سید محمد مهدی رفیعی پور

نوشته‌ها

احسان کردن به این گروه را جدی بگیرید!

در قرآن و روایات، بر حرمت نهادن بر والدین، اهمیت خاصی قرار داده شده است و این آموزه‌ها در جامعه ما مشهور و از واضحات است؛ در اینجا می‌خواهیم به خطری که از ناحیه والدین ممکن است متوجه ما بشود بپردازیم که در حقیقت نگاهی دقیق تر به آیات قرآنی است و شامل هشداری الهی به فرزندان در افراط در اطاعت و نیز به والدین در حیطه فرمان‌ها است.

به نظر می‌آید مشهورترین توصیه‌ای که شنیده باشیم، همانا نیکی کردن به والدین باشد. این توصیه،‌ البته ریشه‌ای قرآنی دارد و در آیه ۱۵ لقمان و ۸ عنکبوت به آن توصیه شده است:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (عنکبوت ۸)

بخشی از ترجمه آیه ۱۵ سوره لقمان چنین است: اگر پدر و مادر کوشیدند که آنچه را که به آن علم نداری، شریک من کنی از آن دو اطاعت نکن و به خوبی در دنیا با آنها معاشرت کن.

اندکی راجع به کلمات موجود در این آیه توضیح می‌دهیم:

وَصَّیْنَا: توصیه کردیم. این کلمه به معنای سفارش‌های کم اهمیت نیست زیرا خدا سفارش‌های مهم را هم با همین کلمه بیان کرده است.

حُسْناً: خوبی به همراه زیبایی، حسن نامیده می‌شود. به عبارت دیگر متناسب سخن گفتن و رفتار کردن حسن است.

إِنْ جاهَداکَ: اگر آن دو بکوشند. از ریشه مجاهده به معنای کوشیدن و پیگیر جدّی بودن.

ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ: آن چیزهایی که به آن علم نداری یعنی درستی آن را نمی‌فهمی فقط تحت جوّ والدین یا جامعه انجامش می‌دهی.

هشداری برای مطیعان

این آیات شامل چند بخش است و در ابتدا توصیه به احسان به والدین شده است. در اینجا می‌خواهیم تمرکز خود را بر بخش دوم همین آیات معطوف کنیم که در حقیقت نوعی هشدار در نحوه اطاعت از والدین است. قرآن به ما هشدار می‌دهد که مراقب خطر والدین نیز باشیم. این خطر حتمی نیست اما ممکن است برخی والدین به طور جدی همت کنند تا ما گفتار و رفتاری مشرکانه صورت دهیم.
جمله “من مأمورم و معذور” فقط برای دلخوشی دنیا کاربرد دارد و در آخرت ما در مقابل دستورات نادرست فرمانروایان و بزرگان خود نیز مسئول هستیم و در دنیا موظفیم از دستورهای حرام یا نابخردانه حتی الامکان سرپیچی کنیم تا شریک ظلم ظالمان نباشیم زیرا در قیامت هم ظالمان مسئولند و هم کسانی که فرمانبردار ظالمان بوده‌اند. به عبارت دیگر در کنار توصیه به احسان، قرآن به ما بیدارباشی می‌دهد که نیکی کردن را با اطاعت بی‌چون و چرا اشتباه نگیریم.

گاه والدین به رسوماتی خو گرفته که هیچ مبنای عقلی و شرعی ندارد و ما را هم به همان دعوت می‌کنند یا برخی عقاید قومی یا فرقه‌ای را که هیچ مبنای درستی ندارد به خورد ما می‌دهند. ممکن است به ناحق با کسی دشمنی کنند و از ما هم بخواهند چنین کنیم یا ما را به اصرار به مسافرت یا تحصیلاتی بفرستند که می‌دانیم برای ما بی‌فایده است یا برگه‌ای را امضاء کنیم که خودمان به نادرستی آن علم داریم و همه اینها مثال‌هایی برای “ما لیس لک به علم” است.

در ارتباط این دو آیه مطالب زیادی فهمیده می‌شود که برخی از آنها عبارتند از:

۱- توصیه اصلی قرآن احسان به والدین است نه اطاعت بی‌چون و چرا از والدین.

۲- خدا دوست دارد رفتار ما با والدین متناسب و زیبا بوده و به تعبیر قرآن “حُسن” باشد.

۳- دامنه شرک بسیار وسیع تر از بت‌پرستی است بلکه مصادیق بسیاری دارد.

۴- خدا از ما می‌خواهد به کارهایی که می‌کنیم و به دستورهایی که اطاعت می‌کنیم علم داشته باشیم یعنی درستی آن را بدانیم و بتوانیم در مقابل خدا مسئولیت آن را بپذیریم.

۵- به طور کلی قبل از اطاعت کردن از هر کسی باید دقت کنیم که این کار از روی فهم و با بینش به درستی فرمان‌ها باشد.

۶- ممکن است والدین تلاش جدی برای شرک ما کنند، بنابراین اطاعت بی‌چون و چرا در همه موارد، کار خطرناکی است.

۷- اطاعت نکردن در امور شرک آمیز، به معنای بی‌حرمتی نیست. باید همواره به والدین احسان کرد و به شکل پسندیده با آنها معاشرت کرد.

۸- عده‌ای از فرزندان ممکن است در سهل انگاری‌ها و تنبلی‌ها و بی‌مسئولیتی‌های خود، این آیه قرآن را ابزار دست خود قرار دهند. خطر سوء استفاده از آیات قرآن همیشه و همه‌جا بوده و هست.

۹- اگر پدر و مادر هستیم بدانیم که این خطر برای ما بسیار است که با دستورهای نابخردانه خود سبب مشرک شدن فرزندان شویم.

۱۰- ممکن است تنها یک قسمت از آیات قرآنی مشهور شده باشد، بنابراین لازم است آیاتی را که می‌شنویم به صورت کامل از قرآن پیدا کنیم و بخوانیم.

در کنار توصیه به احسان، قرآن به ما بیدارباشی می‌دهد که نیکی کردن را با اطاعت بی‌چون و چرا اشتباه نگیریم. قبل از هر گونه اطاعت کردن باید مبنای آن را در نظر بگیریم. دقت در نحوه اطاعت کردن، فقط مختص به والدین نیست. خدا بسیار حساس است که حتی بزرگان فامیل و قوم به خاطر سن و سالشان یا به خاطر ارج و احترامشان به شکل کورکورانه اطاعت نشوند.

قرآن درباره حال برخی ناسپاسان فرموده است که در حال عذاب الهی می‌گویند: ما از رۆسا و بزرگانمان اطاعت کردیم، در نتیجه گمراهمان کردند.(احزاب، ۶۷)

از قرآن می‌آموزیم که اطاعت فقط مختص خدا و رسول و جانشینان رسول است؛ یعنی اطاعت‌های ما از هر کس که باشد، باید بر محور خدا و رسول بوده و نباید خلاف حق باشد.

از اینجا می‌فهمیم که جمله “من مأمورم و معذور” فقط برای دلخوشی دنیا کاربرد دارد و در آخرت ما در مقابل دستورات نادرست فرمانروایان و بزرگان خود نیز مسئول هستیم و در دنیا موظفیم از دستورهای حرام یا نابخردانه حتی الامکان سرپیچی کنیم تا شریک ظلم ظالمان نباشیم زیرا در قیامت هم ظالمان مسئولند و هم کسانی که فرمانبردار ظالمان بوده‌اند.

اطاعت نکردن به معنای خشونت نیست

برای اطاعت نکردن از ظلم، نیاز به بی‌ادبی یا خشونت نیست، بلکه باید برنامه‌ریزی و تفکر کنیم که به زیباترین وجهی خود را از خطر شرک دور نگه داریم؛ زیرا قرآن به ما آموخته است که به بهترین وجه بدی‌ها را از خود دور کنیم:

ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَصِفُون(سوره مومنون، آیه ۹۶)

بنابراین نحوه سرپیچی کردن از دستورهای ظالمانه نیازمند فهم درست و دین شناسی است. مثلاً درباره والدین باید همواره مراقب حُسن رفتار و گفتار باشیم.

در عرصه جامعه گاه نیازمند به دوری کردن از مناصب هستیم و گاه نیازمند به سکوت معترضانه و برای فهم و فقاهت در این باره منبع عظیمی از گفتار و کردار اهل بیت در اختیار داریم که نحوه زندگی در دوران ظالمانه را به ما آموزش داده‌اند.

منبع: تبیان؛ سید محمد مهدی رفیعی‌پور

نیکی به پدر و مادر به شرط…

برخی از ارزش‌هایی که در قرآن کریم و نظام اخلاقی آن بیان شده، ارزش‌های دین اسلام هستند، به این معنی که در ادیان قبل و نیز در میان بشریت پیشینه و سابقه ندارد.

از طرف دیگر برخی از ارزش‌های مذکور در قرآن کریم مربوط به کسانی است که به دین اسلام و ارزش‌های آن ملتزم باشند. صورت پایبندی افراد به دین و ارزش‌های دینی مشمول احترام و ارزشگذاری قرآن قرار می‌‌گیرند همانند مطالبی که در مورد «مۆمنان» یا «مجاهدان» یا «پرهیزکاران» در آیات متعدد قرآن بیان شده است.

اما بحث «والدین» آیا به همین صورت است. یعنی اولاً آیا احترام به آنها یکی از مطالب تأسیسی قرآن کریم است که قرآن برای اولین بار آن را برای بشریت آورده است یا اینکه دارای سابقه و پیشینه دینی و به اصطلاح امضائی است.

ثانیاً آیا اگر والدین به ارزش‌های دینی پایبند نباشند یا حتی اگر اساساً مسلمان نباشند، باز هم از دید قرآن کریم محترم هستند یا خیر، یعنی احترامی که قرآن برای والدین در نظر گرفته است آیا مقید به تدیّن و یا حداقل مسلمان بودن آنان است یا خیر.

درباره مطالب اول به نظر می ‌رسد همانطور که خدای متعال در سوره بقره اشاره فرموده، موضوع احسان به والدین از جمله موضوعاتی است که دارای سابقه دینی بوده است و از جمله احکامی است که در دین یهود –یعنی در حدود هزار و هشتصد سال قبل از اسلام-[۱] وجود داشته است.

خداوند متعال می ‌فرماید: «وَ إِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَ ذِی الْقُرْبَى وَ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاکِینِ وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَ آتُواْ الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِّنکُمْ وَ أَنتُم مِّعْرِضُونَ».[۲]

و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که: «جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر، و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید، و با مردم[به زبانِ‏] خوش سخن بگویید، و نماز را به پا دارید، و زکات را بدهید» آن گاه، جز اندکى از شما،[همگى‏] به حالت اعراض روى برتافتید.

در تورات، کتاب دینی یهودیان هم این مطلب وجود دارد: در «ده فرمان» که مهمترین احکام دین یهود است به صراحت آمده «پدر و مادر خود را احترام نما تا روزهای تو در زمینی که یهوه خدایت به تو می ‌بخشد، دراز شود».[۳]

نیز در جای دیگر آمده: «هر کدام از شما، مادر و پدر خود را احترام نماید».[۴] این مسأله در کلمات دانشمندان این دین هم مورد تأکید فراوان قرار گرفته است.[۵]

بنابراین آموزه «احترام به والدین» یک آموزه بین الادیانی است و اختصاصی به دین مبین اسلام ندارد.
تمام آیات مربوط به والدین در قرآن کریم مطلق هستند به این معنی که قیدی همچون اسلام، ایمان یا تقوی و امثال آنها به والدین اضافه نشده است.

برای بررسی مطلب دوم و اینکه آیا احسان و احترام به والدین مربوط به ایمان و تقوی و امثال آن می‌‌شود یا خیر، ابتدا دیگر آیاتی را که به موضوع والدین پرداخته‌اند ذکر می‌‌نماییم:

آیه اول) «وَ اعْبُدُواْ اللّهَ وَ لاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَ بِذِی الْقُرْبَى وَ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاکِینِ وَ الْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَ الْجَارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا».[۶]

و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و درباره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگانِ خود[نیکى کنید]، که خدا کسی را که متکبّر و فخرفروش است دوست نمی‌دارد.

آیه دوم) «قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَ لاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ وَ لاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ لاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ».[۷]

بگو: «بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده براى شما بخوانم: چیزى را با او شریک قرار مدهید و به پدر و مادر احسان کنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستى مکشید ما شما و آنان را روزى مى‏ رسانیم و به کارهاى زشت- چه علنى آن و چه پوشیده[اش‏]- نزدیک مشوید و نَفْسى را که خدا حرام گردانیده، جز بحق مکشید. اینهاست که[خدا] شما را به[انجام دادن‏] آن سفارش کرده است، باشد که بیندیشد.

آیه سوم) «وَ قَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیمًا وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا[۸]

و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر[خود] احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها[حتى‏] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خُردى پروردند».

آیه چهارم) «وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ».[۹]

و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند، و[لى‏] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى، از ایشان اطاعت مکن. سرانجامتان به سوى من است، و شما را از[حقیقت‏] آنچه انجام مى ‏دادید با خبر خواهم کرد.

آیه پنجم و ششم) «وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ وَ إِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ».[۱۰]

و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى. و از شیر باز گرفتنش در دو سال است.[آرى، به او سفارش کردیم‏] که شکرگزارِ من و پدر و مادرت باش که بازگشت[همه‏] به سوى من است.

و اگر تو را وادارند تا درباره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى، از آنان فرمان مبر، و[لى‏] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن، و راه کسى را پیروى کن که توبه ‏کنان به سوى من باز مى‏ گردد و [سرانجام‏] بازگشت شما به سوى من است، و از[حقیقت‏] آنچه انجام مى ‏دادید شما را با خبر خواهم کرد.

آیه هفتم) «وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَى وَالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ».[۱۱]
از امام باقر(علیه السلام) روایت داریم: «سه چیز است که خداوند به هیچ کس در مورد ترک آنها رخصت نداده است:… و نیکی به پدر و مادر نیکوکار باشند یا فاجر».

«و انسان را[نسبت‏] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم. مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنیا آورد. و بار برداشتن و از شیر گرفتنِ او سى ماه است، تا آن گاه که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد، مى‏ گوید: «پروردگارا، بر دلم بیفکن تا نعمتى را که به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏ اى سپاس گویم و کار شایسته‌اى انجام دهم که آن را خوش دارى، و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏ پذیرانم».

همان گونه که ملاحظه می ‌شود تمام آیات مربوط به والدین در قرآن کریم مطلق هستند به این معنی که قیدی همچون اسلام، ایمان یا تقوی و امثال آنها به والدین اضافه نشده است.

بنابراین همانگونه که علمای علم اصول فقه می‌‌گویند حکمی که گوینده، آن را بدون قید به کار ببرد، اطلاق را می‌رساند. نتیجه این که والدین چه با تقوی باشند چه نباشند، چه مۆمن باشند چه نباشند، چه حتی مسلمان باشند یا نباشند به حکم قرآن محترم هستند و مستحق احسان.

روایات بحث

این برداشت قرآنی ما در روایات اسلامی نیز کاملاً مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است: از امام باقر(علیه السلام) روایت داریم: «سه چیز است که خداوند به هیچکس در مورد ترک آنها رخصت نداده است:… و نیکی به پدر و مادر نیکوکار باشند یا فاجر».[۱۲]

از امام رضا(علیه السلام) روایت داریم که: «نیکی به والدین واجب است حتی اگر مشرک باشند و البته نباید از آنها، در کاری که معصیت خداست، پیروی نمود».[۱۳]

روایات دیگری هم در این زمینه وجود دارد که برای رعایت اختصار از ذکر آنها صرف نظر کردیم. امیدواریم که خدای متعال به همه ما توفیق خدمت به والدین را عنایت فرماید.

پی‌نوشت‌ها

[۱] -همان طور که استاد توفیقی نوشته‌اند: بر اساس محاسبات تاریخی و جمع بندی حوادث حوادث کودکی حضرت موسی(علیه السلام) در حدود ۱۲۵۰-۱۳۰۰- قبل از میلاد مسیح رخ داده است(آشنایی با ادیان بزرگ/۸۰)با توجه به اینکه میلاد پیامبر اکرم(صلی الله و علیه و آله و سلم) را سال۵۷۰ میلادی می‌‌دانند و بعثت ایشان در سن چهل سالگی یعنی ۶۱۰ میلادی بوده است، تقریباً فاصله میان وحی قرآن با وحی تورات چیزی در حدودی که ذکر کردیم می‌‌شود.

[۲] – بقره/۸۳٫ ترجمه آیات از مرحوم دکتر فولادوند است.

[۳] – سفر خروج ۲۰/۱۲

[۴] – سفر لاویان ۱۹/۳

[۵] – گنجینه‌ای از تلمود/۱۹۸

[۶] – نساء/۳۶

[۷] – انعام/۱۵۱

[۸] – اسرا-۲۳-۲۴

[۹] – عنکبوت/۸

[۱۰] – لقمان۱۴-۱۵

[۱۱] – احقاف/۱۵

[۱۲] – بحار الانوار۷۴/۵۶

[۱۳] – بحارالانوار۷۴/۵۶: «بر الوالدین واجب و ان کانا مشرکین و لا طاعه لهما فی معصیه الخالق».

سید محمد مهدی رفیعی پور؛ استاد حوزه و دانشگاه

منبع: بخش قرآن تبیان