زرتشتیان

نوشته‌ها

تفاوت بین توسّل شیعیان به ائمه و اهل بیت (علیهم السّلام) با توسّل زرتشتیان به نور و آتش

اشاره:

توسل به این معنا است که موجود گرانمایه‌ای جهت نیل به مقام قرب الهی بین خود و خدا وسیله قرار داده شود. ابن منظور در لسان العرب می‌گوید: با فلان موجود به وی متوسّل شد، یعنی: به وسیله احترام و مقام آنچه نظر او را جلب می‌کند به وی نزدیک گردید[۱]. و از نظر شیعه هم توسّل به معنای این ‌است که یک فرد شیعه برای تقرب به خداوند از وسیله‌ای استفاده کند که آن وسیله نزد خداوند دارای ارج ومقام باشد تا خداوند بخاطر آن دعا و حاجت بنده را قبول کند و بنده به مطلوبش برسد[۲].  دراین نوشته تفاوت توسل در مذهب شیعه با توسل زرتشتیان در برابر آتش  بیان گردیده است.

در قرآن کریم می‌خوانیم : ای مؤمنان، پرهیزکار باشید و به سوی خدای بزرگ، وسیله فراهم سازید و در راه او مبارزه کنید، باشد که رستگار گردید[۳].

توسّل را می توان به سه قسم تقسیم کرد:

  1. توسّل به اعمال صالح: مفسرین در ذیل آیه «وَ ابتغوا الیه الوسیل‍‍ه» از قتاده نقل می‌کنند که او گفت: با اطاعت خدا و عملی که مورد خوشنودی خدا باشد به او نزدیک بشوید[۴].
  2. توسّل به دعای بندگان شایسته: چنانچه فرزندان یعقوب به یعقوب گفتند: ای پدر، از خدای بزرگ بخشش گناهان ما را بخواه که ما در اشتباه به سر می‌بردیم. یعقوب گفت: به زودی از پروردگار خود، برای شما طلب بخشش می‌نمایم که او بسیار مهربان و آمرزنده است[۵].
  3. توسّل به شخصیتهای آبرومند معنوی؛ که در نزد خدا از مقام و حرمت خاصی برخوردارند.، به منظور رسیدن به مقام قرب الهی که این نوع توسّل مورد بحث می‌باشد.

از آنجایی‌که انسان به عنوان اشرف مخلوقات شناخته می‌شود و به خاطر همین شرافت است که عنوان خلافت الهی در زمین به او اختصاص داده شده است و از طرفی هم در میان همین افراد انسان کسانی هستند که مقام و شرافتشان نسبت به دیگران در نزد خداوند متعال بیشتر است، لذا عقل سلیم حکم می‌کند که وقتی که انسان دچار مشکل می‌شود به کسی توسّل جوید که آن شخص نزد خدای کریم دارای مقام و قرب باشد و مورد تأیید الهی باشد، و از آنجایی‌که ائمه و اهل بیت (علیهم‌السلام) از این خصوصیت برخوردارند و به علت داشتن عصمت، طهارت و علم لدنی، دارای مقام معنوی فوق‌العاده در نزد خداوند می‌باشند لذا شیعه بر این اساس از طریق این بزرگان می‌خواهد به خداوند تقرب جوید چرا که خود حضرات معصومین (علیهم‌السلام) فرمودند که «نحن الوسیل‍ه الی الله»[۶] یعنی ما وسیله نزدیکی به خداوند هستیم همچنین خداوند می‌فرماید: «برای خداوند اسمای حسنی هست پس خداوند را بوسیله آن اسمای حسنی بخوانید»[۷].و در روایات متعدد هم وارد شده که ائمه (علیهم‌السلام) فرمودند: مائیم اسمای حسنی الهی که خداوند خواندن و طلبیدن آنها را از مردم خواسته است[۸]. و همچنین از آنجایی‌که این بزرگواران (ائمه معصومین (علیهم ‌السّلام)) عِدل قرآن و ثقل اصغر می‌باشند و پیامبر نیز دوری از این حضرات و قرآن را مایه گمراهی دانسته‌اند و همچنین ائمه‌ (علیهم السّلام) کشتی نجاتند و بوسیله آنها انسان از امواح بلاها و گرفتاری‌ها نجات می‌یابد[۹].این مطالبی که بیان شد حکمت و فلسفه توسّل به ائمه معصومین (علیهم‌السلام) را چه در حال حیات و چه بعد از رحلتشان بیان می‌کند که به دستور خداوند و تأکید پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) می‌باشد، بنابراین نمی‌توان توسّل شیعه به ائمه معصومین (علیهم ‌السّلام) را با احترام و ستایش زرتشتیان برای آتش مقایسه کرد ،احترام زرتشتیان به آتش بخاطر این است که آنها آتش و نور را یکی از مظاهر خدای روشنایی می‌دانند و لذا افروخته نگهداشتن آن را و انجام مراسمی در اطراف آن به خاطر مظهر خدایی آتش و نور در نزد زرتشتیان است[۱۰]. درمذهب زرتشت اهورامزدا نورالانوار است یعنی همه انوار جهان ازمقام الوهیت او صادر شده[۱۱]، و اهورا مزدا همان خدای زرتشتیان است. زرتشتیان بعد از ورود به آتشکده در برابر آتشدان مقدس نماز می‌خوانند و به آتش تعظیم می‌کنند خم شده و نماز می‌گذارند و دعا می‌خوانند و در همه حال آن آتش را رمز و نشانه ملکوت الهی می‌دانند[۱۲]. بنابراین می‌توان به این نتیجه رسید که شیعه بر خلاف زرتشتیان به افرادی مثل خود متوسل می‌شوند که در اثر اعمال و اخلاق و کردارشان نزد خداوند دارای مقام و عظمت هستند نه اینکه به عنوان مظهر الهی آنان را بپرستند ولی زرتشتیان به آتشی که خودشان روشن می‌کنند تعظیم می‌کنند و تنها دلیلشان این است که چون بین نور و ظلمت قرنها جنگ و دعوا بوده و در نهایت نور به پیروزی رسیده لذا آتش را مظهر الهی می‌دانند که گوشه‌ای از نور اهورا مزداست و لذا ستایش می‌کنند و احترامش می‌کنند در حالیکه آتش مثل سایر مخلوقات خداوند از قبیل آب، سنگ و چوب و امثال آنها بوده که نه تنها هیچ معنویتی در آن نیست بلکه به اندازه حیوانات دارای حیات و شعور هم نمی باشد.پس فرق توسّل شیعه به ائمه با زرتشتیان به آتش در این است که شیعه به گفته خداوند و با تأکید پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و موافق با معیارهای عقلانی ولی زرتشتیان به آتشی که خودشان درست می‌کنند و در آتشکده در برابر آن تعظیم می‌کنند و نماز می‌گذارند و آن را مظهر الوهی دانسته و به آن توسّل می‌جویند.

 پی نوشت:

[۱] . ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۷۲۴.

[۲] . سبحانی، جعفر، فی ضلال التوحید، قم، امام صادق، ص ۵۷۶.

[۳] . سوره مائده، آیه ۳۴.

[۴] . سیوطی، جلال الدین، درالمنثور، بیروت، ج ۲، ص ۲۸۰، در ذیل آیه یاد شده.

[۵] . سوره یوسف، آیه‌های ۷ و۸.

[۶] . تقوی، سید حامد حسین، خلاصه عقبات الانوار، قم؛ سیدالشهداء. ۱۴۰۶، ج ۴، ص ۱۱۵.

[۷] . سوره اعراف، آیه ۱۸۰.

[۸] . علامه مجلسی، بحارالانوار، بیروت مؤسسه الوفاء، ج ۱۰۲، ص ۹۳.

[۹] . تقوی، سید حامد حسین، خلاصه عقبات الانوار، قم؛ سیدالشهداء. ۱۴۰۶، ج ۴، ص ۱۱۵.

[۱۰] . توفیقی. حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران؛ سمت، ۱۳۸۴، ص ۵۹

[۱۱] . مشکور، محمد جواد ، خلاصه ادیان، تهران؛ شرق، ۱۳۶۹ ص ۹۸.

[۱۲] . جان بایر ناس، تاریخ جامع ادیان، مترجم؛ علی اصغر حکمت، علمی فرهنگی، ۱۳۷۳، ص ۴۸۱.

وحیانی نبودن قرآن

شبهه

به این دلایل که مسیحیان،‌ یهودیان،‌زرتشتیان و نصرانیان که اسامی آنها در آیه ۱۷ سوره حج آمده در مکه حضور داشته و به قول ابو فیدا قدیمی ترین مردم دنیا از پیروان شیث و ادریس نصرانی و دارای کتاب بوده و تمام مراسمی از قبیل نماز ، روزه، و احترام به کعبه و… که امروز مسلمانان آن‌ها را دارند، آنان داشته اند، اسلام دین وحیانی نیست بلکه معجونی از ادیان گذشته به خصوص نصرانی‌ها می باشد.

پاسخ شبهه

وجود ادیان دیگر در میان بشر و در محیطی که دین اسلام در آن جا مبعوث گردیده است دلیل بر این نمی شود که دین اسلام از آنها گرفته شده است تا در نتیجه وحی و نزول آن توسط جبرئیل امین بر محمد(صلی الله علیه و آله) نفی گردد چون اولا هیچ رابطه ی منطقی بین این دو مطلب وجود ندارد و ثانیا هیچ دلیلی تاریخی ای وجود ندارد که بتواند این تأثیر و تأثر را ثابت کند. ثالثا دلایل متعدد غیر قابل انکار بر عدم این تأثر پذیری و بر وحیانی بودن دین اسلام وجود دارد. بنابراین این برداشت، تصور خود شبهه کننده است که برای نفی وحیانی بودن دین اسلام آن را القا نموده است و شبهه کننده حتی ضعیف ترین دلیل را نمی تواند بر این مدعای خود اقامه نماید.

ما در اینجا در ابتداء مطالبی را که در این شبهه برای اثبات مدعا تصور شده مورد نقد قرار داده و سپس به دلایلی می پردازیم که وحیانی بودن و عدم تأثیر پذیری اسلام از هر دین دیگری را ثابت می کند.

در این شبهه ادعا شده که اهل سوریه قدیمی ترین مردم دنیا، نصرانی بوده و پیروان شیث و اخنوخ یعنی ادریس بوده و شیث کتابی داشته که در آن انسانها به راستگویی و حمایت از غریبان و امثال اینها دعوت شده اند. و دین اسلام از آن شریعت و کتاب متأثر می باشد.

اولا از نظر تاریخ ادیان ابراهیمی، حضرت شیث پسر حضرت آدم بوده و در زمان بعثت رسول خدا هیچ کسی جز پیروان مسیح به نام نصرانی وجود نداشته است و لذا این نسبت کاملا بدون دلیل می‌باشد و در هیچ کتاب تاریخی و غیر تاریخی چنین مطلبی بیان نشده است.

ثانیا از دیدگاه اسلام حضرت شیث شریعتی نداشته بلکه اولین کتابی که از آسمان نازل شد تورات بود و پس از آن زبور و سپس انجیل و قرآن نازل گردیده و بر انبیاء قبل از موسی صحف نازل می شده است.(۱) و این صحفی که قبل از نوح نازل شده کتاب شریعت نبوده اند.(۲) و لذا تمام این عبادات و مراسمی که به پیروان حضرت شیث به فرضی که پیروان داشته باشد مستند بر ضعیف ترین دلیل هم نمی باشند بلکه کاملا ادعای محض است.

ثالثا به فرض اینکه حضرت شیث دارای شریعت بوده باشد در زمان بعثت رسول خدا اثری از این شریعت وجود نداشته تا بر آموزه های اسلام تاثیر گذاشته باشد. و اگر هم چیزی از آن شریعت همانگونه که در سوال آمده شباهتی با آموزه های اسلام دارد دلیل بر این نمی شود که اسلام برگرفته از دین شیث است و از آن تأثیر پذیرفته تا وحیانی بودن دین اسلام زیر سوال برود. زیرا در این فرض دین شیث و دین محمد (صلی الله علیه و آله) دارای یک منبع و سرچشمه واحد میباشند که همان خدای واحد باشد و در تمام ادیانی که توحیدی هستند این شباهت ها و هماهنگی ای آموزه ها مشاهده می شود و وجود اختلاف در بین آنها خلاف اصل است.

رابعا یک انسان عاقل و حقجو، سخنان ابو فیدا را که هیچ مستند و مدرکی ندارد نمی تواند بپذیرد. چه این که این سخن و نسبت، بر خلاف تاریخ آشکار و دلایل روشنی که بیان خواهد شد می باشد. بنا بر این، انگیزه پذیرش این سخن و نیز تأثیر پذیری اسلام از نصرانیانی که پیرو حضرت شیث پنداشته شده اند جز با دشمنی کور کورانه با اسلام با چیز دیگری قابل توجیه نمی‌باشد.

افزون بر همه اینها دلایل قاطع وحیانی بودن دین اسلام و رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و عدم تأثیر پذیری آن را از هر دین و آیینی ثابت می کند که در زیر به آنها اشاره می شود:

  1. اگر دین اسلام از ادیان و آیین های موجود در زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) تأثیر پذیرفته باشد شرایط موجود اقتضا می کرد که از دین یهود و یا مسیحیت متأثر می‌گردید نه از دین و شریعتی که اصلا وجود نداشته و یا لا اقل هیچ اثری از آن در زمان پیامبر اسلام و قبل و بعد از آن وجود نداشته است. تاریخ زندگی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و چگونگی بعثت و گرفتن وحی و تبلیغ آن به مردم به قدری روشن است که هر گونه تأثیر پذیری پیامبر و دین او از هر دین و فرهنگی خارج از محدوده وحی الهی را نفی می کند و حتی در حد احتمال و تصور هم این پدیده قابل قبول نمی باشد. زیرا دین اسلام و آموزه های آن در برابر دو دین یهودیت و مسیحیت قرار گرفت و آموزه ها و تعالیم انحرافی آنها را مردود شمرد و منسوخ اعلام کرد و در عین حالی یهود و نصارا برای شکست و تضعیف دین جدید محمد (صلی الله علیه و آله) از هر وسیله ای استفاده می‌کرد ولی هرگز در راستای مقابله با پیامبر(صلی الله علیه و آله) نتوانستند ادعا کند که پیامبر از دین یهودیت یا مسیحت مطلبی را جمع آوری نموده و به عنوان وحی به خورد مردم می دهند. اگر چنین چیزی ممکن بود قطعا آنها لا اقل در حد احتمال به آن دامن می زدند.
  2. آموزه ها و تعالیم قرآن و محتوای احادیث رسول خدا خود دلیل بر وحیانی بودن دین اسلام می باشد. با توجه به اینکه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درس نخوانده و هرگز در برابر هیچ استادی شاگرد نبوده و برای مردم آن زمان این مطلب مثل آفتاب روشن بوده و تاریخ هم قطع به این مطلب دارد، ممکن نیست قرآن با این محتوای کامل و غنی و بدون هیچ عیب و نقصی در حوزه های اعتقادی، ‌علمی،‌ عبادی، اخلاقی،‌ اقتصادی و اخبار غیبی و پیشگویها، بدون وحی به دست رسول خدا رسیده باشد. و عدم تعارض مبانی و آموزه های قرآن با عقل و علم نیز دلیل بر این است که قرآن از طرف خداوند نازل شده و ساخته و پرداخته خود رسول خدا به صورت تأثیر پذیری از ادیان دیگر نمی باشد. اگر چنین چیزی ممکن بود کسانی دیگری هم می توانستند به این روش موسس دین جدیدباشند و پیروانی برای خود جلب کند. البته در قرون اخیر بهائیت به این روش متمسک شده و ادیان گذشته را مستمسک خود قرار داده و دین جدیدی به وجود آورده است، لکن آموزه ها و تعالیم و عقاید این آیین ساخت دست بشر آن قدر مضحک و بر خلاف مبانی عقل و عقلا می باشد که حتی یک فرد درس نخوانده می تواند به بطلان آن گواهی دهد.
  3. مهم ترین دلیل بر این که قرآن کتاب و اسلام دین آسمانی است، معجزات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به خصوص معجزه جاوید آن حضرت است که عبارت از خود قرآن باشد. قرآن خود در چند آیه، مردم به وی‍ژه دانشمندان و ادیبان زبان عرب را به تحدی و مقابله دعوت نموده و تا امروز هیچ کسی نتوانسته با قرآن معارضه کند و حتی یک آیه مثل قرآن بیاورد. خداوند در مراحل مختلف همه بشر را به تحدی دعوت نموده و در یکی از آیات توانایی جن و انس برای آوردن قرآن را نفی نموده می فرماید: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإنْسُ وَالْجِنُّ عَلَی أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرًا(۳). بگو: اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند.» و سپس از آنها خواسته که مثل آن را بیاورند: فَلْیأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کَانُوا صَادِقِینَ(۴). اگر راست میگویند سخنی همانند آن بیاورند.» خداوند از آنان خواسته که برای زیر سوال بردن نبوت رسول خدا می توانند ده سوره مانند قرآن بیاورند: امْ یقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین(۵). آنها میگویند: او به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگی است)!» بگو: «اگر راست میگویید، شما هم ده سوره ساختگی همانند این قرآن بیاورید و تمام کسانی را که میتوانید غیر از خدا (برای این کار) دعوت کنید!» و باز از این مرحله پایین‌تر آمده می‌فرماید: وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَی عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ * فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ(۶). و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پیامبر] نازل کردهایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را- غیر خدا- برای این کار، فرا خوانید اگر راست میگویید. پس اگر چنین نکنید که هرگز نخواهید کرد از آتشی بترسید که هیزم آن، بدنهای مردم (گنهکار) و سنگها [بتها] است، و برای کافران، آماده شده است!»
  4. یکی از دلایلی که وحیانی بودن دین اسلام را به اثبات می رساند و عدم تأثیر پذیری آن را از هر دین دیگری منتفی می گرداند، گرایش و ایمان آوردن انسانهای والا و متفکر و دانشمندان است که از همان ابتدای بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تا امروز این امر جریان داشته و غیر قابل انکار می باشد و بالمقابل کسانی از این دین و آموزه های آن سر برتافته که تحت نفوذ قدرت طلبی و مال اندوزی و جهل و نادانی قرار گرفته اند. حتی در عصر اتوم و تکنولوژی و پیشرفت‌های محیر العقول علمی، دانشمندان نتواسته اند کوچکترین نقدی بر قرآن و تعالیم آن ارائه دهند بلکه با معیار های علمی وحیانی بودن آن بیش از پیش برای دانشمندان روشن می گردد. چنانچه که پروفیسور موریس بوکای فرانسوی فقط با دیدن یک آیه درقران متحول می شود و یقین به وحیانی بودن قرآن پیدا می کند و درنتیجه مسلمان شده و کتابهای با ارزشی را در باره اسلام و آموزه های آن می نویسد.(۷) کتاب «مقایسه تورات، انجیل، قرآن و علم» یکی از این کتابهاست که در راستای حقانیت و وحیانی بودن قرآن کریم نوشته شده است.

پی نوشتها

۱٫سید عبدالحسین ،اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ، ۱۳۷۸ش. ج۱۱ ص۱۸۴٫
۲٫ترجمه المیزان،(موسوی همدانی)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش. ج۲ ص۲۱۳٫
۳٫اسراء: ۸۸٫
۴٫طور :٣۴)
۵٫هود: ۱۳٫
۶٫بقره: ۲۳- ۲۴٫
۷٫رک: سایت گفتگوی دینی

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.