شیخ مرتضی انصاری

نوشته‌ها

شیخ مرتضى انصارى

اشاره:

شیخ مرتضی انصاری (۱۲۱۴-۱۲۸۱ ق)، از برجسته ترین فقها و عالمان در قرن سیزدهم هجری است. وی را می توان از پـایـه گـذاران اصـول نـویـنی در فقه و اصول جعفری دانست که به حق او را شایسته دریـافـت لقب خاتم الفقها و المجتهدین نموده است. وی با دو اثر جاودان «المکاسب» و «رسائل»، نام خود را در گستره معارف اصیل اسلام جاودانه کرده است. این مقاله به زندگی نامه، آثار و فعالیتهای علمی ایشان پرداخته است.

 

نسب شیخ مرتضی انصاری به جابر بن عبداللّه انصاری، از صحابه بزرگوار رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) می رسد. ایشان در دزفول متولد شـده و تـا ۲۰ سـالگی نزد پدر خود تحصیل کرده، و آنگاه همراه پدر به عتبات رفته است و علمای وقت که نبوغ خارق العاده او را مشاهده کردند، از پدر خواستند که او را برنگرداند. او در عراق چهار سال تـوقـف کرد و از محضر اساتید بزرگ استفاده کرد آنگاه در اثر یک سلسله حوادث ناگوار، به وطن خـویش بازگشت. شیخ بعد از دو سال، بار دیگر به عراق رفت و دو سال تحصیل کرد و به ایران مراجعت نمود و تصمیم گرفت از محضر علمای بلاد ایران استفاده کند؛ لذا عازم زیارت مشهد شد و در کاشان با حاج ملا احمد نراقی، صاحب مستند الشیعه، و صاحب معراج السعاده، فـرزنـد ملا مهدی نراقی ملاقات کرد و آنگاه به مشهد رفت و پنج ماه تـوقـف نـمـود.
شـیـخ انـصـاری سـفـری بـه اصفهان و سفری به بروجرد رفته و در همه سفرها، هـدفـش مـلاقات اساتید و استفاده از محضر آنان بوده است. در حدود سال های ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ برای آخـرین بار به عتبات رفت و به کار تدریس پرداخت. بعد از صاحب جواهر مرجعیت عامه یافت.
شیخ انـصـاری را خاتم الفقها و المجتهدین لقب داده اند؛ او از کسانی است که در دقت و عمق نظر، بسیار کم نظیر است. علم اصول و بالتبع فقه را وارد مرحله جدیدی کرد؛ او در فقه و اصول ابتکاراتی دارد کـه بـی سـابقه است. دو کتاب معروف او، رسائل و مکاسب، کتاب درسی طلاب شده است. علما بعد از او شاگرد اویند. حواشی متعددی از طرف علمای بعد از او به کتابهای او زده شده است. بـعـد از مـحـقـق و علامه حلی و شهید اول، شیخ انصاری تنها کسی است که کتابهایش از طرف علمای بعداز خودش مرتب حاشیه خورده است. دست خط مبارک شیخ انصاری، مشتمل بر اجازه اجتهاد و روایـتی که به آیه اللّه میرزا داوود، نجل حاج میرزااسداللّه بروجردی داده اند و او را با القاب و عناوین فضل و کمال تعریف و توصیف نموده اند. [۱]

زندگینامه

نـام او شـیـخ مـرتضی فرزند محمد امین بن شمس الدین بن احمد بن نورالدین بن محمد صادق شوشتری دزفولی، یکی از نامورترین و پرآوازه ترین فقها و مراجع عالیقدر تقلید در عصرهای اخیر، و یکی از محقق ترین چهره های علمی و فقهی قرون متاخر به شمار می آید.
نـام پـرشـکـوه شـیـخ مـرتـضی انصاری، توام با نبوغ و ابتکار و تحول و دقت می باشد. او آغازگر و پـایـه گـذار اصـول نـویـنی در فقه و اصول جعفری است که در قرنهای اخیر به حق او را شایسته دریـافـت لقب خاتم الفقها و المجتهدین نموده است هر چند او در زندگی و حیات مادی و معنوی خویش پیراسته و منزه از هر نوع تظاهر و تفاخر بوده است و در تلاش های علمی خود جز خدا و رضـایـت او و جـز پیشبرد احکام الهی، فکر و اندیشه دیگری نداشته است و به تعبیر شاگرد نـامـدارش، مـرحـوم آیه اللّه حاج میرزا حبیب اللّه رشتی، او تالی تلو مقام عصمت در علوم و اصول بود. [۲]
نام مرحوم شیخ مرتضی با دو کتاب بسیار ارزنده: فرائد الاصول و المکاسب در اصول و فقه هـمـراه اسـت و بـا این دو اثر جاودان، نام خود را در پهنه معارف اصیل اسلام جاودانه کرده است، کـتـابـهایی که هم اکنون در دنیای دانش و معارف اسلامی اعتبار جهانی دارد و حوزه های علمیه چـنـدیـن سـال بـا درس و بـحث و تحقیق روی آن دو کتاب سرمایه گذاری نموده و وقت صرف می کنند.

ولادت

او در هـیـجدهمین روز ماه ذیحجه به سال ۱۲۱۴، روز غدیر، روز اکمال دین واتمام نعمت در شهر قهرمان پرور دزفول از سلاله پاک یکی از اخلاف جابر بن عبداللّه انصاری صحابی نامدار پیامبر عـالیقدر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) پا به عرصه وجود نهاد و به مناسبت تولد در روز ولادت علی (علیه‌السلام)، نام مرتضی انصاری برای او انتخاب گردید. پدرش شیخ محمد امین از مبلغین و مروجین شریعت مقدسه اسلام و مادرش دختر یکی از علمای محل و بانویی پرهیزکار و باتقوی در عصر خود، هر دو از اخیار و نیکان و صالحان بوده اند.
او در چـنـیـن خـانـواده ای چـشم به جهان گشود و رشد و بالندگی آغاز نمود و از همان دوران کودکی به فراگرفتن قرآن و معارف اسلامی پرداخت و به زودی آثار نبوغ و ذکاوت در او مشاهده گردید؛ پس از خواندن قرآن و ادبیات عرب به خواندن فقه و اصول پرداخت و در این دو رشته، آن چـنان استعداد و شایستگی نشان داد که حیرت همگان را برانگیخت و در عنفوان جوانی به درجه عالیه اجتهاد نائل آمد.

مقام علمی

مـقـام عـلـمی او در حدی است که به حق و شایستگی تمام، او را خاتم الفقها و پایان دهنده و تـکـمـیـل کننده فقاهت لقب داده اند و او یک صد و پنجاه سال تمام است که بر جهان فقه و اصول و حـوزه هـای عـلمی شیعه حکومت و زعامت روحی و فکری دارد و اندیشه ها و ابتکارات او سرفصل تاریخی در فقه به شمار آمده و مستند فقها است.
او نـظـریـات ابـتکاری و ابداعی بی شماری در فقه و اصول به وجود آورد که می توان نظریه حاکم بـودن یکی از ادله بر دلیل های دیگر در مبحث تعادل و تراجیح رااز نظریات مهم او به شمار آورد، و هـم چـنـیـن بـهـا دادن شـایسته به عقل و خرد در شناخت حکم و قانون اسلام، و دیگر مبارزه با اخباری گری رایج آن روز بود، که شیخ ‌بزرگوار ما توانست با یک رشته از بیانات دقیق علمی در بـرابر آنها بایستد و آنان را متقاعد سازد، این امر از امتیازات بارز او به شمار می آید. او کوشید که به مـنـکـریـن اعـتـبار عقل در شناخت معارف و احکام اسلامی ثابت کند که ملازمه ای میان عقل و شـرع وجـود دارد و آنـچه را که عقل حکم می کند، شرع نیز حکم می کند و حکومت این قاعده در اغـلـب فتاوی و نظریات مرحوم شیخ، جلوه خاصی داد، منتهی باید خود عقل و آن قاعده فقهی مـورد ارزیابی قرار گیرد که عقل چگونه عقلی باشد و قاعده نیز کدام قاعده باشد؟
او با این روش مـتـیـن و مستحکم، اصول اخباری گری رایج آن روز را در هم کوبید و پایه ها و اصول مستحکمی بـرای فقه و اصول نوین بنیاد نهاد و مسیر اجتهاد را روشن و مبرهن نمود. او با این وسعت مشرب، باب اجتهاد و افتا و استخراج و استنباط احکام شرعیه فرعیه را از منابع و مصادر اولیه بازگشود و رمـز پـیـشرفت و ترقی مسلمانان را در مسیر اجتهاد و اعتقاد بر خویش در راه عمل به احکام الهی قرار داد .

اخلاق و رفتار شیخ

شیخ انصاری (ره) نه تنها در فقاهت گوی سبقت را از دیگران ربوده بود، بلکه در عمل نیز نظیر و هـمـتا نداشت. او به مشکلات و امور مردم شخصا رسیدگی می کرد و از احوال طلاب و محصلین همواره جویا می شد و برای ترویج بیشتر از علوم دین، با بودن علما و طلاب در یکی از شهرستانها، اجـازه نـمـی داد سهم امام را از آنجا به جای دیگری ببرند و سفارش می نمود که در همان شهر به مصرف محصلین و طلاب برسانند.
نـقـل شـده است که:
شخصی خدمت شیخ رسید و به او گفت: فلان طلبه چای می خورد! (گویا در آن زمان چای به این صورت کنونی مرسوم نبوده و جز تشریفات به حساب می آمده است) و با این سخن می خواست سعایتی کرده باشد که شیخ حقوق آن طلبه را کم کند، ولی شیخ رو به او کـرده و گـفـت: خدا رحمتت کند که این مطلب را به من گفتی، و دستور داد تا اضافه بر ماهیانه آن طلبه، مخارج چای را نیز از بیت المال به وی بپردازند تا اینکه با راحتی و آسایش بیشتر به تحصیل خود ادامه دهد.
شـیـخ نـه تنها به طلاب حوزه رسیدگی می کرد، بلکه همواره به فکر فقرا و مستمندان نیز بوده است، و شبها همانند رهبر و مولایش امیر المؤمنین (علیه‌السلام) به خانه های مسکونی فقرا سر می زد و مواد غذایی بر دوش گرفته، در بین خانواده های مستمند و بیچاره تقسیم و توزیع می نمود.
در کـتـاب لؤلؤ الصدف چنین آمده است:
و اغلب عطایای آن مرحوم در سربوده، کثیری از فقرا معاش (حقوق) معین داشتند که همیشه سالانه و ماهانه به آنان می رسید و هیچ نمی دانستند از کـجـاسـت در وقـت سـحر بر در خانه فقرا می رفت با لباس مبدل، و صورت را ستر می کرد و به مـقـدار حـاجـت آنها مرحمت می فرمود و چون شیخ از دنیا رفت، معلوم شد آن مردی که بر درب منازل این مردم در اوقات غیرمتعارفه می آمده، آن مرحوم بوده است؛ او انصافا روی اسلام را سفید کرد. نـوشـتـه انـد که یکی از یاران شیخ، نسبت به این کار انسانی وی (کمک به فقرا و مستمندان) از او ستایش و تمجید کرد؛ شیخ در پاسخ گفت: این وسیله فخر و کرامتی نیست، زیرا وظیفه هر فرد معمولی است که امانت را به صاحبش برساند و این وجوه هم حقوق فقراست که به عنوان امانت نزد من می باشد و من به صاحبانش می رسانم.

حاشیه نویسان محقق

در عـظـمـت علمی و نبوغ فکری شیخ مرتضی انصاری (ره) همین قدر کافی است که اطلاع پیدا نـمـائیـم تـا کنون بیش از ۲۰۰ نفر از علما و فضلا و دانشمندان و معاریف رجال اسلامی بر کتب و نـوشـتـه هـای او حـاشـیه و تعلیقه نگاشته اند و کتابهای تالیفی او به کرات در ایران، عراق و دیگر کشورهای اسلامی مورد تجدید طبع قرار گرفته است، به حدی که هم اکنون مواد غذای فکری طلاب و فضلای حوزه های علمیه و برخی از مجامع دانشگاهی و حقوقی را آثار او تشکیل می دهد و شـخـصـیـتـهای بزرگی مانند: آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (صاحب کفایه الاصول)، سید محمدکاظم یزدی (صاحب عروه)، حاج میرزا حبیب اللّه رشتی، میرزا حسن آشتیانی، شیخ ‌محمد حسین کاشف الغطا، سید عبدالحسین شرف الدین، شیخ محمد جواد بلاغی،شیخ محمد حسن مامقانی و تعداد کثیری از علما و مجتهدین مبرز و نامدار که نام بردن آنها به درازا می کشد، بر آن حاشیه و تعلیقه دارند. آنان نوشته ها و تالیفات شیخ را اصل قرار داده و بر آن تعلیقه و تحشیه افرودند و نظریات او را مورد تجزیه و تحلیل و عمق نگری و ژرف انگاری قرار داده اند.

اساتید

شـیـخ بـزرگـوار مـا از مـحـضـر اسـاتید متعددی بهره جسته است که هر کدام نقش ویژه ای در اثرگذاری در روحیه او داشته اند که به بازگویی نام چند تن از آنان می پردازیم:
۱ ـ عموی بزرگوارش، آیه اللّه شیخ حسین انصاری (شاگرد صاحب ریاض، تا سن ۱۷ سالگی).
۲ ـ آیه الله سید محمد مجاهد (از شاگردان آیه الله وحید بهبهانی) او در سنین ۱۸ سالگی، دو سال تمام از محضر او بهره جسته است.
۳ ـ آیه الله شریف العلما مازندرانی کسب فیض از محضر او استدامه داشته است.
۴ ـ آیه الله ملا احمد نراقی (صاحب مستند الشیعه)، به مدت چهار سال تمام در کاشان.
۵ ـ آیه الله شیخ موسی کاشف الغطا فقیه عصر و نابغه دهر، به مدت یک سال تمام.
۶ ـ آیه الله شیخ علی کاشف الغطا، زعیم دینی و مرجع عالیقدر شیعه، به مدت ۵ سال.
۷ ـ آیه الله شیخ محمد حسن صاحب جواهر (مدت بسیار اندک محض تیمن وتبرک).

مجیزین شیخ

تعدادی از اساتید عالی قدر این مجتهد مبتکر و توانمند در بالا ذکر شدند، تعدادی نیز اجازه روایتی یـا اجـتهادی به شیخ واگذار نموده اند که اسامی چند نفر از اجازه دهندگان به وی در اینجا ذکر می شود:
۱ ـ آیه الله سید صدر الدین موسوی عاملی، اجازه روایتی داده اند که در آن کلمه افضل و اکمل قید شده بود.
۲ ـ آیه الله عارف سترگ، ملا احمد نراقی، اجازه روایتی مبسوطی عنایت کرده اند.
۳ ـ آیه الله شیخ محمد سعید قرجه داغی، اجازه نامه روائی جامع و مبسوطی در حق او صادر نموده اند.

شاگردان

در مـکـتب پربار و حوزه پربرکت تدریسی شیخ بزرگوار، شاگردان متعددی تربیت یافتند که هر کـدام از اسـتوانه های فقهی، و مجتهدین مسلم، کاوشگر دقیق ومحقق ارزشمندی بوده اند، چون محضر مبارک علمی او، مجتهد پرور محقق ساز واندیشمندنواز بود.
شـاگرد مستقیم شیخ بزرگوار در زمان حیات خویش بیش از هزار تن بوده است که از میان آنان شـخـصـیـتـهـای نـامی برجسته ای برخاسته اند که هر کدام در یک صقع از اصقاع جهان اسلامی مشعل دار فقه و فقاهت و زعامت روحی و حامل میراث انبیا و رسولان بوده اند.
ما از تعداد کثیر این جمع، به ذکر اسامی چند تن از آنان بسنده می نمائیم:
۱ ـ آیه اللّه میرزا محمد حسن شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو.
۲ ـ آیه اللّه شیخ جعفر شوشتری، خطیب توانا و کاتبی پرکار و واعظ پرصلابت.
۳ ـ آیه اللّه حاج میرزا حبیب اللّه رشتی، صاحب بدائع الافکار، و رساله اجاره و غصب.
۴ ـ آیه اللّه سید حسین کوه کمری تبریزی، صاحب آثار و مثر فراوان و استادبزرگ حوزه نجف.
۵ ـ آیه اللّه شیخ محمد حسن مامقانی، صاحب ذرایع الاحکام فی شرح شرائع الاسلام و کتب دیگر.
۶ ـ آیه اللّه شیخ محمد کاظم خراسانی، صاحب کفایه الاصول که در تحقیق وتدقیق کم نظیر است.
۷ ـ آیه اللّه حاج میرزا محمد حسن آشتیانی، نماینده تام الاختیار مراجع نجف در تحم ریم تنباکو در تهران.
۸ ـ آیه اللّه میرزا ابوالقاسم کلانتر، صاحب تقریرات استاد خود، شیخ انصاری.
۹ ـ آیه اللّه حاج شیخ هادی تهرانی، مجتهد و دارای تالیفات متعدد فقهی وتفسیری.
۱۰ ـ آیه اللّه ملا حسین قلی همدانی، شاگرد شیخ و صاحب منظومه حاج ملا هادی سبزواری، عارف نامی.
۱۱ ـ آیه اللّه حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی، مجتهد نامور و صاحب فتوای مشروطیت.
۱۲ ـ آیه اللّه شربیانی، مجتهد معروف آذربایجانی.
۱۳ ـ نـابغه نامی، سید جمال الدین اسدآبادی، بنیان گذار وحدت مسلمین ومبارز نستوه بر علیه استعمار خارجی.

آثار و تالیفات

آثار ارزنده و تالیفات گران سنگ و ارزشمندی از مرحوم آیه اللّه العظمی حاج شیخ مرتضی انصاری (ره) به یادگار مانده است که هر کدام نشانی از نبوغ، اجتهاد،دانش وسیع و تحقیق دقیق آن عالم ربـانـی مـی بـاشـد ما در این بخش به صورت اجمال به بازگویی برخی از آنها می پردازیم؛ جا دارد نـویسندگان و محققین حوزه علمیه وبنیان گذاران کنگره شیخ اعظم انصاری (ره) به تبیین و تـحـلـیـل آثـار قـلمی او نیز بنشینند و افکار نو و طرح های ابتکاری شیخ را از لابلای این کتابها و رساله ها بیرون کشند و در اختیار حوزویان و دانشگاهیان کشور قرار دهند اینک لیست تالیفات آن بزرگوار:
۱ ـ المکاسب (فقه) شامل مکاسب محرمه، خیارات، و احکام عمومی معاملات.
۲ ـ فرائد الاصول (اصول) شـامـل مباحث الفاظ، امارات و اصول عملی این دوکتاب عالی ترین روشهای فقهی و اصولی را در اختیار پژوهندگان این دو علم قرارمی دهد.
۳ ـ رساله ای در تقیه.
۴ ـ رساله ای در رضاع و نشر حرمت آن.
۵ ـ رساله ای در قضا میت.
۶ ـ رساله ای در مواسعه و مضایقه.
۷ ـ رساله ای در عدالت.
۸ ـ رساله ای در مصاهره.
۹ ـ رساله ای در ملک اقرار.
۱۰ ـ رساله ای در تبیین قاعده لاضرر و لاضرار.
۱۱ ـ رساله ای در خمس.
۱۲ ـ رساله ای در زکات.
۱۳ ـ رساله ای در خلل صلوه.
۱۴ ـ رساله ای در ارث.
۱۵ ـ رساله ای در تیمم.
۱۶ ـ رساله ای در قاعده تسامح.
۱۷ ـ رساله ای در باب حجیت اخبار.
۱۸ ـ رساله ای در قرعه.
۱۹ ـ رساله ای در متعه.
۲۰ ـ رساله ای در تقلید.
۲۱ ـ رساله ای در قطع و جزم.
۲۲ ـ رساله ای در ظن.
۲۳ ـ رساله ای در اصاله البرائه.
۲۴ ـ رساله ای در مناسک حج.
۲۵ ـ حاشیه ای بر مبحث استصحاب.
۲۶ ـ حاشیه ای بر نجاه العباد (رساله عملیه).
۲۷ ـ کتابی در علم رجال (از وجیزه مجلسی بزرگتر است).
۲۸ ـ تالیفی در اصول الفقه.
۲۹ ـ حواشی بر عوائد نراقی.
۳۰ ـ حاشیه ای بر بغیه الطالب.
۳۱ ـ اثبات التسامح فی ادله السنن.
۳۲ ـ التعادل و الترجیح.
۳۳ ـ رساله ای در تقیه.
۳۴ ـ رساله ای در التیمم الاستدلالی.
۳۵ ـ رساله ای در خمس.

وفات

سرانجام این رجل علم و فضیلت و شخصیت عالیقدر، در سن ۶۷ سالگی به سال ۱۲۸۱ (مضمون آیه شریفه ظهر الفساد ۱۲۸۱) در ۱۸ جمادی الثانی، با انبوهی از مفاخر و نوشته ها و ذخائر فکری و معنوی که عموما در خدمت به اسلام بود، به دار باقی شتافت و جهان اسلام را در سوگ خود عزادار سـاخـت. هـنـگـام مرگ، دارائی این زعیم عالیقدر اسلامی، معادل هفده تومان رایج آن روز بود که همان مقدار هم مقروض بوده است.
جـسـم مطهر و مقدسش در جوار قبر حضرت مولی الموحدین امیر المؤمنین علی (علیه‌السلام) دفن شد و وصی گرامی او، حاج سید علی شوشتری بنا به وصیت شیخ بر جنازه او نماز گزارد.

منبع: سایت اندیشه قم

حقوق والدین

از آن جا که اصل وجود هر انسانی، از پدر و مادر است و هر شخص، در واقع ادامه همان پدر و مادر و از شاخه های آنهاست می‌توان گفت در میان پیوند های خویشاوندی و اعضاء خانواده، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک تر نیست. همچنان که هیچ کس به اندازه آنها، به انسان مهربانتر نیست. بنابراین ارزش و احترام آنها، از همه خویشاوندان بالاتر است زیرا که آنها حق حیات بر گردن فرزندان دارند و آنها هستند که در آن دوران ضعف و بیچارگی که کودک دارد به طوری که حتی نمی‌تواند مگس را هم از خودش براند و نمی‌تواند غذا را چگونه و از کجا تهیه کند و نمی‌تواند خود را از گرما و سرما و از خطرات گوناگون که او را تهدید می‌کند، حفظ نماید.

آری در این دوران بیچارگی و ضعف و احتیاج، این پدر و مادر است که با مهربانی هر چه تمامتر و با علاقه فراوان، از این موجود ضعیف مراقبت می‌کنند و همه چیز خود را فدای او می‌سازند و پروانه وار دور او می‌گردند و شیره جانشان را سخاوتمندانه به او می‌بخشند تا او به تدریج رشد کند و بتواند روی پای خود بایستد. بنابراین نقش حیاتی و بسیار ارزشمند پدر و مادر در رشد فرزند، بر کسی پوشیده نیست و فرزندان که در اثر زحمت های طاقت فرسای والدین خود بزرگ می‌شوند و به جائی می‌رسند، لازم است که زحمت ها و مشقت ها و بی خوابی ها و بدبختی هائی که پدر و مادر برای بزرگ شدن او تحمل نموده اند، فراموش نکنند و ارزش و مقام پدر و مادر را بشناسند و بدانند که وجود آنها پس از خدا، از وجود پدر و مادر است. در دین مقدس اسلام اهمیت فوق العاده ای به والدین داده شده و پیشوایان اسلام، توصیه ها و سفارش های فراوانی در این زمینه دارند.

در اینجا اجمالاً یادآور می‌شویم که اسلام آن چنان به این مسئله اهمیت داده است که حتی می‌گوید کسی که درباره پدر و مادر خویش بدی کند و به اصطلاح عاق والدین باشد نماز و روزه و عبادات او مورد قبول خداوند متعال نخواهد بود و از همین جا به اهمیت موضوع پی می‌بریم و نیز اهمیت خاصی که اسلام به پدر و مادر قائل است از اینجا معلوم می‌شود که توصیه شده که فرزندان پدر و مادر خود را زیارت کنند چه در حال حیات و چه پس از مرگ آنها.

اگر والدین زنده اند و فرزند به عللی از آنها دور است باید به قدر وسع هر روز به زیارت آنان برود و اگر مرده اند به زیارت قبرشان بروند حضرت علی(علیه السلام) فرمود: مردگان خود را زیارت کنید که به زیارت شما شادی می‌شوند و در حدیث است هر کس زیارت کند قبر پدر و مادر را در روز جمعه یا شب آن یا قبر یکی از پدر و مادر را برایش حج نیکویی نوشته شود.

● اثر مادر در فرزند

شخصیت های بزرگ جهان، عمده موفقیت خود را مرهون مادرانی هستند که به وظائف خطیر خود قیام کردند و در ساختمان آنان نقش اساسی و بزرگ را ایفا نموده اند. نابغه بزرگ اسلام مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری در مرگ مادر بزرگوارش به شدت گریه می‌کرد و کنار جنازه او زانو زده بود و اشک تأثر می‌ریخت. یکی از شاگردان فاضلش به عنوان تسلیت و دلجویی او گفت: شما با این مقام علمی شایسته نیست برای درگذشت پیرزنی این طور اشک بریزید و بی تابی کنید. آن بزرگ سر بر داشت و گفت: گویا شما هنوز به مقام ارجمند مادر واقف نیستید! تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر مرا به این مقام رسانید و تربیت اولیه او، زمینه را برای ترقی من و رسیدن به این مقام شامخ علمی و عملی فراهم کرد. این نمونه از اثر نفوذ شخصیت مادر روی فرزند بود. بسیارند دانشمندانی که عامل مهم ترقی آنها، تنها زحمات و کوشش های مادر بوده است.

● احترام پدر و مادر در منطق قرآن و اسلام

گرچه عواطف انسانی و مسأله حق شناسی به تنهایی برای رعایت احترام در برابر والدین کافی است. ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح در می‌یابد سکوت روا نمی‌دارد بلکه به عنوان تأکید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر می‌کند و در مورد احترام والدین آن قدر تأکید کرده است که در کمتر مسئله ای دیده می‌شود به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره می‌کنیم:

در چهار سوره از قرآن مجید کسی به والدین بلافاصله بعد از مسأله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن دو مساله، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن مجید و هم روایات اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، صریحاً توصیه می‌کند که حتی اگر پدر و مادر، کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است. با این که جهاد یکی از مهمترین برنامه های اسلامی است مادام که جنبه عینی پیدا نکند یعنی داوطلب به قدر کافی باشد، خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است و اگر موجب ناراحتی آنها بشود جایز نیست.

● احترام پدر و مادر

در این آیه شریفه خداوند متعال به زحمات فوق العاده مادر اشاره کرده می‌فرماید: «مادرش او را حمل کرد درحالی که هر روز ضعف و سستی تازه ای بر ضعف او افزوده می‌شد». این مساله از نظر علمی ثابت شده و تجربه نیز نشان داده که مادران در دوران بارداری گرفتار وهن و سستی می‌شوند؛ چرا که شیره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنین خود اختصاص می‌دهند و از تمام مواد حیاتی وجود خود، بهترینش را تقدیم او می‌دارند.

به همین دلیل مادران در دوران بارداری، گرفتار کمبود انواع ویتامینها می‌شوند که اگر جبران نگردد، ناراحتی هایی در آنها به وجود می‌آورد؛ حتی این مطلب در دوران رضاع و شیردادن نیز ادامه می‌یابد؛ چرا که شیر، شیره جان مادر است لذا به دنبال آن می‌افزاید: «پایان دوران شیرخوارگی او دو سال است». البته منظور دوران کامل شیر خوارگی این ۳۳ ماه دوران حمل و دوران شیرخوارگی بزرگترین فداکاری را هم از نظر روحی و عاطفی و هم از نظر جسمی و هم از جهت خدمات در مورد فرزندش انجام می‌دهد. جالب این که در آغاز، توصیه درباره هر دو می‌کند ولی به هنگام بیان زحمات و خدمات، تکیه روی زحمات مادر می‌نماید تا انسان را متوجه ایثارگری و حق عظیم او سازد سپس می‌گوید: توصیه کردم که هم شکر مرا بجا آورد که خالق و منعم اصلی توام و چنین پدر و مادر مهربانی به تو داده ام و هم شکر پدر و مادرت را که واسطه این فیض و عهده‌دار انتقال نعمت های من به تو می‌باشند.

سمیرا عطائیان؛

منبع: حقوق والدین تألیف: حاج سید جعفر میرعظیمی

 

 

مادر، جویبار عطوفت

یگانه بانوی عالم بشریت، عطای خداوند رحمان، حضرت زهرا(سلام الله علیها) وجود مقدسی است که زنان و مردان بسیاری در کلاس درسش زانوی ادب زدند و از جویبار طیب و طاهرش جرعه‌هایی از علم و معرفت و تقوا نوشیدند و کام تشنه خویش را سیراب کردند. آن حضرت از پدری که بهترین خلق خداست و مادری پاک و فداکار که با بذل سرمایه و اندوخته خود سبب پیشرفت دین خدا شد، به دنیا آمد و جهان را به تلألؤ نور خویش روشن کرد.

شخصیت ارزشمند فاطمه(سلام الله علیها) چنان والاست که یاد و نامش بزرگان را به تعظیم وامی دارد و مهر و محبتش قلوب اولیاء حق را صفا می‌دهد، برای پدر آنقدر عزیز است که دستانش را می‌بوسد و وقتی بر او وارد می‌شود به احترامش می‌ایستد و با کلام «فداها ابوها» او را مدح می‌کند.

فرشته وحی با اجازه او به خانه رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قدم می‌نهد و با نزول «هل اتی» خانه اش روشن و منوّر می‌گردد، همسر فاطمه(سلام الله علیها) علی مرتضی(علیه السلام) با آن که امام اوست کاتب وحی نازل شده به آن حضرت می‌گردد و مصحف فاطمه(سلام الله علیها) را گردآوری می‌کند.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) یکی از علل آفرینش عالم امکان است و در طهارت جسم و روح آن گونه است که مصداق آیه تطهیر واقع می‌گردد و در خرد و اندیشه دارای مقامی است که علم دین حدیث می‌کند و شاگردان مکتبش فرشتگان الهی اند.

بنیان گزار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) می‌فرماید: «فاطمه زهرا(سلام الله علیها) کسی است که فضائل او، همطراز فضائل بی‌نهایت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان عصمت و طهارت می‌باشد و تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(سلام الله علیها) جلوه کرده است… زنی که تمام خاصه‌های انبیاء در اوست، زنی که اگر مرد بود، به جای رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و اگر روزی باید روز زن باشد چه روزی والاتر و افتخار آمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است».(۱)

هم چنین روز میلاد پر برکت حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عنوان روز مادر، نامگذاری شده چرا که آن حضرت با پرورش فرزندان لایق و والامقام وظیفه مادری را به بهترین نحو به انجام رساند، او نمونه و الگوی کاملی است از زن اندیشمند، آگاه، باتقوا و آراسته به فضائل الهی که باید زنان و مردان از رفتار و گفتار و کردارش تبعیت کنند و در طلب علم دین و کمالات اخلاقی و انسانی بکوشند و در پایان گرامی می‌داریم سالروز تولد امام خمینی(ره) را که مصادف با ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌باشد، فرزند صالحی که با کسب دانش و معرفت از آئین حق فاطمی با هدایت و رهبری صحیح، این ملت را از بند ظلم رهانید و به ساحل نجات هدایت کرد.

 اساس خلقت انسان

در پهن دشت عالم هستی، اراده پروردگار متعال بر این تعلق گرفت که از هر موجودی جفتی بیافریند تا تحت قوانین و مقررات خاص و با جذبه و کششی که در هر زوج نسبت به دیگری قرار داده تولید نسل ادامه یابد و سبب بقای نظام آفرینش و بهره مندی صحیح از زندگی و حیات گردد.

خداوند در آیاتی متعدد، به زوجیت موجودات از جمله انسان با هدفی معین چنین اشاره می‌کند: «و من کلّ شیء خلقنا زوجین؛(۲) ما از هر چیزی جفت آن را آفریدیم». این آیه خبر از آن دارد که آفرینش کل کائنات بر قاعده زوجیت استوار بوده و چرخش گردونه حیات و زندگی در گرو آن است. از دیدگاه قرآن، زن و مرد نفسی واحده اند که هر دو از یک ریشه و یک حقیقت آفریده شده اند تا به رشد و تعالی هم کمک کنند:

«یا ایها الناس اتقوا ربّکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها؛(۳) ای مردم بترسید از خدایی که شما را از نفسی واحد(آرام) آفرید و از آن جفت او را خلق کرد».

بنابراین جنسیت در ماهیت و حقیقت انسانی او دخالت ندارد، آنچه موجب برتری زن و مرد می‌شود کسب کمالات و انجام اعمال فردی است: «من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیوه طیبه؛(۴) هر زن و مرد مؤمنی که عمل صالح انجام دهد خداوند او رابه حیات طیبه و پاک زنده می‌کند».

در اسلام زوجین باید نسبت به هم متعهد و مسئول باشند تا در استمرار حیات بشری و دستیابی به کمال واقعی و رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی موفق شوند. «و اللّه جعل لکم من انفسکم ازواجاً و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده؛(۵) خداوند از جنس خودتان برای شما جفت آفرید و از آن جفت‌ها پسران و دختران(زنان و مردان دیگر) را خلق نمود».

خلقت انسان از حقیقتی واحده ابتدا با آفرینش آدم و سپس همسرش حوا تحقق یافت. هزاران سال از سکونت او بر زمین گذشت و خداوند تعالی در این مدت پیامبران و اولیا را مسئول راهنمایی و هدایت آنان قرار داد. سپس نسل بشر را به وجود مقدس و منوّر پیغمبر خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان عزیز او مژده داد. آن حضرت در خلقت خویش چنین می‌فرماید «حق تعالی نور ما را در صلب‌های پاک و رحم‌های پاکیزه منتقل نمود تا به عبدالمطلب رسید. آن گاه به اراده او نور وجود من(من و علی) تقسیم شد. خداوند نور مرا در صلب عبدالله و نور علی را در صلب ابوطالب جای داد».(۶)

بعد از آن، خداوند از صلب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و رحم همسر حنیف او خدیجه(سلام الله علیها)، فاطمه(سلام الله علیها) را به وجود آورد و علی(علیه السلام) را از صلب ابوطالب و از رحم پاک فاطمه بنت اسد در کعبه به دنیا آورد. از پیوند مبارک این دو روح پاک، بقیه معصومین(علیهم السلام) را در اصلاب شامخه و ارحام مطهره به ترتیب از پدران معصوم و مادران نیک سیرت با ویژگی‌های منحصر به فرد، به عالم انسانیت هدیه کرد تا انسان‌ها از شعاع پر برکت علم و عملشان تا قیامت بهره مند شده و به سعادت و رستگاری نائل آیند.

نظری بر شخصیت زن در تاریخ

چنان که اشاره شد، خداوند زن را از ماهیت حقیقی انسان، همتا و جفت مرد بیافرید تا وسیله سکون و آرامش در خانواده گردد و بتواند مادری نسل پاک و سالم را به عهده گیرد: «و من آیاته اَن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه؛(۷) از نشانه‌های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید».

نقش حساس و مؤثر زنان در جوامع انسانی موجب گردیده تا دانشمندان و نویسندگان در احوالات آنان تاریخ را کنکاش کرده و از مراحل مختلف زندگی او از گذشته تاریخ تا امروز به تحقیق و مطالعه بپردازند و ما را با وضعیت ذلت بار و مظلومانه زنان آشنا سازند.

زن از ابتدای خلقت تا ظهور خورشید عالم تاب اسلام، کمتر از اعتبار و ارزشی که خداوند در آیین مقدس اسلام برایش منظور کرده شناخته و یا تعریف شده است.

ملت‌های قبل از اسلام نسبت به زن رفتار مناسبی نداشته و پیوسته به آزار و اذیت او می‌پرداختند؛ حقوق او را پایمال و تا حد یک کالا و گاه پایین تر از آن به حسابش می‌آوردند. در مقطعی از زمان کالای سوداگران و سرمایه بازرگانان بود و در بازارها به بهای معین فروخته می‌شد. آنها از هیچ گونه استقلالی برخوردار نبودند. تا زمانی که ازدواج نکرده بودند حاکم و قیم آنها پدر و بعد از او شوهر بود. مردان حق اجاره او را داشتند.

زن را مخلوقی پست و فرومایه می‌دانستند به طوری که بعضی اوقات او را از خوردن و آشامیدن منع می‌کردند و به بیگاری می‌گرفتند. علاوه بر کارهای سخت و خشن که با ساختار وجودی او هماهنگی نداشت انجام کارهای خانه را به عهده داشت. در جاهلیت عرب، قبل از رسیدن به سن بلوغ او را زنده به گور می‌کردند و از داشتنش احساس خواری و شرمساری می‌کردند.(۸) علامه طباطبائی می‌فرماید:

«در قبائل دور از تمدن مانند وحشیان آفریقا و استرالیا و جزایر مسکونی اقیانوسیه و اهالی بومی آمریکای قدیم و غیره زندگی زنان نسبت به مردان، مانند زندگی چارپایان و سایر جانوران اهلی نسبت به انسان بوده است».(۹)

تنها آیینی که زنان را از جور و جفا و افراط و تفریط و محرومیت و کوتاهی در خصوص حقوق آنان نجات داد، مکتب اسلام بود که تعالیم روح بخش آن به جامعه زنان ارزانی گشت و آنان را به هویت اصلی‌ای که خلقت بر آن استوار بود رهنمون ساخت، امّا مکاتبی که با ترویج قوانین الهی، منافع خود را در ضرر و خسران می‌دیدند سعی کردند با بیانات و تبلیغات گسترده، زن را از روح و حیات اسلامی و دینی خویش دور کرده و به بازارهای مد و مدپرستی.

تجملات و خوش گذرانی‌های دنیایی و اسارت در چنگال مردان بکشانند و با فریب او از شخصیتش کالایی بسازند که هر لحظه با خودنمایی و تبرج جاهلی در انظار دیگران هویدا گشته و به بهانه آزادی و آزادی خواهی هویت زن را منسوخ و به انجام هر برنامه ای راضی کنند.

لذا بر زن امروز لازم است اگر بخواهد از دام زرق و برق‌های قرن کنونی و از چنگال قدرت‌های فریبنده، رهایی یابد به دامن پر مهر اسلام و الگوهای آن چون حضرت زهرا(سلام الله علیها) – کاملترین اسوه زن – برگردد و با تبعیت از وجود مقدس آن حضرت، به وظایف خویش عمل نماید و به سلامت خود و جامعه همت بگمارد.

زن در مقام مادر

از تجلیات ارزشمند زن در جهان خلقت، نقش مادری اوست. وجودی در دنیای پهناور هستی نیست که از چشمه پر مهر و بخشنده مادر ننوشیده باشد و دست‌های نوازش گر او بر آلام و دردهای او تسکین نداده باشد. مادر معمای پیچیده و شیرین زندگی، شاهکار آفرینش، همتای مرد و همان نفس انسانی ای است که با تمام ویژگی‌ها و اوصاف خود اعجوبه خلقت به شمار می‌آید.

در عالم هستی هر کجا صحبت از رحمت، عشق، مهر و محبت به میان آید نام مادر می‌درخشد، زیرا هر کدام از این واژه‌ها نمادی از مادرند که مفهوم خود را از حضرت حق دریافت کرده است.

گرچه تمام افکار و اندیشه‌ها به نوعی تلاش کرده اند تا چهره مادر را در قالبی از شعر و نثر، نمایش و تئاتر، نقاشی و پیکر تراشی، خط و موسیقی متجلی سازند، امّا واقعیت آن است که هیچ یک نتوانسته اند حقیقت را آن گونه که هست ادا کنند، چون ابزارهای فوق، گنجایش بزرگی و شکوهمندی چنین معنایی را ندارد. عظمت مادر و زوایای پیچیده روح و جان او باعث شده تا هیچ کس به مقام و شأن او نرسد. ابعاد عاطفی و محبت مثال زدنی او به خانواده؛ خصوصاً نسبت به فرزندان، محبت مشروط و اکتسابی نیست. رحمت و مهربانی او پرتوی از رحمت و لطف الهی است که با نافرمانی‌های مقطعی و سطحی به عقوبت نمی‌انجامد.

عشق و علاقه مادر، در ذات و سرشت او ریشه دارد به طوری که محبت پدر به پایه آن نخواهد رسید. پدر اگر فرزندش ناسالم به دنیا آید او را طرد می‌کند، از ارث محروم کرده و یا او را شدیداً تنبیه می‌کند. امّا محبت مادری نه تنها چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد، بلکه با مهر و علاقه نامحدود و غیر مشروط، فرزندش را دوست دارد؛ حتی اگر در حقش ناسپاسی کند. دامن او برای همیشه پذیرای فرزند است و جهت خوشبختی او تا لحظات آخر حیات، چون شمع می‌سوزد.

در تاریخ آمده است: فرزندی مادر خود را از خانه بیرون کرد. پس از آن، بی‌احترامی را به جایی رساند که مادر را به لب چاهی آورد و او را در قعر چاه انداخت. دل آکنده از مهر مادر، او را به داد و نفرین مبتلا نکرد و از ته چاه فرزند را صدا زد و گفت: عقب بایست تا به چاه نیفتی!

تا به دنیا ز بشر نام و نشان خواهد بود

مهر فرزند گل گلشن جان خواهد بود

اندر آن ورطه که مادر ببرد کشتی مهر

موج رحمت زکران تا به کران خواهد بود

آتش سینه زن کی شود از مهر خموش

کاین نسیمی است که تا حشر وزان خواهد بود

اندر آن لحظه که مادر نگران طفل است

به خدا، چشم خدا هم نگران خواهد بود

قرآن و احترام به والدین

قرآن کریم به رعایت حقوق والدین تکیه کرده و در آیاتی روشن وظایف خطیر آنان را بیان می‌دارد. در چندین آیه نیکی به پدر و مادر بلافاصله پس از توحید مطرح گردیده است؛ از جمله آیه: «وقضی ربک الاّتعبدوا الاّایاه و بالوالدین احسانا امّا یبلغن عندک الکبر أحدهما او کلاهما فلاتقل لهما افٍ و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریما. واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحهما کما ربّیانی صغیرا(۱۰)؛ پروردگارت مقرر داشت که جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند. آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن… و در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و…».

علامه طباطبائی(ره) می‌گوید:

معلوم می‌شود احسان به پدر و مادر بعد از توحید، واجب ترین واجبات است؛ همچنان که عقوق والدین بعد از شرک ورزیدن به خدا از بزرگترین گناهان کبیره است. به همین جهت این مسئله را بعد از توحید و قبل از سایر احکام مطرح کرده است.(۱۱)

قرآن اجازه کوچکترین بی‌احترامی به پدر و مادر را نداده است. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که اگر چیزی کمتر از «اُف» وجود داشت، خداوند از آن نهی می‌کرد.(۱۲)

علامه طباطبایی(ره) در توضیح بیشتر این آیه می‌نویسد: کلمه «اُف» همانند «آخ» در فارسی، انزجار را می‌رساند و کلمه «نهر» به معنای رنجاندن است که با داد زدن بر کسی و یا درشت حرف زدن انجام می‌گیرد. اگر این حکم به دوران پیری پدر و مادر اختصاص داده شده به دلیل آن است که در آن دوران سخت‌ترین حالات را دارند و نیاز بیشتری احساس می‌کنند، زیرا از بسیاری واجبات زندگی خود ناتوانند…

البته آیه نمی‌خواهد حکم را منحصر به دوران پیری پدر و مادر کند، بلکه می‌خواهد وجوب احترام پدر و مادر و رعایت تام در معاشرت و سخن گفتن با ایشان را بفهماند؛ چه در هنگام احتیاج به مساعدت فرزند و چه در مواقع دیگر. باز کردن بال و پر محبت و فروتنی از دیگر وظایف فرزند در مقابل پدر و مادر است به طوری که آنها این تواضع را احساس کرده و بفهمند که مورد توجه قرار گرفته اند و از اینکه فرمود: و بگو پروردگارا ایشان را رحم کن چنان که مرا در خردسالی تربیت کردند؛ دوران طفولیت فرزند را به یادش می‌آورد و خاطر نشان می‌سازد حال که پدر و مادر، ناتوان شده اند و تو نیز به فکر دوره نیازمندی خود باش و از خدا بخواه که به آنها رحم کند، همان طوری که به تو رحم کرده و “تربیت ” نمودند.(۱۳)

سید قطب الدین در تفسیر “فی ظلال القرآن ” حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند: «مردی مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش گرفته و طواف می‌داد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را دید، عرض نمود: آیا حق مادرم را با این کار به جا آوردم؟ فرمود: حتی جبران یکی از ناله‌های او را به هنگام وضع حمل نمی‌کند!»(۱۴)

خداوند درباره پدر و مادر چنین سفارش نموده: «و وصینا الانسان بوالدیه حملته امّه و هنا علی و هن و فصاله فی عامین ان اشکرلی و لوالدیک الی المصیر(۱۵)؛آدمی را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به او حامله شد و هر روز ناتوان تر گشت و پس از دو سال از شیرش باز گرفت و سفارش کردیم که مرا و پدر و مادرت را شکر گوی که سرانجام تو نزد من است».

در این آیه به رعایت حقوق پدر و مادر؛ خصوصاً تلاش‌ها و زحمات فوق العاده مادر به هنگام حمل فرزند در دوران بارداری که همراه ضعف و ناتوانی است، سفارش شده است. این مسئله از نظر علمی نیز به اثبات رسیده که مادران در دوران بارداری گرفتار ضعف و سستی می‌شوند، چرا که شیره جان و مغز استخوانشان به پرورش جنین اختصاص می‌یابد و در این زمان گرفتار کمبود انواع ویتامین‌ها می‌شوند و بعد از آن در مدت شیر دادن دچار صدمه و رنج می‌گردند.

مادر در دوران حمل و شیردهی بزرگ ترین فداکاری را هم از نظر روحی، عاطفی و جسمی برای فرزندش انجام می‌دهد. در این آیه به شکر گزاری پدر و مادر اشاره شده و در ردیف شکرگزاری نعمت‌های خدا قرار گرفته است. لذا از انسان می‌خواهد که شکر(خدا) که خالق اصلی بوده و چنین پدر و مادری را به او داده به جا آورده و نیز شکر پدر و مادر را که واسطه فیض و عهده دار انتقال نعمت‌های خدا به تو هستند را به جای آور.(۱۶)

از آیات قرآن و روایات متعددی که از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومین(علیهم السلام) صادر شده چنین برمی آید که اطاعت از والدین و ادب و احترام و نیکی به آنها و عدم آزار و اذیت ایشان از حقوق مسلم آنهاست. که فرزندان باید آن را عملی سازند؛ مثلاً از این که آنها را به نام صدا کنند و یا جلوی آنان حرکت کنند بپرهیزند. در مقابل پدر و مادر خضوع و خشوع داشته باشند و در حقشان – چه مرده و چه زنده – دعا کنند و به نیابت از آنها به نماز و روزه و انجام اعمال مستحبی بپردازند.

مقام مادر در روایات معصومین(علیه السلام)

ائمه طاهرین(علیهم السلام) فرمایشات زیادی درباره احترام به مادر داشته و ما را به مقام و منزلت این وجود گرانبها راهنمایی می‌کنند: از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که مردی نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: به چه کسی احسان کنم؟ فرمود: به مادرت، گفتم سپس به که؟ فرمود به مادرت، گفتم: سپس به چه کسی؟ فرمود: مادرت گفتم بعد چه کسی؟ فرمود: پدرت.

از این روایت می‌فهمیم که مستحب است در نیکی کردن جانب مادر را بیشتر رعایت کنیم. از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد که حق کدام یک از والدین بزرگ تر است؟ فرمود: آن که نه ماه تو را در شکم گرفت و بعد به سختی به دنیا آورد و سپس از سینه خود غذا داد.(۱۷)

در نیکی به پدر و مادر، ملاک مسلمان بودن آنها نیست، بلکه اگر پدر و مادر کافر و معصیت کار هم باشند، باید به آنها احترام نمود و به خوبی رفتار کرد.

از امام سجاد(علیه السلام) نقل شده که فرمود: مردی به حضور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: هیچ کار زشتی نبوده که به جا نیاورده باشم، آیا برای من راهی به توبه هست؟ حضرت فرمود: آیا از پدر یا مادرت کسی زنده هست؟ گفت: آری پدرم زنده است. حضرت فرمود: به او محبت و نیکی کن. وقتی آن مرد رفت پیامبر فرمود: چه خوب بود اگر مادرش زنده می‌بود.(۱۸)جهاد در راه خدا از واجبات دینی است و بر همه لازم است که در آن شرکت کنند، امّا اگر امر بین اطاعت از پدر و مادر و جهاد در راه خدا(که واجب عینی نباشد) واقع گردد، شخص نمی‌تواند بدون اذن آنان به میدان جنگ قدم گذارد.

مردی نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: «من جوانی با نشاط و ورزیده ام و جهاد در راه خدا را دوست دارم، ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می‌شود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برگرد و با مادر خویش باش. سوگند به خدایی که مرا به حق مبعوث کرده، یک شب با مادر خود مأنوس باشی بهتر است از یکسال جهاد در راه خدا».(۱۹)

بی‌احترامی والدین؛ به ویژه مادری که از جان و دل برای فرزندش قبول زحمت کرده و آسایش و آرامش خود را فدای راحتی او می‌کند، موجب غضب پروردگار شده و پیامدهای سویی را به دنبال خواهد داشت.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «از آزردن والدین بپرهیزید، چون بوی بهشت از هزار سال راه استشمام می‌شود ولی عاق والدین و قطع کننده رحم آن را نمی‌یابند».(۲۰)

گرچه مادر بدون هیچ چشمداشتی، هستی خود را به پای فرزند می‌ریزد امّا بر فرزندان واجب است تا قدر مهربانی‌ها و از خود گذشتگی‌های او را بدانند و به زندگی آرامی که مادر در ایام کودکی برای آنان فراهم کرد بیندیشند. معصومین(علیهم السلام) در رعایت حقوق مادران خویش نهایت توجه را داشته اند. نقل شده است که حضرت سجاد(علیه السلام) با مادر خود هم خوراک نمی‌شد و می‌فرمود: می‌ترسم برای لقمه ای دست دراز کنم که مادرم قصد آن را داشته و با این عمل رعایت حرمت و ادب را ترک کرده باشم.(۲۱)لذا قبل از او به خوردن نمی‌پرداخت.

زکریا بن ابراهیم مسلمان شد و در حج به خدمت حضرت صادق(علیه السلام) رسید و عرض نمود: مادر پیر و کوری دارم، حضرت فرمود: به مادرت توجه کن و به او احسان نما و چون مرد جنازه او را به دیگری وامگذار، و خودت به کارهای او قیام کن و به غسل و کفن و دفن او همت نما. زکریا پس از برگشت به کوفه، به مادرش خیلی مهربانی نمود.

با دست خود لقمه به دهانش می‌گذاشت و لباس در تنش می‌کرد و به نظافت و خدمتکاری او می‌پرداخت. مادرش گفت: ای فرزند! قبلاً که بر دین نصرانیت بودی، این طور با من برخورد نمی‌کردی. حال چه شده این طور عمل می‌نمایی؟ زکریا گفت: آقایی از اولاد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به من چنین دستور داده که خدمت گزار تو باشم. مادر پرسید: آیا این مرد پیغمبر است؟ گفت: نه، ولیکن پسر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است. مادر گفت: ای فرزند! این شخص باید پیغمبر باشد، زیرا امری که به تو نموده وصیت و سفارش پیغمبران درباره مادر است.

زکریا گفت: پس از پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام که نبوت به او ختم شد دیگر پیغمبری نخواهد آمد بلکه او پسر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است. مادر گفت: ای فرزند دین اسلام بهترین ادیان است که تو اختیار کردی به من عرضه بدار تا من هم مسلمان شوم. پس شهادتین را به او تلقین کرد و سایر عقاید و نماز را به او تعلیم داد. پس از این که نماز ظهر، عصر و سپس مغرب و عشاء را خواند، حالتش دگرگون شد و گفت: ای فرزند آنچه را که امروز یاد من دادی دوباره تکرار کن. عقاید اسلام را مجدداً به او یادآوری کرد و مادر پذیرفت و از دنیا رفت. زکریا به همراه مسلمانان او را غسل داد، بر او نماز خواند و او را دفن نمود.(۲۲)

وظیفه مادری

نخستین جایگاه رشد برای پرورش طفل دامان مادر است. او چون کشتزاری است که نهال طفل در آن کاشته می‌شود و با مراقبت‌های صحیح به ثمر می‌نشیند. پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ببینید نطفه را در چه جایگاهی مستقر می‌کنید، چه اینکه وراثت صفات را به فرزند منتقل می‌سازد.(۲۳)

در حدیثی دیگر حضرت می‌فرماید: «ایاکم و تزویج الحمقاء فانّ صحبتها بلاء و ولدها ضیاع؛(۲۴) از ازدواج با زنان احمق(کم هوش) خودداری کنید، زیرا مصاحبت با آنها ناگوار و فرزندی که از آنها متولد می‌شود، بی‌ارزش و تباه است».

انتخاب همسری نیکو و پاکدامن از اولین اقدامات پسندیده در زندگی کسانی است که به آینده ای درخشان و فرزندانی صالح و سالم نظر دارند. چون مرد علاوه برداشتن همسری شایسته خواهان مادری عفیف و درست کردار برای تربیت فرزندان خود می‌باشد. پدران و مادرانی که ایمان مذهبی دارند و پایبند تعالیم آسمانی اند قادر به پرورش فرزندانی لایق و درستکار می‌باشند. استاد فلسفی در گفتاری درباره نقش و وظیفه مادر بیان داشته است:

«کار مادر، مانند نقاشی نیست که زیبایی‌ها را روی پرده نمایان می‌سازد. به کار پیکر تراشی هم که مرمر را حجّاری می‌کند شباهت ندارد. مانند نویسنده ای هم نیست که اندیشه‌های منزه خود را در قالب الفاظ بریزد، بلکه او وظیفه دارد به کمک پروردگار در یک روان انسانی جلوه ای از الاهیت را نمودار سازد.

نمی‌توان گفت هر کس فرزندی را به دنیا آورد، در انجام نقش مادری موفق است. تربیت صحیح و مسئولیت به سامان رساندن فرزندان از جهات اخلاقی و فرهنگی از نشانه‌های بارز مادران موفقی است که از دیدگاه مکتب اسلام دارای ارزش و منزلتی خاص می‌باشند.

مادر در اولین تولد فرزند، رابطه عاطفی با وی برقرار می‌کند و سنگ بنای یک زندگی خوب را برای خود و فرزندش پی ریزی می‌نماید. مهارت مادر و نقش اصلی او در نگهداری از کودک و آشنایی او با وظایف مربوطه کار کمی نیست. اگر مادری احساس کند که مراقبت و سرپرستی از فرزندان وظیفه کوچکی است، در آموختن مهارت‌های مختلف به آنان دچار ضعف و سستی می‌شود. مادر باید نقش حساس و دقیق خود رابشناسد و بدان راضی باشد.

در غیر این صورت نمی‌تواند ارتباط خوبی با فرزندش برقرار کند و در نتیجه بنیان مهر و محبت در خانواده را متزلزل می‌کند. مادر وظیفه دارد به دنبال برقراری ارتباط مهرآمیز و هدایت گر با فرزندان، آنان را به پدر علاقمند کند و احترام و جایگاه او را یاد آور گردد. آشنایی با زندگی دسته جمعی، تفهیم خطرات و مشکلات اجتماعی و صبر و مقاومت در برابر آنها از جمله مسئولیت‌های سنگین مادری دانا و دلسوز است که می‌تواند فرزند خود را به موفقیت و خوشبختی برساند. پر واضح است که نقش مخرّب و نادرست یک مادر زمینه‌های گمراهی و سقوط فرزندان را به وجود خواهد آورد.(۲۵)

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمود: «لعنت خدا بر پدر و مادری که فرزند خویش را بد تربیت کرده و موجبات عاق خود را فراهم کنند».(۲۶)

رشد و پیشرفت انسان، گویای نقش مثبت والدین؛ خصوصاً مادران است. چنان که کج روی و بزهکاری آنها را گاهی می‌توان در کوتاهی این وظیفه جست جو کرد. بیان سرگذشت ذیل ما را به حساسیت موضوع آگاه تر می‌گرداند: در تاریخ آورده اند، جوانی محکوم به اعدام شد. از او خواستند اگر وصیتی دارد بنویسد. گفت: وصیتی ندارم ولی مایلم لحظات آخر عمرم مادرم را ببینم، مادرش را آوردند. او هنگام خداحافظی با مادر لب او را گاز گرفت مادر از شدت درد بی‌حال شد. اطرافیان، جوان را ملامت کردند که این چه کاری بود که کردی، او گفت: این دار اعدام من، توسط مادرم برپاشد. روزی که کودک بودم از همسایه یک تخم مرغ دزدیدم، مرا تشویق کرد تا شتر دزد شدم و سپس قاتل از آب در آمدم.

دانشمند فقیه حجه الاسلام محمد تقی فلسفی، در نقش سازنده مادرش در رسیدن به درجات عالی منبر و خطابه چنین می‌گوید:

مادرم مواظب بود تا بچه‌های خود را با فضیلت و پاک و با ایمان تربیت کند. من گمان می‌کنم بالاترین مرتبه مدیریت برای یک مادر، حسن تربیت فرزند باشد. او برای پدرم نیز یک ملجأ و مرجع پر مهر و محبت بود. رفتار آن بانو در روحیه پدرم در امر تحقیق و مطالعه و اطمینان خاطر در تدریس و برخورد با مردم فوق العاده مؤثر بود.

علت منبری شدن من هم خواست مادرم بود. حتی مدتی بین او و پدرم در این باره گفت و گو بود. پدرم معتقد بود که من باید درس بخوانم و مادرم می‌گفت: که بایستی منبر بروم. عاقبت آن دو توافق کردند که از صبح شنبه تا غروب چهار شنبه وقت من برای درس خواندن در اختیار پدر باشد و از شب پنج شنبه تا روز جمعه(اوقات تعطیل درس طلبگی) اختصاص به منبر داشته باشد. بدین ترتیب مادرم که عاشق حضرت اباعبداللّه(علیه السلام) بود به آرزوی خویش رسید و مرا در مسیر خطابه و منبر قرار داد.(۲۷)

مادرانی که با پیروی از دستورهای الهی زندگی می‌کنند، از همان لحظه که در بطن خود فرزند را پرورش می‌دهند مراقب اخلاق و رفتار خویش اند تا از اثرات سوء کارهای ناپسند بر جنین جلوگیری کنند. آنها از هر خوراکی استفاده نمی‌کنند مگر به حلال بودن آن آگاه باشند. مسائل مربوط به محرم و نامحرم را رعایت می‌کنند.

در هر مجلسی قدم نمی‌گذارند و به احکام دین، طهارت و نجاست توجه دارند. به واجبات عمل می‌کنند و از آنچه ناپسند و نکوهیده است اجتناب می‌ورزند. که امام حسین(علیه السلام) در نبرد خونین روز عاشورا سر حر بن یزید ریاحی را به دامن می‌گیرد حریت و آزادی او را به مادرش نسبت می‌دهد و می‌فرماید: «انت حرٌ کما سمّتک امّک حراً؛ تو آزادی و این آزادی را از مادر نشانه داری».

امیر المؤمنین علی(علیه السلام) پس از شهادت مالک اشتر بر فراز منبر مسجد کوفه می‌فرماید: مادران را نمی‌یابم که فرزندی مانند مالک بیاورند. مالک! چه مالکی، اگر کوه بود کوهی استوار. اگر سنگ، سنگی با صلابت، مالک برای من، مانند من برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

آن حضرت پس از شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) به برادرش عقیل می‌فرماید: برای من زنی انتخاب کن که از مادران شجاع عرب به دنیا آمده باشد.(۲۸) چون می‌خواهم برای من فرزندی بیاورد که از شجاعان عرب باشد. عقیل – که به انساب و ریشه قبایل خوب آشنا بود – بعد از جستجو، فاطمه بنت خزام بن خالد کلابی که بعداً به ام البنین مشهور شد را برای حضرت انتخاب می‌کند.

نکته قابل توجه این است: با این که پدر، امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و نه تنها ضعفی در او نیست، بلکه دارای عالی‌ترین صفات مردانگی و پدری است و از نظر کمالات روحی و جسمی فوق العاده می‌باشد، مادر و صفات او را در تربیت فرزند چنان مؤثر می‌داند که برای داشتن فرزندانی شایسته به دنبال مادری لایق و با استعداد می‌گردد.

تربیت صحیح و سازنده مادران میهن اسلامی سبب شد، جوانان با نیت‌های خالص و ایمان و عقیده راستین قدم به میدان‌های رزم و جهاد بگذارند و با دلاوری هاو جانفشانی‌های خود در اهتزاز پرچم توحید و حفظ کشور اسلامی از دست برد دشمنان، مبارزه کنند و در نهایت پیروزی اسلام بر کفر را با شهادت خود رقم زنند.

احترام ویژه به مادر

احترام به پدر و مادر و رعایت حقوق آنان را از نظر قرآن و روایات و اهل بیت(علیهم السلام) بیان نمودیم. ولی احترام به مادر موضوعی است که بیش از این باید مورد نظر قرار گیرد. از رسول خدا(علیه السلام) سؤال کردند حق مادر چیست؟ فرمود: هیهات: هیهات: اگر به عدد ریگ‌های بیابان و قطره‌های باران در خدمت مادر بایستید معادل یک روزی که در شکم او بوده اید نخواهد بود.(۲۹)

با احترام به مادر، به دعای خیر او، عمر با برکت، رضای پروردگار، وسعت رزق و ده‌ها ثمر و نتیجه ای که امامان معصوم(علیهم السلام) وعده آن را داده اند دست می‌یابیم.

چه بسا وقایع و اتفاقاتی که دیده و یا شنیده ایم که بر اثر عدم حرمت مادران به وقوع پیوسته و خیلی از اوقات از فضل و رحمت پروردگار محروم مانده اند. اشخاصی که به پدر و مادر خود بی‌اعتنایی کرده اند، اعمال و عبادات آنها تباه شده است.

احترام به والدین نه تنها باید در زندگی آنان صورت پذیرد بلکه وظیفه فرزندان است که بعد از مرگ با یاد و خاطره آنان و انجام عمل نیک به نیابت از آنها روحشان را شاد نمایند. گفته شده وقتی مادر والا مقام مرحوم شیخ مرتضی انصاری(قدّس سرّه) از دنیا رفت، مرحوم شیخ به بالین مادر آمده و شدیداً گریه کرد. یکی از شاگردان به منظور دلجویی و تسلیت به ایشان عرض کرد.

شما بااین مقام علمی و عظمتی که دارید سزاوار نیست بر بالین پیرزنی اشک بریزید؟ شیخ فرمود: گویا شما هنوز به عظمت مقام مادر واقف نیستید. تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر مرا شیخ انصاری کرد. ریشه و بنیان وجود مرا این مادر با دست توانای خویش بنا نهاد. تربیت اولیه این مادر زمینه را برای رسیدن من به این مقام شامخ علمی و عملی فراهم نمود.(۳۰)

نفس گرم مادر در عرصه‌های زندگی

همراهی مادر، در تمامی لحظات زندگی و هم دلی و هم صحبتی با فرزندان و راهبری او نعمتی است که هم پای دعای خیرش ارزانی انسان‌های موفق، عالم و وارسته شده است. در کتاب «تذکره الاولیاء» آمده: از بایزید بسطامی سؤال شد که بزرگی میان خلق و مقام روحانی را چگونه به دست آوردی؟

گفت: به دعای مادر! شبی مادرم از من آب خواست. برایش آب آوردم. چون برگشتم، مادرم به خواب رفته بود. گفتم: اگر او را بیدا کنم، خطا کارم. پس بر بالین او ایستادم تا بیدار شد. همان طور ایستاده بودم. صبح شد و مادرم از خواب بیدار گشت. گفت: چرا ایستاده ای؟

گفتم: ترسیدم بیدار شوی و من حاضر نباشم. پس مادرم برخاست و نماز خواند و دست به دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، او را میان خلق بزرگ و عزیز گردان.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام فوت جوانی حاضر شد و فرمود: بگو «لا اله الا اللّه» جوان زبانش را چندین بار حرکت داد ولی نتوانست این ذکر را بگوید. پیامبر به زنی که بالای سر جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ گفت: بلی من مادر او هستم. حضرت فرمود: آیا تو بر او خشمگین هستی؟

زن گفت: بلی، شش سال است که با او حرف نزده ام، حضرت فرمود: از او راضی شو. گفت: خدا به رضای تو از او راضی شود. سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به جوان فرمود: بگو “لا اله الا اللّه” جوان این کلمه را گفت، پیامبر فرمود: چه می‌بینی. گفت: مردی سیاه و زشت و بد بو که مرا احاطه کرده و گلویم را می‌فشارد.

فرمود: بگو: ای کسی که عمل کم را می‌پذیری و از گناهان بسیار در می‌گذری عمل کم من را بپذیر و از گناهان بسیارم درگذر که حقاً آمرزنده و مهربانی. جوان این جملات را گفت. پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: چه می‌بینی؟ گفت: مردی سفید، خوش لباس و خوش صورت و خوش بو که مرا در بر گرفته است. در همین حال جان به جان آفرین تسلیم کرد.(۳۱)

در این داستان واقعی به عظمت گذشت مادر و رضایت و دعای او پی می‌بریم. چه نیکو و پسندیده است که فرزندان در تمام مدت عمر، احترام مادر را نگه دارند، نه تنها در روز مادر با یک دسته گل یا یک کادو بخواهند زحمات او را جبران کنند و در طول سال به او توجهی نداشته باشند و از تلاش‌های بی‌دریغ او قدردانی نکنند، بلکه در طول سال به یاد او باشند و به او احترام بگذارند.

 

پی‌نوشت‌ها

۱- سخنرانی امام خمینی در تاریخ ۱۱/۴/۵۸ و پیام به مناسبت ولادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در تاریخ ۱۵/۵/۵۹٫

۲- سوره الزاریات، آیه ۴۹٫

۳- سوره نساء، آیه ۱٫

۴- سوره نحل، آیه ۹۸٫

۵- همان، آیه ۷۲٫

۶- کشف الغمه، ج اول.

۷- سوره، روم، آیه ۲۱٫

۸- طومار عفت.

۹- المیزان، علامه طباطبائی، ج ۱۵، ص ۱۳۹٫

۱۰- سوره اسراء، آیه ۲۵ – ۲۴٫

۱۱- المیزان، ج ۱۵، ص ۱۳۹٫

۱۲- تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۸۰ – ۷۸٫

۱۳- المیزان،، ج ۱۵، ص ۱۴۱٫

۱۴- تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۸۰ – ۷۸٫

۱۵- سوره لقمان، آیه ۱۴٫

۱۶- تفسیر نمونه.

۱۷- اصول کافی، باب احسان به پدر و مادر.

۱۸- ره توشه راهیان نور، محرم ۷۸، ص ۱۴۴٫

۱۹- اصول کافی، باب احسان به پدر و مادر.

۲۰- گناهان کبیره، شهید دستغیب، ج ۱، ص ۱۲۷٫

۲۱- همان، ص ۱۴۸٫

۲۲- مشکاه الانوار، ص ۳۱۹٫

۲۳- با فرزندان در سایه قرآن، ابراهیم مظاهری، ص ۴۴٫

۲۴- وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶٫

۲۵- همشهری، ۸ مهر ۷۸، ش ۱۹۴۲٫

۲۶- وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۱۱۵٫

۲۷- گفتار وعاظ، محمد مهدی تاج الدین، ص ۲۱۱٫

۲۸- خاطرات فلسفی، ۴۱ – ۴۰٫

۲۹- نظام خانواده در اسلام، حسین انصاریان، ص ۴۳۹ – ۴۳۷٫

۳۰- ره توشه راهیان نور،محرم ۷۸، ص ۸۵٫

۳۱- گفتار وعاظ، محمد مهدی تاج الدین، ص ۲۱۱٫

نویسنده: زهرا نساجی زواره

مجله: پاسدار اسلام؛ مرداد ماه ۱۳۸۲؛ شماره ۲۶۰