سالمند

نوشته‌ها

روانشناسی سالمندان و نقش حمایت اجتماعی از آنان

جهت مطالعه مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

نحوه نگهداری از پدر و مادر سالخورده

مطمئناً روزی می‌آید که پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگتان، به شما نیاز پیدا می‌کنند. وقتی این زمان می‌رسد، ممکن است قبول نکنند که به شما یا هر کس دیگری نیازمند شده اند اما در واقعیت، آنها واقعاً به کسی نیاز دارند درست مثل زمانی می‌ماند که شما بچه‌ای کوچک بودید و به آنها نیاز داشتید: برای دستشویی و حمام رفتن، غذاخوردن، لباس پوشیدن، و امثال این. شاید آن روزها را به خاطر نیاورید اما مطمئناً می‌دانید که آن روزها وجود داشتند.

پدرو مادر یا پدربزرگ و مادربزرگتان (کسانی که بزرگتان کردند، به شما غذا دادند، از شما مراقبت کردند، برایتان سرپناهی امن فراهم کردند،به شما عشق دادند و از شما حمایت کردند، …) روزی پیر می‌شوند و به شما نیاز پیدا می‌کنند. آماده اید؟ آیا می‌دانید باید چکار کنید؟

نکته مهم (اگر تصمیم می‌گیرید که خودتان را از این اتفاق طبیعی دور کنید) این است که باید بهترین آسایشگاه سالمندان یا بهترین پرستار را همراه با تسهیلات لازم در خانه خودتان برای آنها فراهم کنید. اما اگر شما هم مثل من تصمیم می‌گیرید که خودتان از والدین یا پدر و مادربزرگتان مراقبت کنید، داستان کاملاً متفاوت می‌شود. در این صورت نه تنها به چیزهای زیادی نیاز پیدا می‌کنید بلکه به گستره‌ای از احساسات و عواطف و توانایی ارجح دانستن کسی نسبت به خودتان هم نیاز پیدا خواهید کرد.

۱) یادتان باشد که این آنها هستند که شما را آنچه هستید کرده اند. آنها حداقل ۵ تا ۱۰ سال همه نیازهای ریز و درشت شما را برآورده کرده اند. پوشکتان را عوض کرده اند، حمامتان کرده اند، برایتان لالایی خوانده اند که بخوابید، نیمه شب که گریه می‌کردید از خواب بیدار شده اند و نیازتان را برطرف کرده اند و خیلی خیلی چیزهای دیگر. کمی به آن فکر کنید.

۲) این واقعیت را در نظر بگیرید که آنها احتمالاً بدون تجملاتی مثل تفریح و مسافرت؛ مبلمان جدید، جدیدترین مد لباس، بهترین وسیله نقلیه، و امثال این همه این کارها را برایتان کرده اند. آنها همه آنچه داشته اند را برای شما گذاشته اند.

۳) یادتان نرود که بدون آنها اصلاً وجود نداشتید. آنها بودند که انتخاب کردند شما به دنیا بیایید. چه چیز بهتر از این عشق را به شما نشان می‌دهد؟

۴) به این فکر کنید که چقدر زندگی که خودشان داشتند نسبت به زندگی که برای شما ساختند سخت تر و متفاوت بوده است. خیلی طبیعی است که پدر و مادر همیشه بهترین چیز را برای فرزندشان نگه دارند اما آیا واقعاً اینها را می‌فهمید و قدردان آن هستید؟

۵) والدین یا پدر و مادربزرگ شما، فداکاری های زیادی در زندگیشان کردند تا بتوانید زندگی بهتری داشته باشید. فکر نمی‌کنید شما هم باید همین کار را برای آنها بکنید؟ چطور می‌توانید همه آنچه که به شما دادند را به آنها برگردانید؟ اگر تصمیم بگیرید که آنها را به یک آسایشگاه سالمندان بسپارید باید همه تلاشتان را بکنید که بهترین مکان را برای آنها انتخاب کنید. حتماً مرتب به آنها سر بزنید (حداقل هفته یک یا دو بار)، برای آنها وقت بگذارید، نیازهایشان را فراهم کنید و … اگر تصمیم می‌گیرید که آنها را در خانه خودتان نگه دارید، دقت کنید که همه مایحتاجشان را فراهم کنید (ویلچر، تخت بیمارستانی، پرستار، رژیم غذایی مناسب، ورزش کافی و …). یادتان باشد که آنها خیلی بیشتر از شما رنج می‌کشند اما به زبان نمی‌آوند. آنها تلاش زیادی برای راحتی شما در طول زندگیشان کرده اند و حداقل حقشان این است که زندگی را در دوران پیری برایشان فراهم کنید که سالهای آخر عمرشان را در راحتی بگذرانند. و برای آن درصد کم از کسانی که این مقاله را می‌خوانند و فکر می‌کنند، “والدین یا پدر و مادربزرگ من هیچ کاری برای من نکردند” یا “آنها زندگی توام با بدبختی برای من فراهم کردند” یا “وقتی بچه بودم خیلی کارهای بیشتری می‌توانستند برایم بکنند” و امثال اینها، باید بگویم که این را در نظر بگیرید شما به خاطر “عشق و حمایت بی‌قید و شرط” آنها بوده که به اینجا رسیده اید پس با این که ممکن است احساس نکنید که چیزی به آنها بدهکارید، شاید باید شخص مهمتر و بهتری می‌شدید تا به آنها کمک می‌کردید. شاید به طریقی متفاوت یا در سطحی متفاوت باید آنها را بشناسید و یا شاید هم بالاخره بفهمید که چرا وقتی بچه بودید، آنها این انتخاب ها را کردند. اگر سعی نکنید الان به آنها نزدیک شوید . کمکشان کنید، دیگر هیچوقت این فرصت را پیدا نمی‌کنید. وقتی از این دنیا بروند دیگر نمی‌توانید پاسخی برای سوالات زیادی که در ذهنتان وجود دارد پیدا کنید.

از کی اینقدر پیر به نظر رسیدند؟ همیشه فکر می‌کردید که آنها همان شکلی هستند که وقتی دبیرستانی بودید بودند اما این طور نیست. یک روز نگاهتان به آنها افتاد و دیدید که چقدر پیر یا حتی مریض شده اند. همین وقت است که می‌فهمید باید از آنها مراقبت کنید درست مثل زمانی که آنها از شما مراقبت می‌کردند. این موقع است که باید برنامه ریزی کنید و زندگیتان را طوری تنظیم کنید تا بتوانید از آنها هم مراقبت کنید.

اولین کاری که باید انجام دهید این است که با پدر و مادرتان حرف بزنید تا ببینید برای آینده شان چه برنامه‌ریزی کرده اند. هیچکس دوست ندارد پیر و مریض شود تا دیگر قادر نباشد از خودش مراقبت کند اما گاهی اوقات در زندگی این اتفاق می‌افتد. وقتی متوجه شدید که این اتفاق برای پدر و مادرتان افتاده دیگر نباید با آنها درمورد آینده شان حرف بزنید. به این فکر کنید که آیا می‌توانید مسئول مراقبت از آنها و حفظ سلامتیشان باشید؟ در یک جمع خانوادگی درمورد این مسئله با آنها حرف بزنید و وقتی تصمیم گرفته شد که شما از آنها مراقبت کنید، باید زندگیتان را برای آن آماده کنید. ممکن است مراقبت از والدین تغییرات زیادی را در زندگیتان ایجاد کند.

وقتی پدر و مادرتان به خانه شما منتقل شوند، یعنی برای همه اعضای خانواده تغییراتی ایجاد می‌شود. اگر فکر می‌کنید که در سنی هستند که کس دیگری باید از آنها مراقبت کند، باید خانه و زندگیتان را برای این منظور مهیا کنید. همه اعضای خانواده باید خودشان را برای این تغییرات آماده کنند. شاید مجبور شوید دکوراسیون خانه را تا اندازه‌ای تغییر دهید تا فضای بیشتری باز شود یا شاید هم مجبور شوید برایشان پرستار بگیرید که خود به فضایی مناسب نیاز دارد. اگر قرار است که والدینتان را به آسایشگاه بسپارید بهتر است که به دنبال یک محل مناسب باشید. شما می‌خواهید آنها جایی باشند که هم شما و هم خودشان احساس راحتی کنید و بتوانید به راحتی به آنها سر بزنید. تا دقیقه آخر صبر نکنید تا مجبور شوید در جایی که پیش آمد آنها را بگذارید. با دقت بهترین مکان را برای آنها پیدا کنید که همه نیازهای آنها را برآورده کند. اگر بخاطر بیماری والدینتان می‌خواهند با شما زندگی کنند، همه وسائل آسایش و راحتی آنها را طوری که برای بیماریشان بهتر باشد مهیا کنید. نیازی نیست که این تغییرات یک شبه اتفاق بیفتد شما و خانواده تان می‌توانید از قبل برنامه ریزی کنید و خودتان را برای این مسئله آماده کنید. وقتی آخر کار تصمیم بر این شود که والدینتان دیگر نمی‌توانند از خود مراقبت کنند، برای هر دو شما به یک میزان سخت خواهد بود.

دیدن این که والدینمان پیر یا بیمار می‌شوند یکی از سخت‌ترین چیزهایی که برایمان اتفاق می‌افتد. شما دوست دارید والدینتان در ذهنتان همیش جوان، شاداب و فعال باشند ولی متاسفانه این طور نخواهد بود. با گذر زمان آنها پیر و مریض می‌شوند و بیشتر از قبل به شما نیاز پیدا می‌کنند. سعی کنید همین الان با این موقعیت روبه رو شوید نه وقتی که دیگر دیر شده باشد. با بالاتر رفتن سنتان می‌فهمید که آنها هم دارند پیر می‌شوند و به موقعیتی در طول زندگیشان رسیده اند که روز به روز بیشتر به شما نیاز پیدا می‌کنند. وقتی این را فهمیدید، زمانش می‌رسد که زندگیتان را برای مراقبت از آنها آماده کنید. این همان چیزی است که همه ما دوست داریم برای عزیزانمان انجام دهیم. مراقبت از والدینتان احساس بسیار خوبی به شما می‌دهد و اگر دارای فرزند باشید، می‌توانید الگوی خوبی برای آنها شوید. کسی چه می‌داند، یک روز هم آنها باید از شما مراقبت کنند.

منبع: سیمرغ

گروه خانواده و زندگی تبیان؛ تنظیم: ندا داودی

 

بحران و نابسامانی در خانواده امروزی

خانواده، کوچکترین واحد اجتماعی، اما بزرگترین واحد اثربخش تربیتی از نظر نمای ملل و جوامع و حکومت‌ها محسوب می‌شود و به همین سبب هم از سوی سازمان ملل، پانزدهم ماه مه (۲۵ اردیبهشت ماه) روز جهانی خانواده نامگذاری شده است.

خانواده می‌تواند منشأ تحولات عظیم فردی و اجتماعی و رشد ارزش‌های انسانی باشد. خانواده‌ها به عنوان یک واحد یا نهاد جهانی، در جوامع مختلف، کم و بیش دارای کارکردها و وظایف مشترکی است. کارکرد مطلوب در خانواده باعث می‌شود تا روابط مختلف عاطفی، روانی و حتی اقتصادی و اجتماعی به بهترین شکل خود صورت پذیرد.

بالا بردن سطح بهره‌وری و بهره‌گیری از توانایی‌ها و پتانسیل‌های مختلف افراد جامعه، منوط به توجه ویژه به نهاد خانواده است.

سرمایه‌گذاری و توجه هرچه بیشتر به خانواده، امروز بیش از هر زمانی مطرح است؛ حتی دولت‌ها توجه خاص نسبت به رشد و توسعه کیفی خانواده مبذول داشته‌اند و با در اختیار قرار دادن امتیازات، تسهیلات رفاهی، آموزشی، مشاوره‌ای و به طور کلی بالا بردن بهداشت و سلامت خانواده، سعی بر این دارند تا خانواده از کیفیت بالاتری برخوردار شود. یقیناً ارتقاء کیفی خانواده، تأثیر مستقیمی بر تربیت نسل‌های نورس و آتی جامعه خواهد داشت.

بحران در خانواده

خانواده‌های امروز به دنبال تغییر در الگوهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نظایر آن، دچار بحران‌های مختلفی شده اند.

روابط درون خانواده، روابط بین اولیاء ، میزان رشد جمعیت، نقش‌های سیاسی و اجتماعی موجود در خانواده و عناصری از این قبیل ، باعث پدید آمدن بحران در خانواده شده است. عامل اقتصادی نیز نقش مؤثری در پیدایش بحران در خانواده ایفا می‌کند. تغییر الگوها، بالا رفتن میزان مصرف در خانواده ها، ناهماهنگی بین میزان درآمد و هزینه‌ها و همچنین گسست نسل‌ها، باعث پیدایش بحران در این نهاد گردیده است (منظور از «گسست نسل‌ها» تفاوت ارزشی بین دیدگاه‌های اولیاء و فرزندان است).

دولت‌ها توجه خاص نسبت به رشد و توسعه کیفی خانواده مبذول داشته‌اند و با در اختیار قرار دادن امتیازات، تسهیلات رفاهی، آموزشی، مشاوره‌ای و به طور کلی بالا بردن بهداشت و سلامت خانواده، سعی بر این دارند تا خانواده از کیفیت بالاتری برخوردار شود. یقیناً ارتقاء کیفی خانواده، تأثیر مستقیمی بر تربیت نسل‌های نورس و آتی جامعه خواهد داشت.

مواردی از قبیل رشد جمعیت، مسئله اقتصادی، اختلاف والدین با یکدیگر، تنش‌های سیاسی و اجتماعی، در ایجاد بحران نقش دارند که با مطالعات مستمر و برنامه‌ریزی عملی بایستی توانست تا حدی بحران در خانواده را مهار و کنترل کرد، در غیر این صورت این بحران به نسل‌های بعد و ابعاد مختلف خانواده منتقل خواهد شد.

همزیستی، ازدواج، روابط بین زن و مرد ، روابط بین اولیاء و فرزندان و همچنین میزان وابستگی در خانواده‌های امروز، دچار مشکل شده است و هر کدام از زمینه‌های یاد شده، نیاز به اصلاح، مشاوره و برخوردهای مناسب دارد؛ در غیر این صورت بحران هرچه بیشتر تشدید می‌شود.

یکی از نمودهای بحران، در ازدواج‌های ناموفق و متلاشی شده منعکس است. این امر موجب می‌شود تا نظم عاطفی کودک در خانواده دچار مشکل گردد، بزهکاری افزایش یابد، ترک تحصیل و جدا شدن از خانواده افزایش یابد و به طور کلی رفتارهای نابهنجار هر چه بیشتر در خانواده‌ها گسترش یابد، که دنیای صنعتی بیش از جهان سوم با این وضعیت روبه روست.

خشونت در خانواده، سوء استفاده‌های جنسی، افزایش بزهکاری و نابهنجاری‌های نظیر آن، تا حد زیادی به فقر اقتصادی نسبت داده می‌شود. لذا برنامه ریزان اجتماعی و دولتمردان، می‌بایست تدابیری اتخاذ نمایند تا از بروز این بحران‌ها پیشگیری شود و یا بتوان از این بحران‌ها رهایی یافت.

نابسامانی‌های اخلاقی در خانواده

در عصر شتاب تحولات که هر چه سریع‌تر از جامعه سنتی فاصله گرفته و در حال گذار و توسعه کشور هستیم و با توجه به تغییر ساختار و الگوهای خانواده امروز در ابعاد مختلف که خانواده از نوع گسترده، به هسته‌ای سوق پیدا کرده است، بایستی اذعان نمود بسیاری از نابسامانی‌های اخلاقی امروز خانواده، ریشه در عدم توجه به موارد ساده‌ای دارد که به مرور زمان به معضلی لاینحل تبدیل می‌شود، از جمله علل و عوامل این نابسامانی‌ها به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

یکی از نمودهای بحران، در ازدواج‌های ناموفق و متلاشی شده منعکس است. این امر موجب می‌شود تا نظم عاطفی کودک در خانواده دچار مشکل گردد، بزهکاری افزایش یابد، ترک تحصیل و جدا شدن از خانواده افزایش یابد و به طور کلی رفتارهای نابهنجار هر چه بیشتر در خانواده‌ها گسترش یابد، که دنیای صنعتی بیش از جهان سوم با این وضعیت روبه روست.

۱- نگرش عروس و مادر شوهر نسبت به هم

در پاسخ زوج‌های جوان که سؤال می‌کنند آیا می‌شود عروس و مادر شوهر در یک جا زندگی کنند، می‌گوییم اگر می‌خواهید زندگی خوب و خوشی برای مادر و همسر و خانواده خود داشته باشید، این مرز جدایی را حفظ کنید، چه با مادر خود، چه با مادر همسر خود. چرا که عموماً هر کس نسبت به بستگان خود اثر خوشایندتری دارد و در صورت مشاهده عمل خلاف از سوی بستگان خود، چون از گروه خودش است، سعی می‌کند کارهایش را توجیه کند.

وقتی دو نفر با هم ازدواج می‌کنند و خویشاوند سببی می‌شوند، باید دانست که آنها از دو گروهند و هر کدام به گروه خود علاقه‌مندتر است، و این موجب می‌شود در تفسیر اعمالی که انجام می‌شود اختلاف حاصل شود.

محبت نیز ایجاد رقابت می‌کند و چون هم مادر به پسر محبت دارد و هم زن،… آن می‌شود که نتوان گفت!

باید تدبیری اندیشیده شود که از دخالت بزرگترها به صورت مستقیم در زندگی زوج‌های جوان کاسته شود، چون زوج‌های جوان، به عنوان ناصح به بزرگترها نمی‌نگرند و از تذکر ایشان، برداشت‌های غلط می‌نمایند (همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال).

۲- رابطه تعلیم و تعلم بین زن و شوهر

در ازدواج، عشق می‌تواند عامل اصلی برای تحکیم خانواده محسوب شود و عاشق بایستی معشوق خود را دارای کمال بداند ولی در رابطه تعلیم و تعلم، همسر ممکن است احساس کند که خودش نسبت به او اعلم و بالاتر است و او خیلی ضعیف و کوچک است و همیشه او را در جایگاه شاگرد و خود را استاد ببیند که یقیناً این نوع تلقی در ارتباط آنها اثر سوء دارد.

۳- مرزهای ارتباطی نامناسب بین اعضای خانواده

در بین هر یک از اعضای خانواده، یک مرزبندی وجود دارد. گاهی مشکل روابط بر اثر مرز زیر مجموعه‌هاست. (مرز عبارت از مجموعه مقرراتی است که مشخص می‌کند چه کسی و چگونه جزء یک مجموعه است.)

در پاسخ زوج‌های جوان که سؤال می‌کنند آیا می‌شود عروس و مادر شوهر در یک جا زندگی کنند، می‌گوییم اگر می‌خواهید زندگی خوب و خوشی برای مادر و همسر و خانواده خود داشته باشید، این مرز جدایی را حفظ کنید، چه با مادر خود، چه با مادر همسر خود. چرا که عموماً هر کس نسبت به بستگان خود اثر خوشایندتری دارد و در صورت مشاهده عمل خلاف از سوی بستگان خود، چون از گروه خودش است، سعی می‌کند کارهایش را توجیه کند.

بین اعضای خانواده سه نوع مرز ارتباطی متصور است:

الف- بین اعضای خانواده مرز سخت و بتونی وجود دارد و ارتباط بین اعضاء در حد ضرورت است و هیچ یک از اعضاء نمی‌تواند به حریم عضو دیگروارد شود و با هم برخورد خشک و رسمی دارند.

ب- بین اعضای خانواده مرزی وجود ندارد و هرکس به راحتی و بدون اجازه عضو دیگر می‌تواند به حریم او پا بگذارد و قواعد و قانونی وجود ندارد. در اینگونه خانواده‌ها «مال من» وجود ندارد.

ج- بین اعضای خانواده مرز طیفی وجود دارد که برگرفته از طیف نور رنگین کمان است که در عین آن که رنگ زرد و نارنجی و قرمز و بنفش از هم جداست، ولی نمی‌توان بین آنها را خط کشی کرد. چرا که طیف‌های نور در هم تنیده شده است و این نوع رابطه، می‌تواند موجب پیشگیری از نابسامانی‌های خانوادگی باشد.

در رابطه اعضای خانواده خصوصاً زن و شوهر، قید و بندهایی در قانون مدنی داریم که در جایگاه خویش می‌تواند نیازمند تجدید نظر باشد، ولی قید و بندهایی هم در عمل داریم که موجب تشدید نابسامانی‌های اخلاقی در خانواده می‌شود. مانند مرد سالاری یا زن سالاری که امروزه فرزند سالاری نیز به آنها اضافه شده است.

۴- عدم محوریت محبت در خانواده

محبت، عامل اصلی در تعادل اخلاقی خانواده است، چرا که: «الانسان عبید الاحسان» انسان ، برده نیکوکاری است.

حقیقت انسانی در روح است، نه جسم او و نیروهای بالقوه در وجودش است که با محبت شکوفا می‌گردد و به ثمر می‌رسد. البته بدیهی است استفاده از تمام روش‌های تربیتی از جمله تشویق، محبت ، تکریم، تنبیه و غیره به صورت توأمان در تربیت اثربخش است. مهم آن است که بدانیم از هر روش تربیتی چه وقت، چگونه و به چه اندازه بایستی استفاده کرد. در خانواده مطلوب، محبت محور تربیت است، ولی از تنبیه هم در حد ضرورت با در نظر گرفتن شرایط تنبیه استفاده می‌کنند.

۵- تجمل‌گرایی

از دیگر علل نابسامانی اخلاقی در خانواده، تجمل‌گرایی است و این تصور که ساده زیستن یعنی بدبختانه زیستن، غلط است. البته بایستی اذعان نمود همان طور که با انقلاب اسلامی در ایران، ارزش‌های جامعه دچار یک تغییر بنیادی مثبت شد، متأسفانه پس از پذیرش قطعنامه و فروکش کردن جنگ تحمیلی نیز، فرهنگ مصرف بیش از حد گسترش یافت و تجمل‌گرایی به سرعت در بین آحاد جامعه از جمله نهاد خانواده رو به توسعه گذاشت و هر کس در تجمل‌گرایی و مصرف، سعی دارد گوی سبقت را از دیگران برباید و همین امر موجب شده که خانواده‌های ساده زیست با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه با دیده تحقیر نگریسته شوند که ضروری است مسئولین فرهنگی و دولتمردان جامعه برای گریز از این خوره اخلاقی چاره‌ای بیاندیشند.

۶- انگیزه ازدواج، سودجویی‌های مادی

در برخی از ازدواج‌های کنونی به جای آن که پیوند ازدواج بر اساس انگیزه‌های اخلاقی و عشق محقق شود، بر اساس انگیزه‌های دنیوی و سودجویی‌های مادی تحقق می‌یابد.

در حکایت آورده‌اند که روباهی آمد. دید شتری نشسته، روباه دوست داشت با او همنشین باشد، خودش آمد و کنار شتر نشست و دمش را به دم شتر گره زد، وقتی شتر بلند شد روباه میان زمین و هوا ماند. گفتند او را چرا چنین شدی؟ گفت: وصلت با بزرگان این چنینم کرد. این حکایت افرادی است که به خاطر مقام و مال خانواده دختر، با او وصلت می‌کنند.

۷- ضعف روحیه مذهبی در خانواده

در فلسفه اخلاق، به اثبات رسیده است که تنها پشتوانه معقول و مقبول ارزش‌های متعالی اخلاقی «ایمان مذهبی» است.

بین ضعف روحیه مذهبی و شدت نابسامانی‌های اخلاقی در خانواده، رابطه معناداری وجود دارد که هر چه از روحیه مذهبی فاصله گرفته‌اند، نابسامانی‌های اخلاقی رو به فزونی گذاشته است.

۸- احساس پوچی در زندگی

پوچ گرایی، از انسان موجودی خطرناک می‌سازد. اگر عامل احساس پوچی علمی باشد، باید به تصحیح بینش او همت گماشت، یعنی در مرحله نخست تفکر منطقی را در وی تقویت کنیم و با نوع تفسیری که درباره کل جهان و خصوص انسان داریم، موضع گیری او را در برابر امور زندگی اصلاح کنیم.

۹- عدم تطبیق با وضعیت جدید

خانواده گاهی به صورت غیرمترقبه دستخوش تغییراتی می‌شود که اعضای خانواده باید خود را با آن مطابقت دهند. مثلاً دزدی به خانه می‌زند و یا فرزندی از خانواده فوت می‌کند، پدر یا مادر سکته می‌کنند و ناقص می‌شوند، فرزند ناقص و عقب افتاده به دنیا می‌آید، مهاجرت پیش می‌آید و مواردی از این قبیل، که اگر خانواده نتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد دچار نابسامانی می‌شود.

۱۰- نگهداری از جمعیت سالمند

یکی از مسائل عمده خانواده‌های امروزی، حفظ و نگهداری از جمعیت سالمند است که تحت تأثیر صنعت، تکنولوژی، بهداشت و نظیر آن زنان و مردان، شانس طول عمر بیشتری را پیدا کرده اند. جمعیت سالمند در کشورهای صنعتی بین ۱۳ تا ۱۷ درصد کل جمعیت را به خود اختصاص می‌دهد. این نسبت در کشورهای رو به توسعه، رقمی کمتر از ۵ درصد است و این شاخص در ایران، حدود۵/۳ درصد برآورده شده است. یعنی تنها ۵/۳ درصد از جمعیت کشور ۶۵ ساله یا بالاتر هستند. امروزه در کشورهای صنعتی، مؤسسات مشابه و معین، بسیاری از وظایف خانواده‌ها را به عهده گرفته اند، نظیر: شبانه روزی ها، مراکز سالمندان و مؤسسات نگهداری از افراد بی سرپرست. این قبیل مؤسسات در گذشته عموماً وجود خارجی نداشت و وظایف آنها در خانواده مستقر بود، در حالی که در عصر حاضر با تغییرات درون خانواده، تغییر در روابط و ساختار خانواده، بسیاری از وظایف خانواده به چنین مؤسساتی واگذار گردیده است.

لذا برنامه‌ریزان اجتماعی با توجه به تغییراتی که در هنجارها و ارزش‌های خانواده به وجود می‌آید، می‌بایست در فکر هماهنگ کردن چنین مؤسساتی نیز باشند.

منبع: روزنامه آفتاب یزد؛ شماره ۲۷۲۷ به تاریخ ۲۲/۶/۸۸؛ صفحه ۶ 

کنار آمدن با والدین پیر و تندخو

در فرهنگ ملی و دینی ایران، تاکیدی زیادی بر تکریم سالمندان شده است. اما آنچه که مسلم است نگهداری و تکریم سالمندان، به این سادگی‌ها هم نیست که اگر امری ساده و پیش پا افتاده بود، تا این حد در دین اسلام به آن توجه نمی‌شد و مورد تاکید قرار نمی‌گرفت…

وَ قضی رَبُّکَ الّا تَعبُدوا اِلّا اِیّاهُ وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً اِمّا یَبلُغَنَّ عِندَکَ الکِبَرَ اَحَدُهُما*اَو کِلاهُما فَلاتَقُل لَهُما اُفٍّ وَ لا تَنهَرهُما وَ قُل لَهُما قَولاً کَریماً؛

حکم پروردگار تو اینست که مردم جز خدای یگانه هیچکس و هیچ چیز را نپرستند، و نسبت به والدین خود نیکوکار و محسن باشند، و اگر هر دو یا یکی از آنها پیر و سالخورده شدند از زحمت نگاهداری و حمایتشان شانه خالی نکنند، و کلمه «اُف» که کوچکترین کلمه تلخ و ملال آور است به آنها نگویند و آزارشان ننمایند، مراقب باشند که همواره با آنان مودّب سخن بگویند و گفتارشان آمیخته به تکریم و احترام باشد.(سوره ۱۷ آیه ۲۳)

در فرهنگ ملی و دینی ایران تاکیدی زیادی بر تکریم سالمندان شده است و این اصل در بسیاری از فرهنگ به ویژه کشورهای شرقی آمده است. سالمند در خانواده‌ یک رکن مهم محسوب می‌شود و می‌تواند کانون خانواده را گرم نگه ‌دارد؛ اعضای خانواده نیز می‌توانند از تجارب سالمندان در اداره خانواده بهره‌مند شوند و خانواده از سردرگمی نجات یابد.

خانواده، کانون مهرورزی و آرامشِ روحی و روانی، و جایگاه ابراز احساسات و عواطف افراد نسبت به یکدیگر است. وجود سالمندان در خانواده، بر آرامش و عواطف کانون محبّت بخش خانواده افزوده و فضای خانه با وجود پربرکت آنانْ استواری و صمیمیت خاصی پیدا می‌کند. از این رو باید حرمت و احترام سالمندان در خانه حفظ شود و با نهایت تواضع و مهربانی به آنان محبت کرده و نگذاریم که غروب زندگی شان با غربت و تنهایی قرین شود.

اما آنچه که مسلم است نگهداری و تکریم سالمندان به این سادگی‌ها هم نیست که اگر امری ساده و پیش پا افتاده بود تا این حد در دین اسلام به آن توجه نمی‌شد و مورد تاکید قرار نمی‌گرفت.

آن چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند:

وجود پیران سالخورده بین شما، باعث افزایش فیض خداوند و گسترش نعمت‌های الهی است.

در هر حال والدین سالخورده، گاه غرغرو، منفی باف، بدگمان نسبت به اطرافیان، سرزنش کننده و تندخو (که همگی ناشی از کهولت سن می‌تواند باشد) به نظر می‌آیند و آنچه این شرایط را سخت تر می‌کند این است که باید با این دشواری‌های رفتاری سالمند کنار بیایید و از طرف دیگر مراقب رفتار و برخورد خود نیز باشید. شما موظفید از آنها مراقبت کنید پس منطقی آن است که بیاموزید که چه چیز می‌تواند به لحاظ روحی شما را سالم نگه دارد در حالی که مشغول مراقبت و نگهداری از یک سالمند دشوار هستید:

– بگذارید سالمند شما بدخلقی اش را بکند اما شما صبور باشید: اغلب افراد سالخورده حس می‌کنند عقاید و نظرات شان بی‌اهمیت تلقی می‌شود. اگر بدون هیچ گونه تقابل اجازه دهید که حرف شان را بزنند، احتمالا شاهد کمی آرامش و ملایمت بیشتر در آنها خواهید بود. ممکن است شما با آنچه که آنها می‌گویند، موافق نباشید یا حتی به صلاح زندگی زناشویی یا فرزندان تان نباشد اما همین که به گفتار آنها احترام گذاشته و نظرات آنها را خوب و دقیق می‌شنوید، از بسیاری از چالش‌ها و تندخویی‌ها خواهید کاست.

در مواقعی که به لحاظ ذهنی خودتان را آماده می‌دانید و آرامش لازم را دارید، می‌توانید وقت بیشتری برای والدین تان صرف کنید. با آنها وارد صحبت درباره خاطرات گذشته شوید چون به نظر می‌رسد این مقوله برای بیشتر سالمندان جذاب و دوست داشتنی است و یادآور دورانی است که انها در اوج قرار داشته اند.

– سعه صدر را تمرین کنید: چون والدین مسن نمی‌توانند کارها را آنطور که می‌خواهند و می‌دانند انجام بدهند لذا حس می‌کند که اگر به شما روش کار را گوشزد کنند، به نوعی باعث موفقیت هر چه بیشتر شما خواهند شد و این حس ارزشمندی را در سالمند شما تقویت می‌کند. در بسیاری از موارد سالمندان تصور می‌کنند که آن کار به درستی انجام نخواهد شد مگر آنکه طبق نظر و روش آنها انجامش دهید. گاهی اوقات شنیدن و احترام گذاشتن ولی اجرایی نکردن جواب می‌دهد اما گاهی اوقات نه. در مواردی که حس می‌کنید تحمل شرایط و حتی شنیدن غرولندهای سالمند برای تان دشوار شده است و ممکن است کار به بی حرمتی کشیده شود، بهتر است یک استراحت و تنفس به خودتان بدهید و برای چندین لحظه بیرون بروید و چند نفس عمیق و آرام‌بخش بکشید. وقتی که ذهن تان را پاک کردید می‌توانید با یک انرژی مضاعف به کارتان برگردید و تمامش کنید.

– گاهگاه لبخند بزنید: مسلما اوقاتی که حس کنید که تلاش تان بیهوده است لبخند زدن کار بسیار دشواری است. منفی بافی تان را کنترل کنید و در عوض درباره تمام موفقیتهایی که والدین تان نقش بسزایی در آن داشتند فکر کنید و لبخند بزنید. در بسیاری موارد این روش برای توقف نقد و نکوهش و کاهش تنش موثر است. وقتی که والدین تان شاهد لبخند زدن شما هستند موضوع لبخند (قدردانی که از زحمات ایشان دارید) را به آنها هم بگویید تا هم فضای پرتنش تغییر کند و هم والدین پیر شما بدانند که شما همواره خاطره زحمات آنها را در ذهن حفظ می‌کنید.
کنار آمدن با والدین پیر و تندخو

– با آنها همدلی کنید: در مواقعی که به لحاظ ذهنی، خودتان را آماده می‌دانید و آرامش لازم را دارید، می‌توانید وقت بیشتری برای والدین تان صرف کنید. با آنها وارد صحبت درباره خاطرات گذشته شوید؛ چون به نظر می‌رسد این مقوله برای بیشتر سالمندان جذاب و دوست داشتنی است و یادآور دورانی است که آنها در اوج قرار داشته اند. هم‌کلام شدن آنها با شما، ذهن‌شان را از بدخلقی و ترش‌رویی و احساس تنهایی دور می‌کند. نظرشان را درباره موضوعات مختلف بپرسید. از آنها سوال بپرسید. بخواهید از زندگی‌شان برایتان حرف بزنند. به این ترتیب احساس مفید بودن کنند و حس می‌کنند که آنها هم چیز مهمی برای سهیم شدن در بحث‌های خانوادگی دارند.

– گاهی اوقات شرایط ایجاب می‌کند که چند روزی، از منزل والدین تان دور باشید. لذا در این مواقع، از اقوام یا بستگان یا خواهر و برادرهای خود برای چند روز مراقبت از والدین کمک بخواهید. از این فرصت برای بودن با دوستان و یا تنها بودن و پرداختن به کارهای مورد علاقه‌تان استفاده کنید. انجام این کار به طور دوره‌ای، حس کمک‌رسانی را در شما احیا می‌کند و به شما امکان صبوری بیشتر برای کنار آمدن با شرایط والدین تان در روزهای آتی می‌دهد.

بیایید هم نشین تنهایی شان باشیم، هم دردِ غم‌ها و مرهم زخم هایشان گردیم تا غصه‌ها و خستگی‌های روزگار از تن رنجور آنان زدوده شود. بیایید آنان را در روزگار تنهایی در خانه سالمندان رها نکنیم تا غم و اندوه پیری و غربت و جدایی مهمان قلب‌های مهربانشان شود. بیایید بذر عشق و مهربانی و دوستی را در وجودمان بکاریم و با تکریم سالمندان، از آنان دل جویی کنیم.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ مریم عطاریان