زندگی خوب

نوشته‌ها

اختلافات دوست داشتنی با همسر

اختلافات ممکن است سالم باشند. می‌توانند به صورت نیرویی مثبت در زندگی‌مان وجود داشته باشند. در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات بسیار مفید‌تر از توافق است.

دقیقا منظور از ناسازگاری یا اختلاف نظر چیست؟ برای بسیاری از ما معنی ناسازگاری “خشم” است. ” تهاجم ” و ” خصومت” است. اختلاف و ناسازگاری یکی از بخش‌های گریز ناپذیر و لازم تجربه بشری است.

گاهی اوقات نیاز شما با نیاز همسرتان برخورد دارد. مثلا شما و همسرتان پس‌انداز کوچکی دارید. او می‌خواهد اتومبیل تازه‌ای بخرد و شما می‌خواهید آن را در زمین یا ملک سرمایه‌گذاری کنید. و یا این که شما می‌خواهید در آینده نزدیکی بچه‌ای داشته باشید و شوهرتان می‌خواهد چند سال دیگر صبر کند.

چرا سعی می‌کنیم از اختلاف بپرهیزیم؟

چرا این همه مردم از اختلاف هراس دارند؟ وضعیت‌هایی که در زندگی‌مان دربردارنده اختلاف با دیگران هستند، بیش از هر چیز دیگر سبب ترس و فشار عصبی می‌شوند. نمی‌خواهیم ببازیم. می‌ترسیم رابطه‌مان آسیب ببیند. بیشتر ما آموخته‌ایم که از اختلاف هم مانند خشم و اضطراب باید پرهیز کرد. به روی خود نیاورد و آن را بیان نکرد. همه ما شنیده‌ایم که مردم می‌گویند: ” در تمام سال‌های ازدواجمان ما هرگز هیچ عدم توافق جدی نداشته‌ایم” در حقیقت این آدم‌ها می‌گویند که اختلافاتشان هیچ وقت ظاهر نشده و به رو نیامده‌اند. آن‌ها خودشان خواسته‌اند که یا اصلا نفهمند که اختلافی با هم دارند و یا از راه‌های غیر مستقیم روی آن عمل کرده‌اند.

روش‌های مختلف حل اختلاف

یک روش برای حل اختلاف وجود دارد که لازمه‌اش برنده شدن یکی به قیمت باخت دیگری است که اساسش بر تحمیل قدرت است و همیشه یک نفر می‌برد و یک نفر می‌بازد. از این روش اختلافات پنهان به صورتی مثبت و سازنده به سطح نمی‌آید.

۱- تو می‌بری، دیگری می‌بازد

در این وضعیت تو در رابطه برای رسیدن به نیازهایت، از قدرت خودت به قیمت باخت دیگری استفاده می‌کنی. تو حرف خودت را پیش می‌بری. در نتیجه دیگری می‌رنجد و رنجش او به تو هم می‌رسد. از آن جا که نیاز او برآورده نشده او احساس بی‌عدالتی می‌کند. واکنش همسرت نسبت به عمل تو کاملا قابل پیش‌بینی است. مثل:

– از تو انتقاد می‌کند

– سعی می‌کند در راه برآورده شدن دیگر نیازهایت کارشکنی کند

– به تو دروغ می‌گوید

– اغلب پنهانی خواسته‌های خود را عملی می‌کند و به خواسته‌های دیگر تو توجهی نمی‌کند.

– دیگر نیازهای مهمش را با تو در میان نمی‌گذارد.

وقتی به قیمت باخت دیگری به نیازت می‌رسی، رابطه صدمه می‌بیند. مشاوران ازدواج می‌گویند که کمتر ازدواجی است که بتواند تحت فشار زورگویی یکی از دو طرف به دیگری چندان دوام بیاورد. دیر یا زود یک حالت انفجار در کسی که تحت فشار دیگری و در موضع ضعیف، رنجش‌های خود را فرو برده به وجود می‌آید.
در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات، بسیار مفید‌تر از توافق است. چون به وجود آورنده تغییرات و رشد سالم در انسان‌ها هستند. بدون اختلاف، تغییر و پیشرفتی در رابطه به وجود نیامده و زندگی، یکنواخت و خسته کننده می‌شود. به اختلافات می‌توان بسیار مثبت نگریست.

۲- شما می‌بازید، دیگری می‌برد

وقتی شما می‌بازید و تسلیم می‌شوید، حالا شما از دیگری رنجیده‌اید. این روش بیشتر از طرف کسانی به کار گرفته می‌شود که می‌خواهند از اختلاف پرهیز کنند. آن‌ها صلح را به هر قیمتی ترجیح می‌دهند. مسئله این است که آن‌ها برای این صلح، قیمت بالایی می‌پردازند.

از آن جا که شما به نیازهای خود نمی‌رسید، ممکن است دچار بسیاری از این واکنش‌ها بشوید:

– شما نسبت به همسرتان احساس رنجش و خشم می‌کنید.

– شما به تدریج از چنین رابطه‌ای خود را کنار می‌کشید.

– شما احساس یأس و نگرانی می‌کنید که نتیجه نرسیدن به خواسته‌هایتان است.

– شما از اختلافات آینده جلوگیری می‌کنید.

– به تدریج احساس بی‌تفاوتی و افسردگی می‌کنید.

– اغلب پنهانی از جهات دیگر به نیازهای خود می‌رسید.

– تصمیم می‌گیرید بعدا برنده شوی، تلافی کنید

– احترام به خود و عزت نفس خود را از دست می‌دهید.

۳- بهترین روش حل اختلاف بدون باخت

روشی که ما پیشنهاد می‌کنیم، اساس آن عدم استفاده از قدرت است. می‌توان در روابط انسانی اختلاف را به صورت آشکارا و صادقانه حل کرد؛ که هر دو طرف بتوانند به نیازهای خودشان برسند و هیچ کس مجبور نیست ببازد. از این راه می‌توان به نیازهای متقابل رسید.

بعضی از منافع کاربرد روش بدون باخت از این قرارند:

– باعث می‌شوند که اختلافات بیان شوند و منصفانه حل شوند

– هر شخصی خودش مسئولیت رسیدن به خواسته‌های خود را به عهده می‌گیرد، اما نه به حساب دیگران.( عدم اشتیاق به باخت یک عامل کلیدی است)

– وقتی مسئله‌ای به صورت منصفانه حل شد دیگر تکرار نمی‌شود.

– وقتی هر دو طرف، در تصمیم‌گیری برای حل مشکلی شرکت داشته باشند بیشتر به انجام آن متعهد می‌شوند، تا این که آن تصمیم به آن‌ها تحمیل شده باشد.

– با یکدیگر احساس نزدیکی و عشق بیشتری می‌کنند. رنجش و دشمنی ناپدید می‌شود.

نگاهی مثبت به اختلافات

اختلافات ممکن است سالم باشند.می توانند به صورت نیرویی مثبت در زندگی‌مان وجود داشته باشند. می‌تواند به صورت دعوت به ایجاد ارتباطی منطقی، به وجود آورنده موقعیتی برای شرکت در یک روبه رویی آشکار و صادقانه باشد. آن‌ها می‌توانند با حل سوء تفاهمات جوّ ارتباط را پاک کرده و آدم‌ها را به هم نزدیک‌تر سازند.

در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات بسیار مفید‌تر از توافق است. چون به وجود آورنده تغییرات و رشد سالم در انسان‌ها هستند. بدون اختلاف، تغییر و پیشرفتی در رابطه به وجود نیامده و زندگی یکنواخت و خسته کننده می‌شود. به اختلافات می‌توان بسیار مثبت نگریست. رابطه با همسرتان می‌تواند از طریق حل موثر اختلاف به رشد برسد.

در مقاله بعدی به راه حل‌های رفع اختلاف بدون باخت اشاره می‌کنیم.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ فرآوری: زهرا سادات طباطبایی

سه راز مهم که همسران خوشبخت و موفق در زندگی دارند

راز خوشبختی و موفقیت در زندگی همسران موفق در چیست؟

راز های موفقیت در زندگی مشترک و خوشبخت زندگی کردن

اصول موفقیت روابط همسران، اصولی متفاوت و متنوعی است و تعامل آنها را به سمت پویایی مثبت سوق داده و به موفقیت می‌رساند.

دکتر عباسی، آسیب شناس اجتماعی و مدرس دانشگاه نوشت: اقدامات و یا رفتارهای ترمیمی مهم‌ترین اصل برای روابط موفق همسران به حساب می‌آید، در حالی که بسیاری از زوجین از آن غافل هستند و روابط میان خود را بشدت صفر و یک می‌بینند به این معنا که گمان می‌کنند روابط میان همسران یا بسیار خوب و بی‌نقص خواهد بود یا اینکه مدام با چالش و تنش همراه است.

بر این اساس در زمان مشاجره و ایجاد تنش میان همسران از آنجا که شرایط روانی مناسبی وجود ندارد، معمولاً اقداماتی صورت می‌گیرد که یا بر شدت تنش‌ها می‌افزاید و یا به صورت بی‌خیالی طی می‌شود که هیچ کدام از این اقدامات به ترمیم روابط و بهبود تنش‌های میان زوجین نمی‌انجامد، در صورتی که بهتر است در چنین مواقعی همسران از یکدیگر زمان و فرصت بخواهند تا به آرامش نسبی برسند و با کنترل مشاجرات، به ترمیم سپس بهسازی و بازسازی روابط خود بپردازند.

برای رسیدن به این هدف باید سه گام طلایی برداشت؛ از آنجا که محور بسیاری از مشکلات بر نبودن معنا ومفهوم مشترک میان زوجین استوار است، توصیه می‌شود همسران تلاش کنند از معنا و مفاهیم مشترک شان حمایت کنند و به آن احترام بگذارند تا نخستین گام طلایی را بردارند.

به عنوان نمونه، اگر برادر همسرش، برایش قابل احترام است مرد باید آن را به عنوان یک معنا و هدف مشترک تصور کرده و به آن احترام بگذارد، بدین وسیله است که روی بسیاری از مشاجرأت مرتبط با این معنای مشترک، خط بطلان کشیده می‌شود. گام دوم را همسرانی بر می‌دارند که برای بهسازی و ترمیم روابط میان خود یکسری نقشه‌های شناختی طرح می‌کنند که محور اصلی آن، آگاهی از دنیای همسر است. به این ترتیب احترام گذاشتن به احساسات همسر و همراهی با آن، این معنا را برای فرد مقابل تداعی می‌کند که نقشه شناختی اش را می‌شناسد و به دنیای او احترام می‌گذارد. گام سوم به نکات روزمره ریز اما مهم مربوط می‌شود که بر این اساس مفاهیم باید با پیشنهاد دادن همراه باشد. از این طریق همسر فکر می‌کند، مورد توجه دیگری قرار گرفته، مهم تلقی شده و دیده می‌شود که این گام در کنار سایر گام‌ها، اقدامات ترمیمی و بهبوددهنده را تشکیل می‌دهد.

نکته‌ای که جای آن در این میان خالی به نظر می‌رسد پیشگام بودن همسران است. از آنجا که معمولاً تنش‌های همسران با مشاجرات کلامی آغاز می‌شود، بهترین اقدام کنترل شرایط است. این در حالی است که همه افراد در مقابل رفتار همراه با آرامش و پیشنهاد مثبت آرام می‌شوند چراکه از فرد مقابل سیگنال‌های مثبت دریافت می‌کنند.

از این رو اگر یکی از زوجین به سمت فرایند رفتاری خاصی نرمش داشته باشد، هر چند که اختلاف شکننده‌ای وجود داشته باشد، فرد مقابل می‌تواند در صورتی که مهارت پیشقدم شدن را داشته باشد، همسر خود را به تعامل در فضایی مثبت دعوت کند و با اتکا بر آن فرآیند رفتاری خاص،‌ بحران موجود را کنترل کند.

در چنین وضعیتی، پیشگام بودن، نقطه ضعف محسوب نمی‌شود، بلکه نشان از توان فرد دارد که علی رغم تنش‌های موجود خود را آرام نگه می‌دارد و همسرش را با خود همراه می‌سازد. از این رو اگر از منظر توانمندی به این موضوع نگاه شود زوجین همیشه برای پیشقدم شدن تلاش می‌کنند.
علاوه بر این توجه به این نکته لازم و ضروری است که همیشه فرزندان پیش از گوش سپردن به حرف، شاهد رفتارها هستند و ساختار رفتاری شان بر اساس لمس واقعی رفتارها و مشاهده شکل می‌گیرد که این مبانی نگرشی آنها را در دوران بلوغ و بزرگسالی رقم می‌زند.

در حقیقت زمینه جامعه‌پذیری و فرآیند اجتماعی شدن افراد، از طریق مشاهده رفتار والدین در دوران بسیار مهم نوجوانی و جوانی فراهم می‌شود که نظام باورهایشان را در این دوران شکل می‌دهد و بعدها در روابط همسری آنها تأثیر خواهد گذاشت. از طرفی باور روانی شکل گرفته در طولانی مدت افراد را وادار به رفتار می‌کند از این رو اگر همسران رفتارهای خود را بسنجند و مدیریت کنند، در واقع روابط آینده فرزندان خود را مدیریت کرده‌اند.

منبع: سلامت نیوز