رفاقت

نوشته‌ها

چطور با پدر و مادر خود رفیق شویم؟

آیا بهتر نیست با پدر و مادر خود دوست باشیم؟ مطالب آورده شده به شما کمک خواهد کرد که با پدر و مادر خود یک رابطه دوستانه برقرار کنید؟

۱- اگر شما دوست دارید آنها به حرف‌های شما گوش دهند، شما هم به حرف‌های آنها گوش کنید. احترام کردن احترام می‌آورد. به بهترین شکلی که می‌توانید با پدر و مادر خود رفتار کنید. با آنها طوری رفتار کنید که دوست دارید همان طور با شما رفتار کنند.

۲- با یکدیگر به فعالیت‌های دست جمعی بپردازید. همانطور که شما دوست دارید یک ورزش را با دوست جدید خود امتحان کنید چرا پدر و مادر خود را در سرگرمیتان شریک نکنید؟

۳- گاهی اوقات بچه‌ها به پدر مادرها به عنوان بانک، آشپز یا خدمتکار خانه نگاه می‌کنند. به جای آن که والدین شما همه کارها را انجام دهند، در وظایف سهیم شوید و مسئولیت‌هایی را نیز شما به عهده بگیرید.

۴- در فعالیت‌های فامیلی، از جمله تولدها و دید و بازدیدها شرکت کنید. انجام این کارها با هم باعث می‌شود روابط قویتر شود.

۵ -برای صمیمی‌تر شدن قسمتی از وقت خود را با آنها بگذرانید.

۶- اگر برای شما صحبت کردن درباره موضوعی راحت نیست، مودبانه به آنها اطلاع دهید.

۷- کارهای خاصی برای والدین خود انجام دهید. گاهی اوقات نشان دادن قدردانی متقابل، بهترین راه برای ایجاد و حفظ رابطه است.

۸- گفتگو کنید. اگر در مورد موضوعی از آنها ناراحت هستید یا دوست دارید تغییری داشته باشند با آنها گفتگو کنید.

۹- صادق باشید. گفتن حقیقت روشی است برای بدست آوردن اعتماد پدر و مادر. ممکن است شما وسوسه شوید و برای این که دچار مشکل نشوید، دروغ بگویید اما زمانی که والدین شما حقیقت را متوجه شوند، اوضاع بدتر خواهد شد. اگر شما به اشتباه خود اعتراف کنید و عذرخواهی کنید از عصبانیت آنها کاسته می‌شود. این بدین معنا نیست که کار اشتباهی نکنید بلکه مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرید.

منبع: نوجوان شاد

با چه کسانى دوست شویم؟

 یکى از حکماء دربارۀ شرائط انتخاب دوست به فرزندش چنین مى‌گوید:

فرزندم! اگر خواستى براى خود رفیقی انتخاب کنى، این شرائط را در نظر بگیر:

۱-رفاقت با او، مایه زینت تو باشد.

۲-اگر از او کمک خواستى، به تو کمک نماید.

۳-تو را در گفتارت راستگو بداند.

۴-اگر در جابى کم آوردى، کمبودت را جبران نماید.

۵-اگر دستت را براى چیزى به سوى او دراز کردی، او هم دستش را به طرف تو دراز کند.

۶-در مواقع نیاز اگر کمتر به او رسیدگى کردی، ناراحت نشده و آبروى تو را حفظ کند.

۷-اگر از تو نیکى و خوبى ببیند، آن را به حساب آورده و اگر شکستى در زندگى برایت پیش آمد، به یاریت بشتابد.

۸-در صورت تقاضا، به تو عطا کند، و اگر ساکت شدى و درخواستت را نگفتی، خودش ابتداءً این کار را انجام دهد.

۹-اگر حادثه ناگوارى برایت پیش آمد، کمک‌هاى او برایت کافى باشد.

۱۰-در صورت احتیاج به مال، تو را یارى کند.

بارى، رفاقت با افراد شریف و صاحب حسب و نَسب، باعث کامل شدن عقل و ادب انسان می‌شود؛ ولى دوستى با اشخاص پست و فرومایه، موجب لکه‌دار شدن شرافت و شخصیت انسان خواهد شد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)‌ فرموده‌اند:

«کسى که با صالحان و نیکان همنشین باشد، همانند عطر فروش است، اگر سودى برایت نداشته باشد، از بوى خوشش استفاده می‌کنی، اما کسى که با اشخاص فاسد همنشین است، همانند آهنگرى که در کنار کورۀ آتشین نشسته، اگر از شرارۀ آتش هم در امان بماند، از دود آن اذّیت خواهد شد.»

امام ششم(علیه السلام) نیز فرموده‌اند:

«برادران ایمانى و رفقاى خود را با دو صفت آزمایش کنید، پس اگر آن دو خصلت در آن‌ها بود، شایسته رفاقت و برادری هستند، وگرنه از آن‌ها دور شوید، دور شوید، دور شوید:

۱٫مواظبت او بر نمازهایش در اوقات فضیلت آن؛

۲٫نیکى به برادران ایمانى خود در سختی‌ها؛

منبع: کتاب آداب النفس؛ پدیدآور: محمد العیثانی؛ تصحیحِ سید کاظم موسوی میاموی؛ جلد اول، تهران: المکتبه المرتضویه، ۲۸۰ ص، عربی،

رفاقت و ملایمت در خانواده

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: کامل‌ترین مردم از جهت ایمان، خوش‌اخلاق‌ترین آنها می‌باشد. بهترین شما کسی است که نسبت به خانواده‌اش احسان کند. (بحارلانوار، ج۱۰۳، ص ۲۲۶) پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموند: هرگاه خداوند بخواهد به خانواده‌ای خیر برساند، گذر زندگی را بر آنان آسان کرده و اخلاق نیکو به آنها می‌دهد. (بحارالانوار، ج۷۱، ص ۳۹۴) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر کس از شما اخلاقش نیک‌تر، ایمانش بهتر. (نهج الفصاحه، ح۴۲۰، ص ۷۹). نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)می‌فرمایند: لبخندهای زن و شوهر به روی هم، به هنگام برخورد با یکدیگر و یا هنگام خداحافظی صدقه است و به اندازه انفاق فی سبیل الله ارزش دارد. کافی، ج۵، ص ۵۶۹

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: خوب‌ترین شما آن کسی است که با همسر خود نیکو رفتار کند. (مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص ۲۵۵) امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هر که با خانواده خود نیکوکار باشد، روزی‌اش زیاد می‌شود. (بحارالانوار، ج۶۶، ص ۴۰۷) امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:… هر کس با خانواده‌اش به نیکی رفتار کند، عمرش طولانی می‌گردد. (بحارالانوار، ج۶۹، ص ۳۸۵) امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: چهار خصلت اگر در فردی باشد دین او کامل شده، گناهانش پاک می‌شود و خداوند عزّوجلّ را در حالی که از او راضی است ملاقات می‌کند:

۱- کسی که وظیفه الهی‌اش را در مورد مردم انجام دهد.

۲- با مردم راستگو و صادق باشد.

۳- از انجام هر عملی که نزد خداوند ناخوشایند است، حیا کند.

۴- با خانواده‌اش خوش اخلاق باشد. (بحارالانوار، ج۶۹، ص ۳۸۵)

ظاهری شاد و چهره‌ای بشاش داشته باشید

در احادیث آمده است: “حزن انسان مؤمن، در دل اوست ولی چهره او بشاش است” اگر شما این گونه باشید، چهره‌تان پیام‌آور شادی و شادمانی است که امکان مسرت همسر رافراهم می‌سازد(خانواده شاد و بانشاط، ص ۱۹۸). علی (علیه السلام) فرمودند: با اخلاق خوش است که زندگی خوش و خرم می‌شود.(میزان الحکمه، ج۹، ص ۴۲۴۲) امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: از هر خانواده‌ای که نرمی و ملایمت دور شد، خیر از آنها دور می‌شود. (کافی، ج۲، ص ۱۱۹) امام سجاد (علیه السلام) فرمود: محبوبترین شما نزد خداوند، نیکوکارترین و بهترینتان در عمل است… و نزدیکترین شما به خداوند، خوش‌خلق‌ترین شما است و آن که بیش از همه خداوند از او خشنود است آن کسی است که بیش از همه رفاه بیشتری برای خانواده‌اش فراهم کند. (بحارالانوار، ج۷۸، ص ۱۳۶).

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: مردی که بر بداخلاقی زنش [به خاطر خدا] صبر کند، خداوند به ازای هر صبری، ثوابی مانند اجر صبر ایوب بربلایی که به او رسید عطا می‌کند. (بحارالانوار، ج۷، ص ۲۱۶). حضرت علی (علیه السلام) در تمام حالات با همسران مدارا کنید. (وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۱۸۰) امام صادق (علیه السلام) فرمود: در ارتباط بین زن و شوهر، مرد نیازمند سه چیز می‌باشد: مدارا، خوش‌رفتاری و خوش اخلاقی با زن، تا محبت و علاقه زن را جلب نماید. به دست آوردن قلب او با پیراستن ظاهرش در مقابل دیدگان او و گشاده دستی با وی. زن نیز در روابط خود با همسرش بی نیاز از سه ویژگی نیست: خود را از هر پلیدی دور نگه دارد تا آنجایی که شوهرش در هر حالتی خوش یا ناخوش، به وی اطمینان کند، متعهد بودن زن تا به هنگام خطا شوهر به او توجه نماید. اظهار عشق و علاقه به همسر، ظاهری جذاب در برابر دیدگان او. (بحارالانوار، ج۲۴، ص ۹۷). حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: چیزی به اندازه سخاوت و مدارا و خوش خلقی محبت را به وجود نمی‌آورد. (غررالحکم، ص ۲۴۴) امیرالمومنین علی (علیه السلام) می‌فرماید: کسی که رفق و مدارا به کار گیرد، روزی فراوان بدست می‌آورد. (غررالحکم، ص۲۴۴).

اگر دیدید که همسرتان یک نقطه عیبی دارد- هیچ انسانی بی عیب نیست- و مجبورید او را تحمل کنید، تحمل کنید، که او همزمان، دارد یک عیبی از شما را تحمل می‌کند. آدم عیب خودش را که نمی‌فهمد، عیب دیگری را می‌فهمد. پس بنا را بگذارید بر تحمل، اگر چنانچه قابل اصلاح است، او را اصلاح کنید. اگر دیدید کاری نمی‌شود کرد، با او بسازید. (مطلع عشق، ص ۹۱)، خطبه عقد رهبر فرزانه انقلاب، مورخه ۱۳۷۸/۴/۹ از هرچیزی که محیط خانواده را متشنج و دچار افسردگی و هیجانهای بی مورد نماید، اجتناب کنید. هم زن و هم مرد بنا را برسازش و همزیستی و همراهی بگذراند. (مطلع عشق، ص )۳۱، خطبه عقد رهبر فرزانه انقلاب، مورخه ۱۳۷۶/۹/۶٫

وقتی می‌گوییم تفاهم، معنای آن این نیست که هر فهمی ما داشتیم آن را بر زندگی تحمیل کنیم و اسمش را تفاهم بگذاریم. بر اساس اصولی که قرآن کریم و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیه السلام) برای ما ترسیم کرده اند، ما باید به یک فهم مشترک و در نتیجه به یک عمل مشترک برسیم و راه آن این است که گاهی ما از خواسته خودمان بگذریم و به خواسته همسرمان تن دهیم و گاهی او از خواسته خود بگذرد و به خواسته ما تن دهد. این معنای سازگاری، رفاقت و تفاهم است. (خانواده ی پویا، ج۶، ص ۴۴). به نقل از حجه السلام حسینی مشکل اشخاص تند خو آن است که به سبب مقصر ندانستن خود به اصلاح خویش نمی‌پردازند. آنها همواره تقصیر را به گردن دیگران می‌اندازند و در برابر نصیحت های خیرخواهانه دیگران نیز گوش شنوا ندارند. دینداری و رضامندی خانوادگی، مجتبی حیدری، ص ۱۲۱ ضعف اعصاب ها، غصه ها، نگرانی‌ها، کینه‌توزی‌ها، و… همه به خاطر آن است که در گفتار، کردار ونیت هایمان، محرک ما خدا نیست. دینداری و رضامندی خانوادگی، (مجتبی حیدری، ص۷۷).

منصف باشیم

چقدر عالی و شیرین است زندگی خانواده‌ای که شوهر نسبت به همسر و زن نسبت به شوهر، پدر و مادر نسبت به فرزند، فرزند نسبت به پدر و مادر انصاف را رعایت کنند و هرکدام در هر برنامه ای، آنچه را برای خود نمی‌پسندد، برای طرف خود هم نپسندد. این طور نباشد، که استراحت و راحتی فقط برای مرد و فرزندان خانه، و تمام زحمات و مشقات بدوش زن باشد، این گونه نباشد که زن و شوهری جان بکنند و بچه ها بخورند و بخوابند و طلبکار هم باشند، همه نسبت به هم اهل انصاف و دادگری و عدالت و خدمت بوده و در تمام کارهای خانه به هم کمک کنند تا بخشی از سعادت آنان تامین شود، از هجوم شقاوت درامان بمانند. (نظام خانواده در اسلام، حجه السلام حسین انصاریان، ص ۵۱۴).

یک راه حل

هر موضوعی را که موجب اوقات تلخی شما می‌شود، روی یک تکه کاغذ یاداشت کنید. در موقع ناراحتی، گله خود را اظهار نکنید. وقتی که شما و همسرتان در آرامش روحی هستید، آن وقت شکایات را بیرون بیاورید و پیش خود بخوانید. بیشتر گله ها و شکایات به قدری در نظر شما کوچک و ناچیز جلوه خواهد کرد که از مطرح کردن آن خجالت می‌کشید و یادداشت را پاره کرده و به دور می‌اندازید؛ امّا وقتی درباره ی گله های عمده با همسرتان صحبت می‌کنید، سعی نماید که عاقل، متین و منطقی باشید. بدون شک شکایات شما با همکاری و علاقه دو جانبه از بین خواهد رفت. (آیین همسرداری؛ دورتی کارنگی ترجمه مهستی شهلایی)

منبع: دفتر دوم؛ همسرداری کلبه ی مهر ص ۱۵۵

راسخون

اخلاق معاشرت(۲)

«زیارت» برادران دینى رفتن و «دیدار مؤمنان»، مورد سفارش اولیاء دین است که هم رابطه‏‌هاى درونى آحاد امّت را استوارتر مى‏‌سازد، هم محبّت‌ها را مى‏‌افزاید و هم کدورت‌ها را مى‌ زداید و هم خدا و رسول را خوشحال مى‌سازد…

دید و بازدید

آنچه روحیه‏‌ها را شاداب و زندگی‌ها را باصفا مى‏‌سازد، «دیدار» است. چه دیدارهاى دوستانه، چه خویشاوندانه! به ویژه اگر در دیدارها، سخنان دلنشین گفته شود و خاطرات شیرین و همفکرى در مسیر گشایش مشکلات.

«زیارت»

برادران دینى رفتن و «دیدار مؤمنان»، مورد سفارش اولیاء دین است؛ که هم رابطه‏‌هاى درونى آحاد امّت را استوارتر مى‌سازد، هم محبّت‌ها را مى‏‌افزاید و هم کدورت‌ها را مى‏‌زداید و هم خدا و رسول را خوشحال مى‏‌سازد؛ و چه کار نیکى بهتر از این؟ …

بجاست که این‏ گونه دیدارها به خاطر خدا و با انگیزه خلوص و عمل به سنّت دین باشد، نه روى طمع‌هاى دنیوى و انگیزه‏‌هاى مادّى و سودگرایانه و سوداگرایانه!

محتواى دیدارها

گاهى رفت و آمدها و زیارت‌ها، به جاى سودمندى، زیانبار است و به جاى آن که بهره تربیتى یا پاداش اخروى داشته باشد، محصولى جز افزایش گناه یا هدر رفتن فرصت‌ها ندارد. هوشیاران مى‏‌کوشند از همه دیدارها سود ببرند و از تباهى فرصت، جلوگیرى کنند. باید با «حصارشکنى»، خود و زندگى خود را از انزوا درآورد و روحیه جمعى و تعاون و همزیستى را تقویت کرد. آنان که پاى خود و خانواده خود را از رفت و آمد با افراد با ایمان و خانواده‏‌هاى شریف و بافرهنگ مى‏‌برند، راه خیر را به روى خود مى‏‌بندند. مگر نه این که این‏ گونه انزواها، حالتى از یأس براى انسان پدید مى‏‌آورد و افسرده مى‏‌سازد و نشاط از چنین زندگی‌هایى رخت برمى‏‌بندد؟!

امام صادق(علیه السلام) به اصحاب خویش سفارش مى‏‌فرمود: «تَزاوَرُوا و تلاقوا و تَذاکروا اَمْرَنا وَ اَحْیُوهُ»؛(۱)

«به دیدار و ملاقات یکدیگر بروید و «امر» ما را یاد کنید و به یاد هم آرید و آن را زنده نگهدارید.»

این حدیث، محتواى سازنده و تربیتى و جهت‌‏دار و هدفدار بودن دیدارها را تبیین مى‏‌کند.

ملاقات‌هایى که شیعیان اهل بیت داشتند، محتوایى مکتبى داشت و به توصیه امام، مى‌بایست در راستاى «احیاى امر» و زنده نگهداشتن مرام و مکتب و فلسفه سیاسى امامت شد، تا «امّت»، روح و جان یابد و به بیراهه نیفتد.

بهره‏‌هاى دیدار

مناسب است در سایه ملاقات‌ها و دید و بازدیدها، خانواده‏‌ها و افراد، از دردها و مشکلات یکدیگر آگاه شوند و در حدّ توان، در رفع آنها بکوشند. مشورت و همدلى و همدردى، گوشه‏‌اى از این بهره‏‌ها است. تشریک مساعى در حلّ معضلات و رسیدگى به نیازمندان، گوشه‏‌اى دیگر.

«خیثمه» مى‏ گوید: خدمت حضرت امام باقر(علیه السلام) رسیدم تا با آن حضرت خداحافظى کنم. امام فرمود: «اى خیثمه! هر کدام از دوستان و هواداران ما را دیدى، سلام ما را به آنان برسان و آنان را به تقواى الهى توصیه کن و سفارش کن که توانگرانشان به فقیران سر بزنند، توانمندان به ناتوانان سرکشى کنند، زندگان در تشییع جنازه مردگان شرکت کنند، در خانه‏‌هاى هم، یکدیگر را دیدار کنند. این‏ گونه دیدارها، سبب احیاء امر ما (خطّ ولایت و رهبرى اهل بیت) مى‏‌گردد.»(۲)

اگر دیدارها، چنین برکت‌هایى نداشته باشد، جز اتلاف وقت و سرمایه چیزى نیست! وقتى جمعى دور هم مى‏‌نشینند و ساعاتى را به صحبت مى‏‌گذرانند، در جمع‏ بندى پایانى، اگر دیدند از آن همه صحبت، چیزى نه در یاد مانده، نه سودى به کف آمده، دریغ از آن اتلاف فرصت! امّا اگر بحث‌هاى علمى و اجتماعى، به روشنگرى افکار کمک کند، نقل خاطرات و سرگذشت‌ها، براى دیگران عبرت‏‌آموز و راهگشا باشد، بازگویى حالات دیگران، حسّ همدردى و کمک‌رسانى را تقویت کند، اینجاست که ملاقات، به بهره‏‌ورى رسیده است.

زیارت مؤمن

در یک جامعه ایمانى، همبستگى اهل ایمان ضرورى است. این پیوند، در سایه دیدارها پدید مى‌آید و استحکام مى‌یابد. در روایات، بابى تحت عنوان «زیاره المؤمن» است که به این‏ گونه دیدارها تأکید دارد. امام صادق(علیه السلام) فرموده است:

«ما زارَ مسلمٌ اَخاهُ المسلمَ فی اللّه‏ِ وَ للّه‏ِ الاّ ناداهُ اللّه‏ُ عزّ و جلّ: ایّها الزّائرُ طِبْتَ وَ طابَتْ لَکَ الجنّهُ»(۳)

«هیچ مسلمانى برادر دینى‌اش را در راه خدا و براى خدا زیارت نمى‏‌کند، مگر آن که خداى متعال به او ندا مى‌دهد:‌ اى دیدارکننده! خوش به حالت، بهشت براى تو سزاوار و گوارا باد!»

در این دیدارها، دو رکن وجود دارد: دیدارکننده و دیدارشده (زائر و مَزور). آن که پیشقدم در زیارت مى‌شود، فضیلت بیشترى دارد و پاداشى افزونتر. این سخن پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمود:

«الزّائر اَخاهُ المسلم اَعْظَمُ اَجْرا مِنَ المَزُور.»(۴)

«آن که برادر مؤمن خود را دیدار مى‌کند، پاداشى بزرگتر از شخصِ دیدارشده دارد.»

آنان که «کار» را بهانه کاستن از دیدارها و صله‏ رحم‌ها و رفت و آمدها مى‏‌کنند، باید خود اینها را هم کار به حساب آورند، بلکه از بهترین کارها. این، اقتدا به سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است. در حدیث است: هرگاه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) یکى از مسلمانان را سه روز نمى‏‌دید، از حال او مى‌پرسید. در پاسخ سؤال پیامبر، اگر مى‌‏گفتند که غایب است (مثلاً سفر رفته) برایش دعا مى‏‌کرد. اگر حاضر بود، به دیدارش مى‏‌رفت و اگر بیمار بود، به عیادتش مى‏‌شتافت.(۵)

دیدار حضورى

برخى به هر دلیل، عیادت و زیارت و احوالپرسى‌شان «غیر حضورى» است. مى‏‌کوشند تا از طریق این و آن، یا از راه تلفن و نامه، احوالپرسى کنند و تماس داشته باشند. گرچه از این رهگذر، «کسب اطّلاع» مى‏‌توان کرد؛ ولى دیدار رویاروى و نشست و گفتگوى چهره به چهره، حلاوت و برکتى دیگر دارد. در احادیث، عنوانِ «تزاور» و «ملاقات» مطرح است. البته احوالپرسى تلفنى هم خیلى خوب است و نوعى صله‏ رحم محسوب مى‌ شود، ولى جاى «دیدار حضورى» را پر نمى‌کند. نامه نوشتن به اقوام و دوستان، نیکو است، امّا بار سفر بستن و حضورا خدمت پدر و مادر و بستگان و آشنایان رسیدن و آنان را شاد کردن، ثوابى مضاعف و تأثیرى افزون‌تر دارد. مى‏ گویید نه؟ امتحان کنید! شما خودتان از دیدار چهره برادر یا فرزند یا دوست، بیشتر خوشحال مى‌شوید ـ اگر از سفر آیند ـ یا از شنیدن صدایشان از آن سوى سیم‌هاى مخابرات؟ تازه، این خودش نشان محبّت بیشتر و صمیمیّت و یکدلى در رابطه‏‌ها است.

اگر هنگام درگذشت یکى از اقوام، از دوستان و آشنایانتان کسى تلگراف تسلیت بفرستد، یا آن که از شهر و محله خود پیش شما آمده، از نزدیک در غمتان شریک شود و در مراسمتان شرکت کند، کدام یک را صمیمى‏‌تر مى‏‌یابید؟ رفت و آمد خودتان با دیگران نیز چنین است. هرگز به تلفن و نامه، قناعت نکنید و «صدا» و «دست‌خط» و «عکس» را به جاى دیدار حضورى ننشانید.

«اُویس قرنى» را شنیده‏ اید که از مادر اجازه گرفت و از «یمن» به «مدینه» آمد، تا محبوبش، محمد مصطفى(صلی الله علیه و آله و سلم) را یک بار ببیند و برگردد … و چنان شد که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:  من بوى بهشت را از سوى قَرَن مى‏‌شنوم، چه بسیار مشتاق تو هستم،‌ اى اویس قرن!

«تَفُوحُ روایحُ الجنّهِ مِن قِبَلِ قَرَن، واشوقاه الیکَ یا اویسَ القَرَن!»(۶)

در همین دیدارهاى حضورى است که نشاط خاطر و بهره‏‌ورى از تجارب و سخنان نهفته است.

امام هادى(علیه السلام) فرموده است: «مُلاقاهُ الاِخوان نَشْرَهٌ وَ تلقیحُ العَقْلِ وَ اِنْ کانَ نَزْرا قَلیلاً»(۷)

«دیدار برادران، سبب انبساط خاطر و بارورى اندیشه است، هر چند کوتاه و اندک باشد.»

با این همه آثار و برکات، دیگر چه جاى درنگ و بهانه‏‌جویى و عذرتراشى براى ترک مراوده و رفت و آمد؟! براى این‏ گونه دیدارها، باید در پى بهانه بود و هر فرصتى را مغتنم شمرد، … البتّه تا حدّى که به مزاحمت نیانجامد و موجب اتلاف وقت دیگرى نشود.

وقتى کسى از مسافرت برمى‌گردد، یا خداوند به کسى فرزندى عنایت مى‌کند، یا ازدواجى صورت مى‌گیرد، یا خانه جدیدى خریدارى مى‌شود، یا خداى ناکرده بیمارى و کسالتى براى کسى پیش مى‌آید، اینها همه بهانه «تجدید عهد» و دیدار حضورى است. حتّى اگر او هم مهمانى ندهد، ولى در صورت فراهم بودن شرایط، رفتن به دیدار و گفتنِ خوشامدى، تهنیتى، تبریکى، تسلیتى، خدا شفا دهدى، چشم روشنى و … مناسب است و این «دیدارها، مایه تحکیم دوستی‌ها است.»

پیامبر رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «الزّیارهُ تُنْبِتُ المودَّهَ»(۸)

«دیدار، دوستى‌آور است.»

دیدار کریمانه

چه خوب که در دیدارها، قصد قربت کنید و اینها را به حساب خدا بگذارید. اگر معامله و سودا هم مى‌کنید، با خدا سودا کنید، تا اجر ببرید. نگویید: من چند بار رفته‌ام، آنها نیامده‌اند، نوبتى هم که باشد، حالا نوبت آنها است. در بهره‌ورى از ثواب و پاداش الهى که نباید این‏ گونه محاسبات را به میان کشید. درست است که هر «دید»ى، «بازدید»ى دارد و هر سلامى، علیکى و هر نامه‏‌اى جوابى! ولى گاهى هم باید کریمانه و بزرگوارانه برخورد کرد.

دیدار مؤمن، دیدار خدا است و چقدر ثواب دارد. در حدیث قدسى آمده است که خداوند مى‏ فرماید:

«اَیّما مُسلِمٍ زارَ مُسلما فَلَیْسَ ایّاهُ زارَ، اِیّاىَ زارَ وَ ثوابُهُ عَلىَّ اَلجَنَّهُ».(۹)

«هر مسلمانى که به دیدار مسلمانى برود، او را نه، بلکه مرا زیارت کرده است و پاداش او بر عهده من، بهشت است.

چه چیزى بالاتر از این؟ دیدار مؤمن، همپاى دیدار خدا!».

از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) روایت است: «هر مؤمنى که به قصد دیدار مؤمن دیگر بیرون رود و او را همراه با معرفت به حقوقش زیارت کند، به پاداش هر گامش در این راه، خداوند حسنه‏‌اى براى او مى‌‏نویسد و سیّئه‏‌اى از او محو مى‏‌کند و درجه‏‌اى مى‏‌افزاید. چون در بزند، درهاى آسمان به رویش باز مى‏‌شود و چون با یکدیگر ملاقات و مصافحه و معانقه کنند، خداى متعال رو به فرشتگان کرده و مباهات مى‏‌کند که: دو بنده‏‌ام را بنگرید! به خاطر من با هم دوستى و دیدار مى‏‌کنند. بر من است که از این پس از عذاب، مصونشان دارم. و چون برگردد، فرشتگان بدرقه‏‌اش مى‏‌کنند و اگر تا شبِ بعد، از دنیا برود، از حساب، معاف مى‏‌شود …»(۱۰)

وقتى دیدارها این همه فضیلت و ثواب و آثار دنیوى و اخروى دارد، چه محرومند آنان که به بهانه‏‌هاى مختلف یا لجاجت‌ها و اندیشه‏‌هاى کودکانه و حقیرانه، با هم قهر یا ترک رفت و آمد مى‏‌کنند و درهاى برکت را به روى خویش مى‏ بندند! گرماى دلها در سایه دیدارهاى صمیمانه و معاشرت‌هاى مخلصانه و آمیخته به صداقت و مودّت است.

کانون زندگى و خانواده‏‌ها را گرم‌تر کنیم، با معاشرت و مودّت و دیدار ….

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها
 
۱ـ اصول کافى، ج۲، ص۱۷۵٫
۲ـ همان.
۳ـ همان، ص۱۷۷، حدیث۱۰٫
۴ـ میزان‏‌الحکمه، ج۴، ص۲۹۷٫
۵ـ مکارم‏‌الأخلاق، ص۱۹٫
۶ـ سفینه‏‌البحار، ج۱، ص۵۳٫
۷ـ میزان‌‏الحکمه، ج۴، ص۲۹۸٫
۸ـ سفینه‏‌البحار، ج۱، ص۵۶۷٫
۹ـ همان.
۱۰ـ همان.

نویسنده: جواد محدثى

منبع: پیام زن؛ شماره ۶۲