شوروی

نوشته‌ها

شیعه در آذربایجان.

اشاره

آذربایجان کشوری است در منتهی الیه جنوب شرقی اروپا که در ساحل غربی دریاچه خزر قرار گرفته است. بیش از ۹۹٪ مردم این کشور مسلمان هستند و ۸۵٪ از آنها (=نزدیک به هفت میلیون نفر) از مذهب تشیع پیروی می‌کنند. این سرزمین تا حدود دویست سال پیش جزو خاک ایران بود ولی در جنگ ایران و روسیه، طی قراردادهای گلستان و ترکمنچای به روسیه ملحق شد. شهرهای نارداران، شماخی و گنجه از مراکز اصلی تشیع در این سرزمین است. مزار بی‌بی هیبت و امامزاده رحیمه خانم از زیارت‌گاه‌ها و مراکز تجمع شیعیان است. جمهوری آذربایجان با ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع مساحت در منتهی الیه جنوب شرقی اروپا قرار گرفته است.

تقسیمات کشوری

باکو پایتخت آذربایجانآذربایجان از سه بخش تشکیل شده است:    بخش اصلی: بخش اصلی آذربایجان کشور آذربایجان است و بر اساس تقسیمات کشوری به چند استان و شهرستان (رایون) تقسیم می‌شود.

جمهوری خودمختار نخجوان: این منطقه واحد برونکان کشور آذربایجان را تشکیل داده، به صورت منطقه حائل بین ایران و ارمنستان قرار گرفته و گمرک اصلی جلفا نیز در مرز آن قرار دارد.

منطقه مورد مناقشه قره باغ: این منطقه منشأ بحران و درگیری بین آذربایجان و ارمنستان است. منطقه قره باغ از سال ۱۹۹۴ میلادی در اشغال ارمنستان است.[۱] [۲]

آذربایجان هرساله در روز ۳۱ مارس مراسم‌هایی تحت عنوان سالروز قتل عام آذربایجانی‌ها برگزار می‌کند.[۳] و آذربایجانی‌ها مدعی‌اند که نظامیان کشور ارمنستان، عده بسیاری از مردم منطقه قره باغ را کشته و به نوعی نسل‌کشی در این منطقه انجام داده‌اند.[۴]تاریخچه شکل‌گیریاین منطقه با انعقاد عهدنامه‌های گلستان (۳ آبان ۱۱۹۲ش/ ۱۲ اکتبر ۱۸۱۳) و ترکمنچای (ا اسفند ۱۲۰۶ش/۱۰ فوریه ۱۸۲۸) از ایران جدا شد و به تصرف روسیه درآمد. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، جمهوری آذربایجان در ۱۸ اکتبر اعلام استقلال نمود و به عنوان یک واحد سیاسی مستقل در عرصه بین‌المللی به رسمیت شناخته شد.

نام‌های تاریخی آذربایجاناین کشور تا قبل از سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ش) به نام‌های دیگری شناخته می‌شد. «آلبانیا»، «اردان»، «اران» و «الران» و «اران و شروان» دیگر نام‌های این سرزمین در طول تاریخ است.[۵] اما در آن سال و پس از کودتای مساواتیان این کشور، جمهوری آذربایجان نامیده شد و از آن پس تلاش‌هایی برای هویت بخشی تاریخی به آذربایجان، به عنوان کشوری با این اسم با سابقه تاریخی طولانی صورت پذیرفت؛ مثلا در کتاب‌های درسی جمهوری آذربایجان، ادعا شده است، ۵۰۰ سال قبل کشوری به نام آذربایجان وجود داشته که اردبیل و تبریز هم جزو آن بودند وایرانیان از زمان کوروش(بزرگ) به این سرزمین تجاوز می‌کرده‌اند.در کتاب‌های درسی دولت باکو نسبت به ۹ استان ایران ادعای ارضی شده و حتی جالب این که مازندران و گیلان هم بخشی از آذربایجان محسوب شده‌اند. همچنین در کتاب‌های درسی و رسمی “هنر” در جمهوری آذربایجان، همه هنرهای ایرانی، آذری فرض و تعریف شده‌اند.[۶]

اقوام ساکن در آذربایجاندر آذربایجان اقوام زیادی ساکن هستند که عبارتند از: آذری‌ها، لزگی‌ها، روس‌ها، ارمنی‌ها، تالش‌ها، آواره‌ها، ترکمن‌ها، تاتارها، اکراینی‌ها، سخورها، گرجی‌ها، کردها، تات‌ها، یهودی‌ها، آدین‌ها و دیگر اقوام.آذری‌ها با داشتن جمعیتی معادل ۸۲/۷ درصد جمعیت، در اکثریت هستند.[۷]

ادیان و مذاهب۹۹/۲ درصد از مردم آذربایجان مسلمان هستند و مابقی مسیحی و پیروان مذاهب دیگرند. علیرغم اینکه اسلام دین رایج این کشور است؛ اما مردم آذربایجان بر اساس قومیت و فرهنگ تقسیم‌بندی شده‌اند و آذربایجان مذهب رسمی ندارد.۸۵ درصد از جمعیت مسلمان این کشور شیعه و ۱۵ درصد اهل تسنن می‌باشند. اکثریت شیعیان دوازده امامی هستند.مهاجرانی مسیحی نیز مقیم باکو هستند و حکومت به آنها اجازه داده آزادانه مراسم عبادی خود را برگزار کنند. در آذربایجان یک گروه کوچک یهودی نیز زندگی می‌کنند و در سه معبد که یکی از آنها در باکو قرار دارد به انجام مناسک دینی خود می‌پردازند.

جمعیت شیعیانجمعیت آذربایجان درسال ۲۰۱۵م برابر ۹.۵۳۳.۷۱۳ نفر برآورد شده است.[۸] از این تعداد بنابر آمار سایت CIA در سال (۲۰۱۴ م) تعداد شیعیان۶.۹۰۰.۰۰۰ نفر[۹] و بنابر آمار سایت rerigiousfreedom در سال (۲۰۱۵ میلادی،) تعداد شیعیان۷.۵۰۰.۰۰۰ نفر است.[۱۰]Circle frame.svgنمودار پیروان ادیان و مذاهب آذربایجان      شیعیان (۸۴٪)     سنی (۱۵٪)     دیگر (۱٪)

سنی‌های آذربایجان دو دسته هستند. سنی‌های بومی عموماً در مناطق حاشیه‌ای و در نزدیکی مرزهای شمال شرقی و شمالی و جنوبی و جنوب‌شرقی زندگی می‌کنند. در باکو محل تمرکز فعالیت‌های شهروندان سنی مذهب مسجد تاریخی “اژدربیگ” است. اهل سنت در دستگاه‌های دولتی جایگاه درخور توجهی ندارند و اهرم و ابزار تبلیغاتی قوی و مؤثری نظیر رسانه‌های دیداری، نوشتار و الکترونیکی به صورت چشمگیر ندارند.برعکس این بخش از فعالیت‌های سنی مذهب، تفکر سنی وارداتی از خارج فعال‌تر عمل می‌کند. ترکیه یکی از مؤثرترین کشورها در این زمینه محسوب می‌شود. در بین کشورهای عربی نیز کویت و عربستان سعودی بیشترین فعالیت دینی را در جمهوری آذربایجان دارند[۱۱]

فرقه‌های منحرف در آذربایجانبهائیت و وهابیت در آذربایجان فعالیت دارند. فرقه بهایی در قالب دو تشکل ثبت شده و قانونی فعالیت می‌کند.فرقه وهابیت هم که در منطقه قفقاز عموماً از نواحی داغستان و چچنستان تغذیه می‌شود[۱۲] بیشتر در بین گروه‌های سنی حاشیه‌ای در آذربایجان نفوذ دارد. وهابیون آذربایجان از حمایت خاموش دولت آذربایجان برخوردار هستند و با هدف تغییر ترکیب جمعیتی جمهوری آذربایجان و مقابله با شیعیان در این کشور فعالیت دارند.[۱۳]حضور و فعالیت وهابی‌ها در جمهوری آذربایجان طی ده دوازده سال گذشته باعث درگیری و اختلاف نظر میان دو نهاد دینی این کشور یعنی اداره روحانیت قفقاز و کمیته دولتی امور دینی در زمان ریاست رافق علی‌اف بر این کمیته شد.[۱۴]در حال حاضر گفته می‌شود تعداد سلفی‌ها در آذربایجان تقریباً ۵۰ هزار نفر است و آنها به ۴ گروه خوارج امروز، جماعت هجرت، تکفیر و اخوان تقسیم می‌شوند.[۱۵]

اسلام و تشیع در آذربایجان

پیش از دوره شورویاسلام در قرن اول هجری به این منطقه وارد شد؛ اما ورود تشیع در دوره صفویه بود و از آن پس در کنار اهل سنت، گروهی نیز شیعه بودند و در گذر زمان اکثر ساکنان منطقه شیعه شدند.با تصرف این منطقه توسط روسیه به‌وسیله معاهده ترکمن‌چای در سال ۱۲۰۶ ش، آذربایجان در شرایط متفاوت اجتماعی و سیاسی قرار گرفت.آذربایجان روسی تحت تأثیر روشنفکران مسلمان تاتار (پیروان جنبش تجدد) خیلی زودی سکولار شد و در فاصله زمانی بین دو انقلاب روسی (سال‌های ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۷ م) در آذربایجان سیاستمداران و مفسرین زیادی به‌وجود آمدند که از مراسم شیعه عاشورا و بعضی سنت‌های قدیمی مذهبی دیگر انتقاد کرده و مطالب خود را در مجلات «اکینجی» و «ملا نصرالدین» منتشر می‌کردند.

در دوران شورویبا فروپاشی نظام سلطنتی و تشکیل اتحاد شوروی، آذربایجان روسی از نام فعلی، وضعیت حقوقی جمهوری شوروی و مرزهای فعلی خود برخوردار شد و شرایط برای شیعیان و مسلمانان سخت‌تر شد. چراکه    اسلام مانند سایر مذاهب، از صحنه زندگی اجتماعی بیرون رانده شده و امر خصوصی شهروندان کشور اعلام شد.

اکثر مساجد تعطیل و گاهی ویران شدند و از جمله مراکزی که ویران شد بارگاه بی‌بی هیبت بود که به اعتقاد شیعیان آذربایجان، وی دختر امام کاظم(علیه السلام) است.

آموزش اسلامی و همه انواع ابراز دیانت مانند مراسم عزاداری در ایام عاشورا، ممنوع شدند.

کشتار عالمان و فعالان شیعیبخشی از این کشتارها عبارتند از:    در اوایل دهه ۱۹۲۰م در پی آغاز نظارت‌های شدید کمونیستی و محو شعائر مذهبی به دستور لنین، ۸۰۰ روحانی در آذربایجان کشته شدند که از این تعداد ۱۷ نفر در حوزه‌های علمیه نجف، قم و مشهد تحصیل کرده، دارای درجه اجتهاد بودند. برجسته‌ترین این مجتهدین آیت‌الله سیدغنی بادکوبه‌ای و آیت‌الله شیخ قدرت‌الله ابراهیمی بودند که به طرز فجیعی اعدام گردیدند.

در فاصله ۱۰ ساله بین سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹ بیش از ۳۰۰ هزار نفر از دینداران در جمهوری آذربایجان توسط تشکیلات‌های مختلف کمونیستی قتل‌عام شدند. در این سال‌ها تعقیب علمای دینی که اکثر آنها شیعه بودند، به طور جدی دنبال شد، قرآن کریم به منزله یک «کتاب زیان‌آور» ممنوع گردید و مساجد تخریب شدند و یا تبدیل به انبار، کلوپ، کتابخانه و یا مدرسه شدند. تنها در سال ۱۹۲۹ حدود ۴۰۰ مسجد در آذربایجان بسته شد و ۱۲۰ مسجد نیز تخریب گردید و یا تر کاربری داده شد.در آن سال‌ها، مأمورین نظام کمونیستی علما و روحانیون را وادار به سوزاندن قرآن می‌کرده‌اند و با مشاهده مقاومتشان آنها را در چاه‌هایی که «نارگین» نامیده می‌شد، انداخته و چاه را با دینامیت منفجر می‌کردند. از دیگر شیوه‌های خشونت‌آمیز و فجیع کمونیست‌ها می‌توان به بستن وزنه به پای روحانیون و انداختن آنها در دریا اشاره کرد. شاهدان این ماجراها نقل می‌کنند که عمامه‌های سفید روحانیون غرق شده چنان سطح آب را می‌پوشاند که از دور دسته پرندگان دریایی یا کبوتران سفید را در ذهن تداعی می‌کرد. تبعید علما به مناطق سیبری و تیرباران آنها نیز از دیگر شیوه‌های رایج کمونیست‌ها بود.در برابر این اقدامات، اکثر دینداران علی‌الخصوص روحانیون شیعه تا پای جان مقاومت می‌کردند. آیت‌الله عبدالغنی بادکوبه‌ای، سیدمحمد بادکوبه‌ای و شیخ حنیفه بادکوبه‌ای، شیخ حسن رامانائی، شیخ کامیاب و میرزا عبدالغفار اردوبادی از علمایی بودند که در منطقه باکو و اطراف آن در حال مبارزه با کمونیسم جان خود را از دست دادند. در سایر نقاط آذربایجان نظیر گنجه، زیره، سالیان و… نیز شرایط مشابهی حاکم بود و شیعیان دینگرایی مانند حبیب‌الله علیزاده فرزند ملاتیمور از زیره و ملاعبدالله و ملااشرف از سالیان از قربانیان سال‌های حضور شوروی بودند.[۱۶]با این حال شیعیان کوشیدند در حد توان، هویت دینی خود را حفظ کنند. شیعیان به فرزندان خود آموزش‌های دینی می‌دادند و در قسمت جنوبی آذربایجان یعنی در نزدیکی لنکران، مصلا و نخجوان و نیز در نارداران، حومه باکو که آنجا امامزاده رحیمه خانم، دختر امام کاظم(علیه السلام) واقع شده است، به طور غیر رسمی مراسم‌های خود را برگزار می‌کردند.

پس از استقلالبا آغاز دوران دگرگون‌سازی و کسب استقلال در سال ۱۹۹۱ م، دین به تدریج به عرصه زندگی اجتماعی برگشت. حیدر علی‌اف بعد از در اختیار گرفتن قدرت سفر حج انجام داد و در همان سال‌ها حج گسترده مسلمانان آذربایجان از سر گرفته شد. هم‌چنین مقامات رسمی ساخت گسترده مساجد، گسترش ادبیات اسلامی و احیای آموزش خصوصی اسلامی را تشویق کردند.[۱۷]

رویکرد ضداسلامی دولت جدیداین روند پس از روی کار آمدن الهام علی‌اف تغییر کرد. برخی از اقداماتی که در دوره وی اتفاق افتاده، عبارتند از:۱-اعلام رسمی ممنوعیت حجاب در مدارس و دانشگاه‌ها و مقابله پلیسی و امنیتی با کسانی که پوشش اسلامی داشته باشند؛ جلوگیری از ورود افراد محجبه به مدارس، دانشگاه‌ها وادارات دولتی و اعمال محدودیت علیه آن‌ها و جلوگیری از الصاق عکس بانوان محجبه بر روی گذرنامه و کارت‌های شناسایی؛۲-اعطای آزادی کامل به یهودیان برای انجام هرگونه اقدامی؛۳- انتشار کتاب موهن آیات شیطانی به صورت پاورقی در نشریه «یونیکال» چاپ باکو و سکوت کمیته دولتی امور دینی جمهوری آذربایجان و حتی بعضا حمایت‌های مادی و معنوی از این نشریه توسط دولت؛۴- حمایت از رافیق توفیق، نویسنده هتاک به پیامبر و ائمه معصومین(علیه السلام). رافیق توفیق که به خود لقب سلمان رشدی آذربایجان را داده بود، با حمایتهای دولت الهام علیاف، ساحت پیامبر(ص) و امامان شیعه را هتک کرد؛ پس از سوء قصد و به دنبال آن مرگ این نویسنده هتاک، رسانه‌های وابسته به دولت آذربایجان، موجی از تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی ایران راه انداخته و ایران را در مرگ وی متهم کردند. در مقابل یک روزنامه روسی گزارش داد، گروه تحقیقاتی مرگِ رافیق تقی، سوء قصد به جان او را به سفارش مقامات سیاسی آذربایجان دانسته است؛ [نیازمند منبع]۵- تبلیغ دولتی علیه دین اسلام همچون انتشار بیانیه‌ای توهین‌آمیز که در روزهای آغازین سال ۲۰۱۲ در مطبوعات آذربایجان منتشر شد. این بیانیه مدعی بود که دین اسلام به زور به مردم این سرزمین قبولانده شده است. این بیانیه که به نام ۵۴ نویسنده و روزنامه نگاران جمهوری آذربایجان صادر شد، در اصل توجیه کننده تئوریک اقدامات ضددینی دولت علی‌اف بود. در این بیانیه عناصر ضداسلام همچون میرزا فتحعلی آخوندزاده و رافیق تقی تکریم شده و به پیوند فکری آن‌ها با تئوریسین‌های ضددین و ضدخدا همچون مارکس و انگلس و نیچه افتخار شده است. در این بیانیه درکنار تکریم دشمنان اسلام و خدا، علیه اسلام، آیات عظام، مراجع تقلید، علمای اسلامی و مبانی و نمادهای اسلامی همچون فتوا و حجاب فحاشی شده است؛درکنار صدور این بیانیه و انتشار آن در مطبوعات جمهوری آذربایجان، انتشار مقالات متعدد دیگر نیز به منظور زیر سؤال بردن تشیع و نهاد مرجعیت و تقلید از مراجع شیعی نیز در دستور کار رسانه‌های باکو قرار گرفته است؛۶- ممنوعیت رسمی پخش اذان از مساجد و منع شدن دانش آموزان و افراد جوان از ورود به مساجد برای شرکت در نمازهای جماعت و ممنوعیت اقامه نماز در مساجد شهرها بویژه شهر بزرگ مذهبی و تاریخی «گنجه»؛۷- مسئولیت دادن به افراد ضد دین در سطوح فرمانداری و استانداری شهرها مثل فرماندار گنجه که ضمن محدودکردن دینداران این شهر برای حضور در مساجد، افتخار افتتاح چندین کاباره، قمارخانه و محل فساد را نیز به خود اختصاص داده است؛۸- تخریب مساجد به بهانه‌های مختلف و حتی با توسل به زور و تهدید، به عنوان نمونه تخریب مساجد حضرت محمد(ص) در شهر «یاسامال» و مسجد حضرت فاطمه زهرا(س» در منطقه «گونشلی» و یا تعطیلی کامل و قفل و بست کردن مسجد بزرگ حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیه) در «نخجوان»؛۹- اعلام رسمی دولت باکو به طلاب مشغول تحصیل در ایران و تهدید کسانی که تحصیلات دینی دارند و یا در ایران تحصیل کرده‌اند، که هیچ گونه شغل و منصب دولتی اعطاء به آن‌ها نخواهد شد. همچنین تصدی امور دینی توسط روحانیون تحصیل کرده در خارج از کشور و نیز تبلیغ دین توسط آنان در جمهوری آذربایجان ممنوع شده است؛۱۰- تعطیلی تمام مدارس دینی و اسلامی در کشور و محروم کردن همه طلبه‌های مدارس دینی از امتیازات اجتماعی؛۱۱- ممنوعیت برگزاری مراسم مذهبی و عزاداری ماه‌های محرم و صفر و تعیین زمانی یک یا دو ساعته در داخل مساجد؛ ۱۲- افزایش چند برابری جریمه‌های مالی و حبس‌های درنظر گرفته شده برای نقض کنندگان ممنوعیت‌های اعمال شده علیه فروش و توزیع کتب و اشیای دینی در این کشور در ماه‌های پایانی سال ۲۰۱۱ م؛۱۳- دستگیری تمام فعالان سیاسی و مذهبی به ویژه اعضای «حزب اسلامی» از جمله حاج محسن صمداف رهبر این حزب، به بهانه‌های واهی مثل نگهداری سلاح غیرمجاز و یا داشتن موادمخدر و یا اخلال در نظام امنیتی کشور؛۱۴- محدودیت برای انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان دارای گرایش‌های مذهبی و اسلامی در انتخابات خصوصا اعضای حزب اسلامی و رد صلاحیت نامزدهای مستقل و اسلام‌گرا در انتخابات پارلمانی؛۱۵- مبارزه شدید با اسلام و مذهب شیعه توسط دولت حتی در ارائه آمار رسمی در مورد میزان جمعیت مسلمان و جمعیت شیعیان این کشور؛۱۶- لغو یک طرفه روادید اتباع آذری در روز ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ به ایران[۱۸]۱۷- برقراری ارتباطات گسترده با رژیم صهیونیستی.نمونه این ارتباطات پرواز پهپاد صهیونیستی از مبدأ آذربایجان به سمت ایران، برای جاسوسی بود که در تاریخ۱۳۹۳/۶/۲ بر فراز منطقه هسته‌ای نطنز مورد اصابت موشک قرار گرفت.[۱۹]

اماکن زیارتی شیعیان

بقعه بی‌بی هیبت

امامزاده بی‌بی هیبت

نوشتار اصلی: بی‌بی هیبتبی بی‌هیبت، زیارتگاهی در حدود شش کیلومتری جنوب غربی باکو در جمهوری آذربایجان. این زیارتگاه متعلق به یکی از دختران امام موسی کاظم(علیه السلام) به نام فاطمه صغری است. به این امامزاده پیر نیز می‌گویند. این بقعه در زمان صفویه ساخته اما هنگام تسلط استالین بر این منطقه، به دستور وی در سپتامبر ۱۹۳۶م. تخریب و روی قبر آسفالت ریخته شد. مردم به احترام بقعه از روی قبر عبور نمی‌کردند. پس از فروپاشی شوروی این بقعه دوباره بازسازی شد.پس از فروپاشی نظام کمونیستی، شیعیان با تلاش فراوان به تجدید بنای حرم آن حضرت اقدام نمودند و فاز اول آن، ۱۷ ربیع الاول ۱۴۱۹ق افتتاح شد. طرح توسعه حرم هم‌اکنون به صورت جدی در حال پیگیری است.[۲۰]

امامزاده رحیمه خانم

مراسم عزاداری شیعیان در کنار امامزاده رحیمه خانماین بارگاه در یک مکان روستایی بنام نارداران واقع بوده و عمارت آن به سبک اسلامی ساخته شده است. این مکان زیارتی یکی از اماکن مهم برگزاری مراسم عزاداری در ایام سوگواری اهل بیت علیهم السلام می‌باشد.[۲۱]

امامزاده ابراهیم فرزند امام باقر(علیه السلام)

ضریح امامزاده ابراهیم فرزند امام باقر(علیه السلام) در گنجهمقبره ابراهیم فرزند امام محمد باقر(علیه السلام) در شهر گنجه قرار دارد. در ۲۰۱۰م به دستور الهام علی اف، رئیس جمهوری آذربایجان بازسازی آن آغاز شد و در ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ طی مراسمی با حضور الهام علی اف و الله شکور پاشازاده رئیس اداره مسلمانان قفقاز در گنجه افتتاح شد.[۲۲]

مناطق مهم شیعه‌نشین

نارداران

 نارداراننارداران در ۲۸ کیلومتری شمال شرقی باکو قرار دارد و یکی از کانون‌های مهم حرکت اسلامی در قفقاز و جمهوری آذربایجان بوده و در تمام کشور آذربایجان از نظر پایبندی به اعتقادات دینی و رعایت آداب و رسوم سنتی از جاهای دیگر مشهور و ممتاز است.زیارتگاه رحمیه خاتون خواهر امام رضا(علیه السلام) در این روستا هست.[۲۳]این روستا هم‌اکنون نیز یکی از مراکز مهم دینی شیعیان است. دولت آذربایجان در صدد است هویت دینی این منطقه را از بین ببرد.

شماخیشماخی از شهر‌های معروف و شاعر پرور و خوش آب و هوای جمهوری آذربایجان است. در روزگار صفوی،‌دارای مدرسه علمیه بوده و مساجدی هم در این شهر بوده است. یکی از مراکز اصلی زبان فارسی در آن نواحی همین شهر شماخی است.[۲۴]

گنجه گنجه از شهرت تاریخی بسیاری برخوردار است و در شمار شهر‌های مذهبی آذربایجان قرار دارد. در دوران کمونیست‌ها نام این شهر را کیروف آباد گذاشتند که بعد از استقلال جمهوری آذربایجان دوباره به همان نام گنجه نامیده شد. این شهر از محلات مختلفی سامان یافته است که در هر محله طوایف به اصطلاح قومیت‌های گوناگون زندگی می‌کنند. محلات تات قشلاق، زرابی، چای قیراغی، تات لار و… از آن جمله هستند. گنجه زادگاه شاعر و عارف بزرگ پارسی گوی نظامی گنجوی است. در خلال جنگ‌های ایران و روسیه در قرن نوزدهم، گنجه به همراه شهرهایی دیگر از قفقاز ضمیمه خاک روسیه گردید.[۲۵]گنجه در ۳۶۵ کیلومتری غرب باکو قرار دارد و مقبره ابراهیم فرزند امام محمد باقر(علیه السلام)، نظامی گنجوی و مسجد تاریخی شاه عباس در این شهر است.[۲۶]

تشکل‌های دینی    اداره روحانیت مسلمانان قفقازاین مرکز در سال ۱۹۸۰م در باکو تأسیس شد و ریاست آن با شیخ‌الاسلام الله شکور پاشازاده بود. این مرکز با هدف کنترل گرایش‌های دینی مسلمانان و نیز دولتی کردن دین اسلام، توسط روس‌ها به‌وجود آمد. با این حال این تشکل هر وقت می‌توانست رفتارهای مستقل و مبتنی بر احیاگری دینی از خود بروز می‌داد.

این اداره در سال‌های ابتدایی بعد از استقلال کشور، فعالیت‌های دینی خود را گسترش داد و روزنامه سلام را منتشر کرد که بعد از اندک زمانی انتشار آن متوقف شد. به موجب سنت رایج، شیخ الاسلام، شیعه و معاون مفتی وی، سنی است. بر اساس اساسنامۀ ادارۀ دینی مسلمانان قفقاز شیخ الاسلام از طرف اعضای شورای قاضیان که نمایندگان گروه‌های دینی هستند انتخاب می‌گردد. ادارۀ دینی از نظر مالی مستقل از دولت است. قسمت اعظم درآمد آن از صندوق نذورات مساجد و زیارتگاه‌ها تأمین می‌گردد. هم چنین بخشش‌های مختلف و کمک‌های مؤسسات خیریه اداره دینی را تأمین مالی می‌کند. هیئت تفتیش ادارۀ دینی بر هزینه و مخارج کارکنان مساجد و نهادهای دینی توسط نظارت می‌کند(نظامنامه ادارۀ روحانی مسلمانان قفقاز، مادۀ ۷). همه کارکنان مساجد، پیرها و زیارتگاه‌ها (امام و روحانیون) وابسته به اداره دینی هستند و مسئول برگزاری عبادات و مراسم می‌باشند. مراسمی مانند نکاح، طلاق، نام گذاری و هم چنین مراسم دفن و کفن توسط قاضیان، آخوندها و امامان به جا آورده می‌شود (ماده ۱۰۹ نظامنامه). اداره دینی مسئول آموزش و تعلیمات دینی است. گشایش مدارس دینی، دوره‌های آموزش قرآن و نهادهای آموزش عالی دین و اعزام دانشجویان مستعد به دانشگاه‌های مختلف کشورهای اسلامی در حیطه کاری این نهاد است (ماده‌ی۲۲ نظامنامه).[۲۷]    کمیته دولتی امور تشکل‌های دینیدولت آذربایجان این تشکل را با هدف افزایش کنترل دولت بر نهادها و تشکل‌های دینی ایجاد کرده است.    حزب اسلامی آذربایجان (صدای اسلام)این حزب را قوی‌ترین نهاد مردمی دین‌مدار می‌توان نامید. این حزب همواره موضع انتقادی در برابر دولت سکولار و غربگرای باکو داشته است. این حزب که در سال ۱۹۹۲ رسماً به ثبت رسید، در سال ۱۹۹۶ با شدیدترین محدودیت‌های دولتی روبه‌رو شد. منابع غربی اعضای این حزب را در سال ۲۰۰۵ بیش از ۷۰ هزار نفر برآورد کرده بودند. این منابع بستر اجتماعی این حزب را توده عام مردم می‌دانند که نخبگان جامعه در بین آنها جای چندانی ندارند. با توجه به مرام‌نامه حزب اسلامی، می‌توان موارد زیر را به عنوان مهم‌ترین اهداف این حزب اسلام‌گرای شیعی برشمرد: – تلاش برای تعمیق باور‌های دینی مردم از راه تبلیغات دینی، بزرگداشت مناسبت‌های اسلامی، طرح مساله تقلید و معرفی مراجع تقلید و…    مقابله با سطحی نگری و انواع خرافات رواج یافته در باور‌های دینی.

تلاش برای آشنا سازی مردم مسلمان با آموزه‌های اسلامی

جایگزینی نگاه اسلامی به جای نگاه قوم گرایانه در سیاست‌های داخلی و خارجی.

ترویج مفاهیم دینی مثل شهادت و جهاد برای آزادی قره باغ

مقابله با نفوذ دشمنان جهان اسلام

اعتراض یه سیستم اداری مبتنی بر رشوه و فساد

اعتراض به ترویج بی‌بند و باری از سوی رسانه‌های تصویری دولتی و شبه دولتی.[۲۸]علاوه بر حزب اسلامی آذربایجان، گرایش‌های دین‌مدار به ویژه مطالبه حق آزادی فعالیت‌های دینی در برخی دیگر از احزاب و گروه‌های سیاسی نیز وجود دارد. حزب سوسیال دموکرات آذربایجان و جبهه خلق آذربایجان (شاخه کلاسیک) در این زمره هستند.    اتحادیه اسلامی حمایت از حقوق بشرشیعه‌گری آذری‌ها علاوه بر رویکردهای سنتی و مبتنی بر عادات عامیانه مردم که در بین طرفداران حزب اسلامی رایج است، در اشکال روشنفکرانه و مترقی نیز تبلور یافته است. جریان مذهبی منتسب به حاجی ایلقار ابراهیم اوغلو روشنفکر مذهبی مهم‌ترین جریان شیعی مدرن در آذربایجان است.حاجی ایلقار، رییس اتحادیه اسلامی حمایت از حقوق بشر و نماینده انجمن بین‌المللی آزادی دینی در آذربایجان است. انجمن یاد شده نهاد غیردولتی مسیحی است که مرکز آن در آمریکا قرار دارد. این روشنفکر مذهبی جوان که گفته می‌شود، به مدت ۸ سال به تحصیل علوم دینی و فلسفه اسلامی در دانشگا‌ه‌های ایران مشغول بوده، از اندیشه‌های مرتضی مطهری تأثیر پذیرفته است.حاجی ایلقار در کنار توجه به شیوه‌های ملایم مذهبی از منتقدان سرسخت حاکمیت اقتدارگرای علی‌اُف است و به خاطر مخالفت‌های گسترده با دولت در سال ۲۰۰۴ از ادامه امامت جماعت مسجد جامع باکو منع و با محدودیت‌های اساسی در فعالیت‌هایش مواجه شد.[۲۹]

  مرکز پژوهش‌های دینی

این مرکز که در سال ۱۹۹۹ تأسیس شد، در پی احیای معارف اسلامی و ارزش‌های شیعی در آذربایجان است. همان‌گونه که در بخش‌های قبلی نیز گفته شد، ریاست این مرکز را روشنفکر دینی جوانی به نام «ائلچین عسگراُف» به‌عهده دارد و حمایت این مرکز از نظام جمهوری اسلامی ایران و برقراری روابط گسترده بین ایران و آذربایجان از محتوای مطالب تهیه شده توسط مرکز، کاملاً آشکار است. این مرکز علاوه بر درج مطالب خبری و تحلیلی در سایت اینترنتی خود مجله قطب را نیز منتشر می‌کند. انتقاد از برخی سیاست‌های دولت در زمینه مسائل دینی و اعتراض شدید به گسترش فعالیت‌های مسیونری مسیحی از رویکردهای مشخص این مرکز تحقیقاتی به‌شمار می‌رود.مراسم محرم و عاشورامراسم روز عاشورا از قرن‌ها پیش در آذربایجان وجود داشته است و حتی دوران حکومت شوروی نتوانست این مراسم را ریشه‌کن کند.این مراسم دربرگیرنده مجموعه‌ای از نقاط قوت و ضعف است که عبارتند از:    در حال حاضر همانند دوران کمونیستی هیچ کس در روز عاشورا عروسی برگزار نمی‌کند و هیچ جشن خانوادگی صورت نمی‌گیرد.

اهل سنت نیز در این مراسم شرکت می‌کنند.[۳۰]

در عزاداری‌ها آن گونه که شایسته قیام امام حسین(علیه السلام)می باشد، واقعه عاشورا تبیین و تشریح نمی‌گردد که البته این امر به خاطر سال‌ها ممنوعیت دین در این کشور در دوره حکومت شوروی است.

مردم این جمهوری با معارف اصیل شیعی آشنایی ندارند و یک ناظر بیرونی شاهد صحنه‌هایی تعجب آور است؛ مثلا خانم‌های بی‌حجاب با حضور در امامزاده‌ها و تکایا به شیوه خاص خود به امام حسین(علیه السلام) و یا حضرت ابوالفضل(علیه السلام) ابراز ارادت می‌نمایند.

هنوز بعد از نزدیک به دو قرن که از انفکاک جمهوری آذربایجان از ایران می‌گذرد، سبک عزاداری و نوع اشعار و مرثیه‌هایی که در عزاداری‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، شباهت‌های زیادی با عزاداری مرسوم در ایران به ویژه مناطق آذری نشین دارد.

در اوایل استقلال جمهوری آذربایجان مطبوعات این کشور تمایلی چندانی به پوشش مراسم عزاداری حسینی نداشتند، ولی اکنون به دلیل افزایش روز افزون توجه جامعه به این رویدادها و ارزش‌های معنوی، مطالبی را در خصوص قیام امام حسین(علیه السلام) درج می‌کنند.[۳۱]روابط شیعیان آذربایجان با ایراندر اوضاع کنونی جمهوری اسلامی ایران هم در جایگاه دولت و نظام سیاسی و هم در جایگاه ایدئولوژی یک ملت، اصلی‌ترین و بزرگ‌ترین حامی تفکر تشیع در جهان اسلام بوده و نظام بین‌الملل و افکار عمومی نیز این واقعیت را پذیرفته است. با وجود این سطح ارتباطات و مناسبات ایران با کشورهای مختلف در موضعگیری آنها نسبت به ایدئولوژی شیعی تأثیرگذار می‌باشد. جمهوری آذربایجان نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر چند دو کشور در شرایط کنونی از سطح قابل قبول روابط و مناسبات برخوردارند، ولی پاره‌ای مسائل تنش‌زا بین دو کشور مانع از برخورداری مؤثر شیعیان آذربایجان از حمایت‌های ایران گردیده است. برخی از این موانع بدین قرارند:    عدم حمایت قاطع و مؤثر ایران از آذربایجان در مناقشه قره‌باغ؛

انجام تبلیغات منفی بسیار گسترده علیه دولت‌گرایی دینی و مبتنی بر مذهب شیعه در ایران که نخبگان جامعه آذربایجان را نسبت به مدل ایدئولوژی و نظام سیاسی ایران بدبین ساخته و آنها را از قدرت‌گیری شیعه و احتمال شکل‌گیری دولتی دینی بیمناک نموده است؛

اختلاف‌نظر دولت ایران و آذربایجان پیرامون برخی مسائل سیاست خارجی و سیاست‌های منطقه‌ای نظیر رژیم حقوقی دریای خزر و روابط آذربایجان با آمریکا و اسرائیل؛

انتقاد برخی محافل باکو از آنچه که آن را عدم احقاق حقوق مدنی و فرهنگی آذری‌های ایران می‌نامند که البته در این خصوص دولت باکو نقش چندانی ندارد و این دیدگاه اغلب از سوی برخی احزاب و گروه‌ها مطرح می‌شود.[۳۲

پانویس:

  1. در جمهوری آذربایجان چه می‌گذرد؟
  2. گره کور قره‌باغ؛ حق با آذربایجان است یا ارمنستان؟
  3. پیام حیدر علی‌اف رئیس جمهوری آذربایجان به مردم به مناسبت ۳۱ مارس- روز قتل عام آذربایجانی‌ها
  4. نسل کشی خوجالی جنایتی علیه بشریت است
  5. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۷، مدخل اران.
  6. آذربایجان و اران تاج‌سر تفکیک‌ناپذیر ایران
  7. ولی جباری، شیعیان جمهوری آذربایجان، مؤسسه شیعه شناسی، ص۸۲.
  8. http:// www.countrymeters.info/en/Azerbaijan
  9. به آدرس اینترنتی www.cia.gorlibrary
  10. به آدرس اینترنتی www.religiousfreedomlib
  11. تشیع در جمهوری آذربایجان
  12. تشیع در جمهوری آذربایجان
  13. شهید مبارزه با وهابیت در جمهوری آذربایجان، خبرگزرای آران پرس.
  14. میرمحمدی، «وهابیت تهدیدی برای ثبات دینی و یکپارچگی مذهبی جمهوری آذربایجان»، روزنامه – جمهوری اسلامی، ۲۲/۰۹/۱۳۸۶
  15. بونش فرزاد رمضانی، «گفتگو با محسن پاک آیین سفیر ایران در جمهوری آذربایجان»، مرکز بین المللی مطالعات صلح در ۱۵ تیر ۱۳۹۳.
  16. شیعیان آذربایجان
  17. مذهب شیعه در آذربایجان بعد از فروپاشی شوروی
  18. اوج وقاحت‌های الهام علی‌اف در سرزمین شیعیان
  19. رسانه اسرائیلی: پهپاد سرنگون شده برفراز ایران از جمهوری آذربایجان به هوا برخواسته بود
  20. آستانه مبارکه بی‌بی هیبت علیها السلام خواهر حضرت معصومه(س) در جمهوری آذربایجان
  21. خادمان علوی در بارگاه امامزاده رحیمه
  22. خبرگزاری ابنا: افتتاح آرامگاه فرزند امام محمدباقر(علیه السلام) با حضور رئیس جمهور آذربایجان
  23. تبلیغ آرمان‌های انقلاب اسلامی در قلب آذربایجان
  24. اشرافی مرتضی، گفتگو باعبدالقادر سلیم اف شهرویورماه ۱۳۹۳، همچنین برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به جعفریان رسول، اطلس شیعه، تهران، انتشارات سازمان جغرافیایی، چاپ دوم ۱۳۸۸،ص۶۴۴
  25. جعفریان رسول، اطلس شیعه، تهران، انتشارات سازمان جغرافیایی، چاپ دوم ۱۳۸۸، ص۶۴۴.
  26. خبرگزاری ابنا: افتتاح آرامگاه فرزند امام محمدباقر(علیه السلام) با حضور رئیس جمهور آذربایجان
  27. تاشتان عبدالوهاب، تحولات اجتماعی فرهنگی در آذربایجان، دین و احیای دینی، ترجمه: جلیل یعقوب زادۀ فرد،‌به نقل از www.azararan.ir/fa تاریخ دسترسی ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ شمسی.
  28. احسان خدادوست، جریان اسلامی آذربایجان، آتش زیر خاکستر، پایگاه تحلیلی-تبینی برهان، ۲۵ خرداد ۱۳۹۱.
  29. نگاهی به وضعیت شیعیان جمهوری آذربایجان
  30. گلی حسن، ماه محرم در جمهوری آذربایجان، سایت خبری تحلیلی تابناک، ۱۳۸۸
  31. گلی حسن، ماه محرم در جمهوری آذربایجان، سایت خبری تحلیلی تابناک، ۱۳۸۸، همچنین مصاحبه با دکتر صمد اف، تجسم ایمان در جمهوری آذربایجان، به نقل از پایگاه خبری بولتن نیوز، در تاریخ ۲۱ تیرماه ۱۳۹۰. و نیز اشرافی مرتضی، گفتگو با علم الدین لطیف اف، طلبه علوم دینی و کارشناسی ارشد حقوق از دانشگاه تهران، از جمهوری آذربایجان، مجمع جهانی اهل بیت(علیه السلام)، مهرماه ۱۳۹۳.    تشیع در جمهوری آذربایجانپیوند به بیرون    آمار شیعیان آذربایجان
  32. سرنوشت مذهب شیعه در آذربایجان بعد از فروپاشی شوروی
  33. نامه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به رئیس جمهور آذربایجان
  34. وهابی‌های جمهوری آذربایجان آماده جنگ می‌شوند
  35. خبرگزاری بیداری اسلامی جمهوری آذربایجان راه اندازی شد
  36. حرم حضرت رحیمه(س) در جمهوری آذربایجان + تصاویر
  37. پایگاه اینترنتی اسلام تایمز
  38. منبع: ویکی شیعه

نقش هنرهای گرافیگی در انقلاب اسلامی ایران

 

نوشته­ ای که پیش رو دارید، حاوی نگاه تحلیلی غربی هاست نسبت به بخشی از هنر انقلاب، نگاهی که در نهایت در فهم منطق درونی واقعیت­های اجتماعی و هنری انقلاب ناکام و ناتوان مانده و گرفتار کلیشه­ های رایج نظام رسانه­ ای، فکری غرب شده است. با این همه، تلاش برای فهم عناصر هنری برآمده از دل انقلاب اسلامی از سوی ایشان، واجد اهمیت است؛ آن چنان که هنری مانند «گرافیک» را که در نزد بسیاری از ماها، هنری فانتزی و خاص محسوب می­ شود، در ردیف تاثیرگذارترین عوامل در مدیریت انقلاب اسلامی، مورد توجه قرار داده است.

مسئله اینجاست که آیا از این سو، «سوی جمهوری اسلامی ایران» تلاشی برای شناختن و شناساندن مبانی و آثار هنر انقلاب اسلامی آغاز خواهد شد؟ آیا انگیزه مند خواهیم شد تا غبار فراموشی از چهره  ی هزاران اثر هنری و هزاران رویداد هنری جوشیده در متن انقلاب اسلامی بشوییم؟

دوره بی نظیر گرافیک

نقش هنرهای گرافیگی در انقلاب اسلامی ایران

در روزهای پرالتهاب ایران

هر گاه بحث فرهنگ های تصویری و تجسمی مدرن، غنی و لایه لایه جوامع غیرغربی در میان غربیان مطرح می شد بی آنکه در این قضیه اندیشه کنند، بی درنگ با این دیدگاه که آن فرهنگ ها مشتقات آمریکایی و اروپایی هستند، از دایره بحث­ ها کنار گذاشته می شدند و این سنتی بود دیرپا؛ اما به تازگی غربیان به طور جدی بر آن شده اند ببینند هنرمندان خاورمیانه، میراث فرهنگی پیچیده و چندوجهی سرزمین های خود را با ظرایف و لطایف عصر مدرن آشتی داده و هم­نوا ساخته­ اند. محصول فرهنگ تجسمی ایران در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برای انسان غربی، یک نقطه شروع است تا از آن مبدا با یک تیر دو نشان بزند: از یک سو نگاهی موشکافانه به هنر ایران مدرن بیاندازد و از دیگر سو به بررسی قضایای اجتماعی مبتلا به زمان حاضر، مانند اسلام سیاسی بپردازد.

شوروی که مظهر مدرنیزاسیون جهان گرایانه بود، چگونه دست خوش انقلابی گردید که پیامش را در تصویربرداری های محدود به سرزمین خود غرقه می­ ساخت و رجعتی آرمان­گرایانه به گذشته را طلب می کرد؟ هنرهای تجسمی و تصویری از منظری بر وجود خلاقیت دلالت می کنند و از منظر دیگر سند تاریخی خیزش­ها و بحران ها هستند و بینشی عمیق و بی نظیر به انسان می­ بخشند.

پوسترهای انقلابی ایران، معرف فرهنگ تجسمی مدرن این کشور است. فرم های کوبنده و رنگ های تند مانند سرخ (نماد جنبش­های آزادی­بخش مارکسیستی) یا سبز، سیاه و سفید (که در اسلام اهمیت دارند) با هم ترکیب شده و خطوط زیبا یا خطاطی نیز هم­چون آرایه­ای بر آن نشسته­ اند. این محصولات را در روزهای پرالتهاب ایران می ­شد. در جای جای شهرهای این کشور دید. در و دیوار شهرهای ایران پوشیده بود از پوستر و شعارهای دیواری، مخالفان رژیم پهلوی، برای تخریب وجهه و ارزش مجسمه­ هایی که برای به رخ کشیدن اقتدار و عظمت آن رژیم در برابر انظار و حضور مردم بنا شده بودند، روی آن­ها را با پوستر و شعار می ­پوشاندند. هنرمندان حرفه­ای و آماتور، در کارگاه­های موقتی، گویی یک شبه، پوسترهای انقلابی را طراحی می کردند. هر گاه عوامل رژیم پهلوی، آن پوسترها را پاره کرده یا روی شعارهای دیواری را با رنگ می پوشاندند. بلافاصله پوسترهای جدیدی علم می شدند. خط، فن بیان و سیاست در اشارات تلمیح گونه به قرآن یا شعر کلاسیک ایران، روی پوسترها جان گرفته و با هم ممزوج می­شدند. تا ایدئولوژی های انتزاعی به آحاد مردم ایران فهمانده شود.

در دهه ۱۹۶. و ۱۹۷۰، نقاشان و تندیس­ گران ایرانی با رجوع به میراث ملی خود به ویژه نظم فارسی، هنر فولکلور شیعی و مضامین سنتی اسلامی از این سرچشمه ­های الهام­ بخش سیراب می­ شدند. آنان کهنه و نو را به هم پیوند می­دادند، عناصر مقدس و غیرمقدس را می آمیختند و بدین طریقه پتانسیل تصویری خط و خطاطی را – که نقش و کارکرد کلام و تصویر را هم­زمان داراست – برای دستیابی به اندیشه ­های انتزاعی تاثیرگذار و قدرتمند به خدمت می گرفتند. برخی از هنرمندان پوسترساز، حتی المانهایی را از عکس­های چاپ شده در روزنامه­ های محلی اقتباس کرده، بازیابی می­کردند. بدین ترتیب، هنر، رپرتاژ، شعر و سیاست در آن زمان توانسته بودند شبکه در هم تنیده­ای از معانی را در فرهنگ تجسمی ایران پدید آورند.

احیای شعائر و انگاره ها

رشد هنرهای گرافیکی ایران در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به موازات روند مدرنیزاسیون پیش می رفت و از این روند اثر می ­پذیرفت. صنعتی شدن ایران و حضور روزافزون و چشم­گیر در صحنه جهانی، خود به گستردن بستری منجر شد تا تصاویر گرافیکی در اعلان و بیان آرمان­های سیاسی، فرهنگی و تجاری کشور نقشی بسیار مهم و اساسی ایفا کنند. اما به رغم گامهای جدی به سوی مدرنیته و این امر که عده­ای از هنرمندان مطرح ایران در آکادمی ها و آتلیه های غربی تربیت شده بودند. این باورهای مردمی و مناسک و شعائر اسلام شیعی بود که گنجینه­ ی سرشاری از استعارات و انگاره ­ها برای هنرهای گرافیکی فراهم می ساخت. در بحبوحه­ ی انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ آمار بی سوادی در ایران، رقم بالایی را نشان می داد. اما بیشتر ایرانیان با انگاره ها و استعارات ذهنی و تصویری فراوانی که قدمتی چندصدساله داشتند، دمساز و آشنا بودند.

آن شعائر و انگاره ها به دست انقلاب ایران احیا و متحول شده و در بستر سیاسی به جریان افتادند. جمهوری اسلامی ایران تا اوایل دهه ۱۹۸۰، نشانه­ شناسی مورداستفاده دربازنمایی خود را به طور کامل در اختیار داشت و این مثال روشنی است از نحوه استخدام نمادهای قابل فهم جمعی – دیوارنگاره ­ها، شعارهای دیواری، تمبر، اسکناس، و تصاویر کتاب­های درسی ابتدایی  برای تهییج و تجهیز یک ملت. حتی در یک جامعه کاملا باسواد نیز اقتضا می کند، اقلام تبلیغاتی – سیاسی و ایدئولوژیکی از حداقل کلام و حداکثر تاثیر استعارات تصویری نافذ و موثر استفاده کنند. در انتقال مفید و موثر پیام­های سیاسی و مذهبی فراگیر به خیل عظیم مردم لازم است، دستگاه نشانه شناختی بی­نهایت ساده اما پیشرفته، به خدمت گرفته شود، تشکیلات دولتی یا غیردولتی هر زمان که اراده کنند می توانند استعاره یا انگاره­ای تصویری را از طریق رسانه­ های مختلف به همگان منتقل سازند. مثلا نقش یا طرح چاپ شده روی یک پوستر را می­ توان در ابعاد یک تمبر، کارت پستال، اسکناس و کتاب درسی، کوچک کرد یا به بزرگی یک تابلوی عظیم تبلیغاتی یا دیوارنگاره در آورد.

نقاشی قهوه­ خانه ­ای

مضامین شیعی در دهه ۱۹۶۰ نمود برجسته ­ای در نقاشی­ های روایتی ایران، موسوم به پرده یافتند. تاریخ این ژانر که بازگو کننده مضامین و حکایات مذهبی یا غیرمذهبی است، به عصر صفوی می رسد. این نوع نقاشی را گاهی اوقات «شمایل» می­گفتند و روایت داستانی یا مولفه نمایشی آن به «شمایل خوانی» و یا «شمایل گردانی» مشهور بود.

اساس این سنت بر خلق نقاشی های عریض رنگ روغن، روی پرده­ هایی به ابعاد ۱۲*۵ فوت استوار است. پرده ها و نمایش­ های مذهبی، بیش از هر چیز روایت­گر تراژدی کربلا هستند. جریان واقعه کربلا را با جزئیات کامل روی بوم می­ کشیدند. شخصیت اول این تراژدی را در هیئت ­های متعدد و موقعیت­های گوناگون نمایش می­دادند تا بدین گونه، داستانی که روی پرده نقاشی شده، حرکتی پویا را به بیننده و شنونده القا کند. نقال، پرده بزرگی را روی دیوار، آویزان می­ کرد یا بین دو میله یا دو ستون می­گستراند و برای جمعیت مشتاق گرداگردش، داستان را بازی­گونه نقل می­کرد.

«پرده» در ایران به «نقاشی قهوه خانه ای» نیز شهرت یافته، زیرا قهوه­ خانه­ های ایرانی، نقشی همانند آتلیه هنرمندان بازی می کردند که بسیار شبیه بود به کافه ­هایی که نویسندگان فرانسوی، غالبا در آن جا به خلق اثر و رفت و آمد می پرداختند. به رغم درگذشت محمد مدبر و حسین قوللرآغاسی (دو استاد بزرگ ژانر نقاشی قهوه خانه ای) حدود یک دهه قبل از انقلاب، تاثیر «پرده» بر هنر انقلابی، در نقش کارت پستالی که از روی پوستری کشیده شده توسط حسن اسماعیل ­زاده با موضوع سقوط محمدرضا شاه پهلوی، چاپ شده به وضوح قابل مشاهده است.

شرح کلیت وقایع انقلاب در این پوستر روی نقشه ایران پیاده شده. اثر اسماعیل زاده، نقاشی­ های قهوه ­خانه ­ای و صحنه­ های وقایع بزرگ آن­ها را در ذهن انسان تداعی می کند. نقش اول داستان این پرده را آیت الله خمینی پیروز – به جای امام حسین – که شاه مخلوع – دشمن بی اسب – را از کشور بیرون رانده ایفاد می کند. برج ایفل در پشت اوست و این اشاره ای است به چند ماه تبعید ایشان در پاریس، قرآن را با دست راستش بلند کرده در زمینه ­اش پرچم سبزرنگ مواجی است که رویش کلمه «جمهوری اسلامی» و «لا اله الا الله» می­ درخشد و این پیام را می­دهد که انقلاب ایران یک انقلاب اسلامی بود.

شاه در کسوت شاهانه می­ گریزد در حالی که سگی سیاه و شیطانی سرخ به دنبالش روانند و طناب داری نزدیک او آویزان شده. در هر دو دستش چمدان­ هایی منقوش به پرچم­ های آمریکا و انگلیس گرفته و از درز آن­ها سکه­ های طلا و اسکناس، کنار پایش می­ریزد. برخلاف نقاشی های «پرده ای» که حکایت از چپ به راست شرح داده می­شود. داستان این پوستر انقلابی از راست به چپ جریان می یابد.

«الف . رضوی» از پوسترسازانی است که به سفارش کانون فرهنگی شمیران، پوستری را طراحی کرد. استمداد او از سنت نقاشی های قهوه خانه ای در پوسترش که از روی آن کارت پستالی منتشر شد، به خوبی قابل درک است. پیام این اثر، اعلام تشکیل جمهوری اسلامی ایران، در بیست و دوم بهمن ماه است. سر آیت­ الله خمینی بالای جمعیتی قرار داشته و ناظر آن­هاست. پرده ای که نشانه­ های پرچم آمریکا را بر خود دارد، پاره شده و جمعیت از آن سو به این سو روان است. پرچمی با عبارات «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» به دست یک انقلابی به خون نشسته است که آن را در زمین نصب می کند.

طرح های گرافیکی ضدآمریکایی

وقایع سیاسی، تغذیه  کننده هنرهای گرافیکی انقلاب بوده  اند. روابط ایران و آمریکا به دنبال سفر شاه به این کشور، برای درمان سرطان، رو به تیرگی گذاشت و بحران گروگان گیری به قطع روابط انجامید. بلافاصله احساسات ضدآمریکایی، در طرح­های گرافیکی تبلور یافتند، حتی روی تمبرها.

یک تمبر ۲۰ ریالی ایرانی از آن دوران، تصویر گروگان گیران را که از درهای اصلی سفارت آمریکا بالا می روند، نقش کرده است. یک گروگان که چشمانش را با تکه­ای از پرچم آمریکا بسته  اند، روی متن بزرگ تری از پرچم آتش گرفته آمریکا ایستاده است. شعار «تسخیر لانه جاسوسی آمریکا» به زبان فارسی و انگلیسی روی تمبر، خودنمایی می­کند.

تمبری ۴۰ ریالی به عملیات ناموفق آمریکا برای نجات گروگان­ها اختصاص دارد. بالگردهای آمریکایی به دستور جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا، از باند ناو هواپیمابری در خلیج فارس به پرواز درآمده تا در یک پایگاه موقت، در دل صحرای ایران برای سوخت­گیری فرود بیایند. طوفان وحشت­ناکی از شن به راه می افتد و سه بالگرد از هشت فروند بالگرد موجود از کار می افتند. در این گیر و دار، یک بالگرد با هواپیمای سوخت­ رسان تصادم کرد که بر اثر آن، چندین نظامی آمریکایی کشته شدند. تمبر یادبود این رویداد، جسد سوخته یک سرباز آمریکایی و هواپیمای متلاشی شده را نشان می دهد. بالای تمبر اولین آیه ی سوره «فیل» که نابودی سپاه ابرهه توسط پرندگانی به نام ابابیل را روایت می کند، درج شده، مسلمانان با این داستان آشنا هستند. هیچ عنصر و مضمون دیگری بهتر از داستان ابرهه، برای اشاره به شکست عملیات نجات گروگان های آمریکایی نمی­ توانست استمداد شود. این تمبر که به تمامی کشورهای دنیا فرستاده شد، پیام قابل فهمی داشت، اما فقط مسلمانان، تلمیح قرآنی­ اش را درک می کردند.

گریختن شاه، آغاز دوره استثنایی هنر

با گریختن شاه از ایران در ژانویه ۱۹۷۹، هنر ایران یک دوره استثنایی شکوفایی، که حدود یک سال و نیم دوام آورد را تجربه کرد(!!.) هنرمندانی به نمایندگی طیف­ های سیاسی گوناگون از ملی گرایان گرفته تا کمونیست­ها به تقلید از سنت­ های متفاوت، از جمله سنت دانشکده هنرهای زیبای اروپا، سبک کلاسیک ایرانی، و رئالیسم سوسیالیستی روسی به خلق آثار هنری مخصوص به خود مشغول شدند. نمونه­ ای از ژانر سوسیالیستی واقع­ گرای این دوره، کارت پستال پوستری برای گرامیداشت یازدهم اردیبهشت، روز جهانی کارگر است. نمای درشت دو دست قوی که چکش آهنگری و آچاری را گرفته اند و از میانشان گل روییده است بر صفحه این پوستر نقش بسته است.

عجیب است که حزب جمهوری اسلامی، حزب سیاسی روحانیون محافظه کار، سفارش دهنده پوستری بوده است که القاگر پیام چپ­گرایانه صریحی است. (!!!) ماه عسل گروه­ های مترقی سیاسی و مذهبیون بنیادگرا بسیار کوتاه بود و ایدئولولوگ­ های اسلامی به سرعت، نهضت تبلیغاتی تمام عیاری، برای مصادره انقلاب به نفع خود به راه انداختند.

آنها لشکری از هنرمندان را که می­ کوشیدند از طریق هنرهای گرافیکی، مردم را بسیج کرده، رقبا و مخالفان بالقوه را از میدان به در کنند، سازمان دادند. هنرمندان بعد از انقلاب نیز مانند قبل از انقلاب از عناصر مدرنیستی و عناصر سنتی اسلامی و شیعی، استمداد می­کردند.

پوسترهای حیرت انگیز

اولین مجموعه پوسترهای سیلک اسکرین با رنگ های روشن که توسط سازمان تازه تاسیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، سفارش شده بود. مصادیق حیرت انگیزی را ارایه می دهد. هنرمندانی بودند که از پرتره­ های شاه و شهبانو، به قلم اندی وارهول الگوبرداری می کردند. آثار اندی وارهول روی دیوار کاخ­ها و موزه هنرهای معاصر تهران، نصب شده بودند. این هنرمندان گرافیست ایرانی به تاسی از اندی وارهول، اساس پرتره های خویش را بر عکس­های به شدت ساده شده سوژه هایی می گذاشتند که در پیش زمینه آبستره نقاط درشت­نمایی شده یک سایه زنی نقطه چینی قرار داشتند.

تلاش هنرمندان برای بسیج مردمی

با تهاجم عراق به ایران در پاییز سال ۱۹۸۰، هنرهای گرافیکی ایران با چالش تازه­ ی متحدسازی ملت برای دفاع از کشور و بیرون راندن متجاوز، روبه ­رو شد. هنرهای گرافیکی در عصر پهلوی، در راستای فروش کالا و خدمات معنا می ­یافتند. هنرمندان گرافیکی ایران با تکیه بر فنون آموخته شده در دوران انقلاب می­ کوشیدند ملت را بسیج و آنان را به ورود به صحنه عمل ترغیب کنند.

در تاریخ تبلیغات، دوره­ ای را مانند ۸۸ – ۱۹۸۰ در ایران سراغ نداریم که هنرهای گرافیکی به شیوه­ ای سازمان یافته و سیستماتیک، نقشی بس مهم ایفا کرده باشند. لشکر عظیم هنرمندان به شکل سازمان یافته در کارگاه های شهرها، روستاها حتی سنگرها، بی وفقه تلاش می کردند آثاری بیافرینند که سربازان و غیرنظامیان را هم­پای هم به میدان آورده، احساسات شان را آکنده از شور و هیجان کنند.

دیوارهای بلند، ساختمان های سنتی ایران در آن سال ها، زمین ه­ای مساعد برای هنرمندان بود تا تبحر خویش در تصویرآفرینی را متبلور سازند و در مقطعی به نظر می­آمد. محض خالی نبودن عریضه، حتی یک دیوار هم از قلم­ موی نقاشان، یا نصب پوستر و یا لغزش دست شعارنویسان در امان نمانده است.

صدام یکی از سوژه های دائمی و دم­دستی زمان جنگ بود که هنرمندان ایرانی، از او چهره و خصلتی اهریمنی می­ کشیدند. در تصویری که از تبلیغات متفقین در جنگ جهانی دوم الگوبرداری شده، چهره رهبر عراق را که با چهره هیتلر جوش خورده و به روشنی قصد جنایت­کار خواندن صدام را دارد، مشاهده می­ کنیم. ایران در جنگ جهانی دوم روابط نزدیکی با آلمان برقرار کرد.

دستگاه تبلیغات متفقین در تلاش برای متقاعد ساختن ایرانیان که هیتلر و هم ­پیمانانش شرور هستند از شخصیت ها و قهرمانان شاهنامه استمداد کردند. مثلا، در یک اثر تبلیغاتی که به سبک مینیاتور کهن ایرانی نقاشی شده، ضحاک – عنصر شرور حماسه – به هیئت و صورت هیتلر است و دو مار روی دوش­هایش به شکل سرهای موسولینی و هیدکی توجو (امپراطور وقت ژاپن هستند.

هدف دیوارنگاره ها؛ القای روحیه مثبت

از روی کادر میانی یک ازدیوارنگاره­ های بسیار بزرگ در شهر گرگان که پیامش تکریم ایثار و از خودگذشتگی است و مجاهدت­های مردم در طول هشت سال دفاع مقدس را بیان می کند، کارت پستالی منتشر شد. هدف از کاربرد دیوارنگارها، پوسترها و سایر هنرهای تصویری، حفظ آمادگی نظامی و القای روحیه مثبت بود. نوجوانان با الهام و انگیزه ­ای که از چنین تبلیغاتی می­ گرفتند به صف بزرگسالان پیوسته و هم­پای آن­ها در قالب نیروهای بسیجی به جبهه ها می رفتند.(اثر اصغر کفشچیان مقدم و مسعود شجاعی طباطبایی)

تصویر زنان در تبلیغات گرافیکی

هر چند زنان ایرانی، در رزم خونین، علیه متجاوزان عراقی شرکت نداشتند اما در برخی از تبلیغات گرافیکی، تصویر زنان رزمنده­ای را که اسلحه بر دوش دارند، می بینیم. مثلا، در یک تمبر ده ریالی که به مناسبت روز زن – روز تولد حضرت فاطمه زهرا – منتشر شده، ارائه تصویری پویا و بانشاط از زن رزمنده را شاهدیم. در این تصویر، زنی زهراگونه با مقنعه­ ای سرخ بر سر بر فراز جمعیتی از زنان چادری ایستاده است. دستش را با انگشتان بازی برای شعار بالا گرفته، خواهرانش را به عمل تشویق می­کند. پنج انگشتش نماد پنج شخصیت مقدس شیعیان است. پرچم­های سبزرنگ مواجی، بالای جمعیت در اهتزاز است و روی یکی از آنها کلمه «یا زهرا» نقش بسته است. حرکت دراماتیک تظاهرات توسط این عنصر تقویت می­شود. نقش ساده ای از سر یک زن چادری و اسلحه بر دوش را روی تمبر بیست ریالی می بینیم. چهره­اش در احاطه سیاهی چادر است و در وسط، طرح یک چشم همانند مردمک نشسته است تا تداعی گر تصویر او در «نگاه بیننده» باشد.

نمادهای انقلاب روی اسکناس

در میان تمام رسانه های تبلیغاتی، نباید از نقش پول غافل شد چرا که قدرتمندترین رسانه ممکن است. مردم صرف­نظر از جنسیت، سن، یا طبقه اجتماعی به این واسطه ی مبادله و رسانه تبلیغی نیازمندند، میلیون ها نفر، شب و روز در داخل و خارج، پول داد و ستد می کنند و برای کنترل ارزش و صحت اعتبارش در آن دقت می کنند. طراحان گرافیک و گراورسازان جمهوری اسلامی ایران، پیامشان را با تصاویر واضح، آشنا و قابل فهم منتقل می کنند. روی یک اسکناس ده­ هزارریالی نمایی است از یک تظاهرات مذهبی که به تظاهرات سیاسی تبدیل شده. تظاهرکنندگان از همه اقشار جامعه – به رهبری یک روحانی – تصاویر آیت  الله خمینی و پلاکاردهایی مبنی بر اعلام وفاداری به او را حمل می کنند. آنان در یکی از راه­پیمایی ­های هفتگی سراسری در حمایت از جنگ با عراق به سوی انوار گرم خورشید که نماد پیروزی نهایی است می روند.

پایان جنگ و کاهش تبلیغات هنر

کمتر از یک سال پس از «جنگ ویرانگر تحمیلی»، آیت الله خمینی درگذشت. کارت پستالی از روی یک نقاشی به سبک مینیاتور کلاسیک ایرانی که روایت زندگی تا مرگ امام بود، تهیه و منتشر شد. در قسمتی از آن، پرچم ­هایی به سه رنگ پرچم ایران در دست اوست: رنگ سبز نماد بهشت و خاندان پیامبر اسلام است؛ رنگ سفید به معنای کفن و شهادت است؛ و رنگ سرخ به معنای خون و قربانی است. در این نقاشی که تولید حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی است، آیت الله به زنان، خواهران، مادران، دختران و پسران کوچک شهدای جنگ تحمیلی دلداری می دهد.

در میانه تصویر، او میزبان چهار نماینده از قومیت­های ایران است. میهمانان، روی قالی آبی­رنگ مزین به نقش سیمرغ، نماد گذشته اسطوره­ای و مقام عرفانی ایران، نشسته­ اند. در گوشه بالا سمت راست، آیت الله دست از دنیا شسته، به سرای باقی می­رود و عبایش را بر جای نهاده است. گذشته و حال به هم آمیخته اند.

با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و ارتحال آیت الله خمینی، ملت خسته و افسرده شد. از آن زمان تا حال تولید تبلیغاتی هنر به شدت کاهش یافته است. روی دیوارهای ایران، دیوارنگاره­ ها و پوسترهای زمان جنگ رنگ می بازند. در سال ۱۹۹۰، کرباسچی، شهردار سابق تهران، دستور پاکسازی تمام دیوارها را صادر کرد؛ سایر شهرهای کوچک و بزرگ از این رویه پیروی کردند. فصل سابق بسته شد. هنرمندان گرافیک ایران در حال حاضر مسیرهای دیگری را می آزمایند. باید صبر کنیم و بعد.

منبع: مجله راه شماره ۵۹ آذر۹۳

نویسنده: پیتر چلکووسکی.

مترجم: ع.ف. آشتیانی.