عزاداری

نوشته‌ها

تقابل شُور و شُعور در عزادارى نوین

اشاره:

برپا داشتن مراسمى به یاد سید الشهدا«ع»در ایام مختلف،بویژه دهۀ محرّم و روز عاشورا.این عمل،که زنده نگهداشتن هدف حسینى و فرهنگ عاشوراست،مورد تشویق بسیار اولیاء دین است و خود معصومین،در راه اقامۀ عزاى حسینى،مى‌کوشیدند. زیرا عزادارى،بصورت گریه،برپایى مجالس ذکر،سرودن مرثیه،گریاندن،نوحه‌خوانى و… احیاء خطّ ائمّه و تبیین مظلومیّت آنان است.امام باقر«ع»در زمینۀ برپایى عزا در خانه‌ها براى امام حسین«ع»مى‌فرماید:«ثمّ لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فى داره بالبکاء علیه و یقیم علیه و یقیم فى داره مصیبته بإظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فى البیوت و لیعزّ بعضهم بعضا بمصاب الحسین.» (به کسانى که روز عاشورا نمى‌توانند به زیارت آن حضرت بروند اینگونه دستور مى‌دهند)بر حسین«ع»،ندبه و عزادارى و گریه کند و به اهل خانۀ خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه‌اش با اظهار گریه و ناله بر حسین«ع»،مراسم عزادارى برپا کنند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویى در سوگ حسین علیه السلام در خانه‌هایشان ملاقات کنند.

محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. « امام خمینی»

محرم و صفر هر سال فرصتی است که غواصان معارف عاشورایی در این دریای بیکران فرمایش احیاء کننده اسلام در عصر حاضر ( حضرت امام راحل ره) غوطه ور شوند و هر سال خود را به زلال حقیقت این سخن وحی گونه مراد خود که برگرفته از کوثر جوشان حیدری است نزدیک کنند، محرم وصفری که تجلیگاه ایثار و عرفان است. در آستانه هرمحرم و صفر هر دوستدار و ارادتمند ابی عبدالله (ع) به گونه ای خود را برای عاشورا وکربلای دیگر مهیا می سازد. باید نگریست منظر و زاویه دید افراد چگونه است بعضی ها سراغ کمیت عزاداری اند و عده ای هم به دنبال کیفیت، گروهی شور و ایثارعاشورا برایشان متجلی است و قلیلی هم شعور و عرفان حسینی (ع) آنان راحیران ساخته است بهر جهت هرکسی از سفره دایره المعارف اسرار غیبی مُحرَّم، و صفر به قدر قابلیت خود متنعم می شود. لازمه رسیدن به حقیقت محرم آن است که آنانی که داعیه حسینی بودن را دارند هم محَرّم محرم شوند و هم مُحرِم از محرمات. عزادار حسینی از آنجایی که محرم مظهر واجباتی همچون جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و تولّی و تبرّی، از فروعات دین است باید اولیات از فروعات، خصوصاً نماز که طهارت مقدمه آن هست را نیز مُحرم شود.

عزادار حسینی برای مَحرَم شدن با مُحرّم بایستی تمام اعضاء وجوارحش با طهارت باشد. خصوصاً چشم و زبان که شاهراه انتقال مشاهدات و ملفوظات به قلب می باشد. هموم و غموم محرم و صفر از جانب خداوند سبحان اعطائی است که قلب هر مسلمانی که ذره ای از نور ایمان درش تابیده باشد. طبق قول نبوی(ص) حرارت وشورحسینی (ع) در او تفضلاً خواهد بود. اما محرم و صفر فصل اکتساب سجایا و فضائل انسانی است که ما باید خود را با شاخصه ها و الگوهای عاشورائی قرین ساخته و خود را برای محرم شدن با محرم تربیت کند. و از رذائل و آلو دگی هایی که با طهارت او منافات دارد دوری کند، این ابلیس نفس با استعانت از ابلیس خلق به هر نحوی از انحاء مختلف می خواهد حسینیان را باعاشورای ناب و فرهنگ مُحرم نامَحرم کند،‌عزیزان عزادار باید با استفاده از فرمایشات اسلام شناسان حقیقی یعنی مقام ولایت امر و مراجع عظام حتی در نحوه عزاداری هم با مجوز شرعی و تکلیفی عمل کنند چرا که خدمه شیاطین و خطوات بواطل فراوان است. به سفارش معمار نظام و انقلاب (امام راحل) و همچنین رهبر فرزانه انقلاب بایستی عزاداران حسینی (ع) به عزاداری های سنتی روی آورند چرا که هر چه شیوه و روش عزاداری کثرت پیداکند آفت و آسیب های آن نیز فراوان تر و نوین تر می شود.

درهیچ جایی از تاریخ اسلام از لسان مبارک و طاهر معصومین (ع) سراغ نداریم که از محبان و شیعیان خود خواسته باشند که خودشان را در قالب وفادار و مودت به ذی القربی انتساب به نجس العینی همچون کلب خطاب کنند. حسین (ع) از دوستدار وعزادار خود قاسم وعباس بودن را توقع دارد که مزه جهاد با نفس و جهاد با کفر را ( احلی ِمن العَسل ) بداند و یا عباسی که مظهر تربیت قرآنی و مظهر وفا و ادب مع الله در محضر خلیفه الله و حجت الله زمان خود است، بایستی با محرّم مَحرَم شد و لازمه محرم شدن مُحرِم شدن است. احرام از آلودگی و محرمات، احرام از بدعتها و تحریفات.

این نحوه عزاداری هایی که شورمحض است و شعور را می‌رباید صرف حال است، حال گذراست بایستی حال را با معیارهای دینی به ملکه وجودی تبدیل کرد شور در ابتدای امر مناسب است اما مقصد نیست مقدمه است، بایستی با شور به شعور رسید چراکه کربلا از درسها و متجلیاتش شعور و فهم عاشورایی بود، شور بدون شعور انحراف را در پی خواهد داشت.

از مصادیق مهم احرام در ماه محرم وصفر مراقبت از حضور مؤمنین مسجد ندیده و مداحان فصلی است که هم «سر سفره لهو و لعب معاویه می نشینند و هم اقامه نماز جماعت به امامت علی (ع) را دوست دارند»

اینان بایستی تکلیف خود را روشن کنند که نه هم طبل زن یزید در غیر محرم باشند و هم سینه زن حسین در ماه محرم، اگر جلوی عزادار حسینی را در هر کسوت و جایگاهی را نمی توان ونباید هم گرفت اما روی سخن با آن کسانی است که حضورشان به عنوان مداح و مرثیه خوان، هم جایگاه ذاکران واقعی اهل بیت (ع) را خدشه دار می کنند و هم بودنشان تبعاتی اختلاف بر انگیز و تنش زا دارد. باشد آن روزی که تمامی عزاداران ومحبان حسینی درهمه حال بویژه در ماههای محرم و صفر با احرام به دستورات الهی محرم شوند و همچون شهدای کربلا بین شور و شعور حسینی تعاملی ایجاد کنند که به این حقیقت کلام نورانی حضرت امام راحل (ره) برسند که با احیاء محرم و صفر اسلام را تا انقلاب مصلح جهانی بقیه الله الاعظم زنده بدارند.

اللهُّمَ ارزقنی شفاعه الحسین (ع) یَومُ الوُرود

منبع: سایت باشگاه اندیشه

اسماعیل رمضانى

محرم نامه

 

اشاره:

با گذشت زمان نه تنها شور و حرارت عزاداری عاشورا کم رنگ نشده بلکه گستره آن حتی کشورهای غیر اسلامی هم دربرگرفته است. عزاداری امام حسین با فرهنگها و رسمهای مختلف مردم جهان هر ساله در ماه محرم و به خصوص در روز عاشورا با شکوه خاصی برپا می شود. این مقاله مطالبی را بیان نموده که رعایت آنها در مراسم عاشورا و برگزاری مراسم عزاداری لازم می نماید.

 

امام حسین(علیه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حکومت ناچار شد از مدینه خارج گردد، در هنگام حرکت خود از مدینه اهداف خود را این گونه شرح داد:

۱. «من از روى خودخواهى و خوشگذرانى و یا براى فساد و ستمگرى قیام نکردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم. می خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به سیره و روش جدّم و پدرم على بن ابیطالب عمل کنم.» در این سخن چند نکته مهمّ، شایان توجّه است: ۱ ـ اصلاح امّت، ۲ ـ امر به معروف و نهى از منکر، ۳ ـ تحقّقِ سیره و روش پیامبر و على(علیهم السلام).

۲. آن حضرت در مقام دیگرى فرموده است:«بار خدایا! تو می دانى که آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در کسب قدرت و دستیابى به کالاى دنیا نبوده، بلکه هدف ما این است که نشانه هاى دینت را به جاى خود برگردانیم و بلادت را اصلاح نماییم، تا ستمدیدگان از بندگانت امنیّت یابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دینت عمل شود.» در این سخن هم چند نکته قابل توجّه است:

۱. برگرداندن نشانه و علائم دین به جاى اصلى خود

۲. اصلاحات در همه شهرها

۳. ایجاد امنیّت براى مردم

۴. فراهم ساختن زمینه عمل به واجبات و مستحبّات و احکام الهى

آثار مجالس عزادارى

۱. زنده نگهداشتن اسلام.

۱. نمایان ساختن چهرۀ واقعى اسلام.

۲. محوریت اهل بیت علیهم السلام در مجالس.

۳. پایدارى عشق حسینى علیه السلام

۴. پیام رسانى، پیامهاى عاشورا: زدودن غبار جهل و نادانى، امر به معروف و نهى از منکر، اصلاح طلبى، پرهیز از ذلت، آزادمنشى، مبارزه با ظلم و ستم، دفاع از حق در برابر باطل، اخلاص، آگاهى دادن به مردم و…

۵. بیان فرهنگ و ارزشهاى الهى و فضایل ائمه علیهم السلام. امام باقر(علیه السلام) فرمود: به درستى که در مجالس شما و سخن گفتنتان احیاى (امر) ما مى باشد و بهترین مردم پس از ما کسى است که ما را در یادها قرار دهد و امر ما را در آن محافل مطرح کند و مردم را به سوى اهل بیت (علیهم السلام) فرا بخواند.(مقتل مقرم)

۶. معرفى چهره واقعى امویان: اگر نبود فداکارى پاسدار عظیم الشأن اسلام حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداکار او، اسلام در خفقان بنى امیه و رژیم ظالمانه آنان وارونه معرّفى مى شد و زحمات نبى اکرم (صلى الله علیه وآله) و اصحاب فداکارش به هدر می رفت.(امام خمینى ۹/۴/۵۸)

۷. عزت و سربلندى

۸. معرفى مؤمنان واقعى و مسلمان نمایان: امام حسین(علیه السلام) در یکى از سخنانش فرمود: به راستى که مردم همگى دنیاپرستند و دین بر سر زبان آنان است و تا هنگامى که براى آنان وسیلۀ زندگى است، مى چرخانندش و آن گاه که به بلا آزموده شدند، دینداران اندکند.(تحف العقول/۲۴۹)

۹. نترسیدن از کمى پیروان: امام على (علیه السلام) فرمود: در رفتن به راه هدایت از اندک بودن پیروان، هیچ گاه ترس و هراس نداشته باشید.(بحار/۲-۲۶۶)

۱۰. عمل به تکلیف

۱۱. حمایت از ولى امر

۱۲. راضى بودن به رضاى حق تعالى

۱۳. تقویت عاطفه

شهید مطهرى در همین باره مى نویسد: «این بسیار نظر بزرگ و عمیقانه اى بوده است. یک دوراندیشى فوق العاده عجیب و معصومانه اى بوده که گفته اند، براى همیشه این چاشنى را شما از دست ندهید. چاشنى عاطفه، ذکر مصیبت حسین بن على (علیه السلام) امیرالمومنین علیه السلام امام حسن علیه السلام یا ائمه دیگر، یا حضرت زهرا علیها السلام این چاشنى عاطفه را حفظ و نگهدارى بکنیم.»(سیره نبوى ۵۸)

۱۴. حضور فعال در مباحث روز

امام صادق(علیه السلام) در یکى از سفارشات خود به شیعیان چنین فرمود: اى داود، به دوستان و شیعیانمان سلام برسان و مى گویم: خداوند بیامرزد بندگانى را که گرد یکدیگر جمع شوند و درباره ما گفت وگو کنند که در این صورت نفر سوم آنان فرشته اى خواهد بود که براى آن دو طلب آمرزش مى نماید و هرگاه دو نفر جمع شوند تا درباره ما سخن گویند خداوند به وجودآنان بر ملائکه مباهات مى کند، اگر اجتماع کردید و مشغول دستورات ما شدید، چرا که اجتماع کردن شما سبب زنده شدن دستورات ما مى باشد. بهترین مردم کسانى هستند که در اجتماع خود پیرامون ما سخن بگویند و مردم را نیز بدین کار فراخوانند.(وسایل الشیعه ۱۶/۳۴۸ح ۲۱۷۳۱)

۱۵. جلوه گری شکوه و عظمت مؤمنین (مجالس پررونق)

۱۶. همدلی، اتحاد و یکپارچگی مؤمنین با تکیه بر ریسمان محبت اهل بیت (علیه السلام)

۱۷. ایجاد شور و حرارت و غیرت دینی در جهت جانفشانی و از خودگذشتگی برای پاسداری و حفظ اسلام و قرآن و ارزشهای معنوی

۱۸. تعمیق عشق و محبت ائمه معصومین(علیهم السلام) با افزایش شناخت و معرفت نسبت به ایشان

۱۹. ترویج روحیه شهادت طلبی، فداکاری و جهاد در راه خدا.

عزادارى مطلوب

عزاداری هرچند با اخلاص همراه باشد تأثیر آن در نفوس آدمی و جامعه اسلامی بیشتر است، برخی از ویژگی های عزاداری مطلوب عبارتند از:

۱. رنگ خدایى دادن به جامعه

۲. معرّفى صحیح اسلام و اشاعه فرهنگ حسینی و ارزشهای عاشورایی

۳. توجّه دادن به هدف از آفرینش انسان

۴. هدایت و ارشاد مردم

۵. معرّفى الگوها

۶. محزون بودن

۷. واداشتن مستمعین به تفکر و اندیشه در مورد نهضت حسینی.

۸. ازدیاد علاقه مندى به اهل بیت (علیه السلام).

۹.رعایت موازین شرعى و آداب عزاداری و تبلیغ ارزشهای دینی، فضایل دینی و آموزه های اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه وآله وسلم)

۱۰. بهره جستن از افراد باتجربه

۱۱. همراهى با عزاداران

(تماشاى عزاداران، عزادارى به حساب نمى آید. بنابراین، افرادى که در پیاده روها و حاشیه خیابانها توقف مى کنند، باید به جمع عزاداران بپیوندند، تا از آنان به شمار آیند.)

۱۲. تسلیت گفتن

پیامبر اکرم صلى الله وعلیه وآله وسلم هرگاه مى خواست به کسى تسلیت بگوید مى فرمود:

«آجَرَکُمُ اَللهَ وَ رَحِمَکُم» یعنى، خداوند شما را پاداش دهد و بیامرزد.

۱۳. دسته عزادارى به عنوان نماد و سمبل احیاء مقاصد اهل بیت(علیه السلام).

آسیب  زدایى از مراسم عزادارى

تاریخ شیعه مملو از تلاشهای علمای متعهد در جهت احیاء و گسترش مجالس عزاداری سیدالشهداء و آسیب زدایی از آن می باشد. استاد شهید مطهری قدس سره در حماسه حسینی به گونه ای مفصل به موضوع پرداخته است.

امام خمینی(ره) در این زمینه فرموده است: (ما و هیچ یک از دینداران نمی گوئیم که با این اسم (عزاداری) هرکس هرکاری می کند، خوب است. چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان بسیاری از این کارها را، ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیری کرده اند.

چنانچه همه می دانیم که در بیست و چند سال پیش از این، عالم عامل بزرگوار مرحوم شیخ عبدالکریم که از بزرگترین روحانیون شیعه بود، در قم شبیه خوانی را منع کرد و یکی از مجالس بسیار بزرگ را مبدل به روضه خوانی کرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایی را که برخلاف دستور دین بوده، منع کرده و می کنند).(صحیفه نور ج۱۵/۲۰۵)

در این بخش از این نوشته به برخی موارد از رفتارها و نکات که در راستای آسیب زدایی از مراسم عزاداری می باشد اشاره شده است.

۱. اعمال و رفتار ما موجب وهن اسلام و مذهب شیعه نشود.

۲. خودداری از افراط و تفریط در گفتار و کردار.

۳. پرهیز از بیان مطالب دروغ.

۴. جلوگیری از مسدود شدن معابر و گذرگاه ها در هنگام عزاداری

۵. جلوگیری از اذیت و آزار مردم.

۶. ممانعت از ترویج و گسترش خرافات.

۷. پرهیز از افسانه سازى در مورد حماسه آفرینی های شخصیت ها و شهداء کربلا.

۸. نباید امام حسین علیه السّلام را فقط پناهگاه گنهکاران معرّفى کرد.

۹. شهادت را نفله شدن ندانیم. غلط ترین غلط ها این است که ما امام حسین علیه السّلام را نفله حساب کنیم، امام حسین علیه السّلام به عکس، با هر قطرۀ خون خود یک دنیا ارزش دارد. (حماسۀ حسینى ۳/۸۲-۸۴).

۱۰. تأکید بر خلوص نیت به جای پرداختن به رقابتهای منفی.

۱۱. مراعات امور شرعى

۱۲. پرهیز از نصب شمایل و تصاویری که اساس صحیحی ندارد و علما و مراجع نصب و ترویج آن را نهی کرده اند.

۱۳. اجتناب از هرگونه رفتار، گفتار و ارائه مطالب و ترویج مسائلی که به نوعی با شئونات مراسم عزاداری سیدالشهداء (علیه السلام) متناسب نیست.

نکات مهم در مداحی و مرثیه خوانی

الف) ارزش مداحی از منظر مبارک اهل بیت(علیه السلام)

در این بخش علاوه بر نقل چند روایت در باب مداحی و مرثیه سرایی به نکاتی آسیب شناسانه در این زمینه اشاره می نماییم که حائز اهمیت است و رعایت این نکات بر غنا و معنویت مجلس می افزاید.

امام صادق علیه السّلام به جعفربن عفان فرمود:

هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السّلام شعرى بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می  آمرزد. (رجال شیخ طوسى، ص ۲۸۹)

قال الصّادق علیه السّلام: مَنْ قالَ فینا بَیْتَ شِعْرٍ بَنَى اللّهُ لَهُ بَیْتاً فىِ الْجَنَّهِ.

امام صادق علیه السّلام: هر کس در راه ما و براى ما یک بیت شعر بسراید، خداوند براى او خانه اى در بهشت، بنا می کند.(وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۶۷)

قال الصّادق علیه السّلام: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى جَعَلَ فىِ النّاسِ مَنْ یَفِدُ اِلَیْنا وَ یَمْدَحُنا وَ یَرْثى لَنا.

امام صادق علیه السّلام فرمود: خدا را سپاس که در میان مردم، کسانى را قرار داد که به سوى ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند. (وسائل الشیعه ، ج ۱۰، ص ۴۶۹)

ب) مداحی از منظر مقام معظم رهبری(توصیه ها)

۱. اولِ مداحی قدری نصیحت کنید یا به جای نصایح معارف اسلامی و مناقب اهل بیت علیهم السلام را بیان کنید.

۲. خودتان را پالایش درونی کنید، همه ما احتیاج داریم و من به این پالایش بیشتر از شما احتیاج دارم.

۳. مداحی ادامه راه ستایشگران برجسته اهل بیت در دوران اختناق اموی و عباسی است. قضیه، فقط قضیه شعرخوانی نیست، بلکه مساله، مساله پراکندن مدایح و فضایل و حقایق در قالبی است که برای همه شنوندگان، قابل فهم و درک و در دل آنها دارای تأثیر است.

۴. اگر مداحی بتواند یک شعر خوب را که دارای مضمون و محتوای خوبی باشد، با صدای خوبی بخواند، این خدمت بزرگی است.

۵. شما پیوند عاطفی مردم با ائمه (علیهم السلام) را حفظ کنید که یک بخش آن هم مسائل اخلاقی است.

۶. به اعتقاد بنده، مجالس عزاداری حسینی(علیه السلام) باید از سه ویژگی برخوردار باشد: زیاد شدن محبت اهل بیت (علیهم السلام)، ایجاد معرفت بیشتر، تقویت معارف دینی.

۷. بروید اشعار قوی فارسی را در کتابهای گوناگون پیدا کنید و آنهایی را که برای تفهیم مفاهیم و عقاید و اخلاق اسلامی و یا بینش سیاسی و یا هر آنچه که امروز جامعه اسلامی به آن نیاز دارد مناسب است، برگزینید و بیاورید در محافل بخوانید.

۸. یکی از چیزهایی که باید در این اشعار باشد، عبارت از مفاهیم بلند اسلامی- مثلاً در باب توحید و نبوت است. بهترین اشعار قدما در باب توحید و نبوت، همین مداحی است که شعرای بزرگ ما در مقدمه دیوانها و مثنویهایشان ذکر کرده اند.

۹. شما مداحان امتیازتان بر گوینده نثر این است که برای تفهیم و القای مطلب، از دو هنر- هنر شعر و هنر خوانندگی- استفاده می کنید. این دو چیز مهمی است. البته خوانندگی در مقام مدح هم هنر خاصی است. معنایش هم فقط صدای خوب نیست. این هنر را باید یاد گرفت.

۱۰. بدانید که مداحی و ستایشگری ائمه (علیهم السلام) در حقیقت ستایشگری نیکی و معنویت و جهاد است، ستایشگری خورشید امامت و ولایت، خورشید حقیقتی که سعی شد آن را بپوشانند، اما همین زبانهای گویا نگذاشتند.

ج) ویژگی های مداحی مطلوب

۱. محتواى اشعار، باید از متانت، دقت، اعتبار و استناد برخوردار باشد و از سخنان سست و بى مدرک، یا دروغ و مطالب ضعیف و گاهى وهن آمیز، نسبت به معصومین «علیهم السلام» به شدت پرهیز شود.

۲. از آن جا که اشعار مدح و مرثیه، عامل انتقال فرهنگ است، باید سطح آن بالا و ارزشمند، پرمغز و عمیق باشد تا بتواند در جامعه اسلامى و هواداران امامان (علیه السلام) بینش و آگاهى ژرفى در فهم و درک آنان ایجاد نماید.

۳. اشعار در عین این که باید استوار و محکم باشد، نباید بدان گونه پیچیده و غامض باشد که براى شنوندگان و خوانندگان، گویایى و رسایى خود را از دست بدهد و نتواند با عموم مردم ارتباط برقرار نماید.

۴. به بهانه دینى و مذهبى بودن اشعار، نباید اجازه داد تا شعرهاى ضعیف و سست و فاقد قوت ادبى و صلاحیت شعرى رواج یابد.

۵. شاعران باید با درک اهمیّت و والاییشان و منزلت خویش، در اندازه مطلوب، خلوص، تقوا، ثبات قدم، عقیده و عشق والایى به امامان «علیهم السلام» باشند.

۶. شاعران اهل بیت «علیهم السلام» باید همواره با توجّه به زمان، مکان، شرایط، رسالت اجتماعى و تعهد شیعى خود را به اثبات رسانند و سروده هایشان داراى پیام و جهت باشد.

۷. شاعران باید اهل مطالعه متون و منابع باشند، شور و شعور را در اشعار خویش درآمیزند و شعرهاى پربار و مایه دار بسرایند.

۸. تأکید می شود در بین قرائت فرازهای زیارت عاشورا و ادعیه ای که از امام معصوم(علیه السلام) نقل است از مداحی یا خواندن روضه پرهیز شود.(ذکر مصیبت و مداحی در ابتدا یا در پایان متن زیارت نامه یا ادعیه بیان شود.)

در زمینه مداحی و مرثیه سرایی منابع معتبری وجود دارد که به منظور آگاهی و مطالعه علاقه مندان به تعدادی از آنها اشاره می شود (گرچه پرداختن به این موضوع و گزینش آثار مناسب به مطالعه و تحقیق جدی نیاز دارد.)

لهوف، سید ابن طاووس / مقتل الحسین(علیه السلام)، عبدالرزاق المقرّم، مکتبه بصیرتی، قم / نفس المهموم، محدث قمی، مکتبه بصیرتی، قم / خصائص الحسینیه، شیخ جعفر شوشتری / ارشاد، شیخ مفید / اعیان الشیعه، سید محسن امین / حماسه حسینی، استاد شهید مرتضی مطهری / مقتل مطهر، استاد شهید مرتضی مطهری / فرهنگ سخنان امام حسین(علیه السلام)، دارالمعروف، قم / فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، قم نشر معروف / کامل الزیارات، ابوالقاسم جعفربن محمد قولویه قمی، صدوق، تهران / مواعظ، شیخ جعفر شوشتری / پیام های عاشورا، جواد محدثی، قم نشر تحسین / مقتل الحسین (علیه السلام ) خوارزمی، مکتبه المفید، قم / مقتل الشمس ، محمد جواد صاحبی، نشر هجرت / منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، نشر جاویدان / بررسی تاریخ عاشورا، محمد ابراهیم آیتی، کتابخانه صدوق / مدرسه حسینی، مصطفی دلشاد تهرانی، نشر دریا ۱۳۷۹ / دیوان مؤید، سید رضا مؤید، نگاره، ۱۳۷۵ / ای قلبها بسوزید، ژولیده نیشابوری، سنایی ،۱۳۷۶ / نخل میثم۴ جلد، نشر حق بین، قم، ۱۳۷۸ / اصول مداحی ۲جلد، ناصری نژاد، نصایح، ۱۳۸۲ / دیوان بیدل دهلوی، کتابفروشی اسلامیه / دل سنگ آب شد، علی انسانی، نشر جمهوری، ۱۳۸۲ / گنجینه اسرار عمان سامانی، سنایی، ۱۳۷۹ / دیوان شفق، نشر هاتف، ۱۳۸۴ / دیوان طالع، اسماعیل ولی خوانی، تدوین نادعلی کربلایی، خزر، ۱۳۷۵ / نوید رحمت سیدمحمدعلی فخرایی، گلشهر، ۱۳۸۰ / چراغ صاعقه، از مدینه تا مدینه، علی انسانی، جمهوری، ۱۳۸۲

نکاتی کاربردی در برپایی مجالس عزادارى

براى بهتر برگزار شدن مراسم عزادارى، پیشنهاداتى ارائه مى گردد، امید مى رود مفید واقع شود و سبب بهبودى و اصلاح مراسم سوگوارى ها و عزادارى ها شود.

۱. دسته هاى عزادارى با پرچم و پرده هیئت (سینه زنان و زنجیرزنان) در خیابانها به حرکت درآیند.

۲. با علماء و بزرگان گفت وگو شود، تا در جلوی هیئت ها حرکت کنند، زیرا سبب تشویق دیگران مى شود.

۳. سادات نیز در صورت امکان دسته های جداگانه تشکیل دهند.

۴. نوجوانان و جوانان با آرم «خادم الحسین» به راهنمایى و خدمات بپردازند.

۵. از سوى گویندگان منابع معتبر و قابل استفاده، درباره قیام امام علیه السّلام معرّفى شود و کتابهایى که به نقل خرافات و مطالب دروغ پرداخته، نقد و بررسى و معرّفى گردد.

۶. توجیه مردم از طریق بیانیه ها و دستگاههاى ارتباط جمعى و ایجاد حساسیّت لازم نسبت به وقایع دروغ و ساختگى، تا این که خود مردم در حرکتهاى منفى شرکت نکنند.

۷. تأکید بر بیشترین استفاده از مجالس عزادارى در جهت ارشاد و هدایت مردم، به ویژه در روزهاى تاسوعا و عاشورا، که اجتماعات بیشتر است و فرصت تبلیغ ممکن مى باشد.

۸. رعایت احکام و مقررات اسلام و توجّه اهمیّت آن در عزادارى ها، حتّى دستورات مستحبى مانند: نماز اول وقت، نماز جماعت، نپوشیدن لباسهاى بدن نما در مجامع عمومى و رعایت حال فقیران و مستمندان در هنگام غذا دادن ها.

۹. مبارزه تبلیغاتى نسبت به حرکتهاى مخالف شئون اسلام، مانند: قمه زنى و برخى از شبیه خوانى ها و نوحه خوانى ها و اشعار.

۱۰. دعوت از رؤساى هیئت ها و دسته عزادارى، در جهت تبیین اهداف و پیشگیرى از کارهایى که سبب تضعیف اسلام گردد.

۱۱. تشویق شاعران و بیان کردن مسئولیت و پاداش آنان درباره اشعار و سروده ها و مطالبى که نقل مى کنند. هم چنین، باید اشعارشان سوزناک و داراى معانى بلندى باشد که مطابق با روح نهضت عاشورا است.

۱۲. کتابچه و بروشور براى همه هیئت ها تهیه و در اختیار آنان قرار داده شود.

۱۳. عزاداران همواره با مساجد در تمام سال در ارتباط باشند و حرکت آنان از مساجد باشد و در دهه محرم تا هفتمین روز شهادت امام حسین (علیه السلام) مجالس ادامه داشته باشد.

۱۴. در هیئت ها صندوقهاى امدادرسانى تشکیل شود تا در موارد لزوم به کمک نیازمندان بپردازند و همچنین به ازدواج جوانان کمک کنند.

۱۵. هیئت ها با نظم ویژه اى به عزادارى بپردازند.

۱۶. خواندن زیارت عاشورا، سپس سخنرانى توسط افراد برجسته.

۱۷. تمام عزاداران پس از مراسم از غذاى متبرک، در زمانى کوتاه و با نظمى خاص و رعایت بهداشت استفاده کنند.

۱۸. براى آموزش قرآن، نماز، احکام و دیگر مسایل اسلامى در حسینیه ها کلاس هایی برگزار شود.

۱۹. امر به معروف و نهى از منکر، از کارهاى افراد هیئتى باشد.

۲۰. مداحان و شاعران تلاش کنند، اهداف و باورهاى شیعى را در قالب اشعارى زیبا، براى نوجوانان و جوانان و دیگر اقشار مردم به شعر درآورند و در جلسات خود آن را بخوانند.

۲۱. نوجوانان و جوانان را فرصت دهند تا اشعار و مطالب خود را در جلسات بخوانند و آنان را بدین وسیله آموزش دهند.

۲۲. اعضاى هیئت ها به یکدیگر احترام گزارند، به ویژه به بزرگترهاى جلسه و شخصیت هاى بزرگ دینى و مذهبى با احترام برخورد نمایند و بزرگترها نیز، به افراد کوچکتر احترام نمایند.

۲۳. جلساتى که برگزار مى شود، سبب تعظیم شعایر مذهبى باشد، نه این که خداى ناخواسته سبب دستاویزى براى دشمنان اسلام و انقلاب گردد.

۲۴. ارزشهاى قیام امام حسین علیه السّلام و همچنین ارزشهاى انقلاب اسلامى، براى اعضاى هیئت ها توسط گویندگان، مداحان و شاعران بیان گردد.

۲۵. بین افراد و مسئولین هیئت هاى گوناگون اتحاد و الفت ایجاد گردد و به یکدیگر در موارد گوناگونى کمک و یارى رسانند و در حل مشکلات با یکدیگر مشورت کنند.

۲۶. فرهنگ وقف و نذر را گسترش دهند، اموالى را افراد ثروتمند وقف نمایند، تا در موارد لزوم از آن براى حل مشکلات هیئت بهره برداری شود.

۲۷. اشعارى که توسط افراد خوانده مى شود، داراى مضامین خلاف واقع و مضمون لهوی نباشند.

۲۸. وقایع و حوادث کربلا را بدان گونه که رخ داده ترسیم کنند، نه بدان گونه که برخى از روى ناآگاهى، یا غرضهاى خاصى براى ما تعریف کرده اند.

۲۹. در اجتماعات زنان و مردان احکام اسلامى را مراعات نمایند.

۳۰. مردان از پوشیدن لباس زنان در مراسم تعزیه خوانى ها خوددارى کنند.

۳۱. اهداف و آثار قیام امام علیه السّلام توسط گویندگان توضیح داده شود.

۳۲. آغاز حرکت هیئت ها با خواندن قرآن مجید همراه گردد.

۳۳. بر انجام واجبات اهمیّت دهند و هنگام تزاحم واجبات با مستحبات، مستحبات را ترک نمایند.

۳۴. گویندگان و نویسندگان و برپاکنندگان مراسم عزادارى، توجّه داشته باشند، مطالبى که در کتابها نقل شده و با اصول اعتقادى و مبانى فقهى شیعه سازش ندارد، یا آن که مضامین آنها بر خلاف عقل و منطق مى باشد بیان نکنند.

۳۵. در جلسات هیئت ها احکام دینى به زبانى ساده براى مردم گفته شود تا واجبات را بیاموزند.

۳۶. به جای نصب شمایل و تصاویری که اساس صحیحی ندارند تصاویر گنبد، ضریح و صحن مطهر اباعبدالله (علیه السلام) حضرت ابوالفضل (علیه السلام) و تابلوی عصر عاشورا که تاثیر به سزایی در عظمت مراسم عزاداری دارد بر سردر هیئآت نصب شود.

۳۷. به منظور تکریم بانوان و دختران در اجتماع، هیئت ها و حسینیه ها به گونه ای برنامه خود را تنظیم نمایند تا زمان خاصی را به منظور مجلس عزاداری و موعظه ویژه خواهران اختصاص دهند. این جلسات با هماهنگی صرفاً توسط خواهران متعهد و مسئول اداره شود.

اطعام و پذیرایی از عزاداران حسینی

از سنت های رایج در جامعه اسلامی نذری دادن و اطعام عزاداران در هیئت ها می باشد. هر کس نسبت به نیت قلبی خود غذا، گوشت و یا پولی را به عنوان نذری هر ساله به این کار اختصاص می دهد و با رضایت خاطر و نیت صادق آن را به یاد فداکاری ها و رشادتهای آقا اباعبدالله الحسین و یارانش(علیه السلام) به هیئت ها یا حسینیه ها یا مساجد هدیه مى کنند.

این سنت هر سال در ایام محرم یا سایر مناسبت ها رواج دارد البته نذرکردن شرایط خاصی دارد که احکام آن در رساله مراجع تقلید موجود است علاقه مندان می توانند با مراجعه به رساله مرجع خود و مطالعه آن در این زمینه مطلع شوند.

در این باره در نظر داشتن نکاتی حائز اهمیت است.

الف) نکات مهم در زمان طبخ غذا

۱. با نیت خالص و جلب رضایت خدا و تقرب به امام کار کنیم.

۲. در طول کار همواره با وضو باشیم.

۳. بهداشت را در هنگام طبخ غذا رعایت کنیم.

۴. نظم و انضباط در کارها رعایت شود.

۵. سعی کنیم در انجام کارها مسئولیت پذیر باشیم.

۶. از اسراف مواد غذایی جداً خودداری نمائیم.

۷. رعایت نکات ایمنی فراموش نشود، وجود کپسول اطفاء حریق در محل طبخ غذا لازم است.

ب) نکات مهم هنگام پذیرایی و توزیع غذا

۱. تکریم مهمانان از هر قشری که باشند بر خادمین لازم است.

۲. سعی شود افرادی که کار توزیع غذا را به عهده دارند صبور، خوش برخورد و با متانت باشند.

۳. خواهران، کودکان و افراد بزرگسال مورد التفات بیشتر قرار گیرند.

منبع: سایت  باشگاه اندیشه

محمد  باقرى

عبدالرضا یزدانى

شراره ‏هاى شوق‏

اشاره:

سروش بیدارى‏
دل جز عشق تو نپوید هرگز
جز محنت و درد تو نجوید هرگز
صحراى دلم عشق تو شورستان کرد
تا مهر کسى دگر نروید هرگز

 

 

محرم ماه قیام و پیام مى‏ باشد که دل‏هاى شیداى نیکان و مشتاقان را به سوى مراد و محبوبشان معطوف سازد، ایام حماسه و عاطفه با فرا رسیدن این ماه آغاز مى‏ گردد تا شیفتگان معرفت و عاشقان ایثار را با کاروان کربلا همراه و هم نوا سازد، تا شور و شعور عاشورایى، دیگر بار احیاء گردد و ارادت علاقه ‏مندان به سرور و سالار صاحب دلان فزونى یابد و روح انسان‏ها از زندان نفس رهانیده شوند و افراد مغلوب هوى و هوس از غل و زنجیر امیال فناپذیر آزاد گردند و به جانب قلّه‏ هاى کمال و معنویت رهنمون گردیدند. محرم مى آید تا پیام پارسایى و پرهیزگارى به ارمغان آورد و سروش بیدارى سر دهد و روح سلحشورى و شهامت را زنده کند حقیقت شعار تمام با شعور کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را فریاد نماید و آموزه‏هاى مکتب حسینى را آموزش دهد و آواى فداکارى و مقاومت در برابر بیداد را در جهان هستى طنین افکند. طلسم استکبار و استبداد را در هم شکند و به افسون ناامیدى در برابر زورگویان و قدرت طلبان به ظاهر غالب، خاتمه دهد. وسوسه خنّاسان و خدعه اغواگران را خنثى نماید و شعار «هیهات منّا الذّله» را عملى سازد و پرچم پرافتخار نهضت حسینى را در فرازین نقطه جهان به اهتزاز در مى‏آورد. کربلا صرفاً آرایشى نظامى نمى‏ باشد بلکه علاوه بر بعد سیاسى نوعى عشق و عاطفه و اوج عرفانى در آن دیده مى‏شود که دل‏ها مى‏توانند خود را به چنین ویژگى عاشورا نزدیک نمایند و پس از همدلى با عاشورا، انرژى و توان خود را در خدمت جامعه و در جهت رشد و بالندگى معنوى بکار گیرند. اصولاً همه تلاش‏ها، توصیه ‏ها و تأکیدها بر این اساس استوار است که از صحنه‏ هاى حماسى کربلا جان بگیریم نه آن که بى رمق شویم و بى تفاوت گردیم. در کربلا عقل و عاطفه و ایمان در هم مى‏آمیزد و چنان مسؤولیتى در احیا کنندگان این قیام بوجود مى ‏آورد که آنان را هم پیام رسان باورها و اعتقادات مقدس شیعه مى ‏نماید.

فلسفه ماتم‏ دارى‏

اصولاً نوعى اتحاد دینى و معنوى بین امام حسین(ع) و اسلام وجود دارد زیرا رسول خدا(ص) فرموده‏اند: «حسین منّى و انا من الحسین، احب اللّه من احب حسینا، حسین سبط من الاسباط؛(۱) یعنى حسین از من است و من از اویم، هر کس حسین را دوست بدارد، خداى را دوست داشته است، حسین فرزند زاده‏اى است از فرزند زادگان انبیاء». همچنین پیامبر اکرم(ص) مى‏فرمایند: «انّ لقتل الحسین حراره فى قلوب المؤمنین لاتبرد ابداً؛(۲) به درستى که براى شهادت حضرت اباعبداللّه در دل‏هاى اهل ایمان حرارتى است که هرگز به سردى نمى‏گراید» بنابراین به قول محدث نورى گریستن براى امام حسین(ع) اگرچه از افعال اعضاء و جوارح و خصوص چشم است امّا ریشه اصلى آن محبت قلبى است، بر اثر احتراق دل و تأثر درونى اشک از دیدگان بیرون مى‏آید و اگر در قلب آدمى نقصانى باشد یا فرد دچار گناه و عصیان گردیده است از این فیض محروم است و نمى‏تواند همراهى عاطفى خود را با عاشورا بروز دهد البته دلى که این گونه با سوگوارى صفا داده شد به نور معنویت و ولایت روشن مى‏شود. و صاحبش را به سوى فضایل و مکارم سوق مى‏دهد.(۳) در منابع روایى توصیه شده است اگر کسى اشک نمى‏ریزد و گریه‏اش نمى‏گیرد تباکى کند و خود را به صورت گریه کنندگان درآورد و البته چنین فردى نیز مأجور است و داخل ثواب مى‏ شود.(۴)

عزادارى و احیاى سنت و منش ائمه هدى بارزترین تجسّم عینى تولّا و تبرّى است زیرا یکى از امور لازم و اجتناب‏ ناپذیر براى ایجاد پیوند امت با امام رعایت همین اصل مى‏باشد و عزادارى براى اهل بیت و خصوصاً امام حسین(ع) مى‏تواند آن را عملى سازد بنابراین سوگوارى و گریستن بر مصائب حماسه سازان عاشورا به احیاى اصل امامت مى‏انجامد و اساس دین را استحکام مى‏بخشد.
قرآن بر تعظیم شعائر الهى تأکید دارد: «و من یعظّم شعائر اللّه فانّها من تقوى القلوب؛(۵) و بعد سعى بین صفا و مروه و شترى را که براى ذبح در منا مى‏برند از جمله آن مى‏داند.(۶) وقتى این امور به دلیل انتساب به خداوند از نشانه‏هاى او به شمار آید، به طریق اولویت، اولیاى خداوند به دلیل ارتباط و انتساب افزون‏ تر مصداق‏هاى روشن‏ ترى براى شعائر الهى هستند، از سوى دیگر تعظیم این شعائر مصداق هایى دارد که شادمانى در ایام سرور ائمه و سوگوارى و عزادارى در سالروز مصائب و شهادت آنان از آن جمله‏اند چنانچه مولاى متقیان فرموده‏اند: «انّ اللّه تبارک و تعالى اطّلع الى الارض فاختارنا کنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا…؛ خداوند تبارک و تعالى به جانب زمین توجّه فرمود، پس برگزید ما را (براى خود) و انتخاب کرد بر ایمان پیروانى که یارى مى‏کنند ما را و در شادى و اندوه ما حضور دارند…(۷)

امام صادق(ع) مى‏فرمایند: «رحم اللّه شیعتنا واللّه هم المؤمنون، فقد واللّه شرکونا فى المصیبه بطول الحزن و الحسره؛(۸) خداوند پیروان ما را شامل رحمت خویش کند، سوگند به پروردگار که آنان همانند مؤمنین هستند، به خدا قسم با حزن و حسرت طولانى خویش (در سوگ ما) شریک و هم درد مصایب ما خاندان هستند. ریّان فرزند شبیب مى‏گوید در اولین روز از ماه محرم به محضر امام رضا(ع) رسیدم، حضرت خطاب به من فرمود: «اگر مى‏خواهى در درجات عالى بهشت با ماباشى، پس در ماتم ما محزون و در شادى ما شادمان باش و محبت و دوستى ما پیشه کن.»(۹)
توصیه به دوستى با خویشاوندان رسول اکرم(ص) در قرآن، حکمت دیگرى را براى عزادارى به اثبات مى‏رساند زیرا قرآن مى‏گوید: «قل لا اسئلکم علیه اجراً الّا الموده فى القربى؛(۱۰) بر این اساس، مزد رسالت دوستى با بستگان رسول اکرم(ص) است و انسان در هنگام شادى‏ها و ناگوارى‏ها مى‏تواند این علاقه را بروز دهد یعنى در مواقع موالید ائمه مسرور و در وفات و ایام شهادت، سوگوار و محزون گردد.

در سیره پیامبران‏

وقتى که حضرت محمد(ص) حتى هنگام تولد امام حسین(ع) و سال‏ها قبل از وقوع حادثه عاشورا، بر مصائب کربلا گریست و بنابر روایات متعدد که از منابع اهل سنت و شیعه رسیده، بارها حالاتى توأم با حزن و اندوه از این بابت، پیامبر از خود بروز داد، چرا علاقه‏مندان به خاندان رسول اکرم(ص) در شهادت فرزند پیامبرشان سوگوار نباشند و اصولاً شیعه براى عزادارى‏هاى محرم و اقامه مجالس ماتم جهت سالار شهیدان نه تنها دلایل مبتنى بر نصوص قرآنى و روایى دارد بلکه براى اینکه سوگوارى‏هاى خود را عملى درست تلقى کند به سیره پیامبر و جانشینان راستین او تمسّک مى‏ نماید. على(ع) مى‏فرماید: نزد پیامبر رفتم در حالى که ایشان گریان بودند، گفتم پدر و مادرم به فدایت اى فرستاده الهى، چرا مى‏گریى، آن حضرت فرمود: هم اینک پیک وحى نزدم بود و به من اطلاع داد فرزندم حسین بر کنار فرات در سرزمینى به نام کربلا کشته مى‏شود، آن گاه جبرئیل مشتى از خاک کربلا را آورد و به من بویانید.(۱۱) ام سلمه مى‏گوید روزى پیامبر در خانه من بود و فرمود کسى نیاید، در این حال امام حسین(ع) وارد گردید، من ناله دردناک پیامبر را مى‏شنیدم که مى‏گریست. وقتى باخبر شدم که حسین در آغوش یا کنار پیامبر نشسته و رسول خدا(ص) دست بر سرش مى‏کشید و مى‏گریست عرض کردم سوگند به خداوند تا وقتى که امام حسین(ع) وارد گردید من متوجه نشدم، پیامبر فرمود: جبرئیل نیز با ما در خانه بود و گفت: آیا حسین را دوست دارى؟ گفتم بلى دوست دارم امّا نه از نوع دوستى دنیایى، جبرئیل گفت: در زمینى که کربلا نام دارد او را مى‏کشند.(۱۲) حتى در منابع روایى مندرج است که حضرت آدم ابوالبشر بر مصائب امام حسین(ع) گریسته و نوح از این بابت فزع و ناراحتى نشان داده، و چون حضرت ابراهیم از طریق فرشته وحى از ماجراى عاشورا باخبر شد، نالید و دلش سوخت و گریست، حضرت اسماعیل(ع) نیز نفرین اهل آسمان‏ها و زمین را به افرادى نمود که امام حسین(ع) راشهید مى‏نمایند، حضرت سلیمان و حضرت موسى هم بر قاتلان اباعداللّه لعنت فرستاده و از این بابت ناراحت شده‏اند.(۱۳)

ائمه هدى و سوگوارى‏

ابوالشهداء حضرت على(ع) قبل از حادثه عاشورا بر مصائب فرزندش سوگوار بود. ابن عباس روایت کرده است در سفرى که همراه امیرمؤمنان على(ع) به صفین مى‏رفتم، هنگامى که به نینوا و شط فرات فرود آمدیم، امام فرمود اى فرزند عباس آیا این مکان را مى‏شناسى، گفتم: نه، فرمود: اگر همچون من مى‏ شناختى، نمى ‏گذشتى جز آن که مى‏ گریستى، آنگاه چنان گریست که محاسنش اشک آلود و حتى سینه‏اش از شدت گریه مرطوب گردید.(۱۴) موقعى که در ماجراى جنگ صفین سپاهیان معاویه آب را بر لشکر حضرت على(ع) بسته بودند، امام حسین (ع) آب را باز نمود و مسلمین را از تشنگى نجات داد، در آن حال حضرت على(ع) به شدت گریست و ماجراى کربلا را یادآور گردید.(۱۵) یک روز حضرت سیدالشهداء (ع) بر برادرش امام مجتبى(ع) وارد گردید و گریست، امام دوم علت گریه را جویا شد، امام حسین(ع) فرمود: از آنچه بر تو رواى مى‏دارند ناراحتم امام حسن(ع) فرمود: مرا سمّى دهند و کشته شوم ولى هیچ روزى مانند روز تو نمى ‏باشد و سپس وقایع کربلا را بازگو نمود و این که آسمان و زمین بر برادرش مى‏گریند و در روایتى آن دو امام یکدیگر را در آغوش گرفتند و گریستند.(۱۶) امام سجاد(ع) پس از بازگشت از شام در سخنرانى جانسوزى در مدینه، اهل این شهر را نسبت به فاجعه کربلا آگاه نمود و با بیاناتى جانسوز احساسات آن‏ها را تحریک و سوگوارشان ساخت آن حضرت پس از حمد و سپاس الهى متذکر گردیدند: امام حسین(ع)، سید جوانان بهشت، کشته شد، زنان و فرزندانش اسیر شدند، سر مطهر امام بر سر نیزه قرار گرفت و در شهرها گردانیده شد، اى مردم کدام یک پس از قتل امام حسین(ع) شادى مى‏کند؟ کدام دل به یاد او افسرده نمى‏گردد و سیل اشکش را باز مى‏دارد دریاها، زمین، آسمان، درختان و ماهیان دریا بر حسین گریستند، کدام دل در مصائب او شکافته نمى‏شود یا بر او نمى‏نالد، کدام گوش از شنیدن چنین خبر وحشتناکى ناشنوا نمى‏گردد.(۱۷) امام سجاد(ع) با تاکتیک ویژه و با مبارزه‏اى استراتژیک تا بیست سال بعد از حادثه عاشورا، هر وقت بر سر سفره افطار مى‏نشست یا غذا و ابى را مشاهده مى‏نمود همراه با گریه و زارى مى‏فرمود: قتل ابن رسول اللّه جائعاً و قتل ابن رسول اللّه عطشاناً… فرزند فرستاده خدا را با حالت گرسنه و لب‏هاى تشنه به شهادت رسانیدند و چون عدّه‏اى بر گریه فراوان امام معترض بودند در جوابشان مى‏فرمود: یعقوب با آن که مى‏دانست یوسفش زنده است در فراقش آنقدر گریست که نابینا شد با این وجود که یوسف یکى از دوازده فرزندش بود، ولى من چرا نگریم که دیدم پدرم، برادرانم، عموهایم و خویشاوندانم را در یک نیم روز با بدنهاى چاک چاک و بى سر بروى زمین افتاده‏اند، هفده نفر از فرزندان خاندانم را در آن لحظه غرق در خون دیدم.(۱۸) امام سجاد(ع) مى‏ فرمود: هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا(س) را به یاد آورم گریه‏ام مى‏گیرد.(۱۹) آن امام همام چهل سال بر پدر بزرگوارش ندبه و گریه نمود در حالى که روزها روزه و شب‏ها به دعا و مناجات مشغول بود.(۲۰)

پس از پایان خطبه تاریخى و افشاگرانه امام سجاد(ع) در مسجد دمشق، شخصى به نام منهال برخاست و خطاب به ایشان عرض نمود اى فرزند رسول خدا(ص) چگونه صبح کردى؟ حضرت در جوابش فرمود: چگونه مى‏باشد حال کسى که پدرش کشته شده، یارانش اندکند، اهل و عیالش اسیرند و بدون حامى و سرپرستند. پس مرا جز به حالت اسیرى گرفتار در چنگال دشمن که سرپرست خود را از دست داده، مشاهده نمى‏کنى همانا من و اهل بیتم لباس سوگوارى بر تن نموده‏ایم و جامه نو بر ما روا نمى‏باشد.(۲۱)

امام باقر (ع) در سالگرد عاشورا براى امام حسین(ع) مجلس عزا برپا مى‏نمود و بر مصائب آن حضرت مى‏گریست. در یکى از این مجالس سوگوارى که امام پنجم حضور داشت، کمیت اسدى مرثیه‏اى خواند وقتى به این جمله رسید که «و قتیل بالطف…» امام بسیار گریست و فرمود: اگر توانایى مالى داشتم در پاداش این سروده‏ات اى کمیت به تو مى ‏بخشیدیم اما عطاى تو همان دعایى است که رسول اللّه درباره حسان بن ثابت فرمودند که همواره به دلیل دفاع و حمایت از ما خاندان مورد تأیید روح القدس خواهى بود.(۲۲) در روایتى امام باقر(ع) به پیروان خویش این گونه توصیه مى‏نمایند: بر حسین (ع) بگریید و بر اهل خانه دستور داده شود که بر حسین (ع) بگریند و در خانه مراسم عزادارى و ناله سردادن در غم آن امام باشد و اهل خانه و شیعیان به یکدیگر تعزیت و تسلیت گویند.(۲۳)

امام صادق(ع) و ماتم‏دارى‏

امام صادق(ع) به عبداللّه بن حمّاد فرمود: به من خبر رسیده که جماعتى از حوالى کوفه و نقاط دیگر اعم از زن و مرد در نیمه شعبان به زیارت امام حسین(ع) در کربلا مى ‏آیند و ندبه ‏ها و مرثیه ‏ها و وسوگوارى‏ها دارند، وى گفت: آرى چنین است. خود شاهد برخى از این سوگوارى‏ها بوده‏ام، حضرت پاسخ داد سپاس خداوندى را که در میان مردم کسانى را قرار داد تا به سوى ما آیند و ما را بستایند و براى ما مرثیه بسرایند.(۲۴) امام صادق(ع) در روایتى مى‏فرمایند: مصیبت عاشورا از دیگر مصائب که بر اهل بیت وارد گردید سخت‏تر بود، راوى علت را مى‏پرسد امام جواب مى‏دهد زیرا حسین بن على عصاره و یادگار اصحاب کسا بود و با رفتنش تمامى اصحاب کسا از بین رفتند.(۲۵) گریه امام صادق(ع) در حدى بود که هرگاه اولاد امام حسین(ع) را مى‏دید، گریه مى‏کرد.(۲۶)
داود رقى مى‏گوید: خدمت حضرت امام صادق(ع) بودم، امام آب خواستند و هنگامى که میل فرمودند، دیدم چشمان مبارکش از اشک پر شد و گریستند و سپس فرمودند: اى داود خدا، قاتل حسین بن على را لعنت کند.(۲۷) در یکى از مجالس سوگوارى که امام بر پا نموده بود، حضرت پس از استماع مرثیه‏ اى گریه شدیدى کردند، سپس بانوان منزل که در پس پرده‏ اى بودند، ناله سردادند، ناگاه کنیزى از پس پرده بیرون آمد و کودکى در دامان امام صادق(ع) قرار داد، اشک حضرت فزونى گرفت و گریه ایشان شدت یافت و فریاد بانوان بیشتر گردید.(۲۸) عبداللّه فرزند سنان مى ‏گوید: سالى در روز عاشورا خدمت آقایم، امام صادق(ع) شرفیاب گردیدم، آن حضرت را با سیمایى محزون مشاهده کردم در حالى که اشک‏هاى دیدگان امام همچون مروارید بر گونه‏هاى مبارکش غلطان بود، عرض کردم چرا گریه مى‏نمائید، فرمود: مگر از ماجراى عاشورا غفلت دارى؟ آیا نمى ‏دانى در چنین روزى چه مصائبى بر امام حسین(ع) وارد شده است؟! عرض کردم درباره روزه این روز چه مى‏فرمائید؟ فرمود از خوردن و آشامیدن دورى نما بدون نیت روزه دارى، بعد از اقامه نماز عصر با مقدارى آب افطار کن، زیرا در این لحظه بود که دشمنان آب را باز کردند و از کشتن دست کشیدند.(۲۹)

سیف بن عمیره که در زمره راویان زیارت عاشورا به نقل از امام باقر (ع) مى‏ باشد، در عصر امام صادق(ع) در قصیده‏ اى شیعیان را به سوگوارى تشویق مى ‏نماید:

اى شیعه باایمان که به یمن دوستى با امام حسین(ع) فرداى قیامت امید رهایى و فلاح دارى با سوز و گداز بر حسین گریه کن و اگر سرچشمه اشک تو خشک گردید قلب را با شعله‏ هاى اندوه، ذوب نما و گوهر اشک را از دیدگان جارى ساز و گریه را افزایش بده. اگرچه در کربلا حضور نداشتى تا به یارى فرزند فاطمه زهرا(س) شتاب نمایى، ولى مى‏توانى آب چشمان را با خون دل بیامیزى و با ماتم سرایى حقیقت را درباره‏اش بیان کنى. در روز عاشورا لباس‏هاى حزن و ماتم بر تن نما، جامه‏ هایى با رنگ تیره یا سبز.(۳۰)

فضیلت گریستن در بیان امام رضا(ع)

در ایام امامت حضرت على بن موسى الرضا(ع) به اقتضاى شرایط سیاسى، اجتماعى، فضاى مساعدترى براى ترویج فرهنگ عاشورا پدید مى‏آید و گریستن براى اباعبداللّه به عنوان هماهنگى با حماسه حسینى و موافقت با حرکت سیاسى او تلقى گردید، اشک‏ها مورد قدر دانى از سوى امام رضا(ع) قرار گرفت و به نوعى سوگوارى حمایت از جبهه حق و تقویت اصل امام به حساب مى‏آمد.
در بیان مفصّلى حضرت امام رضا(ع) درباره فضیلت و ارزش و آثار گریستن بر امام حسین خطاب به ریان بن شبیب نکاتى را فرموده و این احیاگرى و یادآورى در خصوص حادثه کربلا مورد تأکید قرار گرفته است:

اى فرزند شبیب اگر مى‏خواهى بر چیزى گریه نمایى،بر حسین(ع) گریه کن که او را همچون گوسفند سر بریدند همراه هیجده نفر از دودمانش که همه در عصر خویش (نسبت به همگنان خود) بى نظیر بودند، آسمان‏ها و زمین در شهادت او گریه کردند.(۳۱) آن حضرت در روایتى طولانى مى‏فرمایند: در این ماه (محرم) دشمنان خون ما را به ناحق ریختند و هتک حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما به اسارت گرفتند و خیمه‏ها را به آتش کشیده و به غارت اموال و امکانات پرداختند. عاشورا، روز حسین، پلک‏هاى ما را مجروح و اشک هایمان را جارى ساخت و ما از سرزمین کربلا گرفتارى و رنج به میراث بردیم. پس باید بر کسى همچون حسین(ع) گریه کنندگان، زارى نمایند که اشک ریختن بر او، گناهان بزرگ را فرو مى‏ریزد.(۳۲)

حضرت رضا(ع) تأکید نموده‏اند: «من ذکر مصابنا، تبکى و ابکى لم تبک عینه یوم تبکى العیون؛(۳۳) هر کس مصائب ما را یادآورى نماید پس بگرید و بگریاند، در آن روزى که دیدگاه‏ها گریان است، گریان نشود».

دعبل خزاعى شاعر برجسته اهل بیت، گفته است در ایام محرم به دیدار مولایم حضرت على بن موسى الرضا(ع) رفتم، امام محزون نشسته بود و یارانش در پیرامون آن حضرت دیده مى‏شدند، وقتى امام مرا مشاهده نمود به سویم آمد و فرمود: آفرین بر تو اى دعبل، آفرین بر حامیان ما، آن که با دست و زبانش ما را یارى مى‏نماید سپس امام مرا در کنار خویش جاى داد و فرمود: اى دعبل دوست دارم براى من شعرى بسرایى، زیرا این روزها، ایام غم و ماتم ما اهل بیت(ع) و زمان شادى دشمنان ما بخصوص امویان است. اى دعبل کسى که بر مصائب ما چشمانى نمناک داشته باشد و بر آنچه از دشمنانمان بر ما رسیده است بگرید، خداوند او را با ما و در زمره ما محشور مى‏گرداند.(۳۴) در برخى منابع روایى دیگر آمده است وقتى دعبل آمد، حضرت رضا(ع) بین حاضرین و خانواده خود پرده‏اى زدند تا بر مصائب امام حسین (ع) سوگوار باشند. سپس به دعبل فرمودند: براى امام حسین (ع) مرثیه بخوان که تا زنده‏اى تو یاور و مدّاح مایى، تا توان دارى از نصرت ما مضایقه نکن دعبل در حالى که گریان بود، اشعارى سوزناک سرود، در این حال صداى گریه امام رضا(ع) و اهل بیت حضرت بلند گردید.(۳۵) شخصى از شیعیان که از زیارت امام حسین(ع) در کربلا، بازگشته بود، خدمت امام هشتم رسید و مقدارى از تربت جدش حسین بن على(ع) را به آن حضرت داد. وقتى امام آن تربت مقدّس را مشاهده فرمود، متأثر گردید و بسیار گریست.(۳۶)

این توصیه‏ ها اقتضاء مى‏ نماید که در ایام عزادارى اهل بیت (ع) مخصوصاً امام حسین(ع) آدمى حزن و تأثّر خویش را به اشکال گوناگون به زبان، گفتار و کردار و خوردن و لباس پوشیدن نشان دهد، اظهار اندوه به گفتار و کردار با گریستن، نوحه گرى، لعن و نفرین فرستادن بر دشمنان خاندان عصمت، بر سر و سینه زدن و نفرت از اهل ستم عملى مى‏شود، در مورد خوراک هم آدمى باید بکوشد در روز عاشورا حداقل تا حوالى عصر یعنى زمانى که امام به شهادت رسید و محاصره اهل بیت او خاتمه یافت از خوردن و آشامیدن اجتناب کند. از نظر پوشاک و لباس، براى اظهار همدردى باید مطابق عرف و سنت متداول جامه‏اى بر تن کرد که از نظر رنگ و نحوه پوشیدن مناسب عزادارى باشد که پوشیدن لباس سیاه و پوشاک خشن توصیه مى‏گردد.

حضرت مهدى(عج) هم گریان است‏

حضرت مهدى(عج) در زمان غیبت، ایام ظهور و عصر رجعت بر جدّ بزرگوارش حضرت سید الشهدا(ع) سوگوار است. آن داد گستر جهان مى‏فرماید: یا جداه، اگر روزگار موجب شد که از یارى و نصرت تو، دورمانم و در کربلا حضور نداشتم تا با دشمنان تو نبرد نمایم و با بدخواهان و اهل عداوت پیکار کنم امّا اکنون هر صبح و شام بر (ناگوارى‏هاى) شما اشک مى‏ریزم و حتى به جاى گریه از دیدگان خون مى‏بارم و آه حسرت از دل پر درد بر این فاجعه مى‏کشم.(۳۷) در زیارت ناحیه مقدّسه هم آمده است: مجلس ماتم برایتان در اعلى علیین برگزار گردید و حوریان بهشتى در عزایتان بر سرو صورت زدند و اهل آسمان گریستند.(۳۸)

سوگوارى بازماندگان عاشورا در کربلا

بر حسب برخى منابع تاریخى وقتى حضرت زینب کبرى(س) بر بالین برادرش در صحراى نینوا آمد، جملاتى بر زبان جارى ساخت که حالت مرثیه داشت که دوست و دشمن با شنیدن آنها گریست و در واقع در همان صحراى کربلا نوعى ماتم سرایى صورت گرفت که زینب کبرى(س) آن را ترتیب داد.(۳۹)

زینب کبرى(س) در کربلا این گونه نوحه گرى نمود: این حسین است که در زمین کربلا در خون غوطه ور است و سرش با زجر از پشت بریده شده و عمامه و لباسش به غارت رفته است، سکینه(س) دختر امام حسین(ع) نیز دردمندانه خطاب به رسول اکرم(ص) گفت: اى پیامبر این حسین توست که روح از تنش بیرون شده و قلبش از حرکت ایستاده است. اى پیامبر این حسین توست که پیکرش در زمین کربلا به خون آغشته و برهنه روى خاک و سرش بر نیزه بالا رفته است. پس از حرکت کاروان اسیران نوحه‏ گران دیگرى از راه رسیدند، قبیله بنى اسد بر سر زنان به قتلگاه آمدند و بدن مطهر شهیدان را به خاک سپردند، کوفیان و سایر دشمنان قیام عاشورا هم با وجود چنان شقاوت‏ها و سنگدل ى‏ها وقتى از کشتن و غارت سیراب شدند با اندکى تأمل و دیدن سرهاى شهداء که طلایه دار کاروان نورانى اسرا بود گریستند. رباب همسر سیدالشهداء و مادر سکینه و على اصغر بعد از شهادت امام حسین(ع) دائماً ناله و گریه مى‏کرد و پس از آن به مدینه بازگشت و از شدت حزن و اندوه در گذشت.(۴۰)

گوهر افشانى و افشاگرى در کوفه‏

وقتى اهل بیت با حالت اسارت و شرایط ناگوار به کوفه انتقال داده شدند، ابن زیاد گفت: خداوند از حسین و نافرمایان خاندان او (با این وضع) دل مراشفا داد، در این حال زینب (س) گریست و فرمود: به جان خودم قسم که بزرگ فامیل مراکشتى و شاخه ‏هاى مرا بریدى و ریشه هایم را برکندى(۴۱) مرثیه‏اى که زینب با مشاهده سر برادر در کوفه سرود و در آن فاجعه کربلا را به خسوف ماه و نیز غروب آن تشبیه کرد، بسیار سوزناک بوده و شهرت فراوانى دارد.(۴۲) رباب همسر امام در مجلس ابن زیاد لعین از دیدن سر مقدّس حسین بن على(ع) چنان بى‏ تاب شد که از جا برخاست و سر مطهر را از طشت برداشت و ناله جانگدازى برکشید و اهل مجلس را متأثر نمود.(۴۳)

موقعى که زینب کبرى(س) فاطمه دختر امام حسین(ع)، ام کلثوم خواهر امام و امام چهارم در کوفه و در مجلس ابن زیاد سخنرانى کردند، بعد از هر خطبه مردم گریه و زارى مى‏کردند، زن‏ها موها را پریشان کرده بر صورت‏ها لطمه مى‏زدند و همه مى‏گریستند بطورى که در آن روز کسى دیده نشد که گریان نباشد. بعد از این قضایا، ناله و صداى گریه اهل کوفه اعم از مرد و زن براى حادثه کربلا و وضع اسیران ادامه داشته و از شدّت تأثر دچار وحشت و هراس بودند، نقل کرده‏اند وقتى فاطمه دختر امام براى کوفیان خطبه‏اى ایراد نمود، اواخر سخنرانى این بانو کوفیان به شدت گریستند و گفتند: تو را بس است اى دختر پاکان، قلب ما را آتش‏زدى و گلوهاى ما را خشک نمودى، اندرون ما را شعله ور ساختى، آن گاه فاطمه سکوت اختیار کرد.

هنگامى که‏ام کلثوم از پشت پرده در حالى که به شدت مى‏ گریست خطبه خواند مردم چنان ضجّه زدند و خاک بر سر ریختند و مجلس ابن زیاد را به یک برنامه عزادارى تبدیل کردند .
برخى نقل کرده‏اند آن روز حیرت مردم را فرا گرفته بود در حالى که دست‏ها را بر دهان‏هاى خویش نهاده بودند مى‏گریستند، مردم کوفه ضمن ناله و نوحه از روى رأفت و رحمت به کودکان اسیر خرما مى‏دادند که در این حال زینب (س) فرمود صدقه بر ما اهل بیت حرام است، با شنیدن سخنان این بانو بر اسیران بیش از گذشته گریستند. زینب کبرى(س) با دیدن این منظره نتواست صبر کند ومشاهده نماید کسانى که در این جنایت نقش داشته‏اند حال سوگوار باشند و به زنان بزرگ منش از دختران پیامبر مرثیه کنند در حالى که جز کوفیان کسى این اهانت را مرتکب نشده است از این جهت فریاد برآورد اى اهل کوفه آیا بر ما مى‏گریید، پس چه کسى جز شما افرادى از خاندان ما را کشت.(۴۴)

عبداللّه فرزند عفیف ازدى با قصیده پرشور و طولانى که در رثاى امام حسین(ع) در حضور ابن زیاد سرود، مجلس وى را تحت تأثیر قرار داد و به همین دلیل به شهادت رسید، او در بیتى از اشعار حزن‏ انگیز گفت: خورشید درخشان دچار کسوف و تیرگى گردید زیرا چنین مصائبى در کربلا پیش آمد و تمامى آفاق آشکارا از این بابت گریان گشتند.(۴۵)

سیل اشک در بارگاه یزید

اهل بیت امام حسین(ع) در حالى به شام منتقل شدند که بر فراز شتران در غل و زنجیر کشیده شده و آفتاب داغ سیماى آنان را دچار سوختگى ساخته بود، دست‏ها بر گردن‏ها بسته و در بازارها گردانیده مى‏شدند.(۴۶) چون آنان را به داخل بارگاه یزید بردند زینب کبرى(س) با مشاهده سر بریده برادر بسیار نالید و با گریه‏اى جانسوز صدا زد: اى حسین، اى حبیب رسول خدا، اى فرزند مکّه و منى، اى فرزند سرور زنان جهان فاطمه(س)، اى پسر دختر مصطفى. هر کس در آن مجلس بود با شنیدن این جملات سوزناک گریست.(۴۷) فردى از شامیان نقل کرده است به هنگامى که یزید لعین بر لبان و دندان‏هاى امام حسین(ع) چوب مى‏زد، زنى را مشاهده کردم که با دست‏هاى بسته و چشم‏تر با سوز دل ناله و ندبه مى‏کرد و با خود نجوا مى‏نمود کاش خواهرت نبود و تو را بدین وضع نمى‏دید.(۴۸) روضه‏ هاى زینب کبرى(س) اهل مجلس را به گریه واداشت و یزید سکوت اختیار نموده بود، بعد زنى از بنى هاشم که در خانه این ستمگر زندگى مى‏کرد براى امام حسین(ع) عزادارى مى‏نمود و فریاد مى‏زد اى آقاى ما، اى فرزند محمد، اى پناه بانوان و یتیمان… هر کس صداى او را شنید گریست، بعد ازآن سه روز عزادارى برپا شد. این نخستین مجلس عزادارى عمومى بود که در شام براى امام حسین(ع) و خاندان و اصحابش برپا گشت، اسیران تا زمانى که در شام بودند آشکارا یا نهانى سوگوارى مى‏کردند. وقتى اسیران را از مجلس بیرون برده و به خانه یزید انتقال دادند، زنان داخل منزل تا چندین روز بر حسین بن على (ع) نوحه سرایى مى‏کردند. نقل کرده‏اند چون یزید خواست با استناد به آیه‏اى از قرآن بگوید هر مصیبتى که به خاندان امام حسین(ع) مى‏رسد به سبب اعمال خودشان است، ناگهان با ناله زنان و صداى دردناک و مؤثرى مواجه گردید آنها فقط زنان بنى هاشم نبودند بلکه بانوان شامى هم اشک خود را تقدیم اسیران مى‏نمودند یزید ناچار خاموش گردید.(۴۹)

استقبال اهل مدینه از عزیزان عزادار

ناله‏ ها و ماتم دارى‏هاى بازماندگان حادثه نینوا در بازگشت به مدینه و دیدن جاى خالى امام حسین(ع) و جوانان بنى هاشم شدّت یافت، راویان نقل کرده‏اند وقتى اهل بیت عازم مدینه بودند، در حوالى این شهر مدتى کوتاه اقامت نمودند، ساکنین شهر پیامبر با التهاب خاصى به استقبال آن عزیزان عزادار آمدند امام سجاد(ع) در میان افراد مدینه بشیر بن جذلم را مشاهده نمود که او را خطاب قرار داد و فرمود: اى بشیر پدرت شاعر بود آیا تو هم از این توانایى بهره‏اى دارى؟ او پاسخ داد: آرى خود نیز شاعرم حضرت فرمودند در حالى که ابیاتى را بر زبان مى‏آورى جلوتر از ما عازم مدینه شو و خبر ورود اهل بیت و مصیبت جانگداز کربلا را براى مردم شهر جدم نبى اکرم(ص) اعلان کن، بشیر اجابت کرد و اشعارى سرود و با گریه و حالت نوحه اشعارى براى مردم خواند که دو بیت آن چنین است:

یا اهل یثرب لامقام لکم بها
قتل الحسین فادمعى مدراراً
الجسم منه بکربلا مضرّج‏
والرأس منه على القناه یدار(۵۰)

یعنى: این مردم مدینه دیگر در این شهر نمانید که حسین به شهادت رسید و به این سبب سیلاب اشک از دیدگانم روان است. بدن پاکش در کربلا به خون و خاک تپیده و سر مقدّسش را بر سر نیزه‏ها در شهرها مى‏گردانند. سپس افزود: این على فرزند حسین است که با عمه‏ ها و خواهرانش حوالى مدینه آمده‏اند و در آنجا سکنى گزیده‏اند بشیر گفت: هیچ زن پرده نشین و با حجابى در مدینه نماند مگر آنکه از پشت پرده موها را پریشان و صورت را خراشان ساخت و صداى خود را به زارى و ناله بلند نمود. جمعیت انبوهى تا بیرون مدینه آمدند و اطراف خیمه امام سجاد(ع) صداى گریه و شیون آنان بلند بود، فردى کرسى آورد و حضرت بر آن نشست و بسیار گریست و مردم نیز به ماتم سرایى پرداختند، آن مجلس یکپارچه ناله و شیون شد که با اشاره دست امام، حاضران ساکت شدند.(۵۱)

مدینه با اهلش به گریه و زارى آمد و بقیّه کاروان حسینى را که در همین نزدیکى وداع کرده بودند، استقبال کردند، عقیلات بنى هاشم از پشت پرده‏ها با ندبه و فریاد وا حسیناه بیرون آمدند. در مدینه خانه‏اى نماند مگر این که ماتم سرا شد تا آن که از بس اشک ریختند، گریه آنان خشک شد و از بس نوحه سرایى کردند گلویشان رطوبت نداشت. رباب دختر امرءالقیس و همسر امام حسین(ع) در مدینه مجالس عزا برپا کرد، زنان مدینه با او مى‏گریستند، آنقدر گریست تا اینکه اشکش خشک گردید امّ لقمان زینب دختر عقیل بن ابى طالب وقتى خبر شهادت عاشورائیان را شنید با حال حسرت بیرون آمد و خواهرانش ام هانى، اسماء و رمله همراهش بودند و به کشته ‏هایشان در کربلا مى‏گریستند که زینب دختر عقیل بن ابى طالب اشعارى را به عنوان مرثیه زمزمه کرد که ترجمه‏اش چنین است: چه جواب مى‏گوئید وقتى که رسول اکرم(ص) به شما بگوید که آخرین امت‏هائید ولى با اهل بیت و اولادم چه کردید، آیا با شما میثاق نداشتم، به عهد خویش وفا نکردید و ذریّه و پسرعموهایم را مورد فشار قرار دادید، برخى را اسیر و بعضى را آغشته به خون ساختید، من که به شما نصیحت کردم جزایم این نبود که به خویشانم بدى روا دارید.

ام البنین فاطمه دختر حزام کلّابیه همسر حضرت على(ع) و مادر عباس بن على، عبداللّه، جعفر و عثمان، بعد از کشته شدن فرزندانش هر روز به بقیع مى‏رفت و عبیداللّه بن عباس را نیز با خود مى‏برد و براى چهار فرزندش با ناله دردناک و دلسوز ندبه مى‏کرد به نحوى که مردم اجتماع مى‏نمودند و گریه و زاریش را گوش مى‏دادند و متأثر مى‏شدند حتى مروان بن حکم که کینه سختى با بنى هاشم داشت با مردم مى‏آمد.

ابن عباس روایت کرده است در منزل خوابیده بودم که صداى ناله بلندى از خانه امّ سلمه همسر پیامبر در مکّه شنیدم بیرون آمدم، مشاهده کردم اهل مدینه به آنجا مى‏روند، گفتم اى امّ المؤمنین چه شده که ناله مى‏کنى، جوابم را نداد و به طرف زنان هاشمى رفت و گفت اى دختران عبدالمطلب به من یارى نمائید و با من گریه و زارى کنید، قسم به خداوند آقاى شما و سرور جوانان بهشت کشته شده، سبط رسول اکرم و ریحانه پیامبر شهید شده است، گفتم این ماجرا را چگونه متوجّه شدى، گفت در همین لحظه رسول اکرم(ص) را در عالم رؤیا نگران و ناراحت دیدم، علّت را جویا شدم، فرمود: امروز فرزندم حسین و تعدادى از خاندانش کشته شدند، از خواب برخاستم، وارد خانه شدم، تربتى را که جبرئیل از کربلا آورد، و به پیامبر گفته بود وقتى مبدّل به خون شد امام حسین(ع) کشته مى‏شود، در شیشه‏اى به توصیه پیامبر داشتم، آن را نگریستم دیدم مثل خون قربانى شده و در حال جوشش است، ابن عباس اضافه مى‏کند: امّ سلمه مقدارى از آن خون را برداشت و صورتش را با آن آغشته کرد و آن روز را ماتم گرفت و نوحه سرایى بر حسین کرده بعد قاصد خبر قتل امام حسین(ع) را آورد.

اهل بیت پیامبر صبح و شام با حزن و اندوه عمیق و غم بسیار آن مصیبت را تجدید مى‏کردند و شخصیت‏هاى برجسته و دوستداران خاندان عترت به خدمت بازماندگان عاشورا مى‏رسیدند و تعزیت و تسلیت مى‏گفتند و همدردى مى‏کردند، بعضى از آنان از شدت اندوه با رساترین کلامى که ناله آور بود و با عمیق‏ترین حالات که از همدردى و دلسوزى حکایت مى‏کرد، مرثیه سرایى مى‏کردند.
زمانى که امام حسین(ع) به شهادت رسید زنان بنى‏ هاشم در مدینه لباس‏هاى سیاه و جامه‏ هاى خشن پوشیده و از شدت گرما و سرما شکایت نمى‏کردند و امام زین العابدین به دلیل اشتغال آنان به سوگوارى و مراسم عزادارى، برایشان غذا تدارک مى‏دید.(۵۲)

پى‏ نوشت‏:

۱. امالى صدوق، ج ۱، ص ۲۱۹، کنزالعمال، حسام الدین هندى، ج‏۴، ص ۲۴۰؛ مقتل خوارزمى، ج ۱، ص ۶۶، فصول المهمه ابن صباغ مالکى، ص ۱۷.
۲. مستدرک الوسایل، محدث نورى، ج ۱۰، ص ۳۱۸.
۳. لؤلؤ و مرجان، محدث نورى، تحقیق و ویرایش حسین استاد ولى، ص ۳۸ – ۳۷.
۴. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۸.
۵. سوره حج، آیه ۳۲.
۶. بقره، آیه ۱۵۸ و حج، آیه ۳۶.
۷. خصال، صدوق، ج ۲، ۶۲۵؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۷؛ امالى شیخ طوسى، ص ۳۰۵، بشاره المصطفى لشیعه المرتضى، عمادالدین طبرى، حدیث ۳۸۹.
۸. بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۲۲.
۹. عیون الاخبار الرضا، صدوق، ج ۱، ص ۲۹۹، بحار، ج ۴۴، ص ۲۸۶.
۱۰. سوره شورا، آیه ۲۳.
۱۱.ینابیع الموده، قندوزى حنفى، باب شصتم.
۱۲. کنزالعمال، حسام الدین هندى، ج ۵، ص ۱۱۲.
۱۳. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۴۳، تا ۲۴۵.
۱۴. اقناع اللائم، سید محسن امین، ص ۶۵.
۱۵. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۶۶.
۱۶. همان، ص ۲۱۸، الخصائص الحسینیه، ص ۱۹۱.
۱۷. بلاغه الامام، ص ۱۱۲، لهوف سید بن طاووس، ص ۱۲۱، بحار، ج‏۴۶، ص ۱۰۸.
۱۸. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۴۵، حالات امام زین العابدین .
۱۹. خصال، ج ۱، ص ۱۳۱؛ ج ۲، ص ۱۰۱.
۲۰. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۴۹.
۲۱. ناسخ التواریخ (زندگانى امام سجاد(ع))، لسان الملک سپهر، ج ۱، ص ۲۹۳ و نیز بحار، ج ۴۵، ص ۱۴۳.
۲۲. مصباح المتهجد، ص ۷۱۳؛ کامل الزیارات، ص ۱۷۴.
۲۳. وسایل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۸.
۲۴. همان، ص ۴۶۸.
۲۵. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۶۹.
۲۶. همان، ج ۴۵، ص ۲۰۸.
۲۷. همان، ج ۴۴، ص ۳۰۳.
۲۸. معالى السبطین، ج ۱، ص ۲۶۰.
۲۹. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۶۳.
۳۰. المنتخب، مرحوم طریحى، ج دوم، ص ۴۳۵؛ ادب الطف، سید جواد شبر، ج ۱، ص ۱۹۵، اعیان الشیعه، سید محسن امین جبل عاملى، ج‏۷، ص ۳۲۶.
۳۱. وسایل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۳؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۵۷.
۳۲. همان، ص ۲۸۳.
۳۳. کامل الزیارات، باب ۳۳، ص ۱۰۵؛ ثواب الاعمال، ص ۱۰۹؛ امالى صدوق، مجلس ۱۲۹، ص ۱۲۵.
۳۴. اهل البیت فى الکتاب و السّنه، محمدى رى شهرى، القسم الثامن (حقوق اهل البیت)، ص ۳۹۲ – ۳۹۰.
۳۵. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۵۷.
۳۶. همان، ج ۱۰۱، ص ۱۳۱.
۳۷. همان، ص ۳۲۰.
۳۸. همان،ج ۱۰۳، ص ۳۲۳.
۳۹. اللهوف فى قتلى الطفوف، سید بن طاووس، ص ۵۶.
۴۰. الکامل فى التاریخ، ابن اثیر، ج ۴، ص ۸۸.
۴۱. الارشاد، شیخ مفید، ج‏۲، ص‏۱۱۹.
۴۲. نفس المهموم، ص ۲۹۲.
۴۳. وقایع الایام، مرحوم خیابانى، ص ۲۶۳.
۴۴. مجالس السّنیه، ص ۱۲۴ – ۱۲۳؛ نهضه الحسین، ص ۱۳۸ – ۱۳۷؛ موسوعه آل النبى، دکتر عایشه بنت الشاطى، ص ۷۳۴.
۴۵. مقتل الحسین، ابى مخنف، ص ۱۷۴.
۴۶. بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۲۲.
۴۷. معالى السبطین، ج ۲، ص ۱۵۴.
۴۸. انوار الشهاده، ص ۲۶.
۴۹. اقناع اللائم، ص ۱۵۳، مجالس السّنیه، ص ۱۳۳ و ۱۳۴ و ۱۴۰؛ موسوعه آل النبى، ص ۷۴۶.
۵۰. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۴۷.
۵۱. اقناع اللائم، ص ۱۶۲؛ نهضه الحسین، ص ۱۴۷؛ تاریخ طبرى، حادثه سال ۶۱ ، ص ۱۰۹؛ تاریخ ابن اثیر، ج‏۴، ص ۴۵ و موسوعه آل النبى، ص ۷۴۸.
۵۲. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۸۸؛ وسایل الشیعه، ج ۲، ص ۸۹۰، محاسن برقى، حدیث ۱۹۵، ص ۴۱۹.

منبع: پاسدار اسلام ، شماره ( ۲۷۹-۲۸۰ ) ، از طر یق شبکه اطلاع رسانى شارح

غلامرضا گلى زواره‏

آداب و رسوم عزاداری اربعین در عراق امروز

اشاره:

در مراسم اربعین هر سال، شهر کربلا شاهد همبستگی و یکپارچگی اجتماعی میلیون ها عزادار حسینی از سراسر دنیاست. شهادت امام حسین(ع) و اصحابش در روز عاشورا، با دگرگون کردن شکل و حقیقت سوگواری های مسلمانان، حرکت و جهت خاص و متعالی به آن بخشید. بااینکه اسلام، گریه و ناله و فریاد بیش از حد در عزاداری را مکروه دانسته، اظهار غم و ماتم در عزای سیدالشهدا(ع) را امری ممدوح شمرده که پاداش خداوند را در پی دارد. پیاده روی در مراسم اربعین، یک سنّت دینی همراه با آموزه های فراوان شیعی است که در دوران حکومت حزب بعث، با چالش و درگیری همراه بود. این پیاده روی معنوی از سه مسیر که راه نجف به کربلا به سبب ابعاد معنوی و تاریخی نهفته در آن، متمایز از دیگر مسیرهاست. دسته ها و کاروان های خدمتگزار و «هوسه خوانی» قبایل عرب جنوب عراق در این مسیر از نکات ویژه این پیاده روی معنوی است. آیین عزاداری اربعین در کربلا از روز پانزدهم ماه صفر آغاز می شود که مقاله حاضر، شرحی مختصر از این آیین های منحصربه فرد ارائه کرده است.

مراسم های عزاداری ای که به مناسبت عاشورا و زیارت اربعین برای زنده نگاه داشتن واقعه شهادت امام حسین(ع) و ۷۲ تن از یاران و اهل بیت شان در میدان حماسه کربلا در سال ۶۱ هجری (۶۸۰ میلادی) برگزار می شود، از جمله آیین های ویژه و منحصر به فردی است که شیعیان عراق تا به امروز آن را انجام داه و به آن پای بند بوده اند.

حرم و مرقد نورانی امام حسین(ع) در شهر کربلا (۱۰۵ کیلومتری جنوب غربی بغداد) نقشی اساسی در پیدایش این آداب و تحول و تکامل آن داشته است. افزون بر این که شهر کربلا در چشم شیعیان و به ویژه شیعیان عراق، مرکز یک واقعه بزرگ تاریخی و روحانی است و مکانی مقدس و مهم برای زیارت های شیعه به شمار می آید، موقعیتی بی بدیل در به یادآوردن فاجعه کربلا و زنده کردن و سازگار نمودن ظاهری و باطنی افراد با حوادث آن واقعه دارد. هر سال میلیون ها نفر از شیعیان عراق، مراسم عزاداری عاشورا و اربعین را به صورت جمعی و در دسته های بزرگ عزا برگزار می کنند و آن دو روز بزرگ تاریخی را در کربلا جان تازه و دوباره می بخشند.

منظور از «مراسم اربعین» در این بحث، همه کارها و فعالیت هایی است که به مناسبت روز اربعین و یادبود شهادت امام حسین(ع) در کربلا، یعنی روز بیستم ماه صفر، دومین ماه در تقویم اسلامی، انجام می گیرد. از مهم ترین و بارزترین این اعمال، پیاده روی برای زیارت قبر امام حسین(ع) است که زائران، به صورت فردی و گروهی، معمولاً از خانه های خود و نیز از دیگر مبادی، با پای پیاده به راه می افتند و خود را در روز اربعین به کربلای مقدس می رسانند. علاوه بر رسم پیاده روی، آداب و اعمال دیگری همچون زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین و به راه افتادن دسته های بزرگ سینه زنی و زنجیرزنی نزدیک قبر سیدالشهدا(ع) نیز در این روز صورت می گیرد.

آنچه مراسم اربعین را از دیگر مراسم های مذهبی شیعه متمایز می سازد، بروز حالت همبستگی و یکپارچگی اجتماعی، به شکل روشن در طول برگزاری این مراسم است و مردم به دلخواه خود، خانه و خوراک و پوشاک و همه امکانات خود را برای عزاداران و شرکت کنندگان در مراسم هزینه می کنند و در این راه، از کوچک ترین خدمتی دریغ نمی ورزند.

مفهوم «رسم عزاداری»

اهمیت رسوم عزاداری اساساً در این است که یک عمل طبیعی را در انسان به نمایش می گذارد؛ چون عکس العملی عادی و غریزی در وجود اوست و جزئی از ساختار روحی ـ روانی او را تشکیل می دهد. عزا و ماتم معمولاً به صورت غم و اندوه در فقدان چیزی یا شخصی که با انسان رابطه قوی و خاص داشته، بروز می یابد. بنابراین فقدان و نبودن، عنصر اصلی عزاداری است و اگر نباشد، سوگواری و مانند آن امکان نمی یابد. این فقدان و از دست دادن، معمولاً با احساساتی آمیخته به اندوه همراه است که نسبت به جایگاه آنچه از دست رفته و نیز بر حسب گنجایش روحی فرد، متفاوت می باشد.

غزالی (۴۵۰ ـ ۵۰۵ق) در دائره المعارف دینی خود به نام «احیاء علوم الدین» بخش بزرگی را به این موضوع اختصاص داده است. به باور او مرگ فقط یک تغییر حالت است و سفری است که گذشتگان زودتر انجام داده و به مقصد رسیده اند. بنابراین برداشت، انسان نباید در مرگ دوستان و عزیزانش اندوه بسیار نشان دهد؛ چون خود به زودی به آنها ملحق می گردد. مشارکت در تشییع جنازه و مراسم عزا، باید شخص را به تفکر در مرگ و آمادگی روبه رو شدن با آن وادار کند.[۱]

سوگواری و عزاداری برای اموات در اسلام، بیش از آن که جنبه فردی و تخلیه روحی ـ روانی داشته باشد، حالتی است ارزشمند که پایه های روابط اجتماعی را در امت اسلامی محکم تر می سازد و با مشارکت مسلمانان در مراسم عزا و تشییع جنازه و نماز گزاردن بر آن و دعا کردن در حق میت و به خاک سپردن او، وحدت و همبستگی روحی و اجتماعی در آنها به شدت تقویت می شود و جایگاه ایشان را به سطح بالایی از توانمندی و قدرت ارتقا می بخشد.

میان مراسم های عزاداری مسلمانان، چه شیعه و چه سنی، در پیش از واقعه کربلا و پس از آن تفاوت چشم گیر وجود دارد. شهادت امام حسین(ع) و اصحابش در روز عاشورا، شکل و حقیقت سوگواری های مسلمین را دگرگون ساخت و به آن حرکت و جهت خاص و متعالی بخشید. از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است: «گریه و ناله در هر مسئله ای به جز در آنچه به شهادت حسین بن علی(ع) مربوط می شود، برای بنده مکروه و ناپسند است، اما شخص در گریه بر سیدالشهدا، پاداش دارد».[۲]

این روایت برای عزاداری امام حسین(ع) حالتی استثنایی تصویر کرده و میان آن و دیگر انواع سوگواری تفاوت های بسیار نهاده است. اگرچه شیوه های عزاداری در اسلام قید و بندهایی خورده و گریه و ناله و فریاد بیش از حد، مکروه دانسته شده، اما در اظهار غم و ماتم در عزای حسین بن علی(ع) این مسئله نه تنها منع نشده که انجام آن، شخص را در مسیر اجر و پاداش الهی قرار می دهد. از این رو، در روایت ائمه شیعه^ بر اقامه عزای امام حسین(ع) در مواقع مختلف تأکید و اصرار شده که شاعران و مرثیه سرایان، اندوه و گریه شوندگان را برانگیزند و افراد با خانواده های خود در سوگواری های حسینی شرکت نمایند.[۳] پس نشانه ها و مظاهر عزای امام حسین(ع) تنها یک تعامل احساسی با واقعه کربلا و یا فعالیتی سیاسی و چالش با نظام های جابر و ستمگر نیست؛ بلکه یک حرکت و کار اعتقادی است که توش و توان خود را از درون یک مرکز دینی می گیرد؛ مرکزی که آداب و رسوم عزاداری، در تحکیم پایه های آن و نشر تعالیمش، عنصر اساسی به شمار می آید.

زیارت اربعین

زیارت اربعین عبارت است از زیارت مرقد مطهر امام حسین(ع) در روز بیستم ماه صفر؛ یعنی پس از گذشت چهل روز از شهادت امام حسین(ع). شیعیان عراق، روز اربعین را «روز برگرداندن سر مقدس» می نامند؛ به این دلیل که سر امام حسین(ع) در چنین روزی به کربلا بازگردانده شد و چهل روز پس از شهادت امام به بدن مطهر ایشان ملحق گردید. در بزرگداشت های شیعه، پس از روز عاشورا، روز اربعین مقام دوم را داراست و مشارکت مردمی در این روز، بسیار گسترده است و جمعیتی انبوه از شیعیان عراق و دیگر اماکن، با پای پیاده و به شوق زیارت مرقد امام حسین(ع) و تبرک جستن به آن، راهی کربلا می شوند. این سفر زیارتی، چندین روز و گاه چندین هفته را دربرمی گیرد و در اثنای آن، مراسم های گوناگون و خاصی برگزار می شود.

زیارت اربعین شیعیان عراق، در دهه های اخیر (دوره حاکمیت ظالمانه صدام حسین) با چالش و درگیری با نظام بعث در عراق توأم بوده است. آنچه باعث شد مراسم روز اربعین به همراه دیگر یادبودهای شیعی، ممنوع گردد، ممنوعیت آداب عزاداری، از جمله پیاده روی روز اربعین برای زیارت امام حسین(ع) بود که در مقابله و مبارزه زائران با حاکمیت عراق و منع رفت وآمدها نقشی اساسی داشت و باعث شد تا میان زائران و نیروهای امنیتی تنش ها و کشمکش هایی به وجود آید و نهایتاً به درگیری های مسلحانه ۱۹۷۷ در نزدیکی کربلا منجر شود. در نتیجه، مراسم پیاده روی روز اربعین، جدا از یک سنت دینی صِرف، به حرکتی آکنده از مفاهیم و آموزه هایی چون مقاومت و مبارزه شیعی علیه تحرکات حکومت عراق، در جهت هویت افزایی و گسترش فعالیت های دینی آنان تبدیل گردید.

یک تجربه ناب

پیاده روی، یکی از نشانه های بارز مراسم عزاداری روز اربعین است؛ یک تلاش به ظاهر بدنی، اما در واقع معنوی و روحانی که از خلال آن، شخص خود را هم از لحاظ روحی و هم از جهت بدنی و ظاهری، با حقیقت عزاداری برای امام حسین(ع) تطابق می دهد. زیارت مرقد سیدالشهدا، بخشی از یک سفر مقدس است که زائر دوست می دارد آن را بدون استفاده از وسایل نقلیه معمول انجام دهد؛ زیرا کمک گرفتن از این ابزار، عزادار را به طور کلی از دنیای معمولی و روزمره اش جدا نمی کند. به خصوص اگر توجه کنیم که کناره گرفتن از دنیای پیرامون روزمره، یکی از مراحلی است که می توان از خلال آن، به فضای حقیقی و اصیل سوگواری وارد شد.

پیاده روی زیارت اربعین، این امکان را برای زائران فراهم می آورد که اعمال و حرکات بدنی را برای رسیدن به هدف اصلی یعنی طهارت روحی به کار گیرند؛ چیزی که غالباً از مهم ترین نتایج مورد نظر در سفر زیارتی آن روز بزرگ است. بدن زائر، در اثنای این مرحله و پس از آن، رو به ضعف و سستی می نهد و به راحتی برای تعالی روحی و تقویت بعد معنوی، رام و آرام می گردد و دست رغبت ها و شهوات سرکش که غالباً برای بروز خود به بدنی قوی نیاز دارند، از سر او کوتاه می شود. بدین ترتیب، طهارت روح که عزادار در طول پیاده روی خود به سوی کربلا با آن انس گرفته، یکی از نشانه های بارز در سفر او به شمار می آید و چه بسا این حالت تطهیر و پاکی تا مدت ها پس از این مرحله سلوک، در او باقی می ماند و در تمام فعالیت های روزانه او آثار خود را نشان می دهد. پیاده روی روز اربعین، همچنین تجربه های معرفتی و شناختی جدیدی را برای شخص به ارمغان می آورد. وی در طول سفر، دنیاهای جدیدی را کشف می کند و سرزمین های نوی را می بیند و با افراد و شخصیت های تازه ای آشنا می شود. در واقع شخص در این مرحله از عزاداری، هم محیط پیرامون خود را از چشم اندازی دیگر می نگرد و هم در تطابق و سازگاری با دنیای متفاوت بیرون از خود، به نوعی خودیابی و کشف دوباره خویشتن دست می یابد.

با این که پیاده روی به سوی کربلا، از سه راه اصلی: نجف ـ کربلا، حله ـ کربلا و بغداد ـ کربلا صورت می گیرد، اما راه نجف ـ کربلا به جهت اهمیتی که دارد و ابعاد معنوی و تاریخی ای که در آن نهفته، متمایز از دیگر مسیرهاست؛ زیرا زیارت مرقد علی بن ابی طالب(ع) در نجف، از سوی زائران پیاده، بُعدی نمادین و معنوی به حرکت آنان می بخشد و آنها را در اتمام سفر مقدسشان به کربلا راغب تر می کند.

تا کربلا

دو ساعت گذشته از ظهر، با گروه های متعدد راهپیمایان، از مرقد امام علی(ع) به راه می افتیم و پس از عبور از کنار قبرستان «وادی السلام» (بزرگ ترین مقبره شیعیان در جهان) به جاده کربلا می رسیم. هزاران نفر از پیادگان، در حالی که پرچم های سبز حسینی در دست دارند، به سرعت به راه خود ادامه می دهند. بعضی پرچم داران مصرّند که پرچم ها را به ضریح امام علی(ع) متبرک کنند و با کسب حالت تقدس و پاکی، در سفر پیش روی خود، از آن فیض گیرند. پیادگان حسینی با شتاب و در حالی که پرچم های سبز در دست دارند، راه می پیمایند.

یکی از پدیده های جالب و در عین حال پرمعنا و مفهوم، وجود گروه های مختلف خدمت رسانی است که در طول راه، به پیادگان خدمات گوناگون ارائه می دهند. یکی از این خدمات، دعوت زائران به توقف و استراحت و در اختیارگذاردن اتاق و خانه برای بیتوته آنهاست. نزدیک غروب، تعدادی از نیکوکاران را دیدیم که در میان راه ایستاده بودند و زائران را به توقف و گذراندن شب در کاروان های خویش دعوت می کردند. عده ای نیز به اصرار و التماس از پیادگان می خواستند به منازل ایشان وارد شوند تا به بهترین شکل از آنها پذیرایی شود.

دسته ها و کاروان های خدمت گزار، بر حسب خدمتی که ارائه می دهند، گوناگون و متفاوتند. بیشتر آنها کارشان پذیرایی از زائران و برطرف کردن تشنگی و گرسنگی آنهاست که در طول روز یکسره و بدون توقف ادامه دارد. معمولاً فعالیت گروه ها و جماعت های نزدیک به هم، با هم تنظیم و هماهنگ شده است، تا کارها تکراری نشود و نوع و وقت ارائه وعده های غذایی رعایت گردد و خدمات به بهترین صورت تقدیم زائران شود. همچنین، در طول روز، عده ای طبق ها و سینی های غذا را روی سر می گیرند و آنها را میان پیادگانی که تمایلی به توقف ندارند، توزیع می کنند. از جمله دیگر خدمات در راه کربلا، که نشان می دهد خادمان حسینی از هیچ نیازی غفلت نکرده اند، این است که عده ای تلفن های همراه زائران را به صورت مجانی شارژ می کنند و خدمات پزشکی و بعضی درمان های طبیعی و ماساژ دادن دست و پای خسته پیادگان و جز این از دیگر خدماتی است که به زائران ارائه می شود و، هر بیننده ای را به شوق و شگفتی و تحسین وامی دارد.

در گوشه ای دیگر، حدود ده نفر از زنان عرب در کنار تنورهای گلین ایستاده اند و مشغول پخت نان هستند. بوی نان تازه، زائران خسته و گرسنه را متوجه این قسمت می کند. بعضی از این زنان، از حدود ده روز پیش تر در این مکان حاضر شده و پخت نان را آغاز کرده اند.

دسته های زوار، معمولاً پلاکاردهایی در دست دارند که نام خاص دسته ها، یا نام شخصیت های مشهور شیعه همچون خطبا و مرثیه خوانان امام حسین(ع) روی آنها نوشته شده است.

عده ای دیگر از پیادگان، شعارهایی را بر کیف و چمدان خود، یا روی لباس هاشان حک کرده اند که نشان از پیشینه تشیع آنها دارد و نیز بیان گر سفر روحانی آنها به سوی کربلای مقدس است. در دست بعضی از ایشان، پرچم کشور عراق را نیز می توان دید و گاه پرچم کشور بحرین نیز در دست عده ای دیده می شود که اشاره ای است به حمایت از شیعیان بحرین در حرکت های اعتراضی آنها علیه حاکمان بحرین؛ حرکت انقلابی ای که در آغاز سال ۲۰۱۱ به وقوع پیوست و نمونه آن در کشورهای دیگری چون تونس و مصر نیز رخ داد و «بیداری اسلامی یا «بهار عربی» نام گرفت.

راه کربلا، در این روزها، به جشنواره ای از نمادها و نشانه هایی تبدیل شده است که افکار و اندیشه ها و خواسته های عزاداران را به نمایش می گذارد.

هوسه

در یک طرف جاده، ده ها تن دایره وار ایستاده اند و در میان این جمع، یکی در حال خواندن «هوسات» است. «هوسه» به قصاید ویژه قبایل عربی جنوب عراق و فرات اوسط گفته می شود که ارزش هایی همچون قهرمانی و شجاعت و خصوصیات والای قبیله یا یکی از افراد آن را بیان می کند. غالباً از این گونه اشعار در اثنای جنگ ها و مرثیه سرایی برای یکی از افراد قبیله، یا برای برانگیختن عزم و همت مردان جهت انجام کارهای سخت و بزرگ استفاده می شود.

هنوز شاعر به پایان قصیده خود نرسیده که جماعت اطرافش دم می گیرند و یک بیت از آن قصیده را همراه با حرکات موزون و حرکت دایر ه وار تکرار می کنند. خواندن هوسه را سه تن از شاعران پی می گیرند و شرکت کنندگان که علاوه بر تعدادی افراد سالخورده، اکثراً از جوانان هستند، حلقه وار می گردند و حرکات خاص انجام می دهند.

هوسه یک فعالیت فرهنگی است که ریشه در باورها و پیشینه عشایری و محلی شیعه دارد. شیعیان از این رسم در مراسم عاشورا و اربعین استفاده می کنند و آن را در تعامل و اثرگذاری متقابل با آنچه در واقع یک امر دینی و اعتقادی است، به سطحی بالاتر ارتقا می دهند. این تعامل باعث می شود که یک آیین خاص قبیله ای و محلی در پیوند با اعمال دینی و عبادی، به صورت یک فرهنگ ماندگار شود و از سوی دیگر، یک رسم دینی، شکل و بسیاری از مفاهیم خود را از خلال تعامل با آداب اجتماعی زائران دریافت نماید و در نتیجه، از بروز و بیان عمیق تری برخوردار شود و زائران و عزاداران، آن را به چشم مقبولیت و محبوبیت بیشتر بنگرند و بپذیرند.

وعده گاه

آیین عزاداری روز اربعین در شهر کربلا، از پنج روز مانده به بیستم ماه صفر آغاز می شود. کاروان ها و دسته های بزرگ سوگواری اباعبدالله(ع) از جاهای مختلف خود را به این شهر می رسانند. نخستین کاروان ماتم، کاروان شبیه خوانان و تعزیه گردانان است که وارد کربلا می شود. پس از آنها دسته های سینه زنی و زنجیرزنی از شهرهای عراق به سوی کربلا روانه می شوند و از ۱۷ صفر تا روز اربعین، از صبحگاه تا پاسی از شب به سینه زنی و زنجیرزنی و عزاداری می پردازند. مراسم اصلی روز اربعین، دو ساعت گذشته از ظهر آغاز می شود. زائران به صورت دسته های منظم عزادار، نزدیک در ورودی مرقد امام حسین(ع) می ایستند و در حالی که بر سینه های خود می کوبند، یکی از مرثیه های حسینی را می خوانند و تکرار می کنند، و در پایان سینه زنی، دست ها را به نشانه سلام و تحیت به امام حسین(ع)، به سوی ضریح بالا می برند. آن گاه زائران وارد زیارتگاه می شوند و گرداگرد ضریح می گردند و نماز زیارت به جای می آورند و دعاهای مخصوص زیارت اربعین را می خوانند. همانند آنچه در زیارت عاشورا وجود دارد.

کتاب ها و ادبیات شیعی درباره زیارت اربعین و کیفیت انجام آن، شرح و توصیف های دقیق ارائه داده است. غسل و تطهیر بدن، آمادگی روحی، حرکت به سوی ضریح، چگونگی تعامل با دیگر زائران، چگونگی نماز و خواندن دعاها و نزدیک شدن به قبر امام حسین(ع)، از جمله امور تأکید شده در زیارات، برای هرچه بهتر و کامل تر انجام گرفتن زیارت است.

سفر طولانی ای که زائر پشت سر نهاده و با آن، روزها و ساعت ها زندگی کرده، تجربه ای است بزرگ در آزادی و رهایی از مظاهر مادی دنیا و روزمرگی های رنج آور و کسل کننده. در طول این سفر، زائر به حالتی از آزادی روحی و معنوی می رسد که تمام افکار و اندیشه های معمول او، در نگاهش رنگ می بازد و چون خود را در فاصله ای بسیار اندک از ضریح سرور آزادگان حسین بن علی(ع) مشاهده می کند، آن آزادی روحی بیش از هر زمان، و روشن تر از همیشه نمایان می گردد. زائر پس از تحمل رنج ها و مرارت های فراوان، اینک در موقعیتی قرار گرفته که می تواند در بالاترین سطح، با نمادها و نشانه های مقدسی که بر در و دیوار مرقد مطهر خودنمایی می کند، احساس یکی شدن و اتحاد کند و مطمئن باشد که وجودش از همه پلیدی ها و ناپاکی ها زدوده شده است. نیز قادر است خود را در فضای نورانی و مقدس حرم وارد سازد و از پاداش های زیارت ضریح امام حسین(ع) به بهترین شکل برخوردار گردد.

آیین پیاده روی زیارت اربعین، سفری است به اعماق تجربه های بزرگ فردی و اجتماعی؛ سفری است برای رها شدن از بند منیّت ها و خودیّت ها و کشف دوباره خویشتن و محیط پیرامون، در همراهی با سیل خروشان و پیش برنده میلیون ها زائر دلداده و عاشق، و در یک کلام: سفری است برای درک دگرگونی های مثبت، سازنده و متعالی.

[۱]. ملا محسن فیض کاشانی، المحجۀ البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج ۸، ص ۲۹۵٫

[۲]. ابن‌قولویه قمی، کامل الزیارات، ص ۱۲۳٫

[۳]. همان، ص ۲۰۹ ـ ۲۱۸٫

منبع :  فرج الحطاب؛مترجم محمدمهدی رضایی؛فرهنگ زیارت – دیماه سال ۱۳۹۲ شماره ۱۹ و ۲۰ –

بررسی سیره های سوگواری عاشورایی

 اشاره

شکل گیری آیین سوگواری عاشورایی به دوران زندگی پیشوایان معصوم شیعه باز می گردد. این سنت همواره مورد تأیید و تشویق آن بزرگواران قرار می گرفته و به جرأت می توان گفت ائمه معصومین(علیهم السلام) در گسترش فرهنگ سوگواری عاشورایی بیشترین نقش را داشته اند. آن بزرگواران با برپایی مجلس های گوناگون عزاداری، یاد و خاطره شهیدان کربلا را زنده نگاه می داشتند. اما امروزه سیل گسترده ای از آسیب ها و آفت ها به مجالس حسینی هجوم آورده است و سلایق مختلف و قرائت های گوناگون از مکتب سرخ عاشورا سبب بروز مشکلاتی در سوگواری های حسینی شده است. این مقاله تلاش دارد تا با نگاهی به سیره سوگواری معصومین(علیهم السلام) فرصتی را برای بازگشت مجالس حسینی به اصل سوگواری صحیح و راستین ایجاد کند.

سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: همانا که در پیروی از رسول خدا، سرمشق و الگوی نیکویی وجود دارد.۱ رفتار پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) برای همه انسان ها بهترین الگوی رفتاری و سرمشق زندگی است به گونه ای که پیروی از رفتار و اسوه سازی از کردار نیکوی ایشان، خود، برنامه ای کامل برای رستگاری بشر خواهد بود.

در سیره عملی رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) نمونه هایی از عزاداری وجود دارد که شیعه و سنی در باره آن اتفاق نظر دارند و هر دو، آن را نقل کرده اند. چه بسا در بسیاری موارد، خود ایشان، برپایی عزاداری را دستور داده یا در آن شرکت داشته است. مثلاً، ایشان در پایان جنگ احد دستور داد برای بزرگداشت شهیدان احد، به ویژه حضرت حمزه(علیه السلام)، مجلس عزاداری برپا کنند. «ابن مسعود» می نویسد: «رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در جنگ احد به شدت بر جنازه حمزه(علیه السلام) گریست، در حالی که مانند آن را از ایشان ندیده بودیم. جنازه او را به سوی قبله گذاشت، سپس با صدای بلند گریه کرد، به قدری که از هوش رفت. سپس فرمود: ای عموی رسول خدا! ای شیر خدا! و ای شیر رسول خدا! ای حمزه! ای عمل کننده به کارهای ثواب! ای حمزه! ای زداینده غم ها و سختی ها از چهره رسول خدا».۲

همانند این مطلب در کتاب های دیگر اهل سنت، مانند «مستدرک حاکم نیشابوری» نیز به چشم می خورد. افزون بر آن، نمونه های دیگری از عزاداری پیامبر(صلی الله علیه وآله) در تاریخ آمده است از جمله: عزاداری پیامبر(صلی الله علیه وآله) در شهادت حضرت جعفربن ابی طالب(علیه السلام)، عزاداری بر فرزند خردسال شان ابراهیم، عزاداری در کنار قبر مادر بزرگوارشان آمنه (علیهاالسلام)، عزاداری در کنار مزار دخترشان که در مدینه از دنیا رفت، عزاداری بر «سعد بن خوله»، و گریستن در مرگ «عثمان بن مظعون» و… که شیعه و سنی این موارد را نقل کرده اند۳٫

همچنین گریه و عزاداری پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بر ماجراهایی که بعدها رخ داد، نیز نقل شده است. «حافظ بن علی بن بیهقی»، به نقل از امام زین العابدین(علیه السلام) و ایشان نیز از «اسماء بنت عمیس» این گونه نقل می کند:

«من در ولادت حسن و حسین(علیهماالسلام) قابله جده ات، فاطمه(علیهاالسلام) بودم. چون حسین(علیه السلام) به دنیا آمد، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به من فرمود: ای اسماء! فرزندم را بیاور! من نیز حسین(علیه السلام)را در پارچه سفیدی پیچیدم و نزد آن حضرت آوردم. ایشان در گوش راست او، اذان و در گوش چپش، اقامه گفت و آن را در دامن خود گذاشته و گریست. عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت باد! برای چه گریه می کنید؟ فرمود: بر این پسرم می گریم. گفتم: او که هم اکنون به دنیا آمده (و باید شاد باشید). فرمود: ای اسماء! پسرم را گروهی ستمگر خواهند کشت. خدا شفاعتم را به ایشان نرساند. سپس به من فرمود: به فاطمه(علیهاالسلام) چیزی نگویی؛ چون تازه بچه دار شده است.۴»

بدین ترتیب، نخستین مجلس عزاداری بر سالار شهیدان، ساعتی پس از ولادت او برپا شد. در مقتل «ابن جوزی» آمده است:

«پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای سفری آماده می شد و امام حسین(علیه السلام) در آن زمان دو سال بیشتر نداشت. حضرت در آغاز حرکت، ناگهان توقف کرد و فرمود: اِنّا للّه وَ انّا اِلَیهِ رَاجِعوُن. آنگاه اشک از چشمان شان سرازیر گردید. اصحاب، دلیل گریه را جویا شدند و ایشان در پاسخ آنان فرمود: هم اکنون جبرئیل بر من نازل شد و مرا از سرزمینی خبر داد که در کنار رود فرات واقع شده و نامش کربلاست و حسین(علیه السلام)، فرزند فاطمه(علیهاالسلام) در آن سرزمین به شهادت می رسد. اصحاب پرسیدند: قاتل او چه کسی است؟ حضرت فرمود: مردی به نام یزید، فرزندم را خواهد کشت. هم اکنون محل دفن فرزندم را می نگرم. آنگاه با حالتی بسیار غمگین از سفر منصرف شد. سپس خطبه ای خواند و پس از پایان خطبه، دست راست خود را بر سر حسن(علیه السلام) و دست چپ خود را بر سر حسین(علیه السلام) گذاشت. بعد دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: خدایا! محمد(صلی الله علیه وآله)، بنده و پیامبر توست و این دو، برگزیدگان خانواده من و اصل و ریشه من هستند. این دو را جانشین خود در میان امّتم می گذارم. خدایا! شهادت را برای حسین(علیه السلام)، مبارک گردان و او را سرور شهیدان امتم قرار ده و برای قاتل و خوار کننده اش، هیچ برکتی روا مدار!

چون سخن پیامبر(صلی الله علیه وآله) به این جا رسید، صدای حاضران در مسجد به گریه بلند شد. حضرت فرمود: آیا بر او گریه می کنید و او را یاری نمی دهید؟! سپس از مسجد بیرون رفت. پس از چند لحظه، با چشمان اشک بار به مسجد باز گشت و با چهره ای برافروخته فرمود: ای مردم! من دو گوهر گران بها را در میان شما بر جای می گذارم؛ کتاب خدا و عترتم که با آب حیاتم و ثمره وجودم آمیخته اند. این دو از هم جدا نخواهند شد تا هنگامی که در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند و من درباره اهل بیتم، چیزی جز دوستی آنان از شما نمی خواهم و این چیزی است که پروردگارم به من دستور فرموده است. پس به هوش باشید که در روز قیامت، در کنار حوض کوثر، شما را در حالی که با اهل بیتم، دشمنی ورزیده و بر آنان ستم روا داشته باشید، دیدار نکنم.»۵

گفتنی است گریه و سوگواری بر امام حسین(علیه السلام) در تاریخ پیامبران الهی نیز وجود دارد که از آن میان، به عزاداری حضرت آدم(علیه السلام) می توان اشاره کرد. با این حال، نخستین برپا کننده مجلس عزا برای امام حسین(علیه السلام) در اسلام، حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) است.

سیره ائمه معصومین(علیهم السلام)

الف) سیره امام سجاد(علیه السلام)

ایشان را یکی از «بکائون» عالم نامیده اند؛ زیرا در سجده های طولانی خویش، چنان اشک می ریخت که زمین، تر می شد. البته گریه ایشان تنها به خوف الهی خلاصه نمی شد، بلکه با گذشت بیش از بیست سال از جریان کربلا، ایشان هم چنان از گریستن بر مظلومیت خانواده خویش، به ویژه پدر بزرگوارشان دست بر نمی داشت. آن حضرت با این کار، غم ایام را بر خود هموار می کرد و با خنثی ساختن تبلیغات سوء بنی امیه، جنایات های آنان را به مردم یادآور می شد.

روزی یکی از خدمت گزاران ایشان با دیدن این حالت گفت: «فدایت شوم ای پسر رسول خدا! بیمناکم به دلیل این همه گریه و غصه تلف شوید!» حضرت فرمود: «در پیشگاه خداوند، غم و غصه فراوانی دارم و چیزی را دیده ام که تو ندیده ای! هر گاه جریان شهادت فرزندان فاطمه(علیهاالسلام) را به یاد می آورم، بغض به قدری گلویم را می فشارد که نزدیک است خفه شوم…، پسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را کشتند، در حالی که تشنه بود… .یعقوب، دوازده پسر داشت و خداوند، یکی از آنان را برای مدتی از پیش چشم او دور کرد، در حالی که می دانست فرزندش زنده است. با این حال آن قدر گریست که چشمانش نابینا شد. من چگونه نگریم در حالی که در یک روز، هفده تن از خانواده ام از پدر و برادر و عمویم را پیش چشمم سر بریدند؟ چگونه اندوه من پایان یابد؟ چرا گریه نکنم، در حالی که پدرم را از آبی که برای همه حیوانات و درندگان آزاد بود، باز داشتند؟!»۶٫

ب) سیره امام باقر(علیه السلام)

امام باقر(علیه السلام) در دوران خفقان اموی، شاعران معاصر خویش را، به طور پنهانی فرا می خوانْد و آنگاه با برپایی مجلس عزاداری، نوحه سرایی آنان را می شنید و به همراه دیگر حاضران می گریست.۷ «کمیت بن زید اسدی» یکی از شاعران است که اشعار جان سوزی در توصیف حادثه کربلا سروده است. امام باقر(علیه السلام) درباره ایشان فرمود: «اگر سرمایه ای داشتیم، در پاداش شعر کمیت به او می بخشیدیم، ولی جزای او همان دعایی است که پیامبر درباره حسّان بن ثابت فرموده است و به دلیل دفاع از اهل بیت همواره از پشتیبانی فرشته روح القدس برخوردار خواهد بود»۸٫ همچنین ایشان در تشویق مردم به برپایی این آیین می فرمود: «در روز عاشورا برای امام حسین(علیه السلام) مجلس عزاداری برپا دارید و همراه با خانواده بر مصایب آن حضرت بگریید و شیون و زاری کنید. همچنین هنگام دیدار، بر آن حضرت بگریید و همدیگر را تعزیت دهید و بگویید: اَعظَمَ اللّهُ اُجورَنَا بِمُصابِنا بِالحُسین(علیه السلام) وَ جَعَلَنا و ایّاکُم مِنَ الطّالبینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیّهِ الامامَ المَهدی مِن آلِ مُحمَّدٍ(صلی الله علیه وآله).۹ هر کس چنین کند، من پاداش دو هزار حج و عمره و جهاد در رکاب رسول الله (صلی الله علیه وآله) و ائمه(علیهم السلام) را برایش تضمین می کنم»۱۰٫ در واقع، امام باقر(علیه السلام)، عزاداری عاشورایی را به شکل امروزی آن پایه ریزی کردند.

ج) سیره امام صادق(علیه السلام)

عصر امام صادق(علیه السلام) به دلیل انتقال قدرت از بنی امیه به بنی عباس، با کشمکش های سیاسی همراه بود. از این رو، رژیم حاکم تا اندازه ای از فعالیت ها و حرکت های مذهبی غافل ماند. به همین دلیل، این گونه فعالیت ها در جامعه گسترش یافت. حضرت صادق(علیه السلام)، نیز با بهره گیری از این فرصت، به پرورش شاگردانی در زمینه های علمی و نیز گسترش شعایر مذهبی به ویژه عزاداری برای سالار شهیدان پرداخت. دوران امام صادق(علیه السلام) را باید دوره تثبیت فرهنگ عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) دانست. ایشان با تفقّد و تشویق شاعران، این مجلس ها را به طور آشکار گسترش داد به گونه ای که همگان در آن شرکت می جستند. در تاریخ آمده است: «ابو هارون، شاعر معاصر امام صادق(علیه السلام) که مردی نابینا بود، روزی نزد امام آمد. حضرت به او فرمود: ای اباهارون! از آن اشعاری که در سوگ جدم، حسین(علیه السلام)سروده ای، بخوان! سپس دستور داد زنان در مجلس حضور یابند و پشت پرده بنشینند و بر مصایب اهل بیت(علیهم السلام) گریه کنند. ابوهارون، قصیده معروف خود را در وصف کربلا و توصیف حال عاشقان زیارت آرامگاه حضرت حسین(علیه السلام) خواند به گونه ای که صدای شیون از جمعیت برخاست. حضرت امام صادق(علیه السلام) به شدت می گریست و شانه هایش تکان می خورد».۱۱

ایشان همواره از یادآوری واقعه کربلا اندوهگین می شد و هر گاه نام حسین(علیه السلام) برده می شد، آن روز خنده از لبان ایشان محو می گردید. «ابوبصیر» می گوید:

«در محضر آن حضرت بودم که یکی از نوادگان امام حسین(علیه السلام) وارد مجلس شد. حضرت او را مورد نوازش قرار داد و بوسید. سپس فرمود: خدا خوار کند کسی را که به شما توهین کرد و انتقام شما را بگیرد! خدا لعنت کند کسانی را که پدران شما را به شهادت رساندند… . همانا پیامبران، صدیقان، شهدا و فرشتگان الهی بر حسین(علیه السلام) بسیار گریستند. آنگاه خود حضرت نیز بسیار گریه کرد و فرمود: ای ابابصیر! هرگاه چشمم به یکی از فرزندان و نسل حسین می افتد به یاد آن چه برای پدرشان و یارانش رخ داده است، حالتی به من دست می دهد که نمی توانم تاب بیاورم…».۱۲

د) سیره امام کاظم و امام رضا(علیهماالسلام)

در دوران امام کاظم(علیه السلام) به دلیل خفقان شدید بنی عباس از رونق مجلس های عزاداری کاسته شد، زیرا عمر پربرکت آن حضرت در زندان های عباسیان گذشت. البته این وضع در زمان حضرت رضا(علیه السلام) اندکی بهبود یافت. دلیل آن نیز توطئه ولی عهدی مأمون بود که امام رضا(علیه السلام) این فرصت را غنیمت شمرد، و این سنت را زنده کرد.

«ابو علی دعبل خزاعی» شاعر توانا و علاقه مند به خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) در دوران امامت امام رضا(علیه السلام) می زیست. وی در سال ۱۹۸ هجری قمری در مرو به حضرت رسید که با استقبال ایشان روبه رو شد. او می گوید:

«در شهر مرو، مولایم علی بن موسی(علیه السلام) را دیدم که با حالتی محزون میان یاران خود نشسته بود. با دیدن من خوشحال شد و فرمود: خوشا به سعادتت ای دعبل که ما را با دست و زبانت یاری می کنی! سپس مرا احترام کرد، نزد خود نشانید و فرمود: دوست دارم برای من، شعری بخوانی. این روزها، روز حزن و اندوه ماست و روز شادی دشمنانمان. من نیز شعری را که تازه سروده بودم، خواندم و حضرت و خانواده و یاران ایشان به شدت گریستند».۱۳

بزرگان دینی و امام خمینی(ره)

با آغاز غیبت کبرای صاحب العصر(عج)، که رهبری جامعه بر عهده علما و فقهای دین قرار گرفت، این روش به گونه دیگر ادامه یافت. این بزرگان با پیروی از شیوه رفتاری پیشوایان معصوم(علیهم السلام) در گسترش این فرهنگ کوشیده اند. آنان چنان رابطه تنگاتنگی با مجالس روضه داشته اند که همواره خود را مدیون روضه اباعبدالله(علیه السلام) می دانستند. به همین دلیل، به همراه دسته جات عزاداری در کوچه و بازار به راه می افتادند و مانند همه مردم بر سر و سینه می زدند. افزون بر آن، برخی از این بزرگان، مجلس درس و بحث خود را نیز با یاد و خاطره شهیدان کربلا آغاز می کردند یا به پایان می رساندند.

در این میان، حضرت امام خمینی(ره)، از نقش ویژه ای برخوردار است. ایشان هنگام اقامت در کربلا، در روزهای تاسوعا و عاشورا، برای امام حسین(علیه السلام)، مجلس عزاداری برپا می کرد و خود از آغاز تا پایان مجلس، با حاضران همراه بود. همچنین در روزهای عاشورا در حسینیه جماران، مجلس روضه برگزار می کرد و به احترام نام مقدس امام حسین(علیه السلام) بر روی زمین می نشست و با فروتنی تمام، اشک می ریخت. ایشان، به قدری دل باخته نام مقدس امام حسین(علیه السلام) بود که با شنیدن صدای مداح و روضه خوان، صدای هق هق گریه هایش برمی خاست.

امام در غم از دست دادن فرزند بزرگ خود «آیت الله سید مصطفی خمینی» حتی قطره ای اشک نریخت، ولی به محض شنیدن روضه روضه خوان، اشک از دیدگانش سرازیر می گشت.

در بعد از ظهر عاشورای سال ۱۳۴۲، او را در مدرسه فیضیه می بینند، در حالی که به حالت نماز، تحت الحَنَک عمامه خود را باز کرده و قدری گل به جلوی عمامه خویش مالیده بود. مردم و طلاب، بزرگ مرد انقلاب اسلامی را در حالی می دیدند که در پیش مقام قدسی حسین(علیه السلام) رخ بر خاک می ساید۱۴٫

همچنین در احوال «ملا آقای دربندی» . از شاگردان مرحوم انصاری(ره) . می نویسند:

«در اقامه مصیبت حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) اهتمامی فراوان داشت و بر آن مواظبت می کرد. در این امر به گونه ای بود که در بالای منبر از شدت گریه، غش کرد و در روزعاشورا لباس های خود را از بدن در می آورد و پارچه ای به خود می بست و خاک بر سر می ریخت. و گِل به بدن می مالید و با همان شکل و صورت بر منبر می رفت و روضه خوانی می کرد».۱۵

حضرت «آیت الله بروجردی(ره)» در شرح حال خود می فرماید:

«دورانی که در بروجرد بودم، یک مدت چشمانم کم نور شده بود و به شدت درد می کرد، تا این که روز عاشورا هنگامی که دسته های عزاداری در شهر به راه افتاده بودند، مقداری گِل از سر یکی از بچه های عزادار دسته . که به علامت عزاداری، گل به سر خود مالیده بود . برداشتم و به چشم خود کشیدم. در نتیجه، چشمانم دید و نور خود را باز یافت و دردش تمام شد».۱۶

به همین دلیل، ایشان تا پایان عمر شریف خود، با وجود سن زیاد، به عینک و یا جراحی چشم نیاز پیدا نکرد. درباره «علامه امینی(ره)» صاحب کتاب الغدیر نیز گفته اند: «او از محبین کامل و عاشق آل محمد(علیهم السلام) بود. می توان گفت کتاب او نیز اثری از آثار این عشق بی کران است. بسیار اتفاق می افتاد که اهل منبر و نوحه خوانان از مشاهده انقلاب حال او به هنگام ذکر مصیبت، منقلب می شدند و چونان خود او، از سرِ درد می گریستند. این حالت هنگامی بیشتر اوج گرفت که گوینده مصیبت به نام بانوی کبری صدیقه زهرا(علیهاالسلام) می رسید. این جا بود که خون در رگ های پیشانی او متراکم شده و گونه هایش برافروخته می گشت و چونان کسی که از ظلمی که بر ناموس او رفته است، در برابرش سخن گویند، از چشمانش همراه اشک بی امان، شعله آتش بیرون می زد»۱۷٫

پی نوشت:

۱. حشر / ۷٫

۲. سیره الحلبیه، ج ۲، ص ۶۰ .

۳. برگرفته از «پاسخ به شبهات عزاداری».

۴. ذخائر العقبی، ص ۱۱۹٫

۵. مقتل ابن الجوزی، ج۱، ص۱۶۴٫

۶. مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۸۰٫

۷. مصباح المجتهد، ص۷۱۳٫

۸. همان.

۹. خداوند پاداش ما را در مصیبت حسین(علیه السلام) افزون کند و ما را از خون خواهان او قرار دهد همراه ولّی خدا، امام مهدی (عج) از خاندان پیامبر(صلی الله علیه وآله).

۱۰. کامل الزیارات، جعفر بن محمد قولویه القمی، ص ۱۷۴٫

۱۱. بحارالانوار، ج۴، ص۲۹۱٫

۱۲. همان، ج۴۵، ص۲۰۸٫ کامل الزیارات، ص۸۸٫

۱۳. بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۵۷٫

۱۴. آئین ستایشگری، ص۳۱٫

۱۵. همان، ص۲۸٫

۱۶. همان، ص۲۸٫

۱۷. همان، ص۳۱٫

منبع :شمیم یاس – بهمن ۱۳۸۴، شماره ۳۵ –

سیره ائمه اطهار (ع) در زنده نگه داشتن عاشورا

اشاره:

در میان حوادثى که در طول تاریخ بشریّت به وقوع پیوسته است، هیچ نهضت و حرکتى به پویایى و برجستگى قیام عاشورا نیست، نهضتى که در سرزمینى محدود، زمانى کوتاه و با فداکارى افراد معدودى رخ داد، امّا توانست الگویى عملى براى آزاد مردان جهان ارائه کند و براى همیشه به عنوان «انقلاب بزرگ» بر تارک تاریخ بشر بدرخشد.آن چه بیش از همه حادثه کربلا را پرفروغ و سازنده جلوه می دهد، سیره ائمه اطهار(علیه السلام) است در زنده نگه داشتن این حماسه زیبا و احیای فرهنگ آن. این نوشته سیره ائمه (علیهم‌السلام) را در زنده نگهداشتن عاشورا بیان نموده است.

امامان معصوم(علیه السلام) علی رغم این که در دوران امامت خویش در محدودیت های شدیدی به سر می بردند و حاکمان مستبد اموی و عباسی سایه شوم خود را بر شهرهای اسلامی گسترده بودند، ولی با اتخاذ صحیح ترین تصمیم ها و موضع گیری های مناسب و با استفاده از مؤثرترین شیوه ها توانستند از فرهنگ عاشورا و دستاوردهای ارزشمند آن به صورت شایسته پاسداری کنند و راه حماسه آفرینان کربلا را تداوم بخشند.

آنان این واقعه را به دید معجزه نگریسته اند و در سیره عملی خود به عنوان راهکارهای مؤثّر و زنده برای مبارزه علیه ظلم و ستم از آن بهره جسته اند که در این مقال به روش های عملی آنان جهت حفظ این نهضت از تحریفات و زنده نگه داشتن آن اشاراتی گذرا خواهیم داشت.

توصیه به سوگواری و عزاداری

عاشورا دهم ماه محرم الحرام است که از دیر باز مورد توجه و احترام مردم بوده است. ولی در فرهنگ شیعه به خاطر شهادت سومین پیشوای شیعیان و اصحاب او در سرزمین کربلا، این روز از جایگاه والایی برخوردار است. دهم ماه محرم با رخداد قیام سیدالشهداء (علیه السلام) در بین امامان(علیه السلام) و دوستداران اهل بیت (علیه السلام) به عظیم ترین روزسوگواری و ماتم تبدیل شد.(۱) پیشوایان معصوم(علیه السلام) همواره جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا، شیعیان را به سوگواری و عزاداری توصیه نموده و اثرات و ثمرات این شعایر را تشریح می نمودند. راز این که ائمه هدی(علیه السلام) بر ماتم سرایی شهدای کربلا تأکید نموده اند این است که: اوّلاً دشمنان و مخالفان اهل بیت (علیه السلام) این روز را به جشن و سرور سپری می کردند و ثانیاً این عزاداری ها و سوگواری ها اگر آگاهانه، خالصانه و سازنده باشد، دل صاحب عزا را با دل حماسه سازان دشت نینوا پیوند می دهند و این ارتباط خود باعث ازدیاد معرفت و قرب به بارگاه ملکوتی خواهد شد.

امام صادق(علیه السلام) در توصیف مصایب روز عاشورا این گونه فرمودند: «وَ اَمّا یَومَ عاشوراءَ فَیَومٌ اُصیبَ فیه الحُسین صریعاً بینَ اَصحابِهِ و اصحابُهُ حَولَهُ صَرعی عُراهٌ؛(۲) امّا روز عاشورا روزی است که در آن حسین(علیه السلام) میان یارانش کشته بر زمین افتاد و یاران او نیز اطراف او بر خاک افتاده و عریان بودند».

امام رضا(علیه السلام) دراین باره می فرماید: «من ترک السّعی فی حوائجه یوم عاشوراء قضی اللّه له حوائج الدّنیا و الآخره و من کان عاشوراء یوم مصیبته جعل اللّه عزّ و جلّ یوم القیامه یوم فرجه و سروره؛(۳) هر کس تلاش در رفع نیازهایش را در عاشورا به خاطر به پاداشتن عزا ترک کند، خداوند حوایج دنیا و آخرتش را برآورده سازد و هر کس عاشورا را روز مصیبت خویش قرار دهد، خداوند تبارک و تعالی روز قیامت را روز شادی و خوشحالی او قرار می دهد.»

هم چنین امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «انّ یوم الحسین اعظم مصیبهً من جمیع سائر الایّام؛(۴) روز شهادت امام حسین(علیه السلام) سوزناک ترین روزهاست.»

در سیره اهل بیت عصمت و طهارت(علیه السلام) هرچه بیشتر تفحّص گردد، مشاهده می شود که آن بزرگواران برای ترویج فرهنگ عاشورا و تطبیق آن بر مصادیقش بر اساس مقتضیات هر عصر، اهتمامی وافر و تأکیدی مصرّانه داشته اند. امام باقر(علیه السلام) در تعقیب این هدف و توجه دادن مردم به ستمی که بر اهل بیت(علیه السلام) روا شده، وصیّت می کند تا ده سال در موسم حج در منی برای امام حسین(علیه السلام) و همراهانش عزاداری کنند.

آن حضرت بودجه ای را برای چنین امری اختصاص داد. عزاداری گروهی در ایام حج و سرزمین حسّاس منی، سؤالات معنا داری را در اذهان ترسیم می کند و این خود بهترین نوع مبارزه غیر مستقیم ائمه(علیه السلام) برای توجه دادن افکار عمومی بر ضد جنایات اموی بود.

ائمه هدی(علیه السلام) غیر از آن که قولاً و عملاً در سیره و رفتار خود در جهت برپایی مجالس سوگواری برای اباعبداللّه(علیه السلام) تأکید و اصرار داشته اند، از مردم خواسته اند که در این امر مهم کوتاهی نکنند و به آنان نوید داده اند که برای عزاداران حسینی پاداش بسیار ویژه ای در نظر گرفته شده است.

از منابع روایی چنین برمی آید هر کس بر مصایب ائمه خصوصاً امام حسین (علیه السلام) بگرید و از این بابت محزون گردد:

۱ـ در روز جزاء با ائمه هدی(علیهم السلام) محشور خواهد بود.

۲ـ حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) برای سوگوار خود از خداوند طلب آمرزش می کند.

۳ـ عزادار اباعبداللّه(علیه السلام) مصداق کسی است که در شادی اهل عترت شادمان و در حزن آنان اندوهناک و محزون است.

۴ـ در هنگام احتضار سوگوار اباعبداللّه(علیه السلام)، ائمه هدی(علیه السلام) حاضر می شوند و عزرائیل را به مراعات حال وی توصیه می کنند به حدی که ملک الموت از مادر نسبت به او رؤوف تر است.

۵ ـ سوگوار حماسه ساز عاشورا، از آب گوارای کوثر جرعه هایی می نوشد و به میوه های جنّت متنعم می شود.

۶ـ شفاعت رسول خدا(ص) شامل عزاداران امام حسین(علیه السلام) می شود.

۷ـ قبر ماتم دار کربلا نورانی است و از عذاب برزخی مصون می باشد.

۸ ـ خداوند از این که عزادار امام حسین(علیه السلام) را عذاب کند، پروا می کند.

۹ـ سوگواران و زائران در پرتو عرش الهی در مجلس منوّر در محضر اباعبداللّه هستند.(۵)

گریستن و گریاندن

گریه برای مصایب امام حسین(علیه السلام) نوعی پیوند با راه و روش و هدف آن حضرت است که باعث آمادگی برای مبارزه و جهاد در راه خدا می شود و نیروی ایمان و عقیده را از هر جهت بسیج می کند و ناامیدی و زبونی را از انسان دور می نماید. از آن جا که شهادت سالار شهیدان و یاران با وفایش از منظر عمومی، آثار ویرانگری برای حکومت بنی امیه و سال ها بعد برای بنی عباس داشت و مشروعیّت حاکمان این دو سلسله را زیر سؤال برده بود، برای این که این تراژدی غم بار به دست فراموشی سپرده نشود، امامان(علیه السلام) با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگه داشتن یاد و خاطره جانبازی های آنان اهداف شهیدان کربلا را دنبال می کردند. عظمت حادثه کربلا به قدری دلخراش بود که شاهدان آن مصیبت تا زنده بودند آن را فراموش نکردند.

امام سجّاد(علیه السلام) در مناسبت های گوناگون بر عزیزانش گریه می کرد. اشک های آن حضرت(علیه السلام) عواطف را بر می انگیخت و در اذهان مخاطبان مظلومیّت شهدای کربلا را ترسیم می نمود. امام سجّاد (علیه السلام) بنیانگذار فرهنگ گریه در میان مؤمنان بود و طی ۳۵ سال امامتش به این روش ادامه داد (۶) تا جایی که یکی از «بکّائین پنج گانه تاریخ»(۷) نامیده شد. وقتی راز آن همه گریه را از آن حضرت می پرسیدند، حضرت مصایب جانگداز کربلا را بازگو می کرد و می فرمود: مرا ملامت نکنید. بدرستی یعقوب(علیه السلام) پس از آن که یک فرزند خود را از دست داد، آن قدر گریست تا از غصّه چشم هایش سفید شد. در حالی که یقین به مرگ فرزندش نداشت. ولی من به چشم خود در نصف روز دیدم که چهارده نفر از اهل بیت مرا سربریدند.(۸)

او نه تنها خود در سوگ شهدای کربلا می گریست، بلکه شیعیان و مؤمنان را نیز ترغیب به گریستن بر آن شهدا می کرد و می فرمود: «هر مؤمنی که بر شهادت حسین(علیه السلام) بگرید به طوری که اشک بر گونه هایش جاری شود، خداوند برای او غرفه هایی در بهشت آماده می سازد که تا ابد در آن اقامت خواهد گزید».(۹)

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «علی بن الحسین(علیه السلام) به یاد عاشورا بیست سال گریست و هرگز طعامی نمی خورد مگر این که گریه می کرد».(۱۰)

همچنین امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فانّ البکاء علیه یحطّ الذّنوب العظام؛(۱۱) گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین(علیه السلام) گریه کنند، زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را فرو می ریزد».

باز امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کلّ الجزع و البکاء مکروهٌ سوی الجزع و البکاء علی الحسین؛(۱۲) هر ناله و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین(علیه السلام)».

این اشک ها و گریه ها در عزای مظلوم کربلا، فریاد مداوم علیه ستمگران و ابلاغ پیام خون مطهر شهدا بود. اگر گریه های ائمه(علیه السلام) نبود، حادثه عاشورا از خاطره ها محو می شد و شعاع این مشعل فروزان فروکش می کرد.

بیان گریه نظام هستی

مسأله گریه نظام هستی به ویژه گریه آسمان بر شهادت حضرت اباعبداللّه(علیه السلام) در روایات منقول از ائمه هدی(علیه السلام) منعکس شده است.راز این گریه اظهار عظمت مصیبت است به نحوی که در جزء جزء عالم هستی دارای تأثیر بوده است.

پس از بازگشت اهل بیت عصمت و طهارت از کربلا و ورود به مدینه امام سجاد(علیه السلام) ضمن خطبه ای چنین فرمودند: «ای مردم! پس از این مصیبت عظمی کدام یک از مردانتان تواند شاد بود یا کدامین چشم می تواند اشکش را حبس کند؟ همانا آسمان های هفت گانه بر قتل او گریستند و دریاها با امواجشان و آسمان ها با ارکانشان و زمین با پهنه وسیعش و درختان با شاخه هایشان و ماهیان اعماق دریا و ملائکه و اهل آسمان بر شهادت او گریستند».(۱۳)

امام صادق(علیه السلام) در روایتی به صحابی بزرگوارش زراره فرمودند: «ای زراره! آسمان چهل روز بر حسین(علیه السلام) گریست و زمین چهل روز با سیاهی و خورشید چهل روز با سرخی و کسوف و کوه ها از هم پاشیدند و دریاها متلاطم شدند و ملائکه چهل روز بر حسین(علیه السلام) گریستند».(۱۴)

هم چنین امام رضا(علیه السلام) در روایتی به گریه آسمان های هفت گانه و زمین اشاره نموده اند.(۱۵)

از روایاتی که گذشت می توان چنین استنباط کرد که اصل مسأله گریه هستی بر شهادت امام حسین(علیه السلام) امری است قطعی که خود سند متقنی است برای زنده نگه داشتن این قیام.

ترغیب شاعران به سرودن شعر

 مرثیه

برپایی مجالس نوحه خوانی و خواندن شعر و مرثیه از عباداتی است که دارای ثواب و پاداش فراوانی در نزد پروردگار است.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «الحمد لله الّذی جعل فی النّاس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا؛(۱۶) حمد و ستایش خداوندی را که در میان مردم کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و ما را مدح می کنند و برای ما مرثیه می خوانند».

این نشان دهنده جایگاه «مرثیه» و «مدح» در فرهنگ شیعه و در راستای احیای فرهنگ اهل بیت(علیه السلام) است.

بیان مصایب و مراثی سرور شهیدان امام حسین (علیه السلام) به اندازه ای مهم و ضروری است که پیشوایان معصوم(علیه السلام) همواره بدان سفارش کرده و خواستار زنده نگه داشتن نام و یاد آن امام(علیه السلام) به این شیوه شده اند. آنان خود نیز بدین امر پای بند بوده و در بزرگداشت این واقعه جانسوز قلبی سوزان و زبانی نوحه گر داشته اند.

استاد شهید آیت اللّه مرتضی مطهری (ره) در این زمینه می نویسد: «ائمه دین خواستند قیام امام حسین(علیه السلام) به صورت یک مکتب و به صورت یک مشعل فروزان همیشه باقی بماند. این یک چراغی است از حق، از حقیقت دوستی و از حقیقت خواهی. این یک ندایی است از حق طلبی، از حرّیت و آزادی، این مکتب آزادی و این مکتب مبارزه با ظلم را خواستند برای همیشه باقی بماند. در زمان خود ائمه اطهار(علیه السلام) که این دستور صادر شد، سبب شد که جریان زنده و فعّال و انقلابی به وجود آید. نام امام حسین(علیه السلام) شعار انقلاب علیه ظلم گشت، یک عدّه شاعر انقلابی به وجود آمدند مانند: کمیت اسدی، دعبل خزایی، سیّد حمیری و…کمیت اسدی می دانید کیست؟ همان کسی که با اشعارش از یک سپاه بیشتر برای بنی امیّه ضرر داشت».(۱۷)

مشهور است که چون اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) از شام به مدینه بازگشتند، در حوالی مدینه برای مدتی کوتاه اقامت نمودند. اهالی مدینه با شور و شوق خاصی به استقبال آنان رفتند. در میان استقبال کنندگان فردی بود به نام «بشیر بن جذلم» که چون امام سجاد(علیه السلام) او را دید، فرمود: ای بشیر! پدرت شاعر بود. آیا تو هم از شاعری بهره داری، وی جواب داد: آری! خود نیز شاعر هستم. حضرت(علیه السلام) فرمودند: ابیاتی بسرای و خبر ورود اهل بیت(علیه السلام) و مصیبت جانگداز کربلا را اعلام کن. بشیر می گوید بر مرکب خود سوار و با عجله وارد مدینه شدم و صدا به گریه بلند کردم و این اشعار را خواندم:

یا اهل یثرب لامقام لکم بها قتل الحسین و ادمعی مدرار
الجسم منه بکربلا مضرّج و الرأس منه علی القناه یدار

یعنی: ای اهل یثرب (مدینه) دیگر در شهر نمانید چون حسین(علیه السلام) کشته شد. پس اشک فراوان از گونه ها جاری کنید. بدنش در کربلا آغشته به خون شده و سر مطهرش را بر سر نیزه کردند.

بعد از این مرثیه، شهر مدینه شکل ماتم به خود گرفت. همه اهل شهر از منازل بیرون آمدند و به گریه و زاری پرداختند و این ماتم سرایی تا چندین روز ادامه داشت.

در عصر امامت ائمه(علیه السلام) شعرایی چون کمیت اسدی، سیّد حمیری، دعبل خزایی و… به سفارش آن بزرگواران برای فداکاران کربلا به مرثیه گویی پرداختند. اشعار حماسی و عمیق این یاران اهل بیت(علیه السلام) بنی امیّه و بنی عباس را در هراس افکنده بود.(۱۸)

شاعر و مدّاح اهل بیت(علیه السلام) «دعبل خزایی» این گونه نقل کرده است: ایام محرم بود که به زیارت امام هشتم علی بن موسی الرضا(علیه السلام) رفتم. دیدم آن حضرت با حالت حزن و اندوه نشسته و اصحاب هم دور او جمع شده اند. چون مرا دید، فرمود: ای دعبل! دوست دارم شعری بخوانی، زیرا این روزها غم و اندوهی است که بر خاندان ما رفته است و کسی که بر مصیبت جدّم امام حسین(علیه السلام) بگرید، خداوند گناهان او را می آمرزد. سپس آن حضرت از جای خویش برخاست و پرده ای را نصب کرد و اهل خانه را در پشت آن پرده قرار داد تا در مصایب جدّشان عزاداری کنند. در این حال رو به سوی من کرد و فرمود: برای جدّم حسین(علیه السلام) مرثیه ای بخوان. دعبل می گوید: اشعاری خواندم به طوری که صدای گریه امام رضا(علیه السلام) و اهل بیت او بلند شد.(۱۹)

زید شجام می گوید: «با جمعی از کوفیان نزد امام جعفر صادق(علیه السلام) بودیم که جعفر بن عفان وارد شد. امام صادق(علیه السلام) او را نزدیک خود جای داد. سپس فرمود: شنیده ام تو درباره عزاداری امام حسین(علیه السلام) خوب شعر می گویی، گفت: بلی! فرمود: بگو! پس جعفر شعری درباره امام حسین(علیه السلام) سرود به طوری که امام صادق(علیه السلام) و تمام اطرافیان گریستند. سپس امام (علیه السلام) فرمود: ای جعفر! به خدا قسم دیدم ملائکه اشعار تو را درباره حسین(علیه السلام) می شنوند و آن ها هم گریه می کنند.

ای جعفر! خداوند همین الآن بهشت را بر تو واجب کرد و گناهانت را بخشید».(۲۰)

سفارش به زیارت سالار شهیدان

از شیوه هایی که امامان (علیه السلام) برای احیای نهضت عاشورا به کار گرفتند، توجه فراوان به زیارت امام حسین(علیه السلام) بود. سفارش های فراوانی که از خاندان عترت و طهارت در باب بزرگداشت مقام آن حضرت و زیارت آن امام مظلوم در اوقات مختلف به ما رسیده است، عمق و میزان مقام الهی سالار عشق را به وضوح بیان می کند.

امام سجاد(علیه السلام) در سخنان گهر بار خویش، سفارش زیادی به زیارت امام حسین(علیه السلام) داشت. ایشان بعد از بازگشت به مدینه در بیرون شهر خیمه ای برپا کرد و چندین سال در آن اقامت گزید تا ملاقاتی با دشمنان عترت نداشته باشد. حضرت پیوسته در طول این مدت به قصد زیارت پدر و جدّ خویش به عراق می آمد، ولی کسی متوجّه نمی شد.(۲۱)

امام صادق(علیه السلام) فرموده اند: «لو یعلم النّاس ما فی زیاره قبر الحسین(علیه السلام) من الفضل لماتوا شوقاً؛(۲۲) اگر مردم فضیلت زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) را می دانستند از شوق جان می باختند».

سدیر صیرفی می گوید: امام صادق(علیه السلام) به من فرمود: ای سدیر! آیا هر روز حسین(علیه السلام) را زیارت می کنی، عرض کردم فدایت شوم نه، فرمود: چقدر جفاکار هستی! سپس فرمود: آیا هر جمعه او را زیارت می کنی؟ عرض کردم نه، فرمود: آیا هر ماه او را زیارت می کنی؟ عرض کردم نه. فرمود: آیا هر سال او را زیارت می کنی؟ عرض کردم گاهی. حضرت فرمود: شما به حسین(علیه السلام) چقدر جفا می کنید! آیا نمی دانی که خداوند عزّ و جلّ دو میلیون فرشته دارد که پریشان حال بر حسین گریه می کنند و او را زیارت می کنند و خسته نمی شوند؟

چه مانعی دارد که قبر حسین(علیه السلام) را در هر جمعه پنج بار و یا در هر روز یک بار زیارت کرده باشی؟ عرض کردم: فدایت شوم. میان ما و قبر حسین(علیه السلام) بسیار فاصله است. حضرت فرمود: زیارت را از راه دور انجام بده و آن بدین گونه است: برو بالای پشت بام و به راست و چپ توجه کن. آن وقت سر به طرف آسمان بلند کن سپس به طرف قبله توجه کن و بگو: «السلام علیک یا اباعبداللّه الحسین. السلام علیک و رحمه اللّه و برکاته» اگر چنین کنی برای تو یک زیارت می نویسند معادل یک حج و یک عمره.(۲۳)

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «من زار قبر ابی عبداللّه بشطّ الفرات کان کمن زار اللّه فوق عرشه؛(۲۴) هر کس قبر امام حسین(علیه السلام) را در کنار رود فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است».

آری از سیاست های ثابت و تغییرناپذیر امامان معصوم(علیه السلام) بعد از شهادت سالار شهیدان احیاء این نهضت بود. تأکید آنان بر عزاداری، گریه، فضایل، زیارت و… از عاشورا مشعلی جاویدان ساخت و کربلا را به صورت بزرگ ترین دژ مقاومت امت اسلامی در برابر کفر و نفاق و بیداد در آورد. امروزه با استفاده از سیره ائمه هدی(علیه السلام) عاشورای حسینی سمبل ظلم ستیزی و عدالت خواهی و راه رهایی مظلومان جهان از سلطه مستکبران شناخته می شود. اگرچه در طول تاریخ از سوی کوردلان تلاش هایی برای فراموش شدن نام حسین(علیه السلام) و خاموشی این مشعل هدایت صورت گرفته است، امّا همه این تلاش های مذبوحانه نشان وحشت آنان از جوشش خون پاک حسینی در رگ های نسل جوان است و علی رغم همه این کوشش ها هر روز گرایش دل های صالحان و مؤمنان به سوی عاشورا و محرم افزون تر و گسترده تر می گردد و محبت حسینی دل های مظلومان جهان را شیدای فرزند فاطمه (س) می کند. والسلام…

پی نوشت:

۱. ماهنامه مبلّغان، شماره ۳۹، ص ۷۱.

۲. اصول کافی، کلینی، ج ۴، ص ۱۴۷.

۳. عیون اخبار الرّضا، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۹۸.

۴. همان، ص ۲۲۵.

۵. مجله پاسدار اسلام، شماره های ۲۶۷ و ۲۶۸(اسفند ۸۲ و فروردین ۸۳) ص ۲۹ ـ ۲۷، برگرفته از مقاله جاری با جرعه های عاشورا، غلامرضا گلی زواره.

۶. امالی شیخ صدوق، ص ۱۴۰.

۷. حضرت آدم(علیه السلام)، حضرت نوح(علیه السلام)، حضرت یعقوب(علیه السلام)، حضرت فاطمه(س) و امام سجاد(علیه السلام).

۸ امالی شیخ صدوق، ص ۱۴۰.

۹. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص ۸۳.

۱۰. بحارالانوار، مجلسی، ج ۴۶، ص ۱۰۸.

۱۱. همان، ج ۴۴، ص ۲۸۳.

۱۲. همان، ج ۴۵، ص ۳۱۳.

۱۳. عوالم العلوم و المعارف، عبداللّه بحرانی، ج امام حسین(علیه السلام)، ص۴۵۹.

۱۴. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۶.

۱۵. همان، ج ۴۴، ص ۲۸۶.

۱۶. وسایل الشیعه، حرّ عاملی، ج ۱۰، ص ۴۶۹.

۱۷. ده گفتار، شهید مطهری، ص ۲۵۲ ـ ۲۵۱.

۱۸. مجله پاسدار اسلام، شماره ۱۶۳، تیر ۱۳۷۴، ص ۳۲.

۱۹. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۷۵.

۲۰. وسایل الشیعه، ج ۴، ص ۵۹۴.

۲۱. الامام زین العابدین، علّامه مقدم، ص ۴۲.

۲۲. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۳۱۹.

۲۳. وسایل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۸۶.

۲۴. مأخذ قبل، ص ۱۸۳.

منبع :اسماعیل نسّاجى زواره‏؛پاسدار اسلام – بهمن ۱۳۸۳، شماره ۲۷۸ –

سیره ائمه اطهار(ع) در عزاداری

اشاره:
عزاداری در مصیبت ازدست‌دادن عزیزان، در بین پیروان مکاتب گوناگون، به شیوه‌های مختلف مرسوم بوده است. در دین مبین اسلام نیز رسول گرامی اسلام (ص) و ائمه طاهرین(ع)در مناسبت‌های مختلف در غم رحلت و شهادت عزیزانی مشغول عزاداری می شدند. بزرگ‌ترین مصیبت و فاجعه تاریخ بشر از آدم تا خاتم که همانا شهادت جانسوز ذریه رسول‌الله (ص) حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) و یارانشان، نقطه اوج عزاداری‌ها را در سیره اهل‌بیت(ع) و پیروانشان رقم زد. بدون تردید در مصیبت امام حسین(ع)، سیره امامان معصوم (ع) این بوده که عزاداری و مجالس سوگواری داشته که به آنها اشاره می‌شود:

الف) امام زینالعابدین علیهالسلام

بزرگی شخصیت امام سجاد، بلکه سایر امامان علیهم‌السلام بر کسی پوشیده نیست؛ از این رو مسلمانان رفتار و گفتار آنان را الگو و سرمشق زندگی خویش قرار داده‌اند. یکی از ویژگی‌های امام سجاد علیه‌السلام صبر و شکیبایی ایشان در برابر سختی و مصایب بوده است. حادثه جانسوز عاشورا و جریان اسارت آن حضرت در دست دژخیمان پسر ابی‌سفیان و دفاع از آرمان‌های شهدای کربلا در برابر یزید؛ استواری ایمان و شجاعت آن حضرت را می‌رساند. ایشان به دیگران نیز توصیه می‌فرمایند که در برابر ناملایمت زندگی شکیبا و مقاوم باشند؛ «یا بنی اصبر علی النوائب».[۱] اما با وجود این شکیبایی، آن‌حضرت زیاد گریه می‌کردند، به‌گونه‌ای که ایشان را یکی از بکائون نامیدند. آن حضرت بر مظلومیت پدر بزرگوارشان حضرت حسین‌بن علی علیه‌السلام بسیار گریه می‌کردند. سال‌ها اشک ریختند و دیگران را نیز تشویق فرمودند تا بر حضرت حسین‌بن علی علیه‌السلام بگریند و از این عزاداری برای افشای چهره ستمگران اموی استفاده نمایند؛ بدین جهت آن بزرگوار از هر فرصتی برای رسوایی ستمکاران استفاده می‌کردند. گاهی که نوبت غذا و طعام می‌رسید، چشمان مبارکشان پر از اشک می‌شد. روزی یکی از خدمت‌گزاران آن حضرت عرض کرد: یابن رسول‌الله! آیا هنوز پایان حزن و اندوه شما فرا نرسیده است؟ فرمود: «ویحک! ان یعقوب النبی کان له اثنی عشر ابناً فغیب الله واحداً منهم فابیضت عیناه من کثرت  بکائه علیه و احد و دب ظهره من‌الغم و کان ابنه حیاً فی الدنیا و انا نظرت الی أبی و أخی و عمی و سبعت عشر من اهل‌بیتی مقتولین حولی فکیف ینقضی حزنی؟»[۲] وای بر تو! یعقوب علیه‌السلام دارای دوازده فرزند بود. خداوند یکی از آنان را از جلوی چشمش دور و پنهان نمود -درحالی‌که- فرزندش حیات داشت، چشمان یعقوب از اندوه سفید شد. اما من در جلو چشمانم شاهد بودم که پدرم، برادرم، عمویم، هفده تن از اهل‌بیتم و گروهی از یاران پدرم را به قتل رساندند، چگونه اندوه من پایان یابد؟

در روایت دیگر فرمودند: «کیف لا أبکی و قد منع ابی من الماء الذی کان مطلقاً للسباع و الوحوش»؛[۳] چرا گریه نکنم در صورتی که پدرم را از آبی منع کردند که برای تمام درندگان و حیوانات آزاد بود؟

امام صادق فرمودند: «بکی علی بن الحسین عشرین سنه  و ما وضع بین یدیه طعام الا بکی»؛[۴] امام سجاد علیه‌السلام بیست‌سال گریه کرد و هرگاه در جلو آن حضرت غذایی گذاشته می‌شد، می‌گریست.

روزی خدمتکار آن حضرت به ایشان گفت: «به فدایت ای پسر رسول خدا! می‌ترسم که اگر به این صورت گریه را استمرار دهید تلف شوید!» حضرت فرمودند: «در پیشگاه خداوند اندوه دارم و می‌دانم آنچه را تو نمی‌دانی. هرگاه جریان شهادت فرزندان فاطمه سلام‌الله‌علیها را به یاد می‌آوردم، گریه گلویم را می‌گیرد به گونه‌ای که نزدیک است گلوگیر شوم».

با فرا رسدن ماه مبارک رمضان، هر افطار آن حضرت به یاد شهدای کربلا و شهادت پدر می‌افتادند و می‌فرمودند: «وا کربلا! وا کربلا!» و این جمله را همواره تکرار می‌کردند: «کشته‌ شد پسر رسول‌خدا در حالی که خایف بود! کشته شد پسر رسول‌خدا در حالی که تشنه بود!». این جمله‌ها را با خود زمزمه می‌کردند و اشک می‌ریختند تا این‌که لباس آن حضرت از اشک خیس می‌شد.[۵]

ب) امام محمدباقر علیهالسلام

وضعیت دوران امام محمدباقر علیه‌السلام به گونه‌ای بود که جلسات عزا بسیار سخت و دشوار برگزار می‌شد. بنی‌امیه از هر نوع حرکت و برنامه‌ای که در راستای بیداری امت اسلام و افشاگری چهره ستمگران اموی باشد، جلوگیری می‌کرد؛ به همین جهت امام محمدباقر علیه‌السلام مجالس عزاداری را در خفا و با حضور افراد خاصی برگزار می‌کردند و از شعرای معروف آن زمان دعوت می‌نمودند تا اشعاری بسرایند. یکی از آن شاعران کمیت بن زید اسدی (م ۱۲۶ ه‍ ق) بود که بیشتر شعرهای خود را در مدح بنی‌هاشم و یادآوری مصایب آل‌رسول می‌سرود.

مالک جهنی می‌گوید: امام محمدباقر علیه‌السلام درباره روز عاشورا فرمودند: «ولیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضاً فی البیوت و لیعز بعضهم بعضاً بمصاب الحسین فأنا ضامن لهم اذا فصلوا ذلک …»؛[۶] در روز عاشورا برای امام حسین مجلس عزا برپا نموده و بر مصایب آن حضرت همراه با خانواده بگریید و جزع و ناراحتی خویش را ابراز کنید. ضمن دیدار و ملاقات همدیگر بر آن حضرت گریه کنید و یکدیگر را تعزیت دهید و بگویید: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه‌السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیّه الامام المهدی من آل‌محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم». هر کس این عمل را انجام دهد، برای او در نزد خدا ثواب دو هزار حج و عمره و جهاد در رکاب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و امامان راشدین را ضمانت می‌کنم.

در یکی از مجالس عزا با حضور امام محمدباقر علیه‌السلام، کمیت شعر می‌خواند، وقتی به اینجا رسید که: «و قتیل بالطف غودر منهم بین غوغاء أمه و طعام»، امام محمدباقر علیه‌السلام گریه زیادی کردند و فرمودند: «لو کان عندنا مال لاعطیناک و لکن لک ما قال الرسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم لحسان ثابت: لازلت مؤیداً بروح القدس ما ذببت عنا اهل‌البیت»؛[۷] اگر سرمایه‌ای داشتیم، در پاداش این شعر کمیت به او می‌بخشیدیم، اما جزای تو همان دعایی است که رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم درباره حسان‌بن ثابت شاعر معروف صدر اسلام فرمودند که همواره به خاطر دفاع از ما اهل‌بیت مورد تأییدات فرشته روح‌القدس خواهی بود.»

شیخ طوسی قدس‌سره می‌گوید: امام محمدباقر علیه‌السلام وظیفه ما را در روز عاشورا چنین بیان می‌فرمایند: «ان البعید یؤمی الیه بالسلام و یجتهد فی الدعا علی قاتله و یصلی من بعده رکعتین قال ذلک فی صدر النهار قبل ان تزول الشمس ثم لیندب الحسین و لیبکه و یأمر من داره ممن لا یتبعه بالبکاء علیه و یقیم فی داره المصیبه باظهار الجزع علیه»؛[۸] کسی که در راهی دور قرار دارد، ـ جهت زیارت ـ کافی است که به سوی کربلا اشاره نماید و سلام و درود بفرستد و در دعا و نفرین کشندگان شهدای کربلا بکوشد، آنگاه دو رکعت نماز بپا دارد، باید این اعمال را پیش از زوال خورشید انجام دهد و پس از آن اهل خانه را جمع کند و مجلس عزا برگزار نماید و بر آن حضرت همگی بگریند.

ج) امام جعفرصادق علیهالسلام

ابوبصیر از یاران خاص امام صادق علیه‌السلام می‌گوید: در محضر آن حضرت بودم، ناگاه یکی از دختران امام حسین علیه‌السلام وارد شد، حضرت فرمودند: مرحبا! آنگاه او را مورد نوازش و مهربانی قرار داده و بوسید. فرمود: «حقر الله من حقرکم و انتقم ممن وترکم و خذل الله من خذلکم و لعن‌الله من قتلکم و کان الله لکم ولیاً و حافظاً و ناصراً فقد طال بکاءالنساء و بکاء الانبیاء و الصدیقین و الشهداء و ملائکت  السماء ثم بکی و قال: یا أبا بصیر اذا نظرت الی ولد الحسین أتانی مالا أملکه بما اوتی الی ابیهم والیهم یا ابا بصیر ان فاطمه لتبکیه؛[۹] خداوند کوچک و پست گرداند کسی را که شما را تحقیر کرد و انتقام گیرد از کسی که نسبت به شما ستم روا داشت و خوار گرداند آن را که شما را خوار کرد. ـ خداوند ـ لعنت کند کسانی را که پدران شما را به شهادت رساندند. خداوند متعال سرپرست و نگهدار و یاور شماست. همانا زنان و پیامبران، صدیقان، شهدا و فرشتگان الهی بر حسین فراوان گریستند. آنگاه خود حضرت گریه کردند و فرمودند: ای ابوبصیر هر زمان چشمم به یکی از فرزندان و نسل حسین می‌افتد و به خاطر آن حادثه‌ای که برای پدران و یارانش پیش آمد، حالتی به من دست می‌دهد که نمی‌توانم تاب بیاورم. ای ابوبصیر حتی فاطمه سلام‌الله‌علیها نیز بر فرزندش حسین می‌گرید.»

معاویه بن وهب یکی دیگر از یاران امام صادق علیه‌السلام می‌گوید: روز عاشورا خدمت مولای خودم جعفر بن محمد علیه‌السلام رسیدم و آن‌حضرت را در محراب عبادت و سجده یافتم. انتظار کشیدم تا عبادت آن حضرت پایان یابد. سجده امام بسیار طولانی بود. در حال سجده گریه می‌کرد و با پروردگار خویش مناجات می‌نمود و برای خود و برادران و زایران امام حسین علیه‌السلام طلب آمرزش داشت. آنگاه به من فرمودند: «یابن وهب زر الحسین من بعید أقصی و من قریب أدنی و جدد الحزن علیه و اکثر البکاء علیه» … ثم بکی الصادق علیه‌السلام حتی أخضلت لحیته بدموعه و لم یزل حزیناً کئیباً طول یومه ذلک و أنا ابکی لبکائه و أحزن لحزنه؛[۱۰] پسر وهب! حسین را از راه دور و نزدیک زیارت کن، اندوه و حزن خود را تجدید و زیاد گریه کن. آنگاه خود امام علیه‌السلام بسیار گریستند، به‌گونه‌ای که قطرات اشک محاسن مبارکشان را فرا گرفت. آن روز تا پایان محزون و اندوهناک بود. من نیز همراه آن حضرت گریستم و بر اندوه ایشان اندوهناک بودم.»

زید شحام می‌گوید: همراه جماعتی از اهل کوفه در خدمت امام صادق علیه‌السلام بودیم؛ یکی از شعرای عرب به نام جعفر بن عفان وارد شد، آن حضرت او را احترام نموده و در نزدیک خود جای دادند، آن‌گاه فرمودند: ای جعفر! عرض کرد: لبیک! به فدایت گردم. فرمودند: به من گفته‌اند که تو اشعار نیکی درباره حسین علیه‌السلام سروده‌ای. عرض کرد: آری. حضرت فرمودند: اشعار خود را بخوان. او شعر می‌خواند و امام و اطرافیان می‌گریستند، به گونه‌ای که قطرات اشک به صورت و محاسن آن حضرت جاری بود. سپس امام فرمودند: «یا جعفر والله لقد شهدت ملائکت الله المقربین هاهنا یسمعون قولک فی الحسین و لقد بکوا کما بکینا أو اکثر و لقد أوجب الله تعالی لک یا جعفر فی ساعته الجنه. یأسرها و غفرالله لک»؛[۱۱] ای جعفر! فرشتگان الهی حضور دارند و صدای تو را شنیدند و چنان‌که ما گریه کردیم، آن‌ها نیز گریستند بلکه بیشتر از آن. خداوند در این ساعت برای تو بهشت را واجب کرده و تو را ببخشد.»

ابن‌قولویه می‌گوید: «هرگز دیده نشد که نام امام حسین علیه‌السلام در نزد امام صادق علیه‌السلام برده شود و آن روز بر لب مبارکش خنده مشاهده گردد.»

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «حسین مایه عبرت و گریه هر مؤمنی است»؛ «ان البکاء و الجزع مکروهٌ للعبد فی کل ما جزع ما خلا البکاء علی الحسین بن علی علیه‌السلام فانه فیه مأجور».[۱۲]

مرحوم محدث قمی نوشته است: «ابوهارون مردی نابینا و شاعری توانا و از اصحاب امام صادق علیه‌السلام بود و گاهی برای امام حسین مرثیه می‌خواند. او می‌گوید: روزی خدمت امام صادق علیه‌السلام رسیدم، فرمود: ابوهارون از آن شعرهایی که در مرثیه جدم سروده‌ای برای ما بخوان. عرض کردم:‌ اطاعت می‌شود. آن حضرت فرمود: بگویید زن‌ها هم پشت پرده بیایند و استفاده ببرند. ابوهارون اشعار خود را که تازه سروده بود، آغاز کرد؛ با آن‌که پنج مصرع بیشتر نبود،‌ غلغله‌ای از خانه امام صادق علیه‌السلام بلند شد و اشک از چشمان مبارک امام جاری بود، شانه‌های مبارکش به شدت حرکت می‌کرد و فریاد ناله و گریه از منزل به گوش می‌رسید.

«ای باد صبا! گذر کن به قبر حسین و پیام دوستان و عاشقان او را برسان.

ای باد صبا پیام ما را به استخوان‌های مقدس و پاک حسین برسان.

بگو، ای استخوان‌ها! شما همیشه با اشک دوستان حسین سیراب هستید.

این اشک‌ها می‌ریزند و شما را سیراب می‌کنند.

اگر یک روزی شما را از آب منع کردند و اگر حسین را با لب تشنه شهید کردند.

این شیعیان و دوستان، اشک خود را نثار شما می‌کنند.»

«أمرر علی جدث الحسین فقل لاعظمه الزکیّت

اعظماً لازلت من و طفاء ساکبت  رویت

و اذا مررت بقبره فاطل به وقف المطیت

و أبک المطهر للمطهر و المطهرت  النقیت

کبکاء معولت  أتت یوماً لواحدها المنیت

ای باد صبا! اگر از جسد این پاکان گذر کردی، تنها به رساندن پیام قناعت مکن؛ بلکه آنجا مرکبت را نگهدار، خیلی هم بایست، و یاد مصایب حسین را در خاطرت زنده کن و اشک بریز، مانند آن زنی که یک فرزند بیشتر ندارد، او چگونه در مرگ تنها فرزندش اشک می‌ریزد، تو هم آن‌گونه اشک بریز و گریه کن برای آن انسان پاک، فرزند پاک و مادر پاک.»

د) امام موسیکاظم و امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام

دوران امام موسی‌کاظم علیه‌السلام، دوران فشار و مراقبت بنی‌عباس بود. از این رو آن حضرت بیشتر زندگی خود را در زندان سپری نمودند. عزاداری‌ها رونق و نمودی نداشت. با فرا رسیدن ایام عاشورا آن حضرت محزون و غمناک بودند و آن روز را، روز غم، اندوه و گریه می‌دانستند.

امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: «کان ابی اذا دخل شهر المحرم لایری ضاحکاً و کانت الکآبت  تغلب علیه حتی تمضی منه عشرت  ایام فاذا کان یوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه»؛[۱۳] با فرا رسیدن ماه محرم پدرم موسی بن جعفر با چهره خندان دیده نمی‌شد و حزن و اندوه سراسر وجودش را فرا می‌گرفت تا روز دهم فرا می‌رسید. آن روز روز مصیبت، اندوه و گریه آن حضرت بود.

دعبل خزاعی از شعرای بزرگ علاقه‌مند به اهل‌بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است. وی در سال ۱۹۸در شهر مرو به خدمت امام رضا علیه‌السلام رسید. او می‌گوید: «در شهر مرو به آقایم علی بن موسی الرضا علیه‌السلام وارد شدم در حالی که یاران آن حضرت پیرامون او نشسته بودند. حزن و اندوه از چهره امام پیدا بود. با ورود من به مجلس فرمودند: خوشا به حالت ای دعبل که ما را به وسیله دست و زبانت یاری می‌نمایی! آنگاه مرا احترام نموده و در نزد خود جای دادند و فرمودند: «دوست دارم که برای من شعر بگویی، این روزها، روز حزن و اندوه ما اهل‌بیت علیهم‌السلام و روز شادی دشمنان ما بویژه بنی‌امیه است؛ فان هذه الایام ایام حزن کانت علینا اهل‌البیت و ایام سرور کانت علی اعدائنا خصوصاً بنی‌امیه … ثم انه نهض و ضرب ستراً‌بیننا و بین حرمه و أجلس أهل بیته من وراء الستر لیبکوا علی مصاب جدهم الحسین ثم التفت الیّ و قال لی: یا دعبل! ارث الحسین فَأنت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیاً قال دعبل فاستعبرت و سألت عبرتی وأنشات.»

أفاطم لو خلت الحسین مجدلاً و قد مات عطشاناً‌ بشط الفرات… و بکی الامام الرضا حین أنشد دعبل القصیدت  و بکت معه النسوت  و الاطفال. [۱۴]

پس از آن امام رضا علیه‌السلام پرده‌ای را جهت حضور خانواده در مصیبت جدشان حسین علیه‌السلام آویزان کردند و به من فرمودند: «‌ای دعبل مرثیه‌سرایی کن. تا تو زنده هستی یاور و ستایشگر اهل‌بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم خواهی بود»! آنگاه گریستم به گونه‌ای که قطرات اشک بر صورتم جاری شد و این شعر را سرودم.

أفاطم لو خلت…

امام رضا علیه‌السلام و خانواده و فرزندان آن حضرت به شدت گریستند.

نمونه‌هایی که از سیره امامان ارایه می‌شود، گویای این واقعیت است که بزرگان دین با همه سختی‌ها و دشواری‌ها، عزاداری سالار شهیدان علیه‌السلام را پاس داشته و از آن به خوبی نگهداری می‌نمودند؛ اگرچه در سیر تحول تاریخی آن فراز و نشیب‌هایی بسیار دیده می‌شود.

ه: امام جواد، امام هادی، امام حسن عسکری و امام زمان علیهمالسلام

در عصر امام جواد علیه‌السلام عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام به صورتی آشکار در منازل علویان برگزار می‌شد، اما پس از معتصم عباسی دیگر جانشینان وی از اقامه عزاداری و حتی از زیارت قبور امامان و شهیدان کربلا به شدت جلوگیری کردند.

امام هادی علیه‌السلام در محیطی خفقان‌آور زندگی می‌کرد. متوکل عباسی ـ حاکم وقت ـ دشمنی خاصی بر امام و شیعیان آن حضرت داشت. وی به اندازه‌ای در زشتکاری پیش رفت که قبر امام حسین علیه‌السلام را ویران ساخت و آثار آن را از میان برد. [۱۵]

ابوالفرج اصفهانی می‌گوید: «متوکل نسبت به خاندان ابوطالب بسیار سخت‌گیر بود و به شدت از رفتار و اعمال علویان مراقبت می‌کرد، بغض و کینه فراوانی از ایشان در سینه داشت و بر این اساس تهمت‌های ناروایی به آنان نسبت می‌داد. سخت‌گیری متوکل به جایی رسید که هیچ‌یک از خلفای پیشین به اندازه وی تندروی نکرده بودند. به دستور وی قبر مبارک امام حسین علیه‌السلام را تخریب کردند، به طوری که هیچ آثاری از آن برجای نماند. وی پایگاه‌هایی در مسیر قبر آن حضرت ساخته بود تا هر کسی را که به زیارت آن حضرت می‌رود دستگیر و مجازات نمایند».[۱۶] این وضعیت تا عصر امامت امام حسن عسکری استمرار داشت، اما شیعیان و علویان هرگز ترس به خود راه ندادند و همواره با ستمگران اموی و عباسی مبارزه کردند، خواه از راه مبارزه مثبت و یا منفی؛ از راه زیارت قبور و نفرین بر کشندگان آنان، یا از راه عزاداری و گریه بر مظلومیت شهیدان بویژه شهدای کربلا. بی‌شک امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف سیره پدران بزرگوار خود را استمرار بخشیده و بر جد بزرگشان حسین‌بن علی علیه‌السلام می‌گریند. چنان‌که در زیارت ناحیه مقدسه آمده است که آن حضرت خطاب به جدشان امام حسین ـ سیدشباب اهل‌الجنت  ـ می‌فرمایند: «لاندبنک صباحاً ‌و مساًء و لابکین علیک بدل الدموع دماً»؛[۱۷] هر صبحگاه و شامگاه بر تو ای جد بزرگوار می‌گریم و آن‌چنان گریه می‌کنم که به جای اشک خون از چشمانم جاری شود.

و این شیوه تا ظهور حضرتشان ادامه خواهد داشت و انشاءالله با ظهورش جهان را پر از عدل و داد نموده و ریشه ظلم و ظالمان را از جهان خواهند کند.

پینوشت:

[۱]  مناقب، ابن شهر آشوب، ج۴،ص۱۷۹، فصل فی کرعه و صبره و بکائه علیه‌السلام .

[۲]  همان، ج۴،ص۱۸۰.

[۳] همان.

[۴] همان.

[۵] همان.

 [۶] کامل‌الزیارات، ص۱۷۴، باب ۷۱، ثواب من زارالحسین علیه‌السلام یوم العاشورا و مصباح المتهجد، زیارت عاشورا.

[۷]  مصباح‌المتهجد، ص۷۱۳.

[۸] همان.

[۹] کامل‌الزیارات، باب ۲۸، ص ۸۸؛ بحارالانوار ، ج۴۵، ص ۲۰۸، باب ما ظهر بعد شهادت الحسین علیه‌السلام.

 [۱۰] تاریخ‌النیاحه علی‌الحسین، ص۱۵۷.

[۱۱] بحارالانوار، ج۴۴، ص ۲۸۲، باب و تاریخ‌النیاحه علی‌الحسین، ص۱۶۰.

[۱۲] بحارالانوار، ج۴۴، ص ۲۹۱، باب ثواب‌البکاء علی مصیبته و کامل‌الزیارات، ص۱۰۰.

[۱۳] امالی، صدوق، مجلس ۲۷ و بحارالانوار، ج۴۴، ص ۲۸۴، ثواب‌البکاء علی مصیبته.

[۱۴] بحارالانوار، ج۴۵، ص ۲۵۷. باب من قیل من المراثی فیه و تاریخ‌النیاحه علی‌الحسین، ص۱۶۴.

[۱۵] کامل ابن اثیر، ج۵/، ص ۲۸۷ ذکر ما فعله المتوکل لمشهدالحسین‌بن علی‌بن ابیطالب علیه‌السلام و زندگی تحلیلی پیشوایان ما، ص۲۵۶.

[۱۶] مقاتل الطالبین، ص۴۷۸، ذکر ایام متوکل جعفر بن محمد المعتصم.

[۱۷] بحارالانوار، ج۹۸، ص ۳۲۰، باب کیفیت  زیارت الحسین علیه‌السلام یوم عاشورا.

منبع:مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه

منبع :افق حوزه – ۲۹ آبانماه ۱۳۹۱ شماره ۳۵۱ –

فرهنگ عزاداری در سیره پیشوایان

اشاره:

سخن را با این فراز از سخن حضرت امام خمینی(قدّس سرّه) آغاز می کنیم: «گریه کردن به عزای امام حسین(علیه السلام) زنده نگهداشتن نهضت است.»(۱) امام خمینی نیز فرموده است: «باید ما محرّم و صفر را زنده نگه داریم به ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلا …محرّم و صفر است که اسلام را نگه داشته است. فداکاری سید الشهدا- سلام الله علیه- است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است.(صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۳۳۰) با توجه به اهمیت محرم و عاشورا عزاداری برای امام حسین (ع) از اهمیت خاصی برخوردار است و این نوشته  فرهنگ عزاداری در سیره پیشوایان را منعکس نموده است.

واژه فرهنگ دارای معانی مختلفی نسبت به مناسبت های گوناگون است، و در مجموع و به طور کلی یعنی «مجموعه علوم و معارف و هنرهای هر ملّت» و نیز به معنی «مجموعه آداب و رسوم» یا به معنی «دانش و معرفت، ادب و تربیت» آمده است، ماجرای حرکت و نهضت امام حسین(علیه السلام)، یک فرهنگ بود، فرهنگی فراگیر، فرهنگی دارای چند فرهنگ مانند: فرهنگ نهضت و قیام، فرهنگ معرفت دین، فرهنگ ایثار و فداکاری، فرهنگ ارزش ها، فرهنگ ادب و تربیت، و فرهنگ عزاداری که خود یک مکتب و کلاس جداگانه و جاودانه برای انسان سازی، و مبارزه و امر به معروف و نهی از منکر، و جنبش عواطف و احساسات برای شکوفایی ارزش ها، و به پیروزی رساندن ارزش ها بر ضد ارزش ها. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که فرهنگ بر دو نوع است: فرهنگ ارزشی، فرهنگ ضد ارزشی. کربلای حسینی پایگاه فرهنگ ارزشی بر ضد پایگاه ضد ارزشی شام به سردمداری بنی امیّه و یزیدیان بود.

اینک در این گفتار بر آنیم تا فرهنگ عزاداری را بررسی کنیم، که چگونه عزاداری، فرهنگ سازی می کند، و مبدل به فرهنگ ارزشی می شود، و به طور کلی عزاداری مثبت با منفی چه فرق دارد، و عزاداری صحیح یعنی چه؟

واژه عزا، که واژه عربی است به دو معنی آمده: ۱. به معنی نسبت دادن چیزی به چیز دیگر است. ۲. به معنی تسلّی خاطر دادن، صبر و آرامش بخشیدن، و تحمّل و بردباری(۲) و معادل فارسی آن سوگواری است، نظر به اینکه در سوگواری، نسبت به صاحبان عزا، دل گرمی و دلداری می دهند، و علاوه بر اندوه و حزن درونی خود، حزن و اندوه سوگمندان را خالی می کنند، و به جای آن امید و آرامش و صبر و تحمّل می بخشند، از آن به عزاداری و به تعبیر روایات تعزیه و تسلیت تعبیر می شود.(۳) بنابراین فلسفه و اساس عزاداری آرامش بخشیدن، و دعوت به صبر و استقامت، و روحیه دادن و نابود نمودن هرگونه یأس و ناامیدی و خود زنی و خود خوری و خود باختگی است، و نتیجه آن جبران چالش ها، و ترسیم خسارت ها و نشاط بخشی به صاحبان اندوهی است که گاهی اندوهشان موجب بیماری روانی و سقوط و انحلال می شود.

عزاداری سنّتی نوعاً با گریه و ریختن اشک همراه است، اینک این سؤال مطرح می شود که اگر عزاداری برای آرامش است، پس گریه و نوحه چرا؟ پاسخ اینکه: چنانکه خاطر نشان می شود، گریه دارای انواع مختلف است، و بیشتر انواع آن آرام بخش و به اصطلاح خالی کردن، اندوه درون، و جایگزینی آن به نوسازی است.

مسأله عزاداری به صورت های مختلف در میان همه اقوام و ملت ها از قدیم و ندیم، وجود داشته و دارد، چرا که یک موضوع فطری و طبیعی است، و در برابر حوادث تلخ و پر اندوهی که در همه جا و همه وقت رخ می دهد، ناگزیر مسأله عزا پیش می آید و گریزی از آن نیست، بنابراین باید به طور صحیح و مثبت اجرا شود، و به جای اینکه ویران گر باشد، سازنده گردد مانند لیموی ترشی که از آن شربت ناب می سازند، و موجب نشاط می شود، با توجه به این مقدمه، نظر شما را به مسأله پیشینه عزاداری، و عزاداری در سوگ شهیدان کربلا، و فلسفه آن و فلسفه ارزشی بودن آن جلب می کنیم:

پیشینه عزاداری

نخست باید دانست که عزاداری اختصاص به کربلا و شهیدان آن ندارد، بلکه در همه جا، در موارد بسیار بوده و هست، مهم آن است که از آن استفاده بهینه کرد، بنابراین باید آن را از هرگونه انحراف، تصحیح کرد. به عنوان نمونه:

۱. قابیل و هابیل دو برادر از فرزندان حضرت آدم(علیه السلام) بودند، هابیل جوانی خداشناس و باتقوا و درست کار بود، ولی قابیل در گمراهی و انحراف به سر می برد، هابیل در پرتو دین و معرفت به مقام ارجمندی رسید. قابیل به مقام او حسادت ورزید، و کینه او را به دل گرفت، و او را تهدید به کشتن نمود و سرانجام با کمال بی رحمی او را کشت، سر او را در میان دو سنگ نهاد، و با آن دو سنگ سر او را شکست.(۴)مطابق بعضی از روایات، هابیل در خواب بود، قابیل با کمال ناجوانمردی به او حمله کرد و او را کشت.(۵) آدم (علیه السلام) از این فاجعه آگاه شد، بسیار گریه کرد و همواره در یاد او بود، و به یاد او اشک می ریخت، وقتی که هابیل کشته شد همسرش حامله بود، پس از مدتی وضع حمل کرد، نوزاد پسر بود، آدم(علیه السلام) نام او را هابیل گذاشت.(۶)

آدم در سوگ جان سوز پسر شهیدش هابیل، اشعار زیر را سرود و خواند:

تغیّرت البلاد و من علیها فوجه الارض مغبرّ قبیح
تغیّر کلّ ذی طعمٍ و لونٍ و قلّ بشاشه الوجه الملیح
اری طول الحیاه علیّ غمّاً و هل انا من حیاتی مستریح
و مالی لا اجود بسکب دمعٍ و هابیل تضمّنه الضریح
قتل هابیل قابیلاً اخاه فوا حزنی لقد فقد الملیح

یعنی: «سرزمین ها و آنچه در آنهاست، همه دگرگون شده و چهره زمین غبار آلود و زشت گشته است.

مزه هر غذایی، و رنگ هر چیزی تغییر یافته، و چهره شاداب و غمگین اندک شده است. طول زندگی را برای خود اندوهی دراز می نگرم، آیا روزی خواهد آمد که از این زندگی پر رنج راحت شوم

چه شده است که اشک هایم جاری نمی گردند، و چشم هایم از اشک فشانی دریغ می کنند، با اینکه پیکر هابیل در میان قبر قرار گرفته است.

قابیل برادرش هابیل را کشت، وای بر این اندوه که به فراق هابیل زیبایم گرفتار شد.»(۷)

۲. نمونه دیگر، در طول تاریخ عزاداری یعقوب برای یوسف(علیه السلام) و گریه یوسف(علیه السلام) است، کوتاه سخن این که چنان که در قرآن در سوره یوسف آمده، برادران یوسف، او را از دست پدرش یعقوب گرفته و سپس او را در بیابان به چاه انداختند، و قافله ای بر سر چاه آمد و یوسف را بیرون آورد، و به مصر برده و به عنوان برده فروخت و…حضرت یعقوب چهل سال به فراق یوسف گرفتار شد. قرآن از زبان او می فرماید: «یا اسفی علی یوسف و ابیضّت عیناه من الحزن؛ وا اسفا بر یوسف! و چشمان او از اندوه سفید شد.»(۸)

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: «یعقوب از اندوه فراق یوسف(علیه السلام) آنقدر گریست که موی سرش سفید شد، و کمرش خم گردید، و دیده اش نابینا گشت.»(۹) این مطلب از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده است.(۱۰)

یوسف (علیه السلام) نیز وقتی که با دسیسه همسر عزیز مصر، به زندان افتاد، در زندان از اندوه فراق پدرش یعقوب به قدری گریه کرد که به فرموده امام صادق(علیه السلام)، زندانیان به ستوه آمدند و به او پیشنهاد کردند یا روز گریه کند یا شب، تا در یکی از این دو وقت در آسایش باشند. یوسف این پیشنهاد را پذیرفت.(۱۱)

عزاداری پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برای حمزه و جعفر و ابراهیم

مسأله عزاداری در میان پیامبران و اولیاء دیگر نیز به طور فراوان بوده است، تا آن هنگام که عصر پیامبر اسلام فرا رسید، آن حضرت نیز در سوگ عزیزان، عزاداری می کرد، و به آن دستور می داد و به عنوان نمونه: وقتی که حضرت حمزه(علیه السلام) عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگ احد به شهادت رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در کنار جنازه به خون تپیده اش بسیار گریست، و وقتی که با همراهان به مدینه آمد، از بسیاری از خانه های مدینه که شهید داده بودند صدای گریه شنیده می شد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به یاد حمزه(س) اشک می ریخت، و مردم را به عزاداری برای حمزه(علیه السلام) تحریک کرده و فرمود: «ولکن حمزه لابواکی له الیوم!؛ولی امروز حمزه(علیه السلام) گریه کننده ندارد.»

سعد بن معاذ و اسید بن حضیر وقتی که این سخن را شنیدند به زن های انصار گفتند: «نخست بروید حضرت فاطمه (س) را در گریه کردن برای حمزه همراهی کنید، سپس برای شهدای خود گریه نمایید.» بانوان صدا و گریه بلند کردند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و فاطمه(س) که در مسجد در عزای حمزه(علیه السلام) مجلس داشتند، بیرون آمد و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به آنها فرمود: «رحمت خدا بر شما باد، به راستی مواسات و ایثار کردید.»(۱۲) از آن پس، حتی تا به امروز رسم شده که زن های مدینه وقتی می خواهند برای گذشتگان خود گریه کنند، نخست به یاد حضرت حمزه(علیه السلام) گریه می کنند.(۱۳)

و در مورد شهادت جعفر طیّار(علیه السلام) که در جنگ موته در سال هفتم هجرت رخ داد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه به خانه جعفر رفت، بچه ها و همسر او را نوازش داد و بسیار گریه کرد، و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود، از خانه بیرون آمد و با حال غمبار به خانه فاطمه (س) وارد شد، شنید گریه و نوحه فاطمه(س) برای جعفر(علیه السلام) بلند است، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «علی مثل جعفرٍ فلتبک الباکیه؛ باید بر شخصیّتی همانند جعفر هر بانوی گریه کننده بگرید.» سپس فرمود: «برای خانواده و فرزندان جعفر، غذا درست کنید و ببرید، زیرا آنها امروز به عزاداری مشغول هستند.»(۱۴)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پسری به نام ابراهیم (علیه السلام) داشت، که در سال هشتم هجرت چشم به جهان گشود و در سال دهم در حالی که کمتر از دو سال داشت از دنیا رفت، مادرش ماریه قبطیه بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مرگ ابراهیم گریه می کرد، شخصی عرض کرد: «تو ما را از گریه نهی می کنی، ولی خودت گریه می کنی؟» در پاسخ فرمود: «این گریه نیست، بلکه علامت رحم و مهربانی است، کسی که رحم نداشته باشد مشمول رحمت الهی نمی شود.»

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیکر ابراهیم(علیه السلام) را به خاک سپرد، چشمانش پر از اشک شد، گریه سختی کرد، ولی فرمود: «تدمع العین، و یحزن القلب، ولانقول ما یسخط الرّب؛ چشم می گرید و قلب پر از اندوه می شود، ولی چیزی که موجب خشم خدا شود نمی گوییم.»(۱۵)

گریه و مرثیه علی(علیه السلام) و فاطمه(س)

وقتی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رحلت کرد، فاطمه زهرا(س) از اندوه فراق او، و ظلم هایی که بر خاندانش شده بود، شب و روز گریه می کرد و عزاداری می نمود، و با اشعار جان سوزش دیگران را نیز به گریه و عزاداری فرا می خواند، از گفتار و اشعار او در فراق پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این بود:

«…پدر و مادرم به فدایت! با مرگ تو چیزی قطع شد که با مرگ دیگران قطع نشد… اگر نه این بود که تو مرا امر به صبر فرموده ای، و از بی تابی نهی کرده ای، آنقدر گریه می کردم که اشک های مخزن چشمم تمام شود، و این درد جانکاه همیشه برایم باقی، و حزن و اندوهم همیشگی و دائمی می شد، تازه این ها در برابر مصیبت فراق تو کم بود…»(۱۶)

الموت لاوالد یبقی ولا ولداً هذا السّبیل الی ان لاتری احداً
هذا النّبیّ و لم یخلد لامّته لو خلّد اللّه خلقاً قبله خلداً
للموت فینا سهامٌ غیر خاطئهٍ من فاته الیوم سهمٌ لم یفته غداً

یعنی: مرگ نه پدر و مادر باقی می گذارد، و برنامه مرگ همچنان ادامه دارد تا همه بمیرند. مرگ حتی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) را برای امّتش باقی نگذاشت. اگر خداوند کسی را قبل از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) باقی می گذاشت، او را نیز باقی می گذاشت. ناگزیر همه ما آماج خطاناپذیر تیرهای مرگ قرار می گیریم، اگر امروز هدف قرار نگرفت، فردا او را از یاد نمی برد.»(۱۷)گریه حضرت زهرا(س) در فراق پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار جان سوز بود، در این مدت کوتاه بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هرگز کسی او را خوشحال ندید، در هر هفته دوبار دوشنبه و پنجشنبه کنار قبر شهیدان احد می رفت و در آنجا پس از نماز و دعا گریه و عزاداری می کرد.

محمود بن لبید می گوید: پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه(س) را در کنار قبر شهیدان احد می دیدم او در کنار قبر حضرت حمزه(علیه السلام) توقف می کرد، و به عزاداری می پرداخت، در یکی از روزها به محضرش رفتم و گفتم: «ای سرور زنان، سوگند به خدا از این سوز و گدازهای تو بندهای دلم پاره پاره شد.» فرمود: «سزاوار است که گریه و عزاداری کنم، چرا که برترین پدران، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را از دست داده ام، آه چقدر مشتاق دیدارش هستم»، سپس این شعر را خواند:

اذا مات یوماً میّتٌ قلّ ذکره و ذکر ابی مذ مات و اللّه اکثر

هرگاه روزی شخصی مرد، یادش کم می شود، ولی سوگند به خدا از آن روز که پدرم رحلت کرده، یاد او بیشتر شده است.»(۱۸)

گاهی کنار قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می آمد و با این اشعار جگر سوز، سوگواری می کرد:

ماذا علی من شمّ تربه احمدٍ ان لا یشمّ مدی الزّمان عوالیا
صبّت علیّ مصائبٌ لو انّها صبّت علی الایّام صرن لیالیاً

یعنی: «آن کسی که بوی خوش تربت (خاک قبر) پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را می بوید، اگر در زمان طولانی، بوی خوش دیگری نبوید چه خواهد شد؟ (یعنی همین بوی خوش تا آخر عمر برای او کافی است) آن چنان باران غم و اندوه بر جانم ریخته که اگر به روزهای روشن می ریخت، آن روزها شب تیره و تار می گردید.»(۱۹)

سابقه عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)

عزاداری برای سوگ جان سوز امام حسین(علیه السلام) و شهیدان کربلا از عصر حضرت آدم(علیه السلام) و در میان پیامبران و اولیاء خدا همواره بوده است، دراین باره نمونه ها بسیار است، و نظر شما را به چند نمونه جلب می کنم:

۱. صاحب الدّرالثمین در تفسیر این آیه: «فتلقّی آدم من ربّه کلماتٍ فتاب علیه؛ آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت (و با آنها توبه کرد) خداوند توبه او را پذیرفت.»(۲۰)

نقل نموده: آدم (علیه السلام) به ساق عرش نگاه کرد، نام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان (علیه السلام) را در آن دید، جبرئیل آن نام ها را به او تلقین نمود و گفت بگو: «یا حمید بحق محمّدٍ، یا عالی بحقّ علیٍّ، یا فاطر بحقّ فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان.»

آدم(علیه السلام) این نام ها را به زبان آورد، همین که نام حسین(علیه السلام) به زبانش آمد، اشکهایش جاری شد و قلبش فرو ریخت، از جبرئیل پرسید: «علّت چیست که وقتی نام پنجمی (حسین) بر زبانم جاری شود، قلبم شکسته شده و اشک هایم روان می گردد؟»

جبرئیل گفت: این پسرت دسختخوش مصیبتی می شود که همه مصیبت ها در مقایسه با آن کوچک است. آدم پرسید: آن مصیبت چیست؟ جبرئیل گفت: او را تشنه و تنها و غریب و بی کس می کشند، شدت تشنگی او باعث می شود که بین آسمان و زمین را مانند دود می نگرد و آسمان را نمی بیند، آب می طلبد کسی جواب او را جز با زبان شمشیرها و شربت مرگ نمی دهد در حالی که فریاد می زند: «و اعطشاه! واقلّه ناصراه! آه از شدت عطش و کمی یار و یاور». سر او را مانند سر گوسفند ذبح کنند، و دشمنانش اموال و وسائل زندگیش را غارت می نمایند، و سرهای او و یارانش را بر سر نیزه ها در شهرها و راه ها می گردانند، در حالی که زنانشان همراه آن سرها هستند. در علم خداوند یکتا این چنین گذشته است.

در این هنگام آدم (علیه السلام) و جبرئیل مانند زن بچه مرده گریه و زاری کردند.(۲۱)

۲ـ مرحوم راوندی در خرایج از تاریخ محمد النّجار، به سندش از انس، و او از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ماجرای کشتی نوح(علیه السلام) را نقل می کند تا اینجا که فرمود: در آخر کار پنج میخ باقی ماند، و نوح(علیه السلام) به دستور خداوند، آنها را در پیشاپیش کشتی نصب کرد… وقتی که به میخ پنجم رسید، آن را نصب کرد، سپس بر روی آن چکش زد، نوری از آن بالا گرفت و آثار خون از آن دیده شد، جبرئیل گفت: این خون است، آنگاه ماجرای شهادت جان سوز امام حسین(علیه السلام) را برای نوح(علیه السلام) شرح داد، در این هنگام نوح (یا جبرئیل) قاتل حسین(علیه السلام) و ظلم کننده به او، و واگذار کننده آن حضرت به خودش را لعنت کرد.(۲۲)

۳ـ در ماجرای فرمان خدا به ابراهیم(علیه السلام) در مورد قربان کردن اسماعیل(علیه السلام) پس از تسلیم ابراهیم در برابر فرمان خدا، سرانجام خداوند قوچی را برای ابراهیم (علیه السلام) فرستاد تا آن را به جای اسماعیل(علیه السلام) قربانی کند. در این راستا از حضرت رضا(علیه السلام) روایت شده خداوند به ابراهیم (علیه السلام) وحی فرمود: ای ابراهیم! محبوب ترین خلق خدا در نزد تو کیست؟ ابراهیم: پروردگارا! انسانی محبوب تر از حبیبت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) وجود ندارد.

خداوند به او وحی کرد: آیا او (محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)) را بیشتر دوست داری یا خودت را؟

ابراهیم: بلکه او را بیشتر از خودم دوست دارم.

خداوند به او وحی کرد: آیا فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خود را؟

ابراهیم: فرزند او را بیشتر دوست دارم.

خداوند فرمود: آیا ذبح فرزند او، از روی ظلم به دست دشمنانش برای قلب تو دردناک تر است، یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اجرای اطاعت من.

ابراهیم: پروردگارا! بلکه ذبح فرزند محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به دست دشمنانش، برای قلبم دردناک تر است.

خداوند فرمود: ای ابراهیم! جمعی که گمان می کنند از امّت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) هستند، به زودی حسین(علیه السلام) پسر محمّد(صلی الله علیه و آله و سلم) را پس از او از روی ظلم و عدوان می کشند و سرش را مانند گوسفند ذبح می نمایند، و به این علت سزاوار غضب و خشم من خواهند شد.

دل ابراهیم(علیه السلام) با شنیدن این سخن به درد آمد و به سختی گریه کرد، و برای مصائب جان سوز امام حسین(علیه السلام) عزاداری و گریه نمود.(۲۳)

عزاداری پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان(علیه السلام)

به همین ترتیب نمونه های دیگری نیز در این راستا وجود دارد که قبل از اسلام، مسأله عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) در میان پیامبران مطرح بوده است. و در مورد عزاداری پیامبر اسلام و فاطمه(س) و علی(علیه السلام) پیرامون مصائب امام حسین(علیه السلام) نیز روایات متعدّدی ذکر شده، و همچنین عزاداری امامان(علیه السلام) بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) که باز به عنوان نمونه به چند فراز می پردازیم:

امام سجّاد (علیه السلام) که در جریان کربلا حضور داشت، پس از شهادت پدر، تا آخر عمر (مدت ۳۴ سال) در موارد مختلف برای مصائب آن حضرت گریه می کرد و سوگواری می نمود.

امام باقر(علیه السلام) نیز به یاد جدّش امام حسین(علیه السلام) گریه می کرد و مجلس عزا تشکیل می داد و حاضران را به سوگواری و گریه برای امام حسین(علیه السلام) تحریص و تشویق می نمود.(۲۴)

علی بن اسماعیل تمیمی از پدرش نقل می کند که در محضر امام صادق(علیه السلام) بودم آن حضرت از سیّد حمیری (شاعر اهلبیت) خواست تا اشعاری در ذکر مصائب امام حسین(علیه السلام) بخواند. او اشعاری خواند که آغازش این بود.

«امرر علی جدث الحسین فقل لاعظمه الزّکیّه…

یعنی: به بدن حسین(علیه السلام) عبور کن و به استخوان های پاکش بگو! پیوسته از اشک چشم ها سیراب خواهی شد…»

راوی گوید: دیدم اشک های امام صادق(علیه السلام) مانند آب نهر جاری شد، و صدای گریه اش بلند گردید، و ناله و ندبه اهل بیتش کوچه های مدینه را پر کرد.(۲۵)

امام رضا(علیه السلام) نیز به طور مکرر مجلس عزای جدّش حسین(علیه السلام) را تشکیل می داد، و به دعبل می فرمود: مرثیه سرایی کند به طوری که آن بزرگوار بر اثر شنیدن ذکر مصائب امام حسین(علیه السلام) مدهوش شد، و می فرمود: «انّ یوم الحسین اقرح جفوننا و اسیل دموعنا… فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون…؛ مصیبت روز شهادت حسین(علیه السلام) پلک های چشم ما را زخم کرده، و اشک های ما را مثل سیل روان ساخته، باید برای مانند مصائب حسین(علیه السلام) گریه کنندگان گریه کنند.»(۲۶)

زیارت ناحیه امام عصر(عج) که آکنده از ذکر مصائب جان سوز امام حسین(علیه السلام) و یارانش است، نیز بیانگر عزاداری دائم آن حضرت برای مصائب جد مظلومش امام حسین(علیه السلام) است.(۲۷)

نتیجه گیری و جمع بندی

از مطالب گذشته تا اینجا دریافتیم که مسأله عزاداری و مسأله عزاداری امام حسین(علیه السلام) به خصوص، از همان آغاز پدیدار شدن انسان همراه انسان بوده و یک موضوع فطری و طبیعی است، و کم کم به صورت یک فرهنگ درآمده، نهایت این که فرهنگ ها گاهی ارزشی و گاهی ضد ارزشی است، بر همین اساس فرهنگ عزاداری نیز گوناگون است، و در مورد فرهنگ عزاداری امام حسین(علیه السلام)، از آغاز بنابر این بوده که فرهنگ ارزشی باشد، و پایه و مایه برای مبارزه با طاغوت ها، و تثبیت امامت و حکومت عدالت خواهان و طرفداران حق گردد، برای وصول به این حقیقت باید نکات زیر را مورد توجه قرار داد:

الف) گریه که عنصر اصلی عزاداری را تشکیل می دهد، دارای انواع مختلفی است، مانند: ۱. گریه تزویر و دروغ ۲. گریه پشیمانی از گناه ۳. گریه ذلّت و زبونی ۴. گریه شوق ۵. گریه رحم و عاطفی ۶. گریه از روی غم و اندوه ۷. گریه فراق، این گریه ها به جز گریه نوع اول و سوم، هر کدام در جای خود شایسته و سازنده است، بنابراین در مورد عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) و سایر شهیدان، هرگاه گریه به عنوان ابراز عطوفت و احساسات و گریه رحم و رأفت و رقّت قلب، و همچنین گریه فراق و گریه از روی غم و اندوه باشد، یک نوع امر به معروف و نهی از منکر است، و اظهار علاقه و برقراری رابطه عاطفی و معنوی با آرمان های امام حسین(علیه السلام) است، و چنین گریه و عزاداری، قطعاً موجب ارتباط و پیوند با امامان (علیه السلام) و مکتب آنها شده و باعث تحول و رشد خواهد شد.

ب) در تشکیل مجلس عزاداری، طبعاً انگیزه قیام امام حسین(علیه السلام) و اهداف آن، و امور تربیتی و معارفی در کنار آن بازگو می شود، و روشن است که بیان و تبیین این امور، نقش به سزایی در پاک سازی و به سازی خواهد داشت.

۳ـ فرهنگ عزاداری، با رعایت آداب صحیح و مثبت آن ـ با پرهیز از هرگونه دروغ و خرافات ـ الهام بخش ارزش هایی همچون، صبر، جوانمردی، شجاعت، غیرت، جهاد، دفاع، ایثار و فداکاری و… است، ولی اگر با خرافات آمیخته باشد، عزاداری منفی و معکوس می گردد.

۴ـ فرهنگ عزاداری صحیح، می تواند روح تعاون، و انقلاب و نهضت و شورش بر ضد طاغوت و محو برنامه های طاغوتی را احیاء کند، و در فکر و عمل، بر برنامه های باطل خط بطلان بکشد، و درخت سرمایه های ارزشی را شکوفا سازد.

۵ ـ فرهنگ عزاداری، نگهبان دین، و پشتوانه قوی آیین ناب بوده، و همواره عواطف را به نفع حقایق دینی به هیجان درمی آورد، و باعث نابودی بدعت ها، و ترویج سنت ها می گردد و… به راستی اگر در عزاداری ها این نکات و نکات دیگر توجه عمیق شود، پیوسته موجب آبیاری باغستان اسلام، و نشاط و شکوفایی در این راستا خواهد شد.

پی نوشت:

۱. صحیفه نور، ج ۱۰، ص ۳۱.

۲. القاموس و المنجد واژه عزی.

۳. فروع کافی، ج ۳، ص ۲۰۳.

۴. ماجرای کشته شدن هابیل به دست قابیل، در قرآن در سوره مائده آیه ۲۷ تا ۳۱ آمده است.

۵. تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۲۱۳۳.

۶. بحار، ج ۱۱، ص ۲۲۸.

۷. عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج۱، ص ۲۴۳ به نقل از امام علی(علیه السلام).

۸. سوره یوسف، آیه ۸۳.

۹. اللهوف، ص ۲۱۰.

۱۰. تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۴۵۲.

۱۱. بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۳۳۶.

۱۲. اعلام الوری، ص ۹۴، ۹۵.

۱۳. اسدالغابه، ج ۲، ص ۴۸.

۱۴. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۵، ص ۷۰ ؛ بحار، ج ۲۱، ص ۶۳.

۱۵. بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۱۵۷ و ۱۵۱.

۱۶. نهج البلاغه، خطبه ۲۳۵.

۱۷. انوار البهیّه محدّث قمی، ص ۴۱ و ۴۲.

۱۸. بیت الاحزان، محدث قمی، ص ۲۲۷ و ۲۲۸.

۱۹. همان، ص ۲۲۵.

۲۰. سوره بقره، آیه ۳۷.

۲۱. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۴۵.

۲۲. همان، ص ۲۳۱ (به طور تلخیص).

۲۳. عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۰۹.

۲۴. لهوف، ص ۲۰۹، بحار، ج ۴۶، ص ۱۰۹.

۲۵. الغدیر، ج ۲، ص ۲۳۵.

۲۶. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۵۷.

۲۷. بحار، ج ۱۰۱، ص ۳۱۷ به بعد، و ص ۲۶۵.

منبع :پاسدار اسلام – اسفند ۸۳ و فروردین ۸۴ – شماره ۲۷۹ و ۲۸۰ –

عزاداری امام حسین علیه السلام در محضر امامان شیعه علیهم السلام

اشاره:

سنّت عزاداری امام حسین علیه السلام از سنّت های مهم و مؤثر شیعی است که در طول تاریخ دچار تحوّلاتی گردیده است. برای دست یابی به شیوه های اصیل و دور از خرافات و تحریفات این سنّت مهم، تأسّی به امامان معصوم شیعه علیهم السلام یکی از بهترین راه ها به شمار می آید. در این مقاله، تلاش شده است در حدّ مقدور، شیوه برگزاری سنّت عزاداری بر امام حسین علیه السلام توسط امامان شیعه علیهم السلام و اهدافی که آن بزرگواران از این کار دنبال می کردند، ترسیم گردد.

مقدّمه

بی تردید، یکی از سنّت های مهم شیعی، عزاداری برای شهادت امام حسین علیه السلام ، امام سوم شیعیان، است که در عاشورای ۶۱ هـ ق با وضعیتی دلخراش و بی سابقه همراه با عده ای از خویشان و اصحابش در کربلا به شهادت رسید.

قیام امام حسین علیه السلام چنان تأثیری در استمرار حرکت شیعه داشته که در این باره گفته شده است: «اِنَّ الاسلامَ عَلویٌ، و التّشیّعُ حسینی»؛(۱) اسلام، علوی است و تشیّع، حسینی.

امام سجّاد علیه السلام در سوگ پدر

سوگواری و بزرگداشت شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش از همان آغاز و توسط فرزندش علی بن حسین علیه السلام ملقّب به «امام سجّاد» علیه السلام و خواهر گرامی اش حضرت زینب علیهاالسلام و دیگر همراهان آن حضرت، که شاهد ماجرا بودند، برپا شده است.

امام سجّاد علیه السلام با توجه به حاکمیت مطلق و قساوت امویان، که اوج بی رحمی خود را در حادثه کربلا نشان داده بودند، دوران امامت خود را در انزوای سیاسی به سر برد و از مناقشات سیاسی کناره گیری کرد. ایشان در جریان رویارویی عبداللّه بن زبیر با حکومت اموی دخالت نکرد و حتی در قیام مردم مدینه در واقعه «حرّه» بر ضد حکومت یزید، بی طرفی اختیار کرد و به تقاضای مروان بن حکم، عامل مدینه، پناهندگی همسر و خانواده اش را پذیرفت و آن ها را به همراه خانواده خود به «ینبع» (چشمه سرای نزدیک مدینه، سمت راست کوه رضوی) برد. این در حالی بود که مروان ابتدا این خواهش را از عبداللّه بن عمر کرد، ولی او نپذیرفت.(۲)

علاوه بر فراهم نبودن شرایط برای قیام امام سجّاد علیه السلام علت مهم دیگر، عظمت واقعه کربلا و رسالت بزرگی بود که این امام برای رساندن پیام عاشورا و جلوگیری از به فراموشی سپردن آن بر دوش خود احساس می کرد. وی بهترین راه مبارزه با حکومت اموی را زنده نگه داشتن حادثه عاشورا و افشای جنایات امویان در این واقعه می دانست.

امام سجّاد علیه السلام از هر فرصتی برای زنده نگه داشتن خاطره عاشورا و یاد امام حسین علیه السلام و یارانش استفاده می کرد. نقل شده است که ایشان هنگام نوشیدن آب به شدت می گریست و وقتی با پرسش اطرافیان در این باره روبه رو می شد، پاسخ می داد: «چگونه گریه نکنم، در حالی که آبی را که پرندگان و جانوران وحشی از آن آزادانه استفاده می کردند، بر پدرم منع نمودند؟»(۳)

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که علی بن حسین علیه السلام پس از شهادت امام حسین علیه السلام تا آخرین لحظات زندگی بر مصیبت پدرش گریه می کرد و هر گاه می خواست دست به سوی طعام ببرد و یا آب بنوشد گریه می کرد، تا جایی که یکی از غلامانش به او گفت: یابن رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، چقدر گریه می کنید؟! می ترسم خود را هلاک کنید! حضرت در جواب فرمود: «همانا اندوه و غصّه ام را به خدا شکوه می کنم و می دانم از خدا آنچه را که شما نمی دانید.»(۴)

در پاسخ یکی دیگر از کسانی که به گریه های شدید ایشان معترض بود، فرمود: «وای بر تو! یعقوب پیامبر دوازده فرزند داشت که خدا یکی را از چشم پدر دور کرد. یعقوب در فراق یوسف به قدری گریه کرد که دو چشمش نابینا و سفید شد و کمرش از غصّه یوسف خمیده گشت، در حالی که فرزندش زنده و سالم بود. ولی من با دو چشمم دیدم که پدر و برادر و عموهایم و هفده تن از اهل بیت در کنارم کشته شدند، چگونه می توانم گریه نکنم؟»(۵)

در برخی از روایات نقل شده است که پس از خواب عجیب و عبرت انگیزی که همسر یزید دید و برای شوهرش نقل کرد، یزید اسرای اهل بیت علیهم السلام را خواست و برای دل جویی و جلب رضایت آنان، آمادگی خود را برای برآوردن خواسته ای از آنان اعلام کرد. اهل بیت امام حسین علیه السلام گفتند: ما بیش از هر چیز دوست داریم بر حسین علیه السلام گریه و زاری کنیم. سپس یزید مقدّمات عزاداری را برای آن ها فراهم کرد و اسرای اهل بیت هفت روز بر آن حضرت ندبه و زاری کردند.(۶)

نویسنده کتاب سیاهپوشی در سوگ ائمّه نور علیهم السلام ، در این باره چنین آورده است: هند، همسر یزید، می گوید: در عالم خواب دیدم دری از آسمان باز شده است و فرشتگان گروه گروه به سوی سر حسین علیه السلام فرود می آیند و می گویند: السلام علیک یا ابا عبداللّه، السلام علیک یابن رسول اللّه. در ادامه، او در عالم رؤیا شاهد بوسیدن سر امام حسین علیه السلام توسط پیامبر صلی الله علیه و آله و مناظر دیگری بود. هند می گوید: ناراحت و نگران از خواب بیدار شدم و ناگهان چشمم به نوری افتاد که از سر بریده امام حسین علیه السلام متصاعد بود. با مشاهده این صحنه، به جست وجوی یزید برخاستم و او را در اتاقی تاریک یافتم که محزون و غمگین می گفت: مرا چه به کار حسین؟ خواب خویش را برای او نقل کردم و او سرش را به زیر افکنده بود.

نویسنده با ذکر این رؤیا، یزید را پشیمان و نادم از جنایت خویش در کربلا دانسته است و این موضوع را عامل برخورد ملایم وی با اهل بیت علیهم السلام می داند،(۷) در حالی که باید توجه داشت ترس یزید از خشم عمومی مردم و قیام بر ضد حکومت را باید عامل اصلی مدارا با اسرای اهل بیت علیهم السلام و سعی در جلب رضایت آنان دانست. کافی است مروری بر واقعه «حَرّه» و جنایات لشکریان یزید در مدینه، که دو سال پس از واقعه کربلا روی داد، داشته باشیم تا نادم و پشیمان بودن یزید از جنایاتش در کربلا را داستانی نادرست بدانیم.

دکتر شهیدی در این باره می نویسد: «مسلم بن عقبه، فرمانده سپاه اعزامی یزید به مدینه، سه روز شهر را به اختیار سپاهیان خونخوار شام نهاد تا هرچه خواهند بکنند و چه مردان دیندار و پارسا و شب زنده دار که کشته شد و چه حرمت ها که در هم شکست و چه زنان و دختران که از تجاوز این مردم وحشی نرستند! خدا می داند از این فاجعه تنها یک حقیقت را می توان دریافت و آن اینکه در این لشکرکشی، امیر و مأمور هیچ یک از فقه اسلام آگاهی نداشتند، و اگر داشتند بدان بی اعتنا بودند.»(۸)

یکی از شیوه های امامان شیعه در برگزاری عزاداری بر امام حسین علیه السلام و زنده نگه داشتن یاد و خاطره قیام عاشورا استفاده از خطیبان و شاعران و افراد خوش صدا بود. به این افراد «مُنْشِدْ» می گفتند که معادل «مدّاح» امروزی بود. البته مسلّم است این افراد، که در محضر امامان معصوم به شعرخوانی و مرثیه سرایی می پرداختند، از هرگونه گزافه گویی و غلو و سخن نادرست به دور بودند و اساسا حادثه کربلا آن قدر دلخراش و حزن انگیز است که برای تحریک احساسات، نیازی به قصه پردازی و بیان مطالب نادرست، که متأسفانه کار برخی از مدّاحان شده، نیست.

هنگام بازگشت اهل بیت علیهم السلام به مدینه، کاروان آن ها در نزدیکی شهر اقامت کوتاهی کرد. چند تن از اهالی مدینه با کاروان اسرا برخورد کردند. یکی از آنان بشیر بن جذلَمْ بود. امام سجّاد علیه السلام او را شناخت و به او فرمود: ای بشیر، پدرت شاعر بود، تو هم از شاعری بهره ای داری؟ بشیر گفت: بلی، من خود نیز شاعرم. حضرت فرمود: ابیاتی بگو و جلوتر از ما به مدینه برو و خبر ورود ما و مصیبت قتل سیدالشهداء علیه السلام را به مردم اعلام کن. بشیر این ابیات را ساخت و با گریه و صدای رسا بر مردم مدینه فراخواند:

یا اهلَ یثرب لا مُقامَ لکم بِها قُتِلَ الحسینُ و ادمعی مِدرارٌ
الجسمُ منه بکربلاءِ مفّرجٌ والرأسُ منه علیَ القناهِ یُدارُ.

یعنی: ای اهل مدینه، دیگر در مدینه اقامت نکنید که حسین علیه السلام شهید شد و به این سبب، سیلاب اشک از چشم من روان است. بدن شریفش در کربلا و در میان خاک و خون افتاده و سر مقدّسش را بر سر نیزه ها در شهرها می گردانند.

بنا به قول ابی مخْنَفْ، زنی در مدینه باقی نماند، جز آنکه از خانه بیرون رفت و مردمان سیاه پوشیدند و فریاد گریه و ناله سر دادند.(۹)

امام جعفر صادق علیه السلام و عزاداری امام حسین علیه السلام

شیعه امامیه بسیاری از احادیث و روایات خود، به ویژه در مسائل فقهی، را از امام ششم، جعفر بن محمّد صادق علیه السلام ، گرفته و بسیاری از سنّت ها و آداب و رسوم شیعه منسوب به ایشان است، تا آنجا که مذهب شیعه امامیه را «مذهب جعفری» می نامند. این مسئله مرهون شرایطی بود: سلسله بنی امیّه در سراشیبی سقوط قرار داشتند و خاندان عبّاسی هم هنوز قدرت تثبیت شده ای نداشتند.

امامت امام صادق علیه السلام از سال ۱۱۴ تا ۱۴۸ ق طول کشید که دوران نسبتا طولانی ۳۴ ساله را شامل می شد. از این مدت، ۱۸ سال در اواخر دوران اموی سپری شد و ۱۶ سال در اوایل دوران خلافت عبّاسی گذشت. امام صادق علیه السلام با استفاده از این شرایط، نسبت به بسط و گسترش فرهنگ اسلامی و شیعی تلاش وافری نمود و به تدوین و تعمیق فقه و مبانی و سنن شیعی همّت گمارد و شاگردان زیادی در این جهت پرورش داد. روایات زیادی از بزرگداشت واقعه کربلا و شهادت حسین بن علی علیه السلام و یارانش توسط این امام نقل شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود:

از عبداللّه بن سنان روایت شده است که در روز عاشورا بر امام جعفر صادق علیه السلام وارد شدم، در حالی که جمع زیادی اطراف ایشان را فرا گرفته بودند و ایشان چهره ای اندوهناک و غمگین و اشکبار داشت. عرض کردم: یابن رسول اللّه، از چه می گریید؟ خداوند دیده شما را نگریاند. فرمود: آیا تو در بی خبری به سر می بری؟ مگر نمی دانی در چنین روزی حسین علیه السلام به شهادت رسید؟ گریه به او امان نداد تا سخن بیشتری بگوید و همه مردم به گریه افتادند.(۱۰)

چنانچه این روایت را درست بدانیم، به اوج خفقان عصر اموی و شدت برخورد آنان با سنّت های شیعی و به ویژه عزاداری امام حسین علیه السلام پی می بریم که حتی یاران نزدیک امامان شیعه را نیز در بی خبری نگه می داشت که البته جای تأمّل دارد.

زید الشحّام نقل می کند که روزی نزد امام صادق علیه السلام بودیم. جعفر بن عثمان وارد شد و نزدیک امام نشست. امام به او فرمود: شنیده ام که تو درباره حسین علیه السلام شعر می گویی. جعفر گفت: آری. با درخواست امام، جعفر اشعاری در رثای امام حسین علیه السلام خواند و امام و جمع حاضر گریه کردند. اشک بر چهره امام جاری گشت و فرمود: ای جعفر، فرشتگان مقرّب الهی سخن تو را شنیدند و گریه کردند، همچنان که ما گریه کردیم. سپس فرمود: «کسی که برای حسین علیه السلام شعر بگوید، خود گریه کند و دیگران را بگریاند، خدا بهشت را بر او واجب می کند و گناهانش را می آمرزد.»(۱۱)

محمّد بن سهل می گوید: در ایام تشریق(۱۲) به همراه کمّیت شاعر، خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رسیدیم. کمّیت به امام عرض کرد: اجازه می فرمایید: شعر بخوانم؟ حضرت فرمود: بخوان که این ایّام روزهای بزرگی هستند. پس حضرت خانواده خود را گفت که نزدیک آیند و به اشعار کمّیت گوش دهند. کمّیت اشعاری در رثای امام حسین علیه السلام خواند. امام در حق کمیّت دعا کرد و برای او آمرزش طلبید.(۱۳)

شیخ فخرالدین طریحی در کتاب منتخب روایت کرده است: چون هلال عاشورا پدیدار می شد، حضرت صادق علیه السلام اندوهناک می گردید و بر جدّ بزرگوارش سیدالشهداء علیه السلام می گریست و مردم از هر جانب به خدمت ایشان می آمدند و با او نوحه و ناله می نمودند و بر آن حضرت تعزیت می دادند و چون از گریه فارغ می گشتند، حضرت می فرمود: «ای مردم، بدانید که حسین علیه السلام نزد پروردگار خود زنده و مرزوق است و پیوسته به عزاداران خود نگاه می کند و بر نام های ایشان و پدرانشان و جایگاهی که در بهشت برای آن ها مهیّاست از همه داناتر است.»(۱۴)

همچنین امام صادق علیه السلام از امام حسین علیه السلام نقل می کند: «اگر زائر و عزادار من بداند که خداوند چه اجری به وی عطا خواهد فرمود، هر آینه شادی او از اندوهش بیشتر خواهد بود و زائر امام حسین علیه السلام با اهل خود برنمی گردد مگر مسرور، و عزادار من از جای برنخیزد، مگر آنکه جمیع گناهانش آمرزیده می گردد و مانند روزی می شود که از مادر متولّد شده است.»(۱۵)

تأکید امام صادق علیه السلام به زنده و گواه بودن امام حسین علیه السلام ، اشاره به آیاتی از قرآن کریم است که ویژگی های شهید را بیان می کند.(۱۶) این مسئله بیانگر آن است که امام صادق علیه السلام تلاش می کردند فضای مسمومی را که بنی امیّه برای امامان شیعه از جمله امام حسین علیه السلام در جامعه ایجاد کرده بودند و آن ها را افرادی طاغی و یاغی نسبت به حاکم اسلامی و امیرالمؤمنین می دانستند، با برپایی مجالس عزاداری و بیان حقایقی پیرامون شخصیت و قیام امام حسین علیه السلام پاک کنند و مسلمانان را به حقایق آگاه سازند و در این باره، به قرآن، که مورد وثوق و اجماع مسلمانان است، متوسّل می شدند.

عزاداری امام حسین علیه السلام در محضر امام رضا علیه السلام

در منابع، اشاراتی به چگونگی برپایی مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام توسط امامان دیگر شیعه از جمله امام موسی کاظم و امام رضا علیهماالسلام نیز شده است. در مورد امام موسی بن جعفر علیه السلام از قول فرزند بزرگوارش نقل شده است: «همین که محرّم فرامی رسید، دیگر کسی خنده ای بر لب آن حضرت نمی دید و همواره اندوهگین بود تا دهه عاشورا بگذرد و چون روز دهم فرامی رسید، این روز، روز نهایت غم و مصیبت بود و می فرمود: این است آن روزی که جدّم حسین علیه السلام در چنین روزی کشته شد.»(۱۷)

ریّان بن شبیب نقل می کند که روز اول محرّم بر ابی الحسن الرضا علیه السلام وارد شدم. حضرت به من فرمود: «ای پسر شبیب، اگر بر حسین علیه السلام بگریی چندان که اشک بر گونه هایت جاری شود، خدای تعالی هر گناهی که کرده ای بیامرزد» سپس فرمود: «اگر می خواهی در درجات بهشت با ما باشی، برای اندوه ما اندوهناک باش و در خوشحالی ما شادمان.»(۱۸)

دِعْبِل خُزاعی، شاعر معروف اهل بیت علیهم السلام ، روایت کرده است: در ایّام عاشورا خدمت علی بن موسی علیه السلام رسیدیم. دیدیم آن حضرت با اصحاب خود ملول و محزون نشسته اند. چون مرا دید، فرمود: «مرحبا به تو ای دعبل! مرحبا به یاری کننده ما به دست و زبان خود!» پس مرا طلبید و نزد خود نشاند و فرمود: «ای دعبل، دوست دارم که شعری برای من بخوانی که این ایّام، ایام حزن ما اهل بیت و ایام سرور اعدای ما، بخصوص بنی امیّه، بوده است. ای دعبل، کسی که بگرید و بگریاند بر مصیبت ما و آنچه که دشمنان بر ما وارد کرده اند، حق تعالی او را در زمره ما محشور گرداند. ای دعبل، کسی که در مصیبت جدّم امام حسین علیه السلام بگرید، البته خداوند گناهان او را بیامرزد» و بعد برخاست و پرده در میان ما و اهل حرم زد و ایشان را بین پرده نشانید تا در مصیبت جدّ خود بگریند. سپس به من فرمود: «ای دعبل، مرثیه بخوان برای حسین علیه السلام که تو تا زنده ای ناصر و مادح ما هستی. با این کار، به ما یاری کن و در این باره کوتاهی مکن.»

دعبل می گوید: اشک از چشمان من جاری شد و شروع به شعرخوانی در رثای امام حسین علیه السلام کردم.(۱۹)

شیخ صدوق روایت کرده است که امام رضا علیه السلام می فرمود: «محرّم ماهی بود که مردم در زمان جاهلیت قتال و جدال را در آن حرام می دانستند. اما این امّت جفاکار حرمت این ماه را نگه نداشتند و خون ما را حلال و احترام ما را ضایع و اهل بیت ما را اسیر کردند. خیمه های اهل بیت را سوزاندند و اموال آنان را به غارت بردند و هیچ حرمتی از برای رسول اللّه صلی الله علیه و آله در حق ما لحاظ نکردند. روز قتل امام حسین علیه السلام چشم های ما را مجروح و اشک ما را جاری و عزیز ما را ذلیل گردانیدند. پس بر مثلِ حسین علیه السلام باید گریه کنندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را محو می کند.»(۲۰)

نتیجه

در پایان، لازم است به چند نکته در مورد اهداف و چگونگی عزاداری امام حسین علیه السلام از سوی امامان شیعه علیهم السلام اشاره شود: اول اینکه امامان شیعه با برپایی عزاداری امام حسین علیه السلام تلاش می کردند حقّانیت امام حسین علیه السلام و باطل بودن ادعاهای یزید و امویان را ثابت کنند، و این نشان دهنده آن است که جوّ عمومی جامعه اسلامی چنان مسموم بود که حتی برخی از اصحاب و یاران امامان شیعه از این موضوع غافل بودند؛(۲۱) چنان که در بسیاری از روایات و دعاهایی که از امامان شیعه بر جای مانده اند به طور مرتّب تکرار می شود که امام حسین علیه السلام برای خدا و برپا کردن احکام اسلامی همچون نماز و امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد.(۲۲)

دوم اینکه امامان شیعه علیهم السلام با برپایی عزای امام حسین علیه السلام و منسوب کردن خویش به ایشان، سعی در اثبات حقّانیت خود و ستمگری و بطلان دشمنان و حکومت زمان خود داشتند و برپاداری عزای امام حسین علیه السلام را بهترین و مؤثرترین شیوه مبارزه در زمان خویش می دانستند. امام رضا علیه السلام وقتی مصیبت های امام حسین علیه السلام و یارانش را بیان می کرد، به جای ایشان، کلمه ما را به کار می برد: «این امّت جفاکار، خون ما را حلال و احترام ما را ضایع و اهل بیت ما را اسیر کردند و خیمه های حرم ما را سوختند و اموال ما را به غارت بردند و هیچ حرمتی از برای رسول اللّه صلی الله علیه و آله در حق ما لحاظ نکردند.»(۲۳) در روایت معروف «سلسله الذهب» نیز امام رضا علیه السلام شرط وارد شدن به قلعه توحید و ایمن ماندن از عذاب را پذیرفتن امامت خویش بیان می کنند.(۲۴)

در این زمینه، امامان شیعه علیهم السلام به آیات قرآن، که مورد وثوق همه فرقه های اسلامی است، متمسّک می شدند؛ چنان که آیاتی از قرآن که در رابطه با حقوق اهل بیت پیامبر علیهم السلام بر امّت اسلامی هستند،(۲۵) در روایت اخیر مورد توجه قرار گرفته اند و یا در روایتی دیگر به آیاتی از قرآن که خصوصیات شهید راه خدا را بیان می کند، اشاره شده است.(۲۶)

در مورد کیفیت و مدت برگزاری مراسم عزاداری در حضور امامان شیعه علیهم السلام نیز از روایات و شواهد تاریخی چنین برمی آید که بر خلاف ادعای پنهانی بودن این مراسم در زمان ایشان، امامان شیعه علیهم السلام برای رسیدن به اهداف مقدّس خویش، سعی می کردند این مراسم را به صورت دسته جمعی، حتی اگر شده با حضور خانواده خویش، علنی و در ملأ عام و در هر فرصت ممکن برپا دارند.

ابن قولویه از ابن هارون مکفوف(۲۷) روایت کرده است: خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رسیدم، به من فرمود: در مصیبت حسین علیه السلام شعری بخوان. ابوهارون به شیوه رسمی و به قول معروف «کتابی» اشعار خود را خواند. حضرت به او فرمود: به همان نحوی که نزد قبر آن حضرت می خوانی، مرثیه سرایی کن؛ یعنی همراه با حزن و اندوه و سوز و گداز. او می گوید: پس من این بیت را خواندم:

اَمِر علی حدثِ الحسینِ فقُل لاِعظُمهِ الزکیّه.

یعنی بر مزار حسین گذر کن و به استخوان های پاکش بگو.

و چون حضرت گریست، من ساکت شدم. فرمود: بخوان. من چند بیت دیگر خواندم، بعد فرمود: باز هم بخوان. من این بیت را خواندم:

یا مریم قومی فانّه بی مولاکِ و علی الحسینِ فاسعدیِ ببکاکِ.

پس حضرت گریست و اهل حرم به ناله و شیون آمدند و چون ساکت شد، فرمود: «ای اباهارون، هر که شعری در مصیبت حسین علیه السلام بسراید، پس بگریاند ده نفر را، بر او بهشت واجب است» و سپس نفرات را کم کرد تا به یک نفر رسید و فرمود: «هر که بخواند شعری در مصیبت حسین علیه السلام و یک نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب است.»(۲۸)

از این روایت برمی آید که امامان شیعه علیهم السلام عزاداری با سوز و گداز و همراه با گریه و زاری را تشویق و تبلیغ می کردند و برای آن ثواب زیادی قایل بودند. همچنین سعی می کردند اقوام و بستگان خود را نیز در این گونه مراسم شرکت دهند.

امام صادق علیه السلام با لحنی تشویق گونه خطاب به فضیل بن یسار می فرماید: «آیا مجلس تشکیل می دهید و با هم درباره ما سخن می گویید؟» فضیل می گوید: آری. امام می فرماید: «من این مجالس را دوست دارم. پس هدف ما را زنده نگه دارید. خدا رحمت کند کسی را که هدف و امر ما را احیا کند. ای فضیل، کسی که ما را به یاد آورد و یا نزدش از ما یاد شود و از دیدگانش به اندازه بال مگسی اشک بیرون آید، خداوند گناهانش را بیامرزد.»(۲۹)

نکته قابل توجه در مورد روایت اخیر، این است که برخی بخشیدن گناه در اثر عزاداری و گریستن بر امام حسین علیه السلام را بهانه ای برای مرتکب شدن گناهان و محرّمات الهی و ترک واجباتی همچون نماز قرار داده اند، و حال آنکه حضرت امام حسین علیه السلام برای ترک حرام الهی (بیعت با حاکم ظالم و فاسد) و انجام واجبات شرعی (امر به معروف و نهی از منکر) قیام کرد و در این راه به شهادت رسید. خواندن نماز ظهر عاشورا در شرایط بسیار دشوار و فرصت گرفتن از دشمن در شب آخر برای خواندن قرآن و نماز، حکایت از عشق امام حسین علیه السلام به نماز و قرآن دارد. بنابراین، شاید بتوان سیره امامان شیعه علیهم السلام و نقل برخی از این گونه روایات را این گونه تفسیر کرد که عزاداری امام حسین علیه السلام باید عامل دمیدن روح امید در آحاد جامعه اسلامی، حتی گناه کاران باشد. گریه بر امام حسین علیه السلام می تواند به گناه کاران این امید را ببخشد که در آن ها تحوّل ایجاد شود و بین آن ها و گناه فاصله ایجاد کند و آن ها را آماده انجام واجبات الهی تا حدّ شهادت در راه خدا گرداند. بنابراین، عزاداری بر امام حسین علیه السلام گناهان گذشته را می آمرزد، نه گناهان آینده را.

در کتاب وسائل الشیعه از قول امام صادق علیه السلام آمده است: «در ماجرای کربلا، زنان فاطمی در عزای حسین بن علی علیه السلام گریبان چاک نمودند و صورت ها خراشیدند و باید در مثل چنین مصیبتی، گریبان ها چاک زد.»(۳۰)

کتاب عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، این روایت را منطبق بر فرموده حضرت صاحب الامر(عج) در زیارت «ناحیه مقدّسه» می داند. در این زیارت، از قول امام زمان علیه السلام آمده است: «چون زنان اهل بیت در روز عاشورا، اسب تو را بدان حالت دیدند، از پس پرده ها بیرون آمدند، گیسوان خود را پریشان کردند و سیلی بر صورت می نواختند.»(۳۱)

اما چه بسا نشر این گونه روایات عامل رفتارهایی خارج از ضوابط اسلامی در دوران حکومت آل بویه گردید. بنا به نوشته مورّخانی همچون ابن کثیر و ابن خلدون، در زمان معزّالدوله دیلمی، روز عاشورا زنان با موی پریشان و چهره سیاه کرده از خانه هایشان خارج می شدند و بر سر و صورت می کوفتند و جامعه بر تن می دریدند و در عزای امام حسین علیه السلام می گریستند.(۳۲)

روشن است که عزاداری امام حسین علیه السلام از امور مستحب است، و غیرمنطقی و غیرعقلانی و طبیعتا غیرشرعی است که پیشوایان شیعه علیهم السلام عمل مستحبی را انجام دهند که مقدّمات آن حرام شرعی باشد. از ساحت مقدّس امامان شیعه علیهم السلام و علمای راستین تشیّع، تأیید چنین اعمالی به دور است. بنابراین، باید در صحّت این گونه روایات و ادعیه، که با اصول اسلامی و سیره معصومان علیهم السلام مغایرت دارد، تردید جدّی نمود.

پی نوشت:

۱. محمدحسین مظفّر، تاریخ شیعه، ترجمه محمدباقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۸، ص ۶۹.

۲. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری (تاریخ الرسل والملوک)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۶۲، ج ۷، ص ۳۱۰۳. در واقعه حرّه، که در سال ۶۲ ق روی داد (برخی سال ۶۳ و بعضی سال ۶۴ نوشته اند)، عبداللّه بن حنظله با پشتیبانی مردم مدینه علیه حکومت یزید قیام کرد و پس از پیروزی بر امویان به سرکردگی مروان بن حکم، عامل یزید در مدینه، حکومت را به دست گرفت.

۳. ابی الفداء (اسماعیل) ابن کثیر الدمشق، البدایه و النهایه، بیروت، مکتبه المعارف، ۱۹۷۷ م، ج ۹، ص ۱۰۷.

۴. این عبارت ترجمه آیه ای از قرآن است: «قال اِنّما اَشکو بَثّی و حَزنی الی اللّه و اَعلمُ مِنَ اللّه مَا لاتَعلمون.» (یوسف: ۸۶) ر. ک: محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، امالی، ترجمه محمدباقر کمره ای، تهران، کتابخانه اسلامی، ۱۳۶۲ ش، مجلس ۲۹، ص ۱۴۱.

۵. جعفر بن محمّد بن قولویه، کامل الزیارات، نجف، مطبعه المرتضویه، ۱۳۵۶ ق، باب ۳۲، ص ۱۱۵.

۶. لوط بن یحیی بن سعید العامدی ازدی کوفی، نصوص من تاریخ ابی محنف، بیروت، دارالحجّه البیضاء، ۱۴۱۹ ق / ۱۹۹۹ م، ج ۱، ص ۵۰۰ / همچنین ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق (۱۹۸۳ م)، ج ۴۵، ص ۱۹۶ / فخرالدین طریحی، المنتخب، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۲ ش، ج ۲، ص ۴۸۲.

۷. علی ابوالحسنی (منذر)، سیاهپوشی در سوگ ائمّه نور علیهم السلام ، قم، الهادی، ۱۳۵۷، ص ۱۲۶.

۸. جعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۰، ص ۱۹۰. برای اطلاع بیشتر درباره واقعه حرّه ر. ک: طبری، پیشین، ج ۷، ص ۳۱۱۶ به بعد / عزالدین ابی الحسن ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۴۰۲ ق / ۱۹۸۲ م، ج ۵، ص ۲۳۰۱ به بعد.

۹. ازدی کوفی، نصوص من تاریخ ابی مخنف، ج ۱، ص ۵۰۳ به بعد.

۱۰. شیخ صدوق، امالی، مجلس ۲۷.

۱۱. سید شرف الدین، فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی علیه السلام ، ترجمه علی صحّت، تهران، مرتضوی، ۳۵۱، ص ۶۸.

۱۲. روزهای دهم، یازدهم و دوازدهم ذی حجّه را که حجّاج در سرزمین «منی» بیتوته می کنند و حالت اعتکاف دارند، «ایّام تشریق» می گویند.

۱۳. ابن قولویه، پیشین، باب ۳۲، ص ۱۱۲.

۱۴. فخرالدین طریحی، پیشین، ج ۲، ص ۴۸۳.

۱۵. همان.

۱۶. برای مثال، آیه «ولا تحسبنَّ الذین قُتلوا فی سبیلِ اللّهِ امواتا بَل احیاء عندَ ربِّهم یُرزقون.» (بقره: ۱۵۵)

۱۷. شیخ صدوق، پیشین، مجلس ۲۷.

۱۸. همان.

۱۹. ابن قولویه، پیشین، باب ۳۲، ص ۱۱۲.

۲۰. شیخ صدوق، پیشین، مجلس ۲۷، ص ۱۲۹ و ۱۳۰.

۲۱. امام صادق علیه السلام در پاسخ عبداللّه بن سنان، یکی از اصحابش، که علت اندوهگین و عزادار بودن حضرت و اطرافیانش در عاشورا را پرسیده بود، فرمود: «آیا تو در بی خبری به سر می بری؟ مگر نمی دانی در چنین روزی حسین علیه السلام به شهادت رسید.» (ر. ک: علی ربّانی خلخالی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، قم، مکتب الحسینی، ۱۴۰۰ ق، ص ۳۰.)

۲۲. برای مثال، دعای زیارت «امین اللّه»، که منسوب به امام سجّاد علیه السلام ، و زیارت عاشورا، که به امام باقر علیه السلام منسوب است.

۲۳. شیخ صدوق، پیشین، مجلس ۲۷، ص ۱۲۸.

۲۴. «کلمه لااله الااللّه حصنی فَمن دَخلَ حصنی اَمِن مِن عذابی بشرطها و شروطها و اَنا مِن شروطها.» (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسن بن موسی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ترجمه محمد تقی اصفهانی، بی جا، علمیه اسلامی، بی تا، ج ۱، ص ۳۷۴.)

۲۵. «قُل ما اسألکم علیه اجرا الاّ المودهَ فِی القُربی.» (شوری: ۲۳)

۲۶. همان.

۲۷. «مکفوف» به معنای نابیناست و به دلیل نابینا بودن ابوهارون، به او «مکفوف» می گفتند.

۲۸. شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، تهران، مقدّس، ۱۳۷۹، ص ۷۰۷ به بعد.

۲۹. سید شرف الدین، پیشین، ص ۷.

۳۰. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، باب ۳۱، ص ۶۶.

۳۱. علی ربّانی خلخالی، پیشین، ص ۶۶.

۳۲. ابن کثیر، پیشین، ج ۱۱، ص ۲۵۹ / عبدالرحمن بن محمّد ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، المسمّی بکتاب العبر و دیوان المبتدأ و الخبر فی ایّام العرب و العجم البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر، بیروت، مؤسسه جمال للطباعه و النشر، بی تا، ج ۳، ص ۴۲۵.


۱. دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه تربیت مدرّس.

منبع : مجله شیعه شناسی، شماره ۸ , حسین پوراحمدی

حیات دوباره امام (علیه السلام)

اشاره:

یکی از معجزه مهم  حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) احیای مردگان می‌باشد، آن گاه که به دستور خدا چهار مرغ ( کرکس، مرغابی، طاووس و خروس ) را پس از ذبح، قطعه قطعه می‌کند و درهم می‌آمیزد و سپس بخشی از آن را بر کوهی می‌گذارد، آن گاه آن‌ها را صدا می‌زند، اجزای پراکنده هر یک از مرغان، جدا و جمع شده و به هم می‌آمیزند و زندگی را از سر می‌گیرند. انچه در این نوشته بیان شده معجزه امام رضا(علیه‌السلام) است که شباهت به معجزه حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) دارد.

 

هر ثمه بن اعین گوید: روزی بر امام رضا (علیه‌السلام) وارد شدم و حضرت در منزل مأمون سکونت داشت. با ورود به منزل مأمون متوجه شدم که اطرافیان او اظهار می‌کنند امام رضا (علیه‌السلام) وفات کرده است. بی درنگ خود را به اتاق آن حضرت رساندم و اجازه ورود خواستم.

در آن هنگام یکی از غلامان مورد اعتماد مأمون که«صبیح دیلمی» نام داشت از محبان امام (علیه‌السلام) بود. او به من گفت: اول شب مأمون مرا با سی غلام مورد اعتماد خود طلبید و من به خدمت او رسیدم در حالی که از وفور شمعهایی که روشن کرده بود شب همانند روز شده بود و در جلوی او شمشیرهایی کشیده و آغشته به سم وجود داشت.

ما را یک به یک دعوت کرد و از هر کدام پیمان گرفت که به دستور او وفادار باشیم و مخالفت نکنیم و در برابر، ده کیسه پر از درهم و ده ملک مستقل دریافت کنیم و از هدایای دیگری همواره در زمان حیات اوبهره‌مند باشیم. اما درخواست او این بود که هرکدام از ما شمشیر زهرآلودی را برداشته و به علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) حمله کنیم و او را قطعه ‌قطعه کرده، گوشت و استخوان و موی او را مخلوط نمائیم و برگردیم. شمشیرها را گرفته به اتاق او رفتیم و دیدیم که در رختخواب خوابیده است و سخنی می‌گوید که نمی‌فهمیدیم. اطراف او را با شمشیرها محاصره کردند و من هم به او نگاه می‌کردم تا کار به پایان رسید و او را در رختخوابش پیچیدند و همگی بر مأمون وارد شدیم. مأمون سوال کرد چه کردید؟

گفتند: به آنچه دستور داده بودی عمل کردیم. آنگاه گفت: آنچه را انجام دادید مخفی کنید.

وقتی صبح شد مأمون با حالت عزادار و لباسهای عزا در مجلس نشست و عزاداری کرد. سپس پا برهنه برخاست تا به امام (علیه‌السلام) بنگرد و من هم جلوی او بودم. وقتی به اطاق او نزدیک شد صدائی شنید، لرزان شد و گفت: چه کسی نزد اوست؟

گفتم: نمی‌دانم.

گفت بشتابید و بررسی کنید و نتیجه را به من خبر دهید.

«صبیح» گوید: بی درنگ به اتاق امام (علیه‌السلام) رفتم و مشاهده کردم که امام (علیه‌السلام) در محراب خود نماز می‌گذارد و تسبیح خدا می‌گوید.

برگشتم و به مأمون گفتم: شخصی در محراب او نماز می‌گذارد مامون شرمنده گردید و لرزان شد و گفت:‌ مرا فریب دادید. آنگاه به من توجه کرد و گفت:‌ تو امام (علیه‌السلام) را می‌شناسی ببین چه کسی در محراب او نماز می‌گذارد؟

صبیح گوید: وارد اتاق امام (علیه‌السلام) شدم. حضرت فرمود: ای صبیح! عرض کردم: بله مولای من! گفت: «یریدون ان یطفوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لوکره الکافرون.»؛ (آنها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند اما خداوند نورش را کامل می‌کند اگر چه کافران نپسندند).

نزد مامون رفتم و گفتم: والله او در اتاقش نشسته است و این سخنان را با من گفت: مامون هم لباسهای عزا را در آورد.

هر ثمه گوید: با شنیدن این قضیه و سلامتی امام (علیه‌السلام) خداوند را بسیار شکر کردم و به حضور سرورم امام رضا (علیه‌السلام) رسیدم. وقتی مرا دید فرمود: ای هرثمه! آنچه را صبیح برای تو گفت به دیگری مگو مگر آنکه خداوند قلب او را به ایمان و محبت و ولایت ما سرشار کرده است.[۱]

پی نوشت:

[۱] . عیون اخبار الرضا،ج۲،ص ۲۱۴،بحار، ج ۴۹، ص ۱۸۶.

آثار و برکات عزاداری برای امام حسین(علیه‌السلام)

 

اشاره:

آیت الله مظاهری به مناسبت حلول ماه محرم گفت: استمرار عزاداری، تا روز قیامت، سبب و عامل بقای اسلام و احیای تشیّع است، بنابراین اگر ثواب آن از حج و عمره بالاتر باشد، تعجّب ندارد. به مناسبت حلول ماه محرّم الحرام،آیت الله مظاهری در این جلسه مطالبی راجع به اهمیّت ماه‌ محرّم و جایگاه عزاداری در تعالیم دینی، بیان کرده است که در پی می آید.

 

در روایات و سیره حضرات معصومین(علیه‌السلام) تأکید فراوانی بر عزاداری‌ شده است. علّت این امر نیز آن است که عزاداری، رمز بقاء تشیّع است. برگزاری مجالس عزاداری و اهتمام به آن، فوائد، آثار و برکات فراوانی دارد و در ادامه، به برخی از آن آثار اشاره می‌شود.

اوّل: آمرزش گناهان

اوّلین نتیجه عزاداری‌، آمرزش گناهان است. طبق روایات، اگر کسی وارد جلسه عزای امام حسین (علیه‌السلام) شود و عزاداری کند، گناهان او آمرزیده می‌شود.[‍۱] چنانکه از پیامبر«ص» و ائمّه طاهرین(علیهم‌السلام) روایاتی در اهمیّت عزاداری و اینکه گریه بر مصائب اهل بیت(علیه‌السلام) بهشت را واجب می‌گرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداری رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد.

دوّم: ثواب فراوان

در روایات معصومین(علیهم‌السلام) برای عزاداری‌ و زیارت امام حسین(علیه‌السلام)، ثواب حج و عمره بیان شده است.[۲] حتّی در روایات آمده است که افضل از همه اعمال است.[۳] همچنین در روایات فرموده‌اند ثواب عزاداری‌ و زیارت ابی عبدالله الحسین(علیه‌السلام) مانند آن است که خدای سبحان را در عرش زیارت کند.[۴] البته خداوند متعال مجسّم نیست که روی عرش و کرسی بنشیند. پس معنای عرش خدا، استیلای خداوند بر عالم وجود است و این روایت از باب کنایه و تأکید بیان شده است. بر این اساس، ثواب زیارت امام حسین(علیه‌السلام)، از دور یا نزدیک، مانند آن است که اگر پروردگار متعال عرشی داشت و شما می‌توانستید خدا را زیارت کنید، از چنان ثوابی بهره‌مند می‌شدید.

تحلیل آمرزش گناهان و اعطای ثواب در عزاداری

همان‌طور که بیان شد، عزاداری و گریه برای امام حسین(علیه‌السلام) یکی از اسباب آمرزش گناهان  است و ثواب‌ها و پاداش‌های شگفت‌آوری نیز برای آن وضع شده است. تحلیل این مطلب آن است که عزادار امام حسین(علیه‌السلام) باید با آن حضرت رابطه عاطفی برقرار کند؛ به این معنا که به اندازه عشق و محبّتی که به ایشان و شعائر حسینی دارد، از گناهانش افسرده و ناراحت بوده، به پیروی از اهل بیت(علیهم‌السلام) علاقه داشته باشد. پس، به تعبیر دیگر، معنای روایت چنین می‌شود که: اگر کسی برای عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) وارد جلسه عزا شد و توبه کرد و از گناهان خود پشیمان شد، گناه او هرچه بزرگ و فراوان باشد، آمرزیده می‌شود.

بنابراین برقراری رابطه عاطفی و رابطه عملی با امام حسین(علیه‌السلام)، نوعی توبه به شمار می رود و طبق تصریح قرآن کریم، گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، با توبه، ‌آمرزیده می‌شود:

«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»[۵]

توبه حقیقی، عبارت از سرافکندگی در محضر حق‌تعالی و خجالت‌زدگی از اهل بیت(علیهم‌السلام) است که ناظر بر اعمال انسان هستند. چنین توبه‌ای ثوابی بیشتر از حجّ و عمره و حتی بیش از زیارت ابی عبدالله الحسین(علیه‌السلام) دارد و در تعالیم دینی بسیار حائز اهمیّت است. لذا اینکه در روایات می‌خوانیم گریه برای مظلومیّت امام حسین(علیه‌السلام) موجب آمرزش گناهان است، به این معناست که اگر کسی عزاداری کند، به شرط آنکه به اندازه عشق به امام حسین(علیه‌السلام)، رابطه عاطفی و عملی با آن حضرت پیدا کند، بالاترین ثواب‌ها را می‌برد و پروردگار عالم به خاطر این عزاداری، گناهان او را می‌آمرزد.

جلسات عزاداری به خصوص مجالس دهه اوّل محرّم، فرصت مناسبی برای برقراری رابطه عملی و عاطفی با امام حسین(علیه‌السلام) است؛ لذا انسان در دهه اوّل محرم می‌تواند علاوه بر عشقی که به امام حسین(علیه‌السلام) دارد، یک رابطه مفید و ثمربخش هم با آن امام بزرگوار برقرار کند.

نقش تأثیرگذار عمل نیکو در تثبیت ایمان

شخصی به نام ابو دعامه نقل می‌کند در زمان بیماری امام هادی(علیه‌السلام) که منتهی به شهادت ایشان شد، برای عیادت خدمت آن حضرت رفتم. وقتی می‌خواستم از نزد ایشان مرخّص شوم، حضرت فرمودند: تو با عیادت خود بر من حقّی پیدا کردی، دوست داری در ازای آن یک روایت برایت نقل کنم؟ راوی می‌گوید: اظهار خرسندی ‌کردم. سپس آن حضرت فرمودند: پدرم از پدرش از پدرانش، از جدّم رسول خدا«ص» نقل فرمود: «الْإِیمَانُ مَا وَقَرَ فِی الْقُلُوبِ وَ صَدَّقَتْهُ الْأَعْمَالُ»[۶] یعنی تشیّع و ایمان، آن است که از نظر دل، شیعه باشید و عمل شما کاشف از آن عقیده باشد.

بحمدالله در زمان حاضر، مردم، از نظر عقیده، وضعیّت مطلوبی دارند، امّا آنچه نیازمند توجّه بیشتر است، عمل بر طبق عقیده است که به آن رابطه عاطفی می‌گوییم.

 لزوم سرمشق گرفتن از درس‌های اخلاقی عاشورا

در مجالس عزاداری باید توجّه شود که امام حسین(علیه‌السلام) در روز عاشورا، در آن بحبوحه جنگ، نماز خواندند، پس شیعه ایشان هم باید به نماز اهمیت بدهد. در عزاداری‌ها می‌فهمیم که امام حسین(علیه‌السلام) به خاطر دین، همه هستی خود، حتی بچه شیرخوار را در راه خدا فدا کردند، پس ما نیز باید درباره دین، از هیچ کوششی دریغ نکنیم و در رابطه با دیگران، ایثار و گذشت و فداکاری داشته باشیم. امام حسین(علیه‌السلام) برای احیای تشیّع، تلاش کردند، ما نیز باید با عمل و رفتار خود، تشیّع را سربلند کنیم. وقتی اینگونه رفتار کردیم، مسلّماً ثواب این عزاداری بالاترینِ ثواب‌هاست. از وقتی کسی وارد مجلس عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) می‌شود، به‌خاطر توبه و رابطه عاطفی با آن حضرت، گناهان او می‌ریزد و بالاترین ثواب‌ها را که از حج و عمره نیز بالاتر است، می‌برد.

بنابراین، حتی در یک شبانه روز یا یک جلسه عزا، انسان می‌تواند جدّاً خود را اصلاح کند و با برقراری رابطه عاطفی با امام حسین(علیه‌السلام)، در قیامت همراه با آن حضرت زیر لوای حمد رفته، از آب کوثر بنوشد تا سایر مردم از حساب و کتاب فارغ شوند، سپس با امام حسین(علیه‌السلام) به بهشت برود.

سوّم: دستیابی به حسن عاقبت

فایده سوم عزاداری، عاقبت به خیری است. به عبارت دیگر، دست عنایت امام حسین(علیه‌السلام) روی سر عزاداران قرار می‌گیرد و به این واسطه، از عاقبت سوء و سرنوشت بد، مصون و در امان خواهند ماند. حسن عاقبت سه معنا دارد: اوّل اینکه ذلت بعد از عزت پیدا نمی‌کند. دوّم اینکه تا آخر عمر، حالت انحراف برای او  پدید نمی‌آید و سوّم اینکه هنگام مرگ، اهل بیت(علیه‌السلام) را می‌بیند، آن بزرگواران به فریاد او می‌رسند و او نزد ایشان سربلند است. جلسات عزاداری، هر سه معنای حسن عاقبت‌ را برای عزاداران پدیدار می‌سازد. به تجربه هم اثبات شده افرادی که با مسجد، روحانیّت و جلسات عزاداری رابطه دارند، عاقبت به خیر می‌شوند.

حسن عاقبت، از دنیا و آنچه در دنیاست، ارزش‌مندتر است. اینکه انسان بعد از عمری عزّت، ذلیل شود، یا پس از عمری دین‌داری، با یک شبهه، دچار انحراف گردد و به تشیّع شک کند، یا هنگام مرگ، معصومین(علیه‌السلام) به بالین او نیایند، خسارت بزرگی است و عزاداری‌، رافع این خسارات است.

چهارم: ابقای اسلام و احیای تشیّع

فایده چهارم عزاداری، که از فواید قبلی بالاتر و ارزشمند‌تر است، این است که عزاداری، عامل بقای اسلام و احیای تشیّع است. امام حسین(علیه‌السلام) برای احیای اسلام و تشیّع به کربلا آمدند. در آن زمان، اسلام در خطر و تشیع در حال نابودی بود و شیعیان نمی‌توانستند ابراز عقیده کنند، امّا شهادت امام حسین(علیه‌السلام) ورق را برگرداند؛ اسلام باقی ماند و تشیّع زنده شد. در واقع، زحمات رسالت پیامبر اکرم«ص» در تبلیغ اسلام و معرفی تشیّع که پس از جریان نامبارک سقیفه بنی ساعده، در حال از بین رفتن بود، زنده شد. در آن دوران، حتّی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) چه قبل از خلافت و چه بعد از آن، به شدّت در تنگنا بودند. پس از ایشان نیز امام مجتبی(علیه‌السلام) تنها بودند و بدین سبب محبور به صلح با معاویه شدند. امام حسین(علیه‌السلام) تا زمان مرگ معاویه، به صلح برادر خویش پای‌بند بودند. امّا پس از آن و با روی کار آمدن یزید که عهدشکنی آشکاری بود، اقدام به قیام کردند، زیرا می‌دانستند با وجود یزید، باید فاتحه اسلام را خواند، لذا فرمودند: اگر کسی مثل یزید حاکم باشد، اسلام نابود می‌شود: «عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّهُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِید»[۷]

لذا قیام کردند و طبق گواهی تاریخ، پس از شهادت ایشان، طولی نکشید که ریشه بنی‌امیّه خشکید و اسلام عزیز باقی ماند. از این جهت، تردیدی وجود ندارد که بقای اسلام و احیای تشیّع مرهون شهادت امام حسین(علیه‌السلام) است. امّا آن شهادت و آثار عظیم آن سزاوار نبود که در کربلا تمام شود. آن امام بزرگوار نیز توجّه داشتند که موج کربلا باید در جهان اسلام سراسری شود؛ لذا خاندان و فرزندان را نیز به همراه خود بردند. در آستانه مسافرت، محمد بن حنفیّه گفت: اگر شما برای شهادت می‌روید، چرا زنان و کودکان را می‌برید؟ فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاهُنَّ سَبَایَا»[۸]

یعنی اینها ادامه دهنده رسالتی هستند که با شهادت آغاز می‌شود. بر این اساس، پس از عاشورا، و شهادت امام، نوبت به حضرت زینب«س» و اهل بیت امام حسین(علیه‌السلام) رسید که با اسارت خود،‌ موج شهادت امام(علیه‌السلام) و وقایع کربلا را سراسری کنند.

اسارت این خانواده، موجی در عالم اسلام ایجاد کرد. پس از اسارت نیز با عزاداری، به خصوص توسّط سایر ائمّه معصومین(علیهم‌السلام) موج شهادت، عالم‌گیر شد. در واقع، حرکت حسینی، ابتدا با اسارت خاندان رسول خدا«ص» و سپس با عزاداری شیعیان، جاودان و سراسری ‌شد و همیشه باقی خواهد ماند. از این رو می‌توان گفت: شهادت، اسارت و عزاداری در یک راستا هستند.

به عبارت دیگر، استمرار عزاداری، تا روز قیامت، سبب و عامل بقای اسلام و احیای تشیّع است. بنابراین اگر ثواب آن از حج و عمره بالاتر باشد، تعجّب ندارد.

 تأکید مکرّر تعالیم دینی بر عزاداری نیز به خاطر نقش مؤثر آن بر بقای تشیّع است. در روایات می‌خوانیم کسانی که به عزاداری اهمیت می‌دهند، مانند اصحاب اباعبدالله در روز عاشورا هستند. امام حسین(علیه‌السلام) به اصحاب خود فرمودند: مثل شما نیامده و نخواهد آمد. حال اگر کسی در این مجالس شرکت کند، مثل اصحاب امام حسین(علیه‌السلام) می‌شود. مثلاً عزاداران می‌توانند با شرکت در عزاداری، حالت توبه و انابه پیدا کنند و مثل حرّ، فایده اوّل، یعنی آمرزش گناهان را ‌ببرند.

پنجم: استجابت دعا

از دیگر فوائد عزاداری، استحابت دعا است. بحث دعا و استجابت آن در جلسات عزاداری مفصّل است و ان‌شاء‌الله در آینده به آن خواهیم پرداخت و در این جلسه، صرفاً به بیان یک نمونه از موارد متعدّد استجابت دعا در مجالس عزاداری بسنده می‌کنیم: مرحوم آیت الله دستغیب«ره» نقل می‌کنند: در شیراز حصبه آمده بود و بسیاری از افراد مبتلا شده بودند. در آن زمان، حصبه دارویی نداشت و همه دم مرگ رفته بودند. آقای دستغیب از قول یکی از افرادی که خانواده او دچار حصبه شده بودند، نقل می‌کنند که گفته بود: روزی همسایه ما جلسه روضه داشت. من به آن جلسه رفتم و برای امام حسین(علیه‌السلام) گریه کردم و از حضرت زهرا«س» شفای زن و بچه‌ام را خواستم. وقتی به خانه آمدم، دیدم که زن و بچه‌ام نشسته و غذا می‌خورند و سالم هستند. تعجب کردم. دخترم گفت: پدر جان، حضرت زهرا«س» در این اتاق آمدند و سیاه‌پوش بودند. وقتی نشستند، به امام حسین(علیه‌السلام) گفتند: روی سر اینها دست بکش تا خوب شوند. امام حسین(علیه‌السلام) روی سر ما دست کشیدند و همه خوب شدیم، اما روی سر مادر دست نکشیدند. حضرت زهرا«سلام‌الله علیها» فرمودند: چرا روی سر مادرشان دست نکشیدی؟ امام حسین(علیه‌السلام) فرمودند: مادر جان! او نماز نمی‌خواند. فرمودند: شوهرش شفای آنها را از من خواسته است، پس روی سر او هم دست بکش. پس آن حضرت روی سر مادرم دست کشیدند و او هم خوب شد.

این وقایع به تجربه اثبات شده و حاکی از عنایت خاص معصومین(علیه‌السلام) به عزاداران است.

 دعا برای فرج و دعا به نظام جمهوری اسلامی

به تناسب بحث دعا، لازم است یادآوری ‌و تقاضا کنم که در وضع فعلی، به جمهوری اسلامی دعا کنید. همین‌طور که در ایام پیش رو و در جلسات عزاداری برای حوائج خودتان دعا می‌کنید، برای این نظام مقدس هم دعا کنید. نظام جمهوری اسلامی، همان‌طور که قبلاً نیز بارها متذکر شده‌ام، مبتلا به سه فساد اقتصادی، اخلاقی و اداری است و رفع این مفاسد هم بسیار مشکل است. از این رو بهبود این وضعیّت و بهبود وضعیّت زندگی مردم نیاز به دعا دارد.

همچنین در عزاداری‌ها، دعا برای سلامتی حضرت ولیّ عصر«عج» و تعجیل در ظهور آن حضرت فراموش نشود تا انشاء الله مورد نظر لطف آن حضرت قرار گیرید.

سابقه عزاداری توسط اهل‌بیت(ع)

ائمه طاهرین(علیه‌السلام) علاوه بر اصرار و پافشاری بر برگزاری عزاداری، خود نیز به ذکر مصیبت می‌پرداختند. مثلاً امام صادق(علیه‌السلام) روضه می‌خواندند، اما معمولاً غیر مستقیم بود؛ در فرصت‌ها گریه می‌کردند و عطش یا سایر مصائب کربلا را یادآوری می‌فرمودند.[۹] امام سجّاد(علیه‌السلام) وقتی آب و غذا می‌دیدند، گریه می‌کردند و می‌فرمودند: ابا عبدالله را گرسنه و تشنه کشتند.[۱۰] ائمّۀ طاهرین(علیهم السلام) در جلسات عزاداری نیز به شدّت گریه می‌کردند و مدّاح هرچه سعی می‌کرد روضه را تمام کند، آنها با اصرار می‌فرمودند باز هم ادامه بده.[۱۱]

پیامبر «ص» نیز خود برای امام حسین(علیه‌السلام) گریه می‌کردند و روضه می‌خواندند. آن حضرت وقتی امام حسین(علیه‌السلام) را می‌دیدند، او را روی دامن خود می‌نشاندند، گلوی او را می‌بوسیدند و برخی از اوقات، روضه آن حضرت را می‌خواندند که چگونه کشته می‌شود.[۱۲] امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و ائمّه اطهار(علیهم السلام) چنین روشی داشته‌اند.

 واکنش تاریخی بدخواهان تشیّع نسبت به عزاداری

در طول تاریخ، بدخواهان تشیّع و به خصوص بنی امیّه و بنی عباس، تشکیل مجالس عزاداری را ممنوع کرده، مانع زیارت کربلا می‌شدند؛ زیرا آنان به خوبی دریافته بودند که عزاداری، مایه بقا و حیات تشیّع است. حتی در روایات می‌خوانیم که امام صادق(علیه‌السلام) هرگاه مدّاحی می‌دیدند، جلسه عزا به پا می‌کردند؛ بین زنان و مردان پرده می‌کشیدند‌ و مداح روضه‌خوانی می‌کرد و زنان و مردان گریه می‌کردند. روزی هم جاسوسان خلیفه با شنیدن صدای گریه و زاری درب منزل آن حضرت آمدند و یکی از افراد خانه برای آنکه مأموران به داخل خانه نریزند و اذیت نکنند، با ترفندی آنها را رد کرد.

در زمان پهلوی هم در راستای اجرای دستورات انگلیس، عزاداری ممنوع شد. در آن دوران، مبارزه با روحانیّت، مساجد و حسینیه‌ها و مخصوصاً عزاداری‌ها در دستور کار پهلوی و ایادی او قرار داشت. در واقع، هدف بیگانگان براندازی تشیّع بود و رسیدن به این هدف، مستلزم تعطیلی رمز بقای آن، یعنی عزاداری‌ بود. امّا در همان دوران نیز با وجود خفقان شدید، علما و بزرگان، آشکارا یا مخفیانه مجالس عزاداری برگزار ‌کردند و مانع تعطیلی این فیض عظیم شدند. پهلوی هم طولی نکشید که با عاقبت عبرت آموزی نابود شد؛ او را به جزیره‌ای منتقل کردند و یک بیماری واگیردار گرفت. نقل می‌کنند در روزهای آخر عمرش، از دور تکّه نانی در مقابل او می‌انداختند تا بخورد و به او نزدیک نمی‌شدند.

لزوم برگزاری عزاداری به شیوه سنّتی و پرهیز از افراط و تفریط

مطلبی که نیاز به توجه جدی، به خصوص از سوی روحانیّت و جوانان دارد، این است که باید در عزاداری سوژه و بهانه به دست معاندان تشیّع ندهند. عزاداری باید به روش سنّتی که ائمه طاهرین(علیه‌السلام) داشتند و در زمان ما مراجع و علما و بزرگان دارند، برگزار شود. برگزارکنندگان جلسات باید از افراط و تفریط بپرهیزند و برای رسانه‌های بیگانه سوژه تهیه نکنند.

اصل عزاداری با سخنرانی، ذکر مصیبت، گریه کردن، سینه زدن و آنچه عرف مردم به آن عزاداری می‌گویند، حتماً باید باشد، امّا افراط و تندی که همیشه بد بوده و در زمان ما بدتر است، باید نباشد.

در زمانی که دشمن به دنبال موقعیّت و سوژه برای کوبیدن و تمسخر تشیّع می‌گردد، نباید بهانه دست او داد. گاهی دیده می‌شود در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها، به‌خاطر رفتار برخی از جوانان در عزاداری‌ها، به شیعه توهین می‌کنند، لذا باید همگان مواظب باشند در عین اهتمام به عزاداری که رمز بقای تشیّع است، از انجام کارهایی که موجب وهن تشیّع است، بپرهیزند.

در طول تاریخ، زحمات فراوانی کشیده شده تا تشیّع به دست ما برسد و ما باید مواظب باشیم با رفتار خود، به تشیّع ضربه نزنیم.

ضرورت تحکیم بنیه اعتقادی

آنچه در این مبحث توجه جدی می‌طلبد، این است که اگرچه اعتقادات تشیّع ریشه‌دار و مستحکم است، امّا متأسفانه جامعه و به خصوص جوانان، آن‌طور که شایسته است، در جهت تحکیم مبانی اعتقادی تلاش نمی‌کنند. حاصل کوتاهی در تقویت بنیه اعتقادی، تأثیر شبهات رنگارنگ بر ذهن و فکر جوانان است. به خصوص در زمان ما که زمان شبهه شده است و متأسّفانه بدخواهان تشیّع، بسیار  پرکارند و هر روز برای تشیّع، برای ولایت و برای عزاداری به شبهه‌پراکنی می‌پردازند. امروز معاندان تشیّع با جنگ نرم به مصاف تشیّع آمده‌اند و به طرز مرموز و زیرکانه‌ای در دانشگاه‌ها و در بین جوانان شبهه‌افکنی می‌کنند. کار به جایی ‌رسیده که در شب عید غدیر، یک مقاله بی‌ادب در یک روزنامه بی‌ادب منتشر شد که در آن، نصب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از جانب پیامبر اکرم«ص» به خلافت، انکار شد. نظیر این شبهات زیاد مطرح می‌شود، به خصوص این‌گونه حرکت‌های انحرافی در آستانه محرّم بیشتر می‌شود تا جوانان نسبت به شرکت در جلسات عزاداری، سرد و بی‌انگیزه شوند. لذا همه باید مواظب باشند و همه باید برای تحکیم و تقویت اعتقادات خود و اطرافیان بکوشند.

آیت الله مظاهری

پی‌نوشت‌:

  1. ر.ک: تفسیر القمی، ج ۲، ص ۲۹۲؛ بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۲۵۷.
  2. کامل الزیارات، ص ۱۵۶.
  3. کامل الزیارات، ص ۱۴۶.
  4. کامل الزیارات، ص ۱۴۷.
  5. زمر / ۵۳.
  6. بحار الأنوار، ج ۵۰، ص ۲۰۸.
  7. اللهوف، ص ۲۴.
  8. اللهوف، ص ۶۵.
  9. مصباح المتهجّد، ج ۲، ص ۷۸۲.
  10. مثیر الاحزان، ص ۱۱۵.
  11. ر.ک: کامل الزیارات، ص ۱۰۴ و ۱۰۵.
  12. ر.ک: الإرشاد، ج ‏۲، ص ۱۳۱؛ الطبقات الکبرى، ج ‏۱۰، ص ۴۲۳ تا ۴۳۱.

منبع: خبرگزاری مهر.

 

سیره ائمه اطهار (علیه السلام) در زنده نگه داشتن عاشورا

اشاره:

در میان حوادثى که در طول تاریخ بشریّت به وقوع پیوسته است، هیچ نهضت و حرکتى به پویایى و برجستگى قیام عاشورا نیست، نهضتى که در سرزمینى محدود، زمانى کوتاه و با فداکارى افراد معدودى رخ داد، امّا توانست الگویى عملى براى آزاد مردان جهان ارائه کند و براى همیشه به عنوان «انقلاب بزرگ» بر تارک تاریخ بشر بدرخشد. زنده نگه داشتن نهضت عاشورا باعث زنده نگه داشتن اسلام است ازاین رو ائمه اطهار علیهم‌السلام بر این مطلب تأکید ورزیده که در این نوشته به این مطلب پرداخته شده است.

 

آن چه بیش از همه حادثه کربلا را پرفروغ و سازنده جلوه مى دهد، سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) است در زنده نگه داشتن این حماسه زیبا و احیاى فرهنگ آن. امامان معصوم(علیه السلام) على رغم این که در دوران امامت خویش در محدودیت هاى شدیدى به سر مى بردند و حاکمان مستبد اموى و عباسى سایه شوم خود را بر شهرهاى اسلامى گسترده بودند، ولى با اتخاذ صحیح ترین تصمیم ها و موضع گیرى هاى مناسب و با استفاده از مؤثرترین شیوه ها توانستند از فرهنگ عاشورا و دستاوردهاى ارزشمند آن به صورت شایسته پاسدارى کنند و راه حماسه آفرینان کربلا را تداوم بخشند.

آنان این واقعه را به دید معجزه نگریسته اند و در سیره عملى خود به عنوان راهکارهاى مؤثّر و زنده براى مبارزه علیه ظلم و ستم از آن بهره جسته اند که در این مقال به روش هاى عملى آنان جهت حفظ این نهضت از تحریفات و زنده نگه داشتن آن اشاراتى گذرا خواهیم داشت.

توصیه به سوگوارى و عزادارى

عاشورا دهم ماه محرم الحرام است که از دیر باز مورد توجه و احترام مردم بوده است. ولى در فرهنگ شیعه به خاطر شهادت سومین پیشواى شیعیان و اصحاب او در سرزمین کربلا، این روز از جایگاه والایى برخوردار است. دهم ماه محرم با رخداد قیام سیدالشهداء (علیه السلام) در بین امامان(علیهم السلام) و دوستداران اهل بیت (علیه السلام) به عظیم ترین روزسوگوارى و ماتم تبدیل شد.(۱) پیشوایان معصوم(علیهم السلام) همواره جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا، شیعیان را به سوگوارى و عزادارى توصیه نموده و اثرات و ثمرات این شعایر را تشریح مى نمودند. راز این که ائمه هدى(علیه السلام) بر ماتم سرایى شهداى کربلا تأکید نموده اند این است که: اوّلاً دشمنان و مخالفان اهل بیت (علیهم السلام) این روز را به جشن و سرور سپرى مى کردند و ثانیاً این عزادارى ها و سوگوارى ها اگر آگاهانه، خالصانه و سازنده باشد، دل صاحب عزا را با دل حماسه سازان دشت نینوا پیوند مى دهند و این ارتباط خود باعث ازدیاد معرفت و قرب به بارگاه ملکوتى خواهد شد.

امام صادق(علیه السلام) در توصیف مصایب روز عاشورا این گونه فرمودند: «وَ اَمّا یَومَ عاشوراءَ فَیَومٌ اُصیبَ فیه الحُسین صریعاً بینَ اَصحابِهِ و اصحابُهُ حَولَهُ صَرعى عُراهٌ؛(۲) امّا روز عاشورا روزى است که در آن حسین(علیه السلام) میان یارانش کشته بر زمین افتاد و یاران او نیز اطراف او بر خاک افتاده و عریان بودند».

امام رضا(علیه السلام) دراین باره مى فرماید: «من ترک السّعى فى حوائجه یوم عاشوراء قضى اللّه له حوائج الدّنیا و الآخره و من کان عاشوراء یوم مصیبته جعل اللّه عزّ و جلّ یوم القیامه یوم فرجه و سروره؛(۳) هر کس تلاش در رفع نیازهایش را در عاشورا به خاطر به پاداشتن عزا ترک کند، خداوند حوایج دنیا و آخرتش را برآورده سازد و هر کس عاشورا را روز مصیبت خویش قرار دهد، خداوند تبارک و تعالى روز قیامت را روز شادى و خوشحالى او قرار مى دهد.»

هم چنین امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «انّ یوم الحسین اعظم مصیبهً من جمیع سائر الایّام؛(۴) روز شهادت امام حسین(علیه السلام) سوزناک ترین روزهاست.»

در سیره اهل بیت عصمت و طهارت(علیه السلام) هرچه بیشتر تفحّص گردد، مشاهده مى شود که آن بزرگواران براى ترویج فرهنگ عاشورا و تطبیق آن بر مصادیقش بر اساس مقتضیات هر عصر، اهتمامى وافر و تأکیدى مصرّانه داشته اند. امام باقر(علیه السلام) در تعقیب این هدف و توجه دادن مردم به ستمى که بر اهل بیت(علیه السلام) روا شده، وصیّت مى کند تا ده سال در موسم حج در منى براى امام حسین(علیه السلام) و همراهانش عزادارى کنند.

آن حضرت بودجه اى را براى چنین امرى اختصاص داد. عزادارى گروهى در ایام حج و سرزمین حسّاس منى، سؤالات معنا دارى را در اذهان ترسیم مى کند و این خود بهترین نوع مبارزه غیر مستقیم ائمه(علیه السلام) براى توجه دادن افکار عمومى بر ضد جنایات اموى بود.

ائمه هدى(علیه السلام) غیر از آن که قولاً و عملاً در سیره و رفتار خود در جهت برپایى مجالس سوگوارى براى اباعبداللّه(علیه السلام) تأکید و اصرار داشته اند، از مردم خواسته اند که در این امر مهم کوتاهى نکنند و به آنان نوید داده اند که براى عزاداران حسینى پاداش بسیار ویژه اى در نظر گرفته شده است.

از منابع روایى چنین برمى آید هر کس بر مصایب ائمه خصوصاً امام حسین (علیه السلام) بگرید و از این بابت محزون گردد:

۱- در روز جزاء با ائمه هدى(علیه السلام) محشور خواهد بود.

۲- حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) براى سوگوار خود از خداوند طلب آمرزش مى کند.

۳- عزادار اباعبداللّه(علیه السلام) مصداق کسى است که در شادى اهل عترت شادمان و در حزن آنان اندوهناک و محزون است.

۴- در هنگام احتضار سوگوار اباعبداللّه(علیه السلام)، ائمه هدى(علیهم السلام) حاضر مى شوند و عزرائیل را به مراعات حال وى توصیه مى کنند به حدى که ملک الموت از مادر نسبت به او رؤوف تر است.

۵ – سوگوار حماسه ساز عاشورا، از آب گواراى کوثر جرعه هایى مى نوشد و به میوه هاى جنّت متنعم مى شود.

۶- شفاعت رسول خدا(ص) شامل عزاداران امام حسین(علیه السلام) مى شود.

۷- قبر ماتم دار کربلا نورانى است و از عذاب برزخى مصون مى باشد.

۸ – خداوند از این که عزادار امام حسین(علیه السلام) را عذاب کند، پروا مى کند.

۹- سوگواران و زائران در پرتو عرش الهى در مجلس منوّر در محضر اباعبداللّه هستند.(۵)

گریستن و گریاندن

گریه براى مصایب امام حسین(علیه السلام) نوعى پیوند با راه و روش و هدف آن حضرت است که باعث آمادگى براى مبارزه و جهاد در راه خدا مى شود و نیروى ایمان و عقیده را از هر جهت بسیج مى کند و ناامیدى و زبونى را از انسان دور مى نماید. از آن جا که شهادت سالار شهیدان و یاران با وفایش از منظر عمومى، آثار ویرانگرى براى حکومت بنى امیه و سال ها بعد براى بنى عباس داشت و مشروعیّت حاکمان این دو سلسله را زیر سؤال برده بود، براى این که این تراژدى غم بار به دست فراموشى سپرده نشود، امامان(علیه السلام) با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگه داشتن یاد و خاطره جانبازى هاى آنان اهداف شهیدان کربلا را دنبال مى کردند. عظمت حادثه کربلا به قدرى دلخراش بود که شاهدان آن مصیبت تا زنده بودند آن را فراموش نکردند.

امام سجّاد(علیه السلام) در مناسبت هاى گوناگون بر عزیزانش گریه مى کرد. اشک هاى آن حضرت(علیه السلام) عواطف را بر مى انگیخت و در اذهان مخاطبان مظلومیّت شهداى کربلا را ترسیم مى نمود. امام سجّاد (علیه السلام) بنیانگذار فرهنگ گریه در میان مؤمنان بود و طى ۳۵ سال امامتش به این روش ادامه داد (۶) تا جایى که یکى از «بکّائین پنج گانه تاریخ»(۷) نامیده شد. وقتى راز آن همه گریه را از آن حضرت مى پرسیدند، حضرت مصایب جانگداز کربلا را بازگو مى کرد و مى فرمود: مرا ملامت نکنید. بدرستى یعقوب(علیه السلام) پس از آن که یک فرزند خود را از دست داد، آن قدر گریست تا از غصّه چشم هایش سفید شد. در حالى که یقین به مرگ فرزندش نداشت. ولى من به چشم خود در نصف روز دیدم که چهارده نفر از اهل بیت مرا سربریدند.(۸)

او نه تنها خود در سوگ شهداى کربلا مى گریست، بلکه شیعیان و مؤمنان را نیز ترغیب به گریستن بر آن شهدا مى کرد و مى فرمود: «هر مؤمنى که بر شهادت حسین(علیه السلام) بگرید به طورى که اشک بر گونه هایش جارى شود، خداوند براى او غرفه هایى در بهشت آماده مى سازد که تا ابد در آن اقامت خواهد گزید».(۹)

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «على بن الحسین(علیه السلام) به یاد عاشورا بیست سال گریست و هرگز طعامى نمى خورد مگر این که گریه مى کرد».(۱۰)

همچنین امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «فعلى مثل الحسین فلیبک الباکون فانّ البکاء علیه یحطّ الذّنوب العظام؛(۱۱) گریه کنندگان باید بر کسى همچون حسین(علیه السلام) گریه کنند، زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را فرو مى ریزد».

باز امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کلّ الجزع و البکاء مکروهٌ سوى الجزع و البکاء على الحسین؛(۱۲) هر ناله و گریه اى مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین(علیه السلام)».

این اشک ها و گریه ها در عزاى مظلوم کربلا، فریاد مداوم علیه ستمگران و ابلاغ پیام خون مطهر شهدا بود. اگر گریه هاى ائمه(علیه السلام) نبود، حادثه عاشورا از خاطره ها محو مى شد و شعاع این مشعل فروزان فروکش مى کرد.

بیان گریه نظام هستى

مسأله گریه نظام هستى به ویژه گریه آسمان بر شهادت حضرت اباعبداللّه(علیه السلام) در روایات منقول از ائمه هدى(علیه السلام) منعکس شده است.راز این گریه اظهار عظمت مصیبت است به نحوى که در جزء جزء عالم هستى داراى تأثیر بوده است.

پس از بازگشت اهل بیت عصمت و طهارت از کربلا و ورود به مدینه امام سجاد(علیه السلام) ضمن خطبه اى چنین فرمودند: «اى مردم! پس از این مصیبت عظمى کدام یک از مردانتان تواند شاد بود یا کدامین چشم مى تواند اشکش را حبس کند؟ همانا آسمان هاى هفت گانه بر قتل او گریستند و دریاها با امواجشان و آسمان ها با ارکانشان و زمین با پهنه وسیعش و درختان با شاخه هایشان و ماهیان اعماق دریا و ملائکه و اهل آسمان بر شهادت او گریستند».(۱۳)

امام صادق(علیه السلام) در روایتى به صحابى بزرگوارش زراره فرمودند: «اى زراره! آسمان چهل روز بر حسین(علیه السلام) گریست و زمین چهل روز با سیاهى و خورشید چهل روز با سرخى و کسوف و کوه ها از هم پاشیدند و دریاها متلاطم شدند و ملائکه چهل روز بر حسین(علیه السلام) گریستند».(۱۴)

هم چنین امام رضا(علیه السلام) در روایتى به گریه آسمان هاى هفت گانه و زمین اشاره نموده اند.(۱۵)

از روایاتى که گذشت مى توان چنین استنباط کرد که اصل مسأله گریه هستى بر شهادت امام حسین(علیه السلام) امرى است قطعى که خود سند متقنى است براى زنده نگه داشتن این قیام.

ترغیب شاعران به سرودن شعر و مرثیه

برپایى مجالس نوحه خوانى و خواندن شعر و مرثیه از عباداتى است که داراى ثواب و پاداش فراوانى در نزد پروردگار است.

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «الحمد لله الّذى جعل فى النّاس من یفد الینا و یمدحنا و یرثى لنا؛(۱۶) حمد و ستایش خداوندى را که در میان مردم کسانى را قرار داد که به سوى ما مى آیند و ما را مدح مى کنند و براى ما مرثیه مى خوانند».

این نشان دهنده جایگاه «مرثیه» و «مدح» در فرهنگ شیعه و در راستاى احیاى فرهنگ اهل بیت(علیه السلام) است.

بیان مصایب و مراثى سرور شهیدان امام حسین (علیه السلام) به اندازه اى مهم و ضرورى است که پیشوایان معصوم(علیه السلام) همواره بدان سفارش کرده و خواستار زنده نگه داشتن نام و یاد آن امام(علیه السلام) به این شیوه شده اند. آنان خود نیز بدین امر پاى بند بوده و در بزرگداشت این واقعه جانسوز قلبى سوزان و زبانى نوحه گر داشته اند.

استاد شهید آیت اللّه مرتضى مطهرى (رحمه الله علیه) در این زمینه مى نویسد: «ائمه دین خواستند قیام امام حسین(علیه السلام) به صورت یک مکتب و به صورت یک مشعل فروزان همیشه باقى بماند. این یک چراغى است از حق، از حقیقت دوستى و از حقیقت خواهى. این یک ندایى است از حق طلبى، از حرّیت و آزادى، این مکتب آزادى و این مکتب مبارزه با ظلم را خواستند براى همیشه باقى بماند. در زمان خود ائمه اطهار(علیه السلام) که این دستور صادر شد، سبب شد که جریان زنده و فعّال و انقلابى به وجود آید. نام امام حسین(علیه السلام) شعار انقلاب علیه ظلم گشت، یک عدّه شاعر انقلابى به وجود آمدند مانند: کمیت اسدى، دعبل خزایى، سیّد حمیرى و…کمیت اسدى مى دانید کیست؟ همان کسى که با اشعارش از یک سپاه بیشتر براى بنى امیّه ضرر داشت».(۱۷)

مشهور است که چون اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) از شام به مدینه بازگشتند، در حوالى مدینه براى مدتى کوتاه اقامت نمودند. اهالى مدینه با شور و شوق خاصى به استقبال آنان رفتند. در میان استقبال کنندگان فردى بود به نام «بشیر بن جذلم» که چون امام سجاد(علیه السلام) او را دید، فرمود: اى بشیر! پدرت شاعر بود. آیا تو هم از شاعرى بهره دارى، وى جواب داد: آرى! خود نیز شاعر هستم. حضرت(علیه السلام) فرمودند: ابیاتى بسراى و خبر ورود اهل بیت(علیه السلام) و مصیبت جانگداز کربلا را اعلام کن. بشیر مى گوید بر مرکب خود سوار و با عجله وارد مدینه شدم و صدا به گریه بلند کردم و این اشعار را خواندم:

یا اهل یثرب لامقام لکم بها

قتل الحسین و ادمعى مدرار

الجسم منه بکربلا مضرّج

و الرأس منه على القناه یدار

یعنى: اى اهل یثرب (مدینه) دیگر در شهر نمانید چون حسین(علیه السلام) کشته شد. پس اشک فراوان از گونه ها جارى کنید. بدنش در کربلا آغشته به خون شده و سر مطهرش را بر سر نیزه کردند.

بعد از این مرثیه، شهر مدینه شکل ماتم به خود گرفت. همه اهل شهر از منازل بیرون آمدند و به گریه و زارى پرداختند و این ماتم سرایى تا چندین روز ادامه داشت.

در عصر امامت ائمه(علیهم السلام) شعرایى چون کمیت اسدى، سیّد حمیرى، دعبل خزایى و… به سفارش آن بزرگواران براى فداکاران کربلا به مرثیه گویى پرداختند. اشعار حماسى و عمیق این یاران اهل بیت(علیهم السلام) بنى امیّه و بنى عباس را در هراس افکنده بود.(۱۸)

شاعر و مدّاح اهل بیت(علیهم السلام) «دعبل خزایى» این گونه نقل کرده است: ایام محرم بود که به زیارت امام هشتم على بن موسى الرضا(علیه السلام) رفتم. دیدم آن حضرت با حالت حزن و اندوه نشسته و اصحاب هم دور او جمع شده اند. چون مرا دید، فرمود: اى دعبل! دوست دارم شعرى بخوانى، زیرا این روزها غم و اندوهى است که بر خاندان ما رفته است و کسى که بر مصیبت جدّم امام حسین(علیه السلام) بگرید، خداوند گناهان او را مى آمرزد. سپس آن حضرت از جاى خویش برخاست و پرده اى را نصب کرد و اهل خانه را در پشت آن پرده قرار داد تا در مصایب جدّشان عزادارى کنند. در این حال رو به سوى من کرد و فرمود: براى جدّم حسین(علیه السلام) مرثیه اى بخوان. دعبل مى گوید: اشعارى خواندم به طورى که صداى گریه امام رضا(علیه السلام) و اهل بیت او بلند شد.(۱۹)

زید شجام مى گوید: «با جمعى از کوفیان نزد امام جعفر صادق(علیه السلام) بودیم که جعفر بن عفان وارد شد. امام صادق(علیه السلام) او را نزدیک خود جاى داد. سپس فرمود: شنیده ام تو درباره عزادارى امام حسین(علیه السلام) خوب شعر مى گویى، گفت: بلى! فرمود: بگو! پس جعفر شعرى درباره امام حسین(علیه السلام) سرود به طورى که امام صادق(علیه السلام) و تمام اطرافیان گریستند. سپس امام (علیه السلام) فرمود: اى جعفر! به خدا قسم دیدم ملائکه اشعار تو را درباره حسین(علیه السلام) مى شنوند و آن ها هم گریه مى کنند.

اى جعفر! خداوند همین الآن بهشت را بر تو واجب کرد و گناهانت را بخشید».(۲۰)

سفارش به زیارت سالار شهیدان

از شیوه هایى که امامان (علیهم السلام) براى احیاى نهضت عاشورا به کار گرفتند، توجه فراوان به زیارت امام حسین(علیه السلام) بود. سفارش هاى فراوانى که از خاندان عترت و طهارت در باب بزرگداشت مقام آن حضرت و زیارت آن امام مظلوم در اوقات مختلف به ما رسیده است، عمق و میزان مقام الهى سالار عشق را به وضوح بیان مى کند.

امام سجاد(علیه السلام) در سخنان گهر بار خویش، سفارش زیادى به زیارت امام حسین(علیه السلام) داشت. ایشان بعد از بازگشت به مدینه در بیرون شهر خیمه اى برپا کرد و چندین سال در آن اقامت گزید تا ملاقاتى با دشمنان عترت نداشته باشد. حضرت پیوسته در طول این مدت به قصد زیارت پدر و جدّ خویش به عراق مى آمد، ولى کسى متوجّه نمى شد.(۲۱)

امام صادق(علیه السلام) فرموده اند: «لو یعلم النّاس ما فى زیاره قبر الحسین(علیه السلام) من الفضل لماتوا شوقاً؛(۲۲) اگر مردم فضیلت زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) را مى دانستند از شوق جان مى باختند».

سدیر صیرفى مى گوید: امام صادق(علیه السلام) به من فرمود: اى سدیر! آیا هر روز حسین(علیه السلام) را زیارت مى کنى، عرض کردم فدایت شوم نه، فرمود: چقدر جفاکار هستى! سپس فرمود: آیا هر جمعه او را زیارت مى کنى؟ عرض کردم نه، فرمود: آیا هر ماه او را زیارت مى کنى؟ عرض کردم نه. فرمود: آیا هر سال او را زیارت مى کنى؟ عرض کردم گاهى. حضرت فرمود: شما به حسین(علیه السلام) چقدر جفا مى کنید! آیا نمى دانى که خداوند عزّ و جلّ دو میلیون فرشته دارد که پریشان حال بر حسین گریه مى کنند و او را زیارت مى کنند و خسته نمى شوند؟

چه مانعى دارد که قبر حسین(علیه السلام) را در هر جمعه پنج بار و یا در هر روز یک بار زیارت کرده باشى؟ عرض کردم: فدایت شوم. میان ما و قبر حسین(علیه السلام) بسیار فاصله است. حضرت فرمود: زیارت را از راه دور انجام بده و آن بدین گونه است: برو بالاى پشت بام و به راست و چپ توجه کن. آن وقت سر به طرف آسمان بلند کن سپس به طرف قبله توجه کن و بگو: «السلام علیک یا اباعبداللّه الحسین. السلام علیک و رحمه اللّه و برکاته» اگر چنین کنى براى تو یک زیارت مى نویسند معادل یک حج و یک عمره.(۲۳)

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «من زار قبر ابى عبداللّه بشطّ الفرات کان کمن زار اللّه فوق عرشه؛(۲۴) هر کس قبر امام حسین(علیه السلام) را در کنار رود فرات زیارت کند، مانند کسى است که خداوند را در بالاى عرش زیارت کرده است».

آرى از سیاست هاى ثابت و تغییرناپذیر امامان معصوم(علیهم السلام) بعد از شهادت سالار شهیدان احیاء این نهضت بود. تأکید آنان بر عزادارى، گریه، فضایل، زیارت و… از عاشورا مشعلى جاویدان ساخت و کربلا را به صورت بزرگ ترین دژ مقاومت امت اسلامى در برابر کفر و نفاق و بیداد در آورد. امروزه با استفاده از سیره ائمه هدى(علیهم السلام) عاشوراى حسینى سمبل ظلم ستیزى و عدالت خواهى و راه رهایى مظلومان جهان از سلطه مستکبران شناخته مى شود. اگرچه در طول تاریخ از سوى کوردلان تلاش هایى براى فراموش شدن نام حسین(علیه السلام) و خاموشى این مشعل هدایت صورت گرفته است، امّا همه این تلاش هاى مذبوحانه نشان وحشت آنان از جوشش خون پاک حسینى در رگ هاى نسل جوان است و على رغم همه این کوشش ها هر روز گرایش دل هاى صالحان و مؤمنان به سوى عاشورا و محرم افزون تر و گسترده تر مى گردد و محبت حسینى دل هاى مظلومان جهان را شیداى فرزند فاطمه (س) مى کند. والسلام…

پى نوشت:

۱.ماهنامه مبلّغان، شماره ۳۹، ص ۷۱.

۲.اصول کافى، کلینى، ج ۴، ص ۱۴۷.
۳.عیون اخبار الرّضا، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۹۸.
۴.همان، ص ۲۲۵.
۵.مجله پاسدار اسلام، شماره هاى ۲۶۷ و ۲۶۸(اسفند ۸۲ و فروردین ۸۳) ص ۲۹ – ۲۷، برگرفته از مقاله جارى با جرعه هاى عاشورا، غلامرضا گلى زواره.
۶.امالى شیخ صدوق، ص ۱۴۰.
۷.حضرت آدم(علیه السلام)، حضرت نوح(علیه السلام)، حضرت یعقوب(علیه السلام)، حضرت فاطمه(س) و امام سجاد(علیه السلام).
۸.امالى شیخ صدوق، ص ۱۴۰.

۹.ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص ۸۳.
۱۰.بحارالانوار، مجلسى، ج ۴۶، ص ۱۰۸.
۱۱.همان، ج ۴۴، ص ۲۸۳.
۱۲.همان، ج ۴۵، ص ۳۱۳.
۱۳.عوالم العلوم و المعارف، عبداللّه بحرانى، ج امام حسین(علیه السلام)، ص ۴۵۹.
۱۴.بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۷ – ۲۰۶.
۱۵.همان، ج ۴۴، ص ۲۸۶.
۱۶.وسایل الشیعه، حرّ عاملى، ج ۱۰، ص ۴۶۹.
۱۷.ده گفتار، شهید مطهرى، ص ۲۵۲ – ۲۵۱.
۱۸.مجله پاسدار اسلام، شماره ۱۶۳، تیر ۱۳۷۴، ص ۳۲.
۱۹.بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۷۵.
۲۰.وسایل الشیعه، ج ۴، ص ۵۹۴.
۲۱.الامام زین العابدین، علّامه مقدم، ص ۴۲.
۲۲.ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۳۱۹.
۲۳.وسایل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۸۶.
۲۴.مأخذ قبل، ص ۱۸۳.

منبع: پورتال جامع علوم انسانی (نشریه پاسدار اسلام ۱۳۸۳ شماره ۲۷۸)

منبع: پورتال جامع علوم انسانی (نشریه پاسدار اسلام ۱۳۸۳ شماره ۲۷۸)

 نویسنده: اسماعیل نساجى زواره

آثار و برکات عزادارى و گریه بر سیدالشهداء (ع)

اشاره:

«گریه» مظهر شدیدترین حالات احساسى انسان است، و علتها و انگیزه‏ هاى مختلفى دارد که هر یک از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روایات ، بعضى از انواع گریه تحسین شده و از صفات پسندیده بندگان پاکدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گریه مذموم شمرده شده است . گریه ، از حالات و انفعالات انسانى است که با مقدمه‏ اى از اندوه و ناراحتى روانى به طور طبیعى به ظهور مى ‏رسد، و گاه ممکن است انگیزه ‏اش هیجانات تند روانى باشد . مثل شوق و ذوقى که از دیدار محبوب پس از زمانى طولانى ناشى مى شود. همچنین گاهى هم گریه کردن حاکى از عقاید مذهبى انسان است. در این مقاله به گریه و عزاداری بر امام حسین (ع) سخن گفته شده است.

  از آنجایى که گریه عملى طبیعى و اى بسا غیر ارادى است؛ لذا نمى شود مورد امر و نهى و حسن و قبح قرار گیرد، بلکه آنچه که مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگیزه ‏هاى گریه مى‏ باشد . چنانکه گفته ‏اند: «تو آنى که در بند آنى». در اینجا براى اینکه بدانیم گریه بر سیدالشهدا (ع) چگونه گریه ‏اى است و چه تأثیرات و برکاتى مى‏ تواند داشته باشد، بهتر آن است که اشاره‏ اى به انواع گریه کنیم تا بعد از آن، نوع گریه بر آن حضرت برایمان معلوم گردد.

۱- گریه طفولیت :  زندگانى انسان با گریه شروع مى شود که همان گریه، نشانه سلامت و تندرستى نوزاد است، و در واقع گریه در آن زمان ، زبان طفل است .

۲- گریه شوق:  مانند گریه مادرى که از دیدن فرزند گمشده خویش پس از چندین سال سرداده مى ‏شود . و این گریه‏اى است که از روى هیجان و احیاناً جهت سرور و شادى به انسان دست مى ‏دهد.

۳- گریه عاطفى و محبت : محبت از عواطف اصیل انسانى است که با گریه انس دیرینه دارد . مثلاً محبت حقیقى به خداوند حسن آفرین است و براى قرب به او باید اشک محبت ریخت.

                     صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم‏                تا به کى در غم تو ناله شبگیر کنم‏.

۴- گریه معرفت و خشیت:  انجام عبادات خالصانه و تفکر در عظمت آفرینش و کبریایى خداوند ، و همچنین اهمیت تکالیف و مسئولیتهاى انسانى باعث مى ‏گردد که نوع خاصى از خوف، در درون انسان ایجاد شود و این خوف، خوفى است که از روى معرفت به خداوند و تهذیب نفس به دست مى‏ آید که «خشیت » نامیده مى شود.

۵- گریه ندامت:  از عوامل اندوه زدایى که منجر به گریه مى‏ گردد، محاسبه نفس و حسابرسى شخصى است ، و همین حسابرسى باعث مى‏ شود که انسان به گذشته خود فکر کند و با حسابرسى ، جبران کوتاهى و خطاها را بکند و اشک حسرت و ندامت از چشمانش جارى نماید، این گریه، نتیجه توبه و بازگشت به خداست.

                      اشک می غلتد به مژگانم به جرم رو سیاهى‏            اى پناه بى پناهان، مو سپید روسیاهم

                    ‏ روز و شب از دیدگان اشک پشیمانى فشانم‏                تا بشویم شاید از اشک پشیمانى گناهم.

۶- گریه پیوند با هدف : گاهى قطره‏ هاى اشک انسان، پیام آور هدفهاست . گریه بر شهید از این نوع گریه است . گریه بر شهید خوى حماسه را در انسان زنده مى‏ کند و گریستن بر سیدالشهدا (ع) خوى حسینى را در انسان احیا مى ‏کند ، و خوى حسینى چنان است که نه ستم مى‏ کند و نه ستم مى‏ پذیرد. آن کسى که با شنیدن حادثه کربلا قطره اشکى از درون دل بیرون مى‏ فرستد، صادقانه این پیوند با هدف والاى سیدالشهدا (ع) را بیان مى ‏کند.

۷- گریه ذلت و شکست :  گریه افراد ضعیف و ناتوانى که از رسیدن به اهداف خود مانده‏ اند و روح و شهامتى براى پیشرفت در خود نمى ‏بینند.

با ذکر این مطلب، حال باید بررسى کرد که گریه بر حسین (ع) از چه نوع گریه است . هر کس با اندک توجهى خواهد دانست که گریه بر حسین (ع) گریه محبت است ، آن محبتى که در دلهاى عاشقانش به ثبت رسیده است . گریه بر او ، گریه شوق است ، زیرا قسمت زیادى از حماسه ‏هاى کربلا، شوق آفرین و شورانگیز است و به دنبال آن سیلاب اشک شوق به خاطر آن همه رشادت، فداکارى ، شجاعت و سخنرانیهاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر ، از دیدگان شنونده سرازیر مى‏ گردد و نیز گریه معرفت و پیوند با هدف متعالى و انسان ساز او است؛ و به تعبیر امام خمینى (ره) گریه سیاسى است که فرمود: «ما ملت گریه سیاسى هستیم ، ما ملتى هستیم که با همین اشکها سیل جریان مى‏ دهیم و سدهایى را که در مقابل اسلام ایستاده است خرد مى ‏کنیم ».

                         هزار سال فزون شد ز وقعه عاشورا              ولى ز تعزیه هر روز، روز عاشور است‏

هیهات که گریه بر حسین (ع) گریه ذلت و شکست باشد، بلکه گریه پیوند با سرچشمه عزت است، گریه امت نیست، که گویا است ، گریه سرد کننده نیست ، که حرارت بخش است، گریه بزدلان نیست، که گریه شجاعان است ، گریه یأس و ناامیدى نیست که گریه امید است، و بالاخره گریه معرفت است و گریه معرفت در عزاى حسین (ع) از انحراف و تحریف در قیام آن حضرت جلوگیرى مى کند و شاید به همین جهت باشد که در فضیلت گریه بر سیدالشهدا (ع) روایات متعددى وارد شده است . از آن جمله، روایتى است که امام صادق (ع) فرمود: «گریه و بى تابى در هر مصیبت براى بنده مکروه است، مگر گریه بر حسین بن على (ع) که اجر و ثواب نیز دارد» . ۱

گریه و عزادارى براى سیدالشهدا(ع) داراى آثار و برکات مهمى است که به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

۱- حفظ رمز نهضت حسینى: از ارزنده ‏ترین آثار و برکات مجالس عزادارى و گریه بر ابى عبدالله حسین (ع) حفظ رمز نهضت حسینى است . براستى ؛ چرا در دوران منحوس سلاطین و پادشاهان جور از برپایى مجالس عزاى اهل بیت (ع) به خصوص سالار شهیدان جلوگیرى مى شد؟ آیا نه این است که عزاى حسینى و امامان شیعه، سبب مى شود که سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابى، مردم را از ظلم‏هاى حکومتها آگاهى دهند و انگیزه قیام آن حضرت که امر به معروف و نهى از منکر است به اطلاع مردم برسد؟ آرى، اینگونه مجالس، آموزشگاهها و دانشگاههایى است که به بهترین روش و زیباترین اسلوب مردم را به سوى دین خوانده و عواطف را آماده مى‏ کند و جاهلان و بى‏ خبران را از خواب سنگین غفلت بیدار مى‏ سازد و نیز در این مجالس است که مردم ، دیانت را همراه با سیاست، از مکتب حسین بن على (ع) مى ‏آموزند. گریه بر سید الشهدا (ع) و تشکیل مجالس عزاى حسینى نه تنها اساس مکتب را حفظ مى‏ کند، بلکه باعث مى ‏گردد شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسینى شدن رشد و پرورش یابند. کدام اجتماعى است که در عالم چنین اثرى را از خود بروز داده باشد؟ کدام حادثه ‏اى است مانند حادثه جانسوز کربلا که از دوره وقوع تاکنون و بعدها بدینسان اثر خود را در جامعه بشریت گذارده ، و روز به روز دامنه آن وسیعتر و پیروى و تبعیت از آن بیشتر گردد؟ از این رو باید گفت که در حقیقت مراسم عزادارى حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسین (ع) و در نتیجه حافظ اسلام وضامن بقاى آن است .

تشکیل مجالس عزادارى حسین، نه تنها اساس مکتب را حفظ کرده و مى‏ کند بلکه به علاوه سبب آن گردید که شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسینى شدن رشد و پرورش یابند. «موریس دوکبرى» مى‏ نویسد: «اگر مورخین ما، حقیقت این روز را مى‏ دانستند و درک مى‏ کردند که عاشورا چه روزى است ، این عزادارى را مجنونانه نمى پنداشتند . زیرا پیروان حسین به واسطه عزادارى حسین مى ‏دانند که پستى و زیر دستى و استعمار را نباید قبول کنند . زیرا شعار پیشرو و آقاى آنان تن به زیر بار ظلم و ستم نداده است. قدرى تعمق و بررسى در مجالس عزادارى حسین نشان مى ‏دهد که چه نکات دقیق و حیات بخشى مطرح مى شود ،در مجالس عزادارى حسین گفته مى شود که حسین (ع) براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویى یزید نرفت؛ پس بیایید ،ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده از زیر دستى استعمار گرایان خلاصى یابیم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجیح دهیم…»۲ .

۲- ازدیاد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت: سوزى که از دل سوخته عاشقان سیدالشهدا (ع) به چشم سرایت کرده و از مجارى دو چشم آنها به صفحه رخسار وارد مى شود، مراتب علاقه و اخلاص و دلبستگى به خاندان وحى و رسالت را مى‏ رساند و این عمل اثرى مخصوص در ابقاى مودت و ازدیاد محبت دارد. گریه بر حضرت سیدالشهدا (ع) از مواردى است که هیچ انسانى از فرط دلسوزى و انقلاب، طاقت بردبارى و تحمل در برابر استماع مصائب او را ندارد، و این گریه و بیقرارى ، علاوه بر ازدیاد محبت و مهر و مودت، موجب کثرت تنفر و بى‏ زارى از دشمنان و قاتلان آن حضرت شده و موجب برائت دوستداران این خانواده از دشمنان ایشان مى‏ گردد. بارى، گریه با آگاهى و معرفت بر امام حسین (ع) ، در واقع، اعلام انزجار از قاتلان اوست و این تبرى از آثار برجسته گریه بر امام حسین (ع) است زیرا مردم به ویژه افرادى که داراى شخصیت هستند از گریه کردن در برابر حوادث تا سر حد امکان امتناع مى ‏ورزند ، و تا شعله درونى آنان به مرتبه انفجار نرسد حاضر به گریه کردن مخصوصاً در برابر چشم دیگران نیستند، این گریه و عزادارى ابراز کمال تنفر در برابر تعدى و تجاوز و ستمگرى و پایمال نمودن حقوق جامعه و به ناحق تکیه زدن بر مسند حکومت آنان مى ‏باشد.

۳- آشنایى با حقیقت دین و نشر آن: یکى دیگر از آثار و برکات مجالس عزادارى سیدالشهدا (ع) این است که مردم در سایه مراسم عزادارى به حقیقت اسلام آشنا شده و بر اثر تبلیغات وسیع و گسترده ‏اى که همراه با این مراسم انجام مى‏ گیرد، آگاهى توده مردم بیشتر شده و ارتباطشان با دین حنیف محکمتر و قویتر مى ‏گردد . چه اینکه قرآن و عترت دو وزنه نفیسى هستند که هرگز از یکدیگر جدا نمى ‏شوند و این آگاهى در اقامه ماتم و مراسم سوگوارى عترت رسول اکرم (ص) به خصوص امام حسین (ع) به آحاد مردم داده خواهد شد.

۴- آمرزش گناهان: ریان بن شبیب از امام رضا (ع) روایت کرده که فرمود: «اى پسر شبیب ، اگر بر حسین (ع) گریه کنى تا آنکه اشک چشمت بر صورتت جارى شود، خداوند گناهان کوچک و بزرگ، و کم یا زیاد تو را مى آمرزد»۳  و نیز فرمود: «گریه کنندگان باید بر کسى همچون حسین (ع) گریه کنند ، زیرا گریستن براى او گناهان بزرگ را فرو مى ‏ریزد» ۴٫

۵- سکونت در بهشت: امام باقر (ع) فرمود: «هر مؤمنى که در سوگ حسین (ع) اشک دیده ریزد، به حدى که بر گونه‏ اش جارى گردد، خداوند او را سالیان سال در غرفه ‏هاى بهشت مسکن مى ‏دهد» . ۵ و نیز امام صادق (ع) فرمود: «هر کس درباره حسین (ع) شعرى بخواند و گریه نماید و یک نفر را بگریاند، بهشت براى هر دوى آنها نوشته مى‏ شود . کسى که حسین (ع) نزد او ذکر شود و از چشمش به مقدار بال مگسى اشک آید، اجر او نزد خداست و براى او جز به بهشت راضى نخواهد شد» .۶ و نیز فرمود: «هر کس که در عزاى حسین (ع) بگرید یا دیگرى را بگریاند و یا آنکه خود را به حالت گریه و عزا درآورد ، بهشت بر او واجب مى ‏شود» ۷٫

۶- شفا یافتن: یکى دیگر از آثار و برکات مجالس عزادارى حضرت سید الشهدا (ع) شفا گرفتن است . به طورى که بارها دیده‏ ایم و شنیده‏ ایم که بعضى از عزاداران و گریه کنندگان بر حسین (ع) شفا گرفته ‏اند. نقل است که مرجع بزرگ شیعه مرحوم آیه الله العظمى بروجردى (ره) در سن نود سالگى داراى چشمانى سالم بودند که بدون عینک خطوط ریز را هم مى ‏خواندند و مى ‏فرمودند: این نعمت را مرهون وجود مبارک حضرت ابى عبدالله الحسین (ع) هستم : و قضیه را چنین نقل مى‏ فرمودند: در یکى از سالها در بروجرد بودم، به چشم درد عجیبى مبتلا شدم که بسیار مرا نگران ساخته بود . معالجه پزشکان فایده ‏اى نکرد و درد چشمم هر روز بیشتر و ناراحتى من افزونتر مى ‏گردید، تااینکه ایام محرم شد. در ایام محرم آیه الله فقید ، دهه اول را روضه داشتند و دسته ‏هاى مختلف هم در این عزادارى شرکت مى‏ کردند . یکى از دسته‏ هایى که روز عاشورا به خانه آقا وارد شده بود، «هیئت گِلگیرها» است که نوعاً سادات و اهل علم و محترمین هستند، در حالى که هر یک حوله سفیدى به کمر بسته‏ اند، سر و سینه خود را گل آلود کرده و بطور بسیار رقت بار و مهیج و در عین حال با سوز و گداز فراوان و ذکرى جانسوز آن روز را تا ظهر عزادارى مى کنند . آقا فرمودند: «هنگامى که این دسته به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود این هیئت هیجان عجیبى به خود گرفته بود من هم در گوشه‏ اى نشسته و آهسته آهسته اشک مى ‏ریختم و در این بین هم مقدارى گل از روى پاى یکى از همین افراد گلگیر برداشته و بر روى چشمهاى ملتهب و ناراحتم کشیدم، و به برکت همین توسل، چشمانم خوب شد و امروز علاوه بر اینکه متبلا به درد چشم نشدم، از نعمت بینایى کامل برخوردارم، و به برکت حضرت امام حسین (ع) احتیاج به عینک هم ندارم». با اینکه همه قواى جسمانى ایشان تحلیل رفته بود با این وجود تا آخرین ساعات زندگانى از بینایى کامل برخوردار بودند.

۷- گریه کننده بر حسین، در قیامت گریان نیست: رسول اکرم (ص) به فاطمه زهرا (س) فرمود: «هر چشمى در روز قیامت گریان است مگر چشمى که براى مصائب حسین (ع) گریه کرده باشد، چنین کسى در قیامت خندان و شادان به نعمت‏هاى بهشتى است». ۸

                           آن روز دیده ‏ها همه گریان شود ز هول‏             جز چشم گریه کرده بسوگ و عزاى او

۸- امان از سکرات موت و آتش دوزخ: مسمع گوید: حضرت امام صادق (ع) فرمود:  آیا متذکر مى شوى با حسین چه کردند؟ عرض کردم : آرى ، فرمود: آیا جزع و گریه مى‏ کنى؟ گفتم : آرى ، به خدا سوگند گریه مى ‏کنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر مى ‏شود حضرت فرمود: «خدا اشک چشمت را رحمت کند . آگاه باش که تو از آن اشخاصى هستى که از اهل جزع براى ما شمرده مى‏ شوند، به شادى ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناک مى‏ گردند. آگاه باش که بزودى هنگام مرگ، پدرانم را بر بالین خود حاضر مى‏بینى ، در حالى که به تو توجه کرده و ملک الموت را درباره تو بشارت مى دهند، و خواهى دید که ملک الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش ، مهربانتر است» سپس فرمود: «کسى که بر ما اهل بیت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گریه کند، رحمت خدا شامل او مى ‏شود قبل از اینکه اشکى از چشمش خارج گردد؛ پس زمانى که اشک چشمش بر صورت جارى شود اگر قطره ‏اى از آن در جهنم بریزد، حرارت آن را خاموش کند، و هیچ چشمى نیست که گریه کند بر ما مگر آنکه با نظر کردن به کوثر و سیراب شدن با دوستان، خوشوقت مى ‏گردد» . ۹

با توجه به این روایت شریف باید گفت:جایى که آتش جهنم که قابل مقایسه با آتش دنیا نیست و به وسیله گریه بر حسین (ع) خاموش و برد و سلام گردد ، پس اگر در موردى، آتش ضعیف دنیا عزادار حسینى را نسوزاند جاى تعجب نیست . سید جلیل مرحوم دکتر اسماعیل مجاب (داندانساز) عجایبى از ایام مجاورت در هندوستان که مشاهده کرده بود نقل مى ‏کرد، از آن جمله مى‏ گفت : عده‏ اى از بازرگانان هندو (بت پرست) به حضرت سیدالشهدا (ع) معتقد و علاقه مندند و براى برکت مالشان با آن حضرت شرکت مى‏ کنند، یعنى در سال مقدارى از سود خود را در راه آن حضرت صرف مى ‏کنند. بعضى از آنها روز عاشورا به وسیله شیعیان ، شربت و پالوده و بستنى درست کرده و خود به حال عزا ایستاده و به عزاداران مى‏ دهند، و بعضى آن مبلغى که راجع به آن حضرت است را به شیعیان مى ‏دهند تا در مراکز عزادارى صرف نمایند. یکى از آنان را عادت چنین بود که همراه سینه زنها حرکت مى ‏کرد و با آنها به سینه زدن مشغول مى شد. وقتى از دنیا رفت، بنا به مرسوم مذهبى خودشان، بدنش را با آتش سوزانیدند تا تمام بدنش خاکستر شد جز دست راست و قطعه‏اى از سینه‏اش که آتش، آن دو عضو را نسوزانیده بود. بستگان آن دو عضو را آوردند نزد قبرستان شیعیان و گفتند: «این دو عضو راجع به حسین شماست» ۱۰٫

۹- تأثیر شعر سرودن در عزاى حسینى: امام صادق (ع) فرمود: «کسى نیست که براى حسین (ع) شعرى بسراید و گریه کند یا بگریاند مگر اینکه خداوند بهشت را بر او واجب کرده و گناهانش را مى ‏آمرزد» .۱۱

سخنى با حسین (ع)

«حسین! اى پرچم خونین حق بر دوش، حسین! اى انقلابى مرد حسین ! اى رایت آزادگى در دست، در آن صحراى سرخ و روز آتشگون‏ قیام قامتت در خون نشست، اما پیام نهضتت برخاست‏ از آن طوفان «طف» در روز عاشورا، به دشت «نینوا» ناى حقیقت از «نوا» افتاد ولى … مرغ شباهنگ حقیقت، از نواى ناله «حق ، حق » نمى ‏افتد». سلام بر تو ، اى حسین ! سلام بر خط شفقگون کربلا، که خون تو را، اى خون خدا – همواره بر چهره افق مى‏ پاشد و غروب هنگام، سرخى آسمان مغرب را به شهادت مى‏ گیرد ، تا آن جنایت هولناک را هر چه آشکارتر بنمایاند و چشم تاریخ را بر این صحنه همیشه خونین بدو زد و گوش زمان را از آن فریادها تندر گونه آن عاشوراى دوران ساز، پر کند. اى حسین … اى عارف مسلّح ! کربلاى تو، عشق را معنى کرد و انقلاب تو اسلام را زنده ساخت و شهادت تو، حضور همیشگى در همه زمان‏ها و زمین‏ها بود. اى حسین … اى شراره ایمان ! اى حسین … اى در سکوت سرخ ستم، شهر آشوب! در بهت خاموشى و ترس، تلخابه فریاد را در حلقوم شب ریختى و با نامردان تبهکار ، مردانه در آویختى. عاشوراى تو، انفجارى از نور و تابشى از حق بود که بر «طور» اندیشه‏ ها تجلى کرد و «موسى خواهان» گرفتار در «تپه» ظلمت ظلم را از سرگردانى نجات بخشید. چه مى‏ گویم؟ … تو تاریخ را به حرکت آوردى و زبان زمان را به سرودن حماسه‏ هاى زیباى ایثار و جهاد و شهادت گشودى . لحظه لحظه تاریخ را عاشورا ساختى و جاى جاى سرزمین‏ها را کربلا… خفته بودیم و بى خبر … اما تو، این «مصباح هدایت» و اى «کشتى نجات» گام خسته ما را به تلاش کشاندى و افسردگى یأسمان را به شور امید مبدل ساختى و از سکوت و درنگ و وحشت ، به فریاد و هجوم و شجاعتمان رساندى و پاى کوفته و پر آبله ما را، تابام آگاهى و تا برج بیدارى فرا بردى.  «اى حسین » … تو کلاس فشرده تاریخى . کربلاى تو، مصاف نیست‏ منظومه بزرگ هستى است ، طواف است. پایان سخن پایان من است تو انتهاى ندارى …

پى نوشت:

۱٫ وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج ۱۰ ص ۳۹۳

۲٫ بحارالانوار , علامه مجلسى , ج ۴۴ ص ۲۸۴

۳٫ منتخب کامل الزیارات , ابن قولویه , ص ۱۶۵

۴٫ منتخب کامل الزیارات , ابن قولویه , ص ۱۶۸

۵٫ جلاء العیون , علامهء مجلسى , ص ۴۶۲

۶٫ بحارالانوار , علامه مجلسى , ج ۴۴ ص ۲۹۳

۷٫ وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج ۱۰ ص ۳۹۷

۸٫ داستانهاى شگفت , آیت الله شهید دستغیب , ص ۹

۹٫ اختیار معرفه الرجال , شیخ طوسى , ۸۹

۱۰٫ خلاصه اى از مقالهء <عاشورا> نوشتهء جواد محدثى .

۱۱٫ خط خون موسوى گرمارودى .

منبع : کتاب آثار و برکات سید الشهدا به قلم : علیرضا رجالى تهرانى

مبانی قرآنی عزاداری سالار شهیدان

به مناسبت فرا رسیدن محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر و ماه عزاداری بر سید و سالار شهیدان، در این مقاله به بحث پیرامون عزاداری به نحو عام و عزاداری سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) پرداخته ایم. به یاری خداوند در مقاله آینده شرح زیارت جامعه را پی می گیریم. ان شاء اللّه.

معنا و مفهوم عزاداری

عزاداری سید و سالار شهیدان ابی عبداللّه الحسین(علیه السلام) از حقایق بی تردید در دین ماست.

عزاداری مفهوم روشنی دارد، عزاداری یعنی در سوگ کسی اندوهگین بودن و ناله و زاری کردن و عزادار کسی است که غصّه دار و اندوهگین است. برای تبیین موضوع چند محور را مورد بررسی قرار می دهیم:

۱ مبانی مشروعیت اصل عزاداری بر اموات.

۲ عزاداری بر سید الشهداء و ریشه های قرآنی و حدیثی آن.

۳ نقش مجالس عزاداری.

۴ تاریخچه مخالفت با عزاداری سالار شهیدان.

مبانی مشروعیت عزاداری

اسلام مکتب فطرت است، مکتب فطری نمی تواند با عزاداری مخالف باشد زیرا حزن و اندوه به هنگام از دست دادن عزیزان امری است که فطرت انسانی با آن سرشته است هرگز ممکن نیست که دین جهانی گریه و اندوه را در از دست دادن عزیزان تا وقتی که موجب خشم و غضب خداوند نشده تحریم کند.

پیامبر اکرم(ص) خود در عزای عزیزان می گریسته و هم دستور به گریستن می داده است.

و اینک دلائل و شواهد از کتابهای اهل سنت:

۱ پس از درگذشت حضرت عبدالمطلب پیامبر بر جد عزیزش گریست، ام ایمن می گوید:

«انا رأیت رسول اللّه یمشی تحت سریره و هو یبکی؛(۱) من پیامبر را دیدم که در پی جنازه عبدالمطلب راه می رفت در حالیکه می گریست.»

۲ امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می فرماید: وقتی خبر رحلت پدرم ابوطالب را به پیامبر دادم ایشان گریست، آنگاه فرمود: «اذهب فاغسله و واره غفراللّه له و رحمه؛(۲) او را غسل ده، کفن کن و بخاک بسپار خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد.»

۳ روزی پیامبر قبر مادر عزیز خود آمنه را در ابواء زیارت کرد و به گفته مورخان، آن حضرت در کنار قبر مادر گریست و همراهان خود را به گریستن انداخت.(۳)

۴ پیامبراکرم(ص) به هنگام مرگ فرزند دلبندش ابراهیم می گریست و می فرمود: «العین تدمع و القلب یحزن و لانقول الّا ما یرضی ربّنا و انّا بک یا ابراهیم لمحزونون؛(۴) چشم می گرید و قلب می سوزد و جز آنچه مورد رضایت خداست نگوئیم، ای ابراهیم، ما در فراق تو در اندوهیم.»

عبدالرحمن بن عوف به آن حضرت گفت مگر شما خودتان از گریه بر اموات نهی نکردید حضرت فرمود: «لا ولکن نهیت عن صوتین احمقین و آخرین صوت عند مصیبته و خمش وجوه و شقّ جیوب ورثه شیطان و صوت عن نغمه لهو و هذه رحمه و من لایرحم لایُرحم؛(۵) نه اما از دو صدای جاهلانه و دو کار نهی کرده ام. داد و فریاد به هنگام وارد آمدن مصیبت و خراش دادن صورت و پاره کردن گریبان و صدای گریه ای که در حلق پیچانده شود که شیطانی است و صدای نغمه لهوآمیز اما این گریه من ناشی از عطوفت و رحمت است و البته کسی که رحم نکند بر او رحم نمی شود.

۵ پیامبر(ص) در مرگ فرزندش طاهر نیز گریست و فرمود: «انّ العین تذرف و انّ الدمع یغلب و القلب یحزن و لانعصی اللّه عزّ و جلّ؛(۶) چشم گریان است و اشک ریزان و قلب سوزان و البته خداوند را عصیان نخواهیم کرد.»

۶ فاطمه بنت اسد همسر حضرت ابوطالب و مادر حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که نزد پیامبر بسیار محبوب بود در سال سوّم هجری درگذشت. پیامبر که او را همچون مادر خویش می دانست از رحلتش بسیار اندوهگین شد و گریست، مورّخان می گویند: «صلّی علیها و تمرّع فی قبرها و بکی؛(۷) پیامبر بر او نماز خواند و در قبرش خوابید و بر او گریست.»

۷ وقتی در جنگ احد حمزه به شهادت رسید پیامبر(ص) بسیار غمگین شد: «لما رای النبّی حمزه قتیلاً بکی فلما رأی ما مثل به شهق؛(۸) پیامبر چون پیکر خونین حمزه را یافت گریست و چون او را مثله شده دید با صدای بلند گریه سرداد.»

۸ در رحلت عثمان بن مظعون صحابی وفادارش اندوهگین شد، آورده اند: «انّ النّبی(ص) قبّل عثمان بن مظعون و هو میّت و هو یبکی؛(۹) پیامبر بر جنازه او بوسه زد و گریست.»

۹ پیامبر پس از برگشتن از غزوه حمراء الاسد به دیدار خانواده سعد بن ربیع یکی از شهدای جنگ احد رفت و از حماسه و جانبازی سعد یاد کرد، خانواده سعد نیز با شنیدن سخنان پیامبر گریستند و اشک از چشمان حضرت سرازیر شد. و آنان را از گریستن نهی نکرد.(۱۰)

نه تنها شخص پیامبر در داغ عزیزان عزادار می شد و می گریست بلکه توصیه بر گریه می کرد:

۱۰ پس از پایان نبرد احد رسول اکرم(ص) راهی شهر مدینه شد، در آن هنگام زنان انصار در سوگ شهیدان خود می گریستند، پیامبر(ص) با شنیدن مویه عزاداران از شهادت و غربت عمویش حمزه یاد کرد و فرمود: «لکن حمزه لابواکی له؛اما عمویم حمزه گریه کننده ندارد.»

اصحاب از این جمله فهمیدند که پیامبر دوست دارد که حمزه هم گریه کننده داشته باشد تا خواهرش صفیّه احساس غربت نکند. لذا بعد اندکی صدای ناله و گریه زنان انصار بلند شد که برای حمزه می گریستند.(۱۱)

۱۱ پس از شهادت جعفر بن ابی طالب در جنگ موته پیامبر به خانه او رفت و با حضور خویش تسلّی دل خاندان او گردید، آن حضرت به هنگام خروج چنین فرمود: «علی مثل جعفر فلیبک البواکی؛(۱۲) باید گریه کنندگان بر همچون جعفر بگریند.»

۱۲ روزی رسول خدا در تشییع جنازه یکی از مسلمانان حضور یافتند و عمر نیز به همراه ایشان حرکت کرد. عمر تا صدای گریه زنان را شنید برآشفت و آنان را از گریستن نهی کرد، رسول خدا(ص) رو به عمر کرد و فرمود: «یا عمر دعهنّ فانّ العین دامقه و النفس مصابه و العهد قریب؛(۱۳) ای عمر کاری به آنان نداشته باش بگذار بگریند همانا که چشم گریان است و نفس مصیب زده است و پیوند با تازه درگذشته بسیار نزدیک».

با این دلایل تردیدی در جواز مشروعیت عزاداری باقی نمی ماند.

تحریم عزاداری چرا؟

لیکن برخی از عالمان اهل سنت سوگواری و گریه بر اموات را تحریم کرده و با آن مخالفت کرده اند، مستند آنها سخنی است که عمر از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که: «انّ المیّت لیعذّب ببکاء اهله علیه؛(۱۴) به گفته سعید بن مسیّب عایشه به هنگام فوت پدرش ابوبکر مجلس سوگواری برپا نمود چون خبر آن به عمر رسید وی دستور داد تا از آن جلوگیری کنند.

اما عایشه از دستور او سرپیچی کرد، عمر هشام بن ولید را مأمور ساخت تا نزد عائشه رفته و با زور شلّاق از نوحه و گریه عزاداران جلوگیری نماید زنان چون از مأموریت هشام آگاه شدند مجلس را ترک کرده و پراکنده شدند آنگاه عمر این سخن را خطاب به آنان گفت: «ترون ان یعذّب ابوبکر ببکائکن انّ المیّت یعذّب ببکاء اهله علیه؛(۱۵) می خواهید با گریه خود ابوبکر را عذاب کنید همانا مرده با گریه نزدیکان خویش عذاب می شود.»

در نقد این استدلال نکات ذیل گفتنی است:

۱ این حدیث از عمر است نه از پیامبر(ص).

نووی شارح صحیح مسلم می گوید:

روایت فوق از نظر عائشه پذیرفته نشده او به راویان آن نسبت فراموشی و اشتباه می دهد زیرا خلیفه دوم و پسرش عبداللّه این روایت را به صورت صحیح از پیامبر نگرفته اند چنانکه ابن عباس می گوید: این روایات سخن خلیفه است نه سخن پیامبر(ص).(۱۶)

۲ بر فرض آنکه حدیث از پیامبر(ص) نقل شده باشد بر اساس معیاری که خود حضرت داده است پذیرفتنی نیست. چون روایتی پذیرفتنی است که با قرآن در تعارض نباشد، این روایت با قرآن در تعارض است، چون قرآن می فرماید:ولاتزر وازره وزر اخری؛(۱۷) هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد.»

در عذاب افتادن میّت به وسیله گریه شخص دیگر چه معنایی جز کشیدن بارگناه دیگری دارد؟

۳ بر فرض صحت روایت، روایت را می توان به گونه ای دیگر معنا کرد: این معنا را با روایتی از اهل سنت می آوریم ابو داود

در سنن به نقل از عروه بن زبیر و او از عبداللّه بن عمر آورده است که جملهانّ المیّت لیعذب ببکاء اهله علیه از رسول خداست وقتی ماجرا به عائشه رسید گفت: وقتی پیامبر از کنار قبر فرد یهودی می گذشتند فرمودند صاحب این قبر معذّب است در حالی که بستگانش برای او می گریند.(۱۸)

۴ اگر این حدیث را عمر از پیامبر نقل کرده چرا خود به آن عمل نکرده است زیرا آورده اند:

«هنگامی که خبر مرگ نعمان بن مقرن المزنی به عمر رسید عمر از منزل خارج شد بر بالای منبر رفت و این خبر را به مردم رساند آنگاه دست خود را به روی سر گذاشت و گریست.»(۱۹)

نیز آورده اند:

«برادر عمر زید بن خطّاب درگذشت و دوست او از قبیله بنی عدی بن کعب به مدینه آمد وقتی چشم عمر به او افتاد اشک از دیدگانش جاری شد و گفت زید را وانهادی و نزد من آمدی.»(۲۰)

روایت دیگری که قائلان به تحریم عزاداری به آن استناد می کنند اینست که از عائشه نقل شده است که با رسیدن خبر شهادت جعفربن ابی طالب، زید بن حارثه، و عبداللّه بن رواحه آثار حزن و اندوه در سیمای پیامبر(ص) نمایان شد، من از گوشه ای او را که نشسته بود نظاره می کردم در آن حال مردی به حضور ایشان رسید و گفت: ای رسول خدا زنان بر جعفر گریه می کنند پیامبر(ص) فرمود: «فارجع الیهن فاسکتهن فان ابین فاحث فی وجوههن التراب؛(۲۱) برگرد و آنان را ساکت ساز اگر آرام نشدند خاک بر صورتشان بپاش.»

در نقد این استدلال نیز این نکات گفتنی است:

۱ در سند این روایت شخصی به نام محمد بن اسحق بن یسار بن خبار وجود دارد که در نزد محدثان اهل سنت و علمای علم رجال آن طایفه مورد اعتماد نیست و آنان روایت ذکر شده توسط او را ضعیف و جعلی می دانند.»(۲۲)

۲ این روایت با دهها روایت دیگری که در این زمینه از پیامبر بویژه در خصوص حادثه شهادت جعفر رسیده در تعارض است و آنها مشهورند و این روایت شاذ و گرفتنی نیست.

باین ترتیب این واقعیت بر مسند نشست که اصل عزاداری مشروعیت دینی داشته و هیچ دلیل قابل قبولی بر منع از آن نیست.(۲۳)

عزاداری بر سید الشهداء و ریشه قرآنی آن

اینک که مشروعیت اصل عزاداری اثبات شد می گوییم که عزاداری بر سالار شهیدان ابی عبداللّه (علیه السلام) نه تنها جایز بلکه برپایی از آن یک ارزش بزرگ است زیرا:

الف: تعظیم شعائر

عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) مصداق بارز تعظیم شعائر است. شعائر به معنای علامت و نشانه است، شعائر اللّه یعنی نشانه های الهی، نهضت سید الشهداء از شعائر بی تردید دین است. این نهضت بود که دین را پر آوازه کرد و تا قیامت دین وامدار سالار شهیدان است. بنابراین: عزاداری بر سید الشهداء بزرگداشت شعائر دین است.

۲ قرآن تعظیم شعائر الهی را از نشانه های تقوای دل می داند «و من یعظّم شعائر اللّه فانّها من تقوی القلوب؛(۲۴) آن کس که شعائر الهی را بزرگ دارد، این بخشی از تقوای قلب است.»

مفسران در مصداق این شعائر مطالبی گفته اند:

۱ برخی گفته اند شعائر قربانی حج است که علامت گذاری شده باشد.

۲ برخی عقیده دارند که شعائر تمام مناسک و اعمال حج است.

۳ برخی می گویند شعائر موضع و جایگاه اعمال و عبادات حج است.

۴ گروهی دیگر می گویند شعائر به معنای نشانه های دین و طاعت خداوند است.(۲۵)

اطلاق لفظ شعائر معنای چهارم را تأیید می کند بنابراین هر چیزی که نشانه دین باشد شعائر است. و سه معنای دیگر و معنای دیگر از جمله برپایی عزای سالار شهیدان از جمله مصادیق تعظیم شعائر الهی است که به عنوان یک ارزش مطرح است. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرمایند: «والشعائر هی العلامات الداله و لم یقیّد بشی ء مثل الصفا و المروه و غیر ذلک فکل ما هو من شعائر اللّه و آیاته و علاماته المذکره له فتعظیمه من تقوی اللّه ویشمله جمیع الآیات الآمره بالتقوی؛(۲۶) شعائر عبارت است از نشانه هایی که انسان را به سوی خدا راهنمایی می کند و منحصر به صفا و مروه و مانند آن نمی شود بنابراین هر نشانه ای که انسان را به یاد خدا بیاندازد تعظیم آن موجب تقوای الهی می گردد و تمام نشانه ها را در بر می گیرد.»

۳ نتیجه آنکه برگزاری عزای سالار شهیدان نشانه تقوای الهی بوده و استحباب ویژه دارد.

ب موده فی القربی

عزاداری بر سید الشهداء امام حسین مصداق مودت قربی است که مزد رسالت است.

«قل لا اسئلکم علیه اجراً الّا المودّه فی القربی؛(۲۷) بگو اجری بر رسالت از شما طلب نمی کنم مگر دوستی اهل بیتم.»

دوستی نشانه دارد. دوست در شادی دوستش شاد است و در اندوهش اندوهگین است. در روایتی از حضرت امیرمؤمنان علی(علیه السلام) آمده است: «ان اللّه تبارک و تعالی…. فاختارنا و اختارلنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا اولئک منّا و الینا؛(۲۸) خداوند متعال ما را از میان بندگان خویش برگزید و برای ما پیروانی انتخاب نمود که همواره در شادی و غم ما شریک اند و با مال و جانشان به یاری ما می شتابند، آنان از مایند و بسوی ما خواهند آمد.»

حضرت امام رضا(علیه السلام) به پسر شبیب فرمود: «اگر دوست داری که همنشین ما در بهشت باشی در غم و اندوه ما اندوهناک و در شادی ما شادمان باش و ولایت ما را بپذیر چه آنکه اگر کسی سنگی را دوست بدارد روز قیامت با آن محشور می گردد.»(۲۹)

اشکی که در مجالس عزای ابی عبداللّه ریخته می شود نماد خالص ترین ابراز عشق به سالار شهیدان، همانکه پیامبر فرمود: حسین از من است و من از حسینم. می باشد. پیام این اشک اینست که حسین جان آنقدر ترا دوست دارم که هیچ چیز جز این قطره زلال اشک نمی تواند آنرا به تصویر بکشد، قلم نمی تواند، بیان نمی تواند! هنر نمی تواند! فقط اشک می تواند. این اشک، پیوند هدفی هم دارد.

اصولاً گریه و جریان قطره های اشک از چشم که دریچه قلب آدمی است چهار گونه است:

۱ گریه های شوق: گریه مادری که از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش پس از چندین سال سر داده می شود، این گریه شوق است.

۲ گریه های عاطفی: اشکی که به هنگام مشاهده منظره کودک یتیمی که در آغوش مادر در یک شب سرد زمستانی از فراق پدر جان میدهد از چشم جاری می شود گریه عاطفی است.

۳ گریه پیوند هدف: گاهی قطره های اشک پیام آور هدف هاست آنها که می خواهند بگویند: با مرام امام حسین(علیه السلام) همراه و با هدف او هماهنگ و پیرو مکتب او هستیم. ممکن است این کار را با دادن شعار آتشین، با سرودن اشعار و حماسه ها ابراز دارند، اما گاهی ممکن است آنها ساخته گی باشد ولی آن کس که احیاناً با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشکی از درون دل بیرون می فرستد صادقانه ترین حقیقت را بیان می کند. این قطره اشک اعلان وفاداری به اهداف مقدّس یاران امام حسین(علیه السلام) و پیوند دل و جان با آنهاست، اعلان جنگ با بت پرستی و ظلم و ستم، اعلان بیزاری از آلودگی هاست.

۴ گریه ذلت و شکست: گریه افراد ضعیف و ناتوانی که از رسیدن به اهداف خود وامانده اند و روح و شهامتی برای پیشرفت در خود نمی بینند می نشینند و عاجزانه گریه سر می دهند.

گریه در عزای سالار شهیدان از این گریه بدور است و حاشا که چنین گریه ای در شأن ساحت مقدّس ابی عبداللّه الحسین(علیه السلام) باشد که او امام عزیزان تاریخ است.

ج فریاد علیه ستم

مجلس عزای ابی عبداللّه فریاد پرخروش ظلم ستیزی است آنهم ظلمی بی نظیر در تاریخ بشریت، پسر پیامبر(ص) را دعوت کردن، لب تشنه کشتن، عزیزانش را به اسارت بردن، خیمه ها را به آتش کشیدن، اسب بر بدن عزیز خدا تاختن و…و… در کجای تاریخ اینهمه ظلم یکجا سابقه دارد؟ باید علیه آن فریاد برآورد، مجلس عزای ابی عبداللّه همان فریاد است، تریبونی است که از آغاز این حادثه دردناک تا کنون نگذاشته است که این ظلم فراموش شود و در کنار آن به احیاء اهداف ابی عبداللّه(علیه السلام) پرداخته است.

«لا یحبّ اللّه الجهر بالسوء من القول الّامن ظلم؛(۳۰) خداوند متعال فریاد زدن به بدگوئی را دوست ندارد جز برای کسانی که مورد ستم قرار گرفته اند.»

از این آیه استفاده می شود که خداوند متعال نه تنها به مظلومان اجازه فریاد و افشاگری داده بلکه چنین فریادی محبوب ذات اقدس الهی قرار گرفته است.

عزاداری در گفتار و رفتار معصومین

سیره و سنّت قولی و فعلی معصومین(علیه السلام) بر برپایی عزاداری ابی عبداللّه به عنوان یکی از راههای احیاء نهضت ابی عبداللّه الحسین(علیه السلام) بوده است. هم سفارش به عزاداری بر سالار شهیدان داشتند هم خود مجلس عزا بر پا می کردند. امامان شیعه برای حفظ مکتب، روشهای مختلفی داشتند روشی که پس از شهادت سیدالشهداء به عنوان روش راهبردی استراتژیک بود احیاء نهضت ابی عبداللّه(علیه السلام) بود با روشهای مختلف:

الف: دعوت شاعران به سرودن شعر در عزاداری ابی عبداللّه(علیه السلام).

ب: سفارش به زیارت سالار شهیدان.

ج تأکید بر استحباب سجده بر تربت امام حسین(علیه السلام).

د استحباب گریستن و گریاندن و حالت گریه کننده به خود گرفتن در عزای امام حسین(علیه السلام).

ه.دعوت به برپایی مجلس عزا برای امام حسین(علیه السلام) و بر پا داشتن مراسم عزای حضرت از سوی خود آنان.

در روایتی از حضرت امام رضا(علیه السلام) رسیده است:

«من تذکر مصابنا و بکی لما ارتکب منّا کان معنا فی درجتنا یوم القیامه و من ذکّر بمصابنا فبکی و ابکی لم تبک عینه یوم تبکی العیون و من جلس مجلساً یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب؛(۳۱) آن کس که مصائب ما را بیاد آورد و بر مصائب ما بگرید، در قیامت با ما و در درجه ای که ما هستیم خواهد بود و کسی که مصیبت ما را بیاد دیگران بیاندازد و خود بگرید و دیگران را بگریاند روزی که چشمها گریان است چشم او گریان نخواهد بود. و کسی که در مجلسی بنشیند که امر ما(مکتب ما) در آن احیاء می گردد روزی که دلها می میرد قلب او نمی میرد.»

در سیره معصومان می بینیم در خفقانی ترین شرائط برای امام حسین مجلس عزا برپا می کردند و گاه مجلس عادی را هم تبدیل به مجلس عزای امام حسین(علیه السلام) می ساختند.

امام سجاد(علیه السلام) در طول ۳۵ سال امامت خویش در هر شرائطی کربلا و عاشورا را بیاد می آورد.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «بکی علی بن الحسین عشرین سنه و ما وضع بین یدیه طعام الّا بکی؛(۳۲) امام سجاد(علیه السلام) بیست سال گریه کرد و هرگاه در جلو آن حضرت غدائی گذاشته می شد می گریست.»

هرگاه غذائی نزد حضرت گذاشته می شد چشمان مبارک حضرت پر اشک می شد، روزی یکی از خدمتگزاران آن حضرت گفت: یابن رسول اللّه آیا هنوز زمان پایان حزن و اندوه شما فرا نرسیده؟ حضرت فرمود:

«ویحک انّ یعقوب کان له اثنی عشر ابناً فغیب اللّه واحداً منهم فابیضّت عیناه من الحزن و کان ابنه یوسف حیاً فی الدنیا و انا نظرت الی ابی و اخی و عمی و سبعه عشرین اهل بیتی و قوماً من انصار ابی مصرعین حولی فکیف ینقضی حزنی؛(۳۳) یعقوب دارای دوازده فرزند بود خداوند یکی از آنان را از جلوی چشمش پنهان نمود در حالی که فرزندش زنده بود، چشمان یعقوب از اندوه سفید شد اما من در جلو چشمم شاهد بودم پدرم، برادرم، عمویم، هفده تن از اهل بیتم و گروهی از یاران پدرم را به قتل رساندند و سرهایشان را از تن جدا کردند چگونه اندوه من پایان می پذیرد.»

«مالک جهنی می گوید امام باقر(علیه السلام) درباره روز عاشورا فرمود:

«و لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء علیه بعضهم فی البیوت و لیعزّ بعضهم بعضاً بمصاب الحسین فانا ضامن علی اللّه لهم اذا احتملوا ذلک ان یعطیهم ثواب الفی حجه و عمره و غزوه مع رسول اللّه و الائمه الراشدین؛(۳۴) در روز عاشورا برای امام حسین زاری کرده و بگریید و اهل خانه را هم امر به گریستن به حضرت کنید، در خانه خود برای حضرت مجلس عزا برپا کرده و داغ خویش را ابراز کنید و ضمن دیدار و ملاقات همدیگر بر آن حضرت گریه کنید و یکدیگر را در داغ امام حسین(علیه السلام) تعزیت دهید و هر کس این عمل را انجام دهد برای او در نزد خدا ثواب دوهزار حج و عمره و جهاد در رکاب رسول خدا و امامان راشدین را ضمانت می کنم.»

راوی می گوید محضر امام صادق(علیه السلام) بودیم یادی از امام حسین بن علی(علیه السلام) کردیم، حضرت گریه کرد ما هم گریه کردیم، سپس حضرت سرش را بلند کرد و فرمود امام حسین(علیه السلام) فرمود: «من کشته اشکهایم هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه می گرید.»(۳۵)

در روایتی آمده است روزی که نام امام حسین(علیه السلام) برده می شد تا شب لبخندی بر لبان حضرت نبود.(۳۶)

زید شحام می گوید همراه جماعتی از اهل کوفه در خدمت امام صادق(علیه السلام) بودیم

یکی از شعرای عرب بنام جعفر بن عفان وارد شد آن حضرت او را احترام نموده و در نزدیک خود جای داد آنگاه فرمود ای جعفر! او عرض کرد لبیک! حضرت فرمود به من گفته اند تو اشعار نیکی درباره امام حسین(علیه السلام) سروده ای؟ عرض کرد،آری حضرت فرمود: اشعارت را بخوان او شعر می خواند و امام و اطرافیان می گریستند به گونه ای که قطرات اشک بر صورت و محاسن آن حضرت جاری بود سپس امام فرمود:

«یا جَعفَر وَاللّهِ لَقَد شَهَدتَ مَلائکه اللّه المُقَرّبینَ ها هنا یَسمَعُونَ قَولَکَ فیِ الحُسَینِ وَ لَقَد بَکَوا کَما بَکَینا اَو اَکثَر….؛(۳۷) ای جعفر فرشتگانی الهی در این مجلس حاضر شدند و شعرت را شنیدند و گریه کردند همانگونه که ما گریه کردیم بلکه بیش از ما گریستند…»

امام رضا(علیه السلام) فرمود: «کان ابی اذا دخل المحرّم لایری ضاحکاً و کانت الکأبه تغلب علیه حتی تمضی منه عشره ایام فاذا کان یوم العاشر منه کان ذالک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه؛(۳۸) با فرا رسیدن ماه محرم پدرم موسی بن جعفر(علیه السلام) با چهره خندان دیده نمی شد و حزن و اندوه سراسر وجودش را فرا می گرفت تا روز دهم فرا می رسید آن روز روز مصیبت، اندوه و گریه آن حضرت بود.»

دعبل خزاعی شاعر بزرگ اهل بیت می گوید: در ایام محرم بر امام رضا(علیه السلام) وارد شدم حضرت فرمود دوست دارم برای من شعر بخوانی، این روزها روز حزن و اندوه ما اهلبیت و شادی دشمنان ما بویژه بنی امیه است، پس از آن امام رضا(علیه السلام) برخاست پرده ای را جهت حضور خانواده در مصیبت جدشان حسین آویزان کردند سپس فرمود دعبل برای حسین مرثیه بخوان تا زنده ای یار و مدیحه سرای ما هستی، آنگاه گریستم به گونه ای که قطرات اشک بر صورتم جاری شد و این شعر را سرودم که: افاطم لوخلت الی آخر امام رضا(علیه السلام) گریست و بهمراه حضرت خانواده و فرزندان حضرت گریستند.(۳۹)

اینها تنها گوشه ای از رفتار و گفتار معصومین در رابطه با عزاداری سالار شهیدان بود. لیکن باید تاریخ عزاداری بر سید الشهداء را بسیار دیرینه دید و حداقل آنکه اولین برپا کننده عزای حضرت، رسول اللّه (ص) در روز ولادت حضرت و…و… بوده است. که تفصیل آن به درازا می کشد می گذریم.(۴۰)

نقش مجالس عزاداری

مجالس عزاداری ابی عبداللّه الحسین(علیه السلام) در طول تاریخ تریبونی گسترده برای معرفی اسلام ناب محمّدی(ص) در پرتو نهضت آن حضرت بوده است.

این مجالس نقشی اساسی در احیاء نهضت ابی عبداللّه(علیه السلام) و تبیین آرمانهای بلند آن شهید سرفراز داشته است، می توان این مجالس را از مصادیق شجرهّ طیبه قرآنی نامید که قرآن ذکر می کند:

«الم ترکیف ضرب اللّه مثلاً کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء. تؤتی اکلها کل حین باذن ربّها و یضرب اللّه الامثال للناس لعلهم یتذکرون؛(۴۱) آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیبه را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرده که ریشه آن در زمین ثابت و شاخه آن در آسمان است، هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می دهد و خداوند برای مردم مثلها می زند شاید متذکر شوید و پند گیرید».

شجره طیبه ای که در این آیه شریفه مشبه به قرار گرفته این ویژگیها را دارد:

۱ موجودی است پاک و طیّب از هر جهت.

۲ دارای نظام حساب شده است، اصل و فرع دارد.

۳ اصل و ریشه آن ثابت و مستحکم است.

۴ شاخه های این شجره طیّبه در یک محیط پست محدود نیست بلکه بلند آسمان جایگاه اوست.

۵ این شجره طیّبه پر بار است.

۶ در هر فصل میوه می دهد.

۷ میوه و دانش به اذن خداوند است.

مهم این نیست که آیا این شجره طیبه وجود خارجی دارد یا نه، مهم این وجه شباهتهاست، زیرا که تشبیهات زیادی در زبانهای مختلف داریم که اصلاً وجود خارجی ندارد مانند:مثلاً می گوییم قرآن همچون آفتابی است که غروب ندارد در حالی که می دانیم آفتاب همیشه غروب دارد و یا اینکه هجران من همچون شبی است که پایان ندارد.

بهرحال هدف از تشبیه، مجسّم ساختن حقایق و قرار دادن مسائل عقلی در قالب محسوس است.

این ویژگیها را بخوبی و مراحل نهضت عاشورا و مجالس ابی عبداللّه (علیه السلام) می توان دید.

ما میوه های شیرین این مجالس را از آغاز تا کنون فراوان دیده ایم. بقاء تشیع بویژه در ایران اسلامی مدیون این مجالس است. رضاخان را برای براندازی اسلام آوردند اما این مجالس حسینی بود که نگذاشت. فرزند خبیث او هم همین هدف را دنبال می کرد اما به برکت این مجالس نتوانست و به فضل خداوند نخواهند توانست. و راز آنهمه تأکید اهل بیت(علیه السلام) و اصرار آنها بر برپائی مجالس ابی عبداللّه(علیه السلام) همین است که این مجالس است که از آرمانهای بلند سالار شهیدان پاسداری کرده و می کند و راز تأکید خلف صالح امامان، احیاگر آرمان بلند عاشورا در عصر و زمان ما امام خمینی (ره) برعزاداری سنّتی و برپایی مجالس حسینی همین است:

«الآن هزار و چهارصد سال است که با این منبرها، با این روضه ها، با این مصیبتها، و با این سینه زنیها ما را حفظ کرده اند تا حالا آورده اند اسلام را…هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش سرو سینه زن نباشد حفظ نمی شود…»(۴۲)

مجالس حسینی به حق مصداق بوستان های بهشتی است که در روایات آمده است: «عن رسول اللّه (ص) ارتعوا فی ریاض الجنه قالوا یا رسول اللّه و ماریاض الجنه قال مجالس الذکر؛(۴۳) در باغهای بهشت گردش کنید (از آنها بهره مند گردید) عرض کردند ای رسول خدا باغهای بهشت چیست؟ فرمود: مجالس ذکر و یاد خداوند.»

نیز فرمود:

«اذا رأیتم روضه من ریاض الجنه فارتعوا فیها قیل یا رسول اللّه(ص) و ماریاض الجنه فقال مجلس المؤمنین؛(۴۴) هرگاه باغی از باغهای بهشت را دیدید از آن بهره مند گردید عرض شد ای پیامبر خدا باغ بهشت چیست؟ فرمود: مجلس مؤمنان.»

مجالس حسینی، هم مجالس یاد خداست و هم مجالس مؤمنان. مجالس حسینی گوهری نفیس و ارزشمند برای حفظ اسلام است، لذاست که رهزنان دین پیوسته با آن مخالف بوده و در صدد تخریب برآمدند.

تاریخ مخالفت با مجالس حسینی

اولین گروه مخالف با عزاداری و مجالس حسینی بنی امیه که خود بانی جنایات در حادثه عاشورا بودند می باشند. هشام بن عبدالملک بیش از سایر سلاطین اموی در این راه تلاش کرد، آنان تلاش کردند که روز عاشورا را روز جشن و شادی بسازند. «و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین؛(۴۵) این روز(عاشورا) روزی است که آل زیاد و آل مروان بخاطر کشتن امام حسین (علیه السلام) شاد بودند.» ابن حجر می گوید نخستین کسی که روز عاشورا در حضور عبدالملک بن مروان و گروهی از صحابه و تابعین جشن گرفت حجاج بن یوسف ثقفی بود آنگاه اعلام شد که یادآوری قتل و شهادت حسین و مصائب آن بر گویندگان و خطباء حرام است.(۴۶)

بعد از آنان بنی العباس این راه را دنبال کردند و نمک خورها و نمکدان شکن ها به نام محبت اهل بیت مردم را به سوی خود فراخواندند و همانند بنی امیه با اهل بیت(علیه السلام) برخورد کردند. شاعر عرب ابوالعطاء سندی می گوید:

یا لیت ظلم بنی المروان دام لنو لیت عدل بنی العباس فی النّار(۴۷)

یعنی ای کاش ظلم و ستم بنی مروان برایمان ادامه داشت و عدالت بنی العباس در آتش بود.(۴۸)

آنان کینه بی پایانی با سالار شهیدان ابی عبداللّه الحسین(علیه السلام) داشتند. اولین اهانت به مرقد مطهر حضرت از سوی منصور عباسی و سپس فرزندش هارون صورت گرفت که دستور تخریب حرم امام حسین(علیه السلام) را صادر کردند و سپس در عصر متوکّل که بیشترین جسارتها بدستور او صورت گرفت مورخان نوشته اند: متوکّل در سالهای ۲۳۳، ۲۳۶، ۲۳۷، ۲۴۷، ۱۷ بار دستور تخریب حرم حضرت، شخم زدن، آب رها کردن بر مرقد نورانی ابی عبداللّه(علیه السلام) را صادر کرد.

ذهبی می گوید:

«و فیها امر المتوکّل بهدم قبر الحسین بن علی رضی اللّه منهما و هدم ما حوله من الدور و ان تعمل مزارع و منع النّاس من زیارته و حرثه و بقی صحرا و کان معروفا بالنصب فتألم المسلمون لذلک و فی ذلک یقول یعقوب ابن سکیت:

باللّه ان کانت امیه قداتتقتل ابن بنت نبیها مظلوماً

فلقد اتوه بنو عباس بمثلههذا لعمرک قبره مهدوماً (۴۹)

در این سال متوکّل دستور به نابودی حرم امام حسین(علیه السلام) و خانه های اطراف آن داد و دستور داد آنجا را شخم زدند و مردم را از زیارت امام حسین(علیه السلام) ممنوع ساخت، قبر را به کلی منهدم ساخت و گنبد و بارگاه حضرت تبدیل به یک بیابان صاف شد. متوکّل معروف به دشمنی با اهل بیت بود، یعقوب بن سکیت شاعر و ادیب معروف می گوید: به خدا قسم اگر بنی امیّه پسر دختر پیامبر را مظلوم کشتند بنی العباس هم همانند آنها عمل کردند و قبرش را منهدم ساختند. آنها متأسف بودند از اینکه نبودند تا در قتل حضرت شریک باشند و آنرا با برخورد با استخوانهای ابی عبداللّه(علیه السلام) جبران کردند.»

صاحب مقاتل الطالبین که از مورخان اهل سنت است نوشته که متوکّل این جسارتها را توسط فردی بنام دیزج که یهودی الاصل بوده به انجام رسانده است.این جسارت در دوره موفق عباسی در سال ۲۶۹ و در دوره المسترشد در سال ۵۲۶ صورت گرفت که بسیاری از اشیاء گران قیمت آن مضجع نورانی به سرقت رفت.(۵۰)

در کنار این اهانتها برخورد شدید با زائران و مجالس حسینی هم بوده است.

و بعد از آن برخوردها با عزاداری سالار شهیدان در سیره جباران و قلدران دیگر همانند رضاخان و صدام و تکفیری های عصر ما همچنان ادامه دارد.

همسر رضاخان (که او هم زن فاسدی بود) می گوید: «حسسینقلی خان اسفندیاری شوهر خواهرم که پزشک مخصوص رضا بود اعتقادی به حرفهای مذهبی نداشت و حتی با عزاداری امام حسین(علیه السلام) هم مخالف بود و می گفت در هیچ کجای دنیا مردم برای دشمنان خودشان عزاداری نمی کنند این عربها دشمن ملت ایران بوده اند و به ما حمله کرده اند و جان و مال و ناموس ایرانیان را مورد تعرض قرار دادند و از این قبیل حرفها می زد. رضا این حرفها را می پسندید و می گفت: من نمی فهمم چرا مردم برای عربها عزاداری می کنند.»(۵۱)

او در پی این اعتقاد دستور اکید برای مبارزه با مجالس عزاداری که آنرا موهومات می خواند صادر کرد.(۵۲)

در پرونده ننگین صدام این جلاد کم نظیر تاریخ برخورد با حرم سالار شهیدان نیز هست، در قصه انتفاضه شیعیان عراق صدام به بهانه مقابله با شیعیان توسط دامادش گنبد و حرم نورانی امام حسین(علیه السلام) را به توپ بست که البته هم دامادش سزای این جنایت ننگین و دیگر جنایات ننگین خود را دید، هم صدام! تازه این دنیاست، عذاب الیم در انتظار آنان است! در کنار هتک حرمت به حرم سیدالشهداء جسارتهای فراوان به مجالس عزاداری و عزاداران داشت.

به این ترتیب نتیجه ای که از این مباحث در پی آن بودیم اینست که عزاداری سالار شهیدان از حقایق و واقعیات بی تردید دین ماست، تشکیک در این امر تشکیک در امر بدیهی است، مجالس عزای حسین، مجالس نورانی الهی است باید پیوسته بر شکوه آنها افزوده گردد ولی باید توجه داشت که همیشه گوهرهای نفیس در معرض خطر ربوده شدن و آسیب دیدن هستند، باید مراقب بود از این مجالس در سمت و سو و جهتی که سالار شهیدان می پسندد استفاده گردد.

پی نوشت ها:

۱٫ تذکره الخواص، ص .۷

۲٫ الطبقات الکبری، ج ۱، ص .۱۲۳

۳٫ المستدرک علی الصحیحین، ج ۱، ص ۳۵۷؛ تاریخ المدینه ابن شیبه، ج ۱، ص ۱۱۸٫

۴٫ سنن ابی داود، ج ۱، ص ۵۸، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص .۴۸۲

۵٫ السیره الحلبیه، ج ۳، ص ۳۴۸٫

۶٫ مجمع الزوائد هیثمی، ج ۲، ص .۸۰

۷٫ ذخائر العقبی، ص .۵۶

۸٫ السیره الحلبیه، ج ۳، ص .۲۴۷

۹٫ المستدرک علی الصحیحین، ج ۱، ص ۳۶۱٫ السنن الکبری، ج ۳، ص ۴۰۷٫ سنن ابی داود، ج ۲، ص ۶۳، سنن ابن ماجه، ج ،۱ ص .۴۴۵

۱۰٫ المغازی واقدی، ج ۱، ص ۳۲۹٫

۱۱٫ الاستیعاب ابن عبدالبر، ج ۱،ص ۲۷۵، مسند احمد، ج ۲، ص .۴۰

۱۲٫ انساب الاشراف بلاذری، ج ۲، ص .۲۹۸

۱۳٫ مستدرک حاکم، ج ۱، ص ۳۸۱، مسند احمد، ج ۲، ص ۳۲۳٫

۱۴٫ صحیح بخاری، ج ۱، ص ۲۲۳، صحیح مسلم، ج ۳، ص ،۴۴ جامع الاصول، ج ۱۱، ص .۹۹

۱۵٫ صحیح ترمذی، رقم ۱۰۰۲٫

۱۶٫ شرح النووی، ج ۵، ص ۳۰۸٫

۱۷٫ سوره فاطر، آیه ۱۸٫

۱۸٫ سنن ابی داود، ج ۳، ص ۱۹۴، شماره ۳۱۲۹؛ شرح نووی، ج ،۵ ص .۳۰۸

۱۹٫ عقد الفرید ابن عبد ربه اندلسی، ج ۳، ص ۲۳۵، کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۷۳۱٫

۲۰٫ همان.

۲۱٫ المصنف ابن ابی شیبه، ج ۳، ص ۲۶۵؛ کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۷۳۱٫

۲۲٫ تهذیب الکمال، ج ۱۶، ص ۷۰٫

۲۳٫ در این زمینه کتابهای ذیل مفید است:

۱ اقناع اللائم علی اقامه المأتم تألیف علّامه سیدمحسن امین جبل عاملی، مؤسسه المعارف الاسلامیه.

۲ چرائی گریه و سوگواری تألیف نجم الدین طبسی این کتاب علیرغم اختصار آن در این بحث بسیار خوب از عهده بر آمد و در تدوین این بخش از آن بهرهمند شدم.

۳ وهابیت مبانی فکری و کارنامه عملی تألیف آیه اللّه سبحانی فصل آخر، گریه بر فراق عزیزان.

۲۴٫ سوره حج، آیه ۳۲٫

۲۵٫ عوائد الایام، ص ۳۱، عائده ۲٫

۲۶٫ تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۴۱۴، ذیل آیه ۱۶۵ بقره.

۲۷٫ سوره شوری، آیه ۲۳٫

۲۸٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۷، باب ثواب البکاء علی مصیبه الحسین(علیه السلام).

۲۹٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶٫

۳۰٫ سوره نساء، آیه .۱۴۸

۳۱٫ عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج ۱، ص ۳۲۹، امالی شیخ طوسی، ج ،۱ ص ۱۱۷، اقناع اللائم، ص .۱۹۳

۳۲٫ مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص .۱۷۹

۳۳٫ کامل الزیارات، ص ۱۰۷، ح ۱٫

۳۴٫ همان، ص ۱۷۴، باب ۷۱ ثواب من زار الحسین.

۳۵٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴٫

۳۶٫ کامل الزیارات، ص ۱۰۱ اقناع اللائم، ص .۱۸۱

۳۷٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص .۲۸۲

۳۸٫ همان، ص ۲۸۴٫

۳۹٫ همان، ج ۴۵، ص ۲۵۷٫

۴۰٫ مراجعه کنید به کتاب سیرتنا و سنتنا سیره نبینا صلی اللّه علیه و آله مرحوم علامه امینی و کتاب تاریخ النیاحه علی الامام الشهید دو جلد که به فارسی تحت عنوان اشکواره کربلا چاپ شده است.

۴۱٫ سوره ابراهیم، آیه ۲۵ .۲۴

۴۲٫ صحیفه نور، ج ۶۹، ص .۷۰

۴۳٫ بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۶۲٫

۴۴٫ امالی شیخ صدوق، ص ۶۸٫

۴۵٫ مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا.

۴۶٫ الصواعق المحرقه، ص .۲۲۱

۴۷٫ المحاسن و المساوی ابن قتیبه، ص .۲۴۶

۴۸٫ در رابطه با جنایات بنی العباس و برخورد وحشیانه آنها با علویان بنگرید به مقاله «دراسه الاسالیب الّتی ابتعها العباسیون او فی تثبیت سلطهتم» در مجموعه الآثار المؤتمر العالمی الثالث للامام الرضا، ج ۲، ص ۸۱ تا صفحه، .۱۱۷

۴۹٫ تاریخ الاسلام ذهبی.

۵۰٫ در ابن باره مصاحبه های پور امینی در روزنامه قدس ۷/۱۲/۸۴ سال نوزدهم شماره ۵۲۲۲، ص ۱۴ خواندنی است.

۵۱٫ خاطرات ملکه پهلوی، ص ۸۹ و ۹۰٫

۵۲٫ دین ستیزی رژیم پهلوی ص ۱۰، مرکز بررسی اسناد تاریخی.

منبع :پاسدار اسلام – دی ۱۳۸۷ – شماره ۳۲۵ –

با کودک، چگونه از مرگ صحبت کنیم؟

مقدمه

توضیح مرگ به کودکان، یکى از سخت‌ترین کارها براى اولیاست، به خصوص هنگامى که خود آنها، با غم مرگ عزیزى دست به گریبان هستند. اما مرگ، یک بخش غیر قابل انکار از زندگى است و چه بخواهیم و چه نخواهیم، از خیلى خردسالى، کودکان نسبت به آن کنجکاو مى‌شوند و به فهمیدن و پرسیدن درباره روش‌هایى که احساس غم مربوط به آن را به طور طبیعى نشان بدهد، علاقه‌مند هستند، روش‌هایى که بزرگترها، عزادارى مى‌نامند.

چگونگى نگاه کودکان به مقوله مرگ

شاید باعث تعجب باشد که بدانید حتى کودکان دو ساله، از مرگ آگاه هستند. کودکان در قصه‌هایشان یا برنامه‌هاى تلویزیون از مرگ مى‌شنوند، یا در اطراف خود، حیوانات خانگى یا خیابانى مرده را مى‌بینند. علی‌رغم این موارد، هیچ کدام از کودکان، مفهوم مرگ را نمى‌دانند. آنها نمى‌توانند مفهوم همیشگى بودن مرگ را درک کنند و در عوض، آن را به عنوان یک اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مى‌گیرند.

آنها تصور مى‌کنند که اجساد، هنوز مى‌خورند و مى‌خوابند و کارهاى همیشگى خود را انجام مى‌دهند، فقط با این فرق که این کارها را یا در آسمان‌ها و یا در زیر خاک انجام مى‌دهند. حتى وقتى یکى از اولیا یا خواهران و برادران کودک درگذشته است، او نمى‌تواند این اتفاق را براى آنها در نظر بگیرد.

واکنش کودکان نسبت به مرگ

کودکان به روش‌هاى مختلف، نسبت به مرگ واکنش نشان مى‌دهند. اصلا تعجب نکنید اگر کودک ۲ ساله‌اى، در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت کند، یا کودک ۵ ساله‌اى نخواهد به مهد کودک همیشگى‌اش برود، چرا که کودک در جست و جوى علت پریشانى و غمگینى بزرگترها است و مى‌خواهد بداند چرا برنامه روزمره‌اش تغییر کرده است. او با خودش فکر مى‌‌کند چرا به ناگهان جهان اطرافش این همه نگران کننده شده است. از سوى دیگر، ممکن است کودکى هم باشد که اصلا واکنشى به مرگ نشان ندهد، یا گاه گاهى در بین شادى و خوشحالى‌هاى کودکانه‌اش، به یاد آن بیفتد که این هم کاملا طبیعى است و دلیل سنگدلى کودک نیست!

اصولا کودکان، این مفهوم را کم‌کم و به آهستگى درک مى‌کنند و نباید انتظار داشت که همه موضوع را در یک لحظه یا یک روز بفهمند و حتى بسیارى از آنها، تا وقتى که کاملا احساس امنیت نکنند، به احساس غم خود، اجازه ظهور نمى‌دهند، یعنى فرایندى که ممکن است ماه ها تا سالها به طول بینجامد، به خصوص اگر مرگ عزیزى را شاهد بوده باشند. بعضى از کودکان، رفتارهایى انجام مى‌دهند که به نظر عجیب مى‌رسد. مثل بازی‌هاى تشییع جنازه یا اداى مردن کسى را درآوردن. این هم امرى طبیعى است، حتى اگر به نظر بزرگترها غیر معقول باشد. بنابراین، این روش ابراز احساسات در مورد مرگ را، نباید از کودک گرفت.

احساسات خود را در مورد مرگ توضیح بدهید

سوگوارى، یک قسمت بسیار مهم براى التیام غم مرگ عزیزان است و این، هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان، صادق است. کودک را نباید با سوگوارى شدید، وحشت‌زده کرد، ولى از طرفى هم نباید مسأله را بى‌اهمیت جلوه داد. به کودک باید توضیح داد که بزرگترها هم نیاز به گریه کردن دارند و این که ما به خاطر از دست دادن کسى ناراحت هستیم. در غیر این صورت، کودک کنجکاوانه تغییرات خلقى شما را درک مى‌کند و به خصوص وقتى حس کند مسأله‌اى وجود دارد، ولى شما سعى در مخفى کردن آن دارید، نگران‌تر مى‌شود.

پاسخ دادن به سوالات کودکان

به سؤالات کودک پاسخ دهید. کنجکاوى کودکان درباره مرگ، یک امر عادى است و نباید از سؤالات آنها فرار کرد، بلکه بهتر است از فرصت پیش آمده استفاده کرده و به کودک کمک کنیم تا بتواند با مسأله از دست دادن دیگران روبرو بشود. جواب‌هاى آسان و کوتاه عرضه کنید. کودکان، قدرت درک اطلاعات پیچیده و سنگین را ندارند. بنابراین سعى کنید براى توضیح مرگ، وارد جزئیات و بحث‌هاى پیچیده آن نشوید. آنچه براى کودکان به خصوص زیر ۵ سال درک بهترى دارد، توضیح مرگ به عنوان توقف تمام کارهاى جسمانى است.

مثلا به او گفته شود مردن این گربه، یعنى این که او دیگر راه نمى‌رود یا غذا نمى‌خورد و چیزى را نمى‌بیند و هیچ دردى را احساس نمى‌کند و جسم آن، دیگر کار نمى‌کند. کودکان نیاز دارند در مورد خودشان اطلاعاتى داشته باشند. ممکن است بپرسند که «من کى مى‌میرم؟» که در جواب بهتر است گفته شود: «هیچ کس نمى‌داند که کى کسى مى‌میرد، ولى بیشتر ما، زمان خیلى خیلى زیادى زندگى مى‌کنیم. من مطمئنم که تو تا وقتى که خیلى پیر بشوى، زندگى مى‌کنى»، یا ممکن است کودک بپرسد: «مامان، تو کى مى‌میرى؟!» این سؤال معمولا براى اولیا، خیلى تکان‌دهنده است.

عملا منظور کودک از این نوع سؤال، این است که آیا تو از من مراقبت مى‌کنى و یا چه کسى بعد از این، از من مراقبت مى‌کند، بنابراین بهتر است به کودک گفته شود «مامان، قوى و سالم است و خیلى خیلى وقت زیادى، پیش تو خواهد ماند». حتى به اولیا توصیه مى‌شود به کودکان زیر ۵ سال بگویند: «مامان نمى‌میرد»، «بابا نمى‌میرد». بنابراین اگر این گونه جواب بدهیم که «فرزند عزیزم! همه ما یک روزى مى‌میریم» براى کودک مانند این است که بگوییم ما همین امروز مى‌میریم!

از عبارت‌هایى که به یک امر خوب اشاره مى‌کند، پرهیز کنید

عبارت‌هاى معمول بزرگترها در مورد مرگ مثل «در آرامش، استراحت کردن» یا «خواب ابدى» یا «رفتن به یک جاى دور» براى خردسالان، بسیار گیج‌کننده است. پس نگویید که «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یک جاى دور رفته است». کودک ممکن است با این توضیحات، از رفتن به تختخواب نگران بشود و فکر کند که او هم ممکن است بخوابد و دیگر برنگردد، یا اگر شما به خرید و کار بروید، فکر کند که شما هم برنمى‌گردید.

مرگ را هر چه قابل لمس‌تر براى او توضیح بدهید مثلا بگویید: «پدربزرگ خیلى خیلى پیر شده بود و بدنش قادر به کارکردن نبود». اگر پدربزرگ قبل از مرگ مریض بوده، اطمینان حاصل کنید که کودک بفهمد مریض شدن، مثل سرماخوردن معنى مردن نمى‌دهد. به او توضیح بدهید که این مریضى‌ها، نمى‌تواند کسى را بکشد.

در مورد کاربرد واژه‌هاى خداوند و بهشت، با احتیاط کامل رفتار کنید

دقت کنید این مفاهیم را براى یک کودک ۵ ساله یا حتى کوچکتر بکار مى‌برید و هدف شما این است که او را آرام کنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نکنید. براى مثال اگر بگویید «مادربزرگ، الان خیلى خوشحال است، چون توى بهشت است». کودک فکر مى‌کند «چطور مادربزرگ واقعا خوشحال است اگر همه کسانى که دور و بر من هستند، این همه ناراحتند؟!» یا مثلا بگویید که «عمو آنقدر خوب بود که خداوند او را پیش خودش برد». کودک فکر مى‌کند اگر خدا عمو را پیش خودش برده چون خوب بوده، پس ممکن است مامان، من یا هرکس خوب دیگرى را نیز پیش خودش ببرد!» یا «اگر من هم خیلى خوب باشم، مى‌توانم برم پیش خداوند و بابابزرگ را ببینم» یا اینکه «سعى کنم که بچه بدى باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم!» بنابراین عبارتى بکار ببرید که او را نگران‌تر نسازد. مثلا بگویید: «ما خیلى ناراحتیم که بابابزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلى دلتنگ او مى‌شویم، ولى این خوب است که بدانى او الان پیش خداوند است».

منتظر واکنش‌هاى مختلفى از سوى کودک باشید

کودکان، علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه یا خشم نیز پیدا مى‌کنند. به خصوص اگر متوفى، یک فرد نزدیک خانواده باشد. مثلا کودک ممکن است فکر کند خواهرش به خاطر حسادت‌هاى او، مرده است یا چون او، خواهرش را کتک مى‌زده و اذیت مى‌کرده، مرده است و از این احساس، به احساس گناه شدید برسد. گاهى ممکن است کودک نسبت به متوفى، خشمگین بشود که چرا او را ترک کرده و رفته، یا حتى نسبت به شما، پزشکان و پرستاران احساس خشم کند.

ازسوى دیگر، کودک ممکن است با بروز رفتارى کاملا بى‌تفاوت، شما را متعجب کند؛ مثلا بگوید: «حالا که بابا پیش ما نیست، من راحت‌تر مى‌توانم بازى کنم!» از این گونه عبارات، تعجب نکنید و آنها را به حساب ناتوانى کودک از درک مفهوم پیچیده مرگ بگذارید. کودکان نمى‌توانند آن طور که بزرگترها معنى و اثر مرگ را درک مى‌کنند، این موضوع را درک کنند، بنابراین چنین کودکانى، سنگدل و بى‌احساس نیستند.

انتظار تکرار سوالات کودک را داشته باشید

سوالات تکرارى در مورد مرگ و توضیح علائم غم و ناراحتى براى کودک، ممکن است مدت‌ها به طول بینجامد. حتى با بزرگتر شدن وى و رشد مهارت‌هاى شناختى او، سوالات تازه‌ترى مطرح مى‌شود. نگران نباشید که توضیحات شما ناقص بوده، چرا که سوالات تکرارى کودکان، یک امر طبیعى است. تنها کارى که باید بکنید، این است که با صبر هر چه تمام‌تر، به آنها پاسخ دهید.

به کودک کمک کنید خاطرات خوب فرد فوت شده را به یاد بیاورد

صحبت از شیرینى با او بودن و اجازه تعریف از گذشته دادن، به کودک خیلى آرامش مى‌دهد. کودکان به روش‌هاى قابل لمس براى سوگوارى، نیازمند هستند، بنابراین به جاى شرکت در مراسم تدفین، کودک زیر ۵ سال مى‌تواند در خانه شمع روشن کند، یا یک آواز براى فرد درگذشته بخواند، تصویر او را بکشد یا در مراسم دیگر سوگوارى، شرکت داده شود. دادن یک وسیله از فرد فوت شده به کودک، براى ایجاد احساس آرامش در او بسیار موثر است، مثلا مى‌توان یک گردنبند از مادربزرگ را در اتاقش گذاشت.

گاهى اوقات مادر به علت سقط جنین بیمار، دچار سوگ مى‌شود. در این موارد، کودک نیز نگران مادر مى‌شود، حتى بدون این که بداند حاملگى و تولد چه معنى مى‌دهد. او ممکن است احساس گناه کند و یا به سوگ از دست رفتن نقش خواهر یا برادر بزرگتر شدن خودش بنشیند که شما از قبل به او وعده داده بودید. در این مواقع، کودک احتیاج دارد مطمئن بشود این گونه مرگ و میر، خیلى نادر است، به خصوص اگر شما قصد باردارى دیگرى دارید. به کودک باید توضیح داد «بچه فوت شده، به اندازه کافى بزرگ نشده بود که بتواند به دنیا بیاید و بیرون شکم مامان زندگى کند». به کودک خود اجازه بدهید با کشیدن یک نقاشى یا درست کردن یک کاردستى، در این باره سوگوارى خود را نشان بدهد.

وقتى با مساله مرگ رو به رو می‌شوید

در شرایط دشوارى که خود شما از یک غم بزرگ در رنج هستید، انتظار رفتار کامل و بدون اشکال از خود نداشته باشید. در این مواقع، ممکن است شما جلوى کودک گریه کنید، یا جواب سوالات او را در وهله اول نداشته باشید که این ها همه طبیعى است. بنابراین از دوستان و اقوام کمک بخواهید و به یاد داشته باشید هر چه شما به خودتان بیشتر کمک کنید تا با مسأله سوگ کنار بیایید، به کودکتان نیز بیشتر مى‌توانید یارى برسانید.

در مواقعى که از تلویزیون یک حادثه را مشاهده مى‌کنید، کودک شما اضطراب و نگرانى شما را درک مى‌کند. بنابراین به او بگویید: «از این که مردم ناراحت شده‌اند و با سختى رو به رو هستند، من هم ناراحت هستم. ولى در کنار تو، کودکم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم کرد».

سعى کنید که کودک هر چه زودتر، به زندگى همیشگى و روزمر‌ه‌اش برگردد، فعالیت‌ها و برنامه‌هاى همیشگى، به کودک کمک می‌کند که زودتر احساس امنیت و آرامش کند.

على غلام پور طالمى

منبع: دانشنامه رشد

روایات عزاداری در منابع اهل سنت

پرسش:

آیا عالمان اهل تسنن نیز مانند عالمان شیعه روایت و یا روایاتی درباره اهمیت عزاداری امام حسین ـ علیه السلام ـ از ائمه مطرح کرده اند؟

پاسخ:

بدون تردید امام حسین ـ علیه السلام ـ فرزند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و یکی از سروران جوانان اهل بهشت و از اهل بیت پیامبر ـ علیه السلام ـ می باشد که در قرآن کریم محبت و دوستی شان با آیه مودت(۱) بر مسلمین واجب گردیده است. و نیز روایاتی که از طریق اهل سنت نقل شده بر این محبت و دوستی تاکید دارند. یکی از این روایات که مشتمل بر جملات متعددی است با جمله «من مات علی حب آل محمد مات شهیدا» آغاز می گردد و به جمله «ألا و من مات علی بغض آل محمد مات کافراً و من مات علی بغضهم لم یشم رائحه الجنه» به پایان می رسد.(۲) فخر رازی که یکی از علمای برجسته اهل سنت است این روایت را در تفسیر خود نقل کرده در زیر آن می گوید: شکی در این نیست که بین فاطمه، علی، حسن و حسین و بین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تعلق شدیدی وجود داشته و واجب است که آنان آل محمد باشند.(۳)
این واقعه تاریخی غیر قابل انکار می باشد که امام حسین ـ علیه السلام ـ با یاران اندک خود به مظلومانه ترین وجه توسط یزید بن معاویه، در راه خدا و حفظ دین اسلام در کربلا و روز عاشورای سال ۶۱ هجری به شهادت رسیده و خانواده پاک او که خانواده پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود با مظلومانه ترین وجه به اسارت گرفته شدند. بنابر این برای یک مسلمان واقعی و پیرو راستین قرآن و سنت، همین آیه و روایات کافی است که نسبت به واقعه عاشورا اندوهگین و ماتم زده باشد و بدون شک بی تفاوتی نسبت به آن، دلیل بر بی مبالاتی نسبت به دستور خدا و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ می باشد، زیرا ممکن نیست کسی امام حسین ـ علیه السلام ـ را به عنوان قربی و اهل بیت پیامبر ـ علیه السلام ـ دوست داشته باشد، اما واقعه کربلا و عاشورا او را غمگین و ماتم زده نگرداند. و نیز ممکن نیست کسی مسلمان باشد اما قیام امام حسین ـ علیه السلام ـ را در برابر انحراف و ظلم و دشمنان اسلام به عنوان قیام ناب الهی در قالب مجالس و عزاداری گرامی ندارد.

علما اهل سنت هر چند از ائمه اطهار ـ علیه السلام ـ در مورد اهمیت عزاداری امام حسین ـ علیه السلام ـ روایاتی نقل نکرده اند، ولی از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ روایاتی را مبنی بر شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ نقل نموده که از آن جمله این روایت است: «… روزی حسین ـ علیه السلام ـ در کودکی بر پشت و گردن پیامبر ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ بازی می کرد که جبرئیل به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گفت آیا او را دوست داری فرمود بلی. جبرئیل گفت امت تو او را خواهد کشت. و سپس محل شهادت او را به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نشان داده و مشتی خاک سرخ رنگ را از آن محل برداشته و به ام سلمه می دهد…»(۴) و نیز روایاتی را در مورد حوادث روز عاشورا و وقایع بعد از آن نقل نموده که در یکی از این روایات چنین آمده است: «هنگامی که حسین بن علی کشته شد آفاق آسمان تا چندین ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و این سرخی آسمان حکایت از گریه آن داشته است.»(۵)

تفتازانی از متکلمین به نام اهل سنت می گوید:

ظلمی که بر اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ انجام گرفته نمی توان آن را پنهان نمود. زیرا بر این ظلم که در نهایت شناعت بوده، جمادات و حیوانات بی زبان شهادت می دهند و نزدیک بود که زمین و آسمان بر آن گریه کنند و کوه ها از جا کنده شوند و صخره ها تکه تکه گردند. پس لعنت خدا بر کسی که این کار را انجام داد یا به آن راضی شد و یا در این جهت کوشید. و عذاب آخرت شدید تر و ماندگار تر می باشد.(۶)
بنابر این می توان گفت علما آگاه اهل سنت نیز به خاطر واقعه عاشورا محزون و ماتم زده هستند. هر چند عوام آنان اطلاعات چندانی از مسئله عاشورا و کربلا ندارند. و لذا در برخی از مناطق اهل سنت دیده شده که در روز عاشورا برای امام حسین ـ علیه السلام ـ مجلس عزا تشکیل می دهند منتهی مجالس در میان اهل سنت به علت های مختلفی فراگیر نمی باشد.

اما فرقه وهابیت هماهنگ با سیاست بنی امیه و شخص یزید بن معاویه مراسم عزا و ماتم و سخنرانی را در روز عاشورا حرام و بدعت می دانند بلکه از این حد فراتر رفته این روز را مبارک شمرده و برای جشن و شادمانی و شیرینی خوری و خریدن لوازم جدید منزل و سرمه کشیدن و نظافت و امثال این ها مناسب می دانند و این فرهنگی است که حجاج بن یوسف ثقفی آن را در زمان خلافت عبدالملک مروان برای شکنجه و عذاب شیعیان پایه گذاری کرد.(۷) و برخی از سنی هایی بی اطلاع که با مراسم عزاداری روز عاشورا مخالفت می کنند متأثر از همین فرهنگ می باشند.

پی نوشت ها

  1. شوری: ۲۳٫
  2. زمخشری، جار الله محمد بن عمر، کشاف، ۴:۲۲۰، بیروت، دار الکتب عربی.
    رازی، فخر الدین محمد بن عمر، تفسیر کبیر، ۲۷:۱۲۲ ـ ۱۲۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۲۱ هـ
  3. احمد بن حنبل، مسند احمد، ۳: ۲۴۲، بیروت، دار صادر، و هیثمی، مجمع الزوائد، ۹:۱۸۷، بیروت دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ق.
  4. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، بیروت، دار الفکر، ۱۹۹۳ م و ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر ابن کثیر ۴:۱۴۳، بیروت، دار ا لفکر، ۱۴۰۱ ق و طبری، محمد بن جریر، تفسیر طبری، ۲۵:۱۲۴، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۵ ق.
  5. تفتازانی، سعد الدین مسعود بن عمر، شرح مقاصد فی علم الکلام، ۲:۳۰۷، پاکستان، دار النعماننیه، اول، ۱۴۰۱ ق.
  6. الوردانی، صالح، الشیعه فی مصر من الامام علی ـ ص ۳۴، قاهره، مطبعه مدبولی صغیر، اول، ۱۴۱۴ ق.