روابط همسران

نوشته‌ها

سه راز مهم که همسران خوشبخت و موفق در زندگی دارند

راز خوشبختی و موفقیت در زندگی همسران موفق در چیست؟

راز های موفقیت در زندگی مشترک و خوشبخت زندگی کردن

اصول موفقیت روابط همسران، اصولی متفاوت و متنوعی است و تعامل آنها را به سمت پویایی مثبت سوق داده و به موفقیت می‌رساند.

دکتر عباسی، آسیب شناس اجتماعی و مدرس دانشگاه نوشت: اقدامات و یا رفتارهای ترمیمی مهم‌ترین اصل برای روابط موفق همسران به حساب می‌آید، در حالی که بسیاری از زوجین از آن غافل هستند و روابط میان خود را بشدت صفر و یک می‌بینند به این معنا که گمان می‌کنند روابط میان همسران یا بسیار خوب و بی‌نقص خواهد بود یا اینکه مدام با چالش و تنش همراه است.

بر این اساس در زمان مشاجره و ایجاد تنش میان همسران از آنجا که شرایط روانی مناسبی وجود ندارد، معمولاً اقداماتی صورت می‌گیرد که یا بر شدت تنش‌ها می‌افزاید و یا به صورت بی‌خیالی طی می‌شود که هیچ کدام از این اقدامات به ترمیم روابط و بهبود تنش‌های میان زوجین نمی‌انجامد، در صورتی که بهتر است در چنین مواقعی همسران از یکدیگر زمان و فرصت بخواهند تا به آرامش نسبی برسند و با کنترل مشاجرات، به ترمیم سپس بهسازی و بازسازی روابط خود بپردازند.

برای رسیدن به این هدف باید سه گام طلایی برداشت؛ از آنجا که محور بسیاری از مشکلات بر نبودن معنا ومفهوم مشترک میان زوجین استوار است، توصیه می‌شود همسران تلاش کنند از معنا و مفاهیم مشترک شان حمایت کنند و به آن احترام بگذارند تا نخستین گام طلایی را بردارند.

به عنوان نمونه، اگر برادر همسرش، برایش قابل احترام است مرد باید آن را به عنوان یک معنا و هدف مشترک تصور کرده و به آن احترام بگذارد، بدین وسیله است که روی بسیاری از مشاجرأت مرتبط با این معنای مشترک، خط بطلان کشیده می‌شود. گام دوم را همسرانی بر می‌دارند که برای بهسازی و ترمیم روابط میان خود یکسری نقشه‌های شناختی طرح می‌کنند که محور اصلی آن، آگاهی از دنیای همسر است. به این ترتیب احترام گذاشتن به احساسات همسر و همراهی با آن، این معنا را برای فرد مقابل تداعی می‌کند که نقشه شناختی اش را می‌شناسد و به دنیای او احترام می‌گذارد. گام سوم به نکات روزمره ریز اما مهم مربوط می‌شود که بر این اساس مفاهیم باید با پیشنهاد دادن همراه باشد. از این طریق همسر فکر می‌کند، مورد توجه دیگری قرار گرفته، مهم تلقی شده و دیده می‌شود که این گام در کنار سایر گام‌ها، اقدامات ترمیمی و بهبوددهنده را تشکیل می‌دهد.

نکته‌ای که جای آن در این میان خالی به نظر می‌رسد پیشگام بودن همسران است. از آنجا که معمولاً تنش‌های همسران با مشاجرات کلامی آغاز می‌شود، بهترین اقدام کنترل شرایط است. این در حالی است که همه افراد در مقابل رفتار همراه با آرامش و پیشنهاد مثبت آرام می‌شوند چراکه از فرد مقابل سیگنال‌های مثبت دریافت می‌کنند.

از این رو اگر یکی از زوجین به سمت فرایند رفتاری خاصی نرمش داشته باشد، هر چند که اختلاف شکننده‌ای وجود داشته باشد، فرد مقابل می‌تواند در صورتی که مهارت پیشقدم شدن را داشته باشد، همسر خود را به تعامل در فضایی مثبت دعوت کند و با اتکا بر آن فرآیند رفتاری خاص،‌ بحران موجود را کنترل کند.

در چنین وضعیتی، پیشگام بودن، نقطه ضعف محسوب نمی‌شود، بلکه نشان از توان فرد دارد که علی رغم تنش‌های موجود خود را آرام نگه می‌دارد و همسرش را با خود همراه می‌سازد. از این رو اگر از منظر توانمندی به این موضوع نگاه شود زوجین همیشه برای پیشقدم شدن تلاش می‌کنند.
علاوه بر این توجه به این نکته لازم و ضروری است که همیشه فرزندان پیش از گوش سپردن به حرف، شاهد رفتارها هستند و ساختار رفتاری شان بر اساس لمس واقعی رفتارها و مشاهده شکل می‌گیرد که این مبانی نگرشی آنها را در دوران بلوغ و بزرگسالی رقم می‌زند.

در حقیقت زمینه جامعه‌پذیری و فرآیند اجتماعی شدن افراد، از طریق مشاهده رفتار والدین در دوران بسیار مهم نوجوانی و جوانی فراهم می‌شود که نظام باورهایشان را در این دوران شکل می‌دهد و بعدها در روابط همسری آنها تأثیر خواهد گذاشت. از طرفی باور روانی شکل گرفته در طولانی مدت افراد را وادار به رفتار می‌کند از این رو اگر همسران رفتارهای خود را بسنجند و مدیریت کنند، در واقع روابط آینده فرزندان خود را مدیریت کرده‌اند.

منبع: سلامت نیوز

یک زوج، اما دو نفر

راه‌هایی برای ارتقاء روابط همسران

هیچ رازی به طور قطع برای یک زندگی مشترک عالی وجود ندارد. به عبارت دیگر، موفقیت در زندگی مشترک قطعی و دائمی و همواره مطلوب نیست. ازدواج از یک طرف می‌تواند به عنوان بهشتی برای زوجین تلقی شده و از طرف دیگر به جهنمی آزار دهنده تبدیل شود.

برای دستیابی به زندگی مطلوب، ابتدا باید هدف خود را از ازدواج مشخص کنید.
آیا صرفا می‌خواهید یک خانواده تشکیل دهید؟ کسی را برای روزهای پیری‌تان می‌خواهید؟ آیا خواهان امنیت فکری و مالی هستید؟ یا…

البته تمام موارد فوق در ازدواج وجود دارند، اما انگیزه‌های قوی‌تری نیز در این میان نقش دارند. ازدواج یعنی وقتی خود واقعی تان را آشکار می‌کنید و خواهان تکامل خود هستید.

تمایل به ازدواج به طور فطری در تمام انسان‌ها وجود دارد؛ اما مساله اصلی این است که افراد پس از ازدواج برای بقا و حفظ آن چه باید بکنند؟

احترام، همدردی و صبر همگی مهم هستند، اما حتی بهترین ازدواج‌ها نیز ممکن است با مشکل روبه‌رو شوند.

علت آن هم در بسیاری موارد این است که زوجین می‌خواهند ساده‌ترین راه‌ها را امتحان کنند.اما نکاتی هم وجود دارد که با رعایت آنها زندگی شیرین‌تر و با ثبات‌تر خواهد شد.

مستقل باشید، فقط به این دلیل که ازدواج کرده‌اید قرار نیست همه چیز را در مورد همسرتان بدانید. تمام افکار و گفتار و کردار همسرتان نباید برایتان گزارش شود.

گاهی اوقات در زندگی مشترک از یاد می‌بریم که ما ۲ نفر با ۲ شخصیت و فکر متفاوت هستیم که قرار است کنار هم زندگی کنیم، نه این‌ که دقیقا مثل هم شویم.

ویژگی‌های منحصر به فرد خود را از دست ندهید، زیرا همین موارد موجب جذابیت‌های شما برای همسرتان شده است.

سعی کنید آن‌ گونه که هستید رفتار کنید و از همسرتان نیز نخواهید تبدیل به فرد دیگری شود. او را همان‌ گونه که هست بپذیرید.

وقتی همسرتان عصبانی است، خود را کنترل کنید.

وقتی شما عصبانی هستید، نه صدای دیگری را می‌شنوید و نه به چیز دیگری می‌اندیشید. پس اگر با عصبانیت همسرتان از کوره در بروید، راه به جایی نخواهید برد.

در چنین شرایطی، بکوشید خود را آرام کنید و تنفس عمیق داشته باشید. مطمئن باشید این‌کار به آرامش‌تان کمک می‌کند.

ابتدا نفس عمیق بکشید، سپس بنشینید و صحبت کنید. مسوولیت آنچه را می‌گویید بپذیرید و سعی کنید خود را مسوول بدانید.

اگر مخالف عقیده همسرتان هستید با آرامش نظرتان را بیان کنید، در بسیاری موارد ممکن است نظر شما مخالف عقیده همسرتان باشد.
بپذیرید که هر کس حق دارد عقیده و فکر خود را داشته باشد.

نظر خود را بیان کنید، اما نه به صورتی که انگار در حال نقد همسرتان هستید.مهم نیست که چه کسی درست می‌گوید و چه کسی غلط، زیرا قرار نیست در زندگی مشترک هر وقت بحثی به وجود می‌آید یک طرف در نهایت برنده باشد و نفر دیگر بازنده.

هرگز مشکلات گذشته را دوباره مطرح نکنید، وقتی مشکلی پیش می‌آید قرار نیست تمام مشکلات گذشته زندگی خود را از ابتدا تا کنون دوباره مرور کنید، زیرا این‌کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

دست کم روزی یک بار سعی کنید یک کلمه یا عبارت تحسین‌کننده یا تشویقی به همسرتان بگویید، گاهی اوقات همسران فراموش می‌کنند که قرار نیست دائم به یکدیگر فرمان دهند. گاهی جملات مدام امری می‌شوند. برای مثال «آشغال‌ها را بیرون ببر»، «لباس‌ها را بشور» و عباراتی از این دست.

وقتی مشکلی پیش می‌آید قرار نیست تمام مشکلات گذشته زندگی خود را از ابتدا تا کنون دوباره مرور کنید، زیرا این‌کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.
بد نیست که درخواست‌هایمان یک کلمه لطفا نیز استفاده کنیم، زیرا هیچ یک از ما از دیگری طلبکار نیستیم. در ضمن از راه‌های گوناگون و از طریق کلامی نیز به همسرتان نشان دهید که او را دوست دارید و شیرینی و دوام این رابطه برایتان اهمیت دارد. حتی وقتی از دست او دلخورید نیز کمی نرمی می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند. کمی تواضع و احترام به طرف مقابل موجب می‌شود که او تمایل پیدا کند تا شما را نیز راضی نگاه دارد.

منبع: برگرفته از جام جم؛ داوودی

نکات کاربردی درباره دوران عقد

دوران عقد برهه خاصی است که پتانسیل تنش و اختلاف دارد

دوران عقد برهه خاصی است که پتانسیل تنش و اختلاف دارد، اما رعایت چند نکته میتواند تنش ها رو به حداقل برساند و آن را به یاد ماندنی کند.
گاهی اوقات عقد به عنوان شیرین‌ترین دوره زندگی به دلیل فقدان آگاهی و مهارت لازم، به تلخ‌ترین دوره زندگی تبدیل می‌شود. نتایج پژوهش کیفی میان همسران یکی از شهرهای بزرگ کشور از زوایای متفاوت نشان داد، شناخت عمیق و دقیق مشکلات این دوران و رفع و پیشگیری از بروز آن‌ها می‌‏تواند در بهره‌مندشدن از دوران عقدی شیرین و به‌یادماندنی‌ کمک بزرگی باشد.

بر اساس نتیجه مصاحبه‌های عمیق این مطالعه با همسران، بیشترآنان با توجه به مشکلات ریز و درشت در این دوران «تلخ‌کامی دوران عقد» را تجربه می‌کنند و اذعان دارند که دوران پس از عروسی رضایت بیشتری از زندگی زناشویی‌شان داشته‌اند، البته بی‌تردید با توجه به افزایش مشکلات تجربه‌شده همسران، این تلخ‌کامی نیز دارای سطح‌بندی است. تجارب نامطلوب می‌تواند در روابط همسران در دوران عقد تاثیر بگذارد. هر یک از زن و شوهر با تاریخچه زندگی قبلی خود، وارد زندگی زناشویی می‌‏شوند. تمامی تجربه‌های پیشین بر روند تصمیم‏گیری و رفتار همسران با یکدیگر و اطرافیان اثر خواهد گذاشت؛ همان کد کلیدی که همسران لازم است به یاد داشته باشند و اقدامات مقتضی را برای کمرنگ‌تر کردن اثر این کد انجام دهند. گاه خودآگاهی نسبت به این تجربه‌ها و اثرات آن در این دوران به‌تنهایی می‌تواند اثر این کد را کاهش دهد.

عقد و شرع
مردم به محض اینکه متوجه عقد کردن شما بشوند، قطعاً سفره دلشان بی‌جا باز خواهد شد و برایتان منبرخواهند رفت که چنین رفتار کن و چنان رفتار نکن! در نظر داشته باشید که به جای مطرح‌کردن مشکلات یا بررسی‌های‌تان و به منظور درک و شناخت بیشتر از طرف مقابل، بهتر است راه مشاوره خانواده را در پیش بگیرید یا لااقل به افرادی که در این زمینه تجربه همراه با معلومات دارند، مراجعه کنید.

از مهم‌ترین بایدهای دوران عقد، باهم بودن در این دوران است. باهم بودن اصلاً به معنی داشتن رابطه جنسی نیست؛ باهم بودن حتی اگر یک باهم بودن خصوصی باشد، صرفاً باید برای شناخت جنبه‌هایی از فرد مقابل است که شاید برای یکی از طرفین ناشناخته باشد یا دوست داشته باشند راجع به آن با یکدیگر صحبت کنند.
در همین شرایط است که طرفین می‌توانند تا حد زیادی از سلامت روحی و روانی یکدیگر مطلع شوند، اما اگر قرار باشد در طول دوران عقد، پسر و دختر اصلاً همدیگر را نبینند و حتی یک شب در کنار هم نخوابند، چطور خواهند توانست پرده حیای فی‌مابینشان را از میان برداشته و یکدیگر را از نظر سلامت جسمی و جنسی محک بزنند؟
از طرف دیگر در این دوران باید مراقبت‌های زیادی از هر دو طرف دختر و پسر صورت بگیرد تا این شناخت‌ها منجر به جلو رفتن در این مقوله و عدم کنترل غریزه جنسی نشود.
از دیگر بایدهای دوران عقد، سنجش همه‌جانبه رفتاری فرد مقابل و خانواده‌اش است. شاید شما هم شنیده باشید که برخی معتقدند ازدواج به مثابه یک هندوانه سربسته است، اما قانع‌کننده‌ترین پاسخ تدافعی نسبت به این جمله، همین دوران عقد است.
شما در دوران عقد می‌توانید با همسرتان یک زندگی کوتاه‌مدت در حد چند ماه داشته باشید و همه‌جوره وی را بشناسید. به همین لحاظ هندوانه سربسته شما هیچ‌گاه سفید از آب در نخواهد آمد؛ چه بسا با تشخیص به موقع روحیات و خصوصیات همسر آینده‌تان، یک هندوانه کاملاً خوش‌رنگ نصیبتان شود. فقط کافی است دقت داشته باشید.

بی‌اهمیتی به کمک‌های خاله‌خان‌باجی‌ها
گاهی اوقات عقد به عنوان شیرین‌ترین دوره زندگی به دلیل فقدان آگاهی و مهارت لازم، به تلخ‌ترین دوره زندگی تبدیل می‌شود. نتایج پژوهش کیفی میان همسران یکی از شهرهای بزرگ کشور از زوایای متفاوت نشان داد، شناخت عمیق و دقیق مشکلات این دوران و رفع و پیشگیری از بروز آن‌ها می‌‏تواند در بهره‌مندشدن از دوران عقدی شیرین و به‌یادماندنی‌ کمک بزرگی باشد.

مردم به محض اینکه متوجه عقد کردن شما بشوند، قطعاً سفره دلشان بی‌جا باز خواهد شد و برایتان منبرخواهند رفت که چنین رفتار کن و چنان رفتار نکن! در نظر داشته باشید که به جای مطرح‌کردن مشکلات یا بررسی‌های‌تان و به منظور درک و شناخت بیشتر از طرف مقابل، بهتر است راه مشاوره خانواده را در پیش بگیرید یا لااقل به افرادی که در این زمینه تجربه همراه با معلومات دارند، مراجعه کنید.
شنیدن حرف‌های خاله‌خان‌باجی‌ها نه تنها راه‌حل منطقی و معقولی به شما نمی‌دهد، بلکه ممکن است با یک طناب پوسیده به چاه بیفتید و در همان آستانه تأهل، کارتان به ناکجاآباد برسد و ساز عدم تفاهم بردارید.
از سوی دیگر ممکن است با جملات بی‌دلیل امیدوارکننده هر یک از این مشاوران بدون تخصص و ناآگاه، گمان کنید که سنخیتی با فرد مقابل ندارید و همه چیز را خاتمه یافته ببینید.

برای هم و برای زندگی وقت بگذارید
دوران عقد متشکل از همین روزهایی است که شما به دانشگاه یا محل کار می‌روید. یکی از همین روزهایی است که شما برای دیدن نامزدتان باید مسیری را طی کنید و در ترافیک و شلوغی‌های شهر معطل شوید، اما این دلایل همیشگی نباید اختلالی در وقت گذاشتن شما برای یکدیگر ایجاد کند.
به‌خاطر داشته باشید که شما باید در دوران عقد همدیگر را بشناسید و این میسر نخواهد شد مگراینکه شما برای هم وقت بگذارید و کار و تحصیل و راه دور را بهانه باهم بودن و سپری کردن اوقات شناخت در کنار هم نکنید.
قرار نیست وقت شما کش بیاید و زیاد بشود، اما می‌توانید با مرخصی‌های ساعتی یا قرارهایی نزدیک دانشگاه و محل کار، فرصتی خالی کنید و به این ترتیب زمانی را برای شناخت همدیگر اختصاص بدهید.
تصور نکنید که برای شناخت از هم حتماً باید به دربند یا درکه یا فلان جای دیدنی بروید. شناخت را در لحظه‌های قدم‌‌زدن و گفتگوهای در حین سوار شدن به ماشین یا مترو و … غنیمت بشمارید.
نامزد یا به قولی همسر آینده‌تان را به زیر ذره‌بین زندگی و شناخت ببرید و چه کسی است که در همه امور دقت نظر داشته باشد و وقت صرف کند، اما به نتیجه مطلوب دست نیابد!؟

منبع: تبیان

مسایل جنسی، علت طلاق عاطفی

تهران یک کلان‌شهر پر سر و صدا و پرجمعیت است که روز به روز بر ساکنان آن به دلیل مهاجرت افزوده می‌شود و آسیب‌های اجتماعی نیز به همان نسبت هر روز در چهره‌ای جدید، نمایان می‌شوند….

آمارها نشان می‌دهد در شهر تهران از هر ۴ ازدواج یک مورد به طلاق منجر می‌شود. علاوه بر آن در جدیدترین آماری که از سوی رییس سازمان ثبت احوال اعلام شده است ازدواج در سال گذشته یک درصد رشد پیدا کرده و این در حالی که است که پدیده طلاق طی این مدت ۱۶ درصد رشد داشته است. مدیر سازمان جوانان استان تهران نیز نسبت به رشد بی‌سابقه طلاق در شش ماهه نخست سال گذشته (۲۱ درصد) هشدار داده بود.

حتما اولین نکته‌ای که در مورد علت طلاق در ذهن‌تان جرقه می‌زند، مشکل‌های اقتصادی و معیشتی است اما جالب است بدانید که شیوع طلاق در مناطق شمالی بیشتر از مناطق جنوبی است و میزان طلاق در بین افراد تحصیل کرده بسیار بالا است. شکی نیست که عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در بالا رفتن آمار طلاق تاثیر دارد، اما نکته حایز اهمیت آن است که طلاق چیزی جز سست شدن بنیان خانواده و کم‌رنگ شدن ارزش‌های اخلاقی در جامعه نیست. بیان این آمارها آنقدر نگران کننده است که زنگ خطری باشد برای آنکه در گوش همه ما از جمله مسوولان به صدا دربیاید.
در ازدواج‌های امروزی، اصل، حاشیه‌های زندگی و تجملات است و غفلت از اصل زندگی زیاد دیده می‌شود و چون تجملات سیری‌ناپذیر است و افرادی که به دنبال آن هستند، هیچ‌گاه ارضا نمی‌شوند، این رفتار باعث تنش شده و با تداوم این تنش‌ها، بنیان خانواده سست می‌شود

تجملات؛ مبنای ازدواج

فارغ از صحت و سقم آمارهایی که در مورد افزایش طلاق مطرح می‌شود عوامل مختلفی در طلاق نقش دارند اما دو موضوع عمده که کمتر به آن پرداخته شده است، یکی سلامت روانی‌جنسی است و دوم اینکه هدف از تشکیل زندگی مشترک درست تعریف نشده است. «در ازدواج‌های امروزی، اصل، حاشیه‌های زندگی و تجملات است و غفلت از اصل زندگی زیاد دیده می‌شود و چون تجملات سیری‌ناپذیر است و افرادی که به دنبال آن هستند، هیچ‌گاه ارضا نمی‌شوند، این رفتار باعث تنش شده و با تداوم این تنش‌ها، بنیان خانواده سست می‌شود و همان‌طور که هدف درستی برای ازدواج مطرح نبوده است، طلاق هم با اهداف غیرمنطقی‌ انجام می‌شود.»

طلاق عاطفی

«ازدواج‌های امروزی که من نام آنها را ازدواج‌های خیابانی می‌نامم، اصول و پایه‌ای ندارد و جوان‌ها در برخوردهای ظاهری و محدود با هم آشنا می‌شوند و خودشان را همان‌طور که دوست دارند نشان می‌دهند.» زمانی که زندگی مشترک شکل گرفت شخصیت واقعی و همچنین واقعیات زندگی بروز می‌کند و اختلاف‌ها شروع می‌شود. «جوانان برداشت درستی از ازدواج‌ ندارند و مهارت‌های زندگی مشترک را یاد نگرفته‌اند. باید به افرادی که در شرف ازدواج هستند از طریق رسانه‌ها یا برگزاری کلاس‌های آموزشی آیین همسرداری آموزش داده شود.»

مسایل جنسی؛ عاملی برای طلاق

در کشور ما به بسیاری از مسایل به دلیل ترس یا بعضا حجب و حیا کمتر پرداخته می‌شود که مسایل جنسی یکی از این موارد است. یکی از مسایل مهم در زندگی مشترک، آگاهی از مسایل زناشویی است. «به‌دلیل عدم آگاهی از مسایل زناشویی، علاوه‌برطلاق‌های قانونی، طلاق‌های عاطفی که شاید مخرب‌تر هم باشد در خانواده شکل می‌گیرد». طلاق عاطفی طلاقی است که زن و مرد در کنار هم زندگی می‌کنند ولی از نظر عاطفی از هم فاصله می‌گیرند. «با وقوع طلاق عاطفی، انواع بیماری‌های روان تنی و تنش‌های خانوادگی در خانواده به وجود می‌آید که اثرات سویی به بار می‌آورد». با توجه به نقش مسایل روانی و جنسی در سلامت خانواده، کم‌توجهی به این موضوع یکی از کمبودهای عمده در بحث سلامت است». عامل بسیاری از طلاق‌ها مسایل جنسی است، «مسایل جنسی یکی از مهم‌ترین عوامل در روابط زن و شوهر است و باید آموزش‌های لازم به جوانان داده شود. شاید بهتر باشد در دبیرستان‌ها در جلسات اولیا و مربیان، بهداشت بلوغ و تا حدودی مسایل جنسی به والدین آموزش داده شود و آنها فرزندان خود را آگاه کنند». موضوع حائز اهمیت این است که چگونه می‌توان این مسایل جنسی را آموزش داد؟

در پاسخ به این سوال باید گفت: «آموزش‌های قبل از ازدواج در این موضوع بسیار نقش دارد و چون والدین در تربیت روانی‌جنسی کمتر نقش دارند، جوانان اطلاعات خود را از رسانه‌های غیررسمی و دوستان خود کسب می‌کنند». «خانواده، یکی از کانون‌های مهم آموزش است. در مورد آموزش‌ مسایل جنسی، آموزش‌های قبل از ازدواج موثر است اما در مورد مسایل اخلاقی با یک یا دو جلسه نمی‌توان مسایل را برای افراد نهادینه کرد چون مسایل اخلاقی فرآیندی است که باید در بطن زندگی مردم وارد شود و خانواده نقش بسیار مهم‌تری برای آموزش مسایل اخلاقی به فرزندان خود دارد».
باید در جامعه توجه به مسایل جنسی‌ روانی را به عنوان یک موضوع مهم نهادینه کنیم چون غفلت از آن صدمات جدی‌ای به تحکیم خانواده می‌زند

آمار طلاق در افراد تحصیل‌کرده

«در مناطق شمالی شهر تهران، آمار طلاق بیشتر از مناطق جنوبی است و این نشان می‌دهد که عوامل دیگری غیر از عوامل فردی در طلاق تاثیر دارد .حتی در بین افراد تحصیل‌کرده هم آمار طلاق بالاست». اختلاف‌‌های فرهنگی و اشتغال از عوامل بسیار موثر در طلاق است. «از آنجایی که تهران یک کلانشهر است افراد مختلفی از شهرها و روستاهای مختلف در آن اقامت دارند و در همسایگی هم زندگی می‌کنند، اما وقتی خانواده شکل می‌گیرد رفتارها بروز پیدا می‌کند اختلافات فرهنگی نمود پیدا می‌کند». در این میان، اخلاق در تحکیم خانواده نقشی بسیار مهم ایفا می‌کند. «جامعه‌ای پیشرفته است که آگاه‌تر و اخلاقی‌تر باشد. ایثار، صبر، تحمل، رعایت حقوق افراد و احترام همه مولفه‌های اصول اخلاقی هستند و جامعه‌ای که اخلاقی‌تر باشد با هنجار و آسیب‌های اجتماعی برخورد مناسب‌تری خواهد داشت.» از این رو، کارشناسان و مسوولان باید بسیاری از اصول اخلاقی را در جامعه نهادینه کنند. «زمانی که بسیاری از اصول اخلاقی مانند صداقت در جامعه نهادینه شود، اگر فردی به خواستگاری می‌رود صادقانه برخورد می‌‌کند.»

نقش آموزش‌های قبل از ازدواج در کاهش آمار طلاق

«یکی از مشکلات اصلی ما عدم نظارت بر ارایه مشاوره است. بنابراین سازمان نظام روان‌شناسی باید روی عملکرد مشاورین نظارت داشته باشد و آنها را بر اساس تاهل ، تجربه، تحصیلات و مهارت ها برای سنین مختلف درجه‌بندی کند.». «حتی افرادی که از سطح تحصیلات و فرهنگ بالایی برخوردارند نباید خود را از مشاوره بی‌نیاز بدانند.». این آموزش‌ها مربوط به مقاطع مختلف پیش از ازدواج، در انتخاب همسر، زوج‌های جوان و بعد از طلاق است که این کلاس‌های آموزشی مهارت‌های زندگی سالم را ترویج می‌کنند تا بتواند به عنوان راهکاری برای بسیاری از ناهنجاری‌های خانوادگی عمل کند.»

منبع: سلامت؛ مهدیه آقازمانی؛ تنظیم برای تبیان: کهتری؛ (با تغییرات سایت الشیعه)

خانواده و روابطِ همسران از دیدگاه حضرت امام رضا(علیه السلام)

پیمانی پاک

تشکیل خانواده در اسلام، مسئله‌ای حیاتی و برنامه‌ای عالی است که اگر چه بر مبنای مقررات و قوانین قرآنی، روایی و شرعی جامه عمل می‌پوشد امّا نخستین مایه‌های آن به صورت غریزه، محبّت، عاطفه و اشتیاق متقابل زوج به اراده ی حکیمانه حضرت باری تعالی در نهاد انسان قرار داده شده است. ایجاد آرامش و مودت بر اثر ازدواج، از نشانه‌های لطف خداوند می‌باشد.(۱)

به علاوه محکم‌ترین و برترین برنامه برای جلوگیری از گناه و صیانت جامعه و نجات دادن نسل جوان از سقوط در باتلاق منکرات، ابتذال و فحشاء، ازدواج می‌باشد. بر این اساس، در مرحله اوّل بر والدین، اقوام و نهادهای ذیربط واجب است که نسبت به ایجاد مقدمات این سنت الهی و حرکت پسندیده اقدام کنند و با دستان خویش با ساده‌ترین روش زمینه پیمانی پاک را فراهم آورند. در مرحله بعد بر پسران و دختران است که بنای زندگی و سعادتمندانه‌ای را به دور از تکلّفات و با اجتناب از شرایط سخت برپا نمایند. البته این موضوع با مقدماتی انجام می‌پذیرد.

پژوهش پیرامون همسر دلخواه

تشکیل کانونی به نام خانواده، اهمیت شایان توجهی دارد زیرا برای هر کسی، یک بار در طول زندگیش این فرصت پیش می‌آید و هر کدام از دختر و پسر می‌خواهد برای خود، شریکی در مسیر زندگی خویش برگزیند که تا پایان عمر با وی خواهد بود و از همه اسرار و رموز او با خبر خواهد گردید.

شریکی که مادر فرزندان، و مربّی کودکان است و یا آن که پدر و مسؤول و مدیر خانواده است و در صورت انتخاب درست، به اعتبار، عزت و آبروی طرفین افزوده خواهد شد، بنابراین عقل و برهان چنین قضاوت می‌کند که درباره ی همسر آینده باید بررسی‌هایی به عمل آورد. از این جهت حضرت امام رضا(علیه السلام) فرموده‌اند: «النکاحُ رِقٌ فاذا انْکَحَ اَحَدُکُمْ ولیْدهً فَقَدْ ارقّها فلْینْظُرْ اَحَدَکُمْ لِمَنْ یَرُقُّ کریمته.»(۲)

بر اساس این روایت نورانی، کسی که دختر خویش را شوهر می‌دهد، در واقع او را از حوزه ی اختیار خویش بیرون می‌آورد و در اختیار دیگری قرار می‌دهد بنابراین باید خانواده‌ها بررسی کنند که دختر خویش را به چه کسی می‌دهند و پاره‌ای از حیات خود و محصول تلاش‌ها، تربیت‌های خویشتن را به دست چه فردی می‌سپارند. بنابراین دختر و پسر، قبل از ازدواج باید از روحیات، عادات، اخلاق و سلامت فیزیکی و روانی یکدیگر در حد ضرورت باخبر باشند.

از این جهت است که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تأکید نموده‌اند با افراد دارای حسب و نسب وصلت کنید زیرا تمامی خصال و صفات والدین، به فرزندان انتقال می‌یابد.(۳) خانواده‌ها مراقب باشند دختر با ایمان خود را به جوانی که اهل حق و حقیقت نمی‌باشد و خود در باتلاق انحراف دست و پا می‌زند، ندهند و برای جوان پاک خود، دختری را که به ارزش‌ها و فضایل پشت پا زده است انتخاب نکنند. حضرت امام رضا(علیه السلام) مسلمانان را از وصلت با شرابخواران نهی کرده‌اند:

«و ایّاکَ انْ تُزَوَّجَ شارِبَ الَخَمْر فان زَوَّجْتهُ فکانما قَدّتْ الی الزّنا؛(۴) اجتناب کن از این که دختر خود را به شرابخواری بدهی که اگر او را به چنین تبهکاری شوهر دهی، گویا آن که آن پاکدامن را به زنا داده ای؟!» آری آن که پای بند واجبات الهی نمی‌باشد و از ارتکاب فسق و فجور پروا ندارد و از حسنات اخلاقی بی‌بهره است نباید به عنوان همسر آینده برگزیده شود زیرا بنا به فرمایش ائمه هدی(علیهم السلام) آثار حرام و گناه در نسل آشکار می‌گردد.(۵)

مراسم عروسی

آداب و رسوم عقد و عروسی باید توأم با وقار، حفظ کرامت و شخصیت و به دور از هرگونه محرمات و عوامل محرّک شهوات باشد تا رحمت الهی را جلب کند و عاملی برای عمل گردیدن برکات آسمانی گردد. در فرهنگ اسلامی تأکید بر این است که این مراسم بهتر است شب هنگام برگزار شود چنانچه عروسی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در هنگام شب انجام گردید.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه نمودند دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار، شب عروسی حضرت فاطمه به دنبال آن بانوی بزرگوار حرکت کنند، شادی نمایند، شعر بخوانند و ذکر الله اکبر و الحمدلله بر زبان جاری سازند و از چیزی که خداوند بر انجام آن رضایت ندارد پرهیز کنند.

حضرت امام رضا(علیه السلام) با الهام از بیانات رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و تأسّی بر سیره و سنّت جدّش و جدّه اش فرموده‌اند: «مِن السّنهِ التّزویج باللّیل لأنَّ اللّه جَعَلَ اللیل سکَناً و النساء انما هُنَّ سُکن؛(۶) عروسی در شب هنگام، روش رسول خدا است زیرا خداوند، شب را مایه آرامش قرار داده است و زن هم موجب تسکین روحی است.» این حدیث یک نکته مهم را که جنبه روان شناسی دارد مطرح می‌کند زیرا معمولاً شب هنگام، آدمی از فشارهای روانی کمتری برخوردار است و روح آدمی، فراغت بهتری دارد و برای انجام برنامه‌های فرح بخش، مهیّاتر است و اصولاً افراد خسته و افسرده و دچار مرارت، نمی‌توانند مسرور و شادمان باشند.

همچنین مطابق آیه قرآن: «و جعلنا اللیل لباساً»(۷) شب، پوششی است بر اندام زمین و موجوداتی که بر روی آن زیست می‌کنند و انسان‌ها با فرا رسیدن شب، می‌توانند فعالیت‌های فرساینده را تعطیل کنند و روح خسته را آرام نمایند و با این وصف، نه تنها عروس و داماد بلکه میهمانان با فراغت خاطر در مراسم مذکور حضور می‌یابند؛ زوجین نیز در پایان این برنامه، با خوابیدن به آسایش لازم دست می‌یابند و در سحرگاهان به عنوان بهترین وقت برای عبادت و ذکر، به راز و نیاز با محبوب می‌پردازند.

غذا دادن به میهمانان نیز در فرهنگ اسلامی استحباب فوق العاده‌ای دارد و رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) یکی از موارد ولیمه دادن را موقع عروسی دانسته‌اند البته به فرمایش آن حضرت، دعوت‌شدگان نباید برای رفتن به این مراسم، شتاب کنند زیرا یادآور دنیا و زندگی ظاهری است.(۸) حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرموده‌اند: «مِنَ السّنّهِ اِطْعامُ الّطعام عند التّزویج»(۹) یعنی از سنت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، طعام دادن هنگام ازدواج است.

پرداخت مهریه

خانواده عروس و داماد، بنا بر عُرف جامعه و سنت‌های محلی و رعایت موازین شرعی و ارزشی، باید در حدی به دور از افراط و تفریط در مسئله مهر و صداق توافق کنند. البته امساک از رسانیدن صداق به صاحب آن، حرام و گناه است.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: مهریه زن باید به او مسترد گردد و کسی که از پرداخت آن امتناع نماید، به اندازه ی حقّ زن، در روز قیامت از حسنات او بر می‌دارند و در پرونده ی همسرش قرار می‌دهند و چون کار نیکی به اندازه ی ترمیم حقوق زن باقی نماند، به گناه پیمان‌شکنی او را به سوی آتش می‌برند زیرا هر عهد و پیمانی مسؤولیت دارد، هشتمین فروغ امامت در این باره می‌فرمایند: «انَّ اللّه تعالی غافِرُ کُلّ ذنبِ الّا مَنْ جَحَدَ مهْراً أواغتَصَب أجیراً اجْرته او باع رجُلاً حُرّاً؛(۱۰) حضرت رضا(علیه السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده‌اند: خداوند متعال هر گناهی را مورد آمرزش قرار می‌دهد مگر گناه انکار مهر زن یا غصب دستمزد اجیر یا فروش انسان آزاد.»

البته از جانب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و عترت او(علیهم السلام) خطاب به زنان با کرامت توصیه شده است: اگر زمینه مناسبی در خصوص بخشیدن مهر خود به شوهر مشاهده کنند از این خصلت عالی که بیانگر جود و کرم و نشانه سخاوت و بزرگواری است چشم پوشی نکنند.

نظافت و آراستگی

در منابع اسلامی آمده است خداوند زیباآفرین، جمال و زیبایی را دوست دارد و می‌خواهد آثار این نعمت را در بندگان خود ببیند و چون بانوان مظهر این صفت هستند زینت برایشان زیبنده‌تر است البته در مسایل خانواده دستورات برای نظافت و آراستگی ظاهر و ایجاد جذبه، متقابل است و این فکر که مرد نیازی به زینت ظاهر و رعایت نظافت ندارد، مورد قبول نمی‌باشد چنانچه حضرت امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: «لقد ترک النساء العّفه لترک ازواجهن التهیه لهُنّ؛(۱۱) چه بسا که بی‌توجهی مرد به آراستگی ظاهر سبب گردد که زن از پاکدامنی فاصله بگیرد(و این فضیلت عفت را از دست بدهد) حضرت امام رضا(علیه السلام) تأکید فرموده‌اند: «من اخلاق الانبیاء التّنظُفُ؛(۱۲) پاکیزگی، از خلق و خوی انبیاست.»

با توجه به این روایت، زن و شوهر باید طهارت و پاکیزگی در بدن، لباس و حتی منزل و لوازم آن را مورد مراعات قرار دهند و در این زمینه مرد باید به همسرش کمک کند و بر زن هم لازم است با رعایت نظافت در امور خانه و آراستگی ظاهر موجبات خشنودی پروردگار و شادمانی همسر خود را فراهم کند تا از این راه، سلامت روحی و روانی خانواده تأمین گردد. آنان باید به این معنا توجه داشته باشند که گام نهادن در این قلمرو با ثواب توأم است و نوعی عبادت به حساب می‌آید. حضرت امام رضا(علیه السلام) از پدران بزرگوار خود روایت نموده‌اند: «زنان بنی اسرائیل از عفت و پاکی دست برداشتند و این مسئله هیچ سببی نداشت جز آن که شوهران آنان، خود را نمی‌آراستند. سپس آن حضرت افزودند:

انّها تشتهی منک مثل الّذی تشتهی منها؛(۱۳)(زن هم از مرد همان انتظاری را دارد که مرد از او دارد) از آن سوی زن مجاز نمی‌باشد برای غیر شوهر آرایش کند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از این که زن در خارج خانه لباس جذّاب بپوشد به صورتی که نظر دیگران را به سوی خود جلب نماید، نهی فرموده و از این که زیور با خود بردارد منع کرده‌اند.

امنیت روانی و اطمینان قلبی

وقتی آرایش و پیرایش برای یکدیگر صورت گیرد، علاوه بر ایجاد روابط پسندیده ی اخلاقی و روانی و ازدیاد عواطف قلبی موجبات اطمینان زوجین نسبت به هم را پدید می‌آورد و این که هر دو به این باور برسند که تمامی علاقه و ارادت خویش را در راه رضایت هم بکار گیرند.

اینجاست که نه زن به مردی غیر از شوی خویش نظر خواهد داشت و نه مردی نسبت به زن دیگری اندیشه می‌نماید و امنیتی که از این رفتار متقابل بدست می‌آید همه ی ابعاد زندگی زن و مرد را تحت پوشش قرار می‌دهد و هر گونه بدبینی و بی‌اطمینانی در روابط خانوادگی را محو می‌کند و بدین گونه پایه‌های نظام خانواده بر اساس حُسن روابط و سلامت روحی استوار خواهد شد و این همان است که قرآن می‌فرماید: «هُنّ لباسٌ لَکُمْ و انتم لباسٌ لَهُنّ؛ یعنی در واقع هر کدام حافظ امنیت دیگر و مایه ی زینت و افتخار همسر می‌گردد.»

کلینی در فروع کافی این حدیث را از امام رضا(علیه السلام) نقل می‌کند: «عن ابی الحسن علی بن موسی الرضا قال ما افاد عبد و فائده خیراً من زوجه صالحه اذا رآها سرّته و اذا غاب عنها حفظته فی نفسها وماله»(۱۴) یعنی از حضرت رضا روایت شده که ایشان فرمودند: هیچ فایده‌ای به کسی نمی‌رسد بهتر از این که برایش بانویی باشد که نگاه کردن به او و مصاحبت با او، موجب شادمانی همسر باشد و در غیاب شوهر، امانت دار و حافظ حریم خویش و خانواده و اموال شوهر است.

از آن جهت که مسؤولیت امنیت روانی خانواده، بر عهده زن است و کلیدهای عاطفه و رموز ایجاد روابط قلبی، بدست اوست از این جهت اسلام از زن، انتظاری متناسب با این جایگاهش دارد و در واقع چون سعادت و شقاوت خانواده به بانوی خانه وابسته است در روایات ائمه هدی(علیهم السلام) بالاترین زینت و نهایت سعادت برای مرد، برخورداری از همسری شایسته، معرفی شده است.

جایگاه خانواده

خانواده هسته ی نخستین تشکیل ساختمان جامعه به شمار می‌رود و عواملی چون عشق و محبت و عاطفه را در وجود انسان‌ها ریشه دار می‌نماید. با رعایت موازین ارزشی اسلامی زندگی خانوادگی شکوفا می‌گردد و آیین اسلام حقوقی برای اعضای آن بوجود می‌آورد که با مراعات و اجرای آن، صفا و صمیمیت چون چشمه‌ای جوشان در خانواده جاری می‌گردد.

در حضور مناسبات اخلاقی و روابط بین اعضای خانواده حضرت امام رضا(علیه السلام) یک اصل کلّی، جالب و دارای پیامی روان شناختی را مطرح می‌فرمایند: «اجْعلْ مُعاشرَ تَکَ مَعَ الصغیرو الکبیر؛(۱۵) یعنی برخورد خود را با افراد کوچک و بزرگ زیبا و نیکو گردان» که این اصل در حُسن معاشرت و بهبودی آن تأثیری فراوان دارد، این سخن می‌تواند برگرفته از فرمایش رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) باشد که می‌فرمایند: «خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی :(۱۶) بهترین شما کسی است که برای اهل خانه‌اش نیکو باشد و من نیکوترین شما برای خانواده ام هستم.

مرد خانه حقّ ندارد به هر دلیلی ارتباط با همسر خویش را بیش از چهار ماه ترک نماید فکر این که زن به ترک آن راضی باشد یا اینکه برای مرد مسافرت واجبی و لازمی چون حج و کسب معاش پیش آید، این که چنین آمیزشی حاوی خسرانی غیر قابل جبران باشد.

گروهی به محضر حضرت امام رضا(علیه السلام) آمدند و عرض کردند:‌ ای پسر رسول خدا!(صلی الله علیه و آله و سلم) مردی، زنی جوان دارد و چون مصیبتی متوجه‌اش گردیده، مدت چند ماه و بلکه یک سال است که ارتباط با همسر خویش را ترک کرده است البته این کار به دلیل اذیت، آزار و انتقام نبوده بلکه به علت اندوه و افسردگی خاطر از این معاشرت اجتناب کرده است. آیا با این عمل عصیان و ترک گناهی مرتکب شده است. امام فرمودند: بلی، ترک این ارتباط بیش از چهار ماه گناه دارد.(۱۷)

ابراز محبت و ایجاد مودت

اصل محبت را خداوند در قلب زن و شوهر قرار می‌دهد و بر آنان است که این نعمت باطنی و حالت قلبی را که موجب آرامش زندگی و صفا و پاکی است بوسیله جانبداری از هم، گذشت و فداکاری، خوش اخلاقی، توقع در اندازه و ظرفیت لازم، حفظ شئون و شخصیت طرفین و اجتناب از بگو مگوهای بیهوده حفظ کنند و از عواملی که به محبت و عاطفه خلل وارد می‌نماید بپرهیزند زیرا تبدیل این عاطفه و شوق به کینه و نفرت و بغض در صورتی که ملاک شرعی و عقلی در کار نباشد مبدل نمودن نعمت به نقمت و بلاست و خود نوعی ناسپاسی به شمار می‌آید البته به فرمایش حضرت امام رضا(علیه السلام) دل‌ها را رغبت و نفرت و نشاط و سستی می‌باشد، هنگامی که دل میل و اقبال می‌کند بینش و ادراک دارد و زمانی که بی‌میل است افسرده و ناتوان می‌باشد از این روی هنگامی که درون با نشاط توأم می‌باشد باید دل‌ها را بکار گرفت و زمانی که حالت سستی و رخوت دارد باید آن را رها کرد تا توان و آرامش خود را بازیابد.(۱۸)

زن و شوهر در روابط عاطفی با یکدیگر باید این بیان گُهربار امام رضا(علیه السلام) را در نظر گیرند که می‌فرمایند: اگر مؤمنی خشمگین شود عصبانیت، وی را از طریق حق بیرون نمی‌برد و اگر شادمانی یابد این خرسندی وی را دچار باطل نمی‌سازد و چون به اقتداری می‌رسد بیشتر از آنچه حق دارد، نمی‌گیرد.(۱۹)

حضرت امام رضا(علیه السلام) در سیره ی عملی خویش در جهت تقویت عواطف و تکریم شخصیت حاضران در خانه و در جمع معاشرین این گونه بودند. ابراهیم بن عباس می‌گوید: هرگز شخصیتی برتر از امام رضا(علیه السلام) ندیدم، هرگز پای خویش را در مقابل همنشین خویش دراز نمی‌نمود و پیش از او تکیه نمی‌داد. به خدمتگزاران دشنام نمی‌گفت، صدایش به خنده بلند نمی‌شد و همواره با غلامان و زیردستان خود کنار سفره ی غذا می‌نشست.(۲۰)

حضرت امام رضا(علیه السلام) اعتقاد داشتند: اگر نسبت به کسی محبتی دارید آن را آشکار کنید زیرا اظهار دوستی نیمی از خردمندی به شمار می‌آید بنابراین زن و شوهر باید عواطف خود را در خصوص یکدیگر علنی سازند و در این مورد از خجالت و شرمساری پرهیز کنند.(۲۱)

یکی از اموری که بر رونق و صفای خانه می‌افراید تلاوت قرآن می‌باشد. حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرموده اند: در خانه هایتان برنامه‌ای برای تلاوت قرآن کریم ترتیب دهید به درستی هرگاه در منزلی قرآن خوانده شود امور اهلش سهل و آسان می‌گردد و خیر و برکتش بسیارشده و در غیر این صورت اهل خانه در تنگنای فکری و روانی و اقتصادی قرار می‌گیرند.(۲۲)

بر این اساس، عوامل معنوی و روی آوردن به سنت‌های مذهبی می‌تواند روابط عاطفی و فضای روان شناختی خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. در مواقعی حتی ابراز عواطف هم برقرار است ولی گویا احساس آرامش از خانه رخت بربسته است و این بدان دلیل می‌باشد که اهل خانه از ذکر خداوند اعراض نموده‌اند چرا که قرآن می‌فرماید:

«وَ مَنْ اعْرَضَ عَنْ ذکری فانَّ لَهُ معیشه ضنکا.»(۲۳)

از تأکید اسلام بر آرامش و مودت و رحمت که خصلت و خویی است که در زندگی خانواده کسی جاری است، چنین بر می‌آید که در مفهوم ارزشی این آیین نوع و شکل فضایی که زوجین می‌خواهند در پرتو آن زندگی نوین خود را آغاز کنند، نمایان می‌گردد و چنین نیست که شخص بخواهد از طریق آن صرفاً منفعت طلبی شخصی و طمع ورزی نسبت به دیگران را پی گیرد و نیز این گونه نمی‌باشد که هوی و هوس و امیال نفسانی در آن برانگیخته شود تا بتوان از آنها به عنوان شالوده ساختمان این زندگی استفاده نمود بلکه فضایی است که در آن بر انسانیت و فضیلت تأکید می‌گردد، روابط از سرچشمه‌ای عالی و پاکیزه متأثرند که در آن هر دو طرف در زندگی مشترک به عاطفه و محبت وابسته اند.

عطوفتی که یک احساس ناگهانی و زودگذر نبوده و بر ارزش‌های والا و خردهای مقدس استوار است زیرا عواطف ناگهانی و هیجانی در برابر امیال و هواهای متضاد تاب مقاومت ندارد و به سرعت رنگ می‌بازد.

مسؤولیت‌پذیری و عواطف

از دیدگاه فرهنگ اسلامی چنین استنباط می‌گردد که گرایش برای تشکیل خانواده، از احساس ژرف متأثر گردیده است. نیازمندی روح و روان و احتیاج عاطفی در یک چهارچوب معنوی رشددهنده، آدمی را وادار می‌کند تا در فرصتی مناسب به این مسئله جامه ی عمل بپوشاند.

هدف از تشکیل خانواده در اسلام، همان دستیابی به اطمینان روحی است تا انسان پس از رسیدن به این مرحله، احساس نماید به خویشتن اصل خویش نائل گردیده است و به اعتبار این که رحمت و مودت شالوده و پایه ی روابط در نظام آفرینش می‌باشد شخصیت انسان در این برنامه تکامل می‌یابد.

اسلام از مرد می‌خواهد سرآغاز بنیان نهادن خانواده را با مسؤولیت‌پذیری معنوی و عملی توأم نماید و نه صرفاً برای اشباع سیری ناپذیری غرائز انسانی. رحمت ملهم از سرشت ارتباطات همسران است و زوجین را وادار می‌کند با توجه به ظرفیت خانوادگی، روحی و اجتماعی یکدیگر را درک کنند و مسؤولیت‌های خود را پذیرا باشند.

پس با یکدیگر به صورت صمیمی زندگی کنند و در این فضا، از تنگ‌نظری و خودخواهی، که زندگی خانوادگی را متلاشی می‌سازد، دوری خواهند جست. زیرا آن گاه که محبت و عاطفه وارد زندگی می‌گردد، فرد محوری و خودنگری را دگرگون می‌کند.

انسانی که از لاک خود بیرون آمده است به رغم تأثیرپذیری در شکل‌گیری و ساختار شخصیت از محیط‌های گوناگون و شرایط متفاوت، بر سخنی که بر زبان می‌آورد، گامی که بر می‌دارد، کاری که انجام می‌دهد مراقبت دارد و در واقع رحمت را صرفاً در اندیشه و احساس پاکیزه مجسّم نمی‌نماید بلکه آن را در زندگی عملی تحقق می‌بخشد. پس با این وصف هر کدام از زن و شوهر به دردها و مشکلات و گرفتاری‌های یکدیگر توجه دارند و خطاها و نارسایی‌ها را با مدارا، وفق و حکمت اصلاح می‌کنند تا مبادا به جای سازندگی، ویرانگری حاصل گردد.

اگر این گونه عمل گردد، زندگی اعضای خانواده، به آرامشی راستین مبدّل خواهد گشت، آرامشی که زندگی درونی و بیرونی همه ی افراد خانواده را در بر می‌گیرد و به صورتی خواهند زیست که روح و عقل و عواطف آنان، به دور از نزاع‌ها و جدالها بیجا می‌باشد. این مودت از نعمت‌های الهی است و باید قدردان آن بود و در زندگی مشترک از آن بهره گرفت و برکاتش را بکار باید بست.

در غیر این صورت، امکان دارد بر اثر ناسپاسی این هدیه ی معنوی و عطیه الهی، آن را از دست بدهیم چنانچه حضرت امام رضا(علیه السلام) فرموده‌اند: «احْسنوا جوار النّعم فانّها وَحشیّه مانأت عن قوم فعادتْ الیهم»(۲۴) یعنی نعمت‌های الهی را که در اختیارتان است گرامی بدارید چرا که آنها گریزان می‌باشند. از هر که کناره گیرند دیگر بازگشتی برایشان نمی‌باشد. حضرت امام رضا(علیه السلام) در بیانی دیگر زندگی توأم با آرامش را این گونه معرفی کرده اند: «العیْشُ الِسّعهُ فی المنازل و الفضل فی الخدم و کثْره المُحبین؛(۲۵) منزل وسیع، همکاران و خدمتگزاران افزون و دوستداران فراوان(کثرت اهل محبت و مودت).»

گشایش برای اهل خانه

تأمین معاش حلال و فراهم بودن امکانات زندگی برای اهل خانه، در ایجاد آرامش و افزایش صمیمیت دخالت مهمی دارد، امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرموده اند: «من اصْبَحَ مُعافی فی بَدَنه مخلّی فی سربه و عندهُ قُوُت یومه فکانّما خیّرتْ له الدنیا؛(۲۶) هر کس صبح کند در حالی که تنش سالم و خاطرش آسوده و معاشش تأمین باشد، از مواهب یک زندگی مطلوب و آرام برخوردار است.»

تلاش در جهت فراهم آوردن تسهیلات برای خانواده، در درجه‌ای از اهمیت است که حضرت امام رضا(علیه السلام) فرموده اند: کسی که در پی بدست آوردن درآمدی برای تأمین معاش عائله‌اش باشد، بهتر از مجاهدان در راه خداست.(۲۷)

حکمت این تأکید آن است که اهتمام و تکاپو در این خصوص، اثری مهم در پیوند عاطفی اعضای خانواده دارد و روابط محبت‌آمیز افراد خانه را تحکیم و قوت می‌بخشد. حضرت امام رضا(علیه السلام) در روایتی دیگر از پیروان خود می‌خواهد برای ایجاد گشایش در زندگی و رفاه اهل خانه بکوشند: «صاحبُ النّعمهِ یَجِبُ انْ یُوَسّع علی عیالهِ؛(۲۸)(افرادی که از نعمتی برخوردارند باید بر زن و فرزند خود گشایش دهند)».

اصولاً در فرهنگ اهل بیت(علیه السلام) یکی از نشانه‌های سعادت انسان، این است که فرد بتواند به وضع خانواده خود رسیدگی کند، در این باره نیز هشتمین ستاره ی درخشان آسمان امامت چنین گوهر افشانی کرده‌اند: «یَنْبَغی لِلّرُجل انْ یُوَسّع علی عیالهِ لئلا یتّمنو موْته؛(۲۹) یعنی شایسته است مرد بر اهل خانه(از لحاظ مخارج زندگی) سخت‌گیری نکند تا این که آنان مرگ او را از خداوند درخواست کنند. اهمیت تلاش برای امور رفاهی خانواده موجب نمی‌شود که آدمی از اعتدال، قناعت و کسب رزق حلال دوری گزیند.

حضرت امام رضا(علیه السلام) در این باره تأکید نموده‌اند: حقیقت ایمان بنده کامل نمی‌گردد تا این که سه خصلت را دارا باشد. بصیرت در دین، اعتدال و میانه روی در امور زندگی و خانواده و بردباری در سختی‌ها و مصائب.(۳۰) همچنین آن فروغ امامت فرموده اند: «منْ رضِیَ عَنِ الله تعالی بالقلیل مِن الرزق رضی اللّه منه بالقلیل من العمل؛(۳۱) هر کس به روزی اندکی که خدا به او می‌دهد راضی باشد پروردگار همان عمل اندک را از وی می‌پذیرد و در خصوص رضایت داشتن بر رزق حلال می‌فرماید: هر کس به روزی حلال امّا کم خشنود باشد رنجش کمتر و خاندانش در آسایش و آرامش زندگی می‌کنند و خداوند عیوب دنیا و کیفیت رفع آنها را به او می‌آموزد و وی را با سلامتی در بهشت مستقر می‌سازد.(۳۲)

پی‌نوشت‌ها

۳۳- سوره روم، آیه ۱۲

۳۴- وسایل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج ۱۴، ص۵۲

۳۵- مکارم الاخلاق، طبرسی، ص ۱۹۶

۳۶- بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۱۴۲

۳۷- وسایل الشیعه، ج ۱۷، ص ۸۱

۳۸- ازدواج در اسلام، آیه الله مشکینی، ص ۱۱۲

۳۹- سوره نبأ ،آیه ۱۰

۴۰- مستدرک الوسایل،باب نکاح، فصل ۳۱

۴۱- صحیفه الرضا، ص ۴۰۲

۴۲- بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۳۵۱

۴۳- مکارم الاخلاق، ص ۴۸۹

۴۴- میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۹۵

۴۵- بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۴۹

۴۶- وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۲

۴۷- صحیفه الرضا، ص ۴۰۰

۴۸- جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۳۹

۴۹- شیوه همسرداری، علامه سید محمد حسین فضل الله، ترجمه لطیف راشدی، ص۱۱۱

۵۰- تحلیلی از زندگی امام رضا(علیه السلام)، محمد جواد فضل الله، ترجمه سید محمد صادق عارف، ص ۲۳۰

۵۱- همان، ص ۲۳۶

۵۲- کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، ج ۲، ص ۲۷۴

۵۳- اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج ۴، بخش دوم، ص ۱۹

۵۴- دُرّه البیضاء، ص ۲۲ـ۲۱

۵۵- سوره طه، آیه ۱۲۲

۵۶- صحیفه الرضا، ص ۴۰۲

۵۷- کافی، ج ۶، ص ۵۲۶

۵۸- دُرَرُ الکلام منْ اقوال الامام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)، ص ۸۱

۵۹- تحلیلی از زندگی امام رضا(علیه السلام)، ص ۲۳۱

۶۰- صحیفه الرضا، ص ۴۰۳

۶۱- جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۴

۶۲- صحیفه الرضا، ص ۳۸۱

۶۳- دُرَرُ الکلام…، ص ۷۳

۶۴- صحیفه الرضا، ص ۴۰۱

منبع: مجله پاسدار اسلام؛ آذر ۱۳۸۵؛ شماره  ۳۰۰

معاشرت نیکو با همسر

مقدمه
زن و مردی که به اختیار و اراده خویش، پیمان زناشویی می‌بندند، با تشکیل خانواده در جهت تحقق اهداف ازدواج- که به تعبیر قرآن، کسب سکینه و آرامش زوجین است(۱)- تلاش می‌کنند. اما تشکیل خانواده، به تنهایی کافی نیست بلکه هر یک از افراد خانواده جدید، در جهت هدایت این نهاد و به منظور نیل به آرمان‌های یاد شده، وظایف و مسئولیت‌هایی دارند. کسب آرامش و همدلی، تربیت فرزندان صالح و بقای خانواده، نوعی خاص از رفتار زوجین نسبت به یکدیگر را طلب می‌کند که در اصطلاح به آن «حسن معاشرت» گفته می‌شود. مسأله معاشرت، مسأله تازه‌ای نیست، بلکه پیشینه‌ای به قدمت تاریخ دارد و در طول زندگی انسان دستخوش دگرگونی‌های بسیار گشته است؛ گاهی زن را کالا می‌پنداشتند و گاهی هرگونه ارتباط و معاشرتی آزاد بود، گاهی مردان، زنان را مخلوقی شیطان صفت می‌پنداشتند و دوری از او را به خود لازم می‌دانستند.
پرسش این پژوهش، این است که: حسن معاشرت زن و مرد در خانواده چگونه است؟ مصادیق آن چیست؟ و در قرآن مجید، روایات معصومان(علیهم السلام)، منابع تفسیری و اخلاقی با چه دقت و ظرافتی به این موضوع پرداخته شده است؟
امروزه با توجه به بالا رفتن آمار طلاق و نزاع‌های خانوادگی، به نظر می‌رسد همسران از امر مهم «حسن معاشرت» آگاهی کافی ندارند؛ لذا پرداختن به این موضوع، ضرورت می‌یابد. در این نوشتار تلاش شده با بهره‌گیری از قرآن مجید و روایات اهل بیت(علیهم السلام) به پرسش‌های یاد شده نیز پاسخی کوتاه و در خور داده شود.

مفهوم حسن معاشرت

حسن معاشرت، مفهومی قرآنی است که از آیه شریفه(وَ عاشِرُوهُنّ بِالمَعروفِ) اخذ شده است. این مفهوم از دید مفسران، تعابیر مختلفی دارد اما همه تعابیر در جهت بیان مصادیق معروف با توجه به عرف جامعه، مشترک می‌باشند.(۲) برخی معروف را این گونه تعریف کرده‌اند: آنچه عقل نظری و سنت‌های شایسته اجتماع بپسندد و بشناسد.(۳) برخی نیز گفته‌اند: چیزی را که عقل به رسمیت بشناسد و پیش وحی و صاحب شریعت به رسمیت شناخته شود، معروف است.(۴)
در حقوق ایران، خوشرویی، مسالمت زوجین با یکدیگر، دوری از اعمال موجد کینه و آزاردهنده و دوری از داد و فریاد یا ناسزاگویی و مجادله «حسن معاشرت» محسوب شده است.
این تعاریف از حسن معاشرت اجمالاً گویای این مطلب است که اگر زوجین با یکدیگر بد رفتاری و خشنونت نکنند و موجب آزار و اذیت یکدیگر نشوند، در واقع با یکدیگر حسن معاشرت دارند.(۵)

ضرورت حسن معاشرت در زندگی

انسان، با ویژگی‌هایی از حیوان جدا می‌شود. تفاوت مهم میان انسان و حیوان، این است که حیوان اگر سیر شود و نیاز جسمی اش تأمین شود، خلاء و کمبود عاطفی و اخلاقی ندارد. اما انسان این گونه نیست؛ بلکه نیاز دیگری هم دارد و آن، نیاز به معاشرت عاطفی و اخلاقی است. انسان‌ها در این معاشرت باید از یکدیگر صفا، صمیمیت، وفاداری و گذشت ببینند. در محدوده زندگی خانوادگی، نیاز به محبت و عاطفه بیشتر است.(۶) زیربنای خانواده و هیأت سازنده آن، حسن معاشرت است. اگر شرایط زندگی از هر جهت دلخواه باشد اما حسن معاشرت در آن نباشد، گویی شالوده و اساس زندگی روی آب بنا شده که با چشم بر هم زدنی خراب می‌شود. اساس حسن معاشرت، شناخت مقام و منزلت و حقوق یکدیگر است. زن باید بداند که حقوق حقه مرد، چیست و مقام و منزلت او کدام است؟ و مرد هم باید از حقوق و مقام و منزلت زن آگاه باشد و هر یک باید خود را موظف به ادای حق دیگری بدانند.(۷) قرآن در این باره می‌فرماید:
(و لهنّ مِثلُ الّذی عَلیهِنّ بِالمعروفِ)؛(۸) «و برای زنان است مثل آنچه بر آنان است به متعارف».
در آیه دیگر برای این که به خانواده استحکام و اعتبار بخشد و جلوی سوء استفاده مرد از قدرت خویش را بگیرد، به او دستورهایی می‌دهد و در ادامه آن می‌فرماید:
(وَ عاشِرُوهنّ بِالمعروفِ فإن کَرهتُموهنّ فعسی أن تَکرَهُوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً)(۹)؛ « و با آنان به طور شایسته رفتار کنید و اگر از آن‌ها کراهت داشتید، چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و خدا خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد».
فلسفه این دستورها، احترام به آزادی و حقوق زن است. خدای بزرگ در این آیه با یک فرمان کلی، مرد را مکلف و موظف به حسن معاشرت می‌کند و در ادامه این دستور- که در حقیقت پایه و اساس بنای عظیم خانواده است- می‌فرماید: اگر احیاناً از زنتان خوشتان نمی‌آید، باز هم حق ندارید حسن معاشرت را زیر پا بگذارید؛ چرا که شما از اسرار غیب آگاهی ندارید و شاید خدا خیر شما را در وجود همین زنی قرار داده باشد که شما از او خوشتان نمی‌آید.(۱۰)
آیه شریفه در واقع می‌خواد بگوید: شما مردان نه تنها حق ندارید برای سودجویی و کامجویی‌های خود با سخت گیری بر زنان، به آنان تعدی کرده و به اکراه و اجبار مهریه یا اموال و دارایی‌های آنها را از دستشان خارج کنید، بلکه وظیفه دارید با حسن معاشرت و رفتار اخلاقی متعارف، مایه دلگرمی، آنان شده و کانون خانواده را گرم و پر نشاط سازید.(۱۱)
تعبیر حسن معاشرت که در آیه نوزده سوره نساء به عنوان یک وظیفه برای شوهر و به عنوان یک حق برای زن مطرح شده، عامل تحکیم زندگی خانوادگی و دوام و استمرار آن است و این، منظری روانشناختی دارد؛ چرا که حسن رفتار بر مبنای «الانسان عبید الاحسان»، محبت آفرین است و در محور محبت، همه سختی‌ها آسان و قابل تحمل شده و در این فرض، زندگی شیرین و دلنواز و با دوام می‌شود و این همان سخن الهی است که:(هَل جزاءُ الإحسانِ إلاّ الإحسانُ)(۱۲)؛ آری حسن رفتار، رفتار نیکو و پسندیده‌ای را در پی دارد. مرد با حسن معاشرت، نیازهای روحی همسر خود را تأمین می‌کند اما اگر خوب بنگریم، در حقیقت نیازهای روحی خودش نیز تأمین می‌شود. مرد برای این که محیط صفا و آرامش و آسایش برای خود پدید آورد، چاره‌ای جز این ندارد که همسر خود را از این نظر اشباع کند.
آنچه اسلام از یک «خانواده اسلامی» می‌خواهد، جاذبیت است و به همین جهت مردی که در تحکیم آن می‌کوشد، دعای پیشوایان دین بدرقه راه او و موجب آمرزش گناهان اوست. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«رحم الله عبداً احسن فیما بینه و بین زوجته؛(۱۳) خدا رحمت کند بنده‌ای را که میان خود و همسرش روابط حسنه برقرار می‌کند».
پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله وسلم) هم در سخنی به امیرمؤمنان(علیه السلام) چنین فرمود:
«ای علی! خدمت به خانواده، کفاره گناهان بزرگ و موجب فرونشاندن خشم الهی و مهریه حوران بهشتی و فزونی حسنات و درجات است. یا علی! به خانواده خدمت نمی‌کند مگر صدّیق یا شهید یا مردی که خدا برای او خیر دنیا و آخرت را اراده کرده است»(۱۴).

حسن معاشرت در قرآن

در این جا این مفهوم در چهار محور مورد بحث قرار می‌گیرد:

۱- نگاه تفسیری به آیه(وَ عاشِروهُنّ بِالمعروفِ)

اساساً تشکیل جامعه قرآنی، بر بنیاد خانواده و نقش آن نهاده شده است. قرآن کریم به «خانواده» اهمیت بسیاری داده است. از این رو به خانواده به عنوان مرکز توجه احکام، حقوق، آداب و اخلاق، اهتمام ویژه‌ای مبذول داشته و نقش و جایگاه آن را با آموزه‌ها و دستورهای متعدد، تحکیم بخشیده است. در قرآن از میان دو رکن اساسی خانواده، به «زن» نظر خاص و ویژه‌ای شده تا او بتواند جایگاه و نقش واقعی خود را در این نهاد مقدس پیدا کند و محصولی پر سود تحویل جامعه دهد. به همین علت آیات زیادی به مسائل زنان اختصاص یافته است. یکی از مسائلی که مورد توجه قرآن است، آداب معاشرت با همسر و زن است.
آیه ۱۹ سوره نساء(وَ عاشِرُوهُنّ بِالمعروفِ)، فرمان معاشرت شایسته و رفتار انسانی مناسب با زنان را صادر می‌کند. این جمله پس از نهی از اذیت زنان در آیه، دستور می‌دهد با آن‌ها بر اساس معروف زندگی کنید و معروف؛ یعنی هر چیزی را که عقل و نقل معتبر- دو کاشف از وحی – آن را به رسمیت شناخته و بپسندند(۱۵). به باور بعضی از مفسران، منظور از(و عاشِرُوهنّ بالمعروفِ) این است که با آنان به گونه پسندیده رفتار نمایید، هم از نظر عواطف و احساسات و هم از نظر ادای حقوق جسمی و تأمین هزینه زندگی. اما برخی بر این باورند که با مهر و گشاده‌رویی با آنها روبه رو شوید.(۱۶)
عده‌ای از مفسران گفته اند: با زنان مطابق عدل و انصاف و انسانیت، معاشرت و همزیستی نمایید.(۱۷) با آن‌ها خوشرفتاری نمایید؛ یعنی با آنها رفتار انسانی داشته باشید و آزادی اجتماعی و منزلت آن‌ها را محترم بشمارید و حقوقی را که بر مبنای معروف است، بپذیرید.
به هر حال هر یک از افراد، متناسب با ساختمان جسمی و روحی خود، وظایف و مسئولیت‌هایی دارند که باید به آن‌ها احترام گذاشت. از این رو نباید با زنان مستبدانه و با خشونت رفتار کرد و بیش از توانایی که دارند، از آنها مسئولیت خواست.(۱۸)
مرحوم علامه طباطبائی ذیل این آیه، می‌فرماید: معروف، به کاری می‌گویند که در جامعه مجهول نباشد. سپس ادامه می‌دهد: وقتی معروف با امر معاشرت ضمیمه می‌شود، این طور معنا می‌دهد: با زنان به طرزی معاشرت کنید که مرسوم و معروف است. طرز معاشرت متعارف، معاشرت در یک زندگی اجتماعی است که در آن اجتماع، هر فرد خشت بنای جامعه بوده و یکسان با سایر افراد در سازمان جامعه انسانی سهیم می‌باشد. پس اگر با یکی از افراد اجتماع انسانی معامله‌ای غیر از این بکنند که از او استفاده شود ولی در مقابل فایده‌ای به او نرسد، استثنایی غلط در طرز معاشرت متعارف قائل شده اند. با آن که خدای متعال در قرآن مجید روشن نموده که مردم- زن و مرد- شاخه‌های یک ریشه هستند و جامعه در به وجود آمدن خود به این افراد محتاج است. پس زن و مرد با تمام اختلافات طبیعی که دارند، در وزان و تأثیر یکسان اند. این همان حکمی است که ذوق جامعه، جامعه‌ای که بر طریقه فطرت بدون انحراف مشی می‌کند، سرچشمه می‌گیرد. و از آن جهت است که باید حکم برابری در معاشرت؛ یعنی آزادی اجتماعی اجرا شود و زن نیز مثل مرد در رفتار و فکر آزاد باشد. هر انسان از آن جهت که انسانی با فکر و اراده محسوب می‌شود، اختیار کسب منفعت و دفع ضرر را دارد. همین انسان وقتی وارد جامعه می‌شود، دارای همان اختیارات و استقلال کامل است.(۱۹)
مدرسی در تفسیر آیه، این گونه توضیح می‌دهد: یکی از حقوق زن، این است که مردان با آنان به نیکی رفتار کنند و حقوقی را که عرفاً به زن تعلق می‌گیرد، به او بپردازند و برای انتقام جویی‌ها یا خشم و کینه‌ای موقت، آن را زیر پا نگذارند. نظام اسلامی در بسیاری از قانون‌گذاری‌ها و تشریعات خود، به عرف عام تکیه می‌کند. در باب زندگی زوجه و حقوق او نیز قانون‌گذار اسلامی بر عرف متکی است؛ لذا طرز معاشرت خوب را همان می‌داند که عرفاً چنان باشد.(۲۰)

۲- مخاطبان آموزه(و عاشروهن بالمعروف)

در آیه شریفه مورد بحث، خطاب معاشرت به معروف، به شوهران، از صراحت و شفافیت کاملی برخوردار است. اما یقیناً چنین خطابی هرگز دلیل بر آن نمی‌شود که این اصل اخلاقی در باور قرآنی در باب همسران، یک طرفه باشد. قرآن کریم فلسفه «آفرینش همسران» را رسیدن هر یک از آنان به «آرامش» بیان می‌کند؛ آرامشی که از لوازم آن، مودّت و رحمتی است که خدای رحمان میان همسران قرار داده است.(۲۱)
از این رو طبیعتاً چنین فلسفه‌ای اقتضا می‌کند که هر یک از همسران با دیگری به شکل محبت‌آمیز رفتار نماید و تنها رفتار یکی از آن‌ها بر طبق این آیه، هرگز نمی‌تواند آرامش طرفینی را حاصل آورد.(۲۲)
علامه جوادی آملی، محدوده مخاطبان را فراتر از زندگی خانوادگی قرار داده و می‌فرماید: در جمله(و عاشروهن بالمعروف) به مردان خطاب می‌شود و به شوهران اختصاص ندارد. این جمله افزون بر آن که شامل شوهر در مقابل زن و مرد در مقابل زن می‌شود، ممکن است شامل چگونگی رابطه برادر با خواهر یا همکار مرد با همکار زن هم بشود.(۲۳)
اما این که چرا خطاب برای شوهران است؟ در پاسخ می‌توان گفت که با دقت و تأمل در آیات قرآن و با مراجعه به تاریخ، به روشنی رفتار مستبدانه و ظالمانه اعراب با زنانشان قابل برداشت است؛ لذا با حاکمیت فرهنگ‌های جاهلانه و ظالمانه از سوی مردان، طبیعی و منطقی است که برای فرهنگ سازی صحیح باید از آنان شروع کرد. آیاتی نظیر(و عاشِرو هُنّ بِالمعروفِ) با هدف حمایت از ارزش و منزلت و تأمین حقوق قانونی و اخلاقی زنان نازل شده است. به علاوه از آنجایی که ریاست خانواده بر عهده مرد است، مقتضی آن است که نوعاً دست شوهران در تصمیمات مربوط به زناشویی بازتر باشد و به دلیل آن که معمولاً مردان با زنان، به معروف معاشرت نمی‌کنند، خدا در قرآن کریم مکرر آن‌ها را به این رفتار امر کرده است؛ لذا این صراحت به معنای یک طرفه بودن این نوع رفتار نیست بلکه در فرهنگ قرآنی هر یک از همسران باید «حسن معاشرت» داشته باشند.(۲۴)

۳- نقش بنیادین حسن معاشرت در روابط همسران

نقش اساسی معاشرت به معروف در روابط همسران از منظر قرآن کریم قابل انکار نیست؛ بلکه بی‌گمان شیوه فرهنگی قرآن کریم در رابطه با نحوه رفتار همسران با یکدیگر، از ارزش‌های اخلاقی، در خور توجه به شمار می‌آید. قرآن کریم در ادامه آیه ۱۹ سوره نساء می‌فرماید:
(فَإن کرهتموهنّ فعسی أن تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً)
حفظ نظام خانواده و شرافت آن باید باقی باشد، هر چند به بهای صبر و مشکلات و تحمل ناخوشایندی ها.(۲۵) لذا در آیه شریفه به مردان سفارش شده که به همسرانشان با دیده «کرامت» بنگرند و اگر مهر و عشقی از آنان در ژرفای دلشان نمی‌یابند، یا ادامه زندگی برایشان خوشایند نیست، چنانچه زیان معنوی و مادی آنان را تهدید نمی‌کند، «شکیبایی» پیشه سازند و با آنان زندگی کنند.(۲۶) اگر از جهاتی از همسران خود رضایت کامل ندارند، فوراً تصمیم به جدایی یا بد رفتاری نگیرند و تا آنجا که قدرت دارند، مدارا کنند؛ زیرا ممکن است در تشخیص خود دچار اشتباه شده باشند و آنچه را نمی‌پسندند، خدا در آن خیر و برکت و سود فراوان قرار داده باشد.(۲۷)
باید توجه داشت که تعبیر «خیر کثیر» مفهوم وسیعی دارد که یکی از مصادیق آن، فرزندان صالح و با لیاقت است.(۲۸) حل مشکلات خانواده و داشتن حلم و حوصله برای سعادت فرزندان که بهتر از جدایی و طلاق است، مصداق دیگر آن می‌تواند باشد.(۲۹)

۴- اسوه ی قرآنی

خدای متعال در جریان سوگند حضرت ایوب(علیه السلام) در ارتباط با خطای همسر او می‌فرماید:(و خذ بیدک ضغثاً فاضرب به و لا تحنث)؛(۳۰) «یک بسته با دست خویش بگیر و او را بزن و سوگند مشکن».
در مورد انگیزه کیفر همسر ایوب(علیه السلام) در روایتی از ابن عباس آمده است: چون دوران بهبودی ایوب(علیه السلام) به طول انجامید، شیطان از صبر و سپاسگزاری او به تنگ آمد و لذا به فکر فریفتن همسر او در آمد. به لباس مبدل ظاهر شد و به او گفت: من حاضرم همسر تو را معالجه نمایم مشروط بر این که بعد از خوب شدن اعتراف کند من او را خوب کرده‌ام. زن ایوب(علیه السلام) خوشحال شد و شرط او را پذیرفت و به اطلاع همسرش رسانید. ایوب(علیه السلام) با شنیدن این سخن، گفت: او شیطان است که تو را فریب داده و تو چرا سخن او را پذیرفته‌ای!؟ چنانچه خوب شوم، تو را صد تازیانه خواهم زد.(۳۱)
خدای بزرگ، ادای سوگند ایوب(علیه السلام) را حتمی می‌شمارد اما مصداق آن را اخلاقی نمی‌داند؛ لذا برای تخفیف مجازات از یک سو و حرمت سوگند او از سوی دیگر، دستور می‌دهد که ساقه‌های نرم خرما یا گندم را یک جا به عنوان اجرای سوگند به همسرش بزند که به این طریق هم او اذیت نشود و هم حکم سوگند عملی گردد.(۳۲) گویی در نزد پروردگار، روابط میان همسران بدون محبت و عشق، گذشت و رحمت، پسندیده نیست؛ لذا از ایوب(علیه السلام) می‌خواهد به نحوی به سوگندش عمل کند که به روابط اخلاقی خانواده آسیبی وارد نیاید و به تعبیر دیگر، به نحو شایسته و معروف با همسرش رفتار کند.

حسن معاشرت در روایات

۱- مصادیق

عشق و علاقه زن و شوهر به یکدیگر، تجلیاتی دارد. در این مقوله سخنان گرانبهایی از معصومین(علیهم السلام) در اختیار داریم که به حسن معاشرت آنها توصیه نموده است.(۳۳) امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«انَّ المرءَ یحتاج فی منزله و عیاله الی ثلاث خلال یتکلَّفها و ان لم یکن فی طبعه ذلک: معاشرهً جمیله…؛(۳۴) انسان در خلال نیازهای منزل و عیالش، به سه چیز نیازمند است، حتی اگر آن چیزها با طبع او سازگار نباشد… که یکی از آن ها، معاشرت نیکو می‌باشد».
معاشرت به معروف، مصادیق فراوانی دارد و شامل بسیاری از امور اخلاقی می‌گردد و در این جا تنها به برخی از مصادیق مهم آن اشاره می‌شد.

حسن خلق: حسن خلق، صفتی پسندیده است که در آموزه‌های اسلام بسیار به آن سفارش شده است. حسن خلق در روابط خانوادگی و خصوصاً بین زوجین، جایگاه ویژه‌ای دارد. امام صادق(علیه السلام) در این باره می‌فرماید:
«لا غنی بالزوج عن ثلاثه اشیاء فیما بینه و بین زوجه و هی الموافقه لیجتلب بها و محبتها و هواها و حسن خلقه و استعماله استماله قلبها بالهیئه الحسنه فی عینها و توسعته علیها؛(۳۵) در ارتباط بین زن و شوهر، مرد نیازمند سه چیز است: مدارا و خوش رفتاری با زن تا محبت و علاقه زن را جلب کند و خوش اخلاقی با او به دست آوردن قلب او که با پیراستن ظاهر در مقابل دیدگان او و گشاده دستی با او امکان پذیر است».

احترام به زن: در زندگی مشترک، وجود «احترام متقابل» اصلی اساسی است. حرمت گذاردن به هم، یک حسن است و هر زن و مرد باید نکات مثبت زندگی همسر خود را بیابد و او را برای آن نکات مثبت، تکریم کند. بزرگداشت و تکریم شخصیت، نیاز طبیعی هر انسانی است. اگر نیاز طبیعی تکریم شخصیت هر فرد در خانواده تأمین شود، احساس آرامش و اعتماد به نفس می‌کند با دلگرمی و امید، برای موفقیت و کسب رضایت دیگر اعضای خانواده قدم بر می‌دارد.(۳۶) در این میان، اکرام و احترام به زن، جایگاه خاص و ممتازی دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«من اتَّخذَ إمرأه فلیکرمها؛(۳۷) هر کس همسری اختیار کند، باید او را اکرام و احترام کند».

محبت و اظهار آن: اصل مهر و محبت علاقه همسران نسبت به هم را، خدای متعال در وجود زوجین قرار داده است.(۳۸) این محبت و علاقه با شروع زندگی مشترک، تولد یافته و با ادامه زندگی استحکام می‌یابد و تثبیت می‌شود. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید:
«إنّ الرجل إذا نظر إلی إمرأته و نظرت إلیه ، نظرالله تعالی إلیهما نظر الرّحمه؛(۳۹) وقتی مرد به همسر خود با محبت می‌نگرد و زنش با مهر به او می‌نگرد، خداوند با دیده رحمت بر آن‌ها می‌نگرد».
امام صادق(علیه السلام) نیز می‌فرماید:
«کلُّ من اشتدّ لنا حبّاًَ إشتدَّ للنساءِ حبّاً؛(۴۰) هر کس محبتش به ما اهل بیت زیاد باشد، محبتش نسبت به زنان(مادر، همسر، دختر و …) زیاد است».
در فرهنگ غنی اسلامی «اظهار محبت» یکی از لوازم دوست داشتن است. به فرموده ائمه(علیهم السلام) مرد باید «محبت درونی» خود به همسرش را اظهار کند؛ با زبان بگوید و با عمل نشان دهد تا دوستی میان زن و شوهر زیاد شود.(۴۱)

عفو و گذشت: بیش ترین سفارش اسلام درباره مسائل خانوادگی، گذشت و چشم‌پوشی زن و شوهر از لغزش ها، کج خلقی‌ها و اشتباه‌های یکدیگر است؛ زیرا زن و شوهر، روحیات و طرز فکری دوگانه دارند و هیچ کدام از خطا و عصبانیت در امان نیستند. گذشت آن دو از یکدیگر، بی‌گمان کانون خانواده را با حرارت کرده و عشق و محبت را افزایش می‌دهد. «گذشت»، نشانه حسن نیت و خوش بینی به زندگی است و چه بسا بسیاری از تیرگی‌ها در پرتو این صفت، جای خود را به صفا و صمیمیت می‌دهد.(۴۲)
شخصی از محضر امام صادق(علیه السلام) درباره «حق زن بر شوهر» سؤال کرد، ایشان فرمود:
«یشبع بطونها و یکسو جثَّتها و إن جهلت غفر لها؛(۴۳) خوراک و پوشاک زن را تهیه کند و اگر زن خطا و اشتباهی انجام داد، او را ببخشاید».

مدارا کردن: مدارای زن و مرد در زندگی، رفق و هماهنگی آنان در همه امور مربوط به آن و پرهیز از سرسختی‌های بی‌مورد است.
ممکن است در طول زندگی مشترک به دلیل برخی مسائل، از میزان مهر و محبت زن و شوهر به هم کاسته شود و یا کدورت و سردی بین آن‌ها ایجاد گردد، ولی اهمیت حفظ «نظام خانواده» از یک سو و وجود حق «طلاق» به دست مردان از سوی دیگر، می‌طلبد که مرد در برخوردهای خود با زن، تدبیری خردمندانه داشته باشد که نتیجه آن، «مدارا و هماهنگی» در امور زندگی است. به همین جهت، در روایات به مردان سفارش شده که در زندگی مدارا داشته باشند. حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در این رابطه می‌فرماید:
«فدارها علی کلَّ حال و أحسن الصحبه لها فیصفو عیشک؛(۴۴) در تمام حالات با همسرت سازگاری کن و با او به نیکی معاشرت نما تا زندگی ات با صفا شود».

۲- سیره معصومین(علیهم السلام)

از مطالعه در زندگی ائمه معصومین(علیهم السلام) به خوبی آشکار می‌شود که این عزیزان نهایت حسن رفتار و معاشرت را با همسران خویش داشتند. ستایش این بزرگواران از همسران خود، دلیلی بر این مدعاست. رسول گرامی اسلام همان گونه که مردم را به خوش رفتاری با زنان سفارش می‌نمود، خود «الگویی» در این زمینه بود. ایشان می‌فرماید:
«خیرکم، خیرکم لنسائه و أنا خیرکم لنسائی؛(۴۵) بهترین شما، کسی است که با همسرش از همه خوش‌رفتارتر باشد و من از همه شما به همسر خود، مهربان و خوش رفتارتر هستم».
امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز در بزرگداشت همسر خود فاطمه(علیها السلام) فرمود:
«و لقد کنت أنظر إلیها فتنکشف عنّی الهموم و الأحزان؛(۴۶) هنگامی که به همسرم نگاه می‌کردم، اندوه و حزن از من رخت بر می‌بست».

پی‌نوشت‌ها

۱- روم/ ۲۱٫
۲- حسن معاشرت از دیدگاه قانونی مدنی و جامعه، زهرا داور، ص ۳۱٫
۳- تفسیر مبین، علی غیوری، ج۳، ص ۵۶٫
۴- زن در آیینه جلال و جمال، عبدالله جوادی آملی، ص ۳۹۴٫
۵- حسن معاشرت از دیدگاه قانون مدنی و جامعه، ص ۳۱٫
۶- خانواده در قرآن، احمد بهشتی، ص ۱۶۷٫
۷- قرآن و مقام زن، سید علی کمالی، ص ۱۳۰٫
۸- بقره/ ۲۲۸٫
۹- نساء /۱۹٫
۱۰- خانواده در قرآن، ص ۱۶۷٫
۱۱- همان.
۱۲- الرحمن/ ۶۰٫
۱۳- مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، مترجم: ابراهیم میر باقری، ص ۲۱۷٫
۱۴- جامع الأخبار ، ص ۱۰۲، ح ۲۶٫
۱۵- تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۳،ص ۳۲۰٫
۱۶- تفسیر تسنیم، عبدالله جوادی آملی، ج۱۸، ص ۱۴۳٫
۱۷- مجمع البیان، ابوعلی طبرسی، مترجم: علی کرمی، ج۲، ص ۱۴۸٫
۱۸- تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی، ج۲، ص ۳۳۰٫
۱۹- تفسیر مبین، ج۳، ص ۵۶؛ سید محمد حسین طباطبایی، مترجم: سید محمد خامنه، ج۸، ص ۷۸٫
۲۰- تفسیر هدایت، سید محمد تقی مدرسی، مترجم: عبدالمحمد آیتی، ج۲، ص ۴۳٫
۲۱- روم/ ۲۱٫
۲۲- فصلنامه بانوان شیعه، ناصر قربان نیا و حافظی، ش ۲۰، تابستان ۱۳۸۸٫
۲۳- تفسیر تسنیم، ج۱۸، ص ۱۴۳٫
۲۴- فصلنامه بانوان شیعه، ش۲۰٫
۲۵- تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۲، ص ۳۰۳٫
۲۶- مجمع البیان، ج۲، ص ۱۴۸٫
۲۷- تفسیر نمونه، ج۳، ص ۳۲۰٫
۲۸- همان.
۲۹- تفسیر نور، ج۲، ص ۳۰۳٫
۳۰- ص / ۴۴٫
۳۱- سیمای زنان در قرآن، علی اکبر بابا زاده، ص ۱۰۳٫
۳۲- همان.
۳۳- زن و خانواده، زهرا آیت اللهی، ج۱، ص ۲۰٫
۳۴- بحار الانوار، محمد باقر مجلسی ، ج۷۸، ص ۲۳۶٫
۳۵- همان.
۳۶- روابط سالم در خانواده، سید داود حسینی، ص ۳۸٫
۳۷- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۵، ص ۶۱٫
۳۸- روم/ ۲۱٫
۳۹- نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، ح ۶۲۱٫
۴۰- بحار الانوار، ج ۶۹، ص ۲۸۷٫
۴۱- بهشت خانواده، جواد مصطفوی، ج۱، ص ۱۶۹٫
۴۲- روابط سالم در خانواده، ص ۳۸٫
۴۳- وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۱۶۹٫
۴۴- همان، ص ۱۷۱٫
۴۵- مکارم الاخلاق، ص ۲۱۸٫
۴۶- بحارالانوار، ج۴۳، ص ۱۳۴٫

منبع: نشریه فرهنگ کوثر، شماره۸۷٫ نویسنده: طاهره مقدسی