شیعیان امامی

نوشته‌ها

شیعه در عصر امام جواد و امام هادی (علیهماالسلام)

اشاره:

دوران امام جواد و امام هادی(علیهماالسلام) از دورانهای سخت و پر اختناق علیه شیعیان بوده است. امام جواد (علیه‌السلام) بعد از شهادت امام رضا(علیه‌السلام) در کودکی به امامت رسید. شیعیان در زمان این دو امام (علیهماالسلام) در کوفه و عراق و ری و قم حضور داشته اند. از سوی دیگر مرکز حکومت عباسیان بغداد عراق بود از این‌رو ارتباط شیعیان با این دو امام همام  خالی از موانع نبوده است. در این نوشتار مختصر به صورت اجمالی به تاریخ شیعه در عصر این دو امام اشاره شده است.

شیعه در عصر امام جواد(ع)

در سال ۲۰۳ هجری امام رضا (علیه‌السلام) به شهادت رسید. تنها فرزند وی امام جواد (علیه‌السلام) بیش ازهشت سال نداشت، شیعیان از این جهت در نگرانی و اضطراب به سر می بردند. به نوشته مورخان، در این دوران شیعیان به حیرت افتاده و دچار اختلاف گشتند.[۱] به همین جهت گروهی از آنان در منزل «‌عبد الرحمن بن حجّاج» گرد آمدند و ضجّه و ناله سر دادند.[۲] برای شیعیان مسلم بود که امام رضا (علیه‌السلام) فرزند خود جواد (علیه‌السلام) را برای جانشین برگزیده است. ولی خردسالی آن حضرت موجب کاوش بیشتر مردم برای اطمینان خاطر، گردید. اضطراب خاطر موجود، سبب شد تا برخی از آنها به دنبال «‌عبد الله بن موسی»، برادر امام رضا (علیه‌السلام) ، را بروند ولی از آنجا که حاضر نبودند بدون دلیل ، امامت کسی را بپذیرند، جمعی از آنها ، پیش وی سؤالاتی را مطرح کردند و هنگامی که او را از جواب دادن ناتوان دیدند، وی را ترک کردند.[۳] و شمار دیگری نیز به واقفی ها که بر امام کاظم (علیه‌السلام) توقّف کرده بودند پیوستند، زیرا طبق نظر نوبختی، آنان بلوغ را یکی زا شرائط امامت می دانستند.[۴] با این وجود، بیشتر شیعیان به امامت امام جواد (علیه‌السلام) گردن نهادند. در میان آنان کسانی ، کمیِ سن امام را به خود امام جواد (علیه‌السلام) نیز، گوشنزد کردند. آن حضرت در جواب به جانشینی «‌سلیمان (علیه‌السلام)» از «داود (علیه‌السلام)» اشاره کرد و فرمود: «حضرت سلیمان هنگامی که هنوز کودکی بیش نبود، گوسفندان را به چرا می برد حضرت داود او را جانشین خود کرد، در حالی که علمای بنی اسرائیل، عمل او را انکار می کردند.»[۵] شیعیان «‌امامی» امامت را از جانب خدا می دانستند، و به همین جهت کمی سن امام نمی توانست خللی در عقیده آنان ایجاد کند. شیعیان برای اثبات امامت، سؤالاتی را مطرح می نمودند و موقعی که احساس می کردند که مدعی امامت از عهده پاسخ گویی بر می آید، ( با وجود نص به امامتشان ) وی را به عنوان امام معصوم می شناختند. شیعیان امامی در سراسر نقاط ، به ویژه در عراق، مدائن و ایران و… به سر می بردند.[۶] شیعیان علاوه بر ارتباط با امام از طریق وکلای آن حضرت ، در مراسم حج نیز با امام دیدار می کردند. بنا به روایتی عده ای از شیعیان امام جواد (علیه‌السلام) در مصر می زیسته اند. در این روایت، «علی بن اسباط» می گوید: «قامت امام را به دقت می نگریستم تا آن حضرت را برای اصحابمان در مصر بتوانم توصیف کنم.»[۷] در روایت دیگری آمده است: «یکی نفر از شیعیان خراسان خدمت امام جواد (علیه‌السلام) مشرف شد.»[۸] در روایت دیگری از «‌حب بن عثمان همدانی» حاکی از آن است که عده ای از شیعیان «‌ری» به محضر ایشان شرفیاب شدند.[۹] و این دلالت دارد بر این که شیعه در ری فراوان بوده است.[۱۰] قم، یکی از مراکز تشیع در دوران امام جواد (علیه‌السلام) بود که شیعیان آن ارتباط نزدیکی با امام (علیه‌السلام) داشتند. احمد بن محمد بن عیسی، که از وی به عنوان «‌شیخ القمیّین» یاد شده است، از اصحاب امام رضا (علیه‌السلام) و امام جواد (علیه‌السلام) بوده است و تألیفات زیادی در فقه و حدیث، از خود به جای گذاشته و حتی محضر امام حسن عسکری (علیه‌السلام) را درک کرده است.[۱۱] صالح بن محمد بن سهل ، یکی دیگر از اصحاب امام جواد (علیه‌السلام) در قم بود که رسیدگی به امور موقوفات حضرت را در آن شهر عهده دار بود.[۱۲] به دلیل ارتباط امام رضا (علیه‌السلام) و سفر ایشان به خراسان، شبکه وکلای ایشان و روابط بین مردم و امامان، رو به گسترش نهاد.

شیعه در دروان  امام هادی (علیه‌السلام)

 در این قرن، بیشتر شیعیان از کوفه بودند، لقب «‌کوفی» که به برخی افراد نسبت داده شده است، بهترین گواه این مطلب است. از دوران امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) به بعد، لقب «‌قمی» در آخر اسم شماری ا اصحاب ائمه به چشم می خورد. اینها اشعری های عرب تباری بودند که در قم می زیستند.[۱۳] در زمان امام هادی (علیه‌السلام) قم مهمترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ وجود داشت. دو شهر «آبه» یا «ساوه» و «کاشان» تحت تأثیر تعلیمات شیعی قرار داشتند و از بینش شیعی مردم قم پیروی می کردند. در پاره ای از روایات «‌محمد بن علی کاشانی» نام برده شده که از امام هادی (علیه‌السلام) سؤال کرده است.[۱۴] مردم قم رابطه مالی نیز با امام هادی داشتند، در این زمینه، از «‌محمد بن داود قمی» و «محمد طلحی» یاد شده است که از قم و شهر های اطراف آن، اموال و اخبار درباره وضعیت آن سامان را، به امام (علیه‌السلام) می رسانیدند.[۱۵] مردم شیعه دیگر شهر های ایران نیز با امامان رابطه داشتند، این در حالی بود که بیشتر شهر های ایران به دلیل نفوذ قهر آمیز «امویان» و «عباسیان» گرایش های «سنّی» داشتند. «‌دیلم» از اواخر قرن دوم هجری، شیعیان زیادی را در آغوش خود داشت. علاوه بر آن ، عده ای از مهاجران «‌دیلمی»، در عراق نیز به مذهب تشیع گرویده بودند. در روایتی که حاوی نامه ای از امام هادی (علیه‌السلام) به وکیل خود در همدان است، این چنین آمده است: «سفارش شما را به دوستداران خود در همدان کرده ام.»[۱۶]

پی نوشت:

[۱]. دلائل الامامه، ص ۲۰۴.

[۲]. عیون المعجزات، ص ۱۱۹.

[۳]. مناقب ابن شهر آشوب، ج۲، ص ۴۲۹ و مسند الامام الجواد، ص ۲۹.

[۴]. فرق الشیعه، ص ۸۸.

[۵]. الکافی، ج۱، ص ۳۸۳.

[۶]. الغیبه، طوسی ، ص ۲۱۲.

[۷]. الکافی، ج۱، ص ۳۸۴.

[۸]. الثاقب فی المناقب، ص ۲۰۸.

[۹]. همان کتاب.

[۱۰]. تاریخ تشیع درایران ، ص ۲۶۵.

[۱۱]. مسند الامام الجواد، ص ۲۶۵.

[۱۲]. تهذیب، ج۴، ص ۱۴۰.

[۱۳]. تاریخ تشیّع در ایران، ج۱، بحث قم، پایگاه تشیع در ایران.

[۱۴]. کافی، ج۱، ص ۱۰۲ و توحید، صدوق، ص ۱۰۱.

[۱۵]. مشارق الانوار، ص ۱۰ و مسند الامام الهادی، ص۴۵.

[۱۶]. رجال کشی، ص ۶۱۰.

منبع: شیعه شناسی و پاسخ به شبهات

 نویسنده:علی اصغر رضوانی

بررسی فرق شیعی در ترکیه

شعیان ترکیه به دو بخش تقسیم می شوند:

۱- شیعیان امامی مذهب ۲- علویان
شعیان امامی مذهب شرق ترکیه ومهاجران به استامبول و سایر نقاط مربوط می شود وبه لحاظ تاریخی به دوران آق قویونلو وقواقویونلو در قرن نهم هجری است؛حد فاصل اردهان تا حکاری به دلیل همسایگی با دولت صفوی و رفت و آمد آنان به اردبیل به تشیع امامی گرویدند همچنین در تمام ادواری که دولت ایران بر بخش هایی از ارمنستان و گرجستان تسلط داشت ؛تبلیغات مذهبی شیعه میان مردم این نواحی منتشر می گشت. آثار آن تبلیغات امروزه ارقاص و ایغدیر و اغری دیده می شود

طی این سالها شیعیان فشار مضاعفی را تحمل کرده ودر تقیه و انزوا به سر می بردند ؛ بسیاریاز شیعیان این نواحی با ارسال روحانیون به نجف ؛ مبلغان مورد نیاز خود را تامین میکردند
۲- علویان : علویان نامی است که برای بکتاشیان ترکیه که به رغم داشتن ریشه های تاریخ یاز قرون گذشته بیشتر از اواخر قرن نوزدهم بدین نام نامیده شدند یعنی به پیروان حاجی ولی بکتاش گفته می شده است.
سابقه علویان به حمله مغول باز می گردد که مهاجرت گسترده ایی از ایران و آسیای میانه به سمت آناتولی صورت گرفت. جنبش بابائیه ِدر قرن هفتم هجری برای دفاع از حقوق ایلات و عشایر برابرشهرنشینان پدید آمد که در اطراف حاجی بکتاش جمع شدند ؛ بدین ترتیب بکتاشیه شکل گرفت و کم کم جذب خانقاه اردبیل شد و کم کم جذب و حامی دولت صفوی شد ؛ قزلباش در اسناد عثمانی ها به عنوان زندیق ،رافضی ملحد شهرت یافت؛ با شکست جنبش بکتاش پس از مدتی اختفاء در روستای صولو جا کارااویدک که مدفن وی است و اکنون به نام شهر حاجی بکتاش شناخته می شودظاهر گشت ؛آمار علویان ترکی را تا ۱۵ میلیون نفر تخمین زده شده است
آنچه حائز اهمیت است اینکه علوی گری از تلفیق تصوف با تشیع به وجود آمده است است البته در نوع افراطی و نادرست آن با این حال مظاهر تشیع در ان وجود دارد ،باور آنان به  ۵ تن آل عبا که به نام (پنجه آل عبا )از آن یاد می کنند ؛اعتقاد به دوازده امام وبرگذاری مراسم سوگواری عاشورا ونیز احترام فراوان به امام حسین (علیه السلام) و امام صادق و نیز باور به تولی و تبری از مظاهر اعتقادی آنان به تشیع است و مهمترین اشکال آنان عدم پایبندی به شریعت است

شیعیان استامبول:

در این شهر نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر شیعه زندگی می کنند که عموما در منطقه حاکلالی متمرکز هستند شیعیان این شهر بیشتر مهاجرانی هستند که از شرق ترکیه به خصوص منطقه اغدیر و قارص به استامبول آمده اند، گروه زینبیه نام شمار فراوانی شیعه است که درحاکلالی استقرار یافته و به رهبری شیخ صلاح الدین اورگندوزبه سر می برند نزدیک به ۶۰% مساجد برای شیعیان است .
از دیرباز مراسم عاشورا در استامبول برگذار می شود،این مراسم ازدورقدیم توسط شیعان اذربایجانی در استامبول برگذارمی شود و محل آن تکیه خان والده بود که متعلق به ایرانیان مقیم استامبول بود ،در حال حاضر پس از فزونی شمار مهاجران ایغدر و قارص مراسم عاشورا در حسینیه ها و مساجد برگذار می شود و در محله شیعه نشین باق جولار میدان بزرگی به نام (اوک میدان )مراسم عاشورا را در آنجا بر پا می کنند مراسم عزاداری و تعزیه خوانی شیعیان استامبول در ماه محرم و صفر مورد اقبال عمومی بوده و حتی از شبکه های خبری پخش می شود

اغدیر

شهر اغدیر بزرگترین مرکز شیعه می باشد که در شرق ترکیه قرار دارد با جمهوری اسلامی ایران نخجوان و ارمنستان همسایه است اکثر ساکنان این شهر یعنی ۶۰%آن شیعه آذری زبان هستند ، اکثر ساکنین این شهر ساکنان قره باغ بوده اندکه در اوائل قرن ۱۹بعد از فشار روسیه آن نقطه را ترک وبه این مناطق آمده اند اغلب شهرهای تابع مانند توزلوجاارالیک و قاضی عینیاب شیعه هستند و بیشتر مشغول دامداری وکشاورزی هستند، شیعیان در این شهر صاحب یک کتابخانه به نام طه و یک روزنامه  به نام علمدارهستند

قارص

شهر قارص در شرق ترکیه است و جمعیت ی بالغ بر یکصد هزار نفر و اکثریت شیعه امامی هستند ، بسیاری از شیعیان پس از تسلط کمونیستها در روسیه به قاص تبعید وتبعه ترکیه شده اند در این شهر تعدادی از علویان نیز زندگی می کنند

شیعیان ترکیه پس از انقلاب اسلامی ایران وتاثیر انقلاب بر آنها  پس از وقوع انقلاب اسلامی تحولات بزرگی در ترکیه رخ داد ۱- اینکه شیعیان احساس کردند که باید یک بازخوانی در عقائد خود داشته باشند و همزمان با دیگر گروهای مذهبی به اصلاح و سر و سامان دادن به وضع خویش بپردازند ۲-دیگر اینکه شماری از علویان که گرفتار نوعی بحران فکری بوده اند راه نجات خویش را در پیوستن به مذهب امامی دیدند، علاوه بر این نشر افکار علمای شیعه ایران و ترکیه سبب شد تا بسیاری از جوانان ترک به مذهب امامی روی آورند و بدین ترتیب علاوه بر جامعه سنتی امامی به تدریج جامعه جدید از علویان و سنیان شیعه شده در شهر های مختلف پدید آمدند و این تحول بر افکار عالمان و انقلابیون ایران و روی روشنفکران مذهبی اهل سنت ترکیه نیز تاثیر قابل ملاحظه ای گذاشت و به دنبال انتقال شعیان منطقه قارص و ایغدر به شهرهای استامبول و آنکارا و ازمیر در برخی شهرها ، محلات شیعه نشین پدیدآمد همچنین پدید آمدن برخی از مرکز فرهنگی شیعی مانند انتشارات کوثر به تقویت فرهنگی شیعی کمک فراوانی کرد و در سالهای اخیر یکی از مهمترین اقدامات فرهنگی ترجمه چندین مجلد تفسیر المیزان به ترکی و چاپ آثاری چون کتب شهید مطهری نه تنها موجب تقویت اندیشه های شیعی شده بلکه تقویت اندیشه فلسفی را نیز موجب شده است.

منبع : سایت شیعه شناسی