سجده بر تربت

نوشته‌ها

صفویه و سجده بر تربت و شهادت ثالثه در اذان و ساختن گنبد بر قبور

شبهه

دشمنان شیعه از هر راهی تلاش می‌کنند که مبانی دینی و مذهبی شیعه را به عنوان بدعت و شرک و امثال این امور زیر سوال ببرند و هرگز از تفکر و تعقل در آموزه های اسلامی استفاده نمی کنند. این شبهه هم مانند سایر شبهات وهابیت بدون هیچ ملاحظه ای برای منفور جلوه دادن مذهب شیعه القا شده و در ضمن با القای اینگونه شبهات جهل و نادانی خود را نسبت به حقایق و واقعیات و عقاید شیعه به نمایش گذارده اند. آنان مدعی هستند که سجده بر تربت و شهادت ثالثه در اذان ساختن گنبد بر قبور از بدعتهای صفویه است که در ایران حکومت کرده اند و قبل از آن از این امور اثری وجود نداشته است.

پاسخ شبهات

  1. پاسخ شهادت ثالثه

   اینکه از چه زمانی شهادت ثالثه در اذان داخل شده است چندان تاریخی روشنی ندارد و نمی توان گفت که این جمله از سوی دولت صفویه داخل در اذان شده است هرچند برخی بر این باور اند که از لابلای تاریخ برمی آید که نقطه آغاز این شعار به عهد رسول خدا صلی الله علیه و آله برمی گردد و گروهی از اصحاب پیامبر – صلی الله علیه و آله  سلم-  مثل سلمان و ابوذر در اذان و اقامه به آن مداومت داشتند و پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  نیز عمل آنها را تایید نمود ولی در عین حال نمی‌توان بر آن اعتماد نمود.

   به هر حال با وجود اینکه خود این جمله از عقاید شیعه امامیه به شمار می‌آید و دلالت بر ولایت و امامت بلافصل امام علی- علیه السلام-  بعد از پیامبر خدا دارد ولی از نظر علماء و فقهای شیعه این جمله جزء اذان نبوده و نیست و گفتن آن به قصد اذان جایز نمی‌باشد. شهید صدر می‌گوید که صورت اذان و اقامه از طرف شرع محدود شده و جایز نیست کلامی و جمله‌ای بر این اساس که جزء اذان باشد در خلال آنها گفته شود اما گفتن سخن و کلامی در بین جملات اذان از طرف مؤذن یا مقیم بدون اینکه آن را جزء اذان یا اقامه قرار دهد اشکال ندارد. بنابراین گفتن اشهد «ان علیا ولی الله» مانند کلامهای دیگر در خلال اذان و اقامه نیز جایز است در صورتی که قصد جزئیت را نداشته باشد، بلکه با آن بخواهد حقیقتی از حقایق اسلام را که عبارت از ولایت علی- علیه السلام-  باشد اعلام کند.[1]

  1. پاسخ شبهه ساختن گنبد بر قبور

    اما ساختن گنبد بر قبور چیزی است که در صدر اسلام وجود داشته است قبر شریف حضرت پیامبر خدا- صلی الله علیه و آله  سلم-  و امامان بقیع و نیز امامانی که در عراق مدفون هستند قرنها پیش از وجود صفویه دارای قبه و گنبدی بوده اند و گنبد و بارگاه حضرت امام رضا- علیه السلام-  توسط سلطان مسعود غزنوی ساخته شده است در حالی که سلطان مسعود و پادشاهان ترکان سنی مذهب بوده و قرنها قبل از صفویه بر سرزمینهای اسلامی حکومت می‌کردند. افزون بر اینها اصلا ما هیچ دلیلی بر حرمت گنبد ساختن بر قبور پیامبران و اولیاء و صالحان نداریم تا اگر کسی چنین کاری کند او را محکوم به شرک و بدعت نماییم.

  1. پاسخ سجده بر تربت

   اما سجده بر خاک و تربت از مسلمات فقه اسلامی است و اختصاص به مذهب شیعه ندارد تا آن را به صفویه و امثال آن نسبت دهیم. ما در زیر به دلایلی اشاره می کنیم که در نماز سجده بر خاک از طرف شارع مقدس وضع شده است و هیچ کسی حق تصرف، تغییر و جعل در امور عبادی اسلام را ندارد.

    شیعه بر اساس روایات نبوی معتقد است كه سجده باید بر خاك و اجزای غیر پوشاكی و خوردنی زمین انجام گیرد و روایاتی متعدی بر وجوب سجده بر خاك و اجزای زمین در كتابهای روایی اهل سنت وجود دارد ولی آنان بدون هیچ دلیل و مدرك شرعی سجده بر پوشاك و مواد خوراكی و پوست حیوانات را جایز می‌دانند. از طرف دیگر همانگونه كه اصل یك عبادت باید از جانب شرع مقدس بیان شود شرایط، اجزاء و كیفیت آنها نیز باید از طرف شارع به وسیلة پیامبر گرامی اسلام – صلی الله علیه و آله  سلم-  بیان شده باشد و خود حضرت فرمود: «همانگونه كه من نماز می‌خوانم شما هم مانند من نماز بخوانید».[2]

   اینك به فرازهایی از احادیث اسلامی كه بیانگر سیره و سنت پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  است می‌پردازیم كه همگی حاكی از آن است كه پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  بر خاك و بر روئیدنی های مانند حصیر سجده می نموده است و از سجده بر لباس و پارچه و امثال آن نهی نموده است، درست به همان شیوه ای كه شیعه بدان معتقد است.

  الف) گروهی از محدثان اسلامی در كتب صحاح و مسانید خود این سخن پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  را بازگو كرده اند كه آن حضرت زمین را به عنوان سجده گاه خود معرفی نموده است، آنجا كه می‌فرماید: «و جعلت لی الارض مسجداً و طهوراً[3]» از كلمۀ جعل كه در اینجا به معنای تشریع و قانونگذاری است به خوبی روشن می‌شود كه این مسأله یك حكم الهی برای پیروان آیین اسلام بوده است و بدین سان زمین كه شامل خاك و سنگ و دیگر اجزای تشكیل دهندۀ سطح آن می باشد، از طرف شارع مقدس سجده‌گاه قرار داده شده است و لازمۀ آن این است كه بر چیزهایی كه از اجزاء زمین شمرده نمی‌شود، سجده جایز نیست.

ب) رفتار پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  در این مورد گواه روشن دیگری است. وائل بن حجر می‌گوید: من پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم- را دیدم هنگامی كه سجده می‌كرد، پیشانی و بینی خود را بر زمین می‌نهاد.[4]

      انس بن مالك  و ابن عباس و برخی دیگر مانند عایشه و ام سلمه، گروه بسیاری از محدثان روایت كرده‌اند كه: «پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  بر حُمزه كه نوعی حصیر بود و از لیف خرما ساخته می‌شد سجده می‌نمود.»[5]

ابوسعید خُدری از اصحاب رسول خدا- صلی الله علیه و آله  سلم-  می‌گوید: بر پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  وارد شدم و دیدم كه حضرت بر حصیری نماز می‌خواند.[6]

   براء بن عازب نقل می‌كند كه ما پشت سر رسول الله- صلی الله علیه و آله  سلم-  نماز می‌گذاردیم، پس آنگاه كه حضرت سرش را از ركوع بر می‌داشت احدی را ندیدم كه خم شود تا اینكه رسول خدا- صلی الله علیه و آله  سلم-  پیشانیش را بر زمین می‌نهاد، سپس آنان كه پشت سر او بودند به سجده می‌افتادند.[7]

ابوسعید خدری در حدیث دیگری چنین می‌گوید: هر گاه رسول خدا با مردم نماز می‌خواند آثار خاك و غبار زمین بر پیشانی و بینی حضرت آشكارا دیده می‌شد.[8]

    ج) دسته ای از روایات بر این نكته دلالت دارند كه پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  مسلمانان را به پیشانی نهادن بر خاك به هنگام سجده فرمان می‌دادند، چنانكه ام سلمه همسر آن حضرت روایت می‌كند كه پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  فرمود: رخسار خود را برای خدا بر خاك بگذار.[9]

د) در دسته ای از روایات از سجده بر لباس و پارچه نهی شده است. در روایتی وارد شده كه رسول خدا- صلی الله علیه و آله  سلم-  مردی را در كنار خود دید كه عمامة او پیشانیش را پوشانده بود، آن حضرت شخصاً اقدام نمود و عمامه را از پیشانی او بالا زد.[10]

یا در روایت دیگری چنین آمده است كه پیامبر اكرم- صلی الله علیه و آله  سلم-  مردی را دید كه بر اطراف و كناره های عمامۀ خود سجده می كند حضرت با دست مبارك به او اشاره كرد كه عمامه ات را بالا ببر و پیشانی را بر زمین بگذار.[11]

 صحابه نیز این موضوع را می دانستند و در موقع سجده بر زمین یا اجزاء و مصادیق آن كه خوراكی و پوشاكی هم نبودند سجده می‌نمودند. جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: با پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  نماز ظهر می‌خواندیم، مشتی سنگریزه برگرفتم و در دست نگه داشتم تا خنك شود و به هنگام سجده بر آنها پیشانی گذاردم و این به خاطر شدت گرما بود.[12] بعد راوی می‌افزاید: اگر سجده بر لباسی كه بر تن داشت، جایز بود از برداشتن سنگریزه ها و نگهداری آن آسان تر بود.

     ابوامیه نقل می‌كند كه به من خبر رسیده است كه ابوبكر صدیق بر زمین سجده می نمود یا نماز می خواند در حالیكه پیشانی اش را به سوی زمین می‌كشید تا روی زمین سجده كند.[13] و عمر بن خطاب دستور داد تا كف مسجد النبی – صلی الله علیه و آله  سلم-  را با ریگ فرش كنند تا نمازگزاران بر آن سجده كنند.[14] حتی نقل شده است كه بعضی تابعین به تبعیت از اصحاب پیامبر- صلی الله علیه و آله  سلم-  در موقع مسافرت ها با خود گل خشكیده‌ای حمل می‌كردند تا در موقع نماز بر آن سجده كنند. ابن سعد متوفای 209 در كتاب خود می‌نویسد: مسروق بن اجدع به هنگام مسافرت خشتی را با خود بر می‌داشت تا در كشتی بر آن سجده كند.[15]

از مجموع دلایل یاد شده به روشنی معلوم می‌گردد كه نه تنها روایات اهل بیت- علیه السلام-  بر تعیین سجده نمودن بر زمین و آنچه از زمین می روید، در صورتی كه خوردنی و پوشیدنی نباشد، دلالت دارد بلكه اصل اولی در روایات اهل سنت كه برگرفته از سنت و سیره رسول الله- صلی الله علیه و آله  سلم-  و صحابة آن حضرت است اتصال پیشانی بر زمین و چیزهایی است كه از آن می روید و اگر هم در روایاتی سجده بر غیر آنها جایز شمرده شده است، در شرائط اضطراری و در حال عذر گرما یا سرما و امثال آنها بوده است.

بنابراین سجده بر خاک و تربت ساخته و پرداخته صفویه نیست بلکه از نظر شیعه در نماز سجده بر سنگ و برگ درخت و چمن و خاك و ریگزار‌ها و امثال اینها جایز است منتهی چون غالبا نماز در مساجد و خانه هایی انجام می‌گیرد كه از موكت و قالی و امثال اینها فرش می‌شوند، شیعیان برای حل مشكل از گل پاك مهر و تكه های كوچك خشتی می‌سازند و یا از سنگهای صاف و هموار استفاده می‌كنند و حتمی نیست كه مهر باید از خاك كربلا باشد بلكه خاك كربلا به عنوان پاك ترین و مبارك ترین خاك انتخاب می‌شود.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

[1] . محمد باقر صدر، الفتاوی الواضحه، ص284،نجف اشرف، مطبعة الآداب ، 1400ق.

[2] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، الوفا، ج79، ص335.

[3] . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، كتاب الصلاه، نشر داراحیاء العربی، حدیث428.

[4] . جصاص حنفی، احكام القرآن، بیروت، ج 3، ص 209، باب السجود علی الوجه.

[5] .بیهقی، السنن الكبری، ‌كتاب الصلاة، باب الصلاة علی الخمرة، ج2، ص421.

[6] . همان،

[7] . همان.

[8] . ابی داود، سنن، حدیث 894، به نقل كتاب مهر نماز، تالیف عطائی اصفهانی، نشر حضرت عباس ـ علیه السلام ـ ، ص 27.

[9] . متقی هندی، كنز العمال، نشر حلب، كتاب الصلاة، السجود و ما یتعلق به، ج 7، حدیث 19809.

[10] . سنن بیهقی، ج 2، ص 105، باب الكشف عن الجبهة فی السجود.

[11] . همان.

[12] . همان، ج 1، ص 439، كتاب الصلاه.

[13] . كنز العمال، ج 8، ص 131.

[14] . ابن سعد، الطبقات، ج 3، ص 284.

[15] . طبقات ابن سعد، طبعه بیروت در احوال مسروق بن اجدع، ج6، ص79.

کربلا – تربت امام حسین علیه السلام

فضيلت و آثار و بركاتي كه براي تربت حسيني است، براي هيچ تربتي و قطعه‏‌اي از قطعات زمين نيست. خاك كربلا قطعه‏‌اي از بهشت است كه خداوند قادر متعال به واسطه قدرداني از يك فداكار در راه دين كه تمام هستي خود را فدا كرده، در آن خاك، بركت و فضيلت و شفا قرار داده است.

كربلايش قطعه‌‏اي از جنت است‏                      باب نور و باب لطف و رحمت است‏

چرا تنها اين خاك داراي چنين ويژگي‌ها و آثار و بركات است؟

بايد گفت: هر چيزي كه در اين عالم، شرافت ظاهري و يا معنوي پيدا مي ‏‌كند، يا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتي است، و يا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمي است كه به آن شرافت و بركت داده است.

در تربت كربلاي سيد الشهدا (ع) هر دو امر محقق شده است، زيرا خاك كربلا بنا بر رواياتي، هم شرافت ذاتي و خدا دادي، و هم امر عظيم و واقعه‏‌اي مهم در آنجا واقع گرديده كه آن شهادت حسين بن علي (ع) و ياران وفادارش است، لذا داراي فضيلت و آثاري خاص است.

آمده است كه چون بر قبر امام حسين (ع) آب بستند، پس از چهل روز آب فرو نشست و اثر قبر محو گرديد، يكي از اعراب بني اسد آمد و از خاك قبضه قبضه برداشت و بوييد تا بر قبر حسين رسيد، و چون او را مي‏‌بوسيد گريه مي‏كرد و مي‌‏گفت: پدر و مادرم به فدايت، چه اندازه خوشبويي كه قبر و تربت تو چنين خوشبو است، سپس شروع كرد به سرودن: خواهند نهان سازند قبرش ز حبيبش‏ خوشبويي خاك قبر گرديده دليلش‏

آري خاك مزار حسين (ع) سرمه چشم عاشقان و شيفتگانش بوده و ايشان را مجنون وار به سوي خود مي‌‏كشاند.

آثار و بركاتي كه مي‌توان براي تربت پاك حسيني برشمرد عبارتنداز:

1- تأثير تماس اعضاي بدن با تربت

يكي از آثار و بركات تربت سيدالشهدا (ع) اين است كه متبرك نمودن بدن و صورت با آن تربت شريف تأثير معنوي زيادي بر انسان خواهد گذاشت، از اين رو از بعضي بزرگان دين و امامان معصوم نقل شده كه بعد از نماز ، بدن و صورت خويش را با مهر كربلا متبرك مي كنند.

و نيز دستور داده‏ اند كه قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسيده و با اعضاي بدن تماس داده شود.

امام صادق (ع) فرمود: «خداوند متعال تربت جدم حسين (ع) را شفاي هر درد، و ايمني از هر خوفي قرار داده است؛ پس هرگاه يكي از شما خواست از آن خاك تناول كند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر ساير اعضاي بدنش تماس دهد…» (1)

2- سجده بر تربت

يكي ديگر از بركات و آثار خاك مزار امام حسين (ع) اين است كه سجده بر آن تربت پاك حجابهاي ظلماني را كنار زده و در توجه حق تعالي به نمازگزار مؤثر است.

امام صادق (ع) در اين باره مي‏ فرمايد: «همانا سجود بر تربت حسين (ع) حجابهاي هفتگانه را پاره مي كند»(2)

لازم به ذكر است كه مراد از «حجاب» در كتاب و سنت، همان حجاب‌هايي است كه بين بنده و خالق حايل شده و او را از شهود خداوند محجوب مي سازد كه در مرحله اول، حجاب‌هاي ظلماني و در مرحله دوم ، حجابهاي نوراني بر طرف مي‏ شود اما مراد از حجابهاي هفتگانه، ظاهراً حجابهاي ظلماني است .

سجده بر تربت حضرت سيدالشهدا (ع) اين خاصيت را دارد كه در صورت معرفت به حق حضرت و ولايت او، حجابها را دريده و راهگشاي وصول به كمالات انساني باشد.

سجده بر خاك سركوي تو آرند خلايق‏                    جان فداي تو كه هم قبله و هم قبله نمايي‏

و اما در خصوص اينكه در ميان شيعه معمول است از خاك مقدس كربلا يعني تربت كنار قبر سيدالشهدا (ع) خاك برداشته و با آن مهر درست كرده و غالباً در نماز، به آن سجده مي‏ كنند بدين خاطر است كه از خاك زمين بوده و به تمامي خاكها مي‏ توان سجده كرد، و از طرفي خاك كربلا به لحاظ شهادت امام حسين (ع) و ياران باوفايش شرافت پيدا كرده است ، به طوري كه اهل بيت (ع) نيز به ما فرموده ‏اند در هر نمازي كه سجده بر تربت كربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر آن حضرت قبول مي ‏‌كند.

چنانكه حضرت صادق (ع) از خاك كربلا درون كيسه‏اي ريخته و در سجاده همراه داشت، در هنگام نماز آن كيسه را باز مي‏ كرد و بر آن سجده مي‏ نمود.

3- شفا يافتن

از جمله آثار و بركات قطعي تربت پاك سيد الشهدا (ع) شفا بودن آن براي دردها و آلام انسان است.

رواياتي كه دلالت بر اين امر دارند به سه دسته تقسيم مي ‏شوند:

دسته اول: رواياتي است كه شفا بودن را براي تربتي كه از خود قبر شريف برداشته شود مخصوص كرده است ، چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «به درستي كه نزد سر حسين (ع) تربت سرخي است كه شفاي هر دردي غير از مرگ مي باشد» (3)

دسته دوم: رواياتي است كه با تعبيرات مختلف توسعه‏اي از بيست ذراع تا پنج فرسخ و يا ده ميل را براي آن قائل است.

چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «حريم مزار حسين (ع) پنج فرسخ از چهار جانب قبر است »(4)

دسته سوم: رواياتي است كه به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده ‏اند .

چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «خاك مزار امام حسين (ع) براي هر دردي شفاست». (5)

تا شفا بخشد روان و جسم هر بيمار را                    در حريم وصل خود خاك شفا دارد حسين‏

و نيز امام رضا (ع) فرمود: «خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوك، حرام است مگر گل مزار حسين (ع) ، بدرستي كه در آن شفاي هر درد و امنيت از هر ترسي است» (6)

حكايت: عالم زاهد پرهيزگار حجة الاسلام و المسلمين مرحوم آقاي حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادي قدس سره نقل فرمودند:

«من در زمان مرجعيت مرحوم آية الله آخوندي خراساني (ره) كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم مريض شدم و اين بيماري مدتي طول كشيد و پرستاري مرا بعضي از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند .

پس از چندي بيماري من به قدري شديد شد كه اطبا از شفا يافتنم مأيوس شدند و ديگر براي معالجه‏ام نيامدند، و من در حال تب شديد گاهي بيهوش مي‏ شدم و گاهي به هوش مي آمدم.

يكي از رفقا كه مرا پرستاري مي‏ كرد شنيده بود كه عالم زاهد مرحوم آية الله آقاي حاج علي محمد نجف آبادي قدس سره مقداري از تربت اصلي حضرت سيدالشهدا (ع) را دارد.

او به منزل معظم له رفته و از وي خواسته بود كه قدري از آن تربت را بدهد كه به من بخورانند تا شفا يابم. ايشان فرموده بود :

من به قدر يك عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام كه بعد از مرگم در كفنم بگذارند .

آن آقا ناراحت شده و گفته بود : حالا كه ما از همه جا مأيوس شده و به شما پناه آورده ‏ايم شما هم از دادن تربت خودداري مي ‏كنيد؟ اين بيمار در حال احتضار است و مي ‏ميرد.

مرحوم آية الله آقاي حاج علي محمد، دلش به حال بيمار سوخته و قدري از آن تربت كه از جان خودش عزيزترش مي داشت به آن شخص داده بود .

تربت را با آب مخصوصي كه وارد شده در آب حل كرده و به حلق من ريخته بودند .

من كه در حال بيهوشي به سر مي‏بردم ، ناگهان چشمان خود را باز كرده و ديدم رفقا اطراف بسترم نشسته ‏اند ، خوب دقيق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را كه به حلقم ريخته بودند برايم شرح دادند.

كم كم در خود احساس نيرو و نشاط كردم و حركتي به خود داده نشستم ، ديدم نشاط بيشتري دارم برخاستم و ايستادم ، و چون يقين كردم كه به بركت ترتبت مقدس امام حسين (ع) شفا يافتم حال خوشي پيدا كردم و به رفقا گفتم :

از شما خواهش مي كنم كه از حجره بيرون برويد، چون مي‏خواهم زيارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بيرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشي كه قابل و صف كردن نيست مشغول خواندن زيارت حضرت سيدالشهدا (ع) شدم » (7)

آري ، شفاي بيماران به وسيله تربت آن حضرت يكي از بركاتي است كه خداوند متعال در عوض شهادت امام حسين (ع) به وي عطا فرموده است .

تربتت راز شفاي همه درد است حسين                          تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبيب‏

4- تأثير كام برداشتن اطفال با تربت

كام برداشتن اطفال با تربت امام حسين (ع) موجب ايمني كودك مي شود چنانكه امام صادق (ع) فرمود:

«كام فرزندانتان را با تربت حسين (ع) باز كنيد كه آن امان است » (8)

5- تأثير تربت حسين، همراه جنازه

صاحب كتاب «مدارك الاحكام» مي نويسد: در زمان حضرت صادق (ع) زن زاينه‏اي بود، بچه هايي كه از زنا بدنيا مي آورد در تنور مي ‏انداخت و مي ‏سوزانيد.

وقتي كه مرد، پس از غسل و كفن او را به خاك سپردند، اما زمين جنازه‌‏اش را بيرون انداخت. جاي ديگر او را دفن كردند باز زمين او را نپذيرفت تا سه مرتبه، آنگاه مادرش به امام صادق (ع) متمسك شد: اي پسر پيغمبر به فريادم برس.

فرمود: كارش چه بود؟ عرض كردند زنا و سوزاندن بچه‌ ‏هاي حرام زاده.

فرمود: هيچ مخلوقي حق ندارد مخلوقي را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق است عرض كرد حالا چه كنم؟ فرمود: مقداري از تربت حسين (ع) با او در قبر بگذاريد.

تربت حسين (ع) امان است.

همراهش گذاشتند زمين او را پذيرفت.

در توقيع مبارك حضرت حجة بن الحسن (عج) نيز اذن داده شده است .

يكي از شيعيان به حضرت (در زمان غيبت صغري توسط نايب خاص حضرت ) مي ‏نويسد: آيا جايز است ما تربت حسين (ع) را با ميت در قبر بگذاريم، يا با تربت حسين روي كفن بنويسيم؟

حضرت در پاسخ مرقوم مي ‏فرمايند: هر دو كار پسنديده است .

البته بايد رعايت احترام تربت بشود .

مهر يا تربت، مقابل يا زير صورت ميت باشد ، بلكه به بركت خاك قبر حسين (ع) قبر ميت محل امني از هر بلا و آفت و عذابي گردد (9)

6- تسبيح تربت

از حضرت صاحب الزمان (عج) روايت شده كه فرمود: «هر كس تسبيح تربت امام حسين (ع) را در دست گيرد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براي او نوشته مي‏ شود». (10)

و امام صادق فرمود: «يك ذكر يا استغفار كه با تسبيح تربت حسين (ع) گفته شود برابر است با هفتاد ذكر كه با چيز ديگر گفته شود»(11)

پي نوشتها:
1- وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 4 ص 1033
2- كافي، مرحوم كليني، ج 4 ص 588
3- كامل الزيارات، ابن قولويه، ص 272
4- مكارم الاخلاق، طبرسي، ج 1 ص 360
5- كافي، مرحوم كليني، ج 1 ص 360
6- تهذيب الاحكام، شيخ طوسي، ج 6 ص 74
7- نقل از كتاب سيد الشهدا آيت الله شهيد دستغيب، ص 166
8- وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 4 ص 1033
9- وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 4 ص 1033
10- بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 44 ص 280
11- نقل از كتاب درسي كه حسين (ع ) به ما آموخت شهيد هاشمي نژاد، ص 451