رهبر انقلاب

نوشته‌ها

جایگاه و نقش زن در جامعه اسلامی از دیدگاه رهبر انقلاب

امروز گفتمان زنان گفتمانی غالب در سطح جوامع است و از آنجا که نیمی از هر جامعه را زنان تشکیل می‌دهند، مسائل مربوط به آنان حائز اهمیت است.در طول تاریخ اجحاف‌های زیادی در حق زنان صورت گرفته است.

امروز گفتمان زنان گفتمانی غالب در سطح جوامع است و از آنجا که نیمی از هر جامعه را زنان تشکیل می‌دهند، مسائل مربوط به آنان حائز اهمیت است. در طول تاریخ اجحاف‌های زیادی در حق زنان صورت گرفته است. زمانی در یونان باستان زنان را همچون بردگان خرید و فروش و از کمترین حقوق انسانی محروم می‌کردند. بعدها با وقوع رنسانس و ورود به عصر روشنگری، جریان‌های برابری‌طلبانه در نتیجه این ظلم تاریخی شکل گرفتند. در جامعه امروز ۳ جریان عمده در قبال مسائل زنان وجود دارد. عده‌ای هرگونه حضور اجتماعی زن را رد کرده و حکم به خانه‌نشینی او می‌دهند. جریان‌های برابری‌طلبانه زن را به حداکثر حضور اجتماعی برابر با مردان تشویق می‌کنند و گروه سوم نظری بینابین دارند. در این مقاله تلاش شده است به جایگاه و نقش اجتماعی زن در جامعه از دیدگاه مقام معظم رهبری پرداخته شود.

جایگاه اجتماعی زنان در اسلام

از نظر رهبری، شخصیت والای زن هنوز آن طور که باید و شاید در جامعه ترسیم نشده است. جریان‌های غربی و فمینیستی نیز به‌رغم ادعاها و شعارهایشان نتوانسته‌اند جایگاهی درخور مقام زن برای او ایجاد کنند. ایشان وضعیت کنونی زنان مسلمان ایرانی را به‌رغم توسعه حضور اجتماعی، دارای حد متوسطی از پیشرفت می‌دانند و معتقدند زنان ایرانی هنوز در اول راه پیشرفت قرار دارند. به همین دلیل افراد جامعه بویژه زنان باید نسبت به موضوع «زن» آگاهی‌های لازم را از دل «اسلام» به دست بیاورند؛ دینی که به زنان شأن و جایگاهی برابر با مردان بخشید تا جایی که همپای مردان با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیعت کردند و بدین وجه مشارکت سیاسی و اجتماعی‌شان مشروعیت یافت. از دیدگاه ایشان، زن و مرد از نظر جنبه‌های انسانی تفاوتی با هم ندارند و جنسیت نسبت به انسانیت در درجه دوم اهمیت قرار دارد. «زن و مرد همواره در ارزش‌های اسلامی و انسانی و وظایف عمومی یک انسان، در جامعه اسلامی همسو و همسطح بوده‌اند و تنها در وظایف اختصاصی، آن هم براساس خصوصیات آفرینش آنها اختلافاتی وجود دارد».(۱) ایشان با اشاره به عمومیت حدیث «مَن اَصبَحَ لا یَهتَمُّ بِاُمورِ المُسلمینَ فَلَیسَ بِمُسلِمٍ» و عدم اختصاص آن به جنس مذکر، اهتمام به امور مسلمانان، جامعه اسلامی و مسائل جهانی را وظیفه انسانی همه افراد اعم از زن و مرد می‌دانند. از این رو حضور زن را در تمام عرصه‌های اجتماعی و حتی در میدان‌های جهاد خالی از اشکال می‌دانند: «زنانی که بتوانند و مایل باشند می‌توانند در میدان‌های جهاد نیز حضور پیدا کنند».(۲)

مومنین و مومنات در حفظ مجموعه نظام اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر سهیمند و قرآن زن را از این وظیفه استثنا نکرده است. پس هر یک از زن و مرد بر حسب توانایی‌هایشان، مسؤولیتی اجتماعی بر دوش دارند اما باید در نظر داشت هر یک از زن و مرد در حیطه مسئولیت‌های خانوادگی، وظیفه بخصوصی دارند که بر فعالیت اجتماعی‌شان اولویت دارد. براساس تقسیم‌بندی اسلام، زنان وظیفه مدیریت داخلی و انجام کارهای مربوط به خانه و مردان وظیفه نان‌آوری را برعهده دارند؛ در نتیجه برای هر یک از زن و مرد فعالیت‌های اجتماعی در درجه دوم اهمیت قرار دارد. رهبر حکیم انقلاب اسلامی، بارها تاکید کرده‌اند مسؤولیت اجتماعی زنان در کنار اولویت دادن به مسئولیت‌های خانوادگی معنا پیدا می‌کند اما این مسئولیت‌های خانوادگی نباید مانع حضور و فعالیت‌های اجتماعی زن بشود: «اگر گفته می‌شود مسئولیت‌های خانوادگی دارند به این معنا نیست که مسؤولیت اجتماعی از دوش اینها برداشته شده است. بایستی این مسؤولیت را هم حفظ کنند و هر مقداری که با وجود حفظ این مسؤولیت توانایی دارند، آن توانایی را به مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی هم ضرب کنند».(۳)

معظم‌له همچنین با تاکید بر جایگاه «مادری»، آن را وظیفه اصلی و حق زن می‌دانند و معتقدند جامعه غربی با محروم کردن زن از این حق به وی ظلم کرده‌ است: «من می‌گویم مهم‌ترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد و معلومات و تحقیق و معنویت می‌تواند ایفا کند، آن نقشی است که به‌ عنوان یک مادر و به‌ عنوان یک همسر می‌تواند ایفا کند. این از همه کارهای دیگر او مهم‌تر است».(۴) «بعضی افراط می‌کنند و بعضی تفریط. بعضی می‌گویند چون فعالیت اجتماعی اجازه نمی‌دهد به خانه و شوهر و فرزند برسیم، پس فعالیت اجتماعی نباید بکنیم. بعضی می‌گویند چون خانه، شوهر و فرزند اجازه نمی‌دهد فعالیت اجتماعی بکنیم، پس شوهر و فرزند را باید رها کنیم. هر دو غلط است. نه این را به خاطر آن، نه آن را به خاطر این نباید از دست داد».(۵) ایشان درباره نقش ویژه و منحصر به فرد زن می‌گویند: «زن با نقاط قوت زنانه خود-که خدای متعال در وجود او به ودیعه گذاشته و مخصوص زن است- همراه با ایمان عمیق، همراه با استقرار ناشی از اتکا به خداوند و همراه با عفت و پاکدامنی- که فضای پیرامون او را نورانیت می‌بخشد- می‌تواند در جامعه یک نقش استثنایی این گونه ایفا کند؛ هیچ مردی قادر به ایفای چنین نقشی نیست؛ مثل کوه استواری از ایمان، در عین حال مثل چشمه جوشانی از عاطفه و محبت و احساسات زنانه، تشنگان و محتاجان نوازش را از چشمه صبر و حوصله و عاطفه خود سیراب می‌کند. اگر زن با این خصوصیات در عالم وجود نبود، انسانیت معنا پیدا نمی‌کرد».(۶)

ضرورت رشد علمی و معرفتی زنان

محروم کردن زنان از تحصیل و تعلیم و تربیت ظلم و اهانتی است که عده‌ای به نام اسلام و سنت در حق زنان روا داشته‌اند و این موضوع سبب رشد کمتر زنان نسبت به مردان، در اجتماع و سیاست شده است: «اگر زنان را هزار سال دیگر هم از مناطق گوناگون زندگی دور نگه دارند، هزار سال بعد می‌بینند که در سطح دنیا، تعداد دانشمندان مرد، تعداد سیاستمداران مرد، تعداد پیشه‌وران مرد، تعداد مردانی که فعالیت‌های اجتماعی را پیش می‌برند بیشتر از زنان است. اگر دستی بیاید جلوی مردان را بگیرد و نگذارد که آنها در این گونه مسائل دخالت کنند و زنان را وارد این امور کند، بعد از گذشت سال‌ها می‌بینید که به‌تدریج آن جنس در این کارها ضعیف‌تر و این جنس قوی‌تر شد. البته این هم درست نیست و به یک شکل دیگر ظلم است».(۷) در دیدگاه رهبری، مناسبت‌ترین زمینه برای فعالیت اجتماعی زنان عرصه‌های علمی است. اگرچه در نظر ایشان، در حیطه کارهای اجرایی بعضی مشاغل مناسب زن نیست اما حضور زن در همه عرصه‌های علمی و رشته‌های گوناگون مفید است: «کارهای دانشگاهی و علمی از هر نوعش برای زن مناسب است.

زن اگر بخواهد استاد شده، تعلیم و تدریس کند، کتاب بنویسد، کارهای فرهنگی بکند؛ در هر رشته‌ای که باشد فرق نمی‌کند؛ چه رشته علمی محض باشد، چه رشته‌های علوم انسانی، تجربی و دینی باشد، تفاوتی نمی‌کند».(۸) از نظر ایشان زنان باید به اندازه مردان اعتلای فکری و قدرت تحلیل پیدا کنند: «برترین زنان تاریخ، کسانی هستند که از خودشان خرد، اراده، تصمیم درست و شخصیت انسانی نشان داده‌اند». زنان باید به خودباوری برسند و شخصیت واقعی‌شان را اظهار کنند. یعنی شخصیتی که تحمیلی یا تلقینی نیست بلکه حقیقتی است که زیر پوشش‌های گوناگون مخفی نگه داشته شده است. باید به زن فرصت داده بشود تا استعدادهای عظیمی را که در درونش به‌طور بالقوه وجود دارد، بالفعل کند. از آنجا که زنان نقش مربی را در خانواده بر عهده دارند تفکرشان بر تفکر مردان جامعه نیز موثر است و بدین ترتیب اصلاح زنان به اصلاح مردان و در نتیجه اصلاح جامعه منجر می‌شود: «اگر در کشوری زنان آن کشور بتوانند به این صفا، معنویت، رُقاء و تعالی فکری برسند، هیچ مشکلی در آن مملکت باقی نمی‌ماند، یعنی زن به طور محسوسی در مرد، تاثیر دارد. هم بر روی شوهرش، هم بر روی فرزندانش تاثیرات تعیین‌کننده‌ای می‌تواند بگذارد. و لذا در واقع اصلاح جامعه با اصلاح زنان است».(۹)

از نظر ایشان هدف از تعلیم و تربیت زنان، صرف اشتغال یا رسیدن به مناصب بالا نیست؛ زن باید شأن انسانی خود را در جامعه پیدا کند. شخصیت و اعتماد به نفس پیدا کند و این تصور که نسبت به مرد یک موجود درجه دوم و بازیچه خواسته‌ها و اراده مرد است، از بین برود. در این مسیر، خود زنان نقش اصلی را بر عهده دارند. زن‌ها هستند که باید مسئولیت‌ها، وظایف و جایگاه خود را در نظام اسلامی بیابند. مجالس زنانه نباید به سمت صحبت‌های پوچ و بیهوده سوق پیدا کند؛ مقابله با آثار به جا مانده از فرهنگ قدیمی که به سطحی‌نگری زنان و عدم پیشرفت آنها دامن می‌زند، کاری است که جمعیت زنان باید انجام بدهد.

اشتغال زنان

در زمینه اشتغال، رهبری بیان می‌دارند: «ما با بیکاری خانم‌ها مخالفیم؛ اصلا زن باید کار کند. البته کار دو جور است؛ یکی کار داخل خانه و یکی کار بیرون خانه، هر دو کار است».(۱۰) همانطور که از ظاهر سخن برمی‌آید، ایشان برای کار خانگی ارزشی همسطح با کار بیرون از خانه قائلند و آن را گونه‌ای از اشتغال می‌دانند. البته ارزشمند شمردن کار خانه‌داری، به معنای مخالفت ایشان با اشتغال خارج از خانه نیست: «اشتغال چه از نوع اقتصادی باشد، چه از نوع سیاسی و اجتماعی و فعالیت‌های خیرخواهانه، خوب است. زن‌ها نصف جامعه‌اند و خیلی خوب است اگر ما بتوانیم از این نیمِ جامعه در زمینه این گونه مسائل استفاده کنیم».(۱۱) از نظر رهبر انقلاب، اشتغال زنان به شرط رعایت نکات زیر، خالی از اشکال است:

۱-حفظ خانواده و لطمه نخوردن روابط زناشویی

۲- توجه به خصوصیات زنانه در بحث اشتغال

۳- عدم خضوع زن در برابر مرد در محیط کار

۴- حفظ حریم‌ها.

از نظر ایشان آنچه موجب رشد زن می‌شود صرفا اشتغال بیرون از خانه نیست. مشاغلی همچون منشیگری، فروشندگی، ماشین‌نویسی، مستخدمی و… چیزی به شأن زن اضافه نمی‌کند، بلکه فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، علمی و مذهبی است که زن را رشد می‌دهد اگرنه پست شمردن کار خانگی و در مقابل ارزشمند شمردن اشتغال بیرون از خانه به عنوان عامل رشد و ترقی زن، ریشه در تفکرات فمینیستی دارد.

نقش زنان در انقلاب

حضور انقلابی زن‌ها که از زمان مشروطه آغاز شده و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن ادامه یافته، از دیدگاه رهبری در واقع بازگشت زن به فطرت و اصل خویش است. زنان علاوه بر حرکات انقلابی، شرکت در تظاهرات و فعالیت‌های امدادی و… با فداکاری‌هایی که نسبت به همسران، فرزندان و برادرانشان ابراز کردند سهم زیادی در پیروزی انقلاب داشتند. اگر حضور زنان نبود، انقلاب این گونه به ثمر نمی‌نشست و تاثیرگذار نمی‌شد. از نظر ایشان داخل کردن زنان به متن انقلاب، یکی از کلیدهای اساسی پیروزی هر انقلابی است: «اگر حضور زنان در نهضت انقلابى ملت ایران نمى‌بود، به احتمال زیاد این انقلاب به این شکل پیروز نمى‌شد یا اصلاً پیروز نمى‌شد یا مشکلات بزرگى در سر راه آن پدید مى‌آمد. بنابراین حضور زنان مشکل‌گشا بود. در جنگ هم همین طور بود، در مسائل دیگر از اول انقلاب تا به‌حال هم همین‌گونه بوده است. بنابراین تلاش زیادى شده
است».(۱۲) ایشان معتقدند این نقش حساس و بی‌بدیل باید ادامه داشته باشد: «الان برای نگه داشتن زن ایرانی در همان روندی که انقلاب او را در آن انداخته بود و حفظ آن حالت، احتیاج داریم به چند چیز. اول به ادامه استدلال، یعنی آن استدلال صحیح و متینی که نشان می‌دهد جایگاه زن چیست. ثانیا به ادامه و حفظ حالت انقلابی در او، ثالثا جلوگیری از نفوذ آن چیزی که بیشترین تکیه‌گاه فرهنگ طاغوتی بود که آن غریزه را تحریک می‌کرد؛ یعنی عکس‌ها، فیلم‌ها و…».(۱۳)

زنان متولی مسائل زنان شوند

از نقطه نظر رهبر معظم انقلاب در درجه اول، این زنان هستند که باید برای حل مشکلات قشر خودشان اقدام کنند. جامعه زنان باید کار فرهنگی را در اولویت خود قرار دهند و دادن شناخت و آگاهی به قشر زنان، آنها را در برابر تهاجم فرهنگی دشمن مقاوم می‌سازد. زن‌ها هستند که باید نگاه غلطی را که نسبت به زنان و مسائل مربوط به جنسیت وجود دارد، تصحیح کنند: «خانم‌های باسواد و تحصیلکرده، خانم‌های اهل معرفت که باید وارد یک میدان مبارزه صحیح برای مساله زن بشوند، به نظر من کوتاهی می‌کنند. کار را دست عامی، بی‌اطلاع و احیانا کسانی که دلشان می‌خواهد فقط حرف بزنند رها می‌کنند. این درست نیست».(۱۴)
——————————–
پی‌نوشت‌ها
۱- دیدار با زنان مسلمان ایران و ۹ کشور جهان(۱۸/۱۱/۶۸)
۲- دیدار با مردم گنبد (۲۷/۷/۱۳۷۴)
۳- در مصاحبه پیرامون جایگاه زن در جمهوری اسلامی (۴/۱۲/۶۳)
۴- خانواده (۱۳۹۲). نشر صهبا، چاپ اول، ص ۵۹
۵- خانواده، ص ۶۱
۶- دیدار با اقشار مختلف مردم (۲۵/۳/۸۴)
۷- خانواده، ص۴۶
۸- در مصاحبه با مجله زن روز (۱۳/۱۲/۶۶)
۹- در گفت و شنود به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) (۱۸/۷/۷۷)
۱۰- خانواده، ص۶۱
۱۱-همان
۱۲- بیانات در دیدار جمعی از زنان، به تاریخ (۳۰/۷/۱۳۷۶)
۱۳- در مصاحبه پیرامون جایگاه زن در جمهوری اسلامی (۴/۱۲/۶۳)
۱۴- در دیدار زنان نماینده مجلس شورای اسلامی (۳۰/۴/۷۶).

منبع: وطن امروز

تعریف خانواده

خداوند متعال، جهان هستی را پدید آورد؛ از آسمان و زمین، پرندگان و خزندگان… و انسان را در راس این مخلوقات جای داد تا با به کارگیری نعمتها و امکانات جهان، به سمت مقام ربوبی، طی طریق کند. اما این انسان، از دو جنس متفاوت زن و مرد است و هرکدام، نقشها و وظایف جداگانه ای دارند -که آگاهی به این وظایف و در نهایت عملکرد صحیح- موجب پیشرفت جامعه بشری و همچنین نیل به سمت هدف غایی و متعالی می‌گردد.
زن و مرد، در برنامه خالق هستی، حکیمانه با هم و به هم پیوند خوردند. ازدواج این دو بر پایه تعالیم الهی، واحدی را به وجود آورد به نام خانه و خانواده و خداوند برای هر کدام نقشی -در این واحد کوچک از جامعه بزرگ- قرار داد. حق و حقوقی برای هر یک مقرر فرمود و آثار و برکات فراوانی بر این پیکره کوچک اما سرنوشت‌ساز، مترتب نمود.
خانه و خانواده، به معنای خانه داری نیست، بلکه به معنای مهمترین رکن جامعه است که دو انسان با نقش‌های متفاوت -زن و مرد- در آن به هم می‌رسند و هر یک مسئوولیت‌های خود را به عهده می‌گیرند تا ارزشها، شخصیت و تعالی نوع بشر را استمرار بخشند، تا انسانها در این سنگر کوچک به حل مشکلات زندگی بپردازند، و در دامان آن به کمال برسند.
«تعریف خانه به معنای کامل [لازم ] است -نه خانه داری- تعریف خانه به معنای رکن رکین جامعه، که مادران و همسران در آن تبیین می‌شوند و مردم، ارزش‌های اصیل و شخصیت زن را در خانه دنبال خواهند کرد.»(۱)
خانواده، کلمه طیبه است که خاصیت آن تراوش مرتب برکت و نیکی به پیرامون خود است. اصل آن در زمین و ثابت است اما شاخ و برگ برکات آن در آسمانهاست و جامعه بشری مرتب از برکات آن، فراوان، بهره می‌برد. خانواده، سلول اصلی پیکره اجتماع است که سلامت آن به معنای سالم بودن و با نشاط بودن تمامی جامعه است. خانواده، محل تربیت انسانهای بزرگ است، انسانهای شجاع، نجیب، خیرخواه، عاقل، با محبت، با جرأت، مسؤول، با ایمان، فداکار.
خانواده، شکل‌دهنده هویت و شخصیت انسانها، انتقال‌دهنده فرهنگها و تمدنها و حافظ فرهنگ و تمدن اصیل و اعتقادات صحیح به نسلهای آینده است.
خانواده، محل آرامش، سکینه، راحتی، سعادت و خوشبختی زن و مرد، پسر و دختراست. مشکلات روانی و نسلهای بی‌حفاظ در برابر خلأهای ایمانی ناشی از نبود یا سستی خانواده‌هاست. خانواده که نبود، محلی هم به عنوان مرکز تولید ایمان و دین باوری نخواهد بود. خانواده، محل امن و قابل اعتماد و رشد‌دهنده برای فرزندان و پدرو مادر است. تربیتهای بشری و نیازهای روحی انسانها در محیط خانواده به بار می‌نشیند و برآورده می‌شود.
خانواده، محل دلگرمی، امیدواری، غمخواری و تجدید قوا برای زن و مرد است. استراحتگاه و باراندازی برای تداوم حرکت و زندگی است. پناهگاه زن و مرد در تلاطمهای سخت و کشاکشهای روانی زندگی است. امواج سهمگین زندگی بیرونی، در ساحل مطمئن و استوار محبت و انس داخل خانه، محو می‌شود و به آرامش می‌رسد. خانواده، محل ارضاء صحیح و سالم غرائز جنسی است. طوفان بدمستی و لاابالیگری جنسی، در درون خانواده به سمت استحکام پایه‌های اخلاق و معنویت و محبت، سوق داده می‌شود و اسباب نجات و رستگاری انسان می‌شود.
اینهاست، تعریف درست و جایگاه والای خانه و خانواده، و زن بیش از مرد در ساخت و حفظ این بنای شامخ و ارجمند، نقش دارد. کارکردهای زن در خانه و خانواده، با این تعریف است که نقشی استثنایی پیدا می‌کند که با هیچ نقش دیگری قابل مقایسه نیست. زن در خانه، در کار ساختن انسانها، انتقال فرهنگ و ایمان و باورهای انسانی و دینی و سالم‌سازی جامعه و آرامش مردان است. آیا این نقش کوچک و کمی است تا برای بزرگ و زیاد کردن آن به کارکردهای دیگری متوجه و متوسل شود؟

مسأله زن

آنچه که در درجه اول اهمیت قرار دارد، مسأله خانواده است؛ نقش زن به عنوان عضوی از خانواده، به نظر من از همه نقش‌هایی که زن می‌تواند ایفاء کند، این اهمیتش بیشتر است، البته بعضیها این طور حرفها را در همان نظر اول با شدت رد می‌کنند و می‌گویند آقا شما می‌خواهید زن را توی خانه اسیر کنید، محبوس کنید، از حضور در صحنه‌های زندگی و فعالیت بازدارید. نه، به هیچ وجه قصد ما این نیست؛ اسلام هم این را نخواسته. اسلام وقتی که می‌گوید: «و المومنین و المومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» (سوره توبه، آیه ۷۱) یعنی مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعه نظام اجتماعی و امر به معرف و نهی از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده، ما هم نمی‌توانیم زن را استثناء کنیم. مسؤولیت اداره جامعه اسلامی و پیشرفت جامعه اسلامی بر دوش همه است؛ بردوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامی به نحوی بر حسب تواناییهای خودشان. بحث سر این نیست که زن آیا می‌تواند مسؤولیتی در بیرون از منزل داشته باشد یا نه -البته که می‌تواند، شکی در این نیست؛ نگاه اسلامی مطلقا این را نفی نمی‌کند- بحث در این است که آیا زن حق دارد به خاطر همه چیزهای مطلوب و جالب و شیرینی که در بیرون از محیط خانواده برای او ممکن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بین ببرد؟ نقش مادری را؟ نقش همسری را؟ حق دارد یا نه؟ ما روی این نقش تکیه می‌کنیم. من می‌گویم مهمترین نقشی که یک زن در هرسطحی از علم و سواد و معلومات و تحقیق و معنویت می‌تواند ایفا کند، آن نقشی است که به عنوان یک مادر و به عنوان یک همسر می‌تواند ایفا کند؛ این از همه کارهای دیگر او مهمتر است؛ این، کاری است که غیر از زن، کس دیگری نمی‌تواند آن را انجام دهد. گیرم این زن، مسؤولیت مهم دیگری هم داشته باشد -داشته باشد- اما این مسؤولیت را باید مسؤولیت اول و مسؤولیت اصلی خودش بداند.
بقاء نوع بشر و رشد و بالندگی استعدادهای درونی انسان به این وابسته است؛ حفظ سلامت روحی جامعه به این وابسته است؛ مسکن و آرامش و طمأنینه در مقابل بیقراری‌ها و بی‌تابی‌ها و تلاطم‌ها به این وابسته است؛ این را نباید فراموش کنیم».(۲)

پی‌نوشت‌ها

۱-رهبر معظم انقلاب اسلامی، گفت و شنود به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س)، به تاریخ «۱۳۷۷/۷/۱۸»
۲-رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدار با گروهی از زنان نخبه در سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)، به تاریخ«۱۳۸۶/۴/۱۳»

منبع: مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت؛ (۱۳۸۹)، کارکردهای زن در خانواده، تهران، نشر مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، چاپ دوم.