱۹) و اوج لذت جنسی وداع می‌کنند.(۲۰)

از بین رفتن لذت جنسی در روابط بین زن و شوهر، اثرات زیان بخشی در روابط خانوادگی آنان می‌گذارد و به ایجاد تنش و جدایی می‌انجامد؛ چنان که سعدی نیز در کتاب گلستان در ضمن یک حکایت می‌گوید:

«زن کز برِ مرد بی‌رضا برخیزد بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد»(۲۱)

پی‌نوشت‌ها

۱- رعد، آیه۲۸،

۲- قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): النساء حبائل الشیطان، (نوری، ۱۹۸۸، ج۱۴، ص۱۵۹)

۳- محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۳۵،

۴- عن الرضا علیه السلام فیما کتب الیه من جواب مسائل: و حرم الله الزنا لما فیه من المفاسد من قتل النفس و ذهاب الانساب و ترک التربیه للاطفال و فساد المواریث و ما اشبه ذلک من وجوه الفساد، (همان، ص۳۱۱)

۵- ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص۵۳۳،

۶- همان، ص۱۰،

۷- همان، ص۹۷۰،

۸- voitaire

۹- ولتر به نقل از احمد زرازوندی، افکار جاویدان، ص۸۱،

۱۰- جنیا لمیروزو، روح زن، حسام شهر ئیسی، ص۹،

۱۱- Enjeis

۱۲- لپ اینیاس، روان شناسی عشق ورزیدن، کاظم سامی، ص۱۸۹،

۱۳- ویل دورانت، لذات فلسفه، عباس زریاب، ص۱۷۰،

۱۴- مکیه مزرا، مشکلات المراه المعاصره، ص۳۵۴،

۱۵- مرتضی مطهری، مجموعه آثار (مسئله حجاب) ص۴۳۷

۱۶- برتراند راسل، زناشویی و اخلاق، مهدی افشار، ص۲۷۲،

۱۷- جنیا لمبروزو، روح زن، حسام شهرئیس، ص۴۷،

۱۸- frigidily

۱۹- orgasm

۲۰- سید رضا پاک نژاد، اولین دانش گاه و آخرین پیامبر، ج۱۹، ص۳۹،

۲۱- مصلح الدین شیرازی، گلستان، ص۱۴۲

منبع: پیام زن؛ خرداد ۱۳۸۹؛ شماره ۲۱۹