شفای نابینا

نوشته‌ها

جلوه‌ای از عالم ملکوت و شفای نابینا

اشاره:

عالَم مَلَکوت عالم بدون اجسام با امکان تصور شکل و صورت است. حکمای مسلمان مرگ را نقطه اتصال به ملکوت معرفی کرده و جایگاه انسان پس از مرگ را در این جهان دانسته‌اند؛ همچنان‌که عده‌ای این عالم را عالم فرشتگان نیز ذکر کرده‌اند که با مجاهدت، ریاضت و تزکیه نفس می‌توان قبل از مرگ این جهان را مشاهده کرد؛ هرچند برخی این جهان را جایگاه ندیدنی‌هایی دانسته‌اند که جز پیامبران و معصومان، کسی قادر به دیدن آن نیست و حتی درک این عالم از شروط معصوم قلمداد شده است. در نوشته زیر به یکی از معجزات امام صادق (علیه‌السلام) در این موضوع اشاره دشه است.

داود بن کثیر گوید: در منزل امام صادق (علیه‌السلام) بودیم و درباره فضائل پیامبران مذاکره می‌کردیم. امام (علیه‌السلام) در جوابی به ما فرمود: به خدا سوگند خداوند پیامبری را نیافرید مگر اینکه محمد (صلی الله علیه و آله) از او افضل و برتر است سپس انگشترش را در آورد و بر زمین گذارد و ذکری گفت: ناگهان زمین به قدرت خداوند شکافته شد و ما خود را در دریایی دیدیم که در وسط آن کشتی سبزرنگی بود که بر آن نوشته بود. لا اله الا الله، محمد رسول‌الله، علی امیرالمؤمنین، بشر القائم… بشارت ده به قائم(عج) که او با دشمنان می‌جنگد و به فریاد مؤمنین می‌رسد و خداوند او را با ملائکه فراوان یاری می‌کند.[۱]

شفای نابینا

ابو بصیر که از حس بینائی برخوردار نبود می‌گوید: به دنبال امام صادق (علیه‌السلام) تجسس می‌کردم تا بازوی او را بگیرم. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: دوست داری مرا ببینی؟

عرض کردم: بله فدایت شوم. آنگاه حضرت دستش را بر چشمم مالید ناگهان دیدگانم به وجود او بینا شد. سپس به من فرمود: اگر بگو مگوهای مردم نبود تو را بر این حال بینائی رها می‌کردم اما درست نیست چنین کنم و دست خود را بر چشم من کشید و به حال نابینایی اول بازگشتم.[۲]

پی نوشت:

[۱] . عیون المعجزات، ص ۸۲، بحار، ج ۴۷، ص ۱۵۹.

[۲] . کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۲۰، بحار، ج ۴۷، ص ۷۹.

درخت بادام در خانه میزبان

مرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه علیه ، به نقل از محمّد بن احمد نیشابورى از قول جدّه اش خدیجه ، دختر حمدان حکایت کند:

در آن هنگامى که امام رضا علیهما السلام در مسیر راه خراسان وارد شهر نیشابور گردید، به منزل ما تشریف فرما شد.

امام علیه السلام پس از آن که اندکى استراحت نمود، در گوشه اى از حیات خانه ما یک بادام کشت نمود، که رشد کرد و بزرگ شد و یک ساله به ثمر رسید؛ و هر سال ثمره بسیارى مى داد.

و چون مردم متوجّه شدند، که امام رضا علیه السلام آن درخت را با دست مبارک خود کشت نموده است ، هر روز به منزل ما مى آمدند و از بادام هاى آن جهت شفا و درمان امراض خود استفاده مى کردند و هرکس هر نوع مرضى که داشت ، به عنوان تبرّک از آن بادام که تناول مى کرد، عافیت و سلامتى خود را باز مى یافت .

و حتّى نابینایان شفا مى گرفتند و زن هاى آبستن – که درد زایمان برایشان سخت و غیرقابل تحمّل بود – از آن بادام استفاده مى کردند و به آسانى وضع حمل مى نمودند.

و همچنین حیوانات مختلف مى آمدند و خود را به وسیله آن درخت متبرّک مى ساختند.

پس ا آن که مدّت زمانى از این جریان گذشت ، درخت بادام خشک شد و جدّم ، حمدان چند شاخه اى از آن درخت را قطع کرد که در نتیجه چشم هایش کور و نابینا گردید.

و فرزند او که عَمرو نام داشت و یکى از ثروتمندان مهمّ شهر نیشابور بود ، آن درخت را از ریشه قطع و نابود کرد و او نیز به جهت این کار، تمام اموال و زندگیش متلاشى شد و بیچاره گردید، که دیگر به هیچ عنوان توان امرار معاش نداشت .

و راوى در نهایت گوید: قبل از آن که درخت خشک شود، کرامات بسیارى به برکت امام رضا علیه السلام از آن ظاهر مى گردید و مردم ؛ بلکه حیوانات از آن بهره مى بردند.(۱)

۱- عیون اخبارالرّضا علیه السلام : ج ۲، ص ۱۳۲، ح ۱، إثبات الهداه : ج ۳، ص ۲۵۸، ح ۳۳، مدینه المعاجز: ج ۷، ص ۱۳۰، ح ۱۳۵٫