سلب توفیق

نوشته‌ها

عوامل سلب توفیق نماز صبح و نماز شب

اشاره:

اعمال و رفتاری که انسان در طی روز انجام می‌دهد نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد یعنی هر چه در طی روز کارهای شایسته از انسان سر بزند توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیش‌تر فراهم می‌شود. و بر عکس مرتکب شدن اعمال ناشایست باعث سلب توفیق از انجام عبادات و کارهای نیک دیگر می شود. در این نوشته به عوامل سلب توفیق نماز نماز صبح و نماز شب پرداخته شده است.

 

عوامل سلب توفیق از نماز صبح و هم‌چنین نماز شب به دو گروه عمده دسته‌بندی می‌شود:

عوامل مادی

  1. فقدان برنامه‌ریزی و نظم در زندگی: از مهم‌ترین عوامل مادی که مانع از توفیق درک نماز صبح می‌گردد، فقدان برنامه‌ریزی و نظم در زندگی می‌باشد مانند فقدان برنامه‌ای منظم برای خواب و یا ایجاد مشغله‌های پراکنده و فراتر از توانایی‌های خود که نتیجه‌ای جز ایجاد خستگی مفرط ندارد.
  2. پرخوری در شب: علتی دیگر خواب طولانی و سنگین پرخوری در شب می‌باشد. حضرت عیسی (علیه‌السلام) خطاب به بنی اسرائیل فرمود: «‌ای بنی اسرائیل‌! خوردن خود را زیاد نکنید، زیرا هر کس بر خوردن خود بیفزاید، بر خوابیدن خود هم می‌افزاید و هر کس که بر خواب خود بیفزاید، از نماز کم می‌گذارد (و در نتیجه) در زمره غافلان نوشته می‌شود.»۱
  3. کسلی و تنبلی افراد
  4. غرق شدن در مسایل مادی و دنیوی: حضرت عیسی (علیه‌السلام) نقش دنیا‌زدگی را در بی‌حوصلگی افراد نسبت به عبادات‌، این‌چنین ترسیم می‌نماید: هم‌چنان که بیمار بر غذاى لذیذ نگاه می‌کند و به‌‌دلیل شدت درد لذّت آن را نمى‏چشد، هم‌چنان فرد عاشق مال دنیا، نه لذّتى از عبادت مى‏برد و نه شیرینى و حلاوتش را مى‏چشد.۲
  5. خوردن غذاهای نامناسب در شب: برخی از غذاها به‌ گونه‌ای می‌باشند که اعصاب و بدن را سست می‌نمایند. لذا اگر شب‌ها از ماست‌، دوغ، کشک و مانند آن استفاده شود، خواب بر انسان چیره می‌شود؛ همین‌طور خوردن غذاهای چرب و سنگین موجب سنگینی خواب می‌گردد و این امور باعث می‌شود انسان برای بیدار شدن از خواب دچار مشکل گردد.

عوامل معنوی

  1. ضعف در خداشناسی: یکی از مهم‌ترین عوامل معنوی که موجب می‌شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد‌، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می‌باشد .فرض کنید اگر با یکی از مسؤولین که حل مشکل‌تان در دست اوست قراری گذاشته‌اید، و یقین دارید که وی در همان ساعت مقرر منتظر شما است، آیا واقعا شب به راحتی می‌خوابید و دیر بر سر قرار حاضر شده و یا با کسلی با وی مواجه می‌شوید؟

حضرت عیسی (علیه‌السلام) نقش دنیا‌زدگی را در بی‌حوصلگی افراد نسبت به عبادات‌، این‌چنین ترسیم می‌نماید: هم‌چنان که بیمار بر غذاى لذیذ نگاه می‌کند و به‌‌دلیل شدت درد لذّت آن را نمى‏چشد، هم‌چنان فرد عاشق مال دنیا، نه لذّتى از عبادت مى‏برد و نه شیرینى و حلاوتش را مى‏چشد.

وضو گرفتن‌، خواندن سوره‌های توحید و معوذتین‌، ذکر صلوات و تسبیحات اربعه و تسبیح حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، آیت‌الکرسی، به‌‌خصوص خواندن آیه آخر سوره کهف و نیز توسل به امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و … از جمله اموری است که خواب مؤمن را همراه با هدف و انگیزه می‌کند و این توجه و هدف‌مندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود .

اگر انسان واقعا نسبت به الطاف الهی کم‌ترین معرفتی داشته باشد و بداند که کسی که قرار است به هنگام نماز با وی صحبت کند همانی است که ما را از نیستی به دنیا آورده و تمامی نعمت‌های خود را نیز بر ما ارزانی داشته تا به نهایت کمال و درجات بالای بهشتی دست پیدا کنیم، اوست که اختیار کمی و زیادی روزی ما را دارد؛ او همانی است که مرگ و زندگی ما در ید قدرت اوست و… با این حال آیا نسبت به نماز با بی‌حالی برخورد خواهیم کرد و یا آن‌که سر از پا نشناخته و با تمام وجود به اقامه نماز عاشقانه خواهیم پرداخت .

  1. گناه: اعمال و رفتاری که انسان در طی روز انجام می‌دهد نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد یعنی هر چه در طی روز کارهای شایسته از انسان سر بزند توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیش‌تر فراهم می‌شود و هر چه به گناه آلوده شود، توفیق اعمال خوب از وی سلب می‌گردد ؛ لذا باید نسبت به این مسأله بسیار حساس بود تا بواسطه گناه درک لذت سحرخیزی را از دست نداد.

بعضی از گناهان که معمولاً دامن‌گیر جوانان می‌باشد از قرار ذیل است:

-دیدن صحنه‌ها و تصاویر غیر اخلاقی از طریق اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و…

– چشم‌چرانی، استفاده از غذاهایی که حلال نیستند.

– دروغ گفتن ـ استهزاء و تحقیر دیگران ـ ایجاد مزاحمت و آزار هم‌کلاسی‌ها و یا هم‌خوابگاهی‌ها

  1. ضعف اراده: سحرخیزی اراده و عزم می‌خواهد. دوست داشتن تنها کافی نیست‌، باید با تصمیم جدی خوابید. ضعف اراده از مهم‌ترین عوامل محروم ماندن از سحرخیزی می‌باشد. باید با این ضعف و سستی اراده مبارزه کرد. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ضادوا التوانی بالعزم»۳ به وسیله عزم، با سستی مبارزه کنید.»

با توجه به آن‌چه گفته شد راه‌کارهای حل این مشکل در هفت محور قابل ارائه می‌باشد:

اول: فعالیت‌های روزانه

۱. تنظیم برنامه‌ای منسجم و منظم جهت جلوگیری از خستگی مفرط

۲. انتقال فعالیت‌های شبانه به بعد از نماز صبح چرا که معمولا این‌گونه فعالیت‌ها تا پاسی از شب به طول می‌انجامد و باعث خواب ماندن از نماز صبح می‌شود، اما با انتقال این فعالیت‌ها به بعد از نماز صبح علاوه بر از دست ندادن نماز ، بازدهی بیش‌تری نیز نسبت به فعالیت‌های خود کسب می‌نماییم.

۳.از سیستم مراقبه، مشارطه، محاسبه استفاده کنید، یعنی با خود شرط نمایید که گناهی انجام ندهید، سپس در طول روز مراقب اعمال خویش باشید و شب محاسبه کنید تا ببینید تقوی را رعایت نموده‌اید و در طول روز آیا گناهی مرتکب شده‌اید و در صورتی که تقوی را رعایت ننموده‌اید، توبه نموده و با خود شرطی را بگذارید تا دیگر مرتکب آن گناه نشوید.

سعی کنید همیشه رأس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می‌تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.

۴. تماشاى صحنه و فیلم‌هاى مبتذل و آلوده به گناه و همین‌طور رفتن به محیط‌هاى نامناسب را ترک نمایید .

۵. از گفت‌و‌گو با جنس مخالف، نگاه کردن به آن‌ها، خندیدن در منظر نامحرم جداً خودداری کنید.

۶. از آن‌جا که ممکن است ارتکاب برخی از گناهان به دلیل عدم اطلاع از آن‌ها باشد، لذا جهت فراگیری واجبات و محرمات دینی مطالعه بیش‌تری نموده و به کتاب‌های ذیل مراجعه فرمایید:

– مطالعه رساله عملیه مرجع تقلید خود

-پرسش و پاسخ دانشجویی شماره ۱۸ (احکام نگاه و پوشش)

-کتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام، آیت‌الله مشکینی ، دفتر نشر الهادی، ۱۳۷۸.

– گناهان کبیره، شهید دستغیب

دوم: خوراک شبانه

در خصوص خوراک شبانه نکات زیر را رعایت فرمایید:

۱. شام را در ابتدای شب بخورید، زیرا هر چه وقت خوردن شام به اول شب نزدیک‌تر بوده و با وقت خواب فاصله داشته باشد هم خواب راحت‌تری خواهید داشت و هم برای نماز صبح با مشکل کم‌تری مواجه خواهید شد.

۲. قبل از خواب چیزی نخورید:اگر در فاصله زمانی کم‌تر از دو ساعت به خوابیدن، چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید، بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می‌تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلاً زمان به خواب رفتن‌تان را طولانی کند.

۳‌. سعی کنید زود بخوابید، زیرا تحقیقات نشان داده است که خواب یک سوم ابتدای شب کامل‌تر و با آرامش‌تر می‌باشد و لذا خستگی را از تن انسان، بهتر خارج می‌کند.

۴. پرخوری نکنید: باید از افراط و تفریط در خوردن پرهیز شود. کم خوری غیر از نخوردن یا بد خوردن است. میزان کم‌خوری را رسول اکرم (ص) چنین می‌فرمایند: «کُلْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی وَ أَمْسِکْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی؛ در حالی‌که اشتها داری، بخور و در حالی‌که (هنوز) اشتها داری، از خوردن دست بکش.»۴

۵. غذای مناسبی میل نمایید: کیفیت غذا به‌ گونه‌ای باشد که اعصاب و بدن سست نشود. شب‌ها از ماست‌، دوغ، کشک و مانند آن استفاده نشود یا در کنار آن‌ها چند دانه خرما یا کشمش یا مویز و مانند آن تناول شود. هر کس باید با توجه به مزاج خود، برنامه غذایی مناسبی برای خود داشته باشد. دقت کنید چه غذاهایی قوت می‌بخشد، چه غذاهایی سستی و نسبت به چه غذاهایی حساسیت دارید. مثلاً خرما برای بعضی مزاج‌ها سازگار نیست، زیرا موجب جوش صورت و دمل می‌شود.

۶.‌ از خوردن مال حرام پرهیز نمایید:یکی از مهم‌ترین عوامل معنوی که موجب می‌شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می‌باشد .

سوم: چگونگی خواب و استراحت برای بیدار شدن در سحر

۱. زود بخوابید: بگونه‌ای برنامه‌ریزی نمایید که حداکثر ساعت ده شب در رختخواب خود باشید .

آداب خواب را رعایت کنید، از جمله: وضو گرفتن، خواندن سوره‌های توحید و معوذتین‌، ذکر صلوات و تسبیحات اربعه و تسبیح حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، آیت‌الکرسی‌، بخصوص خواندن آیه آخر سوره کهف و نیز توسل به امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت.

۲. خواب قیلوله و قبل از ظهر ـ که استحباب شرعی هم دارد ـ ترک نشود. این خواب مختصر، ولی بسیار مفید است. اگر قبل از ظهر میسر نیست با فاصله‌ای بعد از ناهار انجام گیرد. اگر اصلاً خواب روز میسر نیست، حداقل باید دقایقی دراز کشید.

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: از خوردن غذاى سحر براى روزه‏ روز کمک بگیرید و از خواب قیلوله براى بیدارى یارى بخواهید.۵

۳. محل استراحت خود را طورى طراحى و انتخاب کنید که مُشرف به پنجره و فضاى باز باشد تا تغییرات جوّى (رنگ آسمان و تغییرات نور و هوا) براى شما ملموس باشد.

۴. اگر اطرافیان شما دیر مى‏خوابند، شما سعى کنید محل خواب خود را در جایى که سر و صداى کم‌ترى دارد و مزاحمتى براى شما نیست انتخاب کنید و هر چه‌قدر زودتر بخوابید و هرچه خواب شما با آسودگى و در محیطى آرام صورت گیرد، بالطّبع برخاستن شما براى کارهاى صبح، بهتر و و مقدورتر خواهد شد.

یکى از عللى که سبب خواب ماندن در صبح‏ها مى‏شود این است که روح و جسم انسان از لحاظ کمى و کیفى از استراحت کافى برخوردار نیست. حداقل ۶ ساعت خواب براى یک انسان مورد نیاز است. در این مدت زمان بدن باید طورى به خواب برود که استراحت عمیق احساس شود. اگر انسان بعد از این نوع استراحت، خود انگیز از خواب بیدار شد این نشان‌گر خواب و استراحت به اندازه و مطلوب است.

۵. محیط خواب‌تان را برای بیدار شدن مساعد کنید:جایی‌ که در آن می‌خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می‌تواند یک عامل برای سحر‌خیزی باشد. هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می‌تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید، سر زمانی که با خود قرار گذاشته‌اید باید از خواب بیدار شوید.

۶. بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید: سعی کنید همیشه رأس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می‌تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.

۷. به بدن خود گوش دهید: بدن شما خیلی خوب می‌تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می‌شوید هنوز احساس خستگی می‌کنید سعی کنید شب‌ها زودتر به رختخواب بروید. بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا می‌کند و کاملاً بر آن منطبق خواهد بود.

۹. آداب خواب را رعایت کنید، از جمله: وضو گرفتن، خواندن سوره‌های توحید و معوذتین‌، ذکر صلوات و تسبیحات اربعه و تسبیح حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، آیت‌الکرسی‌، بخصوص خواندن آیه آخر سوره کهف و نیز توسل به امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و… از جمله اموری است که خواب مؤمن را همراه با هدف و انگیزه می‌کند و این توجه و هدف‌مندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود. البته اگر بجا آوردن همه آداب خواب برای‌تان سخت است، به هر میزان که مقدورتان می‌باشد انجام دهید.

پی‌نوشت:

۱. ورام ابن ابى فراس‏، مجموعه ورام (تنبیه الخواطر)، مکتبه فقیه‏‌، قم‏، اول‏، ج‏۱، ص۴۷.

۲. حسن‌بن‌شعبه حرّانى‏، تحف العقول، بهراد جعفرى‏، اسلامیه، تهران‏، ۱۳۸۰ ش‏، اول‏، ص۴۸۳.

۳. عبدالواحد تمیمى آمدى‏، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم‏، دفتر تبلیغات‏، قم‏، ۱۳۶۶ ش‏، اول‏، ص۴۷۶.

۴. بحار الأنوار، ج‏۵۹، ص۲۹۰.

۵. شیخ حسن دیلمى‏، إرشاد القلوب إلى الصواب‏، شریف رضى‏، قم‏، ۱۴۱۲ ق‏، اول‏، ج‏۱، ص۹۱.

سید‌مصطفی علم‌خواه

منبع : ماهنامه آفاق مهر شماره ۴۸

عاقبت عاق والدین شدن!

عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آن‌ها را رعایت نکند و بی‌ادبی نماید و آن‌ها را به سبب گرفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که عقلاً و شرعاً مانعی ندارد از آن‌ها نافرمانی نماید و این عقوق گناه کبیره است و دلیل بر حرمت آن کتاب و سنت و اجماع خاصه و عامه است.

“عقوق” از ماده‌ی عقق(عقّ) و به معنی نافرمانی و سرکشی از پدر و مادر و بریدن از ایشان می‌باشد.[۱]

عقوق شامل همه‌ی خویشاوندان نیز می‌شود و اختصاص به پدر و مادر ندارد. عاق والدین در مورد فرزندی است که پدر و مادر هر دو از او ناراضی بوده و او را نفرین کرده باشند.[۲]

عقوق و آزردن پدر و مادر بدترین نوع قطع رحم است زیرا نزدیک‌ترین ارحام به سبب ولادت تحقق می‌یابد و بنابراین حق پدر و مادر را دو چندان می‌کند، عقوق والدین یا ناشی از کینه و خشم است یا از بخل و حب دنیاست و به هر حال از رذایل اخلاقی است.[۳]

علامه مجلسی در شرح کافی گوید: عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آن‌ها را رعایت نکند و بی‌ادبی نماید و آن‌ها را به سبب گرفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که عقلاً و شرعاً مانعی ندارد از آن‌ها نافرمانی نماید و این عقوق گناه کبیره است و دلیل بر حرمت آن کتاب و سنت و اجماع خاصه و عامه است.[۴]

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «عقوقُ والِدَیْنِ مِنَ الکبائِر لِأنَّ اللهَ تعالی جَعَلَ العاقَ عَصِیّاً شَقِیّاً »[۵]

«نافرمانی والدین از گناهان کبیره است زیرا خداوند متعال فرزند نافرمان را عصیانگر بدبخت قرار داده است».

نیکی به پدر و مادر برترین وسیله‌ی قرب به خدا و شریف‌ترین سعادت‌هاست. هر مؤمنی سزاوار است که در گرامی داشتن ایشان اهتمام نماید و در خدمت آن‌ها کوتاهی نکند و در معاشرت و مصاحبت با آن‌ها رفتار نیکو داشته باشد، نگاه تند به ایشان نیفکند بلکه به نظر رحمت و عطوفت بنگرد، صدای خود را از صدای آن‌ها بلندتر نکند و هر چه از فروتنی و خاکساری بر ایشان مبالغه نماید، اجر و ثوابش بیشتر است، در صورت اختلاف بین والدین، فرزند باید در اصلاح و آشتی میان آن‌ها به هر طریق ممکن بکوشد.[۶]
عاق والدین منجر به بی‌رغبتی به فرزنددار شدن می‌شود؛ چرا که خود فرد در خاطر دارد که با پدر و مادرش چه رفتاری داشته است

آفات عقوق والدین

خروج از دایره بندگی خداوند؛ نتیجه عاق والدین

از آقا علی دامغانی، از عارفان واصل نقل شده است که نخستین نتیجه عاق والدین این است که انسان از دایره عبودیت خارج می‌شود. به تعبیر ساده، عاق والدین منجر به این می‌شود که انسان لایق بنده بودن خداوند را از دست بدهد و دیگر خداوند او را نمی‌پذیرد؛ بنابراین اگر کسی مورد عاق والدین قرار گرفت در أسفل السافلین درجات قرار می‌گیرد.

برخی از اذکار و اعمال هستند که انسان سالک را در سلوک خیلی کمک می‌کند و از آیت‌الله مرعشی نجفی نقل شده است: جوانی به سراغ فیض کاشانی رفت و اصرار بسیاری بر دریافت دستورالعمل سلوک عرفانی داشت؛ سیمای و اصرار جوان بر سلوک بر جناب فیض کاشانی خوش‌آیند آمد، بنابراین دستورالعملی برای چله‌نشینی به او داد و بعد از مدتی جوان به درگاه فیض کاشانی مراجعت کرد و اوضاع احوال خود را برای فیض بیان کرد؛ این در حالی بود که هیچ تغییری در او ایجاد نشده بود؛ لذا فیض دستور چله‌نشینی دوم را داد ولی بعد چهل روز و با مراجعت دوباره، با زهم هیج تغییری در احوال‌های جوان دیده نشد، بنابراین فیض فهمید که مشکلی در کار است؛ از جوان پرسید آیا تمام دستورالعمل را عمل می‌کنی؟! که جواب مثبت شنید ولی در عین حال جوان به او گفته بود که گاهی اوقات حال خوشی از برای عمل کردن به آن دستورالعمل را ندارم؛ که فیض به او گفته بود «آیا به دستورالعمل‌های من شک داری؟!!» که جواب منفی شنید، فیض پس از تأملی از جوان پرسیده بود که رفتارت با پدر و مادر چگونه است؟ که از جوان پاسخ شنیده بود که گاهی اوقات رفتارهای پدر و مادرم بر من سخت می‌آید، لذا نگاه خشم‌آلودی می‌کنم، در این حال فیض تغییر حالت می‌دهد و می‌گوید این دستورالعملی را که به تو دادم اگر انجام می‌دانی سرعت سلوکت بسیار زیاد بود، ولی نگاه خشم‌آلود تو به پدر و مادرت، توفیق طاعت را از تو گرفته است، چرا که یکی از حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند «خشوع و خضوع به ایشان در هنگامی که ایشان به تو ظلمی روا می‌دارند» است.

در ادامه روایت از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که اگر کسی مورد عاق والدین قرار گیرد، بی‌احترامی به پدر و مادر برایش عادی می‌شود و «عاق والدین منجر به انقطاع نسل و قطع رحم می‌شود».

در برخی روایات آمده است که اگر کسی دارای فرزند نبود آب زمزم، خاک تربت، آب اطراف قبر حضرت ابوالفضل را با هم مخلوط کند و بخورد، صاحب فرزند می‌شود، اگر کسانی این عمل را انجام می‌دهند و صاحب فرزند نمی‌شوند، بدانند که بی‌احترامی به پدر و مادر دارند و باید ابتدائاً دل آن‌ها را بدست آورد.
سالک الی الله قادر به این فهم است که هر کس به بستر عبودیت ورود پیدا کند، می‌فهمد که این طاعت، توفیقش از ناحیه حضرت حق است؛ لذا هر مقدار که سالک توفیق برای طاعت پیدا می‌کند، احساس ذلیل بودن و خوار بودن در مقابل حضرت حق بیشتر می‌شود

در ادامه روایت آمده است که عاق والدین منجر به بی‌رغبتی به فرزنددار شدن می‌شود؛ چرا که خود فرد در خاطر دارد که با پدر و مادرش چه رفتاری داشته است.

سلب توفیق عبادت از آثار عاق والدین است

روایتی از امام رضا(علیه السلام) در وسائل الشیعه ج ۱۵ نقل شده است که در آن امام رضا(علیه السلام) دلایل تحریم و جزو کبائر بودن عاق والدین را بیان می‌کند؛ در آن روایت آمده است که امام می‌فرماید: خداوند بدان دلیل عاق والدین را حرام اعلام کرده است که باعث سلب توفیق اطاعت خداوند می‌شود.

کسی که به عبادت خداوند می‌پردازد، باید بداند که در مرحله اول خداوند به او توفیق طاعت را داده است، اگر به این امر توجه تام داشته باشد، لذا دچار صفت رذیله عٌجب نمی‌شود. فی الواقع عبد سالک در مقام عبودیت به جایی می‌رسد که می‌فهمد که هر مقدار در عبادت خداوند موفق باشد،‌ این موفقیت از ناحیه خودش نیست،‌ بلکه توفیق خداوند است که نصیب حال او شده است.

سالک الی الله قادر به این فهم است که هر کس به بستر عبودیت ورود پیدا کند، می‌فهمد که این طاعت، توفیقش از ناحیه حضرت حق است؛ لذا هر مقدار که سالک توفیق برای طاعت پیدا می‌کند، احساس ذلیل بودن و خوار بودن در مقابل حضرت حق بیشتر می‌شود.

سالک باید بر این امر اعتراف داشته باشد که اگر قرار بود به تنهایی به مقام عبودیت برسد، غیر ممکن می‌بود؛ لذا این طاعت‌ها از ناحیه حضرت حق است، بنابراین در بستر توفیق‌های الهی است که انسان به مقام‌های الهی می‌رسد و در روایت قدسی امده است که انسان در مقام اطاعت و عبودیت، همانند خداوند می‌شود «اجعلک مثلی» و آنچه باعث می‌شود انسان از این توفیق‌های الهی محروم شود، عاق والدین است.

پی‌نوشت‌ها

[۱] . ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص ۲۵۶٫

[۲] . صدر حاج سید جوادی، احمد و دیگران؛ج ۱۱، ص ۳۳۳

[۳] . نراقی، مهدی؛ علم اخلاق اسلامی(گزیده ترجمه جامع السعادات)، ترجمه جلال الدین مجتبوی ، ص ۲۸۱٫

[۴] . دستغیب، عبدالحسین؛ گناهان کبیره، ج ۱، ص ۱۲۰٫

[۵] . محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، ، ج ۱۴، ص ۷۰۹۸

[۶] . علم اخلاق اسلامی، پیشین،ص ۲۸۲

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع: درس اخلاق آیت الله قرهی؛ سایت پرسمان

عاق والدین

عاق والدین، یکی از گناهان کبیره‌ است و فهم این که چرا عاق والدین از جمله گناهان کبیره است، مسبوق به فهم عظمت احترام، نیکی و اطاعت از پدر و مادر است؛ پس اگر کسی نیکی به پدر و مادر را بفهمد، آنگاه بزرگی گناه عاق والدین را خواهد فهمید.

سلب توفیق عبادت از آثار عاق والدین است

روایتی از امام رضا(علیه السلام) در وسائل الشیعه ج ۱۵ نقل شده است که در آن امام رضا(علیه السلام) دلایل تحریم و جزو کبائر بودن عاق والدین را بیان می‌کند؛ در آن روایت آمده است که امام می‌فرماید: خداوند بدان دلیل عاق والدین را حرام اعلام کرده است که باعث سلب توفیق اطاعت خداوند می‌شود.
کسی که به عبادت خداوند می‌پردازد، باید بداند که در مرحله اول، خداوند به او توفیق طاعت را داده است، اگر به این امر توجه تام داشته باشد، لذا دچار صفت رذیله عٌجب نمی‌شود. فی الواقع عبد سالک در مقام عبودیت به جایی می‌رسد که می‌فهمد که هر مقدار در عبادت خداوند موفق باشد،‌ این موفقیت از ناحیه خودش نیست،‌ بلکه توفیق خداوند است که نصیب حال او شده است.
حال می‌توان به جواب این پرسش دست یافت که چرا اولیای الهی با وجود آن که دارای مراتب عالی هستند، خضوع و خشوع بیشتری دارند؟ سالک الی الله قادر به این فهم است که هر کس به بستر عبودیت ورود پیدا کند، می‌فهمد که این طاعت، توفیق‌اش از ناحیه حضرت حق است؛ لذا هر مقدار که سالک توفیق برای طاعت پیدا می‌کند، احساس ذلیل بودن و خوار بودن در مقابل حضرت حق بیشتر می‌شود.

سالک باید بر این امر اعتراف داشته باشد که اگر قرار بود به تنهایی به مقام عبودیت برسد، غیر ممکن می‌بود؛ لذا این طاعت‌ها از ناحیه حضرت حق است، بنابراین در بستر توفیق‌های الهی است که انسان به مقام‌های الهی می‌رسد و در روایت قدسی امده است که انسان در مقام اطاعت و عبودیت، همانند خداوند می‌شود «اجعلک مثلی» و آنچه باعث می‌شود انسان از این توفیق‌های الهی محروم شود، عاق والدین است.

خروج از دایره بندگی خداوند؛ نتیجه عاق والدین قرار گرفتن است

از آقا علی دامغانی(ره)، از عارفان واصل نقل شده است که نخستین نتیجه عاق والدین این است که انسان از دایره عبودیت خارج می‌شود. به تعبیر ساده، عاق والدین منجر به این می‌شود که انسان لایق بنده بودن خداوند را از دست بدهد و دیگر خداوند او را نمی‌پذیرد؛ بنابراین اگر کسی مورد عاق والدین قرار گرفت در أسفل السافلین درجات قرار می‌گیرد.
برخی از اذکار و اعمال هستند که انسان سالک را در سلوک خیلی کمک می‌کند و از آیت‌الله مرعشی(ره) نجفی نقل شده است: جوانی به سراغ فیض کاشانی(ره) رفت و اصرار بسیاری بر دریافت دستورالعمل سلوک‌ عرفانی داشت؛ سیمای و اصرار جوان بر سلوک بر جناب فیض کاشانی(ره) خوش‌آیند آمد، بنابراین دستورالعملی برای چلّه نشینی به او داد و بعد از مدتی جوان به درگاه فیض کاشانی(ره) مراجعت کرد و اوضاع احوال خود را برای فیض بیان کرد؛ این در حالی بود که هیچ تغییری در او ایجاد نشده بود؛ لذا فیض دستور چلّه نشینی دوم را داد ولی بعد چهل روز و با مراجعت دوباره، بازهم هیج تغییری در احوال‌های جوان دیده نشد، بنابراین فیض فهمید که مشکلی در کار است؛ از جوان پرسید آیا تمام دستورالعمل را عمل می‌کنی؟! که جواب مثبت شنید ولی در عین حال جوان به او گفته بود که گاهی اوقات حال خوشی از برای عمل کردن به آن دستور العمل را ندارم؛ که فیض به او گفته بود «آیا به دستور العمل‌های من شک داری؟!» که جواب منفی شنید، فیض پس از تأملی از جوان پرسیده بود که رفتارت با پدر و مادر چگونه است؟ که از جوان پاسخ شنیده بود که گاهی اوقات رفتار‌های پدر و مادرم بر من سخت می‌آید، لذا نگاه‌ خشم‌آلودی می‌کنم، در این حال فیض تغییر حالت می‌دهد و می‌گوید این دستورالعملی را که به تو دادم اگر انجام می‌دادی سرعت سلوکت بسیار زیاد بود، ولی نگاه خشم‌آلود تو به پدر و مادرت، توفیق طاعت را از تو گرفته است، چرا که یکی از حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند، «خشوع و خضوع به ایشان در هنگامی که ایشان به تو ظلمی روا می‌دارند» است.

در ادامه روایت از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که: اگر کسی مورد عاق والدین قرار گیرد، بی‌احترامی به پدر و مادر برایش عادی می‌شود.

روزی در محضر آیت‌الله بهجت(ره) بودم که فردی خدمت ایشان رسید و گفت: بنده عادت کرده‌ام که قبل از غذا خوردن، به جای این که اول بگویم «الحمدلله»، ابتدا از پدر و مادر خود تشکر و سپس شکر خدا را انجام می‌دهم؛ آیا این عادت صحیح است؟! که آیت‌الله بهجت در پاسخ فرمود «صحیح است آقا! صحیح است آقا! انجام بدهید!» بنابراین شکر خداوند، بدون شکرگزاری از پدر و مادر میسر نیست.
در ادامه همان روایت آمده است که «عاق والدین، منجر به انقطاع نسل و قطع رحم می‌شود». در برخی روایات آمده است که اگر کسی دارای فرزند نبود آب زمزم، خاک تربت، آب اطراف قبر حضرت ابوالفضل(علیه السلام) را با هم مخلوط کند و بخورد، صاحب فرزند می‌شود، اگر کسانی این عمل را انجام می‌دهند و صاحب فرزند نمی‌شوند، بدانند که بی‌احترامی به پدر و مادر دارند و باید ابتدائاً دل آن‌ها را بدست آورند.
از آیت‌الله مولوی قندهاری نقل شده است که: اگر در جامعه‌ای صله رحم رخت بست، علت آن دو امر است:

نخست از امام عادل زمان خویش تبعیت نمی‌کنند.

دوم این که بی‌احترامی به پدر و مادر ترویج پیدا کرده است.

در ادامه آن روایت آمده است که: عاق والدین منجر به بی‌رغبتی به فرزنددار شدن می‌شود؛ چرا که خود فرد در خاطر دارد که با پدر و مادرش چه رفتاری داشته است.

خداوند عنوان «رب صغیر» را برای پدر و مادر برگزید

خداوند راجع به پدر و مادر آن‌ها را با عنوان «رب صغیر» از‌ آن‌ها یاد کرده است؛ در حالی که اولیاء و انبیاء خود را با آن عنوان یاد نکرده است.
از امام صادق(علیه السلام) روایتی نقل شده است که معنای از جمله «نافرمانی و عقوق والدین» این است که انسان در مقابل پدر و مادر چهره در هم بکشد و به پدر و مادر خیره‌وار نگاه کند؛ یعنی مانند طلب‌کار با پدر و مادر نگاه داشته باشد.

آیت‌الله بهجت(ره) می‌فرمود که پدرش نقل می‌کرد که: «هرگاه پدر، من را دعوا می‌کرد، شرم می‌کردم که به چهره پدر نگاه کنم»، بنابراین رفتار ما با پدر و مادر روی نسل بعد تأثیر خواهد گذاشت؛ چرا که رفتار احترام‌آمیز پدر آیت‌الله بهجت، زمینه‌ساز تعالی ایشان شد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت دیگری نقل شده است که: اگر پدر و مادر کسی به او ستم کرده باشد و او نگاه تند و کینه توزانه‌ای به ایشان کند، خداوند نماز او را قبول نمی‌کند.
یکی از عواملی که منجر به عاق والدین می‌شود، ناراحت کردن پدر و مادر است، بنابراین از رسول‌الله(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که هر کس پدر و مادر خود را ناراحت کند و آنان اندوهگین شوند، بداند که عاق والدین شده است.

نکته قابل تأمل در روایت فوق این است که ناراحتی پدر و مادر، مصداق عاق است، چه برسد به نفرین!

برگرفته از درس اخلاق آیت الله قرهی

منبع: پایگاه پرسمان