زندگی زناشویی

نوشته‌ها

دانلود ورژن جدید همسر!

سال جدید هم آمد، سفره‌های هفت‌سین را جمع کردیم و ماهی‌ها را به رودخانه سپردیم و سبزه‌ها را به باد! حالا وقت آن است که نقطه بگذاریم و برویم سر خط. سال جدید قرار نیست فقط خانه‌مان تمیز باشد و لباس‌های نو خریده باشیم. عید نوروز، فقط دو هفته تعطیلات، مسافرت و دید و بازدید نیست. ما تقویم‌های سال قبل را کنار گذاشتیم و تقویم‌های جدید را برداشتیم. این یعنی قرار است روز از نو و روزی از نو باشد.

قرار است سال جدید با نگاه جدید، رفتار جدید و در یک کلمه زندگی جدید همراه باشد، اما برای این‌ که زندگی خانوادگی ۹۴ را تجربه کنید باید در برخی رفتارهای سال‌های قبل به طور جدی تجدید نظر داشته باشید. ما برای چاردیواری خانه‌تان چند پیشنهاد کوچک داریم و امیدوار هستیم با این پیشنهادها، عشق و علاقه قبلی‌، پر‌رنگ‌تر شود و مشکلات احتمالی سال گذشته، از رابطه شما خداحافظی کند.

زندگی زناشویی که می‌گن، یعنی چه!

شما چند سال است که ازدواج کرده‌اید؟ امسال سال اول زندگی مشترک‌تان بوده است؟ ده سال است که زیر یک سقف رفته‌اید یا بیست سال است که همراه زندگی هم هستید؟ فرقی نمی‌کند حتی اگر چند سال از ازدواج‌تان می‌گذرد بازهم نیاز دارید تا به مفهوم زندگی مشترک فکر کنید. این بار سعی کنید هر چه شنیده‌اید و هر چه خوانده‌اید را کنار بگذارید و فقط شناسنامه‌هایتان را بردارید و به دقت آن را بخوانید. در صفحه اول آن مشخصات شماست و والدین‌تان. در صفحه دوم آن مشخصات همسر و تاریخ ازدواج‌تان. مشخصات فرزندان و تاریخ تولد آنها و بالاخره در صفحه آخر تاریخی که زندگی‌تان (البته ان‌شاءالله بعد از صد و بیست سال) به پایان خواهد رسید. دیدن این صفحات مفید و مختصر چه چیز را در ذهن شما تداعی می‌کند؟ من وقتی به شناسنامه‌ام نگاه می‌کنم، انگار صحنه‌های مهم از یک فیلم طولانی را کنار هم می‌گذارم و بقیه را پاک می‌کنم.
والدین، همسر، فرزندان و در نهایت اینها یعنی همه چیزی که از من ثبت می‌شود و شاید همان چیزهایی که باید در زندگی به آنها اهمیت دهم، اما شلوغی دنیا نمی‌گذارد. زندگی زناشویی یکی از اتفاقات مهم شناسنامه هر فرد است. تا وقتی مجرد هستیم همه ما به این موضوع اعتقاد داریم. دغدغه خیلی از ما این است که یک همسر خوب پیدا کنیم و یک ازدواج موفق داشته باشیم، اما این مال زمانی است که هنوز ازدواج نکرده‌ایم. وقتی صفحه دوم شناسنامه‌مان پر شد، انگار خیالمان راحت می‌شود و آن وقت سراغ کارهای مهم‌تر می‌رویم. کارهایی که هیچ رد پایی در شناسنامه ما نخواهد گذاشت. اما آنها می‌شوند اولویت زندگی‌مان و این بزرگ‌ترین خطای همسران است.
در سال ۹۵ باید نگاهمان به اولویت‌های زندگی‌مان تغییر کند. خانواده مهم‌ترین اولویت زندگی‌مان قرار بگیرد و صدر‌نشین انتخاب‌هایمان باشد.
عادت به گفت‌وگو یک نتیجه بسیار خوب دارد و آن بیمه کردن ارتباط اهالی خانه با یکدیگر است، زیرا حتی اگر تفاوت‌ها یا سوءتفاهم‌ها بین‌شان اختلاف و ناراحتی ایجاد کند، می‌توانند با حرف زدن در درجه اول از وجود مشکل یا دلخوری باخبر شوند و در درجه دوم برای رفع آن چیزی بگویند یا کاری انجام دهند

حرف‌هایی برای نگفتن

حرف‌ها، باید گفته شوند وگرنه مانند احتکار هر چیز که گرانی بازار را در پی دارد، حرف‌هایی که در خانه گفته نمی‌شود، سرگردانی نزدیک‌ترین افراد را باهم به دنبال خواهد داشت. همه ما گرفتار هستیم، این بهترین بهانه است تا برای هم وقت نداشته باشیم. اما گرفتاری ما برای چیست؟ خرید خانه؟ ماشین بهتر؟ تربیت بچه‌ها؟ یا هر دلیل دیگر که هیچ‌کدام بدون زیر بنای یک ارتباط عاطفی عمیق در خانه، نتیجه‌ای نخواهد داشت و احساس خوشبختی را ایجاد نخواهد کرد. بیایید امسال قرار بگذاریم تا باهم حرف بزنیم.

دیده‌اید در فیلم‌ها وقتی می‌خواهند دو نفر را با هم غریبه نشان دهند، جوری برخورد می‌کنند که حرفی برای گفتن ندارند و بعد از مدت‌ها که در سکوت می‌گذرانند، یکی می‌گوید چه هوای خوبی و دیگری هم از ترافیک صحبت می‌کند؟ این یعنی جز هوا و ترافیک بهانه‌ای برای همکلامی‌شان وجود ندارد. این یعنی آن دو نفر از هم دورند، خودشان و دنیای‌شان. حال من و شما با همسرمان جز هوا و ترافیک در مورد چه چیزهایی حرف می‌زنیم؟ مدرسه بچه‌ها، گذاشتن زباله دم در، تغییر دکوراسیون خانه! اما بسیاری از حرف‌هایی که ما باهم می‌زنیم مثل همان ترافیک و آب و هوا در حقیقت برای شکستن سکوت خانه است. باید برنامه‌ای داشته باشیم تا با هم حرف بزنیم. حتی همین حرف‌های معمول هم برای شروع خوب است و خیلی بهتر از این است که بنشینیم و به صفحه تلویزیون یا تلفن همراهمان خیره شویم.
عادت به گفت‌وگو یک نتیجه بسیار خوب دارد و آن بیمه کردن ارتباط اهالی خانه با یکدیگر است، زیرا حتی اگر تفاوت‌ها یا سوءتفاهم‌ها بین‌شان اختلاف و ناراحتی ایجاد کند، می‌توانند با حرف زدن در درجه اول از وجود مشکل یا دلخوری باخبر شوند و در درجه دوم برای رفع آن چیزی بگویند یا کاری انجام دهند.
در سال ۹۴ ما و همسرمان باهم گفت‌وگو کنیم. هم گوینده حرف‌ها و احساساتمان باشیم و هم بخواهیم تا شنونده حرف‌ها و دغدغه‌های طرف مقابل بشویم. در این صورت است که فرزندان ما هم در خانه یاد می‌گیرند اگر حرفی هست که همیشه هست و این یعنی ما زنده‌ایم، باید اینجا و زیر این سقف گفته شود.

صفرهای حساب بانکی

پول برای آن‌ که زندگی راحتی داشته باشیم لازم است اما این جمله به معنی این‌که داشتن ماشین شاسی بلند و خانه بزرگ و… ایجاد خوشبختی می‌کند، نیست. برای این‌که بتوانیم زندگی کنیم و دردسر کمتری داشته باشیم، باید به فکر ساختن یک زندگی ساده اما خودکفا و در عین حال همراه با آسایش باشیم. یکبار دیگر این جمله را بخوانید. «ساختن یک زندگی ساده، اما خودکفا» یعنی باید کنار هم بسازیم و به دست آوریم. برای آن‌ که در جهت بهبود شرایط مالی خانواده‌مان اقدام کنیم، باید بتوانیم یک برنامه‌ریزی مالی خوب انجام دهیم.

بهتر است برای خرج و دخلمان یک طرح جدید داشته باشیم. می‌توانیم همه چیز را روی کاغذ بیاوریم تا قابل بررسی و نقد باشد. خرج‌های غیر ضروری یعنی تمام لحظاتی که برای درآمد بیشتر کار کردیم و همه آن را در جایی هزینه کردیم که بی‌فایده بوده است. به زبان خودمانی‌تر، ما، بودن با خانواده را از دست دادیم تا چیزی به دست بیاوریم، اما این اتفاق نیفتاد. در حقیقت ضرر بزرگی می‌کنیم، زیرا تمام آن دوندگی‌ها و خسته شدن‌ها و باهم نبودن‌ها را داده‌ایم و هیچ چیز هم به دست نیاورده‌ایم.
در سال ۹۵ اگر لازم است به فکر راه‌های مناسب‌تری برای امرار معاش باشیم، سعی کنیم طوری پول‌مان را خرج کنیم که هم از زندگی‌ لذت ببریم و هم پولی را که با زحمت به دست آورده‌ایم، براحتی خرج دنیای مصرف‌زدگی نکنیم.

داستان تکراری مادر من، مادرتو!

یکی از چیزهایی که باید امسال درباره آن فکر کنیم و اگر تا به‌حال درست رفتار نمی‌کردیم، تغییر رویه بدهیم، نگاه ما به خانواده همسر و بخصوص مقوله مهم مادرزن و مادرشوهر است. با توجه به فرهنگ ما و وابستگی دختر و پسر به خانواده‌هایشان، چیزی که نیاز داریم تا یک زندگی آرام را تجربه کنیم، پذیرش خانواده همسر مانند خانواده خودمان است و این‌که باور کنیم ما دختر یا پسر جدید آنها هستیم. پیش داوری‌ها را کنار بگذاریم و فیلم‌های دهه شصت با مادرشوهر بدجنس را فراموش کنیم.
در سال ۹۵ سعی کنیم یک عروس و داماد خوب باشیم و پرونده این‌که مادر تو این را گفت و پدر تو این کار را کرد را برای همیشه ببندیم. شکایت از عزیز‌ترین افراد همسر مشکلی را حل نمی‌کند.

یک «ما» اما «من» و «توی» مستقل!

وقتی تازه ازدواج کرده‌ایم فکر می‌کنیم اگر مانند چسب به هم بچسبیم و بدون هم نفس نکشیم، یعنی زوج خوشبختی هستیم. این‌که همیشه و همه جا باهم باشیم، یک غذا را دوست بداریم، از دیدن یک فیلم لذت ببریم و یک موسیقی در ما احساس شادی ایجاد کند، یعنی ما توقع داریم با همسرمان «یک نفر» باشیم نه دو نفر که همدیگر را دوست دارند و کنار هم رشد می‌کنند و برای موفقیت به هم کمک می‌کنند. تفاهم و شباهت لازمه زندگی مشترک موفق است، اما این‌که یاد بگیریم تفاوت‌ها را بپذیریم و از آن برای رسیدن به تفاهم‌ها استفاده کنیم هنری است که همسران موفق دارند. این‌که بتوانیم در کنار هم باشیم و علایق یکدیگر را حتی اگر علاقه خودمان نیست، قبول کنیم یعنی به همسرمان به عنوان یک انسان متفاوت احترام می‌گذاریم.
در سال ۹۴ تمرین کنیم تا در عین متفاوت بودن، همراه و همسفر باشیم و نخواهیم همسرمان رونوشتی از ما بشود. حریم شخصی یکدیگر را نشکنیم و بگذاریم یک قدم فاصله بین‌مان باشد تا یکدیگر را بهتر ببینیم.

منبع: ندا داودی؛ بخش خانواده ایرانی تبیان؛ با اندکی تصرف

سه راز مهم که همسران خوشبخت و موفق در زندگی دارند

راز خوشبختی و موفقیت در زندگی همسران موفق در چیست؟

راز های موفقیت در زندگی مشترک و خوشبخت زندگی کردن

اصول موفقیت روابط همسران، اصولی متفاوت و متنوعی است و تعامل آنها را به سمت پویایی مثبت سوق داده و به موفقیت می‌رساند.

دکتر عباسی، آسیب شناس اجتماعی و مدرس دانشگاه نوشت: اقدامات و یا رفتارهای ترمیمی مهم‌ترین اصل برای روابط موفق همسران به حساب می‌آید، در حالی که بسیاری از زوجین از آن غافل هستند و روابط میان خود را بشدت صفر و یک می‌بینند به این معنا که گمان می‌کنند روابط میان همسران یا بسیار خوب و بی‌نقص خواهد بود یا اینکه مدام با چالش و تنش همراه است.

بر این اساس در زمان مشاجره و ایجاد تنش میان همسران از آنجا که شرایط روانی مناسبی وجود ندارد، معمولاً اقداماتی صورت می‌گیرد که یا بر شدت تنش‌ها می‌افزاید و یا به صورت بی‌خیالی طی می‌شود که هیچ کدام از این اقدامات به ترمیم روابط و بهبود تنش‌های میان زوجین نمی‌انجامد، در صورتی که بهتر است در چنین مواقعی همسران از یکدیگر زمان و فرصت بخواهند تا به آرامش نسبی برسند و با کنترل مشاجرات، به ترمیم سپس بهسازی و بازسازی روابط خود بپردازند.

برای رسیدن به این هدف باید سه گام طلایی برداشت؛ از آنجا که محور بسیاری از مشکلات بر نبودن معنا ومفهوم مشترک میان زوجین استوار است، توصیه می‌شود همسران تلاش کنند از معنا و مفاهیم مشترک شان حمایت کنند و به آن احترام بگذارند تا نخستین گام طلایی را بردارند.

به عنوان نمونه، اگر برادر همسرش، برایش قابل احترام است مرد باید آن را به عنوان یک معنا و هدف مشترک تصور کرده و به آن احترام بگذارد، بدین وسیله است که روی بسیاری از مشاجرأت مرتبط با این معنای مشترک، خط بطلان کشیده می‌شود. گام دوم را همسرانی بر می‌دارند که برای بهسازی و ترمیم روابط میان خود یکسری نقشه‌های شناختی طرح می‌کنند که محور اصلی آن، آگاهی از دنیای همسر است. به این ترتیب احترام گذاشتن به احساسات همسر و همراهی با آن، این معنا را برای فرد مقابل تداعی می‌کند که نقشه شناختی اش را می‌شناسد و به دنیای او احترام می‌گذارد. گام سوم به نکات روزمره ریز اما مهم مربوط می‌شود که بر این اساس مفاهیم باید با پیشنهاد دادن همراه باشد. از این طریق همسر فکر می‌کند، مورد توجه دیگری قرار گرفته، مهم تلقی شده و دیده می‌شود که این گام در کنار سایر گام‌ها، اقدامات ترمیمی و بهبوددهنده را تشکیل می‌دهد.

نکته‌ای که جای آن در این میان خالی به نظر می‌رسد پیشگام بودن همسران است. از آنجا که معمولاً تنش‌های همسران با مشاجرات کلامی آغاز می‌شود، بهترین اقدام کنترل شرایط است. این در حالی است که همه افراد در مقابل رفتار همراه با آرامش و پیشنهاد مثبت آرام می‌شوند چراکه از فرد مقابل سیگنال‌های مثبت دریافت می‌کنند.

از این رو اگر یکی از زوجین به سمت فرایند رفتاری خاصی نرمش داشته باشد، هر چند که اختلاف شکننده‌ای وجود داشته باشد، فرد مقابل می‌تواند در صورتی که مهارت پیشقدم شدن را داشته باشد، همسر خود را به تعامل در فضایی مثبت دعوت کند و با اتکا بر آن فرآیند رفتاری خاص،‌ بحران موجود را کنترل کند.

در چنین وضعیتی، پیشگام بودن، نقطه ضعف محسوب نمی‌شود، بلکه نشان از توان فرد دارد که علی رغم تنش‌های موجود خود را آرام نگه می‌دارد و همسرش را با خود همراه می‌سازد. از این رو اگر از منظر توانمندی به این موضوع نگاه شود زوجین همیشه برای پیشقدم شدن تلاش می‌کنند.
علاوه بر این توجه به این نکته لازم و ضروری است که همیشه فرزندان پیش از گوش سپردن به حرف، شاهد رفتارها هستند و ساختار رفتاری شان بر اساس لمس واقعی رفتارها و مشاهده شکل می‌گیرد که این مبانی نگرشی آنها را در دوران بلوغ و بزرگسالی رقم می‌زند.

در حقیقت زمینه جامعه‌پذیری و فرآیند اجتماعی شدن افراد، از طریق مشاهده رفتار والدین در دوران بسیار مهم نوجوانی و جوانی فراهم می‌شود که نظام باورهایشان را در این دوران شکل می‌دهد و بعدها در روابط همسری آنها تأثیر خواهد گذاشت. از طرفی باور روانی شکل گرفته در طولانی مدت افراد را وادار به رفتار می‌کند از این رو اگر همسران رفتارهای خود را بسنجند و مدیریت کنند، در واقع روابط آینده فرزندان خود را مدیریت کرده‌اند.

منبع: سلامت نیوز

کسب اعتماد همسر بعد از خیانت

بعضی وقت‌ها، خواسته یا ناخواسته، کاری می‌کنیم که اعتمادی که بر مبنای صداقت بین ما و همسرمان ایجاد شده، از بین می‌رود و ساختن دوباره ی این اعتماد، کاری بسیار سخت و طاقت‌فرسا و همچنین زمان‌بر می‌شود. یکی از این اتفاقات، خیانت به همسر است. خیانت به همسر، کاری بسیار ناشایست می‌باشد که می‌تواند کانون گرم و صمیمی یک خانواده را به مکانی سرد و دلگیر تبدیل کند.

رنجی که تمام وجودم را گرفت

هنگامی که یک زن متوجه خیانت همسرش می‌شود، آشفتگی، سردرگمی، بی‌اعتماد به نفسی، گیجی، نا امیدی و کلی هیجانات منفی دیگر، به سراغش می‌آید. انگار یک رنجی بزرگ، تمام وجودش را فرا می‌گیرد. اینجاست که آن اعتماد زیبایی که نسبت به همسرش داشته، از بین می‌رود و هر گونه بدبینی و سوء ظن و بی‌اعتمادی نسبت به همسرش پیدا می‌کند.

اعتماد، مهم‌ترین رکن یک رابطه ی عاطفی

یکی از مهم‌ترین ارکان یک رابطه عاطفی، اعتماد است. اگر زن و مرد، اعتماد لازم و کافی را نسبت به صداقت و متعهد بودن یکدیگر به زندگی زناشویی‌شان به دست بیاورند، می‌توانند یک زندگی آرام و بی‌دردسر و بدون دلهره را با همدیگر داشته باشند، اما امان از روزی که این اعتماد از بین برود و چیزهایی از پشت پرده بیرون بیایند.

اولویت کار، ایجاد فضای عاطفی امن

مهم‌ترین کار برای مردی که به همسرش خیانت کرده است، این است که با ایجاد فضای عاطفی امن، سعی کند میزان علاقه و دوست داشتن همسرش را به او نشان بدهد. اگر در این بحران گرفتار شده‌اید، سعی کنید محبتتان را به همسرتان بیشتر کنید. اولویت‌تان این باشد که همسرتان هر نوع نیاز عاطفی و محبتی را که نیاز دارد، برایش برآورده کنید. یکی از مسایلی که باعث می‌شود همسرتان شما را باور نداشته باشد، این است که دست از محبت کردن او بر می‌دارید. پس میزان محبتتان را نسبت به قبل بیشتر نمایید.

گوش شنوا، رمز و رازی آشکارا

بعد از این که همسرتان متوجه خیانت شما شد، قطعا حرف‌هایی در سرش ایجاد می‌شود که تمایل دارد آنها را به شما بگوید. گوش شنوا داشته باشید و همچنین مسئولیت اشتباهی را که انجام داده‌اید بپذیرید، در این صورت نیز گامی را در جهت ساخت اعتماد دوباره همسرتان به خود، برداشته‌اید.

توضیح بدهید و متعهد بشوید

بعد از این که به حرفهای همسرتان گوش کردید و مسئولیت اشتباه بزرگ زندگیتان را پذیرفتید، حتما به همسرتان علتی که باعث شده است این اشتباه را انجام بدهید، توضیح بدهید و بعد به همسرتان تعهد بدهید که این اتفاق ناگوار، دیگر تکرار نخواهد شد. به همسرتان دلگرمی بدهید و او را نسبت به گفته خود مطمئن کنید.

برنامه زمانی خود را به همسرتان بیان کنید

از راه‌هایی که می‌تواند به ایجاد اعتماد دوباره همسرتان به شما موثر باشد، این است که زمان‌هایی در طول روز، از محل کار خود به همسرتان زنگ بزنید. شما می‌توانید ساعت اتمام کارتان را به همسرتان بیان کنید و نزدیک زمان تعطیل شدنتان که شد، دوباره از محل کار خود با همسرتان تماس بگیرید. بگذارید همسرتان نسبت به شما اعتماد لازم را به دست بیاورد.

نیازهای خودتان هم مهم است

همان طور که شما باید به نیازها و احساسات همسرتان اهمیت بدهید، باید نیازهای خودتان را هم بشناسید و به همسرتان بیان کنید تا بتواند آن‌ها را برآورده نماید. وقتی راحت حرف از نیازهایتان می‌زنید، همسرتان متوجه می‌شود که تنها کسی هست که می‌تواند نیاز شما را برآورده نماید و این بهترین حس را در او ایجاد می‌کند.

مهم‌ترین کار برای مردی که به همسرش خیانت کرده است، این است که با ایجاد فضای عاطفی امن، سعی کند میزان علاقه و دوست داشتن همسرش را به او نشان بدهد.

پاسخگوی سوالات تکراری باشید

ممکن است همسرتان بعد از خیانت شما، همیشه سوالات تکراری مبنی بر وجود فرد دومی در زندگیتان، بپرسد. سعی کنید همیشه با صبر و حوصله و بیان مثبت به همسرتان در این مورد پاسخ بدهید تا او هم اعتماد دوباره را به دست بیاورد.

مهارت‌های لازم برای همسرداری را یاد بگیرید

اگر بتوانید زمان بگذارید و مهارت‌های برقراری ارتباط موثر با همسرتان را یاد بگیرید و آن را در رابطه با همسرتان به کار گیرید، با هم، قدمی مهم در راستای اعتماد سازی همسرتان برداشته اید. نمونه ای از این مهارت‌ها عبارتند از:

۱- مهارت‌های گوش دادن، صحبت کردن و گفت و گو را بشناسید.

۲- مهارت‌های حل تعارض را بشناسید.

۳- مهارت‌های ابراز نیاز و احساسات و برآورده کردن آن را بشناسید.

۴- مهارت کنترل خشم را بشناسید.

۵- پنج نیاز اساسی برای زندگی را بشناسید، نیاز به بقا، تفریح، قدرت، آزادی.

منبع: تبیان؛ رومینا سادات تجاره، کارشناس ارشد مشاوره؛ بخش خانواده ایرانی تبیان

یک زوج، اما دو نفر

راه‌هایی برای ارتقاء روابط همسران

هیچ رازی به طور قطع برای یک زندگی مشترک عالی وجود ندارد. به عبارت دیگر، موفقیت در زندگی مشترک قطعی و دائمی و همواره مطلوب نیست. ازدواج از یک طرف می‌تواند به عنوان بهشتی برای زوجین تلقی شده و از طرف دیگر به جهنمی آزار دهنده تبدیل شود.

برای دستیابی به زندگی مطلوب، ابتدا باید هدف خود را از ازدواج مشخص کنید.
آیا صرفا می‌خواهید یک خانواده تشکیل دهید؟ کسی را برای روزهای پیری‌تان می‌خواهید؟ آیا خواهان امنیت فکری و مالی هستید؟ یا…

البته تمام موارد فوق در ازدواج وجود دارند، اما انگیزه‌های قوی‌تری نیز در این میان نقش دارند. ازدواج یعنی وقتی خود واقعی تان را آشکار می‌کنید و خواهان تکامل خود هستید.

تمایل به ازدواج به طور فطری در تمام انسان‌ها وجود دارد؛ اما مساله اصلی این است که افراد پس از ازدواج برای بقا و حفظ آن چه باید بکنند؟

احترام، همدردی و صبر همگی مهم هستند، اما حتی بهترین ازدواج‌ها نیز ممکن است با مشکل روبه‌رو شوند.

علت آن هم در بسیاری موارد این است که زوجین می‌خواهند ساده‌ترین راه‌ها را امتحان کنند.اما نکاتی هم وجود دارد که با رعایت آنها زندگی شیرین‌تر و با ثبات‌تر خواهد شد.

مستقل باشید، فقط به این دلیل که ازدواج کرده‌اید قرار نیست همه چیز را در مورد همسرتان بدانید. تمام افکار و گفتار و کردار همسرتان نباید برایتان گزارش شود.

گاهی اوقات در زندگی مشترک از یاد می‌بریم که ما ۲ نفر با ۲ شخصیت و فکر متفاوت هستیم که قرار است کنار هم زندگی کنیم، نه این‌ که دقیقا مثل هم شویم.

ویژگی‌های منحصر به فرد خود را از دست ندهید، زیرا همین موارد موجب جذابیت‌های شما برای همسرتان شده است.

سعی کنید آن‌ گونه که هستید رفتار کنید و از همسرتان نیز نخواهید تبدیل به فرد دیگری شود. او را همان‌ گونه که هست بپذیرید.

وقتی همسرتان عصبانی است، خود را کنترل کنید.

وقتی شما عصبانی هستید، نه صدای دیگری را می‌شنوید و نه به چیز دیگری می‌اندیشید. پس اگر با عصبانیت همسرتان از کوره در بروید، راه به جایی نخواهید برد.

در چنین شرایطی، بکوشید خود را آرام کنید و تنفس عمیق داشته باشید. مطمئن باشید این‌کار به آرامش‌تان کمک می‌کند.

ابتدا نفس عمیق بکشید، سپس بنشینید و صحبت کنید. مسوولیت آنچه را می‌گویید بپذیرید و سعی کنید خود را مسوول بدانید.

اگر مخالف عقیده همسرتان هستید با آرامش نظرتان را بیان کنید، در بسیاری موارد ممکن است نظر شما مخالف عقیده همسرتان باشد.
بپذیرید که هر کس حق دارد عقیده و فکر خود را داشته باشد.

نظر خود را بیان کنید، اما نه به صورتی که انگار در حال نقد همسرتان هستید.مهم نیست که چه کسی درست می‌گوید و چه کسی غلط، زیرا قرار نیست در زندگی مشترک هر وقت بحثی به وجود می‌آید یک طرف در نهایت برنده باشد و نفر دیگر بازنده.

هرگز مشکلات گذشته را دوباره مطرح نکنید، وقتی مشکلی پیش می‌آید قرار نیست تمام مشکلات گذشته زندگی خود را از ابتدا تا کنون دوباره مرور کنید، زیرا این‌کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

دست کم روزی یک بار سعی کنید یک کلمه یا عبارت تحسین‌کننده یا تشویقی به همسرتان بگویید، گاهی اوقات همسران فراموش می‌کنند که قرار نیست دائم به یکدیگر فرمان دهند. گاهی جملات مدام امری می‌شوند. برای مثال «آشغال‌ها را بیرون ببر»، «لباس‌ها را بشور» و عباراتی از این دست.

وقتی مشکلی پیش می‌آید قرار نیست تمام مشکلات گذشته زندگی خود را از ابتدا تا کنون دوباره مرور کنید، زیرا این‌کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.
بد نیست که درخواست‌هایمان یک کلمه لطفا نیز استفاده کنیم، زیرا هیچ یک از ما از دیگری طلبکار نیستیم. در ضمن از راه‌های گوناگون و از طریق کلامی نیز به همسرتان نشان دهید که او را دوست دارید و شیرینی و دوام این رابطه برایتان اهمیت دارد. حتی وقتی از دست او دلخورید نیز کمی نرمی می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند. کمی تواضع و احترام به طرف مقابل موجب می‌شود که او تمایل پیدا کند تا شما را نیز راضی نگاه دارد.

منبع: برگرفته از جام جم؛ داوودی

ازت راضیم با تمام اختلافاتمان!

داشتن برخی ویژگی‌ها می‌تواند زندگی کنار هر همسری اعم از خوش اخلاق و بداخلاق را شیرین کند. برخی ویزگی‌ها مثل رضایت…..

رضایت، به معنای خوشنودی است و اصل این ماده، به موافقت آدمی به آنچه با آن مواجه است دلالت دارد. رضا در اصطلاح نیز دارای معنایی عرفانی است و عبارت است از ترک اعتراض به مقدرات الهیه در باطن و ظاهر قولا و فعلا به گونه‌ای که بنده مقامی بیشتر از آنچه خدا قرار داده طلب نکند که این خود، بالاترین درجه تکامل است. گاهی واژه رضا به صورت رضایت مورد استفاده قرار می‌گیرد. واژه رضا و رضایت، به غیر از معانی عرفانی که برای آن بیان شد، در زندگی روزمره ما بسیار کاربردی است. همواره ما با کلماتی مانند رضایت از زندگی، رضایت از کار، رضایت از همسر، رضایت از فرزند و امثال این واژه‌ها رو به رو هستیم. این بدان معنی است که اگر کسی به رضایت در هر کدام از موارد ذکر شده دست پیدا کند، قطعا از وضعیتی که در آن به سر می‌برد، خشنود است و این مسئله باعث رضایت او گشته است. تمام انسان‌ها تمایل دارند به حدی از خشنودی در زندگی خود برسند تا بتوانند عنوان کنند از زندگی خود راضی هستند. یکی از پایه‌ها و ارکان اصلی رضایت از زندگی، رضایت از زندگی زناشویی است که می‌تواند جنبه‌های بسیاری از خشنودی و رضایت را در عرصه‌های دیگر زندگی به همراه داشته باشد. برای رسیدن به رضایت در زندگی زناشویی باید یک سری از اصول مورد توجه ویژه قرار گیرد:

۱) برقراری رابطه دوستانه

ابراز علاقه میان همسران، باعث افزایش صمیمیت و افزایش صمیمیت، باعث استحکام روابط میان زوجین می‌گردد. این ابراز علاقه می‌تواند زبانی و یا بدنی باشد پس سعی کنید احساساتتان را از یکدیگر مخفی نکنید.

۲) طرز تفکر و احترام به عقاید یکدیگر

در رابطه زوجین برای افزایش رضایت از زندگی طرفین، باید سعی نمایند به عقاید و طرز تفکر طرف مقابل خود احترام بگذارند حتی اگر با آن مخالفند.

۳) عقاید مذهبی

عقاید مذهبی در سعادت کانون خانواده اهمیت دارد و اگر اعتقادات و نگرش‌های زن و شوهر با یکدیگر متفاوت باشد، می‌تواند زندگی آنها را تحت الشعاع قرار دهد پس در هنگام ازدواج این نکنه بسیار مهم را مد نظر داشته باشید.

۴) اختلاف طبقاتی

اگر زن و شوهر از لحاظ طبقاتی و سطح زندگی با یکدیگر اختلاف فاحش داشته باشند، خود این مسئله می‌تواند عامای برای بروز اختلاف گردد.

۵) توافق و طرز فکر هماهنگ درباره امور جنسی

روابط جنسی، یکی از اموری که در درجه اول اهمیت در زندگی زناشویی است و یکی از مهمترین عللی است که باعث خشنودی و رضایت از از زناشویی می‌شود. اگر این امور، مورد بی‌توجهی قرار گیرد، می‌تواند منجر به بروز اختلاف و کشمکش شوند.

۶) برقراری ارتباط موثر

این که زوجین بتوانند در کنار یکدیگر بنشینند و صادقانه با یکدیگر صحبت کنند و مسائل و مشکلات خود را با یکدیگر در میان بگذارند، می‌تواند از بروز بسیاری از سوء تفاهم‌ها جلوگیری نماید.

۷) تعهد

تعهد به زندگی مشترک و رعایت حریم‌های خانوادگی و پایبندی به همسر، از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا می‌تواند باعث افزایش امنیت روانی و اعتماد آنها به یکدیگر گردد.

۸) فرزندان

دیده شده در بعضی از اوقات، با ورود فرزند به خانواده، به نوعی میزان رضایت زناشویی کاهش می‌یابد. این مسئله علل مختلفی دارد که زوجین قبل از فرزندآوری، باید تمهیدات لازم را برای جلوگیری از بروز این مشکل بیندیشند.

۹ ) امور اقتصادی

در جامعه امروز که مشکلات اقتصادی، رشد روزافزونی داشته است، یکی از مسایلی که می‌تواند رضایت از زندگی زناشویی را کاهش دهد، همین مشکلات اقتصادی است پس با کمی صبر، قناعت و کم کردن توقعات می‌توان بر این مشکل نیز فائق آمد.

۱۰) سن ازدواج

صرف نظر از این که چه سنی برای ازدواج مناسب است، تحقیقات نشان داده است که هر چه سن ازدواج پایین‌تر باشد، احتمال از هم گسیختگی خانواده بیشتر است. پس توجه به این نکته که زوجین به بلوغ فکری و جسمی مناسب برای ازدواج رسیده باشند، بسیار مهم و حائز اهمیت است. و مهمترین عاملی که می‌تواند موجب رضایت از زندگی زناشویی و به طبع آن رضایت از زندگی شود، توجه به همان معنای عرفانی رضا است. اگر ما به این باور برسیم که آنچه خدا برایمان مقدر نموده، بهترین است و راضی باشیم به آنچه که خداوند در سرنوشت ما رقم زده است، به نوعی به رضایت در تمام ابعاد زندگی خواهیم رسید. این روش را ما در سیره پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) هم مشاهده می‌نماییم. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بارها از سوی بعضی از همسرانشان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند ولی هیچ گاه تصمیم به جدایی از همسرانشان نگرفتند زیرا پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در رضای الهی ذوب بودند و با همان حسن خلق و روش نیکو با آنها برخورد نمودند که با سایر همسرانشان رفتار می‌کردند و همچنین امام حسن(علیه السلام) و امام جواد(علیه السلام) که در کنار کسانی می‌زیسنتد که باعث شهادت آن حضرات شدند، ولی هیچ اعتراضی نسبت به مقدرات خداوند از ایشان دیده نشده است. البته رسیدن به مقامات این جنابان، برای ما قابل وصول نیست ولی سرمشق و الگو قرار دادن آنها، به بهتر زیستن در زندگی خانوادگی و شخصی ما کمک شایانی می‌نماید.

امام مهربانی‌ها، امام رضا(علیه السلام) درباره ی اهمیت ارتباط خوب با خانواده همسر چنین فرموده‌اند: در قیامت آن کس به من نزدیکتر است که در دنیا، خوش اخلاق و نسبت به خانواده ی خود، نیکوخوتر باشد.( مسند الامام الرضا، ۲۹۷/۱)

صبر و خوش خلقی در خانواده و تحمل سختی‌ها، می‌تواند زندگی دیگرمان را تضمین کند، از این فرصت استفاده کنیم.

مرضیه ولی حصاری

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان

زندگی زناشویی بدون فرزند

این مقاله، نکوهشی برای کسانی که نمی‌توانند بچه دار شوند نیست، بلکه هدف، کسانی هستند که می‌توانند بچه‌دار شوند اما جلوگیری می‌کنند. یا به عبارتی از قوه‌ای که در وجودشان است، بهره نمی‌گیرند و همیشه همین بوده، کسانی که از فرصت‌هایشان استفاده نمی‌کنند، در آینده پشیمان خواهند شد. و اما کسانی که مثل شما نمی‌توانند بچه دار شوند، اصلا شامل این پشیمانی نمی‌شوند بلکه اگر غصه این موضوع را داشته باشند، در آینده پشیمان خواهند بود، چرا که قرار نیست همه در این دنیا مثل هم زندگی کنند و اصلا بچه‌دار شدن یا نشدن، ملاک برتری نیست. بلکه کسانی نسبت به دیگران برتری دارند که از همه فرصت‌های زندگی استفاده کنند.

اگـر ادعا کنیم که ازدواج‌ها به جهت بقای نسل انجام می‌شود و زن و مردی که این پیمان مقدس را امـضـا مـی‌کـنـنـد وسیله‌ای هستند برای پیدایش انسان‌های بعدی ـ انسان‌هایی که تدریجا رو به تکامل می‌روند و به مراحل عالی انسانیت نایل می‌شوند ـ سخنی به گزاف نگفته‌ایم. خانواده‌های کم فرزند و بی‌فرزند، از گرمی ونشاط، کم بهره هستند. حتی خانواده‌های بی‌فرزند، از وضع طبیعی خارج شده اند. زنـان ومـردانی که به سن پیری رسیده‌اند و هیاهو و جیغ و فریاد کودکان، آرامش زندگی آنها را بر هم نزده است، انسان‌های پژمرده، بدبین، عصبانی و ناکام به نظر می‌رسند.

ما رمز خلقت را نشناخته‌ایم

قوانین آفرینش، اقتضا می‌کند که محیط خانواده را فرزندان بازیگوش و پرسروصدا و فضول، تنوع بخشند. جـالـب ایـن جـاسـت کـه بـر خلاف تصور بسیاری از پدران و مادران، بچه‌های ساکت و خاموش و سربه راه، چندان طبیعی و عادی نیستند و نمی‌توان برای آنها آینده‌ای درخشان پیش بینی کرد.

در روایـات اسـلامـی آمـده اسـت که: مستحب است کودکان را به بازی و سرگرمی‌های بچه گانه واداشت تا در بزرگی بردبار باشند.

این حقایق را نمی‌توان نادیده گرفت

قـوانـیـن دقـیـق خلقت را نمی‌توان از نو نوشت و به تصویب قوه‌های مقننه رسانید و با سرنیزه و ارعاب، به کار بست. سعادت و سلامت و اعتدال انسان‌ها، ایجاب می‌کند که این قوانین را کشف و از آنها پیروی کنیم. فـرار از مسئولیت‌های خانوادگی و تربیت اولاد، دهن‌کجی به قوانین خلقت است، از این رو از امام هـادی(علیه السلام) نقل شده است که «انگشتری نقره‌ای را با نگین فیروزه تهیه کنید و بر روی آن بنویسید رب لاتذرنی فردا و انت خیرالوارثین، پروردگارا مرا تنها مگذار. تو بهترین وارثانی».

این جمله، قسمتی از آیه ۸۹ سوره انبیا در قرآن کریم است و از زبان یکی از پیامبران(حضرت زکریا علیه السلام) نقل شده است و به خوبی ثابت می‌کند که سعادت خانواده، با وجود فرزند بهتر تامین می‌شود.

وجود فرزند، ضامن کوشش و تلاش انسان است

اگـر فرزند نباشد، انسان به خصوص در اواخر عمر، به چه امیدی به کوشش و تلاش بپردازد؟ چرا زحـمـت بـکشد و رنج برد و خواب خوش و شیرین را برخود حرام سازد؟ برای رفاه فرزندان است که انسان تا آخرین نفس، کار می‌کند و به عمران و آبادی و ترقی مملکت کمک می‌کند. اگـر فرزند و علاقه سرشار والدین به او نبود، این همه کوشش‌های پی‌گیر و خستگی ناپذیر معنی نداشت. دیـن کـه بـا نـاموس خلقت و سرشت آدمی هماهنگی کامل دارد، بر همین موضوع تاکید کرده و محبت به فرزند را یکی از کارهای پسندیده اعلام داشته است

علی(علیه السلام) فرمود: کسی که فرزند خود را ببوسد، برای او پاداشی نیکوست. برنامه دین، به این منظور تنظیم شده است که انسان با خداوند بزرگ، رابطه بندگی داشته باشد و آنـی ازیاد او غافل نشود، ولی اجرای این برنامه، تنها به تسبیح و سجاده و دلق نیست، بلکه خدمت به خلق نیز قسمتی از این برنامه را تشکیل می‌دهد. ایـن جـاسـت کـه مـی‌بینیم از نظر آیین اسلام، محبت به فرزند و کوشش و کار برای رفاه خانواده خدمت و نوازش، از اهم کارهای دینی به شمار آمده است.

پـیـامـبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به بازار برود و هدیه‌ای خریداری کند و برای خانواده خود ببرد، مانند کسی است که برای گروهی نیازمند، صدقه‌ای برده باشد. او باید در موقع هدیه، دختران را بر پسران مقدم دارد، زیرا کسی که دختری را شاد گرداند، گویی یکی از اولاد حضرت اسماعیل را از بردگی آزاد ساخته است. بـرنـامـه فرزندداری که لازمه حیات و سعادت است، هنگامی تکمیل می‌شود که انسان، فرزندان خـود را بـی دریغ از محبت و احسان خود, برخوردار گرداند و از اعمال تبعیض و تخلف از وظایف انسانی، خودداری کند. پـیـامـبـر بـزرگ اسـلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فـرمـود: در نـیـکـی و مـحـبت، میان فرزندانتان به عدالت رفتارکنید، همان طوری که دوست می‌دارید که آنها نیز پس از بزرگ شدن، درباره شما به عدالت رفتار کنند.

منبع: پارسی طب

ازدواج سفید چیست؟

ازدواج، پدیده‌ای است که از دیرباز و از زمان پیدایش انسان بوده و تا امروز نیز ادامه داشته است. حالا بماند که در این دوره زمان، از یک طرف دیگر تمایلی برای ازدواج وجود ندارد و سن ازدواج در حال افزایش است و از طرف دیگر انواع و اقسام ازدواج‌ها به وجود آمده مثل «ازدواج موقت»، «ازدواج صوری»، و… و از طرفی میزان طلاق هم چه به صورت رسمی چه عاطفی افزایش پیدا کرده است.

منظور از «ازدواج سفید»، زندگی مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمی است. یعنی به گونه‌ای که زن و مرد بدون این که خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می‌روند. البته معمولا این اتفاق با آگاهی پدر و مادرها و خانواده هر دو طرف صورت می‌گیرد و آن دو مانند یک زن و شوهر با هم زندگی می‌کنند نه همخانه، دوستانه و… به علت این که جامعه ایران یک جامعه ایرانی-اسلامی است و چنین پدیده‌هایی در آن، به هیچ عنوان تعریف نشده به صورت مخفیانه انجام می‌شود. به همین منظور نیز آماری در خصوص تعداد این نوع ازدواج‌ها در دست نیست.

«ازدواج سفید» در کشورهای دیگر

آمارها نشان می‌دهد امروزه، زندگی بدون ازدواج، یکی از شیوه‌های رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوج‌ها حداقل پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. این در حالی است که تا پیش از ۱۹۷۰، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوج‌های ازدواج‌ نکرده‌ای که با یکدیگر زندگی کرده‌اند، از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحله‌ای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شده‌است.

دیگر کسی حاضر به امضای عقدنامه نیست

این طور که به نظر می‌رسد از جمله عواملی که می‌تواند جوان‌ها را به سمت این دست از ازدواج‌ها بکشاند مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنایی بیشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج می‌توانند دلایل زندگی مشترک بدون ازدواج باشند. همچنین هزینه بالای اجاره یا خرید مسکن و نبود تناسب دخل و خرج که در این دوره و زمانه بسیار برجسته‌است، می‌تواند دلایل دیگری باشد که موجب می‌شود کسی حاضر به امضای عقدنامه نباشد و زندگی بدون ازدواج یا ازدواج از نوع سفیدش را ترجیح بدهند.

علل گرایش به ازدواج سفید

دلیل اصلی ظهور پدیده ازدواج سپید را، نبود مسئولیت‌پذیری حداقل در یک طرف از رابطه است. مسئولیت‌پذیری و ریسک‌، فاکتوری اساسی برای زندگی محسوب می‌شود؛ چرا که در چنین روابطی، افراد، مسئولیت عملکرد خود را بر عهده نمی‌گیرند. چنین عاملی می‌تواند در تداوم زندگی مشترک تاثیر بسیار زیادی داشته باشد این در حالیست که اکنون فضای ازدواج، مناسب نیست و افراد به علت مشکلاتی مانند مسائل اقتصادی تمایل به ازدواج و رفتن زیر یک سقف را ندارند.

تبعات ازدواج سفید

فرزندان حاصل از چنین ازدواجی، بیشترین لطمه را متحمل می‌شود، چرا که چنین ازدواجی ثبت نمی‌شود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. بارداری‌های ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی، از تبعات دیگر ازدواج سپبد است. چنین رابطه‌ای موجب کاهش فرزندآوری می‌شود، علاوه بر آن، سطح زندگی افراد تغییر می‌کند و خلاء روانی برای دختر را در پی دارد و ممکن است حتی شانس مادر شدن او را کاهش دهد و حتی به آسیب‌هایی مانند اعتیاد سوق پیدا کنند، این در حالیست که مردان، در صورت ترک چنین رابطه‌ای، کمتر آسیب می‌بینند.

در چنین ازدواج‌هایی، امکان دارد که یکی از طرفین هر لحظه نسبت به ادامه این رابطه اظهار بی‌میلی کند و این امر، موجب وارد شدن صدمات روحی قابل توجهی به طرف مقابل به ویژه زنان می‌شود چرا که آنان بر حسب طبیعت خود، دوست دارند روی فردی سرمایه‌گذاری عاطفی کنند که این فرد از ارزش لازم برخوردار باشد. از لحاظ جنبه حقوقی، ازدواج سفید از نظر قانونی جرم است. از نظر شرعی نیز گناه محسوب می‌شود و همواره فرد با نوعی ترس و نگرانی از عواقب چنین رابطه‌ای دست و پنجه نرم می‌کند. این در حالیست که اگر این روابط ثبت شود، امکان اثبات متعلق بودن فرزند به پدر وجود دارد.

این رابطه نه از سوی خانواده و نه نهادهای اجتماعی پذیرفته نمی‌شود. بنابراین می‌تواند آسیب‌های زیادی را به همراه داشته باشد. هر چند که ممکن است ارضای عاطفی و جنسی و سرنوشت یکسان اقتصادی به دنبال داشته باشد،‌ اما به محض آشکار شدن، مردم با آن مخالفت می‌کنند و حمایت‌های اجتماعی از زوجین برداشته می‌شود. چرا که این پیوند از نظر حقوقی و قانونی هیچ جایگاهی ندارد. در این شرایط به نظر می‌آید لازم است از سویی با فراهم کردن زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی و از سوی دیگر با فرهنگ‌سازی و تشویق جوانان به ازدواج دائم، از میزان تمایل آنان به روابطی مانند ازدواج سفید کاست و جامعه را از عوارض چنین پیوندهایی، مصون نگه داشت.

منبع: آسمونی

نکات کاربردی درباره دوران عقد

دوران عقد برهه خاصی است که پتانسیل تنش و اختلاف دارد

دوران عقد برهه خاصی است که پتانسیل تنش و اختلاف دارد، اما رعایت چند نکته میتواند تنش ها رو به حداقل برساند و آن را به یاد ماندنی کند.
گاهی اوقات عقد به عنوان شیرین‌ترین دوره زندگی به دلیل فقدان آگاهی و مهارت لازم، به تلخ‌ترین دوره زندگی تبدیل می‌شود. نتایج پژوهش کیفی میان همسران یکی از شهرهای بزرگ کشور از زوایای متفاوت نشان داد، شناخت عمیق و دقیق مشکلات این دوران و رفع و پیشگیری از بروز آن‌ها می‌‏تواند در بهره‌مندشدن از دوران عقدی شیرین و به‌یادماندنی‌ کمک بزرگی باشد.

بر اساس نتیجه مصاحبه‌های عمیق این مطالعه با همسران، بیشترآنان با توجه به مشکلات ریز و درشت در این دوران «تلخ‌کامی دوران عقد» را تجربه می‌کنند و اذعان دارند که دوران پس از عروسی رضایت بیشتری از زندگی زناشویی‌شان داشته‌اند، البته بی‌تردید با توجه به افزایش مشکلات تجربه‌شده همسران، این تلخ‌کامی نیز دارای سطح‌بندی است. تجارب نامطلوب می‌تواند در روابط همسران در دوران عقد تاثیر بگذارد. هر یک از زن و شوهر با تاریخچه زندگی قبلی خود، وارد زندگی زناشویی می‌‏شوند. تمامی تجربه‌های پیشین بر روند تصمیم‏گیری و رفتار همسران با یکدیگر و اطرافیان اثر خواهد گذاشت؛ همان کد کلیدی که همسران لازم است به یاد داشته باشند و اقدامات مقتضی را برای کمرنگ‌تر کردن اثر این کد انجام دهند. گاه خودآگاهی نسبت به این تجربه‌ها و اثرات آن در این دوران به‌تنهایی می‌تواند اثر این کد را کاهش دهد.

عقد و شرع
مردم به محض اینکه متوجه عقد کردن شما بشوند، قطعاً سفره دلشان بی‌جا باز خواهد شد و برایتان منبرخواهند رفت که چنین رفتار کن و چنان رفتار نکن! در نظر داشته باشید که به جای مطرح‌کردن مشکلات یا بررسی‌های‌تان و به منظور درک و شناخت بیشتر از طرف مقابل، بهتر است راه مشاوره خانواده را در پیش بگیرید یا لااقل به افرادی که در این زمینه تجربه همراه با معلومات دارند، مراجعه کنید.

از مهم‌ترین بایدهای دوران عقد، باهم بودن در این دوران است. باهم بودن اصلاً به معنی داشتن رابطه جنسی نیست؛ باهم بودن حتی اگر یک باهم بودن خصوصی باشد، صرفاً باید برای شناخت جنبه‌هایی از فرد مقابل است که شاید برای یکی از طرفین ناشناخته باشد یا دوست داشته باشند راجع به آن با یکدیگر صحبت کنند.
در همین شرایط است که طرفین می‌توانند تا حد زیادی از سلامت روحی و روانی یکدیگر مطلع شوند، اما اگر قرار باشد در طول دوران عقد، پسر و دختر اصلاً همدیگر را نبینند و حتی یک شب در کنار هم نخوابند، چطور خواهند توانست پرده حیای فی‌مابینشان را از میان برداشته و یکدیگر را از نظر سلامت جسمی و جنسی محک بزنند؟
از طرف دیگر در این دوران باید مراقبت‌های زیادی از هر دو طرف دختر و پسر صورت بگیرد تا این شناخت‌ها منجر به جلو رفتن در این مقوله و عدم کنترل غریزه جنسی نشود.
از دیگر بایدهای دوران عقد، سنجش همه‌جانبه رفتاری فرد مقابل و خانواده‌اش است. شاید شما هم شنیده باشید که برخی معتقدند ازدواج به مثابه یک هندوانه سربسته است، اما قانع‌کننده‌ترین پاسخ تدافعی نسبت به این جمله، همین دوران عقد است.
شما در دوران عقد می‌توانید با همسرتان یک زندگی کوتاه‌مدت در حد چند ماه داشته باشید و همه‌جوره وی را بشناسید. به همین لحاظ هندوانه سربسته شما هیچ‌گاه سفید از آب در نخواهد آمد؛ چه بسا با تشخیص به موقع روحیات و خصوصیات همسر آینده‌تان، یک هندوانه کاملاً خوش‌رنگ نصیبتان شود. فقط کافی است دقت داشته باشید.

بی‌اهمیتی به کمک‌های خاله‌خان‌باجی‌ها
گاهی اوقات عقد به عنوان شیرین‌ترین دوره زندگی به دلیل فقدان آگاهی و مهارت لازم، به تلخ‌ترین دوره زندگی تبدیل می‌شود. نتایج پژوهش کیفی میان همسران یکی از شهرهای بزرگ کشور از زوایای متفاوت نشان داد، شناخت عمیق و دقیق مشکلات این دوران و رفع و پیشگیری از بروز آن‌ها می‌‏تواند در بهره‌مندشدن از دوران عقدی شیرین و به‌یادماندنی‌ کمک بزرگی باشد.

مردم به محض اینکه متوجه عقد کردن شما بشوند، قطعاً سفره دلشان بی‌جا باز خواهد شد و برایتان منبرخواهند رفت که چنین رفتار کن و چنان رفتار نکن! در نظر داشته باشید که به جای مطرح‌کردن مشکلات یا بررسی‌های‌تان و به منظور درک و شناخت بیشتر از طرف مقابل، بهتر است راه مشاوره خانواده را در پیش بگیرید یا لااقل به افرادی که در این زمینه تجربه همراه با معلومات دارند، مراجعه کنید.
شنیدن حرف‌های خاله‌خان‌باجی‌ها نه تنها راه‌حل منطقی و معقولی به شما نمی‌دهد، بلکه ممکن است با یک طناب پوسیده به چاه بیفتید و در همان آستانه تأهل، کارتان به ناکجاآباد برسد و ساز عدم تفاهم بردارید.
از سوی دیگر ممکن است با جملات بی‌دلیل امیدوارکننده هر یک از این مشاوران بدون تخصص و ناآگاه، گمان کنید که سنخیتی با فرد مقابل ندارید و همه چیز را خاتمه یافته ببینید.

برای هم و برای زندگی وقت بگذارید
دوران عقد متشکل از همین روزهایی است که شما به دانشگاه یا محل کار می‌روید. یکی از همین روزهایی است که شما برای دیدن نامزدتان باید مسیری را طی کنید و در ترافیک و شلوغی‌های شهر معطل شوید، اما این دلایل همیشگی نباید اختلالی در وقت گذاشتن شما برای یکدیگر ایجاد کند.
به‌خاطر داشته باشید که شما باید در دوران عقد همدیگر را بشناسید و این میسر نخواهد شد مگراینکه شما برای هم وقت بگذارید و کار و تحصیل و راه دور را بهانه باهم بودن و سپری کردن اوقات شناخت در کنار هم نکنید.
قرار نیست وقت شما کش بیاید و زیاد بشود، اما می‌توانید با مرخصی‌های ساعتی یا قرارهایی نزدیک دانشگاه و محل کار، فرصتی خالی کنید و به این ترتیب زمانی را برای شناخت همدیگر اختصاص بدهید.
تصور نکنید که برای شناخت از هم حتماً باید به دربند یا درکه یا فلان جای دیدنی بروید. شناخت را در لحظه‌های قدم‌‌زدن و گفتگوهای در حین سوار شدن به ماشین یا مترو و … غنیمت بشمارید.
نامزد یا به قولی همسر آینده‌تان را به زیر ذره‌بین زندگی و شناخت ببرید و چه کسی است که در همه امور دقت نظر داشته باشد و وقت صرف کند، اما به نتیجه مطلوب دست نیابد!؟

منبع: تبیان

تصمیم نهایی برای جدایی

آیا باید طلاق بگیرید؟ این سۆالی است که اگر زندگی‌تان به بن بست رسیده باشد ممکن است از خودتان بپرسید. پرسشی که پاسخ به آن چندان هم راحت و روشن نیست.

اگر به مرحله‌ای رسیده‌اید که احساس می‌کنید ماندن در رابطه زناشویی هر روز مشکلات و مسائل حادی به همراه دارد گزینه طلاق یکی از اولین چیزهایی است که به آن فکر خواهید کرد. اما یادتان باشد که تصمیم‌های احساسی معمولاً نتایج خوبی در پی ندارند. و اگر فقط با احساساتتان تصمیم بگیرید شاید خیلی زود پشیمان شوید.

مشاوران و متخصصان خانواده بیشترین راهنمایی را می‌توانند به شما بکنند. اگر تصمیم‌گیری برایتان سخت است از این مشاوران کمک بگیرید. آنها با شنیدن مسائل و مشکلات شما می‌توانند به نکاتی پی ببرند که ممکن است خودتان آنها را در رابطه زناشویی‌تان نادیده گرفته باشید و یا متوجه آن نشده باشید.

نباید توقع داشته باشید که آنها به شما بگویند زندگی‌تان را ادامه بدهید و یا از همسرتان جدا شوید. آنها فقط می‌توانند شما را راهنمایی کنند تا تصمیم درست را بگیرید. شما فقط زندگی خودتان و اطرافیانتان را می‌بینید اما مشاوران با بررسی چندین مورد مشابه شما می‌توانند نتایج تصمیمی که می‌گیرید را هشدار بدهند و آنها را در اختیارتان قرار بدهند.

ماندن یا ترک زندگی، خواندن سرگذشت زندگی دیگران نیست بلکه خود زندگی است. شما درون یک رابطه قرار دارید، آنچه از سر گذرانده‌اید و آنچه در پیش رو دارید همگی واقعی هستند و فقط خود شما هستید که با عمیق‌تر و دقیق‌تر نگاه کردن به آن می‌توانید درباره آن تصمیم بگیرید.

تصمیم به جدایی همان قدر مهم و جدی است که برای ازدواج یا بچه‌دارشدن تصمیم گرفته‌اید زیرا تمام آینده شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اما این نکته را فراموش نکنید که ابهام در ترک رابطه یا باقی ماندن در آن، زمانی به وجود می‌آید که هنوز گزینه‌های بهتری برای انتخاب وجود دارند. به همین دلیل است که شما نگران انتخابتان هستید. در مواردی که آزار جنسی، جسمی و روحی شدیدی وجود دارد، همسرتان اعتیاد سنگین به مواد مخدر پیدا کرده است و تهدید جدی‌ای برای زندگی شما و فرزندانتان به حساب می‌آید تصمیم‌گیری چندان سخت و پیچیده نیست. زیرا می‌بینید که همسر‌تان به هیچ وجه صلاحیت پدر یا مادر و همسری خوب بودن را ندارد.
اگر با کسانی که از همسرشان خیانت دیده‌اند و یا به شدت مورد آزار قرار گرفته‌اند صحبت کنید، آنها به شما خواهند گفت که از جدایی‌شان راضی‌اند و با این کار خودشان و زندگی‌شان را نجات داده‌اند. زندگی شما چقدر به نوع زندگی آنها نزدیک است؟

چگونه به تصمیم درست نزدیک شوم؟

اگر در گرفتن یک تصمیم قطعی برای ترک زندگی یا ادامه آن مانده‌اید، می‌توانید از این راهنمایی‌های کلی و پیشنهادی استفاده کنید. به این ۱۲ مسئله و نکته در زندگی زناشویی‌تان توجه کنید. اگر آنها را در زندگی‌تان لحاظ کردید و به نتیجه رسیدید می‌توانید راحت‌تر برای ماندن یا ترک رابطه تصمیم بگیرید:

۱ـ زود جدا نشوید: شما برای ازدواج وقت، انرژی، پول، امیدها و رویاهایتان را هزینه کردید. فقط کسانی از جدایی‌شان رضایت دارند و احساس گناه و خطا نمی‌کنند که مطمئن باشند تمام تلاششان را برای بهترکردن این رابطه کرده‌اند اما چیزی تغییر نکرد. پیش از تصمیم‌گیری سعی کنید همه انرژیتان را برای بهبود رابطه‌ای که درآن هستید بگذارید.

۲ـ فرزندانتان را در نظر بگیرید و تأثیر طلاق را بر زندگی آنها جدی بگیرید: کودک نوپا، بچه دبستانی و فرزندتان که از لحاظ عاطفی به پدر و مادرش وابسته است را نمی‌توانید قربانی تصمیم‌های خودخواهانه خودتان بکنید. تصمیم برای طلاق یا زندگی در شرایطی که به کودک آسیب‌های روانی وارد می‌شود بسیار حساس است. تغییر شرایط مالی، مکان زندگی و سبک زندگی برای کودک بسیار سخت است و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۳ـ اگر همسرتان اعتیاد دارد و یا خشونت طلب است از همه فرصت‌های درمانی و حمایت‌های اجتماعی و خانوادگی‌تان استفاده کنید. مثلاً اگر همسرتان اعتیاد دارد پیش از تصمیم به جدایی به مشاوره بروید. او را به مراکز ترک اعتیاد بفرستید. از روانپزشکان کمک بگیرید و از خانواده بخواهید تا او را برای حفظ زندگی ترغیب و تشویق کنند. اما اگر بعد از همه تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‎هایتان او رویه‌اش را تغییر نداد، گزینه جدایی، انتخاب خوبی است زیرا اگر فرزندانی هم داشته باشید آنها را از این بلای خانمانسوز دور نگه می‌دارید.

۴ـ تغییر کنید: چطور می‌توانید همسر بهتری باشید؟ در بیشتر مواقع لازم است کمی انعطاف پذیر باشید زمانی که خودتان را تغییر می‌دهید و عادت‌ها و تفکرات اشتباهتان را کنار می‌گذارید نتیجه‌اش را در تغییر رفتار همسرتان خواهید دید. گاهی شما تلاش می‌کنید با اجبار همسرتان را تغییر بدهید غافل از اینکه خودتان باید عوض شوید. این به این معنی نیست که همسرتان هیچ ایرادی ندارد. شاید ریشه مشکلات از او باشد اما زمانی که انعطاف پذیر باشید، او را نیز تغییر می‌دهید بدون اینکه مجبور به بحث و دعوا بر سر این موضوع شوید.

۵ ـ مشاوره بگیرید: اگر از آن دسته آدم هایی هستید که رفتن پیش یک مشاور خانواده را وقت تلف کردن یا پول دور ریختن می‌دانید، بسیار اشتباه می‌کنید. این طرز تفکر غلط را کنار بگذارید و مطمئن باشید کمی هزینه برای حفظ زندگی به شما ضرری نمی‌زند.

۶ـ همسرتان را پیش مشاور ببرید: او را تشویق کنید تا برای حل مشکلاتی که در رابطه به وجود آمده است با مشاور گفت و گو کند. شاید او مخالفت کند اما اگر ببیند شما برای جدایی جدی هستید و زندگیش را دوست داشته باشد، حتماً به پیشنهاد شما گوش خواهد داد. اگر او این پیشنهاد را نپذیرد و همچنان بر سر مواضعش باشد، تصمیم‌گیری را برای هر دوی شما سخت خواهد کرد.

۷ـ خودتان را امتحان کنید: پیش از جدایی با توافق همسرتان، مستقل زندگی کنید. آیا به او وابسته هستید؟ آیا در این مدت به آرامش رسیدید؟ آیا دلتان برایش تنگ می‌شود یا خوشحال هستید؟ آیا به تنهایی از پس زندگی برمی‌آیید؟ این روش به شما کمک می‌کند بیشتر و عمیق‌تر فکر کنید. مطمئن باشید به نتایج جالبی می‌رسید.

۸ ـ همسرتان را ارزیابی کنید: روی یک کاغذ خوبی‌ها و بدی‌های همسرتان را بنویسید. تجربه‌های مثبت و منفی‌ای که در این زندگی به دست آوردید را نیز فهرست کنید. هر روز به این ویژگی‌ها چیزی اضافه کنید. از همسرتان نیز بخواهید همین کار را بکند. فهرست هایتان را باهم مقایسه کنید. چه می‌بینید؟ امید برای بهبود زندگی یا نتایجی تأسف‌بار؟

۹ـ ناامیدانه رفتار نکنید: ممکن است به خاطر افسردگی و فشاری که در زندگی تحمل کرده‌اید، نتوانید برای ادامه زندگی قدمی بردارید و تلاشی بکنید. وضعیت روحی‌تان را بررسی کنید آیا روزها خوشحال هستید. آیا فرزندانتان را دوست دارید؟ آیا به خودتان اهمیت می‌دهید. پاسخ هر کدام از اینها اگر نه باشد به این معنی است که از لحاظ روحی ضعیف شده‌اید. ممکن است این حالت مانع تحرک و تلاش شما برای بهبود وضعیت رابطه‌تان باشد. اگر این چنین است به فکر درمان باشید.

۱۰ـ عشق را رها نکنید: علاقه می‌تواند مشکل گشای شما باشد. اگر می‌بینید هنوز هم همسرتان را دوست دارید و نگاه دلسوزانه‌ای به زندگی دارید می‌توانید برای بهبود رابطه امیدوار باشد. اما نفرت دریچه‌های قلب و فکر شما را برای مسالمت و همزیستی همدلانه با همسرتان مسدود خواهد کرد. اگر همسرتان رفتاری دارد که شما را آزار می‌دهد اما باز هم در درون وجودتان بارقه‌های محبت را می‌بینید برای زندگی تلاش کنید و تصمیم برای طلاق را عقب بیندازید.

۱۱ـ برای همسرتان نامه بنویسید: اگر نمی‌توانید احساساتتان را بیان کنید آنها را در نامه‌ای برای همسرتان شرح بدهید. زن و شوهرهای زیادی هستند که مشکلات، افکار و احساساتشان را برای یکدیگر می‌نویسند و از آن نتیجه می‌گیرند. این روش نه قدیمی و نه بی‌فایده است. گزینه‌ای است که شاید همسرتان از آن خوشش بیاید.

۱۲ـ آخرین راه: اگر همه تلاشتان را در مدت زمانی حداقل یک ساله کردید و همسرتان هیچ تغییری نکرد و زندگی‌تان سخت‌تر شد تصمیم برای جدایی چندان غیرمعقول نخواهد بود. در هر صورت، این زندگی شماست که از این رابطه آسیب می‌بیند و خودخواهانه نیست اگر نمی‌خواهید اجازه بدهید کسی آن را با فشارهای روانی، آسیب‌های روحی و عاطفی و جسمی خراب کند.

اگر شما زوج محترم، تصمیم به جدایی گرفته‌اید و فکر می‌کنید وقت طلاق رسیده، بهتر است این مقاله را دوباره مرور کنید.

بخش خانواده ایرانی تبیان؛ فرآوری: نسرین صفری

نقش حسن‌ ظن در روابط زناشویی

از دستورات دینی که فراوان بر آن تأکید شده، این است که افراد جامعه اسلامی باید به دیگران گمان بد نبرند و همان گونه که به خود خوش‌گمان هستند، به دیگر مؤمنان نیز خوش‌گمان باشند. نکته مهم در این است که اسلام تنها بدرفتاری با دیگران را مذمّت نکرده؛ بلکه مسلمانان را از فکر بد درباره ی یکدیگر باز داشته و به آنان اجازه ی سوء ظن نیز نداده است.
حسن ظن به عنوان یک دستور اخلاقی در خانواده و روابط میان همسران، اهمیت بیشتری دارد و لازم است همسران از هر گونه گمان بد به یکدیگر بپرهیزند تا زمینه ی آرامش و سازگاری آنان هر چه بیشتر فراهم شود. برای داشتن گمان نیکو به دیگران، لازم است عوامل آن را بشناسیم که اینک به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم:

عوامل و ریشه‌های خوش‌گمانی
شناخت اسباب و عواملی که باعث پیدایش حسن ظن می‌شود، تأثیر فراوانی در رشد اخلاق پسندیده دارد و برای تحکیم و تعالی معنویّت خانواده ضروری است. دستیابی به ریشه‌ها در روند پیشگیری و درمان اختلافات نقش مؤثری ایفا می‌کند و اجازه نمی‌دهد ریشه‌های سالم دچار آسیب شود و جای خود را به بد گمانی بسپارد. در این قسمت عوامل مهم حسن ظن را بررسی می‌کنیم:

أ. شناخت دوست و دشمن
زندگی مشترک همسران بر اساس زمینه‌ها و تحقیقاتی که پیش از ازدواج انجام می‌گیرد، برای تحقق یک زندگی دوستانه در کنار اهداف مقدّس دیگر است و زن و شوهر در پیدا کردن شریک زندگی پش از هر چیز به این می‌اندیشند که دوستی بیابند. پسر از میان دختران کسی را برگزیند که با شوهر خود قبل از آن که همسر باشد، همدلی کند. دختر نیز از میان پسران خواهان ازدواج با پسری است که برای خود یک زندگی دوستانه با او را تصویر می‌کند؛ بنابراین این دوستی را نباید با گمان بد متزلزل کرد؛ چرا که تزلزل خواسته دشمن است. باید به این نکته توجه داشته باشیم که گمان بد در زندگی مشترک، ندای شیطان است که بزرگ‌ترین دشمن روابط دوستانه به شمار می‌رود.
مرحوم ملا احمد نراقی می‌فرماید: گمان بد، چیزی است که شیطان القا می‌کند و به دل انسان می‌اندازد. آنچه را که آدمی گمان برده است، همان است که شیطان خبر داده، و گرنه انسان نه آن را دیده و نه شنیده است. خداوند می‌فرماید: اگر فاسقی برای تو خبر آورد، به گفته او تکیه نکن، و شیطان از هر فاسقی فاسق‌تر است. (۱)
گاهی انسان بر اثر زینت‌های شیاطین، آن قدر فریب می‌خورد که از گمان خود راضی می‌شود. در این هنگام او خود را زرنگ‌تر و باهوش‌تر از دیگران می‌پندارد و برای گمان بد خود توجیهاتی می‌کند و به دلیل‌های نادرست و نپذیرفتنی استدلال می‌کند. این نیز خود نیرنگ شیطانی است. کسی که می‌داند شیطان دشمن است، تا گواه قطعی بر امر مکروهی وجود نداشته باشد، نباید به همسر خود بدبین شود و آثار بدبینی را آشکار سازد.

ب. هم نشینی با خوبان
یکی از عوامل خوش‌گمانی، هم نشینی با خوبان است. هم نشینی از دو جهت تأثیرگذار است: یکی از آن جهت که انسان با هر کس نشست و برخاست کند، منش او را به خود می‌گیرد. همان گونه که حضرت علی (علیه السّلام) فرمودند:
مجالسه الاشرار تورث سوء الظّنّ بالاخیار و مجالسه الاخیار تلحق الاشرار بالاخیار؛ (۲) هم نشینی با بدان باعث بدگمانی به خوبان می‌شود و هم نشینی با خوبان، بدان را خوب می‌گرداند.
بنابراین طبق این قاعده چنانچه فردی با خوبان بنشیند افکار نیکو به ذهنش راه می‌یابد. جهت دوّم آن است که هم نشینی با خوبان، باعث حسن ظنّ دیگران، و هم نشینی با بدان، باعث سوء ظنّ دیگران می‌شود. به همین دلیل سفارش شده است زمینه‌های مثبتی برای قضاوت دیگران ایجاد کنید و از فضاسازی منفی و ایجاد زمینه‌های اتّهام بپرهیزید. حضرت علی (علیه السّلام) فرمود:
مَن وَضَعَ نَفسَهُ مواضع التّهمه فلا یلومنَّ مَن اَساءَ الظّنّ به؛ (۳) کسی که خود را در موضع تهمت قرار دهد، نباید کسی را که به او گمان بد برده است، نکوهش کند.

ج. ثبات شخصیّت و اعتماد به نفس
کسانی که شخصیتی محکمی دارند، به خود متّکی و عموماً نفوذناپذیرند. اینان به زودی تحت تأثیر دیگران قرار نمی‌گیرند و تنها با دلیل قطعی می‌توان باور آنان را تغییر داد؛ ولی انسان‌های متزلزل تحت تأثیر شایعه‌ها و غرض‌ورزی‌هایی قرار می‌گیرند که بعضی برای بر هم ریختن زندگی دیگران بدان دامن می‌زنند، و همین امر به ناسازگاری آنان می‌انجامد. چنین کسانی به دلیل بی‌ثباتی در شخصیت، مورد نکوهش قرار گرفته اند. قرآن کریم خطاب به اینان می‌فرماید: «لولا اذ سمعتموه ظنّ المومنین و المومنات بانفسهم خیرا». (۴)
انسان نباید به گونه‌ای ضعیف و متزلزل باشد که با شنیدن شایعه گمان بد ببرد؛ بلکه باید در برابر آن‌ها ایستاد تا دروغ بودنشان آشکار شود؛ بنابراین انسان‌های پر صلابت همیشه بستری مناسب برای خوش‌گمانی را ایجاد می‌کنند و از گمان‌های زشت می‌پرهیزند.

د. انتظارات بجا
رفتارهایی که دیگران از خود بروز می‌دهند و نقش‌هایی که ایفا می‌کنند، در صورتی مثبت ارزیابی می‌شوند و گمان نیک بر آن برده می‌شود که با انتظارات همخوان باشد. این گونه نیست که رفتارها و نقش‌ها برای هم یکسان ارزیابی شود و همه با یک نوع نگاه بدان بنگرند. کسی که از دیگری و انتظارات بی‌جایی دارد، چنانچه انتظاراتش برآورده نشود و برخلاف خواسته‌اش چیزی ببیند، به بدگمانی دچار می‌شود. این عوامل می‌توانند سبب ایجاد بدگمانی باشند: انتظار احترام بی‌چون و چرا از دیگران، رسیدن به هدف‌های تعیین شده بدون آماده شدن اسباب و زمینه ها، درخواست خوش رفتاری و مهربانی از سوی همه افراد، انجام دادن کارهای دل خواه بی‌توجه به توانایی‌ها و انگیزه‌های دیگران و … . به همین جهت، تعدیل در مطالبات و انتظارات می‌تواند زمینه خوش‌گمانی را فراهم سازد.
پس از بررسی عوامل، در این قسمت از بحث خوش‌گمانی، به گوشه‌ای از آثار و برکات حسن ظن می‌پردازیم:

آثار حسن ظن

أ. آسایش
فردی که به دیگران خوش‌گمان است و رفتارهای سؤال‌برانگیز آنان را توجیه می‌کند، مهم‌ترین دست آورد را برای خود کسب می‌کند و آن این که آسوده‌خاطر بوده و از افکار منفی که آسایش او را مختل می‌کند، به دور خواهد بود. در مقابل، فرد بدگمان چون همواره منفی‌نگر است و جنبه ی نامطلوب رفتار دیگران را می‌پذیرد، آرامش و آسایش خود را از دست می‌دهد و همیشه پریشان خاطر، مضطرب و نگران خواهد بود. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حسن ظن را تخفیف‌دهنده ی همّ و غم دانسته است و می‌فرماید: «حسن الظن یخفّف الهم». (۵) و آن را مایه ی راحتی دل معرفی کرده و فرموده اند: «حسن الظن راحه القلب»؛ (۶) این نکته روشن است که اولین گامی که در جهت نیل به آرامش در خانواده مؤثر است، دوری از نگرانی است که یکی از راه‌های کسب آن، حسن ظنّ به همسر می‌باشد.

ب. پرهیز از تجسّس، غیبت و …
هنگامی که فرد رفتار سؤال برانگیز دیگری را توجیه می‌کند، از آن رو که به او بدبین نیست، درصدد تجسّس امور وی نیز بر نمی‌آید و به این ترتیب زمینه را برای بروز ناهنجاری‌های اخلاقی دیگر از بین می‌برد؛ ولی بدگمانی مقدمه‌ای است که بدگمان را ناخودآگاه به ارتکاب دیگر امور ناپسند (از جمله تجسّس و غیبت) می‌کشاند. شاید از همین رو است که خداوند متعال در آیه ۱۲ سوره ی مبارکه حجرات پرهیز از بدگمانی را بر تجسّس و غیبت مقدّم ذکر کرد، چرا که ابتدا فرد سوء ظن پیدا می‌کند، سپس برای بررسی و اثبات آن، اقدام به تجسّس می‌کند و آن گاه که آن را احراز کرد، به غیبت مبتلا می‌شود.
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لاَ تَجَسَّسُوا وَ لاَ یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً)‌ ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری گمان‌ها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان‌ها گناه است و هرگز ( در کار دیگران ) تجسّس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند.
بنابراین حسن ظن، عاملی است که فرد را از فرو غلطیدن در بسیاری از گناهان باز می‌دارد؛ از این رو امام علی (علیه السّلام) آن را باعث سلامت دین دانسته و فرموده اند: «حسن الظن راحه القلب و سلامه الدین». (۷) و سوء ظن را فسادگر امور و برانگیزاننده بر شرور معرفی کرده و فرموده اند: «سوء الظن یفسد الامور و یبعث علی الشرور». (۸) بدیهی است سوء ظن به همسر نیز، به تجسّس، غیبت و … درباره ی او می‌انجامد و عاملی مهم در سردی روابط خانوادگی به شمار می‌رود.

ج. جلب محبت
حسن ظن به دیگران در پی آرامش روحی و روانی از سویی و دوری از گناهان و رذایل اخلاقی از سوی دیگر، محبّت دیگران را به فرد جلب می‌کند و آنان را به وی علاقمند می‌گرداند: «عن علی (علیه السّلام): من حسن ظنّه بالناس حاز منهم المحبّه؛ (۹) کسی که به مردم گمان نیک برد محبّت آنان را به خود جلب می‌کند.»
خداوند متعال بنای خانواده را بر اساس مودّت و رحمت قرار داده (۱۰) و از آن جا که یکی از عوامل جلب آن، حسن ظنّ به همسر است، این فضیلت اخلاقی تأثیری شگرف بر استحکام بنیاد خانواده بر جای خواهد گذاشت. متأسفانه امروز یکی از عواملی که روابط خوب همسران را دچار آشفتگی و زوال می‌کند، بدگمانی به همسر است که در موارد زیادی در پرتو سخن چینی و مغرضان پدید می‌آید.

آثار بدگمانی
برای بدگمانی نیز آثاری است که برای مبتلا نشدن به آن باید آن‌ها را بررسی کنیم. بدگمانی علاوه بر آثار منفی اُخروی ( از قبیل سنگین شدن بار گناه، عقاب و هلاکت، نابود شدن عبادت و رسیدن به سر حدّ کفر ) دارای پیامدهای منفی در این دنیا نیز هست که زندگی را در همین دنیا بر انسان سخت می‌کند و باعث ناسازگاری می‌شود. در این جا مهم‌ترین این آثار را گوشزد می‌کنیم:

أ. انزوا و غربت
بدگمان همیشه تنهاست. از دیگران گوشه‌گیری می‌کند و از معاشرت با دیگران ناخرسند است؛ حتّی از آمدن دیگران نزد خود نیز دلتنگ می‌شود. البته نه این که او در تنهایی خود راحت باشد، بلکه همیشه در اندوه درونی خود می‌سوزد. اینان می‌پندارند که تنهایی برایشان از با دیگران بودن بهتر است؛ امّا همین گمان نیز نتیجه بدگمانی آن هاست. گاهی بدگمان علاوه بر این که خود تنهایی را بر می‌گزینند، از سوی دیگران نیز در تنگنای انزوا قرار می‌گیرد و این در صورتی است که مردم ویژگی بدگمانی او را احساس کرده باشند. در این صورت آنان نیز از معاشرت با او پرهیز می‌کنند و از چنین فردی می‌گریزند. حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرماید:
الغریب من لم یکن له حبیب، لایعدمک من الشفیق سوء الظّن؛ (۱۱) غریب و بی‌کس کسی است که هیچ دوستی ندارد. به هوش باش تا بدگمانی تو را از داشتن رفیق مهربان محروم نسازد.
در جمع دیگران بودن، معاشرت و همدمی، سبب برکات فراوانی است که بدگمان خود را از آن محروم می‌سازد. به همین دلیل حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرماید:
ثلاث موبقات: نکثُ و ترکُ السنّه و فراق الجماعه؛ (۱۲) سه چیز نابود کننده است: شکستن بیعت، ترک سنّت و دوری از جماعت.
بنابراین، بدگمان با انزوایی که پیدا می‌کند، اسباب هلاکت خود را فراهم می‌سازد؛ چرا که در مقابل دیدگان او پرده ی ضخیمی از خودبینی، بددلی و بداندیشی قرار می‌گیرد و او را به نابودی سوق می‌دهد.

ب. ناامنی روانی
از پیامدهای روانی سوء ظن، ایجاد ترس، وحشت و اضطراب است. پیدایش این حالات باعث می‌شود تعادل روحی شخص از بین برود و فرد از تصمیم گیری، قاطعیت و حلّ مسائل خود باز ماند. حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرماید:
من لم یحسن ظنّه استوحش من کلّ احد؛ (۱۳) کسی که گمانش نیکو نباشد و به دیگران بدگمان باشد، از هر کس وحشت می‌کند.
بدگمانی باعث حساسیّت بی‌جا و غیرمنطقی می‌شود. شخص بدگمان همیشه در کمین حوادث تلخی است که فکر می‌کند پیش خواهد آمد. او حرکات و رفتارهای دیگران را زیر نظر می‌گیرد تا با گمان بد خود، آن‌ها را تفسیر کند؛ گویا همیشه قرار است حوادث تلخ یکی پس از دیگری به وقوع پیوندد و همه افراد در صددند به او خیانت کنند. این ذهنیت گاهی سبب می‌شود فرد دست خود را به خودکشی یا دیگرکشی آلوده سازد. حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرماید: «من ساءت ظنونه اعتقد الخیانه بمن لا یخونه؛(۱۴) کسی که بدگمان است، کسی را که خائن نیست، خائن می‌پندارد».
به دلیل اضطراب حاصل از بدگمانی، شخص در مقابله با حوادث، ضعیف و ناتوان می‌شود. در عین حال، از دیگران نیز کمک طلب نمی‌کند و به دلیل بدگمانی اگر کسی به او کمک کند نیز، ترس و اضطرابش بیشتر می‌شود.
از آن جا که بدگمان گفتار و کردار دیگران را با اهداف و اغراض زشت آلوده می‌بیند و نمی‌تواند آنان را خالی از غرض ورزی تصور کند، همواره در رنج و عذاب روحی به سر می‌برد و از این طریق شخصیت او اختلاف پیدا می‌کند. این بیماری در میان روان شناسان به «پارانوئید» (۱۵) معروف است که مراتبی دارد. این اصطلاح نخست به معنای دیوانگی، سپس به معنای هذیان و در مرحله بعد به معنای بدگمانی به کار رفته است. (۱۶)
برخی روان شناسان علایم فراوانی را برای این بیماری ذکر کرده‌اند که مهم‌ترین آنها عبارت است از: حساسیت منفی فراوان؛ توجیه بدگمانی؛ به خود گرفتن حالت دفاعی؛ گریز از هر گونه انتقاد؛ بی‌اعتمادی؛ انتظار حوادث خائنانه؛ ناسازگاری با شرایط حاکم؛ تطابق همیشگی نتیجه‌گیری‌ها با انتظارات؛ تبدیل بحث‌های معمولی به مشاجره؛ تنش فکری و عضلانی؛ برخوردهای سرد و دور از عواطف؛ بیش از حد جدّی بودن؛ خودخواهی و خودبزرگ‌بینی؛ خشکی و لجاجت؛ انتقام و دوری از گذشت؛ حسادت نسبت به اقویا و تنفر از ضعیفان؛ بی‌تفاوت نسبت به هنر؛ خوب جلوه دادن خود و … . (۱۷)
بر اساس این بیماری، شخص بدگمان افکار و خاطره‌های زشت و دردآور را در روان خود انبار می‌کند و از این طریق مرض روانی پیدا می‌کند و در نتیجه این ذخیره‌سازی، ناسازگاری‌ها به وجود می‌آید و تشدید می‌شود.

ج. سلب امنیت از خانواده
از عوامل مهم برای تربیت خانوادگی و رشد و کمال انسانی، امنیّت و آرامش خانوادگی است. همه افراد خانواده – به ویژه زن و شوهر – باید از آرامش لازم بهره‌مند باشند تا به یک زندگی مطلوب و سازگار دست پیدا کنند. بدگمانی باعث می‌شود امنیّت روحی از اعضای خانواده رخت بر بندد، فضای روحانی و مقدّس خانواده آلوده گردد و احساس آرامش که انتظار است از کنار یکدیگر بودن حاصل شود، به احساس اضطراب تغییر یابد. برای حفاظت از این امنیّت، باید از تمام توان استفاده کرد تا بدگمانی پیش نیاید و اگر پیش آمد، به سرعت از بین برود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) زمانی که به امر خداوند مأمور شد چهل روز از همسرش خدیجه فاصله بگیرد، برای بدگمان نشدن همسر و آرامش خانواده اش، عمّار یاسر را به سوی خدیجه فرستاد و فرمود:
به خدیجه بگو که گمان نکنی من از تو بریده ام. نیامدن من به سوی تو از روی کراهت و عداوت نیست؛ بلکه پروردگارم مرا به چنین کاری امر فرموده است. پس‌ای خدیجه، جز گمان خبر مبر. (۱۸)
خانواده‌ای که بدگمانی در میان آنان رواج دارد، دل‌هایشان پریشان و خالی از مهر و محبت است. چنین خانواده‌ای امنیّت و عطوفت را خارج از محیط خانواده، جست و جو می‌کنند، چه بسیار پسران و دخترانی که متنفّر از خانه و خانواده به خارج از این کانون پناه برده‌اند و در دام بلاها و خطرهای جبران ناپذیری افتاده و بدبخت شده‌اند و چه بسا زنان و مردانی که به دنبال پیدا کردن محبّت به کارهایی تن داده‌اند که جز گسست و فروپاشی ارکان خانواده نتیجه‌ای در پی نداشته است.

د. بی‌اعتمادی به دیگران
یکی از عناصر لازم برای مشارکت در زندگی، وجود اعتماد میان همسران است؛ البته منظور ما از اعتماد این نیست که انسان بدون هیچ قید و شرطی و بدون هیچ تأمّلی به دیگری اعتماد کند و به خود حق ندهد از عقل خود بهره گیرد و خود را ملزم بداند در گفتار و کردار به دیگری اعتماد کند. اعتماد مطلق و حسن ظنّ مبتنی بر آن، تنها درباره ی خداوند رواست، چرا که یقین داریم او از ما به ما آگاه‌تر و مهربان‌تر است. حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرماید: «بالله الثقه فی جمیع الامور؛ (۱۹) در تمام امور جز به خداوند نمی‌توان اعتماد داشت».
اعتماد ما به معصومان (علیهم السّلام) نیز به اعتماد به خدا منتهی می‌شود. از این قسمت که بگذریم به هیچ کس نمی‌توان اعتماد مطلق داشت. امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید:
لا تثقنّ باخیک کلّ الثقه فان صرعه الاسترسال لن تستقال؛ (۲۰) به برادر خود اعتماد مطلق نداشته باش؛ چرا که ضرر خوش‌باوری و خوش‌خیالی قابل جبران نیست.
این سخن درباره ی اعتماد مطلق، کاملاً درست است؛ امّا اعتماد نسبی شرط لازم برای هر زندگی مشترک است. هنگامی که انسان با تأمل و تعقّل فرد مورد اعتمادی را پیدا کرد، نباید وسواس به خرج دهد. اعتماد نسبی، سبب استمرار و استحکام خانواده است و باعث می‌شود همسران به یکدیگر انس بگیرند.
از عواملی که اعتماد را سلب و انسان را از برکات آن محروم می‌کند، بدگمانی است. حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرماید:
شر الناس من لا یثق باحد لسوء ظنّه و لایثق به احد لسوء فعله؛ (۲۱) بدترین فرد از میان مردم کسی است که به جهت بدگمانی به هیچ کس اعتماد نمی‌کند و دیگران نیز به سبب عمل بدش به او اعتمادی ندارند.
بنابراین تا شواهدی دالّ برخلاف کارهای همسر چیزی برخلاف اعتماد را نشان ندهد، انسان نباید وسواس به خرج دهد و با ذهنّیتی منفی و موشکافانه رفتار او را تحلیل کند.
توجه به این نکته لازم است که برخی گمان‌های بد در اختیار انسان نیست و ناخودآگاه به سراغ انسان می‌آید. روشن است که این گونه امور تحت اختیار انسان نیست و گناه محسوب نمی‌شود؛ ولی اگر انسان بدگمانی در این مرحله را ادامه دهد و بر بدگمانی خویش صحّه گذارد یا درصدد تجسّس، غیبت و … بر آید، مصداق روشن بدگمانی و حرام خواهد بود.

راهکارهای پیشگیری و درمان بدگمانی
با آموختن و به کار بستن شیوه‌های ذیل می‌توان از مرض بدگمانی پیشگیری کرد و در صورت ابتلا به آن به درمان آن پرداخت:

أ. زمینه‌سازی
مهم‌ترین عامل در امان ماندن از سوء ظن آن است که از بروز زمینه ی آن جلوگیری کنیم. تعالیم دینی نیز با استفاده از این روش، مؤمنان را از وقوع در این ورطه بر حذر داشته است. برای نمونه در آیه ۱۲ سوره حجرات، خداوند متعال مؤمنان را از «بسیاری» از گمان‌ها بر حذر می‌دارد و دلیل آن را به این صورت توضیح می‌دهد که «برخی» گمان‌ها گناه است. به همین جهت، دوری گزیدن از گمان‌هایی که به مرحله ی یقین نرسیده است – حتی اگر گمان بد نباشد – از دچار شدن به گمان ناپسند و گناه پیشگیری می‌کند.
یکی دیگر از نمونه‌های زمینه‌سازی برای پیش گیری از بدگمانی آن است که ریشه ی بدگمانی را از بین برده و به آن مجال ندهیم که شاخ و برگ سوء ظن را به بار آورد. یکی از ریشه‌های سوء ظن، بد بودن خود فرد است. فردی که خودآلوده است، دیگران را نیز آلوده می‌پندارد. فردی که با انگیزه‌ای نادرست رفتار خاصی را انجام می‌دهد، همین رفتار را از دیگران نیز بر همان نیت حمل می‌کند و آن را درست توجیه نمی‌کند. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) این حالت روانی را چنین ترسیم کرده اند:
الرجل السوء لا یظن باحدٍ خیراً لانه لا یراه الّا بوصف نفسه؛ (۲۲) مرد بدگمان به هیچ کس گمان خیر نمی‌برد؛ چرا که او را مانند خود می‌بیند.
بخش مهم زمینه‌سازی را باید خود همسر صورت دهد. شوهری که همواره دیر به منزل می‌رود، به همسر خود دروغ می‌گوید، تلفن‌های مشکوک و حرکات سؤال برانگیز دارد، خود زمینه ی سوء ظن را برای همسر خویش فراهم می‌کند. در این زمینه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرموده اند:
من وقف بنفسه موقف التهمه فلایلومنَّ من اساء به الظن؛ (۲۳) کسی که خود را در جایگاه اتهام قرار دهد، نباید کسی را که به او بدگمان شد ملامت کند (چرا که خود سزاوار ملامت است).
همچنین زنی که برای رفتارهای مشکوک و سؤال برانگیز خود توجیهی برای همسر ارائه نمی‌کند، خود زمینه‌ساز سوء ظن همسر شده است و باید با توجیه صحیح و منطقی، این زمینه را از بین ببرد.

ب. قطع ارتباط
ریشه ی برخی گمان‌های بد در ارتباط فرد با افراد شرور نهفته است. کسی که با افراد بد سر و کار دارد، عینک بدبینی به چشم می‌زند و همه را مانند آن‌ها می‌پندارد. علی (علیه السّلام) می‌فرمایند: «مجالسه الاشرار توجب سوء الظن بالاخیار؛ (۲۴) هم نشینی با افراد شرور، سبب بدگمانی به نیکان می‌شود».
بر این اساس، تغییر موقعیت و قطع ارتباط با افراد شرور و فاسد، عاملی مؤثر در پیش گیری و درمان سوء ظن به شمار می‌رود.

ج. احسان
امیرالمومنین (علیه السّلام) در نامه‌ای به مالک اشتر که او را به استانداری مصر منصوب کرده بودند، چند عامل را سبب حسن ظن مردم به فرمانروا دانسته اند: احسان به مردم و مجبور نکردن آنان به انجام دادن اموری که به عهده ی آنان نیست. حضرت خطاب به مالک فرموده‌اند:
ثم اعلم انه لیس شییء بادعی لحسن ظنّ والٍ برعیّته من احسانه الیهم و تخفیفه المئونات علیهم و قلّه استکراهه ایاهم علی ما لیس له قِبَلهم … فان حسن الظن یقطع عنک نصباً طویلاً؛ (۲۵) بدان که هیچ وسیله‌ای برای جلب اعتماد والی به وفاداری رعیت، بهتر از احسان به آن‌ها و تخفیف هزینه‌ها بر آنان و عدم اجبارشان به کاری که وظیفه ندارند، نیست… این حسن ظن ( مردم به تو ) بار رنج فراوانی را از دوش تو بر می‌دارد.
به همین ترتیب، احسان به همسر و آسان گیری به او باعث خوش بینی و حسن ظن اوست و عاملی می‌شود که مشکلات فراوان زندگی مشترک به حدّاقل کاهش یابد.

د. کنترل تفکر منفی
تفکر منفی، سبک تفکر افراد افسرده است که مشکل می‌آفریند؛ زیرا آنان با تمرکز بر احساسات منفی خود، مرتّب آن‌ها را مرور می‌کنند. اندیشه فراوان درباره ی احساسات و رویدادهای ناخوشایند، تصوّر غلطی از یافتن راه حل‌هایی برای آن ایجاد می‌کند و مشکلاتی پدید می‌آورد. (۲۶) یکی از مهارت‌های مطلوب برای پیدا کردن راه حل‌های گوناگون، مسئله‌گشایی بود که پنج مرحله داشت: ادراک خویشتن، تعریف مسئله، فهرست کردن راه حل‌های مختلف، تصمیم گیری و امتحان کردن. تفکر منفی – برخلاف مسئله گشایی – فرآیند خلّاقی نیست که بر اساس آن راهِ حل‌های ممکن آزموده شوند و راه حلّ مناسب انتخاب شوند؛ بلکه تداوم احساس افسردگی و جمود بر افکار منفی را باعث می‌شود. تمرکز بر حالت‌ها یا رفتارهای منفی آن‌ها بدتر از گذشته جلوه می‌دهد. هنگام نگرانی از احساسات منفی، زمینه فکر کردن درباره ی راه حل‌ها و خلاقیت در ارائه آن دشوار می‌شود.
راه مقابله با تفکر منفی این است که یاد بگیریم چگونه از ظهور و توجه به آن جلوگیری کنیم. شما می‌توانید با برقراری ارتباط با دیگران و سرگرم ساختن خود با فعالیت‌های معنادار، از تمرکز بر اندیشه‌های منفی جلوگیری کنید. تفکر منفی؛ ناخشنودی شخص، انتظارات منفی، عزت نفس پایین و درماندگی را به همراه دارد. بکوشید میان این افکار و افکار مثبت که رضایت از زندگی، خودپنداره مثبت، پذیرش از سوی دیگران و انتظارات مثبت را به همراه دارد، تعادل برقرار کنید.

هـ. تخریب یا مبارزه با عقاید و باورهای خود
غالب افراد گفته‌های خود را با استفاده از کلمات «من باید»، «من حتماً» و «من می‌بایست» ادا می‌کنند و در برخی موارد این گفته‌ها با حرارت، عزمی راسخ و منظوری خاص بیان می‌شود. گاهی اوقات لحن ادای کلمات مجاب کننده نیست، چنان که گویی کس دیگری به فرد ندا می‌دهد که «تو باید» و این سخن با بی‌میلی، ناراحتی و احتمالاً رنجش او همراه است. در این هنگام به جای این که او بگوید: «من باید»، می‌گوید: «من تصمیم گرفته ام» و با این کار آن باور تحمیلی را تخریب می‌کند. (۲۷)
ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که یادگیری مان مبتنی بر تجربه هاست. ابتدا تفاوت درست و نادرست را نمی‌دانیم و نمی‌توانیم رفتار خوب و بد را از یکدیگر جدا کنیم. والدین، فامیل نزدیک، رسانه‌های ملّی و … باعث می‌شوند ما چیزهایی یاد بگیریم. همین راه نیز درست و برای شروع آموزش خوب است؛ ولی اگر افراد در نوجوانی، جوانی و بزرگسالی همچنان عقاید خود را از دیگران بیاموزند، به یقین راه مطلوبی را نپیموده اند؛ زیرا ما در کودکی نمی‌توانیم سنجیده و پخته قضاوت کنیم؛ اما در جوانی و بزرگسالی تجربه‌های خوبی که مناسب است شخصاً اقدام کنیم و عقاید مطلوب را برگزینیم. گاهی عقیده‌ای را بیان می‌کنیم که ریشه در کودکی مان دارد و آن را اکنون نیز حفظ کرده ایم، در حالی که مناسب ما نیست. بیاییم به جای این که انتخاب‌ها و تصمیم‌های خود را به یک محور و معیار خارجی نسبت دهیم که بر ما تحمیل شده است، به نظر اخلاقی و باور درست و مناسب خودمان نسبت دهیم و باور قبلی را ویران کنیم.

و. مقایسه میان باورهای معقول و نامعقول
برای پرهیز از بدگمانی، لازم است باورهای معقول را از باورهای نامعقول باز شناسیم تا بر اساس باوری نامعقول، سوء ظن پیدا نکنیم. اینک به نمونه‌هایی از باورهای معقول و نامعقول اشاره می‌کنیم:

۱- باور معقول:
تنها راه اشتباه نکردن این است که هیچ کاری انجام ندهیم. من فعّال هستم و هر فرد فعّالی اشتباه می‌کند؛

۲- باور نامعقول:
من هرگز نباید اشتباه کنم؛

۱- باور معقول:
هیچ کس کامل نیست. من می‌توانم بپذیریم که دیگران نیز اشتباه می‌کنند؛

۲ . باور نامعقول:
دیگران نباید اشتباه کنند؛

۱- باور معقول:
لزومی ندارد که دیگران مطابق انتظارات من عمل کنند؛

۲ . باور نامعقول:
دیگران باید مطابق انتظارات من عمل کنند؛

۱- باور معقول:
هر کس باید به دارایی ها، توانایی‌ها و امکانات خود نگاه کند و مطابق آن‌ها به زندگی خود شکل دهد؛

۲- باور نامعقول:
سطح زندگی همه باید یکسان باشد. چرا دیگران دارند و ما نداریم؟

۱- باور معقول:
انسان زمانی خوشحال و زمانی ناراحت است؛

۲- باور نامعقول:
من همیشه باید خوشحال باشم. چرا دیگران خوشحال هستند و من خوشحال نیستم؟
بنابراین، ما می‌توانیم از حالت‌هایی که ریشه در یک باور نامعقول دارد، بپرهیزیم و از این راه به حسن ظن رو آوریم.

پی‌نوشت‌ها

۱- احمد نراقی، معراج السعاده، ص ۱۶۳
۲- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۹۷
۳- نهج البلاغه، حکمت ۱۵۹
۴- نور، ۱۲
۵- عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ص ۲۵۳
۶- همان.
۷- همان.
۸- همان، ص ۲۶۳
۹- همان، ص ۲۵۳
۱۰- روم، ۲۱-
۱۱- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۱۳
۱۲- احمد نراقی، المحاسن، ج ۱، ص ۲۲۰
۱۳- عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ص ۲۶۴
۱۴- همان.
۱۵- paranoid
۱۶- ایروین و دیگران، روان شناسی مرضی، ترجمه بهمن نجّاریان و …، ج ۱، ص ۵۱۰
۱۷- سعید شاملو، آسیب شناسی روانی، ص ۲۳۸
۱۸- شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ص ۱۵۶
۱۹- میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۴۳
۲۰- محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۶۷۲
۲۱- عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ص ۲۶۳
۲۲- همان.
۲۳- محمدبن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳۶
۲۴- همان، ج ۱۶، ص ۱۴۶
۲۵- نهج البلاغه، نامه ۵۳
۲۶- کریس، ال. کلینکه، مهارت‌های زندگی، ترجمه شهرام محمدخانی، ج ۱، ص ۱۶۴
۲۷- دیوید گلدارد، مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره، ترجمه سیمین حسینیان، ص ۹۵

منبع: حسین زاده، علی؛ (۱۳۹۱)، همسران سازگار: راهکارهای سازگاری، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ سیزدهم

روابط جنسی در ازدواج از نظر اسلام(۱)

مقدمه

وَ انْکِحُوا الایامی مِنْکُم و الصّالحینَ مِن عِبادکُم وَ امائِکُم …،(۱)
مردان بی‌زن، زنان بی‌شوهر و بندگان صالح خود را به نکاح آورید، اگر فقیر هم باشند، خداوند از فضل خویش آنها را بی‌نیاز می‌سازد و خداوند وسعت‌دهنده داناست.
در آ‌غاز سخن، با آیه فوق بحث را شروع می‌کنیم. خداوند در این آیه به بزرگترها دستور می‌دهد که حتّی اگر جوانان فقیر و محروم هستند و امکانات تشکیل زندگی و خانواده را ندارند، وظیفه شماست که امکانات را برایشان فراهم کنید و آنها را به ازدواج دعوت نمایید. طبیعی است؛ اگر نسل جوان دارای امکانات بود، خود به این امر مقدّس همت می‌ورزیدند؛ ولی عواقب شوم تأخیر ازدواج و عدم یاری‌رسانی به نسل جوان برای تشکیل خانواده بر دوش بزرگان قوم، فامیل، دولت و ملّت است. با این سخنان، وارد این موضوع می‌شوم که از مهّمترین مسائل بعد از ازدواج، مسائل جنسی است که باید بیش از پیش به صورت دقیق و تخصّصی از نظر دیدگاه دین مبین اسلام مورد بررسی قرار گیرد که چه بسیاری از مشکلات روحی و روانی در خانواده‌ها به این امر و عدم دقّت در آن باز می‌گردد. امید است بتوانم با پرداختن به آن، باری هر چند کم از دوش اجتماع بردارم و رسالت خویش را آن گونه که رضایت حقّ در آن است، انجام دهم.

اهمیّت ازدواج

پیرامون موضوع ازدواج در اسلام و اهمیت آن در بنیان خانواده و در پرتوی آن اجتماع، صحبت بسیار است. این سنت حسنه در بر دارنده ابعاد فردی و اجتماعی بسیاری است. ظرفیّت‌سازی فردی و اجتماعی، یکی از ابعاد مهّم در ازدواج است. آن زمان که انسانی در جایگاه فردی از افراد خانواده و در حقیقت رکن اساسی و اصلی یعنی زن و شوهر واقع می‌شود، غیر از خود باید در امور دیگران را هم مدّ نظر قرار دهد و به آنها اهمیت دهد. قبول کردن دیگران در کنار خویش با وجود اختلافات فکری و شخصّیتی، بسیار اهمیّت دارد؛ زیرا هیچ انسانی، مثل انسان دیگر نیست.

جمع شدن در عین وجود اختلافات، نیاز به ظرفیّت دارد، با وجود این که انسان دائم در حال امتحان است؛ ازدواج امتحان بزرگی برای افراد خواهد بود؛ چه بسیار افرادی که خود و جامعه، آنها را خوب و متعالی فرض می‌کرد؛ ولی در ازدواج، موفق نبودند و چه بسیار افراد بد و پست که به واسطه ازدواج، در اوج قرار گرفتند؛ این، نشان از ناشناخته بودن ازدواج در جامعه است.

انسان، با ازدواج کامل می‌شود و بهتر از بگوییم تجزیه می‌شود و نا خالصی‌هایش نمایان می‌شود. اگر استقامت کند، بارور و شکوفا و در غیر این صورت، دچار ضعف و بدبینی و دیگر مشکلات خواهد شد؛ برای خود و دیگران مانع پیشرفت خواهد شد. به واسطه ازدواج، زندگی او محور و آرامش پیدا می‌کند. قرآن مجید هدف از ازدواج را آرامش، صفا، صمیمیت و رحمت می‌داند. «خلق لَکُمْ مِن اَنْفُسِکُمُ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوُدَهً وَ رَحْمَه»(۲)
پس باید نسبت به تکمیل نسل جوان و قراردادن محور آرامش و آسایش او، همّت ورزیده تا از گناه و انحراف، مصون و محفوظ بماند.
حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه الاّ تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر(۳)
هنگامی که فردی به عنوان خواستگاری آمد که از نظر خلق، اخلاق و دیانتش راضی هستید؛ پس او را به ازدواج در آورید. اگر چنین نکردید، فتنه و فساد بزرگ بر روی زمین بوجود خواهد آمد.

به راستی این فتنه و فساد، همین بالا بودن آمار جرم، جنایت و انحرافات اجتماعی نیست که جهان را در بر گرفته است و یک جامعه اسلامی باید از آن پاک و مبّرا باشد؟
ازدواج به موقع نیز یکی از نیازهای مهم و اساسی نسل جوان است و تأخیر یا عدم امکان ازدواج، مشکلات فراوانی را برای خانواده و جامعه بوجود می‌آورد. از آنجایی که یکی از مهمترین مسائل در ازدواج، بحث روابط جنسی است و اطلاعات دینی و مذهبی راجع به این موضوع، کمتر در دسترس افراد هست، به این نتیجه رسیدم که از این باب، موضوع ازدواج را مورد بررسی قرار دهم؛ و بخشی از مسائل این موضوع را مورد تحلیل قرار خواهم داد.

آمیزش جنسی

بهترین لذت

اّلّذُّ الأشیاءِ مُباضَعَهُ النّساءِ
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ لذّتی برای مردم در دنیا و آخرت، بیشتر از لذّاتی که از زنها می‌برند نیست. سپس حضرت با قرائت آیه ۱۵ سوره آل عمران فرمودند: همانا اهل بهشت(نیز) در بهشت، از چیزی مثل آمیزش جنسی لذّت نمی‌برند حتّی از خوراکی و نوشیدنی(۴)
و در حدیث دیگری امام صادق(علیه‌السلام) از اصحاب خود سؤال نمود که لذیذترین چیزها چیست؟ هر کدام چیزی گفتند، حضرت فرمودند: لذیذترین چیزها آمیزش جنسی با زنان است.(۵)
مؤلف گوید: آوردن این احادیث از زبان رهبران اسلامی که مظهر معنویّت و زهد و علم هستند از این جهت است که روشن گردد، دینداری و دستورات دینی تنها جنبه معنوی نداشته، و اسلام به کامجویی و لذّت‌های حلال نه تنها بی‌توجّه نیست بلکه آن را مورد تشویق نیز قرار می‌دهد. آمیزش حلال ثواب دارد.
امام صادق(علیه‌السلام) در ضمن حدیثی از پیامبر اکرم(صلی‌ الله‌ علیه و‌ آله و سلم) نقل فرمود: که حضرت به ابوذر فرمودند: برو نزد خانواده‌ات تا پاداش بری، ابوذر پرسید: یا رسول‌الله! آیا نزد ایشان روم پاداش می‌برم؟
حضرت فرمود: همچنان که اگر از راه حرام اقدام کنی گناه کرده‌ای اگر به حلال باشد پاداش می‌بری(۶)
در حدیث دیگری حضرت نقل فرمود که روزی پیامبر وارد اتاق همسرش ام‌سلمه شد بوی خوبی استشمام نمود، سؤال فرمود که آیا حولاء(نام زنی است که با عطر سر و کار داشته است) اینجا آمده است؟ ام‌سلمه گفت: الان اینجاست و از شوهرش شکایت دارد، حولاء آمد و به حضرت عرض کرد: پدر و مادرم فدایت باد، همسرم از من روی می‌گرداند.
حضرت فرمود: بوی خوش را برایش افزون کن، عرض کرد هیچ عطری نمانده که نزده باشم با این حال از من روی می‌گرداند.
حضرت فرمود: ای کاش می‌دانست که با روی آوردن به تو چه نصیبش می‌شد؟، پرسید چه نصیبش می‌شد؟ حضرت فرمود: همین که به طرف تو می‌آمد، دو فرشته او را در برگرفته، همچون مجاهدی خواهد بود که در راه خدا شمشیر کشیده. جهاد می‌کند و چون آمیزش کند گناهان او همانند برگ درخت فرو می‌ریزند و هنگامی که غسل کند از گناهان بیرون رود.(۷)

آمیزش، یک نیاز است نه هوس

ازدواج و زناشویی، یک مسأله تشریفاتی نیست که به صورت آداب و رسوم بی‌محتوا انجام گیرد، بلکه ازدواج، بمعنی پاسخ دادن به یک نیاز حیاتی در انسان است، که زن و مرد بواسطه انجام آن برای سعادت خود و اجتماع اقدام می‌کنند.
اگر به ازدواج از این دید، یعنی به عنوان یک نیاز نگاه کنیم، نسبت به آمیزش جنسی و همبستری میان زن و شوهر، نظری منطقی و عاقلانه خواهیم داشت.
در این میان، یکی از مهمترین پایه‌ها و ارکان هر ازدواج و زناشویی حقیقی، تأمین نیازهای جنسی و لذّت‌جویی‌های شهوی است، و اصولاً اهمیّت و فضیلت ازدواج در حدّ بالایی در گرو ارضاء همین غریزه جنسی پسر و دختر است. عمل کامیابی و لذت‌جویی گر چه به ظاهر مثل سایر جانداران انجام می‌گیرد.

آمیزش را منطقی و کامل انجام دهید

اما در انسان علاوه بر غریزه، با فکر و روحیّات نیز همواره است، و به همین جهت، عمل آمیزش در انسان، به صورت برخورد دو نیروی جامد و بی‌احساس صورت نمی‌گیرد، و اگر کسی گمان کند، به صرف دفع منی و شهوت، به اهداف ازدواج رسیده است، در اشتباه است یک آمیزش کامل می‌تواند، روح و جسم طرفین را معتدل کند، استعدادها را شکوفا کند، صفا و صمیمیّت را برای طرفین به ارمغان آورد و این کار میّسر نیست، جز به کمک احساسات و اندیشه و بکار بردن روش‌های متناسب، گر چه جزئیات عمل آمیزش، قابل تذّکر نیست و به خاطر غریزی بودن آن، طرفین خصوصّیات متناسب را انتخاب می‌کنند، اما گفتن مطالب اساسی و تدابیر مهمی که احیاناً ممکن است مورد غفلت قرار گیرد همچنان که در روایات آمده، لازم است.

زن و شوهر، همواره باید برای یکدیگر مظهر جمال و زیبایی باشند

التذاذ و کامیابی در زندگی زناشویی، اگر بمعنی همبستری و مقاربت باشد، محدود به زمان و مکان خاصی و هر چند روز یکبار صورت می‌گیرد، اما ارضاء غریزه جنسی، تنها به مقاربت خلاصه نمی‌شود، بلکه زن و شوهر همیشه باید در مقابل یکدیگر به گونه‌ای ظاهر شوند، که برای دیگری مظهر جمال و صفا و زیبایی باشند.
زن یا مردی که سر و صورت و لباس او همواره نامناسب و یا کثیف است و یا خانه و فرزندانش، تمیز و مرتب نیست، از دید همسر خود ساقط می‌شود.
حس زیبایی‌جویی و دوست داشتن تمیزی و منظّم بودن، همیشه زنده است، و طرفین می‌بایست از آن غافل نشوند، با همین نظر است که زن و مرد هیچگاه نباید با انجام کاری یا حالتی دیگری را از خود منزجر کنند، کثیف بودن، و یا کثیف کاری کردن، و ناهنجار در مقابل هم ظاهر شدن، به روابط زناشویی لطمه می‌زند.
زن و مرد نباید، تمیزی و زیبایی و مرتّب بودن را برای دیگران یا میهمان قرار دهند، ولی در چشم یکدیگر، به صورت زشت جلوه کنند، صفای زندگی به شور و علاقه زن و شوهر به یکدیگر است، نه این که در مقابل دیگران، تظاهر به زیبایی و تمیزی کنند ولی این زیبایی را از همدیگر دریغ دارند.

زن باید همواره مرتب باشد

لا یَنْبَغی لِلْمَرْأهِ اََنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ اِنْ تُعَلِّقْ فی عُنُقِها قَلادَهً
امام باقر(علیه السلام) فرمود: شایسته نیست زن خود را رها کند و زینت نکند گر چه با یک گردنبند باشد.(۸)(زن باید برای شوهرش، همیشه مظهر جمال و تمیزی باشد تا از نظر شوهر سقوط نکند و دیگران چشمان او را پر نکنند).

بهترین آرایش

عَلَیْها اَنْ تَتَطَیَّبَ بِأطْیَبِ طیبها وَ تَلْبَسَ اَحْسَنَ ثِیابِها وَ تُزَیِّنَ بِأحْسَنِ زینَتِها وَ تَعْرِضَ نَفْسَها عَلَیْهِ غُدْوَهً وَ عَشِیَّهً
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بر زن لازم است که بهترین عطر خود را بکار برد و بهترین لباس را بپوشد و به زیباترین شکل، زینت کند و خود را صبح و شام بر شوهرش عرضه کند(۹)(چرا که مرد در اثر رفت و آمدهای خارج منزل اگر تمایل جنسی داشته باشد، راه وسوسه شیطان بسته باشد).
امام باقر(علیه السلام) خود را برای همسرش مرتب می‌نمود. مردی بنام حسن زیات گوید: من و دوستم نزد حضرت امام محمد باقر(علیه‌السلام) رفتیم، حضرت را دیدیم که در اتاقی مرتب و زینت شده نشسته با لباسی زیبا و چشم‌ها را سرمه کشیده و محاسن خویش را معطر نموده است، سؤالاتی داشتم پرسیدیم، وقتی خواستیم برویم حضرت به من فرمود: فردا تو و رفیقت بیایید پیش من، عرض کردم به چشم فدایت شوم، فردا که خدمت حضرت رسیدیم، دیدم که – برعکس دیروز- حضرت در اتاقی نشسته که جز حصیر در آن نیست، و لباس ضخیمی هم پوشیده است، حضرت به رفیق من فرمود: ای برادر اهل بصره، تو دیروز که نزد من آمدی، من در اتاق همسرم بودم، دیروز موعد او بود، اتاق هم اتاق او، اثاث همه اثاث او بود، او خود را برای من زینت کرده بود، من هم بایست متقابلاً خود را برایش زینت می‌کردم، سپس فرمود: در دلت چیزی(شبهه‌ای) نیاید.
رفیقم عرض کرد: فدایت شوم در دلم چیزی خطور کرد اما الان بخدا هر چه بود بر طرف شد و دانستم که حق همان است که فرمودی(۱۰)(یعنی مبادا کسانی بخاطر برداشت نابجا معنویت و زهد، از آراستن خود و لذّت‌جویی حلال امتناع کنند).

زن و زینت

لابَأسَ عَلَی الْمَرأهِ بِما تَزَیَّنَتْ بِهِ لِزَوْجِها
امام باقر(علیه السلام) فرمود: هر چه زن برای شوهرش زینت کند مانعی ندارد(۱۱)(مبادا بانوان تمیزی، آرایش، لباس زیبا پوشیدن و سایر اموری که موجب زینت آنهاست را با دینداری و زهد و اقتصاد در زندگی منافی ببینند).

زن و بوی خوش

لِتُطَیِّبِ الْمَرْأهُ الْمُسْلِمَهُ لِزَوْجِها
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: زن مسلمان باید خود را برای شوهرش خوشبو کند(۱۲)(سعی اسلام بر این است که در مقابل آن همه دستورات اکید بر ممانعت از شهوت‌رانی، زن و شوهر چنان با یکدیگر برخورد کنند که غریزه جنسی یکدیگر را اشباع کرده و زمینه فساد از بین برود).

زیبایی و مرتب بودن، عفت را زیاد می‌کند

امام رضا(علیه السلام) از پدرانش روایت کند که فرمودند: زنان بنی اسرائیل از عفت به بدکاری کشیده شدند و علتش چیزی نبود مگر این که شوهرانشان به خودشان نمیرسیدند و فرمود زن از تو، همان می‌خواهد که تو از او می‌خواهی(۱۳)(زیبایی و نظافت و تمیزی را با همسرانتان رعایت کنید).

بهداشت و نظافت هنگام آمیزش

بهتر است زن و مرد قبل از آمیزش، خود را تمیز کنند، مخصوصاً آلات تناسلی را با آب بشویند، بر زن و مرد لازم است که قبل از آمیزش مثانه را از ادرار خالی کنند، مخصوصاً برای زن، و بعد از آمیزش نیز حتماً ادرار کنند، تا گرفتار عفونت‌های تناسلی نشوند. عدم رعایت بهداشت، ممکن است مرد و زن را به بیماری‌های میکروبی و یا انگلی و یا ویروسی دچار کند. اگر ناحیه تناسلی به خاطر ماندن چرک و کثافات و رسوب‌های دیگر در شیارهای پوستی یا از باقیمانده‌های قاعدگی و ادرار، بوی زننده دارد، می‌بایست قبل از آمیزش، با آب ملایم و صابون آن را شستشو داد، مخصوصاً اگر زن استحمام بگیرد بوی خاصی از بدن او بلند می‌‌شود که برای غالب شوهران خوشایند است.

یک دستور بهداشتی روانی

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت علی(علیه‌السلام) فرمود: هنگام آمیزش با همسرت، از دو دستمال جداگانه استفاده کنید و با یک دستمال، خود را پاک نکنید(۱۴)(عدم رعایت این نکته از نظر بهداشت و همچنین روانی، اثر نامطلوب دارد).

روش پیامبر، رهبانیّت نیست

امام صادق(علیه‌السلام) روایت کند که: همسر مردی بنام عثمان ابن مظعون نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، و از بی‌توجهی شوهرش نسبت به او شکایت کرده گفت: او روزها را روزه و شبها را عبادت می‌کند! پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با شنیدن این کلام، چنان ناراحت شد که به سرعت به نزد وی آمد، عثمان مشغول نماز بوده با دیدن پیامبر، نماز را پایان داد، حضرت فرمود: ای عثمان! خداوند مرا به رهبانیت(دوری از حلال دنیا) نفرستاده است، من مبعوث شده‌ام به شریعت پاک و آسان، من، روزه می‌گیرم، نماز می‌خوانم، با همسرم آمیزش هم می‌کنم. هر کس روش مرا می‌خواهد، به من اقتدا کند و نکاح هم از سنت من است.(۱۵)
آمادگی و هماهنگی در ارضاء غریزه جنسی

آمیزش، هنر است

آمیزش کامل وقتی صورت می‌گیرد که زن و مرد در شرائط مناسب از نظر جسمی و روحی، دو مرحله را با موفقیّت انجام دهند.
مرحله اول: آماده ساختن تمایل جنسی در دو طرف و مرحله دوم: هیجان و اوج لذّت و انزال منی، که این دو مرحله باید منظم و پشت سر هم انجام پذیرد، آن هم با روش زیبا و مرتّب. هر گاه یکی از این دو مرحله، ناقص انجام گیرد، سرچشمه بعضی ناراحتی‌های جسمی و روحی می‌گردد.
آری آمیزش جنسی یک هنر است، و هنرمندان این صحنه، زن و شوهر هستند که باید با ذوق و احساسات و سلیقه خود هنرمندانه آن را برگزار کنند.
در دستورات حکیمانه رهبران اسلامی به این مرحله حساس یعنی مرحله آماده‌سازی برای آمیزش به طور دقیق تذّکر داده شده است.

با شتاب اقدام نکنید

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتی یکی از شما آمیزش می‌کند، همانند پرنده‌ها به طرف زن نرود(یعنی با عجله و شتاب اقدام نکند) صبر کند و خود را نگه دارد.(۱۶)
و در حدیث دیگری پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن حدیثی فرمود: آمیزش کردن مرد با اهل خود بدون بازی، یک نوع جفاست .(۱۷)

هماهنگی در ارضاء

امام صادق(علیه السلام) فرمود: بعضی از شما چنان نزد همسر خود می‌رود که وقتی(خود ارضاء شد) و بلند شد اگر همسرش(در اثر هیجان شهوت و عدم ارضاء) انسان سیاهی را هم پیدا کند با او در آمیزد. چون کسی آمیزش می‌کند، مقداری با هم بازی کنند(تا هر دو اشباع شوند)؛ این، عمل آمیزش را کاملتر می‌کند(توجه دارید که اسلام فقط نماز و روزه و یک سلسله اعمال مخصوص نیست بلکه از هر جهت، اعتدال جامعه و فرد را در نظر دارد حتی به میل جنسی که بسیاری آن را مخالف دینداری می‌دانند، عنایت دارد).(۱۸)

سرگرمی خوب

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سرگرمی مؤمن، جز در سه چیز باطل است: در فراگیری اسب سواری، در تیراندازی و در بازی کردن مرد با همسر خویش(هنگام آمیزش). این سه، حقّ است.(۱۹)

منابع تحقیق
۱- قرآن
۲- بحار: مجلسی- محمدباقر – بیروت – داراحیاه التراث العربی – بیروت لبنان- ۱۴۰۳ق
۳- خورشید معرفت، ج ۱ موسوی غروی – محمدجواد- انتشارات جاوید – بی‌جا- بی‌تا
۴- سفینه البحار – عباس قمی(بی جا) دارالاسوه الطباعه و النشر- ۱۴۱۴ق
۵- فروع کافی – کلینی- محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی – تهران – دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا
۶- کافی – کلینی- محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی – تهران – دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا
۷- لئالی الاخبار- محمدنبی التویسره نی- تهران – جهان – ۱۳۷۱ شمسی
۸- میزان الحکمه/ ج۷/ باب فساد قم- حوزه علمیه قم- دفتر تبلیغات اسلامی – مرکز انتشارات ۱۳۶۹
۹- وسائل: محمدبن الحسن الحرالعاملی: تهران/ اسلامیه/ ۱۳۶۷

پی‌نوشت‌ها

۱- سوره روم/ آیه ۲۱
۲ – سوره روم، آیه ۲۱
۳ – خورشید معرفت، ج ۱ و میزان الحکمه؛ ج ۷، باب فساد.
۴ – کافی ج ۵ ص ۳۲۱
۵ – کافی ج ۵ ص ۳۲۱ و ۴۹۶٫
۶ – کافی ج ۵ ص ۳۲۱ و ۴۹۶٫
۷ – فروع کافی ج ۵ ص ۴۹۶
۸ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۱۸ و ص ۱۱۲٫
۹ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۱۸ و ص ۱۱۲٫
۱۰ – بحار ج ۴۶ ص ۳۹۳
۱۱ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۷۷
۱۲ – بحار ج ۱۰۰ ص ۲۴۵
۱۳ – لئالی الاخبار ج ۳ ص ۲۳۷
۱۴ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۸۸
۱۵ – فروغ کافی ج ۵ ص ۴۹۴
۱۶ – کافی ج ۵ ص ۴۹۷
۱۷ – وسائل ج ۱۴ ص ۸۲ و ۸۳٫
۱۸ – وسائل ج ۱۴ ص ۸۲ و ۸۳٫
۱۹ – وسائل ج ۱۴ ص ۸۲ و ۸۳٫

 منبع: راسخون؛ روح الله مظاهری

چگونه به همسرتان نزدیکتر شوید؟

 چه طور مى‌شود برخى از زوج‌ها، سال‌ها با عشق و علاقه کنار یکدیگر زندگى مى‌کنند و از کنار هم بودن، احساس خرسندی می‌کنند؟ بهتر است بدانید زوج‌هایى که عاشق یکدیگرند و به اصطلاح براى هم مى‌میرند، در زندگى خود تکنیک‌هایى را اجرا مى‌کنند که متاسفانه دیگران از آن بى خبرند. آنان هر لحظه از زندگى خود را به دنبال یافتن راه هایی هستند تا بیشتر به هم نزدیک شده و عشق و محبت‌شان نسبت به یکدیگر بیشتر شود. هنگامى که به زوج‌هاى موفق و خوشبخت مى‌نگرید به زودى در مى‌یابید همه آن‌ها براى داشتن یک رابطه عاشقانه، دست روى دست نمى‌گذارند، با تمام وجود تلاش مى‌کنند و همواره شعله عشق را در قلب یکدیگر روشن نگه مى‌دارند. در این جا به بعضى از تکنیک‌هایى که این زوج‌ها در زندگى مشترک خود به کار مى‌گیرند، توجه کنید:

۱-عاشق یکدیگر هستند

رابطه این زوج‌ها، بسیار عاشقانه و صمیمی است و بدون هیچ گونه چشم داشتى به یکدیکر عشق مى‌ورزند. اغلب آن‌ها علاوه بر آن که شریک زندگى هم هستند، مانند یک دوست و رفیق صمیمى، با یکدیگر بر خورد مى‌کنند. در بیشتر موارد، رفتار، منش، احساسات، افکار، علایق و سرگرمى‌هاى مشابهى نیز دارند. از با هم بودن کاملا لذت مى‌برند و بدون هیچ گونه شک و تردیدى خیلى روشن و واضح ابراز احساسات مى‌کنند و علاقه قبلى خود را نسبت به طرف مقابل به زبان مى‌آورند. بنابراین چنین رابطه‌اى دوستانه و صمیمى‌اى راه را براى یک زندگى عاشقانه هموار خواهد کرد.

۲-براى هم وقت مى‌گذارند

على رقم همه کارهایى که با هم دارندمانند شغل،فرزندان و…باز هم اولویت اول زندگى آن‌ها همسرشان بوده وروزانه وقت خاصى را به یکدیگر اختصاص مى‌دهند.شاید مقدار زمانى که با هم هستند زیاد نباشد ولى آن چه اهمیت داردکیفیت رابطه آن هاست. آن‌ها ازحداقل زمان بیشترین نتیجه گیرى را مى‌گیرند.بنابراین رابطه عاطفى بین آن‌ها دو چندان خواهد شد.

۳-با یکدیگر به خوبى بر خورد مى‌کنند

زوج‌هاى موفق مى‌دانند چگونه نظرات خود را بیان کرده و چه طور اختلافات‌شان را ابراز کنند، بدون آن که طرف مقابل خود را ناراحت کرده و باعث رنجش او شوند. آن‌ها نسبت به یکدیگر خشمگین و عصبانى نمى‌شوند و با هم سازگار هستند. به گفته‌ها و صحبت‌هاى همسر‌شان با دقت گوش مى‌دهند، یکدیگر را کاملا درک مى‌کنند و در همه حال تکیه گاهى مطمئن براى ترس‌ها، نیازها وخواسته‌هاى هم هستند.

بنابراین براى داشتن رابطه‌اى سالم، ابتدا باید بدانید چگونه با یکدیگر صحبت کرده و ارتباط بر قرار کنید. تنها در این صورت است که همسرتان حالت تدافعى به خود نمى‌گیرد، شما را درک مى‌کند و در نهایت مى‌تواند از خواسته‌ها و نیازهاى شما مطلع شود.

۴-خود را دوست دارند

اگر مى‌خواهید کسى شما را دوست داشته و عاشق‌تان باشد، ابتدا باید خودتان را دوست داشته باشید. مطمئن باشید تا وقتى که خود را مستحقق “دوست داشتن”ندانید هیچ کس قادر نیست به شما علاقمند شود. اگر هم این اتفاق بیافتد، به زودى آتش او فرو کش خواهد کرد. هنگامى که شما به خود مطمئن نیستید و اعتماد به نفس لازم را ندارید، بعد از مدتى گرفتار احساسات منفى از قبیل حسادت، بد بینى و… شده و سرانجام باعث فروپاشى رابطه‌تان مى‌شود. اعتماد به نفس به طرف مقابل نشان مى‌دهد شما فردى توانا و قدرتمند هستید و کاملاً با میل و رغبت در کنار او زندگى مى‌کنید و هیچ چیز دیگرى شما را مجبور به حفظ این رابطه نکرده است.

۵-دستان یکدیگر را مى‌گیرند

با لمس کردن، پیام‌هاى زیادى مانند عشق، دوستى، صمیمیت، اطمینان و حمایت… را مى‌توانید به همسرتان انتقال دهید. همه افراد بشر، براى داشتن روحیه سالم و شاد نیاز به این دارند که مورد محبت واقع شوند. لمس کردن مى‌تواند فشار خون را پایین بیاورد و نوعى ماده شیمیایى در مغز تولید کند که باعث ایجاد پیوندى عمیق‌تر شده و شما را از لحاظ عاطفى هر چه بیشتر به یکدیگر نزدیک‌تر کند. با بکار بردن این تکنیک‌هاى ساده ولى بسیار مهم مى‌توانید بهتر یکدیگر را درک کنید، بیشتر به هم نزدیک شوید و بالاخره به یک زندگى عاشقانه و شاد دست یابید. از همین لحظه این تکنیک‌ها را امتحان کنید تا شاهد نتایج شگفت‌آور در زندگى‌تان باشید.

مترجم: مهتاب على مرادى

منبع: سایت راسخون

لنگری برای کشتی عشق

 ۱۰قاعده برای بیشتر دوست داشتن همدیگر در زندگی مشترک

زندگی زوجین، مانند یک بازی است که مهره‌های آن، دائم در حال جا به جایی هستند. در بهترین حالت، آن دو نفر مانند چراغ مه‌شکن هستند و راه یکدیگر را روشن می‌کنند. همچنین نقاط ضعف هم را آشکار می‌کنند که این خود، موجب رشد دو طرف و پایداری علاقه می‌شود. اما این تعادل را چگونه می‌توان حفظ کرد؟ خیلی ساده و با رعایت قواعد بازی می‌توان این کار را انجام داد.

مهم‌ترین قواعد دوست داشتن به قرار زیر است:

۱-خود را دوست بدارید

کسی که اعتماد کافی به خود ندارد، نمی‌تواند از احساسات طرف مقابل به درستی قدرشناسی کند. بدین ترتیب موفق می‌شوید: دست از کار کردن مانند سیندرلا بردارید. این در صورتی است که خود را به درستی ارزیابی نکرده باشید. برنامه خود را تغییر دهید. شعارتان این باشد: «بهترین چیزها برای خودم!» برای خود چیز تازه‌ای بخرید، به سینما بروید، کسی که با خودخواهی به برآورده کردن خواسته‌ها و اهداف خود بیندیشد، نتیجه عکس آن را می‌گیرد. علاقه به خود در اثر ارتباط عاطفی و روحی با «همسر» به دست می‌آید، نه در حل کردن مشکلات به تنهایی.

۲-مسئولیت خود را بر عهده بگیرید

هر کس، طراح خوشبختی خود است. بدین ترتیب موفق می‌شوید: اگر فکر می‌کنید خوشبختی در دوستی خود به خود به وجود می‌آید در اشتباه هستید. علاقه هم مانند یک غذای لذیذ، باید درست شود… فعال شوید! دوستی ایده‌آل محصولی از عقاید، اهداف و همکاری است. باید سوالات زیر را برای خود مطرح و آن را حل کنید: «آیا اصلاً به زندگی زناشویی علاقه‌ای دارید؟ همسر شما باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟ در کجا می‌توانید او را بیابید؟ و…» هنگامی که او را یافتند، باید بین واقعیت و تصورات خود تعادلی برقرار کنید.

۳-به خود وقت بدهید

زن و شوهر باید با صرف وقت و صبر زیاد، نخ‌های زندگی خود را به هم گره بزنند. بدین ترتیب موفق می‌شوید: زندگی زناشویی خود را در خانه‌ای ببینید که باید آن را بسازید و عشق یکی از مصالح اصلی آن است. برای این که ساختمان محکم ساخته شود، باید پایه‌های محکمی برای آن بریزید. شما باید برای کشیدن نقشه و پیاده کردن آن در ساختن این خانه، آرامش و زمان زیادی صرف کنید. این موضوع در مورد ارتباط دو نفر هم صدق می‌کند. اگر شما برای رسیدن به علاقه‌ای عمیق، عجله به خرج دهید، در خاتمه چیزی به دست خواهید آورد که فقط شبیه یک ارتباط است. اما معلوم نیست که این ارتباط در مواقع بحرانی هم دوام پیدا کند، بنابراین در بیان نظرات خود و پذیرفتن نیازهای طرف مقابل رک و صریح باشید.

۴-برترس‌های خود غلبه کنید

آیا گمان می‌کنید که رشد، تکامل و سرزندگی در درازمدت، جایی در زندگی زناشویی شما نخواهد داشت؟ دوستی واقعی، رد و بدل کردن دائمی افکار است. بدین ترتیب موفق می‌شوید: لیستی از مسائل مهم تهیه کنید. ترس‌های خود را بشناسید. شما در کجا جلوی خود و همسرتان را می‌گیرید و مانع پیشرفت رابطه می‌شوید؟ چه چیزی موجب رنجیدگی شما می‌شود؟ در چه مواردی می‌توانید با گذشت باشید؟ با همسرخود صحبت کنید که چگونه می‌توان با موانعی که در ارتباط شما وجود دارد، مبارزه کرد.

۵-از کلمات صحیح استفاده کنید

لحن صحبت در یک ارتباط زناشویی، نقش مهمی دارد. پس از سپری شدن دوران اولیه زندگی، باید با همسر خود گفت و گوهای زیادی داشته باشید تا بتوانید یکدیگر را بهتر درک کنید. هنگام صحبت با همسر خود، توجه داشته باشید که زمان و مکان صحیحی را انتخاب کرده‌اید. نباید با طعنه یا خشونت صحبت کنید. احساسات خود را هنگام گفت و گوهای منطقی، زیاد به بازی نگیرید. از گله کردن بپرهیزید. به یک توافق برسید. تشویق و تحسین در زندگی‌های موفق، نقش بسیار مهمی بر عهده دارند. در مقابل هر یک انتقاد، باید پنج نکته مثبت را هم در نظر بگیرید.

۶-رفتارهای قاطع و درعین حال منصفانه داشته باشید

آیا شما در بن بستی قرار دارید و نمی‌دانید چگونه باید از آن خارج شوید؟ همواره در زندگی زناشویی وضعیت‌هایی وجود دارند که با توافق دوطرفه، هیچ کس احساس مغبون شدن نمی‌کند. بدین ترتیب موفق می‌شوید: اولین قدم «قبول داشتن همسر» است. بعد باید نتیجه مورد نظر خود را تعیین کنید. همواره در تمام مسائل، توافقی وجود دارد که هر دو طرف را راضی کند.

۷-در تغییرات با یکدیگر همکاری کنید

هیچ چیز ثابت نیست. در زندگی زناشویی تغییرات غیر قابل اجتناب هستند. تغییر شغل، تولد فرزند و… مسائلی هستند که زن و شوهر باید با هم بر آن غلبه کنند. بدین ترتیب موفق می‌شوید: انعطاف‌پذیری علاوه بر این که یکی از پایه‌های مهم زندگی است، یکی از مهم‌ترین خصوصیات افرادی است که برخورد بهتری در حل مشکلات دارند. پذیرفتن تغییرات با انعطاف‌پذیری، یعنی وداع با چیزهایی که در گذشته وجود داشته است. تغییرات همواره موجب تغییر روند بازی می‌شوند، حال باید رفتاری جدید در پیش گرفت.

تغییرات سه مرحله دارند:

۱-هنوز همه چیز آشناست و هر کس می‌داند چه باید بکند.

۲-چیزهای آشنا شروع به از بین رفتن می‌کنند و حال باید فعال بود.

۳-هر یک از افراد خانواده، خود را با چهارچوب مورد نظر تطبیق می‌دهد.

۸-جمع‌بندی رابطه

همان طور که اتومبیل خود را نزد تعمیرکار می‌برید، باید از رابطه خود هم مراقبت به عمل آورید. کنترل دائمی ارتباط، موجب حل راحت‌تر مشکلات و اختلافات احتمالی می‌شود. بدین ترتیب موفق می‌شوید: هر روز کاملاً آگاهانه برای همسر خود وقت بگذارید. از او بپرسید که روز خود را چگونه گذرانده و به چه فکر می‌کند. ارتباط مانند یک باغچه است. باید از آن مراقبت کرد، در غیر این صورت، پژمرده می‌شود.

۹-ارتباط خود را تازه و شاداب نگه دارید

راز داشتن ارتباط خوب و درازمدت، این است که دائم به آن رسیدگی کنید. بدین ترتیب موفق می‌شوید: گاهی اوقات او را به طرز مطبوعی غافلگیر کنید. به پیک نیک بروید، تا جایی که امکان دارد با هم بخندید نه به هم! اتفاقاتی را به خاطر بیاورید که هر دو در آنها نقش داشته‌اید. در برخی موارد، موضوعات کوچک را همواره رعایت کنید. بعضی از این مسائل همیشه ثابت، مانند لنگری هستند که کشتی احساسات را در دریای توفانی نگه می‌دارند و شما را به آرامش می‌رسانند.

۱۰-آرامش خود را حفظ کنید

باید آگاهانه قواعدی را رعایت کنید، زیرا زمانی می‌رسد که شما به زندگی روزمره خود باز می‌گردید. بدین ترتیب موفق می‌شوید. این هنر بزرگی است که هویت همسر خود را بپذیرید و به آن احترام بگذارید و در عین حال، خود را هم فراموش نکنید. به ایده‌آل‌های خود وفادار بمانید و ارتباط صمیمی و عمیق خود را قطع نکنید.

منبع: نشریه ایرانیان؛ شماره ۳۰

در زندگی زناشویی‌تان، مفهومی مشترک خلق کنید

هلن می‌گوید: «ازدواج ما، مثل تازه به دوران رسیده‌ها بود. یعنی بسیار سطحی. ما به خوبی با هم سر می‌کردیم و واقعاً همدیگر را دوست داشتیم. ولی حس نمی‌کردم که با کوین رابطه‌ای دارم. انگار دو هم اتاقی بودیم.» هلن که خود را «طرفدار حقوق زن از جان گذشته» می‌نامید، همیشه به حس استقلالش احساس غرور می‌کرد. در ابتدا، او تصور می‌کرد بسیار خوب است که او و کوین، هر کدام خط مشی، علایق، دوستان و زندگی خود را دارند. ولی هر چه بیشتر از زمان ازدواجشان می‌گذشت، مخصوصاً بعد از بچه‌دار شدنشان، هلن بیشتر حس می‌کرد که چیزی در زندگی‌اش کم است. او نمی‌خواست حس قوی استقلال فردی‌اش را از دست بدهد، ولی دوست داشت چیز بیشتری از زندگی زناشویی فردی‌اش نصیبش شود. پس از حضور در کارگاه ما، او فهمید: می‌خواهد بیشتر حس کند که او و کوین یک خانواده‌اند.

چنانچه زندگی زناشویی شما از شش اصل من پیروی کرده باشد، روابط شما شاد و پایدار است. ولی اگر به این سؤال رسیدید: «این است همه آنچه وجود دارد؟» وضعیتشان شبیه به هلن و کوین است. آنچه که مفقود گشته، حس عمیق داشتن مفهومی مشترک است. زندگی زناشویی، تنها، بزرگ کردن کودکان، تقسیم کار‌های خانه و روابط عاطفی نیست. می‌تواند دارای بعدی مفهومی نیز باشد که می‌بایست با خلق زندگی درونی توسط هر دو زوج ایجاد شود، یک فرهنگ که با نمادها و آیین‌ها و ارج نهادن به نقش‌ها و هدف‌‌های شما دو نفر غنی می‌شود، نقشها و اهدافی که شما دو نفر را به هم مرتبط می‌سازد و نقش‌ها و اهدافی که شما را به سمتی سوق می‌دهد تا بفهمید عضو بودن در خانواده‌ای که تشکیل داده‌اید یعنی چه.

معمولاً وقتی به فرهنگ فکر می‌کنیم، ما آن را به عنوان گروه‌‌های بزرگ قومی یا حتی کشورهایی که رسوم خاص و غذا‌های خاص دارند تصور می‌کنیم. ولی فرهنگ می‌تواند توسط دو نفر که توافق کرده‌اند زندگیشان را با هم قسمت کنند، به وجود آید. در اصل، هر زوج و خانواده خرده فرهنگ خود را به وجود می‌آورد. همانند دیگر فرهنگ‌ها، هر واحد کوچک رسوم خاص خود (همانند خوردن شام در بیرون از منزل در روز‌های تعطیل)، آیین خود(جشن شادی پس از تولد نوزاد) و افسانه‌‌های خود-داستان‌هایی که زوجها برای همدیگر تعریف می‌کنند (چه صحیح، چه غلط و چه پر شاخ و برگ)را دارند.

مری و جو، هر یک خود را به عنوان ضعیف‌ترین عضو خانواده خود می‌دانستند هر دو از هوش کم، جذابیت کم یا موفقیت کمتری نسبت به خواهرها و برادرهایشان برخوردار بودند. ولی معلوم شد خواهرها و برادرهایشان یا طلاق گرفتند و یا ازدواج نکردند. در حالی که آن دو زندگی شاد و پایدار تشکیل دادند، شغلی ثابت داشتند و کودکانشان را در خانه‌ای گرم و صمیمی بزرگ کردند. توسعه فرهنگ به این معنا نیست که یک زوج در هر جنبه از فلسفه زندگی‌شان با هم اتفاق نظر داشته باشند. در عوض، نوعی هماهنگی وجود دارد. آنها راهی برای ارج نهادن به رؤیا‌های یکدیگر می‌یابند، حتی اگر همیشه در رؤیا‌های خود را با هم سهیم نشوند. فرهنگی که آنها توسعه می‌دهند شامل رؤیا‌های هر دوی آنها می‌شود و به اندازه کافی قابل انعطاف است، وقتی زندگی دارای چنین حس مشترکی است، وجود تعارض کمتر مایه ی تنش می‌شود و احتمال کور شدن مشکلات غیر قابل حل کمتراست.

قطعاً شما می‌توانید بدون به اشتراک گذاشتن حس عمیق معنایی که زندگی برای هر دوی شما دارد، زندگی مشترک با دوامی داشته باشید. حتی اگر رؤیاهایتان را با دور زدن مشکلات پیدا کنید. بنابراین به جای حل آنها، می‌توانید با آن زندگی کنید. مهم است که بپذیرید هر کدام از شما ممکن است رؤیاهایی داشته باشید که فرد دیگر در آن سهیم نشود، ولی آنها را ارج نهد. مثلاً ممکن است هر کدام دین متفاوتی داشته باشید. ولی به سفر معنوی همدیگر احترام بگذارید تا پلی باشد میان تفاوتهایتان.

البته این نیز صحیح است که یک ازدواج ارزشمند بیش از جا خالی دادن در برابر مشکلات است. هر چه بیشتر در مورد بنیاد‌های زندگی توافق کنید، زندگی زناشویی شما غنی‌تر، پر معناتر و تا حدی آسان‌تر خواهد شد. احتمالاً الان نمی‌توانید خود را مجبور کنید تا دیدگاه ژرف و یکسانی داشته باشید. ولی اگر در مورد دیدگاه‌های خود صادق باشید، برخی از آنها به طور خود به خود با هم برابر می‌شوند. مهم‌ترین و حیاتی‌ترین هدف ازدواج این است که جَوی به وجود آورد تا هر شخص صادقانه در مورد اعتقاداتش صحبت کند. هر چه روراست‌تر و مؤدبانه‌تر با یکدیگر صحبت کنید، احتمال بیشتری دارد که مفهوم ارزشهایتان با هم تناسب داشته باشد.

در کارگاه ما، هلن و کوین توانستند با صحبت در مورد برخی پرسشهایی که بعداً خواهید دید، بربعد معنوی زندگی‌شان تمرکز کنند. در مرحله اول، آن دو بسیار جدی در مورد خانواده هایشان، تاریخچه خانوادگی‌شان و ارزشها و نمادها با یکدیگر صحبت کردند. وقتی به خانه برگشتند، هلن آلبوم عکس قدیمی خانواده‌اش را بیرون کشید و عکس پدر و مادر و پدر بزرگ خود را، یعنی جدش که از ایرلند به امریکا آمده بودند، نشان داد. او برای کوین داستان ازدواج جدش و چگونگی نامزدی آنها قبل از سفر به امریکا را تعریف کرد. هلن خود این داستان را بارها و بارها شنیده بود. او پس از مهاجرت به امریکا در مقابل همسرش صادق و وفادار ماند تا این که پس از چهار سال پول کافی پس انداز کردو او را نیز به امریکا برد. پیامی که هلن از این داستان گرفته این است که وفاداری ستون اصلی زندگی زناشویی است. تا این لحظه او هیچ وقت در این مورد مستقیماً نظرش را به کوین ابراز نکرده بود.

کوین نیز به یاد گذشته‌ها و داستان‌‌های خانوادگی خود افتاد-به خصوص به یاد مادر بزرگش افتاد که به تنهایی یک مغازه بزرگ را اداره می‌کرد و تقریباً ورشکست شد چون در طول رکود اقتصادی به افراد فقیر و گرسنه غذای مجانی می‌داد. مردم شهر همه می‌دانستند که او مقدار قابل توجهی از کالاهایش را برای خانواده‌‌های نیازمند که هر دوشنبه به مغازه‌اش می‌آمدند ذخیره کرده است. کوین به هلن گفت: «پدرم می‌گفت خانواده ما همیشه تمایل داشت تا سر حد حماقت بخشش کند. ولی این موضوع را طوری ادا می‌کرد که دیگران بدانند به آنچه انجام می‌داد، افتخار می‌کند.» او به هلن گفت که این طرز فکر، در دوره بزرگسالی خودش نیز رخنه کرده است. او همیشه به شرکت در مراسم خیریه در زمان کریسمس و دادن هدیه‌‌های بزرگ پافشاری می‌کرد.

این گفت و گو نقطه عطفی در زندگی هلن و کوین محسوب می‌شد. از آن زمان به بعد، آنها بارها در مورد ارزشهایی همانند وفاداری و سخاوتمندی که با شنیدن داستانهایی در کودکی به آنها القا شده بود، صحبت می‌کردند. به مرور زمان، همان طور که داستان‌های مربوط به خود را برای یکدیگر تعریف می‌کردند، داستان‌های یک یک آنها داستان مشترکشان شد-داستان خانواده‌ای که با هم ساخته بودند. هلن داستانها و ارزش‌های خانواده کوین را که برایش اهمیت داشت، پذیرفت و کوین نیز همین کار را در مورد نسل پیشین هلن انجام داد.

همان طور که قبلاً گفتم، هر چه نقاط مشترک بیشتری بیابید، روابط بین شما عمیق‌تر، غنی‌تر و با ارزش‌تر خواهد شد. با تأکید بر سه اصل اول یک زندگی شاد که توضیح دادم، پیوند و دوستی بین خود را نیز استحکام خواهید بخشید. که به نوبه خود روبه رو شدن با اختلافاتی که به وجود می‌آورد را آسان‌تر می‌کند. این زیبایی هفت اصل است. آنها حلقه بازخوردی تشکیل می‌دهند که اطمینان می‌دهد هنگامی که شما روی هر یک از این اصول کار می‌کنید، کار کردن بر روی اصل‌های بعدی آسان‌تر خواهد بود.

پرسشنامه ارزش‌های مشترک

برای این که متوجه شوید شما و شریک زندگی‌تان با هم حس مشترک و ارزش‌های مشترک در زندگی خود به وجود می‌آورید، به سؤال‌های زیر پاسخ دهید.

آداب ارتباط شما

۱- ما در مورد مراسم خانوادگی خود که شامل زمان صرف شام می‌شود با هم همدل هستیم. درست /غلط

۲- خوراک روز‌های تعطیل (همانند عید شکرگزاری و یا کریسمس) برای ما بسیار ویژه و اوقات آن فرح بخش است(یا هر دو از آن متنفریم). درست /غلط

۳- زمان دور هم جمع شدن ما در آخر هر روز اوقات بسیار ویژه‌ای است. درست /غلط

۴- در مورد نقش تلویزیون در خانه‌مان با هم توافق داریم. درست /غلط

۵- در آخر هفته ما کار‌های بسیاری را با هم انجام می‌دهیم و از آن لذت برده و برایش ارزش قائلیم. درست /غلط

۶- در مورد سرگرمی‌هایمان در خانه نظرات یکسانی داریم(مهمانی، دوستان و…) درست /غلط

۷- هر دو با هم جشن‌های خاص را می‌پسندیم یا از آن بدمان می‌آید(همانند روز تولد، سالگردها و یا گردهمایی خانوادگی). درست /غلط

۸- وقتی مریض می‌شوم، همسرم بسیار از من مراقبت می‌کند و مرا دوست دارد. درست /غلط

۹- از گذراندن تعطیلات و به مسافرت رفتن با هم لذت می‌برم و همیشه منتظرش هستم. درست /غلط

۱۰- گذراندن صبحها درکنار هم جزء اوقات ویژه ما محسوب می‌شود. درست /غلط

۱۱- وقتی خسته هستیم و از پا در آمده‌ایم، کار‌های زیادی داریم که برای رفع خستگی انجام دهیم. درست /غلط

محاسبه امتیازات: در ازای هر جواب درست که علامت زده‌اید، به خود یک امتیاز بدهید. اگر تعداد پاسخ‌های درست به سه رسید، زندگی مشترک شما دارای نقاط بهبود است. حتماً تمرین شماره ۱را که در ادامه این پرسشنامه آمده، انجام دهید.

نقش‌های شما

۱۲- به عنوان زن و شوهر، ارزش‌های مشابه بسیاری را با هم سهیم شده‌ایم. درست /غلط

۱۳- به عنوان پدر و مادر، ارزش‌های مشابه بسیاری را با هم سهیم شده‌ایم. درست /غلط

۱۴- در مورد معنای دوست خوب بودن برای یکدیگر،  دیدگاه‌های مشترکی داریم. درست /غلط

۱۵- در مورد نقش کار در زندگی یک نفر، دیدگاه‌های موافقی داریم. درست /غلط

۱۶- من و همسرم، فلسفه مشترکی در مورد برقراری تعادل میان کار بیرون و زندگی خانوادگی داریم. درست /غلط

۱۷- همسرم از رسالت اصلی من در زندگی، حمایت می‌کند. درست /غلط

۱۸- همسرم در مورد اهمیت خانواده و خویشاوندان (خواهرها، برادرها، مادرها و پدرهایمان )درزندگی مشترکمان، با من هم عقیده است. درست /غلط

محاسبه امتیازات: در ازای هر جواب درست که علامت زده‌اید، به خود یک امتیاز بدهید. اگر تعداد پاسخ‌های درست کمتر از سه بود، حتماً تمرین شماره ۲ را که در ادامه این پرسشنامه آمده، انجام دهید.

اهداف شما

۱۹- ما در زندگی مشترک خود در بسیاری از اهداف با هم سهیم هستیم. درست /غلط

۲۰- اگر به سال‌های دور در زندگی ام نگاه بیندازم، خواهم دید مسیری که طی کرده‌ایم با هم انطباق دارد. درست /غلط

۲۱- همسرم برای موفقیت‌های من ارزش قائل است. درست /غلط

۲۲- همسر من به اهداف شخصی‌ای که دارم و به زندگی مشترکمان مربوط نمی‌شود، احترام می‌گذارد. درست /غلط

۲۳- ما اهداف مشترکی برای کسانی که برای ما مهم هستند داریم(بچه ها، خویشاوندان، دوستان، جامعه). درست /غلط

۲۴- اهداف اقتصادی بسیار مشابهی داریم. درست /غلط

۲۵- درمورد مشکلات مالی احتمالی دارای نگرانی‌های مشابهی هستیم. درست /غلط

۲۶- امیدها و آرزوهایی که به صورت فرد فرد و با هم برای فرزندان و کل زندگی و دوران سالخوردگی خود داریم. یکسان است. درست /غلط

۲۷- رؤیا‌های زندگی‌مان مشابه و یا با هم هماهنگ است. درست /غلط

۲۸- حتی اگر رؤیاهایمان با هم متفاوت باشد، به گونه‌ای به رؤیا‌های یکدیگر احترام می‌گذاریم. درست /غلط

محاسبه امتیازات: در ازای هر جواب درست که علامت زده‌اید، به خود یک امتیاز بدهید. اگر تعداد پاسخ‌های درست کمتر از سه بود، تمرین شماره ۳را که در ادامه این پرسشنامه آمده، انجام دهید.

نماد‌های شما

۲۹- خانه برای هر دوی ما یک معنا دارد. درست /غلط

۳۰- فلسفه ما درمورد این که عشق چه باید باشد کاملاً هماهنگ است. درست /غلط

۳۱- هر دوی ما ارزش یکسانی برای اهمیت آرامش در خانه قائلیم. درست /غلط

۳۲- هر دوی ما در مورد معنای خانواده دارای اصول مشابهی هستیم. درست /غلط

۳۳- در مورد نقش عشق و محبت در زندگی دارای دیدگاه مشابهی هستیم. درست /غلط

۳۴- برای اهمیت و معنای پول در زندگی ارزش مشابهی قائلیم. درست /غلط

۳۵- برای هر دوی ما متأهل شدن ارزش مشابهی دارد. درست /غلط

۳۶- اهمیت و ارزش تحصیلات بین ما یکسان است. درست /غلط

۳۷- برای اهمیت وجود تفریح و سرگرمی در زندگی‌مان ارزش یکسانی قائلیم. درست /غلط

۳۸- برای ماجراجویی در زندگی اعتبار یکسانی قائلیم. درست /غلط

۳۹- برای اعتماد ارزش یکسانی قائلیم. درست /غلط

۴۰- برای آزادی شخصی ارزش مشابهی قائلیم. درست /غلط

۴۱- برای خودکفایی و استقلال فردی ارزش مشابهی قائلیم. درست /غلط

۴۲- در مورد تقسیم قدرت در زندگی زناشویی‌مان دارای ارزش مشابهی هستیم. درست /غلط

۴۳- در مورد یکی شدن و تشکیل«ما»ارزش مشابهی قائلیم. درست /غلط

۴۴- در مورد معنای داشتن مالکیت بر اشیایی همانند ماشین، لباس، کتاب، موسیقی، خانه و زمین دارای اصول یکسانی هستیم.

۴۵- هر دوی ما پراز شوریم و از یاد آوری خاطرات گذشته لذت می‌بریم. درست /غلط

۴۶- هر دو در مورد آنچه در زمان بازنشستگی و سالخوردگی می‌خواهیم، اتفاق نظر داریم. درست /غلط

محاسبه امتیازات: در ازای هرجواب درست که علامت زده‌اید، به خود یک امتیاز بدهید. اگر تعداد پاسخ‌های درست کمتر از سه بود، زندگی شما دارای نقاط بهبود است. حتماً تمرین شماره ۴را که در ادامه این پرسشنامه آمده، انجام دهید.

تمرین‌های زیر فهرستی از سؤالها هستند که هم باید به آنها پاسخ دهید، و هم در موردشان بحث نمایید. آنها به چهار دسته تقسیم شده‌اند که معمولاً اساس ارزش‌های مشترک بین زن و شوهر را تشکیل می‌دهد. آیینها، نقشها، اهداف و نمادها. این پرسشنامه برای کامل شدن در یک روز و حتی یک ماه طراحی نشده است. آنها را به عنوان نقطه شروع بسیاری از بحث‌های آینده و گفت و گو‌های خانه در نظر بگیرید. برای استفاده بهتر از این پرسشنامه، به یک یک پرسشها با دقت نگاه کنید. حتی می‌توانید افکار خود را درباره سؤال بنویسید. سپس مطالب یکدیگر را بخوانید و رو در رو با هم صحبت کنید.

هم درباره نقاط مشترک خود، و هم در مورد تفاوتهایی که دارید با هم صحبت نمایید. راهی بیابید تا به ارزشها، فلسفه‌ها و رؤیا‌های یکدیگر احترام بگذارید. گرچه در زمینه‌‌های بسیاری نیاز‌های جداگانه‌ای دارید، ولی راهی بیابید تا از نیاز‌های یکدیگر حمایت کنید. اگر تفاوت بین شما اساسی است، راههایی بیابید تا تفاوت‌های بین خود را پذیرفته و به آن احترام بگذارید. در صورتی که مایلید، اساسنامه خانواده خود را بنویسید، معانی و فلسفه‌‌های مشترکی که درمورد زندگی بر سر آن توافق نموده اید.

آیین خانوادگی

یک حقیقت تلخ وجود دارد و آن این که کمتر از یک سوم خانواده‌‌های آمریکایی، شام را به طور منظم با هم می‌خورند و بیشتر از نیمی از این تعداد نیز هنگام شام تلویزیون خود را روشن می‌کنند. این کار، مانع صحبت در طول شام می‌شود. ایجاد آداب غیر رسمی، زمانی که می‌توانید از لحاظ عاطفی به یکدیگر نزدیک شوید، در زندگی زناشویی بسیار لازم است.

جمع خانوادگی در نیمه شب عید کریسمس، روشن کردن شمع، عید شکر گزاری در خانه مادر بزرگ، گردهمایی‌‌های خانوادگی: اکثر ما درخانواده‌هایی بزرگ شده‌ایم که برخی آداب مهم بوده‌اند. با قراردادن برخی از آنها در زندگی مشترکتان(یا ایجاد آیین‌های جدید مخصوص به خود)، آنها آداب و رسوم خاص شما و بعدها هویت خانوادگی شما می‌شوند.

جسی، از طرف پدری عضو خانواده‌ای بزرگ و منسجم بود به نام فلدمن. از وقتی پسربچه بود، هنگام عروسی یکی از اعضای خانواده از عکاس خواسته می‌شد تا عکسی دسته جمعی از تمام اعضا که حدود پنجاه نفر یا بیشتر می‌شدند، بگیرد. عروس و داماد می‌نشستند و همه اعضای خانواده پدری نیز به دور عروس و داماد بودند.

وقتی که جسی کودک بود و یا جوان تر، فکر می‌کرد ادا و اطوار در آوردن و چپ کردن چشمانش باعث خنده‌دار شدن عکسها می‌شود. ولی وقتی عاشق آماندا شد و با او ازدواج کرد، عکس خانوادگی فلدمنها برای او معنایی دیگر داشت. او اکنون داماد بود و بر روی صندلی نشسته بود که تمام اعضای خانواده‌اش دور او جمع بودند. حالا که به آلبوم عروسی خود نگاه می‌کند، احساس غرور و تعلق می‌کند. این گونه حس می‌کند که آماندا واقعاً به خانواده آنها پیوسته است. هرگاه آنها درعروسی یک فلدمن دیگر شرکت می‌کنند و او و آماندا در کنار سایر اعضای خانواده دور عروس و داماد می‌ایستند و عکس می‌گیرند، این احساس در او بیشتر تقویت می‌شود.

آداب و رسوم لزوماً نباید خاص دوران کودکی و یا تاریخ خانوادگی شما باشد. شما می‌توانید آداب خاص خود را خلق نمایید. آداب جدید می‌توانند رسوماتی باشند که خانواده آنها را نداشته است. مثلاً اگر همیشه آرزو داشتید که خانواده‌تان آخر هفته‌ها با هم و بیرون از خانه باشند، می‌توانید این مورد را در برنامه هفتگی خود بگنجانید.

گاهی آدابی که چندان جدی به نظر نمی‌رسند، می‌توانند برای یک خانواده با اهمیت باشند. مثلاً هلن و نیک همیشه تولد اعضای خانواده را با کیکی که با هم پخته‌اند جشن می‌گیرند. این رسم از زمانی آغاز شد که پسرشان به دنیا آمد. او به تخم مرغ حساسیت داشت بنابراین نمی‌توانستند از بیرون کیک بخرند. پس ازچند سال، حساسیت پسرشان از بین رفت، ولی آنها همچنان خود کیک می‌پختندزیرا حالا این رسم برای آنها معنایی خاص داشت. این کار به آنها این شانس را می‌داد تا تولد اعضای خانواده را به شیوه‌ای کاملاً خانگی جشن بگیرند.

تمرین شماره ۱: آیین‌ها

در تمرین زیر، با صحبت در مورد آنچه می‌خواهید، آداب و رسوم خانواده خود را خلق کنید. درمورد وجود این رسوم(یا فقدان آنها ) بحث کنید، آنها برای شما به چه می‌مانند، بهترین زمان و بدترین آنها چه بوده است. سپس آیین خود را بنویسید بنابراین متوجه خواهید شد که چه کسی باید چه زمانی، چه کاری بکند. این رسوم را به طورمنظم بجای آورید و مشتاقانه منتظر نوبت بعدی باشید.

۱- شام را چگونه باید بخوریم؟ معنای وقت شام چیست؟معنای وقت شام در خانواده‌هایی که در آن بزرگ شدیم چه بود؟

۲- در آغاز روز چگونه باید از هم جدا شویم؟ این مورد در خانواده‌هایی که در آن بزرگ شدیم چگونه بود؟ دیدن دوباره‌مان به چه صورت باید باشد؟

۳- زمان خواب چطورباید باشد؟ در خانواده‌ای که در آن بزرگ شدیم چطور بود؟ ما می‌خواهیم این ساعت چطور باشد؟

۴- تعطیلات آخر هفته به چه معناست؟ این تعطیلات در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم به چه صورت بوده است؟حالا باید چه معنایی داشته باشد؟

۵- رسم ما در رفتن به تعطیلات چیست؟ در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم چگونه بود؟حالا باید چگونه باشد؟

۶- یک تعطیلات معنی‌دار و با هدف را انتخاب کنید. این تعطیلات واقعاً برای ما چه معنایی دارند؟امسال چگونه باید آن را جشن گرفت؟ درخانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم چگونه جشن گرفته می‌شد؟

۷- هر کدام از ما چگونه دوباره نیرو می‌گیرد؟ معنای این رسومات چیست؟

۸- وقتی کسی مریض است، چه می‌کنیم؟ درخانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم چگونه بوده است؟ در خانه ما دو نفر چگونه باید باشد؟

دکتر ویلیام دوهرتی، جامعه شناس، بر اهمیت رسوم ارتباط خانوادگی تأکید کرد. او وهمسرش لی سنت خوردن قهوه بعد ازشام را در خانه خود به وجود آوردند. زمانی که آنها دو نفری قهوه می‌نوشیدند و با هم صحبت می‌کردند، فرزندانشان یا بازی می‌کردند یا تکالیفشان را انجام می‌دادند. پس از صرف شام همگی میز را جمع می‌کردند و یا ظرفها را می‌شستند، سپس بیل قهوه درست می‌کرد و آن را برای همسرش که در اتاق نشیمن بود، می‌برد. آن زمان اوقات آرامش و ارتباط بود. شما نیز می‌توانید با انجام مراحل زیر، رسم خود را برای ایجاد ارتباط خلق کنید.

*یک ملاقات هفتگی دو نفره به دور از بچه‌ها.

*جشن موفقیتها -راههایی برای جشن گرفتن دستاورد‌های کوچک و بزرگ و آفرینش فرهنگ ستایش و افتخار در زندگی زناشویی‌تان می‌باشد.

*آیین‌هایی که بدشانسی‌ها، خستگی‌ها و عقب افتادگی‌ها را در محاصره خود می‌گیرد. چگونه می‌توانید از خود حمایت کرده و به خود نیروی تازه ببخشید.

*مراسم ارتباط اجتماعی برای سرگرمی دوستان، حمایت از دیگر افراد جامعه یا باز گذاشتن در خانه‌تان به روی افرادی که از آنها مراقبت می‌کنید.

*آدابی برای رفت و آمد با خویشاوندان و دوستان، مثل گردهمایی‌های خانوادگی.

*تولدها و اتفاقاتی که تکرار می‌شوند. بهترین مثال برای آن تعطیلات و جشن‌های مذهبی و سالگردهایی که برای شما مهم می‌باشند، است.

نقش شما در زندگی

حسی که ما از جایگاهمان در جهان داریم تا حد زیادی به نقش‌های گوناگونی که بازی می‌کنیم بستگی دارد -ما زن یا شوهر، فرزند، شاید مادریا پدر و کارمند هستیم. از نقطه نظر ازدواج، دیدگاه ما درباره نقش خود و نقش همسرمان می‌تواند به هماهنگی و ارزشمندی و یا ایجاد تنش در رابطه بین ما بیفزاید.

زندگی زناشویی شما به اندازه‌ای عمیق‌تر خواهد بود که انتظارات شما از یکدیگر به هم شبیه باشد. مثلاً جایگاه زن و شوهر شما در خانواده خود کجا باید باشد. منظور ما در اینجا مسائل کم اهمیت و سطحی مثل شستن ظرفها توسط یک نفر نیست، بلکه منظورمان احساسات عمیق‌تر در مورد آنچه از خود و همسرتان انتظار دارید، است. برای مثال، ایان و هیلاری هر دو معتقد بودند که شوهر باید نقش حمایت کننده و نان آور، و زن نقش پرورنده داشته باشد. سالی و کریس به مساوات معتقدند و به نظر آنها هر دو زوج باید همدیگر را از نظر عاطفی و مالی حمایت کنند. ازدواج هر دو خانواده اثر بخش خواهد بود، زیرا در هر دو زن و شوهر فلسفه مشترکی در مورد نقششان دارند. ولی اگر ایان باسالی و هیلاری یا کریس ازدواج می‌کرد، احتمال شکست خوردن زندگی‌شان وجود داشت.

داشتن دیدگاهی مشترک در مورد نقش والدین -برای مثال ارزش‌هایی که باید به فرزندان خود منتقل کنید-نیز به اعتبار ازدواج می‌افزاید. بنابراین در مورد تعاملاتی که هم اکنون با والدین و خواهرها وبرادرهایتان دارید، به سؤالات پاسخ دهید. (آیا آنها را عضوی از خانواده خود می‌دانید، یا از آنها فاصله می‌گیرید؟)حتی دیدگاه شما درباره کار و منظور شما از آن می‌تواند رابطه شما راعمیق ترکند. به عبارت دیگر، هر چه نظرات مشابه شما در مورد این گونه مسائل بیشتر باشد، زندگی شما مستحکم‌تر خواهد شد.

هیچ کدام از این گفته‌ها، به این معنا نیست که شما باید(یا می‌توانید) در مورد تک تک جنبه‌‌های زندگی دارای نقاط مشترکی باشید. برای مثال، زن و شوهری که هر دو یک شغل دارند، ممکن است برای آن معنا‌های متفاوتی داشته باشند. جانی از این که دانشمند است بسیار راضی و خشنود می‌باشد. کارش بخشی از هویتش را تشکیل داده و باعث می‌شود جهان را طور دیگری ببیند. او به این که یک زمین شناس است افتخار می‌کند. اگر از او بپرسند اول خود را به چه چشم می‌بیند، می‌گوید یک زمین شناس. زن او، مولی، نیز یک زمین شناس است، ولی چندان به شغلش احساس نزدیکی نمی‌کند. او ابتدا خود رایک زن می‌بیند، و سپس یک زمین شناس. ولی این دیدگاه هیچ مشکلی در ازدواج آنها ایجاد نمی‌کند. آنها در بسیاری زمینه‌‌های دیگر زندگی‌شان عمیقاً به هم نزدیکند و این اختلاف هرگز خوشبختی آنها را خدشه‌دار نمی‌کند.

تمرین شماره ۲: نقشها

هر چه صادقانه‌تر در مورد دیدگاه خود و نقشی که می‌خواهید در زندگی داشته باشید صحبت کنید، احتمال رسیدن به نقطه مشترکی در زندگی‌تان بیشترخواهد شد. فکرکردن به این سؤالها به صورت تک تک و سپس همه با هم به شما کمک خواهد کرد.

۱- در مورد نقش خود به عنوان زن یا شوهر چه تصوری دارید؟ در زندگی خود این نقش به چه معناست؟ مادر و پدر شما به این نقش چگونه می‌نگرند؟ شما تا چه حد مشابه یا متفاوت هستید؟ چگونه دوست دارید این نقش را تغییر دهید؟

۲- در مورد نقش خود به عنوان پدر یا مادر چه تصوری دارید؟ این نقش در زندگی‌تان برای شما چه معنایی دارد؟ مادر یا پدرتان چگونه به این نقش می‌نگرند؟ دوست دارید چه تغییراتی در این نقش به وجود آورید؟

۳- نقش خود را به عنوان پسر یا دختر چگونه می‌بینید؟ این نقش در زندگی شما به چه معناست؟ دیدگاه مادر یا پدرتان در مورد این نقش چیست؟ دوست دارید چه تغییراتی در این نقش به وجود آورید؟

۴- در مورد نقش خود به عنوان کارمند چه حسی دارید(حرفه خود)؟ این نقش چه معنایی در زندگی شما دارد؟ دیدگاه مادر و پدر شما در مورد این نقش چیست؟ تا چه حد به هم شبیه یا از هم متفاوتید؟ دوست دارید چگونه این نقش را تغییر دهید؟

۵- در مورد نقش خود به عنوان دوست دیگران چه تصوری دارید؟ این نقش در زندگی شما به چه معناست؟ مادر و پدر شما چگونه به این نقش نگاه می‌کنند؟ از چه نظراتی به هم شبیه یا از هم متفاوتید؟ دوست دارید در این نقش چه تغییراتی به وجود آورید؟

۶- در مورد نقش خود در جامعه چه تصوری دارید؟ این نقش در زندگی شما به چه معناست؟ مادر و پدرشما چگونه به این نقش نگاه می‌کنند؟ از چه نظراتی به هم شبیه یا از هم متفاوتید؟ دوست دارید در این نقش چه تغییراتی به وجود آورید؟

۷- چطور بین این نقشها در زندگی خود تعادل ایجاد می‌کنید؟

اهداف فردی

بخشی از آنچه به زندگی معنا می‌بخشد، اهدافی است که برای دستیابی به آن تلاش می‌کنیم. با این که همه ما دارای اهدافی حقیقی هستیم، همانند کسب درآمدی معین، اهداف عمیق‌تر و معنوی‌تر نیز داریم. این هدف ممکن است برای یک شخص رسیدن به صلح و آرامش پس از دوران کودکی پر فراز و نشیب باشد، و برای فردی دیگر پرورش کودکانی خوش قلب و سخاوتمند.

بسیاری اوقات، در مورد عمیق‌ترین اهداف خود صحبت نمی‌کنیم. حتی از خودمان نیز سؤال نمی‌کنیم. ولی وقتی شروع به این کار می‌کنیم، به ما این شانس را می‌دهد تاچیزی را کشف کنیم که روی ما و زندگی زناشویی‌مان تأثیری عمیق دارد.

نه تنها با تقسیم اهداف مشترک خود با همسرتان صمیمت و نزدیکی بین خود را افزایش می‌دهید، بلکه به اندازه‌ای که با یکدیگر برای دستیابی به اهداف مشترک تلاش می‌کنید باعث غنای زندگی خود می‌شوید. برای مثال، امیلی و الکس هر دو برای کار داوطلبانه در کلیسای خود همکاری می‌نمودند. وقتی فرزندانشان بزرگ شدند، آن دو تصمیم گرفتند که به اتحادیه خود خدمتی معنوی کنند. بنابراین الکس به هیئت گردانندگان مدرسه مذهبی پیوست، و امیلی نیز برنامه‌ای طرح‌ریزی کرد تا به بزرگسالانی که به کلیسا می‌آمدند و می‌خواستند در مورد دین خود بدانند، آموزش دهد. امیلی می‌گوید: «من این کار را به تنهایی انجام دادم، ولی داشتن حس شراکت با الکس در انجام خدمتی برای جامعه‌مان و کلیسا تجربه‌ای بسیار ارزشمند است. من حس می‌کنم دوباره جان گرفتم، نه فقط در دینم، بلکه در زندگی مشترکم.»

تمرین شماره ۳: اهداف

برای کشف معنای اهداف فردی و مشترک خود با همسرتان، به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

۱- برای رسالتی که دارید یک جمله بنویسید. آگهی ترحیم خود را بنویسید. دوست دارید حاوی چه مطلبی باشد؟

۲- برای خود، همسرتان و فرزندانتان چه اهدافی در زندگی دارید؟ می خواهید در ده یا پنج سال آینده چه کارهایی را به اتمام رسانید؟

۳- دوست دارید قبل از مرگتان کدام آرزوهایتان برآورده شود؟

۴- ما اغلب وقت خود را با چیزهایی پرمی کنیم که طالب توجه فوری ما هستند. ولی مسائلی واقعاً مهم در زندگی شما که منبع عظیمی از انرژی و شادمانی در شماست و واقعاً نیاز دارید وقت خود را به آن اختصاص دهید، چیست؟مسائل مهمی که به تعویق افتاده یا کنار گذاشته شده اند؟

۵- معنویت در زندگی شما چه نقشی دارد؟در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌اید چه نقشی داشته است؟ در زندگی مشترکتان چگونه باید باشد؟

نماد‌های مشترک

علامت دیگر مفاهیم مشترک در ازدواج، این است که زندگی شما توسط چیزهایی که نمایانگر ارزشها و عقاید شما هستند احاطه شده است. برای جنی و مایکل نیز ناهار خوری‌شان از ارزش خاصی برخوردار است. آنها چندین سال پول خود را پس انداز کردند تا به یک نجارمحلی سفارش میزی کنده کاری ششده بدهند. هرگاه آنها از میز برای مهمانی‌های خانوادگی خود استفاده می‌کردند، زیبایی و استحکامش از زیبایی و تداوم زندگی زناشویی آنها سخن می‌گفت. یک زوج دیگر مجسمه یک کودک فرشته را بر بالای شومینه خود به یاد اولین فرزندشان که سقط شده بود، نصب کرده بودند. فرشته هم خاطره کودک را زنده نگه می‌داشت، و هم نشانگر عشق عمیق و حمایت آنها از یکدیگر برای غلبه بر این مصیبت بود، و این عشق باعث شد تا خانواده‌ای شاد و پرجمعیت تشکیل دهند.

برخی نشانه‌‌ها، کاملاً انتزاعی‌اند، ولی برای یک زوج، دارای ارزش است. برای مثال، داستان‌های خانوادگی می‌تواند نمادی کلی از مجموعه‌ای از ارزشها باشد. به این منظور، داستان هلن در مورد جدش که با وجود دوری از خانواده و نامزدش و زندگی در طرف دیگر اقیانوس هنوز به او عشق می‌ورزید، نماد حس عمیق وفاداری به خانواده است. و با هر بار بیان آن، ارزشی که برای وفاداری قائل است را ابراز می‌نمود. داستان شوهرش کوین نیز در مورد مادر بزرگش و مغازه او که همیشه به روی افراد فقیر باز بوده و به آنها کمک می‌کرده بیانگر ارزش عمیق خانوادگی دیگری است. به این معنا که پول به اندازه داشتن ارتباط با افراد جامعه مهم نیست. حتی خود خانه نیز می‌تواند برای یک زوج نماد با ارزشی باشد. ممکن است آنها خانه را تنها به عنوان مکانی برای خوردن و استراحت کردن ندانند، بلکه آن را مرکز معنویت زندگی مشترکشان ببینند-مکانی که عشقشان کمال یافته، فرزندانشان به دنیا آمده اند و…

تمرین شماره ۴: نمادها

پرسشنامه زیر، به شما کمک می‌کند در مورد نمادهایی که برای زندگی مشترک شما دارای اهمیت است، با یکدیگر صحبت کنید.

۱- چه نمادی(مثل اشیا یا عکس) نشان می‌دهد که خانواده ما در این جهان کیست، چه ارزشی برای موجودیتان قائلیم؟

۲- داستان‌های خانوادگی نیز نشانه هستند-آنها اغلب آموزش دهنده و بیانگر مجموعه‌ای از ارزشهایند. داستان‌های خانوادگی شما که مربوط به گذشته اند، شما به آن افتخار می‌کنید و می‌خواهید عضوی از آن باشید، کدام است؟

۳- خانه برای شما چه مفهومی دارد؟ چه خصایصی باید داشته باشد؟ در خانه‌ای که در آن بزرگ شده‌اید به چه معنا بوده است؟

۴- نماد اعتقاد شما به چگونگی راهبری یک زندگی موفق و پرارزش در زندگی چیست؟ برای مثال، دادن اعانه یا روشن کردن شمع برای مردگان یا آویختن صلیب به گردن می‌تواند برای شما نماد ارزش باشد. آیا حس می‌کنید نتوانسته‌اید این کار را با کیفیتی که دوست دارید انجام دهید؟

رسیدن به حس یگانگی با همسرتان بر سر مسائل عمیق و حساس، یک شبه امکانپذیر نیست. جست و جو و رسیدن به این موارد، روندی همیشگی و به طول عمر می‌باشد. هدفتان نباید این باشد که بر سر هر موضوعی که برای شما شدیداً اهمیت دارد، توافق کنید، بلکه باید پذیرای عقایدی که برای طرف مقابلتان دارای ارزش است، باشید. هر چه این باورها به خاطر جو خوبی که به وجود آورده‌اید زودتر بروز پیدا کنند، سفر مشترکی که دارید لذت‌بخش‌تر خواهد بود.

 جان  گاتمن

منبع: هفت اصل اخلاقی برای موفقیت در ازدواج

عیار گرم بودن زناشویی چیست؟

این که چقدر با هم حرف می‌زنید، یعنی چقدر همدیگه رو دوست دارید؟ اگه آدم کم حرفی هستید، پس همسرتان را دوست ندارید!!

در تحلیل‌های مربوط به حوزه مشاوره و خانواده که در رسانه‌ها بازتاب دارد، گاهی به عباراتی بر می‌خوریم گه به نظر نمی‌رسد چندان عمیق باشد؛ یکی از این تحلیل‌ها که در سال‌های گذشته چندین بار به تناوب در رسانه‌ها بازتاب داشته، قضاوت در باره تعداد کلمات رد و بدل شده زوج‌ها در طول روز است.

مطلب در این باره است که گفته می‌شود به واسطه حاکم شدن سبک زندگی مدرن و ماشینی، تعداد کلمات رد و بدل شده از سوی زوج‌ها در کلانشهرها مثلا به چند ده کلمه یا چند صد کلمه در طول روز رسیده است و از این بابت، احساس نگرانی می‌شود. گذشته از این که مطابق معمول، سندیت این آمارهای ارائه شده معلوم نیست و ظاهرا هر کسی در رسانه‌های ما می‌تواند نقش یک سازمان آماری را ایفا کند بدون آن که موظف باشد بگوید از کجا به چنین آماری رسیده است حتی اگر فرض کنیم که چنین آماری هم درست باشد، باز خدشه‌هایی در این گونه تحلیل‌ها وجود دارد.
پرسش این است که آیا تعداد کلمات رد و بدل شده زوج‌ها می‌تواند عیار و خط‌کش خوبی برای این نتیجه‌گیری باشد که رابطه زوج‌ها با همدیگر خوب یا بد است؟ مشکل این گونه اظهار نظرها درباره زوج‌ها این است که بسیار مکانیکال، کلی و فله‌ای به رابطه زوج‌ها نگاه می‌کند. آیا به واقع تعداد کلمات زوج‌ها می‌تواند نشان‌دهنده یک رابطه سالم و خوب باشد؟ آیا کمیت کلمات رد و بدل شده می‌توان چنین تضمینی را به ما بدهد؟ مثلا فرض کنید زن و مرد هر روز در جریان مشاجره‌های لفظی قرار می‌گیرند و در جریان آن مشاجره‌ها، ده‌ها و صدها کلمه بین آن‌ها رد و بدل می‌شود آیا تعداد کلمات رد و بدل شده یک مشاجره، حاکی از گرم و عاطفی بودن رابطه زن و شوهری است؟

چتری که عاطفه است بی‌هیچ کلمه‌ای
واقعیت آن است که تعداد کلمات رد و بدل شده، نمی‌تواند محک روشنی برای گرم یا سرد بودن یک رابطه باشد. فرض کنید زن و شوهری که هر دو عادت‌های درونگرایانه دارند و کمتر تمایلی به پرگویی نشان می‌دهند اما در عوض، رابطه خوبی با هم دارند، آیا می‌توان گفت آن مرد و زن رابطه گرم و پیش برنده‌ای با هم ندارند؟ مرد و زنی با هم مسافرت می‌روند و مثلا دقایق طولانی در ساحل یک دریا به یک افق چشم می‌دوزند، به امواج خیره می‌شوند و از بازی دریا با شن‌های ساحل لذت می‌برند و به هم لبخند می‌زنند بدون آن که کلمه‌ای با هم مبادله کرده باشند. زن با دقت، در چشم‌های مرد، خیره می‌شود و مرد هم همین طور، بعد هر دو به هم لبخند می‌زنند. یا فرض کنید باران می‌آید. مرد چتر را به گونه‌ای می‌گیرد که بیشترین حجم چتر به سمت زنش باشد و به گونه‌ای وانمود کند که همه چیز در طرف خودش خوب و مرتب است. همه این ابراز محبت‌ها و ترجیح دادن دیگری به جای خود بدون رد و بدل کردن کلمه‌ای صورت می‌گیرد، اما شیرازه حرکت بر محبت است.
اما ممکن است زوجی در کنار همان ساحل دریا بروند و ۱۰۰۰ کلمه با هم حرف بزنند و در این میان به خاطر کلماتی که زن یا مرد بر زبان رانده ناگهان اختلافی پیش بیاید. البته استدلال این مطلب این نیست که زوج‌ها برای آن که اختلافی پیش نیاید حرف نزنند یا کم تر حرف بزنند – گرچه گزیده حرف زدن و پرهیز از حرافی‌های بی‌مورد یک عمل اخلاقی و توصیه شده بزرگان دینی ماست – بلکه می‌خواهد بگوید صرفا بسنده کردن به تعداد کلمات نمی‌تواند عیار قابل دفاعی برای گرم یا سرد بودن یک رابطه باشد.

بودن شبانه مرد بیرون از خانه چقدر قابل دفاع است؟
فرض کنید یک مرد به خاطر مشکلات اقتصادی مجبور است دو شیفته یا سه شیفته کار کند. آیا از چنین مردی می‌توان انتظار داشت شب که به خانه می‌رسد، به هر ضرب و زوری شده، تعداد کلمات رد و بدل شده با همسرش را بالاتر ببرد تا در مظان اتهام قرار نگیرد؟ و اصلا آیا توسل به تعداد کلمات بالا خنده‌دار نخواهد بود؟ در واقع این جا، یک مرد علاقه و عشق خود به خانواده را با عدم حضورش در خانه نشان می‌دهد. او اگرچه بیرون از خانه است اما هدف او از این بیرون بودن، تأمین هزینه خانواده است. البته اگر خانواده واقعا در تنگنای مالی نیست و در رفاه نسبی به سر می‌برد، شاید واقعا نیاز نباشد مرد تا ۱۲ شب بیرون از خانه باشد. چه بسا بسیاری از این بیرون از خانه بودن‌ها، اول به بهانه تأمین معاش انجام می‌شود اما آرام آرام به یک عادت تبدیل می‌شود. یعنی در اول، ضرورت‌های مالی خانواده و زوج این بیرون از خانه بودن‌ها را توجیه می‌کرده اما بعدها، صورت دیگری به خود می‌گیرد و مرد ممکن است درگیر حاشیه‌های دیگر – حرص و ولع برای اندوختن مال، روابط عاطفی شدن بیرون از خانه – باشد در آن صورت، دیگر نمی‌توان از این بیرون خانه ماندن‌ها دفاع کرد، البته آنجا می‌توان پرسید و نگران بود که چرا مرد کمتر در خانه حضور دارد و چرا تعداد کلمات به کار رفته از سوی زوج‌ها کم است.

گاهی محبت در فراسوی کلمات است
در واقع این جا می‌توان گفت این شکل و جهت‌گیری یک زندگی است که می‌تواند مهم باشد، نه تعداد کلمات به کار رفته. همچنان که ما مثلا وقتی در جاده به سمت یک مقصد حرکت می‌کنیم ممکن است بارها به سمت چپ یا راست بپیچیم اما در واقع آن پیچیدن ها، از سرعت کاستن‌ها و به سرعت افزودن‌ها به خاطر شرایط جاده – زندگی – است و از منطق جاده پیروی می‌کند. بنابراین نمی‌شود یک نسخه واحد برای زوج‌ها پیچید و گفت همه زوج‌ها به این تعداد از کلمات در روز برسند. گاهی یک نگاه گرم زن به صورت مردی که دیر از کار برگشته می‌تواند کار هزار کلمه را بکند و در این عبارت هیچ اغراقی نیست. گاهی نگاه‌ها با هم می‌توانند حرف بزنند در فراسوی کلمات.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ حسن فرامرزی

بررسی عوامل استحکام بنیان خانواده

واژه‌هایی که استحکام بنیان خانواده را قوام می‌بخشد/ شوخی‌هایی که جایز نیست

بحث تحکیم بنیان خانواده، یکی از مهم ترین بحث‌ها و چالش‌های امروزی جامعه ما است که با توجه به شکسته شدن قبح طلاق و کم شدن نرخ ازدواج بین جوانان، باید با دقت خاصی به آسیب‌شناسی و چرایی تعضیف بنیان خانواده پرداخت. در جامعه اسلامی ما سخنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) می‌تواند نقشه راه موفق و تضمینی برای رسیدن به قوام خانواده باشد جایی که حتی رسول خدا شوخی در زمینه طلاق یا نکاح را جایز نمی‌داند و در احادیث بسیار بر ایجاد مودت و محبت بین زن و شوهر با کلمات عاشقانه و هدیه دادن تأکید دارد برگزاری جشن طلاق چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟!

چند سالی است که بحث تحکیم بنیان خانواده، به عنوان هسته تشکیل دهنده جامعه از نکاتی است که نه تنها مورد توجه کارشناسان مسائل اجتماعی و خانوادگی بلکه مورد عنایت و گاها تذکر مقام معظم رهبری قرار گرفته است.

درصد بالای آمار طلاق در جامعه اسلامی کشورمان، به حدی است که می‌تواند شرایط ایجاد دغدغه ای نزدیک به چالش را برای دلسوزان نظام و بنیان خانواده فراهم سازد.

مقام معظم رهبری در مورد اهمیت کانون خانواده می‌فرمایند: «در استحکام بنیان خانواده، خود زن و شوهر بیشترین نقش را دارند. با گذشت خودشان، با همکاری خود، با مهربانی و محبت خوب خودشان – که از همه مهمتر هم محبت است – می‌توانند این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.»

ایشان در بیاناتی دیگر در تعرف خانواده اسلامی می‌فرمایند: «خانواده در اسلام یعنی محل سکونت دو انسان، محل آرامش روانی دو انسان، محل انس دو انسان با یکدیگر، محل تکامل یک نفر به وسیله یک نفر دیگر، آن جایی که انسان در آن صفا می‌یابد، راحتی روانی می‌یابد، این محیط خانواده است.»

مقام معظم رهبری در مورد اهمیت برکت و رحمتی که خداوند به واسطه پیوند زناشویی در خانواده ایجاد می‌کند می‌فرمایند: «خانواده، کلمه طیبه است. کلمه طیبه هم خاصیتش این است که وقتی یک جایی به وجود می‌آید مرتب از خود برکت و نیکی می‌تراود و به پیرامون خودش نفوذ می‌دهد.»

جای تأسف دارد که نه تنها از این فرمایشات به بهترین صورت ممکن و به عنوان نقشه راه زندگی سعادت بار استفاده نمی‌کنیم بلکه گاها آن را نشنیده و شاید هم در معنای تذکر نپذیریم، تذکری دلسوزانه از سوی رهبری جامعه اسلامی که حکم پدر تمامی کشور را دارد.

اما به راستی در جامعه کهن ایران که ضرب المثل‌های زیبایی بسیاری در مورد اهمیت بنیان خانواده در فرهنگ عامه آن یافت می‌شود و احادیث گرانبهایی در حفظ این کانون الهی، از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) گرفته تا ائمه اطهار(علیهم السلام) در دسترس عموم قرار دارد؛ چرا باید واژه طلاق قبح و زشتی خود را چنان از دست بدهد که بنابر بدعتی نوین “جشن‌های طلاق” در گوشه و کنار محلات ما دیده و شنیده شود.

کجای دین و فرهنگ ما در مورد ولیمه دادن و تقسیم شادی برای از هم گسیخته شدن یک خانواده توصیه‌هایی می‌توان یافت!!

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «زن بگیرید و طلاق مدهید، زیرا خداوند مردانی را که مکرر زن گیرند و زنانی را که مکرر شوهر کنند دوست ندارد»( نهج الفصاحه ص ۴۵ حدیث۲۶۶)

و در حدیثی دیگر در مورد قبه طلاق حتی به شوخی می‌فرمایند: «سه چیز است که شوخی در آن روا نیست، طلاق، نکاح و آزادکردن بنده(نهج الفصاحه ص ۴۵ حدیث۲۲۵۹)

همچنین پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد اهمیت ازدواج و بهانه نگرفتن‌های بی‌جا در اجرای این امر می‌فرمایند: «وقتی کسی که خلق و دین وی مایه رضایت است به خواستگاری می‌آْید به وی زن بدهید و اگر چنین نکنید فتنه و فساد در زمین فراوان خواهد شد. »(نهج الفصاحه ص ۴۳ حدیث۲۷۴)

و ایشان برای آسان گرفتن ازدواج بین جوانان بالا رفتن نرخ تشکیل خانواده در جامعه اسلامی می‌فرمایند: «وقتی اشخاص هم شأن به خواستگاری پیش شما آمدند، دختران خود را به شوهر بدهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.»(نهج الفصاحه ص ۴۴حدیث۲۵۰)

برخی از جوانان، عدم درک متقابل یا انتخاب اشتباه را دلیل طلاق خود بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی زناشویی اعلام می‌کنند که در این زمینه هم رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقشه راه کوتاه و موفقی را پیش روی جوانان قرار داده است: ایشان می‌فرمایند: «به اشخاص هم شأن زن بدهید و از اشخاص هم شأن زن بگیرید و محل نطفه‌های خود را به دقت انتخاب کنید.»( نهج الفصاحه ص ۴۶حدیث۲۶۸) و در مورد ترس از ازدواج و یا طلاق به بهانه‌های صرفا فقر اقتصادی می‌فرمایند: «… هر که به اعتماد خدا و به امید ثواب ازدواج کند بر خدا لازم است که وی را یاری کند و او را برکت دهد.».(نهج الفصاحه ص ۴۷حدیث۲۷۸)

به هر حال، احادیث بسیاری در مورد اهمیت ازدواج و بیشتر از آن حفظ کیان خانواده در میان سخنان گوهر بار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌توان یافت که کنار هم قرار دادن آنها و عمل به این سفارشات می‌توان بحران عدم تشکیل خانواده و بدتر از آن بحران طلاق در میان خانواده‌ها را از بین ببرد.

روانشناسان و جامعه شناسان با توجه به سبک زندگی اسلامی در جوامع اسلامی بر این باور هستند که تقویت بعد عواطف خانوادگی در دنیای صنعتی یکی از ملزومات ایجاد استحکام بنیان خانواده است که هر آنچه در این مسیر از پرتو هدایت سیره و سخنان اهل بیت(علیهم السلام) استفاده کنیم موفق‌تر خواهیم بود.

نقشه راه اهل بیت(علیهم السلام) در این زمینه گفت و گو‌های محبت‌آمیز بین زن و شوهر، ایجاد رابطه کلامی و ایجاد حس امنیت در خانواده است رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: «مردی که به زنش بگوید: من تو را دوست دارم، اثر این سخن هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود.»

یکی دیگر از این راه‌های روانشناسانه صدا کردن زن توسط شوهر و یا شوهر توسط زن به بهترین و زیباترین نام‌هاست. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می‌فرمایند: «برای افزایش مهر و صفا در میان مسلمانان، همدیگر را با نام زیبا و محترمانه صدا بزنید.»

خوش برخوردی و گشاده‌رویی، یکی دیگر از روش‌های ایجاد محبت بین زن و شوهر و افزایش استحکام خانواده است. استقبال زن از شوهر هنگام ورود به منزل و سلام و احوال پرسی عاشقانه و محبت ورزیدن به او بعد از یک روز سخت کاری می‌تواند بسیاری از اختلافات را حل و حتی زن و شوهر را برای رسیدن به مقصود خود کمک کند. امام صادق(علیه السلام) در این باره می‌فرمایند: «وقتی شوهر به خانه وارد می‌شود باید به اعضای خانواده به ویژه همسرش سلام کند.»

گفتن جملات عاشقانه و محبت‌آمیز بین زن و شوهر می‌تواند همچنان کانون عشق و محبت آنان را حتی بعد از سال‌ها زندگی زناشویی گرم نگه دارد چرا که طبق قوانین اسلامی که برگرفته از نیاز روح بشر است، ابزار و اظهار محبت و الفت می‌تواند بنیان خانواده را تقویت کند. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «اگر شخصی را دوست داشتی، دوستی خو در ابه او اعلام کن، زیرا این عمل انس و الفت را بین شما پایدارت می‌کند.»

دلجویی کردن از همسر، استقبال و بدرقه او هنگام ورود و خروج از منزل، حتی سؤال در مورد پخت غذای مورد علاقه شوهر، بهانه نگرفتن مرد برای غذا و همچنین تلاش شوهر برای فراهم کردن مخارج و مایحتاج همسر و فرزندانش از مهمترین عواملی است که روانشناس، توجه به آن را مایه قوام استحکام خانواده و طول زندگی زناشویی می‌دانند.

چه شیرین‌تر و زیبا است که شوهران با توجه به نیازهای شخصی همسرانشان وسایل مورد نیاز و علاقه‌اش را به عنوان هدیه به همسرانشان تقدیم کنند چرا که این نکته در روابط زناشویی از اهمیت خاصی برخوردار بوده و از روی فطرت انسانی مهر و محبت کسی که به انسان هدیه می‌دهد در دل جای می‌گیرد.

اما از بعد تربیت خانوادگی قبل از ازدواج و نکات جامعه‌شناسی می‌توان گفت: ایمان و فضیلت‌گرایی اعضای خانواده، جود عشق، مهر و محبت میان اعضای خانواده، آشنایی کامل اعضای خانواده با حقوق و وظایف خود چون

الف) حق والدین بر فرزندان

ب) حق فرزندان بر والدین

ج) وظیفه ی هر یک از زن و مرد نسبت به کل خانواده

د) حقوق و وظایف زن و شوهر نسبت به یک دیگر

بیشترین تأثیر را در ایجاد استحکام و برقراری عدالت و محبت در بین اعضای خانواده دارد.

همچنین مهرورزی، تفاهم و همکاری میان اعضای خانواده، وجود روحیه ی صبر و پایداری و متانت در فراز و فرودهای زندگی،حاکمیت صداقت در فضای خانواده، مدیریت و برنامه ریزی صحیح در خانواده، رعایت اخلاق نیکو و رعایت ادب و احترام متقابل در خانواده، وجود اعتماد در خانواده و پرهیز از سوء ظن، پرهیز از آفت حسد، وفاداری اعضای خانواده نسبت به یک دیگر می‌تواند قطار زندگی را بر ریل‌های موفقیت به حرکت در آورد.

منبع: طنین یاس؛ به قلم منیره غلامی توکلی