سن ازدواج

نوشته‌ها

نگاهی به آسیب‌شناسی خانواده

۱)مقدّمه

نهادهای اجتماعی، هر یک برای برآوردن نیازی از نیازهای اساسی بشر پدید آمده‌اند. نهاد خانواده نیز در پی سامان بخشیدن به نیازهای جنسی و تولید نسل و سکونت و آرامش روحی است. اما با این وصف، نهاد خانواده در تعامل با سایر نهادهای اجتماعی اشکال و صور متنوّعی می‌یابد، روابط اعضای خانواده را دگرگون می‌کند و کارکردهای آن را به چالش می‌کشاند.
در جوامع سنّتی، که تغییرات اجتماعی آهنگ کُندی داشت، بیشترین آسیب‌های اجتماعی از اعضای خانواده ناشی می‌شد؛ اما در جوامع صنعتی و نوین امروزی، که دگرگونی‌های اجتماعی بسی شتاب یافته و جوامع را در «حال گذار» پیوسته قرار داده، وضع به گونه دیگری است؛ زیرا بسیاری از تحوّلات و تغییرات اجتماعی تأثیر عمیقی در نهاد خانواده بر جای می‌گذارد و از این رهگذر، خانواده نیز در معرض آسیب قرار می‌گیرد.
امروزه مسئله « اشتغال و استقلال مالی» برای زنان از اهمیت فراوانی برخوردار است. کارخانه‌ها، شرکت‌ها و بیمارستان‌ها، آموزش و پرورش و دیگر بنگاه‌های اشتغالزا ترجیح می‌دهند در برخی بخش‌ها، برای پیشبرد مأموریت‌ها و وظایف خود از زنان استفاده کنند؛ اما به موازات اشتغال زنان در خارج از خانه، خانواده و اعضای آن از غیبت زن و خلأ وجودی او دچار آسیب و عوارض منفی می‌شوند.
اشتغال زنان، یکی از عوامل آسیب‌زا است که امروزه خانواده را متأثر نموده. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که جامعه در حال گذار چه مشکلات و آسیب‌هایی برای خانواده پدید آورده است؟ و از منظر دین مبین اسلام، چه راه حل‌هایی برای جبران و رفع این مشکلات وجود دارد؟
پیش از پرداختن به پاسخ دو سؤال مزبور، لازم است واژگان کلیدی این پژوهش به دقت مورد بررسی قرار گیرد. در این مقال چهار مفهوم کلیدی توضیح داده می‌شود تا قلمرو و ابعاد بحث روشن گردد و از هر گونه پیش داوری و خلط بحث جلوگیری شود.

۲) بررسی واژگان محوری

۲ـ۱) آسیب‌شناسی اجتماعی۱

مفهوم «آسیب‌شناسی» نخست در مباحث پزشکی، برای شناسایی امراض و بیماری‌های مربوط به اعضای بدن و بافت‌هایش و درمان آن امراض به کار می‌رفت و سپس توسط دورکیم در مباحث «جامعه‌شناسی انحرافات» به کار رفت. در فرهنگ جامعه‌شناسی چنین آمده است: «این مفهوم قرن نوزدهمی مبتنی است بر تشابهی که بین بیماری‌های عضوی یا مرض‌شناسی و انحرافات اجتماعی قایل بوده‌اند. در بحث اِ. دورکیم از جرایم و خودکشی، آسیب‌شناسی اجتماعی بیش از آن که امری مربوط به انحرافات افراد تلقّی شود، بر اساس در نظر گرفتن فرق شرایط بهنجار و نابهنجار اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. به علاوه، دورکیم مدعی است که این فرق دارای عینیت است، مبتنی بر داوری اخلاقی نیست و آسیب‌شناسی اجتماعی را می‌توان به طور علمی سنجید و مورد آزمایش قرار داد. متأسفانه کاربرد این مفهوم از طرف دورکیم، مبهم است. وی آسیب‌شناسی اجتماعی را صرفاً یکی از وجوه بهنجار بودن شرایط جامعه به حساب می‌آورد.»۲

۲ـ۲) نهاد اجتماعی۳

«نهاد اجتماعی» عبارت است از: شبکه روابط اجتماعی پایداری که برای برآورده شدن یک نیاز اساسی بشر شکل گرفته باشد.
آنتونی گیدنز در تعریف «نهاد اجتماعی» می‌گوید: «شیوه‌های اساسی فعالیت اجتماعی که اکثریت اعضای یک جامعه معیّن از آنها پی روی می‌کنند. نهادها شامل هنجارها و ارزش‌هایی هستند که بسیاری از مردم با آنها همنوایی می‌کنند. همه شیوه‌های رفتار نهادی شده به وسیله ضمانت‌های اجرایی نیرومند حمایت می‌شوند. نهادها اساس یک جامعه را تشکیل می‌دهند؛ زیرا شیوه‌های نسبتاً ثابت رفتار را، که در طول زمان پایدار می‌ماند، ارائه می‌کنند.»۴

۲ـ۳) خانواده

خانواده، نخستین نهاد اجتماعی است که هسته اولیه زندگی اجتماعی را تشکیل می‌دهد و از دیدگاه کارکردی، روابط خویشاوندی و خانوادگی ضرورت‌های اساسی مربوط به بقا را برآورده می‌کنند. این ضرورت‌ها عبارتند از:

۱) تنظیم روابط جنسی و مقاربتی؛
۲) فراهم ساختن حمایت زیستی از هر یک از اعضای جامعه، به ویژه نوزادان و کودکان که آینده سازان جامعه‌اند.
۳) ایجاد واحد باثباتی از جامعه‌پذیری، به نحوی که کودکان بتوانند فرهنگ و مهارت‌های بازی نقش را، که برای زندگی بزرگ سالی اساسی است، کسب کنند.
۴) تأمین فضایی از حمایت اجتماعی مساوی برای کودکان و بزرگسالان؛
۵) تنظیم و روشمند ساختن جان‌گیری بزرگسالان جوان در موقعیت‌های حیاتی تولیدی (اقتصادی) و بازآوری زایمان و تربیت بچه در جامعه.۵

خانواده به دو نوع «هسته‌ای» و «گسترده» تقسیم می‌شود. مقصود از خانواده «هسته‌ای» خانواده‌ای است که از پدر و مادر و فرزندان تشکیل شده است. ولی خانواده «گسترده»، خانواده‌ای است که در آن، علاوه بر پدر و مادر و فرزندان، پدر بزرگ، مادربزرگ، عمّه، خاله، دایی و عمو و فرزندان آنها حضور دارند.
در جوامع سنّتی، الگوی خانواده «گسترده» غلبه دارد؛ زیرا همبستگی طایفه‌ای و قبیله‌ای بسیار مستحکم است و تجمّع افراد خانواده علاوه بر مشارکت در امر تولید و کشاورزی، ساز و کاری برای دفاع اجتماعی از خطرات طبیعت و جنگ و تهدیدها به شمار می‌رود.
ولی در جوامع معاصر و صنعتی، بیشتر الگوی خانواده «هسته‌ای» و با جمعیت کم شیوع دارد و ارتباط و روابط خانوادگی در این نوع خانواده بسیار رنگ باخته و آنها از حمایت گسترده فامیل و طایفه کمتر برخوردارند. (در این مقاله، عمدتاً خانواده «هسته‌ای» مدّنظر است.)

۲ـ۴) جهان معاصر

شناخت ویژگی‌های جهان معاصر ما را با واقعیات زندگی اجتماعی ـ که گیدنز از آن به «جهانی شدن زندگی اجتماعی» یاد می‌کند ـ و تأثیرات آن بر خانواده و آسیب‌های آن بیشتر آشنا می‌سازد. به طور فشرده، می‌توان به چند ویژگی شاخص جهان معاصر اشاره کرد:

۱) ناهمگرایی میان کشورهای غنی و فقیر؛
۲) جهانی شدن رسانه‌های جمعی؛
۳. تحوّلات سریع و شتابان؛
۴) جهانی شدن اقتصاد و تجارت جهانی؛
۵) عصر سلطه و استعمار؛
۶) تورّم گسترده و بحران‌زا؛
۷) مسابقه تسلیحاتی؛
۸) بحران انرژی و مواد اولیه؛
۹) رشد دین‌گرایی؛
۱۰) هسته‌ای شدن خانواده؛
۱۱) نهضت دفاع از حقوق زنان؛
۱۲) مرحله گذار از مدرنیسم به پست مدرنیسم.

آشنایی با شاخص‌های مزبور و توجه به میزان تأثیر آنها در نهاد خانواده، چشم‌اندازی را پیش روی ما می‌گشاید که همه مشکلات و نابهنجاری‌ها را معلول ارتباط درونی اعضای خانواده ندانیم و با وسعت بینش و نظر، از دخالت خودآگاه و ناخودآگاه چنین عواملی چشم‌پوشی ننماییم. پس از بررسی مفاهیم بحث، آسیب‌های اجتماعی، که در جوامع معاصر و در حال گذرا وجود دارد، مورد بررسی قرار می‌گیرد:

۳) افسردگی

یکی از آسیب‌هایی که منشأ اجتماعی دارد، «افسردگی» است. این بیماری روحی، که واکنش طبیعی در مقابل فشارهای زندگی است، در زنان بیش از مردان پدید می‌آید. در تعریف «افسردگی» می‌گویند: «افسردگی نوعی نابهنجاری خلقی یا عاطفی است که طیف‌های پایینِ آن را افراد عادی نیز بعضی مواقع، تجربه می‌کنند. خود ما بعضی وقت‌ها احساس غم و ملامت می‌کنیم و حاضر نیستیم به هیچ کاری حتی کارهای لذتبخش دست بزنیم.»۶

۳ـ۱) نشانه‌های افسردگی

افسردگی دارای علایم و نشانه‌هایی است که طبق آن، فرد از همه چیز ناامید شده، غم و غصه‌ای بر دل او چیره می‌شود. او احساس وحشت می‌کند و از تصمیم گرفتن برای زندگی خود عاجز مانده است و هر گاه می‌خواهد کاری انجام دهد، در خود صلاحیت و کفایت لازم احساس نمی‌کند. یکی از نشانه‌های بسیار خطرناک افسردگی، این است که فرد آنچنان از همه کس و همه چیز ناامید می‌شود که به فکر خودکشی و خودزنی می‌افتد و یا، دست کم، بسیار گریه می‌کند.
به طور کلی، برای افسردگی ۱۲ نشانه برشمرده‌اند:

۱) خلق و روحیه افسرده؛
۲) عصبانیت و بی‌حوصلگی (عدم تحمّل دیگران حتی نزدیکان)؛
۳) بی‌علاقگی و لذت نبردن از فعالیت‌های تفریحی؛
۴) کاهش انرژی یا بی‌قراری؛
۵) بی‌اشتهایی؛
۶) کاهش شدید وزن؛
۷) بی‌خوابی (دیدن کابوس در خواب، خواب بریده)؛
۸) کاهش قوای ذهنی (عدم تمرکز حواس، فراموشی، عدم قدرت تصمیم‌گیری، عدم قدرت سریع پاسخگویی)؛
۹) کاهش میل جنسی؛
۱۰) احساس بی‌ارزشی و گناه (احساس گناه، مهم ندانستن خود)؛
۱۱) احساس ناامیدی و فکر خودکشی؛
۱۲) علایم و دردهای جسمانی (سر درد، کمردرد، سرگیجه، یبوست، بی‌حسی عضلانی، لرزش اندام).۷

انجمن روان پزشکی آمریکا سه دسته از اختلالات افسردگی را طبقه بندی کرده است:

الف) افسردگی اساسی؛۸
ب) افسردگی خویی؛۹
ج) افسردگی غیر از دو نوع قبلی.

در نوع اول، یک یا چند دوره اساسی (دست‌کم دو هفته خلق افسرده یا از دست دادن علاقه، به اضافه علایم دیگر افسردگی) وجود دارد، اما نوع دوم دست‌کم دو سال خلق افسرده در بیشتر اوقات روز همراه با سایر علامت‌ها مشاهده می‌شود.

۳ـ۲) رابطه خانواده و افسردگی

گاهی فشارهای اقتصادی و اجتماعی و یا فقدان والدین یا فرزندان، موجب افسردگی شدید روحی و روانی فرد می‌شود و روابط خانوادگی را دچار اختلال می‌کند و بر اساس مطالعات همایشی، میان وضعیت خانوادگی و افسردگی فرد همبستگی وجود دارد.
براون و همکاران (۱۹۷۸) میزان آسیب‌پذیری در مقابل افسردگی را به عنوان بخشی از عوامل مرتبط با خانواده می‌دانند. طبق تحقیق آنان، زنانی که دارای سه یا بیش از سه کودک زیر چهار سال در خانه هستند، اعتماد و اطمینان خود را برای برقراری ارتباط صحیح با شوهر از دست می‌دهند و حتی مطمئن نیستند بتوانند دوستان دوران خردسالی و قبلی خود را به اندازه لازم ملاقات کنند. این گونه زن‌ها و زنانی که مادر خود را پیش از ۱۱ سالگی از دست داده‌اند، بیش از مردم دیگر برای افسردگی مستعد هستند.۱۰
البته ناگفته نماند که کودکان نیز در برخی مواقع دچار افسردگی می‌شوند. کودکانی که با کمبود مراقبت و مهرورزی و یا طرد شدن از سوی والدین مواجه می‌شوند و یا فقدان وجدانی والدین و ستیزه‌های خانوادگی را تجربه می‌کنند بیشتر در معرض نوعی افسردگی و فشار روانی قرار می‌گیرند.

۳ـ۳) علل افسردگی

معمولا آسیب‌شناسان سه علت زیستی، اجتماعی و روانی برای افسردگی ذکر کرده‌اند.

۳ـ۳ـ۱) زیستی

مقصود از علل زیستی، عواملی است که از طریق وراثت، از والدین به فرزندان منتقل می‌شود که در این صورت، لازم است افرادی که در خانواده شان چنین سابقه‌ای وجود دارد با مراجعه به روان پزشک، برای مشکلات خود راه علاجی پیدا کنند و موضوع را با آنها در میان بگذارند.
عامل دیگر زیستی شامل هر گونه آسیب به مغز در حالات جنینی در رحم مادر یا در حین زایمان و پس از تولّد می‌شود. آسیب به مغز می‌تواند به شکل ضربه فیزیکی و یا به شکل هر گونه بیماری مغزی ـ مثلا، تومور یا عفونت ـ باشد. در متون پزشکی، برخی همه‌گیری‌های ویروسی گزارش شده است که گروه زیادی از افراد همزمان دچار سلسله‌ای از علایم از جمله افسردگی شده‌اند. برخی بیماری‌های جسمی و داخلی همچون کم‌کاری غده تیروئید یا بیماری پارکینسون یا سکته قلبی و مغزی و اسکلرو زمولتی پل نیز می‌توانند خود را به شکل افسردگی نشان دهند.۱۱

۳ـ۳ـ۲) اجتماعی

عامل اجتماعی افسردگی، معمولا به وضعیت فرد در مقاطع گوناگون زندگی از کودکی و جوانی و پیری و تحوّلات زندگی مربوط می‌شود. چنانچه کودک در محیطی گرم و با صمیمیت رشد کند که پدر و مادرش ضمن داشتن درآمد مناسب، از تفاهم نسبی برخوردار باشند و ارزش‌های اخلاقی و دینی بر زندگی آنان حاکم باشد، به احتمال قوی، کمتر دچار بیماری روانی و افسردگی می‌شود و اعتماد به نفس پیدا می‌کند. ولی در مقابل، کودکی که در خانواده پرجمعیت رشد می‌کند و یا در خانواده‌ای که انواع نابسامانی‌ها و ستیزه‌های خانوادگی وجود دارد و یا در سنین حسّاس نوجوانی، والدین را از دست بدهد، به احتمال زیاد، دچار افسردگی می‌شود.
محیط مدرسه و کار، مهاجرت و جابجایی و نابسامانی‌های اقتصادی و تورّم شدید می‌تواند افراد را به افسردگی مبتلا سازد.
امروزه در جامعه ما، که به سرعت مردم به سوی تجمّلات و کالاهای شیک و مصرف‌گرایی مفرط تمایل پیدا می‌کنند، به دلیل آن که خانواده‌ها نمی‌توانند خود را با تغییرات سریع و شتابان مصرف‌گرایی منطبق نمایند، زیاد دچار افسردگی می‌شوند.

۳ـ۳ـ۳) روان شناختی

این عامل شاید مهمترین عامل افسردگی باشد؛ زیرا سایر عوامل از طریق این عامل اثر خود را بر جای می‌گذارند. چنانچه فرد همیشه نگرش منفی و بدبینانه‌ای به خود، زندگی و اطرافیانش داشته باشد، به زودی در دام افسردگی می‌افتد. از سوی دیگر، هر کس باید توانمندی‌های خود را بشناسد و به همان میزان، بر داشته‌های خود تکیه کند و بر اساس شناختی که از محیط دارد و ضمیمه نمودن توان و قدرت درونی، به انجام رفتار اقدام نماید. اما اگر فرد اتّکا به نفس۱۲ نداشته باشد و همیشه خود را حقیر و ناتوان‌تر از دیگران بپندارد، به زودی در گرداب مرگبار افسردگی فرو خواهد رفت. روشن است که وجود باورها و اعتقادات نادرست، نگرش‌های بیمارگونه و حاکمیت جبر بر روان منجر به بروز رفتار بیمارگونه می‌گردد. وجود تضاد بین اعتقاد و رفتار و یا بین نگرش و رفتار، تعادل روانی انسان را خدشه دار می‌سازد. از منظر الگوهای شناختی، که در شناخت و درمان افسردگی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است، وجود باورهای غلط در ذهن، انسان را گرفتار این بیماری می‌کند و اصلاح این باورها در فرایند شناخت‌درمانی، محور درمان به شمار می‌رود.۱۳

۳ـ۴) درمان افسردگی

معمولا سه راه عمده برای درمان افسردگی پیشنهاد می‌شود:

۳ـ۴ـ۱) درمان فیزیکی

از سی سال پیش تاکنون، داروهایی برای درمان افسردگی به بیماران توصیه شده که عبارتند از: «ایمی پرامین»، «آمی تراپیتیلین» و مهارکنندگان آنزیم و مونوآمین اکسید از قبیل: «ترانیل سیپرومین» و «فنلرین» البته داروهای مزبور عوارض جانبی فراوانی بر بیمار دارد، ولی امروزه داروی جدیدی توصیه می‌شود که مصرف یک تا دو قرص آنها در روز کافی است. این داروی جدید «SSRI,S» نام دارد و شامل فلوئوکستین پاروکسبتن، سرترالین و فلووکسامین است. گاه شوک برقی نیز برای کسانی که مبتلا به افسردگی شدید باشند توصیه شده است.۱۴
لازم به ذکر است که دارو برای افرادی توصیه می‌شود که با روان درمانی معالجه نشوند، اما امروزه مشاوران روانشناس از طریق روان‌شناسی بالینی و گفتاردرمانی و القای اعتماد به نفس و آماده‌سازی روح و روان آسیب‌دیده برای مقابله و یا فراموشی فشارهای روانی، تأثیر بیشتری بر بیمار می‌گذارند که عوارض جانبی مصرف دارو را هم به دنبال نخواهد داشت.

۳ـ۴ـ۲) شناخت درمانی۱۵

در دهه ۱۹۸۰ گروهی از روان پزشکان و روانشناسان، برای شناخت و درک بهتر افسردگی، رویکرد جدیدی ابداع کردند و آن «شناخت درمانی» بود. کار اساسی آن توسط پرفسور اتی بک و همکارانش در دانشکده پزشکی دانشگاه «پنسیلوانیا» انجام گرفت و از آن زمان تاکنون بسیاری از پزشکان آن را مورد توجه قرار داده‌اند.
شناخت درمانی چیست؟ اساس بنیادین این نظریه آن است که خُلق شما، انعکاسی از شیوه تفکر شماست. به عبارت دیگر، خُلق شما، توسط شناخت‌ها یا افکارتان شکل می‌گیرد. شناخت‌ها به شیوه نگرش شما به دنیای اطرافتان، به تمام تعابیر و تفاسیری که دارید، ادراک‌ها، تصاویر ذهنی، باورها و نگرش‌های شما اطلاق می‌شود.۱۶ بنابراین:
الف) اولا، باید دانست که مشکلات زندگی نوعی امتحان الهی است، و در صورت مقاومت و تحمّل در برابر آنها، پاداش عظیمی در انتظار فرد است. این مشکلات برای همه انسان‌ها پیش می‌آید و منحصر به فرد نیست؛ (وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْء مِنَ الْخَوفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الأَمَوَالِ وَ الأنفُسِ وَ الَّثمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ.)(بقره: ۱۵۵)
ب) ثانیاً، حوادثی که گریبانگیر فرد می‌شود، حاصل عمل خود اوست و نباید دیگران را در این زمینه مقصّر دانست؛ (وَ مَا أَصَابَکُم مِن مُصِیبَهٔ فَبَِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُو عَن کَثِیر)(شوری: ۳۰)
پس انسان در برخورد با مشکلات و نابسامانی‌ها، ابتدا باید بداند که این مشکلات ناشی از رفتار نسنجیده خود اوست و دیگران در این خصوص نقش اصلی ندارند، و دیگر این که این مشکلات وسیله آزمایش الهی است و او می‌تواند با نیروی صبر بر آنها غلبه کند و نباید با تفکرات و وساوس شیطانی روحیه خود را از دست بدهد.

۳ـ۴ـ۳) روان درمانی

در این زمینه، توصیه‌هایی ارائه شده است؛ از جمله:
الف) فرد باید ارتباط معنوی خود را با خداوند زیادتر کند؛ زیرا تمام اسباب و مسبّبات عالم در دست قدرت اوست و شاید همین مشکلات سبب نزدیک‌تر شدن او به خداوند شود تا از غفلت بیرون بیاید؛ (وَ لَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَی أُمَم مِن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَ الضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ.)(انعام: ۴۲)
ب) یاد خدا داشتن؛ (الَّذِینَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِاللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.) (رعد: ۲۸)
ج) در هیچ شرایطی نباید امید به خدا را در حل مشکلات از دست داد؛ زیرا ناامیدی به معنای قطع همه راه‌های حل مشکلات است؛ (وَ لاَ تَیْأَسُواْ مِن رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ.) (یوسف: ۸۷)
د) توکّل به خدا در ستیزها و کشمکش ها؛ (قُل لَن یُصِیبَنَا إِلاَّ مَا کَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.)(توبه: ۵۱)
و) انسان مؤمن در هر حال، باید از خدا راضی باشد و تمام مشکلات را هدیه‌ای از جانب خداوند بداند. در این صورت، هر قدر فشار زندگی بیشتر شود، کوچکترین تأثیری بر روح بلند او نخواهد داشت.
حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: «من رضی مِن اللّه بما قسّم له استراح بدنه»؛۱۷ هر کس به آنچه خداوند برایش تقسیم کرده است راضی باشد، بدنش احساس راحتی می‌کند.
پس هنگامی که انسان افسرده جهان را آزمایشگاه میزان صبر و تحمّل خود بداند و توجه کند که این بلاها از هیچ انسانی استثنا نشده است، با امید به خدا و ارتباط از طریق دعا و افزایش معنویت، روحیه از دست رفته او باز می‌گردد و روح او توان مقابله و بلکه غلبه بر مشکلات و فشارهای زندگی پیدا خواهد کرد.

۳ـ۵) چگونگی ارتباط افکار با افسردگی

۳ـ۵ـ۱) تعمیم بیش از حد

شما چنین می‌اندیشید که چون یک بار حادثه ناگواری برایتان اتفاق افتاده است، این اتفاق همیشه برایتان رخ خواهد داد و به همین دلیل، سرخورده و مأیوس می‌شوید.

۳ـ۵ـ۲ شخصی‌سازی

شما خود را در مورد هر حادثه ناخوشایند و منفی تنها فرد مسئول می‌پندارید، در حالی که صحّت این نتیجه‌گیری بر دلایل و شواهد کافی استوار نیست.

۳ـ۵ـ۳) تفکر به شیوه همه یا هیچ

این مبحث به ارزیابی خود، افراد دیگر و شرایط و اوضاع به نحو افراطی اشاره دارد و در این نگاه، حد وسط وجود ندارد.

۳ـ۵ـ۴) استنتاج عجولانه و بی‌اساس

زمانی که شواهد برای نتیجه‌گیری ناکافی است و یا حتی به هیچ وجه شواهدی در دست ندارید، به طور منفی و با عجله نتیجه‌گیری می‌کنید. این عمل را «نتیجه‌گیری عجولانه و بی‌اساس» می‌گویند.

۳ـ۵ـ۵) فاجعه‌انگاری

ممکن است به خودتان بگویید «اشتباه وحشتناکی مرتکب شده‌ام، چه قدر بد شد! تباه شدم.» در این حالت، احتمالا چنین اشتباهات و خطاهایی را بیش از حد بزرگ می‌کنید و به طور ناهماهنگی جنبه مثبت رفتار و موفقیت را بی‌ارزش قلمداد می‌کنید. مسئولیت و تقصیرهای خود را زیر ذرّه بین می‌برید و بزرگ جلوه می‌دهید و توانمندی‌های خود را دست‌کم می‌گیرید. این دیدگاه جهت‌گیرانه به کاهش عزّت نفس و اعتماد به آن منجر می‌شود.

۳ـ۵ـ۶) مردود شمردن نکات مثبت

در این نگرش، نه تنها جنبه‌های مثبت اوضاع نادیده گرفته می‌شود و فرد روی جنبه‌های کوچک و منفی تأکید می‌کند، بلکه بیش از آن جنبه‌های مثبت موجود را به صراحت، به منفی تبدیل می‌سازد.

۳ـ۵ـ۷) باید گفتن‌ها

در این وضعیت، فرد مانند یک کارفرمای سنگدل برای خود و دیگران قوانین خودسرانه، دلبخواه و غیرقابل اجرا وضع می‌کند. چنین انتظارات و معیارهایی افراطی با عملکرد روزانه ما انسان‌های عادی مطابقت ندارد و همواره در شخص احساسات نامطلوب و شکست ایجاد خواهد کرد.۱۸

۴) شکاف سنّی در ازدواج

یکی دیگر از آسیب‌های خانواده، فاصله سنّی زیاد میان زن و مرد است. هرچند مردان دوست دارند با زنان جوان‌تر از خود ازدواج کنند، اما به هر حال، وجود مشکلات فرهنگی و اجتماعی بسیاری مانع جدّی چنین کاری به شمار می‌آید.
به عقیده برنارد (J. Bernard) بیشترین خرسندی برای زنان هنگامی حاصل می‌شود که با مردی ازدواج کنند که پنج تا شش سال، سالمندتر از ایشان باشد و برای مردان همین خرسندی هنگامی به وجود می‌آید که میان صفر تا ده سال بزرگ‌تر از همسرانشان باشند.۱۹
در برخی مناطق کشور ما، مردان گاهی با داشتن فاصله بیش از ۴۰ سال از زنان، با آنان ازدواج می‌نمایند و خانواده‌ها صرفاً برای منافع مادی با چنین ازدواج‌هایی موافقت می‌کنند. این امر معمولا در سطح انسان‌های معمولی موجب بحران و ستیزه‌های خانوادگی می‌شود و کفویتی که در فرهنگ اسلام بر آن تأکید گردیده، نادیده انگاشته می‌شود؛ زیرا روشن است که تمایلات، نیازها و احساسات یک مرد ۶۰ ساله بسیار متفاوت‌تر از دختر نوجوان ۱۴ ساله است. تفاهم، عشق و محبت چگونه در سایه این ازدواج جامه عمل می‌پوشد و آیا چنین دختری آمال، آرزوها و سعادت خود را در این زندگی مشترک می‌یابد؟
در این خصوص، لازم است سن متناسب ازدواج برای زوجین رعایت شود تا مصالح زندگی زوجین رعایت گردد. این موضوع به سلامت خانواده از لحاظ روحی، جسمی، فرهنگی و اجتماعی کمک شایان توجهی می‌کند.

۵) تبدیل خانه به خوابگاه

در جامعه معاصر، زنان بسیاری شاغل هستند، مرد هم برای فراهم نمودن یک زندگی نسبتاً مرفّه مجبور به داشتن دو شغل است و فرزندان هم هر یک دنبال مدرسه و دانشگاه هستند. در چنین وضعیتی، خانه کارکرد اصلی خود را از دست می‌دهد. در زمانی که زن کدبانوی خانه بود و مرد یک شغله بود، فرصتی فراهم می‌شد تا ارتباطات کلامی اعضای خانواده با یکدیگر بیشتر باشد، محبت و روابط صمیمی معنا پیدا می‌کرد و پدر فرصت می‌یافت به تربیت فرزندان بپردازد و از وضعیت تحصیلی، دوستان و مشکلات آنان اطلاع کسب نماید و با تجارب ارزشمند خود، فرزندان را راهنمایی کند. اما اکنون مادر خسته از کار برگشته نه حال و حوصله ابراز محبت به فرزندان دارد و نه می‌تواند شوهرداری کند. اینجاست که خانه نقش اصلی خود را از دست می‌دهد و تنها شب هنگام، اعضای خانواده برای خوابیدن، غذا خوردن و تماشای برنامه‌های تلویزیونی گرد یکدیگر جمع می‌شوند و همه اعضا به نوعی مشکلات و دغدغه‌های بیرونی را در روابط با اعضا لحاظ می‌کنند. در چنین شرایطی است که خانواده متزلزل می‌شود و به محیطی سرد و بی‌عاطفه تبدیل می‌گردد؛ محیطی که اعضای آن همیشه با یکدیگر طلب کارانه برخورد می‌کنند و هر کس در مسابقه گرفتن حق خود برای رفاه فردی خویش است.
خانه و خانواده در بینش دینی، محیطی گرم و محل تصمیم‌سازی برای آینده زندگی است که اعضا با مشورت یکدیگر بتوانند مشکلات زندگی را بررسی و حل نمایند. ارتباطات کلامی و عاطفی نقش مهمی در این رابطه دارد و شاید تلویزیون و سایر رسانه‌های تصویری مانع جدّی وقت‌گیری هستند که نمی‌گذارند اعضای خانواده ارتباط بیشتری با یکدیگر داشته باشند.

۶) خشونت خانوادگی

خشونت و برخوردهای قهرآمیز، آرامش خانواده را به هم زده است و زنان و کودکان، بیشترین قربانیان خشونت هستند. در غرب، جامعه‌شناسان این پدیده را به عنوان یک مسئله اجتماعی مورد مطالعه قرار داده‌اند. نخستین بار در سال ۱۹۶۲، هنری کمپ در مقاله‌ای به نام «سندرم کودک کتک خورده» کودکانی را توصیف کرد که تحت بدرفتاری و خشونت خانوادگی قرار گرفته‌اند.
البته نگرش حاکم بر بیشتر جوامع چنین است که خانواده، محیطی خصوصی است و دیگران، جامعه و دولت حق دخالت در امور شخصی افراد را ندارند. نگرش چشم‌پوشی از خشونت‌های خانوادگی نیز وجود دارد.۲۰ معمولا در جوامع پدرسالار، این حق برای پدر محفوظ است که می‌تواند در صورت مشاهده رفتاری که با ارزش و هنجارهای پدر خانواده سازگاری ندارد، کودکان و زنان خود را تنبیه کند تا بدین وسیله، هنجارهای مورد نظر خود را در محیط خانواده با قوّت حاکم نماید.
اما ضرب و جرح کودکان و زنان، اثرات ناگواری بر شخصیت و عواطف و احساسات آنان بر جای می‌گذارد و کودک را دچار اختلالات روانی کرده، او را با نارسایی در کلام و فکر مواجه می‌سازد و اعتماد به نفس را در او نابود می‌سازد؛ زن را هم از ایفای نقش مادری و همسری دل سرد می‌کند.
منطق دین در هنگام بروز نابهنجاری از سوی کودکان و زنان، ابتدا روشنگری، نصیحت و ارشاد است و در نهایت، که هیچ راهی برای هنجارمند کردن آنان وجود نداشته باشد، تنها مقدار اندکی تنبیه برای رفع ضرورت تجویز شده است.
برخی کج‌اندیشان، به غلط تصور کرده‌اند تفاوت‌های حقوقی بین مرد و زن، نوعی خشونت قانونی تلقّی می‌شود که باید در نفی و محو آن تلاش کرد؛ اما باید دانست که چنین تصوری، غلط است. تفاوت مالی مرد و زن در ارث و دیه، ناشی از عدم مسئولیت زن در تأمین هزینه‌های خانواده و حتی هزینه‌های شخصی خود در نظام اسلامی است. از سوی دیگر، اختلاف زن و مرد در مسئله شهادت و قضاوت نیز ناشی از عاطفی بودن زن، مشکلات ماهانه و زایمان است و علاوه بر این، جواز ضرب و کتک زدن زن، که در برخی آیات و روایات آمده، در شرایط استثنایی و متناسب با وضعیت ویژه‌ای است و به قدر ضرورت تجویز شده است.

۷) اختلال در جامعه‌پذیری و فرایند تربیت

یکی از آسیب‌های جدّی خانواده، اختلال در فرایند تربیت فرزندان و جامعه پذیر کردن آنهاست؛ زیرا در این صورت، فرزندان راه و روش برخورد با دیگران، پدیده‌ها و مشکلات اجتماعی را نمی‌شناسند. بروس کوئن در تعریف «اجتماعی شدن یا جامعه‌پذیری» می‌نویسد: اجتماعی شدن فرایندی است که به انسان، راه‌های زندگی کردن در جامعه را می‌آموزد، شخصیت می‌دهد و ظرفیت‌های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه، توسعه می‌بخشد. چهار هدف عمده برای اجتماعی شدن وجود دارد:

۱) شخص باید مهارت‌های ضروری را، که برای زندگی در جامعه ضروری است، فرا بگیرد.
۲) شخص باید بتواند به صورت مؤثری با دیگران ارتباط برقرار نماید و توانایی خواندن و نوشتن و سخن گفتن پیدا کند.
۳) فرد باید بتواند نیازهای بدنی خود، همچون قضای حاجت را به شیوه‌های قابل قبول جامعه فراگیرد.
۴) فرد باید ارزش‌ها و اعتقادات اساسی جامعه خود را در ذهن متمرکز کند.۲۱

بسیاری از جامعه‌شناسان و نیز روان کاوان عقیده دارند: ریشه بسیاری از انحرافات شخصیت را باید در پرورش نخستین خانوادگی جستجو کرد؛ زیرا اگر منشأ اغلب کج‌رفتاری‌ها و انواع متنوّع بیماری‌های روانی بررسی شود، نقش پرورش خانواده در کیفیت رشد شخصیت، آشکار می‌گردد.۲۲
هرچند برخی از نقش‌های خانواده مانند «آموزش» به نهادهای دیگری مانند آموزش و پرورش داده شده، اما با این وصف، هنوز هیچ نهاد اجتماعی نتوانسته است در امر تربیت و پرورش انسان‌ها جایگزین خانه و خانواده شود. فرزندان در محیط خانه با هنجارها آشنا می‌شوند و ارزش‌های دینی و اخلاقی را در عمق شخصیت خود نهادینه می‌کنند و هنگامی که وارد مدرسه و دانشگاه و محیط کار می‌شوند، همان سرمایه تربیت و جامعه‌پذیری خانوادگی را با خود به چنین محیط‌هایی می‌آورند.
جامعه‌پذیری یا تربیت فرزندان یکی از وظایف و کارکردهای اصلی خانواده به شمار می‌آید که در روایات مورد تأکید قرار گرفته است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اکرموا اولادَکم و احسنوا آدابهم»؛۲۳ به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید.
ایشان همچنین می‌فرماید: «ادّبوا اولادکم علی ثلاث خصال: حبّ نبیّکم و حبّ اهل بیته و قرائهٔ القرآن»؛۲۴ فرزندان خود را بر سه خصلت تربیت کنید: دوست داشتن پیامبرتان، دوست داشتن اهل بیت او و خواندن قرآن.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «الغلامُ یلعبُ سبع سنین و یتعلّم الکتابَ سبع سنین و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین»؛۲۵ پسر باید هفت سال بازی کند و هفت سال دوم قرآن بیاموزد و هفت سال سوم به آموزش مباحث فقهی و حلال و حرام بپردازد.
با توجه به توصیه‌های جامعه‌شناسان و تأکید نصوص دینی بر ضرورت تربیت صحیح فرزندان، چنانچه خانواده نتواند نقش مهم جامعه‌پذیری و تربیت را برای فرزندان به اجرا درآورد، فرد هنگامی که وارد جامعه می‌شود، نمی‌داند چه راه صحیح و مشروعی را باید در مواجهه با انواع نابهنجاری‌ها و بحران‌های اجتماعی در پیش گیرد و در این صورت است که زمینه‌های انحراف برای او فراهم می‌شود و به سرعت بی‌هنجار و کج‌رو می‌گردد.
نکته قابل توجه این که پدر باید نسبت به انحرافات و کجروی زن و فرزندانش دارای روحیه «غیرت دینی» باشد. «غیرت» نیروی بازدارنده‌ای است که مرد را در مقابل انحراف اعضای خانواده اش حسّاس می‌کند و اجازه نمی‌دهد از هنجارهای شناخته شده تخلّفی صورت گیرد. متأسفانه امروزه تبلیغات رسانه‌ای و ژورنالیستی شدیدی در جهت غیرت زدایی در جامعه به کار گرفته می‌شود و پدران نمونه را این گونه معرفی می‌کنند که در امور شخصی و دوست‌گزینی فرزندان دخالتی ندارند و بر رفت و آمد همسر نظارتی نمی‌کنند. روشن است که غیرت‌زدایی راه را برای افتادن فرزندان و همسر در دام فریب کاران و نامحرمان باز می‌کند.

۸) ازدواج تحمیلی

امروزه یکی از معضلات اجتماعی ازدواج‌های اجباری و ناخواسته است که حق مشروع و گزینش همسر را از دختران سلب می‌نماید. این آسیب کم و بینش در مناطق گوناگون جهان وجود دارد. سالانه ۴ میلیون زن در جهان خرید و فروش یا مجبور به ازدواج اجباری می‌شوند. بخشی از این ازدواج‌ها مربوط به دوران خردسالی دختران است. بیشتر ازدواج‌های پایین‌تر از ۱۲ سال اجباری و ناخواسته است و معمولا پس از چند سال به جدایی از همسر یا سایر آسیب‌های فردی و خانوادگی منجر می‌شود. این پدیده شوم منحصر به کشورهای جهان سوم نیست و در کشورهای پیشرفته و صنعتی هم گزارش شده است.
مقصود از «ازدواج اجباری» پیوند زناشویی رسمی است که در آن رضایت و اراده زوجین یا یکی از آنان نادیده انگاشته شود و برای برقراری این پیوند، از انواع فشارهای جسمی و روانی استفاده گردد. در طول تاریخ، انواع متعددی از این پدیده وجود داشته است که زنان را همچون کالا یا وسیله‌ای برای مقاصد سیاسی، اقتصادی و رفع اختلاف طایفه‌ای و قبیله‌ای مورد استفاده قرار داده‌اند. از جمله این ازدواج‌ها، می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱) ازدواج ربایشی؛
۲) ازدواج یغمایی؛
۳) ازدواج وراثی؛
۴) ازدواج از طریق خرید همسر؛
۵) ازدواج سیاسی؛
۶) ازدواج مبادله ای.۲۶

بی‌تردید، علل گوناگونی در بروز این نابهنجاری تأثیر دارد که می‌توان به علل فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اشاره کرد. اما به هر حال، باید آثار منفی آن را بر روابط خانوادگی مورد مطالعه قرار داد و آن را به عنوان یک آسیب جدّی در نظر گرفت. ازدواجی که باید بر پایه عشق، اخلاق، محبت و درک متقابل شکل گیرد تا بتواند جوانه‌های خوش بختی را به همراه آورد، اکراه و اجبار در همسرگزینی این پیوند نامقدّس را به صورت یک کابوس وحشتناک درمی‌آورد و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان را با آسیب‌های جدّی مواجه می‌سازد.

۸ـ۱.) آسیب‌های ازدواج تحمیلی

۱) اولین آسیب و عوارض منفی آن متوجه جسم و بدن زن شده، بر سلامت جسمی او تأثیر منفی بر جای می‌گذارد و موجب اختلال در دستگاه باروری وی و تولد کودکان نارس و عوارض ناشی از آن می‌شود.
۲) دومین آسیب مربوط به اختلالات روحی دختران است. از دست دادن امید به زندگی، فقدان تصویری موفقیت آمیز برای زندگی خود و فرزندان یکی دیگر از اختلالات عاطفی و روانی ازدواج‌های تحمیلی به شمار می‌رود. مجموعه این فشارهای روانی ایجاد هر گونه ابتکار، طراوت و نشاط را در محیط خانه برای این دختران از بین می‌برد و خانه را برای آنان به زندانی با میله‌های روانی و نامرئی تبدیل می‌کند و افسردگی، پرخاشگری و دلسردی از زندگی را به همراه می‌آورد.
۳) آسیب دیگر مربوط به روابط خانوادگی است که در نتیجه آن می‌توان به سست شدن بنیان خانواده، طلاق، فرار از خانه، سوء ظن، فقدان تفاهم بین زوجین، همسرآزاری، همسرکشی، وجود فرزندان بزهکار، انحطاط اخلاقی و طلاق اشاره کرد.

۸ـ۲) راه کارهای جلوگیری از آسیب‌های ازدواج اجباری

۱) برگزاری کارگاه‌های آموزش حقوق در زمینه ازدواج، مشاوره خانواده برای دختران و پسرانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.
۲) ارتقای آگاهی‌های خانواده در خصوص حقوق دختران و نیز تبعات ناگوار ناشی از چنین پدیده‌ای در پیش‌گیری از ازدواج‌های تحمیلی مؤثر است.
۳) تدوین قوانین مناسب برای حمایت از زنانی که قربانی ازدواج تحمیلی گردیده‌اند.
۴) ضروری است از طریق آموزش و دانش افزایی والدین نسبت به روحیات جوانان، استقلال طلبیواحترام به انتخاب حق همسرگزینی دختران، از وقوع چنین شرایطی پیش‌گیری شود.
۵) به یقین، رعایت سن مناسب ازدواج یکی از اقدامات قانونی برای کاهش ازدواج اجباری است.
۶) کاهش هزینه‌های زندگی، مهار تورّم، اشتغال‌زایی و بهبود ساختار اقتصادی جامعه و حمایت از خانواده‌های کم‌بضاعت که برای تأمین مخارج سنگین زندگی، دختران خود را برای ازدواج با افراد متموّل مجبور می‌نمایند.

۹) کثرت فرزندان

در نصوص دینی بر داشتن فرزندان متعدد تأکید شده است؛ چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمود: «انّی اباهی بکم الامم و لو بالسقطِ»؛۲۷ من در قیامت به کثرت شما بر دیگر امّت‌ها مباهات می‌کنم، هرچند به فرزند سقط شده‌ای باشد. خداوند هم می‌فرماید: (وَ مَا مِن دَآبَّهٔ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا)(هود: ۶)؛ روزی همه موجودات در دست خداست. اما باید دانست که کثرت فرزندان به حکم اوّلی مطلوب است، مشروط بر این که موجب عزّت جامعه اسلامی گردد و عدالت در میان آنها رعایت شود و مورد تربیت و آموزش آموزه‌های دینی قرار گیرند.
اما سؤال این است که آیا در شرایط کنونی، چنین شروطی محقق است؟ آیا کثرت مشاغل، دغدغه‌های معیشت، گرفتاری‌های خانوادگی و تورّم شدید اجازه رسیدگی شایسته به فرزندان را می‌دهد؟ واقعیت این است که در شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی جامعه معاصر، برای کثرت فرزندان مشکلاتی وجود دارد که نمی‌توان آنها را حتی از نظر اسلام در نظر نگرفت. پدری با داشتن فرزندان بسیار، چگونه می‌تواند آنها را با آداب اسلامی و قواعد اخلاقی آشنا سازد؟ پدری که در جامعه امروز مجبور است برای تأمین معیشت خود و اعضای خانواده در دو نوبت مشغول فعالیت اقتصادی شود از تربیت فرزندان و نظارت بر رفتار آنان عاجز می‌ماند و در نتیجه، فرزندانی پرورش می‌یابند که نه به صورت صحیح و دینی تربیت شده‌اند و نه از تحصیلات عالی، که معمولا مستلزم پرداخت هزینه‌های بسیار است، برخوردارند و مهمتر از همه، از عواطف گرم و صمیمانه پدر و مادر بی‌بهره‌اند. پس نباید بدون ملاحظه جوانب گوناگون تربیتی، فرهنگی و اجتماعی به تکثیر فرزندان پرداخت.
از سوی دیگر، آنچه مورد اشاره قرار گرفت مشکلات فردی و خانوادگی کثرت فرزندان بود، ولی مشکلات حکومت و نظام سیاسی بسی دشوارتر و پیچیده‌تر است. دولت باید به تأسیس مدارس، راه، ایجاد شغل مناسب و توسعه خدمات اجتماعی از قبیل برق، آب، گاز، مسکن و بیمارستان بپردازد.
پس کثرت فرزندان در شرایط جهانی و منطقه‌ای، به ویژه جامعه معاصر، دارای مشکلات و آسیب‌های فراوانی است.

پی‌نوشت‌ها

۱. Socail Pathology.
۲ـ نیکلاس آبر کرامبی و دیگران، فرهنگ جامعه‌شناسی، ترجمه حسن پویان، چاپخش، ۱۳۷۶، ص ۳۵۴.
۳. Socail institution.
۴ـ آنتونی گیدنز، جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، چ دوم، تهران، نشر نی، ۱۳۷۴، ص ۷۸۵.
۵ـ جاناتان اچ. ترنر، مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناسی، ترجمه محمّد فولادی و محمّدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۷۸، ص ۲۶۳.
۶ـ منصور بیرامی، خانواده و آسیب‌شناسی آن، آیدین، ۱۳۷۸، ص ۱۰۶.
۷ـ مصطفی شورکی، رهایی از افسردگی، ارجمند، ۱۳۷۹، ص ۱۰ـ۱۳.
۸. Major depressive disorder.
۹. Dysthymic disorder.
۱۰ـ منصور بیرامی، پیشین، ص ۱۰۷.
۱۱ـ مصطفی شورکی، پیشین، ص ۸.
۱۲. Self – esteem.
۱۳ـ جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، نشر نوید، ۱۳۷۷، ص ۴۳ و ۴۴.
۱۴ـ مصطفی شورکی، پیشین، ص ۱۴.
۱۵. Cognitive Theraphy.
۱۶ـ ایوی ام. بلاک برن، مقابله با افسردگی و شیوه‌های درمان آن، ترجمه گیتی شمس، تهران، رشد، ۱۳۸۰، ص ۶۳ـ۶۴.
۱۷ـ محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث، ج ۷۱، ص ۱۳۹.
۱۸ـ همان، ص ۶۹ ـ ۷۷.
۱۹ـ باقر ساروخانی، جامعه‌شناسی خانواده، تهران، سروش، ۱۳۷۰، ص ۵۳.
۲۰ـ شهلا اعزازی، جامعه‌شناسی خانواده با تأکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۶، ص ۱۹۹.
۲۱ـ بروس کوئن، مبانی جامعه‌شناسی، ترجمه غلامعباس توسلی و رضا فاضلی، چ چهارم، تهران، سمت، ۱۳۷۴، ص ۱۰۳ـ۱۰۴.
۲۲ـ محمّدحسین فرجاد، آسیب‌شناسی اجتماعی ستیزه‌های خانواده و طلاق، منصوری، ۱۳۷۲، ص ۴۵.
۲۳ـ حسام الدین متقی هندی، کنزالعمّال، ح ۴۱۰، ص ۴۵.
۲۴ـ همان، ح ۴۰۹، ص ۴۵.
۲۵ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۴۷، ح ۱۲.
۲۶ـ نگارنده، «دختران و ازدواج تحمیلی»، کتاب زنان، ش ۲۴، سال ششم (تابستان ۱۳۸۳)، ص ۳۳ـ۳۵.
۲۷ـ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج ۱۵، ص ۹۶.

منبع: فصلنامه معرفت؛ سال۱۳۸۵؛ شماره۱۰۴؛ نویسنده: محمّد رضا ضمیری

بررسی تأثیر معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج بر سن ازدواج و تمایل به ازدواج در بین دانشجویان دانشگاه‌های تهران

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

آنچه قبل از ازدواج باید بدانید

چنان ارتباط عمیق و همه جانبه‌ای می‌شود که بی‌هیچ شک و شبهه‌ای، قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی‌باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن، دارای نوعی تقدس شده است.

ازدواج، مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه شمار روزافزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران، به فکر پیدا کردن راه‌حل‌هایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم ساخته مانع از شیوع و افزایش آمار طلاق که یقینا عواقب بعدی آن، بسیار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی، مساله گروههای فوتی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است. در این مقوله کارکردهای مشاوره قبل از ازدواج بسیار مهم هستند که به آنها می‌پردازیم.

بررسی ملاک‌های ازدواج سالم در مشاوره قبل از ازدواج

مشاوره قبل ازدواج، در اولویت اول، به روشن ساختن ملاک‌هایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاک‌هایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی می‌شوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش می‌شود ملاک‌های افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاک‌های مناسب ارائه گردد.

سن ازدواج

سن ازدواج، عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس، لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. به طوری که عدم پختگی روانی، عاطفی، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد، به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله، ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالی که فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی، چنین آمادگی را نداشته باشد.

تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج

ویژگی‌های شخصیتی، بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها، دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست، زندگی موفقی داشته باشد. از ویژگی‌های مهم شخصیتی که تاثیر قابل توجه در این زمینه دارند، می‌توان به درون‌گرایی و برون‌گرایی اشاره کرد. افراد درون‌گرا تمایل زیادی به گذراندن اوقات خود به تنهایی دارند در حالی که برای افراد برون‌گرا، تحمل چنین شرایطی بسیار سخت و آزاردهنده است. افراد درون‌گرا، سرگرمی‌هایی چون مطالعه و … دارند در حالی که افراد برون‌گرا در شرایط جمعی و سرگرم کننده لذت می‌برند مثل بازی‌های دسته جمعی. چنین ویژگی‌هایی به تعداد زیادی وجود دارند که البته گاه همسان بودن ویژگی‌های طرفین و گاه ناهمسانی آنها می‌تواند فاکتوری برای ازدواج موفق باشد. به عنوان مثال ازدواج فرد درون‌گرا با فرد درون‌گرا موفقیت‌آمیزتر خواهد بود تا ازدواج درون‌گرا با فردی برون‌گرا در حالی که سلطه‌جویی یک ویژگی است که حتما باید ناهمسانی آن در طرفین مورد توجه قرار گیرد. دو فرد سلطه‌جو میزان تسلط بیشتری در زندگی مشترک خواهند داشت تا ازدواج فردی سلطه‌جو با فردی سلطه‌پذیر.

منبع: irantrack.com

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

در ازدواج باید با مطالعه و بر اساس معیار‌های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد…

همه خانواده‌ها بر این باورند که ازدواج را نباید سرسری گرفت بلکه باید با مطالعه و بر اساس معیار‌های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد. از همین روست که مشاوره قبل از ازدواج با یک متخصص یا یک مشاور خبره که در امور خانواده، از اطلاعات امروزی برخوردار است، امر مهمی به نظر می‌رسد.

اگر در آستانه ازدواج هستید، بهتر است سری هم به دفاتر مشاوره ازدواج بزنید. این روزها کارشناسان بسیاری توصیه می‌کنند که زوج‌های جوان، قبل از آغاز زندگی مشترک، حتماً با مشاور معتمد مشورت کنند. بی‌شک زندگی مشترک، افقی روشن و جلوه‌گاهی زیبا برای تولدی دوباره است مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی‌ها و مهارت‌های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رویت و ملاحظه شود.

مشاوره قبل از ازدواج گامی در جهت زندگی بهتر

جوانان بسیاری در زمان عقد یا نامزدی یا آشنایی قبل از ازدواج؛ یک زندگی ایده آل و بدون هر گونه اختلاف و درگیری را تصور می‌کنند و با چنین دیدگاهی بر این باورند که بین شان ۱۰۰ درصد تفاهم وجود دارد، غافل از این که در نخستین مشکلی که برایشان هنگام زندگی مشترک به وجود می‌آید، آرمان‌ها و رویاهایشان به یکباره فرو می‌ریزد و سریع از زیر بار مسئولیت زندگی مشترک شانه خالی می‌کنند و تصمیم به جدایی می‌گیرند.
به همین لحاظ مراجعه به مشاور قبل از ازدواج روند مطلوبی در شناخت فرد مقابل و شناخت خود فرد به هنگام قرار گرفتن در چالش‌های دونفره را ایجاد کرده و شناختی نسبی از شرایط روحی، فکری، اجتماعی هر دو نفر به آنها داده و درصد موفقیت زندگی زیر یک سقف آنها را بیان می‌کند. در همین راستا، مشاوران به مراجعه کنندگان خود توصیه هایی می‌کنند. طبیعتاً افراد به لحاظ شرایط خانوادگی و تربیت دارای فرهنگ و مسائل اخلاقی خاص هستند. بنابراین توجه به مسائل زیر هنگام ازدواج الزامی است:
۱- در انتخاب همسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دهید.
۲- چنانچه پدر و مادر و خانواده‌های وابسته، سختگیری کنند برای متقاعد کردن آنها از مشاور خانواده کمک بگیرید.
۳- در انتخاب همسر پس از بررسی معیار‌های طرف مقابل، وضع خود را با وی مقایسه کنید و در صورت هماهنگی تصمیم گیری کنید. یعنی باید دختر یا پسر هنگام ازدواج سراغ موردی بروند که حداقل اختلافات فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی و… را با خود و خانواده اش داشته باشند تا زندگی شان پایدار باقی بماند. همچنین مشاوران اختلافاتی را که ممکن است بین خانواده‌های داوطلبان ازدواج به وجود بیاید به آنها گوشزد می‌کنند و در واقع اختلافات را برای آنها ترسیم می‌کنند تا با چشم باز برای زندگی مشترک تصمیم بگیرند.

صداقت داشتن دو طرف در حضور مشاور

مشاوره قبل از ازدواج، دریچه‌ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می‌شود. مشاوره قبل از ازدواج اگر بر اساس معیارها و شرایط مناسب انجام شود و فرد مشاوره‌دهنده، از آگاهی و اطلاعات کافی برخوردار باشد، به دو طرف کمک زیادی خواهد کرد. بنابراین دو نفری که برای مشاوره مراجعه می‌کنند، باید با صداقت کامل مسائل خود را با مشاور در میان بگذارند و به عبارتی، تسلیم مشاور باشند و به این نکته توجه داشته باشند که مشاوران هیچ گاه توصیه به ازدواج نمی کنند، همان طور که توصیه به طلاق نمی کنند.
در واقع آن‌ها با استفاده از تعاریف و فرمول‌های علمی و بررسی مولفه‌های تاثیرگذار در ازدواج، مسائل پیش روی جوانان را به آنان یادآوری و درصد موفقیت یک ازدواج و ریسک‌های آن را گوشزد می‌کنند. مشاوران هیچ گاه اطلاعات خصوصی افراد را در اختیار طرف مقابل نمی گذارند بلکه دو طرف را متوجه تناقض‌ها می‌کنند، بنابراین بهتر است جوانان قبل از ازدواج از مشاوران حاذق حوزه خانواده کمک بگیرند.
در سالهای اخیر، مشاوره قبل از ازدواج به یک فرآیند تخصصی تبدیل شده که البته در همه جای دنیا مرسوم است. اهمیت این مشاوره زمانی مشخص می‌شود که به این نکته توجه داشته باشیم انسان‌ها از یکدیگر شناخت کافی ندارند، بنابراین به منظور دستیابی به این شناخت برای ازدواج، به کمک مشاور نیاز داریم.
از آنجا که ازدواج، تولد اختیاری است و فرد به اختیار خود، تصمیم به تشکیل زندگی مشترک می‌گیرد. بنابراین یک مشاور حاذق می‌تواند به فرد در انتخاب احسن کمک کند.

چگونگی بررسی ملاک‌های ازدواج سالم توسط مشاور

اگر زوجین قبل از ازدواج، به مشاور مراجعه کنند، این امر، به زندگی بهتر و دوام آن کمک شایانی خواهد کرد. مشاوره قبل از ازدواج به عنوان مهم‍ترین نکته‌ای است که به افراد کمک می‌کند واقع بینانه به ازدواج نگاه کنند و از هر گونه احساسات غیرعقلانی بپرهیزند چرا که پایه و اساس ازدواج، بر مبنای معیار‌های عقلانی استوار است. مشاوره قبل ازدواج، در اولویت اول، به روشن ساختن ملاک‌هایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج، ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاک‌هایی و ارزش‌گذاری و اولویت‌بندی نامناسب آنها، اغلب موجب ناکامی‌های بعدی می‌شوند. بر این اساس، در مشاوره قبل از ازدواج، تلاش می‌شود ملاک‌های افرادی که قصد ازدواج دارند، بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاک‌های مناسب ارائه گردد.

سنجش آمادگی طرفین برای ازدواج

سن ازدواج، عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد. هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد.
قطعا موارد بی شماری هستند که یک مشاور با توجه به روحیات و خصوصیات افرادی که در مقابل او قرار میگیرند، گزینش می‌کند و این تست‌ها برای هر شخص با فرد دیگر متفاوت است. اما آنچه که نتیجه کار مشاور را در مورد همه مراجعان یکسان نشان می‌دهد، کمک در یک انتخاب موفق و شایسته برای تمام افرادی است که قدم در راه ازدواج گذاشته اند.

منبع: تبیان

زمان مناسب برای فرزندآوری، چه هنگام است؟

با توجه به سن بالای ازدواج در شرایط فعلی جامعه، فرصت باروری این زوجین هم کوتاه‌تر از زوجینی است که در سنین پایین‌تر ازدواج کرده‌اند، حالا چه باید کرد؟

بحثی در این مساله نیست که امروزه سن ازدواج جوانان رو به افزایش گذاشته است و طبعا در چنین وضعیتی فاصله سنی بین والدین و فرزندان هم زیاد می‌شود؛ نکته دیگری که در این میان مطرح می‌شود این است که با توجه به شرایط زندگی امروز خیلی از پدر و مادر‌ها ترجیح می‌دهند تنها یک فرزند داشته باشند، در اینجا جوانب دیگری هم مطرح می‌شود که والدین باید قبل از تصمیم‌شان به آن توجه کنند چرا که این مسایل به ظاهر ساده زندگی آنها و فرزندان‌شان را تحت‌ تاثیر قرار می‌دهد. برای نمونه وقتی زوجین تصمیم می‌گیرند تنها صاحب یک فرزند شوند باید تبعات و نتایج تک فرزندی در درازمدت را هم شناخته و بپذیرند.

از طرف دیگر اگر زن و مردی تصمیم دارند بیش از یک فرزند داشته باشند لذا باید برنامه‌ریزی لازم جهت این مهم را هم داشته باشند چرا که از یک طرف باید برای حضور چند فرزند در خانواده برنامه‌ریزی داشته و شرایط ان را اماده کنند و از طرف دیگر(با توجه به سن بالای ازدواج در شرایط فعلی جامعه) فرصت باروری این زوجین هم کوتاه‌تر از زوجینی است که در سنین پایین‌تر ازدواج کرده اند و به همین دلیل است که لزوم برنامه‌ریزی در زندگی زوجین امروزی بیش از زوجین نسل‌های قبل خود را نشان می‌دهد.قطعا یک زندگی برنامه‌ریزی شده، به شما جهت می‌دهد، برنامه‌ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می‌دهد که بدانید به کجا قرار است بروید و چطور باید به آن جا بروید در غیر این صورت وقت خود را برای کارهایی بیهوده تلف خواهید کرد.

برنامه زندگی مراحل رسیدن به رویاهایتان را به شما نشان خواهد داد. یک زندگی برنامه‌ریزی شده به شما آرامش می‌دهد چرا که به شما هدف می‌بخشد. وقتی تصمیم می‌گیرید که روی برنامه زندگی کنید، یعنی قصد دارید هدفمند زندگی کنید و دیگر زندگی کردنتان، بودن خالی نیست.

بحثی در این مساله نیست که امروزه سن ازدواج جوانان، رو به افزایش گذاشته است و طبعا در چنین وضعیتی، فاصله سنی بین والدین و فرزندان هم زیاد می‌شود. ولی برای داشتن یک برنامه‌ریزی دقیق در زندگی مشترک باید برخی اصول را هم در نظر داشت که عبارتند از:

اولویت‌بندی

کارهای زیادی وجود دارد که یک زوج تازه نفس دوست دارند، انجام دهند؛ اما اگر بخواهند در مدت کوتاهی به همه آن‏ها برسند، به هیچ کدام نخواهند رسید؛ پس باید حتماً در تنظیم برنامه اولویت‏‌ها را در نظر بگیرند. اولویت‏‌ها را هم باید با توجه به اهدافی که در زندگی به دنبال آن هستند، تعیین نمایند.

اینجاست که نقش تعیین هدف در زندگی خود را نشان می‌‏دهد. یکی از اصلی‏‌ترین مشکلات در اصول برنامه‌ریزی و الزام کردن آن بر خود، همین مسئله هدف زندگی است. اگر کسی در زندگی هدفی برای خود تعیین کرد و دغدغه خود را رسیدن به آن هدف قرار داد، اولاً برنامه خود را متناسب با هدف تنظیم می‌‏کند؛ پس به خودی خود اولویت‌ها معنای حقیقی خود را می‌‏یابد، ثانیاً از آنجایی که رسیدن به هدف را در گرو اجرای برنامه می‏‌بیند، انگیزه کافی برای عمل کردن به آن را می‏‌یابد. در یک زندگی نوپا اولویت اول زن و مرد ایجاد یک رابطه عمیق عاطفی باید باشد تا بستری مناسب برای تربیت فرزندان مهیا شود

پرهیز از عجله

برای این که برنامه‌ریزی به حد مطلوب برسد، نباید عجله کرد. کسانی که برای رسیدن به مقصد عجله می‏‏‌کنند، در روزهای اول وقتی می‌‏بینند که نمی‌‏توانند به طور کامل برنامه خود را اجرا کنند، خیلی زود خسته می‌‏شوند.

برنامه‌ریزی واقع‌بینانه

بسیاری از برنامه‌ریزی‏‌های ما با واقعیت خود و شرایط زندگی‏مان تطابق ندارد؛ یعنی از همان ابتدا که روی کاغذ می‏‌آید، معلوم است که قابل اجرا نیست. شرایط روحی و روانی و هم چنین شرایط زندگی ما باید در برنامه‌ریزی در نظر گرفته شود. برای مثال اگر شغل کسی به گونه‌ای است که وقتی بعد از ظهر به خانه می‌‏آید، خسته است و نیاز به استراحت دارد، نباید برای بعد از ظهر برنامه‏‌ای بگذارد که نیازمند به آرامش روحی است. با این تفاسیر می‌توان گفت وقتی زوجین ماجرای ما، خواهان داشتن بیش از یک فرزند در زندگی مشترک خود هستند، پس باید برای آن برنامه‌ریزی داشته باشند اما برنامه‌ریزی که که سه ویژگی مهم را دارا باشد؛ یعنی اولویت‌بندی در آن لحاظ شود.

هنگامی که زن و مردی تصمیم جدی به داشتن چند فرزند دارند پس باید اهداف زندگی خود را دقیق مشخص کرده و سپس بر اساس بررسی و صلاح زندگی خودشان دست به اولویت‌بندی بزنند. مثلا برخی از زوجین اولویت اول زندگی‌شان ایجاد تغییرات اساسی در وضعیت مالی زندگی‌شان است، برخی دیگر از زوجین ایجاد یک ارتباط قوی و حساب شده در زندگی‌شان اولویت اول است و برخی دیگر هم صرفا تمرکزشان بر فرزندآوری است. داشتن فرزند خیلی مهم است خصوصا که باید این اتفاق در زمان مناسب بیفتد اما نه این که این هدف باعث شود به اهداف مهم دیگر رسیدگی نشود. قطعا یک زندگی برنامه‌ریزی شده، به شما جهت می‌دهد، برنامه‌ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می‌دهد که بدانید به کجا قرار است بروید و چطور باید به آن جا بروید در غیر این صورت، وقت خود را برای کارهایی بیهوده تلف خواهید کرد.

در یک زندگی نوپا اولویت اول زن و مرد ایجاد یک رابطه عمیق عاطفی باید باشد تا بستری مناسب برای تربیت فرزندان مهیا شود پس مرد ماجرای ما به جای تحت فشار قرار دادن همسر خود برای فرزندآوری باید فرصتی چند ماهه مثلا ۳-۶ ماه به خودش و همسرش بدهد تا قدری خود را در زندگی مشترک پیدا کرده و سپس برای فرزندآوری اقدام داشته باشند.

هم چنین واقع‌بینانه بودن این برنامه‌ریزی خیلی مهم است. چرا که مرد این باید ببیند همسرش آمادگی و حتی مهارت کافی برای تربیت همزمان دو یا سه کودک را دارد؟ قطعا خانواده‌های کم جمعیت امروزی فضای مناسبی برای آموزش این دست مهارتها به دختران را ندارد اما حداقل زوجینی که قصدشان داشتن چند فرزند است ابتدا باید آمادگی لازم جهت پذیرش نقش والدینی را کسب کنند و سپس برای فرزند آوری اقدام کنند و رسیدن به این هدف جز از طریق یک برنامه‌ریزی خوداگاهانه و تلاش جدی میسر نمی‌باشد.

منبع: تبیان(با اندکی تغییر)

چه میزان تفاوت سنی در ازدواج معقول است؟

یکی از مسائل مهم هنگام تصمیم‌گیری برای ازدواج، سن طرفین و میزان تفاوت سنی دو نفر است. از دیر باز سن ازدواج در جوامع گوناگون مورد بحث بوده و عموماً سن بالای ۱۸ سال را برای این امر مناسب می‌دانند. به طور کلی می‌توان گفت بهترین زمان ازدواج، هم برای پسران و هم برای دختران، دهه سوم زندگی یعنی بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی است. در مورد تفاوت سنی زوجین در هنگام ازدواج نیز این اعتقاد وجود دارد که بهتر است آقا، چند سال بزرگتر از خانم باشد که علت این امر، رضایتمندی متقابل زن و شوهر(به ویژه رضایتمندی جنسی) عنوان شده است. با توجه به این موضوع که دختران نسبت به پسران همسن خود چند سال زودتر به بلوغ جسمی، جنسی و به تبع آن بلوغ فکری می‌رسند، این فاصله سنی می‌تواند منطقی باشد.

بیشتر منابع موجود در روانشناسی، تفاوت سنی ۴ تا ۵ سال را مناسب دانسته‌اند و در برخی منابع، ۵ تا ۷ سال نیز مناسب شمرده شده است. علاوه بر این، عامل مهم دیگری که در کنار سن و تفاوت سنی زوجین مطرح می‌شود، بلوغ فکری و پختگی اجتماعی هر کدام از زوجین است.

به طور کلی می‌توان گفت یک ازدواج مناسب، عموماً ازدواجی است که در دهه سوم زندگی شخص صورت بگیرد و آقا از لحاظ سنی، بزرگتر از خانم باشد و اختلاف سنی آنها بیش از هفت سال نباشد، همچنین هر دو نفر، به بلوغ جسمی و فکری رسیده باشند و از سلامت لازم برخوردار باشند. اما واقعیتی که وجود دارد این است که ممکن است همه اشخاص نتوانند چنین ازدواجی را داشته باشند و به خصوص ممکن است در روابطی قرار بگیرند که شرایط ازدواج و اختلاف سنی آنها از حالت نرمال و طبیعی خارج باشد.

روانشناسان معتقدند رابطه زناشویی، رابطه بسیار حساسی است و می‌تواند از مسائل مختلف بسیار تاثیر بپذیرد. یکی از این مسائل، اختلاف سنی زیاد در کنار بلوغ فکری و پختگی پایین زوجین، می‌تواند باعث به وجود آمدن مشکلات جدی و مهم در رابطه شده، به رابطه زناشویی آسیب وارد کرده و آن را از مسیر اصلی خود دور کند. از جمله مشکلات مهمی که ممکن است در اثر اختلاف سنی زیاد زوجین به وجود آید می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. تغییر نقش: موذیانه‌ترین، آسیب‌رسان‌ترین و مهمترین مشکلی که به صورت تدریجی و ناآگاهانه ممکن است در ازدواج‌های با اختلاف سنی زیاد به وجود بیاید، تغییر نقش است که به دو صورت خود را نشان می‌دهد:

الف. تغییر نقش همسری به نقش معلم شاگردی: این تغییر نقش، زمانی صورت می‌گیرد که در طول مشکلات زندگی، همسر مسن‌تر به دلیل خامی و بی‌تجربگی همسر جوان تر، شروع به آموزش وی می‌کند و از روی عشق و محبت این کار را ادامه می‌دهد. البته لازم به ذکر است در زندگی، آموزش فردی توسط همسرش هیچ اشکالی ندارد و مشکل زمانی به وجود می‌آید که این موضوع به دفعات تکرار شود و همسر جوان‌تر برای حل هر مسئله‌ای، به همسر خود وابسته شود. عادت شدن این امر و مشاهده این موضوع که همسر جوان‌تر در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و مسائلی است که همسر مسن‌تر قبلاً آنها را طی کرده می‌تواند به خستگی، بی‌حوصلگی، عصبانیت و کم طاقت شدن همسر مسن‌تر بینجامد.

ب. تغییر نقش همسری به نقش والد فرزندی: این تغییر نقش زمانی صورت می‌گیرد که همسر مسن‌تر ناخودآگاه و بدون این که متوجه باشد. نقش پدر یا مادر را بازی می‌کند. مشاهده اشتباهات همسر جوان‌تر و گوشزد کردن، سرزنش کردن و نصیحت کردن وی و بسیاری از رفتارهای والدی دیگر ممکن است به طور اتوماتیک وار در زندگی پیش بیاید. ادامه این رفتارها موجب تغییر نقش از همسر به نقش والد فرزندی می‌شود که در آن همسر مسن‌تر، ناخودآگاه نقش والد و همسر جوان‌تر نقش فرزند را ایفا می‌کنند. حال اگر این فرزند(همسر جوان‌تر)، فردی وابسته و دارای خودباوری پایین باشد، این رابطه(والد فرزندی) تحکیم خواهد شد و وی از رشد و بلوغ باز خواهد ماند. اما اگر بالعکس این فرزند شخصیت وابسته نداشته باشد و برای خود، حق استقلال را مسلم بداند، بالاخره روزی در برابر همسر مسن‌تر خود عصبان خواهد کرد. در هر دو صورت، رابطه آسیب خواهد دید و هر دو نفر، رضایتمندی زناشویی خود را به تدریج از دست خواهند داد و ممکن است رابطه نامتعادل و بی‌ثباتی را تجربه کنند.

۲. همسر مسن‌تر، زن بوده و از نظر اقتصادی موفق‌تر از همسر خود باشد: افزایش سن، حرفه‌ای شدن در شغل و به تبع آن در آمد بالا و ثبات اقتصادی به خصوص زمانی که زن نسبت به مرد توان اقتصادی بالاتری داشته باشد و مسئولیت‌های بیشتری از این حیث بر دوش وی باشد می‌تواند موجب تنش در رابطه گردد. همین امر می‌تواند به تدریج موجب ناراحتی و عصبانیت زن شده و بر رابطه تاثیر منفی بگذارد.

۳. ممکن است همسر مسن‌تر وسوسه شود تا بر همسر خود تسلط یابد: به دلیل این که قدرت رابطه اغلب در دست همسر مسن‌تر است، ممکن است وی به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه بر همسر خود تسلط یابد و قدرت خود را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به رخ وی بکشد.

۴. ممکن است یکی از همسران(یا هر دو نفر)، مجبور شود خود را بسیار تغییر دهد تا بتواند با دیگری هماهنگ شده تا به تفاهم برسند:

ممکن است یک یا هر دو زوج برای این که با یکدیگر تفاهم داشته باشند و تفاوت‌ها را به حداقل برسانند تصمیم بگیرند از بسیاری از علایق، دوستان، فعالیت‌های جانبی و حتی گاهاً از شغل خود بگذرند و این یعنی دور شدن از خود واقعی که به تدریج موجب احساس پوچی شده و رضایت از خود و زندگی را کاهش می‌دهد.

لازم به ذکر است هر چه اختلاف سنی بین زوجین بیشتر باشد، این مشکلات با شدت بیشتری خود را نشان می‌دهند و زمانی اوج مشکلات را خواهیم داشت که علاوه بر اختلاف سنی زیاد، دلیل ازدواج دو نفر، چیزی غیر از محبت و عشق(مثلاً پول و ثروت، زیبایی و جذابیت و…) باشد. از سویی دیگر خود این مشکلات می‌تواند زمینه ساز مشکلات دیگر از جمله تجربه نکردن عشق و محبت دلخواه، افتادن در دام روابط خسته کننده و عدم توانایی برای خروج از آن، خیانت‌های زناشویی و روابط پیچیده و بی‌سرانجام و… باشد.

به یاد داشته باشیم که تمامی این مشکلات، به تدریج و ناخودآگاه شکل می‌گیرند و کاملاً روشن است که هیچ کدام از زوجین به صورت ارادی و آگاهانه، نمی‌خواهند که این مشکلات در زندگی آنها اتفاق بیفتند. هدف همه از ازدواج، خوشبختی است و هیچ کس برای مواجه شدن با مشکلات و ناکامی‌ها ازدواج نمی‌کند. اما اگر بدون آگاهی و صرفاً با تکیه بر دانسته‌های ناکافی و احساسات و هیجانات خود ازدواج کنیم و در برابر تغییرات ضروری مقاومت کنیم، مشکلات اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

در مورد اختلاف سنی زیاد، توجه به نکات زیر می‌تواند کمک کننده باشد:

۱. اختلاف سنی زیاد، در ازدواج اول بیشتر اثر منفی خواهد گذاشت تا ازدواج دوم، زیرا در ازدواج اول، آقا و خانم از پختگی چندانی برخوردار نیستند اما در ازدواج دوم به دلیل تجربه یک زندگی و در نتیجه پختگی بیشتر، تا حدودی تاثیر منفی اختلاف سنی زیاد تعدیل می‌شود.

۲. اختلاف سنی زیاد در سنین بالا، زیاد مشکل‌ساز نیست. به طور مثال ازدواج یک خانم ۲۰ ساله با یک آقای ۳۵ ساله می‌تواند مشکل‌ساز باشد اما ازدواج یک خانم ۴۰ ساله با یک آقای ۵۵ ساله زیاد مشکل ساز نخواهد بود.

حال با توجه به مطالب مذکور ممکن است دو سوال پیش بیاید:

۱. اگر شخصی پیشنهاد ازدواج بدهد که شرایط خوبی دارد اما تفاوت سنی زیادی با ما دارد چه کار کنیم؟

۲. اگر شخصی چنین ازدواجی داشته باشد و احیاناً دچار مشکلاتی شده باشد، آیا راه حلی دارد یا نه؟

رد پاسخ به سوال اول باید گفت اگر ازدواج اول شماست، بهتر است قید آن را بزنید و به دنبال شخصی باشید که تناسب سنی بیشتری با وی دارید. ورود به چنین رابطه‌هایی حتی اگر در ابتدا بسیار هیجان انگیز به نظر برسد و دلایل و توجیهات بسیاری داشته باشد، عاقلانه نیست و به تدریج دچار یک یا چند مشکل از مشکلات فوق خواهید شد. ا ما اگر سن شما بالاست و تجربه یک زندگی مشترک را داشته اید می‌توانید به این پیشنهاد فکر کنید اما در هر صورت حتماً با یک مشاور یا روانشناس متخصص در این زمینه مشورت کنید.

در پاسخ به سوال دوم باید گفت که ناامید نشوید، آگاهی داشتن در مورد مشکلات موجود و تحلیل دقیق و صادقانه آنها خود نیمی از راه حل است. برای حل مشکلات خود دست به کار شوید، در مورد آنها و نیز احساسات و خواسته‌های خود، صادقانه با همسرتان صحبت کنید. اگر هر دو از شرایط موجود راضی نیستید برای حل آن متعهد شوید. خود را برای تغییرات ضروری و اساسی آماده کنید. از نقش‌ها بیرون بیایید و به نقش همسری خویش برگردید، به یکدیگر احترام بگذارید و حقوق دیگری را رعایت کنید. در این زمینه مطالعه کرده و راهکارها را در زندگی خود اجرا کنید. در صورت احساس نیاز به کمک بیشتر و تخصصی تر(با توجه به این که هر رابطه‌ای منحصر به فرد بوده و با روابط دیگر متفاوت است) از یک مشاور یا روانشناس متخصص در این زمینه کمک بگیرید.

منبع: آرامش؛ شماره ۱۲؛ نیمه اول مرداد ماه ۹۲؛ فاطمه بربصره؛ صفحه۴۲

 

نامزد شما هم بچه ننه است؟!

خیلی از مردها این طور نیستند. برای بسیاری از مردها، تنها زن زندگی و تنها موضوع مهم زندگی، مادرشان است…

چیزی که یک مرد را «مرد» می‌کند، تدبیر و استقلال و قدرت مردانگی او است. این که بتواند درست فکر کند و درست تصمیم بگیرد و حمایتگر خوبی برای همسرش باشد. اما خیلی از مردها این طور نیستند. برای بسیاری از مردها، تنها زن زندگی و تنها موضوع مهم زندگی مادرشان است. آنها هر قدر هم که بزرگ شده باشند باز پسر خوب مامان هستند که نه نمی‌گویند و بدون اجازه مادرشان آب نمی‌خورند. اگر خواستگار شما چنین شخصیتی دارد یا نامزد کرده‌اید و متوجه وابستگی همسرتان به مادرش شده‌اید، کار سختی پیش رو دارید. باید واقعا با سیاست و درایت پیش بروید تا بتوانید اعتماد همسرتان را جلب کنید و از تنش‌های احتمالی پیشگیری نمایید.

کدام مرد وابسته است؟
ابتدا باید تشخیص دهید واقعا نامزدتان به مادرش وابسته است یا نه. مرد وابسته، حتی اگر ظاهرا مستقل شده باشد، به لحاظ عاطفی و عقلی، به مادرش وابسته است. بدون مشورت با او تصمیم نمی‌گیرد، صحبت‌های مادرش می‌تواند عقیده او را کاملا دگرگون کند و به خاطر مادرش، خیلی از کارهایی را که دوست دارد انجام دهد اما می‌داند مادرش مخالف است، انجام نمی‌دهد. از کوچکترین فرصتی برای بودن در کنارش استفاده می‌کند و نمی‌تواند به درخواست‌های مادرش حتی اگر برخلاف مصلحت او باشد، نه بگوید. خیلی از مردها این کار را با توجیه آن که به مادرشان احترام می‌گذارند یا دلشان نمی‌آید مادرشان را ناراحت کنند، انجام می‌دهند اما در واقع، ناتوان از تصمیم‌گیری مستقل هستند و نمی‌توانند بدون مادرشان زندگی را ادامه دهند.

اعتماد نامزدتان را جلب کنید
اگر نامزدتان به مادرش وابستگی زیادی دارد، باید کارهایی انجام دهید تا او به شما اعتماد کند و تصمیمات شما را بی نقص یا حداقل کم نقص بداند؛ یعنی به نحوی به نامزدتان ثابت کنید که من هم مثل مادرت به تو علاقه دارم و برای زندگی مان تدبیرهای لازم را در نظر گرفته ام. البته نباید توقع داشته باشید که همسرتان در مقابل هر اظهار نظر مادرش بایستد و آن را مخالف استقلال در زندگی‌اش بداند. برخورد نامناسب با مادرها در چنین مواقعی، عواقب خوبی در زندگی مشترک شما نخواهد داشت و در آینده مشکلاتی ایجاد خواهد کرد.

بدگویی نکنید
نباید هیچ گاه از مادر و خانواده شوهرتان در برابرش بدگویی کنید. بعضی از خانم‌ها، اشتباه می‌کنند و زمانی که از خانواده همسرشان رفتاری را می‌بینند که مطابق میل آن‌ها یا متناسب با آداب و رسوم خانوادگی‌شان نیست، مدام آن را به همسر آینده یادآوری می‌کنند. در چنین حالت‌هایی، معمولا اعتماد همسر شما نسبت به شما سلب می‌شود، چون فکر می‌کند که همسرش نمی‌تواند با مادر او رفتار درستی داشته باشد؛ یا همسرش از همین ابتدای ارتباط در حال ناسازگاری است و وقتی زندگی‌تان را زیر یک سقف شروع کنید، اوضاع از این هم بدتر می‌شود. بنابراین به همسرتان نشان دهید که بد خانواده او را نمی‌خواهید.

دچار سوءتفاهم نشوید
همه توصیه‌های مادرشوهرتان را دخالت در نظر نگیرید. همچنین گاهی شوهری با نظر مادرش موافق است و این که در برابر آن موضع نمی‌گیرد، نشان‌دهنده استقلال نداشتن او نیست. معمولا توصیه‌های مادرها به پسر و عروس‌شان از روی خیرخواهی و منطقی است، ولی بعضی دخترهای جوان همین توصیه‌های درست را هم نمی‌پذیرند. با این حال و اگر یکی از همین توصیه‌ها را مادر خودشان یا زن همسایه به آن‌ها داشته باشد روی آن حساسیتی ندارند ولی با شنیدن یک نصیحت از مادرشوهرشان، احساس می‌کنند که در زندگی‌شان دخالت شده و به استقلال‌شان ضربه خورده است.

مدیریت کنید
اگر مادرشوهرتان نصیحتی کرد که از نظر شما درست نبود، این مسئله باید مدیریت شود. در این مواقع لازم نیست که زن و شوهر، این مسئله را خیلی بزرگ جلوه دهند و با یکدیگر اوقات تلخی کنند. زوج‌ها باید با یکدیگر هم‌اندیشی کنند و این گونه هم فکر نکنند تصمیماتی که خودشان می‌گیرند قطعا درست و نصیحت‌های دیگر قطعا اشتباه است. باید علاوه بر سپاسگزاری از مادر برای این توصیه، از او عذرخواهی کنید و بگویید که نظر ما در حال حاضر یک مقداری متفاوت است.

اگر شما بزرگترید
اگر با فاصله سنی معکوس ازدواج می‌کنید، یعنی خانم از آقا بزرگتر است باید در نظر داشته باشید که در هنگام ازدواج نباید سن پسر کمتر از ۲۵ سال باشد. می‌توان گفت از ۲۵ سالگی به بعد، مردها به پختگی و استقلال می‌رسند و می‌توانند شخصا انتخاب‌کننده همسر آینده‌شان باشند و اگر همسری بزرگتر از خود را برگزیده اند، دلایل منطقی برای این کار داشته و مستقل تصمیم بگیرند.

منبع: تبیان

آسیب‌شناسی خانواده ایرانی

در این‌ مقال‌ برآنیم‌ تا با نگاهی گذرا به‌ مشکلات‌ خانواده‌ در ایران‌ و نگرانی‌هایی که‌ بیشتر از ناحیه سیاست‌‌ها و برنامه‌ها متوجه‌ خانواده‌ است‌، برخی نکات‌ کلیدی و مهم‌ قابل‌ توجه‌ را مد نظر قرار دهیم‌.[۱]

۱. افزایش‌ سن‌ ازدواج‌ و تجرد زیستی

تغییر نگرش‌ها در سال‌های اخیر سبب‌ افزایش‌ سن‌ ازدواج‌ در دختران‌ و پسران‌ و افزایش‌ آمار دختران‌ مجرد شده‌ است‌. بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ هم‌ می‌تواند به‌ افزایش‌ اضطراب‌ها و فشارهای عصبی، کاهش‌ انگیزه فعالیت‌های اقتصادی[۲] و آسیب‌پذیری جنسی بیانجامد و هم‌ با سپری شدن‌ دوران‌ شور جوانی، انگیزه تشکیل‌ خانواده‌ را کم‌ و دخترانی را که‌ به‌ سنین‌ بالا رسیده‌اند از دسترسی به‌ تشکیل‌ خانواده‌ مأیوس‌ نماید.
کم‌ شدن‌ انگیزه ازدواج‌ و بالا رفتن‌ سن‌ آن‌ می‌تواند پیامد عوامل‌ متعددی باشد. شاید بتوان‌ مهم‌ترین‌ عامل‌ را حاکمیت‌ فرهنگ‌ مادی دانست‌ که‌ آثار خود را در فردگرایی مفرط‌، محاسبه‌گری‌های کوته ‌نظرانه‌ و مواردی مشابه‌ نشان‌ می‌دهد. بنابراین‌ مهیا نبودن‌ شرایط‌ مناسب‌ اقتصادی و اشتغال‌ به‌ تحصیل‌ از موانع‌ ازدواج‌ برشمرده‌ می‌شود و شروع‌ زندگی را تا زمان‌ کسب‌ دارایی مناسب‌ و اتمام‌ تحصیل‌ به‌ تأخیر می‌اندازد. کسانی هم‌ که‌ قبل‌ از تأمین‌ اقتصادی کافی مبادرت‌ به‌ ازدواج‌ کرده‌ اند، به‌ دلیل‌ آنکه نه‌ مهارت‌‌های لازم‌ را برای سپری کردن‌ زندگی در شرایط‌ حداقلی فراگرفته‌ اند و نه‌ خود را از دام‌ فرهنگ‌ مصرف‌ زده‌ رهانیده‌اند، گرفتار معضلاتی در زندگی خواهند شد که‌ حیات‌ خانوادگی آنان‌ را تهدید می‌کند.

از سوی دیگر با کاهش‌ همبستگی خانوادگی و ترویج‌ فرهنگ‌ استقلال‌طلبی و خودمحوری، از آنجا که‌ خانواده‌‌ها در نظارت‌ و حمایت‌ از زوجین‌ نقشی کم ‌تر از گذشته‌ ایفا می‌کنند، زمان‌ ازدواج‌ جوانان‌ تا زمانی که‌ در اصطلاح‌ به‌ رشد مدیریتی و اقتصادی معروف‌ شده‌ است‌، به‌ تأخیر می‌افتد. کم‌ شدن‌ قبح‌ تک‌ زیستی و تجرد و کاهش‌ قداست‌ و اهمیت‌ تشکیل‌ خانواده‌ نیز در افزایش‌ سن‌ ازدواج‌ موثر است‌ و انتظار است‌ که‌ در دهه‌‌های آینده‌، اگر تحول‌ اساسی در نگرش‌‌ها و سیاست‌‌ها رخ‌ ندهد، صدها هزار زن‌ و مرد مجرد ایرانی در خانه‌‌های مستقل‌، به‌ شکل‌ تک‌ زیست‌، ادامه زندگی دهند.
در سال‌‌های گذشته‌ چنین‌ مطرح‌ شد که‌ تعداد دختران‌ مجرد در سن‌ ازدواج‌ نزدیک‌ به‌ دو میلیون‌ نفر بیش‌ از پسران‌ است‌. بدین‌ ترتیب‌ اگر تمامی پسران‌ موفق‌ به‌ ازدواج‌ شوند، این‌ تعداد از دختران‌ زمینه ازدواج‌ را از دست‌ خواهند داد. هر چند برخی از مسئولان‌ اداره ثبت‌ با رد این‌ ادعا آمار پسران‌ را در سنین‌ ۲۰ تا ۳۰ سالگی بیش‌ از دختران‌ اعلام‌ کردند، اما به‌ نظر نمی‌رسد چنین‌ تفاوتی غیرقابل‌ انکار باشد. هرگاه‌ رشد جمعیت‌ را در کنار تفاوت‌ سن‌ ازدواج‌ دختران‌ و پسران‌، به‌ عنوان‌ مثال‌ ۴ سال‌، در نظر بگیریم‌، به‌ گونه‌ای است‌ متولدین‌ ذکور هر سال‌ با متولدین‌ چهار سال‌ پس‌ از خود ازدواج‌ نمایند، آمار سه‌ درصدی رشد جمعیت‌ در دهه شصت‌ به‌ ما نشان‌ می‌دهد که‌ دختران‌ جوان‌ در آستانه ازدواج‌ در دهه هشتاد بسیار بیش‌ از پسران ‌اند و جامعه ما با دختران‌ مجرد زیادی مواجه‌ خواهد بود.

این‌ معضل‌ تا زمانی که‌ شاهد رشد جمعیت‌ و تفاوت‌ سن‌ ازدواج‌ در کشور باشیم‌ و فرهنگ‌ مسلط‌ و سیاست‌های حاکم‌ نیز تعدد زوجات‌ را تقبیح‌ نماید ادامه‌ خواهد داشت‌ و البته‌ باید به‌ این‌ مشکل‌، مسئله مهاجرت‌ را نیز افزود. به‌ گونه‌ای که‌ پدیده مهاجرت‌ به‌ شهرها که‌ اغلب‌ جنس‌ مذکر به‌ آن‌ اقدام‌ می‌کند، احتمال‌ ازدواج‌ را در دختران‌ روستایی کاهش‌ می‌دهد. اگر به‌ این‌ نکته‌ هم‌ توجه‌ کنیم‌ که‌ اشتغال‌، اتمام‌ تحصیلات‌، طی دوران‌ سربازی و توانایی اقتصادی برای برگزاری مراسم‌ ازدواج‌ برای آمادگی پسران‌ لازم‌ شمرده‌ می شود، می‌توان‌ حتی در فرض‌ برابری تعداد پسران‌ و دختران‌، تفاوت‌ آمار پسران‌ آماده‌ ازدواج‌ را توجیه‌ نمود. از سوی دیگر می‌توان‌ انتظار داشت‌ مخارج‌ سنگین‌ مراسم‌ ازدواج‌، سخت‌ گیری‌های قانونی از جمله‌ تنصیف‌ دارایی‌ها و مهریه‌ به‌ نرخ‌ روز که‌ به‌ ظاهر به‌ نفع‌ زنان‌ اعمال‌ می‌گردد و بالا رفتن‌ میزان‌ طلاق‌ که‌ سن‌ همزیستی در قالب‌ ازدواج‌ را کاهش‌ داده‌ است،[۳] رغبت‌ به‌ ازدواج‌ را کم‌ کند.
از دیگر مشکلات‌ خانواده‌ می‌توان‌ به‌ روش‌ همسرگزینی در میان‌ نسل‌ جوان‌ اشاره‌ نمود. در شیوه سنتی همسرگزینی، والدین‌ نقطه شروع‌ اقدامات‌ بودند و به‌ طور طبیعی گزینش‌ همسر در محدوده جغرافیایی محل‌ سکونت‌ و یا طایفه‌ صورت‌ می گرفت‌. بدین‌ ترتیب‌ هم‌ تناسبات‌ فرهنگی و اقتصادی تا حد زیادی رعایت‌ می‌گردید و هم‌ انگیزه حمایت‌ و هدایت‌ والدین‌ نسبت‌ به‌ زوج‌های جوان‌ بیشتر بود. اما در شیوه جدید انتخاب‌ توسط‌ خود جوانان‌ و غالباً تحت‌ تأثیر هیجانات‌ جنسی و عاطفی انجام‌ می‌شود نه‌ براساس‌ ملاحظه تناسبات‌ اقتصادی و فرهنگی. بنابراین‌ با گذشت‌ چند ماه‌ از شروع‌ زندگی شکاف‌ها خود را نشان‌ می دهد و البته‌ فرهنگ‌ مسلط‌ نیز حضور والدین‌ در زندگی جوانان‌ را که‌ در جامعه سنتی غالباً به‌ معضلات‌ حادی منتهی نمی‌شد بلکه‌ گاه‌ می‌توانست‌ از عوامل‌ استحکام‌ و کارآمدی خانواده‌ به‌ حساب‌ آید، به‌ زمینه‌ای برای تشدید اختلافات‌ تبدیل‌ کرده‌ است‌.

۲. تزلزل‌ خانواده‌

در سالیان‌ اخیر رشد آمار طلاق‌ دو رقمی بوده‌ است‌. این‌ در حالی است‌ که‌ به‌ دلیل‌ قبح‌ طلاق‌ موارد طلاق‌ عاطفی در خانواده‌‌ها هم‌ کم‌ نیست‌. اعتیاد، بیکاری و ترک‌ انفاق‌، عدم‌ تمکین‌، فقدان‌ تجانس‌ فرهنگی، عدم‌ سازش‌ زوجین‌ و مصرف ‌زدگی از دلائل‌ طلاق‌ عنوان‌ می شود.[۴] در این‌ میان‌ اعتیاد، عامل‌ فروپاشی تقریباً نیمی از خانواده‌ها بوده‌ است‌.[۵] برخلاف‌ انتظار، آمار اعتیاد در میان‌ متأهلان‌ بیش‌ از مجردان‌ و افرادی که‌ همسرشان‌ را از دست‌ داده‌اند، گزارش‌ شده‌ است‌ و بیکاران‌ بیش‌ترین‌ جمعیت‌ معتادان‌ را تشکیل‌ می‌دهند. بنابراین‌ بیکاری می‌تواند سرپرست‌ خانواده‌ را در معرض‌ چنین‌ آسیبی قرار دهد؛ چنان‌ که‌ اختلافات‌ خانوادگی می‌تواند زمینه‌‌های میل‌ به‌ اعتیاد در اعضای خانواده‌ را افزایش‌ دهد.[۶]

گرچه‌ می‌توان‌ وجود اضطرار در پایان‌ بخشیدن‌ به‌ بسیاری از زوجیت‌ها را پذیرفت‌ و بر این‌ نکته‌ اذعان‌ کرد که‌ طلاق‌ می‌تواند در مواردی نقطه پایانی بر دوران‌ پرمخاطره‌ای از روابط‌ تنش ‌زا باشد، اما آنچه‌ نگران‌ کننده‌ به‌ نظر می‌رسد آنست‌ که‌ حیات‌ خانوادگی چون‌ گذشته‌ از قداست‌ و احترام‌ برخوردار نیست‌ و طلاق‌ چون‌ گذشته‌ قبیح‌ نمی‌نماید. دیگر آنکه‌ در جامعه سنتی بزرگان‌ و ریش ‌سفیدان‌ طایفه‌ در حل‌ و فصل‌ مشکلات‌ خانوادگی از جایگاهی خاص‌ برخوردار بودند و در حد امکان‌ با الزامات‌ و توصیه‌‌های اخلاقی طرفین‌ را به‌ ادامه زندگی ترغیب‌ می‌کردند و در موارد خاص‌ نیز طلاق‌ را به‌ عنوان‌ آخرین‌ چاره‌ برمی گزیدند. بنابراین‌ اقدام‌ به‌ طلاق‌ هم‌ تحت‌ نظارت‌ افراد دلسوز و دارای تجربه‌ انجام‌ می‌گرفت‌.

متأسفانه‌ در جامعه کنونی ما هم‌ از تأثیرگذاری بزرگان‌ کاسته‌ شده‌، هم‌ تعهدات‌ اعضای خانواده‌ نسبت‌ به‌ یکدیگر کاهش‌ یافته‌ (به‌ عنوان‌ مثال‌ میل‌ به‌ تأمین‌ تمام‌ هزینه‌های زندگی از سوی مرد و میل‌ به‌ تمکین‌ از ناحیه‌ زن‌ کاهش‌ یافته‌ است‌) و هم‌ روحیه سازش‌، صبر، توکل‌ و رضایتمندی کم‌ شده‌ است‌.
از سوی دیگر افزایش‌ انتظار از زندگی و نگاه‌ غیرواقع ‌بینانه‌ به‌ ازدواج‌ که‌ در نسل‌ جوان‌ مشاهده‌ می‌شود و گمان‌ می‌شود که‌ ازدواج‌ می تواند منشأ هر تحول‌ مثبتی باشد، نیز در تزلزل‌ زندگی آینده‌ موثر است‌.

افزایش‌ آمار طلاق‌، مشکلاتی را بر فرد و جامعه‌ تحمیل‌ می کند که‌ می‌توان‌ از جمله آنها به‌ افت‌ تحصیلی فرزندان‌ طلاق‌، افزایش‌ خانواده‌‌های تک‌ سرپرست‌ که‌ درصد بالایی از آنان‌ گرفتار فقر و بی سوادی تمام‌ اعضا هستند، اجبار به‌ کار، کاهش‌ وابستگی فرزندان‌ به‌ خانه‌ و افزایش‌ فرار کودکان‌، روسپی گری و بدنامی[۷] بچه‌‌های طلاق‌ که‌ باعث‌ اختلال‌ شخصیتی آنان‌ و کم‌ شدن‌ زمینه ازدواج‌ دختران‌ طلاق‌ می‌شود، اشاره‌ نمود.

۳. ضعف‌ کارآمدی خانواده‌‌ها

جامعه ‌شناسان‌ کارکردهای مهم‌ خانواده‌ را تنظیم‌ رفتار جنسی، تولیدمثل‌، حمایت‌ و مراقبت‌، ایجاد آرامش‌ روانی، ارضای نیازهای عاطفی، جامعه ‌پذیری و کنترل‌ و نظارت‌ می دانند. البته‌ به‌ این‌ موارد باید نقش‌ بی بدیل‌ خانواده‌ در پرورش‌ معنوی را نیز افزود. تحولات‌ خانواده‌ در دهه‌‌های اخیر تمامی کارکردهای ذکر شده‌ را در معرض‌ آسیب‌ قرار داده‌ است‌.
افزایش‌ زمینه‌های تحریک‌ جنسی که‌ به‌ ویژه‌ با توسعه ابزارهای جدید تکنولوژی شاهد آن هستیم،‌ به‌ افزایش‌ آستانه رضایتمندی جنسی منجر شده‌ است‌. در این‌ صورت‌ باوجود برقراری رابطه جنسی متعارف‌ با همسر، رضایتمندی جنسی حاصل‌ نمی‌شود. نتیجه این‌ نارضایتی، تمایل‌ به‌ برقراری رابطه جنسی خارج‌ از چارچوب‌ ازدواج‌ با افراد متعدد و یا به‌ شیوه‌های غیرمتعارف‌ (خشونت‌ جنسی و…) است‌. چنان‌ که‌ افزایش‌ فشار ناشی از تعدد مشاغل‌ در آقایان‌ و فشار مضاعف‌ ناشی از جمع‌ میان‌ کار خانگی و مشاغل‌ رسمی در زنان‌، همراه‌ با افزایش‌ استرس‌‌ها و ضعف‌ مهارت‌ زوجین‌ در برقراری ارتباط‌ جنسی نیز کارکرد جنسی خانواده‌ را تضعیف‌ می‌نماید.
ضعف‌ خانواده‌ در تربیت‌ جنسی فرزندان‌ را نیز نباید از نظر دور داشت‌. در گذشته‌ای نه‌ چندان‌ دور آموزش‌ جنسی، هر چند به‌ شکل‌ بسیار کمرنگ‌، از طریق‌ والدین‌ به‌ فرزندان‌ منتقل‌ می‌شد[۸] و آنان‌ خود را موظف‌ به‌ نظارت‌ بر رفتار جنسی فرزندان‌ می‌دانستند. امروزه‌ با جانشینی ناصحیح‌ نهادهای رقیب‌، خانواده‌ رفته‌ رفته‌، حساسیت‌ خود را در زمینه آموزش‌ جنسی و نظارت‌ از دست‌ می‌دهد.

فرزندآوری در طول‌ تاریخ‌ از کارکردهای مهم‌ خانواده‌ بوده‌ است‌. اتخاذ سیاست‌های توسعه‌ در کشورهای مختلف‌ سبب‌ کاهش‌ سریع‌ نرخ‌ رشد جمعیت‌ شده‌ است؛‌ چنان‌ که‌ در کشور ما نرخ‌ رشد جمعیت‌ از بیش‌ از سه‌ درصد در دهه شصت‌ به‌ حدود یک‌ درصد در دهه هشتاد رسیده‌ است‌. این‌ در حالیست‌ که‌ رشد منفی جمعیت‌ در کشورهایی چون‌ روسیه‌ و برخی کشورهای اروپایی،‌ زنگ‌ خطر پایان‌ اقتدار را برای آنان‌ به‌ صدا درآورده‌ است‌ و آنان‌ پیامد اختلاف‌ نرخ‌ رشد جمعیت‌ در خاورمیانه اسلامی و اروپا را، تغییر تناسب‌ جمعیتی به‌ نفع‌ مسلمانان‌ در سال‌ ۲۰۵۰ می‌دانند. این‌ بدان‌ معناست‌ که‌ سهم‌ مسلمانان‌ در تحولات‌ جهانی، باتوجه‌ به‌ جمعیت‌ جوان‌ این‌ کشورها، بیش‌ از پیش‌ افزایش‌ می‌یابد.
باوجود آن‌ که‌ فرزندآوری از عوامل‌ مهم‌ ایجاد آرامش‌ روانی مادر،[۹] نشاط‌ افزایی در خانواده‌ و عامل‌ استحکام‌ آن‌ است‌، هم ‌اکنون‌ تمایل‌ به‌ فرزندآوری در زوج‌‌های جوان‌ کمتر از گذشته‌ است‌ و فاصله‌ میان‌ ازدواج‌ و اولین‌ بارداری افزایش‌ یافته‌ است‌. این‌ موضوع‌ گرچه‌ در شرایط‌ فعلی که‌ خانواده‌‌ها به‌ طور متوسط‌ ۲ تا ۳ فرزند را پذیرا می شوند مطلوب‌ نیز شمرده‌ میشود، اما ادامه این‌ روند نزولی می‌تواند در آینده‌ کشور را با مشکل‌ رشد منفی جمعیت‌ مواجه‌ سازد. کاهش‌ تمایل‌ به‌ فرزندآوری بیش‌ از آن‌ که‌ ناشی از تبلیغات‌ مستمری باشد که‌ مفاد آن‌ کم ‌اهمیت‌ شمرده‌ شدن‌ مادری، تأثیر کاهش‌ جمعیت‌ خانواده‌ در افزایش‌ سطح‌ زندگی و رضایتمندی از آن‌، و با اهمیت‌ دانستن‌ اشتغال‌ و فعالیت‌ اجتماعی نسبت‌ به‌ فعالیت‌ خانگی است‌، به‌ مشکلات‌ فرهنگی و ساختاری از جمله‌ تضعیف‌ سیستم‌‌های حمایتی در خانواده‌، تغییر فرهنگ‌ اقتصادی و پیچیده‌ شدن‌ فرآیند تربیت‌ باز می گردد. خانواده‌‌های امروز مشاهده‌ می‌کنند بسیاری از نگرانی ‌هایشان‌ در مورد آینده فرزندان‌ (از نظر اقتصادی، اخلاقی و…) تحقق‌ می‌یابد و نه‌ فضای عمومی جامعه‌ برای پرورش‌ صحیح‌ نسل‌ آینده‌ مناسب‌ است‌ و نه‌ نهادهای جایگزین‌ خانواده‌ نقش‌ خود را به‌ خوبی ایفا می کنند.

حمایت‌ و مراقبت،‌ از کارکردهای مهم‌ خانواده‌ است‌ که‌ شامل‌ حمایت‌ اقتصادی از اطفال‌، سالمندان‌ و زنان‌، مراقبت‌ از کودکان‌ و سالمندان‌ و حمایت‌ از اعضای خانواده‌ در مقابل‌ خطرات‌ و مشکلات‌ می‌شود. در گذشته‌ تفکیک‌ نقش‌ها میان‌ زن‌ و مرد، زن‌ را مسئول‌ مراقبت‌ از کودکان‌ و مرد را مسئول‌ حمایت‌ اقتصادی خانواده‌ می‌نمود و سیستم‌ خانواده گسترده‌ شبکه حمایتی از افراد آسیب‌ دیده‌ یا در معرض‌ آسیب‌ در مقابل‌ خطراتی چون‌ طلاق‌، فوت‌ همسر و والدین‌، غیبت‌ سرپرست‌ خانواده‌ یا ورشکستگی وی بود. امروزه‌ سیستم‌های حمایتی دولتی که‌ بیشتر فردمحور بوده‌ است‌ تا خانواده ‌گرا، گرچه‌ در کاهش‌ همبستگی خانوادگی تأثیر داشته،‌ اما نتوانسته‌ است‌ تمامی دغدغه‌‌ها را برطرف‌ و به‌ عنوان‌ جایگزینی مطمئن‌ عمل‌ نماید. تحولات‌ فرهنگی در دهه‌های اخیر نیز در کاهش‌ همبستگی خانوادگی و بی توجهی به‌ ارزش‌های گروهی موثر افتاده‌ است‌. اگر در گذشته نه‌ چندان‌ دور تأکید بیش‌ از حد بر رعایت‌ سلسله‌ مراتب‌، کم‌ توجهی به‌ حقوق‌ فردی و ترویج‌ بیش‌ از حد روابط‌ گروهی می‌توانست‌ به‌ عدم‌ امنیت‌ زوج‌‌های جوان‌، به‌ ویژه‌ زنان‌، ضعف‌ خودباوری و ابتکار و دخالت‌های ناروا و آزاردهنده‌ منجر شود، امروزه‌ همدلی و همیاری که‌ مهم‌ترین‌ دغدغه خانواده سنتی بود، به‌ مُحاق‌ رفته‌ است‌. در نتیجه‌ باوجود آن‌ که‌ به‌ نظر می‌رسد درآمد خانواده‌ها نسبت‌ به‌ گذشته‌ افزایش‌ یافته‌ باشد، در مواقع‌ اضطراری حمایت‌های عاطفی و مالی کمتری از عضو در معرض‌ آسیب‌ یا آسیب‌ دیده‌ انجام‌ می‌شود. نگرانی زنان‌ جوان‌ از ضعف‌ حمایت‌ها در هنگام‌ پیری یا بروز مشکلات‌، تمایل‌ به‌ حضور در صحنه اشتغال‌ رسمی را افزایش‌ می‌دهد. از سوی دیگر خانواده‌ احساس‌ می کند که‌ قادر نیست‌ نیاز جنسی و نیاز به‌ اشتغال‌ جوانان‌ را با حمایت‌ از ازدواج‌ و اشتغال‌ آنان‌ پاسخ‌ دهد و این‌ خود تمایل‌ به‌ فرزندآوری را در خانواده‌ها کم‌ می‌کند.

خانواده گسترده‌ نیز که‌ در گذشته‌ به‌ ویژه‌ در اوایل‌ تشکیل‌ خانواده‌ و در هنگام‌ بروز مشکلات،‌ نقش‌ امدادرسانی داشت‌، امروزه‌ به‌ دلیل‌ ضعف‌ ارتباطات‌ و کاهش‌ همبستگی قادر به‌ ورود ثمربخش‌ در زندگی آنان‌ نیست‌.
ایجاد آرامش‌ روانی،‌ کارکرد دیگر خانواده‌ است‌ که‌ در معرض‌ ضعف‌ واقع‌ شده‌ است‌. از متون‌ اسلامی استفاده‌ می‌شود که‌ زن‌ نقش‌ منحصر به‌ فردی در ایجاد آرامش‌ روانی در خانواده‌ ایفا می‌کند؛[۱۰] مشروط‌ به‌ آن‌ که‌ در ایفای چنین‌ نقشی هم‌ از عزت‌ مندی و جایگاه‌ مناسب‌ برخوردار باشد، هم‌ اهمیت‌ نقش‌ خود را باور کند و هم‌ مهارت‌ برقراری ارتباط‌ سازنده‌ را به‌ کار بندد. هم ‌اکنون‌ هم‌ به‌ دلیل‌ آشفتگی نقش‌ها نه‌ چنین‌ انتظاری از زن‌ مورد تاکید واقع‌ می شود و نه‌ زنان‌ چنان‌ که‌ شایسته‌ است‌ توانمندی خود را در ایفای این‌ مسئولیت‌ ارزشمند به‌ کار می‌بندند. کم‌ شدن‌ ارتباطات‌ کلامی در خانواده ‌ها،[۱۱] که‌ هم‌ متأثر از حاکمیت‌ بلامنازع‌ رسانه‌های تصویری و تغییر الگوی ارتباطی در خانواده‌، هم‌ ناشی از چندشغله‌ بودن‌ سرپرست‌ خانواده‌ و هم‌ به‌ دلیل‌ فشار مضاعف‌ ناشی از جمع‌ میان‌ کار خانگی و اشتغال‌ رسمی است،‌ زن‌ و مرد را در برقراری ارتباط‌ سازنده‌ ناتوان‌ کرده‌ است‌. به‌ علاوه‌ ضعف‌های مهارتی در کنار تغییر سطح‌ مطالبات‌ زوجین‌ از یکدیگر، زمینه همسازی را کاهش‌ داده‌ است‌. هم ‌اکنون‌ میزان‌ رضایتمندی از زندگی زناشویی بسیار کمتر از حد انتظار است.[۱۲]

جامعه‌‌پذیری را از مهم‌ترین‌ کارکردهای خانواده‌ برشمرده‌ اند. در این‌ فرآیند افراد، نگرش ‌ها، ارزش‌ها و کنش‌های مناسب‌ را به‌ عنوان‌ عضوی از یک‌ فرهنگ‌ خاص‌ می‌آموزند و در می یابند که‌ چگونه‌ به‌ عنوان‌ عضوی از جامعه‌ نقش‌ فعال‌ و تأثیرگذاری ایفا نمایند. تحقق‌ جامعه ‌پذیری مناسب‌ در گرو پرورش‌ روحی و شخصیتی مناسب‌ و برخورداری از مهارت‌های ارتباطی و مهارت‌ مواجهه‌ با مشکلات‌ و بحران‌ هاست‌. امروزه‌ خانواده‌ها غالباً از پرورش‌ فرزندانی دارای صلابت‌ شخصیت‌ عاجزند و فرزندان‌ در مقابل‌ حوادث‌ اجتماعی از انجام‌ عکس‌ العمل‌ مناسب‌ و حفظ‌ کیان‌ خود ناتوان‌. می‌توان‌ جوانان‌ بسیاری را یافت‌ که‌ باوجود برخورداری از طینت‌های پاک‌، به‌ دلیل‌ آن‌ که‌ به‌ شکل‌ خودرو و بدون‌ هدایت‌ مناسب‌ بار آمده‌اند، به‌ سرعت‌ خود را میبازند. شاید بتوان‌ فرزندسالاری و ضعف‌ نظارت‌ را از عواملی دانست‌ که‌ مانع‌ شکل‌ گیری شخصیت‌ فعال‌ فرزند می‌شود؛ چنان‌ که‌ می توان‌ ناکارآمدی نهادهای رسمی تربیتی از جمله‌ آموزش‌ و پرورش‌ را در سازندگی شخصیت‌ نوجوانان‌ و ناهماهنگی ارزش‌‌های مسلط‌ اجتماعی با ارزش‌های خانوادگی را که‌ به‌ صعوبت‌ تربیت‌ و کاهش‌ تأثیرگذاری خانواده‌‌ها می‌انجامد، از دیگر عوامل‌ برشمرد.

نقش‌ کنترلی و نظارتی خانواده‌ نیز که‌ غالباً توسط‌ والدین‌ اعمال‌ می‌شود، در معرض‌ افول‌ قرار گرفته‌ است‌. وجود سلسله‌ مراتب‌ و اقتدار در خانواده‌ از ابزارهای لازم‌ برای ایفای نقش‌ نظارتی است‌ که‌ متأسفانه‌ در دهه‌‌های اخیر مورد هجوم‌ اندیشه‌های سست‌ بنیاد قرار گرفته‌ است‌. نفی سرپرستی پدر و حرکت‌ به‌ سمت‌ مدل‌ خانواده افقی که‌ تمامی اعضاء را در یک‌ سطح‌ قرار می‌دهد، امکان‌ و انگیزه نظارت‌ را از والدین‌ سلب‌ می کند و تضعیف‌ شخصیت‌ والدین‌ در ایفای نقش‌ مسئولانه‌ آنان‌ را به‌ سمت‌ موضع ‌گیری ‌هایی سوق‌ می‌دهد که‌ می‌توان‌ در قالب‌‌های مختلفی از کودک‌ آزاری و همسرآزاری تا بی ‌قیدی و بی مبالاتی مشاهده‌ کرد.[۱۳] جالب‌ اینجاست‌ که‌ کشورهای غربی با وجود اهتمام‌ به‌ کم‌ کردن‌ خشونت‌های خانگی،‌ به‌ دلیل‌ آن‌ که‌ اقتدار را عامل‌ خشونت‌ معرفی می‌کنند، از کنترل‌ خشونت‌‌های خانگی عاجزند. تنها در صورتی می‌توان‌ افقی روشن‌ ترسیم‌ نمود که‌ مسئولیت‌ اخلاقی، اقتدار و مهارت‌های زندگی را در سرپرست‌ خانواده‌ جمع‌ نمود، زمینه‌‌های حضور ثمربخش‌ پدر و مادر در خانه‌ را افزایش‌ داد و نظام‌ آموزشی را در خدمت‌ پیوند و همبستگی خانوادگی قرار داد نه‌ عامل‌ بیگانه‌ کردن‌ فرزندان‌ از والدین‌.

پرورش‌ معنوی و دینی نیز از مهم‌ترین‌ کارکردهای خانواده‌ است‌؛ هر چند در ادبیات‌ علوم‌ اجتماعی از آن‌ نامی به‌ میان‌ نمی آید؛ شاید به‌ این‌ دلیل‌ که‌ علم‌ جامعه ‌شناسی صرفاً به‌ عملکرد اجتماعی خانواده‌ می‌پردازد و پرورش‌ معنوی را صرفاً در محدوده جامعه ‌پذیری تحلیل‌ می‌کند و علم‌ روان ‌شناسی هم‌ حیات‌ معنوی را صرفاً از دریچه آثار روانی آن‌ می‌شناسد و شاید به‌ این‌ دلیل‌ که‌ اصولاً علوم‌ انسانی مدرن‌ نه‌ خواسته‌ و نه‌ توانسته ‌اند واقعیت‌ دین‌ را آن‌ گونه‌ که‌ هست‌ بشناسند. به‌ هر حال‌ پرورش‌ کودک‌ به‌ گونه‌ای که‌ با خداوند انس‌ گیرد، تدبیر الهی را بر هوای خویش‌ مقدم‌ نماید، واجبات‌ و محرمات‌ را پاس‌ دارد، نهال‌ اخلاص‌ را در درون‌ خود پرورش‌ دهد و به‌ دنیا به‌ منزله کشتزار آخرت‌ چشم‌ دوزد، مصادیقی از پرورش‌ معنوی ‌اند. با تأسف‌ باید اذعان‌ نمود که‌ کارکرد معنوی و دینی خانواده‌ نیز دچار افول‌ شده‌ و تمایل‌ به‌ ارزش‌‌هایی چون‌ رعایت‌ احکام‌ شرعی و آشنایی با معارف‌ وحیانی و اسوه‌‌های اخلاقی و معنوی، جای خود را به‌ ترغیب‌ فرزندان‌ به‌ رقابت‌ بر سر عناوین‌ دنیایی و افزون‌ طلبی و مصرف ‌گرایی داده‌ است‌ و نوعی بی ‌تفاوتی والدین‌ به‌ امور معنوی را می توان‌ مشاهده‌ کرد. به‌ نظر می‌رسد فرهنگ‌ توسعه‌ که‌ دنیاگرایی را مرکز توجه‌ و اهتمام‌ قرار می‌دهد، در این‌ معضل‌ بی تأثیر نیست‌.

نگرانی امروز ما از آینده خانواده‌ در ایران‌، بیش‌ از آن‌ که‌ ناشی از عملکرد والدین‌ و اعضای خانواده هسته‌ای و گسترده‌ باشد، ناشی از دو چیز است‌: اول‌ گفتمانی که‌ حاکمیت‌ آن‌ به‌ ناکارآمدی و تزلزل‌ خانواده‌ می انجامد و دوم‌ اتخاذ رویکردی در برنامه ‌ریزی‌ها و سیاست‌‌های نظام‌ که‌ کاهش‌ پایایی و پویایی خانواده‌ از نتایج‌ آن‌ محسوب‌ می گردد. چه‌ این‌ سیاست‌ها ناشی از حاکمیت‌ همان‌ گفتمان‌ باشد و چه‌ ناشی از ضعف‌ کارشناسی ‌هایی که‌ به‌ موضوع‌ خانواده‌ به‌ مثابه حوزه مطالعاتی تخصصی نمی‌نگرد و بدون‌ بضاعت‌ علمی در منصب‌ تحلیل‌، داوری و سیاست‌ گذاری می نشیند.
البته نباید این نکته را فراموش کنیم که در آسیب‌ شناسی خانواده‌ ایرانی، اغراق‌ هم‌ نباید کرد و نباید همه‌ چیز را از دست‌ رفته‌ پنداشت‌. باوجود آن‌ که‌ خانواده ایرانی مسیر انحطاط‌ می‌پیماید، هنوز پایه‌های محکم‌ و قابل‌ اعتمادی دارد که‌ می‌تواند اصلاحات‌ را پذیرا شود و در مسیر ایجاد تحولات‌ شگرف‌ اجتماعی قرار گیرد. بنیان‌های اخلاقی و مذهبی، عاطفه عمومی و وجود نگرانی در خانواده‌ها که‌ زمینه همراهی آنان‌ با حرکتی اصلاحی را فراهم‌ می سازد، از سرمایه‌های ماست‌؛ چنان‌ که‌ تعلقات‌ جامعه کارشناسی به‌ مذهب‌، اگر در مسیر تغییر نگرش‌ مثبت‌ و سازنده آنان‌ به‌ سمت‌ آفرینش‌ معادلاتی در خدمت‌ تمدن ‌پردازی اسلامی قرار گیرد، گنجی گرانبهاست‌. امروزه‌ جامعه کارشناسی ایرانی، به‌ دلیل‌ تعلقات‌ اخلاقی و مذهبی به‌ درستی نگران‌ وضعیت‌ خانواده‌ است‌ و تحولات‌ آن‌ را پی می گیرد. با این‌ وصف‌ به‌ دلیل‌ آن‌ که‌ هنوز در چمبره نظریه‌‌هایی گرفتار آمده‌ است‌ که‌ چارچوب‌ صحیحی برای تحلیل‌ به‌ وی نمی‌دهد، نتوانسته‌ است‌ به‌ تحلیلی جامع‌ از وضعیت‌ موجود و معادله‌ای برای برون‌ رفت‌ دست‌ یابد. هم ‌اکنون‌ می‌توان‌ حرکت ‌هایی را به‌ ویژه‌ در اندیشمندان‌ جوان‌ در حوزه علوم‌ اجتماعی مشاهده‌ کرد که‌ نویدبخش‌ آینده‌ ای روشن‌ است‌.

پی‌نوشت‌ها
۱. گرچه‌ در سالیان‌ اخیر برخی وزارت‌ خانه‌ها اقدام‌ به‌ تأسیس‌ پژوهشکده‌‌های خانواده‌ کرده ‌اند، اما هنوز پرسش‌های اساسی و بنیادین‌ ما در موضوع‌ خانواده‌ و ترسیم‌ نسبت‌ میان‌ حوزه‌‌های علمی مختلف‌ اعم‌ از کلام‌، فقه‌، حقوق‌، جامعه‌ شناسی، روانشناسی، علوم‌ تربیتی و… در مطالعات‌ خانواده‌ انجام‌ نشده‌ است‌ تا گروه‌های علمی حول‌ پرسش‌‌های اساسی تشکیل‌ شود.
۲. پژوهش‌های انجام‌ شده‌ در برخی کشورهای عربی نشان‌ می‌دهد میزان‌ تولید ثروت‌ در میان‌ افراد متأهل‌ دوبرابر افراد مجرد است‌.
۳. این‌ نکته‌ هم‌ اکنون‌ یکی از علل‌ کاهش‌ تمایل‌ به‌ ازدواج‌ در اروپا به‌ حساب‌ می‌آید. به‌ گفته دکتر بریرلی امروزه‌ مردم‌ انتظار ندارند ازدواجشان‌ زیاد به‌ طول‌ انجامد؛ بنابراین‌ گمان‌ می‌کنند که‌ چرا باید تن‌ به‌ ازدواج‌ پرهزینه‌ و سپس‌ طلاق‌ بدهند؟ (ر.ک‌: آمار تکان‌ دهنده‌ فروپاشی خانواده‌ در اروپا، سایت‌ خبری تحلیلی بازتاب‌، کد خبر ۳۷۶۴۸).
۴. ر.ک‌: «انفجار خانواده‌»، ۸۴/۶/۱۰، ص‌ ۹؛ «آشیانههای عشق‌ در تندباد جدایی»، کیهان‌، ۸۲/۱۰/۲۱، ص‌ ۵
۵. «اعتیاد همسر، عامل‌ ۶۰ درصد درخواست‌های طلاق‌ از سوی زنان‌ است‌»، اعتماد،، ۸۳/۴/۷، ص‌ ۵؛ «اعتیاد عامل‌ ۵۰ درصد طلاق‌ها در کشور است‌»، همبستگی، ۸۴/۲/۲۶، ص‌ ۹، «اعتیاد عامل‌ فروپاشی نیمی از خانواده‌ هاست‌»، جام‌ جم‌، ۸۴/۲/۲۶، ص‌ ۱۳؛ «نفقه‌ و به‌ روز شدن‌ مهریه‌؛ عامل‌ افزایش‌ طلاق‌»، اعتماد، ۸۵/۲/۵، «رفاه ‌زدگی و مصرف ‌زدگی از عوامل‌ طلاق‌»، کیهان‌، ۸۵/۱/۲۸، ص‌ ۵؛ «حرکت‌ جامعه‌ جهانی به‌ سمت‌ انفجار خانواده‌ و فاجعه‌ طلاق‌»، همبستگی، ۸۴/۵/۱، ص‌ ۷.
۶. «اختلافات‌ خانوادگی مهم‌ ترین‌ دلیل‌ گسترش‌ مواد مخدر»، جام‌ جم‌ (ضمیمه‌)، ۸۳/۱۰/۱۷، ص‌ ۱۶.
۷. «طلاق‌، چه‌ باید کرد؟» همبستگی، ۸۲/۳/۴، ص‌ ۱۱.
۸. البته‌ می‌توان‌ کم‌ توجهی و آموزش‌‌های جنسی را که‌ عمدتاً به‌ دلیل‌ ملاحظات‌ اخلاقی توجیه‌ می‌شد، از اشکالات‌ خانواده سنتی دانست‌.
۹. تحقیقی که‌ در دهه ۱۳۴۰ انجام‌ شده‌ نشان‌ می‌دهد مادری در کاهش‌ میزان‌ جرم‌ در زنان‌ تأثیر بسزایی دارد (ر.ک‌: قدسیه حجازی، بررسی جرایم‌ زن‌ در ایران‌، (شرکت‌ سهامی انتشار، تهران‌، ۱۳۴۱)، ص‌ ۱۱۰).
۱۰. ر.ک‌: اعراف/ ۱۸۹، محمدبن‌ الحسن‌ حر عاملی، وسائل ‌الشیعه‌، الی تفصیل‌ مسائل‌ الشریعه‌، (قم‌، موسسه‌ آل‌ البیت‌(ع‌) لاحیاء التراث‌، ۱۳۷۴)، ج‌ ۲۰، ص‌۳۵۲، ح‌ ۲۵۸۰۴.
۱۱. ر.ک‌: «۸۰ درصد زوج‌‌های ایرانی روزانه‌ فقط‌ نیم‌ ساعت‌ با هم‌ صحبت‌ می‌کنند»، همبستگی، ۸۴/۳/۲ ص‌ ۹ و آفتاب‌، ۸۴/۳/۲، ص‌ ۹.
۱۲. البته‌ تحقیقات‌ میدانی انجام‌ شده‌ چندان‌ دقیق‌ نیست‌ و آمار ارائه‌ شده‌ اختلافاتی با یکدیگر دارند. ر.ک‌: «تنها ۲۵ درصد خانواده‌‌های تهرانی از زندگی زناشویی رضایت‌ دارند»، خراسان‌، ۸۳/۹/۷، ص‌ ۱۵؛ «تنها ۱۰ درصد خانواده‌‌های ایرانی احساس‌ خوشبختی می کنند»، خراسان‌، ۸۳/۲/۲۶، ص‌ ۱۰.
۱۳. این‌ در حالی است‌ که‌ سیاست‌ دینی اعطای شخصیت‌ به‌ کسانی است‌ که‌ از آنان‌ ایفای نقش‌ سازنده‌ را انتظار دارد. به‌ عنوان‌ مثال‌ از آنجا که‌ ایفای نقش‌ مادری بسیار حائز اهمیت‌ است،‌ به‌ مادران‌ در قالب‌ عباراتی چون‌ «أَلْجَنِّهُ تَحْت‌َ أَقْدام‌ الاُْمِّهات‌» و «الْزَم‌ْ قَدَمَیْها فَان‌ِّ تَحْت‌َ رجْلَیْها الْجَنِّه» شخصیت‌ داده‌ شده‌ است‌؛ چنان‌ که‌ عباراتی چون‌ «من‌ْ سَعادَه الْمَرْء أَن‌ْ یَکُون‌َ الْقَیَّم‌َ عَلی عیاله‌» درصدد ارائه‌ شخصیتی والا از سرپرستی مردان‌ است‌. بالا بردن‌ جایگاه‌ نقش‌، سبب‌ می شود که‌ احساس‌ مسئولیت‌ شخصی در ایفای آن‌ نقش‌ افزایش‌ یابد و رفتارهای مسئولانه ‌تری از وی صادر شود.

منبع: mehrkhane.com

مشکلات و موانع ازدواج

گرانی، بدپوششی، روابط دختران و پسران، خودارضایی و …؛ کدام یک؟!

گفته می‌شود دانشجویان، به پدیده ناهنجار خودارضایی روی آورده‌اند اما راهکارهایی که ارائه می‌دهند، تجربه‌هایی تکراری است که قبلاً شکست خورده‌اند. برای بی‌میلی جوانان به ازدواج و آمار بالای طلاق، دلایل بسیاری ذکر شده که کم و بیش به هم شبیه‌اند.

طبق تحقیقات انجام شده، ۷۸درصد پسران تمایلی به ازدواج ندارند به این دلیل که پوشش دختران نامناسب است اما از این نکته نباید غافل شد که ارتباط دختران و پسران – به ویژه از نوع ناسالم آن – اصلی‌ترین مانع ازدواج جوانان است به این معنی که ارتباط میان دختران و پسران، آن‌ها را از تصمیم ازدواج دور می‌کند. طبق برآوردها، ۲۵ درصد دانشجویان دختر، دچار معضل خودارضایی هستند و پسران هم نیازهای خود را با ارتباط‌های ناسالم ارضا می‌کنند. اختلاط‌های غیرضروری در محیط دانشگاهی نیز مشکلی جدی در این زمینه است و چنانچه دانشگاه‌ها کلاس‌های درس را جداسازی کنند، مناسبتر بوده و با استقبال بیشتری روبه‌رو می‌شوند.
قطعا پایین آوردن سن ازدواج، راهکاری اساسی برای حل این معضلات است. بنابراین باید ازدواج دختران در سنین دبیرستان و پسران در زمان دانشجویی مطرح شود.

اقتصاد و گرانی، حرف اول را می‌زند

بسیاری از کارشناسان اجتماعی فرار جوانان از تشکیل زندگی را تحت تأثیر تورم و گرانی می‌دانند. آنها معتقدند بحران‌های اقتصادی و ناتوانی در تأمین مسکن باعث بالا رفتن سن ازدواج می‌شود و بی‌اخلاقی‌هایی را رواج می‌دهد.
بی‌تردید گسترش فساد در جامعه، افزایش آمار طلاق و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی بازتاب افزایش تورم و گرانی به ویژه در مسکن هستند. از دیدگاه روانشناسان و مشاوران خانواده، کار و مسکن را دو فاکتور اصلی ازدواج معرفی کرده است که در صورت ناقص بودن هر کدام، ازدواج با مشکل مواجه می‌شود و جوانان را دچار افسردگی‌های پنهان می‌سازد. افزایش قیمت مسکن مانعی سر راه ازدواج است بطوریکه بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها اصلاً امکان ازدواج ندارند، چون هزینه‌های مسکن به شدت افزایش یافته است. به این ترتیب جوانانی که تحمل بار سنگین گرانی را ندارند، عطای ازدواج را به لقایش می‌بخشند.

ازدواج به چه قیمتی!

مسئله مهمی که نباید فراموش شود، این است که تنها افزایش آمار ازدواج راهگشای مشکلات نیست. بلکه باید دقت داشت چند درصد از ازدواج‌ها سرانجام خوشی دارند و به طلاق ختم نمی‌شوند.
تا به امروز ازدواج‌های دانشجویی، موفق‌ترین ازدواج‌ها در کشور بوده و کمترین میزان طلاق را داشته است. اما استادیار دانشگاه اصفهان جلوگیری از روابط دختران و پسران را راه تشویق ازدواج می‌داند و فاطمه محبی نیز وساطت نوین را پیشنهاد داده است.
با این حال، کارشناسان دیگری هم هستند که عقیده دارند در اکثر خانواده‌های ایرانی، ازدواج و خواستگاری، به روش‌های سنتی مرسوم است و چون در بیشتر این ازدواج‌ها، دختر و پسر، شناخت مناسبی از یکدیگر ندارند، مشکلات و آسیب‌های اجتماعی بعدها دامنگیر زندگی این افراد می‌شود. برای نمونه شهر قم به عنوان کوچک‌ترین استان کشور که در آن دختران و پسران، اختلاط چندانی با هم ندارند و ازدواج‌ها بیشتر به روش‌های سنتی انجام می‌شود، از جمله رکوردداران آمار طلاق است و از هر چهار ازدواج، یکی به جدایی می‌انجامد.
به گفته برخی از کارشناسان، برای بالابردن آمار ازدواج، می‌بایست ازدواج دختران در سنین دبیرستان ترویج یابد. هر چند برخی دیگر از آنها بر این باورند که ازدواج زودهنگام دختران، مشکل‌دارتر از ازدواج دیرهنگام آنان است. وقتی دختران زیر ۱۸ سال ازدواج می‌کنند، مشکلات جسمی و روانی جدی زندگی آنان و کودکانشان را تهدید می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد که ازدواج در سنین نوجوانی احتمال ناشادکامی و طلاق را افزایش می‌دهد و در مقابل آن نرخ طلاق با افزایش سن ریتم کندتری می‌یابد.

هزار راه نرفته

مشکلات، تنگناها و موانع بر سر راه جوانان به ویژه قشر دانشجویان، در طول سال‌های اخیر افزایش یافته است. مشکلاتی پیچیده که ریشه در عوامل اقتصادی، اجتماعی، روانی وتفاوت‎های دو جنس دارد.
کارشناسان و مسؤولان بسیاری تلاش کرده‌اند در برابر این مشکلات، قد علم کنند و جوانان را به ازدواج‌هایی پایدار تشویق کنند. اما آمار نشان می‌دهند که در این زمینه، آن طور که باید و شاید موفق نبوده‌اند.
نظریه‌های تک بعدی، جابجایی پی در پی مسؤولان، عدم مدیریت علمی، نبود برنامه بلندمدت و همچنین بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری کلان اقتصادی و اجتماعی از جمله دلایل عدم توفیق در امر ازدواج جوانان است. با این حال هنوز هزار راه نرفته وجود دارد، تنها کافی است کمی عمیق‌تر به مسائل نگاه شود و مشکلات جدی‌تر در نظر گرفته شوند.

منبع: پایگاه تحلیلی و خبری فرارو(مناسب سازی شده جهت سایت الشیعه)

اختلاف سنی عشاق، خوب، بد، زشت

عاشقانه‌ها درباره آدم‌هایی که سن و سال‌شان به هم نزدیک نبوده، کم نیست و پژوهش‌های فراوانی در سراسر دنیا درباره این که تفاوت سنی ایده آل میان زن و مرد چقدر می‌تواند باشد، انجام شده که گرچه تقریبا همه تاکید می‌کنند خوش‌تر آن است که زن از مرد، کوچکتر باشد اما نتایج‌شان درباره میزان این تفاوت سنی با هم، بسیار متفاوت است.

برخی از این پژوهش‌ها، مقدار تفاوت سنی را بین ۳ تا ۷ سال، برخی بین ۵ تا ۱۰ سال می‌دانند و برخی دیگر ۴، ۵ و ۶ سال را به عنوان بهترین فاصله سنی اعلام کرده‌اند. این تفاوت آشکار میان نتایج نهایی پژوهش‌ها، ثابت می‌کند هنوز در دنیا، اتفاق نظری درباره تفاوت سنی ایده آل زوج‌ها وجود ندارد.

مشاوران ازدواج، علل گوناگونی را برای کوچکتر بودن زن از مرد ذکر می‌کنند، به طور متوسط زنان زودتر از مردان، به بلوغ عقلی و عاطفی می‌رسند که یعنی یک دختر و پسر دقیقا همسن از دیدگاه شناختی و توانایی در فکر کردن، ثبات عواطف و تصمیم‌گیری مثل هم نیستند.

در ازدواج‌هایی که زن خیلی از مرد بزرگتر است، همیشه این نگرانی وجود دارد که زن، نقش همسری‌اش را با نقش مادری یا پرستاری از مرد عوض کند و معمولا یک مرد سالم از دیدگاه روانی، چنین شرایطی را نمی پذیرد.

از سوی دیگر، گرچه مردان هم دچار یائسگی می‌شوند اما دوران یائسگی زنان، پیامدهای منفی زیادی دارد که امکان دارد شرایط نارضایتی مرد بسیار جوان‌تر را را از روابط زناشویی، ایجاد کند.

شک و اضطراب زن‌هایی که از شوهر‌شان بزرگتر هستند، درباره خیانت بیشتر است و افزایش سن همراه با کم شدن زیبایی‌شان در گذر از میانسالی، اعتماد به نفس آنها را به مرور زمان کم می‌کند و گوش بزنگی‌شان را درباره تهدیدات زندگی مشترک‌شان، بیشتر.

زمانی که مردی سراغ زنی بسیار کوچکتر از خودش می‌رود هم، مشکلات زیادی بروز می‌کند. برای نمونه امکان دارد همان شک و نگرانی خیانت که پیش‌تر درباره زنان بزرگتر از مردان به آن اشاره کردیم، سراغش بیاید.

امکان دارد نتواند پاسخگوی نیازهای جنسی همسرش باشد تا شور و نشاط او را برای زندگی، کودکانه و مسخره برداشت کند. همچنین ممکن است در نقش پدر یا والدی مطلقاً حمایت‌گر، فرو برود و نقش همسری‌اش را از یاد ببرد.

تا اینجای کار، آن عاشق‌هایی که تفاوت سنی‌شان با محبوب‌شان زیاد است، دلواپس شده‌اند و شاید هم حساب و کتاب می‌کنند که آیا ادامه ارتباط عاشقانه‌شان، کار درستی است یا نه؛ اما حالا ما می‌خواهیم یک قانون دیگر را رو کنیم که جامع‌تر از پژوهش‌های قبلی است و اگر نگران اختلاف سنی خودتان و طرف مقابل هستید، فقط کافیست شرایط‌تان را با آنچه ما در این قانون می‌گوییم مقایسه کنید تا به یک تصمیم نهایی برای ازدواج برسید.

قانون ما، مقایسه «سن نشاط» دو طرف ازدواج است. این سن با سن شناسنامه‌ای آدم‌ها تفاوت دارد. سن نشاط، بر اساس روحیه و شادابی هر فرد تخمین زده می‌شود برای نمونه سن نشاط مرد ۵۵ ساله‌ای که به شدت پرانرژی و شاد است و تمایل دارد در فعالیت‌های افرادی جوان‌تر از خودش شرکت کند، شوق زیادی برای زندگی کردن و تفریح دارد، ممکن است کمتر از ۴۵ سال باشد اما سن نشاط جوان ۲۲ ساله‌ای که اغلب اوقات در خانه نشسته است، حوصله حرف زدن با کسی را ندارد و ترجیح می‌دهد همه وقتش را روی کاناپه دراز بکشد و ترک‌های سقف را بشمرد، از ۲۲ سال بسیار بیشتر است.

اگر سن نشاط دو طرف با هم منطبق باشد و از نظر هیجانی، شبیه هم باشند و مطمئن باشیم که آنها این ویژگی‌ها را در آینده هم حفظ می‌کنند و این سرخوشی‌شان فقط تاثیر سرتونین همان هورمون عاشقی که آدم‌ها را سرخوش می‌کند، نیست، ازدواج آنها تا حد زیادی موفقیت‌آمیز است.

به هر حال اختلاف سنی تا اندازه‌ای مجاز است که تفاوت میان عقاید، باورها، خاطرات و سطح فرهنگی و اعتقادی زوج‌ها چالش برانگیز نشود و علاقه و انعطاف‌پذیری دو طرف به هم آنقدر زیاد باشد که حاضر باشند تفاوت‌های روانی و جسمی هم را بپذیرند.

مریم یوشی زاده

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

طلاق در سنین کلاغ!

می‏‌خواهیم به آسیب ‏شناسی طلاق بپردازیم:

۱- اصولاً ازدواج اگر مستحب باشد، طلاق حرام است، مگر آن که اضطراری در کار باشد، همان‏ گونه که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: «ابغض لاشیاء عندی الطلاق» یعنی: مبغوض‏ترین چیزها نزد من، طلاق است.

۲- بعضی‏‌ها از همان اول که ازدواج می‏‌کنند، می‏‌گویند: ما با لباس سفید عروسی به خانه شوهر می‌‏رویم و با کفن سفید خارج می‏‌شویم یعنی: «طلاق، بی‏‌طلاق» بنابراین اگر لازم باشد می‏‌سازند و می‏‌سوزند یا می‏‌سازند و سازندگی می‏‌کنند.

۳- عده‏‌ای هم به نیت طلاق ازدواج می‏‌کنند! و به قول خودشان: «لازمه طلاق، ازدواج است.» اینها نیز جوانان تازه کار یا میانسالان کهنه‌کاری هستند که دل به دریا زده‏‌اند و دستی به انبار مهریه برده‌‏اند.

۴- شخصاً افرادی را می‏‌شناسم که با مردان پیر پولدار ازدواج می‏‌کنند تا بعد از دریافت مهریه طلاق بگیرند. صد البته این کار، اگر ظاهر شرعی داشته باشد. باطنی عمده فروشانه دارد!

۵- به هر جهت، این همه را گفتیم که بدانید که می‏‌دانیم. ولی به قول معروف همه جورش را دیده بودیم جز یک جور دیگرش را و آن هم «طلاق در سنین کلاغ است.»

۶- حتماً استحضار دارید که کلاغ عمر طولانی دارد ولی ازدواج موفقی را در حدود ۵۰ سال ادامه می‏دهد و از موجودات تک همسری است.

۷- اما بعضی‏‌ها ابعد از سال‌ها زندگی یعنی موقعی که مرد حدود ۷۰٫ ۶۰ سال و زن بین ۶۰٫ ۵۰ سال سن دارد دست به کار طلاق می‏‌شوند. مطالعاتی که اینجانب کرده‌‏ام. اکثراً یکی از حالات زیر را دارا بوده‌‏اند:

الف- زن و مردهایی که به صورت هم سن و سال (مثلا همکلاسی‏‌های سابق) ازدواج کرده‏‌اند و بعد از ۳۰ سال، هر دوی آنها شده‌‏اند ۶۰ ساله: «مرد می‏‌تازد و زن می‏‌بازد».

ب- زن و مردی که در زمان ازدواج، سن مرد کمتر است لذا زن با چند سال اختلاف سنی بیشتر، بعد از ۲۵ سال یک مرتبه می‏‌شود ۵۵ ساله و مرد تازه اول سرزندگی‏‌اش است، یعنی: مرد بازیگو‏شی می‏‌کند و زن بدبینانه به قضیه می‏‌نگرد تا بالاخره از دری و دیواری، حرف و حدیثی در می‏‌آید و انفجار صورت می‏‌گیرد و…

ج- زن و مردی که به هنگام ناتوانی با هم ازدواج کرده‌‏اند و سال‏های سال با وجود نداری با هم ساخته‌‏اند و برای خود آشیانه‏‌ای ساخته‏‌اند و حالا هر کدام به طور جداگانه، صاحب مال و منال شده‌‏اند، تازه خانم متوجه اجحاف دوران ۴۰ ساله گذشته زندگی‏‌اش می‏‌شود بچه‏‌ها رفته‏‌اند و مرد مریض مانده است و نیازی به تحمل او نمی‏‌بیند.

د- مورد دیگر، رفتن زن و شوهر‏ها به خارج از کشور و برخورداری از مزایای تقسیم ثروت به صورت نصف‏ نصف… که یک عمر اجحاف، کافی است، «نخود نخود هر که رود خانه خود!».

اما تمام این مشکلات، هم قابل پیشگیری و هم قابل پی‌گیری است پس دنیا را دست بالا بگیرید و مشاور را دست کم!! اینجاست که سفارش‌های روان شناسان مبنی بر انتخاب آگاهانه و عاقلانه سر بر می‌آورد و ندا می‌دهد که: «هااان ای گروه جوانان! اول بشناسید، سپس انتخاب کنید، پس از آن ازدواج کنید و سپس عاشق شوید».

ازدواج تصمیمی نیست که برای رفع مشکلات آنی و فعلی شما گرفته شود. تصمیمی است که قرار است سال‌ها در پی آن خرسند و موفق زندگی کرده و آن را به ابد سپاریم. در این تصمیم، پای دو نفر در میان است و هر دو در قبال تصمیمشان به دیگری، مدیون و متعهدند. پس عقل حکم می‌کند که بهانه‌های سطحی و شناور روی آب را کنار بگذاریم و به عمق ماجرا فکر کنیم. از احساسات زودگذر بهره نگیریم و منطق و عاقبت‌اندیشی را دخیل کنیم و به ریاست بنشانیم.

منبع: خانواده سبز؛ خانواده و زندگی تبیان: تنظیم و تغییر: کهتری

نگاه ویژه؛ بازخوانى روابط دختر و پسر

 یکى از مسائل مهم اجتماعى در سال‌هاى اخیر در جمهورى اسلامى ایران، مسئله روابط دختر و پسر است. درباره این پدیده، مانند بسیارى پدیده‌هاى اجتماعى دیگر، دیدگاه‌هاى متفاوت وگاه متضادى وجود دارد که مى توان تا حد زیادى آن‌ها را تیپ‌بندى کرد.

اکثر والدین،‌ مربیان و کسانى که دغدغه حفظ سنت‌ها و آموزه‌هاى دینى- اخلاقى را دارند، با نگاهى انتقادى تر به این پدیده توجه مى کنند. برخى کارشناسان امور تربیتى و روانشناسى آن را مرحله‌اى از بلوغ فکرى و رشد شخصیت مى دانند که موفقیت در آن به معناى موفقیت در فرآیند اجتماعى شدن است. گروهى از متخصصان علوم اجتماعى، روابط دختر و پسر را از ویژگى‌هاى جوامع مدرن یا در حال گذار به سوى مدرنیته تلقى مى کنند، ‌به این معنا که جوامع مدرن خواه‌ ناخواه باید خود را براى مواجهه با این پدیده در سطح گسترده و در اشکال گوناگون آماده کنند.

بدیهى است آنچه باعث مى شود مواضع گروه‌هاى مختلف- صرف‌نظر از گروه جوانان- در موضوع روابط دختر و پسر تا این حد متنوع باشد، از یک‌سو به فقدان پژوهش‌هاى جامع‌الاطراف و مستند بر‌مى گردد و از سوى دیگر در ابهام موضوع ریشه دارد. فقدان پژوهش‌هاى کافى درباره روابط دختر و پسر در ایران، معلول امور فراوانى است که از آن جمله مى توان به حساسیت‌هاى عمومى جامعه در طرح موضوعات و مسائلى که به حوزه روابط جنسى و خصوصى افراد مربوط مى شوند، اشاره کرد. در این قبیل مسائل،‌ از یک طرف اشخاص غالباً از بیان واقعیت‌ها طفره مى روند و از طرف دیگر مؤسسات و سازمان‌هاى متولى امور پژوهشى، همین مطالعات و پژوهش‌هاى اندک را در دسترس قرار نمى دهند.

ابهام موضوع روابط دختر و پسر در ایران نیز در عوامل متعددى ریشه دارد؛ بخشى از ابهام به دلیل آن است که روابط دختر و پسر در ایران، طیف وسیعى از روابط را شامل مى شود. از رابطه ساده و محاورات عادى میان دو همکار و یا دو هم کلاسى،‌ تا مراودات عاشقانه و در نهایت رابطه جنسى کامل؛ اما به نظر مى رسد بخشى از ابهام موضوع،‌ به غفلت از ماهیت و اشکال جدید روابط دختر و پسر بازمى گردد که توجه به آن به تنقیح موضوع کمک شایانى مى کند؛ ‌اگرچه اختلاف‌نظرها هم چنان باقى خواهند ماند.

«روابط دختر و پسر» در دنیاى مدرن مانند بسیارى مفاهیم دیگر از جمله مفهوم‌ جوانى[۱] از مفاهیم و پدیده‌هاى مختص مدرنیته است. گسترش شهرنشینى، صنعتى شدن،‌ هسته‌اى شدن خانواده‌ها و بسیارى از پدیده‌هاى مدرن دیگر، مفاهیم و پدیده‌هایى هستند که در تحلیل مفاهیم جوانى و روابط دختر و پسر بسیار راهگشا مى باشند. در گذشته مفهوم جوانى، مفهوم زیست‌شناختى بود که بر دوره‌اى از عمر انسان اشاره مى کرد. در این دوره، نیروهاى جسمانى و غریزى در اوج کمال است. اما در دنیاى جدید، مفهوم جوانى مقوله‌اى اجتماعى محسوب مى شود که در تعامل با سایر مقولات اجتماعى، نقش‌ها و تعاملات خاصى را ایجاد مى نماید. تغییر ساختارهاى اجتماعى،‌ سبک‌هاى زندگى و خرده‌فرهنگ‌ها، به تغییر مفهوم جوانى و کنش‌هاى جوانان منجر مى شوند. موضوع روابط دختر و پسر در ایران، موضوعى است که جمعیت درگیر آن را جوانان تشکیل مى دهند. فهم عمیق واقعیت‌هاى زندگى جوانان ایرانى، ما را به درک عمیق‌تر موضوعات وابسته، از جمله روابط دختر و پسر سوق خواهد داد. از آنجا که جامعه ایرانى جامعه‌اى در حال گذار به سوى مدرنیته است و هم چنان سنت‌ها و نهادهاى سنتى در برابر مدرنیته و مظاهر آن مقاومت مى کنند، باید در تعمیم واقعیت‌ها و ویژگى‌هاى جوامع مدرن به جامعه ایرانى، جانب احتیاط را پیش گرفت.

در این نوشتار مؤلفه‌هاى اساسى روابط دختر و پسر بیان مى ‌شود و سپس با تحلیل وضعیت روابط دختر و پسر در ایران، عوامل و دلایل گسترش این امر مورد بررسى قرار خواهد گرفت و در پایان به بیان برخى پیامدهاى این روابط و بایسته‌هاى آن خواهیم پرداخت.

مفهوم روابط دختر و پسر

مفهومى که از روابط دختر و پسر در این نوشتار مورد نظر است، ویژگى ها و مؤلفه‌هاى زیر را دارد.

الف– در روابط دختر و پسر، نفس ارتباط موضوعیت دارد. الگوى ارتباط براى ارتباط، تفاوت این نوع از رابطه را با رابطه‌هاى دیگرى که در اجتماع میان افراد دو جنس زن و مرد صورت مى گیرد، روشن مى کند. در روابط نوع دوم، هدف از ارتباط امر دیگرى مانند خرید و فروش، ‌طبابت و یا تعلیم و تعلم است. در نتیجه توصیه به اینکه چنین روابطى باید در حد ضرورت باشد، ‌معقول است، زیرا با برآورده شدن هدف، موضوع رابطه خود به خود منتفى خواهد بود. اما رابطه‌اى که نفس رابطه موضوعیت دارد،‌ توصیه به اکتفا در حد ضرورت بى معناست.

ب- در این نوع از روابط،‌ جنسیت طرف مقابل موضوعیت دارد. اگر چه در دوستى‌هاى رایج میان پسران و یا دختران، نفس رابطه موضوعیت دارد، ولى در این روابط، جنسیت طرف رابطه، مورد توجه قرار نمى گیرد.

ج- در این روابط، طیف وسیعى از عاطفه و احساس و در پاره‌اى موارد، رفتارهاى جنسى در اشکال و مراتب گوناگون آن مبادله مى شود.

نکته دیگر اینکه غالباً چنین برداشت مى شود که منظور از دختر و پسر در این بحث، افراد غیرمتأهل و بالغ و از هر دو جنس مى باشند. نهاد متولى امور جوانان این روابط را میان افراد ۱۵ تا ۲۹ سال تصویر مى کند. ظاهراً قید هم چنان باقى است. اما به نظر مى رسد اگر جوانى را مقوله‌اى اجتماعى بدانیم که در هر دوره با کنش‌هاى مشخصى تعریف مى شود، مى توانیم با مبنا قرار دادن سه مؤلفه فوق، طیف وسیع‌ترى از افراد جامعه ایرانى را درگیر موضوع «روابط دختر و پسر یا زن و مرد» بدانیم. بر این اساس، برخى ارتباطات رایج میان افراد متأهل که ویژگى‌هاى روابط دختر و پسر در میان افراد مجرد را دارند، از مصادیق روابط دختر و پسر محسوب مى شوند.

تحلیل روابط دختر و پسر در ایران

همان‌گونه که گذشت، درباره روابط دختر و پسر در ایران اطلاعات چندان روشنى وجود ندارد و این امر معلول فقدان تحقیقات بسنده در این موضوع مى باشد. از طرف دیگر رعایت نشدن استانداردهاى پژوهش، یافته‌هاى برخى پژوهش‌ها را نیز بى اعتبار مى کند.

در گزارش محرمانه‌اى که یکى از سازمان‌ها منتشر کرده است، ادعا مى شود که حدود ۵۵ درصد از جوانان مورد مطالعه، با جنس مخالف خود رابطه داشته‌اند. (مراد از رابطه، روابط صمیمانه قبل از ازدواج است که صبغه جنسى دارد)، بیش از ۶۱ درصد به پایان بخشیدن به روابط خود تمایلى نداشته‌اند. روابط جنسى حدود ۲۴درصد آنان، به آمیزش جنسى منجر شده است و ۱۶ درصد از افراد این گروه به حاملگى بعد از آمیزش اشاره کرده‌‌اند.

هر چند نمى توان با قاطعیت بر این آمارها صحه گذاشت، با این حال برخى تحلیل‌ها و پژوهش‌هاى جانبى، از گسترش پدیده روابط دختر و پسر در ایران حکایت مى کند. در رویکرد تحلیلى با تبیین لمى (سیر از علت به معلول)، مى ‌توان گفت اگر روابط دختر و پسر را از پیامدهاى مدرنیته بدانیم، به موازات حرکت جامعه ایرانى به سوى مدرنیته، روابط دختر و پسر نیز گسترده‌تر مى شود و به الگوى روابط در کشورهاى توسعه ‌یافته نزدیک‌تر خواهد شد.

اگر پدیده‌هایى چون تأخیر در سن ازدواج،‌ گرایش به مد،‌ هسته‌اى تر شدن خانواده‌ها،‌ و روحیه فردگرایى در سال‌هاى اخیر در کشور ما توسعه یافته باشد،‌ مى توان انتظار داشت که روابط دختر و پسر نیز گسترش یابد.

برداشت عمومى افراد جامعه ایرانى نیز، گسترش روابط دختر و پسر در ایران و نزدیک شدن الگوى آن به الگوى دوستى‌هاى میان دو جنس در کشور غربى را تأیید مى کند. در پژوهشى که در آن از ۱۲۰۰ پدر و مادر تهرانى نمونه‌گیرى شده است،‌ چنین به دست مى آید که ۸۸ درصد از والدین معتقدند روابط دختر و پسر نسبت به سال‌هاى گذشته افزایش یافته است. پدران و مادران جوان (تا ۴۰ سال) بیشتر به شیوع این پدیده اعتقاد داشتند. [۲]

عوامل و دلایل افزایش روابط دختر و پسر

در بررسى عوامل ایجاد و یا افزایش روابط دختر و پسر در ایران، مى ‌توان به برخى زمینه‌ها و عواملى اشاره کرد که در افزایش و یا ایجاد برخى آسیب‌هاى اجتماعى دیگر مانند طلاق نیز مؤثر هستند. عوامل به دو سطح خرد و کلان تقسیم مى شود، در سطح خرد، ویژگى‌هاى پسران و دخترانى تبیین مى گردد که بیشتر درگیر روابط دختر و پسر هستند و در سطح کلان به عوامل ساختارى و تغییرات اجتماعى که زمینه‌ساز ایجاد و افزایش الگوهاى جدید روابط دختر و پسر هستند مورد بررسى قرار مى گیرد.

بدیهى است که توجه همزمان به دو سطح خرد و کلان، به تحلیل دقیق‌تر این موضوع و در نتیجه مدیریت بهتر آن مى انجامد. با این وصف مطالعه پژوهش‌ها و آثار اندکى که درباره این موضوع انجام گرفته و یا منتشر شده است،‌ نشان مى دهد سهم رویکردهاى خرد به مراتب بیشتر از رویکردهاى ساختارى و کلان بوده است.

در این قسمت عوامل افزایش روابط دختر و پسر، با تأکید بر ساختارهاى کلان اجتماعى بررسى مى شود.

۱- تسهیل روابط دختر و پسر

یکى از تغییرات مهمى که در الگوى زندگى مردم ایران به خصوص در کلان شهرها صورت گرفته است، سهولت روابط دختران و پسران در سال‌هاى اخیر است. از جمله مظاهر این سهولت، کثرت و توسعه اماکنى است که اساساً براى بهره‌مندى نسل جوان ایجاد شده‌اند و یا نسل جوان بیشترین بهره‌گیرى را از آن‌ها دارند. دانشگاه‌ها، سینماها، ‌فرهنگسراها،‌ پارک‌ها، کافى شاپ‌ها و کافى نت‌ها اماکنى هستند که در آن‌ها ارتباط حضورى دختران و پسران به شدت تسهیل شده است. الگوى طراحى برخى از این اماکن، به توسعه روابط دختر و پسر دامن مى زند.

ویژگى عمده اماکن اجتماعى مدرن آن است که حضور جوانان در آن‌ها بر اساس ویژگى ها و هویت فردى آنان مى باشد؛ ‌به این معنا که خانواده، ‌فامیل و یا مرجعیت‌هاى دیگرى که در گذشته روابط و کنش‌هاى جوانان را در اجتماع هدایت،‌ همراهى و یا کنترل مى کردند، از همراهى جوانان باز مى مانند.

برخى پژوهش‌ها بیانگر آن است که دو سوم افراد داراى رابطه از طریق ملاقات حضورى و ارتباط کلامى با یکدیگر رابطه برقرار کرده‌اند. حدود چهل درصد از افراد داراى رابطه، اولین ارتباط را در خیابان با یکدیگر برقرار کرده‌اند. ۱۵ درصد در میهمانى ها، ۱۵ درصد در دانشگاه‌ها و ۱۲ درصد در پارک‌ها به این رابطه اقدام کرده‌اند.

۲- توسعه وسایل ارتباط جمعى

از جمله مهم‌ترین عوامل تغییرات اجتماعى در جوامع مدرن، رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعى هستند. در سال‌هاى گذشته توسعه وسایل ارتباط جمعى به‌خصوص تلفن همراه و اینترنت، حجم و کیفیت روابط انسانى را تحت تأثیر خود قرار داده است.

اکثر استفاده‌کنندگان از اینترنت در ایران را جوانان تشکیل مى دهند و حجم بالایى از مشترکان تلفن همراه، جوانان هستند. گرچه اطلاعات دقیقى از کیفیت استفاده جوانان از این وسایل نداریم، اما برخى شواهد و آمارها نشان مى دهد جوانان در موارد غیر ضرورى از این وسیله استفاده مى کنند. توسعه امکانات در فضاهاى مجازى براى گفت و گو،‌ دوست‌یابى و انتقال اخبار و اطلاعات، هر چند مى تواند کارکردهاى مثبت بسیارى داشته باشد، اما به دلیل فقدان زیرساخت‌هاى فرهنگى و وجود برخى زمینه‌هاى اجتماعى، غالباً ‌به فضایى براى اتلاف اوقات فراغت تبدیل شده است و به شلختگى این روابط در فضاى مجازى دامن مى زند. شاید مهم‌‌ترین اقبال جوانان ایرانى به این دو وسیله، قابلیت عمده آن‌ها در امکان بروز «فردیت» است. هویت مجازى افراد در فضاى مجازى، ‌امکان هنجارشکنى ها و تجربه کردن‌ها را بدون پذیرش تبعات اجتماعى ایجاد مى کند.

۳- تغییر در گروه‌هاى مرجع جوانان

یکى از عناصر مهم هویت‌بخشى به یک گروه یا یک طبقه اجتماعى، مرجعیت‌ها و مراکز ثقل اقتدار براى افراد و اعضاء آن گروه یا طبقه است. مرجعیت‌ها افراد یا گروه‌هایى هستند که گروه‌هاى وابسته، هنجارها و ارزش‌هاى خویش را از آنان مى گیرند و تلاش مى کنند خود را با آن هنجارها تطبیق دهند.[۳]

اگر بپذیریم در گذشته عمده‌ترین مرجعیت‌هاى جوانان خانواده، روحانیت و معلمان بودند، امروزه این مرجعیت‌ها در میان جوانان، به خصوص جوانانى که با جنس مخالف خود ارتباط دارند، روز به روز کاهش مى یابد، به گونه‌اى که جایگاه برخى از آنان، از مرجعیت‌ مثبت به مرجعیت‌ منفى[۴] تنزل مى یابد. بدیهى است نفى یک مرجعیت به معناى جایگزینى مرجعیت‌هاى دیگر است.

‌سیرتغییرمرجعیت گواه آن است که به تدریج مرجعیت‌هاى بیگانه و سازگار با نظام سلطه سرمایه‌دارى

جایگزین مرجعیت‌هاى سنتى خواهند شد. از جمله مهم‌ترین آموزه‌هاى مرجعیت‌هاى جدید، دامن زدن به روابط آزاد دختران و پسران است.

۴- بالا رفتن سن ازدواج

از جمله پیامدها و نشانه‌هاى مدرنیته و صنعتى شدن جوامع، بالا رفتن سن ازدواج است. در کشورهاى توسعه یافته و یا در حال توسعه، فاصله بلوغ جنسى و بلوغ اجتماعى،‌ آموزش عالى،‌ تأخیر در استقلال اقتصادى جوانان، ‌کاهش حمایت خانواده‌ها از فرزندان پس از ازدواج موجب تأخیر سن ازدواج شده است.

از طرف دیگر برخى عوامل بومى نیز در سال‌هاى اخیر سن ازدواج را افزایش مى دهد. یکى از مهم‌ترین آن‌ها، عوامل جمعیت‌شناختى و نوسان‌هاى رشد جمعیت است که به مضیقه ازدواج در سال‌هاى گذشته منجر شد.[۵]در خلال سال‌هاى ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ رشد جمعیت در ایران حدود ۹/۳ درصد بود که با اعمال سیاست‌هاى کنترل جمعیت، از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ به ۵/۱ درصد رسید. [۶] از آنجا که میانگین سن ازدواج در مردان حدود ۴ سال بیش از زنان است دخترانى که در فاصله سال‌هاى ۵۵ تا ۶۵ متولد شدند، به دلیل نبودن این تعداد پسر در سال‌هاى قبل از ۵۵، در مضیقه ازدواج قرار گرفتند. آمار دختران مجرد بالاى ۲۲ سال چنین وضعیتى را تأیید مى کند. بدیهى است بالا رفتن سن ازدواج به معناى تأخیر در پاسخ‌ گفتن به نیازهاى عاطفى و غریزى است. از آنجا که نیروى جنسى و نیازهاى عاطفى و احساسى از قوى ترین قواى انسانى به خصوص در ایام جوانى هستند،‌ طبیعى است خروج از قالب‌هاى مشروع و قانونى در ارضاء عواطف و نیازها افزایش یابد.

از سوى دیگر مضیقه ازدواج براى دختران در سال‌هاى گذشته،‌ باعث شده است بسیارى از دختران روابط دختر و پسر را واسطه‌اى براى ازدواج و انتخاب همسر بدانند. بسیارى از دخترانى که به مشاوران مراجعه مى کنند، این سؤال را مى پرسند که آیا روابط دختر و پسر، راه‌کار مناسبى براى انتخاب همسر است؟[۷] بنا بر گزارش برخى پژوهش‌ها، حدود ۴۴ درصد دختران هدف اصلى خود را از رابطه با جنس مخالف، ازدواج و انتخاب همسر ذکر کرده‌اند، در حالى که ۲۵ درصد پسران چنین ادعایى را داشته‌اند.

اگر نوسانات رشد جمعیت را عامل مؤثرى در افزایش یا کاهش روابط دختر و پسر بدانیم، ‌مى توانیم پیش‌بینى کنیم در سال‌هاى ۸۸ تا ۹۵ به دلیل اینکه مضیقه ازدواج بیشتر براى پسران آماده ازدواج مطرح است، در حجم و الگوى روابط دختر و پسر تغییراتى صورت بگیرد.

اما از سوى دیگر نسلى که در گذشته، بیشترین روابط میان دو جنس را تجربه کرده است، در سال‌هاى پیش رو، نسل همسران جوان را تشکیل مى دهد. در کنار خانواده‌هاى جوان موجود که روابط دختر و پسر را تجربه کرده‌اند،‌ حجم فراوانى از دختران مجرد و زنان بیوه وجود دارند. این امر به معناى تداوم تعلق خاطر عاطفى خانواده،‌ به بیرون از نهاد خانواده است. به این معنا که حجم به بالایى از روابط میان دختر و پسر را با توسعه مفهوم جوانى و مفاهیم دختر و پسر در میان زوج‌هاى جوان، ‌پیش‌رو خواهیم داشت. بالا رفتن آمار طلاق و بزه‌هاى اخلاقى نیز از پیامدهاى این گونه روابط است.

۵- حاکمیت روحیه فردگرایى

اگر روابط دختر و پسر را پدیده‌اى مدرن بدانیم، بیش از آنکه مظاهر و تجلیات مدرنیته را مورد توجه قرار دهیم،‌ باید نگاه خود را به انگاره‌ها و فرهنگ‌هایى معطوف کنیم که به تدریج با غلبه و توسعه مدرنیته در کشور ما،‌ توسعه مى یابند. از جمله ویژگى‌هاى فرهنگ مدرن، تأکید بر فردگرایى است. فردگرایى که بر محوریت فرد در بهره‌مندى از حقوق اساسى و حقوق شهروندى تأکید مى کند، در کنار مفاهیم دیگرى چون سکولاریسم،‌ لیبرالیسم و اومانیسم تبلیغ مى شود. به علاوه، در جوامع مدرن یا در حال گذار به سوى مدرنیته، فردگرایى وصف کنش‌هاى افراد جامعه محسوب مى شود. میل به استقلال، برنامه‌ریزى براى آینده فردى و ترسیم آرمان‌هاى فردى،‌ بخشى از مظاهر حاکمیت روحیه فردگرایى است. تأکید بر حقوق و آزادى‌هاى فردى، مهم‌ترین مطالبه جوانان مى باشد. بر این اساس، ازدواج دوره‌اى ایده‌آل و مرحله‌اى از کمال و پیشرفت در زندگى محسوب نمى شود، زیرا جوانان براى تغییر وضعیت و تغییر انتخاب اهمیت ویژه‌اى قائل هستند.

برخى خرده‌فرهنگ‌ها‌ و سبک‌هاى زندگى نیز به رفتارهاى فردگرایانه در جوامع متأخر دامن مى زند. از طرف دیگر تمایل به متفاوت بودن،‌ دیده شدن،‌ انتخاب کردن،‌ به روز بودن و برخى مفاهیم بنیادى تر مانند کالایى شدن روابط جنسى،‌ موجب مى شود دوستى ها و روابط پیش از ازدواج، اشکال جدیدى از خانواده را در کشورهاى در حال توسعه رقم زند.

تغییر نگاه به ازدواج و تشکیل خانواده، به خصوص از نیمه دوم قرن بیستم به بعد از ویژگى‌هاى جوامع مدرن است. در گذشته مجموعه‌اى از نیازها و اهداف مانند نیازهاى عاطفى، نیازهاى غریزى، میل به ‌ بقاء نسل و به دست آوردن پایگاه اجتماعى، موجب پدید آمدن نهاد خانواده و اقدام به ازدواج مى شد و تأکید بر دو عنصر تعهد طرفینى و قداست نهاد خانواده، از ویژگى‌هاى دیگر خانواده محسوب مى گردید.

افزایش روحیه فردگرایى و آرمان‌هاى فردگرایانه،‌ خانواده را به صورت یکى از امکان‌هاى فرارویى مطرح مى کند که حتى المقدور از تعهداتى که فردیت فرد را محدود مى نماید،‌ خالى است؛‌ به این معنا که طرفین مى پذیرند این انتخاب، راه را بر انتخاب‌هاى دیگر نمى بندد و پایان عمر یک خانواده تا زمانى است که یکى از طرفین، انتخاب جدیدى نکرده باشد. به همین دلیل روابط میان دو جنس از شکل و قالب‌هاى محدود کننده قانونى آن خارج شده و به صورت نوعى رابطه عرفى ظاهر مى شود.

اگرچه این ویژگى ها مخصوص کشورهاى توسعه‌ یافته و به‌خصوص آمریکاست، اما مطالعه وضعیت جوانان در اکثر کشورهاى جهان نشان مى دهد این فرهنگ به دلیل وجود وسایل ارتباط جمعى از قبیل ماهواره و اینترنت، فراگیر خواهد شد. [۸]

در جامعه ما، این وضعیت تا حد زیادى پیچیده‌ است. تنوعات فرهنگى کشور که گاه منشاء اقتصادى، قومى و ‌اقلیمى دارند، ما را از تعمیم ویژگى‌هاى یک خرده فرهنگ به سایر خرده‌فرهنگ‌ها باز مى دارد. از سوى دیگر برخى نهادها از جمله مذهب، خانواده و‌ قانون نیز در برابر اشاعه فرهنگ افراطى فردگرایى و مظاهر آن در روابط دختر و پسر مقاومت مى کنند. ارزشمندى نهاد خانواده، روابط فامیلى و ارزش‌هاى اخلاقى در کنار حمایت مذهب و قانون از روابط و تعهدات متقابل میان زوجین،‌ موجب شده است که اکثرجوانان هنوز ازدواج را مرحله‌اى تکاملى از دوران حیات اجتماعى افراد بدانند.

از سوى دیگر،‌ تربیت فرزندان بر اساس روحیات فردگرایانه، و ظهور این گونه رفتارهاى در سایر ساحت‌هاى حیات اجتماعى ایرانیان، از جمله رفتارهاى اقتصادى، گواه آن است که به تدریج رفتارها و روحیات فردگرایانه درحال گسترش است، و دیر یا زود اخلاق و نهاد خانواده را تهدید خواهد کرد. افزایش هنجارشکنى ها در میان افراد متأهل از رسوخ روحیات فردگرایانه در حوزه اخلاقیات و خانواده حکایت دارد؛ از طرف دیگر مظاهر فردگرایانه‌اى مانند تمایل به آزاد شدن از قید و بندهاى خانواده و گرایش به استقلال،‌ ضعف روابط صمیمانه با پدر و مادر، حساسیت کمتر خانواده نسبت به برقرارى رابطه با جنس مخالف، ضعف اعتقادات مذهبى خانواده، ضعف نظارت خانواده بر فرزندان،‌ ضعف پایبندى فرد به احکام شرعى و ارزش‌هاى سنتى، در افرادى که با جنس مخالف اقدام کرده‌اند، گزارش شده است.

۶- بحران هویت

یکى از عواملى که به روابط دختر و پسر دامن مى زند، مانند بسیارى آسیب‌هاى اجتماعى دیگر، بحران هویت است. اگر هویت را تفسیر اشخاص از کیستى خود و انتظار متقابل فرد و جامعه از یکدیگر بدانیم،‌ بحران هویت را مى توان اغتشاش در این برداشت و یا ناسازگارى آن با انتظارات متقابل فرد و جامعه از یکدیگر دانست. البته علاوه بر امکان ترسیم معنایى عام از هویت، با عنوان هویت فردى، مى توان به اعتبارات و حیثیت‌هاى متفاوت، هویت‌هاى گوناگونى از قبیل خانوادگى،‌ ملى، دینى،‌ اجتماعى و فرهنگى ترسیم کرد.[۹] بدیهى است میان هویت عام فردى و سایر هویت‌ها، رابطه متقابل وجود دارد.

اختلال و اغتشاش در برخى هویت‌هاى خاص، عوامل مخصوص خود را دارد. یکى از عوامل تأثیرگذار بر هویت را مى توان در مرجعیت‌هاى هویت‌ساز جستجو کرد. افراد، گروه‌ها و جوامع، بر اساس نوع مرجعیت‌هایى که مى پذیرند، هویت مى یابند. همان‌طور که پیش از این اشاره شد، پایگاه مرجعیت‌هاى سنتى به تدریج در حال تزلزل است و هویت‌هاى تأثیرپذیر از این مرجعیت‌ها نیز در معرض آسیب خواهند بود.

یکى از عوامل تأثیرگذار بر نفى مرجعیت‌هاى سنتى، حرکت تدریجى جوامع در حال توسعه به سوى مدرنیته است. یکى از تأثیرات مدرنیته به خصوص در دوران متأخر آن (دوران پست مدرنیته)، نفى مرجعیت‌هاى سنتى است. برخى تجربه‌هاى فرهنگى کشورهاى در حال توسعه، به رغم اختلاف فراوان در سطح توسعه یافتگى، مشابه تجربه‌هاى کشورهاى توسعه یافته است. شاید مهم‌ترین عامل این تشابه، توسعه وسایل ارتباط جمعى، از جمله اینترنت و ماهواره دانست. «فرهنگ جهانى عصر پسامدرن تأثیر‌پذیرى جوانان از روندهاى فرهنگى همه کشورهاى جهان را به دنبال خواهد داشت. تلویزیون‌هاى ماهواره‌اى و اینترنت، مرزهاى زمانى و مکانى را درمى نوردند و هزینه آن گشوده شدن فرهنگ بومى به هجوم جهانى فرهنگ عامه‌پسند غربى، به‌ویژه نوع آمریکایى آن است. مقاومت در برابر این تهاجم فرهنگى حتى براى کشورهاى قدرت‌مندى که به حفظ زبان و سنن فرهنگى خویش اصرار دارند،‌ بسیار دشوار است.[۱۰]

اما علاوه بر تأثیر فرهنگ مدرنیته، برخى کژکارى‌هاى ساختارى نیز سبب بحران و اختلال هویت فردى و هویت‌هاى خاص شده است. برخى ناکارآمدى‌هاى حکومت،‌ نهاد آموزش،‌ خانواده و‌ روحانیت اطمینان نداشتن جوانان به آینده و در نهایت بى اعتنایى آنان نسبت به مرجعیت‌هاى سنتى را در پى دارد. نفى جایگاه مرجیعت‌ها و هویت‌هاى منبعث از آنان،‌ خرده‌فرهنگ‌ها و سبک‌هاى زندگى، نقش مهمى در بازتعریف هویت جدیدتر براى جوانان ایفا مى کنند. این خرده‌فرهنگ‌ها بر فراغت به جاى کار،‌ بر گروه هم‌سالان و نیز بر سبک زندگى تأکید مى کنند. از پیامدهاى پذیرش این هویت صنفى جدید، تأکید بر «اکنونیت» و به روز بودن است. رسانه‌ها و به خصوص فضاى مجازى، مکانى سیال و مجازى را براى هویت‌یابى جوانان ایجاد مى کنند.

از جمله مظاهر این هویت جدید استفاده از زبان جدید و سیال، و مدهاى پوشش و آرایش است. این قبیل کالاهاى خرده‌فرهنگ جوانان، به سرعت، تولید، مصرف و اشاعه مى یابند و به سرعت نیز از عرصه خرده‌فرهنگ جوانان حذف مى شوند.

حساسیت جوانان در مشارکت یافتن در این هویت جدید، بیش از همه‌ چیز در فقدان پایگاه‌هاى مستحکم هویت بخش ریشه دارد. نفى هنجارهاى گذشته یکى از الزامات حضور در چنین فضایى است. یکى از این هنجارها، ‌هنجارهاى دینى- اخلاقى در روابط دختر و پسر است. بر اساس برخى پژوهش‌‌ها،‌ نگرش مثبت به برقرارى رابطه با جنس مخالف،‌ تمایل به آزاد شدن از قید و بندهاى خانواده وگرایش به استقلال، ضعف روابط صمیمانه با پدر و مادر، ضعف نظارت خانواده‌ها، ضعف اعتقادات مذهبى و پایبندى به احکام شرعى و به طور کلى بى اعتنایى به ارزش‌هاى سنتى جامعه، احتمال برقرارى رابطه با جنس مخالف را افزایش مى دهد و تمام این موارد،‌ معلول اختلال در هویت افراد است.

– اختلال در هویت جنسى

هویت جنسى بخشى از هویت فردى است. هویت جنسى را مى توان به‌ برداشت شخص از جنسیت خود در نسبت با نقش‌ها و انتظارات مبتنى بر جنسیت تعریف کرد. فقدان چنین برداشتى و یا اغتشاش در آن هویت جنسى را دچار اختلال خواهد کرد.

تمام آنچه که درباره بحران هویت گفتیم، مى توانیم درباره هویت جنسى نیز مطرح کنیم. اما در این قسمت، به طور خاص، تأثیر اختلال هویت جنسى، در افزایش روابط دختر و پسر مورد توجه است.

نظام آموزش و تربیت‌ ما در سال‌هاى اخیر به پیروى از الگوى غربى، از تربیت دختران و پسران براى پذیرش نقش‌هاى متفاوت غافل است. بخشى از این غفلت،‌ معلول غفلت از اهمیت و تأثیر نقش هویت جنسى افراد در بسیارى از ساحت‌هاى زندگى است و بخش دیگر از آن، در تبلیغات اندیشه‌هاى فمینیستى که جنسیت را امرى اجتماعى مى دانند، ریشه دارد. یکسان‌سازى امر آموزش و تربیت موجب مى شود که هر دو جنس به رغم وجود غرایز و نیازهاى متفاوت و گاه متضادشان، در موقعیت‌ها و فرصت‌هاى متفاوت یکسان رفتار کنند.

تربیت نشدن پسران براى غیرت‌ورزى،‌ کنترل چشم، مسئولیت‌پذیرى و صیانت از غریزه جنسى، و هم چنین تربیت نشدن دختران براى حیاء، پرهیز از تبرّج و رفتارهاى عشوه‌گرانه و خضوع در گفتار موجب مى شود، دو جنس در برقرارى ارتباط با یکدیگر، هر چند غرایز سرکش طبیعى و جنسى آنان وجود دارد، همانند ارتباط با هم‌جنسان خود رفتار کنند.

۷- ناکارآمدى خانواده‌ها در ارضاء نیازها و عواطف زوجین

در تقریر موضوع و محل نزاع در مسئله روابط دختر و پسر گفتیم که با توسعه مفهومى «رابطه دختر و پسر» به رابطه میان زنان و مردان جوان متأهلى که بیرون از خانواده روابطى دارند، وسعت مى یابد. در توجیه چرایى ارتباط افراد متأهل، اعم از ارتباط عاطفى و یا جنسى، مى توان به بروز نوعى عادت ثانویه براى افرادى که در دوران تجرد چنین روابطى داشته‌اند اشاره کرد. در بخش پیامدها به این موضوع خواهیم پرداخت. چنین روابطى میان افراد متأهل مى تواند تا حدود زیادى معلول ناکارآمدى‌هاى خانواده‌هاى جدید در ارضاى غرایز و نیازهاى روانى باشد.

پیامدهاى افزایش روابط دختر و پسر

۱- توسعه و ترویج هنجارشکنى دینى

از آن‌جا که ادیان الهى و به خصوص دین مبین اسلام، آموزه‌هاى روشن و کنترل‌گرى در مورد روابط میان محرم و نامحرم و همچنین روابط دختر و پسر دارند، داشتن چنین روابطى، هنجارشکنى آگاهانه در برابر احکام و آموزه‌هاى دینى خواهد بود و در نتیجه عادت و انگیزه افراد را به زیرپا گذاشتن سایر آموزه‌هاى دینى را افزایش خواهد داد.

۲- گسست در روابط خانوادگى و افزایش آثار طلاق

افشا شدن روابط قبل از ازدواج دختران و یا پسران براى همسرانشان و یا استمرار روابط به زمان تأهل سبب سلب اعتماد در روابط زناشویى و افزایش احتمال طلاق خواهد شد چنانکه مى توان حدس زد کسانى که روابط سهل انگارانه و خارج از تعهد را تجربه کرده‌اند در روابط خانوادگى هم متعهد به حفظ اصول خانوادگى نباشند. نکته‌ى دیگرى که غالباً از آن غفلت مى شود آن است که در ازدواج‌هاى سالم، دختر و پسر اولین رابطه‌ى جنسى را در خانواده تجربه مى کنند و جذابیت اولین رابطه ى جنسى سالم براى طرفین، به افزایش ارتباط عاطفى آنان مى ‌انجامد. اما در فرض آن که دختر و پسر روابط قبل از ازدواج را تجربه کرده باشند انرژى و انگیزه‌ى جنسى لازم را براى تقویت روابط عاطفى در اختیار ندارند و نمى توانند روابط گرمى برقرار کنند.

۳- افزایش آسیب‌هاى روحى روانى

از آنجا که در شرایط فعلى، روابط دختر و پسر با هنجارها و سنت‌هاى دینى و اخلاقى جامعه ناسازگار است، افراد در صورت داشتن چنین روابطى، احساس گناه و پشیمانى خواهند داشت. ترس از افشاى رابطه نیز سلامت روانى افراد را آسیب مى زند. اصطکاک و تعارض جوانان و والدین، هم چنین نهادهاى کنترل گر و انتظامى، فضاى تنش‌آمیزى را در جامعه ایجاد مى کند.

بخشى از اضطراب‌هاى روانى در روابط دختر و پسر، معلول ماهیت این روبط است. از آنجا که در روابط دختر و پسر، دو طرف در برابر یکدیگر تعهدى ندارند، ترس از پایان‌یافتن رابطه و یا خیانت طرف مقابل به نگرانى ها و اضطراب‌ها دامن مى زند. از آن‌جا که اکثر این روابط به ازدواج منتهى نمى شود، اضطراب روانى افراد به‌خصوص دختران از فاش شدن روابطشان ابعاد دیگرى مى یابد. بى اعتمادى به همسر نیز در صورتى که طرف مقابل از روابط پیش از ازدواج او آگاهى داشته باشد، بخشى از آسیب‌هاى روانى این گونه روابط دختر و پسر است.

۴- بحران اخلاق در نسل آتى

مى توان حدس زد که دخترها و پسرهاى امروز که قیود اخلاقى را در رابطه خود نادیده گرفته‌اند در آینده‌ا‌ى نه چندان دور، در موقعیت پدر و مادر، نه انگیزه و نه توان لازم را براى انتقال ارزش‌هاى اخلاقى هم چون حیا و عفت، به فرزندان خود ندارند، در محیط خانواده با سهل انگارى در برقرارى ارتباط با دیگران که جزئى از عادات روز‌مره‌ى آنان شده است، الگوهاى منحطى براى فرزندان خود هستند و نظارت لازم را بر عملکرد اخلاقى فرزندان نخواهد داشت. بنابراین اگر جوانان امروز بر اساس غفلت خود و والدین به دام فساد افتاده‌اند، فرزندان آنان بر اساس رهنمون‌هاى والدین و یا سهل‌انگارى عملى آنان با مفاسد اخلاقى انس خواهند گرفت.

۵- کسب عادت ثانویه به ارتباط با جنس مخالف

معمولاً افرادى که پیش از ازدواج با جنس مخالف ارتباط دارند، این گونه روابط را به صورت مکرر تجربه مى کنند. به تدریج داشتن ارتباطاتى، به عادت ثانویه آنان تبدیل مى شود، به گونه‌اى که آینده زندگى خانوادگیشان را در معرض خطر قرار مى دهد.

۶- نهادینه شدن روابط دختر و پسر، رقیبى براى خانواده

بدیهى است با گسترش و تداوم الگوى موجود در روابط دختر و پسر و همراهى ساختارهاى سازگار با آن،‌ به تدریج این گونه روابط فراگیر شده، به دلیل مقبولیت عمومى، زمینه‌هاى ناهنجار دانستن آن از بین مى رود. بدین ترتیب، داشتن چنین روابطى افزایش مى یابد و انگیزه تشکیل ازدواج کاهش خواهد یافت. در واقع روابط دختر و پسر، رقیبى براى خانواده خواهند بود و یا به تعبیر کاستلز، اشکال جدید خانواده را رقم خواهند زد.

۷- رواج الگوهاى همزیستى غیر خانوادگى

هم اکنون موارد معدودى از پیوند‌هاى دراز مدت جنسى و همزیستى نامشروع میان دو هم جنس یا ناهم جنس گزارش شده است. گرچه به دلایل اخلاقى و امنیتى آمار روشنى از مقدار همزیستى‌هاى غیر خانوادگى، در کشور ما، در دست نیست، اما قرائن نشان از روند رو به رشد اما تدریجى و مخفیانه آن دارد. به مرور زمان این احتمال تقویت مى شود که این شکل از همزیستى از حالت مخفیانه خارج شود، موافقانى را از میان نسل جوان و حتى از میان نخبگانى که تحت سیطره‌ى آموزه‌هاى مدرن قرار دارند پیدا کند و افزایش فشار داخل و بین‌الملل در این زمینه‌ به مسامحه در برخورد با آنان بیانجامد. به نظر مى رسد با رواج این پدیده یکى از چالش‌هاى نظام اسلامى، در آینده فشارهایى است که در قالب تبیین‌ها و تحلیل‌هاى علمى مدرن از سوى کارشناسانى وارد شود که تلاش مى کنند الگوهاى جدید همزیستى را اقتضاى جبرى و تردید ناپذیر جامعه‌ى اطلاعاتى، ارج نهادن به آزادى و نمودى از حقوق فردى تصویر کنند و جریان‌هاى فمینیستى نیز که هم‌اکنون همت اصلى خود را به مباحث حقوقى معطوف کرده‌اند در ‌آینده حضور فعال‌ترى در حوزه‌ى اخلاق جنسى خواهند داشت؛ چنان که هم‌اکنون عقبه‌هاى این جریان در خارج از کشور حمایت از گروه‌هاى هم جنس‌گرا را وجهه‌ى همت خود ساخته‌اند.

۸- افزایش فشار اجتماعى براى اصلاح قوانین و رویه‌ها

در این فرض که روابط دختر و پسر شیوع یابد اجراى حدود شرعى و محدودیت‌هاى قانونى با واکنش منفى مواجه خواهد شد و مجریان را به منظور تسامح در اجراى قوانین و قانون‌گذاران را براى اصلاح قانون تحت فشار قرار مى دهد. تعدیل قانون سقط جنین در سالیان اخیر و متوقف شدن اجراى برخى از مجازات‌ها از جمله مجازات اعدام در نوجوانان کم‌تر از ۱۸ سال، گرچه با دلایل عنوان شده‌ى دیگرى انجام شده است اما مى تواند تا حدودى نیز ناشى از فشار تقاضا از ناحیه‌ى مورد بحث باشد.

بایسته‌ها

به نظر مى رسد در بیان بایسته‌هاى موضوع روابط دختر و پسر، باید میان بایسته‌هاى پژوهشى، بایسته‌هاى حکومت و بایسته‌هاى فردى و خانوادگى تفکیک شود. در این‌جا به برخى از مهم‌ترین بایسته‌هاى اشاره مى شود:

۱- توسعه پژوهش‌هاى لازم

همان گونه که پیش‌تر اشاره شد، پژوهش‌هایى جدى و بسنده درباره موضوع روابط دختر و پسر وجود ندارد. فقر پژوهشى از یک‌سو در حوزه واقعیت‌هاى روابط دختر و پسر است و از سوى دیگر در حوزه تبیین چرایى آن. فروکاستن ابعاد این قبیل ارتباطات به روابط اجتماعى و عادى،‌ موجب مى شود واقعیت‌هاى این روابط تأثیر اجتماعى خود را بدون مزاحمت تدبیر و یا کنترل اجتماعى، برجاى بگذارد. انگیزه پژوهشگران و نظریه‌پردازان به پرداختن در ابعاد این گونه روابط، از آگاهى آنان به چنین واقعیت‌هایى حکایت دارد.

به نظر مى رسد سازمان‌ها و نهادهاى متولى امر جوانان، باید بیشتر به این قبیل پژوهش‌ها بپردازند و بدون اعمال سلیقه‌ها انقباضى، نتایج آن را در اختیار پژوهشگران و نظریه‌پردازان قرار دهند.

۲- سیاست‌گذارى در جهت کاهش سن ازدواج

افزایش سن ازدواج به تنهایى طیف وسیعى از آسیب‌هاى اجتماعى را سبب مى شود و یا دست‌کم شرایط وقوع آن را تسهیل مى کند. سیاست‌گذارى جهت کاهش سن ازدواج یکى از پیش‌شرط‌هاى کنترل این گونه آسیب‌هاى اجتماعى از جمله روابط دختر و پسر است. کاهش سن ازدواج به عوامل گوناگون اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى بستگى دارد؛ بنابراین در برنامه‌ریزى و سیاست‌گذارى براى کاهش سن ازدواج نباید بر یک ساحت تمرکز کرده و از ساحت‌هاى دیگر غفلت نمود.

۳- تسهیل ازدواج و تنوع الگوهاى آن

دین اسلام با رسمیت‌بخشى به ابراز نیاز جنسى و تسهیل در ارضاى آن، وجود غریزه جنسى را از ابتداى دوران بلوغ جدى مى گیرد. تنها محدودیت دین اسلام براى ارضاى غریزه جنسى، حدود دینى است که آن هم به صورتى آسان و مبتنى بر تساهل وضع شده است. سنت‌هاى مسلمانان در جوامع اسلامى نیز بر حداقلى بودن پیش‌شرط‌هاى ازدواج استوار بوده است. اگرچه الگوى پذیرفته شده در اسلام، منحصر به روابط جنسى میان دو فرد است، اما این الگو قابلیت تنوع‌پذیرى فراوانى دارد. ازدواج مطلوب آن است که مجموعه‌اى از تعهدات و اهداف، از جمله بقاء نسل را دربرداشته باشد، اما اسلام ازدواجى را که در آن فقط به جنبه‌هاى جنسى و یا عاطفى صرف پرداخته مى شود، تأیید کرده است. دیدگاه‌هاى متصلبانه و غیر منطقى درباره تنوعات ازدواج به دلیل آسیب دیدن خانواده، در درازمدت خانواده را بیشتر دچار آسیب خواهد کرد.

۴- تقویت هویت و احیاى مرجعیت‌هاى گذشته

اگرچه بخش مهمى از آسیب‌پذیرى هویت و مرجعیت‌ها، معلول حاکمیت تفکر مدرنیته است، اما نباید از این امر غفلت شود که بخش مهمى از این آسیب‌ها، معلول ناکارآمدى ها و کژکارکردى‌هاى ساختارى و خرد مى باشد. احیاى نقش خانواده، روحانیت، تأکید بر هویت ملى و دینى، محدودیت‌پذیرى و قانون‌گرایى، از جمله مواردى است که به احیاى هویت‌ها و مرجعیت‌هاى از دست رفته‌ها کمک خواهد کرد. در اینجا نکته‌ حائز اهمیت ضرورت مدیریت آرمان‌ها و تمایلات نسل جوان است. در دوران دفاع مقدس به دلیل آنکه توجه نسل جوان به آرمان‌هاى متعالى معطوف بود و احساسات عمومى توسط مسئولان نظام، بویژه امام، مدیریت و هدایت مى شد، ارزش‌هاى مورد نظر نظام به ارزش‌هاى نسل جوان تبدیل گردید و ذهنیت‌هاى آنان، الگوى مشارکت اجتماعى زنان و مردان و فعالیت‌ اساسى آنان را تحت تأثیر قرار داد. این خود در تقویت پیوندهاى اجتماعى و تقویت یا احیاى مرجعیت‌هاى مورد نظر، نقش مهمى داشت.

۵- احیاء باورهاى بنیادین دینى

در بیان عوامل تأثیرگذار بر روابط دختر و پسر، به حاکمیت تفکر مدرنیته و غلبه روحیه فردگرایى و سکولاریسم اشاره کردیم. به نظر مى رسد به میزانى که دامنه تأثیر این عامل در آسیب‌هاى اجتماعى گسترش دارد، ارائه راه‌هاى برون‌رفت از آن نیز با دشوارى ها و پیچیدگى‌هاى فراوانى مواجه است. در گام نخست مى ‌توان با ترویج فرهنگ جمع‌گرایى،‌ ایثار،‌ خانواده‌گرایى و قناعت، به حذف برنامه‌ها و سیاست‌هایى که با این باورها در تقابل است اقدام کرد. اراده جمعى بر احیاى باورهاى بنیادین دینى، بر نظریه‌پردازى و سیاست‌گذارى‌هاى همسو با این باورها مبتنى است. اما باید پذیرفت که بسیارى از آموزه‌ها، برنامه‌ها، نظام‌ها و ساختارهاى مبتنى بر تفکر مدرنیته با باورهاى بنیادین دینى تعارض دارد. البته این مطلب هنوز مورد پذیرش و اجماع عمومى نخبگان جامعه ایرانى نیست.

۶- بازترسیم شاخص‌هاى رشد فرهنگى اجتماعى

شاخص‌هاى رشد از این جایگاه برخوردارند که مى توانند مقیاسى براى ارزش‌‌گذارى تحولات در حوزه‌هاى مختلف باشند. پذیرش شاخص‌هاى فرهنگى اجتماعى استاندارد شده از سوى نهادهاى بین المللى که بر پیش‌فرض‌هاى الحادى و مدرن استوار است،‌ تحولات فرهنگى و اجتماعى را به سمت اهداف مادى جهت‌دهى خواهد نمود و نتیجه‌ى آن غلبه‌ى فرهنگ مدرن بر ذهنیت نسل جوان و نخبگان ما و هم چنین ظهور پدیده‌هاى نامیمونى است که با فاصله‌ى زمانى کم و یا زیاد در کشورهاى مرجع شاهد آن بوده‌ایم. آیا این نکته که کشورى مانند سوئد با احراز رتبه‌ى اول در رعایت شاخص‌هاى حقوق بشر و حقوق زنان با معضلات مهمى چون نرخ ۵۵ درصدى فرزندان نامشروع و نرخ ۶۳ درصدى همزیستى‌هاى خارج از چارچوب ازدواج رسمى روبه‌روست به ما نشان نمى دهد که شاخص‌هاى نظام‌هاى مادى قابلیت سنجش تحولات در نظام‌هاى دینى را ندارد؟

۷- اصلاح نظام آموزشى

مهم‌ترین رسالت نظام آموزشى رسمى و غیر رسمى در هر جامعه‌اى، اصلاح ذهنیت‌‌ها، تمایلات و رفتار آحاد جامعه به سمت اهداف تعریف شده و مطابق با آرمان‌ها و نیازهاى آن جامعه است. از آنجا که نظام آموزشى مدرن نسبت به ارزش‌هاى اخلاقى و مقوله‌ى جنسیت حساسیت مثبتى نداشته است لازم است با اصلاحات اساسى در نظام آموزشى و پرورشى، مقوله‌ى تربیت فرزندان را بر اساس مفاهیم و آموزه‌هاى اسلامى بازنگرى کرد. امروزه متون تربیتى در لفافه‌اى از آموزه‌هاى دینى، واقعیت نظام تربیتى را از دید صاحب نظران مخفى کرده است و به نظر مى رسد تحولات اخیر، به ویژه در مقطع آموزش ابتدایى، به ترویج فرهنگ تساهل و تسامح و نفى مرجعیت اخلاقى منجر شود و انگیزه‌ى والدین و مربیان را در انتقال ارزش‌‌هاى اخلاقى به نسل آتى کم ‌رنگ‌تر سازد. توجه به تربیت جنسى و تربیت جنسیتى نیز از محورهاى مهم در اصلاح نظام آموزشى است.

از سوى دیگر لازم است سیاست‌هاى تربیتى و اخلاقى رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما بازترسیم شود و رسانه‌ها نسبت به اجراى سیاست‌ها پاسخگو باشند. جاى تعجب است با آن که رسانه‌ى ملى، به اعتراف صاحب نظران و به ادعاى مدیران رسانه، از تأثیرگذارترین عوامل در تربیت فرزندان است اما هیچ نهادى، خارج از سازمان صدا و سیما، مسئولیت نظارت بر عملکرد این سازمان را بر عهده ندارد.

پى‌نوشت‌ها

[۱]- محمد سعید ذکایى،‌ جامعه‌شناسى جوانان ایران، نشر آگه،‌ چاپ اول، ص ۴۳

[۲]- سازمان ملى جوانان،‌ بررسى میزان رایج بودن دوستى دختر و پسر از نظر والدین (شهر تهران)، بهمن ،۱۳۷۹

[۳]- محمد سعید ذکایى، فرهنگ مطالعات جوانان،‌تهران،‌ نشر آگه، ‌چاپ اول، ‌۱۳۸۵، صفحه ۱۴۴٫

[۴]- همان.

[۵]- محمد سعید ذکایى، فرهنگ مطالعات جوانان،‌ نشر آگه، ‌چاپ اول، ‌۱۳۸۵، ص ۱۵۵٫

[۶]- افشین جعفرى مژدهى و حجت الله قندى،‌ رشد جمعیت و اختلال در وضعیت ازدواج در ایران،‌ فصلنامه ریحانه، شماره ۱

[۷]- به عنوان نمونه رک به «روابط پسر و دختر»، محمد رضا احمدى با همکارى جمعى از محققان، نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها، ۱۳۸۶٫

[۸]- محمد سعید ذکایى،‌ جامعه‌شناسى جوانان ایران، ص ۴۲٫

[۹]- رک: محمد رضا شرفى، جوان و بحران هویت،‌ انتشارات سروش،‌ چاپ اول،‌۱۳۷۹

[۱۰]- محمد سعید ذکائى، جامعه‌شناسى جوانان ایرانى، ص ۴۲

منبع: حوراء؛ دى ۱۳۸۷؛ شماره ۲۸

راه‌های مقابله با استرس دوران نامزدی

استرس‌های قبل از ازدواج، هم بر عروس اثر دارد و هم بر داماد؛ البته به شکل‌های مختلف. هر چند استثناهایی هم وجود دارد. با این حال، مرد‌ها معمولا استرس را درونی می‌کنند و ساکت و کم‌حرف می‌شوند یا ارتباطشان با دیگران کم می‌شود ولی خانم‌ها به شکل‌های بیرونی‌تری با این استرس مقابله می‌کنند.

«چند ماهی هست که نامزد کرده‌ام ولی استرس مراسم و مهمانی و گرفتن خانه، جان به سرم کرده. البته همین که با خانواده همسرم مواجه می‌شوم هم استرس می‌گیرم چون نمی‌دانم دقیقا چطور باید با آن‌ها برخورد کنم تا هم حرف و حدیثی پیش نیاید و هم به سرد و نجوش بودن متهم نشوم. گاهی وقت‌ها هم رفتار همسرم اذیتم می‌کند ولی سر دوراهی می‌مانم که آیا باید در این مورد با او صحبت کنم یا بگذارم برای وقتی که سر خانه و زندگی خودمان هستیم. لحظاتی هم هست، به خصوص شب‌ها که خوابم نمی‌برد، بیدار در تخت دراز می‌کشم و با خودم فکر می‌کنم که آیا تصمیم درستی گرفته‌ام؟ تدارک مراسم ازدواج هم استرس زیادی برایم به وجود آورده است. همه این فکر‌ها باعث می‌شود هر روز بیشتر و بیشتر استرس داشته باشم.»

این درددل‌ها، حرف شما هم هست؟ در دوران نامزدی و عقد هستید و نمی‌دانید که چطور باید استرستان را مدیریت کنید؟ اصلا نمی‌دانید ریشه این استرس کجاست؟
چرا برنامه‌ریزی برای عروسی استرس‌آور است؟

دوران نامزدی و عقد، دوران شگفت‌انگیزی است اما همین ساعت‌ها و روزهای شیرین و لذت‌بخش برای خیلی‌ها، مایه استرس و اضطراب است. گذر از زندگی مجردی به دنیای ناشناخته یا کمتر شناخته‌شده متاهلی و همه تغییرات ناشی از این اتفاق، ذهن زوج جوان را به خود مشغول می‌کند و باعث می‌شود خیلی از عروس و داماد‌ها، شب‌ها از شدت نگرانی، دندان‌قروچه کنند یا خواب نداشته باشند!
لابد با خودتان فکر می‌کنید که چه عامل یا عواملی سرمنشا این احساسات متناقض و این ترس‌های عجیب و غریب است؟ آیا مسائل مالی است که استرس می‌آورد یا برنامه‌ریزی برای برگزاری جشنی که دهان همه فامیل و دوست و آشنا را از تعجب باز نگه دارد؟ به‌دلیل ناآگاهی از وظایف همسری نگران می‌شوید یا ذهنتان از صبح تا شب مشغول هر حرف، حرکت یا اشاره‌ای است که از طرف مقابل دیده‌اید و نمی‌دانید چطور باید آن را تفسیر کنید؟
مهم‌ترین عامل استرس‌زا در دوران نامزدی یا عقد، عوامل روان‌شناختی است. گروه‌های مختلفی هستند که ممکن است این احساس را تجربه کنند به‌ویژه آنهایی که در سن ازدواج نبوده‌اند و به‌طور ناگهانی زمینه ازدوجشان فراهم شده است. بعضی‌ها هم در سن ازدواج به سر می‌برند اما به این موضوع فکر نمی‌کنند و برنامه‌ای برایش ندارند و باز هم بدون این که خودشان خواسته باشند، وارد این گود می‌شوند.
نداشتن آمادگی ذهنی و روانی برای این اتفاق بزرگ هم از جمله عوامل مهمی است که باعث می‌شود در تمام طول نامزدی یا عقد اضطراب داشته باشید و ندانید تصمیم درستی گرفته‌اید یا نه.
شکست‌هایی که دختر یا پسر از نظر عاطفی داشته‌اند هم می‌تواند عاملی باشد که موقعیت فعلی آن‌ها را برایشان استرس‌آور کند. خیلی‌ها از خواستگارهای قبلیشان خاطره خوبی ندارند یا شرایط زندگی افراد متاهلی که دور و برشان می‌بینند باعث می‌شود ازدواج برایشان ترسناک یا مایه نگرانی باشد و خواب را بر چشمشان حرام کند! از طرف دیگر، داشتن انتظارات غیرواقعی از طرف مقابل، خانواده، مراسم عروسی و… نیز می‌تواند آتش استرس را در شما شعله‌ور کند و هر چه فاصله‌تان از واقعیت بیشتر باشد، این وضعیت هم شدید‌تر است.

عروس بیشتر استرس دارد یا داماد؟

استرس‌های قبل از ازدواج هم بر عروس تاثیر دارد و هم بر داماد؛ البته به شکل‌های مختلف. هرچند استثناهایی هم وجود دارد. با این حال مرد‌ها معمولا استرس را درونی می‌کنند و ساکت و کم‌حرف می‌شوند یا ارتباطشان با دیگران کم می‌شود ولی خانم‌ها به شکل‌های بیرونی‌تری با این استرس مقابله می‌کنند.
معمولا دوران استرس پیش از ازدواج محدود است و با رفتن عروس و داماد سر خانه و زندگیشان تا حدی برطرف می‌شود اما بعضی از افراد به‌ طور کلی شخصیتی پراسترس دارند. برای آن‌ها، هر موقعیتی در طول زندگیشان می‌تواند وسیله‌ای برای نگرانی باشد، بنابراین وقتی که موقعیت ازدواج برایشان پیش می‌آید، آن را هم به عاملی جدید برای استرس تبدیل می‌کنند. این گروه از خانم‌ها یا آقایان حتی اگر وارد زندگی مستقلی شوند، باز هم عاملی برای اضطراب می‌یابند.

چطور مقابله کنیم؟

یکی از مهم‌ترین رویکردهای درمانی برای از بین بردن استرس و اضطراب زوج‌های جوانی که در دوران عقد و نامزدی هستند، تغییر نگرش و نگاه افراد است. البته پرورش توانمندی‌های فردی هم به شما کمک می‌کند تا آرام‌تر شوید. انجام هر روشی که در این فاصله شما را آرام کند برای از بین بردن استرس دوران نامزدی و عقد موثر است. آهنگ گوش کردن، پیاده‌روی و… از جمله این روش‌ها هستند. البته انجام‌ ورزش‌های منظم و مداوم از جمله یوگا هم می‌تواند به شما کمک کند تا استرستان را مهار کنید و سطح سلامت روانیتان را افزایش دهید.
یادتان باشد در هر مرحله‌ای از زندگی که باشید، سلامت روانی مایه آرامش بیشتر و رسیدن به موفقیت است. روان‌درمانی و دارودرمانی روش‌هایی هستند که روان‌شناسان و روان‌پزشکان برای مقابله با استرس‌های شدید یا طول کشیده پیشنهاد می‌کنند. اگر استرس خیلی شدید باشد و بر کیفیت زندگی و روابط بین‌فردی تاثیربگذارد، زوج جوان حتما باید به مراکز درمانی مراجعه کنند و تحت درمان قرار گیرند.

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

سن ازدواج دختران (۱)

زهرا آیت الهى

سن ۹ سال براى بلوغ دختر و واداشتن او به تکالیف اجتماعى در این سنّ و به طور خاص، سن ازدواج در ۹ سالگى مورد سؤال قرار گرفته است. موارد قانونى در این باره بدین قرار است:

ماده ۱۲۱۰ قانون مدنى اصلاحى سال ۱۳۶۱:

(هیچ کس را نمى توان بعداز رسیدن به سن بلوغ، به عنوان جنون یا عدم رشد، محجور نمود، مگر آن که رشد یا جنون او ثابت شده باشد.

تبصره ۱: سن بلوغ در پسر ۱۵ سال تمام قمرى و در دختر ۹ سال تمام قمرى است.

تبصره ۲: اموال صغیرى را که بالغ شده است، در صورتى مى توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.)

ماده ۱۰۴۱ اصلاحى سال ۱۳۷۰: نکاح قبل از بلوغ ممنوع است.

تبصره: عقد نکاح، قبل از بلوغ با اجازه ولى، به شرط رعایت مصلحت مولى علیه صحیح مى باشد.)

در قانون مدنى، پیش از انقلاب اسلامى ایران، قانون بدین صورت بوده است.

ماده ۱۰۴۱:

(نکاح اناث، قبل ازرسیدن به سن ۱۵ سال تمام و نکاح ذکور، قبل ازرسیدن به سن ۱۸ سال، تمام ممنوع است. مع ذلک در مواردى که مصالحى اقتضا کند، با پیشنهاد مدعى العموم و تصویب محکمه، ممکن است استثنائاً معافیت از شرط سن اعطا شود، ولى در هر حال این معافیت نمى تواند به اناثى داده شود که کم تر از ۱۳ سال تمام و به ذکورى شامل گردد که کم تر از ۱۵ سال تمام دارند.)

براى آن که این ماده قانونى ضمانت اجرا داشته باشد و افراد به دلیل عرف رایج اجتماعى خویش یا دلیلهاى دیگر، در زیر سن قانونى ازدواج نکنند، ماده دیگرى نیز، تصویب شده بود.

ماده سوم قانون ازدواج مصوب ۲۰ مرداد ۱۳۱۰:

(هر کس بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى، با کسى که هنوز به سن قانونى براى ازدواج نرسیده است، مزاوجت کند به ۶ ماه الى ۲ سال حبس تأدیبى محکوم خواهد شد. در صورتى که دختر به سن ۱۳ سال تمام نرسیده باشد، لااقل به دو الى سه سال حبس تأدیبى محکوم مى شود و در هر دو مورد، ممکن است علاوه بر مجازات حبس به جزاى نقدى از ۲۰۰۰ ریال الى ۲۰۰۰۰ ریال محکوم گردد و اگر در اثر ازدواج برخلاف مقررات فوق، مواقعه، منتهى به نقص یکى از اعضا یا مرض دائم زن گردد، مجازات زوج از ۵ الى ۱۰ سال، حبس با اعمال شاقه است و اگر منتهى به فوت زن شود، مجازات زوج حبس دائم با اعمال شاقه است. عاقد و خواستگار و سایر اشخاصى که شرکت در جرم داشته اند نیز، به همان مجازات یا مجازاتى که براى معاون جرم مقرر است، محکوم مى شوند.)

در این نوشتار، سعى شده سن ازدواج دختر از نظر فقهى مورد بررسى قرار گیرد و با نگاهى مختصر به دیدگاه پزشکى و روان شناسى در این موضوع، این امر مورد بحث قرار گیرد که آیا دستاوردهاى علوم تجربى، با آنچه در روایات بیان شده، ناسازگارند، یا خیر؟

امید آن که، این تلاش مورد قبول خداوند قرار گیرد و روشن گرِ پاره اى از ابهامها در موضوع مورد بحث باشد.

بلوغ در قرآن

بلوغ حُلم

(و اذا بلغ الاطفال منکم الحُلُم فلیستأذنوا کما استأذن الذین من قبلهم کذلک یبیّن اللّه لکم آیاته و اللّه علیم حکیم.)۱

آن گاه که کودکان شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند، باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند. خدا آیات خود را براى شما به این روشنى بیان مى کند که او دانا و محکم کاراست.

(یا ایها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت ایمانکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاه الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیره ومن بعد صلاه العشاء ثلاث عورات لکم.)۲

اى ایمان آورندگان، باید بندگان شما که مالک آنها هستید و اطفالى که هنوز به وقت احتلام نرسیده اند در شبانه روز سه مرتبه براى ورود اجازه بخواهند: پیش از نماز صبح، پس از نماز عشا و هنگام ظهر، آنگاه که جامه از تن بر مى گیرید که این سه وقت هنگام خلوت شماست.

بلوغ نکاح

(و ابتلوا الیتامى حتى اذا بلغوا النکاح فان انستم منهم رشداً فارفعوا الیهم اموالهم.)۳

ییتیمان را آزمایش کنید، تا هنگامى که بالغ شده و به ازدواج گرایش پیدا کردند، اگر آنان را به درک مصالح زندگانى خود دانا یافتید، اموالشان را به آنان بدهید.

بلوغ اشدّ

(و لا تقربوا مال الیتیم الا بالتى هى احسن حتى یبلغ اشدّه.)۴

به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر آن که راه بهترى را برگزینید، تا آن که به حد رشد برسد.

(و لمّا بلغ أشدّه اتیناه حکماً و علماً وکذلک نجزى المحسنین.)۵

چون یوسف به رشد رسید، او را حکمفرمایى و دانش بخشیدیم و چنین نیکوکاران را پاداش مى دهیم.

(و امّا الجدار فکان لغلامین یتیمین فى المدینه و کان تحته کنز لهما و کان ابوهما صالحاً فاراد ربک ان یبلغا اشدهما و یستخرجا کنزهما رحمه من ربّک.)۶

اما بازسازى دیوار به آن جهت بود که زیر آن گنجى از دو کودک یتیمى که پدرى صالح داشتند، پنهان بود. خدا خواست تا آن کودکان به حد رشد برسند، تا به لطف خدا خودشان گنج را بیرون آورند.

(یا ایها الناس ان کنتم فى ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم من مضغه مخلقه و غیر المخلّقه لنبیّن لکم و نقر فى الارحام ما نشاء الى اجل مسمى ثم نخرجکم طفلاً ثم لتبلغوا اشدکم.)۷

اى مردم، اگر شما در روز قیامت و قدرت خدا بر برانگیخته شدن مردگان شک دارید، بدانید که ما شما را ابتدا از خاک آفریدیم، آنگاه از نطفه، سپس از خون بسته، بعد از پاره گوشت تمام و ناتمام، تا قدرت خود را بر شما آشکار سازیم و از نطفه ها آنچه را مشیت ما تعلق گیرد، در رحمها قرار دهیم، تا در وقتى معین، کودکى از رحم بیرون آوریم تا زندگى کرده و به حد رشد برسد.

(و لمّا بلغ اشدّه و استوى اتیناه حکماً و علماً و کذلک نجزى المحسنین.)۸

و هنگامى که موسى به رشد رسید و کمال یافت، ما به او حکم و علم بخشیدیم و چنین به مردم نیکوکار پاداش مى دهیم.

(هو الّذى خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم یخرجکم طفلاً ثم لتبلغوا اشدّکم ثم لتکونوا شیوخاً.)۹

او خدایى است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، آن گاه از خون بسته، پس از آن شما را از رحم مادر، کودکى بیرون آورد، تا آن که به سنّ رشد رسیده و سپس پیر شوید.

(و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرهاً و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال ربّ او زعنى ان اشکر نعمتک التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحاً ترضیه و اصلح لى فى ذریتى انى تبت الیک و انى من المسلمین.)۱۰

ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم. مادر، با رنج، بار حمل را تحمل کرد و با مشقت وضع حمل کرد و سى ماه مدت حمل و شیرخوارى بود، تا وقتى که به حد رشد رسید و چهل ساله شد آن گاه سزاوار است که بگوید: خدایا مرا بر نعمتى که به من و پدر و مادر من بخشیدى شکر بیاموز و به کار شایسته اى که خشنودى تو در آن است، موفق بدار و فرزندان مرا صالح گردان. بارالها! من به سوى تو بازگشتم به درستى که من از تسلیم شدگانم.

بلوغ در روایات (روایات ۹ سال)

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(حدّ بلوغ المرأه تسع سنین.)۱۱ حد بلوغ زن نُه سالگى است.

۲. همان بزرگوار مى فرماید: (اذا بلغ الغلام ثلاث عشره سنه کتبت له الحسنه وکتبت علیه السیئه و عوقب و اذا بلغت الجاریه تسع سنین فکذلک و ذلک انها تحیض لتسع سنین.)۱۲

هنگامى که پسر سیزده ساله شد، خوبیها و بدیهاى او نوشته مى شود و بر بدیها کیفر مى شود. زمانى که دختر نُه ساله شد همان حکم را دارد; زیرا در نُه سالگى حیض مى شود.

۳ . همان بزرگوار مى فرماید:

(اذا بلغت الجاریه تسع سنین دفع الیها مالها و جاز امرها فى مالها و اقیمت الحدود التامه لها و علیها.)۱۳

زمانى که (دختر) به نُه سالگى رسید، دارایى او، به او بازگردانده مى شود و رواست که در مال خود تصرف کند و حدود تامه، به سود او و علیه او جارى مى شود.

۴ . امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(الجاریه اذا بلغت تسع سنین ذهب عنها الیتم و زوجت و اقیمت علیها الحدود التامه علیها و لها….)۱۴

هنگامى که دختر نُه ساله شد، کودکى او پایان مى پذیرد و ازدواج مى کند و حدود عمومى علیه او و به سود او جارى مى شود.

۵ . همان بزرگوار مى فرماید:

(فى حدیث قال: ان الجاریه لیست مثل الغلام ان الجاریه اذا تزوجت و دخل بها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و جاز امرها فى الشراء و البیع و اقیمت علیها الحدود التامه و اخذت لها و بها….)۱۵

به درستى که دختر مانند پسر نیست، همانا دختر نُه ساله هنگامى که ازدواج و پیوند زناشویى برقرار کند، از کودکى خارج شده و دارایى او را مى توان به او واگذارد و خرید و فروش او نیز نافذ است و حدود تامه بر او جارى مى شود و براى او نیز، علیه دیگرى حدود تامه اجرا مى شود.

۶. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا تم للغلام ثمان سنین فجائز امره و قد وجبت علیه الفرائض و الحدود و اذا تم للجاریه تسع سنین کذلک.)۱۶

زمانى که پسر هشت ساله شد، تصرفات مالى او روا مى شود واجبات و حدود بر او جارى مى گردد و زمانى که دختر نُه ساله شد، همان حکم را دارد.

۷ . امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(لایدخل بالجاریه حتى یأتى لها تسع سنین او عشر سنین.)۱۷ همبستر شدن با دختر تا پیش از نُه یا ده سالگى جایز نیست.

۸ . امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: (اذا تزوج الرجل الجاریه و هى صغیره فلایدخل بها حتى یأتى لها تسع سنین.)۱۸

هنگامى که مردى با دختر کوچکى ازدواج کرد، نباید با او پیوند زناشویى برقرار کند، تا دختر نُه ساله شود.

۹. امام صادق(علیه السلام) به مردى فرمود: برو به قاضى بگو: رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

(حد امرأه ان یدخل بها على زوجها ابنه تسع سنین.)۱۹

حد زنى که شوهرش مى تواند با او پیوند زناشویى برقرار کند، دختر نُه ساله است [از نُه سالگى به بعد].

۱۰. امام صادق(علیه السلام) فرمود:

(ثلاث یتزوجن على کل حال: التى لم تحض و مثلها لاتحیض. قال: قلت: و ما حدها؟ قال(علیه السلام): اذا اتى لها اقل من تسع سنین.)۲۰

سه گروه از زنان هستند که عده ندارند: زنى که حیض نشده است و مانند او نیز حیض نمى شوند. راوى گوید: پرسیدم: حد آن چیست؟ حضرت فرمود: هنگامى که کم تر از نُه سال داشته باشد.

روایتى دیگر بمانند این روایت بیان شده است: راوى مى گوید: شنیدم امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(ثلاث یتزوجن على کل حال التى قد یئست من المحیض… و التى تحض و مثلها لاتحیض. قلت: و متى تکون کذلک؟

قال: ما لم تبلغ تسع سنین فانها لاتحیض و مثلها لاتحیض.)۲۱

توضیح: روایاتى که دلالت مى کنند: (صبیه التى لاتحیض مثلها لا عده علیها) بسیارند ولى در این روایت، سن مطرح شده است.

۱۱. از امام رضا(علیه السلام) درباره کنیز کم سنى که بالغ نشده و لازم نیست مرد او را استبرا کند(با خبر شود که حامله است یا خیر) فرمود:

اذا لم تبلغ استبرأت شهر. قلت: و ان کانت ابنه سبع سنین او نحوها مما لاتحمل؟ فقال: هى صغیره ولایضرک ان لاتستبرأها. فقلت: ما بینها و بین تسع سنین؟ فقال: نعم، تسع سنین. ۲۲

هنگامى که بالغ نشده، یک ماه استبرا مى شود. راوى گوید پرسیدم: اگر هفت سال یا مانند آن داشت که امکان حاملگى وجود ندارد چه باید کرد؟ حضرت فرمود: چنین دخترى کوچک است و براى تو ضررى ندارد که استبرا نکنى. سپس گفتم: بین هفت تا نُه سال چطور؟ حضرت فرمود: بله ۹ سال [از ۹ سال به بعد باید روشن شود که حامله است یا نه.]

۱۲ . امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: (ان من دخل بامرأته قبل تسع سنین فأصابها عیب فهو ضامن.)۲۳

کسى که با همسر خود پیش از نُه سالگى پیوند زناشویى برقرار کند و به دختر آسیبى وارد آید، مرد ضامن است.

۱۳ . امام على(علیه السلام) مى فرماید: (من تزوج بکراً فدخل بها فى اقل من تسع سنین فعیبت ضمن.)۲۴

کسى که با دخترى ازدواج کند و پیش از نُه سالگى، با او در آمیزد و به دختر آسیبى وارد آید شوهر ضامن است.

۱۴. از امام صادق(علیه السلام) درباره دختر نابالغى پرسش شد که مردى با او در آمیخته و دختر آسیب دیده و مجراى ادرار، یا نشیمنگاه با واژن او یکى شده است؟ امام فرمود:

(ان کان دخل بها حین دخل بها ولها تسع سنین فلا شیئ علیه و ان کانت لم تبلغ تسع سنین او کان لها اقل من ذلک بقلیل حین دخل بها فافتضها فانه قد افسدها و عطلها على الازواج فعلى الامام ان یغرمه دیتها وان امسکها و لم یطلقها حتى تموت فلاشیئ علیه.)۲۵

اگر هنگام آمیزش، دختر نُه سال داشته، مرد ضامن نیست، ولى اگر نُه سال نداشته، اگرچه اندکى از نُه سال کم تر داشته در صورتى که با او آمیزش شده و دختر آسیب دیده و مجراى ادرار با واژن او یکى شده، در حقیقت، مرد او را فاسد کرده و امکان ازدواج را از او سلب کرده، پس بر امام واجب است که دیه زن را بپردازد و اگر مرد تا پایان زندگى زن، او را نگاه دارد و طلاقش ندهد، چیزى بر مرد نیست.

۱۵ . از امام باقر(علیه السلام) درباره مردى که به زن خود آسیب برساند و مجراى ادرار با واژن او را یکى کند، پرسیده شد، امام فرمود:

(علیه الدیه ان کان دخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین.)۲۶ اگر مرد پیش از نُه سالگى با دختر در آمیزد، باید دیه او را بپردازد.

۱۶ . از امام صادق(علیه السلام)روایت شده که حضرت على(علیه السلام) مى فرمود:

(من وطىء امرأه من قبل ان یتم لها تسع سنین فأعنف ضمن.)۲۷ کسى که قبل از به پایان رسیدن نُه سالگى، با همسر خود درآمیزد و به او آسیب برساند، ضامن است.

۱۷ . امام صادق(علیه السلام)مى فرماید:

(اذا خطب الرجل المرأه فدخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین فرق بینهما و لم تحل له ابدا.)۲۸

هنگامى که مردى با دخترى که نُه ساله نشده ازدواج کند و با او درآمیزد، باید بین آن مرد و همسرش جدایى افکند و آن زن تا ابد بر آن مرد حرام است.

۱۸. از امام باقر(علیه السلام) درباره مردى که با همسر خود درآمیخته و به وى آسیب رسانده پرسیده شد، امام فرمود:

(علیه الدیه ان کان دخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین قال: و ان امسکها و لم یطلقها فلاشیئى علیه ان شاء امسک و ان شاء طلق.)۲۹

اگر آمیزش، پیش از نُه سالگى دختر بوده، مرد باید به او دیه بپردازد. البته اگر زن را نگهدارد و طلاق ندهد، لازم نیست دیه بپردازد. حال اگر خواست او را نگهدارد و اگر خواست او را طلاق دهد.

۱۹. امام على(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا تزوجت البکر بنت تسع سنین فلیست مخدوعه.)۳۰ هنگامى که دختر نُه ساله ازدواج کرد، فریب خورده نیست.

۲۰. از امام صادق(علیه السلام) پرسیده شد: دختر از چه زمانى کودک به شمار نمى آید؟ شش، یا هفت ساله؟ امام فرمود:

(لا ابنه تسع لاتستصبى و اجمعوا کلهم على ان ابنه تسع لاتستصبى الا ان یکون فى عقلها ضعف و الا فهى اذا بلغت تسعا فقد بلغت.)۳۱

خیر، دختر نُه ساله کودک به حساب نمى آید و همگى اتفاق دارند بر این که دختر نُه ساله کودک به شمار نمى آید، مگر آن که در عقل او ضعفى وجود داشته باشد. در غیر این صورت، دختر هنگامى که نُه ساله شد بالغ شده است.

۲۱ . راوى مى گوید: از امام باقر(علیه السلام) پرسیدم:

(متى یجوز للأب ان یزوج ابنه ولایستأمرها؟ قال: اذا جازت تسع سنین فان زوجها قبل بلوغ التسع سنین کان الخیار لها اذا بلغت تسع سنین. قلت: فان زوجها ابوها و لم تبلغ تسع سنین فبلغها ذلک فسکتت و لم تأت ذلک أیجوز علیها؟ قال: لیس یجوز علیها رضاء فى نفسها و لایجوز لها تأب و لاسخط فى نفسها حتى تستکمل تسع سنین و اذا بلغت تسع سنین جاز لها القول فى نفسها بالرضا و التأبى و جاز علیها بعد ذلک و ان لم تکن ادرکت مدرک النساء قلت: افتقام علیها الحدود و تؤخذ بها و هى فى تلک الحال و انما لها تسع سنین و لم تدرک مدرک النساء فى الحیض؟ قال: نعم اذا دخلت على زوجها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و اقیمت علیها الحدود التامه علیها و لها.)۳۲

چه زمانى پدر مى تواند دخترش را شوهر بدهد و با او مشورت نکند؟ امام فرمود: تا زمانى که نُه ساله شود. پس اگر پیش از نُه سالگى او را شوهر بدهد، وقتى او نُه ساله شد در قبول یا رد ازدواج مختار است. راوى گوید: گفتم: اگر پدر، دختر را پیش از نُه سالگى شوهر داد و دختر اطلاع یافت و مخالفت نکرد، آیا این ازدواج بر دختر لازم مى شود؟ امام فرمود: خیر، او قبل از نُه سالگى نمى تواند رضایت دهد یا رد کند، ولى وقتى نُه ساله شد این اختیار را دارد و پس از اختیار، ازدواج قطعى مى شود، اگر چه هنوز حیض نشده باشد. راوى گوید: گفتم: در حالى که نُه ساله شد، ولى حیض نشد آیا حدود بر او جارى مى شود؟ امام فرمود: بله، وقتى وارد بر شوهر شد و نُه سال داشت، کودکى او پایان یافته است، مالش را در اختیارش مى گذارند و حدود علیه او و به سود او اقامه مى شود.

دو روایت نیز ذکر شده که در آن حکم به قطع دست دزد نُه ساله شده، ولى چون در روایت واژه (صبى) آمده و به طور خاص در مورد دختر مطلبى بیان نشده از ذکر آن خوددارى مى کنیم.۳۳

روایت ۷ سال

۱. امام حسن عسکرى مى فرماید:

(اذا بلغ الغلام ثمانى سنین فجائز امره فى ماله و قد وجب علیه الفرائض و الحدود و اذ اتم للجاریه سبع سنین فکذلک.)۲۴

زمانى که پسران هشت ساله شدند، جایز است که در دارایى خود تصرف کنند و واجبات و حدود بر آنها واجب مى شود و همین گونه اند دختران، وقتى که هفت سال آنان تمام شد.

یادآورى

۱. سند روایت ضعیف است.

۲ . اصحاب همگى از آن روى برگردانده و کسى به مضمون آن عمل نکرده است.

۳. احتمال دارد واژه تسع بوده که در نسخه بردارى، در نقطه گذارى اشتباه رخ داده و تبدیل به سبع شده، از این روى، صاحب جواهر این روایت را با واژه (تسع) نقل کرده است.۳۵

روایات ۱۰ سال

راوى مى گوید:

(سئلته عن الجاریه یتمتع منها الرجل؟ قال: نعم الا ان تکون صبیه تخدع. قال: قلت: اصلحک الله و کم الحد الذى اذا بلغته لم تخدع؟ قال: بنت عشر سنین.۳۶

از امام در باره دخترى پرسیدم که مرد از او بهره جنسى مى برد. امام فرمود: بله، مگر آن که دختر فریب خورد. پرسیدم: میزانى که وقتى دختر به آن حد رسید، فریب خورده به شمار نمى آید، چه زمانى است؟ حضرت فرمود: دختر ۱۰ ساله. ۲. امام صادق از پدر بزرگوارش و آن حضرت از على(علیه السلام) روایت کرد که فرمود:

(لا توطأ جاریه لاقل من عشر سنین فان فعل فعیبت فقد ضمن.)۳۷

با دختر کم تر از ده سال همبسترى روا نیست و اگر این کار انجام شد و دختر آسیب دید، مرد ضامن است.

اسماعیل بن جعفر مى گوید:

(ان رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم) دخل بعایشه و هى بنت عشر سنین و لیس یدخل بالجاریه حتى تکون امرئه).۳۸

به درستى که پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) با عایشه آن گاه که دخترى ده ساله بود، ارتباط زناشویى برقرار کرد و ارتباط زناشویى برقرار نمى شود، تا این که دختر، زن به شمار آید.

یادآورى

بسیارى بر این باروند مراد از روایات نُه سال، پایان نُه سال است و منظور از روایات ده سال نیز، ورود در ده سالگى است، پس روایات نُه سال و ده سال، هر دو یک سن را مطرح مى کنند.۳۹

روایت ۱۳ سال

۱. راوى مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: پسر در چه زمانى باید نماز بگزارد؟ امام فرمود:

(اذا اتى علیه ثلاث عشره سنه فان احتلم قبل ذلک فقد وجبت علیه الصلاه و جرى علیه القلم و الجاریه مثل ذلک ان اتى لها ثلاث عشره سنه او حاضت قبل ذلک فقد وجبت علیها الصلاه و جرى علیها القلم.)۴۰

هرگاه سیزده ساله شود. البته اگر پیش از سیزده سالگى محتلم شود، نماز بر او واجب است و قلم تکلیف بر او جارى مى شود. دختر هم مثل پسر است، هرگاه سیزده ساله شد، یا پیش از آن حیض شد، نماز بر او واجب مى شود و قلم تکلیف بر او جارى مى گردد.

سه حدیث دیگر نیز بیان شده که در آن سیزده سالگى مطرح شده است، ولى این سه عام بوده و ذکرى از دختر به طور خاص در آنها به میان نیامده است.۴۱

روایات زمان وقوع حیض

درپاره اى از روایات، واجب شدن برخى از احکام بر دختران، به فرا رسیدن سن خاصى بسته نشده است، بلکه زمان واجب شدن آن احکام را زمانى بیان کرده اند که دختر حائض مى گردد. در حقیقت، روشن ترین نشانه بلوغ جنسى را در دختر زمان واجب شدن پاره اى از کارهاى عبادى یاد کرده اند:

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(على الصبى اذا احتلم الصیام وعلى الجاریه اذا حاضت الصیام والخمار.)۴۲

پسر وقتى محتلم شد، باید روزه بگیرد و دختر وقتى که حیض شد، روزه و پوشش بر او واجب است.

۲. در خبر دیگر آمده:

(على الصبى اذا احتلم الصیام و على المرأه اذا حاضت الصیام.)۴۳

۳. امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(لایصلح لجاریه اذا حاضت الا ان تختمر الا ان لاتجده.)۴۴

دختر از هنگامى که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد، مگر آن که وسیله پوشش نیابد.

۴. راوى از پوشش زن در نماز مى پرسد، امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(و لا یصلح للحره اذا حاضت الا الخمار الا ان لا تجده.)۴۵

آزاد (غیر کنیز) از هنگامى که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد، مگر آن که وسیله پوشش نیابد.

۵ . از امام على(علیه السلام) نقل شده که فرمود:

(اذا حاضت الجاریه فلاتصلى الا بخمار.)۴۶ از هنگامى که دختر حیض شد، نباید بدون پوشش نماز بگزارد.

۶. از امام باقر(علیه السلام) درباره پوشش کنیز پرسیده شد، امام فرمود:

(لو کان علیها لکان علیها اذا هى حاضت و لیس علیها التقنع فى الصلوه.)۴۷

اگر بر کنیز پوشش لازم باشد، این امر از زمانى است که حیض شود….

۷. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید:

(لایقبل الله صلوه جاریه قد حاضت حتى تختمر.)۴۸

خداوند نماز دخترى را که حیض شده نمى پذیرد، مگر آن که با پوشش باشد.

۸. اسحاق بن عمار مى گوید: از امام رضا(علیه السلام) پرسیدم: آیا پسر ده ساله باید حج بگزارد؟ امام فرمود:

(علیه حجه الاسلام، اذا احتلم و کذلک الجاریه علیها الحج اذا طمثت.)۴۹

از هنگامى که محتلم مى شود، بر او حج واجب است و دختر هم از زمانى که خون حیض دید، بر او حج واجب مى شود.

۹. عبدالرحمان بن حجاج مى گوید: از امام کاظم(علیه السلام) پرسیدم: دختر نابالغ، از چه زمانى باید سر خود را از نامحرم بپوشاند و چه زمانى باید در نماز با پوشش باشد؟ امام فرمود:

(لاتغطى رأسها حتى تحرم علیها الصلاه.)۵۰

از زمانى که گزاردن نماز بر او حرام مى شود [ یعنى از زمانى که حیض مى شود.]

۱۰. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اتى على(علیه السلام) بجاریه لم تحض قد سرقت فضربها اسواطاً ولم تقطعها.)۵۱

حضرت على(علیه السلام) درباره دخترى که هنوز حائض نشده و دزدى کرده بود، دستور داد که او را چند تازیانه بزنند، ولى دست او را قطع نکنند.

روایاتى که اشاره به بلوغ دختر دارد

۱. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید:

(ثمانیه لایقبل الله لهم صلاه: منهم المرأه المدرکه تصلى بغیر خمار.)۵۲

هشت گروهند که نماز آنان مورد قبول خداوند واقع نمى شود. یک گروه از آنان دختران بالغ هستند در حالى که نماز خود را بدون پوشش بخوانند.

۲. (… قال سألت ابا عبداللّه(علیه السلام) عن الجاریه الصغیره یزوجها ابوها أ لها امر اذا بلغت؟ قال: لا، لیس لها مع ابیها امر. قال: و سألته عن البکر اذا بلغت مبلغ النساء أ لها مع ابیها امر؟ قال: لیس لها مع ابیها امر ما لم تکبر (تثیب).)۵۳

راوى گوید: از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم که آیا دختر بچه اى که پدرش او را به عقدازدواج دیگرى درآورده است، هنگامى که بالغ شد در امر ازدواج خود اختیارى دارد؟ حضرت فرمود: خیر، با وجود پدرش او دیگر اختیارى ندارد. راوى گوید: سؤال کردم دختر باکره، آن گاه که چون زنان بالغ شد، آیا با وجود پدرش، اختیارى در امر ازدواج خویش دارد؟ حضرت فرمود: مادامى که بزرگ نشده است، با وجود پدرش، اختیارى در امر ازدواج خویش ندارد [در نسخه دیگر: مادامى که با کره باشد….].

نکته: در این موضوع، فقها دیدگاههاى گوناگونى دارند و روایات نیز، در این زمینه گوناگونند بسیارى از فقیهان، به دلیل روایات موجود در این زمینه، اعتقاد دارند: دختر بالغ رشید، گرچه تاکنون ازدواج نکرده و باکره باشد، باید راضى به ازدواج باشد. البته راضى بودن دختر به تنهایى، کافى نیست، بلکه راضى بودن پدر نیز، شرط است، مگر آن که دختر مایل به ازدواج با مردى باشد که در عرف و شرع همتاى او به شمار مى آید و پدر اجازه ندهد که در این صورت، اجازه پدر لازم نیست.۵۴

۳. على بن یقطین مى گوید: از امام رضا(علیه السلام) درباره دختر و پسر سه ساله و یا کوچک تر که به عقد ازدواج دیگرى در مى آید، پرسیدم: وقتى دختر بالغ شد و راضى به این ازدواج نبود، حکم این دختر چیست؟ امام فرمود:

(لابأس بذلک اذا رضى ابوها او ولیها.)۵۵ هنگامى که پدر و یا ولى او به این امر راضى بودند، اشکالى ندارد.

۴. راوى مى گوید از امام باقر(علیه السلام) درباره دختر بچه اى که به عقد پسر بچه اى در مى آید پرسیدم، امام فرمود:

(ان کان ابواهما اللذان زوجاهما جایز ولکن لهما الخیار اذا ادرکا….)۵۶

اگر پدر آن دو، آنان را به عقد ازدواج یکدیگر درآورده اند، این عقد جایز است، ولى این دختر و پسر هنگامى که بالغ شدند اختیار دارند که آن را بپذیرند یا نپذیرند.

۵. (عن محمد بن اسماعیل ابن بزیع قال: سأله رجل عن رجل مات و ترک اخوین وابنه والبنت صغیره فعقد احد الأخوین الوصى فزوج الابنه من ابنه…. فقال: الروایه فیها انها للزوج الاخیر وذلک انها قد کانت ادرکت حین زوجها ولیس لها ان تنقض ما عقدته بعد ادراکها.)۵۷

راوى گوید: مردى از او پرسید درباره مردى که از دنیا رفته و از او دو برادر و یک دختر و یک دختربچه باقى مانده است، آن گاه یکى از دو برادر، که وصى میت است، دختر او را به عقد ازدواج پسر خود در مى آورد [سپس پدر شوهر از دنیا مى رود و برادر دیگر، دختر را به عقدازدواج پسرش در مى آورد….] گفت: روایت در این مسأله این است که: دختر از آن شوهر آخرى است; زیرا هنگام ازدواج بالغ بوده است و دختر نمى تواند ازدواج با مردى را که پس از بلوغ با او ازدواج کرده است، بر هم بزند.

۶. ابى بکر از امام صادق(علیه السلام) از دختر نابالغى مى پرسد که در حال زنا با مردى یافت شده است، امام مى فرماید:

(تضرب الجاریه دون الحد ویقام على الرجل الحد.)۵۸

بر مرد، حد جارى مى شود، ولى بر دختر حد جارى نمى شود، تنها تعزیر مى شود.

روایاتى که اشاره به بلوغ اعم از دختر و پسر دارد

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(لیس على مال الیتیم زکاه و ان بلغ الیتیم فلیس علیه لما مضى زکاه ولا علیه فیما بقى حتى یدرک فاذا ادرک فانما علیه زکاه واحد ثم کان علیه مثل ما على غیره من الناس.)۵۹

ییتیم تا زمان بلوغ، در دارایى پیش خود و یا آنچه از پیش از بلوغ برایش باقى مانده، لازم نیست زکات بپردازد، پس هنگامى که بالغ شد، یک زکات باید بپردازد، سپس حکم او مانند سایر مردم مى گردد.

۲. امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه (وابتلوا الیتامى) مى فرماید:

(من کان فى یده مال بعض الیتامى فلایجوز له ان یعطیه حتى یبلغ النکاح ویحتلم.)۶۰

کسى که مالى از یتیمان نزد او باشد، حق ندارد مال را در اختیار یتیم بگذارد، مگر آن که یتیم به بلوغ جنسى و احتلام برسد.

۳. امام على(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا اسلم الاب جر الولد الى الاسلام فمن ادرک من ولده دعى الى الاسلام فان ابى قتل و ان اسلم الولد لم یجر ابویه و لم یکن بینهما میراث.)۶۱

هنگامى که پدر مسلمان شد، فرزند نیز مسلمان به شمار مى آید. پس هر کدام از فرزندان او بالغ شد، به اسلام فراخوانده مى شود. اگر اسلام را نپذیرفت، به قتل مى رسد، ولى اگر فرزند مسلمان شود پدر و مادر او مسلمان به شمار نمى آید و بین فرزند و پدر و مادر میراثى وجود ندارد.

۴. امام على(علیه السلام) درباره کودکانى که پدرشان کشته شده بود، فرمود:

(انتظروا بالصغار الذین قتل ابوهم ان یکبروا فاذا بلغوا خیروا فان احبوا قتلوا او عفوا او صالحوا.)۶۲

صبر کنید تا بزرگ شوند پس هنگامى که بالغ شدند، تصمیم مى گیرند اگر دوست داشتند قاتل را به قتل مى رسانند، یا مى بخشند و یا مصالحه مى کنند.

۵. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده درباره کودکى که جوان شد و مسیحیت را برگزید، در حالى که پدر و مادرش، یا یکى از آن دو مسلمان هستند، فرمود:

(لایترک ولکن یضرب على الاسلام.)۶۳ این جوان رها نمى شود، ولى براى اسلام مورد ضرب قرار مى گیرد.

۶. امام رضا(علیه السلام) مى فرماید:

(وان الصبى لایجرى علیه القلم حتى یبلغ.)۶۴ بر کودک قلم جارى نمى شود. [گناهان او ثبت نمى گردد] تا زمانى که بالغ شود.

۷. راوى مى گوید از امام صادق(علیه السلام) از پسربچه و دختربچه اى پرسیدم که:

(زوجهما ولیان لهما و هما غیر مدرکین. قال: فقال: النکاح جائز ایهما ادرک کان له الخیار فان ماتا قبل ان بدر کاملا میراث بینهما ولا مهر الا ان یکونا قد ادرکا ورضیا. قلت: فان ادرک احدهما قبل الآخر. قال: یجوز ذلک علیه ان هو رضى. قلت: فان کان الرجل الذى ادرک قبل الجاریه ورضى النکاح ثم مات قبل ان تدرک الجاریه اترثه؟ قال: نعم یعزل میراثها منه حتى ادرک و تحلف بالله مادعاها الى اخذ المیراث الا رضاها بالتزویج ثم یدفع الیهاالمیراث و نصف المهر. قلت: فان ماتت الجاریه ولم تکن ادرکت ایرثها الزوج المدرک؟ قال: لا لان لها الخیار اذا ادرکت. قلت: فان کان ابوها هوالذى زوجها قبل اَن ادرکت؟ قال: یجوز علیها تزوج الاب ویجوز على الغلام والمهر على الاب للجاریه.)۶۵

ولیّ آنان، آن دو را به عقد ازدواج یکدیگر در آورده اند. حضرت فرمود: عقد ازدواج جایز است و هر کدام آنان، زمانى که بالغ شدند، اختیار دارند که ازدواج را بپذیرند یا نپذیرند. حال اگر هر دو قبل از بلوغ بمیرند، از یکدیگر ارث نمى برند و به دختر نیز مَهریه پرداخت نمى شود، مگر آن که بالغ شوند و به ازدواج رضایت دهند. راوى گوید پرسیدم: اگر یکى زودتر از دیگرى بالغ شد، چه حکمى دارد؟ حضرت فرمود: عقد ازدواج براى او اگر راضى به ازدواج باشد، جایز است. پرسیدم: اگر پسر قبل از دختر بالغ شد و راضى به ازدواج شد، ولى هنوز دختر بالغ نشده، پسر از دنیا رفت، آیا دختر از پسر ارث مى برد؟ حضرت فرمود: باید سهم الارث زن از اموال پسر جدا شود و وقتى دختر بالغ شد، بگوید که به ازدواج راضى بوده است، یا نه. البته باید قسم بخورد که به ازدواج [در صورت ادامه حیات پسر] راضى است و علت اعلام رضایت او بهره بردارى از اموال او با عنوان ارث نیست. آن گاه سهم دختر را از ارث مى دهند و نصف مهریه او را نیز از اموال شوهر به او مى پردازند.

راوى گوید پرسیدم: حال اگر دختر پیش از بلوغ از دنیا رفت، آیا پسر که بالغ شده است از دختر ارث مى برد؟ حضرت فرمود: ارث نمى برد; زیرا ممکن است دختر اگر زنده مى ماند، پس از بلوغ به ازدواج رضایت نمى داد. پرسیدم: اگر پدر دختر، او را قبل از بلوغ به عقد ازدواج پسر درآورده باشد، چه حکمى دارد؟ حضرت فرمود: تزویج پدر بر دختر و پسر جایز است و مهریه را باید پدر به دختر بپردازد.

توان جسمانى شرط در واجب بودن روزه

در سه روایت توان جسمى براى روزه شرط شده است:

۱. از امام صادق(علیه السلام) پرسیده شد: کودک از چه زمانى باید روزه بگیرد؟ فرمود:

(اذا قوى على الصیام.)۶۶ هنگامى که توان روزه گرفتن را پیدا کرد.

۲. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا اطاق الصبى الصوم وجب علیه الصیام.)۶۷ هنگامى که کودک طاقت روزه را داشت روزه بر او واجب مى شود.

۳. حضرت على(علیه السلام) فرمود:

(یجب الصلوه على الصبى اذا عقل والصوم اذا اطاق والشهاده والحدود اذا احتلم.)۶۸

نماز هنگامى بر کودک واجب مى شود که عاقل گردد و روزه، آن گاه که طاقت جسمانى پیدا کند و حدود، زمانى که محتلم گردد.

رشد، شرط در داد و ستدها

خداوند در آیه ۶ سوره نساء، افزون بر بلوغ، رشد را نیز در انجامِ داد و ستدها لازم مى داند. روایات نیز به این مطلب اشاره دارند، از جمله:

۱. راوى مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره دختر یتیم پرسیدم: چه زمانى دارایى او را مى توان در اختیارش قرار داد؟ حضرت فرمود:

(اذا علمت انها لاتفسد و لاتضیع. فسألته: ان کانت زوجت. فقال: اذا زوجت فقد انقطع ملک الوصى عنها.)۶۹

هنگامى که دانستى اموال خود را فاسد و ضایع نمى کند….

۲. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(انقطاع یتم الیتیم الاحتلام وهو اشده وان احتلم ولم یؤنس منه رشده وکان سفیهاً او ضعیفاً فلیمسک عنه ولیه ماله.)۷۰

پایان کودکى، زمان محتلم شدن است… اگر کودک محتلم شد، ولى در او رشد نیافتید و سفیه یا ضعیف بود، ولیّ او باید اموال او را نگاهدارى کند.

۳. از امام موسى بن جعفر(علیه السلام) پرسیده شد از یتیم، چه زمانى کودکى او پایان مى پذیرد؟ امام فرمود:

(اذا احتلم و عرف الاخذ و العطاء.)۷۱

هنگامى که محتلم شد و شناخت نسبت به به دست آوردن اموال و بخشیدن آن پیدا کرد.

۴. امام صادق(علیه السلام) درباره سرپرست یتیم مى فرماید:

(اذا قرأ القرآن و احتلم و اونس منه الرشد دفع الیه ماله و ان احتلم و لم یکن له عقل یوثق به لم یدفعه الیه و انفق منه بالمعروف علیه.)۷۲

هنگامى که یتیم قرآن خواند و محتلم شد و در او رشد دیده شد، اموال او به او پرداخته مى شود، ولى اگر یتیم محتلم شد و داراى درک و عقلى که بتوان به آن اعتماد کرد نشده بود، اموال او را به دست او نمى سپارند و از اموال او مخارج او را به نیکى و شایستگى مى پردازند.

احتلام

در پاره اى از روایات، زمان واجب شدن پاره اى از تکالیف بر کودک، از زمان احتلام او مطرح شده است. در بیش تر این روایات، نشانه هایى وجود دارد که روشن مى سازد مراد از احتلام، خارج شدن منى از پسران است و دختران منظور نیستند، از جمله: تقابل و رویارویى که بین حیض و احتلام در متن پاره اى از این روایات به چشم مى خورد از نظر پزشکى نیز احتلام در دختران پیش از ازدواج، بسیار کم رخ مى دهد.

شاید بتوان گفت: به دلیل بسیار کم بودن احتلام در دختران، مراد از حلم در روایات، محتلم شدن پسران باشد. شمارى از فقها به این روایات استناد کرده و آن را به دختران نیز گسترانده اند. از جمله روایتى که در این بحث مى تواند مورد استفاده قرار گیرد این حدیث شریف است:

على(علیه السلام) مى فرماید:

(ان القلم یرفع عن ثلاثه: عن الصبى حتى یحتلم وعن المجنون حتى یفیق وعن النائم حتى یستیقظ.)۷۳

به درستى که قلم تکلیف از سه گروه برداشته شده است: از کودک تا زمانى که محتلم شود، از دیوانه تا زمانى که عاقل گردد و از کسى که در خواب است تا زمانى که بیدار شود.

روایاتى چند اشاره به این مطلب دارند: کارهاى گوناگون فردى و اجتماعى در یک زمان، بر فرد لازم و واجب مى گرد و جداسازى بین زمان واجب شدن کارهاى عبادى و زمان واجب شدن کارهاى اجتماعى وجود ندارد.

اکنون به نمونه هایى از این روایات اشاره مى گردد:

۱. روایاتى که نوشتن خوبیها و بدیها را در یک زمان، دانسته، یا پایان کودکى را یک زمان بیان کرده و یا کارهاى عبادى و اجتماعى را جدا جدا یادآور شده و براى همگى یک زمان را در نظر گرفته اند، مانند روایات: ۲، ۴، ۵، ۲۰، ۲۱و ۶ از روایات نُه سال، روایات ۱ و ۲ از روایات ۱۳ سال و روایت ۶ از روایات بلوغ جنسى در دختر و پسر و حدیث رفع (حدیث احتلام).

۲. امام رضا(علیه السلام) درباره زمان بلوغ مى فرماید:

(ما اوجب على المؤمنین الحدود.)۷۴ زمان بلوغ آن هنگام است که حدود بر مؤمنان واجب مى گردد.

۳. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(انما یجب ان یصلى على من وجبت علیه الصلاه و الحدود و لایصلى على من لم تجب علیه الصلاه و لا الحدود.)۷۵

نماز میت از زمانى بر کودک واجب مى شود که نماز بر خود او واجب شده و حدود نیز بر او واجب باشد و بر کسى که هنوز نماز و حدود واجب نشده، واجب نیست که نماز میت گزارده شود.

جمع بندى آیات و روایات

در آیات، آنچه از کارهاى واجب عبادى و اجتماعى به آن اشاره شده، زمان جایز بودن تصرف در اموال است که آن هم از هنگام بلوغ نکاح و هرگاه که رشد فرد ثابت شد، خواهد بود. در روایات هر چند بحثهایى چند در سند و نیز دلالت آنها وجود دارد، ولى با فرض امکان استناد به آنها مى توان مطالب یاد شده را در روایات، بدین گونه دسته بندى کرد:

روایات ۹ سال: دست کم ۲۱ روایت داریم که دلالت بر نُه سال مى کنند. سند حدود ده روایت صحیحه است، در صورتى که روایات هفت سال و ده سال نیز، همان پایان نُه سال را مورد نظر داشته باشند، شمار این روایات، به بیست وچهار مى رسد که البته ممکن است پاره اى از روایاتى که محتواى بسیار همانند دارند و داراى سندهاى گوناگونند، جدا جدا به شمار آیند که در این صورت، شمار روایات بیش تر از این خواهد بود.

الف. ده روایت بیان مى کنند: با دختر از نُه سالگى مى توان آمیزش کرد و اگر مردى با زن خود، پیش از نُه سالگى آمیزش داشته باشد و زن آسیب ببیند مرد ضامن است و احکامى علیه او اجرا مى گردد.

ب. پنج روایت بیان مى کنند: حدود به سود دختر نُه ساله و علیه او اجرا مى گردد.

ج. چهار روایت بیان مى کنند: دختر نُه ساله دیگر کودک به شمار نمى آید و نُه سالگى حد بلوغ دختر است.

البته یکى از این روایات اشاره مى کند: دختر نُه ساله تنها اگر کم خرد باشد، کودک به شمار مى آید.

د. دو روایت بیان مى کنند: از نُه سالگى کارهاى نیک و گناهان دختر ثبت مى شود و در برابر گناهان کیفر مى بیند.

هـ. یک روایت نیز نُه سال را زمان واجب شدن کارهاى عبادى بیان داشته است.

و. سه روایت بیان مى دارند: دختر از نُه سالگى مى تواند در اموال خویش تصرف کند (البته به قرینه آیه ها و روایات دیگر، به شرط آن که رشد فکرى جهت انجام دادوستدها را هم داشته باشد).

ز. دو روایت بیان مى دارند: تـا پیـش از نُه سالگـى امکـان حیـض دختر وجـود ندارد. یک روایت مى گوید: امکان پدید آمدن حیض، از نُه سالگى است. یک روایت بیان مى کند: حکم به حاملگى دختر پیش از نُه سال نمى توان کرد، از این روى عدّه و استبرا ندارد.

ح. یک روایت مى گوید: دختر نُه ساله در ازدواج خویش فریب خورده نیست.

ط. یک روایت مى گوید: دختر اگر پیش از نُه سال توسط ولیّ خود به عقد ازدواج کسى درآمده باشد، پس از نُه سالگى مى تواند این ازدواج را بپذیرد، یا نپذیرد.

روایت ۷ سال: تصرف در اموال و واجب شدن کارهاى عبادى و اجراى حدود را از این زمان به بعد مى داند.

روایات ۱۰ سال: سه روایت است که یک روایت مى گوید: از این زمان به بعد دختر فریب خورده به شمار نمى آید و دو روایت مى گویند: با دختر کم تر از ده سال نباید آمیزش کرد.

روایات ۱۳ سال: واجب شدن نماز و جارى شدن قلم تکلیف بر دختر را از این سن و یا از زمان پدید آمدن حیض، در صورتى که پیش از سیزده سال رخ داده باشد، مى دانند.

روایات حیض: ده روایت در این باره وجود دارد:

الف. چهار روایت: زمان واجـب شدن پوشش، از زمـان وقـوع حیـض به بعد مى باشد.

ب. چهار روایت: زمان واجب شدن حجاب در نماز، از زمان وقوع حیض به بعد است.

ج. دو روایت: زمان واجب شدن روزه از زمان وقوع حیض به بعد است.

د. یک روایت: زمان واجب شدن حج از زمان وقوع حیض به بعد است.

هـ. یک روایت: مى گوید امـام(ع) قبـل از این زمـان، بر دختر حـدود را اجـرا نکرده است.

روایات بلوغ دختر: در این باره، پنج روایت وجود دارد:

الف. یک روایت: واجب شدن حجاب در نماز، از زمان بلوغ دختر به بعد است.

ب. سه روایت: درباره پذیرفتن و نپذیرفتن دختر ازدواج کودکى خود را از سوى پدر یا ولى.

ج. یک روایت: در این باره که دختر بالغ نمى تواند ازدواج خود را بر هم زند.

روایات بلوغ کودک: دراین باره هفت روایت وجود دارد:

الف. یک روایت مى گوید: پس از بلوغ کودک، پرداخت زکات بر او واجب مى شود.

ب. دو روایت مى گوید: حد مرتد پس از بلوغ کودک اجرا مى شود.

ج. یک روایت مى گوید: کودک پس از بلوغ علیه دیگران حد را مى تواند اجرا کند.

د. یک روایت مى گوید: پس از بلوغ کودک او مى تواند در اموال خودتصرف کند.

هـ. یک روایت مى گوید: کودک وقتى بالغ شد، مى تواند نسبت به ازدواج زمان کودکى خویش تصمیم بگیرد.

و. یک روایت مى گوید: از زمان بلوغ کارهاى فرد ثبت مى گردد.

آراى فقیهان

فقیهان در بیان آراى فقهى خود، به طور معمول در کتاب (الحجر) و گاه در کتاب الصلاه یا صوم یا زکات یا حج، یا تجاره یا نکاح یا حدود و قصاص و بسیار کم در جاهاى دیگر، به بحث بلوغ پرداخته اند که سعى مى شود آراى فقهاى معروف از ابتداى عصر غیبت، به گونه مختصر ذکر شود.

یادآورى:

۱. واژه بلوغ در آراى فقهى یاد شده در جدول زیر، به معناى زمان واجب شدن کارهاى شرعى است.

۲. فقیهان که چند نشانه براى بلوغ یاد کرده اند، هر نشانه را که زودتر واقع شد، نشانه شروع کارهاى واجب مى دانند.

با بررسى آراى فقیهان روشن گردید:

۱. همگان سن را به عنوان حد بلوغ مطرح کرده اند. البته شیخ مفید تنها در بحث واجب بودن روزه، زمان آن را وقوع حیض بیان کرده. شیخ صدوق نیز در دو کتاب خود، واجب شدن روزه و حجاب را از زمان حیض به بعد یاد کرده است.

۲. شمارى افزون بر سن، حیض را نیز، به عنوان زمان بلوغ; یعنى زمان واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى مطرح کرده اند، ولى گفته اند: خونى که دختر پیش از نُه سالگى ببیند، خون حیض نیست. بنابراین، در همه دختران، نُه سالگى زمان واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى است، حال چه در همان نُه سالگى حیض شوند، یا پس از آن. (فایده ذکر حیض در جایى است که سن فردى روشن نباشد.)

آنان که احتلام یا رویش موى خشن بر شرمگاه یا حمل را مطرح کرده اند، در صورت تقدم سن، نُه سالگى دختر را زمان وجوب تکالیف دانسته اند.

۳. سن واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى را بر دختر، همه، نُه سال بیان داشته اند، به جز شیخ طوسى و ابن حمزه که در برخى کتابهاى خویش، نُه سال و در برخى دیگر ده سال را مطرح کرده اند و البته شیخ طوسى در مبسوط پانزده سال را هم بیان کرده است.

یکى از آقایان، دررساله عملیه خود، سیزده سال را در صورتى که نشانه حیض یا رویش موى خشن بر شرمگاه پیش از آن واقع نشده باشد، زمان واجب شدن تکالیف ذکر کرده است.۱۱۵

۴. فیض کاشانى نیز، رأى خاصى دارد:

آن گونه که صاحب جواهر نیز بیان داشته، همه فقهاى شیعه و اهل سنّت، یک زمان را زمان واجب شدن تکالیف دانسته اند و بین تکلیفهاى گوناگون فرق قائل نشده اند.۱۱۶

در این موضوع، فیض کاشانى رأیى جداگانه داشته، روزه را در سیزده سالگى یا زمان وقوع حیض قبل از سیزده سال و حدود را نُه سالگى، واجب و وصیت و عتق را در ده سالگى جایز دانسته است.

یکى از آقایان، در معاملات (بیع، اجاره، وصیت، عتق، طلاق) ده سالگى را به شرط رشد فکرى، در حدود شرعى و تعزیرات، رسیدن به حد زنانگى و در کارهاى عبادى (نماز، روزه، حج و…) سیزده سالگى یا حیض را زمان واجب شدن این کارها دانسته است.۱۱۷

۵. مراجع تقلیدِ زمان ما، همگى، نُه سال را زمان واجب شدن همه تکالیف مى دانند. این مراجع عبارتند از: آیات عظام: خمینى، خویى، اراکى، نجفى مرعشى، گلپایگانى، صدر، خامنه اى، فاضل لنکرانى، وحید، شبیرى زنجانى، تبریزى، بهجت، مکارم و سیستانى.۱۱۸

بررسى دلیل‌هاى فقیهان۱۱۹

دلیلهاى باورمندان به واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى پس از پدید آمدن حیض:

۱. آیه، در بیان بلوغ، سن را مطرح نکرده است و اگر سن نشانه بود، باید ذکر مى شدزیرا واپس انداختن بیان از وقت نیاز، نکوهیده و نادرست است.

۲. آیه (نساءکم حرث لکم) مفید این معناست که تا وقتى به طور طبیعى شایستگى تولید فرزند در زنان نباشد، شایستگى ازدواج ندارند.

۳. از پیامبر(ص) روایتى در مورد سن نداریم و به دلیل نکوهیدگى واپس انداختن بیان از وقت نیاز، اگر سن بلوغ تشریع دینى بود، باید در زمان پیامبر(ص) بیان مى شد.

۴. روایات بسیارى زمان حیض را به عنوان زمان واجب شدن پاره اى از تکالیف مطرح کرده اند.

۵. روایاتى بلوغ را درپاره اى از تکالیف مطرح کرده اند.

۶. روایاتى احتلام را به میان آورده اند.

۷. در روایات، سنهاى گوناگونى بیان شده است: ۹، ۱۰ و ۱۳ پس ملاک، حیض است که نسبت به افراد گوناگون، فرق مى کند.

۸. قید (ذلک انها تحیض) در روایت دوم از احادیث نُه سال.

ادامه دارد…

سن ازدواج دختران (۲)

زهرا آیت الهى

سن ازدواج در قانون

چند سالى است که قانون سن ازدواج دختران از ۹ سالگى به بعد، در مقاله ها و سخنرانی‌ها مورد انتقاد قرار مى گیرد. گاه در این مطلب که دختر در نُه سالگى مکلف مى شود خدشه وارد مى شود و گاهى به مسأله سن قانونى ازدواج دختران در نُه سالگى. در این میان، نمى توان فشارهاى بین المللى بر قانونهاى داخلى پاره اى کشورها، از جمله ایران را نادیده گرفت. تلاش گسترده اى براى همسان کردن قانونهاى داخلى کشورها، با مصوبات سازمان ملل، که بیش تر توسط کشورهاى غربى تدوین گردیده و سپس تصویب گردیده، وجود دارد. اینان اصرار بر تغییر قانون سن ازدواج سازوار با قانونهاى سازمان ملل متحد دارند.

در مصوبات سازمان ملل، تأکید بر ممنوع بودن ازدواج کودکان است و کودک نیز به هر فردى که کم تر از هجده سال دارد، اطلاق مى شود. در کنفراس جهانى زن در پکن، در سال ۱۳۷۴؛ یکى از دستورالعملهایى که در (سند عمل) براى همه مردم جهان صادر شد عبارت بود از:

ـ تأکید بر تدوین قانونها و آیینهایى که به طور دقیق، دست کم سن ازدواج و هماهنگى براى ازدواج را تعیین کند.۱۲۶

در سند کنفرانس بیان شده است: به حکم ماده ۲۹۷ هر چه زودتر و تا پایان سال ۱۹۹۵ دولتها باید با رایزنى با سازمانهاى مربوط و سازمانهاى غیر دولتى اجراى هدفهاى سند کنفرانس را شروع کنند.

در بند ۳۰۵ آمده است: سند باید با اقدام کلیه سازمانها و ارگانهاى نظم سازمان ملل در دوره بین ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ اجرا شود.

در پایان کنفرانس، دبیر کل سازمان ملل در پیام پایانى خود گفت: سازمان ملل مسؤول اجراى مصوبات پکن و سند نهایى آن است و باید اجرا شود.

یکى از امورى که سند کنفرانس پکن تأکید فراوان بر آن دارد؛ پیوستن بى قید و شرط دولتها به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که دولتها وقتى آن را به تصویب رساندند، برایشان حکم قانون دارد و باید آن را اجرا کنند.

در بخش چهارم ماده پانزدهم کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان آمده است:

(نامزدى و ازدواج کودک هیچ اثر قانونى ندارد و کلیه اقدامات ضرورى، از جمله وضع قانون براى تعیین حداقل سن ازدواج و اجبارى کردن ثبت ازدواج در دفاتر رسمى مى بایست، به عمل آید.)

مقصود از کودک در قوانین بین المللى افراد زیر ۱۸ سال است. کنوانسیون حقوق کودک که در سال ۱۹۸۹ میلادى در ۵۴ ماده تدوین شد و در سال ۱۹۹۰ به مرحله اجرا در آمد و ایران نیز در سال ۱۳۷۳شمسى آن را پذیرفته و مجلس شوراى اسلامى آن را به صورت مشروط تصویب کرده، یکى از این مجموعه قوانین چنین است. در ماده یک این کنوانسیون آمده:

ماده ۱- تعریف کودک: کسى که کم تر از هجده سال داشته باشد.

هر کشور که پیمان حقوق کودک را بپذیرد باید به اجراى آن گردن نهند و پس از دو سال از پذیرش آن، باید گزارشى از وضعیت کودکان آن کشور و چگونگى اجراى پیمان حقوق کودک را به کمیته بین المللى پیمان حقوق کودک ارائه دهد. از جمله خلاصه عملکرد کشورها از سال ۱۹۹۰ تا پایان سال ۱۹۹۶ که به سازمان ملل ارائه شده است، تدوین قانونهاى جدید یا اصلاح قانونهاى قبلى در پیوند با پیمان حقوق کودک، در سى و پنج کشور است که در زمره این قوانین قانون، سن بلوغ است.

در چند سال اخیر در ایران، سمینارهاى گوناگونى که برگزار شده است، به مواد قانون مدنى در ارتباط با سن ازدواج خرده گیریهایى شده و در این سمینارها، خواستار بالا رفتن سن ازدواج دختران تا ۱۵ یا ۱۸ سالگى شده اند، به نمونه هایى از این سمینارها اشاره مى شود:

۱- در تیر ماه ۱۳۷۵ کارگاه مشورتى بررسى سلامت دختران نوجوان و جوان به همت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى برگزار شد.

در این کارگاه، یکى از گزاره هایى که با عنوان مشکلات دختران نوجوان مطرح شد، عبارت است از قانونى بودن ازدواج دختران در سن بلوغ (۹ سال تمام قمرى = ۸ سال و ۸ ماه و ۲۷ روز شمسى) و عنوان دیگر:

ـ ازدواج در سنهاى پایین و پیش از رسیدن به بلوغ اجتماعى.

در نهایت، در این سمینار، در بخشى از استراتژیها جلب حمایت مراجع سیاستگذارى و قانونگذارى مطرح گردید، تا در زمینه بازنگرى قانون مدنى، تعیین سن مناسب ازدواج و بارورى، قضاوت کارشناسى در مورد مباحث سن تکلیف و ازدواج، بر داشتن بازدارنده هاى موجود در بهداشت بارورى نوجوانان (مواد قانونى ۱۰۴۱ و ۱۱۶۹) تلاش ورزند.

۲- سمینار (حقوق کودک) در آبان ۱۳۷۶ توسط انجمن ملى حمایت از حقوق کودکان در ایران با همکارى یونیسف برگزار شد، در پایان این سمینار موادى تصویب شد و خواهان اجراى آن شدند. نخستین ماده آن عبارت است از:

افزایش سن بلوغ بر مبناى ماده اول کنوانسیون حقوق کودک

خالى از لطف نیست که به چند ماده دیگر از مصوبات این سمینار اشاره شود:

۹- تدریس حقوق کودک بر مبناى اصول مندرج در کنوانسیون حقوق کودک در دانشکده هاى حقوق و دوره هاى کارآموزى قضاوت و وکالت.

۱۰- آموزش حقوق کودک بر مبناى اصول پذیرفته شده در کنوانسیون حقوق کودک به عموم مردم، بویژه اولیا و مربیان، معلمان و کودکان.

۱۱- اشاعه کنوانسیون حقوق کودک از طریق رسانه هاى گروهى.

۳- انجمن همبستگى زنان طى سه دوره سمینار، زیر عنوان: مرورى بر حقوق زنان در قانون مدنى ایران در اواخر سال ۷۶ و ابتداى سال ۷۷ برخى مواد قانون مدنى را مورد انتقاد قرار داد و سپس با انتشار بیانیه اى خواستار تغییر برخى از قانونهاى مربوط به زنان در قانون مدنى شد. در این بیانیه با اشاره به پاره اى از مواد مانند ماده ۱۰۴۱ و ۱۲۱۰ قانون مدنى که مربوط به سن ازدواج دختران است، به روشنى بیان شده است: هرکس داراى ۱۸ سال تمام نباشد در حکم غیررشد است.۱۲۷

انجمن همبستگى زنان پیشنهادهاى اصلاحى خود را در قانون مدنى در اردیبهشت ۱۳۷۶ به دفتر ریاست جمهورى، جهت بررسى در هیأت دولت ارائه داد. افزون بر این موارد، در سمینارهاى دیگرى نیز سن ازدواج در قانون مدنى مورد انتقاد قرار گرفته و خواستار تغییر در این ماده قانونى شده اند، مانند: کارگاه آموزشى، مشورتى سلامت بلوغ دختران در دى ماه ۱۳۷۵ و…

در مجلّه ها و روزنامه ها نیز، بارهاى بار، به این ماده قانونى اشکال واردشده و خواستار تغییر این ماده قانونى شده اند.

البته نکته بسیار جالب توجه اینکه در پیشنهاد براى تغییر این قانون، به آیات و روایات اشاره مى گردد و نیز فتواى فقهى آیه الله صانعى، سن ۱۳ سال، بسیار مطرح مى گردد. ولى نتیجه نهایى از این مباحث پیشنهاد تغییر قانون از ۹ به ۱۵ یا ۱۸ سالگى است، که هیچ آیه و روایتى به آن اشاره ندارد.

در مجامع بین المللى، ایرانیان شرکت کننده، درباره سن ازدواج، مورد انتقاد قرار مى گیرند. یکى از خواهران مسؤول ایرانى که دراجلاس کمیسیون مقام زن در سال ۷۷، شرکت مى کند و در پاسخ خبرنگار زن روز که مى پرسد: آیا درباره سن بلوغ هم در اجلاس صحبت شد؟ مى گوید:

(آنها سن بلوغ نمى گویند؛ زیرا تکلیف و عبادت براى ما مهم است. آنها به سن ازدواج اشاره مى کنند که قطعنامه اى هم بود و بنده مجبور شدم توضیح دهم که ما انواع بلوغ داریم: بلوغ سیاسى، بلوغ عبادت، بلوغ ازدواج، بلوغ اجتماعى و تفاوت هر یک را بیان کردم. در عین حال آنها بر سن ۱۸ سال تصریح کردند. در آن جا گفته شد: هر کس زیر ۱۸ سال سن دارد کودک نامیده مى شود. این موضوع هم با تلاش کارشناسان به این شکل تغییر کرد که با استناد به سند پکن که سن روشنى قید نکرده عمل شود. اما درباره بلوغ و سن ازدواج، با استناد به سخنرانى اخیر مقام معظم رهبرى که فرمودند:

تأکید مى کنم بر مسئله ازدواج، در برخى شهرها که دختران را در سن پایین و خلاف میلشان وادار به ازدواج مى کنند و دستور فرموده بودند که قوانین مانع این کارها بشود، سخن گفتم که بسیار مورد توجه قرار گرفت. آنها مى دیدند که جمهورى اسلامى ایران، با ازدواج تحمیلى در سن پایین و ازدواج زودرس مخالف است و در آن جا آمارى ارائه کردیم که این حداقل سن در قانون مدنى است در حالى که میانگین سن ازدواج براى زنان ۲۲ و براى مردان ۲۴ سال است.)۱۲۸

در این اواخر، پس از سخنرانى مقام معظم رهبرى در استان هرمزگان و نصیحت و ارشاد مردم آن استان که: دختران خود را در سن پایین، به زور شوهر ندهند،۱۲۹ بسیارى، سخنان ایشان را حمل بر مخالفت با ازدواج در سن پایین و در نتیجه اعتراض به قانون جایز بودن ازدواج از ۹ سالگى کردند.

از این روى، شوراى فرهنگى ـ اجتماعى زنان وابسته به شوراى عالى انقلاب فرهنگى از دفتر ایشان درخواست توضیح بیش تر کرد و ایشان فرمود:

(نظر این جانب به اجبار بر ازدواج است که قاعدتاً در مورد سنین پایین محتمل تر است و گرنه اگر اجبارى درکار نباشد، ازدواج در سن تکلیف شرعى مانع ندارد.)

بلوغ دختران۱۳۰

به هنگام تولد، کلیه اعضاى جنسى و مراکز فعالیت این اعضا وجود دارند. هیپوتالاموس، هیپوفیز، تخمدان، رحم، لوله ها و فرج همه سالم و بالقوه آمادگى هیجان، انگیزش و تلاش دارند، ولى تا سالها در خواب و آرامش هستند، تا این که مرکزهایى در مغز، تکامل یافته و فرمانهاى لازم را به هیپوتالاموس صادر کند. با صدور این فرمان، هیپوتالاموس سبب جنب و جوش غده هیپوفیز، و ترشح هورمونهاى گونادوتروپ FSH و LH مى گردد و این هورمون، به نوبه خود سبب جنب وجوش تخمدان، رشد و تکامل تخم و بستر رحم و قاعدگى ماهانه مى گردد.

اندازه تخمدانها تا پنج سالگى ثابت است، تا این که رشد تخمدانها برابر افزایش سن آغاز مى شود. بین سالهاى ۶تا ۸ سالگى، حجم کلى رحم افزایش چشمگیرى پیدا مى کند. با ترشح هورمونهاى استروئیدى جنسى، رشد پستانها، دستگاه ژنیتال، موهاى جنسى و ساختمان جسمانى، انگیخته مى شود.

سن بروز دگرگونیهاى بدنى دوره بلوغ، بسیار است، نخستین دگرگونى بدنى در دختران، شروع رشد پستانها (تلارک) و یا آغاز رشد موهاى زهار (پوبارک) است. سن شروع تلارک و پوبارک دگرگون شونده است. ۱ ۲/۳ سال به درازا مى کشد تا از شروع رشد پستانها، (منارک) (نخستین حیض یا عادت ماهیانه) ظاهر شود. منارک در پى یک سیکل بدون تخمک گذارى رخ مى دهد. اما چنانچه نخستین سیکل تخمک گذارى انجام شود، امکان حامله شدن فرد بدون بروز نخستین قاعدگى وجود خواهد داشت. به طور معمول، مراحل بلوغ در دخترها حدود ۴/۵ سال به طول مى انجامد و مدتها پس از نخستین قاعدگى تخمک گذارى آغاز مى گردد. از این روى، خونریزى آغازین دختران، به طور معمول به سامان نیست و بیش از ۸۰% قاعدگیهاى سال اول بدون تخمک گذارى هستند، ولى ظرف ۱۸ ماه پس از منارک (نخستین قاعدگى) بیش تر سیکلهاى قاعدگى با تخمک گذارى همراه مى شوند. هر چند ممکن است تخمک گذارى در ۲۵% تا ۵۰% نوجوانان تا چهار سال پس از نخستین قاعدگى اتفاق بیفتد. عوامل بسیارى بر شتاب یا پس افتادن بلوغ تأثیر مى گذارند. این عوامل عبارتند از: نوع تغذیه، وراثت، دورى یا نزدیکى به خط استوا.

در ضمن هیجانها و جنب وجوشهاى شدید بدنى، کاهش محتواى چربى بدن، بیماریهاى مزمن و سوء تغذیه و نیز ساکن بودن در مناطق بالا، بلوغ را واپس مى اندازد. عوامل اجتماعى و فرهنگى نیز در شتاب بلوغ کارگر خواهد بود.

درجهان، بلوغ در بین دختران معمولاً بین سالهاى ۹ تا ۱۶ سالگى اتفاق مى افتد و اگر قاعدگى پیش از نُه سال پدید آید یا پس از شانزده سال هنوز واقع نشده باشد، غیرطبیعى خواهد بود.

در قرن گذشته در آمریکا و تمام کشورهاى صنعتى، میانگین سن آشکار شدن بلوغ و سن نخستین قاعدگى (منارک) پیوسته در حال کاهش بوده است. علت این امر را در بهبود وضعیت تغذیه و بالا رفتن سطح بهداشت عمومى و نیز دگرگونى شیوه زندگى مردم دانسته اند. به عنوان نمونه بین سالهاى ۱۸۵۰ تا ۱۹۶۰ در اروپاى غربى، در برابر هر ده سال، ۴ ماه سن بلوغ دختران کاهش یافته است.

بلوغ، به طور معمول از شتاب رشد بدن شروع مى شود و حدود یک سال پیش از قاعدگى به حداکثر مى رسد. پیدایش نخستین قاعدگى آخرین مرحله بلوغ است که سرعت رشد قد، پس از آن کندتر شده و تا ۱۸ سالگى بیش از ۶ سانتى متر نخواهد بود. از این روى شایستگى رشد دختران در مراحل بعد از منارش (عادت ماهیانه) محدود مى شود. رشد ناگهانى بدن به واقع بازتابى است از فرآیند فراگیرترى که دربرگیرنده افزایش توده عضلانى و رشد کم وبیش تمام اندامهاى داخلى مى شود. این سیرها هم به هورمون رشد و هم به استروئیدهاى جنسى وابسته اند. نخستین دگرگونى در رحم، افزایش طول جسم آن است، سپس عرض و ضخامت جسم و گردن رحم هر دو افزایش مى یابد. این سیر، بین ۷ تا ۹ سالگى آغاز مى شود. به طور معمول، در ۱۲ سالگى سطح مقطع رحم به cm 24 مى رسد.با سونوگرافى مى توان دید که بدون فاصله، پیش از بروز منارک(قاعدگى) به سرعت بر ضخامت آندومتر افزوده مى شود. واژن (فرج) نیز مانند رحم، بافتى است که نسبت به استروژن واکنش نشان مى دهد. طى دوره بلوغ، استروژن که به تازگى بر غلظت آن افزوده شده، رشد کلى واژن و رشد بافت پوششى آن را بر مى انگیزد. لبهاى کوچک و بزرگ هر دو با افزایش اندازه و ضخامت به استروژن پاسخ مى دهند. در همین زمان ضخامت پرده بکارت و سوراخ آن نیز تا قطر حدود یک سانتى متر زیاد مى شود.

با شروع دوره بلوغ، ترشخ غدد و هورمونها، افزون بر اثرظاهرى در اندامها و بدن، اثرهایى بر روى احساس و انگیزه نوجوان مى گذارد؛ از این روى روان پزشکان بر این باورند انگیزه جنسى را آندروژن خاص مانند تستسترون شعله ور مى سازد که در دوره نوجوانى سطح آن بالاتر از تمام دوران زندگى است. در میانه هاى دوره نوجوانى، جریانهایى مربوط به سکس، تصویر زن، حاملگى، نقشهاى کلیشه اى مرد و زن، ذهن پسران و دختران نوجوان را به خود مشغول مى سازد .

اواخر دوره نوجوانى نیز، دوره احساسها و هیجانهاى قوى با جنس مخالف است. افزون بر پیدایش احساسها و هیجانهاى جنسى و گرایش شدید نسبت به جنس مخالف، در دوران نوجوانى، دگرگونیهاى روانى دیگرى نیز در نوجوان ایجاد مى گرد.

روان شناسان دگرگونیهاى دوران نوجوانى را چنین برشمرده اند:

* تفکر در این دوره بیش تر انتزاعى، مفهومى، منطقى و آینده گراست. احساسها جنسى (عشق) و گرایش جنسى در این دوران شکوفا مى گردد.

* دوره نوجوانى با دو مفهوم استقلال طلبى و کسب هویت همراه است و فرد مى کوشد از شخصى وابسته به فردى مستقل تبدیل گردد. بسیارى از نوجوانها آفرینندگى در خور توجهى از خود نشان مى دهند.

* یکى دیگر از ویژگیهاى دوران نوجوانى آشفتگى است.

با توجه به آنچه تجربه هاى بشرى دریافته است، امکان پدید آمدن حیض (منارک) آخرین نشانه بلوغ در دختران از نُه سالگى است و این امر اختصاص به مکان خاصى ندارد. هر چند میانگین زمان پدید آمدن این پدیده در دختران فرق مى کند. در بسیارى از کشورها از جمله ایران، ۱۳ سال و در برخى دیگر ۱۲ یا ۱۴ و گاه ۱۵ سال است. با پیدایش بلوغ در دختران، میل جنسى در آنان پدید مى آید و شدت مى یابد و این دوران پرهیجان نوجوانى دختران، براى کشورهایى که سن ازدواج را از نظر قانونى بالا برده اند، بسیار مشکل آفرین شده است.

در این شرایط، قانونهاى اجتماعى، کارآیى خود را از دست مى دهند و دختران بر خلاف قانون موجود در کشور خویش(محدود بودن سن ازدواج) تن به پیوندهاى خارج از حریم قانون مى دهند. آمار موجود در کشورهاى اروپایى و آمریکایى که نشان دهنده پیوند جنسى دختران و پسران در زیر سن ازدواج است این مطلب را تأیید مى کنند. به نمونه هایى از این آمار که محققان آمریکایى ارائه کرده اند، اشاره مى شود:

* در آمریکا در سال ۱۹۸۴، ۹۹۶۵ زایمان مربوط به دختران زیر ۱۵ سال بود (پایین تر از سن قانونى ازدواج) و این غیر از سقط جنینهایى است که توسط دختران زیر ۱۵ سال واقع مى گردد. هر ساله در آمریکا حدود ۴۰۰/۰۰۰ سقط جنین در زنان کم تر از ۲۰ سال صورت مى گیرد که بیش تر درنوجوانان مجرد است۱۳۳-

ممنوع بودن ازدواج در بخشى از سالهاى پرهیجان جنسى در آمریکا سبب عادى شدن پیوندهاى جنسى خارج از کانون خانواده در سالهاى دیگر نیز شده است؛ از این روى، پژوهشگران آمریکایى مى گویند:

(تخمین زده مى شود در آمریکا ۷۰% زنان مجرد ۱۹ ساله و ۸۰ تا ۹۰% مردان جوان مجرد مقاربت جنسى داشته اند.)۱۳۴

(آمارها نشان مى دهد ده سال قبل، سن میانگین براى نخستین رابطه جنسى در آمریکا ۱۸ سال بود و تنها ۵۵% دخترها تا آن سن رابطه جنسى را تجربه کرده بودند و اکنون میانگین سن براى نخستین رابطه جنسى در دختران آمریکایى ۱۶ سالگى است [این بدین معناست که حدود نیمى از دختران آمریکایى پیش از سن قانونى ازدواج، نخستین رابطه جنسى را تجربه کرده اند] و در حال حاضر ۸۰% پسرها و ۷۰% دخترها تا ۱۹ سالگى رابطه جنسى کامل را پشت سرگذاشته اند.)۱۳۵

فراوانى روابط جنسى دختران و پسران در زیر سن قانونى ازدواج، کارشناسان آمریکایى را بر آن داشته است تا در برخى از قانونهاى خود استثنائاتى را قائل گردند، از جمله در قانون گرفتن رضایت نامه والدین براى درمان:

(در اکثر ایالتهاى آمریکا زیر سن ۱۸ سال را صغر سن مى نامند [فرد کم تر از ۱۸ سال کودک به شمار مى آید] و قاعدتاً براى انجام جراحى ها، درمان بیماریهاى غیرآمیزشى دراین رده سنى، اخذ رضایت نامه از والدین ضرورى است.

در پنجاه ایالت آمریکا، پزشکان مى توانند بیمارى هاى آمیزشى افراد صغیر را بدون اخذ رضایت نامه از والدین درمان کنند.)۱۳۶

در ماده ۱۶ کنوانسیون حقوق کودک، (زیر ۱۸ سال) چنین آمده است: (محافظت از خلوت کودکان: خوددارى از دخالت در امور خصوصى و خانوادگى کودکان.)

به نظر مى رسد به دلیل امکان پدید آمدن آخرین نشانه بلوغ و وجود نیاز جنسى در دختران از نُه سالگى، بهتر است که امکان برآوردن نیاز جنسى در قالب ازدواج براى دختر از این سن فراهم آید و بدین وسیله جامعه گرفتار زیانهاى فراوان رابطه جنسى خارج از محدوده خانواد نگردد و با ثبت ازدواج قانونى دختر نیز حقى از او از بین نرود.

درباره ازدواج در سالهاى پایین دشواریها و گرفتاریهایى چند مطرح گردیده که به طرح و بررسى آن مى پردازیم:

الف. ازدواج در سن پایین، سبب حاملگى مى شود و این حاملگى، زیانهایى بر کودک و مادر وارد مى آورد، از جمله:

کودک: احتمال افزایش مرده زایى، سقط جنین، کمبود رشد کودک داده مى شود؛ زیرا بدن مادر هنوز در حال رشد است و جهت رشد خودنیاز به تغذیه مناسب دارد، در نتیجه جنین دچار کمبود مواد غذایى شده رشد کافى پیدا نمى کند و احتمال افزایش بیماریهایى چون عقب ماندگى ذهنى نیز در جنین زیاد است.

مادر: افزایش زایمان غیرطبیعى و سزارین، به دلیل کافى نبودن رشد لگن، که موجب ضرر به جسم مادر مى شود. مادر در حال رشد است و به دلیل حاملگى و مصرف مواد غذاییِ بدن او توسط جنین، بدن وى دچار کمبود مواد غذایى مى شود.

چند نکته

۱- حاملگى، پیش از تخمک گذرى هرگز به وقوع نمى پیوندد و دختر در هر سنى که ازدواج کند، از زمان تخمک گذارى، امکان حمل او وجود دارد. به طور معمول، دختران چند ماه پس از پدید آمدن حیض (۶ ماه تا ۱۸ ماه) داراى تخمک مى گردند؛ از این روى، حتى اگر دختر نُه ساله ازدواج کند، مدتى پس از پدید آمدن حیض امکان حاملگى او وجود دارد و با توجه به این که میانگین سن حیض در دختران ایرانى حدود ۱۳ سالگى است، پس جوان ترین مادر، بیش از ۱۴ سال خواهد داشت، البته به جز موارد کمیابى که در ۱۰ و ۱۱ سالگى تخمک گذارى دارند.

۲- مدتها پیش از پدید آمدن حیض، اندامهاى جنسى دختر شروع به رشد مى کند و در زمان بروز پدیده حیض، این اندامها رشد خود را کرده اند، از این روى زمانى که امکان حاملگى و زایمان وجود دارد، به طور معمول، لگن مادر آمادگى جهت زایمان را دارد، مگر مواردى که لگن دختر رشد بیش ترى نخواهد کرد.

آمار بالاى زایمانهاى غیرطبیعى در سالهاى پایین توسط سازمان جهانى بهداشت روشن مى سازد که سزارینهاى فراوان در مادران نوجوان، در حقیقت، مربوط به نبود بهداشت، کمبود امکانات درمانى و بیمارستانى و ناآگاهى مادران نوجوان نسبت به مسائل درمانى و بهداشتى است؛ از این روى، آمارها، همواره، نشان مى دهد در کشورهاى توسعه یافته، مانند: ژاپن میزان زایمان غیرطبیعى در مادران نوجوان اندک بوده، ولى در کشورهاى فقیر، چون اتیوپى یا بنگلادش بسیار بالاست. این امر ارتباطى به سن مادر هنگام زایمان ندارد. با آموزش مناسب زنان باردار در هر سنى و گسترش امکانات بهداشت و درمان، میزان زایمان غیرطبیعى در هر سنى کاهش خواهد یافت.

مرده زایى و سقط جنین نیز، ارتباطى با سن مادر ندارد، بلکه به شرایط زندگى و امکانات بهداشتى، درمانى و دانش مادر در هر سنى که باشد مربوط مى شود. در کشورهاى توسعه یافته، آمار مرده زایى یا تولد نوزادان ناقص یا نارس در بارداریهاى در سن پایین، اندک است، ولى در کشورهاى در حال توسعه آمار بالاست.

۳- مراحل رشد کودک نشانگر این امر است که رشد ناگهانى بدن در دختران، دو سه سال قبل از حیض شروع مى شود و بدن دختر تا زمان و پدید آمدن حیض، رشدخود را کرده است. پس از آن تا حدود زمان ۱۸ سالگى، بین ۲ تا حد اکثر ۶ سانت قد رشد مى کند و رشد بدن اندک است. از این روى باردارى (که پس از تخمک گذارى است) زیان مهمى به بدن مادر یا کودک وارد نخواهد ساخت. برابر تحقیقى که درسال قحطى در یک کشورآفریقایى از نوزادان متولد شده در آن سال انجام شد، روشن گردید که بدى تغذیه مادر بر روى جنین اثر چندانى نمى گذارد، بلکه اثر منفى آن متوجه مادر مى گردد حال با توجه به این که مادر نوجوان رشد چندانى نخواهد کرد اگر در زمان باردارى تغذیه مناسب داشته باشد، نیاز مادر و جنین، هر دو، برآورده خواهد شد. پس در حقیقت عوارض منفى جسمانى در باردارى نوجوانان مربوط به فقر اقتصادى مادران نوجوان و یا ناآگاهى آنان نسبت به چگونگى تغذیه مناسب در زمان باردارى مى شود، بویژه ازدواج در سالهاى پایین، در جامعه هاى عقب مانده اقتصادى واقع شده است و آمارها نیز عوارض سوء را در همین جامعه ها نشان مى دهد.

به عنوان نمونه:

* در کشورهاى در حال توسعه مرگ و میر مادران جوان ۴۵۰ در ۱۰۰۰۰۰ تولد است، حال آن که در کشورهاى توسعه یافته ۳۰ در هر ۱۰۰۰۰۰ تولد است The health of young people who/1993

* در هر ۱۰۰۰ تولد در نیجریه ۲۳۹ مرده زایى و در بنگلادش بیش از ۲۰۰ نوزاد مرده از مادران ۱۵ تا ۱۹ ساله گزارش شده است، در صورتى که در ژاپن در هر ۱۰۰۰ تولد ۴ مرده زایى بوده است. The health of young people

* از نظر علمى نیز، محققان بر این عقیده اند: در صورت وجود مراقبت هاى مناسب زمان باردارى، تغذیه خوب و حمایت اجتماعى، نبود بیماریهاى مقاربتى، نوجوان حامله باید شیرخوار سالمى را سر موعد وضع حمل کند. (گزیده اساسى طب کودکان ـ نلسون)

کم خونى رایج در زنان حامله نوجوان، ارتباط چندانى با سن آنان ندارد، بلکه در بسیارى از زنان وجود دارد و این امر در حقیقت بستگى به تغذیه نامناسب دوران حاملگى دارد.

۴- امکان بیماریهایى چون منگولیسم در کودک، در بارداریِ در سالهاى بالا زیاداست و در باردارى در سالهاى نوجوانى احتمال این بیماریها زیادتر نمى شود. در این سالها، به طور معمول تخمکهاسالم و شاداب هستند و احتمال بیمارى به میزانى است که دختر جوانى حامله گردد. در اساس، خطرهاى باردارى در سن ۳۵ سال به بالا، بسیار بیش تر از خطرهاى آن در سن نوجوانى است.

ب. ازدواج در سن پایین، همراه با آمیزش است و با توجه به این که در دختر نُه ساله، هنوز اندامهاى جنسى رشد کامل نیافته، این کار بر دختر زیان وارد مى کند.

با توجه به این مسأله که پیش از بروز منارک (اولین قاعدگى) اندامهاى جنسى دختر رشد مى یابد، بى گمان دخترانى که در آن منارک به وقوع پیوسته در آمیزش جنسى با همسر خود دچار مشکلى نخواهند شد، مگر آن که نقص جسمانى، یا بیمارى داشته باشند و این مطلب ارتباطى با سن آنان ندارد همان گونه که دختران ۳۰ ساله نیز، گاه به دلیل نقص جسمانى مادرزادى یا در اثر سانحه دچار مشکلى هستند که در زناشویى دچار مشکل مى گردند. حال با توجه به این که امکان وقوع قاعدگى از ۹ سالگى وجود دارد، پس دخترانى وجود دارند که در صورتى که در این سن ازدواج کنند ضررى متوجه آنان نخواهد شد.

یادآورى: باید توجه داشت: کسى حق ندارد دختر نُه ساله را وادار به ازدواج کند و راضى بودن دختر شرط نفوذ عقد است (ماده ۱۰۷۰ قانون مدنى) پس در تمامى موارد، سخن از دختر نُه ساله اى است که خود،خواهانِ ازدواج باشد. افزون بر آن، یکى از شرطهاى درستى ازدواج دختر باکره راضى بودن پدر به آن ازدواج است؛ یعنى مردى با تجربه که سنى از او گذشته و علاقه مند به سرنوشت دختر خود است، درباره این ازدواج تصمیم مى گیرد. حال اگر دختر مایل به ازدواج با پسرى بود و پدر دختر نیز این ازدواج را برابر مصلحت دختر یافت و با آن موافق بود و دختر نیز در این ازدواج، زیانى نمى دید، آیا باید منع قانونى براى این ازدواج قرارداد؟ درواقع، مهم ترین مسأله در موفق نبودن برخى ازدواجهاى زود هنگام، وادار کردن دختر به ازدواج است که این تحمیل ازدواج، مخالف شرع مقدس اسلام و مخالف قانون مدنى ایران است.

پیشنهاد

حال اگر دخترى نُه ساله برخلاف رضاى خود و پدرش، هنوز از نظر اندامهاى جنسى، رشد لازم را نکرده باشدو احتمال زیان در آمیزش با او وجود داشته باشد، مى توان بنابر تقاضاى هر یک از نزدیکان، یا مدعى العموم، یا مدیر و معلم مدرسه، یا محضر دارد و… پیشنهاد معاینه پزشکى دختر را داد احتمال ضرر مى تواند مجوز این معاینه باشد و در صورتى که پزشک جسم دختر را آماده ازدواج نیافت، به حکم دادگاه ازدواج صورت نگیرد و هیچ دفترخانه اى ثبت نکند و اگر بدون مراجعه به محضر، عقد انجام شد و برخلاف نظر پزشک آمیزش انجام شد و دختر آسیب دید، مرد باید به پرداخت جریمه واداشته شود.

بسیارى ازدواج در سن پایین را با توجه به دگرگونیهاى روانى در سن نوجوانى، سبب ضرر بر عروس نوجوان مى دانند.

به نظر مى رسد با توجه به دگرگونیهاى خاص دوران نوجوانى، این ایراد چندان منطقى نباشد. از نظر روانى نوجوان داراى احساسات جنسى و میل جنسى شدید مى گردد از طرفى گروه همسالان براى او نقش مهمى دارد. او مى کوشد تا هویت مستقل براى خویش کسب کند و نیز داراى آشفتگى و هیجانهاى روحى است.

ازدواج براى چنین فردى مى تواند بسیار مفید نیز باشد. نیاز جنسى او را بر مى آورد، هویت مستقل به عنوان خانم خانه براى او فراهم مى کند و آشفتگى روحى او را تسکین مى دهد. بیش ترین فایده اى که بر ازدواج بار است، آرامش زن و شوهر است. خداوند در قرآن نیز با عنوان (لتسکنوا الیها) به آن اشاره فرموده است.

در پژوهشهاى به عمل آمده در ایران روشن شده است که: سن ازدواج، اختلاف سنى با شوهر و سن شوهر، اثر چندانى در نبود تفاهم بین زن و شوهر ندارد و آزار و اذیت زنان در کانون خانواده، بیش تر تحت تأثیر عوامل فرهنگى قرار دارد.۱۳۷

البته روشن است: دختران در دوران ما، نه در خانواده و نه در مدرسه آموزش خانه دارى، همسردارى، پرورش کودک و… نمى بینند و آمادگى تشکیل خانواده را ندارند و بدون این آمادگى نیز، تشکیل خانواده، دشواریهایى را در پى خواهد داشت.

در گذشته که دختران را از سنهاى پایین آموزش مى دادند: چگونه از کودک نگهدارى کنند، خانه دارى کنند و… در موارد بسیارى با وجود ازدواج در سن پایین، دختر ازدواج موفقى داشت و برخى دختران کنونى که در سن بالا نیز ازدواج مى کنند، و هیچ گونه آموزشى براى ورود به کانون خانواده نمى بینند، مشکل زیاد دارند. متأسفانه، به دلیل بى توجهى به اهمیت خانواده و حساسیت آن هنوز در دروس مقطع متوسطه یا دروس دانشگاهى، جاى خالى درسى که به طو جدى به موضوع خانواده بپردازد، خالى است. درسى که دختران و پسران را با حقوق زن و شوهر، وظیفه هر یک نسبت به یکدیگر وظیفه پدر و مادر نسبت به کودک چگونگى نگهدارى و تربیت کودک و… آشنا سازد.

متأسفانه برخلاف اهتمام شدید اسلام به خانواده و مسائل آن پس از گذشت بیست سال از پیروزى انقلاب اسلامى، هنوز واحد درسى با نام خانواده، وظایف و حقوق خانوادگى در دانشگاههاى کشورنداریم.

براساس تصمیمى که از سوى شوراى عالى برنامه ریزى وزارت فرهنگ و آموزش عالى گرفته شده است گذراندن واحد درسى تنظیم خانواده و جمعیت براى تمامى دانشجویانى که از ابتداى سال تحصیلى ۷۸ ـ ۷۷ وارد دانشگاه مى شوند، الزامى است. این درس براى رشته هاى گوناگون پزشکى و دامپزشکى به صورت دو واحدى و براى سایر رشته ها یک واحدى است و جزء دروس عمومى تمامى رشته هاى تحصیلى مقطع کاردانى، کارشناسى و کارشناسى ارشد پیوسته است.۱۳۸

در صورتى که مشکلات اقتصادى و اجتماعى، ما را بر آن داشته که چنین درسى را در دانشگاه الزامى کنیم، آیا ناآگاهى دختر و پسر ما نسبت به وظایف و حقوق خود و همسر و فرزند، گرفتاریهاى فرهنگى و اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى کم ترى ایجاد کرده است؟

بى گمان، آموزش دختران حتى در اوان نوجوانى، مى تواند توانایى همسردارى مناسب و نگهدارى و تربیت کودک را در او پدید آرد.

نکته مهم تر: با آموزش مهم و حساس بودن مسأله ازدواج، مى توان در عمل، به دختران فهماند که تا به دست آوردن توانایى لازم جهت تشکیل خانواده، احساسها و هیجانهاى خویش را کنترل کنند، همان گونه که وقتى دختر یا پسرى دریافت: براى انجام معاملات بانکى یا رانندگى یا… باید بعضى مسائل را آموزش دید و دانست و در غیر این صورت، امکان ضرر مالى یا جانى وجود دارد، از داد وستدهاى بانکى، یا رانندگى بدون گواهینامه، تا حد زیادى مى پرهیزد.

توجه

ییادآورى: کسى اصرار بر ازدواج دختر در سن پایین یا در سن نوجوانى ندارد، بلکه سخن در این است: امکان ازدواج دختر نوجوانى که خود خواهان آن است و پدر هم راضى و زیانى هم به دختر وارد نمى آید، وجود داشته باشد.

نتیجه

۱- در روایات زمان واجب شدن انجام دستورهاى شرعى و نیز زمان روایى آمیزش، چند امر مطرح شده: ۹ ، ۱۰ و ۱۳ سال و زمان پدید آمدن حیض

۲- به نظر مى رسد: طرح انجام باید و نبایدهاى اجتماعى،از زمان پدید آمدن حیض، در قانون مناسب نباشد؛ زیرا:

* بین افراد تفاوت قابل توجه در این مسئله وجود دارد؛

* در موارد اندکى اصلاً حیض بوقوع نمى پیوندد؛

* اثبات وقوع حیض در مواردى دشوار است؛

* در صورتى که میانگین سن حیض در ایران (۱۳ سال) به عنوان سن بلوغ در نظرگرفته شود، این مشکل پیش مى آید که هر چند سل یک بار به دلیل تغییر شرایط، این سن تغییر مى کند و درنتیجه قانون باید تغییر کند.

۳- براساس متون دینى مى توان با اجتهاد در ادلّه، قائل به ۹ یا ۱۰ یا ۱۳ سال شد که در نتیجه حکم به ۱۵ یا ۱۸ سال با نصوص فراوان دینى، ناسازگارى دارد.

۴- اکنون مشکل جامعه ما، بالارفتن سن ازدواج دختران و پسران است. حدود شش میلیون پسر و دختر در سن ازدواج هستند که هنوز ازدواج نکرده اند. براساس آخرین سرشمارى عمومى کشور، میانگین سن در نخستین ازدواج دختران درکل کشور ۲۲/۵ سال در شهرها و ۲۱/۲ سال در روستاها بوده است (میانگین سن در اولین ازدواج مردان نیز در شهرها ۲۶/۲ سال و در روستاها ۲۴/۵ سال است) براساس این امار، فقط ۰/۲ درصد ازدواجها در ایران در سن زیر ۱۶ سال انجام مى شود.۱۳۹ بنابراین جاى تأمل دارد که طرح بالا بردن سن ازدواج در قانون، آیا در واقع براى از میان برداشتن مشکلى از مشکلات جامعه است، یا فقط براى ساکت کردن مخالفان؟ از یاد نبریم این کلام الهى را که: (ولن ترضى عنک الیهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم.) بقره۱۲۰/

اى رسول، هرگز یهود و نصارى از تو راضى نمى شوند، تا این که پیرو آنان شوى. مخالفان جمهورى اسلامى ایران، تنها زمانى سکوت اختیار مى کنند تا ما از بند بند قانونهاى تصویب شده پس از انقلاب اسلامى، دست برداریم و هماهنگ با جریان توسعه بین المللى که طراحان آن ابرقدرتها هستند، حرکت کنیم.

۵- طرح بالابردن ازدواج در شرایطى بیان مى شود که روابط ناسالم بین دختران و پسران در سن نوجوانى زیاد شده و دوستیهاى نامشروع دختران در سن مدارس راهنمایى رشد زیادى یافته است. بررسى اجمالى مسأله در بین دختران مدارس راهنمایى، این امر را آشکار مى سازد. دراین اواخر، شمار دختران مراجعه کننده به پزشکى قانونى براى این که ثابت کنند، توسط دوست پسر خویش مورد تجاوز جنسى قرارگرفته اند، در خور درنگ است.

دختران نوجوانى که به ماما یا پزشک زنان مراجعه مى کنند تا پرده بکارت آنان، که توسط دوست پسر خود برداشته شده ترمیم گردد، یا بتوانند از قرص ضد باردارى، با این که مجرد هستند، استفاده کنند، یا معاینه شوند: آیا هنوز باکره اند، یا خیر، نگران کننده است. اطلاعات صداى مشاور سازمان بهزیستى از شهر تهران بخش گسترده اى از پرسشها را درباره روابط نامشروع بارداریهاى نامشروع، چگونگى سقط جنین بیان مى کند. حال آیا بالا رفتن سن ازدواج، این زمینه مناسب را که دختران هوسباز نوجوان بتوانند از راه ازدواج رابطه مشروع داشته باشند، از بین نمى برد؟ این مسأله نیز قابل توجه است که بارواج کتابها، عکسها، فیلمها و نوارهاى موسیقى مبتذل که همگى گرایشهاى جنسى نوجوانان را بر انگیزاند، در عمل، سن بلوغ در دخترن و پسران پایین تر آمده است.

۶- قانون مدنى، ازدواج دختر نُه ساله را جایز مى داند، نه این که دختران نُه ساله را تشویق به ازدواج در نُه سالگى کند.

۷- در ازدواج دختر، موافقت دختر با ازدواج لازم و ضرورى است.

۸- در ازدواج دختر باکره، باید پدر راضى باشد.

۹- بالا رفتن سن ازدواج در قانون، سبب مى شود ازدواجهاى غیررسمى زیاد شود؛ زیرا مردم به دلیل مسائل اعتقادى و فرهنگى خود در سالهاى پایین ازدواج مى کنند. حال اگر این ازدواج را نشود به طور رسمى ثبت کرد، سبب مى شود زنان نتوانند در پرداخت مهریه، نفقه، ارث و امور مربوط به فرزند خود ادعاى خویش را درباره ازدواج خود، ثابت کنند.

۱۰- برخى گویند: رشد شرط در دادوستدها، قصاص و ازدواج است و همان گونه که در انجام دادوستدها افزون بر بلوغ، فرد باید داراى رشد در معامله نیز باشد، در ازدواج نیز باید دختر و پسر، افزون بر بلوغ، داراى رشد نیز باشند، تا بتوانند ازدواج کنند. در حقیقت، دختر و پسر باید شایستگى اداره خانواده را داشته باشند، تا بتوانند ازدواج کنند.

پاسخ

الف. در داد و ستدها، به دلیل آیه قرآن و روایات، مى بایست اثبات رشد گردد، ولى در ازدواج، دلیلى بر اثبات رشد وجود ندارد.

ب. مراد از رشد در امر ازدواج، روشن نیست. هم اکنون مردان چهل ساله اى یافت مى شوند خودخواه و مسؤولیت ناشناس که سرمایه عظیم خانواده خویش را از بین مى برند و به همسر و فرزندان خویش اجحاف روا مى دارند، آیا مى توان حکم کرد: آنان اجازه ازدواج ندارند؟

ج. بى گمان، سفیه یا فردى که داراى عقب ماندگى ذهنى است، ولى نیاز جنسى دارد. مى تواند ازدواج کند و در صورتى که میل به ازدواج داشته باشد، کسى نمى تواند او را از این کار بازدارد.

د. به نظر مى رسد: اسلام به امر ازدواج، به عنوان وسیله اى براى برآوردن نیاز جنسى زن و مرد مى نگرد و سفارش بسیار به سرعت بخشیدن به امر ازدواج مى کند و بر آسان گیرى ازدواج و به کنارنهادن قید و بندهاى اقتصادى و اجتماعى تأکید مى ورزد. البته همچون تمامى مسؤولیتهاى دیگرى که بر دوش افراد مى نهد، افراد را به حقوق خانواده آشنا مى سازد. چاره فردى را که تحت فشار غریزه جنسى، کنترل برخى رفتارهاى خود را از دست داده و در مرز فرو افتادن در باتلاق روابط نامشروع قرار گرفته در منع قانونى ازدواج تا زمان به دست آوردن رشد فکرى، لازم نمى بیند، بلکه سفارش مى کنند: خانواده و جامعه بکوشند، همزمان با بلوغ جنسى دختران و پسران، آنان را با مسائل خانواده و با وظیفه اى که در برابر خانواده دارند، آشنا سازند همان گونه که در عبادات نیز به دختر ۱۵ ساله نازپرورده که شب و روز خود را به سرگرمى وغفلت به سر مى برد و مفهوم مناجات عبد با خدا را در نمى یابد، نمى گوید: هر وقت درک عبادت کردى، عبادت بر تو واجب مى شود، بلکه به او امر مى کند به انجام عبادت بپردازد و در ضمن، با روشنگرى توسط آیات و روایات، او را با مفهوم عبادت و ارزش آن آشنا مى سازد. خداوند بر پدر و مادر، لازم مى شمارد که فرزند خویش را با معارف اسلامى آشنا سازند. بر جامعه با عنوان امر به معروف، لازم مى شمارد که مکلّفان را باعبادت آشنا سازند و بر فرد مکلف نیز آموختن مسائل و احکام مورد نیاز را واجب مى سازد.

تجربه اى که غرب آموخت براى ما اندک نیست. بالا بردن سن ازدواج براى آن که دختر و پسر آمادگى جسمانى و فکرى لازم جهت ازدواج را داشته باشند. دختران و پسران آزمند بر مسائل جنسى را وادار به ایجاد ارتباط جنسى خارج از کانون خانواده کرد و روشن است که این روابط چه آسیبها و زیانهاى جبران ناپذیرى بر دختر، پسر و قربانیان این روابط، کودکان نامشروع و ناخواسته، خواهد زد. جالب این است که در بیش تر کشورهایى که سن قانونى ازدواج ۱۶ یا ۱۸ سال است، استفاده از لوازم پیشگیرى از حاملگى براى دختران دوازده یا سیزده ساله، از نظر قانون آسان است.

آیا بهتر نیست از زمانى که امکان دارد فرد داراى گرایشهاى جنسى گردد، امکان ازدواج نیز فراهم آید، ولى با برنامه ریزى فرهنگى به دختر و پسر فهمانده شود که با نیاز خویش، عاقلانه برخورد کنند. او را با بزرگى مسؤولیت تشکیل خانواده آشنا سازیم تا خود، گرایشهاى خویش را کنترل کند و توانایى ورود در کانون خانواده را نیز در خویش به وجود آورد و از طرفى اگر توانا به کنترل غرایز خویش نبود، بتواند از راه مشروع و قانونى، نیاز خود را در قالب ازدواج برطرف سازد؟

بى گمان، با ازدواج، زوایاى دیگر این پیوند نیز رشد خواهد یافت و دختر و پسر داراى رشد فکرى و اجتماعى نیز خواهند شد.

ییادآورى: در بحث ولایت پدر یا جد پدرى در ازدواج دختر شمارى از فقها، پایان مهلت این ولایت را بلوغ و رشد دختر مطرح کرده و بیان داشته اند: از زمانى که دختر بالغ و نیز داراى رشد فکرى شد، مى تواند براى ازدواج خویش تصمیم بگیرد. بدین گونه، این شبهه پیش نمى آید: دختر نه ساله اگر پدر نداشته باشد، امکان دارد فریب بخورد و تن به ازدواجى نادرست بدهد؛ چرا که دختر فقط اگر رشد لازم را داشت، مى تواند براى ازدواج خویش تصمیم بگیرد و درغیر آن، پدر یا جد پدرى او، تنها به شرط آن که ازدواج برابر مصلحت دختر باشد، مى توانند دختر را به عقد ازدواج پسرى درآورند.

امام خمینى، در تحریر الوسیله مى نویسد:

(از زمانى که دختربالغه رشیده شد، احتیاط آن است که اذن پدر یاجدّ و نیز اذن دختر، هر دو در امر ازدواج دختر، در نظرگرفته شود.)۱۴۰

صاحب جواهر نیز مى نویسد:

(پدر و جد بر بکر رشیده در دائم و منقطع، ولایت ندارند.)۱۴۱

همو مى نویسد:

(عباره المرأه معتبره فى العقد مع البلوغ والرشد (اى العقل) فیجوز لها ان تزوّج نفسها.)

شمارى از فقیهان دیگر نیز از جمله ابن ادریس در سرائر۱۴۲، به این مسأله اشاره کرده اند.

در صورتى که ازدواج به مصلحت دختر باشد، حال آن که دختر هنوز به رشد لازم جهت تصمیم گیرى براى ازدواج خویش نرسیده و در ضمن پدر و پدربزرگ نداشته باشد، برابر نظر برخى فقها مى توان با اجازه حاکم شرع، برابر مصلحت دختر، عقد کرد.

۱۱- شمارى، از زیانهاى ازدواج زودرس را از دست دادن موقعیت تحصیلى و کسب مهارتهاى شغلى و موقعیت اقتصادى دختران یاد کرده اند. بى گمان این امور به دلیل باورهاى غلط افراد است. سفارش مکرر در قرآن که مبناى زندگى مشترک بایدمعاشرت به معروف باشد۱۴۳ و سفارش و تأکید بسیار شرع مقدس اسلام بر علم آموزى روشن مى سازد که در فرهنگ اسلامى، ازدواج مانع ادامه تحصیل نخواهد بود. اگر ازدواج را از پیرایه هایى که خود بر آن بسته ایم رها سازیم، آشکار مى گردد که ازدواج مى تواند سبب آرامش خاطر شود. آرامشى که موجب مى شودفرد تمرکز بهترى جهت فراگیرى علم داشته باشد. مردى که سفارشهاى مکرر خداوند را در امساک به معروف و معاشرت به معروف با همسر خویش نادیده نمى گیرد، رشد معنوى را حق زن مى داند و نه تنها مانع تحصیل او نخواهد شد، بلکه مشوق او نیز در این رشد عقلى و ادراکى خواهد بود.

کسب مهارتهاى شغلى نیز ارتباط چندانى با تجرد یا تأهل ندارد. برخى مى پندارند که شغل تنها به کار خارج از خانه و به مفهوم غربى آن اطلاق مى شود، غافل از آن که مبانى فکرى مسلمانان، با آنچه توسط سازمانهاى بین الملل ارائه مى گردد، گاه فاصله بسیار دارد. در تفکر اسلامى ما، خانه دارى شغلى شریف است و زن علاوه بر پذیرش مسؤولیت خانه دارى، نگهدارى و تربیت فرزند، مى تواند شغل دیگرى نیز برگزیند و البته زن مسلمان ما، همسر و فرزند را قربانى موقعیت شغلى خویش نمى کند. موقعیت اقتصادى دختران نیز با ازدواج، نه تنها به خطر نمى افتد، بلکه تا حدى برآورده نیز مى گردد. دختر با ازدواج، حق دریافت مهریه و نفقه دارد و به ازاى زحماتى که در منزل مى کشد، مى تواند از همسر خود اجرت المثل دریافت کند و در صورتى که همسرش از دنیا برود از دارایى او ارث مى برد و نیز مى تواند از اوقات خویش بهره بیش ترى برده، شغلى نیز برگزیند.

۱۲- در صورت احتمال ضرر در ازدواج، مى توان به تقاضاى فردى یا مدعى العلوم، حکم به معاینه پزشکى دختر داد و در صورت اثبات ضرر، منع قانونى جهت ازدواج قرارداد.

۱۳- از همه مهم تر آن که: اکنون نیز در ثبت ازدواج دختران کم تر از ۱۳ سال منع قانونى وجوددارد، از این روى، هر چند در قانون مدنى کم ترین سن ازدواج ۹ سال است، ولى در عمل، سن ازدواج را ۱۳سال قرار داده ایم.

۱۴- از این امر مهم، نباید غفلت کرد که حذف هر ماده یا تبصره مصوب پس از انقلاب اسلامى، بسیارى را گستاخ خواهد کرد تا با فشار تبلیغاتى و فرهنگى روزافزون، ما را وادار به حذف سایر مصوبات پس از انقلاب کنند و قانونها را تا جایى که امکان دارد برابر با قانونهاى بین المللى (وبیگانه با احکام دینى) قرار دهند.

پیشنهاد پایانى

براى رفع دشواریهاى اجراى قانونهاى مربوط به سن ازدواج دختران بر مبناى فقه غنى شیعه پیشنهاد مى شود:

الف. مراد از مصلحت در نکاح دختر زیر سن نُه سال مشخص گردد، بویژه در جامعه هاى دگرگونى یافته امروز که عوامل بسیار در انتخاب همسر مناسب دخالت دارد.

ب. روشن شود که چه مرجع قانونیى، مسؤول بررسى وجود مصلحت یا نبود آن در ازدواج دختر یا پسر صغیر است، تا در صورت نبود مصلحت، حکم به باطل بودن یا نفوذ نداشتن عقد بدهد.

ج. بیان شود: در صورت راضى نبودن دختر و پسر پس از بلوغ (یا پس از رشد) نسبت به این ازدواج، حکم به فسخ عقد ازدواج داده شود. این حکم برابر پاره اى از روایات۱۴۴ بوده و نیز به دلیل وجودضرر در زندگى مشترک بدون میل و رغبت و حکم به پرداخت نفقه و مهریه توسط زوج با این که راضى به این زندگى با زن نیست، و حکم به تمکین و پذیرش سیطره شوهر توسط زن بر خلاف هرگونه میل و رغبتى به این ازدواج. در اساس، وجود این ضرر، دلالت مى کند بر نبود مصلحت در درستى این نوع ازدواج.

د. زمان تصمیم گیرى دختر براى ازدواج خود، از زمان بلوغ و رشد عقلى دختر جهت تصمیم گیرى، طرح گردد و پیش از رشد، اذن پدر یا جد (یا در صورت نبود آنان، حاکم) به شرط رعایت مصلحت دختر، در ازدواج او مطرح گردد. درنتیجه، امکان ازدواج دختر پیش از رشد، به دلیل وجود مصلحت براى دختر، وجود داشته باشد.

هـ. تا پیش از نُه سالگى، ازدواج ممنوع است و پس از آن نیز، اگر ثابت شد که آمیزش زیان دارد مانع قانونى جهت این امر، تا برطرف شدن زیان، قرار داده شود.

پی‌نوشت‌ها
۱- سوره (توبه)، آیه ۵۹
۲- سوره (نور)، آیه ۵۸
۳- سوره (نساء)، آیه ۶
۴- سوره (انعام)، آیه ۱۵۳؛ (اسراء)، آیه ۳۴
۵- سوره (یوسف)، آیه ۲۲
۶- سوره (کهف)، آیه ۸۲
۷- سوره (حج)، آیه ۵
۸- سوره (قصص)، آیه ۱۳
۹- سوره (غافر)، آیه ۶۷
۱۰- سوره (احقاف)، آیه ۱۵
۱۱- (وسائل الشیعه)، شیخ حر عاملى، ج۱۰۴/۲، دار تحقیق مؤسسه آل البیت.
۱۲- همان مدرک، ج۳۶۵/۱۹؛ (تهذیب الاحکام)، شیخ طوسى، ج۱۸۴/۹، دارالتعارف، بیروت؛ (فروع کافى)، ثقه الاسلام کلینى، ج۶۸/۷، دارالتعارف، بیروت.
۱۳- (وسائل الشیعه)، ج۴۱۱/۱۸؛ ج۳۶۷/۱۹؛ (من لایحضره الفقیه)، شیخ صدوق، ج۲۲۱/۴، دارالتعارف، بیروت.
۱۴- (وسائل الشیعه)، ج۴۳/۱؛ ج۲۰/۲۸؛ (فروع کافى)، ج۱۹۸/۷
۱۵- (وسائل الشیعه)، ج۴۳/۱؛ ج۳۶

بالا رفتن سن ازدواج؛ مغایر با سبک زندگی اهل بیت(علیهم السلام)

بالا رفتن سن ازدواج که این روزها در بسیاری از مناطق کشور حتی برخی روستاها به یک اپیدمی نگران‌کننده تبدیل شده، مغایر با آموزه‌های اسلامی و سبک زندگی ائمه اطهار(علیهم السلام)است.

اشاره

ازدواج، وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی بین مردم است که باعث به وجود آمدن خویشاوندی می‌شود. این عمل در روابط میان اشخاص، یک سنّت و وابسته به فرهنگ یا شاخه‌های فرهنگ در هر زمینه‌ای که درک بشود، می‌باشد. مردم دلایل زیادی برای وصلت کردن دارند که شامل یک یا تعداد بیشتری از مواردی مانند: قانون، جامعه، خواسته جنسی، احساس، اقتصاد، روان و مذهب است. معمولاً عمل ازدواج بین افراد شرکت‌کننده، باعث به وجود آمدن هنجار یا الزامات قانونی می‌شود. در برخی جوامع، این الزامات حتی به سوی برخی از اعضای خانواده‌های اشخاص ازدواج‌کننده کشیده می‌شود.

به طور کلی می‌توان گفت: ازدواج یا پیوند زناشویی، وصلتی آیینی است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد.

ازدواج در ادیان و مذاهب اسلام

از دیدگاه اسلام، ماهیت ازدواج یک قرارداد و پیمان با شرایطی ویژه است و بسیار پسندیده و مطلوب است و از منظر فقه اسلامی، عملی مستحب و چه بسا مستحب موکد و در برخی موارد، واجب شمرده می‌شود. عفت و حیا، از جمله این صفات می‌باشند که یکی از راه‌های تأمین این صفات و سجایا، ازدواج است. اسلام با تشریع ازدواج، مسیر رسیدن به عفت و حیا را هموار می‌سازد.

خداوند متعال می‌فرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَیها وَ جَعَلَ بَینکم مَوَدَّهً وَ رَحمَه» در این آیه سه فایده؛ « لِتَسکُنوا إلَیها(آرامش)»، «مَوَدَّهً (دوستی)» و «رَحمَه (مهربانی)» برای ازدواج بیان شده است.

مسیحیت

مسیحیان هنگام ازدواج متعهد می‌شوند که یکی شدن مرد و زن را نشانه آشکاری برای محبت خدا به بشر می‌دانند. به همین علت، مسیحیان ازدواج را التزام و تعهد در طول زندگی می‌شمارند و با طلاق و ازدواج مجدد در زمان حیات همسر مخالفند، به همین علت، ازدواج در مسیحیت پدیده‌ای مقدس محسوب شده و سرّ عظیم نامیده شده است.

یهود

در یهودیت، ازدواج به معنای کامل شدن و اوج رشد انسانی است. بر پایه تعالیم یهود، یک زن بدون همسر و یک مرد بدون زن، انسان‌هایی کامل نیستند و با ازدواج و پیوند زناشویی، از شکل ناقص به وجودی کامل تبدیل می‌شوند.

ازدواج در میان کلیمیان، دارای مراسمی مخصوص با آداب مربوط به آن است که از آن جمله می‌توان به مهریه زن که کتوباه یا چاپاه گفته می‌شود، پارچه‌ای سفید و نماد روشنایی که بر روی چهارچوب از هر طرف و بر روی سر عروس و داماد قرار می‌گیرد و نماد خانه و زندگی جدید زوج جوان است یاد کرد.

معیارهای یک ازدواج موفق چیست؟

انتخاب همسر، از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می‌تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری، به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می‌بایست بر اساس معیارهای اصولی و منطقی، همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. به صورت کلی، اصالت خانوادگی به عنوان اساسی‌ترین معیار انتخاب همسر شناخته می‌شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگی‌های ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی، از موارد اساسی در انتخاب همسر است

در چه سنی باید ازدواج کرد؟

برای ازدواج، علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی، رشد جنسی تقریبا کامل می‌شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می‌کند. در اواخر سنین نوجوانی، اغلب دختران به فکر ازدواج می‌افتند، در حالی که پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می‌کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می‌شود. در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از ۲۰ سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روش‌های صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.

چهار میم مهم برای ازدواج

۱-مشاهده

ظاهر و قیافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسی کنید، شکل و حرکات شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرید، بنابراین اگر قصد و نیت، ازدواج است تا حدی که اسلام هم اجازه داده باید یکدیگر را ببینند و بپسندید.

۲-مصاحبه

دو نفر باید خوب با هم صحبت کنند و درباره نکات مثبت و منفی یکدیگر و مسائل مهمی که در تاریخچه هر کدام وجود دارد. بیماری‌های خاص، محل سکونت، آینده و این که می‌خواهند کار کنند یا شغلشان چه باشد، نحوه تربیت فرزندان و مسائل دیگری که ممکن است پیش بیاید صحبت کنند.

۳-مکاشفه

به قصد تحقیق و بررسی از زندگی اجتماعی طرف مقابل پرسش کنند؛ از مدرسه، محل کار، محل سربازی، دانشگاه و… تا ببینند وجهه اجتماعی او چگونه است. برخوردش با مردم در اجتماع، چطوری است مثلاً فردی که با هیچ کس ارتباط ندارد و دوست صمیمی هم ندارد، شاید دچار بدبینی باشد یا اختلالات دیگر که بهتر است همان ابتدا با پرسیدن از افراد مختلف، چهره اجتماعی او بهتر مشخص شود.

۴-مشاوره

بر اساس تخصص، تبحر و تجربه مشاور، دو نفر با هم مقایسه می‌شوند که میانشان تا چه حد و میزان سازگاری وجود دارد و تناسب زندگی این دو با هم چقدر است و بر همین اساس، هر دو مورد سنجش مشاور قرار می‌گیرند و چون مشاور، یک فرد بی‌طرف است، می‌توان روی اظهارنظر او حساب کرد و تأیید یا عدم تأیید او را به حساب مخالفت افراد خانواده نگذاشت.

قبل از خواستگاری تکلیف‌تان را با این شش موضوع روشن کنید:

۱- شباهت اقتصادی و فرهنگی

هر دو خانواده باید از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در یک رده باشند؛ برای مثال طبقه آنها از نظر اقتصادی متوسط محسوب شود. اگر تفاوت فاحشی بین دو خانواده وجود داشته باشد، حتی اگر عضو یک خانواده یا یک قوم باشند، بهتر است با هم ازدواج نکنند.

۲- زیبایی ظاهری

توصیه می‌شود دختر و پسر از نظر ظاهری تا حدودی در یک سطح باشند؛ به این معنا که یکی از آنها خیلی زیبا و دیگری زشت یا یکی خیلی چاق و درشت هیکل و دیگری ضعیف و کوچک نباشد. البته مهم این است که دو طرف همدیگر را بپسندند و نظر دیگران در این میان مطرح نیست.

۳- سلامت و بلوغ عاطفی

دختر و پسر باید به بلوغ روانی و پختگی عاطفی رسیده باشند. آنها باید از نظر روانی برای ازدواج آماده باشند. در این صورت دعوا، درگیری و قهر کمتری بین همسران رخ می‌دهد. در صورت بروز اختلاف نظر نیز با یکدیگر گفت وگو می‌کنند.

۴- تشابه ارزش‌های اخلاقی و مذهبی

ارزش‌های اخلاقی و مذهبی دختر و پسری که می‌خواهند، ازدواج کنند باید مشابه باشد. هر دوی آنها باید به ارزش‌هایی مانند راستگویی یا ظلم نکردن به دیگران، به یک اندازه اعتقاد داشته باشند. چهارچوب اعتقادی و ایدئولوژیک آنها نیز باید مشابه باشد.

۵- اشتغال خانم

در صورتی که دختر تصمیم دارد پس از ازدواج به کار و اشتغال خود ادامه دهد، باید از همان ابتدا در این مورد با آقای خواستگار صحبت کند. پسر هم باید نظر خود را در این مورد با صداقت و دقیق بیان کند.

۶- تناسب سطح تحصیلی

سطح تحصیلی دختر و پسر باید تناسب داشته باشد. اگر فاصله بین مدرک تحصیلی آنها زیاد باشد احتمال این که دچار مشکل شوند و همدیگر را درک نکنند، وجود دارد. ضمن این که اگر سطح تحصیلات دختر بالاتر باشد، ممکن است مرد، احساس حقارت کند.

جدیدترین آمار ازدواج

آخرین آمارهای جمعیتی در زمینه ثبت واقعه ازدواج نشان می‌دهد که در سال ۹۱/ ۸۳۱ هزار و ۶۷۰ ازدواج به ثبت رسیده است و مردان گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ ساله با ۳۱۲ هزار و ۴۹۸ واقعه و زنان با همین سن با ۲۷۵ هزار و ۸۷۳ واقعه ازدواج بیشترین آمار ازدواج زوجین را به خود اختصاص داده‌اند.

بر اساس آمارهای رسمی موجود در سال ۸۴ سهم ازدواج‌های بالای ۳۵ سال برای مردان ۶/۷ درصد و ازدواج‌های بالای ۳۰ سال برای زنان ۶/۳ درصد بوده که این ارقام از افزایش حدود دو برابری سهم ازدواج‌های در سنین بالا در فاصله سال‌های ۸۴ تا ۹۱ حکایت دارد.

سنت حسنه‌ای که بسیار نقش تعیین‌کننده در سطح جامعه و خانواده دارد می‌طلبد با چشمانی باز این انتخاب بزرگ صورت گیرد و چه زیباست در سالروز پیوند آسمانی مولی الموحدین علی(علیه السلام) و خیر النساء العالمین این اتفاق آسمانی اتفاق بیفتد.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی قم فردا(با اندکی تغییر)