زن در اسلام

نوشته‌ها

مقام زن در اسلام و آئین‏‌هاى دیگر

مشاهده و تجربه، این معنا را ثابت کرده که مرد و زن، دو فرد، از یک نوع و از یک جوهرند، جوهرى که نامش انسان است، چون تمامى آثارى که از انسانیت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نیز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضایلى از قبیل سخاوت، شجاعت، علم، خویشتندارى و امثال آن دیده شده، در صنف زن نیز دیده شده است) آن هم بدون هیچ تفاوت.

به طور مسلم، ظهور آثار نوع، دلیل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نیز انسان است، بله این دو صنف در بعضى از آثار مشترکه(نه آثار مختصه از قبیل حامله شدن و امثال آن) از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانیت، باعث آن نمى‌شود که بگوییم نوعیت در صنف ضعیف باطل شده و او دیگر انسان نیست.

با این بیان روشن مى‏‌شود که رسیدن به هر درجه از کمال که براى یک صنف میسر و مقدور است،‏ براى صنف دیگر نیز میسور و ممکن است و یکى از مصادیق آن استکمال‌هاى معنوى، کمالاتى است که از راه ایمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مى‌شود.

با این بیان کاملا روشن مى‌شود که در افاده این بحث، بهترین کلام و جامعترین و در عین حال کوتاه‏‌ترین کلام همین عبارت: “انى لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثى بعضکم من بعض” است و اگر خواننده محترم این کلام را با کلامى که در تورات در این باره وارد شده مقایسه کند، برایش روشن مى‏‌گردد که قرآن کریم در چه سطحى است و تورات در چه افقى!

در سفر جامعه تورات آمده: من و دلم بسیار گشتیم(من با کمال توجه بسیار گشتم) تا بدانم از نظر حکمت و عقل، جرثومه شر یعنى جهالت و حماقت و جنون چیست، و کجا است؟

دیدم از مرگ بدتر و تلخ‌تر زن است که خودش دام و قلبش طناب دام است و دستهایش قید و زنجیر است تا آنجا که مى‏‌گوید من در میان هزار نفر مرد، یک انسان پیدا مى‌کنم، اما میان هزار نفر زن، یک انسان پیدا نمى‏‌کنم.

بیشتر امت‌هاى قدیم نیز معتقد بودند که عبادت و عمل صالح زن، در درگاه خداى تعالى پذیرفته نیست، در یونان قدیم زن را پلید و دست‌پرورده شیطان مى‌دانستند، و رومیان و بعضى از یونانیان معتقد بودند که زن داراى نفس مجرد انسانى نیست و مرد داراى آن هست و حتى در سال ۵۸۶ میلادى در فرانسه کنگره‌اى تشکیل شد تا در مورد زن و این که آیا زن انسان است‏ یا خیر بحث کنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحث‌هاى بسیار، به این نتیجه رسیدند که بله زن نیز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل، بلکه انسانى است مخصوص خدمت کردن بر مردان، و نیز در انگلستان تا حدود صد سال قبل، زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمى‌شد، و خواننده عزیز اگر در این باب به کتاب‌هایى که درباره آراء و عقاید و آداب ملت‏‌ها نوشته شده مراجعه کند، به عقایدى عجیب برمى‌خورد.

منبع: علامه سید محمدحسین طباطبایى؛ ترجمه المیزان؛ ج ۴؛ ص ۱۴۰

اسلام، زن و جستاری تازه

عنوان: اسلام، زن و جستاری تازه
مولف: سید محمّد حسین فضل الله
مترجم/ محقق: مجید مرادی
ناشر: انتشارات بوستان کتاب
سال نشر: ۱۳۸۴
نوبت نشر: دوم
محل نشر:قم

۲۷۴ صفحه

این کتاب برگردان فارسی «تأمّلات إسلامیه حول المرأه» است که چاپ ششم آن از سوی دارالملاک لطّباعه و النّشر و التّوزیع در ۱۹۹۷ م در ۱۶۸ صفحه منتشر شده است.

فصول شانزده‌گانه کتاب عبارت است از: شخصیت و نقش زن در عرصه زندگی، زن مؤمن، نمونه انسانی توانا، زن و بازسازی شخصیت زن و شعار آزادی، زن و مشکل عقب ماندگی، عنصر زنانگی و زیبایی، مرزهای رابطه و ازدواج، پیوندی مقدّس، اصول انتخاب، همسانی و نامزدی، ازدواج یا پیوند مودّت، حقوق و وظایف زن و شوهر، مشکلات زناشویی، ویژگی‌های زندگی زناشویی، مشورت با زن و حلّ اختلافات، ابعاد پیوند زناشویی، ازداوج موقّت، ازدواج رسمی(ثبتی)، طلاق، چند همسری.

نویسنده، در آغاز و پیش از ورود به بحث، خود را ناگزیر از طرح پرسشی می‌بیند تا شیوه بحث در برخی از مسائل زنان را تبیین کند:

«آیا راه کشف شخصیت، عقل، ایمان و دیگر عناصر شخصیتی زن از طریق نصوص دینی است، یا بررسی شخصیت ذاتی زن از راه حضور وی در عرصه واقعیت… ما معتقدیم شیوه مطالعه‌ای که مبتنی بر تمرکز بر واقعیت انسانی زن، و همچنین مرد است، بهترین راه دستیابی به نتایجی متوازن است. ابتدا باید وضعیت واقعی زن را درک کرد و سپس وارد فهم نص شد. بر این اساس، ما ابتدا با ماهیت شرایطی که نصوص در آن سربرآورده اند و نگره برخاسته از درون آن شرایط آشنا می‌شویم، تا شاید قراءنی را کشف کنیم، که نص را از معنای ظاهری‌اش به تفسیر دیگر معطوف می‌کند که با واقعیت خارجی تفاوت ندارد و یا به سبب مخالفت حدیث با اصول ثابت عقیدتی، که آن را مخالف ضرورت دینی و برگرفته از کتاب و سنّت نشان می‌دهد، نادرستی و عدم وثاقت و سلامت حدیث را کشف کنیم.»

پس بر پایه باور مؤلّف برای دستیابی به نتایج متوازن در بررسی مسائل، باید وضعیت عینی و واقعی زنان ملاحظه گردد، تا در صورت ناسازگاری نصوص دینی با آن، یا با اصول قطعی اعتقادی، نصوص دینی یاد شده را به تأویل بریم تا ناسازگاری موجود را از میان برداریم.

البتّه مؤلّف، خود را از تأویل ظاهر صریح متون دینی (قرآن و سنّت) و تلاش در برقراری سازش میان تجربه انسانی و مضمون صریح آیات و روایات برکنار می‌داند و آن را ناشی از «تمایل به همراهی با ایده عصری سازی اسلام و موافق نشان دادن اسلام با تحوّلات (علمی) پدید آمده بر مبنای سلطه و رواج اندیشه‌ای مشخّص با قدرتی معین و به دور از اصالت واقعی حقایق زندگی» تلقّی می‌کند.

وی با این مبنی، که اسلام با انکار نکردن حقایق، بلکه تأکید بر آن و قانونگذاری هماهنگ با حقایق، می‌گوید:

«این (امر) ما را وا می‌دارد که در آیات و روایاتی که در ظاهر خلاف این مطلب هستند، بررسی کنیم، تا بعضی از عناصر پنهان را که به گونه دیگر قابل فهم است، کشف کنیم؛ آن گاه این عنصر پنهان، همانند قرینه‌ای داخلی بر این که معنای خلاف ظاهر مقصود بوده است، به کار گرفته شود. این باریک‌اندیشی و عمیق‌نگری همان چیزی است که ما در کشف دیدگاه حقیقی اسلام درباره زن… بدان پرداخته ایم».

مؤلّف در بررسی آیات ۲۲۸ سوره بقره (/۳ (۲۷۳۲۷۰ و ۱۲۹ و ۳۴ (سوره نساء/۱۸) ۳۵۳۳ سوره زخرف (/۳۲۳۱)، سخن امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نهج البلاغه درباره نقصان عقل و ایمان زنان (/۱۸۲)، سخن امام علی(علیه السلام) درباره پیروی نکردن از زنان در کار معروف (/۸۴۸۰)، حدیث منسوب به پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره مخالفت با زنان در مشورت، حدیث منسوب به حضرت زهرا(سلام الله علیها) از شیوه یاد شده بهره می‌جوید.

وی درباره حدیثی که به حضرت زهرا(سلام الله علیها) نسبت داده شده است: «خوبی و خیر زنان در آن است مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند»، می‌نویسد:

«ما از این حدیث فقط همین معنای ظاهری را برداشت نمی‌کنیم که فقط ندیدن منظور باشد؛ بلکه آن را کنایه از عدم اختلاط می‌دانیم، با در نظر گرفتن این که اختلاط زن و مرد ممکن است به نتایج منفی‌ای بینجامد.»

منبع: مجله حوزه؛ فروردین ماه ۱۳۹۱؛ شماره ۱۶۳؛ کتابشناسی زنان

 

ترویج سبک زندگی اسلامی و نقش تربیتی زنان

اشاره

هر جامعه برای شکل‌گیری و رشد اجتماعی خود، نیازمند بهره‌مندی از الگوهای مختلف رفتاری در سطوح مختلف است؛ در ایران نیز مدتی است با ادبیات ویژه‌ای به این موضوع توجه می‌شود. «طبیعی است به اقتضای اسلامی بودن جامعه، بر سبک زندگی اسلامی- ایرانی تأکید ویژه‌ای شود و بر این اساس، برای نهادهای اثرگذار فرهنگی، همچون خانواده و رسانه، توجه به آموزه‌های اسلامی و الهام گرفتن از الگوهای معرفی شده در این آموزه‌ها، برای شکل دادن به نوعی از سبک زندگیِ متناسب با شاخص‌های فرهنگی خاص جامعه‌ی ایرانی، مهم خواهد بود»(خواجه پور، ۱۲۶۲).

همان گونه که ساختارهای بیرونی و موقعیت‌های فرهنگی، اجتماعی و عادت واره‌های شکل گرفته در ذهن انسان‌ها، حاصل میدان اجتماعی و فرهنگی یا موقعیت بیرونی اوست؛ این عوامل باعث انتخاب شرایط سبکی خاص شده است و بر اساس این سبک و الگوی خاص، زندگی فردی و اجتماعی فرد را پیش می‌برد؛ همان طور که زن و مادر به عنوان مهمترین عنصر تربیتی در خانواده، نقش سازنده‌ای در شکل‌گیری تربیتی فرزندان را بر عهده دارد. به همین دلیل نقش زن به عنوان دومین عرصه‌ی رشد و تأثیرگذار در تربیت انسان، بسیار قابل تأمل و بررسی است.
در این راستا، این مقاله سعی دارد که به سؤال‌های زیر پاسخ دهد:

۱- زیربناها و عوامل سازنده و درون مایه‌های اسلامی سبک زندگی کدامند؟

۲- تا چه حد زن به عنوان عامل تأثیرگذار محیطی در کانون خانواده در پیش‌برد سبک تربیتی اسلامی مؤثر می‌باشد؟

سخن در سبک زندگی اسلامی در عرصه‌ی حیات فردی و اجتماعی، از مباحث بسیار مهم در جوامع انسانی بوده و ارکان اصلی شکل‌دهیِ هویت اجتماعی یک جامعه را که مشتمل بر باورها، ارزش‌ها و سبک زندگی می‌باشد. هویت واقعی یک جامعه را، نمود ظاهری و سبک زندگی مردمان آن جامعه، نشان می‌دهد. جامعه زمانی ثمره‌ی جهان‌بینی و ایدئولوژی خود را می‌بیند که سبک زندگی متناسب با باورها و ارزش‌های حاکم بر آن جامعه باشد.

با این حال، جامعه‌ی کنونی نتوانسته است بین باورهای بنیادین و ارزش‌های اصیل اسلامی از یک طرف و سبک زندگی خود در حوزه‌های مختلف، ارتباط معناداری به وجود آورد. در حال حاضر، سبک زندگی در کشورهای اسلامی مختلط از آداب و رسوم اسلامی و غربی است که ناشی از عدم شناخت صحیح از سبک زندگی اسلامی می‌باشد. غفلت از ارائه‌ی سبک زندگی اسلامی می‌تواند عواقب شومی را برای جوامع اسلامی در پی داشته باشد که جبران‌ناپذیر خواهد بود.

حفظ سبک زندگی اسلامی و پای‌بندی به آن یکی از مهمترین عوامل در حفظ فرهنگ و ارزش‌های اقتصادی قلمداد می‌شود؛ لذا در طول تاریخ یکی از شیوه‌های استعمارگری، تهاجم به نگرش و سبک زندگی در جوامع اسلامی است تا از این طریق زمینه برای تسلط فرهنگی، اقتصای و سیاسی جامعه‌ی هدف فراهم گردد. قبل از تغییر سبک زندگی، نگرش و دیدگاه افراد نسبت به مسائل اجتماعی و فرهنگی دگرگون می‌شود و با تغییر رفتار و جهان‌بینی فرد زمینه برای انحراف‌های دیگر نیز فراهم می‌گردد.

مهمترین مسائل در سبک زندگی شامل نوع زندگی، فعالیت‌های معیشتی، فرهنگ خانواده‌مداری، تشکیل خانواده و ازدواج، شیوه‌ی ظاهری افراد، پیروی از آداب و رسوم محلی، احترام به دیگران، نوع شهرسازی، شیوه‌ی تفریح‌ها و در نهایت نوع کالاهای مصرفی می‌شود.

مهمترین بخش سبک زندگی، نوع نگرش، احساس‌ها، رفتارها، باورها و ارزش‌های فردی و اعتقادی را شامل می‌گردد. از آن جایی که جامعه‌ی ما بر نظام دینی و ارزشی تکیه دارد می‌باید سلوک زندگی اجتماعی و فردی بیانگر این اصول و مبانی باشد. آموزه‌ها و تعالیم اسلام در باب شیوه و سلوک زندگی مسلمانان، احکام و قواعد کاملی دارد که رعایت این اصول و قوانین لازم و ضروری است(خواجه پور،۱۲۶۴).

سبک زندگی دینی، و اسلامی- ایرانی

در دیدگاه اسلامی- ایرانی، هدف از طرح بحث سبک زندگی، بسیار فراتر از برخی اهداف مثبت غربی است. طرح بحث سبک زندگی، نشأت گرفته از یک دغدغه‌ی فرهنگی و دینی و با هدف بررسی نقاط ضعف و قوت سبک زندگی بر حسب شاخص‌های دینی و اقدام در جهت ارتقا و رفع آسیب‌های آن از این منظر است چنان که مقام معظم رهبری – مدظلله- می‌فرمایند: «تمدن نوین اسلامی، بدون سبک زندگی شکل نمی‌گیرد… ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم -که هدف رستگاری است- باید به سبک زندگی اهمیت دهیم.

اگر به معنویت و رستگاری معنوی، اعتقادی هم نداشته باشیم برای زندگی راحت، زندگی برخوردار از امنیت روانی و اخلاقی، بازپرداختن به سبک زندگی مهم است… باید به دنبال این باشیم که فرهنگ زندگی را تبیین کنیم، تدوین کنیم و به شکل مطلوب اسلام تحقق ببخشیم… اگر ما به این معقولات به طور جدی بپردازیم، پیشرفت اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت، هر چه ما در صنعت پیش رویم، هر چه اختراع‌ها و اکتشاف‌ها زیاد شود، اگر این بخش را ما درست نکنیم، پیشرفت اسلامی را معنای حقیقی کلمه نکرده‌ایم»(ولی زاده، ۴۸).

درون مایه‌های اسلامی برای سبک زندگی

سبک زندگی از فرهنگی زاده می‌شود که می‌بایست در پرتو سه نظام درهم‌تنیده‌ی بینش، گرایش و کنشِ برخاسته از همان فرهنگ رشد کند. در مقابل، سبک زندگی در توسعه و نفوذ فرهنگ در بخش‌های گوناگون جامعه اثرگذار خواهد بود؛ اما روشن است که فرهنگ نیز متأثر از عوامل متعددی است که دین و آموزه‌های وحیانی مهمترین عامل آن است.

بدین ترتیب، اگر بخواهیم وجوه گوناگون سبک زندگی را مطالعه و بررسی و وضعیت هنجاری و شایستگی آن را از آموزه‌های اسلامی استنتاج کنیم باید به بررسی ابعاد متعدد و متنوع سبک زندگی، در سه دسته‌ی کلی بینش، گرایش و کنش بپردازیم. بر این اساس، بینش، مجموعه‌ای نظام‌مند از باورهاست که هویت انسان بر اساس آن تعریف و ترسیم می‌شود و نمودهای عینی و رفتاری سبک زندگی انسان مسلمان و جامعه‌ی اسلامی با تکیه بر همین هویت ظهور و بروز می‌یابد.

گرایش نیز عبارت است از ارزش‌ها و هنجارهایی که سلیقه و توانایی ترجیح گروه‌های اجتماعی را جهت‌دهی می‌کند و در کنش به شیوه‌های رفتاری برگرفته از آموزه‌های اسلامی اشاره دارد. مجموعه‌ی این موارد در بخش‌های سه گانه می‌تواند نمایی کلی از سبک زندگی اسلامی ارائه دهد(نجف آبادی، صدیقی ارفعی، ۴۲۰).

نقش زیستی زنان

امکاناتی که در خانواده برای فرهنگ‌سازی وجود دارد، مانند روابط عاطفی و اجتماعیِ اعضای خانواده، به راحتی بسیاری از مشکل‌ها را در خود هضم می‌کند و شرایط را برای رشد فراهم می‌کند که به نوعی پیش‌زمینه‌ای است تا سبک خاصِ افراد را در محیط بیرونی و به خصوص جامعه فراهم سازد.

در سبک زندگی، اسلام وجود برخی پیش زمینه‌های فطری را برای تمایز جنسیتی نقش‌ها بدون پذیرش خصلت جبرگرایانه، برای هر یک از والدین تأیید کرده است؛ اما در عین حال موانع بیرونی قادرند تأثیر آن‌ها را متوقف یا زایل سازند، مانند تفاوت در قدرت جسمی و نیز اقتضاهای نقش‌های مادری که این خود نمایانگر نقش مراقبت‌گرایانه‌ی مادران می‌باشد. بنابراین یک زن از حیث تأثیر محیطی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد(سترگ، ۱۱۶۲).

بسیاری از غربیان، اسلام را متهم کرده‌اند که زن را جنس دوم و فروتر از مرد می‌داند، که در آفرینش نقش طفیلی را بر عهده دارد. ایشان در اثبات مدعی‌اند که ادیان الهی آفرینش نخستین زن را پس از مرد و از دنده‌ی چپ آدم می‌دانند. پوشیده نیست که مطلب فوق دست‌کم نسبتی ناروا به دین اسلام است که از بی‌توجهی به معارف اسلامی پدید آمده است. توجه به نکته‌های زیر می‌تواند در تبیین موضوع و رفع پاره‌ای از ابهام‌ها مؤثر باشد:

– از دیدگاه قرآن، هدف از خلقت زن و مرد، عبودیت خداوند و تقرب به درگاه اوست و زن نیز چون مرد برای رسیدن به چنین هدفی خلق شده است. اعتقاد ما به آفرینش، به این معناست که هر کدام برای رسیدن به کمال خود خلق شده‌اند نه آن که کمال مرد باشد و زن تنها ابزاری برای کمال‌یابی مرد به حساب آید؛ در واقع مکمل یکدیگرند.

زن در محیط خانواده، دومین عرصه‌ی رشد و بهره‌وری زندگی را طی می‌کند و چنین نیست که او اسباب کمال دیگری شود. زن در همه‌ی مزایای زندگی، سهیم است؛ چه به عنوان همسر و چه مادر، طراحی حقوق زن در خانواده نیز باید بر اساس همین شخصیت مستقل و برابر باشد(محمدی مزرعه شاهی، نیسیانی، ۱۱۴۵).

مفهوم تربیت از دیدگاه امام علی(علیه السلام)

در نهج البلاغه آمده است: «تو در نخستین مرحله‌ی آفرینش نادان بودی؛ پس از گذشتن مرحله‌ای، دانا شدی و چه بسیار است مطالبی که حکمت و مصلحت آن را نمی‌دانی، اندیشه‌ات در آن حیران است و بینش تو در آن گم و غافل! و پس از گذشت مراحل، درباره‌ی آن‌ها آگاهی و بصیرت پیدا می‌کنی»(نهج البلاغه، خ ۳۱، ص ۹۱۷).

بر اساس این خطبه، تعلیم و تربیت یعنی شکل یافتن انسان برای محیط زندگی و بهره‌مندی مستمر از گنجینه‌های نبوغ که در درون عقل‌های زنده و بیدار نهفته است. بدین ترتیب، امام علی(علیه السلام) مقصود خود را از ماهیت تربیت روشن ساخته است و آن را در مفهوم ایمان به اصل شکل‌پذیری انسان عاقل از یک طرف و آماده ساختن محیط تربیتی برای او از طرف دیگر خلاصه می‌کند. از خلال تحلیل‌هایی که علما و دانشمندان از اندیشه‌های امام علی(علیه السلام) انجام داده‌‍اند، معلوم می‌شود که آن حضرت، طبیعت بشری و هستی ذاتی و مستقل آن را چگونه معرفی کرد.

طبیعت بشری مجموعه‌ی متضادی از محرک‌ها و انگیزه‌های مختلف رفتاری است که انسان را وامی‌دارد در برابر آن، موضعی اختیاری و ارادی بگیرد و بکوشد که این طبیعت را از سطحی بودن پاک و مبرا کند تا هدفدار شود و رسالت خود را به انجام برساند(ادیب، ۹۰-۹۱).

مادر پس از تولد کودک، نخستین فرد نزدیک به اوست؛ بر این اساس، امام خمینی(ره) فرمودند: «اولین مدرسه‌ای که بچه دارد، دامن مادر است. مادر خوب، بچه‌ی خوب تربیت می‌کند و خدای نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بیرون می‌آید.» زندگی کودک با ارتباط زیستی میان او و مادرش آغاز می‌شود و این تأثیر به ویژه در دو سال شیرخوارگی به اوج می‌رسد. بنابراین علاوه بر تأمین سلامت زیستی او، در شکل‌گیری سلامت روانی و اخلاقی او نیز مؤثر می‌باشد. از این رو، در سیره‌ی تربیتی معصومین(علیهم السلام ) به خصوص امام علی(علیه السلام) بر نقش و اهمیت شیر مادر و نیز انتخاب دایه‌ی شایسته بسیار تأکید شده است(سترگ، ۱۱۶۳).

متون اصلی اسلام، به طور مستقیم به تبیین نقش زنان به خصوص زنان تحصیل کرده‌ی دینی، بر ارزشگذاری سبک زندگی اسلامی در تربیت فرزندان پرداخته‌اند. برای مثال در بعضی روایت‌های اسلامی تنها اشاره شده به برتری علمی بعضی از زنان نسبت به مردان؛ حتی درباره‌ی دوران ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) روایت‌هایی است که از منتهای قدرت علمی، توانایی و غلبه‌ی عقلی زنان سخن گفته و به مبرز بودن زنان در عرصه‌ی فقاهت و دین‌شناسی، شهادت می‌دهد تا آن جا که زنان در خانه‌ها با کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت می‌کنند.

اگر زنان در مسیر صحیح الهی قرار گیرند، با توانایی بالقوه‌ی خود می‌توانند خانواده و جامعه را از انحراف‌های اخلاقی و عقیدتی نجات دهند، همان طور که اگر بانوان نسبت به آن بی‌تفاوت باشند، زمینه‌ی بروز بسیاری از آسیب‌های اجتماعی را در جامعه فراهم می‌کنند، لذا تأثیرگذاریِ مثبت قشر زنان تحصیل کرده‌ی علوم دینی و نقش آن‌ها در خانواده و سپس جامعه می‌تواند بیشتر باشد. بر این اساس، افزایش آگاهی زنان از نقش‌های سازنده‌ی خود و جهت‌دهی آن‌ها به سمت اسلام‌مداری، منجر به پیش گرفتن سبک تربیتی اسلامی در آن‌ها می‌گردد(سترگ، ۱۱۶۱- ۱۱۷۸).

کلام آخر

به طور کلی می‌توان گفت، سبک زندگی اسلامی شامل گستره‌ی وسیعی از رفتارها و گفتارها می‌شود که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) و پس از ایشان، اهل بیت(علیهم السلام) در زندگی خود به کار می‌برده‌اند؛ ولی اکنون باید تلاش کرد تا این سبک و شیوه‌ی اسلامی در زندگی افراد نهادینه شود؛ و این ممکن نخواهد بود مگر با به کار بردن سیره‌ی عملی ایشان به عنوان یک الگوی برتر در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی. می‌بایست برای نهادینه کردن این سبک در زندگی، مؤلفه‌های آن را شناخت و راهکارهایی نیز در جهت به کار بردن این سبک اسلامی در زندگی ارائه داد.

داشتن سبک زندگی اسلامی، باعث می‌شود که یک جامعه ‎ی آرمانی و مدینه‌ی فاضله‌ای که در آن همه‌ی افراد برای رسیدن به خواسته‌های خود و دیگران در تلاشند، ایجاد شود. در چنین جامعه‌ای، روحیه‌ی همکاری بین شهروندان تقویت می‌شود و مشکل‎های اقشار مختلف جامعه خود به خود حل خواهد شد(محمدی مزرعه شاهی، موسوی، ۱۰۰۹). بنابراین نقش تربیتی زن به عنوان مادر و عامل مهم رهبری در تربیت فرزندان، بسیار مورد اهمیت است که در واقع از یادگیری زبان گرفته تا تربیت فرهنگی و اجتماعی او تأثیر بسزایی دارد.

منابع

۱- ادیب، محمدحسین(۱۳۶۲)؛ راه و روش تربیت از دیدگاه امام علی(علیه السلام)، ترجمه‌ی سیدمحمد رادمنش، تهران: انجام کتاب.

۲- خواجه پور، محمدمهدی(۱۳۹۳)؛ نگاهی به مبانی سبک زندگی در اسلام و غرب، بوشهر: سفیران مبین.

۳- سترگ، طاهره(۱۳۹۳)؛ نقش زنان تحصیل کرده علوم دینی بر ترویج زندگی اسلامی، بوشهر: سفیران مبین.

۴- نورمحمدی نجف آبادی، محمد؛ صدیقی ارفعی، فریبرز(۱۳۹۳)؛ نقش سبک زندگی اسلامی، بوشهر: سفیران مبین.

۵- ولی زاده، محمدجواد(۱۳۹۲)؛ ضرورت ارائه تعریف بومی(اسلامی-ایرانی) از سبک زندگی، نشریه مهندسی فرهنگی، شماره۷۵٫

۶- محمدی مزرعه شاهی، مجتبی، جعفری نیسیانی، احسان(۱۳۹۳)؛ نقش زن و خانواده در جامعه و شکل‌گیری سبک زندگی ایرانی اسلامی، بوشهر: سفیران مبین.

۷- محمدی مزرعه شاهی، مجتبی؛ موسوی، سعید(۱۳۹۳)؛ فرآیند تحقق سبک زندگی اسلامی در جامعه، بوشهر: سفیران مبین.

منبع: پیام زن؛ تیر ماه سال ۱۳۹۳؛ شماره ۲۶۷؛ نویسنده: فرهاد توسکی؛