عبدالرضا بختیارون

نوشته‌ها

تربیت شاخه گلی برای بهشت(۲)

۴-۶- به بچّه‌ها محبّت کنیم و آنها را دوست بداریم

سرمنشأ بسیاری از انحرافات در بین پسران و دختران جوان، عدم رضایت از کانون محبّتی خانواده است. روابط پنهان، خانه گریزی، روی آوردن به مواد مخدر و مجالس گناه و بسیاری از معضلات دیگر، ریشه در عدم ارضاء حس دوستی برای جوان در کانون خانواده می‌باشد. انسان‌ها، کوچک و بزرگ، مرد و زن، همه تشنه محبّت و توجه دیگران هستند. یکی از حکمت‌های ازدواج و تشکیل خانواده، به وجود آمدن یک کانون عاطفی برای گفتن و شنیدن ابراز محبّت‌هاست.

امام ششم(علیه السّلام) از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت می‌کند: اَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ.(۶۲)؛ فرزندانتان را دوست بدارید، و به آنان رحمت آورید.

بعضى از مردم، علاقه چندانى به کودکان خود نشان نمی‌دهند، یا اگر علاقه دارند، اظهار نمی‌کنند و در رفتار با آنان، خشن و تند و سختگیرند. اینان بدانند که با این روش، که روشى غیرانسانى و اسلامی‌است، خود را از رحمت حق محروم می‌کنند.

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: اِنَّ اللّهَ لَیَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ.(۶۳)؛ همانا خداوند به بنده‌اش محض شدت عشقش به فرزندانشان رحم می‌کند.

امام هفتم(علیه السّلام) فرمود: اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیْسَ یَغْضِبُ لِشَیْء کَغَضَبِهِ لِلنِّساءِ وَ الصِّبْیانِ.(۶۴)؛ خداوند بزرگ، به چیزى مانند خشمش به نفع زنان و کودکان، خشم نمی‌گیرد.

خشم حق، محصول بى وفایى و بدرفتارى مردان، نسبت به خانواده است.

۴-۷- آن‌ها را ببوسیم و در آغوش بگیریم

فتال نیشابورى که از دانشمندان بزرگ شیعه است، در کتاب با ارزش روضه الواعظین از معصوم(علیه السّلام) روایت می‌کند: اَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَهِ اَوْلادِکُمْ فَاِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَه دَرَجَهً فِى الْجَنَّهِ مَسیرَهَ خَمْسِمِأَهِ عام.(۶۵)؛ فرزندان خود را زیاد ببوسید که به هر بوسیدنى، درجه‌اى در بهشت نصیب شما می‌شود، درجه‌اى که طول مسیر آن پانصد سال، راه است.

مردى به محضر رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: تاکنون فرزندم را نبوسیده ام. حضرت فرمود: همانا که این مرد، اهل آتش جهنّم است.

در این زمینه، فرقى بین دختر و پسر نیست. دختر و پسر، عنایت خدا و هر دو، فرزند انسانند. آنان که دختردار می‌شوند و به این خاطر، چهره درهم می‌کشند، روحیّه‌اى همانند روحیّه اعراب زمان جاهلیت دارند و وجودشان، آلوده به حماقت است.

۴-۸- برای آن‌ها نام نیکو انتخاب کنیم

پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقّ فرزند بر پدر، سه چیز است: نام نیکو بر او بگذارد و نوشتن به او بیاموزد و هر گاه بالغ شد براى او همسر بگیرد.(۶۶)
امام رضا(علیه السّلام) می‌فرمودند: سمّه باحسن الاسماء و کنّه باحسن الکنى.(۶۷)؛ فرزند خود را به بهترین اسم و کنیه، نامگذارى کن.

عن ابن عمر: انّ ابنه لعمر کانت یقال لها عاصیه فسمّاها رسول اللَّه(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) جمیله.(۶۸)؛ عمر، دخترى داشت که نامش «عاصیه» بود یعنى گناهکار و رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم)، آن اسم را تغییر داد و او را «جمیله» یعنى زیبا، نامگذارى کرد.

عن جعفر بن محمّد(علیه السلام) عن ابیه(علیهما السّلام): انّ رسول اللَّه کان یغیّر الاسماء القبیحه فی الرّجال و البلدان.(۶۹)؛ امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم)، اسم‌های قبیح مردم و بلاد را تغییر می‌داد.

۴-۹-نام آن‌ها را کامل و درست بگوییم

خداوند در قرآن، انسان‌ها را از دادن لقب زشت به همدیگر، باز داشته است. و لاتنابزوا بالالقاب(۷۰)؛ و با القاب زشت و ناپسند، یاد نکنید.

در حدیث کساء، حضرت زهرا(سلام الله علیها) بچّه‌هایش را این گونه صدا می‌زند:یا قره عینی و یا ثمره فؤادی”(۷۱)؛ ای نور چشمم و ای میوه دلم.

پس چه زیباست که ما نیز به پیروی از اهل بیت(علیهم السّلام) فرزندانمان را به نیکوترین شکل صدا بزنیم. علی جان، مریم خانم، گل پسرم، دختر نازم، فدات بشم، قربونت برم…

۴-۱۰- با آنها حرف بزنیم  

حرف زدن و گپ زدن با دیگران، پیام‌های زیادی دارد. علاقه داشتن به مخاطب، اهمّیّت او در شنیدن حرف‌های متکلم، قبول داشتن تکیه گاه، محبّتی بودن مخاطب و…

در سخن گفتن با بچّه ها، نه تنها می‌توان به ارضاء نیاز محبّتی آنها پاسخ گفت، بلکه می‌توان به درددل‌ها و دغدغه‌های آنها نیز پی برده و به حل آنها پرداخت. در ارتباط کلامی‌با فرزندان، قوه بیان و سخن گفتن آنها، ارتقا یافته و می‌توان او را با مسایل زندگی و داستان‌ها و مثل‌های زیبا آشنا کرد.

مقام معظم رهبری(مدظله) در مورد مادرشان می‌فرمایند: «مادرم، یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارى ذوق شعرى و هنرى، حافظ شناس البته حافظ شناس که می‌گویم، نه به معناى علمی‌و این‌ها به معناى مأیوس بودن با دیوان حافظ با قرآن کاملا آشنا بود و صداى خوشى هم داشت. ما وقتى بچّه بودیم، همه می‌نشستیم و مادرم قرآن می‌خواند؛ خیلى هم قرآن را شیرین و قشنگ می‌خواند. ماها دورش جمع می‌شدیم و براى ما به مناسبت، آیه‌هایى را که در مورد زندگى پیامبران هست؛ می‌گفت: من خودم اولین بار، زندگى حضرت موسى، زندگى حضرت ابراهیم و بعضى پیامبران دیگر را، از مادرم به این مناسبت شنیدم. قرآن که می‌خواند، به این جا که می‌رسید، بنا می‌کرد به شرح دادن. بعضى از شعرهاى حافظ، که الان هنوز یادم است بعد از سنین نزدیک شصت سالگى از شعرهایى است که آن وقت از مادرم شنیدم؛ از جمله، این یک بیت یادم است:

سحر چون خسرو خاور علم در کوه ساران زد

به دست مرحمت یارم در امیدواران زد

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

غرض، خانمی‌ بود خیلى مهربان، خیلى فهمیده و فرزندانش را هم البته همه مادران دوست می‌داشت و رعایت آنها را می‌کرد. مادرم خیلى خوش برخورد بود».(۷۲)

۴-۱۱- صدای آنها را بشنویم

چه بسیار پدر و مادرهایی که آن قدر غرق صحبت‌های دوستانه و خانوادگی، فیلم و تلویزیون یا دغدغه‌های روزمره می‌شوند که به هیچ وجه، متوجه حرف‌ها، دردل‌ها و شادی و غصه‌های فرزندشان نمی‌شوند. بابا من امروز ۲۰ گرفتم… من امروز تشویق شدم… امروز معلم از من درس نپرسید… امروز هم شاگردیم، مداد نو خریده بود… امروز در مدرسه، مرا اذیت کردند…

گویند فردی در گیشه سینما کار می‌کرده است. وقتی به منزل آمد، پسرش با نشاط به سوی او دوید تا کارنامه‌اش را به بابا نشان دهد. بابا کارنامه را گرفت و پاره کرد!! این نشان می‌دهد او هنوز، از سر کار برنگشته بود.

وقتی من گوش شنیدن سخنان او را ندارم، پس باید به دنبال دیگری بگردد.

۴-۱۲- در مشکلات با آن‌ها همدرد شویم

بسیاری اوقات، بچّه‌ها، از ما راه حل یا تشویق و تنبیه نمی‌خواهند؛ بلکه از ما انتظار هم زبانی و هم دردی دارند. مامان بابا… من امروز امتحانم را خوب ندادم! چگونه باید جواب او را بدهیم؟ خب معلومه! خوب باید درست را می‌خوندی…. بله! هر که به جا درس، کارتون ببینه، سزاش همینه… نکنه من باید به جات امتحان می‌دادم…

این ها، راه حل‌هایی است که خودش نیز می‌داند. گفتن این جملات گوینده را ارضاء می‌کند، اما اثری برای کودک ندارد. در این مواقع باید با مخاطب همراه و همدرد شد. حتما امتحانش خیلی سخت بوده… نکنه سؤالات را بد نوشته بودند… نکنه هوای کلاس، خیلی سرد بوده… شاید خودکارت وسط امتحان تمام شده… و بعد از همدردی، بسیاری از مواقع، خودش اعتراف می‌کند که کوتاهی کرده است.

۴-۱۳- کتکشان نزده و با آنها قهر نکنیم

کودکان، خیلی نازک دل و زود رنجند. تنبیه هر فرد، اگر متناسب با زشتی کار او نباشد و یا بیش از تحمل فرد باشد، ظلم است. کتک زدن بچّه ها، علاوه بر آن که منع شرعی دارد و در بعضی موارد، منجر به دیه می‌شود، از نظر اخلاقی نیز اثر بدی بر آنها دارد. به این روایت توجه کنید: قَالَ بَعْضُهُمْ شَکَوْتُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ابْناً لِی فَقَالَ لَا تَضْرِبْهُ وَ اهْجُرْهُ وَ لَا تُطِلْ.(۷۳)؛ فردی نزد امام موسی کاظم(علیه السّلام) آمد و از فرزندش، ابراز شکوایه کرد. امام فرمودند: او را نزن. با او قهر کن اما این قهر را، طولانی نکن.

۴-۱۴- تشویقشان کرده و به آن‌ها هدیّه بدهیم

رسول حق(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:”کسى که به بازار می‌رود و براى عیالش تحفه می‌خرد، مانند کسى است که در خانه مستمندان، صدقه می‌برد، او باید تحفه خریده شده را وقتى به خانه برد، ابتدا به دخترانش بدهد زیرا هر کس دخترش را خوشحال کند، چنان است که بنده‌اى از نسل اسماعیل را آزاد کرده، و هر کس دیده پسرش را با بردن تحفه روشن کند، گویا از ترس خدا اشک ریخته و کسى که از ترس خدا گریه کند، حضرت حق او را وارد بهشت‌هاى پرنعمت کند.”(۷۴)

۴-۱۵- با آن‌ها مهربانی و مدارا کنیم

یک روز پیامبر اعظم اسلام(صلى اللَّه علیه و آله و سلم)، با گروهى مشغول نماز بود. امام حسین(علیه السّلام) که کودکى بود، پهلوى آن حضرت بود. هر گاه که رسول خدا(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) به سجده می‌رفت، امام حسین(علیه السّلام) می‌‏ آمد و بر پشت مقدس آن بزرگوار، سوار می‌‏شد و پاهاى خود را حرکت می‌داد و می‌گفت: “حل حل “. وقتى پیغمبر اکرم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) می‌خواست سر از سجده بر دارد، امام حسین(علیه السّلام) را می‌گرفت و در پهلوى خود می‌‏نشانید. موقعى که رسول خدا(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) به سجده می‌رفت، امام حسین(علیه السّلام) نیز بر پشت مبارک آن حضرت، سوار می‌شد و می‌گفت: حل حل. امام حسین(علیه السّلام) این عمل را همچنان انجام می‌داد تا پیامبر خدا(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) از نماز، فراغت حاصل نمود. شخص یهودى گفت: یا محمّد! شما با کودکان عملى انجام می‌دهید که ما انجام نمی‌دهیم. پیغمبر اعظم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) فرمود: اگر به خدا و رسول ایمان آورده باشید، باید به کودکان ترحم کنید. یهودى گفت: من به خدا و رسول ایمان می‌آورم. وقتى آن یهودى کرامت و عظمت رسول خدا(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) را دید، اسلام آورد.(۷۵)

۴-۱۶- با دین،الگوهای دینی و آداب الهی آشنایشان کنیم

خداوند در بین مخلوقاتش، انسان‌هایی را به عنوان الگوی شخصیّتی و کمال بشری قرار داده است. انسان‌های کاملی که چراغ راه سعادت بشریت و در بالاترین نقطه بندگی خداوند قرار دارند. کودکان گمشده، آرزوهای خود را در افراد جستجو می‌کنند. اگر ما نتوانیم الگوهای مناسب را به آنها معرفی کنیم، آنها به سمت الگوهای کاذب سینمایی و کارتونی کشیده خواهند شد و به ناچار در کنار ارتباط عاطفه و نزدیک با این شخصیّت ها، به الگوگیری از آنها دچار می‌شوند.

قوه ی تشخیص کودکان، به آن اندازه نیست که بتواند در این بازتاب شخصیّتی، زشتی‌های افراد را دفع کنند. از جمله مسایلی که به وفور در ماهیت فیلم‌ها و کارتون‌های جدید به چشم می‌خورد، خشونت‌های سینمایی، ظرافت‌های محبّتی و جنسی، شوخی‌های رکیک، جملات زننده و نکات زشت اخلاقی دیگر است که توسط گوش و چشم کودکان دریافت می‌شود و بدون هیچ گونه تحلیلی در رفتار آنها بروز می‌کند. پدران و مادران، وظیفه دارند علاوه بر آن که کودک را از این گونه مسایل دور نگه دارند، با شیوه‌های جذاب دیگر، آنها را با الگوهای اصیل دینی و ملی که روحیه محبّت و کمک به دیگران، شجاعت و دلاوری، مبارزه با ظلم و بدی و احترام به دیگران را در او زنده می‌کنند، آشنا سازند.

روایت شده است که پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) به برخى از کودکان نگاه کرد و فرمود: واى به حال فرزندان آخر الزّمان از پدرانشان! گفتند:‌ اى پیامبر خدا! از پدران مشرک آنان؟ فرمود: نه، از پدران مؤمنشان که هیچ یک از واجبات را به آنان نمی‌‏آموزند، و اگر فرزندانشان خود، چیزى فرا گیرند آنان را از این کار باز می‌‏ دارند و به متاع اندک دنیا از آن خشنودند. من از آنان بیزارم و آنان نیز از من بیزار خواهند بود.(۷۶)

در سیره تربیّتی حضرت زهرا(سلام الله علیها) روایت شده است که ایشان از همان دوران کودکی فرزندانشان، آن‌ها را با ولایت علی(علیه السّلام) و شب زنده داری و به یاد مردم بودن، آشنا می‌کند. در روایتی می‌خوانیم: فاطمه(سلام الله علیها) با فرزندش حسن بازی می‌کرد و این اشعار را برای او می‌خواند:

أَشْبِهْ أَبَاکَ یَا حَسَنُ وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ***‏ وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَن؛

تو شبیه پدرت علی هستی، (پس) ریسمان را از گردن حق بگشا. عبادت کن خدایی را که بر تو منت و عطا دارد و با انسان‌های کینه توز و بد خواه، دوستی مکن.(۷۷)

در کتاب شریف مفاتیح الجنان، در عظمت شب زنده داری در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، به سیره ای از حضرت زهرا(سلام الله علیها) اشاره می‌کنند که: حضرت فاطمه(صلوات الله علیها) نمی‌‏ گذاشت در این شب، احدى از اهلش بخوابد و علاج می‌‏ فرمود خواب آنها را به کمی‌طعام و مهیا می‌‏کرد آنها را براى احیاء آن شب از روز یعنى امر می‌‏فرمود که روز را خواب و استراحت کنند که شب، خوابشان نبرد و احیا بدارند و می‌‏ فرمود که: محروم، کسى است که از خیر امشب، محروم بماند.

روایت زیر روایتی است که با توجه به اسامی‌سندش، می‌توان فهمید فضیلتی که دراین روایت برای حضرت زهرا(سلام الله علیها) نقل می‌شود از جمله فضایل عظیم آن بانوی بزرگوار است که زبانزد خاندان عصمت و طهارت(علیهم السّلام) بوده است: و روی عن جعفر بن محمّد  عن أبیه عن علی بن الحسین عن فاطمه الصغرى عن الحسین بن علی عن أخیه الحسن بن علی بن أبی طالب  قال: رأیت أمی‌فاطمه قامت فی محرابها لیله جمعه فلم تزل راکعه و ساجده حتى انفجر عمود الصبح و سمعتها تدعو للمؤمنین و المؤمنات و تسمیهم و تکثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشی‏ء فقلت لها یا أماه لم لا تدعین لنفسک کما تدعین لغیرک فقالت یا بنی الجار ثم الدار “(۷۸)

امام جعفر صادق(علیه السّلام) از پدرش امام باقر(علیه السّلام) و ایشان از پدرشان امام زین العابدین(علیه السّلام) نقل کردند که فاطمه صغری از امام حسین(علیه السّلام) شنید که امام حسن مجتبی(علیه السّلام) فرمود: شب جمعه‌ای دیدم مادرم فاطمه(سلام الله علیها) تا به صبح، مشغول رکوع و سجود در محراب عبادتش بود. شنیدم که ایشان برای همه مردان و زنان مومن، بسیاردعا می‌کرد و آن‌ها را به اسم، یاد می‌نمود. اما برای خودش، دعایی نکرد.(برایم سوال پیش آمد که چرا مادر، خودش را دعا نمی‌کند؟) گفتم: مادر! چرا آن گونه که برای دیگران دعا می‌کنی، برای خودت دعا نمی‌کنی؟ حضرت فرمودند: فرزندم! اول همسایه بعد خانه.

به راستی آیا فرزندی که با این فکر بزرگ می‌شود – که باید دیگران بر خود ترجیح داد- به مرز تجاوز به حقوق دیگران می‌رسد؟ یا شخص کریم و با سخاوتی می‌شود که هر مستمندی، با ورود به شهر مدینه، ابتدا سراغ خانه او را می‌گیرد. کسی که بارها اموالش را در راه خداوند بخشید و بارها با پای پیاده به حج رفت. عبداللَّه بن فضاله گوید: از امام پنجم یا ششم(علیهما السلام) شنیدم می‌فرمود: چون پسر بچّه، سه سالش شد، به او هفت بار تلقین کنند «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ»، و او را واگذارند تا سه سال و هفت ماه و ده روز و به او تلقین کنند «محمّد رَسُولُ اللَّهِ»(هفت بار ) و او را واگذارند تا چهار ساله شود و هفت بار «صلى اللَّه على محمّد» به او تلقین کنند و او را واگذارند تا پنج ساله شود و از او پرسند کدام دست، راست تو است و کدام چپ؛ چون آن را بداند، به سوى قبله ‏اش وادارند و به او گویند سجده کند و او را واگذارند تا شش ساله شود؛ و چون شش سالش تمام شود، به نمازش وادارند و رکوع و سجود به او آموزند و بگذارند تا هفت سالش تمام شود و سپس به او گویند روى و دستت را بشوى و چون شست، بگذارند نه سالش تمام شود و پس از اتمام نه سال، وضو به او آموزند و اگر مسامحه کند، او را براى یاد گرفتن آن، تنبیه کنند و دستور نمازش دهند و براى آن، او را بزنند و چون وضو و نماز آموخت، خدا، او را و پدر و مادرش را، بیامرزد.(۷۹)
در صورت کوتاهی پدران و مادران در تربیّت فرزندان، گرگ‌های فراوانی هستند که برای آن‌ها، دام گسترانده‌اند. از فرقه‌های ملحد و دارای انحرافات دینی و سیاسی گرفته تا گروه‌های ضد اخلاقی و شیطانی که تعداد آن‌ها بی‌شمار است. از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است که فرمودند: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَهُ بِرَأْیِهَا(۸۰)؛ به کودکان خود چیزى بیاموزید که خدا آن‏ها را بدان سود دهد. مبادا طائفه مرجئه عقیده خود را به آن‌ها تحمیل کنند.

وجود فرقه‌هایی مانند مرجئه و خوارج و صوفی‌ها و…، در عصر حاضر، تبدیل به ده‌ها فرقه ی بزرگتر دیگر شده است که با پیشرفت تکنولوژی و ابزار ارتباطی ماهواره و اینترنت، با حجم بیشتری در حال فعّالیّت بر علیه فرزندان ما هستند.

نکته ی مهمّ: تربیّت، سیر راهی با شروع و آغازی مشخص است که باید با صبر و حوصله مربی همراه باشد تا به نتیجه برسد. هر گونه ناشکیبایی و یا خستگی از این کار، چه بسا تمام زحمات مربی را از بین ببرد. رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: رحم اللَّه من اعان ولده على برّه. قال قلت کیف یعینه على برّه؟ قال یقبل می‌سوره و یتجاوز عن معسوره و لا یرهقه و لا یخرق به.(۸۱)؛ خداى رحمت کند کسى را که در نیکى و نیکوکارى، به فرزند خویش کمک کند. راوى حدیث پرسید: چگونه فرزند خود را در نیکى یارى نماید؟ حضرت در جواب چهار دستور داد: آنچه را که کودک، در قوه و قدرت داشته و انجام داده است، از او قبول کند. آنچه انجام آن براى کودک سنگین و طاقت‌‏فرسا است، از او نخواهد. او را به گناه و طغیان وادار نکند. به او دروغ نگوید، و در برابر او مرتکب اعمال احمقانه نشود.

۴-۱۷- هم بازی آن‌ها شویم

قال النّبىّ(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم): من کان عنده صبىّ فلیتصاب له.(۸۲)؛ رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود: کسی که دارای فرزند است، باید در تربیّت و پرورش او، با اخلاق کودکانه اقدام کند.

شاید برای ترجمه کامل‌تر این روایت، می‌توان این بیت را آورد که:

چون سر و کارت با کودک فتاد***راه و رسم کودکی باید نهاد

عن الاصبغ قال قال امیر المؤمنین(علیه السّلام): من کان له ولد صبا.(۸۳)؛ على(علیه السّلام) فرموده است: کسى که کودکى دارد، باید در راه تربیّت او، خود را تا سر حدّ طفولیت و کودکى تنزّل دهد. و قال(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم): رحم اللَّه عبدا اعان ولده على برّه بالاحسان الیه و التّألّف له و تعلیمه و تأدیبه.(۸۴)؛ رحمت خداوند بر پدرى که در راه نیکى و نیکوکارى، به فرزند خود کمک کند، به او احسان نماید و مانند کودکى، رفیق دوران کودکى وى باشد، او را عالم و مؤدّب بار آورد. بازى پدر و مادر با فرزند مانند لباس نو و کفش قشنگ و اسباب بازى، مایه مسرت و شادمانى کودک است. در اسلام، مسرور کردن کودک، از عبادت است. کارهاى اطفال در موقع بازى کردن و همچنین سخنانى که می‌گویند، حاکى از طرز فکر و روحیّه کودکان و نشان دهنده درجه شخصیّت روانى آنان است.

بزرگسالان می‌توانند در ضمن بازى با کودکان، به درجه هوش و مراتب لیاقت معنوى آنها نیز پى ببرند. عن ابى رافع قال: کنت ألاعب الحسن بن على(علیهما السّلام) و هو صبىّ بالمداحى. فاذا اصاب مدحاتى مدحاته قلت احملنى. فیقول و یحک! أ ترکب ظهرا حمله رسول اللَّه(صلى الله علیه و آله و سلم) فاترکه. فاذا اصاب مدحاته مدحاتى قلت لا احملک کما لا تحملنى. فیقول او ما ترضى ان تحمل بدنا حمله رسول اللَّه(صلى الله علیه و آله و سلم) فاحمله.

ابو رافع با حضرت حسن(علیه السّلام)، که کودک خردسالى بود، با چنین قرار بازى که هر کدام بر پشت هم سوار شوند، بازی را شروع کردند، وقتى نوبت سوارى به ابو رافع می‌رسید، حضرت مجتبى(علیه السّلام) به او می‌گفت: عجب دارم از تو که می‌خواهى بر دوش کسى سوار شوى که پیغمبر او را بر دوش خود سوار می‌کرد. وقتى دوباره نوبت سوارى امام حسن(علیه السّلام) می‌شد ابو رافع می‌گفت: همان طور که تو به من سوارى ندادى من هم تو را بر دوش خود سوار نمی‌کنم.حضرت به او می‌فرمود: آیا میل ندارى کسى را که پیغمبر به دوش خود می‌نشاند، بر دوشت سوار کنى؟! ناچار ابو رافع طفل را بر دوش خود سوار می‌کرد!(۸۵)

غریزه بازى در کودک‏(۸۶)

عن ابى عبداللَّه(علیه السّلام): الغلام یلعب سبع سنین و یتعلّم الکتاب سبع سنین و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین.(۸۷)؛ امام صادق(علیه السّلام) می‌فرمود: طفل، هفت سال بازى کند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد، هفت سال مقررات زندگى و حلال و حرام قانونى را یاد بگیرد. قَالَ الصَّادِقُ(علیه السّلام): دَعِ ابْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ یُؤَدَّبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَکَ سَبْعَ سِنِینَ…(۸۸)؛ همچنین امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: فرزندت را هفت سال آسوده بگذار تا بازی کند. تا هفت سال نیز به او آداب دینی را بیاموز و هفت سال او را در کنار خودت ملزم به نیکی‌ها کن…

یکى از فوائد بازى کردن، تمرین استقلال اراده و احیاء حس ابتکار است. موقعى که طفل روى خاک‌ها چاه می‌کند، وقتى دست به کار بنایى شده، اطاقک می‌سازد، تمام دستگاه فکرش مانند یک مهندس ساختمان، کار می‌کند و از موفقیت‌هاى خود، لذّت می‌برد. موقعى که در وسط کار، با مانع برخورد می‌کند، چاه فرو می‌ریزد یا اطاقک خراب می‌‏ شود، به فکر چاره‏‌جویى می‌‏افتد و همه این کارها، به رشد فکر و بروز شخصیّت او کمک می‌کند.

۴-۱۸-وسیله ی ازدواج فرزندانمان را فراهم کنیم

از جمله وظایف والدین، فراهم کردن زمینه ازدواج برای جوانان است. ازدواج، باعث دوری از زنا و محکم شدن ریشه‌های ایمان است. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: ‌اى جوان! ازدواج کن و از زنا بپرهیز که زنا، ریشه‌هاى ایمان را از دلت برمی‌کند.(۸۹)
آیات و روایات در ضمن تشویق جوانان به ازدواج، بخشی از خطاب خود را به سوی والدین و حاکمان و خیّرین جامعه قرار می‌دهد و می‌فرماید: وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی‌‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ(۹۰)؛ مردان و زنان بى همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگ دست باشند، خداوند آنان را از فضل خود بى نیاز می‌‏سازد، خداوند واسع و آگاه است.

پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: تزوّجوا، و زوّجوا؛ ألا! فمن حظّ امرئ مسلم إنفاق قیمه أیّمه. و ما من شى‏ء أحبّ إلى اللَّه عزّ و جلّ، من بیت یعمر فی الإسلام بالنّکاح. و ما من شی‏ء أبغض إلى اللَّه عزّ و جلّ، من بیت یخرب فی الإسلام بالفرقه- یعنی الطّلاق.(۹۱)

همسر اختیار کنید، و وسایل همسرى دیگران را فراهم آورید، و بدانید که از خوشبختى فرد مسلمان، پرداختن هزینه ازدواج زن بی‌‏شوهر است. و هیچ چیز را خداى بزرگ- در اسلام- بیش از خانه ‏اى دوست ندارد که با ازدواج، آبادان شود. و هیچ‏ خانه‏‌اى بیش از آن، مورد بغض خداى بزرگ نیست در اسلام که با جدایى زن و شوهر از یک دیگر- یعنى با طلاق- ویران شود.

در روایتی دیگر امام علی(علیه السّلام) می‌فرمایند: أفضل الشّفاعات أن یشفع بین اثنین فی نکاح حتّى یجمع اللَّه بینهما.(۹۲)؛ بهترین میانجی گری ها، آن است که میانجی گرى در ازدواج دو نفر باشد.

امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: من زوّج أعزبا کان ممّن ینظر اللَّه عزّ و جلّ إلیه یوم القیامه.(۹۳)؛ هر کس عزبى را به همسرى برساند، از جمله کسانى است که خداى بزرگ در روز قیامت، به او نظر خواهد کرد. هم چنین پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: سه کار را نباید تأخیر انداخت: نماز اول وقت، دفن میت، و تزویج پسر و دخترى که همسر مناسب یافته ‏اند.(۹۴)پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقّ فرزند بر پدر سه چیز است: نام نیکو بر او بگذارد و نوشتن به او بیاموزد و هر گاه بالغ شد براى او همسر بگیرد.(۹۵)

نکته: این توصیه، نه تنها در مورد پسران بلکه با همین بیان شدید، در مورد شوهر دادن دختران نیز مورد توجه دین قرار گرفته است. حضرت امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «مستحبّ است در شوهر دادن دخترى که بالغه است یعنى مکلّف شده، عجله کنند. حضرت صادق(علیه السّلام) فرمودند: «یکى از سعادت‌هاى مرد، آن است که دخترش در خانه او، حیض نبیند».(۹۶)

در رساله آیت الله مکارم شیرازی(مدظله) می‌خوانیم: «مستحبّ است در شوهر دادن دخترى که به حدّ بلوغ رسیده، تعجیل کنند، همچنین در مورد زن دادن به پسرانى که نیاز به همسر دارند».(۹۷)

امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: خداوند در مورد آنچه انسان‌ها به آن نیاز دارند، کوتاهی نکرده و همه ی آن‌ها را به پیامبر آموخت. روزى رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَتَانِی عَنِ اللَّطِیفِ الْخَبِیرِ فَقَالَ إِنَّ الْأَبْکَارَ بِمَنْزِلَهِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَکَ ثَمَرُهُ فَلَمْ یُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّیَاحُ وَ کَذَلِکَ الْأَبْکَارُ إِذَا أَدْرَکْنَ مَا یُدْرِکُ النِّسَاءُ فَلَیْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَهُ وَ إِلَّا لَمْ یُؤْمَنْ عَلَیْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ قَالَ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَنْ نُزَوِّجُ فَقَالَ الْأَکْفَاءَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنِ الْأَکْفَاءُ فَقَالَ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَکْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَکْفَاءُ بَعْض(۹۸)

‌اى مردم! جبرئیل از پیشگاه الهى نزد من آمد و گفت دختران بکر، مانند میوه درختند. موقعى که می‌رسد اگر چیده نشود، اشعه آفتاب، فاسدش می‌کند و وزش باد، آن را پراکنده می‌سازد. همچنین دختران وقتى به حدّ بلوغ رسیدند و مانند زنان در خویشتن تمایل جنسى احساس نمودند، دارویى جز شوهر ندارند و اگر همسر نگیرند، از فساد ایمن نیستند چه آن که بشرند و بشر، از خطا و لغزش مصون نیست.

۴-۱۹-جز لقمه حلال به آن‌ها ندهیم

از جمله آثار شگفت این عالم، اثر غذای حلال و حرام بر زندگی انسان هاست. در مورد غذایی که مورد استفاده قرار می‌گیرد، باید دو پاکی رعایت شود: پاکی ظاهری و پاکی باطنی. اگر ظاهر غذایی آلوده باشد، جسم را به بیماری می‌کشاند و وقتی باطن غذا آلوده شد، باعث کدورت و آلودگی باطن انسان می‌شود.

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: هر که مستجاب شدن دعایش، او را شادمان می‌‏ کند، باید کسب خود را پاکیزه گرداند. و فرمود: نخوردن یک لقمه حرام، نزد خدا، محبوبتر از دو هزار رکعت نماز مستحبّ است(۹۹)

رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند فرموده: مَنْ لَمْ یُبالِ مِنْ اَیِّ باب اکْتَسَبَ الدّینارَ وَ الدِّرْهَمَ لَمْ أُبالِ یَوْمَ الْقِیامَهِ مِنْ اَیِّ اَبْوابِ النّارِ اَدْخَلْتُهُ.(۱۰۰)؛ کسى که در کسب مال، پروا ندارد که از کجا می‌آورد، من در قیامت پروا ندارم که از کدام در، او را وارد آتش کنم!

مَنْ کَسَبَ مالاً مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ اَفْقَرَهُ اللهُ.(۱۰۱)؛ کسى که از غیر حلال، به کسب مال برخیزد، خداوند او را دچار فقر می‌کند.

مَنِ اکْتَسَبَ مالاً مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ کانَ زادُهُ اِلَى النّارِ؛ کسى که از غیر حلال کسب مال کند، آن مال، توشه او به سوى جهنّم است.

امیرالمؤمنین(علیه السّلام) فرمود: شَرُّ الاَْمْوالِ ما لَمْ یَخْرُجْ مِنْهُ حَقُّ اللهِ سُبْحانَهُ؛ بدترین اموال، آن مالى است که حق خدا(خمس و زکات و…) از آن خارج نشده باشد.

ثروتى که زکات، خمس، حق سائل، حق محروم، و دیگر حقوق شرعى آن پرداخت نشده، حلال مخلوط به حرام است، و تصرف در آن جایز نیست، و خوراندن حرام یا حلال مخلوط به حرام به زن و بچّه و دیگران، خود معصیتى غیر از معصیت به دست آوردن حرام، یا حبس حقوق واجبه است.

قرآن کریم در سوره تحریم می‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ عَلَیْها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ(۱۰۲)؛‌ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگ‌ها است نگاه دارید، آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سخت گیرند، و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی‌‏کنند و دستورات او را دقیقا اجرا می‌‏ نمایند.

در این آیه، به خوبی به این نکته اشاره است که ما نه تنها نسبت به مراقبت خود، بلکه نسبت به اطرافیّان خود نیز وظیفه داریم که آن‌ها را از عذاب دوزخ حفظ کنیم.

پی‌نوشت‌ها
۱- أمالی الصدوق۳۷۱، المجلس التاسع و الخمسون‏
۲- مکارم الأخلاق۲۲۲، فی فضل الأولاد،ص۲۱۸
۳- مستدرک‏الوسائل ۱۵/ ۱۶۴، ۵۹،باب استحباب ترک الصبی سبع سنین
۴- التحریم/ ۶
۵. الصحیفه السجادیه،۱۲۰(۲۵)(و کان من دعائه علیه السلام لولده علیهم السلام)
۶- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار،ج‏۵۸،۱۸۷،باب۴۴ حقیقه الرؤیا و تعبیرها و فضل الرؤیا الصادقه و علتها و عله الکاذبه،ص ۱۵۱
۷- شکوهى، غلامحسین؛ تعلیم و تربیت و مراحل آن، ص۶
۸- امینى، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، ص ١۴
۹- أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۱، ص۹۹
۱۰- المفردات فی غریب القرآن، ص ۳۳۶
۱۱- کاردان، علی محمد؛ معنى و حدود علوم تربیتى. ص۱۵
۱۲- شعراء
۱۳- سیف، على اکبر، روان‏شناسى پرورشى، ص١
۱۴- تلخیص براى توضیح بیشتر ر.ک به فصلنامه حوزه و دانشگاه سال دوم شماره پنجم، رابطه اخلاق و تربیت.
۱۵- شهاب الأخبار، ص ۳۰۹،الباب الرابع‏
۱۶- نهج البلاغه ص ۳۹۳، ۳۱ و من‏ وصیته وصیه له ع للحسن بن علی ع کتبها إلیه بحاضرین عند انصرافه من صفین، ص ۳۹۱
۱۷- الخصال ج‏۲، ۶۱۴
۱۸- تفسیر نمونه، ج‏۲، ص ۱۴۱
۱۹- بقره/ ۲۲۱
۲۰- نور/ ۳
۲۱- تحف العقول-ترجمه حسن زاده ۵۸۱
۲۲- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۱۴، ص ۱۹۳
۲۳- شهاب الأخبار،ص ۳۰۹
۲۴- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱،۱۸۴
۲۵- اخلاق در خانواده و تربیت فرزند،سید محمد نجفى یزدى
۲۶- من لا یحضره الفقیه، ترجمه غفارى ج‏۵، ۱۴۱
۲۷- نظام خانواده در اسلام
۲۸- مکارم الأخلاق،ترجمه میر باقرى، ج‏۱، ۳۹۸ فصل چهارم(در آداب زفاف و آمیزش و غیر از آن)، ص ۳۹۸
۲۹- مستدرک الوسایل حدیث ۱۶۵۴۵
۳۰- مستدرک،حدیث ۱۶۵۵۱
۳۱- مستدرک،حدیث ۱۶۵۵۴
۳۲- مستدرک،حدیث۱۶۵۶۴
۳۳- رساله عملیه،[مسأله ۴۵۰ چند چیز بر حائض حرام است‏]
مسأله ۴۵۰ چند چیز بر حائض حرام است: اول: عبادتهایى که مانند نماز باید با وضو یا غسل یا تیمّم به جا آورده شود…دوم: تمام چیزهایى که بر جنب حرام است سوم: جماع کردن در فرج، که هم براى مرد حرام است و هم براى زن، اگر چه به مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بیرون نیاید، بلکه احتیاط واجب آن است که مقدار کمتر از ختنه‏گاه را هم داخل نکند و در دبر زن حائض، وطى کردن، کراهت شدیده دارد.
۳۴- إرشاد القلوب إلى الصواب،ج‏۱، ۱۷۵ الباب الحادی و الخمسون فی أخبار عن النبی ص و الأئمه الأطهار
۳۵- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۶۳، ۱۷۷باب ۸ التفاح و السفرجل و الکمثرى و أنواعها و منافعها
۳۶- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۶۳، ۴۴۴ باب ۲۴ مضغ الکندر و العلک و اللبان و أکلها
۳۷- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۶۳، ۱۳۵ باب ۳ التمر و فضله و أنواعه
۳۸- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۶۳، ۱۳۵ باب ۳ التمر و فضله و أنواعه
۳۹- من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ۵۵۳ باب النوادر، ص۵۵۱
۴۰- اصول کافی ج ۶ صفحه ۴۵،حدیث ۱۲
۴۱- اصول کافی ج ۶ صفحه ۴۵،حدیث ۱۰
۴۲- وسائل الشیعه،ج‏۲۱،۴۶۷،۷۸ باب کراهه استرضاع الحمقاء و العمشاء
۴۳- بحار الأنوار،ج‏۱۰۰،۳۲۴ و الکافی ج‏۶، ۴۴ باب من یکره لبنه و من لا یکره
۴۴- وسایل، باب ۱۱ الرضاع و أحکامه
۴۵. بحار الأنوار ج‏۱۰۰، ۳۲۴ باب ۱۱ الرضاع و أحکامه
۴۶. وسیله النجاه(مع حواشی الإمام) ۷۲۶(مسأله ۸): یستحب أن یختار لرضاع الأولاد، المسلمه العاقله العفیفه الوضیئه ذات الأوصاف الحسنه
۴۷- تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص: ۵۴۶
۴۸- نقل روایی تفسیر نمونه از: بحار الانوار جلد ۱۰۳ صفحه ۲۹۵-
۴۹- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۳،۹۰ بستر خواب کودکان
۵۰- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۳، ۹۰ بستر خواب کودکان
۵۱- مکارم الأخلاق، ص ۲۲۳
۵۲- روایات تربیتی ج۳، ص ۹۰
۵۳- الحدیت،روایات تربیتى، ج‏۳، ص ۸۹
۵۴- همان
۵۵- همان
۵۶- همان
۵۷- الحدیت،روایات تربیتى، ج‏۳، ص ۹۰
۵۸. الحدیت،روایات تربیتى، ج‏۳، ص ۹۰
۵۹- همان
۶۰- همان
۶۱- همان
۶۲- من لا یحضره الفقیه ج‏۳، ۴۸۳ باب فضل الأولاد
۶۳- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى ۴۴۰،۱۳۲ حب الولد دوست داشتن فرزند
۶۴- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱، ۱۰۱ورع اجتناب از گناه
۶۵- روضه الواعظین و بصیره المتعظین ج‏۲، ۳۶۹ فصل فی ذکر حق الولد على الوالد
۶۶- مستدرک الوسائل ۲، ۲۵ البحار ۷۴، ۸۰
۶۷- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱،۱۹۲تغییر نام
۶۸- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱،۱۹۲تغییر نام
۶۹- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱، ۱۹۲تغییر نام
۷۰- حجرات/ ۱۱
۷۱- مفاتیح الجنان،حدیث کساء
۷۲- صدرى مازندرانى،حسن،گلهاى باغ خاطره(۱۱۰ خاطره و حکایت جالب و شنیدنى از مقام معظم رهبری)
۷۳- عده الداعی و نجاح الساعی،ص۸۹
۷۴- مکارم الأخلاق،ترجمه میر باقرى ج‏۱،ص ۴۲۴
۷۵- زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(نجفى)،ص ۳۳۱ بخش دوازدهم در باره فضائل و مناقب و امامت حضرت حسین ع
۷۶- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى،۴۴۵
۷۷- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۴۳،ص ۲۸۶، باب ۱۲ فضائلهما و مناقبهما و النصوص علیهما صلوات الله علیهما ص۲۶
۷۸- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى۲۰۰،۴۴ عبادتها علیها السلام(عبادت فاطمه علیها سلام الله)
۷۹- امالى شیخ صدوق،ترجمه کمره‏اى متن ۳۹۱ مجلس شصت و یکم‏
۸۰- الخصال ج‏۲،۶۱۴
۸۱- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۲،۳۵۱
۸۲- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۳، ۷۰ بازى با کودک
۸۳- همان
۸۴- همان
۸۵- الحدیت،روایات تربیتى، ج‏۳، ص ۷۲
۸۶- برگرفته از کتاب روایات تربیتی،فلسفی
۸۷- طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز متن‏ج‏۲،۱۱۷ الحدیث ۱۰۳۶ استحباب تعلیم الصبی الکتابه و القرآن سبع سنین
۸۸- من لا یحضره الفقیه،ج‏۳،۴۹۲ باب تأدیب الولد و امتحانه
۸۹- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱،۱۸۲ تسریع در ازدواج
۹۰- نور/۳۲
۹۱- الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج‏۶، ص ۲۳۰
۹۲- الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج‏۶، ص۲۳۰
۹۳- الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج‏۶، ص ۲۳۰
۹۴- نصایح،ص۱۲۸ فصل پنجم احادیثى بطرزى دیگر
۹۵- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى، ص۴۴۶
۹۶- توضیح المسائل(المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۵۰۱، مسأله ۲۴۵۹
۹۷- آیت الله مکارم شیرازی، رساله عملبه، بخش ازدواج
۹۸- الکافی، ج‏۵، ص ۳۳
۹۹- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى ص ۶۲۸ الکسب الحلال و الحرام کسب حلال و حرام
۱۰۰- طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز، متن‏ج‏۲، ص ۳۰
۱۰۱- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۶۶، ص ۳۸
۱۰۲- تحریم/ ۶
 
منابع
۱- قرآن کریم
۲- نهج البلاغه
۳- الصحیفه السجادیه
۴- آشتیانی،میرزا احمد، طرائف الحکم(اندرزهاى ممتاز)، نرم افزار گنجینه روایات
۵- امینى، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیّت، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۶- انصاریان،حسین،نظام خانواده در اسلام، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۷- حلی،ابن فهد،عده الداعی و نجاح الساعی، نرم افزار گنجینه روایات
۸- حرانی،ابن شعبه،تحف العقول،ترجمه حسن زاده، نرم افزار گنجینه روایات
۹- حر عاملی،محمّد،وسائل الشیعه، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۱۰- حکیمی،الحیات، ترجمه احمد آرام، نرم افزار گنجینه روایات
۱۱- خمینی،روح الله،وسیله النجاه(مع حواشی الإمام)، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۱۲- خمینی، روح الله،توضیح المسائل، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۱۳- دیلمی،شیخ حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب، نرم افزار گنجینه روایات
۱۴- راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، نرم افزار گنجینه روایات
۱۵- سیف، على اکبر،روان‏شناسى پرورشى، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۱۶- شکوهى، غلامحسین؛تعلیم و تربیّت و مراحل آن، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۱۷- صدوق،محمّد(شیخ صدوق)، خصال، نرم افزار گنجینه روایات
۱۸.صدوق،شیخ محمّد، أمالی، نرم افزار گنجینه روایات
۱۹- صدوق،شیخ محمّد،من لا یحضره الفقیه، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۲۰- صدرى مازندرانى،حسن، گلهاى باغ خاطره(۱۱۰ خاطره و حکایت جالب و شنیدنى از مقام معظم رهبرى)،نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۲۱.صابرى یزدى،على رضا و انصارى محلاتی، محمّد رضا،الحکم الزاهره، ترجمه انصارى، نرم افزار گنجینه روایات
۲۲- طبرسی،شیخ حسن،مکارم الأخلاق، نرم افزار گنجینه روایات
۲۳- طیب،سید عبدالحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور
۲۴- کاردان، علی محمّد، معنى و حدود علوم تربیّتى، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۲۵- کلینی، شیخ محمّد، اصول الکافی، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۲۶- فتال نیشابوری، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، نرم افزار گنجینه روایات
۲۷- فلسفی،محمّد تقی،الحدیث(روایات تربیّتی)،نرم افزار گنجینه روایات
۲۸- قاضی قضایی، شهاب الأخبار با ترجمه، نرم افزار گنجینه روایات
۲۹- قمی،شیخ عباس، مفاتیح الجنان، نرم افزار نورالجنان نور
۳۰- مجلسی،محمّد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، نرم افزار گنجینه روایات
۳۱- مشکینی،علی، نصایح، نرم افزار گنجینه روایات
۳۲- محدث اربلی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، نرم افزار گنجینه روایات
۳۳- مکارم شیرازی،ناصر، تفسیر نمونه،نرم افزار جامع التفاسیر نور
۳۴- مکارم شیرازی،ناصر،رساله عملیه، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۳۵- نجفی،زندگانى حضرت زهرا علیها السّلام، نرم افزار گنجینه روایات
۳۶- نجفى یزدى، سید محمّد اخلاق در خانواده و تربیّت فرزند، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
۳۷- نوری،میرزا حسین، مستدرک الوسائل، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۳۸- فصلنامه حوزه و دانشگاه سال دوم شماره پنجم، رابطه اخلاق و تربیّت.، نرم افزار کتاب‌های اسلامی‌در اینترنت ۳
 
نویسنده: عبدالرّضا بختیارون
منبع: سایت راسخون

تربیت شاخه گلی برای بهشت(۱)

چکیده: از آن جا که دین، نسخه ی کامل راهنمایی انسان‌ها به سوی کمال می‌باشد، با ارایه راه کارهای مناسب در مورد زندگی او، زمام امور وی را به دست می‌گیرد تا با راهی متقن و محکم او را، به سرمنزل مقصود برساند. واکنش‌های رفتاری فرد در دوران بزرگسالی، تا حدود زیادی بر مبنای شکل‌گیری او در دوران کودکی تا جوانی او انجام می‌گیرد. دورانی که غالبا در کانون خانواده سپری می‌شود. پس رفتار خانواده در این دوران، نمی‌تواند بدون تأثیر در شکل‌گیری فرد باشد.

در این مقاله در ابتداء اشاره ای به اهمّیّت تربیّت در متون دینی و بیان تفاوت آن با تعلیم می‌شود و سپس با عصاره‌گیری از آیات قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السّلام)، روزنه ای جدید به دنیای تربیّت دینی برای مخاطب باز می‌گردد. تربیّت دینی فرزندان دارای مراقبت‌های فراوانی است که در این جا حدود ۱۹ تا از آن‌ها توضیح داده شده است.
از جمله: مراقبت‌های دوران ازدواج، شب زفاف، بارداری، شیردهی، امور جنسی، به بچّه‌ها محبّت کنیم، آنها را ببوسیم و در آغوش بگیریم، برای آنها نام نیکو انتخاب کنیم، آن‌ها را کامل و درست صدا بزنیم، با آنها حرف بزنیم، صدای آنها را بشنویم، در مشکلات با آنها همدرد شویم، با آنها قهر نکنیم، آنها را تشویق کرده و به آنها هدیّه بدهیم، با آنها مهربانی و مدارا کنیم، آشنا کردن آنها با خدا و دین، بازی کردن با بچّه ها، ازدواج فرزندان و لقمه حلال؛

کلید واژه: تربیّت فرزند، تربیّت دینی، مراقبت‌های تربیّتی، وظایف والدین در تربیّت فرزندان؛

مقدمه: اهمّیّت تربیّت در متون دینی

أَمَّا حَقُّ وَلَدِکَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْکَ وَ مُضَافٌ إِلَیْکَ فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا بِخَیْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ أَنَّکَ مَسْئُولٌ عَمَّا وَلِیتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَهِ عَلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَعُونَهِ لَهُ عَلَى طَاعَتِهِ فَاعْمَلْ فِی أَمْرِهِ عَمَلَ مَنْ یَعْلَمُ أَنَّهُ مُثَابٌ عَلَى الْإِحْسَانِ إِلَیْهِ مُعَاقَبٌ عَلَى الْإِسَاءَهِ إِلَیْه.(۱)
اما حق فرزند بر تو، این است که بدانی این فرزند از تو و خوبی و بدی اش در جهان منسوب به توست. از این جهت که ولایت او بر عهده توست، نسبت به ادب کردن او و راهنمایی او به سمت پروردگارش و کمک به او در اطاعت خداوند مسؤول هستی. به گونه ای در تربیّت او تلاش کن که گویا می‌دانی اگر او عمل خوبی انجام دهد، تو نیز در ثواب آن عمل شریک هستی و اگر بدی نیز از او سر بزند، تو نیز بر بدی او عقوبت می‌شوی.

قسمتی از رساله حقوق امام سجّاد(علیه السّلام)

از جمله وظایف مهمّ که در آیات و روایات اهمّیّت زیادی نسبت به آن داده شده است، مسؤولیت پدر و مادر نسبت به تربیّت فرزندانشان می‌باشد. در اهمّیّت این وظیفه، همین بس که در روایتی، پیامبر خدا(صلی الله و علیه و آله و سلم) ارزش تربیّت فرزند را بالاتر از صدقه دادن ذکر کرده اند: وَ عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَأَنْ یُؤَدِّبَ أَحَدُکُمْ وَلَدَهُ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ یَتَصَدَّقَ بِنِصْفِ صَاعٍ کُلَّ یَوْم(۲)؛ اگر هر کدام از شما وقت خود را به ادب کردن فرزندش بپردازد، این کار او نزد خداوند، از این که هر روز نصف صاع صدقه بدهد، با ارزش تر است. یا در روایتی دیگر امیرالمومنین(علیه السّلام) می‌فرمایند: عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ مَا نَحَلَ وَالِدٌ وَلَداً نُحْلًا أَفْضَلَ مِنْ أَدَبٍ حَسَنٍ(۳)؛ هیچ هدیّه ای از طرف پدر و مادر، با فضیلت تر از ادب برای فرزندانشان نیست. در قرآن کریم، خداوند متعال، انسان را امر می‌کند که علاوه بر آن که خود از آتش جهنّم محفوظ می‌دارند، از خانواده اش نیز غافل نشده و آن‌ها را نیز باید از این عذاب سوزناک برهاند.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ عَلَیْها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُون(۴)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خانواده تان را نجات دهید از آتشی که آتش گیرانه ی آن مردمان و سنگ‌هایی بوده و بر آن آتش فرشتگان خشم آلوده گمارده شده‌اند که از دستور خدا به هیچ گونه سر پیچی نکرده و امر خدا را در عذاب مردمان انجام می‌دهند. البته این وظیفه خطیر آن چنان مشکل است که در انجام آن از خداوند مهربان نیز باید یاری جست و چون امام سجاد(علیه السّلام) دست به دعا برداشته و با خداوند این گونه مناجات کنیم که: وَ أَعِنِّی عَلَى تربیّتهِمْ وَ تَأْدِیبِهِمْ، وَ بِرِّهِم‏(۵)؛ بار الها! خودن مرا در تربیّت و ادب فرزندان و نیکی به آنها، یاری فرما….

در این نوشته کوتاه، شما با قسمتی از این وظایف از دیدگاه آیات و روایات آشنا می‌شوید.

فصل اول: معنای تربیّت

حَدِیثِ النَّبِیِّ(صلی الله علیه و آله و سلم): کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَهِ فَأَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِه‏(۶)؛ همه ی انسان‌ها با فطرت الهی به دنیا می‌آیند. اما از آن رو که خیر عالم بر مختار بودن انسان و حرکت نظام جهان بر اسباب و مسببات قرار گرفته است، احتمال انحراف این فطرت، از مسیر اصلی اش وجود دارد. برای حفظ او در این مسیر، باید او را تربیّت کرد.

محقّقان و نویسندگان بحث‌های تربیّتی، واژه تربیّت را به گونه‌های مختلفی تعریف کرده اند: تربیّت عمل عمدى فردى رشید است که می‌خواهد رشد را در فردى که فاقد ولى قابل آنست، تسهیل کند. تربیّت، سرپرستى از جریان رشد، یعنى اتّخاذ تدابیر مقتضى جهت فراهم ساختن شرایط مساعد براى رشد است.(۷) تربیّت عبارت است از انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ایجاد شرایط و عوامل لازم و کمک به شخص مورد تربیّت تا بتواند استعدادهاى نهفته ‏اش را در تمام ابعاد وجود و به طور هماهنگ پرورش داده، شکوفا سازد و به سوى هدف و کمال مطلوب تدریجا حرکت کند.(۸) تربیّت این است که هر چیزى را از مرتبه استعداد و قابلیّت، به مقام فعلیّت رسانده و کمالات لائق به او بخشیده‏ شود.(۹)

کتاب لغوی مفردات، واژه تربیّت را در ماده ی “ربب ” آورده و می‌گوید: الرَّبُّ فی الأصل: التربیه، و هو إنشاء الشی‏ء حالا فحالا إلى حدّ التمام(۱۰)؛ ربّ، در اصل از ماده تربیّت است. تربیّت این است که چیزی را پیاپی و پشت سر هم ایجاد کنی تا به نقطه کمال و اتمام برسانی. برخی اشاره کرده‌اند که نمی‌توان برای تربیّت معنای جامعی در سخنان اندیشمندان پیدا کرد.
“حقیقت این است که جستجوى یک تعریف صحیح و صریح در کتابهاى مهمّى که در زمینه تربیّت نوشته شده است، کار بیهوده‏ اى است”(۱۱) به نظر می‌رسد مفهوم تربیّت، از جمله مفاهیمی چون محبّت و علاقه یا دشمنی و کینه، مفهومی عام است که همه معنای آن را می‌دانند ولی در آوردن یک تعریف جامع و مانع در مورد آن عاجزند. پس سزاوار است در تبیین و توضیح این مفاهیم، به جای تعریف حقیقی، به تعریف لفظی یا تعریف به مصداق پناه ببریم.

همان گونه که حضرت ابراهیم(علیه السّلام) ربّ و پروردگار خود را این طور برای بت پرستان معرفی می‌کند: فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلاَّ رَبَّ الْعالَمِینَ(۷۷) الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ(۷۸)وَ الَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ(۷۹) وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ(۸۰) وَ الَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ(۸۱) وَ الَّذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ(۸۲)(۱۲)؛ همه آنها(آن بت‌ها و خدایان دروغین شما) دشمن منند مگر پروردگار عالمیان. آن کسى که مرا آفرید و هدایت می‌کند. و کسى که مرا غذا می‌دهد و سیراب می‌نماید. و هنگامى که بیمار شوم مرا شفا مى‌‏دهد. و کسى که مرا می‌میراند و سپس زنده می‌کند. و کسى که امید دارم گناهانم را در روز جزا به بخشد.

به بیان دیگر می‌توان گفت تربیّت یعنی، یک سلسله کارهای مراقبتی، در جدا نشدن انسان از مسیر کمال که این نقطه کمال در انسان، همان فطرت اوست. تربیّت یعنی این که فرد را به گونه ای در مسیر زندگی هدایت کنیم که با برآورده شدن نیازهایش، روز به روز به نقطه اوج و کمالش نزدیکتر شود. باید توجه داشت که با این بیان، تعلیم قسمتی از تربیّت است.

فصل دوم: تفاوت تعلیم با تربیّت

تعلیم، معنایی بسیار متفاوت با تربیّت را دارا می‌باشد. تعلیم از ماده علم و به معنای یاد دادن است. یا طبق تعریفی، تعلیم یعنی  آموزش، “عبارت است از فعالیت‌هایى که به منظور ایجاد یادگیرى در یادگیرنده از جانب معلم طرح ریزى می‌شود و به صورت کنش متقابل جریان می‌یابد.”(۱۳)
در این صورت باید دانست بین این دو واژه، این تفاوت‌ها وجود دارند:

۱ ـ پرورش غیر از آموزش است، در پرورش(تربیّت)، هدف رشد دادن و شکوفایى همه قابلیت‏‌ها و توانایی‌هاى بالقوه انسان است، بخلاف آموزش که هدف اصلى آن، انتقال معلومات است.

٢ـ به همین دلیل در مقایسه با تعلیم، تربیّت به مدت زمان بیشترى نیاز دارد.

٣ ـ در تعلیم، فقط(و یا به عبارتى بیشتر) با یک بعد از ابعاد وجودى انسان یعنى بعد شناختى و عقلانى او سر و کار داریم اما تربیّت، فراگیر و همه جانبه است و بیشتر با دل و قلب و روان او سروکار داریم.

۴ ـ تعلیم معمولاً بیشتر به وسیله معلم و در جاى معینى همچون مدرسه و کلاس درس صورت می‌گیرد ولى در تربیّت، همه عوامل موجود در محیط، به نحوى بر فرد تأثیر می‌گذارند.(۱۴)

فصل سوم – دو اصل اساسی در تربیّت

۳-۱- زمان شروع تربیّت

خیلی‌ها ممکن است فکر کنند تربیّت فرزندان، از موقعی شروع می‌شود که بچّه‌ها به سن فهم و درک نسبی یا تقریبا سن بلوغ رسیده باشند. در صورتی که برنامه ریزی برای تربیّت فرزند، نه از بدو بلوغ و نه از زمان بسته شدن نطفه، بلکه از زمانی که فرد، تصمیم به ازدواج می‌گیرد باید شروع شود.

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): و انظر فی أیّ نصاب تضع ولدک فانّ العرق دسّاس(۱۵)؛ بنگر که نطفه ات را در چه ظرفی قرار می‌دهی. رگ و ریشه ادامه پیدا می‌کند.

همسری که من برای خود بر می‌گزینم، مادر آینده ی فرزند من است. فرزند من اکثر روز را به طور معمول با او همراه و هم صحبت است. نزدیک ترین و مؤثر ترین گزینه ای که نقش مستقیمی در سعادت یا شقاوت او را دارا می‌باشد. از سوی دیگر، مرد خانواده، دو کارکرد اصلی در کانون خانه و خانواده دارد. او، هم مدیر اصلی خانه و هم عهده دار تأمین معاش خانواده است. آیا این مدیر تا چه حد با مبانی تربیّتی خانواده آشنایی دارد و یا اهمّیّت این موضوع تا چه حد برای او تبیین شده است؟ آیا نظر او در مورد مراجعه به یک مشاور دانا و دلسوز در مسیر زندگی چیست؟ آیا غیر از وظیفه تأمین ضروریات زندگی، تا چه مقدار برای ارتباط عاطفی با خانواده سرمایه گذاری می‌کند؟دیدگاه او در مورد کتاب، رسانه و عوامل اثرگذار دیگر مانند ارتباطات خانوادگی و دوستانه ای که باعث اوج یا افول بنیان یک خانواده است، چگونه می‌باشد؟ بر اساس مبانی دینی ما و گفتار بزرگان، لقمه، اثر فراوانی بر تربیّت در خانواده دارد. آیا مرد زندگی آینده ی من تا چه حد پایبند به رعایت حقوق مالی جامعه خویش می‌باشد؟(توضیح بیشتر در بخش۴-۱بحث ازدواج و بخش۴-۱۹-بحث لقمه ی حلال).

۳-۲- سبقت گرفتن در تربیّت فرزندان  

علاوه بر دقّت‌ها و مراقبت‌های تربیّتی که در فصل بعد به پاره ای از آنها اشاره می‌کنیم، از دیگر نکاتی که در روایات بر آن تأکید شده است، سبقت گرفتن و عجله کردن در شروع تربیّت است. منظور از سبقت در تربیّت، عجول بودن و شتاب زده عمل کردن نیست؛بلکه منظور ربودن گوی سبقت در شروع تربیّت و مدیریت آن است قبل از آن که دیگران، این کار را به عهده بگیرند. تربیّت را ما پیش ببریم نه این که تربیّت فرزندمان، مقهور تربیّت جامعه و اطرافیّان شود. انسان به مقتضای طبعش، همیشه به دنبال یافتن و کنجکاوی است. نفس انسان، به دنبال یافته‌های نو و سرگرمی‌های جدید است. این حس یافتن و سرگرمی، باید اشباع شود. اگر تو برای آن، مقابلش را تعریف کنی به سوی آن می‌رود اما اگر کسی برای اشباع این حس، برنامه نداشته باشد چه بسا به وسیله اسباب دیگری، از مسیر سعادتش خارج شود.”نفس را باید مشغول کرد که اگر تو آن را مشغول نکنی، او تو را مشغول می‌کند.

“امام علی(علیه السّلام) در نامه ای به امام مجتبی(علیه السّلام) می‌نویسد: إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَهِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُکَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّکَ(۱۶)؛ قلب جوان(و نوجوان) مانند زمینی بایر و بکری است که هر آنچه در آن کشت کنی، همان را قبول می‌کند. پس من قبل از آن که قلب تو کشتزار تیرگی‌ها شود و فکرت به جای دیگری(غیر از آنچه سعادت تو در آن است) مشغول شود، شروع به ادب کردن تو نمودم.

ربودن گوی سبقت در تربیّت فرزندان، اگر همیشه دارای اهمّیّت بوده است، در این دوره، با توجه به هجوم سرمایه گذاری‌های استکبار و شیاطینی که تنها به فکر پر کردن جیب خود هستند، اهمّیّت دو چندانی یافته است. سیل برنامه ریزی‌هایی که در نهایت آن، از بین بردن روحیه علم خواهی، کمال طلبی و غیرت دینی و ملّی در فرزندان ما و سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر جامعه هدف می‌باشد.

امام صادق(علیه السّلام) در مبارزه با این تفکرات شیطانی، ما را به اجرای برنامه ای پیشگیرانه فرا خوانده اند: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَهُ بِرَأْیِهَا(۱۷)؛ به کودکان خود چیزى بیاموزید که خدا آن‏ها را بدان سود دهد تا مبادا طائفه مرجئه(یکی از فرقه‌های گمراه) عقیده خود را به آن‌ها تحمیل کنند.

فصل چهارم: مراقبت‌های تربیّتی

برای تربیّت صحیح فرزندان و داشتن یک جامعه سالم انسانی، باید این مراقبت‌ها را در نظر گرفت:

۴-۱- مراقبت‌های مورد نظر در انتخاب همسر و ازدواج  

نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ(سوره بقره –آیه ۲۲۳)؛ ازدواج، وسیله ای برای تولّد انسان‌هایی صالح است که به عنوان مقدمه ای نیک، برای آخرت پیش فرستاده می‌شوند.
در تفسیر نمونه، به نکته ای زیبایی در مورد این آیه شریفه اشاره شده است. به این نکته توجه کنید:”در اینجا زنان، تشبیه به مزرعه شده ‏اند و این تشبیه ممکن است براى بعضى، سنگین آید که چرا اسلام درباره نیمى از نوع بشر، چنین تعبیرى کرده است در حالى که نکته باریکى در این تشبیه نهفته شده، در حقیقت، قرآن می‌خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانى نشان دهد که زن، وسیله اطفاء شهوت و هوس رانى مردان نیست، بلکه وسیله ‏اى است براى حفظ حیات نوع بشر، این سخن در برابر آنها که نسبت به جنس زن همچون یک بازیچه یا وسیله هوس بازى می‌نگرند، هشدارى محسوب مى‌شود.”(۱۸)

ازدواج و نزدیکی، برای بقاء نسل بشر و به وجود آمدن انسان‌هایی است که خلیفه پروردگار شوند. هیچ فردی برای جهنّمی شدن، به دنیا نمی‌آید. اما سهل انگاری در ازدواج، ابتذال و بی بند وباری، عدم آشنایی خانواده با روش‌های تربیّتی، عدم توجه به تربیّت صحیح فرزندان، پایین بودن سطح فرهنگی جامعه، ضعف اعتقادات و بسیاری مشکلات دیگر همه دست به دست هم داده و باعث جدایی و دور افتادن افراد از مسیر درست زندگی می‌شود.

خداوند در سوره بقره و نور، مومنان را از ازدواج با افراد بی ایمان و اهل فحشاء بر حذر می‌دارد:
وَ لا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَ لَأَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَ لا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ وَ یُبَیِّنُ آیاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ(۱۹)؛

و با زنان مشرک و بت‏پرست، تا ایمان نیاورده ‏اند، ازدواج نکنید! (اگر چه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسى نداشته باشید، زیرا) کنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است، هر چند(زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت ‏پرست، تا ایمان نیاورده ‏اند، در نیاورید!(اگر چه ناچار شوید آنها را به همسرى غلامان با ایمان در آورید، زیرا) یک غلام با ایمان، از یک مرد آزاد بت‏ پرست، بهتر است، هر چند(مال و موقعیت و زیبایى او،) شما را به شگفتى آورد. آنها دعوت به سوى آتش می‌کنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می‌نماید، و آیات خویش را براى مردم روشن می‌سازد، شاید متذکّر شوند.

الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَهً أَوْ مُشْرِکَهً وَ الزَّانِیَهُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ(۲۰)؛ مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک، ازدواج نمى‌‏کند، و زن زناکار را، جز مرد زناکار یا مشرک، به ازدواج خود در نمی‌آورد، و این کار بر مؤمنان تحریم شده است‏.

امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: پدر در حقّ فرزند خود، سه وظیفه دارد: گزینش مادر خوب براى او، انتخاب نام نیکو براى او، و سعى بلیغ در تربیّت او(۲۱)

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم): وَ إِیَّاکُمْ وَ تَزْوِیجَ الْحَمْقَاءِ فَإِنَّ صُحْبَتَهَا بَلَاءٌ وَ وُلْدَهَا ضَیَاع(۲۲)؛ مبادا با زن احمق، ازدواج کنید که همنشینی با او، بلاست و فرزندان او، بهره ای از درستی ندارند.

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): و انظر فی أیّ نصاب تضع ولدک فانّ العرق دسّاس(۲۳)؛ بنگر که نطفه ات را در چه ظرفی قرار می‌دهی. رگ و ریشه ادامه پیدا می‌کند.

و عنه(صلی الله علیه و آله و سلم): لا تنکحوا القرابه القریبه فانّ الولد یخلق ضاویا.(۲۴)؛ و نیز پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: با بستگان نزدیک، ازدواج نکنید که فرزند ضعیف و لاغر بوجود می‌آید.

محمّد حنفیّه، یکى از فرزندان حضرت على(علیه السّلام) است، حضرت على(علیه السّلام) در جنگ جمل، او را پرچمدار لشکر نمود، حضرت به او فرمان حمله داد، محمّد حمله کرد، اما دشمن با بارش تیر، مانع از حمله او شد، او صبر کرد تا تیرها کمتر شود، حضرت خود را به او رسانید و فرمود: نترس! در میان نیزه‌ها حمله کن که مرگ، سپر خوبى است. او کمى پیش روى کرد، ولى باز متوقّف شد، على(علیه السّلام) از این ضعف فرزندش آزرده شد، نزدیک آمد و با قبضه شمشیر بر او کوبید و فرمود: «ادرکک عرق من امک»، این ضعف و ترس را از مادرت به ارث برده‌اى!؛ آرى، اگر پدرى همچون حضرت امیر(علیه السّلام) که قهرمان بى‌همتاى میدان نبرد است، براى کسى باشد اما مادر او داراى برخى صفات نباشد، باز تاثیر مادر، سبب انتقال آن ضعف به فرزند مى‌شود.(۲۵)
یحیى بن عمران حلبى گوید: امام صادق(علیه السّلام) فرمود: شجاعت و دلیرى، در خراسانی‌ها است و شهوت و غریزه جنسى بسیار در سودانیها، و جود و کرم، و رشک و حسد در اعراب، پس توجّه کنید براى داشتن فرزندان، چه ظروفى را انتخاب می‌کنید.(۲۶) البته مترجم محترم این جمله را با کلمه “شرح ” اضافه می‌کند که: شرح: «این گونه اخبار، بیشتر ناظر به خریدارى کنیزان می‌باشد که در آن زمان مرسوم می‌بوده است».
اما به هر حال، مفهوم اصلی این روایت، مویّد دقّت در انتخاب همسر و به تعبیری مادر آینده فرزند این مرد می‌باشد. شیخ حسین انصاریان در کتاب ارزنده نظام خانواده در اسلام در بحث نقش تربیّتی مادر این داستان زیبا را نقل می‌کند: نوشته‌اند جوانى محکوم به اعدام شد، از او خواستند اگر وصیّت دارد بنویسد، گفت: وصیّت ندارم، ولى بسیار مایلم در این لحظات آخر عمر، مادرم را ببینم. مادرش را آوردند، هنگام وداع مادر، زبان و لب مادر را چنان گاز گرفت که مادر از شدت درد ضعف کرد، به او حمله کردند که ستمگر ظالم، این چه کارى بود کردى؟ گفت: ستمگر ظالم، این مادر است، این دار اعدام من، برپاشده مادر است، آن روزى که کودک بودم از همسایه یک عدد تخم مرغ دزدیدم مرا تشویق کرد تا شتردزد شدم و سپس قاتل از آب درآمدم!(۲۷)

۴-۲-مراقبت‌های شب زفاف

در احادیث اهل بیت(علیهم السّلام) علاوه بر توصیه در دقّت در ازدواج با مومنان صالح و خوش اخلاق، به دستوراتی نیز در مورد شب زفاف پرداخته و مومنان را توصیه می‌کند که با مراقبت‌های لازم، از به وجود آمدن فرزند ناقص و بی ایمان جلوگیری کنند. از امام صادق(علیه السّلام) روایت است که به یکى از اصحاب خود فرمود: چون همسرت به خانه‌ات آمد،(شب عروسى) دست به پیشانى او بگذار و رو به قبله بایست و بگو: «خداوندا! امانت تو را گرفتم و با کلمات تو(صیغه عقد)، ناموس و عورت او را بر خود حلال کردم، اگر از او فرزندى به من دادى، او را مبارک و سالم بدار و شیطان را در نطفه ‏اش، شریک مکن». و در روایت دیگرى است که: «پروردگارا! به پیروى کتاب تو، تزویج نموده‏ ام و به امانت تو، دست گذارده‌ام»، تا آخر. از کتاب نجات: روایت از ائمه(علیهم السلام): چون زفاف نزدیک گشت، مستحب است که به همسرت دستور دهى دو رکعت نماز بخواند و چون بر تو وارد شد، با وضوء باشد و تو نیز باید همین طور نماز بخوانى و خدا را سپاس بگو و بر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و آل او درود بفرست و بگو: «خداوندا! مهر و الفت و دوستى و محبّت و خشنودى او را نصیبم کن و او را وسیله خوشدلى و دلشادى من قرار ده و بین ما را به بهترین صورت و راحت‏ترین همکارى، با هم جمع کن که تو حلال را دوست دارى و از حرام بیزارى». و به هنگام آمیزش بگو: «خداوندا! فرزندى به من عطا کن که پاک و متقى باشد و در او نقص و اضافه‏ اى نباشد، و پایان کارش بخیر انجامد» و به هنگام جماع(بسم اللَّه…) بگو.(۲۸)

فِقْهُ الرِّضَا(علیه السلام): فَإِذَا دَخَلَتْ عَلَیْکَ فَخُذْ بِنَاصِیَتِهَا وَ اسْتَقْبِلِ الْقِبْلَهَ بِهَا وَ قُلْ اللَّهُمَّ بِأَمَانَتِی أَخَذْتُهَا وَ بِمِیثَاقِی اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا اللَّهُمَّ فَارْزُقْنِی مِنْهَا وَلَداً مُبَارَکاً سَوِیّاً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ شِرْکاً وَ لَا نَصِیبا(۲۹)؛ در کتاب فقه الرضا(علیه السّلام) آمده است که وقتی بر همسرت داخل شدی، موی پیشانی اش را بگیر و روی به قبله کن و بگو:….خدایا فرزندی با برکت و سالم نصیبم کن و در او، نصیب و سهمی برای شیطان قرار مده.(بنده خوب و صالح تو باشد)

دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ عَلِیٍّ(علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: النَّظَرُ إِلَى الْمُجَامَعَهِ یُورِثُ الْعَمَى‏(۳۰)؛ امام علی(علیه السّلام) فرمودند: هنگام نزدیکی، به شرمگاه نگاه نکنید که باعث کوری فرزند می‌شود.

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) أَنَّهُ قَالَ: یَا عَلِیُّ لَا تَتَکَلَّمْ عِنْدَ الْجِمَاعِ فَإِنَّهُ إِنْ قُضِیَ بَیْنَکُمَا وَلَدٌ لَا یُؤْمَنُ أَنْ یَکُونَ أَخْرَسَ(۳۱)؛ در وقت جماع سخن مگو که اگر کودکی از این عمل حاصل شود بیم آن می‌رود که لال شود.

وَ لَا تُجَامِعْ فِی أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ فِی وَسَطِهِ وَ فِی آخِرِهِ فَإِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِکَ فَلْیُسَلِّمْ لِسِقْطِ الْوَلَدِ وَ إِنْ تَمَّ أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مَجْنُوناً أَ مَا تَرَى أَنَّ الْمَجْنُونَ أَکْثَرُ مَا یُصْرَعُ فِی أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ وَسَطِهِ وَ آخِرِه‏(۳۲)؛ در اول و وسط و آخر ماه، نزدیکی نکن که در این صورت بچّه سقط می‌شود و اگر بماند بیم آن می‌رود که دیوانه شود.

اطاعت از شوهر، با وجود اهمّیّت بسیار و جهاد محسوب شدن برای زنان در برخی موارد که این اطاعت، باعث تولّد فرزند ناقص می‌شود، توسط شرع مقدس منع شده است. از جمله این موارد وقتی است که زن در ایام عادت ماهیانه قرار دارد و یا شوهر دچار گناه یا زشتی یا نقصی می‌باشد که باعث تولّد یک فرزند ناصالح می‌شود.(۳۳)؛ وَ قَالَ(علیه السلام) أَیُّمَا امْرَأَهٍ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ هُوَ شَارِبُ الْخَمْرِ کَانَ لَهَا مِنَ الْخَطَایَا بِعَدَدِ نُجُومِ السَّمَاءِ وَ کُلُّ مَوْلُودٍ یَلِدُ مِنْهُ فَهُوَ نَجِسٌ وَ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْهَا صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا حَتَّى یَمُوتَ زَوْجُهَا أَوْ تَخْلَعَ عَنْهُ نَفْسَهَا(۳۴)؛ هر زنی که از شوهر شراب خوارش اطاعت کند، به عدد ستارگان آسمان، برای او گناه می‌نویسند و هر مولودی که از او به دنیا بیاید، نجس می‌باشد. خداوند هیچ خیری را از او نمی‌پذیرد تا این که یا شوهرش بمیرد و یا او از این شوهر طلاق بگیرد.

۴-۳- مراقبت‌های دوران بارداری  

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: أَطْعِمُوا حَبَالاکُمْ السفرجل یُحَسِّنْ أَوْلَادَکُم(۳۵)؛ به زنان باردار میوه به بدهید که باعث نیکویی فرزندانشان می‌شود.

وَ عَنِ الرِّضَا(علیه السلام) قَالَ: أَطْعِمُوا حَبَالاکُمُ اللُّبَانَ فَإِنْ یَکُنْ فِی بَطْنِهَا غُلَامٌ خَرَجَ ذَکِیَّ الْقَلْبِ عَالِماً شُجَاعاً وَ إِنْ تَکُنْ جَارِیَهٌ حَسُنَ خُلُقُهَا وَ خِلْقَتُهَا وَ عَظُمَتْ عَجِیزَتُهَا وَ حَظِیَتْ عِنْدَ زَوْجِهَا(۳۶)؛ امام رضا(علیه السّلام) فرمود: به زنان آبستن خود، کندر بخورانید که اگر در شکم، پسر دارند هوشمند و دلیر گردد و اگر دختر باشد، خوش خلق و زیبا گردد و کفلش بزرگ شود و نزد شوهر خوش‏بخت و بهره‏مند شود.

أَبِی الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: مَا اسْتَشْفَتْ نُفَسَاءُ بِمِثْلِ الرُّطَبِ لِأَنَّ اللَّهَ أَطْعَمَ مَرْیَمَ جَنِیّاً فِی نِفَاسِهَا «۲»(۳۷)؛ امام صادق(علیه اسلام) فرموند: چیزی به مانند رطب برای زنی که تازه وضع حمل کرده، شفابخش نیست. زیرا خداوند مریم(سلام الله علیها) را در نفاسش به آن اطعام نمود.

عَلِیٍّ(علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) لِیَکُنْ أَوَّلُ مَا تَأْکُلُ النُّفَسَاءُ الرُّطَبَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِمَرْیَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ- وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُساقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ إِبَّانَ الرُّطَبِ قَالَ سَبْعُ تَمَرَاتٍ مِنْ تَمَرَاتِ الْمَدِینَهِ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ فَسَبْعُ تَمَرَاتٍ مِنْ تَمَرَاتِ أَمْصَارِکُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَالَ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ عَظَمَتِی وَ ارْتِفَاعِ مَکَانِی لَا تَأْکُلُ نُفَسَاءُ یَوْمَ تَلِدُ الرُّطَبَ فَیَکُونُ غُلَاماً إِلَّا کَانَ حَلِیماً وَ إِنْ کَانَتْ جَارِیَهً کَانَتْ حَلِیمَهً.(۳۸)؛

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اولین چیزی که باید به زن نفساء داده شود، رطب است. سؤال شد که یا رسول الله! اگر خرما تازه نباشد چه کنیم؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جواب دادند: اگر رطب نبود، هفت عدد از خرمای روستا و منطقه خودتان و اگر آن هم در دسترس نبود، هفت خرما از خرماهای شهر به او بدهید. خداوند باری تعالی فرموده است: به عزت و جلال و عظمتم سوگند، اگر زنی در روز زایمانش، رطب بخورد، اگر فرزندش پسر باشد یا دختر، بردبار و صبور خواهد شد.

یَا عَلِیُّ إِذَا حَمَلَتِ امْرَأَتُکَ فَلَا تُجَامِعْهَا إِلَّا وَ أَنْتَ عَلَى وُضُوءٍ فَإِنَّهُ إِنْ قُضِیَ بَیْنَکُمَا وَلَدٌ یَکُونُ أَعْمَى الْقَلْبِ بَخِیلَ الْیَد(۳۹)؛ ای علی! وقتی که همسرت باردار است، نباید با او نزدیکی کنی مگر این که وضو داشته باشی و گرنه بچّه شما، کور یا بخیل خواهد شد.

۴-۴- مراقبت‌های دوره شیر دهی  

مادر شیخ انصارى، همیشه فرزندش را با وضو شیر مى‌داد. یکى از بزرگترین علماء شیعه که کتاب‌هاى ارزنده وى، هم اکنون در حوزه‌هاى علمیه تدریس مى‌شود، آیت الله العظمى شیخ مرتضى انصارى(ره) است. به مادر شیخ گفته شد: فرزندت به درجات عالیه اى از علم و تقوى رسیده است. پاسخ داد: من ترقى بیشترى هم از او انتظار داشتم، زیرا هنگام شیر دادن، هرگز او را بدون وضو شیر ندادم، حتى در شبهاى سرد زمستان هم وضو مى‌گرفتم و سپس به وى شیر مى‌دادم. طبق روایات اعتقادات، اخلاق و حتی رفتار، زمان شیردهی زنی که طفل شیر او را می‌خورد بر خلق و خوی او اثر گذاشته و سنگ بنایی در شکل‌گیری شخصیّت فرد می‌شود.

قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ(علیه السلام): اسْتَرْضِعْ لِوَلَدِکَ بِلَبَنِ الْحِسَانِ وَ إِیَّاکَ وَ الْقِبَاحَ فَإِنَّ اللَّبَنَ قَدْ یُعْدِی(۴۰)؛ برای شیر خوردن طفل، زنان نیکو را انتخاب کنید و از زنان بدسیرت بپرهیزید که شیر تجاوز می‌کند.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام): انْظُرُوا مَنْ تُرْضِعُ أَوْلَادَکُمْ فَإِنَّ الْوَلَدَ یَشِبُّ عَلَیْه(۴۱)؛ در انتخاب زنان شیرده، دقّت کنید که فرزند شما بر آن شیری که می‌خورد بزرگ می‌شود (خلق و خوی زنی که به او شیر می‌دهد، از طریق این شیر به بچّه منتقل شده و در او اثر می‌گذارد).

عَنِ الرِّضَا(علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ(علیهم السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم): لَا تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقَاءَ وَ لَا الْعَمْشَاءَ فَإِنَّ اللَّبَنَ یُعْدِی‏(۴۲)؛ طفل را برای شیر خوردن به زن احمق و کور ندهید. شیر تعدی و تجاوز می‌کند (این که این شیر از سینه چه کسی مکیده می‌شود، مهمّ است و اخلاق زن شیرده، بر اخلاق بچّه اثر می‌گذارد.)

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: لَا تَسْتَرْضِعُوا لِلصَّبِیِّ الْمَجُوسِیَّهَ وَ اسْتَرْضِعْ لَهُ الْیَهُودِیَّهَ وَ النَّصْرَانِیَّهَ وَ لَا یَشْرَبْنَ الْخَمْرَ وَ یُمْنَعْنَ مِنْ ذَلِک‏(۴۳)؛ امام صادق(علیه السّلام) فرمودند:برای شیردهی طفل، او را به زن مجوسی ندهید. و زن یهودی و مسیحی نیز زمانی می‌توانند به او شیر دهند که شراب نخورده باشند و مواظب باشید که در زمان شیر دهی، سراغ شراب نروند.

عَنِ الصَّادِقِ(علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ(علیه السلام) قَالَ قَالَ عَلِیٌّ(علیه السلام): لَا تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقَاءَ فَإِنَّ اللَّبَنَ یَغْلِبُ الطِّبَاع‏(۴۴)؛ فرزندتان را برای شیر به زن احمق ندهید که شیر بر طبع‌ها غلبه می‌کند (این که فرد، شیر چه کسی را بخورد بر طبیعت و خلق و خوی او اثر می‌گذارد).

جَعْفَرِ بْنِ محمّد عَنْ آبَائِهِ(علیهم السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم): إِیَّاکُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقَاءَ فَإِنَّ اللَّبَنَ یَشِبُّ عَلَیْه‏(۴۵)؛ فرزندتان را برای خوردن شیر به زن احمق ندهید که فرزند بر شیر بزرگ می‌شود (این شیر بر خلق و خوی او تا دوران بزرگیش اثر می‌گذارد).

عن الکاظم(علیه السّلام) سئل عن امرأه زنت هل یصلح أن تسترضع؟ قال: «لا یصلح و لا لبن ابنتها التی ولدت من الزنا».(۴۶) از امام کاظم(علیه السّلام) سؤال شد که آیا سزاوار است طفل شیرخوار را برای خوردن شیر به زن زناکار بدهیم؟ امام فرمودند که نه تنها صلاح نیست طفل را به او بسپارید بلکه اگر دختری نیز از زنا برای او به دنیا بیاید، طفل شیرخوار را به آن دختر نیز نمی‌توان سپرد.

۴-۵- مراقبت‌هایی در امور جنسی(تربیّت جنسی)  

سوره نور، از پر محتواترین سور قرآنی است که محور اصلی آن، سوق دادن افراد و جوامع بشری به سمت پاکی و عفّت است.

در آیه ۶۰ سوره نور می‌خوانیم: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاهِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیابَکُمْ مِنَ الظَّهِیرَهِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاهِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لا عَلَیْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکُمْ بَعْضُکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ(۵۸) وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا کَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ(۵۹) وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(۶۰)؛

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، باید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده ‏اند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند: قبل از نماز فجر، و در نیمروز هنگامى که لباس هاى(معمولى) خود را بیرون می‌آورید، و بعد از نماز عشاء، این سه وقت خصوصى براى شما است، اما بعد از این سه وقت گناهى بر شما و بر آنها نیست(که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر طواف کنید(و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید) این گونه خداوند آیات را براى شما تبیین می‌کند و خداوند عالم و حکیم است.
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه در بیان فلسفه این دستور الهی در عنوان ” فلسفه استیذان و مفاسد عدم توجه به آن ‏” این گونه می‌نویسند: براى ریشه کن ساختن یک مفسده اجتماعى مانند اعمال منافى عفّت، تنها توسل به اجراى حدود و تازیانه زدن منحرفان کافى نیست، در هیچ یک از مسائل اجتماعى، چنین برخوردى نتیجه مطلوب را نخواهد داد، بلکه باید مجموعه‏ اى ترتیب داد از آموزش فکرى و فرهنگى آمیخته با آداب اخلاقى و عاطفى، و همچنین آموزش‌هاى صحیح اسلامى و ایجاد یک محیط اجتماعى سالم، سپس مجازات را به عنوان یک عامل در کنار این عوامل در نظر گرفت. به همین دلیل در این سوره نور که در واقع سوره عفّت است، از مجازات تازیانه مردان و زنان زناکار شروع می‌کند و به مسائل دیگر مانند فراهم آوردن وسائل ازدواج سالم، رعایت حجاب اسلامى، نهى از چشم‏ چرانى، تحریم متهم ساختن افراد به آلودگى ناموسى، و بالآخره، اجازه گرفتن فرزندان به هنگام ورود به خلوتگاه پدران و مادران، گسترش می‌دهد.
این نشان می‌دهد که اسلام، از هیچ یک از ریزه‏ کاری‌هاى مربوط به این مساله، غفلت نکرده است. خدمتکاران، موظفند به هنگام ورود در اطاقى که دو همسر قرار دارند، اجازه بگیرند.

کودکان بالغ نیز موظّفند در هر وقت، بدون اجازه وارد نشوند، حتى کودکان نابالغ که مرتّبا نزد پدر و مادر هستند نیز آموزش داده شوند که لا اقلّ در سه وقت(قبل از نماز صبح و بعد از نماز عشاء و هنگام ظهر که پدران و مادران به استراحت می‌پردازند) بدون اجازه وارد نشوند. این، یک نوع ادب اسلامى است هر چند متاسّفانه امروز کمتر رعایت می‌شود و با این که قرآن صریحا آن را در آیات فوق بیان کرده است، در نوشته‏‌ها و سخنرانى‏‌ها و بیان احکام نیز کمتر دیده می‌شود که پیرامون این حکم اسلامى و فلسفه آن بحث شود و معلوم نیست به چه دلیل این حکم قطعى قرآن، مورد غفلت و بى‌توجّهى قرار گرفته؟!
گر چه ظاهر آیه، وجوب رعایت این حکم است حتى اگر فرضا آن را مستحبّ بدانیم، باز باید از آن سخن گفته شود و جزئیات آن مورد بحث قرار گیرد. بر خلاف آنچه بعضى از ساده‏ اندیشان فکر می‌کنند که کودکان، سر از این مسائل در نمی‌آورند و خدمتکاران نیز در این امور باریک نمی‌شوند، ثابت شده است که کودکان(تا چه رسد به بزرگسالان)، روى این مساله فوق العاده حساسیت دارند و گاه می‌شود سهل‏ انگارى پدران و مادران و بر خورد کودکان به منظره ‏هایى که نمی‌بایست آن را ببینند، سرچشمه انحرافات اخلاقى و گاه بیماری‌هاى روانى شده است. ما خود، با افرادى بر خورد کردیم که به اعتراف خودشان، بر اثر بى‌توجهى پدران و مادران به این امر و مشاهده آنان در حال آمیزش جنسى یا مقدمات آن، به مرحله ‏اى از تحریک جنسى و عقده روانى رسیده بودند که عداوت شدید پدر و مادر در سر حد قتل! در دل آنها پیدا شده بود، و خود آنها نیز شاید تا مرز انتحار پیش رفته بودند!

اینجا است که ارزش و عظمت این حکم اسلامى، آشکار می‌شود که مسائلى را که دانشمندان امروز به آن رسیده ‏اند، از چهارده قرن پیش در احکام خود پیش- بینى کرده است و نیز در همین جا لازم می‌دانیم به پدران و مادران توصیه کنیم که این مسائل را جدى بگیرند و فرزندان خود را به گرفتن اجازه ورود، عادت دهند و همچنین از کارهاى دیگرى که سبب تحریک فرزندان می‌گردد از جمله خوابیدن زن و مرد در اطاقى که بچّه‏‌هاى ممیز مى‌‏خوابند، تا آنجا که امکان دارد پرهیز کنند و بدانند این امور، از نظر تربیّتى، فوق العاده در سرنوشت آنها مؤثر است.(۴۷)

جالب این که در حدیثى از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خوانیم که فرمودند: ایاکم و ان یجامع الرجل امرأته و الصبى فى المهد ینظر الیهما:” مبادا در حالى که کودکى در گهواره به شما می‌نگرد، آمیزش جنسى کنید”(۴۸)
تربیّت سالم یک نوجوان و جوان، بایسته‌ها و مراقبت فراوانی نیاز دارد از جمله ی این بایسته ها، دور نگه داشتن آن‌ها از محیط‌هایی است که زمینه ساز انحراف جنسی در آن‌ها می‌شود، خوابیدن به صورت برهنه، خوابیدن پسر و دختر با هم جنس یا جنس مخالف خود با یک روانداز، روبرو شدن با حرکات جنسی یا مقدمات زناشویی، شنیدن و مشاهده مسایل مربوط به روابط جنسی از جمله نکاتی است که در روایات مورد توجه قرار گرفته است.

عن ابى عبداللَّه(علیه السّلام) قال: لا یجامع الرّجل امرأته و لا جاریته و فی البیت صبىّ فانّ ذلک ممّا یورث الزّنا.(۴۹)؛ امام صادق(علیه السّلام) می‌فرمود: موقعى که در اطاق، کودکى حضور دارد مردان با زنان یا کنیزان خود نیامیزند، زیرا این عمل، طفل را به راه بى‏ عفّتى و زناکارى سوق می‌دهد.

قال ابو جعفر(علیه السّلام): ایّاک و الجماع حیث یراک صبىّ بان یحسن ان یصف حالک.(۵۰)؛ امام باقر(علیه السّلام) می‌فرمود: بپرهیز از مواقعه در جایى که کودک ممیزى تو را می‌بیند و رفتارت را، آن چنان درک می‌کند که قادر است به خوبى براى دیگران توصیف و تشریح نماید.

قال علىّ(علیه السّلام): مباشره المرأه ابنتها اذا بلغت ستّ سنین شعبه من الزّنا.(۵۱)؛ على(علیه السّلام) فرمود: دست مالى کردن مادر به آلت دختر بچّه ی شش ساله خود، یک قسم زنا محسوب است.

بوسیدن، در آغوش گرفتن، روى زانو نشاندن، به عضو مخصوص طفل دست زدن، عواملى براى تهییج تمایل جنسى هستند. براى این که غریزه جنسى کودکان از شش سال به بالا، در حال خمود و اختفاء بماند، اسلام در برنامه‏‌هاى تربیّتى خود، اولیاء اطفال را از این اعمال بر حذر داشته است.(۵۲)

قال رسول اللَّه(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم): اذا بلغت الجاریه ستّ سنین فلا یقبّلها الغلام و الغلام لا تقبّله المرأه اذا جاوز سبع سنین.(۵۳)؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود: دختر بچّه شش ساله را، پسر بچّه نبوسد و همچنین زنها از بوسیدن پسر بچّه ‏اى که سنش از هفت سال تجاوز کرده است خوددارى کنند.

عن ابى الحسن(علیه السّلام) قال: اذا اتت على الجاریه ستّ سنین لم یجز ان یقبّلها رجل لیست هى بمحرم له و لا یضمّها الیه.(۵۴)؛ حضرت ابى الحسن(علیه السّلام) فرموده است: وقتى دختر بچّه، شش ساله شد، مرد نامحرم حق ندارد او را ببوسد و همچنین نمی‌تواند او را در آغوش بگیرد.

عن ابى عبداللَّه(علیه السّلام) قال: اذا بلغت الجاریه ستّ سنین فلا ینبغى لک ان تقبّلها.(۵۵)؛ امام صادق(علیه السّلام) به راوى حدیث فرموده است: وقتى دختر بچّه به سن شش سالگى رسید، براى تو شایسته نیست او را ببوسى.

و عنه(علیه السّلام) سأله احمد ابن النّعمان فقال عندى جویریه لیس بینى و بینها رحم و لها ستّ سنین. قال: فلا تضعها فی حجرک و لا تقبّله(۵۶)؛ احمد بن نعمان از امام(علیه السّلام) سؤال می‌کند که دختر بچّه شش ساله ‏اى نزد من است و با من محرم نیست. امام در جواب فرمود: او را نبوس و در دامن خود قرار نده.

قال رسول اللَّه(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم): الصّبىّ و الصّبىّ، و الصّبىّ و الصّبیّه، و الصّبیّه و الصّبیّه یفرّق بینهم فی المضاجع لعشر سنین.(۵۷)؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود: بستر خواب پسر بچّه با پسر بچّه و پسر بچّه با دختر بچّه و دختر بچّه با دختر بچّه، در سن ده سالگى باید از هم جدا شود.

عن الباقر(علیه السّلام) قال: یفرّق بین الغلمان و النّساء فی المضاجع اذا بلغوا عشر سنین.(۵۸)؛ امام باقر(علیه السّلام) می‌فرمود: بایستى بستر خواب پسر بچّه ده ساله را از زنها جدا کنید.

عن ابن عمر قال قال النّبىّ(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم): فرّقوا بین اولادکم فی المضاجع اذا بلغوا سبع سنین.(۵۹)؛ رسول اکرم(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) می‌فرمود: موقعى که فرزندان شما هفت ساله شدند، بستر خوابشان را از یکدیگر جدا کنید.

روى انّه یفرّق بین الصّبیان فی المضاجع لستّ سنین.(۶۰)؛ در حدیث دیگرى آمده است که بستر خواب کودکان در شش سالگى از هم جدا می‌شود.

عن موسى بن جعفر قال قال علىّ(علیه السّلام): مروا صبیانکم بالصّلاه اذا کانوا ابناء سبع سنین و فرّقوا بینهم فی المضاجع اذا کانوا ابناء عشر سنین.(۶۱)؛ حضرت موسى بن جعفر(علیهما السّلام) از امام على(علیه السّلام) نقل کرده است که فرمود: در هفت سالگى، فرزندان خود را به نماز وادارید و در ده سالگى، بستر خواب آنها را از یک دیگر جدا کنید.

ادامه دارد…