شناخت همسر

نوشته‌ها

اشتباهاتی که زنان در مقابل مردان مرتکب‌ می‌شوند

برای این که همسرتان از حرف‌های‌تان کلافه نشود، باید در ذهن‌تان در مورد همه‌چیز فکرکرده و تنها او را در اعلام نتیجه شریک کنید…

هرقدر هم در مورد تفاوت‌های خانم‌ها و آقایان بگوییم، کم گفته‌ایم. گاهی حتی ساده‌ترین رفتارهای این دو جنس که می‌خواهند با آرامش زیر یک سقف زندگی کنند، زمینه را برای جنگ‌های زن و شوهری فراهم می‌کند. حتما برای شما هم پیش آمده که یک گفت‌وگوی ساده در مورد وقت‌گذرانی آخر هفته، باعث کلافگی همسرتان شود و در اوج ناباوری، جرقه جنگی بزرگ را میان شما روشن کند.

احتمالا در چنین شرایطی، توپ را توی زمین همسرتان می‌اندازید و او را به کم‌تحملی و غیرقابل پیش‌بینی بودن متهم می‌کنید. اما اگر شناخت دقیق‌تری از این جنس عجیب به دست بیاورید، نه تنها درک چنین اتفاقی برای‌تان آسان می‌شود، بلکه می‌توانید از وقوع آن هم پیشگیری کنید. ما به شما برای به‌دست آوردن چنین شناختی کمک‌می‌کنیم.

مردها در ذهن‌شان فکر می‌کنند

برای شما هم حتما پیش آمده که وقتی سوالی را از همسرتان در مورد یک موضوع مهم می‌پرسید، با سکوت و تردید او در پاسخ‌دادن روبه‌رو می‌شوید. احتمالا تا به حال فهمیده‌اید که مردها چنین آموزش دیده‌اند که باید تمامی جواب‌ها را بدانند و ترس، عدم اطمینان یا تردید خود را به شما نشان ندهند. نتیجه چنین حالتی آن است که مردها مراحل مختلف فرایند تفکر را درونی کرده و تا موقعی که به نتیجه یا راه‌حلی نرسیده‌اند، پاسخی به شما نمی‌دهند.

به یاد دارم مردی می‌گفت: «ما مردها احتیاج داریم روی مسائل کمی بیشتر تامل کنیم. در ضمن، مردها این کار را هم در سکوت انجام می‌دهند.» واقعیت این است که مردها فرایند تفکر را درونی کرده و فقط نتیجه پایانی را با شما در میان می‌گذارند و همین تفاوت به ظاهر کوچک با شما می‌تواند جرقه بسیاری از مشکلات را در زندگی مشترک‌تان بزند.

مردها، راه‌حل‌مدارند

ممکن است برای زن‌هایی که عادت کرده‌اند در لحظه، بلندبلند فکر کنند و در همان زمان تصمیم‌شان را بگیرند، شیوه برخورد آقایان با مشکلات عجیب و حتی غیرقابل تحمل به‌ نظر برسد اما این سکه روی دیگری دارد و بد نیست بدانید که مردها هم به این تفاوت با چنین چشمی نگاه می‌کنند. واقعیت این است که مردها، راه‌حل‌مدار هستند. آنها ترجیح می‌دهند فقط هنگامی خود را ابراز کنند که پاسخ یا راه‌حل را از قبل بدانند.

از آنجا که این کار را هم در سکوت انجام می‌دهند، هنگامی که نظری از آنها می‌خواهید یا راجع به رابطه‌تان سوالی می‌کنید، این‌طور جواب می‌دهند: «بگذار راجع به آن فکر کنم. مردها دوست ندارند جوابی به شما بدهند که اشتباه باشد. هنگامی که برای نوشتن این کتاب با مردها مصاحبه می‌کردم، همیشه در مقابل پرسش‌هایم کمی وقت می‌خواستند، انگار که باید حتما پاسخ درستی بدهند. این بود که سریعا می‌گفتند: «اجازه دهید کمی راجع به آن فکر کنم.»

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که ما زن‌ها در مقابل آقایان انجام می‌دهیم این است که با صدای بلند فکر می‌کنیم. همین اتفاق باعث می‌شود که یک مرد در جلسه مشاوره به‌راحتی بگوید: «از این که همسرم دهانش را باز می‌کنه و هر چی توی سرش می‌گذره را با صدای بلند بیرون می‌ریزه، بدم میاد!» یا این که این موضوع را به‌ عنوان یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که با همسرش دارد، مطرح کند: «می‌دونید چه چیزی من را خیلی عصبانی می‌کنه؟ وقتی زن‌ها از یک‌یک مراحل حل مشکل با صدای بلند می‌گذرند. تمام کارهایی که باید آن روز انجام بدهند را لیست می‌کنند. این باعث می‌شه از اتاق فرار کنم.»

نظیر این گفته‌ها را بارها در مصاحبه‌هایم با مردها شنیده‌ام. مشکل، تفاوت‌هایی است که بین مردها و زن‌ها وجود دارد. مردها «راه‌حل‌مدار» و زن‌ها «فرایند‌مدار» هستند. زن‌ها، یک‌یک مراحل تفکر خود را با صدای بلند طی می‌کنند. ممکن است زن‌ها حتی متوجه نباشند که چنین رفتاری می‌کنند.

مردها چطور واکنش نشان می‌دهند؟

واکنش اغلب مردها در مواجهه با زن‌های فرایندمدار، درست به این شکل است: «زن‌ها واقعا زیاد حرف می‌زنند!»

منظور واقعی یک مرد از این حرف، این است که زن‌ها بیش از آنچه مردها دوست دارند و مایل هستند بشنوند، افکار و احساسات خود را به زبان می‌آورند. برای ما زن‌ها این حالت کاملا طبیعی است، در حالی که برای مردها کمی زیادی به‌ نظر می‌رسد. آنها نمی‌توانند شاهد تمام روند حل مسئله باشند و از زن‌ها هم انتظار دارند که مثل خودشان در خفا فکر کنند، تصمیم بگیرند و تنها در حضور جمع این تصمیم را «اعلام»کنند.

برو سر اصل مطلب

تا به حال برای‌تان پیش آمده هنگامی که دارید افکار و احساسات خود را ابراز می‌کنید، شوهرتان در صندلی خود «وول» بخورد و در حالی که بی‌صبر و کم‌طاقت شده به شما بگوید: «عزیزم! می‌شه زودتر بری سر اصل مطلب؟!» در این شرایط، چه فکری در مورد همسرتان و نگاهی که به شما دارد، می‌کنید؟

در چنین شرایطی احتمالا احساس می‌کنید نمی‌خواهد به صحبت‌های شما گوش کند و برای احساسات‌تان اهمیتی قائل نیست، اما احساس واقعی او این است که شما، او را با این صحبت‌های طولانی شکنجه می‌کنید. اما نگران نباشید. اگر درک بهتری از آنچه در ذهن خودتان و همسرتان می‌گذرد پیدا کنید و تفاوت‌های میان مریخی‌ها و ونوسی‌ها را بشناسید، تحمل موضوع و پیدا کردن راه‌حل میانه برای‌تان آسان‌تر خواهد‌شد.

شاید حال که می‌دانید مردها راه‌حل مدار هستند، بتوانید موضوع را بهتر درک کنید. مردها در هر مورد به‌دنبال «اصل مطلب» و «لپ کلام» هستند. آنها دوست دارند احساس واقعی شما را ظرف تنها بیست‌ و پنج کلمه یا حتی کمتر بشنوند. آنچه مردها نمی‌توانند درک کنند، این است که صرف صحبت درباره احساسات برای ما زن‌ها بخشی از فرایند حل‌ و فصل آن احساسات است و این که خود صحبت کردن به ما کمک می‌کند تماس و درک بهتری از احساسات‌مان داشته باشیم. مردها می‌خواهند این فرایند را اول در سرشان طی کنند و بعد به نتیجه و راه‌حل برسند اما زن‌ها فرایندمدارتر بوده و حین همان صحبت کردن، به راه‌حل‌می‌رسند.

اشتباه‌هایی که نباید مرتکب شد

زن‌ها با صدای بلند از مشکلات‌شان شکایت می‌کنند و فراموش می‌کنند، بگویند: برای یافتن راه‌حل، چندان هم عاجز و درمانده نیستند. به همین خاطر مردها، زن‌ها را متهم می‌کنند که نق‌نقو هستند و زیاد از حد گله و شکایت دارند. برخی زن‌ها در پاره‌ای اوقات، بازی «قربانی» را انجام می‌دهند. مدام نق می‌زنند و برای تغییر شرایط زندگی یا حل مشکلات‌شان تلاش نمی‌کنند و برخی دیگر، مسئولیت مشکلات خود را به‌عهده می‌گیرند. گرچه ممکن است با صدای بلند هم از آن شکایت کنند، در حالی که مردها گله و شکایت خود را «درون‌ریزی» می‌کنند.

مردها چه برخوردی می‌کنند؟

هنگامی که مردی شاهد است زنی افکار و احساسات منفی خود را با صدایی بلند بیرون می‌ریزد، نمی‌داند این روشی است برای تخلیه روانی و احساسی او. مردها حتی نمی‌توانند درک کنند چگونه همسرشان با همین حرف زدن، در جهت حل‌ و فصل مشکل خود قدم برمی‌دارد.

این حالت، مردها را سرد کرده و باعث می‌شود فرض را بر این بگذارند که همسرشان تا ابد به صحبت کردن ادامه خواهد داد، چون نمی‌توانند راه‌حلی برای مشکل خود بیابند، احساس می‌کنند مسئول هستند مشکل را حل کنند و به کمک او بشتابند.

به تفاوت‌ها احترام بگذارید

خودتان مشکل را حل کنید

شاید این تفاوت‌ها آزاردهنده باشد اما وقتی بدانید که موضوع، اخلاق شخصی شریک زندگی شما نیست و در میان همه هم‌جنس‌هایش دیده می‌شود، با آرامش می‌توانید راه‌حلی پیدا کنید. ما این سه راه را پیشنهاد می‌کنیم:

– نحوه تفکر با صدای بلند که خصیصه زنان است را برای همسرتان توضیح دهید. به او بگویید او و نحوه تفکرش درباره مسائل را هم درک می‌کنید. منظورم این نیست که زن‌ها نباید با صدای بلند فکر کنند، اما صحبت با همسرتان در این باره، می‌تواند شرایط را راحت‌تر کند.

– هنگامی که راجع به مشکلی با همسرتان صحبت می‌کنید، به او وقت بدهید به راه‌حلی برسید. تصور کنید با همسر خود مشغول برنامه‌ریزی برای تعطیلات‌تان هستید و می‌خواهید به این نتیجه برسید که آیا پنجشنبه شب حرکت کنید یا جمعه صبح؟

روش نادرست: با صدای بلند فکر می‌کنید و مزایا و مضرات هر یک را به تفصیل برمی‌شمرید و این فشار را به همسرتان می‌آورید که فورا به شما جواب دهد.

روش درست: اطلاعات را با همسرتان در میان می‌گذارید و از او می‌پرسید که: «آیا دوست داری راجع به آن صحبت کنیم یا ترجیح می‌دهی کمی فکر کنی و جوابت را بعدا به من بدهی؟»

این حالت به همسرتان فرصت می‌دهد بدون احساس جبر و ترس از این که مبادا پاسخ غلطی بدهد، با وقت کافی، راجع به اطلاعات داده شده تامل کند. دادن این حق انتخاب به همسرتان که چه وقت پاسخ دهد، در او این احساس را به‌ وجود می‌آورد که آزاد است، به‌ علاوه از طرف شما هم احساس کنترل و تحت‌فشار بودن نخواهد داشت.

منبع: برترین‌ها

برای حرف مردم یا دل کسی، ازدواج نکنید!

زود ازدواج می کنند و زود طلاق می گیرند. این حکایت خیلی از زوج‌های جوان است که این روزها، ازدواج را بهانه‌ای برای با هم بودن و به هم رسیدن می بینند و وقتی این با هم بودن، برایشان عادی شد، قید زندگی مشترک را می زنند.

مثل ازدواج، باز هم همان هندوانه دربسته است. این بار نه به خاطر غیرقابل پیش‌بینی بودن؛ بلکه به خاطر کم ارزش تلقی شدن. زوج‌های جوان امروزی گاهی ازدواج را مثل یک هندوانه می بینند که اگر شیرین نبود، آن را پس می‌دهند و سراغ هندوانه دیگری می‌روند. این قاعده شاید در روابط بی حد و مرز و بی قانون غیر اسلامی دیده شود، اما پیوند محکمی مثل ازدواج این طور نیست. این تنها یک کاریکاتور روشنفکرانه از همزیستی‌های غربی است که نتیجه‌ای جز سست کردن بنیان خانواده‌ها ندارد.

از خانواده‌های طرفین، برای شناخت بیشتر استفاده شود. اگر در محلی کار می‌کند، در محل کار درباره وی پرس‌و‌جو شود. این‌ گونه نیست که همدیگر را تجربه کنند سپس تصمیم بگیرند ازدواج کنند یا از یکدیگر جدا شوند. ازدواج موفق، چند طبقه شاخص دارد که شامل شاخص جمعیت‌شناختی و تعامل میان دو زوج می‌شود. در این مطلب، نظرات این روانشناس را برای محکم‌تر کردن پیوند ازدواج می خوانید.

شروط محکم بودن پیوند ازدواج

۱- افراد باید آمادگی ازدواج را داشته و به بلوغ اجتماعی و عاطفی رسیده باشند که معمولاً به طور میانگین برای دختران سن ۲۲ سال به بعد و برای پسران سن ۲۴ سال به بعد در نظر گرفته می‌شود. افرادی که زیر ۲۰ سال ازدواج کرده‌اند و به بلوغ عاطفی و اجتماعی نرسیده‌اند، معمولاً ازدواج موفقی ندارند، اما این یک نسخه کلی نیست.

۲-در زیرشاخه شاخص جمعیت‌شناختی، مسئله کفو بودن بسیار مهم است و مورد دوم است. اگر زوجین در شرایط اجتماعی، اقتصادی، تحصیلاتی و… هم‌طبقه و هم‌کفو باشند، ازدواج موفق‌تری خواهند داشت.

۳باید هر یک از دو طرف بدانند که چه ارتباطی با هم دارند. اگر فرد نتواند نه بگوید؛ با این که بدون علاقه تن به ازدواج بدهد، دچار خطا در ازدواج می‌شود و این موضوع ضریب موفقیت ازدواج را پایین می‌آورد.

۴-محیط و بافتی که دختر و پسر در آن با یکدیگر آشنا می‌شوند، بسیار مهم است. اگر در فضای مجازی آشنا شوند و در همان فضا به ادامه رابطه تا حد ازدواج ادامه دهند، معمولاً دچار خطا می‌شوند بنابراین بهتر است جوانان از کسانی که در فضای واقعی هستند، مورد ازدواج خود را انتخاب کنند.

۵-مهم‌ترین راز خوشبختی و داشتن یک ازدواج موفق، شناخت طرفین از یکدیگر است. منابع شناخت معمولاً مختلف است، اما کمک بزرگی به تشکیل یک خانواده موفق می‌کند.

منابع شناخت در ازدواج

ما در ازدواج، با شیء روبه‌رو نیستیم. نمی‌توانیم طوری برخورد کنیم که هیچ‌گونه حق انتخابی نداریم. برای انسان که تا انتهای و پایان عمرش نیازمند خوشبختی است، انتخاب طرف مقابل، بسیار مهم است. اگر فردی حتی یک شب از عمرش را با خوشبختی نگذراند، باخته است.

به حس خود احترام بگذارید. صرفاً به دلیل امکاناتی که طرف مقابل دارد، تصمیم نگیرید و تنها به آن فکر نکنید. پیش از آن که به طرف مقابل اعتماد کنید، از حس خود نسبت به آن فرد مطمئن باشید، سپس برای ازدواج گام بردارید. چند شاخص ضریب ازدواج موفق را بالا می‌برد، اما نیازمند طی مراحلی است. ابتدا باید فرد از بافت مطمئنی انتخاب شده باشد. آشنایی در دانشگاه با آشنایی در یک مهمانی یا فضای مجازی بسیار متفاوت است علاوه بر آن انتخاب، از منابع مطمئن و شناخت‌شده صورت گیرد. استفاده از تمام منابعِ در دسترس، شناخت را کامل‌تر می‌کند.

برای شناخت بیشتر باید به این موارد توجه کنید:

۱- از خانواده‌های طرفین برای شناخت بیشتر استفاده شود. اگر در محلی کار می‌کند، در محل کار درباره وی پرس‌و‌جو شود.

۲- اگر طلاق گرفته است، از همسر اولش درباره وی پرس‌و‌جو شود و لازم است از مشاور ازدواج کمک بگیرند. در واقع هر چه منابع شناخت بیشتر باشد، ضریب موفقیت بالاتر می‌رود.

۳- در ازدواج دقت کنید که باید فرد، از بافت مطمئنی انتخاب شده باشد. آشنایی در دانشگاه با آشنایی در یک مهمانی یا فضای مجازی بسیار متفاوت است.

چند نکته ضروری

پیش از این که از انتخاب مطمئن شوید، از رابطه جسمی و حسی پرهیز کنید. افرادی که معمولاً پیش از ازدواج رابطه جسمی برقرار کرده‌اند، ضریب ازدواج موفق پایین‌تری ‌دارند. به حس خود احترام بگذارید. صرفاً به دلیل امکاناتی که طرف مقابل دارد، تصمیم نگیرید و تنها به آن فکر نکنید. پیش از آن که به طرف مقابل اعتماد کنید، از حس خود نسبت به آن فرد مطمئن باشید، سپس برای ازدواج گام بردارید.

مسئولیت انتخاب خود را بر عهده بگیرید و برای دلِ کسی، یا حرف مردم ازدواج نکنید.

منبع: بخش کلوب ازدواج تبیان

این نکات، به شما کمک می‌کند همسر آینده‌تان را بشناسید

این که چقدر وقت بگذاریم، چطور هم را بشناسیم و چه چیزهایی در شناخت مهمتر است، دغدغه‌های مهمی است که ما در اینجا به آن پاسخ می‌دهیم….

شناخت ویژگی‌های همسر آینده، یکی از نگرانی‌های دختر و پسرهایی است که در مرحله خواستگاری و نامزدی قرار دارند. این که چقدر وقت بگذاریم، چطور هم را بشناسیم و چه چیزهایی در شناخت مهمتر است، دغدغه‌های مهمی است که ما در اینجا به آن پاسخ می‌دهیم.

مقدار ارتباطی که شما برای شناخت نیاز دارید، باید در دو حالت تعریف شود. عمق رابطه و مدت زمان رابطه. شناخت اولیه، به یکی دو جلسه صحبت نیاز دارد تا به طور اجمالی، از کلیات شخصیت هم با خبر شوید. اما برای شناخت بیشتر، به یک تا دو ماه مراوده حداقل دو روز در هفته نیاز دارید. اما عمق رابطه در این دوران، باید به شدت کنترل شود. این که از طرف مقابل خوشتان بیاید، خیلی طبیعی و مطلوب است اما نباید در دوره شناخت، عاشق او شوید. عاشق شدن، شما را طوری تغییر می‌دهد که چشمانتان روی خیلی از نکات مهم و هشداردهنده بسته می‌شود و از آن مهمتر، با شهامتی که عشق به شما می‌بخشد، تصور خواهید کرد که می‌توانید بر مشکلات و تفاوت‌ها و اختلافاتتان هر قدر هم که اساسی باشد غلبه کنید. تصوری که از پایه و اساس، اشتباه است.
دوره شناخت باید با اطلاع و نظارت خانواده طی شود. بسیاری از خانواده‌ها در حد چند جلسه صحبت، مشکلی ندارند و ممکن است ترجیح دهند ارتباط بیشتر وقتی صورت بگیرد که خانواده‌ها هم با هم آشنا شده باشند که این کاملا منطقی و اصولی است. بنابراین بعد از یکی دو جلسه آشنایی، حتما بخواهید تا خانواده‌هایتان هم با هم رفت و آمد کنند و بهتر همدیگر را بشناسند.

اولویت‌های شناخت چیست؟

عمق اعتقادات مذهبی

مهمترین مساله این است که شما و همسرتان، اعتقادات مذهبی یکسان و یک اندازه داشته باشید. با سوال کردن درباره انجام وظایف دینی و اخلاقی، تا حدود زیادی می‌توانید به این شناخت برسید. البته در صورتی که ظاهرسازی نکند. همچنین باید در مورد این که چقدر التزام عملی به دین و اخلاق دارد، از دیگران پرس و جو کنید. در نهایت باید به طور دقیق، او و خانواده‌اش را بررسی کنید تا ببینید چقدر واقعا مومن و متعهد هستند.

درک و فهم و شعور

شناخت بلوغ عقلی و درک و فهم و شعور طرف مقابل، از دو راه ممکن است: اول صحبت بزرگترها با او و دوم طرح سوالاتی در مورد هدف از زندگی و ایده آل‌های آینده و وظایف زن و مرد و نحوه خرج در زندگی. اگر جواب‌ها پخته و منطقی بود، می‌توانید در این مورد به طرف مقابل نمره قبولی بدهید.

سلامت اخلاقی

برای شناخت سلامت اخلاقی، بهترین راه تحقیق کردن است. برای خودتان اولویت‌های سلامت اخلاقی را تعیین کنید و درباره آنها از دوستان، همسایه‌ها و اقوام و همکاران طرف مقابل بپرسید. ممکن است اولویت شما این باشد که او سیگاری یا رفیق باز نباشد و اولویت فردی دیگر این باشد که کار خلافی از او سر نزند. بنابراین، حد سلامت اخلاقی مورد نظر خود را مشخص کرده و به طور مصداقی از دیگران بپرسید. ایمان و اخلاق خوب، حسن شهرت خانواده، حسن شهرت فرد از مهم ترین مسایلی هستند که حتما باید درباره آنها تحقیق کنید.

حرف‌های دیگران را جدی بگیرید یا نه؟

حرف و حدیث دیگران درباره انتخاب شما، در صورتی قابل اعتناست که به حدی مهم باشد که به پایداری زندگی آینده لطمه بزند یا صحتش ثابت شود. حتی اگر گمان قوی به درستی آن باشد هم باید احتیاط کنید. توصیه اکید داریم که به حرف مشاور امین و عاقل، پدر و مادر منطقی و تحقیق شوندگان عادل اعتماد کنید.

منبع: خبر نو

قبل از ازدواج، در مورد مادیات هم صحبت کنید

پژوهش‌ها نشان می‌دهد «پول»، یکی از عوامل اصلی سوء تفاهم‌های زوجهاست. اگر با صداقت و صراحت، قبل از ازدواج در مورد مسائل مالی صحبت کنید، ازدواج با دوامی خواهید داشت.

پول، تعیین کننده ثروت است. اما در ایجاد مساوات، امنیت، عشق، قدرت و آزادی زوج‌ها نقش دارد. احساس شما نسبت به پول، به مراتب مهمتر از میزان دارایی‌تان است.

سوزان بایردر نویسنده «پرسش‌های مشکل؛ ۱۰۰ سؤال مهمی که از نامزدتان می‌توانید بپرسید» می‌گوید: ازدواج امیدها، آرزوها و ترس‌های مالی خاص خود را به همراه دارد. بسیار مهم است که تصویر روشنی از توقعات، انتظارات و خواسته‌های خود داشته باشید. با نامزدتان در مورد مسائل مالی صحبت کنید. نظر او را نسبت به نحوه اداره مسائل مالی بپرسید. هر چه اطلاعات کاملتری از او و انتظارات خود داشته باشید، بهتر می‌توانید تصمیم‌گیری کنید.

نظر او را نسبت به بیمه درمانی، بیمه عمر، صرفه‌جویی در محدودیت‌های مالی موجود، محل اقامت، هزینه رهن، اجاره و وام، و هزینه ادامه تحصیل بپرسید.

ادامه تحصیل مستلزم فداکاری همسران است. زیرا باید مخارج اضافی را برای تحصیل شما اختصاص داد. از طرفی در صورت ادامه تحصیل، شاید فرصت کافی برای کار کردن نداشته باشید.

طرح چنین مسائلی، بسیار مشکل است. ولی باعث می‌شود حالا و پس از ازدواج، خیالتان راحت باشد و تصمیم‌گیری‌تان بر اساس واقعیات موجود باشد نه رؤیاها و آرمان‌ها. اگر فرهنگ خانواده‌تان اجازه نمی‌دهد خودتان این مسائل را مطرح کنید، از والدین بخواهید آنها را بپرسند.

قبل از ازدواج

پرسش‌های زیر به شما کمک می‌کند تا تصویر روشن‌تری از وضعیت مالی آینده داشته باشید:

۱ – درآمد ماهانه خواستگارتان چقدر است؟

۲ – آیا کار کردن هر دوی شما لازم است؟

۳ – اگر خانم کار نکند، آیا همسر، خانه داری را باارزش می‌داند؟

۴ – برای گذران زندگی، چقدر درآمد کافی است؟

۵ – چگونه باید خرج کرد؟ چه هزینه‌هایی در اولویت است؟

۶ – آیا با نحوه خرج کردن یکدیگر توافق دارید؟ با چه مواردی موافق و با چه مواردی مخالفید؟

۷ – اگر هر دو کار می‌کنید، پولتان را با هم خرج می‌کنید یا جداگانه؟

۸ – چه مبلغی (هر دو) در بانک دارید؟

۹ – اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری می‌کند و چه مقدار را خرج می‌کند؟

۱۰ – چه کسی مسئولیت برنامه‌ریزی مالی را در درازمدت بر عهده می‌گیرد؟

۱۱ – برای داشتن احساس امنیت، چه مقدار پول کافی است؟

۱۲ – چند درصد از درآمد را پس‌انداز می‌کنید؟ آیا نامزدتان با پس‌انداز در بانک موافق است؟

۱۳ – چه کسی حساب دخل و خرج را دارد؟ چه کسی قبوض آب، برق، تلفن و گاز را می‌پردازد؟

۱۴ – در صورت بیمه نبودن نامزدتان، آیا با بیمه اختیاری (خویش فرما) هر دو شما موافق است؟

۱۵ – آیا نامزدتان باید خرج والدینش را بدهد؟ در صورت پاسخ مثبت، ماهانه چقدر از درآمدش را به این کار اختصاص می‌دهد؟

۱۶ – اگر خدای ناخواسته، ازدواج‌تان به طلاق منجر شود، آیا می‌تواند مهریه را پرداخت کند؟

۱۷ – آیا او با خرید وسایل اضافی برای منزل یا کادو برای دوست موافق است؟

۱۸ – آیا نامزدتان می‌پذیرد که دارایی قبل از ازدواج مثلاً زمین، خانه و ماشین به اسم خودتان باشد؟

۱۹ – آیا خواستگارتان بدهی ندارد و ورشکست نشده است؟ در صورتی که بدهی دارد تا چه مدت پس از ازدواج چه مبلغی باید پرداخت کند؟

۲۰ – آیا می‌توانید حساب جداگانه‌ای برای هزینه‌های منزل داشته باشید؟ یا هر کسی بخشی از درآمد خود را برای آن اختصاص دهد؟

۲۱ – آیا موافقید که حساب پس‌انداز جداگانه‌ای داشته باشید؟

۲۲ – اگر پس از ازدواج، با پول کار هر دو شما خانه یا ماشین خریداری شود، آیا موافقید که سند آن به نام هر دو باشد؟

۲۳ – اگر پس از ازدواج، با بحران مالی یا ورشکستگی روبه رو شوید چه می‌کنید؟

۲۴- آیا موافقید مبلغی را برای موارد غیره منتظره نظیر هزینه عمل جراحی یا بیمارستان پس‌انداز کنید؟

منبع: بیتوته

اشتباهات جبران‌نشدنی دوران نامزدی

دوران نامزدی در فرهنگ عامه، به عنوان خوش‌ترین دوران زندگی جا افتاده است. دورانی که فلسفه به وجود آمدنش شناخت بیشتر است اما هیجان در آن غلبه دارد. بخشی از اشتباهاتی که در این دوران اتفاق می‌افتد و گاهی تا آخر عمر گریبان‌گیر دو طرف می‌شود، به خاطر همین هیجان‌زدگی‌هاست. بخش دیگر این اشتباهات فرهنگی است.

بلاتکلیف بودن یا اختلاف نظر فرهنگی دو خانواده در مورد دوران نامزدی، بخشی از این عوامل فرهنگی را تشکیل می‌دهد. شاید شما در مقابل اشتباه بودن بعضی از این موارد، جبهه داشته باشید، فقط با این پیش زمینه این مطلب را بخوانید که هر کدام از این اشتباه‌ها، بعدها منجر به یک مشکل جدی در رابطه همسران شده که حالا در این لیست قرار گرفته است.

۱- خانواده‌ها! محدودیت نگذارید!

حالا درست است که این مجله، مال جوان‌هاست اما این قسمت را می‌توانید راست بگذارید جلوی پدر و مادرهایی که نامزدها را بیش از حد محدود می‌کنند؛ جوری که دو طرف، حتی برای یک حرف زدن ساده خصوصی هم فرصت نداشته باشند. محدودیت بیش از حد ایجاد کردن خانواده‌ها در دوران نامزدی، باعث می‌شود که دو طرف نتوانند نسبت به یکدیگر شناخت کافی پیدا کنند. ضمن این که احترام به بلوغ فکری جوان‌ها ایجاب می‌کند خانواده‌ها در این مورد، کمی بازتر عمل کنند. البته دخالت خانواده‌ها در این مرحله، اشتباه‌ترین اتفاقی است که می‌تواند بیفتد.

۲- رابطه جنسی نداشته باشید

مهمترین حریم و مرز دوران نامزدی، رابطه جنسی است. تجربه نکردن رابطه جنسی به این دلیل توصیه می‌شود که در صورتی که افراد احساس کردند مناسب یکدیگر نیستند و لازم شد از هم جدا شوند، این جدایی به راحتی انجام شود. در صورت برقراری رابطه جنسی، هم پسر بیشتر احساس تعهد می‌کند و هم دختر ناتوانی بیشتری برای جدایی احساس می‌کند. این در فرهنگ کشور ما بسیار مهم است. ضمن این که تفاوت‌های جنسیتی هم در این مورد مهم هستند.
معمولا پسرها دوست دارند که هر چه سریعتر، رابطه جنسی با نامزدشان را تجربه کنند. برای آنها رابطه جنسی، بیشتر فیزیولوژیک است تا عاطفی اما دخترها به محض این که با کسی رابطه جنسی برقرار کردند، به او از لحاظ عاطفی هم وابسته می‌شوند. در واقع در رابطه جنسی دخترها، رگه‌های عاطفی بسیار پررنگ هستند. همین تفاوت هم باعث می‌شود که جدایی بعد از رابطه جنسی، برای دخترها بسیار سخت‌تر باشد.

۳- رابطه نامزدی را جار نزنید

یادتان باشد که هر چه رابطه نامزدی پنهان‌تر باشد و افراد کمتری از اقوام و آشنایان شما یا همسرتان از آن خبر داشته باشند، راحت‌تر می‌توان از یکدیگر جدا شد. هر چه این رابطه بیشتر در چشم باشد، شما تعهد ناخواسته بیشتری به ادامه دادن آن دارید؛ مخصوصا در فرهنگ ما «من اجتماعی» پررنگ‌تر از «من فردی» است. این تعهد ناخواسته و پیچیده را همه شما احتمالا در موارد دیگری مثل انتخاب شغل، انتخاب رشته دانشگاهی یا هر تصمیم مهم دیگر زندگی که دیگران زود از آن خبر شده‌اند، احساس کرده‌اید. در مهمترین تصمیم زندگی یعنی ازدواج، شما هر چه بیشتر رابطه را داد بزنید، بیشتر در آن، گیر می‌کنید.

۴- رفت و آمد زیاد از حد نداشته باشید

یادتان باشد که رفت و آمدها در دوران نامزدی، باید منظم و قانومند باشند. به هر حال شما می‌خواهید چیزی شبیه به زندگی واقعی تجربه کنید و در زندگی واقعی هم هر کسی بیش از حد برای طرف مقابلش وقت نمی‌گذارد! ضمن این که رفت و آمدها اگر خانواده‌ها را هم در بر گیرد، موجب زحمت متقابل خانواده‌ها می‌شود. اگر هم خودتان به تنهایی به خانه پدری فرد مورد نظر می‌روید، زیاد رفتن به آنجا می‌تواند هم موجب ناراحتی آنها و خجالت کشیدن خودتان شود. بروید و بشناسید اما در حد معقول.

۵- از طرف مقابلتان بت نسازید

وقتی از طرف مقابل بت می‌سازیم و او را موجودی بی‌عیب و نقص و مقدس تصور می‌کنیم، خودمان را فراموش می‌کنیم و فکر می‌کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت‌های خوب و بد یک آدم؛ مثل خود ما. بنابراین طرف مقابل را باید آن طور که هست و با همه خوبی‌ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته این که طرف مقابلمان را بی‌نقص تصور کنیم، می‌تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی‌نقص بودن طرف مقابل، یکجورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می‌دهد که من آن قدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی‌نقص راضی نمی‌شوم. حواستان به این مکانیسم‌های دفاعی گول‌زننده باشد.

۶- عشقتان را تحمیل نکنید

اگر احساس کنیم کسی می‌خواهد خودش را به ما تحمیل کند، چه می‌کنیم؟ اولین واکنش ما «فرار کردن» از دست اوست؛ بنابراین به جای «تحمیل کردن» خودمان به طرف مقابل، خیلی عادی رفتارت کنیم؛ نه آنقدر بی‌اعتنا و نه آنقدر احساساتی که او را پشیمان کنیم و فراری بدهیم؛ خودمان باشیم و بگذاریم گذر زمان و رفتار منطقی هر دوی ما عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق هر دوی ما، عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق ناشی از یک حس خوب معمولا کسانی که شخصیت نمایشی دارند اینگونه رفتار می‌کنند؛ یعنی می‌خواهند همیشه احساساتشان در چشم طرف مقابل باشد و با او اغواگرانه حرف می‌زنند. اگر واقعا یکی از نامزدها همیشه و در مورد همه آدم‌ها اینگونه رفتار می‌کند مراجعه به روانشناس الزامی است. البته این قضیه می‌تواند فرهنگی هم باشد؛ یعنی چون در فرهنگ ما دوره نامزدی دوره شیرین و شیرین ترین دوره‌ها تعریف شده است، پس ما حتما باید احساساتمان را به یکدیگر به شدت نشان دهیم.

۷- خودبزرگ‌بین نباشید

نقطه مقابل بزرگ‌بینی طرف مقابل، خودبزرگ‌بینی است. اطمینان و اعتماد بیش از حد به خود، بین نامزدها فاصله می‌اندازد و نمی‌گذارد احساسات یکدیگر را درک کنیم. از طرفی گاهی وقتی دچار خودبزرگ‌بینی می‌شویم، نمی‌توانیم یا بهتر بگوییم، عمدا نمی‌خواهیم احساساتمان را به طرف مقابل نشان بدهیم و همین «فاصله» به تدریج باعث دوری و سپس جدایی می‌شود. این قضیه هم می‌تواند به دلیل همان باورهای غلط فرهنگی باشد «ناز کردن، باعث عزیز شدن می‌شود». در واقع این گونه نیست. لااقل در قرن بیست و یکم، دیگر این گونه نیست! خودبزرگ‌بین حتی اگر به قصد ناز کردن باشد، باعث می‌شود که فضایی فراهم شود که همه چیز حول خودمحوری شما می‌چرخد. این گونه دیگر نه فرصت شناخت عمیق پیش می‌آید و نه رابطه عاطفی سالم شکل می‌گیرد.

۸- دروغ نگویید

دروغ گفتن و تظاهر کردن، بی‌فایده است، چون طرف مقابل به راحتی احساس ما را می‌فهمد. بنابراین «صداقت»، اولین و مهمترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک و سالم و موفق است. حتی اگر صداقت ما باعث قطع پیوندمان در همان دوران نامزدی شود، نباید بترسیم؛ چون مطمئنا رابطه معیوب بوده و دیر یا زود، این رشته پاره می‌شده است. هر چه فضا بازتر باشد و ما بتوانیم خود واقعیمان را به نامزدمان نشان دهیم، در زندگی آینده راحت‌تر خواهیم بود. این خود واقعی، هم نقاط منفی و هم مثبت شخصیت ما را در بر می‌گیرد.

۹- رازهای شخصی‌تان را افشا نکنید

البته دروغ نگفتن، به این معنی نیست که لازم است ما ریز و درشت زندگی‌مان را برای نامزدمان بگوییم. بسیاری از رازها هستند که فقط ما یک طرف آنها هستیم و آشکار کردنش برای همسرمان، تبعاتی برای نفر سوم دارد، ضمن این که خیلی از رازها را آشکار کردن، فقط باعث سوء تفاهم می‌شود و رابطه را بیشتر به هم می‌ریزد. سوالی که بسیاری از نامزدها از روانشناسان خانواده می‌پرسند این است که آیا ما باید در مورد روابط قبلی خودمان همه چیز را به نامزدمان بگوییم؟ جواب روانشناسان یک نه با شرط و شروط است. آنها می‌گویند که لازم نیست از تمام جزییات رابطه قبلی شما خبردار شود. اگر او سوالی پرسید می‌توانید بگویید که کسانی بوده‌اند اما مهم این است که الان تو در زندگی من هستی و من به تو متعهدم. در واقع ما در زندگی گذشته، تعهدی به هم نداشته‌ایم که حالا بخواهیم رابطه‌هامان را برای هم، رو کنیم.

۱۰- مقایسه نکنید

خیلی از ما، عادت کرده‌ایم زندگی و روابط شخصی‌مان را با رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع‌های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی‌های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما،منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن‌ها مخصوص در خانم‌ها، می‌تواند از همان اول، تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد. به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می‌خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد به این دلیل که فلان کس، وقت بیشتری برای نامزدش می‌گذارد، این مقایسه‌ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می‌گیرد. ضمن این که مقایسه کردن‌های این شکلی، باعث می‌شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی‌انصافی نامزد کرده است و همین، مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت این که این مقایسه‌ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی، رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما، دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها، هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی‌کند.

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

بهترین راهنمای شناخت قبل از ازدواج

تحقیق سنتی پیش از ازدواج، به شکل یک رسم درآمده. رسمی که دیگر نه درست انجام می‌شود نه روش جایگزین برای آن پیدا می‌شود. معمولا برادر یا پدر دختر با قرار قبلی به محل کار داماد سر می‌زنند و می‌پرسند او چطور آدمی است و طبیعی است که جوابی نمی‌شنود جز آن که «خوب است.»

سۆالات مقدماتی مثل سن و شغل و فرهنگ خانواده در جلسات اول آشنایی پرسیده می‌شود اما تحقیق اصلی که بعد از آن آغاز می‌شود، سرنوشت یک عمر زندگی را رقم می‌زند و باید جامع و کامل باشد و بیشترین شناخت را از همسر آینده به دست بدهد. هر چند که همیشه وجهه ناشناخته‌ای باقی می‌ماند که فقط با زندگی زیر یک سقف معلوم می‌شود.

حرف‌های اول آشنایی موثق است

همه در شروع ارتباط، ناخودآگاه خود را طوری نشان می‌دهند که برای طرف مقابل، جذاب‌تر به نظر برسند اما در عمل، چیز دیگری هستند. شناخت افراد از هم در دوره آشنایی، خیلی گنگ است چون معمولا روابط، منقطع است. یعنی طرفین هفته‌ای یک یا دو بار همدیگر را می‌بینند و در این زمان کوتاه، طبیعی است که فقط حرف‌های شیرین به هم می‌زنند اما در رابطه تنگاتنگ در زندگی زناشویی همه چیز فرق می‌کند. ما در زندگی از هم طلبکاریم و برای این که احساس آرامش و امنیت کنیم از یکدیگر سهم می‌خواهیم. اگر قرار باشد همسرمان ساعت ۶ از سر کار برگردد، ما وقت عصر او را برای خودمان می‌خواهیم اما حالا اگر او عصرها را برای دوستان یا خانواده خودش اختصاص دهد، بحران تازه شروع می‌شود.

دخالت خانواده چقدر موثر است

در دنیای امروز در بسیاری موارد، دختر و پسر با هم از قبل آشنا شده‌اند و بعد، خانواده را در جریان می‌گذارند. در آشنایی‌هایی که به شکل سنتی انجام نشده و خانواده حضور پررنگی در آن نداشته ‌است، معضلات خودشان را دیر نشان می‌دهند اما خانواده در این مرحله می‌تواند تحقیقات میدانی کند که البته باید بدانیم در آن، خیلی از مسائل مثل بعضی بیماری‌های روحی- روانی، ناکامی‌ها و ویژگی‌هایی که در موقعیت‌های بحران‌زا خودش را نشان می‌دهد، جزء مسائل پنهان خانواده‌ها باقی می‌ماند. برای مثال افرادی هستند که ما به آنها می‌گوییم انفعالی انفجاری. این افراد فشار را تحمل می‌کنند و در یک نقطه منفجر می‌شوند. اگر شما حس کنید طرف مقابل همیشه منفعل است و یکدفعه با رفتار انفجاری روبه‌رو شوید، به شدت دچار هراس و ترس می‌شوید.

دوستان و شبکه‌های اجتماعی، می‌توانند منبع تحقیق باشند

دوستان نمی‌توانند به اندازه‌ خانواده، قابل استناد باشند. بهتر است برای شناخت، به ستون‌های سفت و واقعیت‌ها تکیه کنیم. وقتی در جایگاه تحقیق هستید، احساس امنیت در کسب اطلاعات کنید. ممکن است دوست بخواهد شما را خراب کند یا بیش ‌از حد بالا ببرد. شبکه‌های اجتماعی هم نمی‌توانند معیار شناخت باشند چون افراد می‌توانند با هویت غیر واقعی در شبکه‌های اجتماعی حضور پیدا کنند.

به کدام ویژگی‌ها دقت کنیم

بعضی از اطلاعات کلی که در چارچوب و نگاه خانواده مشخص می‌شود، می‌تواند دلگرم کننده باشد. این که خواستگار معتاد نیست، در کار فعال هست یا نه، اگر ۱۰ سال کار کرده چه پس‌اندازی دارد، مدبر است یا نه، ماشینش را خودش خریده یا از حمایت خانواده استفاده کرده، جایگاه کاری و خانوادگی‌اش چگونه است و چیزهایی از این دست می‌توانند باعث شناخت شوند. جایگاه فرد در خانواده، یکی از مهم‌ترین نکاتی است که خانواده می‌تواند رویش دست بگذارد. هر قدر فرد قابلیت‌های تعهدی‌اش را در خانواده بیشتر نشان دهد، در زندگی آینده هم متعهدتر خواهد بود. در مقابل، رفتارهای لاابالی‌گری، منیت و خودخواهی‌ در زندگی مشترک، مشهود و غیر قابل انکار است و جز در دراز مدت، نمی‌توان چیزی را تغییر داد.

تحقیقات محلی، مفید است

تحقیقات محلی می‌تواند تا حدی، دل خانواده‌ها را قرص کند. ممکن است با آنها به شناخت تمام و کمال نرسیم اما بخشی از ویژگی‌ها، قابل دسترسی است. با این تحقیقات لااقل می‌توان فهمید که اجازه ادامه شناخت را به دختر و پسر بدهیم یا نه. اما خانواده، ملاک ارجح‌تری از تحقیق در محل کار و بین همسایه‌هاست. وقتی خانواده‌ها با هم در ارتباط هستند، پدرها و مادرها، یکدیگر و جایگاه و رفتار خانواده را با هم می‌بینند. در این ارتباط، رازهای پنهان می‌توانند کشف شوند. به خصوص در ارتباط مکرر با همدیگر.

حرفه‌ای عمل کنید

کاری که در مراکز مشاوره پیش از ازدواج، درباره کسانی که می‌خواهند با هم ازدواج کنند انجام می‌شود، با چیزی که در تحقیقات میدانی و محیطی درباره فرد انجام می‌شود، متفاوت است. در این مشاوره‌ها، یکسری فاکتورهای معمول روانشناسان بررسی می‌شود که بررسی آنها از سوی خانواده‌ها ممکن نیست. بسیار اتفاق می‌افتد که دختر یا پسر چیزی نباشند که در ابتدای آشنایی نشان داده‌اند. دو آدم با دو نگاه، طبقه اجتماعی، ایدئولوژی و تربیت متفاوت، قرار است در زندگی همسو با هم قرار بگیرند. در مراکز مشاوره، برای این که این چالش‌ها را حل کنند سعی می‌کنند در ابتدا اطلاعات مقدماتی را از دختر و پسر بگیرند. اطلاعاتی مثل این که طرفین چند خواهر و برادر دارند، فرزند چندم خانواده هستند، شغل پدر و مادرشان چیست، چند وقت است که کار می‌کنند، کجا آشنا شده‌اند، آشنایی‌شان چقدر طول کشیده، چه انتظاراتی از هم دارند و چرا.

اما در مراحل بعدی، مشاور باید چالش‌هایی ایجاد کند که دو نفر به عنوان زوج مجبور شوند درگیر معضلات و تفاوت‌های‌شان شوند و با این روش، اختلافاتی که درباره خواسته‌های‌شان از هم دارند، مشخص شود. معمولا زوج‌ها در ابتدا فکر می‌کنند تمام خواسته‌های‌شان مشترک است و توقعی خاص از هم و اختلاف‌نظری با هم ندارند. اما در حقیقت، این طور نیست. وقتی فرد با رابطه طرف مقابلش با خانواده و توقعات و وظایف متقابل روبه‌رو می‌شود، مشکلات تازه‌ای مشخص می‌شود. چیزهایی مثل این که چقدر از طرف مقابل توقع سهم دارد. این که آیا سهمی از او را برای خانواده خودش قبول دارد یا نه. اگر به مشکل بخورد، دوست دارد مشکل با کدام خانواده مطرح شود یا چیزهایی مثل این. در مجموع، این جزئیات هستند که می‌توانند باعث شناخت دو فرد به طور کامل برای یکدیگر شوند. بعد از آن به جای این که درباره موفقیت یا موفق نبودن ازدواج نظر داده شود، دو طرف در جریان مشکلات و بحران‌هایی که ممکن است در زندگی با آنها روبه‌رو شوند، قرار می‌گیرند و مهارت‌های ارتباط با همسر، تشخیص بحران‌ها و کنترل زندگی را یاد می‌گیرند.

حرف‌های دختر و پسر، قابل استناد است

بیشتر سۆال‌هایی که دختر و پسر در دوره آشنایی، از هم می‌پرسند، حول برنامه‌های‌شان برای آینده می‌چرخد که معمولا به جواب‌های قابل استنادی نمی‌رسد. در واقع آنها فقط درباره آرزوهای‌شان حرف می‌زنند، مخصوصا اگر جوان باشند. این محاورات بین دختر و پسر، فقط می‌تواند برای این باشد که آنها کمی به هم نزدیک شوند و توافقات، نمی‌تواند قطعیت داشته باشد اما وقتی دو نفر در سن بالا به هم تعهد می‌دهند، وضعیت فرق می‌کند. جایگاه اجتماعی آنها در آن وضعیت، تثبیت شده‌است. آنها برای خود، کار و موقعیت، قواعد و هنجارهایی دارند که به آن، باور دارند و براساس آن حرف می‌زنند.

برای تحقیق، چقدر زمان بگذاریم؟

ملاک مشخصی برای زمان تحقیق وجود ندارد اما مشخص است که نمی‌توان به زمان رابطه دختر و پسر تکیه کرد. رابطه‌های معمولی که بین همشاگردی‌ها و همکاران به وجود می‌آید، شناخت چندانی به دست نمی‌دهد چون منقطع است؛ اما وقتی مراودات خانواده شروع می‌شود، اگر ۶ ماه تا یک سال زمان بگذاریم، معقول‌تر است. البته فراموش نکنید، این به معنای افزایش دوره عقد نیست. زمانی که ذکر شد، برای دوره قبل از عقد است. در دوره نامزدی، دختر و پسر تعهد اخلاقی به هم دارند اما تعهد قانونی ندارند و اگر در دوره نامزدی به توافق نرسیم و جداشویم، ضرر کمتری متحمل می‌شویم اما آ‌نها وقتی عقد می‌کنند، زندگی زناشویی را با شکلی غیر از زناشویی شروع می‌کنند. دختر وقتی عقد می‌شود، حمایت مکرر شوهر را لازم دارد. در حالی‌ که وقتی قبل از ازدواج عقد می‌کند، نیازهای عاطفی را هفته‌ای یکی دو بار می‌تواند از همسر بگیرد و برای او مشکل ایجاد می‌شود.

منبع: کلوب ازدواج تبیان

اشتباهات رایج نامزدها

دوران نامزدی(حد فاصل خواستگاری و عقد) یکی از شیرین‌ترین دوره‌های زندگی هر کسی است، اما درست به همین اندازه پر خطر و حساس است و نمی‌توان ساده از کنار آن گذاشت. روزهایی که شما با همه وجود می‌خواهید قلب باشید و بتپید اما به جای آن، باید با تمام وجود چشم باشید و ببینید!

در چنین شرایطی، خیلی‌ها درگیر اشتباهاتی می‌شوند که دور از انتظار نیستند اما می‌توانند زندگی آنها را زیر و رو کنند. این مشکلات را بخوانید و سعی کنید شما مرتکب نشوید.

نادیده گرفتن مشکلات بزرگ

دوران نامزدی، باید بهترین دوران زندگی ما باشد اما این به معنای آن نیست که بدون کوچکترین ناراحتی و جر و بحثی تمام شود. به هیچ دلیلی حتی این که با هم رو در بایستی دارید، یا زمان بیشتری برای شناخت همدیگر لازم است، نگذارید اختلافات بزرگی مانند تفاوت‌های عقیدتی، فرهنگی، رفتارهای نادرست و… مسکوت بمانند.

حساسیت بیش از حد

نقطه مقابل رفتاری که در بالا گفتیم، وسواسی رفتار کردن درباره همه اختلافات است. اغلب نامزدها چون نگاهی رویایی نسبت به رابطه‌شان دارند و تصور می‌کنند که رابطه کامل رابطه‌ای است که هیچ تعارضی در آن وجود نداشته باشد، از یک طرف بام می‌افتند. در چنین حالتی فرد به محض روی دادن کوچکترین اختلاف ناراحت شده و گاهی مخالفت نامزدش را به عنوان علاقه نداشتن وی تعبیر می‌کند. برای مواجه نشدن با چنین مشکلی بهترین راهکار، اتخاذ یک دیدگاه واقع بینانه نسبت به شرایط رابطه‌ای موفقیت‌آمیز و پذیرش تفاوت‌ها از ابتدای آشنایی است.
هیچ مشکلی با گذشت زمان، خود به خود حل نمی‌شود. درست است که شما با گذشت زمان به اخلاق و روحیات نامزدتان بیشتر آشنا می‌شوید، اما تنها در صورتی که از همین حالا شیوه‌های حل تعارض را با نامزدتان تمرین کنید، می‌توانید به داشتن یک زندگی مشترک موفقیت‌آمیز امیدوار باشید

بعد از ازدواج مشکلات کم می‌شود

از آنجایی که شما و نامزدتان تازه با هم آشنا شده‌اید، طبیعی است که در مورد بعضی از مسائل زندگی، با هم کمی تعارض و اختلاف نظر داشته باشید. اما نکته مهم این است که هیچ مشکلی با گذشت زمان، خود به خود حل نمی‌شود. درست است که شما با گذشت زمان به اخلاق و روحیات نامزدتان بیشتر آشنا می‌شوید، اما آشنایی به تنهایی برای حل مسائل کافی نیست، تنها در صورتی که از همین حالا شیوه‌های حل تعارض را با نامزدتان تمرین کنید، می‌توانید به داشتن یک زندگی مشترک موفقیت‌آمیز امیدوار باشید.

 عوضش می‌کنم!

گاهی اوقات هم ما با این تصور که در آینده می‌توانیم نامزدمان را تغییر دهیم، بعضی از جنبه‌های مهم رفتاری و شخصیتی وی را نادیده می‌گیریم. تغییر کردن، کار راحتی نیست و به علاوه شرط اصلی آن، خواست خود فرد است. مهمتر از آن اگر کسی بخواهد شما را سر تا پا تغییر دهد حاضرید به سادگی قبول کنید؟ همسر شما هم یکی مثل خود شماست. پس با فکر عوض کردن او پیش نروید.
بعضی‌ها برای جلب علاقه طرف مقابل، سعی می‌کنند بعضی از رفتارهایشان را تغییر دهند. البته تغییر دادن رفتار، کار بدی نیست، اما اگر قصد ما این باشد که فقط در دوران آشنایی این کار را انجام داده و بعد از ازدواج به روال خود برگردیم، این کار ما نوعی فریب محسوب شده و بعدها موجب بروز مشکلات بزرگی در زندگی مشترک می‌شود

هر چه تو بخواهی می‌شوم

بعضی‌ها برای جلب علاقه طرف مقابل سعی می‌کنند بعضی از رفتارهایشان را تغییر دهند. البته تغییر دادن رفتار کار بدی نیست، اما اگر قصد ما این باشد که فقط در دوران آشنایی این کار را انجام داده و بعد از ازدواج به روال خود برگردیم، یا به عبارتی برای مدتی نقش بازی کنیم، این کار ما نوعی فریب محسوب شده و بعدها موجب بروز مشکلات بزرگی در زندگی مشترک می‌شود. پس بهتر است مادر مدت آشنایی خود واقعی‌مان را نشان دهیم تا طرف مقابل بتواند انتخاب آگاهانه‌ای داشته باشد.

توافق‌های مصلحتی

گاهی اوقات در ابتدای نامزدی، ما به خاطر اینکه به طرف مقابل مان نشان دهیم که چقدر با هم تفاهیم داریم، بسیاری از نظرها و عقاید خود را ابراز نمی‌کنیم، یا به خاطر خشنود کردن نامزدمان با کار یا نظری موافقت می‌کنیم که به آن اعتقاد قلبی نداریم. منظورمان مسائل ریز و کوچکی مثل غذا و رنگ و مقصد سفر و… نیست. از مسائل اساسی زندگی حرف می‌زنیم که می‌توانند روی آینده شما سایه بیندازند. کافیست با خود فکر کنید تا کی می‌توانید به این وضع ادامه دهید؟ آن وقت تکلیفتان با این موافقت‌های نا به جا روشن می‌شود.

کنار گذاشتن خانواده و دوستان قدیمی

ممکن است شما تصور کنید آشنا شدن با فرد ایده آلتان، برای خوشبختی شما کافی است و دیگر نیازی نیست که زمانی را به خانواده یا دوستانتان اختصاص دهید، شاید هم دخالت خانواده و دوستان در مورد رابطه شما و نامزدتان، باعت شده چنین تصمیمی اتخاذ کنید. به هر حال، دلیل این تصمیم هر چه که باشد، دلیل درستی نیست. افراد به ویژه در اوایل زندگی مشترک، برای حل مشکلات خود به یک شبکه حمایت اجتماعی قوی نیاز دارند؛ شبکه‌ای که اعضای خانواده و دوستان قدیمی از مهمترین اعضای آن به شمار می‌روند. شما با تقسیم وقت خود و اختصاص دادن بخشی از آن به خانواده دوستانتان، به آن‌ها نشان می‌دهید که هنوز هم برای شما مهم بوده و به آنها در کنار آمدن با این تغییر کمک می‌کنید.

همیشه با هم می‌مانیم

گاهی افراد پیش از این که از همدیگر شناخت پیدا کنند، قول ازدواج می‌دهند و برای خود تعهد ایجاد می‌کنند. حتی ممکن است به خاطر این قول و قرار دامنه روابطشان را طوری گسترده کنن که بعدا نتوانند مدیریت آن را به دست بگیرند. آن وقت است که بهم زدن نامزدی در صورت نیاز غیرممکن می‌شود و حتی اگر زمان بیشتری برای فکر کردن مطالبه کنید به بی‌تعهدی متهم خواهید شد.
درست است که ما باید با همسر آینده‌مان روراست باشیم، اما دلیلی ندارد که او از ریزترین اسرار شخصی یا خانوادگی شما با خبر باشد البته اگر مسئله جدی‌ای مانند نامزدی قبلی وجود داشته حتماً باید عنوان شود، اما مطرح کردن موارد عاطفی که اهمیت چندانی نداشته، تنها موجب بی اعتمادی طرف مقابل می‌شود

من، عین کف دست هستم

درست است که ما باید با همسر آینده‌مان رو راست باشیم، اما دلیلی ندارد که او از ریزترین اسرار شخصی یا خانوادگی شما با خبر باشد. مثلا بداند فلان کس خواستگار شما بوده یا پدرتان یک ماه به خاطر چک برگشتی زندان رفته است. البته اگر مسئله جدی‌ای مانند نامزدی قبلی وجود داشته حتماً باید عنوان شود، اما مطرح کردن موارد عاطفی که اهمیت چندانی نداشته، تنها موجب بی‌اعتمادی طرف مقابل شده و ممکن است او از این مسئله به عنوان نقطه ضعف شما استفاده کند.

فراوری: فاطمه ایمانی

منبع: بخش کلوب ازدواج تبیان

چند نکته مهم برای ازدواج سعادتمندانه

آدمی در طول زندگی خود، آنقدر فرصت ندارد که در هر کاری تجربه کسب کند و از اشتباهاتش درس بگیرد. با این حال با هوش‌ترین و عاقل‌ترین افراد، کسانی هستند که در تجربه‌های دیگران (به ویژه تجارب علمی) سهیم می‌شوند. امروزه از طریق تجربه‌های علمی و تحقیقات پیشین، نتایجی بدست آمده است که بر اساس آن می‌توان یک ازدواج موفق را پیش‌بینی نمود. با توجه به این یافته‌ها، نکاتی به جوانان پیشنهاد می‌گردد که در نظر گرفتن آن، احتمال ازدواج غلط را به کمترین حد ممکن می‌رساند:

۱- ازدواج، امر مهمی است. تصمیمی است که برای یک عمر می‌تواند مسیر زندگی شما را تغییر دهد. پس هرگز چشمان خود را نبندید و این امر مهم را صرفا به اطرافیان نسپارید. در این راستا سهم شما باید به مراتب بیشتر از آنها باشد. در یک کلام..…. « سنتی ازدواج نکنید»

۲- برای یک ازدواج خوب، لازم است چشم‌انداز واضح و روشنی از آینده داشته باشید. باید دقیقا بدانید که هدف شما از ازدواج چیست؟ چه خواسته‌های عینی و واقعی دارید؟ و در واقع معیارهای مشخص شما برای انتخاب همسر کدامست؟ لذا قبل از آن، باید شرایط زندگی خود را مرور کنید و خودتان را بیشتر بشناسید. در این خصوص، مطالعه، مرور قصه زندگی، مشاوره، اجرای تست‌های خودشناسی، شرکت در کارگاه‌های خودشناسی و …. می‌تواند مفید واقع شود.

۳- به یاد داشته باشید که نمی‌توانید خودتان را جدا از خانواده و اجتماعتان در نظر بگیرید. نمی‌توانید اصول و هنجارهای خانوادگی، اعتقادی و فرهنگی را نادیده بگیرید چرا که به هر حال این ویژگی‌ها بخشی از وجود شما را تشکیل داده است. لذا، قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج، با اعضای مهم خانواده مشورت کرده و موارد مهم از دید آنها را بررسی کنید.

۴- در شروع یک رابطه، خانواده را از تصمیم خود مطلع کنید. شاید در آغاز، این کار سخت به نظر برسد و نگران دخالت یا ممانعت از سوی خانواده باشید، اما بدانید که این کار بسیار آسانتر است از این که بعدا آنها را در برابر کار انجام شده قرار دهید و شاهد شوک و نگرانی شدید آنها باشید. ضمنا بدانید که والدین شما به هیچ وجه دوست ندارند، آنها را دور بزنید. قطعا بعدا مخالفت آنها شدید‌تر خواهد بود.

۵- اگر خانواده شما یا طرف مقابل، اصرار بر رسمی کردن رابطه دارند، آنها را توجیه کنید که لازم است برای شناخت بیشتر یکدیگر، وقت بیشتری بگذارید. خوشبختانه امروزه حتی خانواده‌های خیلی سنتی ضرورت کسب این شناخت را احساس می‌کنند و تا آنجایی که تجربه کاری مشاوران ازدواج نشان می‌دهد، شرایط را برای دیدار‌های لازم فراهم می‌کنند. البته هر خانواده، اصول و خط قرمزهای خود را دارد که بایستی محترم شمرده شوند.

۶- هر چند شاید شما هم مانند بیشتر دختران و پسران امروزی، ترجیح می‌دهید دو نفری و در فضاهای رومانتیک؛ مانند پارک، کوه و کنار رودخانه، با همدیگر ملاقات کنید؛ اما به یاد داشته باشید که در این فضای احساسی و البته گرم، نه شما و نه طرف مقابل، واقعا خودتان نیستید. در حالی که به ویژه در حضور خانواده، عملکرد طبیعی دارید. بنابراین، برای شناخت بهتر و بیشتر، حتی‌الامکان سعی کنید ملاقات‌هایی را در بطن و با حضور خانواده دو طرف فراهم کنید. سفرها و دیدارهای خانوادگی طولانی می‌تواند فرصت فوق‌العاده‌ای برای شناخت فراهم کند. البته امید است دیدگاه سنتی خانواده، مانع این ملاقات‌ها نشود.

۷- برای شناخت بیشتر، وجود میزانی از ارتباط قبل از ازدواج مفید است اما لازم نیست این رابطه حتما طولانی یا خیلی نزدیک باشد. برای تصمیم نهایی لازم است یک بررسی همه‌جانبه انجام دهید. در این خصوص، شرکت در جلسات مشاوره قبل از ازدواج (به اتفاق همدیگر) می‌تواند مفید باشد.

۸- قبل از رسیدن به تصمیم قطعی، رابطه عاطفی عمیق بر قرار نکنید. هر چند وجود علاقه و زمینه ارتباط عاطفی برای انتخاب درست لازم است، اما دختر و پسری که در یک رابطه عاطفی عمیق درگیر می‌شوند، قدرت تصمیم‌گیری منطقی را از دست خواهند داد.

۹- تا زمانی که اشتیاق عاطفی و جسمانی نسبت به طرف مقابل، در خود احساس نکرده‌اید، ازدواج نکنید. امروزه دارا بودن حداقلی از علاقه و اشتیاق عاطفی و جسمی، لازمه یک ازدواج صحیح است. چرا که همسران امروزی، انتظارات عاطفی و جنسی بالایی از یکدیگر دارند و وجود کاستی‌هایی در این زمینه، همیشه قابل جبران نیست. پس اگر اطرافیان شما صرفا به خاطر این که فلان دختر یا پسر شرایط خوبی دارد و … شما را به ازدواج با او ترغیب می‌کنند و می‌گویند: «عشق بعدا ایجاد خواهد شد»، باور نکنید. ممکن است این اشتیاق، هرگز ایجاد نشود و شما بمانید و … یک ازدواج سرد و بدون اشتیاق…

۱۰- در گفتگو‌های هنگام خواستگاری، به علاقه، مزاج جنسی، انتظارات و دیدگاه‌های عاطفی و جنسی، حتما اشاره کنید. سعی کنید چشم‌انداز واضحی از رابطه جنسی آینده بدست بیاورید (که با کمک مشاور ازدواج هم می‌توانید این اطلاعات را کسب کنید). هر فرد به لحاظ فیزیولوژیکی و هورمونی دارای سیستم انرژی منحصر به فرد بوده و تمایل جنسی منحصر به فردی دارد که در اکثر موارد، این میزان قابل تغییر نیست. البته نگرش و مهارت‌های فرد برای رابطه جنسی قابل تغییر و اصلاح است ولی وضعیت مزاجی تغییر پذیری خیلی کمی دارد. پس اگر نمی‌خواهید، بعد از ازدواج با همسری روبه‌رو شوید که از لحاظ تمایل جنسی خیلی با شما متفاوت است (و متأسفانه قابل تغییر هم نیست)، قبل از ازدواج، خجالت را کنار بگذارید و در این زمینه با طرف مقابل گفتگو کنید. البته قبول دارم که این کار به ویژه در جامعه ما کمی دشوار است، لذا، در این مورد می‌توانید از مشاور ازدواج کمک بگیرید.

۱۱- برای کسب اطلاعات جنسی، لازم نیست قبل از ازدواج، وارد چنین رابطه‌ای شوید. حتی توصیه می‌شود که رابطه جنسی را حتی‌الامکان به بعد از رسمی شدن رابطه موکول کنید. به هر حال، تجربه نشان می‌دهد که وجود رابطه جنسی قبل از ازدواج، به ویژه رابطه مکرر، می‌تواند موجب کاهش انگیزه طرفین برای ازدواج بشود.

۱۲-اگر درست یا غلط، وارد یک رابطه نزدیک و طولانی مدت شده‌اید و در حال حاضر می‌خواهید با این فرد ازدواج کنید، نحوه تعامل شما در این مدت، اطلاعات مفیدی در اختیارتان می‌گذارد که می‌توانید بر اساس آن، تصمیم درستی بگیرید. پس به اتفاق یکدیگر، محاسن و مشکلاتی را که در این مدت با هم داشته اید، مرور کنید. در واقع ترازویی در مقابل خود بگذارید و لحظه‌های خوب و دشوار رابطه را تفکیک کنید. از خود و از یکدیگر بپرسید: «کدامیک سنگین‌تر بوده است؟ لحظه‌های خوب یا نه چندان خوب؟». برای ارزیابی بهتر، وجود فرد سومی مانند یک دوست با تجربه، عضو عاقل خانواده و یا مشاور مجرب، می‌تواند مفید واقع شود. البته برخی از مشکلات، قابل حل و اصلاح هستند اما برخی دیگر به خصوصیات شخصیتی شما و طرف مقابل مربوط بوده و متأسفانه در طول زندگی مشترک با آَن دست و پنجه نرم خواهید کرد. لذا، اگر رابطه دشواری با هم داشته‌اید، شاید صلاح اینست که این رابطه را ادامه ندهید.

۱۳- فراموش نکنید که عشق، شرط لازم برای یک ازدواج موفق است اما «هرگز کافی نیست». پس هیچگاه صرفا به خاطر عشق و بدون در نظر گرفتن شباهت شخصیتی، خانوادگی و … ازدواج نکنید. بسیارند دختران و پسران عاشقی که به خاطر خصوصیات شخصیتی خاص خود، نمی‌توانند با هم سازگار شوند و رابطه پر فراز و نشیبی با هم برقرار می‌کنند. بعلاوه، در ازدواج‌های بدون شباهت خانوادگی و فرهنگی، عشق و علاقه دوامی نخواهد داشت.

۱۴-یک عامل مهم، که رضایت زناشویی بعد از ازدواج را تضمین می‌کند، سلامت روانی و شخصیتی همسر است. به ویژه بین بعضی از اختلالات روانی و شخصیتی با مشکلات زناشویی رابطه زیادی وجود دارد که البته از حوصله این بحث خارج است. پس قبل از تصمیم‌گیری نهایی، از سلامت روانی خود و همسر آینده مطمئن شوید. بدین منظور می‌توانید در جلسات مشاوره قبل از ازدواج شرکت کنید. اگر مشاور شما صلاح ببیند، اجرای تست روانشناختی را به شما پیشنهاد خواهد داد.

۱۵-خصوصیات شخصیتی همسران می‌تواند روی موفقیت ازدواج آنها تأثیر بگذارد. مثلا مطابق با تحقیقات پیشین، افراد انعطاف‌پذیر، همسران راضی‌تری دارند و برعکس، همسران افراد خود شیفته، از ازدواجشان ناراضی‌تر هستند. از سوی دیگر، هماهنگی یا شباهت شما و همسرتان از لحاظ ویژگی‌های شخصیتی، در آینده ازدواجتان تعیین کننده خواهد بود. حال با پذیرش این نکته که این خصوصیات، در طول زندگی افراد تغییر زیادی نخواهد کرد، این موضوع مهمتر خواهد شد. پس، قبل از ازدواج، حتما از خصوصیات شخصیتی خود و طرف مقابل، اطلاعات دقیقی بدست بیاورید. در این زمینه، شرکت در مشاوره قبل از ازدواج و اجرای آزمون (مثلا MMPI2) پیشنهاد می‌شود، با یک بررسی درست کارشناسانه، اطلاعاتی برایتان روشن می‌شود که حتی بعد از سالها رابطه قبل از ازدواج هم نخواهید توانست به آن برسید.

دکتر اعظم صالحی(مشاور خانواده و عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور)

منبع: سایت پزشک آنلاین