شهادت زهرا

نوشته‌ها

داستان هجوم به خانه علی(علیه السلام)!

اسناد اهل تسنن در شهادت زهرا(سلام الله علیها)


ایام شهادت بزرگ بانویی است که شاید نخستین وجه هویت او آن است که دخت گرامی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بوده است. مسلمانان همواره تا ابد داغ مصیبت عظیم را در دل خواهند داشت و چقدر می تواند خوب باشد اگر به تاریخ رجوع کنیم مستندات واقعه شهادت زهرا (سلام الله علیها) را از ذیل روایات مسلمانان از شیعه و اهل تسنن بیرون بکشیم!پس از شهادت نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) و ماجرای سقیفه که البته در این نوشتار مجال پرداختن بدان نیست، بیعت گرفتن برای خلیفه آغاز شد. و این آغاز ماجرای شهادت زهرا(سلام الله علیها) بود.

براساس اسناد اهل سنت و شیعه هنگامی که علی(علیه السلام) از بیعت با ابوبکر کناره گیری کرد، ابوبکر، عمر بن خطاب را به سوی علی(علیه السلام) فرستاد و گفت: او را با سخت ترین تندی و عتاب(برای بیعت گرفتن) به نزد من بیاور. عین عبارت البلاذری از علمای اهل تسنن در کتاب انساب الاشراف چنین است: «بعث ابوبکر عمر بن الخطاب الی علی(علیه السلام) حین قعد عن بیعته و قال ائتنی به بأعنف العنف …»(1)

علامه حلّی از علمای شیعه در کتاب نهج الحق و کشف الصدق تصریح فرموده اند:« که ابوبکر در صورت امتناع علی (علیه السلام) از بیعت حکم جنگ با ایشان را صادر نمود.» (2) ابن عبدربه از علمای اهل تسنن در العقد الفرید حتی اذعان نموده است که ابوبکر دستور داد اگر علی(علیه السلام) و عباس از بیعت امتناع کردند آنها را بکش: «ان ابیا علی (علیه السلام) و العباس فقا تلهما.» (3)

هجوم به منزل

جوهری از علمای اهل تسنن در السقیفه و فدک قریب به این مضمون را تصریح نموده است که: «و بلغ ابابکر و عمر انّ جماعة من الهاجرین والانصار فقد اجتمعوا مع علی بن ابیطالب فی منزل فاطمه بنت رسول الله فأتوا فی جماعته حتّی هجموا الدار…»

صدای فاطمه(سلام الله علیها) و گریه اش را شنیدند، باز گشتند، در حالی که اشک می ریختند و نزدیک بود که دل هایشان از جا کنده شود و جگرهایشان پاره پاره شود. پس آنها علی(علیه السلام) را از خانه بیرون کشیده و او را به سوی ابوبکر بردند و به او گفتند: «بیعت کن!» پس فرمود:« اگر بیعت نکنم چه می کنید؟» گفتند: «قسم به خدایی که جز او خدایی نیست، گردنت را خواهیم زد»                                                                                                            به ابابکر و عمر خبر رسید که عده ای از مهاجرین و انصار با علی بن ابی طالب(علیه السلام) درخانه فاطمه (سلام الله علیها) دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اجتماع نموده اند، پس با جماعتی آمدند تا اینکه به خانه هجوم آوردند… (4)

شرح واقعه هجوم به منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) در روایات شیعه و اهل تسنن با جزییات آمده است و لازم است برای مشخص شدن ابعاد شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مورد بررسی دقیقتری قرار بگیرد. ابن قتیبه از علمای اهل سنت در کتاب الامامة و السیاسة که معروف به تاریخ الخلفاء است به شرح مفصّل هجوم به منزل دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرداخته است.

بر اساس شرح ابن قتیبه هجوم، دو بار تکرار شده است. وی هجوم اول را چنین شرح می دهد: « ابوبکر گروهی را جویا شد که از بیعت با او تخلّف کرده و نزد علی(علیه السلام) می باشند. پس عمر را به سوی آنها فرستاد، عمر نزد آنها آمده و آنها را صدا زد و حال آن که ایشان در خانه علی(علیه السلام) بودند. ولی آنها از خارج شدن امتناع ورزیدند پس … هیزم طلب کرد و گفت:« به آن خدایی که جان عمر در دست اوست یا از خانه خارج می شوید یا خانه را با تمام کسانی که در آن هستند، می سوزانم.» به وی گفته شد: « ای ابا حفص، فاطمه (سلام الله علیها) در این خانه است.» او گفت: « اگر چه (فاطمه در خانه باشد.) » پس آن گروه خارج شدند و با ابوبکر بیعت کردند جز علی(علیه السلام).» جهت ارائه اسناد دقیق تر در این باره عین متن عربی ابن قتیبة را نیز می آوریم:

«ان ابابکر تفقد قوماً تخلّفوا عن بیعته عنه علی(علیه السلام) فبعث إلیهم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار علی(علیه السلام) فأبوا عن تخرجوا فدعا بالحطب و قال: والذی نفس عمر بیده لتخرجن او لاحرقنها علی من فیها. فقیل له: یا اباحفص انّ فیها فاطمة. قال: و إن! فتخرجوا فبایعوا الاّ علیاً (علیه السلام).»(5)

دو بار هجوم کردند!

هجوم اول سبب شد همه افرادی که در منزل علی(علیه السلام) جمع شده بودند برای بیعت نزد ابوبکر روند، به جز خود امیرالمومنین(علیه السلام) که در منزل باقی ماند. ابن قتیبه از نظر تاریخی هجوم دومی را نیز مفصّلاً شرح می دهد که پس از امتناع علی(علیه السلام) از بیعت روی داده است: «پس عمر نزد ابوبکر آمد و به او گفت: «آیا از این کسی که تخلّف نموده بیعت نمی گیری؟» پس ابوبکر به قنفذ گفت:«برو و علی(علیه السلام) را بخوان …» برای بار دوم عمر گفت: «به این کسی که از بیعت با تو تخلّف نموده مهلت نده. »بعد ابوبکر به قنفذ گفت:« برگرد به سوی او و به او بگو، خلیفه رسول الله(صلی الله علیه و آله) تو را می خواند که با او بیعت کنی… » سپس عمر برخاست و گروهی با او حرکت کردند تا به درب خانه فاطمه (سلام الله علیها) رسیدند. پس درب را کوبیدند. فاطمه (علیهاالسلام) چون صدای آنها را شنید با ندای بسیار بلند فرمود:« ای پدر، ای رسول خدا، بعد از تو از ابن خطاب و ابن ابی قحافه چه ها بر سر ما آمد.»

پس جمعی از آن گروه چون صدای فاطمه (سلام الله علیها) و گریه اش را شنیدند، باز گشتند، در حالی که اشک می ریختند و نزدیک بود که دل هایشان از جا کنده شود و جگرهایشان پاره پاره شود. ولی عمر با جمعی باقی ماند.

پس آنها علی(علیه السلام) را از خانه بیرون کشیده و او را به سوی ابوبکر بردند و به او گفتند: « بیعت کن!» پس فرمود: « اگر بیعت نکنم چه می کنید؟» گفتند: « قسم به خدایی که جز او خدایی نیست، گردنت را خواهیم زد.» عین عبارات عربی ابن قتیبة در تاریخ الخلفاء در باره هجوم دوم چنین است: «… فأتی عمر ابابکر فقال له الا تاخذ هذا المتخلّف عنک بالبیعة؟ فقال ابوبکر لقنفذ اذهب فادع لی علیاً… فقال عمر الثانیة لا تمهل هذا متخلّف عنک بالبیعة. فقال ابوبکر لقنفذ: عُد إلیه فقل له خلیفة رسول الله یدعوک لتبایع … ثمّ قام عمر فمتنی معه جماعة حتی اتوا باب فاطمه(سلام الله علیها) فدقّوا الباب فلما سمعت اصواتهم نادت باعلی صوت ها: یا ابت یا رسول الله ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن قحافة؟ فلماً مع القوم صوت ها و بکاء ها الضرفوا باکین و کادت قلوبهم تنصدع و اکبادهم تنفطر و بقی عمر و معه قوم: فاجرجوا علیاً(علیه السلام) فمضوا به الی ابی بکر فقال له: بایع. فقال(علیه السلام) إن لم افعله فمه؟ قالوا: إذاً والله الذی لا اله الاّ هو نضرب عنقک.»(6)

که علی محمد فتح الدین الحنفی آن را نقل نموده است که « از زید بن السلم روایت می کند که من از جمله کسانی بودم که به هنگام خودداری علی (علیه السلام) و یارانش از بیعت به همراه عمر هیزم به طرف درب خانه فاطمه (علیهاالسلام) بردیم…»

هیزم بر در خانه!

همانطور که به اشاره در شرح مبسوط ابن قتیبه آمده است، جهت تهدید برای گرفتن بیعت مهاجمان اقوام به انباشتن هیزم بر در خانه نمودند. ابن ابی الحدید از علمای اهل سنت در شرح نهج البلاغه به نقل از مسعودی می نویسد: « قال المسعودی: و کان عروة بن الزبیر بعذرأ خاه عبدالله فی حصر بنی هاشم فی الشعب و جمعه الحطب یحرقهم و یقول: إنمّا اراد بذلک الا تنتش اکلمة و لا یختلف المسلمون و إن یدخلوا فی الطاعة فتکون الکلمة واحدة کما فعل عمر بن الخطاب ببنی هاشم لما تأخروا عن بیعة ابی بکر فإنّه أحضر الحطب لیحرق علیهم الدار»؛ «مسعودی می گوید: عروة بن زبیر برادرش عبدالله را در محاصره بنی هاشم در دره ای و جمع آوری کردن هیزم توسط او برای آتش زدن آنان معذور می دانست و می گفت: او این کار را برای این کرد که تفرقه و پراکندگی ایجاد نشود و مسلمانان با هم اختلاف نکنند و آنان (بنی هاشم) نیز به اطاعت او در آیند و در نتیجه با هم متحد شوند همانطور که عمر بن خطاب این کار را با بنی هاشم کرد وقتی آنان از بیعت با ابوبکر درنگ کردند.» (7)

براساس گفته این عالم اهل تسنّن جمع آوری هیزم برای آتش زدن درب منزل حضرت زهرا(سلام الله علیها) واقعه ای تاریخی است و این مطلب توسط شخص عمر بن خطاب براساس نقل مسعودی انجام گرفته است البته تلاش برای تبیین دلیل و به بیان دیگر توجیه این اقدام مطلب دیگری است که البته در قانع کننده بودن و یا نبودن آن نیز می توان سخن گفت که مجالی دیگر می طلبد. اما به طور ضمنی و البته قطعی می توان اعتراف علمای سنت به اقدام شخص خلیفه اول به این کار را براساس مستندات تاریخی بدست آورد.

سند دیگری بر این مضمون بیان ابن خیزرانه در کتاب غرر است که علی محمد فتح الدین الحنفی آن را نقل نموده است که «از زید بن السلم روایت می کند که من از جمله کسانی بودم که به هنگام خودداری علی (علیه السلام) و یارانش از بیعت به همراه عمر هیزم به طرف درب خانه فاطمه (علیهاالسلام) بردیم…»(8)

جمع آوری هیزم در پشت درب خانه امیرالمومنین(علیه السلام) امری تاریخی است که هیچ جای شبهه و شکی در آن نیست که در برخی دیگر از اسناد از شیعه و سنّی نیز آمده است که از آن جمله می توان به کتاب سلیم از قیس الهلالی و تفسیر عیاشی و بحارالانوار و بسیاری دیگر از کتب شیعه اشاره نمود. برخی از اسناد اهل سنت نیز در این موضوع عبارتند از: الامامه و السیاسة از ابن قتیبة، انساب الاشراف از البلاذری موتمر علمای بغداد از مقاتل بن عطیه، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، اعلام النساء از عمر رضا کحاله و نیز کتاب عمر بن الخطاب از عبدالرحمن احمد البکری.(9)

نتیجه

هجوم به منزل دخت گرامی اسلام و جمع آوری هیزم به در منزل ایشان از جمله مستندات تاریخی است که منابع اهل سنت و شیعه در آن متفق القول هستند.

 منبع:سایت تبیان

پی نوشت:

1- انساب الاشراف، البلاذری (م. 279)، دارالمعارف قاهره، ج 1، ص 587

2- نهج الحق و کشف الصدق، علامه حلی (م. 726)، ص 271

3- العقد الفرید، ابن عبد ربه(م. 328)، المکتبة الشاملة، ج 2، ص 73.

4- السقیفة و فدک، جوهری (م. 323)، ص 72

5- الامامة و السیاسة المعروف به تاریخ الخلفاء، ابن قتیبة (م. 276)، انتشارات شریف رضی، ج1، ص 30.

6- همان منبع شماره پنجم.

7- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید (م. 656)، طبع موسسه اسماعیلیان، ج 20، ص 147

8- فلک النجاة، علی محمد فتح الدین الحنفی (م. 1371)، ص 121

9- به نقل از دفاعیات، سید علی رضا غروی، مهدی امامی، مرتضی کارگر به قلم مجید هوشنگی (کاظمی)، انتشارات طوبای محبت، 1387، صص 37- 21.

رادفر

بخش عترت و سیره تبیان

نماز و عبادت حضرت زهرا سلام الله علیها

اشاره:

فاطِمه(س) مشهور به فاطِمهٔ زَهرا (۵ بعثت –۱۱ق)، دختر پیامبر اسلام(ص) و خدیجه کبری(س) و همسر امام علی(ع) است. او یکی از پنج تن آل عبا (اصحاب کساء) بوده که شیعیانِ دوازده امامی آنها را معصوم می‌دانند. امام دوم و سوم شیعیان و زینب(س) از فرزندان او هستند. زهرا، بَتول، سیده نساء العالمین از جمله القاب وی و اُمّ اَبیها کنیه مشهور او است. فاطمه، تنها زن همراه پیامبر(ص) در روز مباهله با مسیحیان نجران بوده است. سوره کوثر، آیه تطهیر، آیه مودت و آیه اطعام و احادیثی چون حدیث بَضعه در شأن و فضیلت فاطمه نازل و نقل شده‌اند. در روایات آمده است که پیامبر(ص)، فاطمه(س) را برترین زن در دو عالم معرفی کرده و خشم و خشنودی او را خشم و خشنودی خداوند دانسته است.

حضرت على (ع) در شب ازدواج ، همسرش را نگران دید و علت آن را پرسید حضرت زهرا (س) فرمود: ” پیرامون حال و وضع خود اندیشیدم و پایان عمر و منزلگاه قبر را به یاد آوردم و انتقال – از خانه پدر – به منزل خودم ، مرا به یاد ورود به قبرم انداخت ! تو را به خدا بیا تا در آغاز زندگى مشترک به نماز برخیزیم و امشب را به عبادت خدا بپردازیم.
فاطمه زهرا
امام خمینی (ره) درباره شخصیت بانوی بزرگ اسلام، حضرت فاطمه زهرا (س) می فرمایند :” تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا علیهاالسلام جلوه کرده است. زنی که تمام خاصه‏های انبیا در اوست. زنی که اگر مرد بود نبی بود.” با تامل در این کلام ارزشمند امام راحل در می یابیم که تمامی ابعاد شخصیتی حضرت زهرا(س) کامل بوده است و ما باید ضمن توجه به هر یک ، نکات و آموزه های آن را درک نماییم ،در این مجال نگاهی به چند آموزه از شخصیت عبادی و دیدگاههای ایشان راجع به نماز خواهیم داشت تا ساحت عبادی سبک زندگیمان را با ایشان اصلاح نماییم.
در بحار الانوار و در بیان چگونگی نماز حضرت فاطمه (س) آمده است که: ” در این امّت، عبادت کسی بیش از عبادت فاطمه زهرا علیهاالسلام نبود. او چندان به عبادت می ایستاد که پاهایش ورم کرده بود.” و نیز در مورد حال حضرت در نماز آمده است:” فاطمه زهرا علیهاالسلام، در حال نماز، به سبب ترس بسیار از خداوند بزرگ، نفسش به شماره می افتاد.” با توجه به این دو مطلب می توان به عمق توجه حضرت به نماز پی برد، نمازی که نفس را به شماره اندازد، نمازی سراسر توجه و حضور قلب است که انسان را به اسرار نماز نزدیک می سازد تا از دریچه این نزدیکی بتوان از فیوضات نماز بهره برد.
در اعیان الشیعه از حضرت زهرا (س) در مورد یکی از اسرار نماز آمده است که :” خداوند نماز را جهت دوری شما از کبر و خود پسندی مقرر فرمود.” نماز اما از دیدگاه صدیقه طاهره (س) اسراری دارد که ایشان در یکی از بیاناتشان به گوشه ای از آن می پردازند،حضرت زهرا (س) نماز را سدی در برابر نفوذ خودپسندی در جان انسانهای مؤمن می داند که با ادای آن، تمرین خضوع می کنند و چه آرامشی در زندگی انسانهای خاضع جاری است، هر چند اسرار نماز بی پایان است و نمازگزاران نصیبهای بی حدی از آن برای زندگی دنیوی و اخروی خود می برند.
در کشف الغمه علامه اربلی در مورد حالات نماز حضرت زهرا(س) آمده است:” حضرت زهرا(س) به هنگام عبادت لباس پاکیزه می‌پوشید و عطر استعمال می‌کرد. چنان که حتی در لحظات آخر عمر به اسماء بنت عمیس فرمود: عطر و لباس مخصوص نمازم را بیاور می‌خواهم نماز بخوانم. اسماء‌ می‌گوید: من عطر و لباس ویژه نمازش را حاضر کردم آن حضرت وضو گرفت و بعد از وضو حالش منقلب شد. سرش را بر زمین نهاد و فرمود: اسماء هنگامی که وقت نماز فرا رسید مرا بیدارکن تا نماز بگزارم.” سیره حضرت زهرا (س) در ادای نماز الگویی است برای تمامی نمازگزارن که هنگام نماز با لباسی آراسته و خوش بو به دیدار پروردگارشان روند، ایشان حتی در آخرین لحظات عمر ارزشمندشان نیز این شیوه را ترک نمی کنند تا نمازگزاران با تاسی به سبک زندگی عبادی حضرت، نماز بگزارند.
حضرت على (ع) در شب ازدواج ، همسرش را نگران دید و علت آن را پرسید حضرت زهرا (س) فرمود: ” پیرامون حال و وضع خود اندیشیدم و پایان عمر و منزلگاه قبر را به یاد آوردم و انتقال – از خانه پدر – به منزل خودم ، مرا به یاد ورود به قبرم انداخت ! تو را به خدا بیا تا در آغاز زندگى مشترک به نماز برخیزیم و امشب را به عبادت خدا بپردازیم.” توجه به عبادت پروردگار در تمامی لحظات و ساعات زندگی ، نگاه متفاوت به اتفاقات زندگی و نیز آغاز زندگی مشترک با عبادت خداوند درسهایی است که می توان از این بخش زندگانی حضرت آموخت و به کار بست.
سبک زندگی عبادی حضرت زهرا (س) نمایانگر عبادتی عاشقانه ، با توجه و حضورقلب، همراه با نگاهی عمیق و متفاوت است که در سراسر زندگیشان جاری بوده است، تا آنجا که نام از درخشش عبادتهایشان در آسمان و زمین گرفته اند.

منبع :پرسمان دانشجویی