عبادت ونیایش

نوشته‌ها

مناجات سپاسگزاران

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى اَذْهَلَنى عَنْ اِقامَهِ شُکْرِکَ تَتابُعُ طَوْلِکَ وَاَعْجَزَنى عَنْ

خدایا بخشش پى در پى تو انجام دادن سپاسگزاریت را از یاد من برد و ریزش فضل و احسانت مرا از

اِحْصاَّءِ ثَناَّئِکَ فَیْضُ فَضْلِکَ وَشَغَلَنى عَنْ ذِکْرِ مَحامِدِکَ تَرادُفُ

شمردن ثنا و ستایشت عاجز کرد و پشت سر هم آمدن نیکیهایت مرا از ذکر ستودنیهایت بازداشت و پیاپى

عَواَّئِدِکَ وَاَعْیانى عَنْ نَشْرِ عَوارِفِکَ تَوالى اَیادیکَ وَهذا مَقامُ مَنِ

رسیدن نعمتهایت مرا از نشر دادن نیکوئیهایت درمانده کرد و اینجا که من هستم جاى کسى است که

اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْماَّءِ وَقابَلَها بِالتَّقْصیرِ وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ

اعتراف به وفور نعمتهاى تو و در مقابل آنها به کوتاهى کردن خود دارد و به اهمال کارى و تلف کردن

بِالاِْهْمالِ وَالتَّضْییعِ وَاَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحیمُ الْبَّرُ الْکَریمُ الَّذى لا

عمر خویش گواهى دهد و تو اى خداى با عطوفت و مهربان و نیکوکار و بزرگوارى که روآورندگان بسویت را نومید

یُخَیِّبُ قاصِدیهِ وَلا یَطْرُدُ عَنْ فِناَّئِهِ امِلیهِ بِساحَتِکَ تَحُطُّ رِحالُ

نسازى و آرزومندات را از درگاهت نرانى ، امیدواران به آستانه تو بار امید خود را بیندازند

الرّاجینَ وَبِعَرْصَتِکَ تَقِفُ امالُ الْمُسْتَرْفِدینَ فَلا تُقابِلْ امالَنا

و آرزوهاى عطاخواهان به میدان وسیع کرم تو توقف کنند پس اى خدا تو آرزوهاى ما را

بِالتَّخْییبِ وَالاْیاسِ وَلا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالاِْبْلاسِ اِلهى

با نومیدى و یاءس روبرو مگردان و جامه ناامیدى و دل شکستگى بر ما مپوشان خدایا

تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ الاَّئِکَ شُکْرى وَتَض اَّئَلَ فى جَنْبِ اِکْر امِکَ اِیّ اىَ

در برابر نعمتهاى بزرگت سپاسگزارى من کوچک است و در جنب اکرام و بزرگوارى تو ثنا و

ثَناَّئى وَنَشْرى جَلَّلَتْنى نِعَمُکَ مِنْ اَنْوارِ الاْیمانِ حُلَلاً وَضَرَبَتْ

ستایش من خُرد و ناقابل است نعمتهاى تو زیورهایى از انوار ایمان بر من پوشانده و ریزه کاریهاى

عَلَىَّ لَطاَّئِفُ بِرّکَ مِنَ الْعِزِّ کِلَلاً وَقَلَّدَتْنى مِنَنُکَ قَلاَّئِدَ لا تُحَلُّ

نیکیت خیمه هایى از عزت برسرم زده و احسانهایت گردن بنده هایى به گردنم انداخته که باز نشود

وَطَوَّقَتْنى اَطْواقاً لا تُفَلُّ فَاَّلاَّئُکَ جَمَّهٌ ضَعُفَ لِسا نى عَنْ اِحْص اَّئِه ا

و طوقهایى بدان آویخته که نگسلد، نعمتهاى بسیار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان کرده

وَنَعْماَّؤُکَ کَثیرَهٌ قَصُرَ فَهْمى عَنْ اِدْراکِها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصاَّئِها

و بخششهاى فراوانت خِرد و فهم مر از ادراکش کوتاه کرده تا چه رسد به پى بردن به پایانش و با این

فَکَیْفَ لى بِتَحْصیلِ الشُّکْرِ وَشُکْرى اِیّاکَ یَفْتَقِرُ اِلى شُکْرٍ فَکُلَّما

ترتیب من چگونه مى توانم تو را سپاسگزارى کنم و همان سپاسگزارى من تازه احتیاج به سپاسگزارى دیگرى دارد و هرگاه

قُلْتُ لَکَ الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِکَ اَنْ اَقُولَ لَکَ الْحَمْدُ اِلهى فَکَما

بگویم ستایش مخصوص تو است براى همین جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص تو است خدایا چنانچه

غَذَّیْتَنا بِلُطْفِکَ وَرَبَّیْتَنا بِصُنْعِکَ فَتَمِّمْ عَلَیْنا سَوابِغَ النِّعَمِ وَادْفَعْ عَنّا

به لطف خویش ما را خوراک دادى و به پرورش خود پروریدى پس نعمتهاى فراوانت را بر ما کامل کن و ناگواریهاى

مَکارِهَ النِّقَمِ وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدّارَیْنِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها عاجِلاً

سخت و بد را از ما دور کن و عطا کن به ما از بهره هاى دو جهان برترو بهترش را چه اکنون

وَآجِلاً وَلَکَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلاَّئِکَ وَسُبُوغِ نَعْم اَّئِکَ حَمْداً یُو افِقُ

و چه در آینده و ستایش تو را است براى آزمایش نیکویت و نعمتهاى فراوانت ستایشى که برابر

رِضاکَ وَیَمْتَرِى الْعَظیمَ مِنْ بِرِّکَ وَنَداکَ یا عَظیمُ یا کَریمُ بِرَحْمَتِکَ

خوشنودیت باشد و احسان و بخشش بزرگ تو را به سوى ما جلب کند اى بزرگ و اى بزرگوار به رحمتت

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

اى مهربان ترین مهربانان

  1. بحارالانوار، جلد ۹۱، صفحه ۱۴۶.

مناجات خائفان

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى اَتَراکَ بَعْدَ الاْیمانِ بِکَ تُعَذِّبُنى اَمْ بَعْدَ حُبّى اِیّاکَ تُبَعِّدُنى اَمْ

خدایا آیا چنان مى بینى که پس از ایمان آوردنم به تو مرا عذاب کنى یا پس از دوستیم به تو مرا از خود دور

مَعَ رَجاَّئى لِرَحْمَتِکَ وَصَفْحِکَ تَحْرِمُنى اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى بِعَفْوِکَ

کنى یا با امیدى که به رحمت و چشم پوشیت دارم محرومم سازى یا با پناه آوردنم به عفو و گذشتت

تُسْلِمُنى حاشا لِوَجْهِکَ الْکَریمِ اَنْ تُخَیِّبَنى لَیْتَ شِعْرى اَلِلشَّقاَّءِ

مرا بدست دوزخ سپارى ؟ هرگز! از ذات بزرگوار تو دور است که محرومم کنى ، اى کاش مى دانستم که آیا مادرم مرا

وَلَدَتْنى اُمّى اَمْ لِلْعَناَّءِ رَبَّتْنى فَلَیْتَها لَمْ تَلِدْنى وَلَمْ تُرَبِّنى وَلَیْتَنى

براى بدبختى زائیده یا براى رنج و مشقت مرا پروریده ؟ کاش مرا نزائیده و بزرگ نکرده بود

عَلِمْتُ اَمِنْ اَهْلِ السَّعادَهِ جَعَلْتَنى وَبِقُرْبِکَ وَجِوارِکَ خَصَصْتَنى

و کاش مى دانستم اى خدا که آیا مرا از اهل سعادت قرارم داده و به مقام قرب و جوار خویش مخصوصم گردانده اى

فَتَقَِرَّ بِذلِکَ عَیْنى وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسى اِلهى هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ

تا چشمم بدین سبب روشن گشته و دلم مطمئن گردد خدایا آیا براستى سیاه کنى چهره هایى را که در

ساجِدهً لِعَظَمَتِکَ اَوْ تُخْرِسُ اَلْسِنَهً نَطَقَتْ بِالثَّناَّءِ عَلى مَجْدِکَ

برابر عظمتت به خاک افتاده یا لال کنى زبانهایى را که به ثناگویى درباره مجد

وَجَلالَتِکَ اَوْ تَطْبَعُ عَلى قُلُوبٍ انْطَوَتْ عَلى مَحَبَّتِکَ اَوْ تُصِمُّ

و شوکتت گویا شده یا مُهر زنى بر دلهایى که دوستى تو را در بردارد یا کَر کنى

اَسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِکْرِکَ فى اِرادَتِکَ اَوْ تَغُلُّ اَکُفّا رَفَعَتْهَا

گوشهایى را که به شنیدن ذکرت در ارادت ورزى به تو لذت برند یا ببندى به زنجیر کیفر دستهایى را

الاْمالُ اِلَیْکَ رَجاَّءَ رَاْفَتِکَ اَوْ تُعاقِبُ اَبْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِکَ حَتّى

که آمال و آرزوها به امید مِهرت آنها را به سوى تو بلند کرده یا کیفر کنى بدنهایى را که در طاعتت کار کرده تا

نَحِلَتْ فى مُجاهَدَتِکَ اَوْ تُعَذِّبُ اَرْجُلاً سَعَتْ فى عِبادَتِکَ اِلهى لا

به جایى که در راه کوشش براى تو نزار گشته یا شکنجه دهى پاهایى را که در پرستشت راه یافته خدایا

تُغْلِقْ عَلى مُوَحِّدیکَ اَبْوابَ رَحْمَتِکَ وَلا تَحْجُبْ مُشْتاقیکَ عَنِ

درهاى رحمتت را به روى یکتا پرستانت مبند و مشتاقانت را از

النَّظَرِ اِلى جَمیلِ رُؤْیَتِکَ اِلهى نَفْسٌ اَعْزَزْتَها بِتَوْحیدِکَ کَیْفَ

مشاهده جمال دیدارت محروم مکن خدایا نفسى را که به وسیله توحید و یگانه پرستیت عزیز داشته اى چگونه

تُذِلُّها بِمَهانَهِ هِجْرانِکَ وَضَمیرٌ انْعَقَدَ عَلى مَوَدَّتِکَ کَیْفَ تُحْرِقُهُ

به خوارى هجرانت پست کنى و نهادى را که با دوستى تو پیوند شده چگونه به

بِحَرارَهِ نیرانِکَ اِلهى اَجِرْنى مِنْ اَلیمِ غَضَبِکَ وَعَظیمِ سَخَطِکَ یا

حرارت آتشت بسوزانى خدایا پناهم ده از خشم دردناک و غضب بزرگت اى

حَنّانُ یا مَنّانُ یا رَحیمُ یا رَحْمنُ یا جَبّارُ یا قَهّارُ یا غَفّارُ یا سَتّارُ

مِهرورز اى پربخشش اى مهربان اى بخشاینده اى داراى بزرگى و عظمت اى به قهر گیرنده اى پرده پوش

نَجِّنى بِرَحْمَتِکَ مَنْ عَذابِ النّارِ وَفَضیحَهِ الْعارِ اِذَاامْتازَ الاْخْیارُ

نجاتم ده به رحمت خود از عذاب دوزخ و رسوایى ننگ (یا برهنگى ) در آن هنگام که نیکان

مِنَ الاْشْرارِ وَحالَتِ الاْحْوالُ وَهالَتِ الاْهْوالُ وَقَرُبَ الْمُحْسِنُونَ

از بدان جدا گردند و احوال دگرگون شود و هراسها مردم را فراگیرد و نزدیک و مقرب شوند نیکوکاران

وَبَعُدَ الْمُسیَّئُونَ وَوُفّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَهُمْ لا یُظْلَمُونَ

و دور گردند بدکاران و به هر کس هر چه کرده است داده شود و ستم به ایشان نشود.

  1. بحارالانوار، جلد ۹۱، صفحه ۱۴۳ و ۱۴۴.