عاشق شدن

نوشته‌ها

اگر به دنبال شریک ازدواج هستید

نامناسب بودن همه ی مردها، آشکار نیست. ممکن است زنی با مردی آشنا شود و قبل از این که بفهمد این مرد مناسب او نیست، به او علاقمند شده و وابسته اش گردد. اگر هنوز در سنین بیست سالگی هستید و نمی‌توانید از برخورد و آشنایی با مردانی که در این مقاله برایتان معرفی می‌کنیم، مقاومت کنید، چندان اشکالی ندارد، روابط شما برای کسب تجربه، چندان هم بد نیست.

اما اگر به دنبال شریک ازدواج هستید، وقت خود را با مردهایی مثل این‌ها که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم، تلف نکنید. البته ممکن است این مردان در نگاه اول، معقول به نظر بیایند و حتی با شما زندگی کنند و دوستتان هم بدارند (البته به طریق خودشان)، اما مطمئن باشید که هیچوقت با شما ازدواج نخواهند کرد. اگر به دنبال رابطه‌ای طولانی مدت و بادوام هستید و با یکی از انواع مردهای زیر رابطه دارید، سریعاً رابطه تان را قطع کنید.

مردانی که به شما پاسخ نمی‌دهند!

اگر با مردی قرار می‌گذارید و او به طریق معمول، به سؤالات و صحبت‌های شما پاسخ نمی‌دهد، دیگر به او فکر نکنید. این آدم ممکن است عصبی باشد یا اصلاً از شما خوشش نیامده باشد. البته علت حرف نزدن یا جواب ندادن‌های او اهمیت چندانی هم ندارد.

اگر بعد از مدتی معقول با شما تماس نگرفت، اصلاً منتظر او نمانید. اگر از احساس چیزی نمی‌داند و به رابطه جنسی پیش از ازدواج اسرار دارد، لزومی ندارد که باز هم با او بمانید. اگر با شما گفتگوهای عاشقانه نمی‌کند، به این خاطر است که احتمالاً شما را نمی‌خواهد، و مهم هم نیست که چرا!

مردانی که می‌خواهند سوپراستار شوند!

مردانی که می‌خواهند سوپراستار شوند (حال در عرصه‌های مختلف) اصلاً موارد خوبی برای ازدواج به حساب نمی‌آیند. رویای ستاره شدن، هر علاقه ی دیگری را در زندگی عادی و زندگی زناشویی آنها از بین می‌برد. بدتر از همه این که عاقبت زنی که چنین مردی را در راه رسیدن به رویایش یاری کند، بسیار دردناک است: پاداش ستاره شدن، رسیدن به انواع و اقسام زن‌ها و دخترهای زیبا و جذاب است.

همیشه همینطور بوده است. مردها در هر عرصه‌ای که معروف شوند، چه سینما، چه سیاست، تجارت یا هر رشته دیگری، زنان بخشی از پاداش و درآمد آنها هستند. زنان زیادی دور این آدم‌ها موفق چرخ می‌زنند و آماده ی انجام هر خدمتی برای آنها هستند!! اما اکثر خانم‌ها این واقعیت تلخ را فراموش می‌کنند. من همیشه از تعداد زیاد تلفن‌های خانم‌هایی که فکر می‌کنند مرد زندگیشان فلان هنرپیشه یا خواننده مشهور است، در عجبم، آنهم نه به عنوان قهرمان رویاهای زندگیشان، بلکه به عنوان شوهر!!

مردان متاهل

این دسته از مردان که وضعیتشان معمولاً مشخص‌تر از سایرین است، اما با این وجود، باز هم زنان زیادی برای مشاوره به من مراجعه می‌کنند و می‌گویند که عاشق یک مرد متاهل شده اند و از این قبیل مشکلات! این مسئله ممکن است برای هر کسی در زندگی اتفاق بیفتد. من، خودم به شخصه فکر می‌کنم اگر از این دسته از مردان دوری می‌کردم، زودتر از این‌ها ازدواج می‌کردم. اما منم مثل بقیه زن ها، باید این تجربه‌ها را به دست می‌آوردم.

من به طور جدی با دو مرد متاهل رابطه داشتم که یکی از آنها وقتی من با او آشنا شدم، از همسرش جدا شده بود. بعد از یک سال که من با او رابطه داشتم، خانمش (که طی آن مدت، قسم می‌خورد با او رابطه ی جنسی ندارد) از او حامله شد. آن یکی هم تا بعد از هفته‌ها آشنایی، هنوز به من نگفته بود که متاهل است. من هم که خیلی عاشق او بودم، کار احمقانه ام را ادامه دادم و نمی‌توانستم از او جدا شوم و باز هم می‌دیدمش. هر دو این آدم‌ها به من هدیه می‌دادند، با من شام بیرون می‌رفتند و … اما هیچکدام رفتار یک همسر را با من نداشتند.

مردان متاهل معمولاً ترفندهای زیادی برای به دام انداختن شما دارند. در شروع آشنایی ممکن است به شما بگویند که “فقط کمی متاهل هستند!!” اگر شما برخورد مثبت از خود نشان ندادید، سعی می‌کنند شما را با هزار و یک دلیل قانع کنند و معمولاً می‌گویند که با همسرشان تفاهم ندارند و یا همسرشان آنها را درک نمی‌کند یا سالهاست که با او سکس نداشته‌اند و فقط منتظر این هستند که بچه‌هایشان ازدواج کنند تا از هم طلاق بگیرند.

شما نباید هیچیک از این حرف‌ها را باور کنید. حتی ممکن است بعضی از آنها، به دروغ به شما بگویند که مجردند. شما از کجا ممکن است پی به دروغ آنها ببرید؟ البته راه‌ها و نشانه‌های زیادی وجود دارد. چنین مردی، هیچوقت شماره تلفن خانه‌اش را به شما نخواهد داد. روزهای تعطیل و آخر هفته‌ها هیچوقت با شما نخواهد بود. با دلایل و بهانه‌های مسخره، قرار ملاقات‌ها را بر هم می‌زند. معمولاً کم پیش می‌آید که شب را کنار شما سپری کند و …

مردی که به تازگی از زن قبلی جدا شده است!

این مرد هم ممکن است متاهل باشد، چون هنوز عمیقاً به همسر یا دوست دختر قبلیش وابسته است. این مرد که به تازگی از همسر یا دوست دخترش جدا شده است، اصلاً موقعیت یا روحیه ی مناسبی ندارد که شما لایق آن باشید.

قلب این مرد، شکسته است. هنوز هم به برگرداندن و زندگی با زن قبلی فکر می‌کند. از فکر این که ممکن است ان زن با مرد دیگری رابطه داشته باشد، دیوانه می‌شود. دلش به حال بچه‌هایش می‌سوزد، برای خانه‌ای که از دست داده، متاسف است و نگران این است که چطور می‌تواند همه ی این چیزها را دوباره بسازد. او اصلاً برای دوباره عاشق شدن، آمادگی ندارد. مدت زمان زیادی باید بگذرد تا او، این آمادگی را به دست آورد.

او ممکن است هر وقت که شما بخواهید با شما قرار بگذارد، اما مطمئناً هیچوقت از ساعاتی که کنار او می‌گذرانید، لذت نخواهید برد. مهم نیست کجا بروید یا چه به یکدیگر بگویید، همه ی کارهایی او، نشانی از زندگی گذشته‌اش خواهد داشت. چنین مردهایی همیشه به دنبال زنانی هستند که بتوانند موقتاً خلاء زندگی آنها را پر کنند. این زن‌ها فکر می‌کنند که با نزدیک شدن به آن مرد و برقراری رابطه صمیمانه، قادر خواهند بود در آخر کار آن مرد را از آنِ خود کنند، اما معمولاً چنین نیست.

این مردها بعد از گذشت چند مدت، بهبود می‌یابند و اولین کارشان هم پس از بهبودی، رفتن به سراغ زن‌های جدید خواهد بود، زنانی جالب و جذاب که فکر زن قبلی را به کلی از ذهنشان محو کند. اگر احساس می‌کنید که به مردی که تازه از همسر یا دوست دخترش جدا شده، علاقمند شده‌اید، اجازه بدهید او، این دوره نقاهت را با زنان دیگری بگذراند و شما از دور، اوضاع را بررسی کنید تا شاید بعد از بهبودی، توانستید او را مال خود کنید.

مردان پس از اتمام بحران طلاق و جدایی

این، همان مردی است که دوره نقاهت جدایی از همسر را پشت سر گذاشته است. حال که زخم‌هایش بهبود یافته‌اند، می‌خواهد جبران زمانی که از دست داده را بکند. یک ماشین اسپرت می‌خرد، اگر موی سفیدی در سرش ببیند، رنگ می‌کند و کمی هم به سر و وضع لباسهایش می‌رسد. یعنی خود را برای آشنایی‌های جدید و یک زندگی جدید کاملاً آماده می‌کند.

یک مشخصه مهم این آدم‌ها، این است که فقط با زنانی قرار ملاقات می‌گذارد که حداقل ۲۰ سال از خودش جوانتر باشند. اگر مرد میانسالی که فکر می‌کنید به او علاقه دارید را با دختر جوانی دیدید باید بدانید که:

(۱) آن خانم، دخترش نیست!،

(۲) هر دفعه که او را می‌بینید، احتمالاً با دخترهای جوان مختلف خواهد بود.

(۳) دوستانش هم نگرانش هستند که چطور از خودش، یک احمق می‌سازد.

(۴) او اصلاً توجهی به حرف‌های بقیه ندارد. اگر هنوز هم به چنین مردی علاقمند هستید، باید بدانید که بعضی از این موارد پس از بحران، حداقل بیست سال به طول می‌انجامد.

مردان تنبل و بیکاره

چنین مردی، هیچ وقت قبض‌هایش را پرداخت نمی‌کند، نمی‌توان به او تکیه کرد و وقتی هم صحبت به ازدواج می‌کشد، همیشه شما را ناامید می‌کند. زندگی این مرد، آنقدر با بدبختی همراه است که نمی‌تواند آن را با کس دیگری هم شریک شود.

اکثر اوقات، خانم‌ها فکر می‌کنند که می‌توانند این مردها را اصلاح کنند و از آنها، شوهرهایی ایدآل و کامل بسازند. اما اصلاً این طور نیست. این مردها معمولاً به مواد مخدر، الکل، قمار رو می‌آورند و اگر هم وارد این مسائل نشوند، آنقدر وعده و قول الکی به شما خواهند داد که خسته‌تان خواهند کرد. یکی از این وعده‌ها هم وعده ازدواج با شما خواهد بود!

مردان همیشه مجرد

این مردها در نگاه اول، بسیار معقول و مناسب می‌رسند. اوضاع زندگیشان معمولاً بی‌نقص و عالی است و همه چیز سر جای خودش است. خانه ی عالی، اتومبیل عالی، خدمتکار و…فقط شما را کم دارد که بانوی آن خانه شوید. این همه ی رویایی است که در سر دارید. اما فراموشش کنید. ممکن است خانه و دارایی‌های او به نظر عالی بیاید، اما خودِ او چنین نیست. قرار گذاشتن با او ممکن است جالب و مفرح به نظر آید، اما برای ازدواج فقط یک سراب است.

چنین مردهایی، به هیچ عنوان حاضر نیستتند که استقلال خود را که به این سختی حفظ کرده‌اند را به این آسانی از چنگ بدهند. دوست ندارند که کسی روال عادی زندگی آنها را مختل کند، از بچه خوششان نمی‌آید، هیچوقت وعده ی ازدواج به کسی نمی‌دهد، بالای چهل سال دارد و هیچوقت با هیچ زنی زندگی نکرده است. هیچ چیز نمی‌تواند این رویه ی سفت و سخت را برهم بزند. پس وقتتان را تلف نکنید، تغییر دادن این مرد، به این آسانی‌ها نیست و تقریباً غیرممکن است. نباید منتظر معجزه بنشینید.

با این وقت تلف‌کننده‌ها چه کنیم؟

دوست دارید بدانید که اگر یکی از این مردان که بودن با آنها فقط وقت تلف کردن است بودید، چه باید بکنید؟ هر نوع خیال و رویا که برای تغییر دادن او در سر دارید را دور بریزید. اگر به نظرتان مرد جذابی است، با وجود همه ی ویژگی‌های نامناسبی که در بالا ذکر شد، سعی کنید رابطه تان با او را فقط در حد یک آشنایی نگاه دارید و فقط بگذارید در مهمانی‌ها همراهیتان کند. او را کاملاً آزاد بگذارید.

با این که خودش از همه لحاظ فرد نامناسبی برای شما به حساب می‌آید، اما ممکن است کسی را بشناسد که دقیقاً مناسب شما باشد. از او بخواهید که شما را به دوستانش معرفی کند. مطمئناً خودش هم از این که از این فشار خلاص شده است، احساس خوشحالی خواهد کرد.

البته با گذراندن وقتتان با این وقت تلف‌کننده‌ها، حداقل از خطر ازدواج‌های توام با شکست محفوظ خواهید ماند. همیشه یادتان باشد، این مردها هیچکدام هیچوقت با شما ازدواج نخواهند کرد. بعضی از آنها ممکن است آن قدر پست باشند که نشان دهند که دوستتان دارند و عاشقتان هستند و شما را وارد گرداب بدبختی کنند.

منبع: مردمان

هشت دلیل غیرمنطقی برای ازدواج

به‌ طور یقین، بیشتر جوانانِ این مرز و بوم، برای ازدواج، دلیل‌هایی دارند که از دیدگاه خودشان توجیه‌پذیر است؛ اما گاهی وقت‌ها، انسان به‌دلیل‌های متفاوت و برای رهایی از بسیاری از مسائل و مشکل‌های خصوصی و خارج شدن از وضعیت تجرد، دست به انتخاب فردی، برای زندگی می‌زند که این امر نمی‌تواند راه نجات‌بخش او باشد. سال‌ها مشاورهٔ ازدواج و زناشویی، این تجربه‌ها را برای نگارندهٔ این مقاله در پی داشته که عدم آگاهی و یا توجه به موقعیت‌ها و نحوهٔ تصمیم‌گیری جوانان، گاهی آن‌چنان آسیبی به پیکرهٔ زندگیشان وارد می‌سازد که جز افسوس و حسرت، سودی ندارد. قصد بر آن دارم تا شما را با دلیل‌های نادرست عاشق شدن و در پی آن ازدواج، آشنا سازم. به‌ طور اساسی ارتباط با یک فرد به دلیل‌های غیرمنطقی و نادرست، یکی از شیوه‌های ایجاد ارتباط ناسالم و غیر ارضاکننده است.
به‌طور کلی می‌توان دلیل‌های غیرمنطقی برای ازدواج و عاشق شدن را به‌شرح زیر نام برد:

۱) تحت فشار بودن از جانب خانواده، دوستان و آشنایان

برخی از جوانان، نسبت به صحبت‌ها و عقیده‌های اطرافیان از قبیل خانواده، دوستان، آشنایان و … بسیار آسیب‌پذیر و شکننده بوده و به خود اجازه می‌دهند که به‌خاطر آنان، رابطه‌ای را با اجبار آغاز نموده و یا ادامه دهند؛ در حالی‌که این رفتار، آنان را راضی و خوشحال نمی‌سازد. باید به این قبیل جوانان توصیه کنم که اگر اعتماد به‌نفس و عزت‌نفس شما پایین است و یا به‌نوعی بیش از حد، تحت تأثیر رفتارهای اطرافیان خویش هستید، این احتمال وجود دارد که تنها به‌دلیل چیزهایی که دیگران به آن فکر می‌کنند و نه بر اساس میل و احساس واقعی درونی خود، رابطه‌ای را شروع کنید و یا در نهایت دست به ازدواج بزنید. این، یکی از دلیل‌های نادرست ازدواج است که باید به آن توجه داشته باشید.

۲) بالا رفتن سن

این طرز نگرش که سن شما از حد مشخص و طبیعی پا فراتر گذاشته و هنوز ازدواج نکرده‌اید، می‌تواند عامل تحریک کننده باشد؛ البته این‌ که شما به چه سنی نگاه می‌کنید و چه سنی در ذهنتان به‌ عنوان حد و مرز، تلقی می‌شود، خود جای تأمل و بررسی بیشتر دارد؛ چرا که افکار افراد، با یکدیگر بسیار متفاوت است؛ پس نمی‌توان یک قانوت کلی در نظر گرفت و بر مبنای آن تصور کرد. به‌ طور یقین، شما در ضمیر ناخوآگاه خویش، سنی را به‌ عنوان ایده‌آل‌ترین زمان برای ازدواج، انتخاب کرده‌اید. این سن ممکن است که از زمینه‌های گوناگون مانند خانواده، سن ازدواج خواهران و یا برادران شما، نشأت گرفته باشد؛ ولی باید نکته‌ای را به شما گوشزد کنم و آن این‌ که در بحث روان‌شناسی، دو نوع سن همیشه مطرح است:
▪ سن شناسنامه‌ای: هر آن‌چه که در شناسنامهٔ شما ثبت شده است.
▪ سن عقلانی: زمانی‌که شما از نظر بلوغ روانی، عاطفی و فکری به پختگی رسیده باشید.

۳) احساس تنهایی و دلتنگ بودن

زمانی‌که شما احساس تنهایی می‌کنید و تصور می‌نمایید که دلتنگی به سراغتان آمده، این احتمال وجود دارد که شما دست به یک انتخاب نامعقول بزنید و در این شرایط است که در رابطه با روابطی قرار می‌گیرید که برای شما ارضا کننده و قابل تحمل نیست؛ پس توصیه می‌کنم که سعی نمایید بسیار معقولانه و منطقی انتخاب کنید. خود را دست‌کم نگیرید. شما جوانی ارزشمند و دوست‌داشتنی هستید که از هر حیث می‌تواند زندگی ایده‌آلی داشته باشد؛ پس به خواستهٔ دلتان گوش کنید و عجولانه تصمیم نگیرید.

۴) عدم توجه به زندگی شخصی خویش

بسیاری از اشخاص (جوانان) گاهی به این‌ دلیل، اقدام به برقراری رابطه با دیگران می‌کنند که احساس می‌کنند از کمبود شور، اشتیاق و بی‌هدفی در زندگی خود، به ستوه آمده‌اند و به‌ جای آن‌ که به خویشتن خویش و درون خود نظری بیفکنند، خود را در آستانهٔ برقراری رابطهٔ عشقی نافرجامی قرار می‌دهند. مطمئن باشید که چنین رابطه‌هایی هرگز سرانجام خوشایند و مناسبی در پی نخواهد داشت؛ بنابراین شما عاشق واقعی آن فرد، نبوده و نیستید؛ بلکه به‌ نوعی شیفتهٔ سرگرمی خود به رابطه‌تان هستید و زمانی‌که این رابطه پایان می‌گیرد، احساس عدم توجه به خود در وجودتان نمایان‌گر می‌شود.

۵) دوری از بزرگ شدن

جوانان گاهی به‌ این دلیل ازدواج می‌کنند که فردی را وارد زندگی خویش کنند تا از آنان مراقبت کند؛ به‌عبارتی، می‌خواهند آن فرد برای آنان به‌نوعی در نقش پدر یا مادر، باشد. این، نشانهٔ ضعف شخصیتی فرد است که می‌تواند ریشه در دوران کودکی او داشته باشد. بی‌شک، این افراد به‌نوعی به دل‌بستگی‌های دوران کودکی خود بازگشته‌اند و می‌خواهند از این طریق، مشکل خویش را حل نمایند؛ پس این راه نمی‌تواند قابل قبول باشد.

۶) احساس گناه و یأس

احساس ندامت، پشیمانی، گناه و یأس ممکن است انگیزه خاص برای شروع یک رابطه و یا ادامهٔ آن باشد. شما به خود تلقین می‌کنید که این، همان عشقی است که مدت‌ها در پی آن بودم؛ در حالی‌که واقعیت، چیز دیگری است. این احساس، نوعی حس ترحم و دل‌سوزی به خویشتن خویش است؛ پس سعی نکنید به‌نوعی تابع این نوع احساس شوید.

۷) پرکردن خلأهای عاطفی، احساسی و روانی

باید اعتراف کرد یکی از پیامدها و ره‌آوردهای اصلی عشق، این است که شما را به‌نوعی احساس سرور، شادمانی، نشاط و وابستگی می‌رساند؛ اما زمان‌که به‌منظور پر کردن خلأهای احساسی ـ عاطفی خود از آن (عشق) استفاده می‌کنید، می‌تواند به شما آسیب برساند. همواره دو مشکل ناشی از خلأ احساسی ـ عاطفی وجود دارد که عبارتند از:
▪ شما به‌دلیل پر کردن خلأهای احساسی ـ عاطفی خود و نه به‌خاطر این‌که فرد ایده‌آل را یافته‌اید، به این‌گونه رابطه‌ها دست می‌زنید.
▪ گاهی در رابطه‌هایی که شاید بتواند برای شما قابل قبول باشد، وارد می‌شوید؛ اما تصور و خواستهٔ شما، این است که این رابطه، خلأهای شما را پر می‌کند.

● توصیه‌های روان‌شناسی

اگر احساس می‌کنید در زندگیتان، خلأ عاطفی یا احساسی وجود دارد، هیچ فردی بدون توجه به این‌که چه‌قدر هم شما را دوست دارد، نخواهد توانست خلأ روحی ـ روانی احساسیتان را پر کند.

۸) میل جنسی

در بحث میل جنسی، به‌طور یقین، دیگر عاشق شدن و عشق، در میان نیست. بی‌شک شما نسبت به آن فرد، جاذبهٔ شدید جنسی دارید و بس. باور داشته باشید که با میل جنسی، ممکن است به شخص علاقمند یا وابسته شوید، ولی او برای شما چندان جذاب و دوست‌داشتنی نیست. شما تنها به‌دنبال فردی هستید که بتوانید با او رابطهٔ جنسی برقرار کنید؛ پس این دلیل نمی‌تواند ضامن یک ازدواج موفق و معقولانه باشد. این‌جاست که باید بگویم: ”چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.“
اگر چنین هستید، صبر کنید و ازدواج نکنید
۱) اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسئولیت کاری را به عهده نمی‌گیرید یا در مسئولیت ‌محوله تعلل می‌ورزید.
۲‌) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌که به نظر شما غیر منطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ‌ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمایید.
۳-) اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده‌اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده‌اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده‌اید، علایق خود را نیمه کاره رها کرده‌اید و ‌ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.
۴) اگر تصور می‌کنید افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می‌دهید.
۵)‌ اگر به دنبال همسـر منـاسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی ‌مواجه نشوید.
۶)‌ اگر در پی کسب لذت و علایق خود، کارها و مسئولیت‌هایتان بر دوش دیگران قرار می‌گیرد.
۷)‌ اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می‌گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید.
۸)‌ اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی‌بینید.
۹)‌ اگر تا کنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتار های شما ایجاد نشده است.
۱۰) اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خـانـواده (خـانـواده پـدری) مـی شـود یـا مـسائل و مـشـکــلات شـخـصــی شـمـا در تـمـام حـوزه‌های زندگی‌تان تاثیر می‌گذارد و ‌در هم تنیده می‌گردد.
‌۱۱-) اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید(حتی اگر شرایط تغییر ‌کند) و بسیار متعصب، خشک و غیر قابل انعطاف هستید.
۱۲-) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می‌کنند) نمی‌باشید.
۱۳)‌ اگر بیشتر به جای گوش کردن، صحبت می‌کنید و بیشتر از آن که سعی کنید دیگران را بفهمید، ‌سعی دارید که دیگران شما را درک کنند.
۱۴)‌ اگر بسیار هیجان‌طلب هستید و صرفاً هیجانات، شما را به سویی می‌کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید.
۱۵)‌ اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه‌ای ندارید و منفعلانه و واکـنـشـی نـسـبـت بـه دیـگران عکس‌العمل نشان می‌دهید.
۱۶)‌ اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آنها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل، بی‌تفاوتی است.

منبع: محمدرضا دژکام؛ روان‌شناس؛ مشاور ازدواج و خانواده، عضو انجمن روان‌شناسان ایران؛ مجله شادکامی و موفقیت
روزنامه آفتاب یزد