ظهور حضرت مهدی

نوشته‌ها

ماخذشناسی(مهدویت)

اشاره:

شناخت منابع، گام نخست هر تحقیق است، امروزه کتابشناسی و ماخذشناسی به عنوان یک ضرورت مطرح شده و به صورت رشته آموزشی و تخصصی درآمده است . در راستای استفاده بهینه پژوهشگران بر آن شدیم تا منابع مربوط به بخشی از تحقیقات مرتبط با موضوعات مجله را که در قالب کتاب یا مقاله در نشریات و مطبوعات مختلف عرضه شده است فراهم ساخته و در اختیار خوانندگان محترم مجله قرار دهیم تا بتوانند افزون بر بهره گیری از مطالب مجله برای پی گیری و مطالعه بیشتر در این زمینه از منابع گسترده تری کمک گیرند . در این شماره نیز موضوع «حضرت مهدی (عج)» تقدیم خوانندگان محترم مجله می گردد . شایان ذکر است که معرفی منابع در این مجله، لزوما به معنای تایید محتوای تمامی آنها نیست .

الف) کتب

۱- ابن الفتح الاربلی، ابوالحسن علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الائمه ( علیهم السلام)، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، ۱۳۷۹، ج ۲ .

۲- امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، قم، شفق، چاپ هفدهم، ۱۳۷۷، ۳۴۴ ص .

۳- بدری، السید سامی، شبهات و ردود; الرد علی شبهات احمد الکتاب حول امامه اهل البیت علیهم السلام و وجود المهدی المنتظر (ع)، (۴ – ۱)، قم، مؤلف، چاپ دوم، ۱۴۲۱ ه، ۵۵۲ ص .

۴- بررسی نظریه های نجات و مبانی مهدویت (مجموعه مقالات برگزیده سومین اجلاس)، تهران، دبیرخانه دائمی اجلاس دوسالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی (عج)، چاپ اول، ۱۳۸۱، ج ۲ – ۱، ۴۶۲ + ۴۸۸ ص .

۵- بکاء، السید عدنان، الامام المهدی المنتظر و ادعیاء البابیه و المهدویه بین النظریه و الواقع، (جلد ۱)، بیروت، الغدیر، چاپ اول، ۱۴۱۹ق . ، ۳۵۲ ص .

۶- بهداروند، محمد مهدی، تحقیقی پیرامون شخصیت خضر نبی (ع) و نقش او در دولت امام زمان (عج)، قم، لاهیجی، چاپ اول، ۱۳۸۰، ۱۷۶ ص .

۷- پور سید آقایی، جباری، عاشوری، حکیم، تاریخ عصر غیبت نگاهی تحلیلی به عصر غیبت امام دوازدهم (عج)، قم، حضور، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۴۶۰ ص .

۸- تقوی، حسین، حضرت مهدی (ع) از ظهور تا پیروزی، قم، بنیاد پژوهشهای علمی، فرهنگی نورالاصفیاء، چاپ اول، ۱۳۸۱، ۴۳۲ ص .

۹- چشم به راه مهدی (عج)، مجله حوزه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۵، ۴۹۶ ص

۱۰- حسینی بحرانی، سید هاشم، سیمای حضرت مهدی (عج) در قرآن، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، تهران، آفاق، چاپ سوم، ۱۳۷۶، ۴۷۴ ص .

۱۱- حکیمی، محمدرضا، خورشید مغرب (غیبت، انتظار، تکلیف)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ بیست و دوم، ۱۳۸۱، ۳۹۲ ص .

۱۲- حکیمی، مهدی، امام مهدی (عج) و آینده زندگی، مشهد، آستان قدس رضوی، شرکت به نشر، چاپ اول، ۱۳۸۱، ۷۲ ص .

۱۳- خادمیان، سید حسین، جمال حضور در آیینه غیبت (شرح و تفسیر دعای ندبه)، قم، مشهور، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۳۹۲ ص .

۱۴- خسروشاهی، سید هادی، مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت، تهران، اطلاعات، چاپ دوم، ۱۳۷۴، ۳۰۶ ص .

۱۵- خلجی، محمدتقی، تشیع و انتظار، قم، میثم تمار، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ۱۷۲ ص .

۱۶- در طلب خورشید: مجموعه ای از سخنان ائمه و بزرگان پیرامون امام مهدی (عج)، تهران، دبیرخانه دائمی اجلاس دوسالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی (عج)، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۵۵ ص

۱۷- راجی قمی، محمد، خصایص المهدی (ع) یا ویژگیهای امام زمان (عج)، تهران، محمد راجی قمی، چاپ اول، ۱۳۸۱، ۳۶۸ ص .

۱۸- رجالی تهرانی، علیرضا، یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (عج)، قم، نبوغ، چاپ پنجم، ۱۳۷۹، ۲۸۳ ص .

۱۹- سعادت پرور، علی، الشموس المضیئه فی الغیبه و الظهور و الرجعه، تهران، پیام آزادی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق . ، ۲۴۰ ص .

۲۰- سیمای امام مهدی (عج)، تهران، دبیرخانه دایمی اجلاس دوسالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی (عج)، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۱۰۱ ص .

۲۱- شریعت زاده خراسانی، محمد، حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) از دیدگاه قرآن و عترت، قم، دار الصادقین، چاپ سوم، ۱۳۷۰، ۲۱۳ ص .

۲۲- شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه آیت الله کمره ای، تهران، کتابفروشی اسلامی، ۱۳۷۷ ج ۲ – ۱ .

۲۳- شیخ طوسی، ابن جعفر محمد بن حسن، کتاب الغیبه، قم، مؤسسه معارف اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ق . ، ۵۶۹ص .

۲۴- صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت، قم، حضرت معصومه (س)، ۱۳۷۷، ج ۳ – ۱ .

۲۵- صافی گلپایگانی، لطف الله، گفتمان مهدویت، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، ۱۳۷۷، ۲۴۶ ص .

۲۶- صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، قم، حضرت معصومه (س)، چاپ اول، ۱۴۱۹ ق . ، ۶۶۱ ص .

۲۷- صدر، سید رضا، راه مهدی (ع)، به اهتمام سید باقر خسروشاهی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۱، ۲۷۲ ص .

۲۸- صدر، سید صدرالدین; المهدی (عج)، به اهتمام سید باقر خسروشاهی، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۲۴۸ ص .

۲۹- صدر، سیدمحمد، تاریخ الغیبه الصغری، تاریخ الغیبه الکبری، تاریخ مابعدالظهور، الیوم الموعود بین الفکر المادی و الدینی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۲ق . ، ۱۴۲۱ق . ، ۱۴۲۳ق . ، ۶۶۴ + ۵۴۶ + ۶۸۰ + ۶۶۸ص .

۳۰- صدر، سید محمد، رسالت اسلامی در عصر غیبت، تهران، بدر، ۱۳۶۰، ۲۶۴ ص .

۳۱- صدر، محمدباقر، جستجو و گفتگو پیرامون امام مهدی (ع)، ترجمه کتابخانه بزرگ اسلامی; بازنویسی: مصطفی رحماندوست، تهران، مؤسسه نباء، چاپ سوم، ۱۳۸۱، ۷۲ ص .

۳۲- صفایی کاشانی، علی، اثبات مهدویت از دیدگاه قرآن، تهران، مفید، چاپ اول، ۱۳۷۶، ۱۸۳ ص .

۳۳- طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب: سیری در زندگانی حضرت مهدی (عج)، قم، مشهور، چاپ اول، ۱۳۷۸، ۵۴۴ ص .

۳۴- طبسی، نجم الدین، چشم اندازی به حکومت مهدی (ع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۸۰، ۲۴۴ ص .

۳۵- عبداللهی، محمود، سیمای امام مهدی (عج) در شعر عربی، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، ۱۳۷۷، ۳۸۴ ص .

۳۶- علاء الدین، مهدی حسن، القرآن یتحدث عن الامام المهدی (ع)، بیروت، مرکز بقیه الله الاعظم (ع)، للدراسات الدار الاسلامیه، چاپ اول، ۲۰۰۰ م، ۷۶ ص .

۳۷- علاءالدین، مهدی، مسؤولیات المؤمن تجاه امام الزمان، بیروت، مرکز بقیه الله الاعظم، للدراسات و النشر الدار الاسلامیه، چاپ دوم، ۲۰۰۰ م، ۹۲ ص .

۳۸- عمیدی، سید ثامر هاشم; در انتظار ققنوس کاوشی در قلمرو موعودشناسی و مهدی باوری، ترجمه و تحقیق: مهدی علیزاده، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۳۵۲ ص .

۳۹- غفارزاده، علی، زندگانی نواب خاص امام زمان (عج) قم، نبوغ، چاپ دوم، ۱۳۷۷، ۳۵۵ ص .

۴۰- فیض کاشانی، ملامحسن، شوق مهدی (عج)، قم، انصاریان، چاپ پنجم، ۱۳۷۶، ۱۷۵ ص .

۴۱- قاسمی، محمدرضا، جهان در سیطره صاحب الزمان (عج)، تهران، الزهراء، چاپ اول، ۱۳۷۸، ۲۸۴ ص .

۴۲- قدرتی، نسترن، عطر حضور (مجموعه اشعار حضور و انتظار)، تهران، دبیرخانه دائمی اجلاس دوسالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی (عج)، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۱۲۶ ص .

۴۳- قزوینی، سید محمدکاظم; ترجمه و تحقیق: علی کرمی و سید محمد حسینی، امام مهدی (ع) از ولادت تا ظهور، قم، الهادی، چاپ دوم، ۱۳۷۸، ۸۳۲ ص .

۴۴- قنبری گل، محمدحسین، حکومت صالحان در قرآن و روایات اسلامی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، ۱۳۷۸، ۱۹۵ ص .

۴۵- کریم شاهی بیدگلی، حسین، فرهنگ موعود، قم، ناصر، چاپ اول، ۱۳۷۷، ۲۷۸ ص .

۴۶- کریمی جهرمی، علی، عنایات حضرت مهدی موعود به علما و مراجع تقلید، مشهد، مؤسسه نشر و تبلیغ، چاپ اول، ۱۳۶۶، ۱۲۸ ص .

۴۷- کسماری، عباس، سیمای نورانی امام زمان (عج) در قرآن و نهج البلاغه، قم، مؤسسه فرهنگی سما، چاپ اول، ۱۳۸۱، ۱۳۶ ص .

۴۸- کفاش، حمیدرضا، پنجاه و نه درس از سیره عملی حضرت مهدی (عج)، تهران، عابد، چاپ اول، ۱۳۸۱، ۴۰ ص .

۴۹- کمال السید، الشمس وراء السحب، قم، انصاریان، چاپ اول، ۱۴۲۱ ق . ، ۳۷۲ ص .

۵۰- کورانی، علی، عصر ظهور، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۸، ۴۱۲ ص .

۵۱- کیالها، علی، با کاروان مهدی (عج)، قزوین، سلام، چاپ اول، ۱۳۸۱، ۱۸۰ ص .

۵۲- گفتمان مهدویت: مجموعه سخنرانی های گفتمان اول و دوم، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم، ۱۳۸۱، ۲۱۵ ص .

۵۳- مجاهدی، محمدعلی، سیمای مهدی موعود (ع) در آئینه شعر فارسی، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، ۱۳۸۰، ۴۶۳ ص .

۵۴- مجلسی، محمدباقر، مهدی موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار)، ترجمه علی دوانی، تهران، دار الکتب الاسلامی، چاپ بیست و هشتم، ۱۳۷۸، ۱۲۸۳ ص .

۵۵- مجموعه مقالات دومین اجلاس دوسالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی (عج) (۱)، تهران، دبیرخانه دایمی اجلاس، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۴۷۲ ص .

۵۶- محمد عمرو، یوسف، المسیح الموعود (ع)، و المهدی المنتظر (ع)، بیروت، دار المورخ العربی، چاپ اول، ۲۰۰۰ م، ۲۳۶ ص .

۵۷- مدرسی، محمدتقی، پیشوایان صدیقین: امام زمان (عج) آرزوی بشریت، ترجمه انتصار شوشتری زاده، تهران، محبان الحسین ( علیه السلام)، چاپ دوم، ۱۳۸۱، ۱۷۲ ص .

۵۸- مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، تحقیق: عبدالفتاح محمد الحلم; تعلیق: علی نظری منفرد، قم، انتشارات مسجد مقدس صاحب الزمان (ع)، جمکران; نصایح، چاپ اول، ۱۴۱۶ ق، ۴۳۱ ص .

۵۹- مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی (عج)، قم، مدرسه امام علی ابن ابیطالب (ع)، چاپ هشتم، ۱۳۷۶، ۳۵۲ ص .

۶۰- موسوی اصفهانی، سید محمدتقی، مکیال المکارم در معرفت امام زمان (ع)، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، تهران، بدر، چاپ پنجم، ۱۳۷۹، ج ۲ – ۱، ۶۱۳ ص .

۶۱- مهدی پور، علی اکبر، راز طول عمر امام زمان (عج) از دیدگاه علم و ادیان، قم، طاووس بهشت، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ۱۰۹ ص .

۶۲- نعمانی، محمد بن ابراهیم، غیبت نعمانی، ترجمه محمد جواد غفاری، تهران، کتابخانه صدوق، چاپ اول، ۱۳۶۳، ۴۷۸ ص .

۶۳- نگاهی تحلیلی به زندگی حضرت مهدی (عج)، جمعی از نویسندگان، تهران، دبیرخانه دایمی اجلاس دوسالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی (عج)، چاپ دوم، ۱۳۷۹، ۱۷۵ ص .

۶۴- نوری، حسین بن محمدتقی، نجم الثاقب در احوال حضرت ولی عصر صاحب الزمان (عج)، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم، ۱۳۷۷، ۸۷۲ ص .

۶۵- نهاوندی، علی اکبر; برکات حضرت ولی عصر (عج): حکایات العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان (عج)، محقق: جواد معلم، قم، ذاکر المهدی (عج)، چاپ اول، ۱۳۸۱، ۵۵۶ ص .

۶۶- نیلی نجفی، سید بهاءالدین علی بن عبدالکریم بن عبدالحمید، منتخب الانوار المضیئه: فی ذکر القائم الحجه (ع)، قم، الهادی، چاپ اول، ۱۳۷۸، ۴۵۰ ص .

۶۷- هاشمی شهیدی، سید اسدالله، ظهور حضرت مهدی (ع) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، ۱۳۸۰، ۴۵۶ ص .

۶۸- یزدی حائری، علی، الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب (عج)، بیروت، دار التوحید، چاپ دوم، ۱۲۹۰ ق . ، ج ۲ – ۱ .

ب) مقالات

۶۹- آصفی، محمد مهدی، انتظار پویا، ترجمه تقی متقی، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۱۱۰ – ۹۵; شماره ۷، صص ۱۰۰ – ۹۹ .

۷۰- آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی (ع)، ترجمه عبدالله امینی، انتظار، شماره ۵، (پاییز ۱۳۸۱)، صص ۸۸ – ۷۱ .

۷۱- آن که منتظرش هستیم! [انتظار موعود]، رشد جوان، سال نوزدهم، شماره ۱۵۶ (آبان ۱۳۸۱) .

۷۲- ابطحی، حسن، ظهور صغری یا تجلی نور حضرت بقیه الله قبل از ظهور، خورشید مکه، سال دوم، شماره ۶ (مهر ۱۳۸۱) .

۷۳- احمدی، علی اصغر، زمینه ها و پیامدهای روان شناختی و تربیتی انتظار، پیوند، شماره ۲۷۷ (آبان ۱۳۸۱) .

۷۴- از غیبت تا ظهور، دیدار آشنا، شماره ۱۷ (آبان ۱۳۸۰) .

۷۵- استادی، رضا، محکمات و متشابهات در روایات مهدوی، موعود، سال ششم، شماره ۳۲ .

۷۶- الیاده، میرچاد، مهدویت از دیدگاه دین پژوهان و اسلام شناسان غربی، ترجمه بهروز جندقی، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۲۶۳، ۲۷۲; شماره ۷، صص ۱۲۶ – ۱۱۱ .

۷۷- امام مهدی (عج) در منابع مهم اهل سنت، فیضیه، شماره ۴۲۴ (بهمن ۱۳۷۹) .

۷۸- امه طلا، محمدصادق، وظایف کلی شیعیان در دوره غیبت امام معصوم (ع)، موعود، سال پنجم، شماره ۲۶ (خرداد و تیر ۱۳۸۰) .

۷۹- باقری، خسرو، آسیب شناسی تربیتی مهدویت، انتظار، شماره ۱ (پاییز ۱۳۸۰)، صص ۲۳۹ – ۲۲۶; شماره ۲، صص ۲۹۵ – ۲۷۶ .

۸۰- بداء و نشانه های ظهور، موعود، سال هفتم، شماره ۳۷ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۲) .

۸۱- بدری، سامی، مهدی منتظر (عج) و سیر تاریخی و نشانه های ظهور، انتظار، شماره ۱ (پاییز ۱۳۸۰)، صص ۱۹۰ – ۱۶۹ .

۸۲- بندرچی، محمدرضا، ظهور حضرت ولی عصر (عج) تا پایان یک انتظار تاریخی، خصوصیات حضرت ولی عصر (عج) از دیدگاه خاصه وعامه، جام جم (۹/۸/۱۳۸۰) .

۸۳- پسندیده، عباس، مبانی غیبت و ظهور حضرت مهدی (ع)، موعود، سال پنجم، شماره ۲۶ (خرداد و تیر ۱۳۸۰) .

۸۴- پور سید آقایی، مسعود، مبانی اعتقادی مهدویت، انتظار، شماره ۱ (پاییز ۱۳۸۰)، صص ۶۴ – ۵۲ .

۸۵- تجری گلستانی، ابوالقاسم، هدایت های حضرت مهدی (عج)، انتظار، شماره ۵، (پاییز ۱۳۸۱)، صص ۳۱۰ – ۲۹۹; شماره ۷، صص ۳۰۸ – ۲۹۵ .

۸۶- جباری، محمدرضا، سازمان رهبری شیعه در عصر غیبت صغری، انتظار، شماره ۱ (پاییز ۱۳۸۰)، صص ۱۶۸ – ۱۵۷ .

۸۷- جباری، محمدرضا، نقش و جایگاه توقیعات در عصر غیبت صغری، انتظار، شماره ۳ (بهار ۱۳۸۱)، صص ۱۶۵ – ۱۴۰ .

۸۸- جعفریان، رسول، اسوه های بشریت: حضرت امام مهدی (ع)، نور علم، دوره ۴، شماره ۱۲ (آذر و دی ۱۳۷۱)، صص ۵۱ – ۱۶ .

۸۹- جوادی آملی، عبدالله، ضرورت وجود نائب حضرت ولی عصر (عج) در زمان غیبت، اطلاعات (۲۸ بهمن ۱۳۷۰)، ص ۷ .

۹۰- جهان امروز و پیشگویی های آخر الزمان، ، موعود، سال هفتم، شماره ۳۷ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۲) .

۹۱- حاجی ابراهیم، رضا، مهدویت و مسائل کلامی جدید، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۸۴ – ۶۳; شماره ۷، صص ۹۸ – ۸۵ .

۹۲- حاجیان، اقبال جهان به مهدویت شگفت انگیز است: مهدویت در نگاه ادیان، خراسان (۹/۸/۱۳۸۰)

۹۳- حسین زاده شانه چی، حسین، غیبت صغری و وضعیت علمی و فرهنگی شیعه: مراجع، فعالیت ها و حوزه های علمیه در عصر غیبت صغری، موعود، سال ششم، شماره ۳۱ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۱) .

۹۴- حکیم، سید منذر، تاریخ عصر غیبت کبری، انتظار، شماره ۱ (پاییز ۱۳۸۰)، صص ۱۵۶ – ۱۴۷; شماره ۲، صص ۲۳۶ – ۲۱۵; شماره ۳، صص ۱۷۶ – ۱۶۶; شماره ۴، صص ۲۰۰ – ۱۷۳; شماره ۵، صص ۳۳۲ – ۳۲۱; شماره ۶، صص ۳۲۸ – ۳۱۷; شماره ۷، صص ۳۴۰ – ۳۲۷ .

۹۵- حیدری نیک، مجید، نگاهی دوباره به انتظار، انتظار، شماره ۱ (پاییز ۱۳۸۰)، صص ۹۸ – ۸۰; شماره ۳، صص ۱۰۴ – ۹۳; شماره ۴، صص ۱۵۰ – ۱۲۴ .

۹۶- خوشنویس، جعفر، میلاد حضرت مهدی موعود (عج) در ادبیات اهل سنت، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۲۹۸ – ۲۷۳; شماره ۷، صص ۳۲۶ – ۳۰۹ .

۹۷- رحیم پور ازغدی، حسن، پایان تاریخ و مهدویت، سیاست روز (۱۶ و ۱۷/۱/۱۳۸۲) .

۹۸- رضوانی، علی اصغر، فلسفه حکومت عدل جهانی، انتظار، شماره ۴ (تابستان ۱۳۸۱)، صص ۱۲۳ – ۱۰۱ .

۹۹- رضوی، علی اصغر، موارد اتفاق بین مذاهب اسلامی در قضیه مهدویت، طلوع، شماره ۵ (بهار ۱۳۸۲)، صص ۳۹ – ۱۸ .

۱۰۰- زمانی قمشه ای، علی، نشانه های ظهور حضرت مهدی، مکتب اسلام، پیاپی ۴۶۵، صص ۴۸ – ۴۳; ش ۴۶۶، صص ۴۵ – ۳۹

۱۰۱- زینلی، غلام حسین، امام مهدی (عج) و طول عمر (پیشینه و دلائل)، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۲۵۰ – ۲۲۱ .

۱۰۲- زینلی، غلام حسین، حذف و تحریف آثار مهدویت در منابع اسلامی، انتظار، شماره ۴ (تابستان ۱۳۸۱)، صص ۱۵۸ – ۱۵۱ .

۱۰۳- سبحانی، جعفر، مبانی کلامی مهدویت، انتظار، شماره ۱ (پاییز ۱۳۸۰)، صص ۷۹ – ۶۵ .

۱۰۴- سعدی، حسین علی، امام مهدی (عج) از منظر صدر المتالهین، انتظار، شماره ۷ (بهار ۱۳۸۲)، صص ۲۲۸ – ۲۰۹ .

۱۰۵- سعدی، حسین علی، جامعه مهدوی، آرمان شهر نبوی، انتظار، شماره ۵، (پاییز ۱۳۸۱)، صص ۲۶۴ – ۲۵۱ .

۱۰۶- سعدی، حسین علی، شناخت وحیانی خورشید پنهان، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۳۱۶ – ۲۹۹ .

۱۰۷- سید علوی، ابراهیم، قرآن برنامه امام مهدی (عج)، بینات، سال هفتم، شماره ۲۸ (زمستان ۱۳۷۹) ; جمهوری اسلامی (۵و۱۲/۷/۱۳۸۰) .

۱۰۸- سید نژاد، سید صادق، چهره امام مهدی (ع) در آیینه القاب، موعود، سال ششم، شماره ۳۴، (آبان و آذر ۱۳۸۱) .

۱۰۹- سید نژاد، صادق، با مهدی (عج) در گذر تاریخ، دیدار آشنا، شماره ۱۷ (آبان ۱۳۸۰) .

۱۱۰- شریعتمداری، علی، مهدی موعود تجسم عینی معنویت دینی، رسالت (۱۸/۲/۸۲) .

۱۱۱- شعبان عید منتظران و مستضعفان، پاسدار اسلام، سال ۱۲، شماره ۱۳۴ (بهمن ۱۳۷۱)، صص ۱۱ – ۹ .

۱۱۲- شفیعی سروستانی، ابراهیم، آخرالزمان در آثار اسلامی، موعود، سال هفتم، شماره ۳۷ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۲) .

۱۱۳- صدرا، علیرضا، دیباچه ای بر پدیده شناسی نظام سیاسی مهدوی، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۱۴۰ – ۱۲۹ .

۱۱۴- صدر، صدر الدین، امام منتظر در آیات و روایات، ترجمه محمدجواد نجفی، همشهری (۴/۸/۱۳۸۰) .

۱۱۵- صلاحی اصفهانی، سهیلا، نبرد قرقیسا [در آستانه ظهور امام مهدی (عج)]، موعود، سال ششم، شماره ۳۱ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۱) .

۱۱۶- طالعی، عبدالحسین، پرتوی از امامت و مهدویت از دیدگاه ملا محمد مهدی نراقی (ره)، جمهوری اسلامی (۶/۴/۱۳۸۰)

۱۱۷- طاهری، حبیب الله، جهانی شدن و مقایسه آن با حکومت واحد جهانی حضرت مهدی (عج)، انتظار، شماره ۷ (بهار ۱۳۸۲)، صص ۲۰۸ – ۱۸۵ .

۱۱۸- طبسی، نجم الدین، دلایل غیبت حضرت مهدی (عج) از دیدگاه روایات، تدوین: سید حسن واعظی، انتظار، شماره ۴ (تابستان ۱۳۸۱)، صص ۲۶۰ – ۲۲۹ .

۱۱۹- طبسی، نجم الدین، حکم تسمیه و ذکر نام حضرت ولی عصر (عج)، انتظار، شماره ۳ (بهار ۱۳۸۰)، صص ۲۲۶ – ۲۰۳ .

۱۲۰- عباد، عبدالمحسن، دیدگاه اهل سنت درباره مهدی منتظر (عج)، ترجمه هادی خسروشاهی، اطلاعات (۱۵ و ۱۷ و ۱۹ و ۲۱ بهمن ۱۳۷۱)، صص ۷ و ۶ .

۱۲۱- عبدی پور، حسن، تاثیرهای اجتماعی اعتقاد به مهدویت از دیدگاه جامعه شناسی، انتظار، شماره ۵، (پاییز ۱۳۸۱)، صص ۲۵۰ – ۲۲۵ .

۱۲۲- عرب، میهن، شناخت امام زمان (ع) و آثار آن، ندای صادق، پیاپی ۱۵، صص ۳۳ – ۲۴ .

۱۲۳- فاضل لنکرانی، محمدجواد، دین در عصر ظهور، انتظار، شماره ۲ (زمستان ۱۳۸۰)، صص ۱۰۸ – ۹۴ .

۱۲۴- فؤادیان، محمدرضا، حسین (ع) و مهدی (عج)، انتظار، شماره ۲ (زمستان ۱۳۸۰)، صص ۱۹۷ – ۱۶۶ .

۱۲۵- فؤادیان، محمدرضا، مهدی (عج)، روح حج، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۲۲۰ – ۱۹۳ .

۱۲۶- قائمی، ابراهیم، علامتهای ظهور امام غائب (عج)، اتفاق عقیده علمای تسنن و تشیع راجع به علامتهای ظهور حضرت امام مهدی (ع)، یاد، سال هفدهم، شماره ۶۳ و ۶۴ و ۶۵ و ۶۶ (بهار الی زمستان ۱۳۸۱) .

۱۲۷- قرائتی، محسن، وظایف سازمان ها و نهادها در ترویج فرهنگ مهدویت، انتظار، شماره ۵، (پاییز ۱۳۸۱)، صص ۷۰ – ۵۷ .

۱۲۸- کارگر، رحیم، جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)، انتظار، شماره ۶، (زمستان ۱۳۸۱)، صص ۱۹۲ – ۱۴۱ .

۱۲۹- مبارکی، مولابخش، مهدی موعود (عج) از نگاه اهل سنت، اسوه، سال چهارم، شماره ۴۷ (آبان ۱۳۸۰) .

۱۳۰- محدثی، جواد، زمینه سازان ظهور، کیهان (۱۷ بهمن ۱۳۷۱)، ص ۶ .

۱۳۱- محمدپور دهکردی، سیما، مهدویت در اندیشه استاد مطهری، کیهان فرهنگی، سال هجدهم، شماره ۱۵۷، (اردیبهشت ۱۳۸۰) .

۱۳۲- محمدی ری شهری، اصلاحات از منظر امام مهدی (عج)، کیهان (۱۸/۲/۸۲) .

۱۳۳- مددپور، محمد، مقایسه نظریات مکاتب مختلف با نظریه شیعه در مورد جامعه آرمانی موعود، نشریه گل نرگس (۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۲)

۱۳۴- مصباح یزدی، محمدتقی، آثار و فواید وجودی امام عصر (عج) در زمان غیبت، رسالت (۱۴/۶/۱۳۸۱) .

۱۳۵- مصلحی، علی، حضرت زهرا (س) و امام مهدی (عج)، انتظار، شماره ۷ (بهار ۱۳۸۲)، صص ۱۶۴ – ۱۲۷ .

۱۳۶- مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی (عج) از دیدگاه فلسفه تاریخ، همشهری (۹/۸/۱۳۸۰) .

۱۳۷- ممدوحی، حسن، حضرت مهدی موعود (عج) از نگاه صدر المتالهین، انتظار، شماره ۵، (پاییز ۱۳۸۱)، صص ۳۲۰ – ۳۱۱ .

۱۳۸- منصوری، محمدرضا، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عج)، انتظار، شماره ۱ (پاییز ۱۳۸۰)، صص ۲۸۵ – ۲۷۱ .

۱۳۹- موسوی، رضی، نگرش دانشمندان اهل سنت پیرامون حضرت مهدی ارواحنا فداه، خورشید مکه، سال اول، شماره ۳ (فروردین ۱۳۸۱) .

۱۴۰- موسوی گرمارودی، مصطفی، مظلومترین امام معصوم [حضرت مهدی (عج)]، موعود، سال ششم، شماره ۳۴، (آبان و آذر ۱۳۸۱) .

۱۴۱- موسوی گیلانی، رضی، دیدگاه اهل سنت و شیعه درباره امام زمان (عج): مهدویت از منظر منابع حدیثی اهل سنت و شیعه، همشهری (۲۹/۷/۸۱) ; مهدویت و فلسفه تاریخ شیعه (۱/۸/۸۱) .

۱۴۲- مهدویت و آینده بشریت، اطلاعات (۲۹ بهمن ۱۳۷۰)، صص ۶ و ۷ .

۱۴۳- مهدی باوری و پیامدهای تاریخی آن، معارف (نشریه گروه های معارف اسلامی دانشگاههای کشور)، شماره ۹، (آذر ۱۳۸۱) .

۱۴۴- مهدی پور، علی اکبر، اماکن زیارتی منتسب به امام زمان (عج) در ایران و جهان (مسجد جمکران، مسجد سهله، مسجد کوفه) ، انتظار، شماره ۵، (پاییز ۱۳۸۱)، صص ۳۵۴ – ۳۳۳; شماره ۶، صص ۳۵۴ – ۳۲۹; شماره ۷، صص ۳۷۶ – ۳۴۱ .

۱۴۵- مهدی راونجی، غلامرضا، انتظار مهدویت از دیدگاه علی (ع)، انتخاب (۱۹/۱/۱۳۸۰) .

۱۴۶- مهدی (عج)، خورشیدی پشت ابرها، جانباز، شماره ۳۷ (بهمن ۱۳۷۱)، ص ۷ .

۱۴۷- میرزایی، محمد امین، امام عصر (عج) از منظر پروفسور هانری کربن، موعود، پیاپی ۱۴، صص ۳۸ – ۴۱ .

۱۴۸- میلاد نور، شاهد، شماره ۲۱۹ (بهمن ۱۳۷۱)، صص ۳۱ – ۲۸ .

۱۴۹- ناصری (آیت الله)، ویژگیهای حضرت ولی عصر (عج)، موعود، سال هفتم، شماره ۳۷ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۲) .

۱۵۰- نعمتی، علی رضا، تلالو مقدمات فرج، خورشید مکه، سال اول، شماره ۱ و ۲ (آذر الی اسفند ۱۳۸۱) .

۱۵۱- نیمروزی، رسول، پیشگویی های نوستر آداموس و انقلاب جهانی امام مهدی (عج)، موعود، سال هفتم، شماره ۳۷ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۲) .

منبع : مجله رواق اندیشه، شماره ۲۱ , سلمان حبیبی

 

گفتمان مهدویت

 نام کتاب: گفتمان مهدویت

نویسنده: آیت الله صافی گلپایگانی

تحقیق و ویرایش: واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران

ناشر: انتشارات مسجد مقدس جمکران

تاریخ و نوبت چاپ: شعبان ۱۴۱۹ آذر۱۳۷۷ / چاپ اول

«گفتمان مهدویت » از جمله آثار ارزشمندی است که توسط حضرت آیت الله صافی گلپایگانی با هدف پاسخ به بعضی پرسشها و شبهاتی که در زمینه ابعاد مختلف مکتب تشیع بویژه مساله مهدویت توسط افراد مختلف در طول تاریخ مطرح شده، به نگارش درآمده است. مجموعه مطالب این کتاب در سه بخش و دویست و چهل و هشت صفحه تنظیم و ارایه شده است.

در بخش اول که تحت عنوان «تشیع » آمده است; حدود هشت پرسش و پاسخ به چشم می خورد که درآنها به سؤالات موجود در زمینه چگونگی پیدایش مکتب تشیع و نقش امام صادق، علیه السلام، در تحکیم مبانی آن و همینطور موضع گیری شیعه در قبال زمامداران غاصب و… پاسخ داده شده است.

مطالب بخش دوم کتاب تحت عنوان امامت ارایه گردیده است; مسایلی چون امامت، سر گزینش ائمه، علیهم السلام، و تعداد امامان و قلمرو رهبری و علم غیب امام و… با توجه با آیات و روایات مورد تحلیل قرار گرفته است.

در بخش سوم که مهمترین و در عین حال عمده ترین قسمت اثر حاضر است، مساله «مهدویت » باجمال مطرح و شبهات موجود در این زمینه در طی شانزده پرسش و پاسخ مورد نقد واقع می شود و در هر مورد پاسخی مختصر و درعین حال مناسب ارایه می گردد; از جمله مسایلی که در این قسمت مورد بررسی قرار گرفته می توان منبع اصلی اعتقاد به اصل امامت و ایمان به ظهور حضرت مهدی، علیه السلام، قرآن و مهدویت، اعتقاد به ظهور منجی، انواع غیبت و مساله امتحان در دوره غیبت بداء و مساله رجعت و.. را نام برد.

مؤلف محترم در این اثر از شیوه پرسش و پاسخ استفاده کرده اند که این امر به جذابیت کتاب بویژه در بین نسل جوان افزوده است; ایشان در معرفی کتاب حاضر در مقدمه می نویسد:

مطالبی که خوانندگان محترم در این رساله مطالعه می فرمایند; توضیحاتی است درباره امامت و رهبری امت و اعتقاد به مهدویت و ظهور حضرت مهدی صاحب الامر، علیه السلام، که به صورت پرسش و پاسخ تقدیم می شود…

تحقیق و تصحیح و ویرایش این اثر گرانقدر را واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران عهده دار بوده است که از طریق به کار گیری نیروهای تحقیقاتی و بخشهای تابعه خود یعنی واحد کامپیوتر و انتشارات و… توانسته است این اثر را مقارن ایام سالروز میلاد حضرت صاحب الامر، علیه السلام، به زیور چاپ بیاراید و در اختیار علاقه مندان قرار دهد.

منبع :موعود – فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۸، شماره ۱۳ – یک کتاب در یک نگاه

انتقام خون سید الشهدا

در مورد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفته می شود که انتقام خون سید الشهدا (علیه السلام) را خواهد گرفت.این انتقام از چه کسانی و به چه صورت خواهد بود ؟

طبق عقاید شیعه و روایات رسیده امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از ظهور هم از قاتلان و ظالمین در حق اهل بیت(علیهم السلام) انتقام خواهد گرفت و هم از کسانی که در زمان ظهور در قید حیات بوده و به جنایت و ظلم دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) راضی هستند،توضیح اینکه:
در ادبیّاتِ معارفِ شیعه، چنین آمده است که: پس از ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عده ای از خالص ترین مؤمنان و پلیدترین کافران به دنیا «بازگشت» می نمایند. چنین بازگشتی را «رَجعت» می نامند و صرفاً شاملِ همان افرادی است که ایمان یا کُفرشان در بالاترین درجه باشد و اگر شخصی به این میزان نرسیده باشد، در زُمره «رَجعت یافتگان» نخواهد بود.[۱]
در ضمن جای تردید نیست که ستمگران به اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، مصداق کُفر و شرک اند؛ تا جائی که در احادیث آمده است:
«هر کس در کفر دشمنان و ستمگران به ما اهل بیت شک کند، کافر است»![۲]
با در کنار هم قرار دادنِ این پیام و روایت پیشین، نتیجه می گیریم این افراد ـ حتماً ـ به دنیا بازگشت کرده و به دست یداللهیِ حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ با گوشه ای از جزایِ دنیاییِ بَرخی اعمال خود مواجه می شوند.
همچنین خداوند از افرادی که به شهادت امام حسین(علیه السلام)رضایت دارند، به وسیله امام مهدی(علیه السلام) انتقام می‌گیرد. ما در زیارت امام حسین(علیه السلام) هم به قاتلان نفرین می‌کنیم و هم به کسانی که هر چند در جنگ شرکت نداشتند، ولی این عمل را پسندیده و پذیرفتند.
در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که راوی می‌گوید: “از امام در رابطه با کلام امام صادق(علیه السلام) پرسیدم که می‌فرماید: قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرزندان قاتلان امام حسین(علیه السلام) را می‌کشد، این کلام با آیه “وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرى” چگونه معنا می‌شود؟ فرمود: اینها راضی به فعل پدران بوده و به آن افتخار می‌کنند، و کسی که راضی به فعلی باشد مانند کسی است که انجام داده است. (۳).شاید بتوان گفت آنچه حقیقت فعلی آدمی را شکل می‌دهد، همان نیات و افکار او است که باعث تحرک انسان در مسیر حالات درونی می‌شود.
در توضیح این روایت باید گفت:
طبق روایات رسیده از ائمه معصومین(علیهم السلام) کسانی که به عملکرد شخص یا گروهی راضی و خشنود باشند با آنها در آن کار شریک می باشند.
امام صادق (علیه السلام) : به خدا سوگند قائم ما آل محمد (ص) همه دودمان و نسل کشندگان حضرت حسین (علیه السلام) را میکشد چون به عمل پدرانشان راضی هستند.(۴) یعنی چون ذریه آنها می شنوند کردار ناشایسته پدران خود را و راضی به آن عمل میگردند، به این جهت استحقاق عقوبت پیدا میکنند.
پس از پیروزی که خداوند در جنگ جمل نصیب حضرت علی (علیه السلام) فرمود ، یکی از یاران آن جناب گفت : دوست داشتم برادر من فُلان با ما ، در این کارزار حاضر بود تا می دید چگونه خداوند شما را بر دشمنانت پیروزی عطا نمود.
حضرت فرمود آیا میل و محبت برادر تو با ما است؟ گفت آری ، فرمود او هم در این جنگ با ما بوده. و ( از دوستداران ما حتی ) کسانیکه در صلب مردها و رحم زنها ، هستند ( مانند آنستکه ) در سپاهیان ما به همراهی ما حاضر بوده اند ، زود است که روزگار ایشانرا مانند خونیکه از بینی انسان ناگهان بیرون آید به وجود آورده ظاهر گرداند ، و به سبب ( خدمات و ترویج ) ایشان ، ایمان قوت گیرد ( و دشمنان ما ، در دست آنان مغلوب شوند ).(۵)
پی نوشتها:
[۱] . انما یرجع الی الدنیا قیام القائم ـ علیه السلام ـ من محض الأیمان محضا او محض الکفر محضا. فاما من یَسوی هذین فلا رجوع لهم الی یوم الحساب. بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۵۴، ب ۸، ح ۸۷؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۳۸٫
[۲] . بحار، ج ۲۷، ص ۶۲؛ وسایل الشیعه، ج ۲۸، ص ۳۴۵؛ اعتقادات شیخ صدوق(ره) ۸۰ـ۷۹٫
[۳]. تفسیر برهان، ج۴، ص۵۵۹، ذیل آیه‌ی ۳۳ اسراء.
[۴]. ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه ۴۸۵٫
[۵]. ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام صفحه ۶۳٫

عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام یک اعتقاد اصیل مذهبی

تردیدی نیست که عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام، یک اعتقاد اصیل دینی ومذهبی می باشد که ریشه های محکم واستوار آن، در تمام ادیان الهی وکتاب های آسمانی قرار داشته وجزء عقاید قطعی ودیرین مسلمانان وهمه پیروان ادیان عالم است.

بر خلاف تصوّر برخی از بیمار دلان که می پندارند مسأله «مهدویّت» وانتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام برای مرهم نهادن بر زخم های جانکاه بشریّت واختلافات جهان اسلام پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، یا ساخته وپرداخته «شیعیان» است، این مسأله اختصاص به اسلام وتشیّع ندارد؛ بلکه مسأله «مهدویّت» که در واقع همان عقیده به ظهور یک منجی بزرگ آسمانی است، یک عقیده مشترک جهانی ویکی از حسّاس ترین فرازهای عقیدتی ادیان ومذاهب واز آمال وآرزوهای دیرین بشریّت است که در تاریخ خلقت بشر، عمری به درازای عمر آفرینش انسان ودر اسلام، عمری به درازای عمر اسلام دارد.

بر اساس نویدهای فراوانی که در رابطه با ظهور یک «منجی بزرگ» در کتب مذهبی اهل ادیان آمده، وتمام انبیای بزرگ الهی به عنوان جزیی از رسالت خود در هر زمان، ظهور یک مصلح جهانی را در پایان جهان به مردم وعده داده اند، جای هیچ گونه شکّ وتردید نیست که عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام یک مسأله اعتقادی اصیل وریشه داری است که از اعماق وجود انسانها سرچشمه گرفته وتوسّط پیامبران وسفیران الهی به مردم با ایمان جهان ابلاغ گردیده ونشانه های ظهورش به روشنی بازگو شده است.

«در جای خود ثابت شده است که اعتقادات دینی در فطرت بشر ریشه قطعی دارند واز این لحاظ، میان تعالیم دینی وخواسته های درونی انسان هماهنگی کامل وجود دارد، ودر حقیقت تعالیم دینی، تعیین کننده وتأمین کننده خواسته های بشر وتکمیل کننده خلقت انسان است.

به این معنی، عقیده دینی در ژرفای فطرت بشر جا دارد ودر درون بشر یک خواسته ومیل باطنی است، گرچه این میل باطنی وخواسته درونی، همانند امیال دیگر انسان، در شرایط گوناگون، کم وزیاد می شود وشدّت وضعف پیدا می کند، ولی اصل خواسته ممکن نیست به کلّی از بین برود».[۱]

آنچه از آیات شریفه قرآن کریم وروایات اسلامی استفاده می شود این است که «دین»، جزء نهاد بشر وخمیر مایه ذات ووجود اوست که خداوند عالم، بشر را توأم با آن آفریده واز او قابل انفکاک نیست، ولی انسان ها فقط کلیّات آن را – از قبیل توحید، پی بردن از علّت به معلول وشکر منعم – درک می کنند ودرک جزئیات آن، نیاز به بعثت انبیا وآمدن پیامبران الهی دارد که با توضیح، تبیین وتبلیغ آنها انسان به فطری بودن دین بیش از پیش متوجّه می شود.

قرآن کریم در این باره می فرماید:

«فَأقِمْ وَجْهَکَ للِدّینِ حَنیِفاً فِطْرَتَ الله الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِکَ الدّینُ القَیِّمُ»[۲] (۷۵)

«به دین خالص پروردگار که بدان مایلی روی آور، به آن فطرت پاکی که خداوند تمام بشر را از آن آفریده است، دگرگونی در آفرینش خدا نیست، این است دین محکم وآیین استوار».

از این آیه شریفه به خوبی استفاده می شود که دین وآیین به طور کلّی، یک امر فطری وطبیعی بوده وجزء ذات ونهاد بشر است که خداوند آدمی را توأم با آن آفریده وهرگز از او جدا نمی شود.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نیز در حدیثی می فرماید:

«کلُّ مولود یولد علی الفطره، حتّی یکون أبواه یُهوّدانهِ ویُنصّرانه»[۳]

«هر مولودی با فطرت اسلام – از مادر – متولّد می شود، واین پدر ومادر است که او را یهودی یا نصرانی می کند».

از این حدیث شریف استفاده می شود که اساس اوّلیه پذیرش دین، در فطرت تمام کودکان بشر وجود دارد، وپدران ومادران که مربّیان اصلی فرزندان هستند، از این سرمایه فطری استفاده می کنند وفرزندان خود را به آیینی که مایلند متدیّن وبه راهی که در نظر دارند سوق می دهند.

اگر اصل تقاضای مذهب در فطرت بشر نبود وسرشت آدمی درخواست آن را نداشت، عرضه مذهب های مختلف از طرف پدران ومادران بی فایده بود وبشر هرگز یک عمر، دین وآیینی را با عشق وعلاقه نمی پذیرفت، وبدون چون وچرا از آن پیروی نمی نمود.

به هر حال، یکی از وظایف بزرگ پیامبران الهی بیدار کردن فطرت های بشر وبه کار انداختن سرمایه های معنوی انسان است. آنها آمده اند تا بشر را به ادای پیمان فطرت وا دارند ونعمت های فراموش شده خدا را به مردم یادآوری کنند وبا فعالیّت های تبلیغی خود، نیروهای نهفته عقل مردم را برانگیخته وبه کار اندازند، چنان که امیرمؤمنان علیه السلام ضمن خطبه ای درباره بعثت انبیا علیهم السلام می فرماید:

«فبعث (الله) فیهم رسله، وواتر إلیهم أنبیائه، لیستأدوهم میثاق فطرته، ویذکّروهم منسیّ نعمته، ویحتجّوا علیهم بالتبلیغِ، ویثیروا لهم دفائن العقول…».[۴]

«خداوند تبارک وتعالی، پیغمبران خود را در بین مردم برانگیخت وآنان را پی در پی فرستاد تا عهد وپیمان خداوند را که جزء ذات وجبلّی آنان بود از آنها بخواهند، ونعمت فراموش شده الهی – توحید فطری – را به آنان یادآور شوند، واز راه تبلیغ با مردمان گفت وگو نمایند، وافکار وعقول پنهانی آنها را که بر اثر ضلالت وگمراهی در زیر غبار کفر وجهل پوشیده ومستور گردیده، به کار اندازند».

بنابراین، از آنجایی که عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام ویا به تعبیر دیگر، عقیده به ظهور یک «منجی بزرگ آسمانی»، از مسایل قدیم ادیان واسلام است ودر تمام کتب مقدّسه اهل ادیان ومذاهب مختلف جهان وبه ویژه در اسلام به صورت گسترده ای عنوان گردیده ودامنه آن به حدّی است که حتّی شعاع آن در بین «مکاتب» ومردم غیر مذهبی نیز دیده می شود، معلوم می شود که این مسأله مهمّ وحیاتی همانند مسأله عقیده به ذات اقدس حضرت احدیّت، یک عقیده اصیل دینی ومذهبی، ویک میل باطنی ودرونی است که در ژرفنای فطرت بشر جا دارد وهر زمان که بشریّت بر اثر ظلم وستم ستمکاران به ستوه آید وجانش به لب رسد وراه نجاتی نیابد، انتظار ظهور آن یگانه مصلح الهی در دلش زنده می شود واو را به جست وجوی رهبر وراهنما بر می انگیزد.

به همین جهت است که هم ادیان ومذاهب مختلف وهم دین مبین اسلام به این میل باطنی وخواسته درونی توجّه خاصّی مبذول داشته وظهور یک رهبر الهی ومنجی آسمانی را در پایان جهان به پیروان خود وعده داده اند.

نویدهای ظهور «منجی موعود» که در روایات اسلامی به عنوان «مهدی موعود» آمده است، قرنها پیش از اسلام، از زبان پیامبران «اولوا العزم علیهم السلام» بازگو شده، وحدّ اقل در حدود ۶۰ قرن – ۶۰۰۰ سال پیش – این نویدها دست به دست گشته تا امروز به دست ما رسیده است.

نویدهای «منجی موعود» ویا به تعبیر دیگر: «مصلح جهانی موعود»، مربوط به امروز ودیروز وده قرن قبل وبیست قرن قبل ویا مخصوص این دین وآن دین واین ملّت وآن ملّت نیست؛ بلکه از زمان های خیلی دور، بین ملّتها وپیروان ادیان شایع بوده است.

نکته شایان توجّهی که در اینجا لازم است تذکّر دهیم این است که تا کنون تعداد زیادی از این نویدها که به عنوان نشانه های ظهور از زبان پیامبران الهی بازگو شده، دقیقاً طبق وعده های انبیا تحقّق یافته، ودر عصر ما نیز برخی از آنها در حال تحقّق یافتن است.

جالب توجّه این که ده ها نشانه از نشانه های فراوانی که توسّط رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم وامامان اهل بیت علیهم السلام در چهارده قرن قبل به عنوان مقدّمه ظهور حضرت مهدی علیه السلام برای اُمّت اسلامی بیان شده است، یکی پس از دیگری، در روزگار ما تحقّق می یابد، وما امروز تحقّق تعدادی از آنها را با چشم خود می بینیم.

۱۰ – عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام اختصاص به اسلام ندارد

اسناد ومدارک موجود تاریخی نشان می دهد که این اعتقاد، یک اعتقاد جهانی وهمگانی وعالم گیر است ومنحصر به اسلام ومذهب تشیّع ویا حتّی منحصر به مذاهب شرقی وغربی نیست. برای اثبات این مدّعا کافی است تنها به یک نمونه از اعترافات یکی از خاورشناسان متعصّب یهودی اشاره کنیم:

گلدزیهر، خاور شناس ویهودی متعصّب، درباره جهانی بودن مسأله انتظار وعمومیّت انتظار اقوام مختلف برای ظهور یک «منجی بزرگ» می گوید:

«اعتقاد به بازگشت وظهور «منجی موعود»، اختصاص به اسلام ندارد… پندارهای مشابهی را می توان در میان اقوام دیگری نیز، به فراوانی یافت…

بنابر اعتقاد «هندوایسم»، «ویشنو» در حالی که بر اسبی سفید سوار است وشمشیری از شعله آتش به دست دارد، در پایان دوره کنونی جهان، به عنوان «کال کی» ظاهر خواهد شد وسرزمین «آریا» را از دست ستمگران غاصب – که منظور اقوام فاتح مسلمانند – رهایی خواهد بخشید.

در میان اقوام مغول، تا امروز (۱۹۱۰م) این عقیده شایع است که «چنگیز خان» پیش از مرگ خود، وعده کرده است که در هشت – یا نُه قرن دیگر از نو، باز در زمین ظاهر خواهد شد ومغولان را از زیر یوغ «چینیان» نجات خواهد داد.

در میان اقوام شرقی وغربی، حتّی در میان سرخ پوستان آمریکا، پندارهای مشابهی درباره بازگشت یا ظهور «منجی موعود» پدید آمده است»[۵]

عقیده به ظهور یک «مصلح بزرگ جهانی»، در نزد بسیاری از جوامع قدیمی دیده می شود. این عقیده که در واقع همان «انتظار فرج» مسلمانان است، دارای ابعاد گوناگون فلسفی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ومذهبی است که در زمینه آن، صاحبان ادیان ومذاهب، فیلسوفان وجامعه شناسان، روانکاوان وروانشناسان وطرفداران احزاب ومکاتب، بحث بسیار کرده اند. واز این رو:

«یهودی، از همه فرقه هایش، در انتظار ظهور مسیح موعود است که عدالت واقعی را در آخر الزمان در سرتاسر جهان برقرار نماید.

مسیحی، از همه گروه هایش، در انتظار بازگشت مسیح پاک است که شالوده عدالت را در آخرالزمان در پهنه گیتی استوار سازد.

مسلمان، از همه مذاهب مختلفش، در انتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام وبازگشت حضرت عیسی علیه السلام است که حکومت عدل واقعی را در آخرالزمان در سراسر جهان از کران تا کران بنیان نهند».[۶]

به امید آن روز.

منبع:  مرکز الدراسات التخصصیه فی الامام المهدی ( برگرفته از:  کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان)

پی نوشتها

[۱] . او خواهد آمد، ص ۴۶.

[۲] . سوره روم، آیه ۳۰.

[۳] . بحار الانوار، ج ۳، ص ۲۸۱، ح ۲۲.

[۴] . نهج البلاغه، فیض، خطبه ۱، ص ۳۳، وصبحی صالح، خطبه ۱، ص ۴۳.

[۵] . او خواهد آمد، ص ۳۰ و۳۱.

[۶] . روزگار رهائی، ج ۱، ص ۵۹.

عقیده به ظهور حضرت مهدی (ع)یک مسأله عقلی

 هنگامی که به وضع کنونی جهان نظر می افکنیم وسیر صعودی جنایتها، جنگها وخونریزی ها، کشمکش ها، واختلافات بین المللی وگسترش روز افزون مفاسد اخلاقی واجتماعی را مشاهده می کنیم، پرسشهایی برایمان مطرح می شود که:

آیا اوضاع کنونی جهان به همین منوال پیش خواهد رفت؟

آیا دامنه این جنایتها، خیانتها وکشتارها همچنان گسترش خواهد یافت؟

آیا این کشور گشایی ها، توسعه طلبی ها وظلم وستم های بی حد ومرز همچنان ادامه خواهد داشت؟

آیا این همه انحرافات عقیدتی ومفاسد اخلاقی وظلم های اجتماعی همچون باتلاق متعفّنی، بشریّت را در کام خود فرو خواهد برد؟ یا این که روزنه امیدی برای نجات بشر واصلاح جامعه وجود خواهد داشت؟

در پاسخ این سؤالات مهم باید گفت: از نظر عقل واندیشه سالم، روزنه امیدی برای نجات واصلاح بشر وجود دارد وسرانجام روزی فراخواهد رسید که این ابرهای سیاه وتاریک وطوفان های مرگبار وسیل های ویرانگر فتنه وفساد از میان خواهد رفت، آسمان صاف وروشن وآفتاب تابنده ودرخشان به دنبال خواهد آورد، واین گرداب های مخوف وهولناک برای همیشه در برابر بشر نخواهد بود، ودر افقی نه چندان دور نشانه های ساحل نجات به چشم می خورد، چه آن که جهان در انتظار یک مصلح بزرگ الهی است که با یک قیام عظیم وگسترده همه عالم را به نفع حقّ وعدالت دگرگون خواهد نمود، وبشریّت را از تیرگی، ظلم، فساد، ستم وتباهی نجات خواهد داد.

برای روشن شدن مطلب، به دو دلیل عقلی توجّه فرمایید:

الف: نظام آفرینش به ما این درس را می دهد که جهان بشریّت سرانجام باید به قانون عدالت تن در دهد، وخواه ناخواه تسلیم یک نظم عادلانه وپایدار گردد.

توضیح مطلب این که: جهان هستی تا آنجا که می دانیم مجموعه ای از نظام های عالم است، وجود قوانین منظم در سرتاسر این جهان، دلیل بر یکپارچگی وبه هم پیوستگی این نظام است ومسأله نظم وقانون، یکی از جدّی ترین واساسی ترین مسایل این جهان محسوب می شود.

از منظومه های بزرگ جهان گرفته تا یک ذرّه «اتم» – که میلیونها از آن را می توان بر روی نوک سوزنی جای داد – همه وهمه تابع یک نظام دقیق ومعیّن وبرنامه حساب شده ای می باشند.

دستگاه های مختلف بدن انسان نیز از ساختمان یک سلّول کوچک گرفته تا مغز، اعصاب، قلب، ششها وسایر اعضا وجوارح آدمی همه وهمه دارای آنچنان نظم دقیقی هستند که هر کدام از آنها مانند یک ساعت بسیار دقیق در بدن انسان کار می کند، وساختمان منظم دقیق ترین کامپیوترهای جهان در برابر آنها بسیار ناچیز وکم ارزش می نماید.

به طور خلاصه، با یک نگاه ساده به جهانی که در آن زندگی می کنیم به این حقیقت می رسیم که جهان هستی در هم وبرهم نیست، بلکه تمام پدیده ها بر یک خط سیر معیّنی حرکت می کنند، وهمه دستگاههای جهان هستی همچون لشکر انبوهی که به واحدهای منظمی تقسیم شده باشند به سوی مقصد معیّنی به پیش می روند.

بنابراین، آیا در جهانی این چنین که انسان «جزء» این «کلّ» است، می تواند به صورت یک وصله نامنظّم ونا همرنگ، با جنگ وخونریزی وظلم وستم اجتماعی زندگی کند؟!

آیا بی عدالتی ها وفسادهای اخلاقی واجتماعی که نوعی بی نظمی است می تواند برای همیشه بر جامعه بشریّت حاکم باشد؟!

آیا خدایی که در نظام شگفت انگیز جهان هیچ یک از نیازهای موجودات عالم را از نظر لطف وعنایتش دور نداشته، وبه انسان چشم بینا، گوش شنوا وعقل وهوش کافی عنایت فرموده است می توان گفت که: بشریّت را به حال خود رها ساخته است تا همچنان در وادی ضلالت وگمراهی گام بردارد، وبا بی نظمی وبی عدالتی به زندگی خود ادامه دهد؟!

آیا ممکن است خداوندی که این چنین نیازمندیهای انسان را تأمین می کند او را از وجود یک راهنمای دانا وتوانا ومعصوم که با غیب این عالم در ارتباط بوده وبشریّت را به راه سعادت وخوشبختی رهنمون شود، محروم سازد؟!

تردیدی نیست که از نظر عقل واندیشه، برای برقراری نظم وقانون وجلوگیری از هرج ومرج وریشه کن شدن فتنه وفساد، واجرای قسط وعدالت، وجود رهبری الهی وآسمانی لازم وضروری است.

به همین دلیل است که امیرمؤمنان علیه السلام در یکی از سخنان خود در «نهج البلاغه» می فرماید:

«اللهمّ بلی، لا تخلو الأرض من قائمٍ للّه بحجّهٍ إمّا ظاهراً مشهوراً، وإمّا خائفاً مغموراً، لئلاّ تبطل حجج الله وبیّناته».[۱](۷۲)

«آری بار خدایا! زمین هرگز از حجّت خدا خالی نخواهد بود که یا ظاهر وآشکار، ویا ترسان ونهان خواهد بود، تا حجّتها ودلایل روشن پروردگار باطل نگردد».

بنابراین، نتیجه ای که از این بحث به دست می آید این است که مشاهده نظام هستی وجهان آفرینش ما را به این حقیقت متوجّه می سازد که سرانجام جهان بشریّت وجامعه انسانیّت نیز در برابر نظم وعدالت سر تسلیم فرود خواهد آورد، وبه مسیر اصلی آفرینش باز خواهد گشت.

ب: سیر تکاملی جامعه ها نیز دلیل دیگری بر آینده روشن جهان بشریّت است؛ زیرا ما هرگز نمی توانیم این حقیقت را انکار کنیم که جامعه بشریّت از روزی که خود را شناخته است پیوسته در حال پیشرفت بوده ورو به کمال وترقّی حرکت نموده وهیچ گاه در یک مرحله توقّف نکرده است.

در جنبه های مادّی، از نظر خوراک، پوشاک ومسکن، وتهیّه سایر لوازم زندگی، روزی در ابتدایی ترین شرایط زندگی قرار داشته، وامروز بر خلاف زمان های گذشته، به مرحله ای رسیده است که عقل ها را حیران وچشمها را خیره ساخته، وبه طور مسلّم این سیر صعودی باز همچنان ادامه خواهد یافت.

از نظر علوم ودانش وفرهنگ نیز پیوسته رو به سمت جلو حرکت نموده، به اختراعات واکتشافات جدید ومدرنی دست یافته، وروز به روز کشف تازه وتحقیق جدید ومطلب نوی را در این زمینه به دست آورده است.

این «قانون تکامل» سرانجام شامل جنبه های اخلاقی ومعنوی واجتماعی نیز می شود، وانسانیّت را به سوی یک قانون عادلانه، وصلح وعدالت پایدار، وفضایل اخلاقی ومعنوی به پیش می برد، واگر امروز می بینیم که مفاسد اخلاقی در دنیای کنونی رو به فزونی است وبشریّت در گرداب فساد وتباهی دست وپا می زند، این خود نیز زمینه را برای یک انقلاب تکاملی، سرانجام آماده می کند.

البته ناگفته پیداست که هرگز نمی گوییم که فساد را باید تشویق کرد، ولی می گوییم: فساد وقتی که از حدّ گذشت عکس العمل آن یک انقلاب تکاملی معنوی خواهد بود که بشریّت را به جهان انسانیّت باز خواهد گرداند؛ زیرا هنگامی که انسانها در دام بلا گرفتار شدند، وبه بن بست رسیدند، وعواقب نامطلوب گناهان خویش را دیدند، وسرهای آنها به سنگ خورد، وجان هایشان به لب رسید، حدّ اقل آماده پذیرش اصول سعادت آفرینی که از ناحیه یک رهبر الهی ودینی ارائه می شود، خواهند گردید.

پس باتوجّه به آنچه گذشت، به این نتیجه می رسیم که: عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام،یک مسأله عقلی ومنطقی است که نیازی به هیچ بیان ندارد؛ زیرا هر انسان عاقلی آن را تصدیق، وهر خردمندی آن را تأیید می نماید.

منبع:  مرکز الدراسات التخصصیه فی الامام المهدی ( برگرفته از:  کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان)

[۱] . نهج البلاغه فیض، کلمات قصار، شماره ۱۳۹، ص ۱۱۵۸؛ منتخب الأثر، ص ۲۷۰؛ وقریب به این مضمون بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۲ از امام صادق علیه السلام.

فطری بودن عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام

فطری بودن عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام

از دیدگاه مذاهب وادیان، عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام، یک مسأله ای کاملاً فطری وطبیعی است که با سرشت آدمی آمیخته شده، وعمری به درازای عمر آفرینش انسان دارد.

برای اثبات این مطلب، نیاز چندانی به دلیل وبرهان نیست وهمین قدر کافی است که بدانیم با همه اختلافاتی که در میان ملّتها واُمّتها در طرز فکر، آداب ورسوم، عقاید وآراء وتمایلات وخواسته های باطنی آنها وجود دارد، عشق وعلاقه به صلح وعدالت وزندگی مسالمت آمیز، مطلوب کلیه جوامع بشری وخواست طبیعی همه انسانهاست.

این که ما می بینیم همه انسان ها در همه زمانها می جوشند ومی خروشند وبه دنبال روزی بهتر وزندگی مرفّه تر می گردند ودر انتظار تحقّق پیروزی نهایی بسر می برند وبا دیدن ظلم وستم فریاد برمی آورند وبر ضدّ جبّاران وطاغوت های زمان طغیان می نمایند وفریادرسی را به یاری می طلبند، خود دلیل قاطعی بر ریشه دار بودن این تمایل باطنی وخواست درونی وفطری بودن مسأله «مهدویّت» است.

زیرا فطرت، همان الهام ودرک درونی وخواست طبیعی وتمایل باطنی انسان است که نیاز به دلیل ندارد وهر انسانی بدون دلیل وبرهان آن را می پذیرد وبه آن ایمان دارد.

به عنوان مثال: وجود تشنگی وگرسنگی در نهاد آدمی، یک امر فطری وطبیعی است ونیاز به دلیل ندارد، پس اگر تشنه می شویم واحساس گرسنگی می کنیم وعلاقه به آب وغذا داریم، دلیل بر آن است که آب وغذایی وجود دارد که دستگاه آفرینش، تشنگی وگرسنگی ومیل به آن را در وجود بشر قرار داده است.

از اینجا به آسانی می توان نتیجه گرفت که اگر انسان ها در انتظار ظهور یک مصلح بزرگ جهانی بسر می برند وشبانه روز انتظارش را می کشند که بیاید وجهان را پر از عدل وداد کند وریشه ظلم وستم را از بیخ وبن برکند، دلیل بر آن است که چنان نقطه اوجی در تکامل جامعه انسانی امکان پذیر، وعشق وعلاقه به ظهور آن یگانه ولیّ مطلق خداوند در درون جان یکایک افراد بشر نهفته است.

به راستی اگر صلح وعدالت، آرامش وامنیّت وصفا فطری بشر نبود، آیا زورمداران وتجاوز گران وسلطه جویان می توانستند مقاصد شوم خود را زیر پوشش عدل وصلح وهمزیستی مسالمت آمیز به مردم عرضه کنند، وبه ظلم وباطل، لباس حقّ وعدل بپوشانند وبا اسمهای تو خالی مردمان را فریب دهند وعدّه ای را به استضعاف بکشند وبر آنها فرمان روایی کنند؟!

آیا خود این موضوع دلیل بر این مطلب نیست که چون فطرت بشر، حقّ وعدل را می خواهد واز ظلم وباطل نفرت دارد، اینان به این گونه مسائل متوسّل می شوند؟!!

آری خواننده عزیز!

«… انتظار فرج واعتقاد به «مهدی موعود» یا «واپسین منجی»، یک اشتیاق ومیل باطنی است. اسلام وادیان دیگر نیز با وعده ظهور «رهاننده بزرگ»، این خواسته وشوق درونی را بی پاسخ نگذاشته است. واین خواسته نیز مانند دیگر خواسته ها در شرایط گوناگون کم وزیاد وشدّت وضعف پیدا می کند.

آشفتگی اوضاع، نا امنی حاصل از آن وفشار وتبعیض وستم در جامعه، عقیده به «منجی بزرگ» را تشدید می نماید، آن چنان که این شوق دیرین وانتظار، در لحظات فشار واختناق، ضعف وتنگدستی، تبدیل به التهاب سوزان ونیاز شدید می شود، واین شرایط، خرمن اشتیاق توده ها را برای ظهور «واپسین منجی» ومهدی موعود علیه السلام شعله ور می سازد».[۱]

آری! حقیقت مهدویّت در واقع منتهی شدن سیر جوامع بشری به سوی جامعه واحد، سعادت عمومی، تعاون وهمکاری، امنیّت ورفاه همگانی، حکومت حقّ وعدل، نجات مستضعفان، نابودی مستکبران، پیروزی جنود «الله» بر جنود «شیطان» وخلافت مؤمنان وشایستگان به رهبری موعود پیامبران وادیان است، واین همان چیزی است که مطلوب هر فطرت پاک وخواست طبیعی هر انسان سالم ووجدان بیدار است.

کدام انسان با شرف وبا فضیلتی است که با ظلم وستم موافق باشد؟ وکدام انسان عاقل وآزاد اندیش سالمی است که از طاغوت وطاغوتچه ها ورژیم های ضدّ مردمی حمایت کند؟ وکدام انسان با وجدان ومنصفی است که با دیدن ظلم وستم های بی حدّ ومرز وتقسیم ملّتهای جهان به غالب ومغلوب، ظالم ومظلوم، سلطه گر وسلطه پذیر وپیشرفته وعقب مانده، ساکت وآرام بنشیند وفریاد بر نیاورد وناله سر ندهد ووجدان خود را راضی نگه دارد وبا فطرت انسانی خویش به نبرد بر نخیزد وهمه آن مظاهر نفرت انگیز را وجداناً قبول داشته باشد؟!!

سرانجام قیام جهانی مهدی علیه السلام به وقوع خواهد پیوست، ووعده خداوند تحقّق خواهد یافت، وعالم انسانیّت از فسادها وتباهی ها ونابسامانی ها خلاص خواهد گردید. وعاقبت، بشریّت نجات پیدا خواهد کرد، وطرفداران ظلم وستم شکست خواهند خورد، وبلندگو هایشان خاموش خواهد شد، وقلم های نویسندگان شان درهم خواهد شکست.

منبع:  مرکز الدراسات التخصصیه فی الامام المهدی ( برگرفته از:  کتاب ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان)

[۱] . او خواهد آمد، ص ۴۷.

مصلح موعود در اقوام مختلف جهان

موعود ادیان

مسئلة عقیده به ظهور مصلحی جهانی در پایان دنیا امری عمومی و همگانی است و اختصاص به هیچ قومی و ملتی ندارد. سرمنشأ این اعتقاد کهن و ریشه دار علاوه بر اشتیاق درونی و میل باطنی هر انسان ـ که به طور طبیعی خواهان حکومت حق و عدل و برقراری نظام صلح و امنیت در سرتاسر جهان است ـ نویدهای بی شائبة پیامبران الهی در تاریخ بشریت به مردم مؤمن و آزادی خواه جهان است.

تمامی پیامبران بزرگ الهی در دوران مأموریت خود به عنوان جزئی از رسالت خویش به مردم وعده داده اند که در آخرالزمان و در پایان روزگار، یک مصلح بزرگ جهانی ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بی دینی و بی عدالتی را در تمام جهان ریشه کن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. سیری کوتاه در افکار و عقاید ملل مختلف مانند: مصر باستان، هند، چین، ایران و یونان و نگرش به افسانه های دیگر اقوام مختلف بشری این حقیقت را به خوبی روشن و مسلم می سازد که همة اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آراء عقاید و اندیشه های متضادی که با یکدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانی به سر می برند.

اینک برای این که دربارة این موضوع سخنی به گزاف نگفته باشیم فهرست مختصری از بازتاب این عقیده را در میان اقوام و ملل مختلف جهان در اینجا می آوریم.

1. ایرانیان باستان معتقد بودند «گرزاسپه» قهرمان تاریخی آنان زنده است و در کابل خوابیده و صد هزار فرشته او را پاسبانی می کنند تا روزی که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید.2. گروهی دیگر از ایرانیان می پنداشتند که«کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالودة فرمانروایی، دیهیم پادشاهی را به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزی ظاهر شود و اهریمنان را از گیتی براند.

3. نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنیا مسلط گرداند.

4. نژاد ژرمن معتقد بودند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و ژرمن را بر دنیا حاکم گرداند.

5. اهالی صربستان انتظار ظهور «مارکوکرالیویچ» را داشتند.

6. برهماییان از دیرزمانی بر این عقیده بودند که در آخرالزمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدی سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفان را خواهد کشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.

7. ساکنان جزایر انگلستان از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند که «ارتور» روزی از جزیرة «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساکسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.

8. اسن ها معتقدند که پیشوایی در آخرالزمان ظهور کرده، دروازه های ملکوت آسمان را برای آدمیان خواهد گشود.

9. سلت ها می گویند: پس از بروز آشوب هایی در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام کرده، دنیا را به تصرف درخواهد آورد.

10. اقوام اسکاندیناوی معتقدند که برای مردم بلاهایی می رسد، جنگ های جهانی اقوام را نابود می سازد، آنگاه «اودین» با نیروی الهی ظهور کرده و بر همه چیره می شود.

11. اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور «بوخض» هستند.

12. اقوام آمریکای مرکزی معتقدند که «کوتزلکوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثی در جهان، پیروز خواهد شد.

13. چینی ها معتقدند که «کرشنا» ظهور کرده، جهان را نجات می دهد.

14. زرتشتیان معتقدند که «سوشیانس» (نجات دهندة بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.

15. قبایل «ای پوور» معتقدند که روزی خواهد رسید که در دنیا دیگر نبردی بروز نکند و آن به سبب پادشاهی دادگر در پایان جهان است.

16. گروهی از مصریان که در حدود 3000 سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگی می کردند، معتقد بودند که سلطانی در آخرالزمان با نیروی غیبی بر جهان مسلط می شود، اختلاف طبقاتی را از بین می برد و مردم را به آرامش و آسایش می رساند.

17. گروهی دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستادة خدا در آخرالزمان در کنار رودخانة خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر می کند.

18. ملل و اقوام مختلف هند، مطابق کتاب های مقدس خود، در انتظار مصلحی هستند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهانی را تشکیل خواهد داد.

19. یونانیان می گویند: «کالویبرگ» نجات دهندة بزرگ ظهور خواهد کرد و جهان را نجات خواهد داد.

20. یهودیان معتقدند که در آخرالزّمان «ماشیع» (مهدی بزرگ) ظهور خواهد کرد و تا ابدالآباد در جهان حکومت می کند. او را از اولاد حضرت اسحاق می پندارد در صورتی که تورات کتاب ـ مقدس یهود ـ او را صریحاً از اولاد حضرت اسماعیل دانسته است.

21. نصارا نیز به وجود حضرت(ع) قائلند و می گویند: او در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و عالم را خواهد گرفت، ولی در اوصافش اختلاف دارند.1

آنچه از نظر گذشت ـ گرچه همة آنها با حضرت مهدی(ع) کاملاً تطبیق نمی کند و حتی برخی از آنها اصلاً با مهدی موعود اسلام وفق نمی دهد ـ از یک حقیقت مسلّم حکایت می کند و آن اینکه: این افکار و عقاید و آرا که همة آنها با مضمون های مختلف، از آینده ای درخشان و آمدن مصلحی جهانی در آخرالزمان خبر می دهند، نشانگر این واقعیت است که همة آنها در واقع از منبع پر فیض وحی سرچشمه گرفته است، ولکن در برخی از مناطق دوردست که شعاع حقیقت در آنجا کمتر تابیده است در طول تاریخ به تدریج از فروغ آن کاسته شده، و فقط کلیاتی از نویدهای مهدی موعود و «مصلح جهانی» در میان ملت ها به جای مانده است.

البته سالم ماندن این نویدها در طول قرون متمادی، خود بر اهمیت موضوع می افزاید، و مسئلة «مهدویت» و ظهور مصلح جهانی را قطعی تر می کند.

اسامی موعود در کتب مذهبی

اینک قسمتی از اسامی مبارک منجی موعود را که با الفاظ مختلفی در بسیاری از کتب مذهبی اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر می گذرانیم: «صاحب» در صحف ابراهیم(ع)، «قائم» در زبور سیزدهم، «قیدمو» در تورات به لغت ترکوم، «ماشیع» (مهدی بزرگ) در تورات عبرانی، «مهمید آخر» در انجیل، «سروش ایزد» در زمزم زرتشت، «بهرام» در ابستاق زند و پازند، «بندة یزدان» هم در زند و پازند، «لند بطاوا» در هزارنامة هندیان، «شماخیل» در ارماطس، «خوراند» در جاویدان، «خجسته» (اصمد) در کندرال فرنگیان، «خسرو» در کتاب مجوس، «میزان الحق» در کتاب اثری پیغمبر، «پرویز» در کتاب برزین آذرفارسیان، «فردوس اکبر» در کتاب قبروس رومیان، «کلمة الحق» و «لسان صدق» در صحیفة آسمانی، «صمصام الاکبر» در کتاب کندرال، «بقیة الله» در کتاب دوهر، «قاطع» در کتاب قنطره، «منصور» در کتاب دید براهمه، «ایستاده» (قائم) در کتاب شاکمونی، «ویشنو» در کتاب ریگ ودا، «فرخنده» (محمد) در کتاب وشن جوک، «راهنما» (هادی و مهدی) در کتاب پاتیکل، «پسر انسان» در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن)، «سوشیانس» در کتاب زند و هومو من یسن، از کتب زرتشتیان، در کتاب شابوهرگان کتاب مقدس «مانویه» ترجمة «مولر» نام «خرد شهر ایزده» آمده که باید در آخرالزمان ظهور کند، و عدالت را در جهان آشکار سازد، «فیروز» (منصور) در کتاب شعیای پیامبر.2

علاوه بر اینها اسامی دیگر نیز برای موعود مبارک در کتب مقدس اهل ادیان ذکر شده است که ما به جهت اختصار از نقل آنها خودداری نمودیم.

اسامی مقدسی چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقیةالله» که در کتب مذهبی ملل مختلف آمده است، از القاب خاص وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج) است که در بیشتر روایات اسلامی، به آنها تصریح شده و این خود بیانگر این واقعیت است که موعود همة امت ها و ملت ها، همان وجود مقدس حضرت مهدی(ع) است.

موعود در دین یهود

چنانکه در آثار «دانیال نبی» مسطور است، عبارت از بیان این معنا است که در آخرالزمان حق تعالی جهان را دگرگون خواهد فرمود و صالحان و ابرار از ظالمان و اشرار جدا خواهند شد و این روزگار پر از ظلم و جور به پایان خواهد رسید.

شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان، در تاریخ پرفراز و نشیب یهودیت موج می زند. یهودیان در سراسر تاریخ محنت بار خود، هرگونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده اند که روزی موعود (مسیحا) بیاید و آنان را از گرداب ذلت، درد و رنج رهانده، فرمانروای جهان گرداند.

در سراسر تاریخ بنی اسرائیل، کسانی به عنوان موعود یهود برخاستند و با گرد آوردن برخی افراد ساده لوح، بر مشکلات آنان افزودند. امّا در این میان حضرت عیسی بن مریم ظهور کرد و با داشتن شخصیتی بس والا و روحی الهی، دین بسیار بزرگی را بنیاد نهاد و گروه بی شماری را به ملکوت آسمان رهنمون شد.

با توجه به مطالب یاد شده، روشن می شود که اصل ظهور منجی جهان در نزد پیروان دین یهود، ثابت و مسلم است. در عین حال بغض و کینة آنان نسبت به همة ادیان ـ خصوصاً مسیحیت ـ قابل انکار نیست. از آرزوهای یهود آن است که از طریق ظهور موعود منتظر، بر همة بشریت مسلط شوند و همة ملل و اقوام دنیا تسلیم یهود و تحت استعمار آنان باشند. توجه به این نکته ضروری است که مسئلة منجی جهانی صبغة یهودیت یا نژاد یهودی ندارد.

از نظر این نویسنده، عدة قلیلی از سیاسیون یهود با

سوء استفاده از این عقیده، رژیم اسرائیل را در سرزمین فلسطین، به منظور زمینه سازی ظهور مسیح ایجاد کردند. آنان احساسات یهودیان را برای سرزمین مقدس برانگیختند و ثروتمندان را برای ایجاد آبادی های یهودی نشین تشویق کردند.

در مقابل، عدة کثیری از یهودیان، پندار جعلی یاد شده را رد می کردند و عقیده داشتند که نجات، تنها از طریق دخالت مستقیم خدا به دست می آید. سرعت بخشیدن به دوران رهایی از طریق ایجاد مهاجرنشین های یهودی در فلسطین، نقض آشکار شریعت به شمار می رود.3

موعود در دین مسیحیت

همان طور که نجات دهندة پایانی بر مبنای معتقدات یهودیان، مسیح (ماشیع) است که جهان را درخشان و با شکوه می سازد، به اعتقاد مسیحیان نیز مسیح(ع) نجات بخش است. البته برای زمان ظهور حضرت مسیح(ع) تاریخ مشخصی در بشارت انجیل نمی یابیم و از این جهت شباهت دقیقی با اعتقاد اسلامی دربارة زمان ظهور وجود دارد، در انجیل می خوانیم:

امّا آن روز و آن ساعت را نمی داند کسی از بشر و فرشتگان آسمان، مگر پدر.4

بر اساس بشارت فراوانی که در کتاب انجیل آمده است، حضرت مسیح(ع) به دنبال قیام حضرت قائم(ع) در «فلسطین» آشکار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی تکلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی(ع) گردند. از این رو، در آخرین روزهای زندگی ـ و شاید در طول دوران حیات ـ به یاران و شاگردان خود توصیه ها و سفارش های اکیدی دربارة بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بیداری و هوشیاری و آمادگی فرموده است.

اینک متن برخی از آن بشارات که در انجیل آمده است:

پس بیدار باشید؛ زیرا که نمی دانید در کدام ساعت خداوند شما می آید. لیکن این را بدانید که اگر صاحب خانه می دانست در چه پاس از شب دزد می آید، بیدار می ماند و نمی گذاشت که به خانه اش نقب زند. پس شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می آید پس آن غلام امین و دانا کیست که آقایش او را بر اهل خانة خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراک دهد. خوشا به حال آن غلامی که چون آقایش آید او را در چنین کاری مشغول یابد.5

نظیر این پیشگویی در انجیل لوقا نیز آمده است6: مقصود از «پسر انسان» حضرت مسیح(ع) نیست، زیرا مطابق نوشتة جیمز هاکس آمریکایی در قاموس کتاب مقدس این عبارت 80 بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) آمده است که فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی مسیح(ع) قابل تطبیق است ولی50 مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخر زمان و پایان روزگار ظهور خواهد کرد و حضرت عیسی(ع) نیز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند متعال کسی اطلاع ندارد. که او کسی جز حضرت مهدی(عج) آخرین حجّت خدا نخواهد بود.

به طوری که می بینیم فرازهایی از عهد جدید با روایات اسلامی وجوه مشترک فراوانی دارد که از آن جمله است: نزول حضرت عیسی(ع)7، صیحة آسمانی، زنده شدن گروهی از افراد صالح، آمدن او بر فراز ابر و ربوده شدن یاران حضرت ولی عصر(ع) از محراب ها و رختخواب های خود و انتقال یافتن آنها بر فراز ابرها، همة این موارد در احادیث اسلامی آمده و با این فقرات انجیل دقیقاً منطبق است.

موعود در دین زرتشت

موعود زرتشت یا «سوشیانس» ـ که در فارسی «سوشیانت» و گاه به صورت جمع «سوشیانس ها» آمده ـ نجات بخشی است که «اهورامزدا» به مردمان نیک وعده داده شده، و وظیفه اش پاییدن و نگهبانی جهان راستی است. جهانی که اندکی پیش از رستاخیز آراسته خواهد شد و در آن راست گو بر دروغ گو چیره خواهد شد. جهانی که در آن حق غالب است و باطل و دروغ مغلوب.8 «از این جهت سوشیانس (نامیده خواهد شد) زیرا که سراسر جهان مادی را سود خواهد داد.»9

سوشیانس، یعنی سود دهنده و خیرخواه. این برگزیدة الهی، زمانی که جهان آکنده از تباهی ها شود، در بخش مرکزی زمین ظهور خواهد کرد. سوشیانس از فرزندان زرتشت است که نطفه اش به شیوة معجزه آسایی در دریاچه نگهداری می شود و مادر او دوشیزه ای است از نژاد زرتشت پیامبر. این شخصیت الهی در صفات و ویژگی ها شباهت خاصی به زرتشت پیامبر خواهد داشت. در انتها به شباهت هایی اشاره شده است که در متون دینی اسلام و زرتشت، میان حضرت مهدی(عج) و سوشیانس وجود دارد.

در میان کتب زرتشتیان، گات ها یا سرود های زرتشت قدیمی ترین و معتبرترین آنهاست و بعد از آن، اوستا شامل دستورها و فرمان های زندگی است. کتاب بندهش که در قرن سوم هجری نوشته شده، در مورد مسئلة «منجی» نظریه هایی چون نظریات شیعه دارد. در حالی که در اوستا این موارد به چشم نمی خورد.

زرتشتیان قائل به ظهور سه منجی هستند که هر یک به فاصلة هزار سال از دیگری ظهور خواهد کرد و به ترتیب عبارتند از: «هوشیدر» به معنی پرورانندة قانون و «هوشیدار ماه» به معنی پرورانندة نماز و نیایش و «استوت ارت» آخرین منجی، که با آمدن او جهان نو می شود و رستاخیز می گردد و مردگان زنده می شوند و زندگان نیز عمری همیشگی خواهند داشت.

بارداری مادر سوشیانس شباهت زیادی به مادر گرامی حضرت مهدی(ع) دارد10. مادر حضرت مهدی(ع) دارای بارداری پنهان بود و آثار حمل در او آشکار نبود.

در بخش «گات ها» که یکی از بخش های چهارگانة اوستا است (بندهای 8 و 9) نویدهایی در مورد ظهور حضرت مهدی(ع) و سیطرة جهانی آن حضرت و قیام شکوهمند او را داده است. از این روز به نام «بامداد روز» یاد شده است.

جاماسب، در کتاب معروف خود جاماسب نامه که حوادث گذشته و آیندة جهان در آن ثبت شده، و احوال پادشاهان، انبیا، اوصیا و اولیا را بیان می کند، ضمن مطالبی که از قول زرتشت راجع به پیامبران بازگو می نماید در مورد پیامبر گرامی اسلام(ص) و دولت جاودانة حضرت مهدی(ع) و رجعت گروهی از اموات مطالبی گفته، آنگاه دربارة ظهور مبارک حضرت مهدی(ع) چنین می گوید:

و از فرزندان دختر آن پیامبر [عرب که آخرین پیغمبر باشد] که خورشید جهان و شاه زنان نام دارد، کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان که جانشین آخر آن پیغمبر باشد در میان دنیا که مکه باشد و دولت او تا به قیامت متصل باشد و بعد از پادشاهی او دنیا تمام شود و آسمان جفت گردد و زمین به آب فرو رود و کوه ها کنده شود و اهریمن کلان را که ضدّ یزدان و بندة عاصی او باشد بگیرد و در حبس کند و او را بکشد.

و نام مذهب او برهان قاطع باشد و حق باشد و خلایق را به یزدان بخواند و زنده گرداند خلق را از بدان و نیکان، و نیکان را جزا دهد و بدان را سزا دهد و بسیاری از خوبان و پیغمبران زنده شوند و از بدان گیتی و دشمنان خدا و کافران را زنده گرداند و از پادشاهان اقوام خود را زنده کند که فتنه ها در دین کرده باشند و خوبان بندگان یزدان را کشته باشند و همة متابعان و تبه کاران را بکشد و نام این پادشاه بهرام باشد.

و ظهور او در آخر دنیا باشد… و خروج او در آن زمان شود که تازیان بر فارسیان غالب شوند و شهرهای عمّان خراب شود و به دست سلطان تازیک، پس او خروج کند و جنگ کند و دجال را بکشد.

و برود و قسطنطنیه را بگیرد و علم های ایمان و مسلمانی در آنجا برپا کند و عصای سرخ شبانان باهودار (که موسی(ع) باشد) با او باشد و انگشتر و دیهیم سلیمان با او باشد و جنّ و انس و دیوان و مرغان و درندگان در فرمان او خواهند بود.

و همة جهان را یک دین کند و دین گبری و زرتشتی نماند و پیغمبران خدا و حکیمان و پری زادان و دیوان و مرغان و همة اصناف جانوران و ابرها و بادها و مردان سفیدرویان در خدمت او باشند».11

در اینجا لازم است این نکته را یادآور شویم که، اعتقاد به ظهور سوشیانس در میان ملت ایران باستان به اندازه ای رایج بوده است که حتی در موقع شکست های جنگی و فراز و نشیب های زندگی با یادآوری ظهور چنین نجات دهندة مقتدری، خود را از یأس و ناامیدی نجات می دادند.

شاهد صادق این گفتار اینکه، در جنگ قادسیه پس از درگذشت رستم فرخ زاد ـ سردار نامی ایران ـ هنگامی که یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی، با افراد خانوادة خود آمادة فرار می شد به هنگام خارج شدن از کاخ پرشکوه مدائن، ایوان مجلل خود را مورد خطاب قرار داد و گفت:

هان ای ایوان! درود بر تو باد، من هم اکنون از تو روی برمی تابم تا آنگاه که با یکی از «فرزندان خود» که هنوز زمان ظهور او نرسیده است به سوی تو برگردم.

سلیمان دیلمی می گوید، من به محضر امام صادق(ع) شرفیاب شدم و مقصود یزدگرد را از جملة «یکی از فرزندان خود» از آن حضرت پرسیدم، حضرت فرمود:

او مهدی موعود(ع) و قائم آل محمد(ص) است که به فرمان خداوند در آخرالزمان ظهور می کند. او ششمین فرزند دختری یزدگرد است و یزدگرد نیز پدر او است.12

در حال حاضر در میان اقوام شرقی و غربی، حتی در میان سرخ پوستان آمریکا، پندار مشابهی دربارة بازگشت یا ظهور منجی موعود پدید آمده است.13

اینکه ما می بینیم همة انسان ها در همة زمان ها می جوشند و به دنبال روزی بهتر، در انتظار تحقق پیروزی نهایی به سر می برند و فریادرسی را به یاری می طلبند، خود دلیل قاطعی بر ریشه دار بودن این تمایل باطنی و خواست درونی و فطری بودن انتظار موعود مبارک که حقیقت آن در مهدویت متجلی است، می باشد.

پی نوشت ها:

1. او خواهد آمد، ص 87 (به نقل از: ظهور حضرت مهدی(عج) از دیدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان، سید اسدالله هاشمی شهیدی)

2. هاشمی شهیدی، همان، صص 46 ـ 47.

3. همان، صص 164 ـ 165.

4. ترجمة اناجیل اربعه، میرمحمد باقر خاتون آبادی، انتشارات نقطه.

5. کتاب مقدس، انجیل متی، ص 41، باب 24، بندهای 1 ـ 8، 23 ـ 28، 29 ـ 37 و 42 ـ 46.

6. کتاب مقدس، انجیل لوقا، ص 16، باب 12، بندهای 35 و 37 ـ 40.

7. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 52، ص 181.

8. یسنا 48، باب 1 و 2.

9. همان، بخشی از بند 129 فروردین یشت.

10. صد در نصر و صد در بندهش، نوشیروان دارابار بهمن، ص 35.

11. لعمات النور، ج 1 صص 23 ـ 25.

12. مجلسی، محمدباقر، همان، ج 51، ص 164.

13. هاشمی شهیدی، همان.

منبع :موعود – شهریور 1386، شماره 79 -موعود ادیان