صرفه جویی

نوشته‌ها

شیعه مذهب اعتدال

اشاره

دین اسلام دین اعتدال محور است و از خشونت و ظلم و افراط و تفریط سخت بیزار است. در مذهب شیعه که همان دین اسلام است اعتدال و دوری از خشونت برای هیچ کسی پوشیده نیست. مذهب شیعه مبتنی بر عقلانیت بوده و  عدالت الهی را در تمام رفتارهای خود در نظر داشته و از ظلم و تعدی از هر نوعش که باشد بیزاری می جوید و از این رو خدای متعال را نیز بری از ظلم می داند. این مطلب از آموزه های قرآن و احادیث معصومین و رفتار شیعیان در طول تاریخ کاملا قابل اثبات است.

 

ماکس وبر، جامعه شناس آلمانی، نظریه معروفی بنام «اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری» دارد. تز وبر این بود که برخی باورهای دینی باعث پیدایش «روحیه اقتصادی» خاص می‌شوند. به اعتقاد وبر، پروتستانتیسم ریاضت جویانه ناخواسته باعث شکل گیری روحیه سرمایه داری شده است که محرک یک نوع تحول اقتصادی خاص اروپا بود. او با شناسایی مولفه هایی در آیین پروتستان مانند سخت کوشی، صرفه جویی، گرد آوری ثروت بدون مصرف تجملی و مباهات به توفیق اقتصادی، آنها را خاستگاه و شرط لازم ظهور سرمایه داری مدرن معرفی نمود.
تحقیق وبر درباره تاثیر آیین پروتستان بر توسعه غرب بخشی از تلاش جامع او برای درک تاثیر مذهب بر زندگی اقتصادی و اجتماعی در فرهنگ های مختلف بود. وبر به مطالعه وسیع ادیان سراسر جهان از جمله آیین های هندو، بودا، تائو، دین کهن یهود و مسیحیت پرداخت، اما نتوانست طرح مطالعاتی خود را درباره اسلام به پایان برساند. در همین طرح نیمه تمام، وبر می گوید اسلام بعنوان دین جنگاوران موجد اخلاقی است که با روح سرمایه داری ناسازگار بود. با این همه، به گفته برایان ترنر، پس از وبر هیچ سابقه عمده ای از جامعه شناسی اسلام و تحقیق جدید در زمینه آن وجود ندارد. لذا بیشترین مطالعات تطبیقی جامعه شناختی به طرف ترکیباتی مثل مسیحیت و بودیسم، مسیحیت و یهودیت و یا هندوئیزم و بودیسم سرازیر شده است.
این خلاء انگیزه ای شد برای یک پژوهش دانشگاهی درباره مقایسه اخلاق اقتصادی در مذاهب شیعه و پروتستان تا ببینیم که مولفه های شناسایی شده توسط وبر در آیین پروتستان، بعنوان خاستگاه فرهنگی انباشت سرمایه تا چه اندازه در آموزه های شیعه دیده می شود. پژوهش که تمام شد نتایج پژوهش برای من از زاویه جدیدی حایز اهمیت گردید زمانی که با توصیه های فراوان امامان شیعه درباره میانه روی و حد وسط روبرو گشتم. از این جهت، می خواهم نتایج این پژوهش مشترک را از زاویه دیگری بازنویسی کنم: اینکه آموزه های شیعه در خصوص اخلاق اقتصادی تا چه اندازه با اندیشه اعتدال نزدیک است؟ در اینجا، ادعای من تنها در محدود اخلاق اقتصادی شیعه است نه بیشتر.
برای سنجش «اخلاق اقتصادی شیعه» از شش شاخص زیر استفاده شده است که بر ماهیت اعتدال گرایانه آموزه های شیعه تمرکز می گردد:
۱. «تاکید بر کار و تلاش»
در آموزه های شیعه، به فرد مومن توصیه شده تا در راستای کار و تلاش در دنیا، تصور زندگی ابدی در این جهان را در پیش گیرد. چنانکه امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: «چنان براى زندگى دنیاى خویش تلاش کن که گویا تا ابد زنده هستى، و براى آخرت خویش آنچنان کار کن که گوئى فردا از دنیا خواهى رفت» (ابن بابویه، ۱۳۶۷، ج۴: ۲۰۵). نه تنها کار و تلاش جستجوی فضل الهی است، بلکه پاداش آن نیز بیشتر از مجاهد در راه خدا است. حتی کار وسیله ای برای بخشش برخی گناهان و می تواند سبب ایجاد انگیزه کار در فرد مومن گردد.
با این همه، این توصیه ها مشروط هستند. در آموزه های شیعه، سفارش به کار با رعایت میانه روی همراه است و مشروعیت آن مشروط به رعایت اصولی است که رفتار اقتصادی را کنترل و میانه رو می گرداند. برای مثال،
ابن عباس از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت می ‏کند: «اى مردم، به تحقیق رزق تقسیم شده و هیچ‏کس از آنچه برایش مقرر شده فراتر نمی ‏رود؛ پس در طلب روزى‏ اعتدال و میانه ‏روى پیشه کنید» (بروجردی، ۱۳۸۶ ج۲۲: ۹۹).
امیر مؤمنان (علیه السلام) می ‏فرماید: «نفس خود را با طاعت‏ها فروتن گردان و با قناعت آزاد ساز و در طلب [روزى‏] زیاده‏روى مکن و در کسب، میانه‏رو باش» (همان: ۱۰۱).
امام حسن مجتبى (علیه السلام) به شخصى فرمود: «اى مرد! آن‏گونه که با دشمن می ‏ جنگى، روزى طلب مکن. و همانند انسان تسلیم شده به تقدیر تکیه مکن؛ زیرا طلب فضل و روزى سنت است و میانه ‏روى در طلب، از عفت است» (همان: ۱۰۳).
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «باید بیش از کسى که تنبل است و کمتر از کسى که در کسب روزى حریص (که به دنیایش خوشنود و مطمئن است) به طلب رزق و روزى بپردازى. باید خودت را در کسب روزى میانه‌روى که از دیگران درخواست نمی ‌کند، و خویشتن را از این که مانند شخصى تنبل و سست باشى خارج کن، و آن قدر روزى به دست بیاور که ناچار بدان نیازمند هستى، ….» (کلینی: ۱۹۵).
«در کتاب فقه الرضا آمده است: در طلب روزى پرهیزکارى پیشه کن، در جستجوى آن میانه‏ رو باش و در کسب و کارت زیاده‏ روى مکن» (بروجردی: ۱۰۱).
بنابراین کار و حرفه، فعالیتی است هم مورد انتظار خداوند و هم دارای پاداش از جانب خدا، اما مشروط به میانه روی است و آموزه های شیعه حرص و عطش کسب بی وقفه را مردود می داند.
۲. «تجمل گرایی»
در زمینه این شاخص، باید میان رفاه و تجمل گرایی تفکیک قائل شد. آموزه های شیعه با تجمل گرایی مخالف است. برای مثال، امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: «آنچه بیش از نیاز سکونت ساخته شود، صاحب آن- در قیامت- مکلف به حمل آن می ‏شود» (حکیمی، ج۴: ۲۸۲). یعنی خانه ای که نه برای سکونت، بلکه هدف تعدد مسکن باشد و برای تفاخر و شهرت در جامعه بنا شود در حکم تجمل گرایی است. با این همه، در آموزه های شیعه، نعمات مادی در شرایط بهبود اقتصادی جامعه نه تنها منعی ندارد بلکه بر آن تاکید نیز می گردد. حتی روابط عادی زندگی نباید با پرهیز از تجمل و آراستگی همراه باشد. در احادیث زیر از آشکار کردن نعمت بعنوان عملی محبوب نزد خدا یاد می شود و لباس فاخر پوشیدن یکی از مصادیق آن تلقی می گردد.
آیه: «قُلْ: مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ؟ قُلْ: هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا» (الاعراف: ۳۲) (بگو: چه کسى زینت خدا را که براى بندگان خویش فراهم آورده، و روزی هاى پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو: اینها براى کسانى است که در این دنیا ایمان آورده‏اند).
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «اى على زندگى خوش در سه چیز است: خانه‏ اى وسیع، و جفتى زیبا و اسبى کمر باریک» (مجلسی، ۱۳۶۵: ۹۴).
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «هرگاه یکى از شما بخواهد که نزد برادر مؤمن خود رود، چنان خود را بیاراید که براى یک نفر غریبى می ‏ آراید که دوست دارد او را در بهترین هیأت ببیند» (طبرسی، ۱۳۶۵ ج۱: ۱۸۴).
امام محمد باقر (علیه السلام) می فرماید: «خانۀ تنگ و محقر زندگى را سخت و دشوار می ‌سازد» (کلینی: ۶۰۲).
امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: «خانۀ وسیع مایۀ سعادت زندگى است» (کلینی، همان ج۸ : ۶۰۰ ).
«روزى سفیان ثورى از مسجد الحرام می ‌گذشت. دید امام صادق (علیه السلام) لباس‌هاى گران‌قیمت و زیبایى بر تن دارد. سفیان گفت: به خدا قسم! اکنون نزد او می ‌روم و او را توبیخ می ‌کنم. به حضرت علیه السّلام نزدیک شد و گفت: اى پسر پیامبر خدا! نه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و نه على (علیه السلام) و نه هیچ‌کدام از پدران شما چنین لباسى را نپوشیدند. امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان سخت و تنگدستى زندگى می ‌کرد و به اندازه سختى و تنگدستى خود برمی ‌داشت و دنیا بعد از ایشان نعمت‌هاى خود را آشکار نمود. پس سزاوارترین اهل دنیا نسبت به نعمت‌هاى آن، نیکان روزگار هستند. آن‌گاه این آیه را تلاوت نمود و فرمود: «بگو چه‌کسى زینت‌هاى الهى که خداوند براى بندگانش آفریده و روزى‌هاى پاکیزه را حرام نموده است؟» و ما سزاوارترین افرادى هستیم که از دنیا، آن‌چه را که خداوند عطا کرده دریافت کنیم. علاوه ‌بر این اى ثورى! لباسى را که بر تن من می ‌بینى، براى مردم پوشیده‌ام» (همان: ۴۰۳).
امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: «آنچه در خریدن عطر مصرف می ‏کنى، عنوان اسراف ندارد» (حکیمی، همان ج ۶: ۲۲۲).
امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: عبید بن زیاد فرمود: «آشکار کردن نعمت نزد خداوند از نگهدارى آن محبوب‌تر است. فقط با بهترین پوشش قوم خویش خود را بیارا. برید گوید: پس از آن عبید جز در بهترین پوشش قوم خود دیده نشد تا این‌که وفات نمود» (کلینی: ۳۹۹).
۳. «صرفه جویی»
آموزه های شیعه بر صرفه جویی در زندگی و مخارج آن تاکید نموده است. تاکید بر صرفه جویی در آیین پروتستانتیسم بسیار سختگیرانه است. چنان که پرهیزکاری پروتستان با تمام نیروی خود علیه بهره مندی ساده و طبیعی از زندگی و تمام شادیهای ممکن آن بپا می خیزد. اما صرفه جویی در آموزه های شیعه مترادف با میانه روی و اعتدال در مخارج زندگی می باشد. عقل معاش که بخشی از کمالات تعریف می شود، عبارت است از رفتاری که در حد وسط اسراف و خساست قرار دارد. مطابق احادیث مذکور، عدم استفاده از امکانات زندگی در صورت توانایی مالی در حکم خساست بحساب می آید و رفتاری نکوهیده است.
«پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در تفسیر آیه «و الذین إذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا» فرمود: هر کس در غیر مورد لازم ( بجا و درست)، خرج کند اسراف کرده است، و هر کس از خرج کردن در جاى لازم (بجا و درست)، تن زند خست ورزیده است» (حکیمی، ج۴: ۳۰۸)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «از اسراف در خرج کردن مال بپرهیزید، و بر شما باد میانه‏روى و صرفه‏جویى؛ که میانه روان هرگز فقیر نخواهند شد» (همان: ۲۶۸).
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «میانه روى کردن در معاش که نه اسراف باشد و نه تنگ گیرى فزایش فرماید و برکت دهد اندک وجه معاشى را» (آقا جمال الدین خوانسارى، ۱۳۶۶ ج۱: ۱۳۹).
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «که همه کمالات در تعلم علوم دینیه است، و در صبر بر بلاها است، و در عقل معاش است که اسراف نکند و بر خود و عیال خود تنگ نگیرد، بلکه وسط را رعایت نماید» (مجلسی، ۱۴۱۴ ج۱: ۱۵).
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «اسراف و زیاده روى دو چیزى است که مایه تباهى مال شود و به بدن آسیب برساند. گفته شد: پس تنگ‏گیرى در زندگى چیست؟ فرمود: خوردن نان و نمک در حالى که توانایى بر خوردن چیزى جز آن دارى. گفته شد: پس میانه روى چیست؟ فرمود: نان و گوشت و شیر و سرکه و روغن، زمانى این یک و زمانى آن یک» (حکیمی، ج۶: ۲۰۶).
امام حسن عسکری (علیه السلام) می فرماید: «سخاوت مقدار معینى دارد و اگر بر آن افزوده گردد اسراف است. احتیاط اندازه دارد و اگر از آن گذشت ترس حساب می ‏شود. میانه روى (صرفه جویی) محدود می ‏باشد و اگر از آن تجاوز کرد بخل (خساست) بحساب می ‏آید» (مجلسی، ۱۳۷۸ ج۱: ۵۳۶).
۴. «منع گنج اندوزی»
آموزه های شیعه در کنار آیین پروتستان با گنج اندوزی و انباشت ثروت راکد مخالف است. برای مثال، امام علی (علیه السلام) می فرماید: «کمیل، گنجوران مالها، مرده ‏اند گر چه زنده‏اند….» (نهج البلاغه، ۱۳۷۸: ۳۸۷) یا امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کسى که مالک ده هزار درهم باشد از شیعیان ما نیست، مگر آن کس که هماره و هماره انفاق کند» (حکیمی، همان، ج۴: ۲۲۳). در اینجا برای ثروت حدودی تعریف شده است و بیشتر از آن در حکم گنج اندوزی است. در آیین پروتستانتیسم هم گنج اندوزی مردود است بویژه آنکه پروتستانتیسم با صدقه دادن به بیچارگان مخالف بود و در برخی متون آنها از گدایان به عنوان رذلهای ولگرد یاد شده است و بدین شعار پایبند بودند که «صدقه دادن خیرات نیست» (وبر، ۱۳۸۸: ۲۸۶).
با این همه، آموزه های تشیع راهکار مناسب برای جلوگیری از انباشت ثروت راکد را هم از طریق سرمایه گذاری مجدد در کار می داند و هم از طریق انفاق و بخشش مال به تهیدستان و نیازمندان. به عنوان نمونه،
آیه قرآن: «قُلْ لِعِبادِیَ الَّذینَ آمَنُوا یُقیمُوا الصَّلاهَ وَ یُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خِلالٌ» (ابراهیم: ۳۱). (به آن بندگانم که ایمان آورده‏اند بگو: نماز را بر پا دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم، پنهان و آشکارا انفاق کنند، پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستی).
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «هر کس گنجى (اندوخته کلانى) از خود برجاى گذارد، در روز قیامت براى او به صورت یک افعى پر زهر درمی ‏آید که دو نقطه سیاه بر بالاى دو چشم دارد و به دنبال او به راه می ‏افتد. (زراندوز) به او می ‏گوید: اى واى، تو چه هستى؟ می ‏گوید: من گنج توام که پس از خود بر جاى گذاشتى» (حکیمی، ج۴: ۲۴۲).
امام علی (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «آنچه افزون بر چهار هزار ( درهم ) باشد کنز ( گنج ) است، خواه زکات آن را داده باشد، یا نه» (حکیمی، ج۴: ۲۴۲).
امام محمد باقر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «ما مال را دوست داریم و آن را در راه خیر مصرف می ‏کنیم و هر کس در دنیا مال زیادى به دست آورد در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت و شیعیان ما بیشتر از چهل هزار دینار ندارند» (طبرسی، ۱۳۷۴: ۲۵۵).
«امام صادق (علیه السلام) از پدرش (علیه السلام) روایت میکند که از آن جناب از درهم و دینار و آنچه باید مردم درباره آنها انجام دهند سؤال شد، امام فرمود: آنها مهرهاى خداوند در زمین میباشند پروردگار درهم و دینار را براى مصلحت مردم قرار داده و زندگى مردم به خاطر آنها جریان پیدا میکند و خواسته‏هاى آنان بر آورده میگردد، و هر کس درهم و دینار زیاد بدست آورد و حق خداوند را بدهد و زکاه را پرداخت کند آن درهم و دینار براى او پاک می ‏شود اما هر کس زیاد جمع کرد و بخل ورزید و حق خدا را نداد، و از آنها ظرف درست کرد، در این جا عذاب خداوند را خواهد دید» (مجلسی، ج۲: ۵۸۳).
چنانکه ملاحظه می گردد توصیه به عدم گنج اندوزی بصورت ثروت راکد در آموزه های شیعه از یک طرف، و تاکید بر کار و مشاغلی مانند تجارت در اسلام از طرفی دیگر، که ایجاد سود می کند شرایطی پدید می آورد که این ثروت دوباره در کسب و کار استفاده گردد. با این همه، آموزه های دیگری همچون انفاق، خمس و زکات این سود های حاصل را کنترل می کنند. سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر آیات مربوط به انفاق، آن را جزو حق‌الله و حق‌الناس می‌داند. او دلایل اصلی تاکید بر انفاق را تعدیل ثروت‌ها، کم کردن فاصله طبقاتی و ایجاد برادری بین مسلمین می‌داند. بدین ترتیب، آموزه های شیعه می تواند از یک طرف می تواند با تأکید بر کار و تلاش ایجاد کننده ثروت در جامعه باشد و از طرف دیگر با توصیه فراوان بر اصل انفاق از انباشت راکد ثروت جلوگیری می کند. بدین ترتیب، آموزه های شیعه حد میانه و اعتدال را در زمینه کسب ثروت تجویز می کنند.
۵. «شعائر مذهبی در رابطه با کسب رحمت الهی»
در آیین پروتستان، هیچ وسیله ای برای کسب رحمت خدا و حصول اطمینان به رستگاری وجود ندارد و فرد پروتستان تنها قادر است نشانه هایی از رستگاری را در حوزه فعالیت شغلی جستجو کند. اما در تشیع، اعمال و شعائر و حتی ذکرهایی وجود دارد که بر اساس وعده های دین، انجام آنها توسط فرد موجب رستگاری و کسب رحمت می گردد. برای مثال،
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «از براى مؤذن در فاصله اذان و اقامه ثوابى است برابر ثواب شهیدى که در راه خدا در خون خود می ‏غلطد» (همان: ۱۰۳) یا «هر کس یک روز، روزه مستحبى بگیرد خداوند او را وارد بهشت می ‏کند» (ابن بابویه، ۱۳۸۱: ۱۴۸).
امام علی (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «نماز شب، بدن را سلامت می ‏بخشد، موجب خشنودى پروردگار می ‏گردد و مقید بودن به اخلاق پسندیده پیامبران الهى و خود را در معرض رحمت خداوندى قرار دادن است» (همان: ۱۲۳).
امام محمد باقر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: (۲) «کسى که در حال روزه داشتن، از دنیا برود، وارد بهشت می ‏شود» (همان: ۱۴۹).
امام موسی کاظم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «رجب، نام رودى است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین‏تر است، کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند متعال از آن رود به او می ‏نوشاند» (ابن بابویه، ۱۳۸۱: ۱۵۱).
با این همه، آموزه های شیعه بر انجام یک بعدی شعایر مذهبی بعنوان راه رحمت اللهی تأکید نمی کند، بلکه در کنار آن بر اهمیت تفکر و عقل در انجام امور نیز تأکید می ورزد. ازین جهت، آموزه های شیعه راه اعتدال را در زمینه شعایر و عقل انتخاب می کند. برای مثال:
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «خداوند ، چیزى با ارزش تر از عقل ، در میان بندگان تقسیم نکرد» (کافی، ج۱: ۱۲).
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف» (نهج البلاغه: ۴۴۹).
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «گروه‏ هایى به سوى بهشت برین (از دیگران) پیشى گرفتند که بیش از دیگران اهل روزه، نماز، حج و عمره نبودند، بلکه آنان در موعظه‏هاى الهى تعقل کردند» (مجموعه ورام، ج ۲: ۲۱۳).
امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: «برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست» (الکافی، ج۲: ۵۵) یا «یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است» (مصباح الشریعه: ۱۱۴).
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «ستون انسانیت، عقل است و از عقل، زیرکى، فهم، حفظ و دانش بر می ‏خیزد. با عقل، انسان به کمال می ‏رسد. عقل، راهنماى انسان، بینا کننده و کلید کارهاى اوست. هر گاه عقل با نور یارى شود، دانا، حافظ، تیزهوش و فهیم می ‏شود و هرگاه این را دانست، مسیر حرکت خویش و بیگانه را می ‏شناسد و در توحید و طاعت خداوند اخلاص می ‏ورزد» (کافى، ج ۱: ۲۵).
امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: «همان گونه که قوام جسم، تنها به جانِ زنده است، قوام دیندارى هم تنها به نیّت پاک است و نیّت پاک، جز با عقل حاصل نمی ى‏شود» (تحف العقول: ۳۹۶)
امام حسن عسگری (علیه السلام) می فرماید: «عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است» (تحف العقول: ۴۴۲).
۶. «ارزش وقت»
تاکید بر ارزش وقت و فرصت های زندگی در آموزه های شیعه بسیار وجود دارد. بعنوان نمونه: «ابو سرد گوید: امیر المؤمنین (علیه السلام) از فرزندش حسن (علیه السلام) سؤال کرد و فرمود: حزم کدام است، گفت: آنکه منتظر فرصت باشى و هر چه براى تو امکان بدست آوردن آن هست شتاب به خرج دهى» (مجلسى، ۱۳۷۸ ج۲: ۴۳۹)، یا امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: «خواب بسیار، دین و دنیا را می ‌برد» (کلینی، همان ج۵: ۲۰۱). اما این تلاش مشروط به رعایت اصولی است و نوعی میانه روی را بر فرد واجب می کند. این شاخص از همان قاعده شاخص اول «تأکید بر کار و تلاش» تبعیت می کند.
تحلیل کلی شاخص های شش گانه اخلاق اقتصادی از منش اعتدال و میانه روی در آموزه های شیعه حکایت می کند. ادعای ما نیز در این نوشتار تا بدین اندازه است. با این همه، شواهد دیگری هم وجود دارد که نمایانگر ماهیت اعتدال گرایانه آموزه های شیعه باشد. آموزه های شیعه می گوید برای دینداری باید “دنیا و آخرت” را یکجا در نظر داشته باشیم. همان قدر که به آخرت توصیه شده به همان میزان به آبادانی دنیا برای جلب رضایت خدا و خلقش سفارش شده است. برای مثال، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «انسان باید براى آخرتش از دنیا، براى مرگش از زندگى و براى پیرى‏ اش از جوانى، توشه برگیرد، چرا که دنیا براى شما آفریده شده و شما براى آخرت آفریده شده ‏اید» (تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج ۱: ۱۳۱).
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «دنیا و آخرت به منزله مشرق و مغرب هستند و کسی که میان آن دو راه می پیماید هر اندازه به یکی نزدیک شود از دیگری دور می شود» (نهج البلاغه: ص۴۸۶).
امام صادق (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «همه خوبى‏ها و بدى‏ها در مقابل توست و هرگز خوبى و بدى واقعى را جز در آخرت نمی ‏بینى، زیرا خداوند همه خوبى‏ها را در بهشت و همه بدى‏ها را در جهنم قرار داده است» (تحف العقول: ۳۰۶).
در کنار موارد مذکور درباره اهمیت آخرت می توان به احادیث زیر درباره اهمیت دنیا نیز اشاره نمود:
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر کس هر چه قسمت اوست می رسد» (شرح فارسی شهاب الاخبار: ۳۲۰).
امام علی (علیه السلام): «پاداش آخرت، رنج و سختی دنیا را از یاد می برد» (شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و درر الکلم، ج۷: ۱۴۱).
امام حسن مجتبی(علیه السلام) می فرمایند: «هرکس بگوید پول را دوست ندارم، دروغ می گوید و اگر ثابت شود که درست می گوید احمق است».
امام باقر (علیه السلام): «خانۀ تنگ و محقر زندگى را سخت و دشوار می ‌سازد» (کلینی، ج۸: ۶۰۲).
امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: «کسی که برای دینش دنیایش را ترک کند و برای دنیایش دینش را ترک کند از ما نیست».
«سفیان ثورى گوید: بحضرت صادق (علیه السلام) گفتم: شما روایت میکنید که على (علیه السلام) لباس خشن می ‏ پوشید، و شما لباس قوهى و مروى (دو پارچه قیمتى منسوب به قهستان و مرو) می ‏پوشید؟! حضرت فرمود: واى بر تو، على (علیه السلام) در زمان تنگدستى مردم زندگى می ‏کرد، ولى چون روزگار فراخى رسید، نیکان زمانه به آن شایسته‏ترند» (طبرسی، ج۱: ۱۸۳).
احادیت مربوط به اعتدال در آموزه های شیعه” کم نیستند. برخی از احادیث بطور مستقیم به اعتدال و میانه روی پرداخته اند و به دو ضد اعتدال یعنی افراط و تفریط هم اشاره داشته اند. احادیت دیگر گرچه از اعتدال نامی نبرده اند ولی ذمّ افراط و اسراف و یا تفریط و تقصیر پرداخته اند که نتیجه آن دعوت به اعتدال است. سخن را با احادیثی از امامان شیعه در باب اهمیت اعتدال پایان می بخشیم.
*رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
«بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵)
«بر شما باد میانه روی و رعایت اعتدال. زیرا قوم و مردمی که میانه روی را پیشه خویش ساختند هیچگاه دچار تفرقه و جدایی نگردیدند» (فردوس الاخبار، ج۱: ۳۸۷).
«ای فرزند آدم، کار نیک انجام ده و بدی را کنار بگذار که اگر چنین کنی سالک و رونده معتدل و میانه رو هستی [و در نتیجه، به مقصد می رسی]» (نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶).
«همانا انسان مومنی که از جانب خدا، مودب به ادبی شده باشد، هنگامی که وسعت و گشایش برایش به وجود آید، میانه روی را رعایت کرده [و پای خویش را از حد و مرز اعتدال، بیرون نمی نهد و طغیان نمی کند] و هنگامی که دچار سختی شود [نیز از حد و مرز اعتدال، تجاوز نمی کند و به همان مقدار که دارد] اکتفا می نماید» (مستدرک الوسائل، ج۱۳: ۵۲).
«موسی (علیه السلام)، خضر(علیه السلام) را ملاقات کرد. موسی گفت: به من توصیه ای بفرما. گفت: ای خواستار دانش، همانا گوینده کمتر از شنونده خسته می شود. پس هنگامی که سخن می گویی، همنشینانت را خسته مکن: در گفتار، زیاده گو و پر سخن نباش. چرا که زیاده گویی، دانشمندان را خوار و معایب کم مایگان را آشکار می سازد. و لکن بر تو باد به اعتدال و میانه روی که اعتدال از توفیق و استحکام انسان است» (منیه المرید: ۴۷).
«پرهیز [طبی، به جهت در امان ماندن از بیماری ها و سالم ماندن بدن]، رعایت اعتدال است در همه چیز» (بحار الانوار، ج۶۲: ۲۶۹).
«سه چیز، نجات بخش و رستگاری آفرین است. و [پیامبر] سومین را ذکر کرده فرمود: رعایت اعتدال در حال توانگری و تنگدستی» (وسائل الشیعه، ج۱۵: ۲۵۸).
«کسی که در زندگی میانه روی را رعایت نماید خداوند او را روزی می دهد و کسی که پا را از حد اعتدال بیرون گذارد و زیاده روی کند، خداوند او را محروم می سازد» (وسائل الشیعه، ج۱۵: ۲۵۹).
* امام علی (علیه السلام):
«راست و چپ گمراهی است و جاده اصلی (راه حق) همان راه میانه است که قرآن و آثار نبوت آن را سفارش می کنند و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز از همین راه میانه می گذرد و سرانجام، بازگشت همه به سوی راه اعتدال است[و همین جاده، ملاک سنجش اعمال همگان می باشد]» (نهج البلاغه، خطبه ۱۶).
«ما تکیه گاه میانه و معتدلیم که تفریط کاران و عقب ماندگان به آن می پیوندند و افراط کاران و پیش تاختگان به آن باز می گردند» (نهج البلاغه، حکمت ۱۰۹).
«از منفورترین و مبغوض ترین افراد در نزد خدا کسی است که خداوند او را به حال خودش رها کرده است. پس او از راه اعتدال بیرون رفته و گمراه شده است» (نهج البلاغه، خطبه ۱۷).
«هر کس راه میانه را واگذارد به بیراهه و انحراف می افتد» (نهج البلاغه، نامه ۳۱).
«پرهیزکاران دنیا دارای فضیلت های برترند…و پوشش آنان، میانه روی و اعتدال است» (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳ معروف به خطبه همّام).
«درباره من دو گروه به هلاکت خواهند افتاد: یکی آن که محبت افراطی دارد و چنین علاقه ای او را به غیر حق می کشاند، و یکی هم دشمن تندرو که دشمنی افراطی او را به سوی غیر حق می برد. بهترین مردم درباره من،گروه میانه رو هستند، پس با آنان باشید» (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۷).
[حضرت در نکوهش مردم کوفه می فرماید:] شما را چه می شود ؟ نه پوینده و اهل راه خیر و رشد هستید و نه به راه اعتدال و میانه روی هدایت گشته اید» (نهج البلاغه، خطبه ۱۱۹).
«آن کس که در هنگام دارایی و ناداری، میانه روی کند، خود را برای رویارویی با ناملایمات و گرفتاری های سخت روزگار آماده ساخته است» (غرر الحکم: ۲۹۶).
«کسی که حد میانه را رعایت کند هرگز به هلاکت نمی افتد» (بحارالانوار، ج۷۷: ۲۱۴).
«میانه روی، ثروت زا است و زیاده روی، نابود کننده» (وسائل الشیعه، ج۱۵: ۲۵۸).
* امام حسن مجتبی (علیه السلام):
«چون هنگام وفات پدرم رسید، رو کرد به من و شروع به وصیت کردن نمود: در عبادت خود میانه رو باش و در عبادت به کاری که مداوم باشد و توانایی انجام آن را داری بپرداز» (مستدرک الوسائل، ج۱: ۱۳۰).
* امام زین العابدین (علیه السلام):
«خداوندا بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا از راه و رسم میانه روی و اعتدال بهره مند ساز» (صحیفه سجادیه، دعای ۲۰).
«خداوندا، مرا از اسراف و زیاده روی بازدار و به بخشش و میانه روی استوار فرما» (صحیفه سجادیه، دعای ۳۰).
* امام باقر (علیه السلام):
«ما امت میانه هستیم» (بحار الانوار، ج۲۲: ۴۴۱).
امام باقر(علیه السلام) به امام صادق (علیه السلام) فرمود: پسر جانم، بر تو باد به خوبی میان دو بدی و گناه که آنها را از بین می برد. [امام صادق (علیه السلام)] می گوید: پدرجان، این چگونه است؟ [امام باقر (علیه السلام)] فرمود: این همانند گفته خداوند است که می فرماید: نماز را با صدای بسیار بلند مخوان این بد است و زیاد آهسته مخوان که این هم بد است، بلکه بین این دو حالت، راه میانه و اعتدال را پیشه کن این خوب است» (بحار الانوار، ج۸۵: ۷۲).
«امام باقر (علیه السلام) به امام صادق (علیه السلام) فرمود: پسر جانم، بر تو باد به نیکی میان دو بدی، که آن دو بدی را از بین می برد. امام صادق گفت: پدر جان این چگونه است؟ امام باقر (علیه السلام) فرمودند: همان گونه که خداوند می فرمایند: و بندگان شایسته خدا کسانی هستند که چون انفاق نمایند، نه زیاده روی می کنند و نه کوتاهی و سختگیری. بنابراین، زیاده روی و سختگیری هر دو گناه و بد است و در بین این دو حالت میانه قرار دارد که خوب و نیکو است پس بر تو باد به آن نیکی میان دو بدی» (تفسیر نور الثقلین، ج۴: ۲۸-۲۷).
«نیکی و خیری در کسی که در زندگی خود میانه روی نمی کند وجود ندارد. چنین شخصی نه برای نیای خویش، سامانی فراهم می آورد و نه برای آخرتش» (تهذیب الاحکام، ج۷: ۲۳۶).
* امام صادق (علیه السلام):
«مال و دارایی از آن خداوند است. آن را در نزد انسانها به امانت می سپارد و به آنان اجازه داده است که با میانه روی از آن استفاده نمایند» (بحار الانوار، ج۷۹: ۳۰۴).
«خداوند عز و جل، میانه روی و اعتدال را دوست دارد و زیاده روی و اسراف مورد خشم اوست حتی اگر این زیاده روی و اسراف تو در حد دور انداختن هسته خرمایی باشد که قابل استفاده است و نیز حتی اگر در حد دور ریختن زیادی آبی باشد که مقداری از آن را خورده ای» (خصال صدوق، باب الواحد، حدیث ۳۶).
«از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که ایشان درباره کلام خداوند که می فرماید: شما بهترین امتی بودید که به سود انسان ها آفریده شدید، چرا که امر به معروف می کنید و نهی از منکر می نمایید. فرمود: منظور از بهترین امت، امتی است که دعوت ابراهیم برای آنها واجب شد، پس آنها امتی هستند که خداوند در میان آنان و از میان آنان و به سوی آنان بر انگیخت و آنان امت میانه و معتدل هستند و بهترین مردمانی هستند که به سود انسان ها آفریده شدند» (سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۱۰/ تفسیر نور الثقلین، ج۱: ۳۸۳/ سوره بقره، آیه ۱۹۵).
«اگر شخصی تمام دارایی خود را در راهی از راه خدا، انفاق نماید کار خوبی انجام نداده است. آیا خداوند نمی فرماید: خود را به دست خود، به نابودی نیفکنید، و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.[اینجا نیکوکاران یعنی معتدلان](سوره بقره، آیه۱۹۵/ وسائل الشیعه، ج۱۵: ۲۵۸).
«اگر امید مومن و بیم او در دو کفه ترازو قرار گیرند و با هم سنجیده شوند در حالت تعادل و توازن قرار می گیرند.[و هیچ کدام بیش از دیگری نخواهد بود. یعنی انسان با ایمان نه در رجاء و امید و نه در نگرانی، ترس و واهمه، دچار افراط یا تفریط نمی شوند.] (تفسیر نور الثقلین، ج۱: ۴۸۹).
«ویژگی انسان باایمان این است که زیاده روی و اسراف نمی کند بلکه میانه روی را پیشه خود می سازد» (مجموعه الاخبار، باب ۳۰، حدیث۱).
«ایوب بن حرمی گوید: شنیدم مردی به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: چنین شنیده ام که میانه روی و برنامه ریزی در زندگی، نیمی از کسب و کار است. امام (علیه السلام) فرمود: چنین نیست، بلکه میانه روی و برنامه ریزی در زندگی، همه کسب و کار است» (امالی شیخ طوسی،ج۲،ص۲۸۳)
«عبید بن زراره نقل می کندکه امام صادق (علیه السلام) به او گفت : ای عبید، همانا اسراف و زیاده روی، پدیدآورنده فقر و تنگدستی، و میانه روی موجب بی نیازی است» (وسائل الشیعه، ج ۱۲: ۴۱).
«چهار کس هستند که دعایشان مستجاب نمی گردد.یکی از آنها کسی است که مالی داشته و آن مال را از بین برده است و می گوید : پروردگارا به من روزی ده،پس خداوند در جواب او می گوید: آیا تو را به اعتدال و میانه روی ،امر نکرده بودم ؟» (وسائل الشیعه، ج ۱۵: ۲۶۱).
* امام کاظم (علیه السلام):
«کسی که میانه روی و قناعت را رعایت نماید، نعمت برایش ماندگار می شود و کسی که تبذیر و زیاده روی کند، نعمت از دست او می رود» (تحف العقول: ۳۰۱).
امام کاظم (علیه السلام) در وصیت خود به هشام فرمود: یکی از لشکریان عقل، میانه روی است و یکی از لشکریان جهل و نادانی، زیاده روی می باشد» (تحف العقول: ۳۰۰).
* امام جواد (علیه السلام):
فضیلت ها چهار گونه ‏اند: اول، حکمت که جانمایه آن اندیشه است. دوم، عفّت که جانمایه‏اش شهوت است. سوم، قدرت که جانمایه‏اش خشم است. چهارم، عدل که قوام آن در اعتدال قواى نفسانى است (کشف الغمّه : ۳/۱۳۸).
* امام هادی (علیه السلام):
«هیچ کس با میانه روی، فقیر نشد» (وسائل الشیعه، ج ۱۵: ۲۵۹(.
«اگر مردم در خوردن میانه روی را رعایت می کردند حتما بدنی سالم داشتند» (محاسن، ج ۲: ۲۲۱).
* امام حسن عسکری (علیه السلام):
امام حسن عسکری (علیه السلام) به محمد بن حمزه نامه ای نوشته و او را به ثروت و بی نیازی مژده داد و به او فرمود: «بر تو باد به میانه روی و پرهیز از ولخرجی زیرا که ولخرجی و اسراف از کارهای شیطانی است» (کشف الغمه، ج ۲: ۴۲۴).
بدین ترتیب، آموزه های شیعه درباره اعتدال به دو دسته فردی و جمعی تقسیم می شوند. از جهت فردی، آموزه های شیعی به ما می گویند که اعتدال هم «باعث سلامتی تن می شود» و هم «نشانه ایمان است». ». لذا اعتدال هم «مایه استحکام انسان» می شود و هم «پوشش پرهیزکاران». حتی «در عبادت هم باید معتدل باشیم». این چنین است که «اعتدال موجب نیکی و ادب در انسان» می شود و از شیعیان می خواهند که «در انجام نیکی میانه رو باشیم». چنانکه در انفاق نه خساست کنیم و نه اسراف. آموزه های شیعه به ما می گویند که باید چه در رفاه و چه در تنگدستی جانب اعتدال پیشه کنیم. «اعتدال در زمان توانگری و تنگدستی» باعث می شود که آدمی برای مقابله با ناملایمات آماده باشد و بدین طریق «رستگاری» می شود. چرا که «امت شیعه امتی میانه رو است».
از جهت جمعی، آموزه های شیعه به ما می گوید که «اعتدال بهترین امور است» و «امت معتدل، بهترین امت ها». چرا که «اعتدال باعث وحدت و همبستگی ملت می شود». «راست و چپ باعث گمراهی می شوند» از این جهت که «اعتدال ملاک سنجش اعمال همگان است».
همچنین در حالی که «اسراف باعث فقر و گرسنگی می شود»، «اعتدال ثروت زاست» و «باعث افزایش روزی می شود». چون «اعتدال باعث بی نیازی می شود». از این رو، «اعتدال فقر نمی آورد» بلکه «اعتدال باعث توسعه می شود».

منبع: دکتر هادی نوری؛پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا

مدیریت هزینه‌های عروسی

هزینه‌های عروسی را می‌توان یکی از مهمترین عوامل کاهش ازدواج در جوانان دانست. مسئله‌ای که هر چه جلوتر می‌رویم، از اهمیت بالاتری برخوردار می‌شود. اما یکی از مواردی که باعث بالا رفتن هزینه‌ها می‌شود، عدم مدیریت صحیح بودجه عروسی است. قطعا کاهش خرج‌های اضافی در عروسی، باعث بی‌کیفیت شدن آن نمی‌شود. ابتدا باید این نکته را در نظر بگیرید که مهمانان عروسی از شما چه توقعی دارند؟ آیا می‌توانید توقعات آنها را برآورده کنید؟ بنابراین پیشنهاد می‌شود طبق رسم و رسوم جلو بروید. همچنین هزینه‌ای که می‌توانید جهت برگزاری مراسم عروسی پرداخت کنید را به طور دقیق محاسبه کنید تا بتوانید بر اساس میزان بودجه، برنامه‌ریزی را شروع کنید. در هر لحظه این نکته را به یاد داشته باشید که هر هزینه‌ای که بابت مراسم عروسی پرداخت می‌کنید، به خاطر هر چه با شکوه‌تر برگزار شدن مراسم عروسی خودتان است و نه دیگران! مهمانان عروسی همان طور که از اسمشان پیدا است، تنها مهمان یک شب عروسی شما هستند و بعد از آن شاید حتی بعضی‌هایشان را سالی یکبار نیز ملاقات نکنید.

بسیاری بر این باور هستند که باید عروسیشان به بهترین شکل ممکن برگزار شود و حتی در بعضی موارد، مشاهده می‌شود که زوج‌ها وام‌های زیادی را نیز می‌گیرند و باعث می‌شوند به خاطر یک شب عروسی، تا مدت زیادی مبلغی از حقوقشان را بابت قسط همان یک شب پرداخت کنند! قطعا هیچ عروس و دامادی را پیدا نخواهید کرد که یکی از مهمانان عروسیشان از آنها ایراد نگرفته باشد بنابراین بهتر است تمرکز و برنامه‌ریزی خود را بر روی حداقل‌ترین‌های عروسی بگذارید.

برای این که بتوانید به این تمرکز برسید، بهتر است لیست هزینه‌های عروسی را یادداشت کنید در این لیست باید مهمترین‌ها اولویت داشته باشند برای مثال تالار عروسی، لباس عروس، سرویس طلا عروس، کرایه ماشین عروس و مواردی این چنینی در اولویت قرار دارند و باید در ابتدای لیست نوشته شوند. ابتدا به دنبال فراهم کردن لیست هزینه‌های عروسی بروید و بعد از این که به یک جمع بندی در مورد مبلغ حدودی که باید پرداخت کنید رسیدید، سپس نوبت به آغاز لیست کردن اسامی مهمانان می‌رسد! شاید با خودتان بگوئید علت اینکار چیست؟ تعداد مهمانان عروسی در مبلغ نهایی هزینه‌های عروسی بسیار تاثیر دارد برای مثال نمی‌توانید کت و شلوار داماد را از لیست خریدهای عروسی حذف کنید و به جاش تعدادی مهمان اضافه کنید! خریدهای عروسی باید به طور کامل انجام شود و ضروری هستند اما تعداد مهمانان عروسی کاملا اختیاری است. اما این بدین معنا نیست که گرانترین‌ها را برای خرید عروسی در نظر بگیرید! شاید اگر نگاهی به تاریخچه حلقه ازدواج بیندازید، به این نتیجه خواهید رسید که این حلقه، تنها نمادی از عشق برای عروس و داماد است و پیوندی را بین آنها ایجاد می‌کند؛ بنابراین فرقی نمی‌کند که حلقه ازدواج، چه قیمتی داشته باشد و قطعا در عروسی نیز از شما سوال نخواهند کرد.

مدیریت هزینه لباس عروس

موارد دیگری در لیست هزینه‌های عروسی جای دارند که کاهش و صرفه جویی در آن نیز به عروس و داماد بستگی دارد؛ یکی از این خریدهای عروسی، لباس عروس و داماد است. یکی از راه‌هایی که می‌توانید بهترین لباس عروس را با کمترین هزینه در شب عروسیتان داشته باشید، کرایه لباس عروس است. مزون‌های عروس زیادی وجود دارند که می‌توانید یکی از آنها را انتخاب کنید همچنین لیستی از مزون‌های لباس عروس، از سراسر ایران در سایت بزم یار نیز وجود دارند.

مدیریت هزینه کت و شلوار داماد

نحوه انتخاب کت و شلوار داماد، کمی با لباس عروس متفاوت است بدین صورت که کت و شلوار، بر اساس وزن، قد و سر شانه‌های داماد انتخاب می‌شود برای این که بهتر متوجه این موضوع شوید، یک کت و شلوار با قیمت مناسب را بر تن یک داماد ورزشکار و همان کت و شلوار را مجدد بر تن یک داماد با هیکل نه چندان مناسب تصور کنید! بنابراین درصد زیاد زیبایی یک کت و شلوار، بستگی به استایل بدن داماد دارد.

مدیریت هزینه کارت دعوت عروسی

از دیگر خریدهای عروسی که می‌توان هزینه آن را کاهش داد، کارت دعوت عروسی است. به نظرتان کارت دعوت عروسیتان را چند نفر از مهمانان دعوت شده نگه می‌دارند؟ یکی از نکته‌هایی که باعث می‌شود وسوسه شوید و هزینه زیادی را بابت کارت دعوت عروسی پرداخت کنید، فروشنده‌ها هستند. بارها در مقالات ذکر شده که مدل کارت دعوت عروسی، کاملا سلیقه‌ای است و باید عروس و داماد در رابطه با انتخاب آن تصمیم بگیرند. قطعا اگر خودتان را جای یک فروشنده کارت دعوت عروسی بگذارید، سعی می‌کنید با کلمات بازی کنید و عروس و داماد را وسوسه کنید که گرانترین را انتخاب کنند زیرا شأن مراسم عروسی بسیار بالا است و نمی‌توانید هر کارتی را انتخاب کنید! کارت دعوت‌های عروسی چوبی و تزئینی و گرانقیمت فقط باعث می‌شود چند ثانیه مهمانان دعوت شده را شگفت زده کنند و بعد از آن فراموش خواهند کرد و ممکن است سر از انباری و در کنار وسایل اضافی در بیاورند! اگر در این مورد زیاد اصرار دارید، پیشنهاد می‌شود کارت دعوت عروسی خاص و گران قیمت را تنها برای نزدیکان خود تهیه کنید.
مدیریت هزینه تالار عروسی

شاید تالار عروسی را می‌توان یکی از پرهزینه ترین خرج‌های مراسم عروسی نامید قطعا همه هزینه تنها به انتخاب تالار عروسی ختم نخواهد شد هزینه‌هایی مانند آتش بازی، ورودی تالار، گل آرایی و موارد دیگر که ممکن است برخی تالارها آنها را جزء هزینه‌های جداگانه محاسبه کنند و به قیمت کل اضافه شود. بنابراین حتما از خدماتی که قرار است بابت دریافت هزینه برای شما انجام دهند اطلاعات کامل دریافت کنید. در تمامی مراحل انتخاب تالار عروسی این مورد را یادتان نرود که قرار است شما هزینه بپردازید بنابراین حق این را دارید که از تمامی خدماتی که قرار است از ورود مهمانان تا لحظه خروج آنها انجام شود، اطلاع پیدا کنید ممکن است موردی باشد که در لیست خدمات تالار وجود نداشته باشد اما انجام آن برای شما بسیار اهمیت دارد بنابراین بهتر است همان ابتدا اطمینان خاطر پیدا کنید زیرا اعتراض و شکایت بعد از اتمام مراسم عروسی فایده‌ای ندارد.

مدیریت مهمانان عروسی

اهمیت این که بتوانید مهمانان دعوت شده به مراسم عروسی را مدیریت کنید در کاهش هزینه عروسی بسیار زیاد است چه تعداد فامیل، دوست و آشنا دارید؟ آیا همه آنها شرایط حضور در مراسم عروسی را دارند؟ لیستی از مهمانان جایگزین تهیه کرده اید؟ و بسیاری از سوالات دیگر که باید با مشورت یکدیگر به آنها پاسخ دهید تا بتوانید مهمانان عروسی را مدیریت کنید. این نکته را به یاد داشته باشید که هر چه مهمان بیشتری دعوت کنید، تعداد کسانی که ممکن است حضور پیدا نکنند زیاد است برای این که بهتر این موضوع را درک کنید می‌توانید هزینه‌ای که باید بابت هر مهمان (هر نفر) بپردازید را محاسبه کنید که شامل غذا، میوه، دسر، نوشیدنی و مواردی این چنینی می‌شود. پیشنهاد ما، اطلاع از حضور پیدا کردن مهمانان است به این صورت که بعد از چند روز که کارت دعوت عروسی را بین مهمانان پخش کردید، می‌توانید از حضور یافتن آنها در عروسی با تماس تلفنی یا حضوری و یا به هر شکل دیگر اطمینان پیدا کنید با این کار، به احتمال زیاد تعدادی مهمان از لیستتان حذف خواهد شد چون برخی‌ها در تاریخی که شما برای عروسی تعیین کرده اید به دلایل مختلف مانند مأموریت کاری، وقت نداشتن، دعوت بودن در مراسمی دیگر و یا مواردی این چنینی نمی‌توانند حضور پیدا کنند.

نکات دیگری در رابطه با کاهش هزینه‌های مراسم عروسی وجود دارد که با توجه به آنها می‌توانید مبلغ قابل توجهی را پس انداز کنید برای مثال شما مجبور خواهید بود برای هر میز، ظرف میوه، نوشیدنی، تزئینات گل و مواردی دیگر در نظر بگیرید پس بهتر میزهای بزرگتر با تعداد نفرات بالاتر انتخاب کنید. در انتخاب غذای اصلی سنگ تمام بگذارید و با توجه به همین مورد، پیش غذا و دسر را کمتر کنید همین طور در نظر داشته باشید که مهمانان بسیار کمی هستند که بتوانند یک غذای اصلی کامل به همراه پیش غذا و دسر و همچنین بعد از آن یک بشقاب کیک بخورند! قطعا بسیاری از مهمانان عروسی از هر کدام به مقداری کمی میل می‌کنند؛ بنابراین، در حجم غذا صرفه‌جویی کنید.

مدیریت عکاسی، فیلمبرداری و دی جی عروسی

هر سه مورد بالا هزینه بسیاری برای شما خواهند داشت اما با رعایت یکسری نکات می‌توانید هزینه این موارد را نیز کاهش دهید اولین مورد در رابطه با فیلمبردار عروسی است معمولا فیلمبردار از ساعتی که حضور پیدا می‌کند و کار خودش را آغاز می‌کند، دستمزدش نیز حساب می‌شود اگر بتوانید مدیریت زمانی خوبی داشته باشید می‌توانید تعداد ساعت‌های او را کاهش دهید. دی جی مراسم عروسی می‌تواند بسیار با شکوه باشد! اما این نکته را یادتان نرود که مهمانان به یک مراسم عروسی دعوت شده‌اند و قرار نیست برای آنها کنسرت زنده اجرا کنید! اگر یک دی جی باتجربه و حرفه‌ای پیدا کنید قطعا می‌تواند آخر شب عروسی شما را خاطره انگیز کنید و هزینه او نسبت به یک تیم موسیقی شب عروسی بسیار ارزان‌تر خواهد بود.

منبع: نوعروس

رایج‌ترین اشتباهات مالی در مدیریت اقتصاد خانواده

یکی از نگرانی‌ها و ترس‌های بزرگ خانواده‌ها، مشکلات اقتصادی است. این که در پایان ماه دخل و خرج خانواده همخوانی نداشته باشد، برای بسیاری از افراد استرس زاست و باعث ایجاد حس فقر و بحران در خانواده خواهد شد. این عدم همخوانی هزینه‌ها و درآمدها اغلب از چند اشتباه و عادت غلط مالی سرچشمه می‌گیرد که آگاهی از آنها می‌تواند ما را در مواجهه با چنین مشکلاتی یاری کند.

عدم محاسبه هزینه‌ها و درآمدها

هر خانواده ای واقعا باید مثل سازمان‌های دولتی در پایان هر سال به محاسبه هزینه‌های خود بپردازد و براساس هزینه‌های سال‌های قبل و درآمد خود، بودجه سال بعد را تنظیم نماید تا بداند که تکلیفش برای سال بعد چیست و چقدر درآمد و هزینه خواهد داشت. در واقع هم باید بودجه بندی به صورت سالانه صورت بگیرد و هم ماهانه؛ در غیر این صورت، بدون این که متوجه شوید، دچار کسر بودجه خواهید شد.

عدم تفکیک نیازها و خواسته‌ها

جنس مورد نیاز، چیزی است که واقعا لازمش دارید، مثل مواد و مقدمات شام شب، اما خواسته‌ها، همان آرزوها و هوس‌های ما هستند، مثل قاشق و چنگال و بشقاب‌های لوکس و تزیینی که بسیاری از ما هزینه زیادی برای خرید آنها می‌کنیم و علاوه بر آن، هر چند سال یک بار هم دلمان را می‌زنند و به سراغ خرید چیزهای جدیدی می‌رویم که شاید در طول سال یک بار هم استفاده نکنیم!

غفلت از بدهی‌ها

خیلی اوقات افراد با خوش خیالی بیش از حد و عدم محاسبه توان بازپرداخت خود، اقدام به اخذ وام‌هایی در حجم بالا می‌کنند. زمانی که در طول سالیان بر حجم بدهی‌ها افزوده شود، بازگرداندن آنها دشوار خواهد بود. به علاوه بالا رفتن سن افراد و کاهش توانایی کاری و درآمدی آنها نیز بازگشت بدهی‌ها را کندتر می‌کند. در چنین شرایطی ممکن است خانواده، بحرانی جدی را تجربه نماید.

غفلت از پس‌انداز

بنیاد اقتصادی خانواده به مرور و با گذشت سالیان بر دو پایه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، استوار است. این موارد، ضمانت مالی کافی برای تحقق اهداف و برآوردن نیازهای اعضای خانواده را فراهم می‌کنند. از این رو خانواده‌ها باید از همان ابتدا نسبت به مدیریت مسائل مالی خود اقدام کنند و راهکارهای مناسبی را برای پس‌انداز کردن بیابند. این کار با برنامه ریزی و اراده جدی به سادگی قابل انجام خواهد بود. یکی از راهکارهایی که توسط مشاوران مالی نیز توصیه می‌شود، پس‌انداز در ابتدای هر ماه به جای انتهای ماه است؛ بدین صورت که مبلغی از درآمد را از همان ابتدا به عنوان پس‌انداز کنار بگذاریم و پس از آن، اقدام به خرج کردن مابقی آن بنماییم.

درست مصرف نکردن

یکی از بهترین عادات در مدیریت اقتصاد خانواده، صرفه‌جویی است. صرفه جویی به معنی کم مصرف کردن نیست، بلکه معادل درست مصرف کردن است! این که مثلا چندین لوستر و چراغ اضافی در منزل روشن باشد، آیا واقعا ضروری است؟ این که با وجود چندین دست لباس در داخل کمد، باز هم سر ماه به فکر خرید لباس جدید باشیم، آیا صحیح است؟ وقتی تلویزیون برنامه خوبی پخش نمی‌کند، چه نیازی است که روشن باشد؟ وقتی نیازی به مواد غذایی اضافی نداریم، چه لزومی دارد که انباری را از آذوقه دو سه ساله مان پر کنیم؟ اگر از داشته هایمان، خوب و حساب شده استفاده کنیم، به احتمال زیاد، به بسیاری از چیزهایی که احساس می‌کنیم باید داشته باشیم، نیاز پیدا نخواهیم کرد.

تجمل و زیاده‌خواهی

خیلی اوقات، تجمل گرایی افراد به خاطر ترس از قضاوت دیگران است و گاهی هم ریشه در زیاده خواهی خود افراد دارد. مثلا وقتی خرید یک مسکن ۸۰ متری، پاسخگوی نیاز خانواده شماست ولی شما با دردسر زیاد یک آپارتمان ۱۲۰ متری خریداری می‌کنید، در واقع خود را به خاطر پرداخت هزینه ۴۰ متر اضافی در یک بحران مالی قرار داده اید. این اتفاق، گاهی به صورت عادت در افراد بروز می‌کند و آن قدر ادامه می‌یابد که دیگر از خود دلیل چنین رفتارهایی را نمی‌پرسند و به نظرشان، رفتاری عادی محسوب می‌شود. در واقع همه ما باید در هنگام خرید، به دنبال چرایی خرید کالای مورد نظر باشیم. همه افراد می‌توانند براساس بودجه و توان خود، بهترین گزینه ممکن را خریداری کنند و در عین حال اسیر تجملات نشوند. مهم این است که هر کدام از مفاهیم سادگی و تجمل را به صورت منطقی برای خود تعریف کنیم.

چشم و هم چشمی

خیلی اوقات، رفتارهایی از ما سر می‌زند که فقط به دلیل علاقه ما به تقلید از رفتارهای اقتصادی دیگران است. آنتونی رابینز می‌گوید که سعی کنید از نشست‌های غیبت مدارانه و بی‌محتوا خودداری کنید، چون در این صورت، در حین صحبت‌های به اصطلاح خاله زنکی، با پیشرفت‌های مادی دیگران مواجه شده و احتمالا هوس می‌کنید که کارهایی شبیه به آنها انجام بدهید، درحالی که ممکن است اهداف و اولویت هایتان چیزهای دیگری باشند. البته چشم پوشی از حرف‌های در گوشی فامیل و مردم سخت است. ولی هدف نهایی شما، رهایی از استرس و نگرانی‌های مالی است، نه بستن دهان دیگران. این سادگی و دوری از چشم و هم چشمی، وقتی که شما با تلاش خود، شأن اجتماعی بالایی کسب کرده باشید، برای دیگران انگیزه بخش خواهد شد، چون دیگر نمی‌توانند اتهام خسیس بودن به شما وارد کنند و این اتفاق را، از شعور بالای شما خواهند دانست.

قناعت نکردن

خیلی از افراد به محض این که سطح درآمدشان بالاتر می‌رود، به دنبال خرج تراشیدن و خریدن چیزهای جدید هستند. چنین رفتاری اگر تبدیل به عادت شود، مانند باتلاقی است که روز به روز انسان را بیشتر در خودش فرو خواهد برد! قانع بودن واقعا به معنی بد زندگی کردن نیست؛ قناعت یعنی بالا بردن تحمل مشکلات و فشار مالی به صورتی که در بدترین شرایط هم، بتوانید دوام بیاورید و البته اگر پول اضافه ای هم از راه رسید، برای خرج یا پس‌انداز یا سرمایه گذاری آن برنامه ریزی داشته باشید.

چانه نزدن

گاهی اوقات ممکن است که اجناسی قیمت مقطوع و غیرقابل تغییری داشته باشند، اما اغلب اجناس، قابل چانه زنی و اعمال تخفیف هستند. زیاد به حرف‌های فروشندگان در مورد سود کمشان توجه نکنید! همچنین برای خرید سعی کنید به منطقه ای مراجعه کنید که بورس کالای مورد نظر است تا از مزیت قیمت رقابتی کالا استفاده کنید و بتوانید به پایین ترین قیمت ممکن، جنس مورد نظر خود را خریداری نمایید.

تمایل به ارزان خریدن

انگلیسی‌ها ضرب المثل معروفی دارند که می‌گوید: “ما آن قدر پول نداریم که چیزی را ارزان بخریم”. خیلی اوقات ارزان بودن یک کالا باعث جذابیت خرید آن می‌شود، اما وقتی به عمر و کیفیت و هزینه تعمیرات و نگهداری آن فکر کنید خواهید دید که ارزش خرید ندارد. البته حتما در هنگام خرید هر چیزی اعم از گران یا ارزان باید حواستان به نیازها و خواسته‌های واقعی تان باشد و با تحلیل آنها اقدام به خرید نمایید.

خرید بیش از حد مورد نیاز

خیلی اوقات در هنگام خرید اقلام مورد نیاز منزل، موارد غیرضروری را نیز به آن اضافه می‌کنیم. این مطلب به خصوص در مورد اقلام خوراکی، صادق است که بسیاری از افراد بدون محاسبه میزان مورد نیاز و امکان فاسد شدن مازاد مواد و … اقلام را در حجم زیادی خریداری می‌کنند. این کار، قطعا اشتباه است و در واقع یکی از راه‌های دور ریختن پول بی‌زبان است!

قرض دادن بی‌حساب و کتاب

قرض دادن قطعا یکی از حسنات و اعمالی است که هم فطرت و هم دین آن را تایید می‌کنند، به خصوص که این کار برای رفع نیاز افراد مستحق، اعم از غریبه یا خویشاوند و دوست باشد، اما بسیاری از افراد، این کار را از روی احساسات سطحی یا رودربایستی انجام می‌دهند و در موارد زیادی، دیگر رنگ پولی را که قرض داده اند، نخواهند دید!

منبع: خانه ما

صرفه‌جویی در زندگی

معتّب یکی از غلامان امام صادق(علیه السلام) می‌گوید: روزی امام صادق(علیه السلام) به من فرمود: قیمت کالاهای غذایی در مدینه خیلی گران شده است، ما چه اندازه آذوقه غذایی داریم؟
عرض کردم: «آنقدر هست که چند ماه برای ما کفایت می‌کند».
امام صادق(علیه السلام) فرمود: آن مواد غذایی را بیرون ببر و بفروش (تا بر اثر عرضه کالا، قیمت‌های بالای اجناس، شکسته شود).
من آن مواد غذایی را از خانه بیرون بردم و فروختم، آنگاه امام صادق(علیه السلام) به من فرمود: «اشتر مع النّاس یوماً بیوم» «همراه مردم (و در صف مردم) غذای ما را روز به روز خریداری کن» (نه این که در یک روز، برای چند روز غذا تهیه کنی و کمبود در بازار به وجود آید و موجب افزایش قیمتها شود).
سپس فرمود: ای معتّب! نصف غذای خانواده ما را از گندم و نصف آن را از جو تهیه کن، چرا که خداوند می‌داند من قدرت آن را دارم تا نان و غذای بدست آمده از گندم را به افراد خانواده‌ام بخورانم، ولی خداوند دوست دارد مرا به گونه‌ای ببیند که اندازه‌گیری در مخارج زندگی را به نیکی انجام دهم (قناعت را رعایت کنم و زندگی خود را با شرائط اقتصادی زمان و مکان، هماهنگ نمایم).

(منبع: شیخ کلینی؛ اصول کافی؛ ج۵ص۱۶۶)

برکات زکات

 معنی برکات:

برکت یعنی هر چیز که علی الدوام خیر الهی در آن باشد. راغب در کتاب مفردات می گوید: البر که ثبوت الخیر الالهی فی الشی ء برکت عبارت است از استقرار فیض الهی در چیزی مبارک، و هم به چیزی که در آن خیر و زیبایی باشد گفته می شود، در وصف قرآن کریم می خوانیم هذا ذکر مبارک انزلناه (۱) این قرآن کتاب پر خیر و برکیت است که آن را نازل کردیم و هذا کتاب انزلناه مبارک (۲) این قرآن کتابی است مبارک، ما : را فرو فرستادیم.

بعضی از دانشمندان گفته اند برکت آن است که زیاد بودنش مشاهده شود ولی زیاد شدنش غیر محسوس باشد و برکت در عمق آن باشد.

الصحاح: البرکه: انما و الزیاده یعنی افزونی و بالندگی، می گوییم قرآن کتاب مبارک است، همه چیز در آن جمع است، سرچشمه همه برکات مادی و معنوی است، از احکام و حرام گرفته تا علوم اولین و آخرین لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین(۳) این آیه وسعت علم بی پایان خدا را بیان می کند که قرآن نمودار آن می باشد.

در عبادات و در زندگی باید از خداوند متعال برکت بخواهیم در دعاء بعد از نماز می خوانیم: وانزل علی من برکاتک بارالها عطایا و برکاتت را بر من فرو فرست، در مجموع در می یابیم که برکت واژه پربار و گسترده و مقدسی است. انسان می خواهد به نحوی از آن در زندگیش بهره و نصیبی داشته باشد، عمر برکت، فرزند بابرکت، مال با برکت خداوند به او عطا فرماید.

تقاضای برکت در مال:

حضرت سجاد در صحیفه معروف به صحیفه سجادیه فرموده: و حصن رزقی من التلف، و وفر ملکتی بالبرکه بعد از فرستادن درود و صلوات بر محمد و آل محمد.

سپس می فرماید: بارالها، رزق و روزیم را از تباهی و بیهوده شدن محافظت فرما و آنچه را مالکم، با برکت قرار بده و افزون نما.

نمو و افزایش و خیر فراوان در معنی برکت آمده است، حال ممکن است محسوس باشد یا غیر محسوس، در موجودات مادی باشد یا در امور معنوی ولی بعضی از برکت ها امری عادی نیست و از مجاری و اسباب طبیعی پدید نمی آید، بلکه مشیت خداوند توانا آن را به وجود می آورد، حضرت مسیح ابن ممریم (علیه السلام) یکی از آن پدیدهاست. قرآن مجید درباره وی آنگاه که طفل شیرخواره ای بیش نیست و در گاهواره است چنین می فرماید:

قال این عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیاً و جعلنی مبارکاً این ما کنت.(۴) فرمود: من بنده خدا هستم، خدا به من کتاب داده و مرا به نبوت برگزیده، هر جا که باشم مرا مبارک و فرخنده قرار داده است.

عن الصادق (علیه السلام) فی قوله تعالی (وجعلنی مبارکاً یعنی: (نفاعاً). امام صادق (علیه السلام) فرمود: مبارک بودن مسیح (علیه السلام) به این معنی است که او وجودی است بسیار نافع و از سوی او فیض و برکت فراوان نصیب مردم می گردید.

بعضی از برکت ها به طور طبیعی در عناصر این جهان همیشه محسوس و نمایان است و مورد استفاده مردم قرار می گیرد، مانند گوسفند و آب و آتش که در روایات اسلامی از آنها تعبیر به رکت شده است.

نمونه هایی از برکت:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید: خداوند عزوجل برکاتش را در سه چیز قرار داده است:

آب، آتش، گوسفند الماء و النار، و الشاه

رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) به عمه خود فرمود: ما یمنعک ان تتخذی فی بیتک البرکه (۵) چه چیز تو را مانع شده از اینکه در خانه ات برکت نگاهداری نمایی؟ عرض کرد برکت چیست؟ فرمود: گوسفندی که از شیرش استفاده شود.

اما راشد می گوید علی (علیه السلام) به منزل ام هانی آمد، دستور داد برای حضرت طعام بیاورم، غذایی که در منزل موجود بود آوردم. امام فرمود: چرا در منزلتان برکت نمی بینیم؟ حضرت فرمود مقصودم از برکت، گوسفند است. فقالت ام هانی: الیس هذا البرکه فقال: الست اعنی هذا انما اعنی الشاره (۶)

آنچه از گوسفند به دست می آید مانند شیر و گوشت و پشم برای مردم خیر و برکت است. نکته قابل توجه اینکه گوسفند همانند سگ توالد و تناسل دارد با این تفاوت که سگ هر بار چند بچه می آورد و گوسفندان اغلب یک بره می زایند و این در حالی است که هر روز تعداد زیادی از گوسفندان برای استفاده از گوشت آنها ذبح می شود، معذلک از نمو و برکتی که خداوند در انی حیوان قرار داده، تعداد گوسفندان همیشه رو به افزایش است.

نمونه هایی از برکات:

برکت به این معنی است که ره چیزی ممکن است از حیث مقدار اندک باشد ولی خداوند از نظر کیفیت، ارزش و نموی به آن بدهد که برای هر بیننده ای اعجاب انگیز باشد.

در جنگ خندق خواهر عبدالله رواحه انصاری یک مشت خرما به دست مبارک روسل (صلی الله علیه وآله) خدا داد، حضرت آن یک کف خرما را در سفره پخش کرد و خود به نماز ایستاد پس از نماز هر کس از سپاهی و غیر سپاهی آنجا حاضر بود فرمود بیایند همه آمدند و از آن یک کف خرما خوردند و مقداری هم با خود بردند (۷) که برای حاضرین موجب شگفتی گردید.

نمونه دیگر:

بر اساس آنچه مورخین نوشته اند، پیامبر بزگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) در سال سوم بعثت از طرف خداوند مأمور ابلاغ و انذار علنی اسلام شد تا آن زمان دعوت به آیین توحید و اسلام آشکار نبود. مرحوم طبرسی قدس سره از براء بن عازب نقل می کند: وقتی آیه مبارکه و انذر عشیرتک الا قربین (۸) نازل شد، پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه وآله) مأمور شد خویشان و نزدیکان خود را (از روز قیامت) به ترساند، در اجرای این امر الهی پیامبر عموها و بستگان نزدیکش را که به چهل نفر می رسید در خانه ابوطالب دعوت کرد عموهای آن حضرت: ابوطالب، حمزه، عباس و ابولهب حضور داشتند، همگی را با یک ران گوسفند و یک ظرف (قدح) شیر مهمان و پذیرایی کرد، در حالی که غذای حاضر برای یک نفر از آنها کفایت می کرد، جملگی را پیش خواند با نام خدا (بسم الله) همگی سر آن سفره با برکت از آن طعام خوردند و شیر آشامیدند و سیر گردیدند. (۹)

پول با برکت:

مردی حضور رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) شرفیاب شد و مشاهده کرد که پیراهن آن حضرت کهنه و فرسوده شده است، دوازده درهم تقدیم حضرت نمود که پیغمبر پیراهنی بخرد، حضرت پول را به امیرالمؤمنین داد و فرمود: برای من پیراهنی به دوازده در هم خریدم و به حضور رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) آوردم، حضرت نگاهی به آن نمود فرمود: پیراهنی غیر از این می خواهم، آیا فروشنده حاضر است معامله را به هم زند و پس بگیرد؟ عرض کردم نمی دانم فرمود: برو نزد فروشنده رفتم و گفتم: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از پوشیدن این پیراهن کراهت دارد و می خواهد پیراهنی ارزانتر بپوشد، فروشنده قبول کرد. معامله را اقاله کرد و دوازده درهم را داد، حضور رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) برگشتم، برای خرید پیراهن با هم به بازار آمدیم، در راه به کنیزکی برخوردیم نشسته و گریه می کند فرمود چرا گریه می کنی؟ گفت اهل منزلم چهار درهم به من داده بودند برای خرید لوازم منزل آن را گم کردم. من جرأت رفتن به منزل را ندارم، حضرت چهار درهم از دوازده درهم را به او داد و فرمود: برگرد به منزلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به بازار رفت و پیراهنی به چهاردهم خرید و خداوند را حمد نمود، از بازار بر می گشت مرد برهنه ای را دید که می گوید: هر که مرا بپوشاند خداوند او را از لباس بهشت بپوشاند، حضرت پیراهنی را که خریده بود به آن مرد برهنه داد، دوباره به بازار برگشت و پیراهن دیگری با چهار درهم باقی مانده خرید و در برکت و حمد خدا را به جای آورد، به منزل برگشت، همان دختر بچه را دید سر راه نشسته پرسید چرا منزلت نرفتی؟ عرض کرد یا رسول الله (صلی الله علیه وآله) دیر کردم می ترسم مرا بزنند، حضرت فرمود: مرا به منزل راهنمایی کن، همراه آمدند در منزل، حضرت به صدای بلند فرمود: السلام علیکم یا اهل الدار (سلام بر شما ای اهل خانه) پاسخ ندادند، دوباره سلام نمود پاسخ ندادند، مرتبه سوم جواب سلام حضرت را با احترام دادند، حضرت فرمود: چرا سلام اول و دوم را پاسخ ندادید؟ عرض کردند یا رسول الله سمعنا سلامک فاحببنا ان نستکثر منه ما سلام را شنیدیم دوست داشتیم صدای مبارک شما را مکرر بشنویم.

حضرت فرمود: این کنیزک دیر آمده، مؤاخذه اش نکنید، گفتند: ما او را به احترم آمدن شما آزاد نمودیم، پیغمبر گرامی خدای را سپاسگذاری نمود و فرمود: من دوازده درهمی را با برکت تر از این ندیدم(چرا که) دو برهنه را پوشانید و بنده ای را آزاد کرد الحمد الله ما رایت اثنی عشر در همان اعظم برکه من هذه کسا الله بها عریانین و اعتق بها نسمه (۱۰)

پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله) آن دوازده درهم را با برکت معرفی کرد، زیرا با پول کم، کارهای مفید و ارزنده ای انجام داد. امام سجاد (علیه السلام) در مجلس اول دعای مکارم الاخلاق از خداوند، خواهان چنین برکتی است: و وفر ملکتی بالبرکه فیه (۱۱) خدایا در مصرف مالم توفیقی به من بده که به برکت دست یابم تا بتوانم خدمت بیشتری به مردم بنمایم و مانند پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) مال اندکم واجد برکت و افر گردد.

ساده زیستی و ایثار پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله) منشأ این همه برکات گردید و توانست با مال کم، دل ها را خوشحال و به خیر و شادی برساند. این شیوه کریمانه رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) برای امت اسلامی خصوصاً شخصیت ها و دولتمردان یک درس آموزنده است.

عمر با برکت:

همانطور که خداوند، برکت را در مال قرار داده، عمر آدمی را هم با برکت ساخته است در دعای مکارم الاخلاق از صحیفه می خوانیم که حضرت سجاد (علیه السلام) می فرماید:

و عمرنی ماکان عمری بذله (۱۱) فی طاعتک (۱۲) خدایا تا زمانی که عمرم در پیروی از امر و نهی تو مصروف می گردد مرا از نعمت طول عمر بهره مند فرما (بذله در لغت به معنای لباس کار، آمده است)

تشبیه عمر به لباس کار در کلام امام (علیه السلام) بسیار بلیغ و لطیف و گویا پاره ای از حقائق است. امام سجاد (علیه السلام) عمری را از خداوند می خواهد که در تمام دروان زندگی، مانند لباس کار و خدمت در برش باشد. معمولاً کارگر وقتی کارش پایان پذیرفت لباس کار را از تن بیرون می آورد ولی امام (علیه السلام) از خدا خواسته است، عمرش مانند لباس کاری باشد که پیوسته در برداشته و تازنده است در طاعت و بندگی خدا باشد و از بدن بیرون نیاورد. عمر نی ما کان عمری بذله فی طاعتک بارالها به من عمر طولانی عطا کن تا عمرم در همه احوال و در تمام شبانه روز، در خواب و بیداری در اطاعت و فرمان تو باشد، اینگونه عمر، در نزد حضرت سجاد (علیه السلام) لباس طاعت بسیار پر قیمت است از این نظر که هیچ گاه از او جدا نمی شود، به گونه ای که اگر عمر، گاهی در طاعت الهی صرف شود و گاهی در عصیان و گناه سپری گردد در نزد آن حضرت لباس اطاعت نیست و ارزش و برکتی ندارد.

عمر هدیه الهی است:

عمر هدیه ای است از طرف خداوند، در صورتی که انسان از آن استفاده بهینه کند و آن را در راه طاعت خداوند و خشنودی وی سپری نماید و گذر عمر را وسیله تعالی و تکامل جان خود قرار دهد و به انجام عمل نیک موفق گردد، خداوند زندگی دنیا را در اختیار بشر قرار داده تا بهترین اعمال را به وسیله آن انجام بدهد. در قرآن می خوانیم: الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم الکم احسن عملاً(۱۳)

خداوند مرگ و حیات را آفریده است تا شما را آزمایش کند، کدام یک از شما عملتان بهتر است، امام عصوم عمر را وسیله اصلاح امر آخرت می داند و برای آن می خواهد و از خداوند آن را طلب می کند، چه، آخرت را خانه ای ابدی و پایدار تلقی می نماید. این موفقیت را از خداوند زیر سایه زندگی سعادت بخش دنیا تقاضا دارد، زندگی دنیا را می خواهد، اما برای تحصیل خیرات و ارزش ها، برای ازدیاد امور زیبا و خوبی که سعادت و خوشبختی انسان را در برداشته باشد.

در دعای ایام هفته آمده است: و اجعل الحیوه زیاده لی فی کل خیر.(۱۴) بارالها، زندگی را برای من مایه برکت و نیکوبختی قرار بده، که بتوانم هر جه بیشتر به کار خیر توفیق یابم و از عمرم بهرمند گردم و به کارهای مهم و اساسی بپردازم. چه بسا افراد لایق و بزرگواری که شایسته کارهای بزرگند و با ایمانی که دارند از خداوند تقاضای توفیق انجام کارهای مهم را دارند و می خواهند کارهای غیر مهم بدست دیگران انجام گردد.

صرفه جویی در عمر:

امام سجاد (علیه السلام) در صحیفه سجادیه می فرماید: واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به. (۱۵) بارالها: کفایت کن مرا، در کارهایی که اگر بخواهم خود اقدام کند، از کارهای مهم و اساسیم باز می مانم. امام (علیه السلام) از خداوند تقاضا می کند که اسبابی فراهم نما که بدون صرف وقت و تضیع عمر، آن کار انجام شود، کاری که هدف، انجام عمل است و ویژه شخصی معینی نیست. چه بسیارند افرادی که لایق و شایسته اعمال بزرگند، اما در طول زندگی قسمت مهمی از عمر گرانقدرشان صرف کارهایی می گردد که دیگران هم می توانند به نیابت از آنها انجام دهند و اینان وقت خود را در اعمالی مهم تر صرف نمایند. این گروه می توانند به پیروی از امام سجاد (علیه السلام) دعا کنند و صمیمانه از خدا بخواهند که مسبب الاسباب وسیله انجام این امر را فراهم آورد، که دعای آنها واجد شرایط استجابت باشد و مقبول درگاه باری تعالی واقع شود و مستجاب گردد، که قسمت مهمی از سرمایه عمرشان تلف نخواهد شد و می توانند آن را در راهی به کار برند که موجب تعالی روح و تکامل معنوی آنان گردد و به مدارج عالی تری دست یابند.

یک نمونه:

جوانی شایسته و لایق برای ادامه تحصیل و نیل به مدارج عالی علمی از زاهدان به تهران آمده و با جدیت مشغول درس است. مادرش در زاهدان بیمار می شود به طوری که اگر به وی نرسند دار فانی را وداع می کند. طبیب بر بالینش می آورند و نسخه ای می دهد ولی داوی آن را فقط در بیمارستان معینی در تهران می توان تهیه نمود، نسخه را مسافری که با هواپیما عازم تهران است با خود می آورد، که به فرزند آن مادر بیمار برساند و آن دارو را زود تهیه کند و به زاهدان ببرد، دارو تهیه می شود ولی این محصل محترم در این فکر است که اگر بخواهد خود، دارو را به زاهدان ببرد حداقل یک هفته عمرش در این شهر مصرف می گردد و به دید و بازدید باید سرگرم شود و در نتیجه از درس و حضور در کلاس باز می ماند، چون آن محصل مردمی الهی است و علاقه مند به شؤون معنوی، همانطور که در خیابان راه می رود، متوجه ذات اقدس باری تعالی می گردد و به یاد دعای امام سجاد (علیه السلام) می افتد و عین دعا را به زبان می آورد و یا آنکه فارسی آن را به خدا عرض می کند:

واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به یعنی بارالها تو مرا کفایت کن و کاری کن که من به این قضیه اشتغال نیابم و وقتم به هدر نرود و دگری این دارو را به زاهدان برساند. طولی نمی کشد که در خیابان با مرد محترمی از اهل زاهدان که در همسایگی آنان سکونت دارد برخورد می کند و پس از سلام و احوال پرسی، محصل به او می گوید مادرم بیمار شده، نسخه او را به وسیله مسافر هواپیما به تهران فرستاده اند، من دواء را تهیه نموده ام و نمی دانم چه کنم که هر چه زودتر این دواء به مادرم برسد. آن مرد محترم زاهدانی می گوید دو ساعت دیگر من با هواپیما عازم زاهدانم. دارو را با کمال علاقه مندی به مادرت می رسانم، شما از این نظر تشویق خاطر نداشه باشید دارو را به او می دهد، خداحافظی می کند، آن مرد هم در موعد مقرر به زاهدان می رود و دارو به موقع به دست مادرش می رسد و موجبات درمان فراهم می گردد.

این است معنی دعاء امام (علیه السلام) که در پیشگاه الهی عرض می کند: بارالها ! تو کفایت کن مرا از آن چیزهایی که اگر خودم به خواهم به آنها اشتغال پیدا کنم و آنها را انجام دهم وقت مرا می گیرد و از کار اساسیم باز می دارد. (۱۶)

انسان موفق:

انسان هایی را می شناسیم که در طول زندگی همواره موفق بوده اند و با تأییدات الهی زندگی کرده اند گرچه به ظاهر عمر آنان معمولی، بلکه از معمولی هم کمتر بوده است ولی از حیث آثار و برکات، به درازای عمر جهان، حیاتی مفید داشته اند و ثمرات جاودانگی عمرشان آنچنان انقلاب و فکری در جهان به وجود آورده که باب سعادت و راه تعالی و تکامل را برای همیشه به روی بشریت گشوده اند.

آثار جاودانه:

با یک نگاه اجمالی به تاریخ حیات پیامبر معظم اسلامی (صلی الله علیه وآله) و آثار جاودانه زندگی با برکت آن حضرت، نمونه بارز عمر با برکت را به عینی می بینیم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) شصت و سه سال در این جهان بیشتر درنگ نکرد، از این مدت، بیست و سه سال موفق شد و به تربیت و تهذیب نفوس و تعلیم و آموزش انسان های مستعد بپردازند و این در حالی بود که سیزده سال آغاز بعثت، پیوسته درگیر معاندین، بت پرستان و ده ساله بعد در مدینه گرفتار مشکلات جنگ بوده، خدا می داند چه فشارهای سیاسی و اقتصادی فراوانی را آن حضرت تحمل کرد، که از همه جانکاه تر آزارها و شکنجه های روحی بود.

ایمان راسخ و توحید خالص آن حضرت از یک طرف و عزم پولادین و آسیب ناپذیری حاصله از ندای آیه فاستقم کما امرت(۱۷) هر لحظه بر صلابت و امیدواریش یم افزود، آن بزرگوار را مانند کوهی محکم او استوار نگه می داشت به طوری که در تمام جبه های مبارزه با کفار و بت پرستان در این بخش را عمر مبارکش پیروز گردید. اما بعد از هجرت از مکه معظمه به مدینه منوره که ده سال به طول انجامید تا حدودی از بحران کاسته شد و آرامش نسبی در زندگی ایشان پدید آمد با اینکه بخش مهمی از وقت گرانبهای آن بزرگوار را جنگ ها اشغال می کرد، معذلک توانست در فرصت های کم، اما مفید و پر تحرک، معارف سعادت بخش عالی اسلام را برای مردم بیان کند، برنامه های اخلاقی و اجتماعی انسان ساز آسمانی را تبیین فرماید و ارزش های فراوانی را برای ارتقای فرهنگ بشریت به ارمغان آورد ده ها قرن است که بشریت از برکات و ثمرات حیات بخش معنوی و مادی رسول الله (صلی الله علیه وآله) به طور مدام بهره مند است و در آینده هم برکات وجود ایشان استمرار خواهد داشت.

زندگی ائمه طاهرین سلام الله علیهم نیز برکات بسیار مهمی به همراه داشت، گرچه به ظاهر آن بزرگواران، عمری طولانی نداشتند و دشمنان بشریت به عمر مبارک آنان با کشتن و مسموم کردن خاتمه دادند و آن بزرگواران را به شهادت رساندند، اما همین حیات اندک، چراغ فروزانی شد برای نیک بخت و تعالی جامعه، نهضت علمی و کرسی تدریسشان، فضای جوامع بشری را تا افق بیکران روشن ساخته و به کاشانه تاریک بشریت نور بخشید.

به حقیقت آنها پایه گذار تمدن جهان و پشتوانه بسیار محکمی برای نظم زندگی فردی و اجتماعی بودند و شاگردان محضر آن پیشوایان راستین، مکتب فکری و فقهی آنان را، سینه به سینه به نسل بعد از خود منتقل کردند و تا جهان باقی است ادامه خواهد داشت.

رمز باقی ماندن آیین پیامبران:

تحول و تمدنی که از برکت وجود انبیاء بویژه پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله) و جانشینانش در جهان پدید آمد در دنیایی که شهوات و غرائز حیوانی بشر، تعادل خود را از دست داده و امروز در چند قدمی پرتگاه سقوط قرار گرفته، تنها نقطه امید و راه صلاح و فلاح است.

نکته قابل توجه بقای آیین انبیاء و خصوصاً پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله) این است که هدف آنان از زندگی، تحصیل کمالات معنوی و تهذیب نفس بوده و با تحمل سختی ها و تلخی ها، سرانجام در راه آن جان باختند. غرض آنها هرگز از زندگی دنیا، خوش گذرانی و کامرانی نبوده و به رسیدن حکومت دنیا نظر نداشتند. آنچه به مردم در مقام موعظه می گفتند ابتدا خود به آن عمل می کردند و همین امر سبب باور و ایمان مردم می شود، رمز بقای دین، اعتقاد و باور مردم به رهبری دینی است پیامبر معظم و امیرالمؤمنین (علیه السلام) به آنچه می گفتند، عمل می کردند. علی (علیه السلام) در زمان حکومتش نامه ای به یکی از استانداران می نویسند: (۱۸) بدانکه رهبر شما از دنیا به دو جامعه کهنه و به دو قرص نان اکتفا کرده الا وان امامکم قد التفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه(۱۹)

به راستی امام المتقین چنین بوده، گفتارش را در عمل ثابت کرده است. آری آن حضرت می فرماید: و انما هی نفسی اروضها بالتقوی لتاتی امنه یوم الخوف الاکبر(۲۰)

این منم که همت و اندیشه خود را مصروف بر این داشته ام که خویشتن خویش را با پرهیزکاری تربیت نموده تا در روز خطرناک قیامت احساس امنیت کند و در محل لغزشگاه استوار بماند.

عمر بی برکت:

عمر انسان ها متفاوت است، برای بعضی وزر وبال است و برای صاحبش جز شر و فساد و بدبختی و خیانت، ثمر دیگری ندارد، چون کلمه خبیثه ای است که برای او ثبات و قراری نمی باشد. با توجه به وسعت مفهوم کلمه خبیثه، می توان گفت عمر، وقتی توأم با کفر و شرک باشد. این عمر خبیث است . مانند درخت خشک و زشتی است که بر اثر بی ریشگی، رشد و نمو ندارد، نه برگ، نه گل، نه میوه ای دارد.

بی خاصیت محض است که تنها به کار سوزندان می آید و اگر سوزانده نشود، مزاحم، مجروح کننده و آزاردهنده هم هست.

بسوزند چوب درختان بی بر – سزا خود همین است بی حاصلی را

خداوند متعال می فرماید: و مثل کلمه خبیثه کشجره خبیثه اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار (۲۱) کلمه کفر و نفاق همانند درخت ناپاکی است که از زمین کنده شود و روی زمین افتد و قرار و ثباتی ندارد.

بنابراین عمر بی برکت، مانند کلمه خبیثه و ناپاکی است که فایده ای بر آن مترتب نیست، بلکه برای صاحبش و جامعه، زیان بخش است و مرگ جرم او را تخفیف می بخشد و مردم را از شر او راحت می کند. در دعا می خوانیم خدایا:

(اگر حیاتم موجب سعادتم نیست) مرگم را سبب راحت شدنم از هر گناهی قرار بده و الوفات راحه لی من کل شر (۲۲) در دعای صحیفه سجادیه امام زین العابدین (علیه السلام) آمده است:

فاذا کان عمری مرتعاً للشیطان فاقبضنی الیک (۲۳) آن حضرت از پیشگاه الهی در خواست می کند بارالها: هر گاه عمرم چراگاه شیطان شود به آن پایان ده و جان مرا بگیر، پیش از آن که خشم و غضب بر من مستولی و استوار گردد.

پرواضح است که اگر عمر انسان، چراگاه شیطان شود، میدان فعالیت شیطان بسیار وسیع خواهد شد همان طور که حیوانات اگر در چراگاه رها باشند، به هر طرف که بخواهند می روند و از هر گیاهی استفاده می کنند حتی به نهال هائی که تازه جوانه زده است رحم نمی کنند و می کنند و می خورند.

و ای از آن وقتی که شیطان بر انسان مسلط شود و در مرتع اندیشه آدمی رخنه کند، آنجاست که راه هزاران گناه را بر انسان باز می کند، چرا که شیطان، دشمن دیرینه آدمی است. هر زمان بتواند با وسوسه، اغواء می کند. خداوند منان ما را به دشمنی با شیطان دستور داده و فرموده: ان الشیطان الکم عدو فاتخذوه عدواً(۲۴) به راستی شیطان دشمن شماست شما هم او را دشمن بدارید.

کیفر گناه:

در حدیثی از ابی حمزه ثمالی روایت شده که امیرالمؤمنین فرموده: اعوذبالله من الذب التی تعجل الفناء(۲۵) به خدا پناه می برم از گناهانی که در نابودی (گناهکاران) شتاب می کند.

ابن کوا که در زمره دشمنان و از خوارج بود. پیوسته می خواست که ایرادی بر گفتار و یا کردار حضرت امیر (علیه السلام) بگیرد، از جا برخاست گفت: یا علی مگر گناهی هست که در نابودی شتاب می کند؟

فقال: نعم: ویلک قطیعه الرحم بنابراین عمری که به گناه سپری شود برکت ندارد و به دست فنا و نابودی سپرده می شود.

کیست که نخواهد مال و عمرش بابرکت باشد؟

از جمله چیزهایی که خداوند در آن برکت فراوان قرار داده زکات است، زکات با استناد به روایات اهل بیت طاهرین دارای برکات فراوانی است، روان انسان را از اخلاق رذیله و پست مانند: بخل حرض و قساوت پاک می کند و مال را برکت می دهد.

امیرالمؤمنین فرمود: اگر می خواهی مالت زیاد شود زکات بده و اگر می خواهید تندرست و سلامت باشی صدقه زیاد بده (۲۶) صدقه باعث ادای دین و زیادی مال نیز می گردد و در زندگی برکت می آورد، در بسیاری از روایات صدقه به معنی زکات آمده است. بنابراین با انجام این فریضه الهی هم مال زیاد می شود و هم زندگی شیرین و گوارا می گردد

علی التحقیق زکات عمل صالح است هر کس عمل صالح انجام بدهد خدا زندگی گوارا به او می دهد. من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه(۲۷) هر کس عمل صالح و شایسته بجا آورد، ما به او زندگی پاکیزه می دهیم.

انسانی موفق است که عمر خود بهره کافی می گیرد زیرا عمر سرمایه نقدی است که هر کسی در اختیار دارد و می تواند از آن سود کلان ببرد عمر انسان عالی ترین هدیه ای است که از جانب خداوند به او عطا گردیده است و می تواند با این سرمایه گرانقدر کالایی چون توحید، ایمان، فضیلت، مغفرت و پاکی تحصیل کند و یا شرک، ریا، رذیلت و ناپاکی. واقعاً اختیار کدام یک به منطق عقل نزدیک تر است؟ !

متاع کفر و دین بی مشتری نیست – گروهی این گروهی آن پسندند

عن ابی الحسن (علیه السلام) قال: الدنیا سوق ربح فیها قوم و خسر آخرون (۲۸)

امام هادی (علیه السلام) فرمود: دنیا بازاری است که بعضی در آن سود می برند و بعضی زیان می کنند دنیایی که در آن زندگی می کنیم درست مانند بازاری است که انسان وارد آن می شود، پیوسته معاملاتی در آن انجام می گیرد که از نظر خردمندان بعضی سودآور و برخی زیان بخش

علی (علیه السلام) در این مورد برای رهنمایی مردم به تجارت سودمند و نافع فرموده:

لا تجاره کالعمل الصاح و لا ربع کالثواب(۲۹) هیچ تجارتی مثل عمل صالح نیست و هیچ سودی همانند اجر الهی نیست.

تجارت نجات بخش:

بعثت پیامبر الهی در این جهان برای آگاه ساختن مردم و رهایی آنان از ضلالت و گمراهی بودن است تا در این آشفته بازار دنیا از سرمایه عمر بهترین استفاده را ببرند و یا با امتعه سود آور آن را مبادله نمایند.

یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم یؤمنون باالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون (۳۰)

ای دین باوران آیا (یم خواهید) شما را راهنمایی کنم و تجارتی که از عذاب دردناک نجاتتان بخشد، آن تجارت این است که ایمان بیاورید به خدا و رسولش و با مال و جانتان در راه او جهاد کنید این برای شما اگر بدانید از هر تجارتی بهتر است.

برکات ذاتی و اکتسابی:

خداوند متعال بعض از مخلوقات را ذاتاً و اصالتاً با برکت آفریده است، مانند گوسفند و آب که برکت همراه با آفرینش آنهاست و همواره وجود آنها برای انسان برکت می آورد. گاهی خداوند اعطای برکات را به اعمال و صفات بندگانش مرتبط نموده است مثلاً اگر مردم زکات بدهند، اگر در زندگی تقوی و عدالت داشته باشند، خداوند متعال سراسر عمر و مالشان را با برکت می سازد. برکت آسمانی و زمینی را در اختیارشان می گذارد. در این زمینه آیات فراوانی در قرآن درباره تحصیل تقوی و امر به آن مانند یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله (۳۱) به چشم می خورد و نیز در نهج البلاغه جملاتی که امر به تقوی و سفارش به تقوی چون فاتق الله و اوصیک بتقوی (۳۲) فاوصیکم (۳۳) عباد الله بتقوی الله فراوان دیده می شود. حضرت امام رضا (علیه السلام) فرموده: علیکم بتقوی الله و الورع و الاجتهاد و اداء الامانه و صدق الحدیث و حسن الجوار فبهذا جاء محمد (صلی الله علیه وآله) بر شما باد به تقوی الهی و کوشش در طاعت و بندگی (اداء امانت) امانت داری و راستگویی و حسن همجواری که این ها اساس رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) است. و آمدن پیامبر (صلی الله علیه وآله) به همین خاطر بوده است. تقوی پایه محکم برکات الهی است. در روایات آمده است عدالت و تقوی، برکات را افزایش می دهد. قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بالعدل تضاعف البرکات با اجرای عدالت، برکات مضاعف می شود هم چنانکه با دادن زکات، برکات الهی مضاعف می گردد و نعمت های خداوند برای بندگانش فراوان می شود.

در حدیثی از حضرت امام رضا (علیه السلام) می خوانیم: خداوند متعال به یکی از پیمبران وحی فرستاد که خشنودم از بندگانی که از من پیروی می کنند و هنگامی که من از آنها خشنود باشم، به زندگی آنها برکت می دهم، برکتی که نهایت و پایانی ندارد و اذا رضیت بارکت و لیس لبر کتی نهایه(۳۴)

خداوند راضی می شود از آن بندگانی که او را از جان و دل پیروی می کنند و برکیت به آنها عطا می فرماید که هرگز تمام نمی شود پروردگارا برکات بی کرانت را بر ما نازل فرما اللهم انزل علینا من برکاتک با بینا فرازی از دعای مبارک سمات، تیماً و تبرکاً به این بحث پایان می دهیم، باشد که از برکت روح بخش آن، فضای روح و عمق جانمان با عرفان و شناخت دعا، صف و نورانیتی پیدا کند. الهی و ببرکاتک التی بارکت فیها علی ابراهیم خلیلک (علیه السلام) فی امه محمد (صلی الله علیه وآله)(۳۵)

الها به برکات کاملی که به واسطه ابراهیم خلیل (علیه السلام) به امت حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) عطا فرمودی و برکاتی که بواسطه حضرت استحق و عیسی و یعقوب در امتان و پیروان آنان نازل کردی و از همه کامل تر برکت و رحمتی که به واسطه حبیبت حضرت محمد (علیه السلام) در میان عترت و ذریه و امتش عطا نمودی.

و بارکت الحبیبک محمد (صلی الله علیه وآله) فی عترته و ذریته و امته توای خدا با همان تجلیات درود فرست بر محمد و آل محمد، برکت و رحمت عطا کن محمد آل محمد بهترین درود و برکت و رحمتی که بر ابراهیم و آلش فرستادی، همانا که تو ستوده صفات و بزرگوار و مقتداری که هر چه اراده کنی انجام می دهی.

و انتبارک علی محمد و آل محمد و ترحم علی محمد کافضل ما صلیت و بارکت و ترحمت علی ابراهیم انک حمید مجید فعال الما ترید و انت علی کل شی ء قدیر. (۳۶)

رابطه تقوی و برکات آسمانی:

خداوند متعال بین تقوی و برکات خود، رابطه ای مستقیم بر قرار نموده است و نزول برکات آسمانی و زمینی را به داشتن تقوی مشروط کرده است. در آیه ۹۶ سوره اعراف می خوانیم:

و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض. (۳۷) اگر اهر شهرها و روستاها ایمان آورند و تقوی پیشه کنند، درهای رحمت و برکات آسمان و زمین را بر آنان می گشاییم.

برکات الهی هنگامی زندگی فرد و جامعه را فرا می گیرد و آباد و پر رونق می کند که پایه و اساس زندگانی آنان بر تقوی بنا گردیده باشد.

به موجب وعده آسمانی در هر جامعه ای که ایمان و تقوی حاکم باشد، خیر و برکت در آن راه می یابد، فقر و فلاکت از میان می رود و امنیت و آرامش برقرار می شود.

در نهج البلاغه آمده است فمن اخذ بالتقوی غربت عنه الشدائد بعد دنوها (۳۸) هر کس تقوی و پرهیزکاری پیشه کند، سختی ها و مشکلات بعد از نزدیک شدن از آنها دور گردد پس از آن فرمود: و تفرجت علیه النعم بعد نضوبها و بلعت علیه البرکه بعد ارذاذها(۳۹)

تلخی های زندگی شیرین سود، برکات فراوان (الهی) بر او بجو شد، به دنبال باران اندک از باران رحمت و با برکت، بهره مند گردد، آری اتصاف انسان به تقوی سبب برکت می گردد، بدی ها و زشتی ها و تلخی و ناکامی ها را از جامعه انسانی دور می کند، دشواری ها و رنج ها را برطرف و زندگی را آسان می نماید.

و خشکسالی و تنگ دستی و گرانی را با ابر کرامت و باران رحمت از بین می برد، امواج فتنه و فساد را ریشه کن می کند، مهر و محبت و وحدت برداری جای آن را می گیرد، عدل و انصاف حاکم می شود، زندگی اجتماعی تعدیل می گردد و به مقتضای عدالت اجتماعی فقرزدایی که خواسته مصلحین جامعه است عملی می شود، تحقق این امور در جامعه نشانه قدرت و تقوای متقین است نفاق های مالی همچون خمس، زکات، صدقات، موقوفات، نشانه دیگر پرهیز کاران است که اگر به مالشان حقی تعلق گرفت، با طیب نفس و آرامش خاطر می پردازند، چنانچه مالشان مشمول زکات گردید بلافاصله قبل از آنکه در مال زکوی تصرف کنند، اول زکات آن را جدا می کنند و به مستحقین می رسانند با انجام این وظیفه سبب استحکام بنای جامعه و موجب نزول برکات می گردند، در این هنگام است که خداوند متعال خشنود می شود و دریچه رحمت و نعمت را بر بندگانش می گشاید و برکتی به آنها عطا می فرماید که نهایت و پایان نخواهد داشت.

به امید آن روز که مسلمانان با درک حقایق اسلام و عمل به دستورات آن، به کمال انسانی و برکات مادی و معنوی برسند.

با کمال تأسف باید اعتراف کنیم: در این روزگار، به جای برکات مضاعف، سلب برکات در جامعه رو به افزایش است، چرا که جنایات و عصیان بشر رو به افزایش است، زیرا بی تقوایی ها و منع زکات ها و ارتکاب معاضی و گناهان، قطعاً برکات را از بین می برد.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: قال اذا ظهرت الجنایات ارتفعت البرکات (۴۰) هرگاه گناهان بزرگ آشکار و علنی گردد، برکات (از میان جامعه) می رود.

برکات در سایه زکات:

درخت ایمان و تقوی شاخه هایی دارد، همچون نماز و روزه و حج که یک شاخه اش زکات است. قطعاً هر کس زکات بدهد رستگار می شود و برکات آسمان و زمین نصیب او می گردد، کمالیکه اگر بخل ورزد و از پرداخت زکات خودداری کند مستحق عذاب و سلب برکات می شود.

در آیات قرآنی به سرگذشت اقوامی همچون قوم هود، صالح، شعیب و نوح برمی خوریم که دراثر فساد و بی ایمانی به چه سرنوشت شوم و زشتی گرفتار شدند، تفکر در این سرگذشت ها به قدر کافی برای ما عبرت انگیز است. که عمل نکردن به یک دستور الهی چه زندگی نکبت باری را به دنبال خواهد داشت تا چه رسد به طغیان و سرکشی از عبودیت پروردگار عالم.

کشاورزانی که گندم های زکات نداده را به سیلوها تحویل می دهند. سپس آرد و نان از آن تهیه می شود، وضیع و شریف شهر نشین و ده نشین آن را مصرف می کنند آیا کمترین اثر آن این نیست که حضور قلب را از بین می برد و دعا مستحباب نمی شود؟

در حالی که اگر مردمی که در این شهرها و بخش ها و روستاها زندگی می کنند، به جای بخل، فساد و تکذیب آیات پروردگار، ایمان و تقوی پیشه می کردند و در پرتو ایمان و عمل صالح به مستمندان احسان می نمودند و احکام قرآن را برنامه زندگی خود قرار می دادند، نه تنها رابطه آنها با پروردگارشان قطع نمی شد و مورد خشم و مجازات قرار نمی گرفتند، بلکه از نعمات و برکات الهی متنعم و بهره مند می شدند، در گفتاری از امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می خوانیم که خداوند زکات را سبب فراوانی روزی (بندگانش) قرار داده است. و الزکاه تسبیباً للرزق (۴۱) آری در پرتو زکات، سعادت و خوشبختی، و برکت و گشایش در زندگی است.

برکات اجتماعی زکات:

در روایات اهل بیت (علیه السلام) ثمرات و فواید فراوانی برای فریضه زکات بیان شده برخی از آنها را بر می شمریم:

۱- حضرت امام رضا (علیه السلام) در باب علت تشریع زکات فرمود است:

عله الزکاه من اجل قوت الفقراء و تحصیل اموال الاغنیاء لان الله تبارک و تعالی کلف اهل الصحه القیام بشأن اهل الزمانه و البلوی کما قال عزوجل: لتبلون فی اموالکم اخراج الزکاه و انفسکم(۴۲) بتؤطین الانفس مع الصبر (۴۳)

زکات از آن جهت تشریع شده که قوت فقراء تأمین می شود و سبب تحصیل اموال برای اغنیاء می گردد. همانا خداوند تبارکت و تعالی آنان را که در ناز و نعمت و خوشبختی و سلامتی به سر می برند، موظف کرده که به زندگی فلاکت بار زمین خوردگان و مصیبت دیدگان اجتماع سرکشی کنند و از حال و روزگار سیاه آنان دلجویی نمایند.

خداوند فرمود: شما در مال و جانتان (در همین جهان) آزمایش می شود (اصلاً جهان برای بندگان خدا صحنه آزمایش است با داشتن و نداشتن مال آزمایش می شوند) زکات یک نوع امتحان است زیرا دادن مال در راله خدا صبر و مقاومت می خواهد، همانطور که هنگام بلا و مصیبت امتحان دیگری است برای انسان.

حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در حدیث مذکور، فلسفه اجتماعی وجوب زکات را دو چیز بیان فرموده است:

اول: تأمین زندگی فقراء و آسیب پذیران جامعه.

دوم: زیاد شدن اموال اغنیاء.

خداوند متعال متمکنین را مکلف فرموده که به حال افراد بی نوا و زمین گیر و مصیبت زده توجه کنند. تا در آزمایشگاه ایمان روسفید بیرون آیند، چنانچه در قرآن مجید آمده خدا شما را با دادن زکات اموالتان و بردباری و آرامش روحی، هنگام بلا و گرفتاری آزمایش می کند

قال الراوی سمعت ابا الحسن (علیه السلام) یقول: انما وضعت الزکاه قوتاً الفقراء و تو فیراً لاموال الاغنیاء(۴۴) را وی گفت: شنیدیم حضرت ابی الحسن (علیه السلام) می فرمود: زکات موجب روزی فقراء و فراوانی ثروت اغنیاء می باشد.

رابطه زکات و برکات الهی در اجتماع:

هنگامی که مؤمنین به فریضه زکات و عمل به آن پای بند پاشند و به این دستور قرآنی عمل کنند. برکات مادی و معنوی فراوانی نصیب جامعه می شود و آثار فزاینده آن در اجتماع پیدار می گردد. به گونه ای که خداوند برکات آسمان و زمین را از هر سو به آنان عطا می کند.

بهره مند شدن از برکات زمین و آسمان در گرو ایمان و تقوی و عمل به دستورات الهی است. عمل به فریضه زکات یکی از نشانه های ایمان و تقوی است و رابطه مستقیم بین ایمان و تقوای و نزول برکات می باشد همانگونه که در آیه شریفه خواندیم و لو ان اهل القری امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من اسماء و الارض (۴۵) مردمی که در شهرها و آبادی ها زندگی می کنند اگر ایمان آورند و با تقوی شوند درهای رحمت و برکات آسمان و زمین را برای آنان می گشاییم.

این حقیقت که زکات و انفاق در راه خدا موجب برکت و فزونی مال می شود و دارای اجرا و پاداش فراوان می باشد جای انکار نیست، قرآن کریم این مطلب را با صراحت بیان فرموده است:

مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبه انبتت سبع سنابل فی کل سنبله ماه حبه و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم (۴۶)

کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، مانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد، خداوند همین را هم برای هر کس که بخواهد (و شایستگی داشته باشد) مضاعف می گرداند.

شاید تعجب آور باشد که چگونه از یک دانه گندم مثلاً هفت خوشه و در خوشه صد دانه گندم به عمل آید. صاحب تفسیر مجمع البیان مرحوم طبرسی به این نکته اشاره کرده و آن را تأیید نموده تفسیر المیزان عملاً به بار نشستن هفتصد دانه از یک دانه گندم را تحقیق پذیر می داند، همانطور که قرآن این واقعیت را بیان فرموده و قابل تردید ندانسته است.

این همان برکتی است که خداوند در چیز کم قرار داده و به آن فزونی عطا می کند. در کشاورزی تجربه نشان داده و در جایی که با اسلوب صحیح، بذر سالم و اصلاح شده در زمین مناسب کشت شود بیش از هفتصد دانه و دو برابر هم می توان برداشت کرد چند سال قبل که سال پربارانی بود، در مطبوعات این خبر انتشار یافت که در نواحی شهرستان بوشهر در پاره ای از مزارع ساقه های گندم بسیار بلند و پر خوشه دیده شد که گاهی در یک بوته در حدود چهارهزار دانه گندم وجود داشت و این خود می رساند که تشبیه قرآن یک تشبیه کاملاً واقعی است.(۴۷) قابل ذکر است که آیه شریفه عمومیت دارد و هر گونه انفاق واجب و مستحب در راه خدا را در بر می گیرد، زکات دادن از بارزترین مصادیق انفاق در راه خداست. کسانی که در راه خدا به مستمندان کمک می کنند اگر چه با دادن زکات واجب باشد، خداوند به آنان پاداش مضاعف می دهد.

قرآن کریم این حقیقت را در سوره روم آیه ۳۹ بیان کرده است: و ما اتیتم من زکاه تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون

آن چیزی که به عنوان زکات می دهید تنها خشنودی خدا را در نظر دارید (نزد خداوند صاحب پاداش بزرگ) و اجر مضاعف می باشید.

نکته قابل توجه، کلمه مضعفون در آیه، معنی اسم در آیه، معنی اسم فاعل (مضاعف کننده) را نمی دهد، بلکه به معنی صاحب اجر و پاداش چندین برابر است. چنانچه گفته شده رجل مقو یعنی مرد خیلی نیرومند و رجل مو سر یعنی صاحب ثروت فراوان (۴۸)

راغب در مفردات گفته: هر گاه کسی بگوید اضعفت الشی ء و ضاعفته معنایش تنها دو برابر نیست بلکه چندین برابر را هم شامل می شود. (۴۹)

زکات موجب فراوانی نعمت می شود:

فی وصیه الباقر (علیه السلام) لبحابر الجعفی: الزکاه تزید فی الرزق (۵۰)

در وصیت امام باقر (علیه السلام) به جابر جعفی آمده است که: زکات روزی را زیاد می کند.

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله): لا تزال امتی بخیر ما تحابوا و تهادوا ادوا الامانه و اجتنبوا الحرام و قروا الضیف و اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه فاذا لم یفعلوا ذالک ابتلوا بالقحط والسنین. (۵۱)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموده: امتم پیوسته به خیر و سعادتند مادامی که به یکدیگر محبت و احسان کنند و امانت دار باشند و از کارهای ناشایست اجتناب نمایند و از مهمان پذیرائی کنند و نماز بپا دارند و زکات بدهند، هرگاه به این ها عمل نکنند، به خشکسالی و کمیاب شدن ارزاق عمومی گرفتار می شوند.

همانطور که پرداختن زکات سبب برکات و فراوانی نعمت می شود نپرداختن آن هم عکس العمل شدید دارد منشأ و آثار مسوء بسیار می شود که سلب برکت و کمبود نعمت یکی از آنهاست.

امام باقر (علیه السلام) می فرماید: در کتاب (جدم) علی (علیه السلام) یافتم، هرگاه از زکات جلوگیری کردند، زمین برکتش را دریغ می کند و برکت از زراعت، میوه و معادن به طور کلی برداشته می شود. (۵۲)

اذا منعوا الزکاه منعت الارض برکتها من الزرع و الثمار و المعادن کلهاقال امیرالمؤمنین (علیه السلام) ان الله یبتلی عباده عند الاعمال السیئه بنقص الثمرات و حبس البرکات (۵۳)

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده: تحقیقاً خداوند بندگانش را گاهی که کارنامه زشت ارائه کنند، به کاهش میوه ها، بازداشتن برکات و منع خیرات (و بستن خزائن خیرات) دچار و گرفتارشان می کند.

برکات اجتماعی زکات:

عن الحسن بن علی (علیه السلام) قال: ما نقصت زکاه من مال قط امام حسن (علیه السلام) فرمود: زکات، سرمایه را هرگز کاهش نمی دهد، با پرداختن زکات نه تنها کمبود و نقصائی در مال پدید نمی آید بلکه از اطراف و اکناف جهان از در و دیوار، برکات و نعمات الهی بر مردم می بارد، درهای رحمت گشوده می شود، روند زندگی جامعه به سمت و سوی روشنایی شتاب می گیرد و آثار سعادت و خوشبختی و در اجتماع پدیدار می گردد.

برکات و آثار اجتماعی زکات:

۱- پرداخت زکات زندگی را شیرین و سعادتمندانه می کند.

۲- با پرداخت زکات مال، زمین برکت خود را ظاهر می نماید.

۳- ادای زکات، امانت خداست، خداوند متعال امر فرموده، امانت را به صاحبش بدهید.

۴- ادای زکات، سپاسگزاری از نعمت خداوند منان است.

۵- پرداخت زکات، آینده درخشان و فراوانی ارزاق عمومی را نوید می دهد.

۶- پرداخت زکات، ملاطفت و مهربانی به ناتوانان و وزیر دستان است.

۷- ادای زکات، تقویت فقراء و هم بستگی با آنان است.

۸- ادای زکات، حفظ اعتقادات فقراء و حفظ اموال اغنیاء می باشد.

۹- پرداختن زکات، غضب خدا را از بین می برد.

۱۰- پرداختن زکات موجب رستگاری فرد و اجتماع است.

۱۱- زکات پل اسلام است.

۱۲- زکات قوت فقراء و توانمندی ثروتمندان است.

۱۳- زکات، چرک مال است. چرک را از بدن و مال باید دور کرد.

۱۴- زکات، تنگدستی و فقرا را برطرف نموده، عمر را طولانی می کند.

۱۵- زکات، هفتاد نوع بلا را از انسان دور می نماید.

۱۶- زکات، موجب استحکام و وحدت مسلمین است.

۱۷- پرداخت زکات، عدالت اجتماعی را تحقیق می بخشد.

۱۸- زکات، روزی را بیمه می کند

۱۹- زکات، اتلاف مال نیست.

۲۰- زکات، برکت می آورد و بلا را می برد.

۲۱- زکات، جزیه نیست.

آثار معنوی:

۲۲- اغنیاء از دیده چهره رنجور فقراء به یاد فقر و بیچارگی آخرت می افتند . دیدن این منظره سبب موعظه و عبرت آنان می شود.

۲۳- ترغیب دولتمندان به شکر و سپاس خداوند متعال است به خاطر اموالی که خدا به آنان عطا فرموده، که می توانند موفق به کارهای خیر مانند زکات، صله رحم و عیادت بیماران گردند.

۲۴- با تضرع و دعا از خدا می خواهند مانند تهی دستان مبتلا به فقر نگردند و زندگی شان دچار سرگردانی و تباهی نشود.

این آثار اجتماعی و معنوی زکات، اندکی از بسیار است و شرح و بساط آن را می توان در کتاب های مفصل همچون بحارالانوار و جواهرالکلام ملاحظه فرمائید.

در پایان این بحث داستان جالبی از شهید محراب آیه الله دستغیب قدس سره نقل می شود:

زکات آفات را از زراعت دفع می کند:

جناب حاج مرادخان حسن شاهی ارسنجانی نقل کردند، در سالی که بیشتر نواحی فارس به آفت ملخ مبتلا شده بود، به قوام الملک خبر دادند که مزارع شما در اطراف شهرستان فسا به واسطه ملخ از بین رفته، قوام گفت باید خودم ببینم، به اتفاق ایشان و مرحوم بنان الملک و چند نفر دیگر از شیراز حرکت کردیم. چون به مزارع قوام رسیدیم دیدیم تماماً خوراک ملخ گردیده به طوری که یک خوشه سالم نمانده همین طوری که می رفتیم و تماشا می کردیم. به قطعه زمینی رسیدیم که تقریباً وسط مزرعه بود، دیدیم محصول آن سالم و یک خوشه اش هم مورد حمله واقع نشده در حالی که محصول زمین های چهار طرف آن به کلی از بین رفته بود.

قوام پرسید در این زمین چه وقت بذر پاشیده اند و متعلق به کیست؟! گفتند فلان شخصی که در بازار پاره دوزی می کند، گفت می خواهم او را ببینم به من گفتند او را بیاور، رفتم او را دیدم و گفتم آقای قوام تو را طلبیده، گفت من با آقای قوام کاری ندارم اگر او با من گار دارد بیاید هر طور بود با خواهش و التماس او را نزد قوام آوردیم، قوام از او پرسید فلان زمین بذرش از تو است و تو کاشته ای؟

گفت: بلی، قوام پرسید چه شده که ملخ همه زراعت ها را خورده جز مال تو را؟ گفت اولاً من مال کسی را نخورده ام تا ملخ مال مرا بخورد، و ثانیاً من همیشه زکات آن را سر خرمن خارج می کنم و به مستحقیق می رسانم و مابقی را به خانه ام می برم، قوام الملک او را آفرین گفت (۵۴) و از حالش سخت در شگفت شد.

زکات و اضاضه غیبی:

داستان کربلایی کاظم ساروقی فراهانی را بیشتر روحانیون و مؤمنین شنیده اند که در اثر افاضه غیبی، دفعتاً حافظ کل قرآن کریم گردید در حالی که سواد خواندن و نوشتن نداشت، واقعه بهت انگیز و اعجاز گونه کربلایی کاظم در روزنامه ها و مجلات وقت مانند اطلاعات، کیهان، مجله آسیای جوان، سالمنامه نور دانش و روزنامه ندای حق در سال های ۱۳۳۲ – ۱۳۳۴ – ۱۳۳۵ درج گردید و مراجع تقلید همچون آیه الله العظمی بروجردی قدس سره و آیه الله عظمی صدر قدس سره قضیه کربلایی کاظم را با امتحان حضروری و با اعجاب تأیید فرمودند.

نگارنده در جلسه ای که جمعی از علماء و بزرگان از روحانیت از جمله مرحوم آیه الله حاج شیخ مرتضی حایری یزدی اعلی الله مقامه تشریف داشتند حضور داشتم. در آن جلسه، علماء از کربلایی کاظم آزمایش های مختلف و دقیق به عمل آوردند و همگی تصدیق کردند بر اینکه نامبرده تسلط کامل به حفظ تمام آیات قرآن دارد و موجب شگفتی همگان گردید تا آنجا که بعضی از علماء (مرحوم آقای تربتی واعظ) آیاتی را جابجا کرد و کنار هم گذاشت و به کربلایی کاظم ارائه داد فوراً گفت این آیه مربوط به فلان سوره و آیه دیگر در سوره اعراف است، به هر حال داستان کربلایی کاظم یک حقیقت روشن بود و مورد قبول خاص و عام قرار گرفت، بنده ایشان را در آن شب به حجره خود در مدرسه فیضیه مهمان کردم، برای استفاده بیشتر، چگونگی داستانش را جویا شدم و مشروحاً بیان کرد از جمله فرمود: من در ساروق کشاورزی می کنم، هر سال که محصول گندم را به دست می آورم، سر خر من زکات آن را جدا کرده و از همان جا به مستمندان می رساندم و این کرامت الهی می تواند نتیجه عمل به فریضه زکات باشد. بار الها ما را از مؤمنین و عاملین به دستورات الهی قرار بده، از برکات عمل به فرائض دینی نور ایمان و تقوای در قلوب ما بیافکن، توفیق بندگی خالص و ترک گناه به ما مرحمت فرما.

پی نوشتها:

  1. سوره انبیاء/ ۵۰
  2. انعام / ۹۲٫
  3. انعام / ۵۹
  4. سوره مریم آیه ۳۰
  5. سفینه البحار (برک)
  6. سفینه البحار (برک)
  7. سفینه البحار (برکت)
  8. شعرا، ۲۱۴٫
  9. مشروح روایت را علامه امینی قدس سره در جلد ۲ الغدیر ص ۲۷۸، از تاریخ طبرسی نقل کرده است از جمله روایاتی است که بر خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بعد از رسول الله (صلی الله علیه وآله) دلالت دارد و در پایان حدیث آمده است: پیامبر در حالی که دست به شانه علی (علیه السلام) گذاشته بود به حاضرین خطاب کرد: ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعواله و اطیعوا: این (علی) برادرم و وصی و جانشین من است در میان شما شخن او را بشنوید و از او پیروی کنید. همگی به سخنان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خندیدند، و به ابوطالب (پدر امیرالمؤمنین (علیه السلام)) گفتند: محمد به تو فرمان می دهم که پسرت هر چه می گوید: باید بشنوی و اطاعت کنی.
  10. امالی صدوق مجلس ۴۲۳٫

۱۱٫صحیفه سجادیه / ۲۰۰

  1. بذله: لباس کار بذل الثوب و ابتذله، لبسه فی اوقات الخدمه. مجمع البحرین (بذل)
  2. صحیفه سجادیه /۱۹۵
  3. سوره ملک / ۲

۱۵٫مفاتیح الجناح /۴۵

  1. صحیفه سجادیه /۱۹۵
  2. شرح و تفسر دعاء مکارم الا خلاق / ۱۰۴٫ خطیب گرانمایه و دانشمند، فلسفی.
  3. سوره هود، آیه ۱۱۲
  4. حضرت نامه را به عثمان بن حنیف انصاری که از کارگزاران مولا در بصره بودند نوشته است.

۲۰٫نهج البلاغه بخش نامه ها / ۹۶۵

  1. پیشین.

۲۲٫سوره ابراهیم / ۲۶

  1. صحیفه / ۱۹۵

۲۴٫مفاتیح الجناح دعای ایمام هفته.

  1. سوره فاطر / ۶
  2. اصول کافی، ج ۴ ص ۴۸
  3. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۳
  4. سوره نحل، ص ۹۷
  5. تحف العقول، ص ۴۸۳
  6. نهج البلاغه فیض الاسلام کلمه ۱۰۹
  7. سوره صف / ۱۰ و ۱۱
  8. سوره ال عمران /۱۰۲
  9. نهج البلاغه، خطبه.
  10. خطبه ۱۸۱ ص ۵۹۳
  11. کافی، ج ۲، ص ۲۷۵
  12. دعاء سمات مفاتیح الجنان: ۱۳۲
  13. پیشین
  14. سوره اعراف / ۹۶
  15. نهج البلاغه / ۶۳۶
  16. پیشین
  17. شرح دعای مکارم الاخلاق، ج ۳، ص ۲۷۷ به نقل از غرر الحکم /۳۳
  18. نهج البلاغه فیض الاسلام / ۱۱۹۷ – مجمع البیان ج ۴ / ۳۰۶
  19. سوره آل عمران /۱۸۶
  20. علل الشرایع، ج ۲ / ۵۷ – بحارالانوار، ج ۹۳/۱۸
  21. علل الشرائع، ج ۲/۵۷ در بعضی نسخه ها توفیراً لاموالهم آمده بحاالانوار ج ۹۳/۱۸
  22. سوره اعراف / ۹۶
  23. بقره / ۲۶۱
  24. تفسیر نمونه، ج ۲ ص ۲۳۵
  25. تفسیر مجمع البیان ج ۴/۳۰۶ و مجمع البحرین ضعف.
  26. مفردات راغب ضعف و صحاح اللغه (ضعف)
  27. بحارالانوار، ۹۳/۱۴
  28. همان مأخذ و عیون الاخبار، ج ۲/۲۹
  29. علل الشرائع، ج ۲ ص ۲۷۱
  30. نهج البلاغه، ص ۴۳۳، خطبهخ ۱۴۳

نویسنده : احمد محسنی گرکانی (زکات برای همه)

منبع: مرکز اطلاع رسانی غدیر.

مدیریت اقتصاد خانواده

همان طور که در خانواده، والدین باید مدیریت عاطفی، روانی و اجتماعی را برای ایجاد روابط دوستانه و رسیدن به تکامل خانواده به عهده گیرند و عمل کنند، باید بر دخل و خرج خانواده نیز مدیریت کنند. اهمیت مدیریت صحیح اقتصادی در خانواده می‌تواند موجب استحکام بنیان خانواده و کاهش تنش‌ها و مشکلات خانوادگی شود.

پدر و مادر، در خانواده نقش اساسی را در امور مالی و کاهش مشکلات اقتصادی دارند. بسیاری از جامعه شناسان اعتقاد دارند، زنان به دلیل دقت نظر در اداره کردن امور مالی خانواده از موفقیت بیشتری برخوردارند.

مدیریت اقتصادی خانواده در شرایط عادی باید بر اساس میزان درآمدهای یکی از اعضای خانواده و هزینه‌ها تنظیم شود. خانواده بر اساس شرایط حال تصمیم‌گیری کند و در مدیریت اقتصادی جایی نیز برای پس‌انداز در نظر بگیرد.

این نوع مدیریت نشان از آینده‌نگری خانواده دارد و معمولاً دچار مشکلات مالی و اقتصادی نمی‌شود و در برابر مشکلات و عوامل پیش‌بینی نشده اقتصادی مقاومت می‌کند.

در حال حاضر، به دلیل تجمّل‌گرایی، مخارج اضافه، نداشتن قناعت و صرفه‌جویی و الگوهای مصرف نامناسب، نیمی از خانواده‌ها با سه شیفت کار کردن نمی‌توانند هزینه‌های زندگی را تأمین کنند. این خانواده‌ها در مدیریت اقتصادی خانواده مشکل دارند و فرهنگ قناعت و صرفه‌جویی در این خانواده‌ها بسیار کمرنگ است.

باید در خانواده، صرفه‌جویی و درست مصرف کردن و به آنچه داریم راضی باشیم، فرهنگ سازی شود. فرهنگ مصرف صحیح، موجب آرامش، شادابی و نشاط خانواده می‌شود و بسیاری از خانواده‌ها با وجود امکانات مالی خوب، امّا افسرده، مضطرب و از هم گسیخته هستند.

آنان باید با آموخته‌های مذهبی از تجمّل‌گرایی و مصرف‌زدگی که هزینه‌های خانواده‌ها را افزایش داده است، مبارزه کنند. آمارها نشان می‌دهد ۸۰ درصد هزینه‌های زاید خانواده‌ها، به دلیل تجمّل‌گرایی و چشم و هم چشمی‌هاست.

بنابراین اقتصاد خانواده را باید بر اساس داشته‌ها و درآمدها برنامه‌ریزی کرد، نه بر اساس خواسته‌ها. خداوند متعال در آیه ۲۷ سوره بنی اسرائیل در خصوص اسراف‌کاران می‌فرماید:

«اسراف مکن و مال خودت را پراکنده مساز، به درستی که اسراف‌کنندگان، برادران شیطانند و شیطان، کفرکننده پروردگار است.»

حضرت علی(علیه السلام) فرموده‌اند: « زیاده‌روی و اسراف مکن، زیرا بخشش اسراف‌کار، مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحّم واقع نمی‌شود و اسراف و زیاده‌روی، موجب نابودی مال و ثروت و از بین رفتن برکت و مقدّمه فقر و تنگدستی است.»

منبع: جمیله مهدوی‌نیا؛ روزنامه اطلاعات

اقتصاد در خانواده (۲)

مصرف در خانواده

«از امام رضا(علیه السلام) درباره چگونگی خرج در خانواده جویا شدم. آن حضرت فرمود: «حد وسط» بین دو روش مکروه و ناپسند، . . . [بین] زیاده روی و سخت‌گیری. »(۱)

روش صحیح مصرف در خانواده چگونه می‌باشد؟

برای داشتن مصرف صحیح، برنامه‌ریزی اقتصادی لازم است. از آنجا که مصرف برای تأمین نیاز می‌باشد و نیازها هم هر روز تنوع و تعدد بیشتری می‌یابد و از طرف دیگر منابع درآمدی خانواده محدود می‌باشد، باید نیازها را طبقه بندی و تعیین اولویت کرد تا بین درآمد و هزینه‌ها ایجاد تعادل شود.

اولویت‌های مصرف و مخارج خانواده

از یک دیدگاه، نیازها دو گونه‌اند: نیازهای واقعی و نیازهای غیر واقعی و جعلی. به عبارتی، برخی از نیازها برخاسته از وضعیت طبیعی وجود انسان است مثل نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش و بهداشت، تفریح و سرگرمی، مسافرت، رفت و آمد و مصاحبت با دیگران و برخی دیگر نیازهایی است که انسان برای خودش ایجاد و جعل می‌کند مثل نیاز به سیگار و یا وقتی برای گذران زندگی یک خانواده ۳-۴ نفری یک خانه ۱۰۰ متری کافی است به دلیل چشم و هم چشمی احساس نیاز به یک خانه ۳۰۰ متری می‌شود که تازه باید با انواع و اقسام وسایل و مبلمان هم آراسته شود.

انسان نمی‌تواند بدون برآوردن نیازهای طبیعی و خواسته‌های مادی(در حد معقول و متعادل) زندگی مطلوب و معنوی خود را تأمین کند، لذا در اسلام تلاش مرد برای تهیه معاش خانواده و تأمین سلامتی و آبروی آنها ستوده شده است. مثل سخن شریف امام کاظم(علیه السلام) که می‌فرمایند: «هر کس روزی را از راه حلال، برای خود و خانواده‌اش فراهم آورد، مانند مجاهد در راه خدا است. »(۲)

چه خوب و نیکو است که زن و شوهرهای جوان از آغاز زندگی با همفکری و گفتگو برای وضعیت اقتصادی آینده ی خود برنامه‌ریزی داشته باشند تا بتوانند بهتر بر مشکلات اقتصادی فائق شوند و رفاه نسبی برای خود فراهم نمایند وحتی بیشتر از آن بتوانند به دیگران هم کمک کنند. در برنامه‌ریزی اقتصادی ابتدا باید:

۱-با تعیین هدف، اطلاعات لازم را جمع‌آوری کرد.

۲-بودجه خانواده با پیش‌بینی نمود.

۳-راههای مختلف برای اجرایی نمودن بودجه خانواده در نظر گرفت.

هدف کلی در برنامه‌ریزی اقتصادی، داشتن خانواده‌ای سالم و موفق از نظر جسمانی ـ روانی می‌باشد. خانواده‌ای که اعضای آن از نظر رفتار اقتصادی عاقلانه و سنجیده و با حفظ تعادل بین دخل و خرج با آبرومندی و دور از افراط و تفریط، عمل نمایند. لذا گام اول جمع‌آوری اطلاعات است و برای این امر هم مهمترین کار یادداشت نمودن هزینه‌ها و درآمد خانواده است. با اینکار علاوه بر مشخص شدن هزینه‌های انجام شده، امکان تحلیل و بررسی آنها فراهم می‌شود. تعیین اینکه

مهمترین رقم مخارج مربوط به کدام خرید و تا چه اندازه ضروری و حیاتی بوده، کمک بزرگی برای برنامه‌ریزی بودجه خانواده می‌باشد. در واقع با نوشتن مخارج و حساب و کتاب کردن‌ها، خانواده متوجه می‌شود اگر بی جهت پول صرف مخارجی گردیده که باید نمی‌شد در آینده از خرج آن جلوگیری کند.

چنانچه درآمد خانواده با مخارج موازنه ندارد نحوه خرج کردن درآمد بایستی تغییر کند، تا با تغییر هزینه و کمترین فشار به خانواده، کمترین احساس محرومیت از مصرف کالاها و خدمات فراهم شود. علاوه بر این از حسابها می‌توان به عنوان اسنادی برای قانع کردن افراد مخالف در خانواده استفاده نمود تا مانعی برای زیاده روی آنها باشد.

اگر خانواده دارای اصافه درآمد باشد، بهتر است که آن را پس انداز نماید و یا آن را با روش صحیحی سرمایه‌گذاری نماید تا سود بازگشتی بیشتری را نصیب خانواده نماید و یا در مسیر سالمی به دیگران کمک گردد. بهر حال اضافه درآمد صرف ریخت و پاش و اسراف نشود. در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شده است که ایشان فرمودند:

«(از جمله نشانه های) مردانگی شکوفاسازی مال است. »(۳)

امام رضا(علیه السلام): «خدای متعال هیچ خوردنی و پوشیدنی را جایز نکرد مگر آنچه که در آن سود و صلاح است وهیچ چیز را منع نکرده است مگر آنچه که در آن زیان و نابودی و تباهی است. پس هر چه سودمند و توانبخش جسم باشد و به بدن آدمی نیرو بدهد، حلال است. . . »(۴)

از مهمترین نیازهای انسان، نیاز به خوراک به معنی اعم آن شامل آب، غذا، میوه، . . . می‌باشد. نیاز انسان به غذا و آب چنان زیاد است که بدون آن بیش از چند روزی را نمی‌تواند زنده بماند. لذا اولویت اول در تأمین نیازهای مادی، تأمین نیازهای غذایی است که باید بدون افراط و تفریط به آن پرداخته شود چنان که امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند:

«اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت می‌کردند، بدن‌هایشان پایدار می‌ماند»(۵)

بدون غذای سالم، زنده ماندن امکان ندارد. برای فعالیت‌های مختلف بدن در سنین کودکی و جوانی و پیری به مواد غذایی گوناگونی نیاز است که عمدتاً به ۴ گروه اصلی تقسیم می‌شوند که عبارتند از: پروتئین‌ها، ویتامین‌ها، قندها و چربی ها. البته می‌توان در برخی شرایط جایگزین‌هایی را در سبد غذایی خانواده قرار داد مثلاً در مصرف گوشت می‌توان از سویا و یا قارچ استفاده کرد و به جای مصرف برنج و نان، سیب زمینی یا ماکارونی را به کار برد.

در مورد نگهداری مواد غذایی باید توجه داشت که مواد غذایی عمدتاً به دو گروه می‌توان نگهداری کرد، درجه یخچال باید بین ۱ الی ۴ درجه سانتی گراد باشد تا فعالیت میکروب‌ها را کند نماید. دمای فریزر معمولاً حدود ۲۰- درجه سانتی گراد می‌باشد.

در مورد استفاده از یخچال و فریزر به نکاتی باید توجه نمود:

۱- بیش از حد معمول و ظرفیت آن پر نشود.

۲- درب آنها بیش از مدت لازم باز نماند و زود بسته شود تا گرما وارد نشود.

۳- ذوب کردن یخ یخجال به طور منظم موجب خنک شدن و کاهش مصرف برق می‌شود.

۴- از کنار هم چیدن و چسباندن مواد غذایی پرهیز شود چون باعث اختلال در جریان گردش هوا و افزایش مصرف برق می‌شود.

۵- غذاهای در معرض فساد را بایستی در قسمت‌های بالایی یخچال که سردتر است نگهداری نمود.

در مورد غذاهای فاسد نشدنی، باید توجه نمود که اگر انبار مناسبی برای نگهداری آنها در خانه باشد می‌توان برای مصرف چند ماه یکجا خرید. مثلاً غلات و حبوبات را می‌توان در ظروف سربسته که به طور کامل هم پر شده باشد نگهداری کرد. برنج را تا ۱۰% وزن آن می‌توان نمک زد و با آن به خوبی مخلوط نمود تا نمک رطوبت موجود در محیط را جذب کند و حشرات نتوانند در آن رشد نمایند.

در مورد نگهداری سبزیحات و میوه‌ها باید سعی نمود که از یخ زدگی، پژمردگی و پلاسیدگی و سبز شدن آنها جلوگیری نمود. روش خشک کردن از بهترین روشهای نگهداری طولانی مدت سبزیجات و میوه‌ها است. فریز کردن(۶) هم روش دیگری است ولی عملاً ارزش غذایی مواد خشک شده بالاتر از مواد یخ زده است. به خصوص آنکه اصل در طبیعت انسان و سلامتی او آن است که غذای فصل و تازه را بخورد و هر چه غذا به طبیعت اصلی خود نزدیکتر باشد و از سرخ شدن و فریز شدن و دوباره آماده و گرم شدن حفظ شود مواد غذایی آن بیشتر و با کیفیت تر است.

برای رفع انجماد گوشت باید سعی داشت که خونابه کمتری از آن خارج شود(چون خونابه‌ای که از آن خارج می‌شود دارای مقدار زیادی ویتامین و املاح و پروتئین‌های محلول است). انجماد در فریزر سریع انجام شود زیرا گوشت بعد از ذوب شدن به میکروب‌ها بسیار حساس است و لذا زود باید مورد استفاده قرار گیرد. برای پخت گوشت باید از حرارت ملایم استفاده کرد تا گوشت به خوبی نرم و آبدار شود، زیرا حرارت بالا سبب سفتی گوشت می‌شود. برای چرخ کردن گوشت باید از ماشین تمیز و خشک استفاده شود.

موارد دیگری که در اولویت مصرف مواد غذایی قرار دارند چنین می‌باشد:

۰۱ تغذیه زنان باردار باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. این کار در درازمدت به نفع خانواده خواهد بود. تغذیه خوب علاوه بر تأثیر مثبتی که بر زایمان دارد، موجب رشد کامل جنین خواهد شد و از آنجا که پیشگیری مقدم بر درمان است از هزینه‌های گزاف بیماری‌های احتمالی مادر و نوزاد بعد از زایمان و نیز تغذیه نوزاد با شیرخشک جلوگیری خواهد کرد.

۰۲ تغذیه صحیح کودکان در سنین بلوغ(به خصوص دختران) عامل مهمی در صرفه‌جویی‌های درازمدت بهداشتی و درمانی و دورانهای بزرگسالی و پیری آنها خواهد بود.

۰۳ بیماران و سالخوردگان هم در اولویت تغذیه‌ای قرار دارند. تغذیه خوب، دوران درمان بیماران را کاهش می‌دهد و تغذیه مناسب سالخوردگان مانع ضعیف و بدتر شدن وضع آنها می‌شود.

معمولاً صاحبان کالا و تجارت پیشگان برای فروش کالاهای خود تبلیغات وسیع و پر جاذبه‌ای انجام می‌دهند، هم چنین بسته بندی زیبا و رنگارنگ کالاها که در طبقات مغازه‌ها و سوپر مارکتها بر روی هم چیده شده عامل مهمی برای مصرف بیشتر و بیشتر خانواده‌ها شده است. ولی اولیاء خانواده به خصوص «زنان»نقش مهمی را در ایجاد و حفظ یا از بین بردن یک عادت غذایی خوب یا بد دارند، در خرید و مصرف کالاهای تغذیه‌ای به شدت باید مراقب بود که فریب زرق و برقهای ظاهری را نخورده و به درصد تغذیه‌ای و بهداشتی کالا توجه نمود. مصرف غذاهایی چون کالباس، سوسیس، همبرگر و کلاً گوشت‌های مخلوط و هم چنین چیپس‌ها و پفکها از جانب هیچ کارشناس تغذیه‌ای توصیه نمی‌شود و برای مصرف کالاهایی مثل شکلاتها، شیرینی‌ها و نوشابه‌های صنعتی باید محدودیت قائل شد.

۰۵ در مدیریت آگاهانه ی خانواده، خرید مواد غذایی به مقدار لازم و کافی انجام می‌شود. به خصوص در میهمانی‌ها لازم است دقت شود که به عنوان میهمان به اندازه و درست غذا بخوریم و به عنوان میزبان نیز بیش از اندازه و با تنوع زیاد غذا تهیه نکنیم، این مسأله علاوه بر صرف هزینه ی مادی و زمانی بیشتر، برای سلامتی هم مضر است و چنانچه غذا زیاد آمد با نگهداری صحیح آن در یخچال یا فریزر یا اطعام به نیازمندان از اتلاف آنها جلوگیری کنیم.

می‌توان سالاد و میوه‌های زیاد آمده را در ظروف دردار یا کیسه‌های پلاستیکی در یخچال تا چند روز و غذاهای اضافی را در ظروف محکم دردار تا مدتی در فریزر نگهداری نمود. سالاد را می‌توان از ابتدا بدون سس سرو نمود تا در صورت زیاد آمدن نگهداری آن تا ۲-۳ روز امکان داشته باشد.

۰۶ امروزه که با مشکل تقریباً غیر قابل گریزی به نام «آلودگی هوا»روبرو هستیم، باید مراقب باشیم با مصرف غذاهای چرب، شور و خیلی شیرین احتمال ابتلا به بیماری‌هایی مثل سرطانها، پوکی استخوان، ناراحتی‌های قلب و گوارش را افزایش ندهیم.

۲-۳-پوشاک

«ای فرزندان آدم! برای شما لباس را آفریدیم تا زشتی‌های بدن شما را بپوشاند و زینت شما باشد. »(۷)

لباس، زینت بدن و پوشش و حفاظ آن از سرما و گرما می‌باشد. نعمتی را که خدای لطیف و رحیم به وسیله ی ایجاد مواد اولیه و تهیه و استفاده، آن را در اختیار بشر قرار داده است. لباسهایی از کتان و پنبه و پشم و ابریشم و حریر برای حفظ و زینت بدن، لباسهایی مثل زره که برای دفاع از بدن در مقابل دشمنان است.

باید توجه داشت که بخش دیگری از مصرف خانواده به تهیه پوشاک تعلق می‌گیرد. هر چند که در بخش خوراک به دلیل مصرف دائمی، درآمد پی در پی به مواد غذایی تبدیل می‌شود ولی این سرعت در مورد تهیه ی لباس این گونه نیست. به خصوص در سنین بعد از کودکی و بلوغ که رشد بدن تقریباً متوقف می‌شود، می‌توان لباسها را با مدت زمانی بین چند ماه تا چند سال استفاده نمود.

نکاتی در مورد لباس

۱٫ در نگرش اخلاقی، لباس پوشیدن به قصد تفاخر و خودنمایی مردود شمرده شده است و اصلاً در شأن انسانی که تمام هستی برای او آفریده شده است(۸)نیست که با چند قطعه پارچه و مقداری وسایل زینتی بخواهد بر دیگران فخر بفروشد و مرتبه انسانی خود را خوار نماید و یا از این جهت به دیگران با چشم حقارت بنگرد.

۲ . هر چند که اسراف در پوشاک مثل اسراف در هر امر دیگری صحیح نیست ولی باید دقت نمود که داشتن چند دست لباس برای مصارف مختلف در زندگی، اسراف نیست. چنان چه شخصی از امام کاظم(علیه السلام) سؤال نمود. «انسان دارای ده پیراهن باشد اسراف است؟ فرمودند: نه و این بیشتر موجب نگاه داری لباسهای اوست. لیکن اسراف آن است که لباس آبرومند(و قیمتی) خود را در جاهای کثیف و یا به هنگام اشتغال به کار روزانه و گل و خاک بپوشی. »(۹) لذا لباس متعدد داشتن، خود، نوعی رعایت اقتصاد است، زیرا که اگر یک لباس مدام پوشیده شود زود کهنه و پاره می‌شود و اگر چند لباس باشد و به نوبت پوشیده شود برای زمان بیشتری دوام می‌آورد.

۰۳ شخصیت اجتماعی افراد، معمولاً به نوع لباس آنان ارتباط دارد. افراد جامعه باید به این توجه داشته باشند و لباسی که مایه آبرو و حیثیت اجتماعی است، در هر جا نپوشند و آن را درست نگهداری کنند تا دوام بیشتری داشته باشد و دوباره نیاز به خریدن چنین لباسی پیدا نشود. و از آنجا که برخی از صاحبان عمده ی تجارت مایلند با سوءاستفاده از روحیه تنوع‌طلبی زنان مُد پرستی را ترویج نمایند با خرد ورزی و مدیریت و استفاده صحیح از لباسها، می‌توان از این خطر بزرگ در امان ماند.

۰۴ پوشیدن لباسی که باعث تحریک جنسی شود برای غیر همسر حرام است. پوشیدن لباسهای تنگ و چسبان وبدن نما صحیح نیست. این نوع لباسها از آن جهت که حجم اندامهای جنسی انسان را در معرض دید همگان قرار می‌دهد، باعث می‌شود نگاه دیگران به خصوص جنس مخالف به انسان نگاهی پست و لذت‌جویانه باشد و از حیثیت و ارزش انسان بکاهد.

۰۵ رنگ لباس به خصوص در محیط خانه؛ بهتر است شاد و روشن باشد تا به شادابی فرد و سایر افراد خانواده کمک کند ولی در منظر نامحرم لباس باید از حیث طرح و رنگ به گونه‌ای باشد که جلب نظر نکند. از ظرافت‌های مدیر خانواده، به کارگیری ترکیب شاد و مناسبی از رنگها در محیط خانه و به خصوص در مورد پوشاک است این امر وقتی به کمال می‌رسد که به دور از اسراف و تجمل گرایی باشد.

۰۶ لباس، نباید غصبی باشد و پوشیدن لباس غصبی، حرام است؛ علاوه بر آن؛ چنانچه کسی با لباس غصبی نماز بخواند، نمازش باطل است. یکی از موارد غصب، هم ندادن خمس اموال است بنابراین اگر لباسی از پولی تهیه شده باشد که خمس واجب آن پرداخت نشده باشد، آن لباس غصبی است.

۷. برای نگهداری لباس باید توجه داشت که اتو زدن و تاکردن آن علاوه بر آراستگی لباس باعث دیرتر کثیف شدن آن می‌شود و اگر لباس‌ها بعد از اتوشدن به چوب رخت آویزان شود بهتر حالت خود را حفظ می‌کند. هم چنین برای راحت و بهتر اتوشدن لباس، کمی رطوبت کار را آسان می‌کند در صورت عدم دسترسی به اتو بخار می‌توان از آب پاشهای کوچک استفاده نمود یا حتی قبل از آنکه لباس به طور کامل خشک شود زمانیکه رطوبت مختصری در لباس مانده آنها را اتو کرد.

۰۸ برای نگهداری لباسها تا فصل آینده حتماً باید آنها را با استفاده از مواد ضد حشرات مثل نفتالین یا در پوششی(پلاستیکی یا پارچه‌ای) پوشاند تا از گرد و خاک و آسیب حشرات در امان باشند و چنانچه لباس‌هایی باشند که زائد بر مصرف باشند می‌توان به افراد نیازمند داد. چنانچه در روایت آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله چون لباس نو می‌پوشید لباسهای کهنه خود را به فقیر می‌داد.(۱۰)

۰۹ لباس باید آزاد وراحت باشد. به خصوص برای کودکان، که در سن رشد و دائم در حال بازی و جست و خیز هستند.

۰۱۰ چون بچه‌ها رشد سریعی دارند می‌توان لباسهای آنها را برای فرزند بعدی نگهداری کرد یا به صورت تمیز و مرتب به کودکان نیازمند داد. ضمناًبه دلیل همین رشد سریع حتی المقدور از خرید لباسهای گران قیمت برای آنها صرف نظر کرد.

۰۱۱ برای شستشوی لباسها، باید دقت نمود که لباسها از جنس و رنگ نزدیک به هم باشند. چرا که درجه حرارت مورد نیاز برای شستن لباسهای پشمی با لباس‌های نخی متفاوت است و نیز شستشوی درهم لباسهای تیره و روشن، گاه باعث آسیب به رنگ لباسهای روشن خواهد شد. از انداختن لباسهای زیر با سایر البسه در ماشین لباسشویی پرهیز شود چون ممکن است موجب انتقال بیماریها شود.

۰۱۲ در مورد خرید لباس، می‌توان فروشگاه‌های مطمئن را که با قیمت مناسب لباس می‌فروشند، شناسایی کرد تا از هدر رفتن وقت در خیابانها و فروشگاه‌ها جلوگیری نمود. به خصوص در مورد خرید عید نوروز می‌توان به فاصله ی ۳-۲ ماه به نوروز خرید را انجام داد تا گرفتار گرانی و شلوغی بازار شب عید نشد. همچنین خرید لباسهای دست دوم خارجی به دلایل بهداشتی و کم دوامی این نوع البسه، صحیح نیست و مهم تر آنکه با عزت نفس و غرور ملی هم منافات دارد.

۰۱۳ آموزش خیاطی و دانستن نکات مربوط به آن درزندگی، یک هنر خوب برای دختران می‌باشد. علاوه بر اینکه عاملی برای صرفه جویی در هزینه تهیه لباس است می‌تواند عامل اشتغال در خانه و کمک به هزینه خانواده باشد به خصوص وقتی که مثلاً آقا یا فرزند خانه شتابزده در حال خروج متوجه می‌شود کنار جیب یا پایین شلوارش باز شده اینجاست که خانم خانه با فوت و فن خود از یک آبروریزی نیمه جدی جلوگیری می‌کند و باعث اصلاح وراه افتادن امور می‌شود. و در مواردی هم می‌توان با کمی هنر و سلیقه و هزینه در لباسها تغییراتی به وجود آورد تا قابل استفاده مجدد شود.

ادامه دارد…

نویسنده: طاهره کشوادى

پی‌نوشت‌ها
۱-وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۱۱، الحیاه، ج۵،ص۲۹۸٫
۲-وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۱۱، الحیاه، ج۵،ص۲۹۵٫
۳-المروه استصلاح المال. معانی الاخبار. ج۲، ص۲۴۵٫
۴-مستدرک الوسایل، ج۳،ص۱۰۳٫
۵-سفینه البحار، ج۱،ص۶۱۵٫
۶-گر چه در زندگی معمولی امروزی به خصوص در جوامع شهری استفاده از فریزر رایج است، ولی باید توجه داشت که دراستفاده از کالاها و تکنولوژی(آنهم از نوع وارداتی) آنچه که مهمتر از خرید این گونه وسایل است مدیریت خرید و استفاده می‌باشد. بنابراین باید براساس نیاز واقعی و مصرف صحیح خانواده اقدام به خرید نمود.
۷-سوره اعراف آیه ۲۶٫
۸-«هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً» اوست خدایی که تمام آنچه که در زمین است را برای شما آفریده است، بقره آیه ۹ و آیات مشابه.
۹-مکارم الاخلاق، ص۱۱۲٫
۱۰-علامه طباطبایی، سنن النبی، ص۱۲۳٫
 
منبع: کتاب اقتصاد در خانواده