زن مسلمان

نوشته‌ها

نقش زن مسلمان در نهاد خانواده

چکیده

اسلام، با نگاهی دقیق و عمیق به تمام ابعاد وجودی زن، تعریفی درست و مسیری استوار برای حضور زن و در تام عرصه‌های فردی و خانوادگی، اجتماعی، ‌فرهنگی، ‌اقتصادی و سیاسی ارائه و وظائف و نقش‌های تعالی بخش زن در نهاد خانواده را ذکر نموده است. در این مقاله، به تبیین نقش زن مسلمان در نهاد خانواده پرداخته‌ایم.

کلید واژه‌ها: زن مسلمان وظائف و نقش‌ها، نهاد خانواده؛

مقدمه

اسلام به عنوان دینی جاودانه، به تمام ابعاد وجودی بشر نگاهی جامع داشته و لذا دیدگاه ویژه ‌و روش بی‌نظیری در مورد نقش زن دارد، ‌اما پیش از هر چیز باید دانست که از نظر گاه اسلام و قرآن، منظور از نقش زن جهاد کوشش و پیکار در راه خدا و فداکاری و گذشت در این راه است که این کار از هر کسی به نحوی و تحت شرایط خاصی ساخته است به همین جهت، جهاد با صلاح در میدان جنگ از زنها برداشته شده و بر آنها واجب نیست، ‌اما اگر از راه‌های دیگری که با ساختمان وجودی و عفت و شخصیت آنان سازگار باشد بتوانند خدمتی در این راه انجام دهند، یکی از نشانه‌های ایمان و کمال آنها است و از این رو حضرت زهرا(سلام الله علیها) از تمام فرصتهایی که پیش می‌آمد برای مبارزه با بی‌دینان و بدعت گذاران استفاده می‌نمود.(۱)
این نقش‌گذاری در تمام زوایای زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در قالب جهاد با نفس جهاد در میدان مبارزه با بی‌دینان جهاد فرهنگی سیاسی و… به شکل درخشانی نمود دارد چرا که ایشان در دامن مادی مجاهد پرورش یافته بود مادری که سه سال مسلمانان محصور در شعب ابی طالب را اداره کرد و همه‌ی اموال خود را در این راه خرج نمود بی‌حرمتی‌ها به او وارد شد و شهامت‌ها در این راه دید و هر قدر این اتفاقات بیشتر می‌شد صبر و استقامت او افزون می‌گشت.(۲) حضرت خدیجه(سلام الله علیها) که از همان آغاز با برگزیدی همسری روحانی نه ثروتمند و صرف مال در مسیر درست نه در رباخواری ثابت کرد که طالب زندگانی سعادتمندانه است و آن را بر پایه‌ی جهاد در راه خدا استوار می‌داند و همه‌ی اینها نشأت گرفته از شخصیت برجسته استقلال نفسانی و اطلاعات کافی او بود(۳) حضور فعال زنان از همان طلیعه‌ی ظهور دین محمدی در صحنه‌ها بیعت و هجرت کاملاً‌ آشکار بود و همان‌ها بودند که همدوش مردان و با تحمل شکنجه‌ی مشرکان دین خدا را حمایت می‌کردند: «یا ایها النبی اذا جائک المومنات یبایعنک علی ان لا یشرکن بالله شیئا»(۴)‌ای پیامبر! هنگامی که زنان مومن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند.
«یا ایها الذین آمنوا اذا جائکم المومنات مهاجرات فامتحونهن…»(۵)‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان با ایمان به عنوان هجرت نزد شما آیند آنها را آزمایش کنید…
در ماجرای قیام امام حسین(علیه السلام) نیز زنان در نقش‌های مختلف جهادی شرکت فعال داشتند همسر زهیر بن القین او را به همراهی امام حسین(علیه السلام) خواند و او را متحول ساخت.(۶) علاوه بر نقش انگیزش و تشویق زن در حادثه‌ای عظیم کربلا زنان نقش دفاعی تبلیغی و اطلاع رسانی و نیز نگهداری انقلاب را بر عهده داشتند(۷) که زینب کبری(سلام الله علیها) علمدار زنان مجاهد کربلا بود.
قیام علیه طاغوت و خطبه‌های آتشین زینب(سلام الله علیها) گرچه برای ایشان و دیگران خطرات جانی داشت اما محکوم‌سازی و رسوا نمودن ستمگران و فراهم ساختن موجبات درک و رشد مردم جاهل و ترسو که خود را در برابر یاغی زمان یکسره باخته و فریب تبلیغات دستگاه دیکتاتوری بنی امیه را خورده بودن محسوب می‌شد. افزون بر این، ‌رساندن پیام مقدس حجت زمان و سرور آزادگان حضرت امام حسین(علیه السلام) که جنایتکاران کوفه و شام خیال می‌کردند آن ندای مقدس را در میان شن‌های تف‌دیده‌ی نینوا خاموش کرده‌اند به اقصی نقاط جهان رسالتی الاهی و تاریخی بود که پشت مردان جهان در حمل آن خم می‌شد و از عهده شان خارج بود(۸) آنجا که فصاحت و بلاغت زینب(سلام الله علیها) کاخ یزید را ویران نمود و مشتی بر دهان پسر زیاد شد و ابن زیاد با آن همه عداوتی که نسبت به خاندان پاک مطهر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) داشت نتوانست تعجب خود را از آن همه شیوایی و رسایی در قالب الفاظی زیبا و موزون پنهان دارد، ‌لذا به صورت تحقیرآمیز گفت: به راستی که این زن در علم سجع‌گویی، زبردست است، ‌اما زینب(سلام الله علیها) در پاسخش فرمود: زن را با سجع‌گویی چه کار؟ مرا بدان دلبستگی نیست و آنچه شنیدی سوز سینه‌ام بود که بر زبان جاری شد.(۹)
همه‌ی اینها باید درسی باشد برای زنان امروز تا بدانند چگونه باید به جای استفاده از زبان در مسیر شهوت با بیان فصیح و بلیغ آن را در همه عرصه‌های جهادی بکار بندند. زنان در عرصه‌ی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز افتخار آفریدند و در میدان جهاد در زیر لوای حجاب اسلامی نقش آفرینی‌های جهت‌آوری از خود به منصفه‌ی ظهور رساندند که در کلام نورانی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، ‌امام خمینی(ره) کاملاً ‌تبیین گردیده است که عبارتند از:

۱- تربیت مجاهد: «خداوند شماها را حفظ کند، ‌شماها که در زمان خود بزرگان را می‌پرورایند، شما که وظیفه‌ی مادری دارید و این بزرگترین وظیفه است که اسلام به آن احترام گذاشته است مادرانی که فرزندانی تربیت می‌کنند که آتیه‌ی ملت را حفظ می‌کند…»(۱۰)
۲- جهاد مالی: «شما خانم‌ها همه جهاد کردید در راه نهضت و پیروزی اسلام و هم جهاد مالی کردید شما در عرض سربازان اسلام و همدوش با بانوان صدر اسلام هستید.(۱۱)»
۳- تشویق مردان به حضور در عرصه‌ی جهاد: «مردها به تبع‌ زن‌ها در خیابانها می‌ریختند تشویق می‌کردند زنها خودشان در صف‌های جلو بودند. زن یک همچو موجودی است که می‌تواند یک قدرت شیطانی را بشکند.»(۱۲)
۴- مجاهدت جانی و جسمانی: «زنان در عصر ما ثابت کردند که در مجاهده همدوش مردان بلکه مقدم بر آنانند. زنان ایران، هم مجاهدات انسانی عظیم کرده‌اند و هم مجاهدات مالی… همین خانمهای محجبه همین‌ها که مظهر عفاف هستند در نهضت پیشقدم بودند و در ایثار مال همدم پیشقدم»(۱۳)
۵- شجاعت دادن به مردان: «خانمها در این نهضت یک قدم راسخی داشتند و یک کمک بزرگی به ملت کردند. این خانم‌ها بودند که وقتی به خیابانها و کوچه‌ها ریختند و فریاد زدند تشجیع کردند ‌مردها را و قدرت‌های آنها را چند مقابل کردند.»(۱۴)
۶- پشتیبانی: «خدمت مردها بسیار مرهون خدمت زنهاست. در مردها یک حسی است که اگر ببینند زنها بیرون آمدند از خانه‌ها برای یک مقصودی اگر قوه شان یکی باشد، ‌و در مملکت ما این طور شد که بانوان همدوش بلکه جلوتر از مردها از خانه بیرون آمدند… جوان دادند، شوهر دادند برادر دادند. پشتیبانی از اسلام کردند و مردها هم بسیاری به تبع زنها این کار را کردند.»(۱۵)
۷- تحریک غیرت مردان: «مرد حساس است نسبت به زن… اگر یک زن را ببینید که بی‌احترامی می‌کنند حساسیت دارد… بنابراین پیشقدم شدن شما زنها در همه‌ی مسائل من جمله مسائل دفاع مسائل جهاد مسائل کمک کردن به جبهه‌ها مسائل وارد شدن در هر طریقه‌ای اسباب این می‌شود که مردها هم بیشتر وارد بشوند مردها هم قویتر بشوند.»(۱۶)
۸- مقام تسلی دهی به مجاهدان: «مرحبا به خانم‌های محترمه که از راه دور برای ملاقات ما و برای تسلیت در این مصیبت تشریف آورده‌اید.»(۱۷) الگوی این زنان حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود که بیرون رفتنش برای رفع اندوه پیامبر و مسلمانان بود.(۱۸)
اسلام نه تنها زنان را از پاداش جهاد در راه خدا محروم نساخته بلکه با دیدی وسیع به این مساله نگریستند و بزرگترین بهره‌مندی‌ها را برای جهاد زن در کانون خانه و خانواده دانسته است: «جهاد المرأه حسن التبعل»(۱۹) جهاد زن، نیکوشوهرداری کردن است. «جهاد المرأه حسن ان تصبر علی ما تری من اذی زوجها غیرته»(۲۰) جهاد زن به آن است که در برابر تندی و آزاد شوهر و غیرت او بردباری کند. و سپس با توجه ویژه با مساله‌ی حجاب، ‌اجر عفت را بالاتر از اجر شهید برشمرده است: «ما المجاهد اشهید فی سبیل الله با عظم اجرا ممن قدر فعف: کاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه» پاداش مجاهد شهید در راه خدا بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی‌گردد همانا عفیف پاکدامن فرشته‌ای از فرشته‌ها است.»(۲۱)
نقش زنان در پاسداری از دین خدا آنجا روشن‌تر می‌شود که در یابیم در منظومه‌ی دنیا اسلام زن در عصر غیبت و زمان ظهور حجت زمان(عج) نیز جایگاه ویژه‌ای دارد که در قالب سخنانی از امام باقر و امام صادق(علیه السلام) بیان گردیده است: امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «و یجیء و الله ثلاث مائه و بضعه عشر رجلا فیهم نمسون امراه یجتمعون بمکه علی غیر میعاد قزعا لفزع الخریف» و می‌آید و به خدا سوگند سیصد و سیزده نفر که پنجاه نفر آنها زن هستند و بدون وعده‌ی قبلی مثل پاره‌های ابر پاییزی به هم رسیده و در مکه جمع می‌شوند یعنی مثل ابر به حرکت در می‌آیند تا در مکه مکرمه گرد هم جمع می‌شوند.(۲۲) بنابراین پنجاه زن در سطح رهبری در قیام امام مهدی(علیه السلام) وجود دارد.
امام صادق(علیه السلام) نیز از ۱۳ زن رجعت کننده در خدمت آن حضرت سخن به میان آورده و نام ۷ یا ۸ تن از آنان را ذکر فرموده است که برای پرستاری محرومان می‌آیند همچنان که در احد تعدادی زن بدین منظور در خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بودند. و در جای دیگر فرمودند: «یکون مع القائم ثلاث عشر امراه یداوین الجرحی و یقمن علی المریض» همراه امام زمان(علیه السلام) سیزده زن به کار مداوای مجروحین و نگهداری از بیماران می‌پردازند.(۲۳)

نقش زن در نهاد خانواده

زن در خانواده، دو نقش عمده و اساسی بر عهده دارد: همسری و مادری که هر یک از آنها، شایسته‌ی تبیین و تحلیل ویژه است.

همسرداری

آنچه سبب می‌شود تا توجه زن و مرد در زندگی مشترک عطف بر جهت‌های نادرست گردد هدفهایی است که بدون بصیرت و آگاهی برگزیده می‌شوند که می‌توان گزینش آسایش و آرایش زندگی بجای آرامش را از مهمترین آنها برشمرد چرا که آسایش و آرایش زندگی به هیچ وجه تضمین کننده‌ی برخورداری از آرامش نیست و این در حالی است که آرامش همواره توام با آسایش نیز هست.
اهمیت این موضوع زمانی وضوح بیشتر می‌یابد که به زن به عنوان معشوق و محبوب مرد و عنصر تاثیرگذار در کانون خانواده نگریسته شود اما باید از زنان و مردان عصر حاضر پرسید چرا به جای استفاده‌ی درست از الفت و عشق در طریق اصلاح متقابل رهرو لیبرالیسم غربی شده‌اند آیا این آزادی است یا عین اسارت به دست امیال و شهوتها که تنها اسمی از آزادی به یدک می‌کشد و سیبی است از میان گندیده.
حجاب، حقی است الاهی(۲۴) اما امروزه در تفکر بسیاری از افرد حقی بشری دانسته می‌شود به عبارت دیگر مسئولیت حفظ حجاب و عفت با اجازه‌ی شوهر و خانواده یا هر کس دیگر از عهده‌ی زنان برداشته نمی‌شود چون قانون گذار و صاحب حق پروردگار یکتاست ولی فراوان دیده می‌شود که جوانان پس از ازدواج به جای حفظ نیمی از دین خود، ‌از آن برای تخریب دین استفاده می‌کنند. در واقع باید دانست که ازدواج به معنای گزیر از قانونهای الهی نیست بلکه به معنای تلاش برای اجرای هر چه بهتر این قانون‌هاست. چنانکه حضرت علی(علیه السلام) روز بعد از عروسی، ‌در پاسخ پرسش پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد چگونگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: «نعم العون علی طاعه الله» بهترین کمک است بر اطاعت خدا(۲۵) این سازندگی و همدلی تا آنجا پیش می‌رود که پس از شهادت فاطمه(سلام الله علیها) علی(علیه السلام) خطاب به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتک صبری و رق عنها تجلدی»‌ ای پیامبر خدا! صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه(سلام الله علیها) کم شده و توان خویشتن داری ندارم(۲۶) چرا که حضرت زهرا(سلام الله علیها) زداینده‌ی غمها و رنجهای دوران مظلومیت علی(علیه السلام) بود و این خود آن حضرت بود که درباره‌ی صدیقه کبری(سلام الله علیها) وقتی به خانه می‌آمدم تمام غم و اندوهم برطرف می‌شد.»(۲۷)
افزون بر این ملاک زنان عصر حاضر باید بنگرند که مبادا جزء بدترین زنان قرار گیرند؛ چرا که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن حدیثی فرمودند: «الا اخبریم بشرار نساءکم؟» الذلیله فی اهلها العزیزه مع بعلها العقیم الحقود التی لا تورع من قبیح المتبرچه اذا غاب عنها بعلها الصحان معه اذا حضر لا تسمع و لا تطیع امره» بدترین زنانتان آن زنی است که در میان خانواده‌ی خود فروتن و رام ولی در برابر شوهرش بزرگمنش و عزیز باشد، ‌آن زنی که عقیق و کینه جو و در کارهای زشت بی‌پرواست، ‌چون شوهر از او دور باشد خود را بیاراید و در هنگام حضور او پوشش رود و سخنش را نشنود و فرمانش نبرد(۲۸) و بکوشند تا خود را با خلعت له درع الحیا و اذا خلت مع غیره لبست معه درع الحیاء(۲۹) بهترین زنانتان آن زنی است که چون با شوهر خود خلوت کند جامه‌ی حیا را به یک سو افکند و چون با مرد بیگانه باشد جامه‌ی محکمی از حیا و عفت در بر کند. و نیز حضرت علی طی اندرزی حکیمانه برخی از بهترین صفات و خلق خوهای زنان را برشمرده‌اند: «خایر حضال النسای شرار حضال الرجال الزهدو و الجبن و البخل فاذا کانت المراه مرهوه لم تمکن من نفسها و اذا کانت بخیله حفظت مالها و مال بعلها و اذا کانت جبانه فرقت من کل شی یعرض لها» با برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان زشت‌ترین اخلاق مردان است مانند تکبر ترس بخل هر گاه زنی متکبر باشد بیگانه را به حریم خود راه نمی‌دهد و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ می‌کند و چون ترسان باشد از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند فاصله می‌گیرد.(۳۰)

فرزندداری

زنان در مقام مادری نیز در زیر لوای عزت بخش اسلام قرار گرفته‌اند چنانکه دیدگاه اسلام در این مورد نیز بی‌نظیر و جاودانه می‌باشد. به عبارت دیگر، ‌از دیدگاه اسلام فرزند سبب آزمایش است، ‌زیرا والدین باید در انتخاب همسر، ‌پرداخت مهریه حلال به همسر تغذیه‌ی سالم فرزند محبت و نظارت بر تعلیم و تربیت، ازدواج و اشتغال و در گرایش‌های گوناگون او کمال دقت را داشته باشد که عبور از تمام این مراحل آزمایشی سخت است(۳۱) زنان جامعه‌ی امروز باید با الگو قرار دادن زندگانی حضرت زهرا(سلام الله علیها) کوشش کنند تا در نقش یک مادر به شکلی متعالی عمل کنند و همان گونه که آن حضرت در مقابل پیشنهاد کمک سلمان و زمانی که بین نگهداری از حسین(علیه السلام) و کار با دستاس مخیر گردید مراقبت از فرزندش را برگزید(۳۲) آنها تمام وجود باور داشتند که تجسم عطوفت و رحمت در دیدگاه نورانی مادر، ‌بارقه‌ی رحمت و عطوفت رب العالمین است، ‌و لذا باید در دفاع از کرامت و هویت زن به نقش حسانی او که همان رسالت مادری است، ‌و لذا باید در دفاع از کرامت و هویت زن به نقش حیاتی او که همان رسالت مادری است توجهی خاص مبذول شود و هیچگاه این نقش اصیل و انسان ساز قربانی نقشهای زودگذر اجتماعی نگردد.(۳۳) امام باقر(علیه السلام) نیز فرمود: «زنان زیبا را برای شیر دادن انتخاب کنید زیرا شیر اثر دارد و صفات زن شیرده را به طفل شیرخوار سرایت می‌دهد.»(۳۴)
فرزندان در طول دوران زندگی خود هم نیازمند تعلیم‌اند و هم تربیت تعلیم به بخش آموزشی اطلاق می‌گردد. اما تربیت باید عینی باشد لذا یک مادر خوب و شایسته باید علاوه بر آموزش معارف الهی به فرزند باید کوشش نماید تا الگویی مناسب نیز برای او باشد به عبارت روشن‌تر تربیت مقدور کسی است که آنچه را از متعلم می‌خواهد خود دارا باشد.(۳۵) آنچه از دیدگاه روانشناسی و برون‌دینی هم کاملاً ‌مورد تایید قرار گرفته این است که اولین عاملی که در ایجاد و عادت مطالعه موثر است خانواده می‌باشد. اگر پدر و مادری عادت به مطالعه داشته باشند کودک با دیدن این حالت به تدریج با کتاب آشنا شده و به تقلید از آنها می‌پردازد و با کتاب انس می‌گیرد.(۳۶)
البته این انتقال عادت از والدین به فرزندان همواره وجود دارد و محدود به عادت مطالعه نیست. همه‌ی اینها در حالی است که دنیای غرب انجام کارهای خانه نگهداری فرزندان در سرویس‌های خدماتی توسط دولت را پیشنهاد می‌کند(۳۷) که هرگز با اصول و موازین علمی و اخلاقی تطبیقی ندارد.
—————————
پی‌نوشت‌ها
۱) رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت فاطمه و دختران آن حضرت، ص ۲۷۴- ۲۷۳ تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷
۲) امینی، ابراهیم، بانوی نمونه اسلام، ص ۲۱- ۲۳ قم شفق، ۱۳۷۶
۳) ممتحنه/۱۲
۴) ممتحنه/۱۰
۵) القپانچی، صدرالدین، هدف اصلاحی نهضت امام حسین(علیه السلام) قیام مهدی(عج) ترجمه نور علی احمدی فالحی، ص ۱۳۸۴ تهران: مهر تابان، ۱۳۸۸
۶) همان، ص۳۸۵
۷) رسولی محلاتی هاشم زندگانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و دختران آن حضرت ص ۲۷۱- ۲۷۲ تهران: دفتر نشر فرهنگی اسلامی، ۱۳۷۷
۸) همان، ص ۲۷۶-۲۷۵
۹) موسوی خمینی روح الله صحیفه‌ی امام، ج۷، ص ۲۲۱، قم موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) ۱۳۷۹
۱۰) همان، ج۷، ص ۲۳۹
۱۱) همان، ص ۲۳۹
۱۲) همان، ص۳۴۲
۱۳) همان، ج۱۰، ص۲۴۴٫
۱۴) همان، ج۱۱، ص۵۱۰
۱۵) این سخنرانی به مناسبت شهادت استاد مرتضی مطهری در روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ ایراد گردیده است.
۱۶) موسوی خمینی، روح الله، صحیفه امام، ج۷، ص ۲۲۱، قم: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) ۱۳۷۹
۱۷) رسولی محلاتی هاشم زندگانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و دختران آن حضرت، ص ۱۰۸ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷
۱۸) الکلینی یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، ج ۵ص ۹٫
۱۹) همان
۲۰) محمد دشتی ترجمه‌ی نهج البلاغه حکمت ۴۷۴ ص ۵۳۸-۵۳۹٫
۲۱) موسوی نسب، جعفر ۲۰۰ پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان ص ۱۴۵-۱۴۶ تهران: منهاج، ۱۳۸۵ النعمانی ابوزینب الغیبته ص ۱۵۰، قم: مدین، ۱۴۲۶ه.ق، الپانچی، صدرالدین، هدف اصلاحی نهضت امام حسین(علیه السلام) قیام مهدی(علیه السلام) ترجمه: نور علی احمد فالحی تهران مهر تابان، ۱۳۸۸٫
۲۲) شیخ الرئیس کرمانی عباس موعود امم ص ۱۶۷قم: عصر ظهور، ۱۳۸۳٫
۲۳) جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه‌ی جلال و جمال، ص ۱۹۱، قم: اسراء، ۱۳۸۳
۲۴) امین، ابراهیمی، بانوی نمونه‌ی اسلامی، ص ۱۱۸ قم: شفق، ۱۳۷۶
۲۵) دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، خطبه ۲۰۲، ص ۳۰۸-۳۰۹٫
۲۶) رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و دختران آن حضرت، ص ۱۱۸، تهران: دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ۱۳۷۷
۲۷) الکلینی، یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، ج۵، ص ۳۲۴
۲۸) همان، ج۵، صث۳۲۴
۲۹) دشتی، محمد، ترجمه‌ی نهج البلاغه، حکمت ۲۳۴، ص ۴۹۳-۴۹۲٫
۳۰) قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج۱۲، ص ۸۹، تهران: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۷۵٫
۳۱) رسولی محلاتی، هاشم، زندگانی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و دختران آن حضرت، ص ۱۱۰، تهران: دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷٫
۳۲) جمعی از نویسندگان، فمنیسم، ص ۲۷، قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۵٫
۳۳) همان، ص ۲۸
۳۴) امینی، ابراهیم، آیین همسرداری یا اخلاق خانواده، ص ۱۹۳، تهران: اسلامی، ۱۳۶۷٫
۳۵) خانکش پور، فاطمه، ماهنامه اطلاعات علمی «ماندگاری شیوه‌ی تدریس»، ص ۵۰، سال ۲۲، شماره ۷٫
۳۶) ساری زاده، حسن، ماهنامه اطلاعات علمی چگونه کودکانمان را به مطالعه عادت دهیم؟ ص ۳۴، سال ۲۲ شماره ۵
۳۷) زعفران چی، لیلا سادات، کتاب زنان(فمینیسم ۱۳) روی آورد فمینیسم به اقتصاد، ص ۲۵، سال ۸، شماره ۲

منبع: فصلنامه قرآنی کوثر؛ شماره ۴۰؛ نویسنده: سحر حیدری(کارشناس ارشد علوم قرآن دانشگاه کرمانشاه)

در جستجوی نقش اجتماعی و پایگاه زن مسلمان

اشاره

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران، روش اداره کشور و مبنای مشروعیت قدرت سیاسی تغییر کرد. این تغییر ناشی از جهان‌بینی توحیدی و گستره تئوریک اسلام، یعنی حاصل نگرش خاص نسبت به مفاهیم و پدیده‌های اجتماعی بود که نفوذ قدرت خداوند را در حیات اجتماعی علاوه بر حیات فردی مطرح نمود. الگوی اجتماعی نقش و پایگاه زن در جامعه اسلامی از جمله مسائل اجتماعی است که بر اساس این مبنا قابل بررسی است. مقاله حاضر که تلخیصی از کتاب “الگوی اجتماعی، نقش و یا نگاه زن مسلمان در جامعه اسلامی بر اساس دیدگاه حضرت امام خمینی(ره)” است، در این چارچوب نگارش یافته است.

مقدمه

در تاریخ معاصر در جهان غرب، همراه با رشد و پیشرفت علوم تجربی، دانش فنی و تکنولوژی، نظام فرهنگی و اجتماعی نیز دستخوش تغییراتی وسیع شد. این موضوع در تفکرات و فعالیت‌های علمی، فرهنگی رنسانس ریشه داشت و به عبارت دیگر، در اروپا پس از قرون وسطی، فرهنگی به وجود آمد که زمینه انقلاب صنعتی، رشد سرمایه‌داری و پیدایش پدیده‌های مختلف اجتماعی بر مبنای این فرهنگ را پدید آورد. این فرهنگ که دارای بار سنت “یهودی، مسیحی” بود به لحاظ مشکلات جوامع اروپایی با کلیسا پیدایش تضاد میان مقامات روحانی کلیسا با دانشمندان و پژوهشگران و نیز به دلیل پیدایش افکار مادیگرانه و گسترش آنها در این دوران، از داخل جریان سکولاریزاسیون(غیر دینی شدن) عبور نمود و بدین ترتیب، فکر و عمل دینی اهمیت اجتماعی خود را از دست داد.

به دلایلی چون رواج و اشاعه ایده‌ها و افکار خصوصا با رشد و گسترش وسایل ارتباط جمعی و همچنین گسترش پدیده استعمار در اشکال نظامی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی… فرهنگ مذکور در نقاط مختلف دنیا و از آن جمله در کشورهای اسلامی رسوخ نمود و تمام جوامع را – البته با شدت و ضعف‌هایی – تحت تاثیر قرار داد.

در این اوج، در کشورهای مسلمان پدیده ترقی‌خواهی به وجود آمد، این فکر، اروپا را نمونه پیشرفت و الگوی کشورهای مسلمان معرفی نمود، به طوری که سید حسن تقی‌زاده، مشروطه‌خواه ایرانی در روزنامه کاوه در سال ۱۹۱۷ نوشت: تنها راه نجات مردم ایران، اقتباس راه و روش اروپائیان و تقلید از زندگی آنهاست. از طرفی اکثر قریب به اتفاق حکومت‌های جوامع اسلامی از اواخر قرون نوزدهم و اوایل قرن بیستم خصوصا پس از جنگ دوم جهانی(مانند آتاتورک در ترکیه و رژیم پهلوی در ایران) با کمک جوامع سرمایه‌داری غرب، اقدام به مدرنیزه کردن کشورهای خود بر اساس پذیرش ارزش‌های غربی به جای ارزش‌های اسلامی و جدا نمودن دین از زیست اجتماعی نمودند. این جریان بر نظام رفتاری و ارزش‌های جوامع اسلامی تاثیر بسیار گذاشت. حیات فردی و اجتماعی زنان و نظام خانواده، از جمله این تاثیرپذیرفتگان است. “کتاب‌هایی در حوزه مطالعات مربوط به زنان مسلمان بر اساس تئوری مدرنیزاسیون یا نقطه نظرات مارکسیستی نوشته شد… بسیاری از این مطالعات، الگوی وظایف ایده‌آل زنانه در غرب را به عنوان معیار برای مطالعه زنان مسلمان به کار بردند، و با وضعیت بد آنها همدردی کردند و مدرنیزه شدن و غربی شدن زندگی آنها را، راه رهایی آنها از مشکلات معرفی نمودند”(۱) به این ترتیب از این دوران، آنچه از طرف نویسندگان و گویندگان خارجی حتی داخلی(در مواردی) به عنوان معیار و معرف پایگاه و نقش زن مطرح می‌شد، عمدتا همان معرف‌ها و معیارهای جوامع غربی و عدم توجه به الگوی فرهنگی و زمینه اجتماعی، تاریخی کشورهای اسلامی بود.

در ایران به عنوان کشوری اسلامی چنین روندی از نظر فکری و نیز در عمل توسط رژیم پهلوی دنبال می‌شد. تا این که انقلاب اسلامی به منزله واقعه‌ای بیمانند و غیر منتظره برای دو جهان غرب و شرق به وقوع پیوست. جامعه‌ای مذهبی که تمام اقشار و به ویژه توده مردم آن بر اساس جهان‌بینی توحیدی و ایدئولوژی اسلامی به پا خاستند.

جهان از نقش فعال و پیشرو زنان مسلمان در این انقلاب دچار شگفتی شد. انقلاب اسلامی زنان را به عنوان بخشی برجسته و تعیین‌کننده در کنار مردان ملاحظه کرد. این زنان، نیرو و استحکامشان را از گستره تئوریک اسلام الهام گرفتند. اسلام دینی که خصوصی‌ترین بخش زندگی آنان تا مشارکت سیاسی – اجتماعی و نقش‌های دیگرشان را برنامه‌ریزی و هدایت می‌کند.

پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، منشاء مشروعیت قدرت سیاسی تغییر کرد و نگرشی خاص نسبت به مفاهیم و پدیده‌های اجتماعی مطرح شد که نفوذ قدرت خداوند را در حیات اجتماعی علاوه بر حیات فردی طرح نمود. این نوع نگرش طبیعتا در بررسی مدل اجتماعی پایگاه و نقش زن در جامعه اسلامی نیز تعیین‌کننده است. بدین معنی که پایگاه و نقش انسان(زن و مرد) به طور اعم و زن به طور اخص در جامعه اسلامی مبتنی بر جهان‌بینی توحیدی، با نگرش خاص به انسان به عنوان مخلوق خداوند و خلیفه صاحب کرامت خدا در زمین با سایه گسترده ولایت معصومین(علیهم السلام) بر حیات این انسان در طول تاریخ، با پایگاه و نقش انسان به طور اعم و زن به طور اخص در جامعه‌ای(غرب) که در آن اندیشه‌های خداگرایانه مغلوب اندیشه‌های سکولاریستی، غیر دینی و مادیگرانه شده و انسان در انجام تمایلات خویش به هر شکل آزاد است، فردگرایی و سودگرایی حاکم و بازار محور نهایی زندگی انسان است، از اساس در کلیه سطوح متفاوت است و حتی نقش‌های مشابه و یا ظاهرا مشابه مانند مشارکت سیاسی یا فعالیت اقتصادی در این دو نوع جامعه و به عبارتی در این دو فرهنگ هدف‌های یکسانی را تعقیب نمی‌کنند و ارزش‌های تعیین‌کننده نقش و پایگاه زن در این دو نوع جامعه متفاوت است.

ولی فقیه در جامعه اسلامی ایران، عهده‌دار سرپرستی و هدایت انسانها و جامعه به طرف رشد و تعالی بر مبنای فرهنگ اسلام است و بنیانگذار نظام اسلامی ایران از جهت عملی و نظری حضرت امام خمینی(ره) بوده و ایشان در زمینه مسائل مختلف اجتماعی از جمله در مورد موضوع مورد بحث دیدگاه خود را بیان نموده‌اند. این نکته حایز اهمیت بسیار است که ایشان علاوه بر آشنایی دقیق و جامع به فرهنگ و تاریخ اسلام، نسبت به مسائل مبتلابه جوامع اسلامی و حتی دیگر جوامع بشری آشنایی بی‌نظیری داشتند.

از آنجا که نقش زنان و نحوه حضور و مشارکت آنها در اجتماع در تاریخ معاصر از مسائل و محورهای مورد بحث بوده است و از طرفی با مطرح شدن الگوی وظایف ایده آل زن در نظام سرمایه‌داری و مادی غرب در جوامع اسلامی، در تعیین الگوی پایگاه و نقش زن در جامعه اسلامی از ضروریات این عصر بوده و حضرت امام خمینی(ره) نظر خود را در این زمینه بر اساس مبانی و اصول فرهنگ اسلام بیان نموده‌اند. این مقاله به اختصار به تبیین نظر ایشان در این زمینه می‌پردازد:

الف) نقش سیاسی، اجتماعی زنان

۱. حضور زنان در انقلاب اسلامی ایران

الف: نقش مستقیم سیاسی زنان در انقلاب اسلامی ایران

۱. نقش اساسی زنان در جنبش‌های صد ساله اخیر(مشروطه و تنباکو)

به طوری که مشخص است، این معرف، مربوط به نقش زنان در انقلاب اسلامی نیست، اما این دو جنبش در تاریخ معاصر ایران اتفاق افتاده و در مبارزه با استبداد و استعمار در ابعاد مختلف حایز اهمیت است و از طرفی حضرت امام خمینی(ره) نقش زنان در جنبش مشروطه و تنباکو را مانند نقش آنها در انقلاب اسلامی مفید و مثبت در جهت مصالح کشور و اسلام می‌دانند و آن را در مقابل نقش منفی زنان در رژیم پهلوی که در جهت نابودی کشور و اسلام بود، قرار می‌دهند.

حضرت امام(ره) در جایی فرموده‌اند: “ابر جنایتکاران که ادامه حیات خویش را در اسارت ملت‌ها به ویژه ملت‌های اسلامی می‌دانند در این سده‌های اخیر که راهشان به کشورهای اسلامی نفتخیز و ثروتمند باز شد دریافتند که تنها قشر مذهبی است که می‌تواند خار راهی در راه استثمار آنان باشد و دیدند که حکم نیم سطر یک مرجع مذهبی مورد علاقه مردم دارای چنان قدرتی است که دولت انگلیس و دربار قدرتمند قاجار را به زانو درآورد و نیز دریافتند که زنان در آن نهضت نقش اساسی داشتند و متوجه شدند که در مشروطه و پس از آن نیز زنان به ویژه قشر متوسط محروم آنان هستند که می‌توانند با قیام خود، مردان را به میدان بکشند و احساس کردند که تا این عوامل به قوت خود باقی هستند، نقشه‌های آنان نقش بر آب است و لازم دیدند برای دست یافتن به این کشورها و مخازن سرشار آنها “پایه‌های مذهب” و “رهبری مذهبی “و “قشرهای مذهبی” سست شود… تا آن که رضاخان را برای خدمت یافته و به قدرت رساندند… کسانی که آن زمان را به یاد دارند می‌دانند این خائن تبهکار با دستیاری عمال بی‌وطنش با اینان چه کردند و برای پیروزی هر چه سریعتر نقشه‌هایشان چه راه‌هایی را برای انحراف و مصرفی نمودن و به فساد کشیدن بانوان مظلوم در پیش گرفتند. کافی است نسل حاضر که آن روزگار سیاه را درک نکرده‌اند به کتاب‌ها، شعرها، نوشته‌ها، نمایشنامه‌ها، تصنیف‌ها، روزنامه‌ها، مجله‌ها مراجعه و از آنان که دیده‌اند از مراکز فحشا و قمارخانه‌ها و شراب فروشی‌ها و سینماهای آن زمان بپرسند.(۲)

۲. قیام و مبارزات زنان در نهضت اسلامی ایران

بیداری ملت و قیام زنان بر ضد رژیم پهلوی و تظاهرات و ایستادگی آنها در میدان مسلسلها و تانک‌های دژخیمان رژیم پهلوی درحالی که حتی فرزندان خود را در آغوش داشتند در عین رعایت حجاب اسلامی موجب پیروزی ملت ایران و نهضت اسلامی شد و بدین ترتیب نقشه شیطانی غرب و وابستگان وی در گمراه و دچار آسیب کردن زنان، نقش بر آب شد. زنان در این حرکت خویش الگوهای اسلامی یعنی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و حضرت زینب(علیها السلام) را تبعیت نمودند و این آنها را در عرض بانوان و سربازان صدر اسلام قرار داد. حجاب زنان مسلمان در انقلاب اسلامی اگر چه به عنوان عاملی برای مقابله(Resisting) بود، اما در واقع هویت زن مسلمان(Identity) را تشکیل می‌داد. لذا برای کسب استقلال خویش از قید شیئیت، ملعبه بازی‌ها و شهوت‌پرستی‌ها و فساد رایج در جامعه آن زمان از شروط اساسی و اولیه محسوب می‌شد.

۳. قیام و مبارزات زنان و مردان در نهضت اسلامی ایران

زنان و مردان ایران در جریان انقلاب اسلامی متحول شده و روحیاتشان تغییر نمود و این باعث استقامت و پایمردی بیشتر آنها و پیروزی انقلاب شد. پس با تغییر تعلقات روحی زنان و مردان و سپس با تغییر ذهنیت آنها در جریان انقلاب اسلامی فکر و عمل دینی در حیات فردی و اجتماعی و همچنین مبارزه با طرحها و برنامه‌های استبداد داخلی و استعمار خارجی در این راستا در نزد آنها اهمیت یافت. و از این رو عملکرد عینی آنان در این مسیر منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد.

۴. نقش شهادت‌طلبی زنان در نهضت اسلامی و حکومت اسلامی در حصول پیروزی

روحیه شهادت‌طلبی و جانفشانی زنان موجب ناتوانی قوای بیگانه در مقابله ملت ایران و به ثمر رسیدن نهضت اسلام شد. در واقع پیدایش روحیه شهادت‌طلبی، همان تغییر در روحیات و تعلقات روحی است که در عینیت جامعه، در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی… جامعه نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

۵. قیام و مبارزات زنان دوشادوش مردان در نهضت اسلامی ایران

زنان در پرده عفاف همصدا با مردان و دوشادوش آنها در نهضت اسلامی مشارکت داشتند و موجب بیمه کردن پیروزی برای اسلام و انقلاب شدند. نکته قابل توجه این که، در گذشته یعنی در دوران پهلوی، دوشادوشی زنان و مردان در جامعه، در چارچوب فرهنگ وارداتی غرب طرح و اعمال می‌شد. و کشف حجاب یا به عبارتی بی‌حجابی و عدم رعایت موازین اسلامی در روابط بین زن و مرد، از اصول تفکیک‌ناپذیر این همدوشی بود، به علاوه مسیر و جهت آن نیز فرق می‌کرد. اما در انقلاب اسلامی این دوشادوشی در صحنه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… دقیقا در چارچوب ایدئولوژی اسلامی است، لذا حفظ موازین شرعی در روابط زن و مرد و عایت حجاب از اصول تفکیک‌ناپذیر آن است.

ب. پیشقدم بودن و رهبریت زنان در قیام و مبارزات انقلاب اسلامی ایران

زنان در انقلاب اسلامی پیشقدم بوده و در مقایسه با مردان، آنها در انقلاب نقش اول را ایفا کرده‌اند.

۱ – حضور زنان در انقلاب اسلامی ایران، اسباب شجاعت مردان

بیان کردیم زنان ایران مستقیما در صف اول مبارزه و قتال در جریان نهضت اسلامی ایران قرار داشتند. و حالا این نکته را نیز بدان می‌افزاییم که قیام زنان ایران به ویژه قشر متوسط و محروم در کلیه حوادث تاریخی و نهضت‌های صد ساله اخیر به ویژه در انقلاب اسلامی موجب به میدان آمدن مردها و تشجیع آنها شده است و از این رو باز هم زنان در صف اول نهضت قرار داشته و پیشقدم هستند. پس زنان الهام‌دهنده، تعلیم‌دهنده و مایه عبرت مردان بوده‌اند از این رو خط، سهم و نقش آنها در انقلاب بیشتر بوده است. از آنجا که به فرموده حضرت امام(ره): انقلاب اسلامی از نفوس تحول یافته زنان و مردان برخاسته است. می‌توان گفت، تحول روحی در زنان نه تنها عملکرد فکری و عینی آنها را در صحنه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انقلاب و نظام اسلامی تعیین می‌کنند، در تحول روحی و در عملکرد ذهنی و بالاخره عملکرد عینی مردان در صحنه‌های مختلف انقلاب و نظام اسلامی نقشی تعیین‌کننده دارد. از این روست که امام فرموده‌اند: “زنان تقویت‌کننده و شجاع‌کننده ملت‌ها” هستند. البته این امر در نقش انحطاطی زنان نیز صادق است، بدین معنی زمانی که زنان خود را ملعبه هوسبازی‌های لذت پرستان و مادیگرایان قرار داده و خود را در حد یک شی پایین آورند، در سقوط روحی و فکری و رفتاری مردان و کلیه اقشار جامعه نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

۲ – نقش ایثار مادران شهدا در انقلاب اسلامی ایران

حضور مثبت زنان در نقش مادران، همسران و خواهران در انقلاب اسلامی در تحول روحی و ذهنی و رفتار عینی فرزندان، شوهران و برادران موثر افتاد و به حفظ و گسترش روحیه انقلابی، در کانون خانواده توسط زنان و مادران انجامید، که خود عاملی بسزا در پیروزی نهضت اسلامی محسوب می‌شود.

ج: حق و سهم زنان در انقلاب اسلامی ایران(نقش مستقیم و غیر مستقیم)

بر اساس نظر حضرت امام(ره) زنان نسبت به مردان بر ملت‌ها حق بیشتری دارند و انقلاب اسلامی ایران نیز بیشتر رهین منت بانوان است تا مردان، بدین سبب ایشان فرموده‌اند: “پیروز و سرافراز باد نهضت اسلامی زنان معظم ایران. ”

۲ – نقش سیاسی – اجتماعی زنان در جامعه اسلامی(جمهوری اسلامی ایران)

۱. فعال بودن زنان در مسائل سیاسی، اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

ورود زنان به صحنه‌های سیاسی، اجتماعی و طرح این مسائل توسط آنها در اثر تحول فکری و روحی ایجاد شده در آنان در جریان انقلاب بوده است. که در مورد آن سخن گفتیم. شرکت زنان در قلمرو امور سیاسی، اجتماعی جامعه و آزادی آنها در این امور همقدم با مردان و دیگر اقشار جامعه و حتی پیشقدم نسبت به دیگران به اهداف زیر است:

در جهت عدم تعهد نسبت به ابرقدرتها – به هدف اسلام و عمل به تکلیف شرعی خویش – برای اداره مملکت و امور کشور به ست خود – جنگ با ابرقدرتها و قوای شیطانی – رواج و گسترش اخلاق اسلامی و اعمال صالحه…

از طرفی وجود بینش سیاسی و آگاهی در این امور و علاقه به مسائل سیاسی، اجتماعی و مشارکت زنان در این زمینه موجب آسیب ناپذیری ملت و پیروزی آن و ابطال نقشه‌های دشمنان نسبت به مردان و زنان در به فساد کشیدن آنها و پیشبرد اهداف اسلام می‌شود. اما عنصر اساسی حرکت سیاسی، اجتماعی زنان رعایت حجاب و مسائل مبتنی بر آن مانند عدم آمیزش و اختلاط غیر شرعی زنان و مردان است. اهمیت این نکته از آنجا ناشی می‌شود که در تاریخ معاصر بی‌حجابی و آزادی روابط زنان و مردان عنصر تفکیک‌ناپذیر پیشرفت و حرکت سیاسی، اجتماعی زنان قلمداد می‌شد.(۳)

۲. مشارکت زنان در ساختن جامعه و سازندگی کشور و لزوم آن

جامعه و کشور تنها به دست مردان آباد و ساخته نمی‌شود، بلکه زنان با مردان در سازندگی کشور معنای واقعی آزاد بودن برای زنان و مردان یک جامعه است، نه آزادی در مراکز عیش و عشرت و آمیزش‌های غیر شرعی.

ازطرفی مشارکت زنان ایران در سازندگی کشور مثلا شرکت در جهاد سازندگی، موجب گسترش موج سازندگی در سراسر کشور و تحریک و ازدیاد قوای مردان در این امور می‌شود، علاوه بر این آنان با تربیت جوانان توانا برای انجام سازندگی و عمران کشور گام دیگری در سازندگی برمی‌دارند و اهداف آنان در این سازندگی قطع وابستگی کشور در تمام ابعاد – ریشه کن نمودن فقر و استضعاف – ساختن کشور و خرابه‌های دوران پهلوی و بقای جامعه اسلامی می‌باشد.

۳. حق رای و مشارکت زنان در انتخابات و لزوم آن

شرکت زنان در رفراندوم‌ها و رای دادن و رای گرفتن و انتخاب شدن برای ورود به مجلس، برای آنها همانند مردان یک حق سیاسی است که باید در جهت استقلال کشور و آزادی آن و تحقق اسلام حقیقی به کار گرفته شود. که مشارکت فعالانه، آزادانه و مشتاقانه زنان در رفراندوم‌ها در جمهوری اسلامی ایران موجب حصول پیروزی نمونه برای جمهوری اسلامی در دنیا شده است.

حضرت امام(ره) ورود زنان به مجلس در جمهوری اسلامی با ورود آنها به مجلس در رژیم پهلوی را متفاوت می‌دانند. در این مورد ایشان فرموده‌اند: “امروز غیر روزهای سابق است، امروز باید خانمها وظایف اجتماعی خودشان را و وظایف دینی خودشان را باید عمل بکنند و عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام بدهند، نه مثل سابق که فرض کنید اینها یک زنی را هم وارد کردند در مجلس، اما چه زنی بود چکار می‌خواست بکند؟ حالا هم وارد شدند بعضی خانمها در مجلس، این ورود غیر آن ورود است، آن یک ورودی بود این هم یک ورود آنها مجالس داشتند، روز زن داشتند، روزی که برای کشف حجاب بود…(۴)

۴. جهاد مالی و امداد اجتماعی زنان در نهضت و حکومت اسلامی

جهاد مالی و پیشقدم بودن زنان مسلمان در این امر، برای مستضعفین، مستمندان و آوارگان و نیز خدمت به بیماران و معلولان یکی دیگر از بخش‌های فعالیت زنان در جمهوری اسلامی است. و ارزش فعالیت‌های زنان در این زمینه از ارزش فعالیت‌های مردان در این امور بیشتر است و یکی از بهترین تحولات ناشی از انقلاب اسلامی است.

۵. لزوم فعال بودن زنان در مسائل سیاسی، اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

اسلام می‌خواهد زنان مانند مردان به انجام کارهای اساسی و جدی مبادرت ورزند. از این رو بر زنان است که در مقدرات اساسی مملکت اسلامی دخالت کنند چه از طریق غیر مستقیم یعنی با تربیت جوانان توانا برای اسلام و مملکت و چه به طور مستقیم، یعنی با مشارکت در کلیه امور سیاسی اجتماعی جامعه و پیشقدم بودن در این امور جهت آزادی و استقلال کشور، استقرار و تداوم حکومت اسلامی، طرفداری از مظلومان، احیای سنت الهی به تبع خاندان اهل بیت(علیهم السلام) و حفظ ارزش‌های انسانی.

مجاهدات الگوها و رهبرانی چون حضرت زهرا(سلام الله علیها) و حضرت زینب(علیها السلام) در واقع این گونه وظایف و مسئولیتهایی برای زنان مسلمان ایجاد می‌کند.

۶. نقش اساسی و ویژه زن در جامعه

اگر چه تعداد فراوانی‌های این معرف کم است اما با توجه به معانی و قیدها و اوصافی که در گفتار حضرت امام(ره) درباره نقش اساسی و ویژه زن در جامعه وجود دارد، میزان اهمیت این معرف بسیار است.

زنان سرچشمه صلاح و یا فساد در هر جامعه‌ای هستند و لذا نقش آنها در جامعه بالاتر از نقش مردان است. زیرا آنها علاوه بر این که خود در تمام ابعاد سیاسی – اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فعال هستند، قشرهای فعال را نیز در دامن خود تربیت می‌کنند، آنها می‌توانند انسانهایی تربیت نمایند که دارای استقامت و برخوردار از ارزش‌های والای انسانی باشند و یا درمقابل انسانهایی سست عنصر و غیر انسان تربیت کنند، پس هم صلاح جامعه و هم فساد آن در دست زنان است. و در یک جامعه اسلامی زنان متعهد اساس آن ملت و جامعه هستند.

با عنایت به این مطلب و سایر مباحث این بخش نقش اول و اساسی زنان در مسائل مختلف سیاسی – اجتماعی تضمین‌کننده حفظ و تکامل ساخت سیاسی – اجتماعی جامعه اسلامی ایران است. حضرت امام(ره) نقش زن در جامعه اسلامی را سازنده و در جوامع غیر اسلامی و فاسد تخریبی می‌دانند.

از این رو در جامعه‌ای که مناسبات اجتماعی آن مفاسد بی‌شمار اخلاقی، روحی برای افراد آن جامعه به بار می‌آورد، نقش زنان نیز چون در این چارچوب صورت می‌پذیرد و با مفاسد اخلاقی، روحی درمی‌آمیزد، بنابراین تخریبی است. این دلیل اساسی علت مخالفت حضرت امام با وظایف سیاسی، اجتماعی زنان در رژیم پهلوی و موافقت ایشان با این وظایف و فعالیت‌ها در جمهوری اسلامی(جامعه اسلامی) است. از این رو در کلام ایشان می‌بینیم که گفته شده: از دخالت زن‌ها در اجتماع مستلزم مفاسد بی‌شمار زنان پهلوی ابراز انزجار کنید و یا فرموده‌اند: احترام به حیثیت اجتماعی و اخلاقی زنان موجب ممانعت اسلام از حضور و اختلاط مخالف با عفت زنان در مجلس رژیم پهلوی است و یا این که درست کردن زنان به شکل عروسک و فرستادن آنها به ادارات موجب از فعالیت افتادن مردان و رژیم پهلوی شد و از طرف دیگر ایجاد تقابل بین وظایف خانوادگی و نقش مادری با وظایف اجتماعی و بی‌ارزش کردن شغل مادری در زمان پهلوی در این راستا قرار دارد.

پی‌نوشت‌ها

۱٫ Hussain, Freda, The Ideal andThe Contextual Realities of Muslim women, in Muslim women, ed. Freda Hussain London, Croom Helm, 1984, p.1.

۲. امام خمینی، صحیفه نور – ج ۱۶ – ث ۱۲۶ – ۱۲۵.

۳. برای اطلاع بیشتر می‌توان به کتاب “الگوی اجتماعی نقش و پایگاه زن در جامعه اسلامی بر اساس دیدگاه حضرت امام خمینی(س) فصل مربوطه مراجعه نمود.

۴. امام خمینی – صحیفه نور – ج ۱۳ – ص ۷۰ – ۱۲۵

منبع: نشریه حضور؛ زمستان ۱۳۷۰؛ شماره ۳(با اندکی تغییر)

فاطمه زهرا (ع) الگوی مبارزه سیاسی زن امروز

مقدّمه

گرایش به الگو و پی روی از مُد نیاز بشری است که در جهت کمال گرایی و تکامل طلبی به طور فطری در درون انسان ها نهاده شده است و علم امروز آن را «همانندسازی» می نامد. از این رو، مشاهده می کنیم که نیاز به الگو و الگودهی به نسل ها، در آموزه های دینی به طور آشکار مورد توجه قرار گرفته است و قرآن به صراحت، به معرفی الگوها و اسوه های «مثبت» و «منفی» می پردازد؛ و اسوه های مثبت ثابتی را مطرح می کند که در تمام عصرها و برای همه نسل ها قابل اتّکا و پی روی در عمل هستند.

در معرفی الگو، آن نوع رفتارهای اجتماعی به عنوان «مدل» یا «راهنمای عملی» مدّ نظر قرار می گیرند[1] که از دیدگاه اسلام، در قرآن و روایات «آموزه های دینی پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) » به عنوان نمونه و الگوی عملی معرفی شده اند. رمز ماندگاری الگوها[2] «زنده بودن تفکر و اندیشه الگوهای مطرح شده»، «همسویی سیره و سخن آنان با فطرت انسان ها»، «یکسان بینی جهان بینی و آرمان ها» و «شناخت پیروان آنان» قابل توجه و حایز اهمیت است.

هر قدر این شناخت وسیع تر و عمیق تر باشد بهتر می توان محتوای پیام و گفتار و رفتار آنان را به دست آورد و از آن ها در جهت رسیدن به سعادت و تکامل و تحقق ارزش های فطری و الهی بهره برد.

شناخت و معرفت نسبت به الگوهای شایسته، مانع از هدر رفتن یگانه سرمایه آن ها (عمر) می شود. از این رو، امام خمینی رحمه الله با تأسّی به الگوهای عملی در اسلام می فرماید: «ما باید سرمشق از این خاندان [خاندان پیامبر ( صلی الله علیه و آله) ] بگیریم؛ بانوان ما از بانوانشان و مردان از مردانشان، بلکه همه از همه آن ها. الگوی حضرت زهرا (علیهاالسلام) الگوی پیغمبر است.»[3]

اما رسالت و تکلیف بر شناخت معصومان (علیهم السلام) ، ما را بر آن می دارد که عملکرد آن ها را مورد بررسی قرار دهیم. با توجه به اینکه حضرت زهرا (علیهاالسلام) الگوی عملی و عینی برای زنان مسلمان است که می تواند در همه زمینه ها سرمشق نسل امروز و فردا قرار گیرد، در این مقاله، به اختصار به ابعاد سیاسی زندگی حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و مبارزات ایشان در دفاع از حریم ولایت و امامت می پردازیم.

مبارزه ای که ریحانه نبی در حسّاس ترین دوران آغاز کرد، از زمان آغازین انحراف جامعه پس از رحلت نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله) ، به عنوان مهم ترین و محوری ترین حرکت سیاسی جامعه محسوب می شد.

هنگامی که او تعدّی غاصبان خلافت را به حریم ولایت و امامت دید، با تمام قوا و با روش های خود، برای دفاع از این حریم وارد عرصه فعالیت های سیاسی شد و در طول 75 روز (و به قولی 95 روز) همچون پروانه وجود خویش را برای تثبیت امامت، فدای ولایت کرد. امام خمینی رحمه الله در بیان عملکرد آن حضرت و درک عظمت آن حضرت چه زیبا فرمودند:

«زنی که هر کس با هر بینش، درباره او گفتاری دارد و از عهده ستایش او نیز برنیامده. احادیثی را که از خاندان وحی رسیده به اندازه فهم مستمعان بوده و دریا را در کوزه ای نتوان گنجاند و دیگران هر چه گفته اند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او …»[4]

جایگاه سیاسی حضرت زهرا (علیهاالسلام)

کانون تربیت سیاسی فاطمه زهرا (علیهاالسلام)

تولّد فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در دوران جاهلیت و شیوه رفتار پیامبر ( صلی الله علیه و آله) با این انسان الهی از ابتدا یک امر سیاسی (تکلیف الهی) بود. او در کانون سیاست و بحران های جامعه رشد می کرد و تربیت می یافت و همراه با تحوّلات و بحران ها، درس می آموخت و شیوه های حضور در صحنه را عملاً آموزش می دید.

رسالت پیامبر ( صلی الله علیه و آله) زدودن خرافات جاهلیت و معرفی جایگاه شامخ زن در آفرینش بود و رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله) در رفتار خود با فاطمه زهرا (علیهاالسلام) ، سعی داشت نگرش جامعه را به سوی زن از ابعاد شهوانی لهو و لعب، به ابعاد ملکوتی و ظرافت های روحی و نقش تربیتی و مدیریتی زن تغییر دهد.

مقام و موقعیت ممتاز حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و تثبیت جایگاه محکم او در انجام رسالت الهی به گونه ای بود که پیامبر ( صلی الله علیه و آله) در موقعیت های گوناگون، همواره بر دستان فاطمه زهرا (علیهاالسلام) بوسه می زد؛ هرگاه صدیقه مرضیه در جمعی وارد می شد که پیامبر در آن میان بودند، به احترام آن حضرت از جای خویش بلند می شدند و او را در جایگاه خود می نشاندند؛[5] هنگام خروج از مدینه، از آخرین فردی که خداحافظی می کردند فاطمه (علیهاالسلام) بود و هنگام ورود به شهر هم به دیدار اولین کسی که می شتافتند باز هم راضیه مرضیه (علیهاالسلام) بود.[6]

مشروعیت بازیگران سیاسی

مشروعیت بازیگران و رهبران سیاسی در هر جامعه ای مستلزم پیش نیازهایی است تا مردم جامعه با توجه به عملکردها و رفتار رهبران سیاسی مشروع و مقبول جامعه، نسبت به افراد جدید، شناخت و آگاهی لازم را به دست آورند و بتوانند نسبت به شخصیت های تازه وارد در امور سیاسی و اجتماعی جامعه و مشارکت آنان آگاهی کسب کنند و شخصیت های جدید را به عنوان رهبران آینده جامعه بشناسند.

در صحنه سیاسی جامعه عرب جاهلی، پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) با کردار، گفتار و عمل خویش در مورد خاندان نبوّت و امامت حضرت علی و فرزندانش و نقش فاطمه زهرا (علیهاالسلام) [7] در ارتباط با نبوّت و امامت و رضایت الهی، شناخت های لازم را به جامعه می دادند و در کلام و گفتار خود، مواضع اهل بیت (علیهم السلام) را با عبارت های گوناگون تحکیم می کردند. پیامبر در طول دوران رسالت خود، برای رشد و استقلال فرهنگی مردم تلاش و کوشش بسیار کردند تا جامعه را نسبت به آینده آگاه سازند.

از سوی دیگر، پیامبر گرامی ( صلی الله علیه و آله) در زمینه مسئولیت و رهبری زنان، راضیه مرضیه (علیهاالسلام) را برای پذیرش این رسالت الهی تربیت کردند. فاطمه زهرا (علیهاالسلام) اولین درس را در بحرانی ترین شرایط سیاسی و اقتصادی یعنی در محاصره «شعب ابی طالب» آموخت[8] و به تدریج، با علم لدنّی که داشت، مجالس بحث و وعظ و درس های تفسیر و احکام در مدینه برای بانوان جامعه دایر کرد.[9]

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) با سخنان گهربار خود درباره جایگاه فاطمه زهرا (علیهاالسلام) نزد خدا،[10] نزد آن حضرت[11] و جامعه، در شیوه های برخورد با فاطمه زهرا (علیهاالسلام) ، ازدواج با حضرت علی (علیه السلام) ،[12] ماجرای مباهله با مسیحیان نجران و حضور حضرت زهرا (علیهاالسلام) در آن جمع،[13] محدودکردن دایره اهل بیت (علیهم السلام) [14] و اشخاص آن، با احادیث گوناگون، مانند حدیث «کساء»،[15] «سفینه نوح»،[16] «ثقلین»[17] و ماجرای غدیر خم،[18] رسالت خود را به پایان رساندند و جامعه را برای پذیرش امامت حضرت علی (علیه السلام) آماده ساختند.

اما متأسفانه جاهلیت چنان در تار و پود جامعه ریشه دوانده بود که پس از رحلت ایشان، در ماجرای «سقیفه بنی ساعده» در فضای آکنده از اندوه و غم و ماتم رحلت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله) ، بازیگران سیاسی چنان جوّ را تغییر دادند و سریع عمل کردند که مقام خلافت را، که حق مسلّم حضرت علی (علیه السلام) بود، غصب کردند.[19]

انحراف و تخریب افکار عمومی و جنگ قدرت از کودتای «سقیفه بنی ساعده» آغاز شد. جامعه اسلامی نیز که حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله) در طول دوران نبوّت خود، ساختار آن را پی ریزی کرده بودند، با حرکت کودتاگران سقیفه و زنده کردن ارزش های جاهلی و روحیه ناسیونالیستی و سکوت یاران سُست اراده و فرصت طلبان دچار انحراف شد.

حضرت زهرا (علیهاالسلام) هم، که در بطن مسائل سیاسی جامعه و بحران ها رشد کرده و تربیت یافته بود و رسالت دفاع از حق و حقیقت را بر عهده داشت، با بصیرت و آگاهی عمیق نسبت به توطئه ای که مسیر امامت را منحرف ساخته بود، هشیارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت یک سیاست مدار آگاه و مدافع حریم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّی و فعال یافت و رهبری دفاع از امامت را برعهده گرفت.[20]

او زنی است تربیت شده الهی و پیامبر زمان خود. پذیرش رهبری امام علی (علیه السلام) از سوی یک زن، با تفکر موجود جاهلی نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوی دیگر، با پیش ذهنیت هایی که پیامبر گرامی ( صلی الله علیه و آله) درباره حضرت زهرا (علیهاالسلام) در جامعه ایجاد کرده بودند، کاملاً همخوانی داشت و هنوز وجود گوهر گران قدری همچون فاطمه زهرا (علیهاالسلام) به عنوان قوی ترین رکن سیاسی جامعه برای تشخیص و شناخت حق از باطل مطرح بود.

دخت گرامی حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله) به خاطر بیداری جامعه و آگاهی مردم در انحراف آغازین خود، فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود. بررسی فعالیت ها و روش هایی که فاطمه زهرا (علیهاالسلام) اتخاذ کرد، نمونه ای است که نشان می دهد اسلام می خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، همیشه نسبت به مسائل جامعه ای که در آن زندگی می کنند، آگاهی و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سیاسی جامعه مشارکت کنند و حضرت صدیقه طاهره (علیهاالسلام) ، سدشکنِ تفکر غلط جاهلیّت نسبت به زن بود که با تمام وجود، سرشار از عشق الهی و رسالت نبی، دفاع از امامت و ولایت را رهبری کرد.

روش های مبارزه سیاسی حضرت زهرا (علیهاالسلام)

الف – تهدید غاصبان خلافت

پس از رحلت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله) هنگامی که حضرت علی (علیه السلام) در حال غسل و کفن و دفن پیامبر ( صلی الله علیه و آله) بود، بعضی از بازیگران سیاسی با مسموم کردن جوّ، در «سقیفه بنی ساعده» خلافت را غصب کردند[21] و خلیفه ای را بر خلاف حدیث غدیر خم و خط مشی پیامبر و رسالت الهی انتخاب نمودند.

عده ای از بازیگران سیاسی برای مشروعیت بخشیدن به خلیفه وقت و مقبولیت خلافت غصب شده و بر حق نشان دادن آن و سرپوش گذاردن بر مسیر انحرافی، بیعت گرفتن از خلیفه ذی حق را عَلَم کردند و برای بیعت گرفتن از حضرت علی (علیه السلام) به در خانه فاطمه (علیهاالسلام) آمدند، ولی با امتناع حضرت فاطمه (علیهاالسلام) در گشودن در مواجه شدند.

به همین دلیل، دَرِ خانه او را به آتش کشیدند،[22] فاطمه (علیهاالسلام) را مورد هجوم قرار دادند[23] و او از شدت درد بی هوش شد و فرزند خود را سقط کرد. آنان حضرت علی (علیه السلام) را برای بیعت گرفتن با خلیفه وقت به مسجد بردند. زمانی که حضرت فاطمه (علیهاالسلام) به هوش آمد، سراغ امام بر حق، علی (علیه السلام) ، را گرفت. وقتی متوجه شد که او را به مسجد برده اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسین (علیهماالسلام) را گرفت و به مسجد رفت.[24]

هنوز مردم عوام جامعه و مهاجران و انصار برخوردهای باکرامت و بزرگوارانه پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) با فاطمه زهرا (علیهاالسلام) و سخنان پیامبر را نسبت به دخت گرامی اش از یاد نبرده بودند و احترام و تکریم خود را نسبت به فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در باطن ضمیر خویش در نظر داشتند.

وقتی که فاطمه زهرا (علیهاالسلام) به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهدید کرد که اکنون خدا را به یاری می طلبم، با تهدید او، غاصبان خلافت تا حدی جا خالی کردند و از بیعت گرفتن با حضرت علی (علیه السلام) دست برداشتند و در این مبارزه، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) با پیروزی به خانه برگشت.[25]

ب – تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی جامعه (گریه کردن)

در مرحله دیگر، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) تاکتیک «گریه» را انتخاب کرد[26] و به عنوان یک حربه سیاسی از آن بهره برد. صدیقه طاهره (علیهاالسلام) محل گریه خود را مرکز اجتماع مسلمانان[27] قرار داده بود؛ بر سر قبر رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) ، شهدای احد و قبرستان بقیع می رفت و در این اقدام، همراه کودکان خردسالش (برای تحت تأثیر قرار دادن جامعه) و در ساعات شب و روز با ذکر مرثیه هایی در فقدان پدر بزرگوار خویش[28] و انحراف امّت پس از رحلت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله) سعی می کرد جامعه خفته را بیدار سازد.

ج- سخنرانی (با تکیه بر فدک)

حربه سیاسی دیگر، سخنرانی با تکیه بر غصب «فدک» بود[29] که به دنبال غصب آن توسط خلیفه وقت، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) بار دیگر از این حرکت رژیم حاکم به عنوان یک حربه سیاسی و فرصت مناسب سیاسی برای روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلّم حضرت علی (علیه السلام) استفاده کرد. در حقیقت، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) به نام غصب حق مالکیت خویش، به اعتراض سیاسی و استیضاح حاکم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.[30]

در این خطبه، چند فراز و نمود خاص وجود دارند. فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در ابتدا، با یادآوری رسالت پیامبر و دفاع از رهبری و امامت بر حق حضرت علی (علیه السلام) و حق مالکیت خویش بر فدک از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازش کاران سیاسی اتمام حجت کرد. ایشان در فرازی از آن خطبه می فرماید:

«هان ای مردم! بدانید من فاطمه ام و پدرم محمّد ( صلی الله علیه و آله) ، انتها و ابتدای کلامم یکی است؛ هرگز آنچه می گویم غلط نبوده و آنچه انجام می دهم ظلم نیست.»[31]

نکته بارز در خطبه حضرت زهرا (علیهاالسلام) این است که آن حضرت با فصاحت و بلاغت خاصی به دفاع از مقام ولایت و امامت حضرت علی (علیه السلام) می پردازد. در فرازی از این خطبه می فرماید:

«… و چون خداوند پیامبرش را به خانه انبیا فراخواند، جایی که برگزیدگانش زندگی می کنند، خارهای نفاقتان سر برون آورد و پوشش دینتان رنگ باخت و صدای سرکرده گم راهان درآمد و پست مهره ای ذلیل و ناشناخته ظهور کرد و نازپرورده جاهلان مفسد زمزمه سر داد. پس بر دل ها و زندگی تان سوار شد … و شما بر حق غضب کردید…»[32]

دفاع از حریم ولایت توسط یک زن و بذری که او در مسجد با سخنان مستدل و منطقی خود کاشت، بعدها در بیعت مردم با حضرت علی (علیه السلام) (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست.

در فراز دیگری از این حرکت سیاسی، حضرت زهرا (علیهاالسلام) به دفاع از ارث زن در اسلام می پردازد؛ دفاع از مالکیت بر حق زن. این حرکت بر خلاف راه و رسم موجود در افکار جاهلی بود که در بعضی از اذهان رسوخ داشت. اما آنچه را اسلام حق می دانست برای فاطمه زهرا (علیهاالسلام) معیار و محک بود، نه عرف و سنّت های جاهلی.

آن حضرت توانست با حضور در مرکز اجتماع مسلمانان و مهم ترین مکان معتبر سیاسی یعنی مسجد به محاجّه با خلیفه وقت بپردازد و او را به استیضاح بکشاند و با رسوایی سیاسی حاکمان وقت، تا حد زیادی مشروعیت آنان را زیر سؤال برد و رسم های جاهلیت را درهم بشکند[33] و نشان دهد که هیچ حکومتی نمی تواند حق و مال کسی را غصب کند، حتی اگر این حق متعلّق به یک زن باشد.

د- رایزنی سیاسی

حضرت فاطمه (علیهاالسلام) همچون سیاست مداری قهرمان، به تکلیف و رسالت الهی خویش عمل می کرد و برای روشن ساختن افکار عمومی از انحراف مسیر امامت، چهل شبانه روز[34] دست حسن و حسین علیهماالسلام را می گرفت و سوار بر مرکبی می شد و همراه با حضرت علی (علیه السلام) به درِ خانه مهاجر و انصار می رفت تا آن ها را نسبت به غفلتی که دچار آن شده اند و انحراف موجود، بیدار سازد و غافلان و راحت طلبان را هوشیار سازد. فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در حقیقت، با رایزنی سیاسی خود، با یاران رسول ( صلی الله علیه و آله) اتمام حجت می کرد و همچون دیپلماتی آگاه، با حضور خویش سعی می نمود مسیر انحراف امّت را روشن سازد و مسیر واقعی را که امامت علی (علیه السلام) است و نیز حریم ولایت را روشن و بی پیرایه ارائه دهد تا در فردای قیامت، برای صاحبان زر و زور و تزویر و عافیت طلبانی که فریب خورده اند، بهانه ای وجود نداشته باشد.

ه – اعتصاب سخن (سکوت سیاسی)

در مسیر دفاع از حریم ولایت و امامت، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) شیوه مبارزاتی دیگری را با سکوت خود آغاز کرد، و آن «اعتصاب سخن» با حاکمان وقت بود.[35] صدیقه طاهره (علیهاالسلام) شیوه ای سیاسی را آغاز کرد که تداوم دهنده تاکتیک ها و شیوه های مبارزاتی قبلی آن حضرت بود.

تمامی این شیوه ها در راستای یکدیگر معنا می دهند. آن حضرت با اتخاذ حرکت های سیاسی خاص از قبیل گریه در مراکز شلوغ و محل عبور و مرور مسلمانان، حضور در مسجد و مراجعه به خانه های مهاجر و انصار که تمامی آن ها با حضور قوی آن حضرت در صحنه مبارزات سیاسی همراه بودند جامعه را از لحاظ افکار، تحت تأثیر قرار داد، ولی ناگهان شیوه مبارزه سیاسی خود را تغییر داد و سکوت اختیار کرد.

این تاکتیک و شیوه جدید در اذهان جامعه، که به حضور آن حضرت در صحنه عادت داشتند، سؤال ایجاد می کرد و مسئله برانگیز بود که چه شده است که فاطمه زهرا (علیهاالسلام) سکوت کرده است؟ این تغییر رویه به طور طبیعی، توجه اجتماع را جلب می کرد و افکار عمومی را به تکاپو وامی داشت تا در پی یافتن علت آن باشند. فاطمه (علیهاالسلام) در محاجّه خود عهد کرد که دیگر با خلیفه سخن نگوید.[36]

پس از حضور خلیفه در خانه فاطمه زهرا (علیهاالسلام) و گفت وگوی کوتاه آن ها با حضرت فاطمه (علیهاالسلام) که حضرت علی (علیه السلام) در این میان پیامبر سخن مابین فاطمه (علیهاالسلام) و خلیفه وقت بود،[37] و گرفتن اعتراف از خلیفه وقت مبنی بر مقام شامخ حضرت فاطمه (علیهاالسلام) از زبان پیامبر در اینکه رضایت فاطمه رضایت خدا و خشم او خشم خداست، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) مشروعیت خلیفه را زیر سؤال برد و اذهان جامعه و افکار عمومی را در مشروعیت خلیفه وقت دچار تردید کرد که فاطمه (علیهاالسلام) حق را می گوید و امامت حقی است غصب شده توسط خلیفه وقت!

پس از اینکه آن حضرت از خلیفه وقت اعتراف گرفت، قسم خورد که دیگر با او سخن نگوید و با این دیدار و سخن فاطمه زهرا (علیهاالسلام) ، مشروعیت حاکمان وقت بیش از گذشته زیر سؤال رفت و در بسیاری از اذهان که نادانسته و تحت تأثیر جوّ موجود بیعت کرده بودند، شک و تردید و پشیمانی ایجاد شد و بدین سان، این حربه بسیار مؤثر واقع گردید.

و- ایجاد انقلابی درونی در خانه ها

شیوه مبارزاتی دیگر فاطمه زهرا (علیهاالسلام) دادن آگاهی و رشد سیاسی به زنان مهاجر و انصار بود که بدین وسیله، آتش مبارزه در خانواده های مدینه وارد می شد. این مبارز سیاسی شکست ناپذیر، که تمام تاب و توان خود را در دفاع از حریم ولایت و امامت قرار داده بود، به علت تلاش بیش از حد، ناتوان شد. به همین دلیل، پس از مدتی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) به علت بیماری و ضعف، در خانه بستری شد.

وقتی خبر بیماری آن حضرت در مدینه پیچید، زنان مهاجر و انصار، که وامدار تعلیم و تربیت فرهنگی آن حضرت بودند، برای عیادت او به خانه اش آمدند. وقتی از حال آن حضرت جویا شدند، از حال خود نگفت، بلکه در دفاع از حریم ولایت به سخن پرداخت[38] و از سستی مردانشان سخن راند که حق را فراموش کرده اند و سکوت اختیار نموده اند. بازتاب سخنان دخت پیامبر به تدریج، در درون خانه ها آتشی به پا کرد و انقلابی پرخروش را جهت داد که به حریم خانه ها راه یافت و نطفه های آگاهی و شعور را بارور کرد.

این شیوه مبارزه نشان می دهد اگر در جامعه ای به جای مشغول ساختن زنان به خود، برای آن ها کار فرهنگی و فکری صورت گیرد و به آنان آگاهی سیاسی داده شود، آنان بهتر می توانند در شناخت حق و حقیقت بدون تعارف های دیپلماتیک و بازی های سیاسی وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند.

مصداق این حقیقت در انقلاب اسلامی ما نمود پیدا کرد؛ حضور زنان و پیشتازی آنان در صحنه مبارزات انقلاب و پشتیبانی از جنگ و فعالیت های پشت جبهه این نظریه را ثابت می کند که حرکت زنان ایران وامدار مبارزات سیاسی اسوه و الگوی زنان جهان حضرت زهرا (علیهاالسلام) بوده است.

ز- وصیت نامه سیاسی

تاکتیک کوبنده دیگری که صدیقه طاهره (علیهاالسلام) اتخاذ کرد و ضربه سهمگینی بر حکومت وقت وارد آورد، وصیت نامه سیاسی آن حضرت است؛ وصیت نامه ای که برای بیدار ساختن افکار خفته و توجه افکار عمومی و عدم بهره بردای حاکمان سیاسی وقت از مراسم سوگواری و دفن آن حضرت نگاشته شد.[39]

حضرت زهرا (علیهاالسلام) در وصیت نامه سیاسی خود تأکید می کند که حضرت علی (علیه السلام) ، ولیّ بر حق، باید به آن عمل کند؛ چنان که تا بدان روز هیچ سیاست مداری چنین آگاهانه و مدبّرانه و با آن ظرافت های سیاسی، عمل نکرده بود، بلکه شیوه ای بکر و تازه بود که از سوی سیاست مداری حرفه ای به خاطر دفاع از حریم ولایت و تحقیر موقعیت سیاسی خلیفه وقت اتخاذ شده بود.

حضرت فاطمه (علیهاالسلام) وصیت کرد که احدی از کسانی که به او ستم کرده اند در تشییع جنازه اش حاضر نشوند و شبانه او را دفن کنند.[40]

در حقیقت، با این وصیت نامه، حربه سیاسی از دست حاکمان وقت گرفته شد. آنان می خواستند در مرگ آن حضرت با مرثیه سرایی و اشک و ماتم و ارادت به آن حضرت و تأسف از رحلت او، مخالفت ها و مبارزات حضرت زهرا (علیهاالسلام) را در دفاع از حریم ولایت تحت الشعاع قرار دهند و خلافت غاصبانه خود را در اذهان جامعه برحق جلوه گر سازند. اما دفن شبانه آن حضرت و نامشخص بودن مکان دفن ایشان، این سؤال را در میان امّت اسلامی ایجاد کرد که چرا دخت گرامی پیامبر و یگانه گوهر گران قدر او چنین وصیّتی کرده است؟

با عمل به وصیّت آن حضرت توسط حضرت علی (علیه السلام) ، اذهان جامعه دچار شک و تردید شد و تا حد زیادی مشروعیت خلیفه وقت زیر سؤال رفت و مظلومیت آن حضرت بیشتر نمایان گردید و اینکه چرا حضرت زهرا (علیهاالسلام) در مدت 75 (و به قولی 95) روز با تمام تاب و توان، با شیوه های گوناگون تلاش کرد تا مسیر انحرافی امّت را روشن سازد که چرا امام بر حق علی (علیه السلام) را تنها گذاشته اند و کج راهه ای را انتخاب کرده اند که خلاف حق و حقیقت است، در حالی که علی (علیه السلام) بر حق است؟

تأثیر الگوی فاطمی در انقلاب اسلامی

از مجموع مباحث مطرح شده در صفحات قبل، می توان با اطمینان خاطر گفت: اسلام در نگرش خود به زن، با آفرینش ریحانه نبی و انسیه حوراء، نشان داد که دین جامعی است که زن تحقیر شده در جاهلیت دیروز و غرب زده امروز را نه تنها باور ندارد، بلکه تقبیح می کند و الگوی ایده آل زن مسلمان را فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می داند تا بهانه برای هیچ زن مسلمانی باقی نماند که ما اسوه و الگویی نداشتیم تا با تمسّک به او بتوانیم انحراف و باطل را تشخیص دهیم و یا به خود اجازه دهیم که وارد عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شویم.

البته زنان مسلمان ایران با خودباوری به توان والای خویش و با شناخت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) و مبارزات او، توانستند با حفظ کرامت، عزّت نفس و عصمت و تقوا، برای دفاع از آرمان های خمینی کبیر رحمه الله و انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی شجاعانه وارد صحنه شوند و با مجاهدت ها و ایثارهای خود، انقلاب عظیم اسلامی ایران را به پیروزی برسانند.

این حضور قوی نشان داد اگر زن ایرانی و مسلمان با شناخت وسیع و آگاهی از اسلام ناب محمّدی ( صلی الله علیه و آله) به دور از انحرافات و خرافات و پیرایه هایی که اسلام را پوشانده اند رشد یابد، به راحتی می تواند رفتارها و نگرش فرهنگی خود را اصلاح کند و با این نگرش، چنان حضوری قوی در صحنه های گوناگون سیاسی و اجتماعی خواهد داشت که هیچ هماوردی برای او وجود نخواهد داشت.

امام خمینی رحمه الله در پیروزی و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، مهم ترین و مؤثرترین عامل را حضور پرشور و پرتوان زنان در صحنه سیاسی جامعه قلمداد کردند که این شیرزنان با رشد و آگاهی اسلامی و الهی خود توانستند حتی قوی تر از مردان در جامعه حضور یابند. از این رو، ایشان می فرماید:

«آنچه که در ایران بزرگ تر از هر چیز بود تحوّلی است که در بانوان ایران حاصل شد. بانوان ایران در این نهضت انقلاب سهم بیشتری از مردان دارند و امروز هم، که در پشت جبهه ها مشغول فعالیت هستند، سهم آن ها بیشتر از دیگران است.»[41]

نکته جالب در میان سخنان حضرت امام رحمه الله ، شناخت روان شناسانه و عمیق ایشان نسبت به روحیه زن، بخصوص «زن مسلمان ایرانی» است که بدان اشاره می کنند. هدف زنان ما در مبارزات سیاسی و حضور در صحنه های گوناگون جامعه، کسب جاه و مقام نیست و همان گونه که اشاره شد فاطمه زهرا (علیهاالسلام) نیز هرگز به خاطر منافع فردی و شخصی خود وارد مبارزه سیاسی نشد، بلکه با توجه به رسالت الهی، که بر دوش داشت، و در جهت دفاع از حریم امامت و ولایت، با استفاده از حربه های گوناگون سیاسی وارد صحنه گردید و چنان حماسه شکوهمند و ایثار و از جان گذشتگی را تا مرز شهادت به نمایش گذاشت.

امام راحل رحمه الله هم به این بعد روحی و عرفانی زن اشاره می نماید که زنان مسلمان جامعه اسلامی به خاطر دفاع از اسلام و قرآن وارد صحنه سیاسی شدند و به همین خاطر، باید این حضور قوی را حفظ کنند، نه اینکه چون زن هستند باید در کنج عزلت به سر برند و خانه نشینی اختیار کنند و تابع محض حوادث و رویدادهای جامعه باشند. ایشان می فرماید:

«خانم ها برای اینکه یک چیزی مثلاً دستشان بیاید یا فرض کنید که صاحب منصب بشوند نمی آیند بیرون، خودشان و بچه هایشان را به کشتن بدهند. این اسلام و قرآن است که خانم ها را آورده است بیرون و همدوش مردها، بلکه جلوتر از مردها وارد صحنه سیاست کرده است.»[42]

در جای دیگر، ایشان حضور و دخالت بانوان در مسائل سیاسی را به عنوان تکلیف برای آنان قلمداد کرده، می فرماید:

«سیاست یک ارثی نیست که مال دولت باشد، خانم ها حق دارند در سیاست دخالت بکنند و تکلیفشان این است.»[43]

و مقام معظّم رهبری نیز بارها به این مسئله اشاره کرده که زنان باید در عرصه های سیاسی فعّال باشند و لازمه یک نظام اسلامی حضور پرقدرت و آگاهانه اقشار اجتماع، بخصوص، بانوان است. ایشان می فرماید:

«در نظام اسلامی، زنان باید از درک سیاسی برخوردار باشند، فنّ خانه داری و همسرداری را بدانند و در صحنه فعالیت های اجتماعی، سیاسی، علمی و خدمات، مظهر عصمت و طهارت و مناعت باشند.»

زن مسلمان ایرانی با داشتن الگویی همچون صدیقه طاهره (علیهاالسلام) توانست با حضور خود در صحنه های پرشور دوران وحشتزای طاغوت، حماسه انقلاب اسلامی را به منصّه ظهور برساند و سختی ها و مرارت های هشت سال جنگ تحمیلی را به جان بخرد و با ایثارگری های خود در پشت جبهه و گاه در درون جبهه و نیز تهاجم فرهنگی دشمن، توطئه های دشمن را نقش بر آب سازد و با تمسّک به حبل المتین زهرای اطهر (علیهاالسلام) به عنوان الگو و اسوه در صحنه های گوناگون جامعه حضور یابد و فریب تبلیغات مغرضانه و مزوّرانه فریب کاران زر و زور و تزویر را نخورد و چه زیبا و دل نشین مقام معظّم رهبری فرمود:

«زنان مسلمان در زندگی شخصی، اجتماعی و خانوادگی خود باید زندگی حضرت فاطمه (علیهاالسلام) را از جهت خردمندی، فرزانگی و عقل و معرفت الگو و سرمشق قرار دهند؛ از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه تصمیم گیری های عظیم اجتماعی، خانه داری، همسرداری و تربیت فرزندان صالح از زهرای اطهر (علیهاالسلام) پی روی کنند.»[44]

نگرش فاطمی در بیداری زن مسلمان

در جهان امروز، جامعه مسلمانان به عنوان دومین جامعه بزرگ مذهبی است که بیش از 5/1 میلیارد عضو دارد که روز به روز در حال گسترش است و زنان نیز بیش از نیمی از این جامعه را تشکیل می دهند. در چنین جامعه ای، شناخت الگوی راستین برای زنان مسلمان می تواند تأثیر شگرفی بر جای بگذارد.

یکی از بزرگ ترین درس های عملی از حضرت زهرا (علیهاالسلام) حضور فعّال در صحنه های اجتماعی سیاسی با حفظ عفّت و حجاب و ارزش های وجودی زن است که در انقلاب اسلامی، جلوه یافت و الگویی برای زنان مسلمان در سطح جهان گردید. تأسّی به اسوه و الگوی برتر زنان جهان، حضرت زهرا (علیهاالسلام) ، گامی نوین و حرفی نو مطرح ساخت که زن مسلمان در اقصا نقاط جهان، از آسیا تا آفریقا، از اروپا تا آمریکا، می تواند با تکیه بر الگوی عملی فاطمی، به خودباوری و احیای هویّت اسلامی دست یازد؛ همچنان که زنان مسلمان در سطح جهان با احیای عزّت اسلامی و مبارزه با ساختارهای موجود و جنبش های فمنیستی و قوانین موجود در جهت تثبیت ارزش های زن مسلمان گام برداشتند.

قدرت یافتن جنبش های زنان مسلمان و حضور آن ها در عرصه های بیداری و حق طلبی نماد بارزی است که با پی روی از الگوی آموزه های دینی فاطمی به وجود آمده است؛ به گونه ای که رسانه های غربی همواره از تأثیر انقلاب اسلامی و تغییر رویه زنان مسلمان در سراسر جهان سخن گفته اند؛ صحبت از زنانی که روزی در فرهنگ برهنگی غوطه ور بودند و امروز با شناخت حقیقت وجودی خویش، در جبهه جنگ و جهاد و شهادت تا مرحله ایثار جان نیز گام نهاده اند.

الدستور در یکی از گزارش های خود به این موضوع اشاره کرده، می نویسد: بیداری زنان لبنانی، آنان را به مسلسل کلاشینکف و بمب های مولوتف مجهّز ساخت. اردوگاه زینبیه در بعلبک، که زیر نظر دفتر زنان انقلابی وابسته به دایره جنبش های آزادی بخش اداره می شود، اینک به عنوان مکانی مقدّس برای فعالیت زنان جنوب لبنان به شمار می رود.[45]

نیویورک تایمز در گزارش دیگری با تکیه بر بیداری زنان مسلمان و تلاش آن ها برای احقاق حقوق واقعی شان می نویسد: جنبش های زنان در کشورهای اسلامی بسیار قوی و متشکّل می باشد و زنان در این کشورها، فعالیت های زیادی برای کسب حقوق خود در چارچوب های غیرمذهبی و مذهبی انجام می دهند … در تمام دنیای اسلام، از شمال آفریقا و خاورمیانه تا جنوب شرقی آسیا، انواع گوناگونی از افراد و گروه های حقوق زنان، با فرهنگ های متفاوت، اما مشترک در داشتن ایمان قوی در حال ایجاد جنبش هستند.[46]

امید است زنان مسلمان ایران و جهان با حضور بیدارگرانه خود و کسب آگاهی نسبت به مسائل اسلامی و شناخت اسلام واقعی، با داشتن الگوهایی همچون حضرت زهرا (علیهاالسلام) ، که افتخار زنان جهان است، بیش از پیش این موهبت و رحمت الهی را درک کنند و حضور خود را در صحنه های گوناگون جامعه در چارچوب اسلامی تداوم بخشند.

نتیجه مبارزه

اگر مبارزات سیاسی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در دفاع از حریم امامت و ولایت نبودند جریان امامت در همان «سقیفه بنی ساعده» خاتمه می یافت. اما خداوند اراده کرده بود که ریحانه نبی و همسر ولایت بار سنگین مبارزات سیاسی را در مدت کوتاهی بر دوش بگیرد و جامعه خفته را بیدار سازد و همچون پیامبر گرامی ( صلی الله علیه و آله) رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّی بخش امامت بود.

دفاع فاطمه زهرا (علیهاالسلام) از حریم امامت و ولایت بود که توانست از قتل حضرت علی (علیه السلام) جلوگیری کند و تا حدی جوّ متشنّج سیاسی آن روز مدینه را کنترل نماید و حقّانیت حضرت علی (علیه السلام) را به مرور زمان ثابت کند تا در سال های بعد، با بیعت مردم با حضرت علی (علیه السلام) مسیر امامت تداوم یابد و فرزندان آن حضرت ادامه دهنده خط مشی سیاسی و مبارزاتی مادر نمونه شان باشند. همو بود که دختری همچون زینب (علیهاالسلام) را در کانون تربیتی خویش پرورش داد تا در کربلا ادامه دهنده و پیامبر خون امام حسین (علیه السلام) باشد.

مبارزات سیاسی حضرت زهرا (علیهاالسلام) نشان دادند که یک زن، که عنصر پیونددهنده بین رسالت و امامت است، چگونه می تواند با جثه ضعیف خود و روح عظیم الهی خویش، بار سنگین مبارزه را بر دوش کشد و با جان و مال خود تا آخرین نفس، خط الهی را دنبال کند و فریب سیاست پیشگان زر و زور و تزویر را نخورد و نشان دهد که در سخت ترین عرصه های سیاسی و اجتماعی جامعه، که حتی مردان رزم دیده و مقاوم هم دچار تزلزل می شوند، یک زن ایستا و مقاوم می تواند در مقام دفاع از حق و ولایت بایستد و رسالت خویش را جانانه به ثمر برساند.

حضور سیاسی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) نشان داد که یک زن با آگاهی و اتخاذ شیوه های سیاسی مدبّرانه می تواند در صحنه های گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد.

این حضور نه تنها تفکر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفی می کند، بلکه انحصار حضور مردان در عرصه های سیاسی را به نقّادی می کشاند و بر آن مهر ابطال می زند.

راضیه مرضیه (علیهاالسلام) با زندگی و مبارزه خود، در عرصه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، عبادی، خانه داری، همسرداری، تربیت فرزند و بخصوص در صحنه های گوناگون سیاسی، نشان داد که یک زن می تواند با حفظ حریم عفّت و ارزش های انسانی، در تمامی عرصه های جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنین می خواهد که زن نیز همچون مرد، در تمام عرصه های جامعه عنصری فعّال و پویا باشد و با پیروزی انقلاب اسلامی، این تحوّل و نگرش نسبت به زن در جامعه ایجاد شد و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی رحمه الله ، و مقام معظّم رهبری، حضرت آیة الله خامنه ای، نیز در سخنان خود بر این امر تأکید داشته و صحّه گذاشته اند.

دخت گرامی پیامبر ( صلی الله علیه و آله) و انسیه حورا، حضرت فاطمه (علیهاالسلام) ، با اخلاق و رفتار و کارنامه عملی و فکری خویش، مکتبی را برای زنان پایه گذاری کرد که زمزم تکامل و تعالی و چشمه سار والای کرامت انسانی است، که زنان امروز نیز با تأسّی به این اسوه و الگوی برتر، می توانند به گسترش ارزش های دینی بپردازند و با ایجاد حسّ مسئولیت پذیری، خودسازی، روحیه شهادت طلبی، دفاع، انفاق و ایثار و استقامت و پایداری و صبر، تلاش کنند تا در جهان امروز، به جایگاه حقیقی خویش دست یابند و بدین وسیله، با بازبینی سنّت های جاهلی و احقاق حقوق الهی و شرعی و تکیه بر هویّت اسلامی، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقامت[47] و پایداری، مسیر فاطمی را ادامه دهند. بی سبب نیست که یوسف زهرا (علیهاالسلام) الگوی تمام عیار خویش را در زمان ظهور این گونه معرفی می کند:

«فی ابنة رسول اللّه لی اسوةٌ حسنه»؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) برای من، اسوه ای نیکو و شایسته است.

پدیدآور: نیکوبرش راد، فرزانه[48]

پی نوشتها:

[1] . جمشید هاشمیان فر، رضایت جوانان و گرایش آن ها به الگوی خودی، ص 1.

[2] . محمدرضا شرفی، جوان و نیروی چهارم زندگی، ص 17.

[3] . روح الله موسوی خمینی، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1366، ج 5، ص 283.

[4] . امام خمینی، در جستجوی راه از کلام امام رحمه الله ، دفتر سوم: زن، چ دوم، تهران، امیرکبیر، 1363، ص 129.

[5] . عایشه می گوید: «فاطمه در سخن گفتن، شبیه ترین مردم به رسول خدا بود؛ وقتی بر پغمبر وارد می شد، آن حضرت دستش را می گرفت و می بوسید و بر جای خود می نشانید. هر گاه رسول خدا بر فاطمه وارد می شد، به احترام پدر از جای برمی خاست، دست آن حضرت را می بوسید و در جای خود می نشانید.» (علی بن عیسی الاربلی، کشف الغمّه، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، 1381 ق، ج 2، ص 79 / محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ترجمه محمدجواد نجفی، تهران، اسلامیه، 1354، ج 43، ص 6 و نیز ر. ک: ناصر مکارم شیرازی، زندگانی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، تهران، میقات، 1366.)

[6] . قال ابوجعفر (علیه السلام) : «کان رسول اللّه اذا اراد السفرَ سلّم علی من اراد التسلیم علیهم من اهله، ثمّ یکون آخر من یسلّم علیه فاطمة (علیهاالسلام) فیکون وجهُه الی سفره من بیتِها و اذا رجع بدا بها»؛ امام باقر (علیه السلام) فرمود: زمانی که رسول خدا اراده سفر داشت، با کسانی از اهل بیتش که قصد خداحافظی با آن ها داشت خداحافظی می کرد، سپس آخرین کسی که با او خداحافظی می کرد، فاطمه بود و از خانه فاطمه به سفر می رفت و زمانی که برمی گشت، ابتدا بدان وارد می شد. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 83 و نیز ر. ک: سیدجعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) ، چ دهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1365.)

[7] . ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، تصحیح سید هاشم رسول محلاّتی، قم، علاّمه، ج 3، ص 141 / علی بن عیسی الاربلی، پیشین، ج 2، ص 92.

[8] . ابن شهر آشوب، پیشین، ج 1، ص 60، ص 71، ص 174 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 18، ص 187 و ص 209.

[9] . امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند: زنی خدمت حضرت فاطمه (علیهاالسلام) آمد و گفت: مادر ناتوانی دارم که در امر نماز به مسئله مشکلی برخورد کرده و مرا خدمت شما فرستاده است که سؤال کنم، و مسئله را مطرح نمود. حضرت فاطمه (علیهاالسلام) جواب آن مسئله را داد. آن زن سؤال دوم و سوم را کرد و سپس تا ده مسئله از حضرت پرسید و حضرت (علیهاالسلام) همه را پاسخ داد. سپس آن زن از کثرت سؤال خجالت کشید و عرض کرد: ای دختر رسول خدا، دیگر مزاحم نمی شوم، خسته شدید، حضرت فاطمه (علیهاالسلام) فرمود: خجالت نکش! هر سؤالی داری بگو تا جواب دهم. من از سؤالات تو خسته نمی شوم و با کمال میل جواب می دهم. اگر کسی اجیر شود که بار سنگینی را بر بام حمل کند و در ازای آن، مبلغ صد هزار دینار اجرت بگیرد، آیا از حمل بار خسته می شود؟ زن پاسخ داد: نه. حضرت فرمود: خدا در برابر هر مسئله آن قدر به من ثواب می دهد که بیشتر است از اینکه بین زمین و آسمان پر از مروارید باشد. با وجود این، آیا از جواب دادن مسئله خسته می شوم؟ (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 22، ص 31.)

امام حسن عسکری (علیه السلام) می فرماید: دو نفر زن که یکی مؤمن و دیگری معاند بود، در یک مطلب دینی با هم نزاع داشتند؛ برای حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه (علیهاالسلام) آمدند. چون حق با زن مؤمن بود، حضرت فاطمه (علیهاالسلام) گفتارش را با دلیل و برهان تأیید کرد و بدین وسیله، بر زن معاند پیروز گشت. حضرت فاطمه (علیهاالسلام) به زن مؤمن گفت: فرشتگان خدا بیشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شیطان و پیروانش نیز بیش از غم و اندوه زن معاند می باشد. (عبداللّه بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم، ج 11، ص 627 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 2، ص 8.)

در پاسخ گویی به سؤالات پیامبر( صلی الله علیه و آله) که در مسجد از پیروانش می پرسید، علی (علیه السلام) همان سؤالات را از فاطمه (علیهاالسلام) می پرسید و به پیامبر پاسخ می داد. (طبرسی، احتجاج، ج 1، ص 11 / عبداللّه بحرانی اصفهانی، پیشین، ج 11، ص 223 / قاضی نورالله شوشتری، احقاق الحق، تعلیقات شهاب الدین مرعشی نجفی، قم، مکتبة آیة اللّه مرعشی نجفی، 1403 ق، ج 10، ص 257 و 233 و 226 / محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 94.)

[10] . قال رسول اللّه( صلی الله علیه و آله) : «اولُ شخصٍ تدخل الجنةَ فاطمة»؛ اول کسی که وارد بهشت می شود، فاطمه است. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 44) امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «به خدا! ای جابر، در روز قیامت حضرت فاطمه شیعیان و دوستانش را جدا می کند؛ همچنان که پرنده دانه خوب را از دانه بد جدا می کند. (محمّدباقر مجلسی، پیشین و نیز ر. ک: سیدمحمّد کاظم حائری قزوینی، فاطمه از ولادت تا شهادت، چ سوم، تهران، امیرکبیر، 1365.)

[11] . قال رسول اللّه( صلی الله علیه و آله) : «فاطمةُ بضعةٌ مِنّی مَن سرّها فقد سرّنی و مَن ساءها فقد سائنی»؛ پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله) فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ کسی که او را خشنود کند همانا مرا خشنود کرده است و هر کس وی را ناراحت کند، مرا ناخشنود ساخته است. (محمّد بن نعمان مفید «شیخ مفید»، الامالی، ترجمه حسین استاد ولی، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، 1364، ج 2، ص 259.) قال رسول الله( صلی الله علیه و آله) : «اذا اشتقتُ الی الجنةِ قَبَّلتُ غُرَّ فاطمة»؛ هر گاه شوق بهشت در دلم پیدا می شود گلوی فاطمه را می بوسم. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ص 52.) قال رسول اللّه( صلی الله علیه و آله) : «فاطمة اُعزُّ البریّةِ عَلیّ»؛ فاطمه عزیزترین خلق نزد من است. (همان، ج 43، ص 39.)

[12] . حضرت رسول( صلی الله علیه و آله) خطاب به علی (علیه السلام) می فرماید: «جبرئیل از جانب خداوند برایم پیام آورد که یا محمّد! خدا تو را از بین مخلوقاتش برگزید و به رسالت انتخاب کرد، علی (علیه السلام) را برگزید و برادر و وزیر تو قرار داد، باید دخترت را با او کابین ببندی. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا دو فرزند پاک و نجیب و طیّب و طاهر و نیکو به آنان عطا خواهد کرد.» (محمّد باقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 127 / علی بن عیسی الاربلی، پیشین، ص 95 / ذبیح الله محلاّتی، ریاحین الشریعه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1368، ج 1، ص 157.)

[13] . «فَمَن حاجَّک فیه مِن بعدِ…» (آل عمران: 61)؛ کسانی که پس از ورود علم بر تو، جدال می کنند به آن ها بگو: بیایید تا ما فرزندان خودمان را و شما هم فرزندان خودتان را و ما زنان خودمان را و شما هم زنان خودتان را و ما نفوس خودمان را و شما هم نفوس خودتان را (برای مباهله و نفرین) دعوت کنیم و از خدا تقاضا نماییم که دروغگویان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد. (ر. ک: ابراهیم امینی، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) بانوی نمونه اسلام، چ هفتم، قم، شفق، 1373، ص 100.)

[14] . آیه تطهیر: «انّما یُریدُ اللهُ لِیُذهبَ عنکُم الرِجسَ اهلَ البیتِ و یُطهِّرکم تطهیرا.» (احزاب: 33) ابن عبّاس می گوید: روزی حضرت علی (علیه السلام) و فاطمه (علیهاالسلام) و حسن و حسین علیهماالسلام نزد پیغمبر بودند، فرمود: «خدایا، تو می دانی که اینان اهل بیت من و گرامی ترین مردم هستند، دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنی کن؛ یاری کنندگانشان را یاری فرما؛ از تمامی بدی ها پاکشان گردان؛ از تمام گناهان محفوظشان بدار؛ به واسطه روح القدس تأییدشان فرما.» سپس فرمود: «یا علی! تو امام امّت و جانشین من هستی.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 24.) زمانی که آیه 22 سوره روم (قُل لا اسئلکم علیه …) نازل شد که می فرماید: «ای پیامبر (به مردم بگو) از شما در مقابل پیامبری اجری نمی خواهم، مگر دوستی با نزدیکانم»، گفتند: ای پیامبر خدا! چه کسانی نزدیکان تو هستند که واجب است آنان را دوست بداریم؟ حضرت فرمودند: علی و فاطمه و فرزندان آن ها.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 252.)

[15] . «جابر بن عبداللّه انصاری از حضرت زهرا (علیهاالسلام) نقل می کند: روزی پدرم بر من وارد شد و فرمود: سلام بر تو، ای فاطمه. عرض کردم: بر شما باد سلام خدا. فرمود: در بدن خود احساس ناتوانی می کنم. عرض کردم: پدر جان! شما را به خدا می سپارم تا ضعف از شما رخت بربندد. فرمود: عبای یمنی را بیاور و مرا با آن بپوشان … سپس من و حسن و حسین و علی (علیه السلام) به فرموده پیامبر در زیر عبا جمع شدیم. بعد از آن، پیامبر طرفین عبا را گرفته، دست راست خود را به سوی آسمان بلند کردند و عرضه داشتند: پروردگارا! اینان اهل بیت و خاصان و یاران من اند.» (ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، چ 16، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1378، ج 17، ص 298 303 / قاضی نوراللّه شوشتری، پیشین، ج 2، ص 554 557.)

[16] . قال رسول اللّه( صلی الله علیه و آله) : «مَثَلُ اهلِ بیتی فیکم مَثَلُ سفینةِ نوحٍ مَن رکبها نجا و مَن تَخلَّف عَنها رخّ فی النار»؛ رسول خدا فرمود: مثل اهل بیتم در میان شما، مانند کشتی نوح است؛ هر کس که بر آن سوار شود، نجات یابد و کسی که از آن تخلّف نماید، در آتش می افتد. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 23، ص 122 / شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام) ، ترجمه حمیدرضا مستفیذ و علی اکبر غفّاری، تهران، صدوق، 1373، ج 2، ص 27.)

[17] . «اِنّی تارکٌ فیکم الثقلینِ ما اِن تمسَّکتم بهما لن تَضلّوا بعدی؛ احدهُما اَعظمُ مِن الآخِر: کتابَ اللهِ عزّوجلّ حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ الیَ الارض و عترتی اهلُ بیتی، و لن یفترقا حتّی یَرِدا علیّ الحوضَ فانظروا کیف تَلحقُوا بِی فیهما»؛ همانا دو چیز گران بها در میان شما بر جای می گذرام که تا وقتی به آن دو تمسّک بجویید هرگز پس از من گم راه نخواهید شد؛ یکی از آن دو بزرگ تر، گرامی تر و مهم تر از دیگری است: این ها کتاب خدا، و عترت و خاندان من می باشند. این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد گردند. پس بنگرید که نسبت به آن دو، چگونه به من ملحق خواهید گشت. (محبّ الدین احمد طبری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، بیروت، دارالکتب العربیه، 1397 ق، ص 16.)

[18] . قالت فاطمه (علیهاالسلام) : «اَنسیتم قولَ رسولِ اللّهِ( صلی الله علیه و آله) یوم غدیر خمٍ: مَن کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه؟ و قوله( صلی الله علیه و آله) : انتَ مِنّی بِمنزلةِ هارونَ مِن موسی؟» فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می فرمود: «آیا فراموش کردید سخنان رسول خدا را در روز غدیر که فرمود: هر که من مولا و رهبر اویم، علی نیز مولای اوست؟ و آیا فراموش کردید که به علی (علیه السلام) فرمود: یا علی! موقعیت تو نسبت به من همانند هارون به موسی پیامبر است؟» (قاضی نوراللّه شوشتری، پیشین، ج 21، ص 26 و 27 / عبدالحسین امینی، الغدیر، ترجمه اکبر ثبوت و محمّد شریف رازی، تهران، کتابخانه بزرگ اسلامی، 1363، ج 1، ص 58.)

[19] . عبدالحسین امینی، پیشین، ج 7، ص 75.

[20] . البته پیامبر( صلی الله علیه و آله) در این زمینه به حضرت زهرا (علیهاالسلام) هشدار لازم را داده بودند و در هنگام رحلت خویش فرمودند: «دخترم! بعد از من مورد هجوم و ستم قرار خواهی گرفت. پاره تنم! هر کس تو را آزار دهد مرا آزرده و آنکه به تو بپیوندد، به من پیوسته …؛ زیرا که تو از منی و من از تو … هر کس از مردم به تو ستم کند، نزد خدا از او شکایت می کنم.» (قاضی نوراللّه شوشتری، پیشین، ج 19، ص 160 / محمّدباقر مجلسی، ج 43، ص 177.)

[21] . علی بن محمّد بن المغازلی، مناقب آل ابی طالب، ترجمه شهاب الدین مرعشی نجفی، طهران، المکتبة الاسلامیه، 1394 ق، ص 18 / اخطب ابی بکر خوارزمی، المناقب، نجف اشرف، المطبعة الحیدریه، 1385 ق، ص 94 / عبدالحسین امینی، پیشین، ج 1، ص 272 / قاضی نورالله شوشتری، پیشین، ج 6، ص 256.

[22] . ر.ک: نعمت اللّه قاضی، اسرار سیاسی اسلام و بررسی زندگی زهرای بتول و فرزندانش، تهران،پیروز،1349.

[23] . محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 53، ص 18 و 19 / ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ترجمه و شرح محمّد ابوالفضل ابراهیم، ج 14، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، 1385 ق، ص 193 / محمّد بن جریر طبری، دلائل الامامه، بیروت، الدراسات الاسلامیه، 1413 ق، ص 45.

[24] . ابن قتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، ترجمه ناصر طباطبائی، تهران، ققنوس، 1380، ص 12 20.

[25] . «هنگامی که فاطمه (علیهاالسلام) با عده ای از زنان دست حسن و حسین علیهماالسلام را گرفت و در حالی که پیراهن رسول خدا( صلی الله علیه و آله) را همراه داشت، در دفاع از امام خود به مسجد رفت و پیراهن رسول خدا( صلی الله علیه و آله) را بر در مسجد آویزان نمود و آن جمع وقتی خشم فاطمه زهرا (علیهاالسلام) را دیدند (در این هنگام ستون های مسجد لرزیدند.) به همین دلیل، غاصبان عقب نشینی کردند و علی (علیه السلام) به سلمان گفت: دختر پیامبر را دریاب! به خدا قسم می بینم که مدینه همچون طوماری می خواهد به هم بپیچد و اهلش را فرو برد و غاصبان از ترس غضب فاطمه (علیهاالسلام) ، علی (علیه السلام) را رها کردند. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 198 / ابن ابی الحدید، پیشین، ج 2، ص 52 و ج 6، ص 48 / ابراهیم امینی، پیشین، ص 146 و 149.)

[26] . عده ای از حضرت علی (علیه السلام) خواهش کردند که «تمنّای ما از حضرتت این است که بازمانده نبوّت را بخواهید یا شب را برای نوحه سرایی بر پدر اختیار نموده و روز آرام گیرد و یا بالعکس آن را برگزیند و زهرا (علیهاالسلام) بعد از آگاهی از خواست مردم، روش سوگواری خود را تغییر داد و گاه بر سر قبر حمزه و شهدای احد می رفت و گاه در بقیع حاضر می گشت و سوگواری می نمود و یا دست طفلان خود را می گرفت و نزد پدرش می رفت.» (محمّد باقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 193 / سید احمد علم الهدی، اشک های فاطمه (علیهاالسلام) ؛ پشتوانه علی (علیه السلام) ، تهران، صدر، 1369، ص 38.)

[27] . ر. ک: شیخ عبّاس قمی، رنج ها و فریادهای فاطمه (علیهاالسلام) ، ترجمه محمدی اشتهاردی، قم، ناصر، 1369.

[28] . حضرت زهرا (علیهاالسلام) گاه با فرزندان خود درد دل می کرد و می فرمود:« کجا رفت آن کسی که شما را دوست می داشت؟ کجا رفت آن کس که برای شما از همه مهربان تر بود؟ دیگر او نیست تا از در وارد شود. دیگر او نیست تا شما را بر شانه خود سوار کند.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 181 / ذبیح اللّه محلاتی، پیشین، ج 1، ص 245.)

[29] . ر. ک: شهیدمحمّدباقر صدر، فدک در تاریخ، ترجمه محمود عابدی، تهران، روزبه، 1360 و نیز ر. ک: ناصر مکارم شیرازی، حضرت زهرا (علیهاالسلام) و ماجرای غم انگیز فدک، مشهد، انجمن محبّان فاطمه، 1365، ص 18.

[30] . میرزا محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ، چ دوم، تهران، اسلامیه، 1363، ج 1، ص 144 و نیز ر. ک: سیدجمال الدین دین پرور، فاطمه بر کرسی رهبری، تهران، روزبه، 1355، خطبه حضرت در مسجد خطاب به ابوبکر.

[31] . آوای کوثر؛ خطبه حضرت زهرا (علیهاالسلام) ، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1376، ص 49.

[32] . همان، ص 56 و 57 و نیز ر. ک: سیدعزالدین حسینی زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا (علیهاالسلام) ، چ سوم، تهران، امیرکبیر، 1365.

[33] . علاءالدین هندی، کنزالعمّال، ج 3، بیروت، مؤسسة الرساله، 1409 ق، ص 20 / جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، تاریخ الخلفاء، تحقیق محیی الدین عبدالحمید، تهران، الحوراء، 1382، ص 68 و نیز ر. ک: سیدجعفر شهیدی. زندگانی تأثیرانگیز فاطمه دختر محمد( صلی الله علیه و آله) ، تهران، حافظ، بی تا.

[34] . ابن قتیبه دینوری، پیشین، ج 1، ص 12 / ابن ابی الحدید، پیشین، ج 2، ص 5.

[35] . حضرت زهرا (علیهاالسلام) پس از خطابه غرّای خود در مسجد و دفاع از فدک و استیضاح خلیفه وقت، رسما به ابوبکر اعلام کرد: «اگر فدکم را پس ندهی تا زنده هستم با تو صحبت نمی کنم.» به همین دلیل، هر جا به ابوبکر برخورد می کرد، صورتش را برمی گردانید و با او حرف نمی زد. (علی ابن عیسی الاربلی، پیشین، ج 2، ص 103 / محمّد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج 8، ص 26 و 210 / جلال الدین سیوطی، پیشین، ص 67 / و نیز ر. ک: حسن سعید، پیام فاطمه (علیهاالسلام) ، تهران، مدرسه چهل ستون، 1350، ص 35.)

[36] . حسن سعید، پیشین، ص 54 / محمّد دشتی، تحلیل و بررسی حوادث ناگوار زندگانی حضرت زهرا (علیهاالسلام) ، قم، نشر امام علی (علیه السلام) ، 1378، ص 150 170.

[37] . دو تن از علمای اهل سنّت نیز به این مسئله اشاره کرده اند. (ابوالحسن مسلم قشیری نیشابوری، صحیح مسلم، تحقیق موسی شاهین لاشین و احمد عمر هاشم، ج 4، بیروت، مؤسسه عزّالدین، 1407 ق، ص 125.) در صحیح بخاری، ج 4، ص 63 آمده است: «عده ای از عایشه نقل کرده اند فاطمه (علیهاالسلام) بر ابابکر غضب کرد و با او سخن نگفت و همچنان بر این حال بود تا از دنیا رفت.»

[38] . خطبه حضرت زهرا (علیهاالسلام) در هنگام عیادت زنان مهاجر و انصار از ایشان، ر. ک: علی ابن عیسی الاربلی، پیشین، ج 2، ص 18 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 158 / محمّد دشتی، پیشین، ص 178 / محمّد بن جریر طبری، پیشین، ص 39 / ابن شهر آشوب، همان، ج 2، ص 205 / ابن ابی الحدید،همان،ج65،ص20.

[39] . حضرت زهرا (علیهاالسلام) وصیت کرد: مرا شبانه، در آن هنگام که دیده ها همگی به خواب رفته اند، دفن کن و حضرت علی (علیه السلام) نیز چنین کرد. (محمد بن اسماعیل بخاری، پیشین، ج 5، ص 139 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 183 و ص 214 / قاضی نوراللّه شوشتری، پیشین، ج 10، ص 453.)

[40] . از حضرت علی (علیه السلام) سؤال شد که علت دفن حضرت فاطمه (علیهاالسلام) دختر پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله) در شب چیست؟ ایشان فرمودند: «او از مردمانی (ملتی) خشمگین بود و کراهت داشت بر جنازه اش حاضر شوند و حرام است بر دوستان آنان و دشمنان فاطمه (علیهاالسلام) که بر فرزندان آن حضرت نماز گزارند.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، باب 37، ص 209.)

[41] . امام خمینی رحمه الله ، پیشین، ص 99.

[42] . همان، ص 91.

[43] . همان، ص 38.

[44] . جزوه «میلاد کوثر فاطمه زهرا (علیهاالسلام) »، تهران، دفتر امور خواهران سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران،ص12.

[45] . الدستور، چاپ انگلستان، 1/4/1985 م.

[46] . نیویورک تایمز، چاپ آمریکا، 12/5/1996 م.

[47] . میدل ایست تامیز، چاپ قبرس، 12/11/1983 م.

[48] . کارشناس ارشد علوم سیاسی و مسئول آموزش و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران.